کمال الدّین و تمام النّعمة

0
211
kamaloddin.jpg
کمال الدّین و تمام النّعمة
اثری ماندگار و متنی استوار از میراث فرهنگی یازده قرن گذشته‌ی خراسان در اثبات درستی باورهای بنیانی امامیّه (پیروان دوازده جای‌نشین برگزیده‌ی رسول خدا تا پیشوای پنهان علیهم السّلام) و دیرزیستی و پنهانی آخرین پیشوا. این کتاب به شیوه‌ای عالمانه و مستدل که زیبنده‌ی شیخ فقیهان آن روزگار یعنی شیخ صدوق رحمة الله علیه است نگاشته شده است و به نقد کژراهه‌های اعتقادی گروه زیدیّه در موضوع پیشوایی دینی پرداخته است. جایگاه ویژه‌ای که این کتاب در دل اهل دل دارد؛ در ارتباط با گوشه‌ی چشمی است که آن حجّت نهان عجّل الله تعالی فرجه الشریف به این اثر علمی و صاحب آن داشته‌اند. ‌این کتاب در دو مجلّد و با ترجمه‌ی دکتر منصور پهلوان به زینت طبع آراسته شده است.

کمال الدین و تمام النعمة

از جمله مهمترین مسائلى که مذهب شیعه دوازده امامى را از سایر مذاهب ممتاز مى سازد، اعتقاد به دو رکن اساسى است:

رکن اول: امامت پس از پیامبر به نص ثابت مى شود.

رکن دوم: زمین ، هیچ گاه خالى از حجت و امام نخواهد بود. امام دوازدهم زنده است و تا آن زمان که دنیا برقرار است ، حجت خدا هم خواهد بود.

دانشمندان شیعه در کتب علمى خویش به تحلیل و تایید و اثبات این دو رکن پرداخته اند تا عصر امامت حضرت امام حسن عسکرى(ع) همت بزرگان شیعه مصروف اثبات رکن اول گردید و پس از ایشان، اثبات رکن دوم نیز به رکن اول افزدوه شد. و به این ترتیب کتابها و رساله هاى مختلفى در موضوع امام عصر (عج) و غیبت ایشان تالیف شد. از جمله کتابهایى که در آن عصر به رشته تحریر درآمده، کتاب «کمال الدین و تمام النعمة » شیخ صدوق است. با وجود این که وى اولین کسى نیست که در این موضوع دست به تالیف زده است و لیکن کتاب وى از اولین کتابها و در عین حال مستندترین آنها در مساله غیبت است.

با آنکه مرحوم شیخ در زمان تالیف کتاب فقط 107 سال از غیبت امام عصر (عج) را پشت سر نهاده بود. اما ادله ثبوت انبیاء و اولیاء و اشخاصى را در طول تاریخ آورده است تا غیبت و طول عمر آن حضرت بعید از نظر ننماید.
نام کتاب

در مصادرى که فهرست تصنیفات شیعه در زمانى نزدیک به عصر شیخ صدوق اند، همچون فهرست «نجاشى » و فهرست «شیخ »نامى از این کتاب در مجموعه تالیفات شیخ نیامده و تنها رساله هاى متعدد غیبت و مباحثات شیخ بارکن الدوله در آنها ذکر شده است.

و در مصادر بعد از آن عصر، نام کتاب با عنوان «کمال الدین و تمام النعمة » آمده است.

وجه تسمیه این کتاب آن است که امامت در نظر شیخ کمال دین و کمال نعمت است و مرحوم شیخ در آخرین باب کتاب که «نوادر»نام گرفته است ، در توصیف امامت مى گوید:

«بها کمل الدین و تمت النعمة »،

«با امامت دین کامل شد و نعمت را تمام گردید». (1)

همو در روایتى از امام رضا(ع) نقل مى کند که ایشان فرمود:

«امر الامامة من تمام الدین »

«امامت نشانه تمامیت دین است » (2)

با توجه به گفتار حضرت رضا(ع) و عبارت شیخ صدوق ، همان عنوان «کمال الدین و تمام النعمة » براى کتاب صحیح است. لکن کتابشناس بزرگ معاصر مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانى در کتاب پرارج «الذریعة فى تصانیف الشیعه » نام این کتاب را «اکمال الدین و اتمام النعمة » ذکر کرده است. (3) مرحوم صفایى خوانسارى نیز در کتاب خود «کشف الاستار عن وجوه الکتب و الاسفار» این کتاب را به همین عنوان آورده است. (4) روشن است که مرحوم خوانسارى به کلام «الذریعة » استناد کرده است.

مرحوم شیخ آقا بزرگ در فهرست کتابهایى که نام آنها با کاف شروع مى شود نیز نام این کتاب را آورده و در پى آن مى فرماید: «ظاهر آن است که نام کتاب «اکمال الدین و اتمام النعمة باشد»، (5) و دلیل خاصى بر این مدعا ندارد.
مؤلف کتاب

نویسنده این کتاب ، ابوجعفر محمد بن على بن حسین بن موسى ابن بابویه، مشهور به شیخ صدوق است. وى به دعاى حضرت حجت (عج) به دنیا آمده است. مشایخ روایى قم چنین روایت مى کنند که پدر شیخ صدوق دختر عموى خود را در نکاح داشت و از او فرزندى نیاورده بود. وى نامه اى به حسین بن روح (س)- نائب خاص امام عصر (عج) در غیبت صغرى – نگاشت، تا از حضرتش درخواست کند براى او فرزندانى دانشمند از خدا بخواهد.

پس از سه روز به وى خبر رسید که آن حضرت براى على بن حسین ، پدر شیخ صدوق دعا فرمودند و بزودى فرزندى مبارک براى وى متولد خواهد شد و از او اولاد متعدد خواهد بود. (6)

مرحوم شیخ خود به این جریان مباهات و افتخار مى نمود.

بطور دقیق تاریخ تولد مرحوم شیخ روشن نیست. اما به قرائنى مى توان گفت که تولد وى پس از سال 305 ق بوده است. بعضى این تاریخ را 311 ق گفته اند. اما تاریخ وفات وى بدون هیچ اختلافى 381 ق نقل شده است.

وى از بزرگان و شیوخ روایت در عصر خویش و داراى تالیفات زیادى بوده است. بحث از وى و تاریخ حیات او، خود مقالى دیگر مى طلبد.
سبب تالیف کتاب

شیخ صدوق خود در مورد سبب تالیف این کتاب مى گوید:

«آنچه که مرا به نگاشتن این کتاب واداشت این بود که هنگامى که سفر زیارت حضرت على بن موسى الرضا(ع) را به انجام رساندم، به نیشابور بازگشتم و د رآن شهر اقامت نمودم. اکثر شیعیانى را که با من رفت و آمد داشتند در موضوع غیبت امام عصر متحیر یافتم. در مورد قائم آل محمد بر ایشان شبهه رخنه کرده بود . آنها از راه تسلیم، به راه قیاس و راى عدول کرده بودند. پس تمام سعى خویش را در ارشاد آنها با اخبار رسیده از پیامبر و ائمه اطهار، به سوى راه حق و صواب مصروف داشتم.»

سپس وى جریان برخوردش با محمد بن صلت قمى نقل مى کند و مى گوید:

«وى روزى با من گفتگو مى کرد که کلام مردى از بزرگان فلسفه و منطق در مورد حدیث قائم (عج) به میان آمد. این امر موجب حیرت و شک وى در این موضوع شده بود. پس بحثهایى در اثبات وجود امام و روایات غیبت ایشان از پیامبر و ائمه نقل نمودم، که موجب اطمینان نفس وى گردید. شک و شبهه اى که در او رخنه کرده بود از قلب وى ناپدید گشت. اخبار صحیحى را که بر او خواندم به گوش شنید و آنها را به اطاعت و قبول و تسلیم ، پذیرفت .

همو از من خواست که در این باره کتابى تصنیف کنم . پس درخواست او را اجابت نمودم و وعده کردم هر زمان که توانستم به وطنم، رى بازگردم این کار را خواهم کرد.

شبى خواب بر من غلبه کرد و چنین در خواب دیدم که در مکه در حال طواف خانه خدا و در دور هفتم طواف کعبه در کنار حجرالاسود بودم بر آن دست مى مالیدم و آن را مى بوسیدم و مى گفتم: «امانتم را رساندم و پیمانم را وفا کردم ، تو شاهد بر وفاى من باش.»

ناگهان آقا صاحب الزمان (عج) را ایستاده بر درگاه کعبه یافتم. با فکرى مشغول و خاطرى پریشان به ایشان نزدیک شدم. او از حالت چهره ام ، نهان جانم را دانست. بر وى سلام کردم ، پس جواب فرمود. سپس به من فرمود: «چرا کتابى در غیبت نمى نویسى تا تو را از این غم برهاند؟» «پس گفتم: اى فرزند رسول خدا! مطالبى در غیبت نوشته ام. پس فرمود: آنها بر روش منظور نیستند. تو را امر مى کنم که الان کتابى در موضوع غیبت تصنیف کنى و غیبتهاى انبیاء خدا را در آن ذکر کنى. پس از آن حضرت گذشت و رفت . از خواب بیدار شدم و به دعا و گریه و زارى آن شب را به فجر رساندم ، صبح همان روز به قصد اطاعت امر ولى خدا و حجت وى ، شروع به تالیف این کتاب نمودم.» (7)

شیخ صدوق در این کتاب بخوبى از عهده امتثال و اطاعت امر ، برآمده است و حق مطلب را بخوبى ادا نموده است.
تاریخ تالیف کتاب

ابن بابویه در سال 352 ق قصد سفر از رى نمود. وى با کسب اجازه از رکن الدوله، امیر رى در رجب همان سال راهى مشهد گردید. (8) در این مسیر، وى در ماه شعبان در نیشابور اقامت گزید. بر این اساس ، جمعى تالیف این کتاب را در آن سال دانسته اند. لکن مرحوم شیخ در سفر دیگرى به سال 367 ق به ماوراء النهر و مشهد مسافرت نمود. وى در روزهاى 17 و 18 ذى حجة آن سال در مشهد بود. پس از آن شیخ به نیشابور رفت و تا شعبان 368 ق در آنجا اقامت گزید. (9) وى در19 شعبان همان سال عازم ماوراءالنهر گردید.

با توجه به نقل بعضى از روایات کتاب کمال الدین، از مشایخ حدیث ماوراءالنهر، روشن مى شود که این کتاب پس از این سفر تالیف شده است. همچنین از مقدمه کتاب روشن مى شود که ابن بابویه در بازگشت از ماوراءالنهر براى زیارت مجدد وارد مشهد شد. پس ازاین سفر به نیشابور رفت و مدتى در آنجا سکنى کرد. شیخ صدوق در این زمان بود که به تبلیغ اعتقاد شیعه در مورد غیبت پرداخت و حداقل بخشى از این کتاب را تالیف کرد.
نظر اجمالى به مطالب کتاب

مرحوم شیخ در مقدمه مفصل این کتاب به بحثهاى مهم و جالبى پرداخته است: 1- وى در این مقدمه با استشهاد به آیه شریفه:

«اذ قال ربک للملائکة انى جاعل فى الارض خلیفة » (10)

مطالب زیادى در مورد خلافت و امامت بیان نموده است و آن را حجت بر غیبت امام عصر (عج) مى شمارد.

پس از آن به رد مذاهبى که غیبت امام مهدى (عج) را نپذیرفته اند، مى پردازد.

ابتدا بیان سید حمیرى در رد بر «کیسانیة » که قائل به امامت و غیبت محمد بن حنفیة ، فرزند امام على(ع) را آورده است ، چه آنکه خود سید حمیرى زمانى از این فرقه بوده است.

پس از آن «ناووسیه » را – که قائل به غیبت امام صادق(ع) – و «واقفیه » را – که قائل به غیبت امام کاظم(ع) یا امام عسکرى(ع) هستند – با روایات وفات این امامان ، رد مى کند.

وى رساله جوابیه «ابن قبه رازى » متکلم و شیخ طائفه امامیه در عصر خویش را در جواب شبهه بعضى «معتزله » ، بطور کامل در مقدمه گنجانیده است.

در مقام رد بر «زیدیه » نیز رساله دیگرى از «ابن قبه » را آورده و خود نیز به پاسخ بعضى از شبهات ایشان به صورت مستقل پرداخته است.

وى پس از این مقدمه طولانى در ضمن 58 باب مطالب کتاب را سامان داده است. مباحث این کتاب را – چنانکه خود شیخ هم در پایان مقدمه اشاره دارد – مى توان به پنج مطلب کلى دسته بندى کرد ، که عبارتند از:

1- اخبار انبیاء و اولیایى که غیبت داشته اند.

وى در ضمن 7 باب، به غیبت پیامبرانى چون ادریس و نوح و صالح و ابراهیم و یوسف و موسى (ع) و اوصیاء آنها پرداخته است. همو در13 باب دیگر ، قضایاى بشارت حضرت موسى و عیسى(ع) و پیروان ایشان به ظهور پیامبر اسلام را بیان مى دارد. این روایات شاهد بر غیبت زمانى آن حضرت هستند. چه آنکه نام و یاد آن حضرت قرنها پیش از ایشان در دل مؤمنان بوده است. اما وجود شریف آن حضرت، پس از زمانى طولانى ظهور یافت.

2- لزوم امامت واثبات امامت دوازده معصوم(ع) وى در این قسمت نیاز به امام معصوم در هر عصر و اتصال وصایت از زمان حضرت آدم تا خاتم را در دو باب مستقل با روایات اثبات نموده است. و سپس در19 باب مختلف به تصریح خداوند و پیامبر و یکایک معصومین(ع) بر امامت حضرت مهدى و غیبت آن حضرت پرداخته است. مرحوم شیخ در هر یک از این ابواب تمامى روایات – اعم از صحیح و سقیم – را ذکر کرده است. لکن تنها به روایات صحیح استدلال مى نماید.

3- ولادت حضرت مهدى (عج) و اخبار مربوط به آن حضرت .

شیخ در 5 باب اخبار میلاد آن حضرت و والدین ایشان و اخبار کسانى را – که به حضور ایشان تشرف یافته اند – جمع آورى کرده است. 4- نامه هایى که از ناحیه آن حضرت صادر شده است.

این نامه ها که اصطلاحا «توقیع » نامیده مى شود، در زمان غیبت کوتاه مدت آن امام (260 -329) ه ق به توسط وکلاء خاص ایشان به اشخاص مختلفى رسیده است. مرحوم شیخ 52 توقیع را از آن حضرت نقل مى کند.

5 – عمر طولانى حضرت حجت (عج) از جمله مواردى است که توسط منکرین غیبت، به آن استشهاد مى شود. استبعاد و خارق العاده بودن عمر آن حضرت ، همواره یکى از موضوعات اشکال برانگیز بوده و هست. مرحوم شیخ در طى 9 باب ، احادیث مختلفى که عمر طولانى بعضى از انبیاء و اولیاء گذشته را اثبات مى کند جمع آورده کرده است. وى به این وسیله د رمقام رفع شبهه برآمده است. نکته قابل توجه آنکه با توجه به تاریخى که براى تالیف کتاب ذکر شد، و ملاحظه آنکه غیبت کبرى ازسال 260 ق آغاز شده است. تنها107 سال از غیبت آن حضرت مى گذشته است که مرحوم شیخ به دفع شبهه پرداخته است.

وى در این باب داستانهایى را نیز از عمر طولانى بعضى از انسانها آورده است. خود ایشان وجه ذکر این داستانها را چنین مى گوید: «اینگونه اخبار تاریخى مستند ما در مساله غیبت و وقوع آن نیست . چه آنکه به روایات صحیح ، از پیامبر (ص) و ائمه اطهار(ع) این مساله به اثبات رسیده است. اسلام و شریعت و احکام آن، همه با روایات ایشان قابل اثبات است ». (11)

سپس خود به بیان مقصود از نقل این قضایا مى پردازد و مى گوید:

«همه مردم به اینگونه اخبار تمایل دارند. با اطلاع به این داستانها ، تمایل بر اطلاع به سایرمطالب کتاب پیدا مى کنند. و با خواندن کتاب ، مؤمن از آن بصیرت بیشتر مى یابد و برمنکر ، حجت خداوند اثبات مى شود . متحیران و شکاکان به بحث و بررسى در غیبت خوانده مى شوند و چه بسا که هدایت یابند». (12)

در پایان کتاب ایشان، بابى را منعقد نموده و موضوع آن را «نوادر کتاب » نامیده است. باید دانست بطور معمول بابهایى را محدثان نوادر مى نامند که بخش الحاقى به کتاب ، پس از تالیف کتاب ، شمرده مى شوند.

اما مقصود شیخ از نگارش این باب رد قول به «فترت » یعنى انقطاع موقت امامت است.

مرحوم شیخ ، پس ازنقل هر حدیث ، بیانى در نحوه استدلال به آن در نفى فترت دارد.

این کتاب دو مرتبه به صورت چاپ سنگى منتشر شده ، یکبار هم در نجف اشرف چاپ حروفى شد و بار دیگر در ایران با ترجمه چاپ شد. اما متاسفانه غلطهاى بسیارى در این نسخه ها یافت مى شود.

چندى پیش جناب آقاى «على اکبر غفارى » به تصحیح این کتاب پرداختند و به همت ایشان مجددا طبع گردیده است ، مؤسسات مختلفى متن تصحیح شده توسط ایشان را چاپ و منتشر نموده اند.

بجا است که بحث دقیق و علمى در رابطه با اسناد این کتاب صورت گیرد . ان شاءالله

پى نوشتها

1- کمال الدین و تمام النعمة; ص 658

2- همان ماخذ; ص 676

3- الذربعة الى تصانیف الشیعه; ج 2، ص 185

4- کشف الاستار عن وجوه الکتب و الاسفار; ج 3، ص 339

5- الذریعة الى تصانیف الشیعه; ج 18، ص 137

6- کمال الدین و تمام النعمة ; 502 ح 31 و کتاب الغیبة ، شیخ طوسى: 188 ، 195 و رجال نجاشى: 261

7- همان; 2،3

8 – عیون اخبارالرضا; ج 2، ص 248

9- الامالى;103 ،106 ،487

10 – سوره بقره ; آیه 30

11- کمال الدین و تمام النعمة; 638

12- همان ;639

منبع:موعود

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید