رمز گشایی از برنامه دجال (2020) : I, Pet Goat 2.99 (بخش سوم و چهارم)

0

بسم الله الرحمن الرحیم

اما موضوع دیگری که در این سکانس، مورد بحث قرار خواهیم داد، پازل کلماتی است که اکثر حروف آن، نگاشته شده و چند حرف آن نیز، خالی مانده است.

 

از ظاهر پازل کلمات نیز به راحتی می توان دریافت که جواب این پازل کلمات، عبارت Evolution یا تکامل می باشد. در لایه اول این نماد، چنین اشاره شده است که فرضیه تکامل داروینی و نئوداروینی، فرضیه ای بوده که از دل فراماسونری و ایلومیناتی، منبعث شده است و فراماسونری نیز همواره، حامی فرضیۀ تکامل بوده است.

 

بسیار جالب است که بدانیم موسسین و مبدعین این فرضیه، همگی یا فراماسون و عضو آیین های مخفی بوده اند و یا از دل خانواده هایی کاملاً ماسونی برخاسته اند. برای مثال اراسموس داروین، پدربزرگ چارلز رابرت داروین، و نویسنده کتاب مشهور زونومیا بوده، که در این کتاب، نکات مهمی در خصوص مفاهیم اولیه نظریه تکامل نگاشته، و مبدع فرضیه تکامل یعنی نوه اش چارلز رابرت داروین نیز، خودش را مدیون این پدربزرگ می‌دانسته است.

 

نکته مهم در خصوص اراسموس داروین این است که وی، عضو مجامع مخفی ماسونی همچون لژ « Cannongate Kilwinning » ادینبورگ اسکاتلند و جامعه مهتابی بیرمنگهام، یا « Lunar Society of Birmengham » بوده است.

 

از سوی دیگر، پدر بزرگ مادری چارلز رابرت داروین یا  « جوزایا وج وود » چهره ی برجسته ی صنعت سفالگری انگلیس، عضو گروه وابسته به ایلومیناتی « جامعه ی مهتابی بیرمنگهام » یا « The Lunar Society in Birmingham » بوده است.

 

همچنین هر دو پدر بزرگ داروین یعنی اراسموس داروین و جوزایا وج وود، در جنبش بزرگ ایلومیناتی آن زمان یعنی « روشنگری بریتانیایی » یا « The  British Enlightenment  »، عضویت داشته اند.

 

از سوی دیگر، پدر چارلز داروین، یعنی دکتر رابرت داروین و همه برادرانش، عضو لژهای فراماسونری بوده اند.

 

گرچه اطلاعات دقیق و متقنی از عضویت شخص چارلز رابرت داروین مبدع فرضیه تکامل، در لژهای ماسونی وجود ندارد، لیکن این موضوع به دلیل تلاش برای پنهان کردن ارتباط چارلز داروین و فرضیه تکامل با فراماسونری و ایلومیناتی، سرپوش گذاشته شده است. هر چند چارلز داروین نیز صراحتاً خود را آگنوستیک یا ندانم گرا معرفی نموده است.

 

در خصوص آلفرد والاس که از چهره های مشهور دیگر فرضیه تکامل بوده است نیز گفته می شود که وی نیز در مجامع مخفی همچون گروه های « نکرومانسی » عضویت داشته است.

 

البته فرضیه تکامل علی رغم ایرادات جدی علمی که به آن وارد است، به صورت کامل، مورد حمایت فراماسونری جهانی می باشد و به همین دلیل علی رغم ابهامات و سوالات متعدد پیرامون آن، کماکان در عرصه رسانه ای جولان می دهد.

 

علی ای حال، در تعدادی از مقالات وبسایت www.alwadossadegh.com، به صورت مفصل به این اشکالات و ابهامات، پرداخته شده است که مخاطبین محترم، می توانند به آن ها مراجعه نمایند.

 

اما در لایه دوم تحلیل این پازل کلمات، با کمی دقت در می یابیم که حروف انگلیسی i، o و u، خالی هستند.

 

اما آیا این i,o,u مفقوده، به نکته ای مرتبط است؟ بله، i,o,u  به کتابی خاص، با عنوان IOU: Welcome to Illuminati University اشاره می نماید که همان گونه که از نام آن پیداست، به دانشگاه تحت نظر Illuminati اشاره می کند و بر روی جلد و متن کتاب نیز، انبوهی از نمادهای ماسونی، موجود است.

 

این کتاب، توسط انتشارات Steve Jackson Games و وبسایت Warehouse23.com منتشر شده است و همان گونه که در لوگوی انتشارات Steve Jackson Games و وبسایت Warehouse23.com ملاحظه می گردد، نماد هرم و چشم ماسونی به چشم می خورد.

 

ضمن این که عدد 23 در نام وبسایت Warehouse23.com، صراحتاً به مزمور 23 داوود از کتاب انجیل اشاره می نماید که همان گونه که قبلاً مورد اشاره قرار گرفت، اصطلاحات کلیدی عبور از « دره سایه مرگ » یا « Valley of the Shadow of Death » و « سکونت در خانه خدا » یا « سکونت در اورشلیم » برای ابد، در مزمور 23 داوود، به کار رفته است و فراماسونری، ایلومیناتی و صهیونیسم جهانی، نقشه ها و توطئه های بزرگی برای سوء استفاده از مزمور 23 داوود، در دوره ی زمامداری دونالد ترامپ، تدارک دیده اند که به صورت مفصل، در سکانس های آتی، مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 

در لایه سوم تحلیل این قسمت، به این نکته اشاره می نماییم که اصطلاح IOU، به انگلیسی به صورت I owe you. یعنی من به تو بدهکارم یا من به تو مدیونم خوانده می شود و این مساله نیز کد رمز دیگری در جهت اثبات سرسپردگی کارگردان فراماسون و اسپانسرهای شیطان صفت انیمیشن I, Pet Goat 2 در جهت اعلان ارادت و وابستگی به شیطان، و جلب رضایت لوسیفر ملعون می باشد.

 

اما در لایه چهارم، کل عبارت Evolution، با درخت کابالا یا درخت زندگی، ارتباط پیدا می کند. قبلاً عرض شد که نحوه حرکت بین بخش های مختلف درخت کابالا یا سفیروت ها، به اشکال مختلفی امکان پذیر است، لیکن مهم ترین انواع حرکت بین اجزا مختلف کابالا، یا سفیروت ها، مسیر های Ascencion یا (صعودی)، Descencion یا (نزولی) و Integration (تلفیقی) می باشد.  نکته بسیار مهمی که در لایه چهارم این نمادشناسی، پنهان شده است، این است که مسیر صعودی درخت کابالا یا Ascencion، Evolution نیز نامیده می شود. بنابراین اصطلاح Evolution یا تکامل، علاوه بر اشاره به فرضیه تکامل در زیست شناسی، به مسیر صعودی درخت کابالا نیز اشاره دارد.

 

از سوی دیگر، در بحث نمادشناسی مربوط به صاعقه نیز، به این موضوع اشاره کردیم که نماد صاعقه و مغز و اژدها، به مسیر نزولی درخت کابالا یا Lightning Flash of Creation نیز اشاره دارد.

 

به مسیر نزولی درخت کابالا، یا مسیر Descencion، مسیر Involution نیز اطلاق می گردد.

 

فلذا با حضور همزمان مسیر نزولی یا  Evolution بر روی تخته کلاس درس و مسیر نزولی درخت کابالا به صورت پوستر صاعقه – مغز – اژدها بر روی دیوار کلاس در یک سکانس، در نهایت پیام پنهان تلفیق هر دو مسیر صعودی و نزولی درخت کابالا مخابره شده و در نهایت، مسیر تلفیقی Integration نیز در درخت کابالا، به دست می آید.

 

بنابراین عملاً در یک سکانس، به صورت پنهانی، هر سه مسیر اصلی تعالیم درخت زندگی کابالا یعنی مسیر صعودی (Evolution)، مسیر نزولی (Involution) و مسیر تلفیقی (Integration) به فراماسون ها و اعضا ایلومیناتی مخاطب این انیمیشن، ارایه می گردد.

 

در این سکانس، اِلِمان مهم دیگری نیز بر روی تخته سیاه کلاس درس وجود دارد. بر روی تخته سیاه، ملاحظه می گردد که فردی به دار آویخته شده است. اما مقصود از این فرد به دار آویخته، در کنار عبارت Evolution چیست؟

 

در لایه اول تحلیل این فرد به دار آویخته، ملاحظه می نماییم که نحوه به دار آویخته شدن این فرد، شبیه حرف R انگلیسی است. بنابراین یکی از معانی این نماد، عبارت Revolution یا انقلاب است و می‌بینیم که این فرد، چشمانش شبیه افراد مرده، به نمایش درآمده است.

 

معنای لایه اول این نماد این است که فراماسونری و ایلومیناتی، هر انقلابی که علیه خودش شکل بگیرد را از بین خواهد برد. پس همۀ انقلاب‌های دیگری که به ظاهر مفهوم انقلاب دارند و توسط فراماسونری حمایت می شوند، عملاً علیه فرماسونری نیستند و متاسفانه اکثر انقلاب های دنیا در سراسر جهان، توسط فراماسونری حمایت شده است. برای مثال انقلاب کبیر فرانسه، یا انقلاب بلشویکی روسیه یا انقلاب های مخملین که تحت حمایت فراماسونری بوده اند، در واقع انقلاب نبوده اند و یک شعبده بازی ظاهری برای انتقال قدرت به دست فراماسونری جهانی بوده اند.

 

جالب است که در حال حاضر تنها انقلابی که در دنیا کل کشورهای ماسونی همچون انگلستان، آمریکا، فرانسه و آلمان و غیره، علیه‌ آن موضع گرفته اند، انقلاب اسلامی ایران است که این خصومت بین المللی کشورهای ماسونی علیه انقلاب ایران، بیش از ۴۰ سال مداوم، امتداد یافته است و این نشان می دهد که فراماسونری، به هر انقلابی که علیه‌اش عمل کند، روی خوش نشان نخواهد داد و با آن خواهد جنگید؛

 

به همین دلیل نیز، نبرد و تخاصم بین المللی کشورهای ماسونی با ایران، بیش از ۴۰ سال ادامه یافته است که شواهد این مساله، در مقاله « جهان در سیطره دجال، ایران جزیره امید »، ذکر شده است.

 

در لایه دوم تحلیل این نماد، باید مجدداً به کارت های تاروت مراجعه کرد. همان گونه که قبلاً ذکر شد، کارت های تاروت و بالاخص انواع ویژه آن همچون کارت های تاروت تحوتی، از ارزش بسیار بالایی در مجامع مخفی و ماسونی برخوردارند. در این میان، 22 کارت مهم در تاروت که « تاروت کبیر » یا « Major Arcana » یا « ترامپ کارت » نامیده می شوند، بیش از سایر کارت ها، اهمیت می یابند.

 

یکی از کارت های تاروت کبیر ، کارتی موسوم به « Hanged Man » یا مرد به دار آویخته شده است که در تصاویر ملاحظه می فرمایید.

 

البته تصویر مرد به دار آویخته شده در تخته سیاه کلاس درس انیمیشن، با کارت Hanged Man تاروت کبیر، دو تفاوت عمده دارد. اول این که در کارت Hanged Man تاروت کبیر، فرد به دار آویخته شده، به صورت سر و ته یا Upsidedown، قرار گرفته است، در حالی که در تخته سیاه کلاس درس، به صورت نرمال به دار آویخته شده است. نکته دوم این که در کارت Hanged Man تاروت کبیر، طناب به پای فرد به دار آویخته شده، متصل است، در حالی که در تخته سیاه کلاس درس، طناب به سر فرد به دار آویخته شده، متصل است.

 

در خواندن کارت های تاروت، کارت های سر و ته یا Upsidedown، به صورت متضاد یا معکوس یا منفی معنی خودشان به کار می روند.

 

همچنین اتصال طناب به سر فرد به دار آویخته شده، به جای اتصال به پا، باز هم موجب متضاد یا معکوس شدن معنی کارت می گردد. به لحاظ ریاضی، منفی ضربدر منفی، جواب مثبت می دهد! یعنی در نهایت، معنی المان مرد به دار آویخته در کلاس درس انیمیشن، کاملاً معادل کارت Hanged Man در تاروت کبیر است. معنای کارت Hanged Man در تاروت کبیر، « توسعه ی فردی » و « کار را با اعتماد به نفس به پیش بردن » است.

 

بنابراین پیام رمزی المان مرد به دار آویخته شده بر روی تخته سیاه کلاس درس، حرکت پر قدرت و مصمم فراماسونری و ایلومیناتی به سمت هدف نهایی، یعنی زمینه سازی برای آغاز نظم نوین جهانی به پایتختی اورشلیم و آغاز دوره حکومت دجال یا Antichrist در جهان می باشد که این پیام رمزی، به همه طرفداران فراماسونری در سراسر جهان، مخابره شده است

 

در ادامه، به سکانسی کاملاً متمایز با سکانس های قبلی، برخورد می کنیم. در تصویر جدید، 12 آدمک‌ با چهره‌های محو و افسرده که به تعداد ماه‌های سال، به تعداد برج‌های فلکی و به تعداد قبایل بنی اسراییل هستند، ملاحظه می گردند. همچنین مشاهده می شود که این آدمک ها توسط سیم‌خاردار محصور شده اند، و این مساله نیز، جلوه ای دیگر از فضای یأس و ناامیدی در آخرالزمان را نشان می دهد.

 

در همین حال در وسط کلاس درس، یک دختر زیبای موطلایی و بلوند را می‌بینیم که در دستش یک سیب قرمز را گرفته و یک دایره‌ به رنگ سبز – قهوه‌ای، دور این دختر را احاطه نموده است و در فاصله بسیار اندکی از دایره سبز – قهوه ای، یک لکه کوچک سبز – قهوه ای نیز روی زمین، ملاحظه می گردد.

 

اگر مجدداً به تصاویری که قبلا راجع به آن ها صحبت شد، توجه داشته باشیم ملاحظه می گردد که دایره سبز – قهوه ای رنگ دور دختر موطلایی و لکه نزدیک آن، شباهت بسیار زیادی به خال روی صورت اوباما و  دایره نزدیک آن دارد. همچنین این دایره و نقطه ذکر شده، شباهت بسیار زیادی به وضعیت حرف دایره ای O انگلیسی و نقطه حرف i مجاور آن، در کلمه HELiOPHANT موجود در لوگوی شرکت سازنده‌ی انیمیشن دارد.

 

بنابراین دایره و نقطه مجاور آن در هر سه بخش مورد اشاره، یعنی « تصاویر خال و لکه صورت اوباما، دایره و نقطه اطراف دختر مو بلند، و حروف O و i موجود در کلمه HELiOPHANT لوگوی شرکت سازنده انیمیشن » همگی به یک نکته مهم و یک موضوع واحد اشاره می کنند. با بررسی های همه جانبه در مورد نمادشناسی ماسونی، در می یابیم که دایره و نقطه ذکر شده در المان های مذکور، همگی به ستاره‌ای به نام ستاره‌ی Regulus یا قلب الاسد اشاره می کنند، که اهمیت بسیار زیادی در مباحث آخرالزمانی فراماسونری و ایلومیناتی دارد و قبلاً نیز به صورت مختصر، در مورد آن، صحبت شده بود.

 

ستاره‌ی Regulus اصولاً به عنوان یک ستاره‌ی Ecleptic یا ستاره‌ی مرتبط با کسوف دیده می شود و به دلیل نزدیکی بسیار زیاد آن به خورشید، از اهمیت بسیار زیادی در کسوف ها، برخوردار است.

 

این تصویر، مربوط به یکی از کسوف‌هایی است که در سال 2017 میلادی رقم خورده است و همان گونه که ملاحظه می فرمایید، محل قرارگیری ستاره‌ی Regulus نسبت به خورشید، دقیقاً مشابه همان تصاویری است که در خصوص خال اوباما، لوگوی HELiOPHANT و دایره و نقطه اطراف دختر موطلایی، ملاحظه گردید. نکته مهم در خصوص ستاره Regulus یا قلب الاسد، این است که از دید ناظر زمینی، محل این ستاره، نسبت به خورشید، تقریباً ثابت است و به همین دلیل، در کسوف‌ها به خوبی دیده می شود.

 

اما ستاره ی Regulus یا قلب الاسد، چه اهمیتی در مباحث آخرالزمانی فراماسونری و ایلومیناتی دارد؟ علت اشاره‌ی مکرر کارگردان انیمیشن I, Pet Goat 2 به Regulus، در جای جای این انیمیشن چیست؟ قبل از پاسخ دقیق به این سوال، ابتدا باید نمادهای به کار رفته در این سکانس انیمیشن، به صورت مفصل، مورد بحث قرار گیرد. در این سکانس، ملاحظه می گردد که قبل از این که تصویر، روی دختر جوان موطلایی، فیکس شود، در حاشیه‌ی تصویر، و بر روی دیوار، یک گل زردرنگ به چشم می خورد که اسم این گل به زبان انگلیسی، (Lily) می باشد که معادل آن نیز در زبان فارسی، گل سوسن است.

 

البته گل Lily، انواع مختلفی دارد و کلاً سرده‌ی لیلیوم یا سرده سوسن، سرده بسیار بزرگی از گل ها است، که انواع گونه‌ها در آن واقع شده اند.

 

ضمن این که گل دیگری به نام « Water Lily » نیز  وجود دارد که بسیار شبیه به گل « Lotus » یا نیلوفر آبی است، اما در اصل، Water Lily و Lotus، دو گونه متفاوت می باشند.

 

از سوی دیگر، در وبسایت شرکت سازنده انیمیشن، یعنی شرکت HELiOPHANT، اسم دختر جوان زیبا روی موطلایی نیز Lily ذکر شده است که همنام با گل های مذکور می باشد.

 

اما نکته بسیار مهم این که کلمه Lily، مخفف عبارت Lilith بوده و Lilith نیز، یک الهه شیطانی بوده است. در خصوص Lilith، چنین آمده است که Lilith یا Lily یا Lilitu، زن زیبای شیطانی، ملکه‌ی زیبای آنوناکی، مادر اژدها و افعی ها، و ملکه‌ی جغدها بوده، و با گل‌های سرده سوسن یا گل های Lily، و نیز با گل Lotus یا نیلوفر آبی، ارتباط داده شده است.

 

لیلیث را به عنوان یک زن زیبا، و مادر اژدها و ملکه جغدها می شناسند، و نماد آن، یک ماه متصل به صلیب می باشد. این زن زیبا، در افسانه‌های ملل باستان، و اساطیر فرقه‌های الحادی بالاخص در منطقه بین‌النهرین، به عنوان خدای باروری، و مادر افعی ها و اژدها، شناخته می شده است.

 

نکته‌ی دیگری که راجع به لیلیث وجود دارد، این است که در برخی از افسانه‌ها، به عنوان همسر اول حضرت آدم (ع) معرفی شده است. در حالی که چنین موضوعی در هیچ یک از کتب آسمانی ادیان الهی، اعم از تورات، انجیل و قرآن، وجود ندارد.

 

این نوع ادعاهای کفر آمیز و باطل، تحریف‌هایی هستند که توسط دستگاه‌های کابالیستی- صهیونیستی برخی از اقوام یهودی، وارد برخی کتاب‌های عبری شده اند. ازجمله‌ی این کتاب‌های باطل و کفرآلود، می توان به کتاب Alphabet of Ben Sira، یعنی الفبای بِن سیرا یا مبادی بِن سیرا اشاره کرد؛

 

در این کتاب، اشاره شده است که اولین همسر حضرت آدم ابوالبشر (ع)، شخص لیلیث بوده است و بعد از اینکه لیلیث در مقابل حضرت آدم (ع) تمکین نکرده، و در مقابل خدا نیز طغیان کرده است، توسط خداوند از بهشت اخراج گردیده است.

 

طبق این ادعا، چون لیلیث، مادر افعی‌ها و مادر اژدها بوده است، خودش را به صورت یک مار خوش خط و خال در آورده، و سپس وارد بهشت شده و حضرت آدم و حوا را – که خداوند جایگزین لیلیث کرده بود – اغوا نموده و ترغیب به خوردن سیب ممنوعه کرده است که طبق این عقاید تحریف شده، سیب مذکور، سیب دانش و آگاهی بوده است. طبق این ادعا، پس از این که لیلیث موفق به فریب آدم و حوا گردیده و موجب تناول آن ها از سیب ممنوعه شده است، همگی مغضوب درگاه الهی شده و خداوند نیز آدم، حوا و لیلیث را از بهشت، اخراج نموده است.

 

نکته‌ی مهمی که وجود دارد، این است که شیطان یا بافومِت، همواره به صورت موجودی دوجنسه  به نمایش درآمده است. به نحوی که بافومت هم دارای اندام تناسلی مردانه است و هم دارای برخی ویژگی‌های زنانه مثل سینه‌های بزرگ، می باشد. پس شیطان هم وجه نرینگی دارد و هم وجه مادگی.

 

همچنین در خصوص اغوای قوم لوط توسط شیطان، برای انجام اعمال شنیع لواط و مساحقه، چنین ذکر شده است که شیطان به صورت پسری زیبا به نزد مردان قوم لوط رفت و آن ها را به لواط تشویق کرد و سپس به شکل زنی زیبا در آمد و به نزد زنان قوم لوط رفته و آن ها را به مساحقه ترغیب نمود. بنابراین، این موضوع نیز موید امکان تجسم شیطان به عنوان هر دو جنس نر و ماده می باشد.

 

با توجه به مطالب ذکر شده، به نظر می رسد که آن چه در عقاید تحریف شده برخی کتب عبری و افسانه‌های ملل باستانی ملحد در خصوص لیلیث اشاره شده است، به وجه مؤنث شیطان اشاره دارد که در قالب این وجه مؤنث، آدم و حوا را گول زده و به آنها گفته است که از میوه‌ی ممنوعه بخورند و بدین ترتیب، موجبات اخراج آن ها از بهشت را فراهم نموده است.  البته طبق همین افسانه‌ها، بسیاری از اجنه و شیاطین کافر و عفریت ها، حاصل تولید مثل لیلیث هستند. به هر حال، علی رغم وجود اقوال متفاوت در عقاید ملل باستان در خصوص لیلیث، در هیچ یک از ادیان الهی، اشاره نشده است که موجودی به نام لیلیث از جنس اجنه، همسر اول حضرت آدم (ع) بوده است و این مطالب دروغ، تحریفاتی هستند که شیاطین، وارد متون عبری همچون کتاب الفبای بِن سیرا کرده اند و مطالبی غیر قابل قبول هستند.

 

بدین ترتیب در لایه اول تحلیل این بخش از انیمیشن، متوجه می شویم که دختر زیباروی نشسته در وسط دایره، Lilith یا همان Lily است و سیب قرمزی که در دست دارد نیز این فرضیه را تقویت می نماید. به عبارت دیگر، زیبایی Lilith و سیب قرمز اغواگر معروف، همگی در کاراکتر Lily انیمیشن I, Pet Goat 2، تجلی یافته اند.

 

در لایه دوم تحلیل این المان انیمیشن، در می یابیم که لباس سفید، موهای بلوند و چهره ی زیبا، در کنار سایر مسایلی که به لیلیث نسبت داده شده است: همچون مادر اژدها یا ملکه‌ی اژدها بودن، همگی بین کاراکتر Lily در این انیمیشن، شخصیت شیطانی Lilith در اساطیر ملل باستان و نیز کاراکتر معروف سریال بازی تاج و تخت یا Game of Thrones، یعنی « دنریس تارگرین »، ارتباط بسیار قوی برقرار می نماید.

 

همچنین نکته‌ی دیگری که در برخی منابع در خصوص لیلیث ذکر شده است، ویژگی تخریب‌گر بودن لیلیث است که مجدداً این مساله نیز بین لیلیث و دنریس تارگرین، ارتباط قوی برقرار می نماید.

 

بالاخص که معنای کلمه دنریس نیز با تخریب، کاملاً مرتبط است و اسم Daenerys، به معنای « خداوند تخریب من را قضاوت خواهد کرد » می باشد.

 

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه می گردد، دنریس نیز همچون لیلیث، زنی جوان و زیبا است. طبق افسانه ها، لیلیث پس از ازدواج اول، بیوه بوده و دنریس نیز بیوه بوده است. همچنین لیلیث به مادر اژدها مشهور است و دنریس نیز به همین نام، معروف است. در نهایت هر دو شخصیت، با تخریب گری مرتبط می باشند.

 

بسیار جالب است که در برخی از مشهورترین سکانس های سریال « بازی تاج و تخت »، دنریس نیز همچون شخصیت Lily یا Lilith انیمیشن I, Pet Goat 2، به شکلی بسیار زیبا و با لباسی سفید و موهای طلایی به تصویر کشیده شده است. فلذا شباهت و ارتباط این شخصیت ها با یکدیگر، بیش از شانس و اتفاق می باشد.

 

به هر حال، محبوبیت جهانی که  شخصیت « دِنِریس تارگرین » در سریال « بازی تاج و تخت » به دست آورده است، بی‌ علت نیست، این کاملا مشخص است که امپراتوری رسانه‌ای ماسونی – صهیونیستی در سراسر جهان که سردمدار آن، هالیوود است، بسیار دقیق و منسجم عمل نموده، و بسیاری از شخصیت‌های منفی و منفور در ادیان الهی را، به عنوان شخصیت های مثبت و دوست داشتنی معرفی می نماید.

در لایه سوم، شخصیت Lily در انیمیشن I, Pet Goat 2، با شخصیت آلیس در کتاب « آلیس در سرزمین عجایب »، نوشته لوییس کارول ارتباط پیدا می کند.

 

یکی از نکات دیگری که شخصیت Lily را به شخصیت آلیس پیوند می دهد، تصویر یک خرگوش در پس زمینه تصویر و بر روی دیوار است،

 

و همان گونه که می دانیم، خرگوش یکی از کلیدی ترین شخصیت های داستان آلیس در سرزمین عجایب بوده و همین خرگوش است که آلیس را به دنبال خود به سوراخ لانه خرگوش کشانده و از آن جا، وی را وارد دنیای زیرزمینی عجیب، با قوانین و قواعد مخصوص به خود می نماید.

 

علاوه بر این در کتاب دیگر لوییس کارول با عنوان « آن سوی آینه » که دنباله کتاب « آلیس در سرزمین عجایب » محسوب شده و شخصیت آلیس نیز، شخصیت محوری آن است،

 

ملاحظه می گردد که دو کاراکتر « پادشاه سفید » و « ملکه سفید »، صاحب دختری به اسم « Lily » هستند و در بخشی از داستان، « آلیس » به جای « Lily » در صفحه شطرنج قرار می گیرد و به جای وی، نقش آفرینی می کند! بدین ترتیب، آلیس نیز گرچه خود Lily نیست، لیکن به طرق مختلفی، مرتبط با « Lily » محسوب شده و با نمادشناسی مربوط به Lily و Lilith مرتبط است.

 

البته همان گونه که عرض شد، لوییس کارول نویسنده داستان آلیس در سرزمین عجایب و سایر داستان های مرتبط با آن، شخصیت مشکوکی داشته، و عضو مجامع مخفی بوده است

 

و بسیاری از پژوهشگران، نمادهای متعدد عجیب و غریب موجود در داستان آلیس در سرزمین عجایب را با نمادهای ایلومیناتی و ماسونی، نمادهای کارت های رازآلود تاروت و …، مرتبط می دانند که شرح تفصیلی آن ها، در این مطالب نمی گنجد.

 

اما آن چه مورد توافق است، این است که آلیس به مثابه جوینده اسرار و رموز ماسونی، با هدایت و راهنمایی مرشد و معلم ماسونی خود، یعنی خرگوش، وارد سرزمین زیرزمینی عجیبی شده و در آن جا، با دنیایی پر رمز و راز مواجه می شود که قواعد آن، با دنیای معمول، متفاوت بوده

 

و آلیس با کمک معلمین و راهنمایان ماسونی خود همچون خرگوش، به درک و آگاهی بالاتری نسبت به سایر انسان ها می رسد و به جایگاه متعالی مد نظر فراماسونری نزدیک شده و حتی در مقطعی، در جایگاه Lily یا Lilith که وجه مونث شیطان است، قرار می گیرد.

 

البته اشاره به آلیس در سرزمین عجایب، و دنیای زیرزمینی شگفت انگیز اسرار ماسونی، در بسیاری از فیلم ها و سریال های دیگر نیز به صورت تلویحی مورد توجه قرار گرفته است که از آن جمله می توان به مجموعه فیلم های رزیدنت اویل اشاره کرد

 

که شخصیت محوری آن، یعنی آلیس، وارد دنیای زیر زمینی کندو یا Hive شرکت آمبرلا شده، و در آن جا، به رمز ها و رازهای گوناگونی دست می یابد و به فرا آگاهی می رسد که البته بررسی مجموعه فیلم های رزیدنت اویل و رمزگشایی آن، خود نیازمند مقالات و فیلم های مستند دیگری است.

 

در مجموع، همان گونه که ذکر شد، در لایه سوم این بخش از انیمیشن I, Pet Goat 2، به داستان آلیس در سرزمین عجایب و اسرار و رموز ماسونی آن نیز توجه ویژه ای شده است.

در همین سکانس، تصویر یک گوزن ملاحظه می گردد که به سمت بالا در حال پرش است و در اطراف وی نیز پوسته هایی در حال ریختن بر روی زمین هستند.

 

این تصویر، نماد گوزن پرنده یا « Furfur » در زبان لاتین است

 

همچنین در زبان لاتین، به سبوس و پوسته نیز « فورفور » می گویند!

 

پس هم شخصیت گوزن در حال پریدن و هم پوسته های اطراف آن، به کلمه « Furfur » اشاره دارند.  اما فورفور چه اهمیتی دارد؟

 

در دیو شناسی یا عفریت شناسی یا به زبان انگلیسی Demonology، Furfur یک فرمانروای شیطانی گوزن‌شکل از گروه جنیان بوده و او نیز به عنوان یک مربی یا مرشد تعالیم مخفی و رازآلود، شناخته می شود. همچنین در مورد فورفور، گفته می شود که وی، یک سلحشور جهنمی است که بر تعدادی از عفریت‌ها و شیاطین، حکومت می کند، و در بین اعضای ایلومیناتی و گروه های مخفی، به عنوان عامل ایجاد روشنایی شناخته می شود و تعالیم مخفی و اسرار و رموز ماسونی را به پیروانش، تعلیم می دهد.

 

بدین ترتیب، هر دو المان گوزن و خرگوش که بر روی دیوار نقش بسته اند، در عمل، به یک موضوع واحد اشاره می کنند و هر دو، به مرشد و معلم ماسونی، اشاره می نمایند.

 

ناگفته نماند که تعدادی از مجامع مخفی، گروه های شیطانی و … در عصر حاضر نیز، از نمادهای خرگوش و گوزن در کنار سایر نمادهای ماسونی و مرتبط با ایلومیناتی، بهره می برند.

 

همان گونه که ملاحظه می گردد، این انیمیشن، دارای هزاران نماد مهم ماسونی است و هر نماد نیز چندین لایه معنی نهفته در دل دارد و به همین دلیل است که برای ساخت این انیمیشن 7 دقیقه ای، بیش از 4 سال زمان، صرف شده است.

علاوه بر موارد فوق، گلی شبیه به گل شیپوری، اما متفاوت با آن، بر روی یکی از دیوارها نقش بسته است که آن گل نیز، در زمره گل های خانواده Lily قرار دارد و « Calla Lily » نامیده می شود.

 

فلذا به نظر می رسد که کارگردان انیمیشن، به طرق مختلف، تلاش نموده است تا به مخاطبان ماسونی خودش، اعلام کند که برای دریافتن اسرار و رموز این سکانس، باید به نمادشناسی Lily و Lilith، توجه نمایند.

 

البته ممکن است این سوال در ذهن پدید آید که نمادهایی همچون « خرگوش »، « تخم مرغ » و …، به « عید پاک مسیحیت » مرتبط هستند، لیکن باید به این نکته اشاره کرد که بسیاری از این نمادها، با مسیحیت حقیقی و اصیل، ارتباطی ندارند و وجود مقدس حضرت عیسی مسیح (ع)، مبرا از چنین نمادهایی هستند، و نمادهای مذکور، سمبل ها و المان هایی هستند که از عقاید پاگانی، به عقاید و اعیاد مسیحی نفوذ کرده و با تحریف این اعتقادات، تلاش نموده اند تا جایگزین مسیحیت حقیقی و الهی شوند.

 

در همین زمینه، کتب و مقالاتی نیز توسط اعضای تشکیلات فراماسونری نگاشته شده است که در آن، به نمادهای « ماسونی » در « عید پاک » اشاره نموده، و به معانی مخفی و رازآلود برخی از این سمبل ها پرداخته اند.

 

اما در این میان، سوال بسیار مهمی به ذهن متبادر می گردد. چه ارتباطی بین Lily یا Lilith با دایره‌ و نقطه کنار دایره وجود دارد؟ در ابتدا، اگر به رنگ این دایره کشیده شده به دور Lily توجه کنیم، متوجه خواهیم شد که رنگ این دایره، یک رنگ تلفیقی بوده و به صورت رنگ ترکیبی سبز –  قهوه‌ای می باشد.

 

با بررسی نمادشناسی رنگ ها و ارتباط آن ها با برج ها و صورت های فلکی، در می یابیم که رنگ سبز – قهوه ای، به برج و صورت فلکی سنبله، دوشیزه یا به زبان لاتین، Virgo اختصاص دارد. پس این رنگ به کار رفته نیز به صورت پنهانی، با Lily مرتبط است.

 

لازم به ذکر است که گرچه معنای تحت اللفظی « Virgo » دختر باکره است. لیکن در تمام اقوام و ملل باستان، شخصیت های مونث مشهور، و زنان جوان و زیبا، به صورت فلکی Virgo مرتبط بوده اند.

 

برای مثال، گرچه ISIS به عنوان مشهورترین الهه زن مصر باستان، ازدواج کرده و بیوه بوده است، لیکن صورت فلکی Virgo، با ISIS مرتبط بوده است.

 

به همین ترتیب شخصیت های مونث دیگری همچون Lilith و ایشتار و … نیز که زنانی زیبا و جوان بودند، با صورت فلکی Virgo، ارتباط داده شده اند.

 

از سوی دیگر در کنار دایره ی سبز – قهوه ای مذکور، لکه ای به همان رنگ ملاحظه می گردد که قبلاً نیز اشاره شد که این دایره و لکه، با خال و لکه صورت اوباما، و نیز حرف O و نقطه حرف i موجود در عبارت HELiOPHANT، همراستا است و همگی به ستاره Regulus یا ستاره دایمی کسوف ها، اشاره دارند.

 

همچنین استفاده فراوان از رنگ « ارغوانی » در نمادهای حساس و کلیدی این انیمیشن، مجدداً اشاره ی دیگری به ستاره Regulus یا قلب الاسد است؛ چرا که در بین 4 ستاره کلیدی پادشاهان در عقاید ملل باستانی، نماد ستاره « رگولوس »، رنگ « ارغوانی » بوده است و این مساله نیز در کتاب « Moral and Dogma » اثر فراماسون مشهور، آلبرت پایک، ذکر شده است.

 

اما هدف از نمایش مکرر نماد ها و رنگ های مرتبط با ستاره Regulus یا قلب الاسد در این انیمیشن چیست؟ چرا این ستاره در نمادشناسی ماسونی، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؟ نکته بسیار مهمی در خصوص ستاره Regulus  یا قلب الاسد وجود دارد و آن نکته، این است که پس از 2167 سال، ستاره‌ی Regulus، در اواخر سال 2011 و اوایل سال 2012 میلادی، از محدوده صورت فلکی اسد یا Leo، وارد محدوده صورت فلکی دوشیزه یا Virgo گردیده است.

 

این تغییر نجومی، توسط بسیاری از گروه های ماسونی، الحادی و پاگانی، با ارزش و مقدس تلقی می شود.

 

چرا که در عقاید الحادی این گروه ها، این تغییر نجومی پس از 2167 سال، به سیطره جهانی ادیان الهی همچون مسیحیت و اسلام، پایان داده و بعد از 2000 سال از ولادت حضرت عیسی مسیح (ع) و متعاقب آن حضرت محمد مصطفی (ص)، و نیز سیطره تدریجی ادیان الهی بر دنیا، جهان وارد عصر الحاد و کفر فراگیر خواهد شد.

 

به عبارت دیگر، این گروه های الحادی معتقدند سیطره ادیان الهی بر دنیا، همگی در دوره حضور 2167 ساله ستاره Regulus در محدوده ی صورت فلکی Leo، رقم خورده، و در هزاره جدید، ستاره Regulus، وارد دوره جدید خود در محدوده صورت فلکی Virgo شده و بنا بر همین عقاید خرافی و الحادی، آغاز مجدد عصر الحاد فراگیر در دنیا، رقم خواهد خورد.

 

البته چنین ادعایی در خصوص صورت های فلکی، در هیچ یک از ادیان الهی از جمله اسلام و مسیحیت وجود ندارد و اصولاً ادیان الهی، با تاثیر حتمی ستارگان و کواکب بر زندگی موجودات زنده، موافق نیستند و اثرات عوامل معنوی و ادعیه و اذکار را بالاتر از هر عامل طبیعی می دانند.

 

لیکن فراماسونری و ایلومیناتی که ریشه در عقاید کفرآلود مصر باستان و ادیان الحادی بین النهرین و سایر نقاط جهان دارند، این ادعا را از گروه های الحادی به ارث برده اند.

 

بسیاری از محافل ماسونی، معتقدند که با آغاز عصر جدید ستاره Regulus در سال 2012 میلادی، جهان دچار تغییرات شگرفی شده و نظم های حاکم بر نقاط مختلف جهان، فروپاشیده و انواع و اقسام آشوب ها، درگیری ها، سقوط شاخص های اقتصادی، دگرگونی نظام های اجتماعی، سقوط دولت های مختلف و … بروز می نماید و این اتفاقات موجب فروپاشی نظم قدیم حاکم بر دنیا شده، و شرایط را برای آغاز نظم نوین جهانی و شروع حکومت واحد بین المللی به مرکزیت اورشلیم یا بیت المقدس، تحت زعامت و رهبری دجال فراهم می نماید.

 

از سوی دیگر، گروه های ماسونی، ایلومیناتی، پاگانی، و فمینیستی، معتقدند که ورود Regulus به محدوده‌ ی ویرگو در سال 2012 میلادی، به مفهوم پایان عصر مردسالاری، و ورود به عصر فمینیسم و زن سالاری، بوده، و در این عصر، لیلیث یا وجه مونث شیطان، به عنوان صاحب صورت فلکی ویرگو، بر کل جهان، سیطره می یابد.

 

نکته بسیار مهم اینکه، در همان زمان، در حوالی انتهای سال 2011 و ابتدای سال 2012 میلادی، و با حمایت های بی شمار قدرت های بزرگ ماسونی و ایلومیناتی، قدرت شیطانی نوظهوری در خاورمیانه، به اسم گروهک تروریستی داعش متولد شد که به صورت پنهانی، سیگنال مهمی برای تمامی دولت های ماسونی صادر کرد و آن ها را به تلاش برای استفاده از منازعات سوریه به منظور پیشبرد اهداف ماسونی خود، فراخواند.

 

همان گونه که می دانیم، کلمه داعش، مخفف عبارت « دولت اسلامی عراق و شام » می باشد که مترادف انگلیسی آن، در اصل، « Islamic State of Iraq and Levant » یا ISIL بوده است، اما به جای عبارت اصلی، در رسانه های بین المللی، این گروهک تروریستی با عنوان ISIS شناخته شده و برای این که این مساله عادی جلوه کند، چنین ذکر می شد که عبارت ISIS، مخفف « Islamic State of Iraq and Syria » است، در حالی که همگی ما می دانیم که منطقه شام، فقط شامل سوریه نیست و مناطقی از اردن، سوریه، لبنان، و فلسطین را نیز در بر می گیرد و به همین دلیل نیز اسم این گروه تروریستی، « داعش » بوده است، نه « داعس »!

 

پس چرا اصطلاح غلط ISIS در رسانه های بین المللی، بسیار مشهورتر از اصطلاح صحیح یعنی ISIL، گردید و در دنیا، همه افراد، داعش را با نام ISIS، شناختند؟ آیا صرفاً اشتباه لفظی بود؟

 

تجربه موجود نشان می دهد که اصولاً در این موارد نباید به دنبال شانس، اتفاق، اشتباه و … بود. بلکه عموماً دسیسه ای بزرگ پشت این اشتباهات ظاهری، وجود دارد.  اما این دسیسه بزرگ چیست؟در پاسخ باید گفت که به نظر می رسد تاسیس، تجهیز و حمایت از داعش توسط دولت های ماسونی شرق و غرب، و اطلاق لفظ ISIS به این گروه تروریستی، عملاً یک کد رمز بود که توسط سردمداران کشورهای ماسونی دنیا، به سایر فراماسون ها صادر گردید که از سال 2012 میلادی، ورود به عصر جدید، آغاز شده و وقایع سوریه، آغازی بر تحرکات شیطانی ایلومیناتی و فراماسونری، برای آغاز حکومت دجال در اورشلیم می باشد.

 

اما این کد رمز، از چه اجزایی ساخته شده بود؟ همان گونه که می دانیم، حکومت سوریه، برای مدت های طولانی، در دست زمامدارانی از خاندان « الاسد » می باشد.

 

با توجه به نام این خاندان، در می یابیم که کلمه « الاسد »، مترادف « شیر » در فارسی و مترادف « Leo » در زبان لاتین است.

 

از سوی دیگر، با تاسیس و راه اندازی داعش توسط فراماسونری و ایلومیناتی در سوریه، که به صورت عجیبی در زبان انگلیسی، ISIS نامیده شده است، به صورت رمزی، داعش به « Virgo » مرتبط گردیده است. چرا که در نمادشناسی ماسونی، « ISIS » یکی از الهه های زن مصر باستان است که با صورت فلکی « Virgo » مرتبط می باشد.

 

بنابراین با دمیدن در آتش جنگ داخلی سوریه در انتهای سال 2011 میلادی و ابتدای سال 2012 میلادی، همزمان با تغییر نجومی مشهور این زمان، یعنی انتقال ستاره معروف Regulus یا قلب الاسد، از محدوده صورت فلکی « اسد » یا « Leo » به صورت فلکی دوشیزه یا « Virgo »،  در سوریه نیز فراماسونری و ایلومیناتی، تلاش نمود تا قدرت را از « بشار الاسد » از « خاندان اسد » یا « Leo » به داعش یا « ISIS » یا « Virgo » منتقل نماید!

 

بنابراین در پشت جنگ های خونین سوریه که بخش اعظم آن توسط داعش یا ISIS به مردم منطقه خاورمیانه تحمیل گردید، نیات پلید فراماسونری جهانی، برای اعلام سیگنال ورود به عصر جدید ماسونی و انتقال قدرت از Leo به Virgo، در حوالی سال 2012 میلادی نیز وجود داشت که با تلاش ها و مجاهدت های نیروهای مقاومت منطقه، اعم از شیعه و سنی، تحت فرماندهی و هدایت سردار بزرگوار، شهید قاسم سلیمانی و همرزمانشان، این توطئه تا به امروز ناکام مانده است.

 

گرچه فراماسونری و ایلومیناتی، بر نقشه های شیطانی خود مُصِرّ بوده و اقدامات متعدد دیگری برای آغاز امپراطوری دجال در بیت المقدس، تحت نام « معامله قرن » آغاز نموده است که در جای خود، به آن اشاره خواهیم کرد.

 

همزمان با تغییرات خاص نجومی سال 2012 میلادی همچون تغییر مکان ستاره Regulus یا قلب الاسد از محدوده صورت فلکی Leo به Virgo، تغییرات سیاسی و برنامه ریزی های مهم دیگری نیز برای آینده صورت گرفت. سال 2012 میلادی، آغاز دوره دوم ریاست جمهوری اوباما در ایالات متحده، و تغییر سیاست های منطقه ای آمریکا بود.

 

به نحوی که حمایت از میلیتاریسم در منطقه خاورمیانه، توسعه یافت و جان کری که همچون جرج بوش، عضو گروه ماسونی Skull & Bones بوده و بر خلاف ظاهر دموکراتش، طرفدار شعار « فرمان مرگ » یا « Order of Death » گروه Skull  & Bones بوده، به عنوان وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا برگزیده شد تا به موازات اقدامات دیپلماتیک، حمایت پنهان از داعش و سایر عناصر مسلح ضد خاندان « اسد » را در دستور کار قرار دهد.

 

همچنین کم کم فراماسونری جهانی، برنامه ریزی خود را برای انتخاب رییس جمهور آتی آمریکا که به لحاظ ستاره شناسی، با ستاره « Regulus » یا « قلب الاسد » مرتبط باشد، آغاز نمود. این نکته از آن جا اهمیت دارد که بجز مساله ی انتقال Regulus از محدوده Leo به Virgo در سال 2012 میلادی، در محافل ماسونی، ستاره Regulus یا قلب الاسد، با سرنوشت کشور ایران در آخرالزمان، ارتباط داده شده است! چرا که این ستاره، به عنوان ستاره شکوه و قدرت پادشاهان ایرانی، از زمان های گذشته، شناخته می شده است و فراماسونری، در نظر داشته است تا با انتخاب یک رییس جمهور ویژه در ایالات متحده آمریکا، تکلیف ایران را قبل از اجرای کامل معامله قرن، برقراری حکومت مطلق فراماسونری در سراسر دنیا، و آغاز پادشاهی دجال در اورشلیم، یکسره نماید.

 

در این میان، قرعه کار به نام « دونالد ترامپ » رییس جمهور فعلی ایالات متحده آمریکا افتاد که از جهات گوناگون، بهترین گزینه برای حضور به عنوان آخرین زمامدار ایالات متحده آمریکا، قبل از فروپاشی و انتقال قدرت به اورشلیم، برشمرده می شود. در نگاه ایلومیناتی و فراماسونری، به دلایل متعدد، دونالد ترامپ، به عنوان بهترین گزینه برای ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در حساس ترین برهه تاریخ فراماسونری شناخته می شود که به صورت مفصل، دلایل این موضوع را در بخش های آتی تحلیل ها خواهیم دید.

 

اما یکی از دلایل مهم انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رییس جمهور آمریکا در این دوره، ارتباط بسیار زیاد طالع شخص دونالد ترامپ، با ستاره قلب الاسد یا Regulus است که در منابع مختلفی، به ارتباط طالع شخص دونالد ترامپ با ستاره Regulus، اشاره شده است. به نحوی که ستاره Regulus، به عنوان ستاره ی شکوه و اقبال ترامپ، دانسته شده، و سرنوشت زمامداری وی، با سرنوشت ستاره Regulus، مرتبط دانسته شده است.

 

در خصوص Regulus، این گونه گفته می شود که افرادی که طالع شان با ستاره Regulus مرتبط است، در مدت زمان اندکی، به سرعت قدرتمند می شوند و می توانند پهنه وسیعی را در ید قدرت خود بگیرند، لیکن بزرگترین دشمن Regulus، انتقام گرفتن صاحب Regulus، از دیگران است و اگر فرد قدرتمند مذکور، به فکر انتقام جویی از دیگران بیفتد، قدرت و حکومتش، نابود خواهد شد!

 

که البته اشاره شبکه های خبری غربی مبنی بر این که ترامپ قصد دارد از مسببین استیضاح خود انتقام بگیرد، این پیام رمزی را صادر می کند که به زودی، عصر افول ترامپ نیز آغاز خواهد شد تا با فروپاشی آمریکا در زمان نزدیک، حکومت جهانی شیطانی، به اورشلیم انتقال یابد.

 

با توجه به ارتباط ترامپ با ستاره Regulus و توضیحات ارایه شده در این خصوص، در می یابیم که ترامپ به عنوان صاحب ستاره Regulus در دیدگاه همفکران فراماسونش، ماموریت دارد تا از یک سو، با استفاده از تسلطش بر ستاره Regulus، همزمان، تمدن عظیم و قدرتمند ایران را با بیش از 4000 سال قدمت، نابود نماید، و از سوی دیگر نیز، در دوره گذار ستاره Regulus از صورت فلکی اسد (Leo) به دوشیزه (Virgo)، به نحو احسن، این پروژه را تسهیل نماید و ضمن فدا کردن خود در این راه، نابودی امپراطوری آمریکا و انتقال قدرت جهانی به مرکزیت اورشلیم را به منظور آغاز عصر زعامت دجال یا Antichrist، تضمین نماید.

 

به عبارت دیگر، ارتباط بین ترامپ و ستاره Regulus، موجب شده است تا فراماسونری جهانی و ایلومیناتی، از این ویژگی ترامپ، حداکثر استفاده را نموده و به خیال خود، همزمان موجب نابودی تمدن عظیم ایران، و نیز ادیان الهی همچون مسیحیت و اسلام گردد که البته در این راه یقیناً موفق نخواهد شد و ما بعداً به آن اشاره خواهیم کرد.

 

لیکن ارتباط بسیار جالبی که پیروان شیطان یعنی ایلومیناتی و فراماسونری، بین ایران و ادیان الهی برقرار نموده اند و یک دشمن مشترک را برای هر دو موضوع، برانگیخته اند، در نوع خود، حائز اهمیت است و نشان دهنده نقش مهم ایران در پاسداری از ادیان الهی – و نه فقط تفکر شیعی اسلامی -، در برابر نقشه های شیطانی ایلومیناتی می باشد.

 

البته انتخاب دونالد ترامپ به زمامداری آمریکا و بوریس جانسون به نخست وزیری انگلستان، دلایل دیگری نیز داشته است.

 

یکی از مهم ترین دلایل حمایت از ترامپ در آمریکا، و بوریس جانسون در انگلستان، استناد به درخت زندگی کابالا و نمادشناسی تاروت تحوتی است. موضوع از این قرار است که هر بخش از درخت زندگی کابالا، با یکی از کارت های تاروت کبیر که Major Arcana یا Trump Card نیز نامیده می شوند، مرتبط است.

 

همان گونه که قبلاً ذکر کردیم، 22 عدد کارت تاروت کبیر یا Trump Card وجود دارند. در درخت زندگی کابالا، برای هر یک از کارت های تاروت کبیر، یک جایگاه ویژه تدارک دیده شده است.

 

هنگامی که به محل قرارگیری ترامپ کارت ها در درخت زندگی کابالا نگاه می کنیم، به نکته شگفت انگیزی برخورد می کنیم!  همان گونه که در تصاویر ملاحظه می گردد، یک ترامپ کارت به نام « احمق : The Fool » وجود دارد  که با شماره 0 یا 22، شماره گذاری می شود و در برخی از انواع بازی ها و چینش ها، بالاترین قدرت و امتیاز را در بین کارت های تاروت کبیر دارد.

 

این کارت تاروت کبیر، در درخت زندگی، محل ویژه ای را اشغال کرده است! به نحوی که نزدیک ترین ترامپ کارت به سفیروت Crown یا تاج می باشد.

 

اگر به محل عبور Lightning Flash of Creation یا صاعقه خلقت در درخت کابالا توجه کنیم، ملاحظه می نماییم که این صاعقه، پس از ساطع شدن از سفیروت Crown یا تاج، که بالاترین مرحله درخت کابالا است، بلافاصله به سمت ترامپ کارت « احمق : The Fool » رفته و پس از آن، به سایر سفیروت ها منتقل می گردد تا در نهایت از پایین ترین سفیروت یعنی Malkuth یا پادشاهی، خارج شود.

 

بنابراین ترامپ کارت « احمق »، در حساس ترین جایگاه درخت زندگی کابالا قرار دارد و ساطع شدن صاعقه خلقت، از ترامپ کارت « احمق » یا « The Fool » شروع می شود و بدین ترتیب آغاز و پایان هر دوره کابالایی، با ترامپ کارت « احمق » مرتبط است.

از سوی دیگر، در عالم سیاست نیز ملاحظه می گردد که مهم ترین بازوهای سنتی فراماسونری و ایلومیناتی، یعنی ایالات متحده آمریکا و انگلستان، در عصر فعلی، تحت زمامداری دو کاراکتر به ظاهر احمق که مترادف آن در زبان انگلیسی، « The Fool » می باشد، قرار گرفته اند.

 

این دو کاراکتر گرچه افرادی موفق در سیاست و اقتصاد هستند، اما با ظاهری احمقانه، فعالیت های متهورانه ای که هیچ فراماسون دیگری جرات انجام آن را نداشته است، انجام داده اند.  اقدامات به ظاهر احمقانه دونالد ترامپ در پاره کردن برجام، درگیری با چین، کره شمالی و …، و نیز تلاش جانسون برای خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، همگی در ظاهر احمقانه به نظر می رسند.

 

و البته فراماسونری و ایلومیناتی هم عمداً تلاش می کند تا چنین فعالیت هایی احمقانه جلوه کند چرا که به زودی ایلومیناتی، قصد فروپاشی کلیه قدرت های سنتی اقتصادی غربی و شرقی اعم از چین و روسیه و در صدر آن ها اتحادیه اروپا، انگلستان و آمریکا را دارد تا بعد از فروپاشی نظم سنتی حاکم بر جهان، نظم جدید جهانی را در اورشلیم و بیت المقدس پایه گذاری کند. فلذا به صورت ناگهانی، و بدون زمینه ها و بهانه های لازم، امکان فروپاشی فوری انگلستان و آمریکا وجود ندارد، چرا که مردم عادی، به این موضوع مشکوک شده و احتمال دسایس بزرگ را می دهند. لیکن با وجود دو شخصیت به ظاهر احمق همچون دونالد ترامپ و بوریس جانسون، نابودی آمریکا، انگلستان و …، عادی به نظر می رسد و به حماقت این سیاستمداران نسبت داده می شود و بلافاصله نیز امکان ظهور قدرت جدید، در بیت المقدس یا اورشلیم، فراهم می گردد.

 

بنابراین دو شخصیت به ظاهر احمق سیاستمدار بین المللی همچون ترامپ و جانسون در عصر فعلی، کاملاً با ترامپ کارت « احمق » یا « The Fool »، و نقش ویژه این کارت ها در درخت زندگی کابالا، منطبق هستند و نقشه ای از پیش تعیین شده برای توطئه ای بزرگ به شمار می روند. در واقع این شخصیت ها، قرار است همچون جایگاه ترامپ کارت « احمق » یا « The Fool » در درخت کابالا، پایان دهنده دوره قدیم، و آغازگر دوره جدید باشند.

 

اما نکته شگفت انگیزی در خصوص ترامپ کارت « احمق : The Fool » وجود دارد و آن نکته، این است که ترامپ کارت « احمق » یا « The Fool » کاملاً معادل کارت « دلقک » یا « Joker » در کارت های معمولی است و این نکته ای است که منابع مختلف، به آن اشاره کرده اند.

 

اما با شنیدن کلمه « دلقک » یا « Joker »، احتمالاً ذهن مخاطبان ارجمند، متوجه مساله مهمی شده است. بله. در زمان فعلی که ابتدای سال 2020 میلادی است، همگی نام Joker را زیاد شنیده ایم! این روزها همه جا صحبت از Joker است.

 

فیلم سینمایی Joker، توسط رسانه ها تبلیغ می شود و این فیلم، برنده جوایز متعدد بین المللی می گردد.

 

خبر خودکشی بازیگر سابق نقش Joker، موج رسانه ای مستقل دیگری ایجاد می کند.

 

حضور نقابداران متعدد با ماسک Joker در ناآرامی ها و اغتشاشات سراسر دنیا همچون ناآرامی های عراق و …، مجدداً خبر از حضور Joker در سطح رسانه ها و حتی خیابان ها می دهد.

 

کلیپ های متعدد کوتاه از فیلم Joker در رسانه ها پخش می شود و موارد متعدد دیگری که در این مقال، نمی گنجد.

 

با توضیحات ارایه شده، مشخص می گردد که شهرت Joker در اواخر سال 2019 میلادی و ابتدای سال 2020 میلادی، بی دلیل نیست و به همان اندازه که سیاستمداران ماسونی به ظاهر احمق، در راس قدرت، با ترامپ کارت « احمق : The Fool » انطباق و حضور دارند، در سطح خیابان ها نیز فریب خوردگان، عوام و پیاده نظام فراماسونری جهانی، با رمز « دلقک : Joker » مشغول فعالیت هستند و این سیاست « فشار از پایین »، « چانه زنی و اقدام  از بالا »، همزمان توسط « Joker ها » و « احمق ها » از دو سو در حال انجام است و هر دو گروه، دست در دست هم، به سمت ایجاد اغتشاش، نا آرامی، نابودی اقتصادی، آنارشیسم و فروپاشی نظم سنتی حاکم بر جهان حرکت می کنند تا نظم نوین جهانی شیطانی را در اورشلیم یا بیت المقدس، حاکم کنند و چه ساده اند عوام الناسی که بی خبر از دسایس پشت پرده، فریب سردمداران قدرتمند و هوشمند فراماسونری جهانی را می خورند.

 

در این میان، هوشمندی، آگاهی و نگاه الهی رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، به سیاستمداران فراماسون دنیا، بسیار شگفت انگیز است.

 

چرا که ایشان در نمازجمعه 27 دی ماه 1398 شمسی معادل با 17 ژانویه 2020 میلادی، سیاستمداران آمریکایی و در راس آن ها، « دونالد ترامپ » را « دلقک » نامیدند که اشاره ای دیگر به ارتباط « احمق » یا « The Fool » یعنی ترامپ با « دلقک » یا « Joker » می باشد و این نشان از تاییدات الهی، و اشراف کامل ایشان بر مسایل بین المللی دارد.

 

البته رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله خامنه ای، از مدت ها قبل، با هوشمندی کم نظیری، نسبت به « ساختگی »، « جعلی » و « ظاهری بودن » برخی « دیوانه بازی ها » و « حرکات به ظاهر احمقانه » دونالد ترامپ، هشدار دادند و فرمودند که حتی این « دیوانه بازی های نمایشی » نیز، بی جواب نخواهد ماند و جمهوری اسلامی ایران، حتی نسبت به اعمال ظاهراً احمقانه « دونالد ترامپ » و « دولت آمریکا »، پاسخ های مناسب و مقتضی را خواهد داد.

 

در این بخش، این نکته را متذکر می شویم که تمامی این اشارات به وقایع آتی، در انیمیشنی انجام شده است که در سال 2008 میلادی، ساخت آن آغاز شده و در سال 2012 میلادی، منتشر شده است!

 

البته این نوع اشارات، از نوع پیشگویی یا Prophecy نیست، بلکه این انیمیشن و سایر ابزارهای اطلاع رسانی مخفی و رمزگذاری شده، برنامه یا Plan شیطانی سال های آتی ایلومیناتی را به اعضای این فرقه در سراسر جهان، مخابره می کنند تا هر عضو این شبکه گسترده، با ملاحظه هر اتفاق، دقیقاً بداند که وظیفه اش در آن مقطع چیست.

 

به عبارت دیگر، این انیمیشن در لایه های متعدد، پیام های ویژه خود را صرفاً برای اعضا فراماسونری و ایلومیناتی ارسال کرده است و اکنون بعد از کنکاش ها و پژوهش های فراوان و عمیق، صرفاً بخشی از اطلاعات آن، رمزگشایی گردیده، و احتمالاً بخش های زیادی از اطلاعات مذکور، هنوز بازیابی نشده است.

البته اشاراتی که به آمریکای عصر ترامپ شده است، محدود به موارد ذکر شده نیست و ما در بخش های آتی، به بخش دیگری از آن ها نیز اشاره خواهیم کرد.

 

پس از توضیحات فوق، به جمع بندی دقیق تر این سکانس می پردازیم. در ابتدای این سکانس، Lily یا Lilith را می بینیم که در وسط دایره ای به رنگ سبز – قهوه ای نشسته است که این رنگ سبز – قهوه ای به  برج و صورت فلکی دوشیزه یا Virgo اشاره می نماید.

 

همچنین ستاره Regulus یا قلب الاسد نیز با زاویه مخصوص خود، به صورت یک نقطه در کنار دایره، ملاحظه می گردد.

 

در این وضعیت، Lilith سیب سرخ معروف را در دست دارد که البته در دیدگاه انحرافی ملل ملحد باستان و کتب عبری صهیونیستی، این سیب سرخ، به دروغ، سیب دانش و آگاهی نامیده شده است.

 

تا این لحظه، کل اتاق کلاس درس، روشن است و نور به همه جای آن می تابد.

 

ناگهان، فضای کلاس تاریک شده، و نور صرفاً به چند نقطه خاص می تابد:اولین نقطه، محل نشستن لیلیث در وسط دایره است. نقطه دوم، چهره خرگوشی است که بر روی دیوار، نقش بسته است. نقطه سوم، چهره گوزن پرنده ای است که بر روی دیوار نقاشی شده است و نقطه چهارم، عبارت Exit است که بر روی در کلاس درس، نقش بسته است.

 

در همین حین، در حالی که لیلیث، چهره ای افسرده و ناراحت به خود می گیرد، سیب قرمز را به زمین می اندازد و سیب بر روی صفحه شطرنجی کلاس، می غلتد و در حالی که نور ایلومیناتی تابیده بر صورت لیلیث، این بار همراه با سیب قرمز، در اتاق جا به جا می شود، سیب به غلتیدن خود ادامه می دهد تا به کفش اوباما رسیده و در کنار عبارتی که به صورت C 7 اما با کمی تغییر، نگاشته شده، متوقف می گردد و پس از اندکی توقف، به دو نیم تبدیل شده و با رویش جوانه هایی از دو نیمه سیب قرمز، در نهایت، گل « Lotus » یا نیلوفر آبی به بار نشسته و در زیر نور ایلومیناتی، جوانه می زند.

 

در همین لحظه، زیر کفش اوباما، سکه ای طلایی ملاحظه می گردد و اوباما با نگرانی کامل و در حالی که تعریق شدید دارد، به رویش گل لوتوس یا نیلوفر آبی، می نگرد.

 

پس از توضیحات مفصل فوق، به جمع بندی دقیق تر این سکانس می پردازیم. مطابق با عقاید ماسونی، دختر زیباروی نشسته در وسط دایره، که همان لیلیث یا Lily بوده، و تجلی وجه مونث شیطان می باشد، صاحب میوه دانش و آگاهی است که به صورت سیب قرمز، متجلی گردیده است و فراماسون ها و کابالیست ها معتقدند که محصول این دانش و آگاهی، اطلاع بشر از قوانین علمی طبیعت، و نفی مجردات، فرشتگان و خداوند بوده است.

 

لیکن طبق عقاید ایلومیناتی، شیطان یا لیلیث، فرصت کافی برای استفاده از سیب دانش و آگاهی، جهت اعتلای خود، و نیز راهنمایی آدم و حوا برای پرهیز از عقاید دینی، نیافته است! به همین دلیل علی رغم میل باطنی، شیطان یا لیلیث، سیب قرمز دانش و آگاهی را به زمین انداخته تا در طی اعصار و قرون و نیز در بین انسان ها و اجنه، تکامل و توسعه یابد.

 

در همین راستا، در وبسایت شرکت سازنده انیمیشن I, Pet Goat 2، ذکر شده است که Lily که در واقع همان لیلیث است، نگاهی به سیب انداخته و گفته است که: این سیب به من تعلق ندارد و سپس آن را به زمین انداخته است! این مساله، موید تحلیل ارایه شده در این خصوص است که لیلیث یا شیطان، دانش و آگاهی را در ابتدای خلقت، به حدی ندیده است که بتواند نقشه های مهمش را به پیش ببرد. پس آن را به زمین انداخته است تا در اعصار و قرون و در بین انس و جن، تکامل یابد.

 

تاریک شدن ناگهانی کلاس در این سکانس،  همزمان با افتادن سیب از دستان لیلیث، به این معنا است که در ابتدا، و در عصر فعالیت لیلیث یا شیطان،  نور ایلومیناتی، بر همه دنیا، ساطع بوده است، لیکن بعد از قضایای خلقت آدم و حوا، نور ایلومیناتی تضعیف شده و صرفاً بر میوه ممنوعه یا به تعبیر ایلومیناتی و فراماسونری سیب دانش، متمرکز شده است.

 

همچنین همزمان با تضعیف نور ایلومیناتی، شیطان یا لیلیث از بهشت خارج شده است که این مساله، به صورت روشن شدن عبارت Exit در زمان تاریکی کل کلاس، به تصویر کشیده شده است.

 

از سوی دیگر، روشن شدن چهره خرگوش و گوزن پرنده روی دیوار که هر دو، نماد معلم و مرشد تعالیم ماسونی هستند، نشان می دهد که در عصر تضعیف نور ایلومیناتی و حاکم شدن ادیان الهی، عملاً تعالیم ایلومیناتی، وارد محافل و مجامع مخفی همچون معابد شیطان پرستان، زیرزمین های تو در توی کاهنین معابد و لژهای مخفی فراماسونری شدند و معلمین و استادان ماسونی، به تعلیم این عقاید کفر آلود به پیروان خود، مبادرت ورزیدند، که البته این دوران مخفی و زیرزمینی فراماسونری، در این انیمیشن، با نماد خرگوش مرتبط بوده، و اشاره ای به سوراخ خرگوش در داستان آلیس در سرزمین عجایب دارد.

 

سوراخ خرگوشی که عملاً دریچه ورود آلیس، به دنیای پر رمز و راز و زیرزمینی فراماسونری و ایلومیناتی بوده است!

 

همچنین در دیدگاه فراماسونری و ایلومیناتی، با آغاز فراگیر شدن مسیحیت و سپس اسلام در سراسر جهان، تعالیم الحادی ایلومیناتی، تضعیف شده و لیلیث و پیروانش، عملاً در حصار قرار گرفته اند. همراستا با این توضیحات، وجود دایره سبز – قهوه ای به دور لیلیث و نیز چهره مغموم و افسرده وی از یک سو، و همچنین 12 آدمک محصور در سیم خاردار، همگی به این محدودیت اشاره دارند.

 

با این حال، قرار گرفتن لیلیث در دایره سبز – قهوه ای نماد برج ویرگو و وجود لکه ای در کنار دایره ی مذکور که نماد ستاره Regulus است، نشان می دهد که لیلیث گرچه بیش از 2000 سال در محدودیت و حصار قرار گرفته است،اما شدیداً مشتاق و مترصد است تا 2167 سال دوره محدودیتش سپری شده و به محض نقل مکان Regulus از محدوده ی صورت فلکی اسد یا Leo به محدوده ی صورت فلکی دوشیزه یا Virgo، از حصار آزاد شده و مجدداً عصر نوین ایلومیناتی و غلبه بر ادیان الهی را آغاز نماید که این مساله، راز مهم نهفته در دایره و لکه اطراف لیلیث در این سکانس انیمیشن بوده است.

 

در ادامه، ملاحظه می گردد که نور ایلومیناتی، همراه با سیب دانش افتاده از دست لیلیث، حرکت می کند، و این سیب نیز به غلتیدن خود در یک صفحه شطرنجی ادامه می دهد. این بخش از سکانس، از دیدگاه فراماسونری، به مفهوم حرکت سیب دانش و آگاهی و تکامل دانش، در طی قرون و اعصار، و در عالم جن و انس می باشد که به صورت نمادین، حرکت طی قرون و اعصار، به شکل غلتیدن سیب، و دست به دست شدن در عالم جن و انس، به صورت زمین سیاه و سفید شطرنجی، به تصویر کشیده شده است.

 

حرکت و غلتیدن سیب در زیر نور ایلومیناتی و در حالی که سایر قسمت های اتاق، تاریک است، ادامه دارد تا سیب به کفش اوباما رسیده، و در کنار عبارتی که به صورت C7 اما با کمی تغییر، نگاشته شده، متوقف می گردد، و پس از اندکی توقف، سیب به دو قسمت تقسیم شده، و با رویش جوانه هایی از دو نیمه سیب قرمز، در نهایت، گل « Lotus » یا نیلوفر آبی به بار نشسته و در زیر نور ایلومیناتی، جوانه می زند و رشد می کند.

 

در همین لحظه، زیر کفش اوباما، سکه ای طلایی ملاحظه می گردد و اوباما با نگرانی و اضطراب کامل، و در حالی که تعریق شدید دارد، به رویش گل لوتوس یا نیلوفر آبی، می نگرد.

 

در تحلیل این بخش از سکانس انیمیشن، باید گفت که این قسمت، به این موضوع اشاره می کند که از دید فراماسونری و ایلومیناتی، همزمان با تغییر موقعیت ستاره Regulus از صورت فلکی Leo به Virgo در اوایل هزاره سوم میلادی و در دوره باراک اوباما، تکامل علم و دانش توسط پیروان ایلومیناتی پس از صدها سال، به حد کمال مورد نظر شیطان می رسد. بنابراین در این مقطع، حرکت سیب قرمز دانش و آگاهی متوقف شده و در زیر نور شیطانی و لوسیفری ایلومیناتی، این سیب، به بار می نشیند، جوانه می زند و گل معروف نیلوفر آبی یا Lotus از دل این جوانه، پدید می آید.

 

نکته مهم این است که گل لوتوس، گل محبوب فراعنه مصر و خدایان عقاید الحادی مصر باستان می باشد و در جای جای این انیمیشن، به آن اشاره خواهد شد.

 

در خصوص این قسمت، ذکر برخی اطلاعات مهم، ضروری به نظر می رسد: در لایه اول تحلیل این بخش، باید ذکر کرد که عبارت C7 دارای معانی پنهانی و رمزی است:

 

C7 در درجه اول، به Seven Crimes یا هفت گناه کبیره اشاره می نماید که از ابزار نزدیکی به شیطان به شمار می رود.

 

ثانیاً C7، کد ساخت یک سریال رازآلود و ترسناک به اسم « Terror of the Vervoids » است که از 1 نوامبر الی 22 نوامبر سال 1986 میلادی از شبکه BBC One پخش می شده است و در این سریال، به کاراکترهای گیاه – انسانی به نام « Vervoids » اشاره شده است که این کاراکترها، بذرهای مقاومی داشتند که می توانسته، هزاران سال در تاریکی ذخیره شده و غیرفعال بماند، اما به محض قرارگیری این بذرها در نور زیاد، Vervoid ها به بار نشسته و رشد می نمودند. نتیجه رشد Vervoid ها در این سریال، زنده شدن این گیاه – انسان ها بوده که موجب حمله آن ها به انسان ها و خوردن انسان ها توسط Vervoid ها می شده است.

 

اما ارتباط سریال Vervoid ها با این بخش از انیمیشن I, pet Goat 2، این است که Vervoid ها، پس از تحمل هزاران سال ذخیره شدن و غیرفعال بودن، به محض قرار گرفتن در نور شدید، سریعاً رشد می نمودند و فعال می شدند. در این سکانس از انیمیشن نیز، بذرهای موجود در سیب دانش و آگاهی ماسونی، پس از هزاران سال سکوت، ذخیره ماندن و غیرفعال بودن، ناگهان در زیر نور ماسونی، رشد کرده و تبدیل به گل محبوب فراعنه مصر، یعنی گل Lotus شده اند.

 

در لایه دوم تحلیل این بخش، باید ذکر کرد که در اساطیر و عقاید الحادی مصر باستان، که فراماسونری و ایلومیناتی، وارث آن هستند، این گونه ذکر شده است که « رع » یا « خدای خورشید » که بزرگترین خدا در عقاید الحادی مردم مصر باستان، بوده است و گهگاه به تنهایی و گهگاه به صورت ترکیبی (آمون – رع)، چنین جایگاه بزرگی در عقاید مردم مصر قدیم، داشته است، از دل گل « نیلوفر آبی » یا « Lotus » متولد شده است!

 

بنابراین در این سکانس نیز، به صورت پنهانی به این موضوع اشاره شده است که در دوره باراک اوباما و به عبارت دیگر در ابتدای هزاره سوم میلادی و همزمان با تغییرات نجومی ستاره Regulus در حوالی سال 2012 میلادی، در زیر نور ایلومیناتی و فراماسونری، دوران جولان مجدد عقاید الحادی مصر باستان نیز فرارسیده و خدای خورشید مصر باستان یا « رع »، از دل گل نیلوفر آبی تازه جوانه زده، تولد دوباره خواهد یافت!!!

 

بنابراین توالی این سکانس های مهم، بیان می کند که چند هزار سال قبل، عقاید شیطانی و الحادی گستردگی زیادی داشتند و لیلیث یا وجه مونث شیطان، بر دنیا غلبه داشته است،

 

اما با گسترده شدن ادیان الهی همچون مسیحیت و اسلام، لیلیث و عقاید منسوب به وی، در تاریکی و حصار قرار گرفته و صرفاً کابالیست ها، فراماسون ها و اعضای ایلومیناتی از این رازها باخبر بوده و به صورت زیرزمینی، به تعلیم پیروان خود و توسعه دانش ماسونی، مبادرت می رزیده اند،

 

لیکن پس از 2167 سال یا به تعبیر بهتر، پس از 2000 سال گسترش ادیان آسمانی همچون مسیحیت و سپس اسلام، دانش ماسونی زیرزمینی به کمال رسیده و پیروان آن بسیار زیاد شده اند تا جایی که در ابتدای هزاره سوم میلادی و همزمان با تغییر موقعیت ستاره Regulus از برج Leo به Virgo، تولد دوباره « رع »، و فراگیر شدن عقاید الحادی مصر باستان، آغاز شده و لیلیث نیز از حصار خود آزاد شده است.

 

طبق عقاید ماسونی، این آزادی لیلیث از حصار چند هزار ساله، عنصری ضروری در جهت برپا داشتن نظم نوین جهانی به پایتختی اورشلیم، به رهبری دجال یا Antichrist، بوده است.

 

البته همان گونه که مکرراً اشاره گردید و در ادامه بحث نیز به آن اشاره خواهد شد، این برنامه شیطانی و عقاید کفرآمیز، مربوط به فراماسونری، ایلومیناتی، کابالا و صهیونیسم است و ادیان الهی به این ادعاهای دروغ و تحریف شده، معتقد نیستند. بلکه در انتهای بحث ها، اشاره خواهیم کرد که در آینده نزدیک، نابودی کامل عقاید شیطانی، به دست مومنان و صالحان، رقم خواهد خورد و حکومت جهانی الهی در زمین، برپا خواهد شد.

 

در این قسمت، به یک نکته مهم دیگر نیز اشاره می نماییم. همانگونه که ملاحظه فرمودید، دیدیم که بلافاصله بعد از روی کار آمدن اوباما، وی در سکانس های قبلی، بسیار شاد و خندان بود و عبارت lol نیز در کنارش نقش بسته بود. لیکن دراین سکانس، اوباما بسیار نگران و مضطرب بوده و با تعریق و چشمانی گشاد شده از اضطراب و ترس، به سیب قرمز دانش ماسونی و گل نیلوفر آبی داخل آن، می نگرد.  این تغییرات شدید خلق و خوی اوباما، چه دلایلی دارد؟

 

در پاسخ به این سوال، باید گفت که این تغییرات شدید خلق و خوی اوباما را باید در چند لایه تفسیر کرد: در لایه اول، همان گونه که قبلاً نیز اشاره شد، این تغییرات خلق و خوی، به عدد 101 که در انگلیسی، کاملاً مشابه lol نوشته می شود، مرتبط بوده و طبق فکت صد و یکم در کتاب 101 Amazing barack Obama Facts، با مصرف مواد روانگردان محرک همچون ماری جوانا و کوکائین توسط اوباما، در دوران جوانی ارتباط دارد.

 

چرا که هم ماری جوانا و هم کوکائین، در ابتدا، علایم شادی، سرخوشی، خنده و افزایش انرژی ایجاد می کنند، لیکن در ادامه و بالاخص در انتهای زمان تاثیرگذاری شان، علایمی همچون اضطراب، تعریق، نگرانی و تپش قلب به وجود می آورند. پس تغییرات خلقی اوباما در این سکانس های متوالی انیمیشن، کاملاً با این نکته رمزی، مرتبط است.

 

در لایه دوم تحلیل این بخش، باید گفت که دوره اول زمامداری اوباما، از سال 2008 میلادی، الی سال 2012 میلادی بوده و در عصر قدیم ماسونی، یعنی قبل از تغییرات نجومی مرتبط با ستاره معروف قلب الاسد یا Regulus واقع شده بود.

 

اما نیمه دوم زمامداری اوباما، یعنی از سال 2012 میلادی به بعد، در دوره تغییرات شگرف نجومی، یعنی عصر ورود ستاره قلب الاسد یا Regulus به صورت فلکی Virgo رخ داده، و این عصر جدید ماسونی، دوره ای پرتلاطم و توام با فروپاشی نظم سابق حاکم بر دنیا می باشد و بالطبع با دوره قبل از سال 2012 میلادی، تفاوت های بسیار شگرفی دارد.

 

همین تلاطم ها و تغییرات، موجب اضطراب، ترس و دگرگونی چهره ی اوباما شده و به همین دلیل، ملاحظه می نماییم که برخلاف سرخوشی اوباما در سکانس های قبلی، در سکانس فعلی که به دوره دوم و انتهای زمامداری اوباما اشاره می نماید، و همراه با تغییرات شدید اجتماعی، سیاسی، نظامی و فرهنگی در سراسر دنیا است، اضطراب و ترس شدیدی، بر وی غالب شده است.

 

در لایه سوم، این ترس و اضطراب، تا حدی به سکه طلایی زیر کفش اوباما، مرتبط می باشد. این سکه طلایی، به طرز عجیبی زیر پای اوباما است؛ به نحوی که نیمی از آن قابل مشاهده و نیمی از آن غیرقابل مشاهده است. تصویر سکه به نحوی است که از راه دور، با زوم کردن و همین طور چرخاندن آن به صورت 180 درجه، اشکال و اعداد متفاوتی را به ذهن می آورد.

 

یقیناً کارگردان اگر می خواست، می توانست این سکه را به وضوح در معرض دید مخاطب بگذارد و چنین ابهامی ایجاد نکند.پس این ابهام عمدی کارگردان انیمیشن، کاملاً هدفمند بوده و تلاش نموده است تا از طریق این ابهام، چند پیام را به صورت همزمان، به مخاطبانش، برساند. از راه دور، نقوش این سکه، شبیه به عدد 68 به نظر می رسد و با زوم کردن آن، تصویر نیمی از جمجمه به چشم می خورد  و با چرخاندن 180 درجه آن، نیمی از یک تاج، با صلیب بر بالای آن، دیده می شود.

 

هر سه برداشت از این سکه، به وقایع مهم پایان دوران ریاست جمهوری اوباما، و آغاز دوره ریاست جمهوری بعدی آمریکا، یعنی دونالد ترامپ، مرتبط هستند. همان گونه که می دانیم، طلا نماد ثروت و تمول است و ملاحظه عدد 68 بر روی سکه، این نکته را بیان می کند که ما با فردی طرف خواهیم بود که با اعداد 68 و ثروت و طلا، مرتبط است. نزدیک ترین فرد به این نمادها، شخص دونالد ترامپ است.

 

چرا که وی فردی بسیار ثروتمند بوده، و صاحب برج 68 طبقه « Trump Tower » در نیویورک نیز می باشد و اموال و هتل های بسیار زیادی نیز در سراسر جهان دارد.

 

از سوی دیگر، نماد جمجمه نیز اشاره به رویه میلیتاریستی و مشی خصومت آمیز و جنگ طلبانه دارد و این مساله نیز، با شخص دونالد ترامپ، ارتباط زیادی دارد.

 

همچنین نماد تاج نیز بر روی سکه، به مفهوم تلاش برای تاجگذاری و آغاز پادشاهی جهانی است که این امر نیز طبق برنامه های کابالیستی و ماسونی، بر عهده ترامپ گذاشته شده است تا وی، مقدمات تشکیل حکومت جهانی دجال در اورشلیم را فراهم نماید.

 

مجموعه این 3 نماد، عناصر مهم لایه سوم تحلیل این سکانس را تشکیل می دهند و اوباما با ملاحظه آغاز عصر ترامپ، در پایان دوره خودش، دچار ترس و نگرانی می شود. بالاخص که در سکانس بعدی، خواهیم دید که ترامپ، با مزمور 23 داوود در عهد عتیق انجیل تحریف شده، مرتبط بوده و قرار است در « دره سایه مرگ » یا « Valley of the Shadow of Death » قدم گذاشته، و ضمن آغاز عصری توام با نابودی و ترس و وحشت، حکومت جدید دجال را در اورشلیم، سازماندهی نماید.

 

 

خادم الامام (عج) _ alwadossadegh.com

 5,155 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید