شعر/بهشت هم ببرندم فقط علی علیه السلام گویم

1
227

 

نفس نفس زدن من همه بخاطر توست
خوش آن زمان که ببینم دلم مجاور توست

همه شروط قبولی طاعتم هستی
اگر که عبدِ خدا گشته ام بخاطر توست

به وصف هیچ کسی جز تو دم نخواهم زد
خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست

شجاعت تو به خیبر، به بدر و یوم مبیت
چگونه وصف نمایم؟! زبان چو قاصر توست

خوشا سری که به راه شما جدا شود و
خوشا تنی که فتاده سر معابر توست

از آن زمان که شنیدم فمن یمت یرنی
نفس به سینه نمانده دلم مسافر توست
 

بهشت هم ببرندم فقط علی گویم
که بند بندِ وجودم همیشه ذاکر توست

 

عجیب نیست که مردم تو را خدا گیرند
عجیب اینکه کسی عابد است و منکر توست


معامله سر بازار تو دو سر سود است
عطا و جود و کرم، شیوه ی متاجر توست


مرا اگر به نجف راهیم کنی چه شود؟!
که بیند این دل زارم دوباره زائر توست

 

منبع: مشرق

یک دیدگاه

  1. من که ترجیح میدم بند بند وجودم ذکر خدا باشه، رمز رستگاری حضرت علی هم بندگی خالصانه خدا بود، کاش پیرو حضرت علی بودیم. خدا این شاعر رو به راه راست هدایت کنه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید