امیر المومنین (ع) و نشانه های ظهور_علائم خروج دجال

0

نزال بن سبره نقل مى كند كه (حضرت اميرالمؤ منين) على بن ابى طالب عليه السّلام خطبه مى خواندند. پس از حمد و ثناى الهى سه بار فرمودند: (( سلونى قبل ان تفقدونى)). پس، صعصعة بن صوحان برخاست و عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ! دجال كى خروج مى كند؟ فرمودند: خداوند سخنت را شنيد و از آنچه اراده كرده اى آگاه است . و قسم به خدا كه سؤ ال شونده داناتر از سؤ ال كننده نيست (مگر آنچه را كه خداوند تفضل فرموده است .) براى خروج دجال علائم و نشانه هايى است كه يكى از بعد ديگرى واقع مى شود، البته پى درپى و طابق النعل بالنعال و اگر بخواهى براى تو بيان مى كنم . صعصعة عرض كرد: بفرماييد، يا اميرالمؤ منين !

 

اميرالمؤ منين عليه السّلام فرمودند: مطالبى كه مى گويم به خاطر بسپار و بدان كه علائم خروج دجال به شرح زير است:

1. مردم نماز را ترك مى كنند و در ميان مردم مى ميرد (كنايه از اعراض مردم و بى تفاوت بودن در مقابل اين دستور حياتى است).

2. امانتها را ضايع مى كنند (ديديم كه چطور قرآن و خاندان رسالت را كه امانت بزرگى الهى بودند به دست فراموشى سپردند و جامعه اسلامى را به تباهى كشاندند).

3. دروغ گفتن را حلال مى شمارند (تحت عنوان سياست اجتماعى و غيره).

4. ربا خوردن يكى از كارهاى معمولى جامعه مى شود.

5. رشوه خوارى در ميان مردم رواج پيدا مى كند.

6. ساختمانها را محكم مى سازند (از بتون و آهن و سنگ ساخته مى شود).

7. دين را به دنيا مى فروشند (يعنى براى دست يافتن به دنيا و نعمتهاى زودگذر آن از ارتكاب هيچ گناهى باك ندارند).

8. نابخرادان و مردم كم عقل را بر كارها مى گمارند.

9. زنان را در كارهاى اجتماعى و شخصى طرف مشورت قرار مى دهند.

10. قطع صله ارحام مى كنند و از خويشاوندان فاصله مى گيرند (مخصوصا خانواده هاى فقير و بى بضاعت).

11. در كارهاى زندگى از هوى و هوس پيروى مى كنند (با منطق ((دلم مى خواهد)) خود را قانع مى كنند).

12. در كشتار و خونريزى بيباك هستند (كه امروزه شاهد آن هستيم.

13. بردبارى و حلم را به حساب ضعف و ناتوانى مى گذارند.

14. ظلم و بيدادگرى را مايه مباهات و فخر قرار مى دهند.

15. زمامداران در آن زمان از فاسقان و فاجران (گناهكاران)اند (و مردم با وجود ديدن فسق آنها ساكت هستند بلكه ياريشان مى كنند).

16. وزيران دولتها ستمگران جامعه هستند (كه با تكيه به مقام وزارت از هر ظلمى باك نخواهند داشت).

17. عارفان و مدعيان مقام تهذيب نفس و تقوا خيانتكارانند (به عقايد و افكار مردم خيانت مى كنند).

18. قاريان قرآن از افراد فاسق اند.

19. شهادت دادن بر اساس زور به وجود مى آيد (يعنى از قدرتهاى فردى و اجتماعى سوء استفاده مى شود و مردم را وادار مى كنند كه به نفع آنها شهادتهاى دروغين بدهند).

20. گناهان علنى شده، حيا و شرم از ميان برداشته مى شود (مانند تشكيل مجالس علنى از زن و مرد و پهن كردن بساط ميگسارى و اعمال زشت جنسى، رقصهاى دسته جمعى از زن و مرد و برپا داشتن مجالس قمار و…).

21. بهتان و برخلاف واقع گويى نسبت به مردم رايج مى شود.

22. سركشى و طغيان و بدرفتارى علنى مى شود.

23. قرآنها را با چاپهاى زرين و جلدهاى زركوب در اختيار مردم قرار مى دهند (در صورتى كه از عمل كردن به احكام و قوانين قرآن در ميان آن مردم خبرى نيست بلكه درست بر خلاف آنچه مى فرمايد عمل مى كنند).

24. مساجد را از لحاظ ساختمان مزين مى سازند (در صورتى كه از محتواى آن يعنى تقوا خبرى نيست).

25. مناره هاى مساجد را بسيار مرتفع مى سازند (كه از راه دور توجه بينندگان را جلب مى كند) اما از دورن – يعنى تقوا – خالى است.

26. اشرار و مردم دور از خدا و معنويت در جامعه محترم هستند.

27. مردم در راه باطل و تقويت و پشتيبانى از اشرار صفوف فشرده خواهند داشت.

28. در كارهاى فردى و اجتماعى هواهاى نفسانى مختلف است و هر دسته يك راه براى خودش انتخاب مى كند.

29. پيمان شكنى رايج مى شود و وعده الهى نزديك مى گردد.

30. زنان با مردانشان به جهت حرص به دنيا در كار تجارت شركت مى كنند.

31. صداى فساق برخيزد و به آنها گوش فرا داده شود (مورد توجه و مقبول ديگران باشند).

32. زعيم و حاكم بر آن مردم رذل ترين افراد جامعه است (فاقد تمام صفتهاى خوب).

33. مردم از بدكاران و فاسقان مى ترسند (از شر آنها در امان نيستند).

34. دروغگويان از طرف مردم به عنوان راستگو تاءييد مى شوند (مانند دروغهاى سياستمداران كه پيوسته در مجامع مورد تاءييد مردم قرار مى گيرد).

35. خيانتكاران به عنوان امين مردم و پرچمدار امانت معرفى مى شوند (نظير انتخاباتى كه در سرتاسر جهان صورت مى گيرد، مانند انتخاب ريئس جمهورها، نخست وزيرها، يا نمايندگان مجلس كه به عنوان امين اجتماع انتخاب مى شوند، در صورتى كه از اول اكثرا كار اين دسته خيانت به امانتهاى مردم بوده است).

36. هنر پيشه هاى آوازه خوان تربيت مى شوند.

37. مردم گذشتگان را لعنت مى كنند.

38. زنها سوار بر زينها مى شوند (اسب سوارى، رانندگى و امثال اينها).

39. مردان از نظر لباس و قيافه شباهت به زنها پيدا مى كنند و نيز زنان شبيه به مردها مى شوند (بطوريكه انسان گاه دچار ترديد مى شود كه اين زن است يا مرد – بكرات اتفاق افتاده است-.)

40. بى آنكه از افراد شهادت بخواهند براى خوشايند اهل دنيا خود را به عنوان شاهد معرفى مى كنند.

41. احكام و علوم دين را براى دنيا مى آموزند و اعمال دنيوى را بر كارهاى مربوط به آخرت ترجيح مى دهند. بر دلهاى گرگ صفتشان جامه ميش مى پوشند، قلبهاى آنها آكنده از كثافت است بطوريكه از هر مردارى گنديده تر است.

 

بحارالانوار ج52،ص193

 

 764 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید