رمز گشایی از برنامه دجال (2020) : I, Pet Goat 2.99 (بخش نهم و دهم)

6

بسم الله الرحمن الرحیم

در سکانس بعد، ملاحظه می گردد که یک ساختمانی با ظاهری بی شرمانه و به صورت یک انسان دراز کشیده به پشت، با آلت برجسته، در تاریکی واقع شده است.

 

 ناگهان سقف آسمان به صورت مارپیچی باز شده و دستی از سقف به سمت ساختمان مذکور، بیرون می آید و از روزنه کنار دست، نور ایلومیناتی بر فضای مذکور می تابد.

 

در مرتفع ترین بخش ساختمان مذکور، پنجره ای کوچک، شبیه به پنجره زندان ملاحظه می گردد که در کنار آن، نور چشمک زن قرمز به شکل قلب، رویت می گردد.

 

بر بالای این زندان، صلیبی تعبیه شده و در پشت پنجره زندان، چهره پیرزنی برهنه، سالخورده و فرتوت، ملاحظه می گردد.

 

در ادامه ملاحظه می گردد که با تابش نور ایلومیناتی بر پنجره های زندان  و سپس دیواره های آن، پیرزن ابتدا وحشت می کند و عصا زنان به عقب فرار می نماید.

 

سپس، مشاهده می شود که دیوارهای زندان که بر روی آن چوبخط های فراوانی نقش بسته است، کم کم فرو می ریزد و به تدریج، تخریب می شود. در همین حال، ناگهان ملاحظه می گردد که پیرزن از یائسگی خارج شده، و خون قاعدگی از وی تراوش می کند.

 

این سکانس نیز، یکی از پیچیده ترین سکانس های انیمیشن بوده، و نیاز به تحلیل بیشتر، در چندین لایه دارد. در لایه اول تحلیل این سکانس از انیمیشن، مشخص می گردد که این سکانس به موضوع بی بند و باری جنسی اشاره می نماید. شکل ساختمان زندان که شبیه آلت تناسلی مردانه بوده، و نیز برهنگی پیرزن زندانی، موید این ادعا است.

 

در لایه دوم تحلیل این انیمیشن، قلب قرمز چشمک زن، نقش مهمی بازی می کند.

 

 قلب قرمز چشمک زن در کنار پنجره زندان، از یک سو به قلب ضد مسیح یا دجال اشاره می کند. چرا که همان گونه که ذکر شد، قلب به تصویر کشیده شده در سکانس کلاس درس، آنومالی داشته و غیر طبیعی بوده است. بنابراین در این سکانس نیز، قلب قرمز، معنای متضاد قلب مقدس داشته، و به مفهوم قلب شیطانی و قلب Antichrist است.

 

 از سوی دیگر، رنگ قرمز چشمک زن، در بسیاری از شهرهای اروپایی و آمریکایی، نماد فاحشه خانه ها و محل فعالیت زنان روسپی است و با عنوان « منطقه نور قرمز » یا « Red Light District » شناخته می شود. برای مثال یکی از نواحی شناخته شده در این زمینه، منطقه « Red Light District » شهر آمستردام هلند است که در این منطقه، روسپی خانه های متعدد در کنار یکدیگر وجود دارند. در این سکانس از انیمیشن نیز، رنگ قرمز چشمک زن کنار پنجره زندان، به این معنا است که فردی که در داخل زندان قرار دارد، فردی روسپی و بدکاره است.

 

در لایه سوم تحلیل این سکانس، باید به چوبخط های روی دیوار زندان اشاره کرد.

 

این چوب خط ها نشان می دهند که این زن بدکاره، سالیان سال است که زندانی است و عصای دست وی و نیز، چهره پیر و فرتوت وی نیز، نشان از زندانی بودن در مدت طولانی دارد.

 

در لایه چهارم تحلیل این سکانس از انیمیشن، باید به این نکته اشاره نمود که این بخش، به ماجرای « فاحشه بابل » یا « Whore of Babylon » در مکاشفات یوحنا اشاره دارد.

 

در خصوص فاحشه بابل در بخش 17 از مکاشفات یوحنا در انجیل، چنین آمده است: « آنگاه يكی از آن هفت فرشته كه بلاها را بر روی زمين ريخته بود، نزد من آمد و گفت: « همراه من بيا تا به تو نشان دهم كه بر سر آن فاحشه‌ معروف كه بر آبهای دنيا نشسته است، چه خواهد آمد، زيرا پادشاهان دنيا با او زنا كرده‌اند و مردم دنيا از شراب زنای او سرمست شده‌اند.» روح خدا مرا در خود فرو گرفت و فرشته مرا به بيابان برد. در آنجا زنی را ديدم كه بر روی يک حيوان سرخ رنگ نشسته بود. حيوان، هفت سر و ده شاخ داشت، و بر روی بدنش، شعارهای كفرآميزی نسبت به خدا نوشته شده بود. لباس زن، سرخ و ارغوانی، و جواهرات او از طلا و سنگهای قيمتی و مرواريد بود و در دستش يک جام طلايی داشت كه پر بود از فساد و زنا. بر پيشانی او اين اسم مرموز نوشته شده بود: « بابل بزرگ، مادر فاحشه‌ها و فساد دنيا. » در اين لحظه، متوجه شدم كه آن زن مست است؛ او سرمست از خون خلق خدا و شهدای عيسی بود. من با ترس و وحشت به او خيره شدم. فرشته پرسيد: چرا متعجب شدی؟ من به تو خواهم گفت كه اين زن كيست و آن حيوان كه اين زن سوارش شده، چه كسی است. زمانی در بدن آن حيوان، رمقی بود، ولی حالا ديگر نيست. با وجود اين، از چاه بی‌انتها به زودی بالا می‌آيد و در فنای ابدی فرو خواهد رفت. مردم دنيا، غير از كسانی كه نامشان در دفتر حيات نوشته شده بود، وقتی حيوان پس از مرگ، دوباره ظاهر شود، مات و مبهوت خواهند ماند. »

 

در بین بسیاری از فرقه های مسیحی، این اعتقاد وجود دارد که در آخرالزمان، مجدداً فاحشه بابل، آزاد شده، و به فساد و فحشا می پردازد. به نظر می رسد که در این سکانس از انیمیشن نیز، آزاد شدن این پیرزن زندانی مسن که انواع نمادهای شهوت و بی بند و باری در وی ملاحظه می گردد، به مفهوم آزاد شدن « فاحشه بابل در آخرالزمان »، به کمک ایلومیناتی است. چرا که نور ایلومیناتی پس از تابیدن به زندان، موجب خرابی دیوارهای زندان می گردد. همچنین آغاز مجدد قاعدگی در این پیرزن یائسه نیز، به مفهوم فعال شدن و جوانی مجدد وی است. بدین ترتیب، المان های متعدد این سکانس، موید ارتباط این سکانس از انیمیشن با « فاحشه بابل » و فعال شدن مجدد وی در آخرالزمان، به کمک ایلومیناتی می باشد.

 

در لایه پنجم تحلیل این سکانس انیمیشن، تلاش شده است تا به صورت رمزی و پنهان، توجه مخاطبان ماسونی و ایلومیناتی، به مصداق « فاحشه بابل » در عصر هزاره سوم، جلب شود و مصداق « فاحشه بابل » در این عصر نیز، کسی نیست بجز خواننده فاسد، منحرف و کابالیست آمریکایی، « مدونا »! در واقع « مدونا » مصداق بارز « فاحشه بابل » در عصر هزاره سوم میلادی است.

 

این خواننده زن، در ارتکاب فساد و فحشا، خطوط قرمز متعدد را رد کرده، و حتی تا امروز نیز که 61 ساله شده است، به فحشا و روابط نامشروع متعدد خارج از دایره ازدواج، مبادرت ورزیده و حتی به صورت بی شرمانه ای، در برنامه های تلویزیونی، به این اعمال شنیع، با دیده افتخار نگریسته است و کماکان بر ارتکاب این امور ناشایست، پافشاری می نماید.

 

مدونا همچنین کابالیست بوده و روابط گسترده ای با سیاستمداران صهیونیست دنیا داشته و در کنار اباحه گری اخلاقی، در گسترش مفاهیم شیطانی نیز، همت گماشته است.

 

بدین ترتیب، مدونا بارزترین مصداق فاحشه بابل است که در آخرالزمان به گسترش فساد و تباهی می پردازد و علاوه بر ارتکاب اعمال ناشایست، و روابط جنسی نامشروع، با استفاده از ابزارهای رسانه ای، پیام های پلید، و آلودگی های اخلاقی خود را از طریق رسانه، در میان جوانان، منتشر نموده و آنان را نیز به فساد و بی بند و باری تشویق می نماید.

 

در لایه ششم تحلیل این سکانس، به مساله ای برمی خوریم که انطباق مدونا با فاحشه بابل را تقویت می نماید. در وبسایت سازنده انیمیشن، اسم کاراکتر پیرزن، « Madam Q » نهاده شده، و در توضیح این شخصیت گفته شده است که مشکل مادام Q، روابط جنسی است و این روابط جنسی با امور شرم آور، همراهی دارد.

 

 اصطلاح Madam Q گرچه اصطلاح عامی است و در کل به روسپیان اطلاق می شود، لیکن موقعی شگفت انگیز می گردد که بدانیم، شخص مدونا، در سال 2019 میلادی، آلبوم موسیقی با عنوان Madam X منتشر کرده است که در مجله مشهور موسیقی به نام Q یا Q Magazine، امتیاز بالایی به دست آورده است. این امتیاز بالای آلبوم موسیقی Madam X در مجله Q، بسیار مشهور بوده و در وبسایت های مختلفی، به این موضوع، اشاره شده است.

 

فلذا به نظر می رسد که اصطلاح Madam Q در خصوص کاراکتر پیرزن در این انیمیشن، به صورت رمزی بیان شده، و مخفف عبارت Madam X + Q می باشد. این کد رمز، هم در قالب انیمیشن I, Pet Goat 2 و هم در قالب آلبوم Madam X و نیز مجله Q، به اعضای فراماسونری و ایلومیناتی در سراسر جهان، این پیام را مخابره می کند که باید به آثار مدونا، به عنوان مدخلی برای سایر رمزها و کدهای ماسونی، توجه داشته باشند که ما در لایه بعدی تحلیل این سکانس، به آن ها خواهیم پرداخت.

 

در لایه هفتم تحلیل این سکانس از انیمیشن، به پیام هایی که توسط فاحشه بابل در رسانه های جمعی، صادر شده، اشاره گردیده است. یکی از مهم ترین این پیام ها، اجرای مراسم موزیک و رقص بین دو نیمه مسابقات Superbowl ایالات متحده آمریکا، در سال 2012 میلادی، توسط مدونا بوده است.

 

مراسم موزیک و رقص بین دو نیمه مسابقات Superbowl ایالات متحده آمریکا، مراسم بسیار مشهوری است که برد رسانه ای بسیار زیادی داشته و هر ساله، توسط سلبریتی های مشهور آمریکایی، اجرا می شود.

 

در سال 2012 میلادی، مراسم رقص و موزیک Superbowl آمریکا، توسط مدونا به عنوان خواننده اصلی، و چند خواننده فرعی همچون نیکی میناژ، برگزار گردید و در این مراسم، پیام های متعدد ماسونی، به پیروان فراماسونری و ایلومیناتی در سراسر دنیا، مخابره شد.

 

در درجه اول، مراسم رقص و موزیک Superbowl ایالات متحده آمریکا، در سال 2012 میلادی، بسیار مهم تلقی می شد؛ چرا که در سال 2012 میلادی، ستاره رگولوس یا قلب الاسد، بعد از 2167 سال از محدوده اسد یا Leo به محدوده دوشیزه یا Virgo وارد گردیده، و این اتفاق در نمادشناسی ماسونی بسیار باارزش تلقی شده و به مفهوم آغاز عصر جدید ماسونی، و تغییرات بزرگ در برنامه های ایلومیناتی بوده است. بنابراین سپردن مسئولیت اجرای مراسم موزیک Superbowl آمریکا در این سال به مدونا، نشان دهنده جایگاه بسیار بالای مدونا، در نظر فراماسونری و ایلومیناتی است.

 

در درجه بعد، ملاحظه می گردد که نمادشناسی های متعدد مرتبط با « فاحشه بابل »، در این مراسم، برای « مدونا » به کار رفته است. در ابتدای مراسم، در حالی که تعدادی از سربازان با لباس های مربوط به سربازان ملل باستان، وارد صحنه می شوند، یک ارابه را با خود حمل می کنند .

 

که در آن، « مدونا » در حالی که تاجی شاخدار بر سر داشته و اطرافش را نیز ادوات و وسایل پر زرق و برق گرفته اند، نشسته بر صندلی طلایی و شاهانه، وارد صحنه شده و بعد از مدتی، به رقص و آواز می پردازد که این تصاویر، تداعی کننده توصیفات مکاشفات یوحنا در خصوص فاحشه بابل می باشند.

 

همچنین در ادامه مراسم، ملاحظه می گردد که تعدادی از رقاصان مرد، با لباس هایی همچون لباس ملل مختلف باستان، در اطراف مدونا، به رقص و آواز می پردازند که این رقاصان مرد، نماد پادشاهان ذکر شده در مکاشفات یوحنا هستند و این تصویر نیز، شیفتگی و روابط پادشاهان ملل باستان را با فاحشه بابل، طبق مطالب مندرج در مکاشفات یوحنا، به تصویر کشیده است.

 

 همچنین در بخش های مهمی از این مراسم، اجرای سه نفره ای توسط « مدونا »، « نیکی میناژ » و « M.I.A » انجام شده که نمایانگر، سه الهه، سه دوشیزه، سه جادوگر، سه خواهر یا Triquetra در عقاید پاگانی و الحادی ایلومیناتی می باشد.

 

البته نمادشناسی مربوط به مراسم رقص و موزیک Superbowl ایالات متحده آمریکا در سال 2012 میلادی و سایر ادوار، به مراتب بیش از موارد ذکر شده است. برای مثال در مراسم سال 2015 میلادی، در اجرای مراسم Superbowl توسط کیتی پری (Katy Perry)، وی سوار بر مجسمه یک شیر بزرگ طلایی، و در حالی که افسار شیر را در دست دارد و به آواز خواندن مشغول است، وارد صحنه می گردد که این مساله به صورت نمادین، به غلبه صورت فلکی دوشیزه یا Virgo بر صورت فلکی اسد یا Leo بعد از سال 2012 میلادی اشاره دارد.

 

 البته توضیح نمادهای شیطانی و ماسونی سایر مراسم رقص و موزیک Superbowl آمریکا، از حوصله این بحث خارج است؛ لیکن در مجموع به نظر می رسد که مراسم رقص و موزیک Superbowl آمریکا در سال 2012 میلادی که توسط مدونا و با همکاری نیکی میناژ و M.I.A اجرا گردید، تاکیدی نمادین بر نقش مدونا به عنوان « فاحشه بابل » در هزاره سوم میلادی است که در عصر جدید، آزاد شده و به اباحه گری و ترویج فساد و فحشا پرداخته و ورود دنیا به عصر جدید ماسونی در سال 2012 میلادی را همزمان با ورود ستاره رگولوس از محدوده صورت فلکی Leo به Virgo جشن گرفته است.

 

با توجه به نقش ویژه مدونا به عنوان « فاحشه بابل » هزاره سوم، در پیشبرد اهداف فراماسونری و ایلومیناتی، در بسیاری از مواقع، پیام های مهم رسانه ای مخفی و رمزی، توسط آلبوم های موسیقی وی، به مخاطبان خاص ارایه شده است. به عبارت دیگر، گرچه مدونا در نظر بسیاری از مردم جهان، صرفاً یک خواننده و رقاص می باشد، لیکن آلبوم های موسیقی وی برای اعضای فراماسونری و ایلومیناتی، حاوی پیام های رمزی است که از دل آن ها، پیام های مختلفی به مخاطبان خاص، ارایه می گردد. برای مثال، یکی از موزیک – ویدئوهای وی با عنوان « منجمد » یا « Frozen »، پیام های رمزی متعددی را به مخاطبان ماسونی، ارایه داده است. این موزیک – ویدئو که در سال 1998 میلادی ساخته شده است، دارای عناصر متعدد رمزگذاری شده ماسونی است.

 

 در این موزیک ویدئو، مدونا در حال رقص آیینی با لباس سیاه رنگ دیده می شود که در مقاطع مختلفی، به سگ سیاه و دسته ای از کلاغ ها، تغییر وضعیت پیدا می کند که این تغییر شکل یا Shape shifting یکی از المان های مهمی است که به اجنه شیطانی مرتبط می شود.

 

همچنین در بخش های زیادی از این موزیک ویدئو، سه مدونا در کنار هم در حال رقص و آواز هستند که مجدداً سه الهه زن، سه جادوگر، سه دوشیزه، و Triquetra را در نقاشی « سه زن و سه جغد » خوانیتا گوچیونه و نیز نمایشنامه مکبث ویلیام شکسپیر، به یاد می آورند که همگی آن ها، نمادهای پاگانی و الحادی هستند.

 

همچنین پرواز کلاغ ها به سمت آسمان، نوعی سیر و سلوک ماسونی بوده که به سمت نور لوسیفری ایلومیناتی، انجام شده و در نقاشی خوانیتا گوچیونه نیز به تصویر کشیده شده بود.

 

 مساله دیگر قابل توجه در این موزیک – ویدئو، علامت Om می باشد که نماد چاکرای هفتم در عقاید هندویان و بوداییان بوده، و با سفیروت تاجی کابالا یعنی Crown و رنگ ارغوانی، مرتبط است. فلذا نشان دادن این علامت از سوی مدونای کابالیست، نشان دیگری از این مساله است که وی در لا به لای اشعاری که می خواند، دجال یا Antichrist را به یاری طلبیده و از وی می خواهد تا هر چه سریعتر، درخت کابالا را به مرحله سفیروت تاج یا Crown، رسانده و در انتها، در اورشلیم نیز تاجگذاری نماید.

 

 نکته مهم دیگر موزیک – ویدئو « منجمد » یا « Frozen » این است که علی رغم این که همه افق ها روشن هستند، اما فضا در مقاطع مختلف، نیمه تاریک و تاریک می گردد و مجدداً روشن تر می شود.

 

این موزیک – ویدئو همچنین به صورت زیرکانه، به نور کم و زیاد شونده خورشید در آسمان نیمه تاریک و تاریک اشاره می نماید که این مساله به اضافه ی افق های روشن، همگی بر این که کسوفی در حال رخ دادن است، دلالت دارد.

 

بنابراین، در این موزیک – ویدئو به صورت مخفی، به مقوله « کسوف » و نیز ستاره کسوف یعنی رگولوس به صورت پنهان، اشاره شده است که این مساله نیز با نمادهای به کار رفته در نقاشی های خوانیتا گوچیونه و مطالب دیگر ذکر شده در خصوص سکانس های قبلی انیمیشن، همراستا است.

 

اما مهم ترین نمادشناسی رمزی به کار رفته در این موزیک – ویدئو، اشاره به صورت فلکی اوریون یا جبار، کمربند اوریون و از همه مهم تر، ستاره سیریوس به عنوان مهم ترین ستاره صورت فلکی کلب اکبر است. چرا که این کد رمز، با واقعه 11 سپتامبر 2001 میلادی، ارتباط دارد! در بخش هایی از موزیک ویدئوی Frozen با اجرای Madonna، ملاحظه می گردد که در پهنه آسمان، صورت فلکی اوریون یا شکارچی، قرار گرفته است و ستاره سیریوس از صورت فلکی کلب اکبر یا Canis Major نیز با کمربند صورت فلکی اوریون، همراستا قرار گرفته است!

 

این همراستایی ستاره سیریوس با 3 ستاره کمربند اوریون، عمدتاً در ماه سپتامبر هر سال رخ می دهد و ما در بخش های قبلی تحلیل انیمیشن I, Pet Goat 2 نیز به این نکته اشاره کردیم که کارگردان این انیمیشن نیز به صورت رمزی، به ارتباط Canis Major و ستاره سیریوس، با واقعه 11 سپتامبر 2001 میلادی، اشاره نموده است.

 

همچنین وجود سگ سیاه بزرگ در موزیک – ویدئو Frozen، نیز اشاره رمزی دیگری به صورت فلکی Canis Major یا سگ بزرگ، و ستاره مشهور آن، سیریوس می باشد.

 

بسیار جالب است که رنگ این سگ نیز سیاه بوده و با داستان های هری پاتر نیز که در آن، شخصیتی به اسم « سیریوس بلک » وجود داشته است، همخوانی دارد!

 

بدین ترتیب می توان دریافت که موزیک – ویدئوی Frozen اجرا شده توسط مدونا، همگام با داستان های هری پاتر، و نیز بخش های ابتدایی این انیمیشن، همگی منشأ و منبع مشترک داشته، و همگی آن ها نیز توسط اتاق فرماندهی ایلومیناتی، یک پیام واحد را به اعضاء خود مخابره می کنند! پیام مذکور این است که واقعه 11 سپتامبر 2001 میلادی، توسط ایلومیناتی و فراماسونری، برای آغاز عملیات های آخرالزمانی فراماسونری، و به منظور تسهیل تاجگذاری دجال در اورشلیم، در ابتدای هزاره سوم صورت گرفته است.

 

بسیار جالب است که موزیک – ویدئوی Frozen، در سال 1998 میلادی ساخته و منتشر شده است و این بدین معنا است که 3 سال قبل از آغاز تحرکات ایلومیناتی در 11 سپتامبر 2001، عملاً کدهای لازم در خصوص آمادگی برای این واقعه، به اعضای ایلومیناتی در قالب آثاری چون موزیک – ویدئوی Frozen، داستان های هری پاتر و …، داده شده است.

 

 البته علاوه بر نمادهای تصویری، کلمات به کار رفته در موزیک ویدئوی Frozen مدونا اعم از اسم این موزیک ویدئو که به معنای « یخ زده » است و با فضای « سرد » و « منجمد » آخرالزمانی انیمیشن نیز مطابقت دارد، مجدداً گویای نمادهای رمزی به کار رفته در این اثر است. همچنین عباراتی که ظاهراً رو به معشوق هستند، اما در اصل، رو به ایلومیناتی و فراماسونری یا به تعبیر بهتر، دجال یا Antichrist ذکر می شوند، همگی موید رمزی بودن تمام عناصر و ارکان موزیک ویدئوی « Frozen » می باشند.

 

بدین ترتیب، می توان دریافت که گرچه کارگردان انیمیشن I, Pet Goat 2، خودش فراماسون و عضو ایلومیناتی است، و در لا به لای انبوه اطلاعات ارایه شده در این انیمیشن، رموز بسیاری را کدگذاری کرده است، لیکن برای توسعه کدها و پیچیده نمودن رمزنگاری های انجام شده، بعضاً به برخی شخصیت های کلیدی کابالیستی نیز اشاره نموده تا با استفاده از آثار آن ها، پیام های مهمی را به مخاطبان خود برساند.

 

در این میان، مدونا که از یک سو، خودش نیز کابالیست بوده و کمک های فراوانی نیز به موسسات کابالیستی مختلف نموده، و از سوی دیگر مصداق فاحشه بابل یا Whore of Babylon بوده و ضمن فساد و بی بند و باری عمیق، با سران و رهبران فاسد دنیا همچون شیمون پرز و بنیامین نتانیاهو نیز ارتباطات حسنه ای داشته است، مورد توجه ویژه کارگردان این انیمیشن قرار گرفته، و سکانس ویژه ای را به این شخصیت اختصاص داده است.

 

با این حال، به نظر می رسد که به زودی با نابودی نقشه های فراماسونری و ایلومیناتی، آثار فساد و فحشای پیروان شیطان، از کره زمین محو خواهد گشت و خوانندگان فاسد و پلیدی همچون مدونا و مقلدینش، در قعر آتش جهنم، خواهند سوخت.

 

در سکانس بعدی، ملاحظه می گردد که دجال در حال خروج از دهانه غار، و ورود به ناحیه روشن و پر نور ایلومیناتی است و در همین حال، سقف غار نیز در حال فروریختن است. این بدان معنا است که در نظر فراماسونری و سایر پیروان شیطان، نور ایلومیناتی، موجب از بین رفتن یخ زدگی و انجماد عصر یخبندان آخرالزمان می گردد.

 

نکته دیگری که در این سکانس، حائز اهمیت است، این است که در دهانه غار، دو ستون از یخ وجود دارند که به صورت مارپیچی، تا سقف غار بالا رفته اند. این دو ستون مارپیچی، شبیه به DNA بوده، و به صورت نمادین، بیانگر نزدیک بودن ظهور و تولد دجال، و بیداری وی از خواب چند هزار ساله می باشند.

 

در ادامه انیمیشن، دو سکانس متوالی قرار دارند که گرچه شاید در ظاهر با یکدیگر، تفاوت داشته باشند، لیکن در عمل، به لحاظ معنایی بسیار با یکدیگر مرتبط هستند. به همین دلیل این دو سکانس متوالی را به صورت توأم، مورد بررسی قرار می دهیم.

در ابتدای این دو سکانس متوالی، ملاحظه می گردد که کاراکتر « کودک آبی » یا « L’enfant Bleu » که در سکانس های بعدی بیشتر در خصوص وی صحبت خواهیم کرد، کماکان در اطراف آتش، در حال رقصیدن است و در حال رقص، ماسکی بر صورت دارد که شبیه به الهه هند باستان، Kali می باشد.

 

در سکانس بعدی، با فضایی متفاوت مواجه می گردیم. در این فضا، تعداد بسیار زیادی از مردان شیک و آراسته را، با کت و شلوار و کراوات و در حالی که یک کیف در دست دارند، ملاحظه می نماییم که در ردیف های متعدد، به صورت کاملاً منظم ایستاده اند. در این حال، ناگهان دجال یا Antichrist در حالی که خمیازه می کشد، از بین جمعیت بالا آماده و با اشاره دستانش، تمام انسان های به صف ایستاده را نابود می نماید.

 

با توجه به این که دو سکانس متوالی ذکر شده، به لحاظ معنایی با یکدیگر بسیار مرتبط هستند، به صورت منظم و متوالی، در خصوص المان ها و اجزای آن ها، سخن خواهیم گفت.

 ابتدا سکانس اول را مورد بحث قرار می دهیم و با توجه به این که در این سکانس، شخصیت کالی، نقش بسیار برجسته ای دارد، در خصوص این شخصیت، و اهمیت آن در نمادشناسی ماسونی و ایلومیناتی، توضیحات بیشتری، ارایه می نماییم؛  گرچه سخن گفتن در خصوص الهه های هند باستان بسیار سخت بوده و در عقاید و باورهای فرقه های مختلف هندو، هر الهه می تواند جایگاهی متفاوت با جایگاهش در سایر فرقه ها داشته باشد، لیکن در مجموع، اطلاعات کلی در خصوص بسیاری از الهه های مشهور هندی، می توان ارایه نمود.

 

الهه « کالی » در عقاید هندو، یک ایزدبانو می باشد، که نماد وجهه زنانه آفرینش جهان بوده و به عنوان جایگاه الهه بزرگ مادر، در نظر گرفته می شود. به « Kali »، ایزدبانوی زمان، و الهه تغییر، دگرگونی، آفرینش و تخریب می گویند.

 

 از سوی دیگر کالی با توجه به شباهتش به لغت Kalaka، به معنای « آبی تیره »، در تصاویر، به صورت یک الهه آبی رنگ که یک چشم سوم در وسط پیشانی دارد، به تصویر کشیده می شود.

 

 از سوی دیگر، کالی به عنوان صاحب آتش نیز شناخته شده و در بسیاری از تصاویر، هاله ای از آتش در اطراف وی، به نمایش در آمده اند.

 

از سوی دیگر، در عقاید هندویان، الهه « کالی »، به عنوان همسر رب النوع مشهور دیگری به نام « شیوا » شناخته می شود و در واقع، « کالی » و همسرش « شیوا » به عنوان مکمل یکدیگر به شمار می روند. به نحوی که در افسانه های هندو، عدم تعادل یا قدرت گرفتن بیش از حد « کالی » نزدیک بود تا به تخریب « جهان » بینجامد، لیکن با مداخله « شیوا » همسر کالی، وی از این مساله پشیمان و منصرف شد.

 

 با توجه به رابطه نزدیک بین « شیوا » و همسرش « کالی » در عقاید « هندو » و ارتباط این موضوع با ادامه مطالب، اندکی نیز در خصوص « شیوا »، رب النوع هندو بحث خواهیم کرد.

رب النوع « Shiva »، یک ایزد بزرگ در عقاید هندویان به شمار می رود که خدای انرژی آسمانی، مدیتیشن، رقص، زمان، تغییر و تحول، آفرینش و تخریب است. همان گونه که ملاحظه می گردد، بسیاری از ویژگی های « شیوا » با همسرش « کالی »، در عقاید هندویان مشترک است و این دو رب النوع، قطب مونث و مذکر مکمل بوده، و در بسیاری از خصوصیات، مشترک می باشند.

 

در خصوص ویژگی های شیوا، ذکر شده است که وی چشم سومی در وسط پیشانی دارد و در بسیاری از نقاشی ها نیز به رنگ آبی، به تصویر کشیده شده است.

 

شیوا الهه یوگا است و یوگا به عنوان بخشی از پرستش شیوا به شمار می رود.

 

اما نکته مهم در خصوص شیوا و همسر وی یعنی کالی، این است که هم شیوا و هم کالی، در عقاید شیطان پرستان، به عنوان نمادی از شیطان به شمار می روند. به نحوی که در کتاب معروف شیطان پرستان با عنوان « انجیل شیطانی » یا « The Satanic Bible »، اسامی « Shiva » و « Kali » به عنوان اسامی دوزخی، رب النوع های تخریب گر و معادل شیطان و لوسیفر در نظر گرفته شده است.

 

 البته در متن کتاب « انجیل شیطانی »، « Kali » به عنوان دختر « Shiva » ذکر شده که این ادعا ناصحیح بوده و در اساطیر هندی، کالی همسر شیوا بوده است.

 

با توجه به توضیحات ارایه شده، حال می توان به تحلیل لایه به لایه سکانس های ذکر شده پرداخت: در اولین لایه از تحلیل سکانس اول، به این مساله می توان اشاره کرد که بین الهه شیطانی هندی یعنی کالی، و شعله آتش، ارتباط برقرار شده است که این مساله با عقاید الحادی هندو، انطباق دارد.

 

از سوی دیگر، کودک آبی یا L’enfant Bleu، با الهه هندو Kali و رنگ آبی بدن Kali در اساطیر هندی نیز ارتباط دارد؛ بالاخص این که در وبسایت سازنده انیمیشن، در خصوص کودک آبی ذکر شده است که وی، Keeper of the Flame و نگهدارنده آتش است. این مساله نیز ارتباط دیگری بین کودک آبی و Kali برقرار می نماید.

 

در لایه دوم این سکانس و با نیم نگاهی به سکانس بعدی، می توان دریافت که با توجه به این که الهه Kali، الهه تخریب است، اشاره به وی در این بخش از انیمیشن، به ویژگی های تخریبی دجال در آخرالزمان اشاره می نماید. به نحوی که در سکانس بعدی، حضور دجال، موجب تخریب نظم مستقر جهان، و ایجاد نظم نوین جهانی می گردد.

 

در لایه سوم، این سکانس، به یکی از عقاید مهم فراماسونری در خصوص جهان، و نظم حاکم بر آن اشاره می شود. نمایش الهه کالی در حال رقص، همزمان به رقص شیوا، یعنی قطب مکمل وی نیز اشاره می نماید.

 

و هر دو این الهه ها به صورت سمبلیک، به بخشی از عقاید فراماسونری در حوزه نظم و مدیریت جهان، با اتکا بر علوم فیزیک کلاسیک و فیزیک نوین اشاره دارند.

 

 با توجه به این که بحث در این خصوص، دقت بسیار زیادی را می طلبد، در این بخش ابتدائاً توضیحاتی پیرامون چند موضوع به ظاهر بی ربط، اما در باطن مرتبط داده می شود:

در این خصوص، ابتدا به بیان تعدادی از قوانین فیزیک می پردازیم:

 طبق قانون پایستگی ماده – انرژی یا « Conservation of Mass-Energy »، عنوان می شود که: « مجموع ماده و انرژی در جهان ثابت است. ماده و انرژی به یکدیگر تبدیل می شوند، اما از بین نمی روند. »

 

همچنین طبق « معادله هم ارزی جرم – انرژی » یا « Mass – Energy Equivalence » بیان می شود که: انرژی برابر است با حاصل ضرب جرم در مجذور سرعت نور. (E = mc2).

 

اما دانستن این قوانین پایه در فیزیک، چه ارتباطی با عقاید ایلومیناتی و فراماسونری دارد؟

برای پاسخ به این سوال، ابتدا بهتر است نگاهی به مطالب مندرج در نشریات ماسونی در خصوص عقاید فراماسونری، بیندازیم:

 

« ثابت گردیده که خداوندی که همه چیز را به وجود آورده و کائنات را احاطه نموده و می تواند آن ها را نابود کند، محققاً همان انرژی است. » (آ.گِ.اِ. ص 54)

 

« فراماسونری، مفهوم معمار بزرگ کائنات را با تکیه بر علوم امروزی و با استناد به کمال اعلی، تعریف و بدین صورت بیان داشته است: تمامی موجودات دنیا که از ذرات و اتم های معینی تشکیل شده اند، در مجموع انرژی مطلق را به وجود می آورند. با در نظر گرفتن اصل لایزالی ماده و انرژی، ثابت می گردد که در اثر فعل و انفعالات، چیزی از بین نمی رود و تغییرات ناشی از جابجایی اتم ها، ماهیت ظاهری دارد. فراماسونری، این اصل و اساس را به عنوان دکترین، تز، عقیده و ایمان پذیرفته است. » (نشریه ی ماسون، شماره ی 5/82، سال 1971، ص 20)

 

« بروز افکار  بقای ارواح،  به  اندازه ی  عقیده  بر  وجود خدا،  قدیمی و کهنه است. » (نشریه ی معمار سنان، شماره ی 24، ص 32)

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، گروه های فراماسونری برای این که حساسیت گروه های مذهبی را نسبت به خود کم کنند، در سخنان خود ابراز می دارند که آن ها نیز همانند  ادیان  آسمانی به یک  وجود  برتر  اعتقاد  دارند.  آن ها   این موجود   برتر    را   « معمار  بزرگ  کائنات »  (Great  Architect  of  the  Universe)   یا  « وجود اعلی »  (Supreme Being) می نامند.

 

بر خلاف ظاهر فریبنده ی عبارات فوق، هیچ کدام از آن ها به خداوند متعال ارتباطی ندارند؛ بلکه در دیدگاه منحرف ماسون ها،  این  « وجود برتر »  یا  « معمار بزرگ کائنات »،  همان « تعادل موجود در عالم خلقت » و یا « انرژی ایجاد کننده ی تعادل عالم خلقت » است، که این تفکر، بسیار شبیه به تفکر حاکم بر مکاتب الحادی همچون  مکتب  فکری  مصر  باستان  می باشد.

 

اما قانون پایستگی ماده و انرژی، و نیز قوانین فیزیکی مشابه، چه ارتباطی با عقاید فراماسونری دارد؟ آیا اعتقاد آن ها به « معمار بزرگ کائنات » یا « Great Architect of the Universe » که با حرف G در نمادهای ماسونی مشخص می گردد، به مفهوم اعتقاد آن ها به موجودات فرامادی است؟

 

 پس تکلیف ماتریالیسم ماسونی چه می شود؟ آیا ماتریالیسم ماسونی با اعتقاد به موجودات فرامادی، تناقضی ندارد؟

 

چگونه فراماسون ها در نشریات خود به عدم اعتقاد به فرشتگان و خداوند، اشاره کرده اند، لیکن شواهد متعددی از اعتقاد آن ها به لوسیفر یا شیطان و نیز الهه های ملل باستان، وجود دارد؟

 

پاسخ به این سوالات، با استفاده از مطالب نشریات ذکر شده، و سوء استفاده فراماسونری از « قانون پایستگی ماده و انرژی »، قابل دستیابی است: پاسخ این است که فراماسونری به شیطان یا لوسیفر، و اجنه و عفریت های شیطانی، معتقد است، زیرا لوسیفر یا ابلیس و سایر اجنه را نیز مادی می داند.

 

همچنین رب النوع های ملل باستان که عمدتاً در نقاشی ها و نگاره ها و مجسمه های بازمانده از ادوار قدیم، به رنگ آبی به تصویر در آمده اند، همگی تمثالی از اجنه و شیاطینی بوده اند که در بین کاهنان ملل باستان، ظاهر شده و آن ها را به فساد و تباهی کشانده اند.

 

در واقع فراماسونری جهانی، ضمن ارتباط با ابلیس و شیطان رجیم در عصر حاضر، نمادهای الحادی ملل باستان را که به شیطان مرتبط بوده اند، گرامی می دارد؛ چرا که معتقد است اجنه، شیاطین و بالاخص شخص ابلیس، همان الهه های الحادی ملل باستانی بودند که با توجه به قدرت طی الارض و درنوردیدن هزاران کیلومتر در هر دقیقه، در اقوام ملحد و بت پرست باستان در مصر، هند، بین النهرین، و آمریکای شمالی و جنوبی حاضر شده، و در پیشگاه کاهنان، خود را به عنوان خالق و پروردگار معرفی نموده اند.

 

اما آیا فراماسونری و ایلومیناتی به خداوند، فرشتگان و سایر امور فرامادی اعتقاد دارند؟ در یک کلام خیر! اصولاً افق اعتقادی فراماسونری و ایلومیناتی ماده است. یعنی فراماسون ها، اجنه و شیاطین و شخص ابلیس یا لوسیفر را به این دلیل قبول دارند که از جنس ماده می پندارند. اما به خدا، فرشتگان و مجردات، اعتقادی ندارند. چرا که از دیدگاه آن ها، این مقولات، مسایلی فانتزی بوده و اصولاً در چارچوب ماده و انرژی، قابل توجیه نیست.

 

اما دلیل مادی دانستن شیاطین و اجنه، و بالاخص شخص ابلیس، در نظر فراماسونری چیست؟ چگونه ماتریالیسم ماسونی، که به صورت نماد « تک چشم » یا « چشم جهان بین »، صرفاً ماده را می بیند، شیطان و ابلیس و اجنه حامی وی را به عنوان جزئی مادی قبول دارد؟

 

 در نظر برخی گروه های ایلومیناتی، و فراماسونری و نیز برخی فرقه های مسیحی، شیطان یا به تعبیری Lucifer و Devil، بعضاً جدا از سایر اجنه شیطانی یعنی Demons یا به تعبیری Satanic Jinns در نظر گرفته می شود و گهگاه نیز Lucifer یا Devil با اجنه شیطانی یا Demons در یک رده قرار می گیرند.

 

اما آن چه که در عقاید فراماسونری و ایلومیناتی اهمیت دارد، این است که شیطان، به عنوان آورنده نور ماسونی یا « Light Bearer »  شناخته می شود. در هر دو صورت ذکر شده، فراماسونری و ایلومیناتی، از قوانین فیزیک ذرات سوء استفاده کرده، و از معادلات مربوط به آن، برای توجیه اعتقاد خود به شیطان و اجنه شیطانی استفاده می نماید.

 

در این میان، یکی از حوزه هایی که به کرات، مورد توجه فراماسونری و ایلومیناتی قرار گرفته است، مساله « تولید جفت – نابودی جفت » یا « Pair Production – Pair Annihilation » در فیزیک ذرات می باشد.

 

به صورت پایه، این موضوع به حوزه « ماده » و « ضد ماده » اشاره می کند. مثلاً الکترون، یک ذره مادی است که به صورت e به نمایش در می آید و پوزیترون نیز ذره ضد ماده ای است که به صورت e+ نشان داده می شود.

 

در قضیه « نابودی جفت » این گونه عنوان می شود که در شرایط خاص فیزیکی، از برخورد و ترکیب الکترون دارای نماد e با پوزیترون دارای نماد e+، دو ذره نورانی یا دو « فوتون » از نوع پرتوهای گاما ایجاد می گردد.

 

به صورت معکوس، در قضیه « تولید جفت » این گونه بیان می گردد که در شرایط خاص فیزیکی، از برخورد دو پرتو گاما به یکدیگر، یک الکترون با نماد e و یک پوزیترون با نماد e+ به وجود می آید.

 

البته قضیه « تولید جفت – نابودی جفت » به الکترون و پوزیترون محدود نمی شود. بلکه سایر ذرات بنیادی همچون پروتون نیز « ضد ماده » مربوط به خود را دارند و برای آن ها نیز مساله « تولید جفت – نابودی جفت »، قابل اجرا است.

 

 اما قضیه « تولید جفت – نابودی جفت »، چه اهمیتی در عقاید فراماسونری، ایلومیناتی و شیطان پرستی ماتریالیستی دارد؟

 

 این قضیه، از چند نظر برای فراماسونری و ایلومیناتی، حائز اهمیت است: اول این که با استناد به این قضیه در فیزیک ذرات، معتقدند که همان گونه که طبق این معادله دو طرفه، هم ماده به انرژی قابل تبدیل بوده و هم انرژی به ماده قابل تبدیل است، پذیرش اجنه و شیطان نیز از دیدگاه فراماسونری، با ماتریالیسم ماسونی سازگار است. چرا که شیطان یا لوسیفر، چه خودش نور لوسیفری در نظر گرفته شود، قابل تبدیل به ماده و ضد ماده است و چه همچون سایر اجنه، در نظر گرفته شود، در نظر فراماسونری و ایلومیناتی، جزئی مادی تلقی می گردد.  به عبارت دیگر، در نظر فراماسونری، انسان و اجنه، معادل ماده و ضد ماده هستند و از اتحاد آن ها، نور لوسیفری ایجاد می شود. همچنین در نظر فرقه های مختلف ماسونی، یا شیطان دقیقاً خود نور لوسیفری یا معادل فیزیکی آن پرتو گاما است که در پدیده « تولید جفت – نابودی جفت »، قابل تبدیل به ماده و ضد ماده است! و یا طبق نظر سایر گروه های ماسونی و مخفی، شیطان یا لوسیفر همچون اجنه، در زمره ضد ماده به شمار می رود و در صورت اتحاد با جزء ماده، یا عالم انسان ها، تبدیل به نور لوسیفری می گردد!!!

ذکر این نکته ضروری است که ضد ماده، بسیار شبیه ماده است. یعنی جرم، بار الکتریکی، خواص مغناطیسی و … دارد و فرق آن با ماده متناظر خود، در بار الکتریکی و خواص مغناطیسی است!  بدین ترتیب اعتقاد به ضد ماده نیز اعتقادی مادی و ماتریالیستی است.

 

با توجه به مطالب ذکر شده، می توان گفت که در دیدگاه فراماسونری و ایلومیناتی، در عمل، اجنه و شیاطین نیز ضد ماده یا Anti Matter بوده و صورت دیگری از ماده، تلقی می گردند و با ماتریالیسم ماسونی، تناقضی ندارند.  لیکن خداوند متعال، فرشتگان، بهشت و جهنم، از نظر فراماسونری، در قالب انرژی قابل تبدیل به ماده یا ضد ماده، قرار نمی گیرند و به همین دلیل فراماسونری و ایلومیناتی این موارد را قبول ندارد.

 نکته دوم در خصوص قضیه « تولید جفت – نابودی جفت » این است که با توجه به این که از اتصال دو ذره ماده و ضد ماده، دو ذره نورانی یعنی فوتون پرتو گاما، ایجاد می شود، ذره های اولیه مذکور (یعنی ماده و ضد ماده)، در عقاید فراماسونری، مترادف دو دنیای انس و جن می باشند.

 

 به صورت متقابل نیز، در فلسفه ماسونی، از اتحاد جن و انس، که مترادف ضد ماده و ماده می باشند، دو فوتون یعنی ذره نورانی گاما ساطع می شود که نمایانگر نور لوسیفری است!

 

البته جنس این نور، نور مادی است. یعنی نوری که قابل تبدیل مجدد به ماده و ضد ماده است.

 

و با نوری که در کتب آسمانی در خصوص خداوند، عرش خداوند، فرشتگان و … گفته شده است، تفاوت دارد!

 

نکته بسیار مهمی که در این میان وجود دارد، این است که نوع ذره پرتو نورانی که حاصل برخورد الکترون و پوزیترون یعنی ماده و ضد ماده می باشد، از جنس پرتوهای گاما (g) است.

 

همچنین حرف (g) در زبان یونانی، معادل عبارت « G » در نمادشناسی ماسونی و مترادف « Great Architect of the Universe » یا « معمار بزرگ کائنات » در زبان انگلیسی است!!! به عبارت دیگر، بین پرتو (g)، حرف « G » مشهور در لوگوهای ماسونی و نمادهای لژها، و نیز عبارت رازآلود « Great Architect of the Universe » فراماسونری در خصوص خالق جهان، ارتباط دقیق و تنگاتنگی وجود دارد!

 

البته این به معنای این نیست که تمام عملکرد فراماسونری از قرن ها قبل مبتنی بر علم فیزیک بوده است، بلکه در طول زمان، پاگانیست ها، شیطان پرستان و فراماسون ها، نمادهای الحادی خود را به مسایل مختلف، ارتباط داده اند و از آن، سو استفاده کرده اند.  بالاخص که معلم زیرک و شیطانی همچون لوسیفر داشتند که با آموزش دادن و الهام اسرار و رموز مختلف به پیروانش، در زمان ها، و مکان های مختلف، به اغوا و انحراف سران فراماسونری و کاهنان ملحد ملل باستان، مبادرت ورزیده است.

 

با مطالب گفته شده، اکنون دقیقاً معنای عبارات زیر در خصوص نگاه فراماسونری به خالق جهان را درک می کنیم:

« ثابت گردیده که خداوندی که همه چیز را به وجود آورده و کائنات را احاطه نموده و می تواند آن ها را نابود کند، محققاً همان انرژی است. » (آ.گِ.اِ. ص 54)

 

« فراماسونری، مفهوم معمار بزرگ کائنات را با تکیه بر علوم امروزی و با استناد به کمال اعلی، تعریف و بدین صورت بیان داشته است: تمامی موجودات دنیا که از ذرات و اتم های معینی تشکیل شده اند، در مجموع انرژی مطلق را به وجود می آورند. با در نظر گرفتن اصل لایزالی ماده و انرژی، ثابت می گردد که در اثر فعل و انفعالات، چیزی از بین نمی رود و تغییرات ناشی از جابجایی اتم ها، ماهیت ظاهری دارد. فراماسونری این اصل و اساس را به عنوان دکترین، تز، عقیده و ایمان پذیرفته است. » (نشریه ی ماسون، شماره ی 5/82، سال 1971، ص 20)

 

 بله دوستان! فراماسونری، نوعی از انرژی را به مفهوم خالق می پذیرد که این انرژی دارای پتانسیل تبدیل به ماده است! به عبارت دیگر، اعتقاد فراماسونری به خلقت، و نیز اعتقاد به وجود انسان و اجنه نیز الحادی و ماتریالیستی است، و با نفی مجردات، خداوند و فرشتگان همراهی دارد که این امر، با رمزگشایی از متون ماسونی، قابل دستیابی است.

 

 اما این نکته حائز اهمیت است که چنین توجیهات به ظاهر علمی فراماسونری در خصوص عقاید خود، راه به جایی نمی برد و خلقت جهان، صرفاً با فرمول فوق، قابل توجیه نیست. چرا که مسایل مهم و لاینحلی در این زمینه وجود دارد. برای مثال، طبق فرمول های ذکر شده، باید میزان ماده و ضد ماده در جهان برابر باشد. لیکن هنوز شاهدی بر این ماجرا در علم فیزیک، وجود ندارد و این موضوع در قالب مساله حل نشده ای به نام « عدم تقارن باریون » یا « Baryon Asymmetry » مطرح شده، و عملاً به صورت قطعی، پاسخی به ابهامات فراوان موجود، داده نشده است.

 

فلذا به نظر می رسد که استناد فراماسونری به « قانون پایستگی ماده و انرژی » و مساله « تولید جفت – نابودی جفت » در فیزیک ذرات، صرفاً یک دستاویز برای توجیه ادعاهای الحادی و ماتریالیستی شیطان پرستی نوین و فراماسونری باشد! همچنین انتساب انسان ها و اجنه، به فضای ماده و ضد ماده، صرفاً در حد یک نماد مطرح می باشد و در عرصه عمل نیز سوالات و ابهامات و تناقضات بسیاری وجود دارد. بالاخص که در تماس اجنه و انسان ها، شواهدی از نابودی انسان و جن و ایجاد نور گاما، ملاحظه نمی گردد و این امر در افراد تسخیر شده توسط اجنه نیز، قابل ملاحظه نیست. همچنین استفاده فراماسونری از نمادهایی همچون حرف G، عبارت Great Architect of Universe و توضیحاتی که به این حروف و عبارات منتسب می گردد، نه یک امر حقیقی، بلکه توجیهات و دروغ هایی است که تحت تعلیمات و الهامات شیطان رجیم، ارایه شده اند.

 

اما آیا شواهدی از دخالت تفکرات ماسونی در نهادها و موسسات علمی دخیل در فیزیک ذرات، وجود دارد؟

 

بله. شواهد مختلفی از وجود نمادهای الحادی و پاگانیستی در موسسات علمی فعال در امر فیزیک ذرات بنیادی ملاحظه می گردد که در این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 – در کتاب و فیلم « فرشتگان و شیاطین » یا « Angels and Demons » اثر دن براون نویسنده مشهور مرتبط با فراماسونری، بدون هیچ دلیل مهم و قانع کننده ای، به موسسه تحقیقات فیزیک بنیادی سرن (CERN) و سرقت « ضد ماده » یا « Antimatter » از موسسه مذکور، برای نابودی و انفجار واتیکان اشاره شده است؛

 

 این در حالی است که اصلاً نیازی به چنین پیچیدگی برای متن داستان و سناریو فیلم مذکور،  نبوده، و انفجار مذکور می توانسته با استفاده از TNT، بمب های مختلف دست ساز، و حتی در صورت نیاز به تخریب بیشتر، بمب های هسته ای و هیدروژنی، رخ دهد.

 

بالاخص که در عالم واقع نیز، « ضد ماده » در اندازه و ابعادی که در داستان و فیلم مورد اشاره قرار گرفته است، نه ذخیره شده است و نه قابل جا به جایی و انتقال می باشد.  فلذا در وهله اول، این پیچیدگی عجیب و غریب در سناریو، بسیار غیر عادی به نظر می رسد.

 

لیکن در اصل، استفاده از عبارات « ضد ماده » یا « Antimatter » در فیلم « فرشتگان و شیاطین »، یک « کد رمز » بود که به مخاطبان عضو فراماسونری و ایلومیناتی، صادر گردید و به نقش موسسه CERN، در کمک به تئوریزه کردن اعتقادات ماسونی، به صورت پنهانی اشاره گردید.

 

2 – یک موزیک ویدئو رسمی به نام « Symmetry »، که تبلیغی برای یک فیلم کوتاه به همین نام بوده است، در سال 2015 میلادی، از سوی موسسه تحقیقات فیزیک بنیادی CERN در سوییس منتشر شده است که در آن، دانشمندان موسسه، کارگران و افراد دیگر، در حال رقص عجیب و غریبی هستند.

 

در یکی از تصاویر، یک دانشمند مذکر سفید پوست سفید پوش، در وضعیتی آشفته و در حال رقص در داخل دایره، ملاحظه می گردد و در خارج از دایره نیز یک فرد مونث سیاه پوست سیاه پوش، در حال قدم زدن به چشم می خورد.

 

 این فیلم در جای جای خود، المان های ماسونی و مخفی دارد که از حوصله بحث خارج است، لیکن رقص های دانشمندان، به رقص تخریب شیوا و کالی، رب النوع های هندی، شباهت دارند.

 

همچنین دانشمند مذکر سفیدپوست در حال رقص درون دایره، نماد ماده یا Matter است و فرد مونث سیاه پوست سیاهپوش که تمامی ویژگی های متضاد دانشمند مربوطه را داراست، نماد ضد ماده یا Antimatter می باشد.

 

در واقع مرد دانشمند به منزله الکترون و زن سیاهپوش به منزله پوزیترون هستند که در صورت برخورد این دو، پرتوهای گاما و نور لوسیفری (طبق عقاید ماسونی) ایجاد می شود.

 

از سوی دیگر، وضعیت زن سیاهپوش سیاهپوست نسبت به فرد دانشمندی که درون دایره واقع شده است، بسیار شبیه وضعیت ستاره رگولوس نسبت به خورشید است که در نمادهای قبلی نیز ملاحظه گردید. بنابراین به نظر می رسد که در تصاویر شماتیک الکترون و پوزیترون آماده برخورد، مجدداً نمادشناسی مربوط به ستاره رگولوس نیز به کار رفته است.

 

 از سوی دیگر، این سوال جدی مطرح است که به راستی، و به لحاظ منطقی، چه ارتباطی می توان بین پیشرفته ترین موسسه تحقیقات ذرات بنیادی با چنین صحنه های عجیب و غریبی همچون رقص تخریب و نمادهای مخفی و ماسونی به کار رفته در ویدئوکلیپ و فیلم مربوطه، برقرار نمود؟! پاسخ به این سوال، می تواند به خوبی ارتباط ایلومیناتی و فراماسونری را با موسسه تحقیقاتی CERN، بیان نماید.

 

3 – نکته مهم دیگری که موید بحث های قبلی است، این است که در میدان مرکزی موسسه تحقیقاتی فیزیک بنیادی سرن (CERN) در قلب اروپا، مجسمه ای از الهه شیطانی هند، یعنی شیوا، در حال رقص تخریب به چشم می خورد!

 

به راستی نسبت و ارتباط موسسه CERN با رب النوع هندی شیوا که نام وی در انجیل شیطانی نیز به عنوان یک رب النوع دوزخی و معادل شیطان به کار رفته است، چیست؟

 

نماد الحادی و پاگانیستی هند باستان، در قلب اروپا و در یکی از برجسته ترین موسسات تحقیقاتی دنیا چه می کند؟ بله! به نظر می رسد که شیوا رب النوع مذکر هندی که خدای تخریب نیز می باشد، در CERN به کار رفته است تا مکمل همسر خود، یعنی کالی خدای مونث هندی و الهه تخریب باشد!

 

حضور مجسمه الحادی شیوا در میدان مرکزی CERN، خود موید این موضوع است که بجز وجوه علمی و کاربردی موسسه CERN، این موسسه در خدمت اهداف الحادی و شیطانی فراماسونری، برای تئوریزه کردن عقاید انحرافی این جریان، قرار گرفته است.

 

4 – از موضوعات دیگری که تحلیل های ذکر شده در خصوص سوء استفاده فراماسونری و ایلومیناتی از تحقیقات فیزیک بنیادی در موسساتی همچون CERN را تایید می کند، برگزاری یک مراسم قربانی شیطانی نمادین یا Mock up Sacrifice، در تاریکی شب و در پای مجسمه رب النوع شیوا، در میدان مرکزی موسسه سرن است که درآن، تعدادی از دانشجویان، به صورت شبانه و در لباس هایی همچون لباس های فرقه های شیطانی و پاگانی، یک دختر از همکلاسی های خودشان را به صورت نمادین، در پای مجسمه رب النوع شیوا، قربانی نموده اند.

 

گرچه این قربانی نمادین بود و هیچ صدمه ای به دختر نرسید، و نیز موسسه CERN به صورت رسمی، حمایت از این مراسم را رد کرد، اما سوال این جا است که چرا باید چنین مراسم الحادی و باستانی، در میدان مرکزی CERN که یک موسسه تحقیقاتی مشهور است، رخ دهد.

 

به راستی آیا در چنین موسسه مشهور و استراتژیک در سطح جهان، دوربین های مداربسته و حفاظتی، کنترلی بر آمد و شد افراد ندارند؟ چگونه این مراسم به مدت 10 الی 15 دقیقه برگزار گردیده و از طرف تیم حراست و حفاظت مجموعه CERN، هیچ اقدامی برای متوقف نمودن آن، صورت نگرفته است.

 

بدین ترتیب به نظر می رسد که تکذیب رسمی CERN در خصوص این مراسم، چیزی را تغییر نمی دهد. چرا که در صورت وجود اراده ای برای توقف این مراسم، در کمتر از 5 دقیقه، تیم های حراست و حفاظت از این مجموعه فوق استراتژیک، می توانستند مراسم را متوقف نمایند.

 

این ها و موارد متعدد دیگری از ابهامات در این خصوص، در نیت و اهداف پنهان موسسه علمی همچون سرن، شبهات جدی وارد می نماید. با توجه به مطالب ذکر شده، کاملاً مشخص می گردد که وقایع رخ داده در موسسه CERN و احتمالاً موسسات مشابه، چیزی فراتر از آزمایش های رسمی بوده و این موسسه در خدمت تئوریزه کردن عقاید منحط الحادی فراماسونری و ایلومیناتی قرار دارد.

 

پس از ذکر جزییات دقیق در خصوص عقاید فراماسونری در حوزه فیزیک و ارتباط نمادین آن با الهه کالی و رب النوع شیوا، به بررسی مجدد سکانس های انیمیشن I, Pet Goat 2 می پردازیم.

 

همان گونه که عرض شد، الهه کالی و رب النوع شیوا که در اساطیر هندی و نیز در کتاب انجیل شیطانی، به عنوان رب النوع های آفرینش و تخریب شناخته می شوند، به صورت نمادین با مساله « تولید جفت – نابودی جفت » مرتبط هستند.

 

 به نحوی که رقص این دو الهه یعنی کالی و شیوا، به اسم رقص تخریب یا Dance of Destruction، شناخته می شود و به همین دلیل نیز مجسمه شیوا در میدان مرکزی موسسه تحقیقات فیزیکی بنیادی CERN در قلب اروپا، در حال رقص تخریب ملاحظه می گردد.

 

در سکانس فعلی انیمیشن I, Pet Goat 2 نیز کودک آبی با ماسکی از الهه کالی، در حال رقص تخریب می باشد. چرا که رقص تخریب کالی، مکمل رقص تخریب شیوا بوده و با ارتباط این دو رقص تخریب، پروسه تخریب آغاز می گردد!

 

همچنین مطابق اساطیر هندی و عقاید ماسونی، با توجه به این که هر دو الهه مذکور، الهه آفرینش نیز هستند، آفرینش جدید بعد از تخریب نیز، توسط این دو الهه صورت می گیرد.

 

در واقع این مفاهیم، کاملاً بیان دیگری از عبارت Ordo Ab Chao هستند. چرا که Ordo Ab Chao، نیز به معنای نظم از دل بی نظمی است. همچنین به معنای آفرینش از دل تخریب نیز می باشد.

 

پس رقص کودک آبی با ماسک کالی، تاکید دیگری بر شعار Ordo Ab Chao بوده و بلافاصله در سکانس بعدی می بینیم که با خمیازه ی دجال یا Antichrist، صفوف منظمی از انسان های شیک و آراسته، ناگهان تخریب و نابود می شوند.

 

نکته ای که در خصوص سکانس خمیازه دجال و نابودی صفوف منظم انسان ها وجود دارد، این است که خمیازه دجال، به معنای افزایش تدریجی هوشیاری، قبل از بیداری کامل است و این سکانس بدین مفهوم است که در آستانه بیداری کامل دجال، نظم جهانی به هم خواهد ریخت و این نظم تخریب خواهد شد.

 

از سوی دیگر، صفوف منظم انسان های آراسته و کیف به دست، کاملاً شبیه نحوه قرارگیری سربازان چینی در اثر معروف باستانی موسوم به « ارتش تراکوتا » یا « Terracotta Army » است. اثر تاریخی « ارتش تراکوتا »، یک اثر مشهور باستانی از چین باستان است که در آن در مقبره یک امپراطور چینی، هزاران سرباز سفالی در صفوف منظم، ساخته شده اند تا محافظ مقبره امپراطور باشند.

 

شباهت نحوه قرارگیری انسان های شیک و آراسته، با سربازان « ارتش تراکوتا » به عنوان اثر باستانی مشهور چین، به صورت نمادین به این مفهوم است که نظم اقتصادی جهان که در آخرالزمان کم کم توسط کشور چین، در حال ایجاد بود، به ناگهان توسط دجال فرو خواهد ریخت، و اقتصاد و سیاست کشور چین که کم کم بر کل جهان، برتری خود را دیکته کرده است، به ناگهان فرو می پاشد.

 

با توجه به این که این صحنه، همزمان با خمیازه کشیدن دجال می باشد، چنین به نظر می رسد که فاصله زیادی بین فروپاشی نظم اقتصادی دنیا به رهبری چین و آغاز تاجگذاری دجال در اورشلیم نباشد و فراماسونری جهانی، کمی قبل از اجرای معامله قرن، نظم اقتصادی دنیا را به رهبری چین، نابود خواهد کرد تا از دل این بی نظمی و آشفتگی، نظم نوین جهانی را به مرکزیت اورشلیم یا بیت المقدس، بنا نهد.

 

اما شواهدی در این میان وجود دارند که نشان می دهند تصمیم فراماسونری جهانی، در جهت ایجاد بی نظمی فراگیر در جهان، در سال های 2019، 2020 و 2021 میلادی، جدی بوده و فرآیند « Ordo Ab Chao » با جدیت بسیار زیادی، در حال پیگیری است. ایجاد بی نظمی، هرج و مرج و اغتشاشات مختلف در سراسر جهان، همچون درگیری ها و اغتشاشات هنگ کنگ، لبنان، عراق، ایران، آمریکا، آلمان، فرانسه، بلاروس و سایر نقاط جهان، بخشی از برنامه فروپاشی و بی نظمی سازماندهی شده نظم جهانی برای ایجاد تزلزل در تمامی مناطق جهان و برپایی نظم نوین جهانی در اورشلیم یا بیت المقدس می باشد.

 

شگفت آن که همراستا با این برنامه فراگیر، موزیک ویدئو جدیدی از « مریلین منسون » آهنگساز و خواننده شیطان پرست آمریکایی، در سال 2020 میلادی، منتشر شده است که نام آن « We are Chaos! » یا « ما هرج و مرجیم! » بوده و در اشعار آن نیز، به ناامیدی فراگیر در جهان به دنبال شیوع « ویروس کرونا » اشاره گردیده و در طی آن، مریلین منسون، مخاطبان خود را به ایجاد « هرج و مرج » یا Chaos، دعوت نموده است.

 

از نکات بسیار مهم این موزیک ویدئو می توان به رمزگذاری های پیچیده و تو در تو و هماهنگ با انیمیشن « I Pet Goat 2 » اشاره کرد. برای مثال، علاوه بر نام این موزیک ویدئو که « ما هرج و مرجیم! » یا « We are Chaos! » نام داشته و با شعار معروف درجه 33 فراماسونری یعنی « Ordo Ab Chao » هماهنگی دارد، در صحنه های دیگر موزیک ویدئوی We are Chaos! نیز هماهنگی های چشمگیری با صحنه های مختلف انیمیشن I Pet Goat 2 ملاحظه می گردد.

 

برای مثال، خروج « مریلین منسون » از دهان غار مانند بر روی دریای خونین، همچون صحنه « خروج دجال » از دهانه غار در انیمیشن I Pet Goat 2 می باشد که در سکانس های آتی، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

همچنین عبارات « شاید من یک راز باشم که بتوانم بدبختی هایت را پایان دهم » و « شاید من یک راز باشم که تو را بدبخت کنم »، هر دو به تعامل دوگانه دجال با طرفداران و دشمنانش اشاره داره که برای یک گروه نقش دوست و برای یک گروه، نقش دشمن را بازی خواهد کرد.

 

از سوی دیگر، به تصویر کشیدن کودکی با لباس آبی رنگ به مساله « کودک آبی » یا « L’enfant Bleu » اشاره می نماید که در بحث های مربوط به این کاراکتر و ارتباط رمزی آن با شخص شیطان، در ادامه بحث ها، بیشتر سخن خواهیم گفت.

 

به هر حال آن چه مسجل است، این است که برنامه Ordo Ab Chao، به صورت رسمی کلید خورده است و پیروان شیطان در سراسر جهان، در پیشبرد اهداف این شعار، در حال زمینه سازی و مقدمه چینی می باشند تا با تحقق این بی نظمی جهانی، اجرای معامله قرن و تاسیس دولت جهانی به مرکزیت اورشلیم را تسهیل نمایند.

 

بعد از این توالی سکانس های پیچیده، در سکانس بعدی ملاحظه می گردد که کاراکتر دراکو که همان اژدهای افعی مانند و تمثال شیطان بوده است، به سرعت از کنار کاراکتر « لودوویک » گریخته و پنهان می گردد.

 

کاراکتر « لودوویک » نیز از جا برخاسته و به افق خیره گردیده و با حرکت سر و چشمانی که نشان از مصمم بودن وی دارد، به راه می افتد.

 

چشمان آبی لودوویک، به این موضوع که وی جوانی غربی است، اشاره می نماید و نمادشناسی نام وی نیز، همان گونه که در سکانس های قبلی ذکر شد، به ارتباطش با مسیحیت اشاره دارد. این سکانس بدین مفهوم است که پس از فریب و اغوای طولانی جوانان مسیحی غربی توسط شیطان، این جوانان که مغز آن ها توسط دراکو یا همان شیطان، شستشو داده شده است، با توهم این که قرار است برای بازگشت مسیح (ع) تلاش کنند، در عمل، با عزم و اراده ی جدی، در لشکر دجال یا ضد مسیح خدمت خواهند کرد.

 

 متاسفانه چنین اتفاقی چند دهه است که رخ داده و بسیاری از مسیحیان نوانجیلی که مشتاق بازگشت مسیح (ع) هستند، در لشکر ماسونی و شیطانی کشورهای حامی دجال همچون آمریکا و ناتو، خدمت می نمایند و نادانسته به جای خدمت به مسیح (ع)، عملاً جان خود را بر سر حمایت از دجال یا Antichrist از دست می دهند.

 

در سکانس بعدی، ملاحظه می گردد که کاراکتر Skullduggery در حالی که چوب هایی به دست دارد، همچون رهبران ارکستر، در حال تکان دادن دست های خود، به صورت متناسب با موزیک انیمیشن است.

 

و در همین حین، چهره کاراکتر معصوم این انیمیشن، یعنی کودک یمنی، موسوم به « عالی »، دیده می شود که در حالی که مرده است و لباس صوفیان بکتاشی ترکیه را به تن نموده است، به صورت ناخودآگاه به دور خود چرخیده، و جسم بیجان وی، در حال رقص صوفیانه، از گنبد تخریب شده مسجد ایاصوفیه استانبول، بالا رفته و به آسمان می رود.

 

در همین زمان، تصویر دوربین می چرخد و نمای دورتری از محیط به دست می دهد. به نحوی که می بینیم، علاوه بر رقص Aali بر بالای گنبد ایاصوفیه، نمادهای مختلفی از سرزمین های اسلامی گوناگون به چشم می خورد.

 

این سکانس نیز حاوی المان های متعددی است که در لایه های مختلفی، آن را بررسی می نماییم. در لایه اول تحلیل این نکته را یادآوری می نماییم که Skullduggery به مفهوم تقلب، حقه بازی و حیله گری در سیاست، اقتصاد و فرهنگ است و طبق نظر بسیاری از صاحبنظران، مصداق برجسته این مساله در ابتدای هزاره سوم میلادی، شخص دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا می باشد.

 

 به نظر می رسد که در این سکانس نیز به این مساله اشاره می گردد که با تلاش ها و تحرکات آمریکا در عصر ترامپ، فراماسونری قصد دارد تا مقاومت اسلامی را، تبدیل به اسلام سازش کار بی خاصیت و سکولار، همچون اسلام مورد حمایت ترکیه، نماید.

 

به عبارت دیگر، کاراکتر عالی، نماد مردم مظلوم یمن، و سایر گروه های مقاومت اسلامی است که در این تصویر، به صورت مرده به نمایش درآمده است و این بدان معنا است که آمریکا تلاش دارد تا در عصر ترامپ، به مقاومت اسلامی، خاتمه دهد و به جای آن، اسلام سازشکار و سکولار شبه ترکیه ای را در سراسر جهان اسلام، مستقر سازد.

 

در لایه دوم تحلیل این سکانس از انیمیشن، ملاحظه می گردد که در بخشی از تصویر، تعدادی ساختمان به صورت دوایر متحدالمرکز، به دور یک منطقه خالی، اما نورانی و روشن حلقه زده اند و در منطقه مرکزی این دوایر متحد المرکز، یک ابلیسک ماسونی، خود نمایی می کند.

 

این تصویرسازی خبیثانه، به صورت موذیانه ای به مکه مکرمه و خانه کعبه، قبله گاه مقدس مسلمانان اشاره می نماید که در تاریکی شب و در تصاویر هوایی از راه دور ، به شکل ساختمان های حلقه زده به صورت دایره های متحدالمرکز، به چشم می آید.

 

لیکن خباثت کارگردان در این جا است که به جای خانه مقدس مکعب شکل کعبه، یک ابلیسک را به تصویر کشیده است.

 

همچنین مشاهده می گردد که صحن مسجدالحرام، خالی است! این تصویر اهانت آمیز، به این مساله اشاره می نماید که فراماسونری و ایلومیناتی قصد دارد تا قبله مقدس مسلمانان یعنی کعبه را نیز با نمادها و مناسک شرک آلود و الحادی، جایگزین نموده و ضمن متروک نمودن مناسک مقدس اسلامی، نسخه ای انحرافی از اسلام را به مسلمانان جهان، ارایه نماید.

 

در لایه سوم تحلیل این سکانس از انیمیشن، ملاحظه می گردد که بجز مسجد ایاصوفیا و نیز مسجدالحرام، نمادهایی از سایر سرزمین های اسلامی نیز به چشم می خورد.

 

برای مثال تصاویری از زیگورات بابل که نماد بغداد است، یا آسمانخراش های بلند که نماد امارات متحده عربی هستند، و یا ساختمان های دروازه ای شکل منحنی که نماد بحرین می باشند.

 

همچنین ملاحظه می گردد که رشته هایی از نور ماسونی، از مسجد ایاصوفیا استانبول به تمام این کشورها و سرزمین ها، کشیده شده است.

 

 این تصویر، بدین معنا است که قرار است الگوی اسلام سازشکار و سکولار ترکیه ای، در تمامی سرزمین های اسلامی، پیاده سازی گردد.

 

اما در لایه چهارم تحلیل این سکانس که عجیب ترین و پیچیده ترین لایه از این سکانس می باشد، در حال چرخیدن نمای دوربین، ملاحظه می گردد که ظاهر شماتیک سرزمین های اسلامی در این سکانس، به شکل یک ققنوس است که بال های آن آتش گرفته، و زبانه های آتش نیز پراکنده شده اند. در واقع ساختارهای متحدالمرکز نمایانگر کعبه و مکه، به مثابه چشم ققنوس، تاج و منقار آن، مسجد ایاصوفیا به منزله قلب ققنوس، و سایر خشکی های پراکنده در آب، شبیه به بال ها و پرهای ققنوس هستند که آتش گرفته اند!

 

 به نظر می رسد که در این لایه از تحلیل این سکانس، به این موضوع اشاره شده است که همان گونه که ققنوس آتش گرفته و از نو ققنوسی جدید ایجاد می شود،

 

سرزمین های اسلامی نیز همچون ققنوس قدیمی، دچار التهاب، آتش گرفتن و فروپاشی شده، و از دل آن، ققنوسی جدید در قالب خاورمیانه جدید، سر بر می آورد

 

و ثمره این تجدید حیات خاورمیانه جدید نیز، نابودی مقاومت اسلامی و احیاء اسلام سکولار و بی خاصیت می باشد. البته تمام موارد ذکر شده، نقشه های خام فراماسونری و ایلومیناتی است که ان شاء الله، روی حقیقت به خود نخواهد دید و در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

 

خادم الامام (عج) _ alwadossadegh.com

 4,617 total views

6 دیدگاه‌ها

  1. با سلام خدا قوت خدمت شما عزیزان.. انشالله مورد قبول خدا واقع شود این تلاش مخلصانه…اشاره کردید که بهشت و جهنم و فرشتگان از جنس ماده و انرژی نیستند..پیروی مطالعات من که در کتاب آیت اله محمد امین رضوی نیز آمده.‌‌مواد در بدن ما به انرژی تبدیل میشوند آن انرژی را ما صرف انجام کار نیک میکنیم انرژی از آسمان اول گذشته و در آنجا مجددا تبدیل به ماده یا همان نعمت در بهشت میشود یا اگر عمل ناپسند بود با عذاب در جهنم تبدیل میشود..و مورد بعد اینکه جز خداوند هیچ موجود مجردی نداریم و همه زمانمند و مکان مند هستند منتهی با نقش پررنگ نسبیت

    • سلام و عرض ادب. ممنون از مشارکت شما در بحث. دیدگاه های مکمل عزیزان مخاطب، باعث پویایی و تکمیل بحث خواهد شد. در توضیح مجرد یا مادی بودن بهشت و جهنم باید عرض کرد که بله. در عالم آخرت، معاد هم جسمانی و هم روحانی است. در برزخ جزء روحانی برجسته است. اما در عالم آخرت، هر دو جزء با هم وجود دارند. دشمن با دیدگاه ماتریالیستی خود، بهشت مادی را قبول دارد و در همین دنیا نیز در حال ساختن بهشت مادی برای خود و پیروانش است، اما جزء معنوی و آن بهشت کامل تمام عیار مد نظر ادیان را نمی پذیرد. در خصوص فرشتگان در بحث مجرد یا غیر مجرد بودن بین علما اختلافاتی مشاهده می شود. مجدداً از این که شما و دوستان، دیدگاه های ارزشمند خود را به اشتراک می گذارید، تشکر می کنم. ضمناً پیشاپیش بابت این که در پاسخ به برخی نظرات مطلب می نویسم و در برخی موارد مطلب نمی گذارم، عذرخواهی می نمایم. تلاش ما و بالاخص بنده به عنوان نویسنده ارشد وبسایت « وعده صادق »، مشارکت در بحث با عزیزان دغدغه مند می باشند، لیکن مسایل مختلفی به لحاظ زمانی و …، محدودیت ایجاد می کند که بابت آن عذرخواهی می کنم. موفق و سربلند باشید.

      • با تشکر از شما…یه موردی دیگه هم هست..چشم روی پیشانی دجال یا پشم روی قایق دجال چشم چپ است…اما شما اشاره کرده اید(در بخش 13 و 14) که دجال فقط چشم راست دارد

  2. سلام و خدا قوت
    تشکر از توضیحات بسیارعالی و ذکر نکات ریز
    به نظرم اومد نکته ای رو خدمتتون عرض کنم ، شاید پیرزن در انیمیشن اشاره به ملکه الیزابت و پایان پادشاهی یا پایان عمر اون باشه
    با توجه به پیشینه خانوادگی خانواده سلطنتی و به طور مثال ازدواج محارم با همدیگه و …. شاید توصیفات این پیرزن به الیزابت یا خاندان سلطنتی شبیه باشه

    • سلام و عرض ادب. از ارایه بازخورد تشکر می کنم. گرچه در خصوص بعضی شخصیت ها، نظرات مختلفی می توان ارایه داد، لیکن در خصوص « فاحشه بابل »، « مدونا » وضعیت ویژه ای داشته و حتی نام یکی از تورهای موسیقی وی نیز « فاحشه بابل » بوده که تغییر کرده است. همچنین رمزگشایی « Madam Q » و توضیحاتی که در خصوص اثر « Madam X » در مجله Q گفته شد، یکی از موارد مهمی است که به تایید مطالب گفته شده در رمزگشایی ها، کمک می کند. البته احتمالاً جانشین مدونا بعد از مرگ، یا بازنشتگی، « نیکی میناژ » در نظر گرفته شده است و بعضی از تحلیل گران مسیحی نیز چنین نظری دارند که در صورت عدم تحقق وقایع نهایی آخرالزمان در زمان زنده بودن مدونا، « نیکی میناژ » به عنوان حایگزین احتمالی وی، در حال مطرح شدن است که البته با توجه به فساد شدید و اباحه گری وی و روابط این دو شخصیت با هم و …، دور از ذهن نمی باشد. موفق باشید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید