هرتسل: همه ملت ها یهود ستیزند

0
140

زمانی که حاکمان نسبت به ما اظهار رضایت و خرسندی بیش از اندازه می کنند، موجب ایجاد انزجار عمومی نسبت به یهودیان می شوند.همه امت هایی که در میان آنها یهودیان حضور دارند، به طور پنهان یا آشکار یهود ستیز هستند.

 

 

قسمت قبلی

نخستین ترجمه فارسی «دولت یهود» نوشته هرتسل/3

 

کتاب «دولت یهود» از جمله منابع پایه و اصلی اندیشه سیاسی صهیونیسم می باشد. این کتاب که بیش از یک قرن از نگارش آن می گذرد ، اساسنامه تشکیل دولت صهیونیستی به شمار می رود که رژیم اشغالگر قدس بر اساس آموزه های آن تاسیس گردیده. این کتاب تا کنون در ایران ترجمه نشده است و نخستین بار است که پایگاه خبری و تحلیلی مشرق ، اقدام به برگردان فارسی آن می نماید.
امید است که این نخستین گام در جهت تعمیق هر چه بیشتر دشمن شناسی در میان جوانان و باورمندان به آرمان فلسطین بوده و مورد قبول قرار گیرد. بخش سوم از نوشته هرتسل تقدیم علاقمندان می گردد:

highres_20029897.jpg
بنیامین زیب بن ژاکوب هرتسل

من ممکن است شخصیتی را تقدیس کرده باشم –چه شخصیت های فردی قوی و برجسته مانند سیاستمداران، مخترعان، فلاسفه و رهبران و چه شخصیت گروهی تاریخی به نام «امت» -و این شخصیت از بین رفته باشد. اما هرگز از این تقدیس پشیمان نیستم. زیرا کسی که فناپذیر است یا در راه فنا شدن است و یا این که باید از بین برود، باید بگذاریم فانی شود. اما قومیت متمایز یهود، فناپذیر نیست و هرگز امکان فانی شدن ندارد و نباید فانی شود. نمی توان این قومیت را تخریب کرد. زیرا دشمنان خارجی از آن حمایت می کنند. قومیت یهود، هرگز ویران نمی شود. زیرا دو هزار سال ستم و رنج دهشتناک، این امر را اثبات می کند. نباید قومیت یهود ویران شود. من –به عنوان یکی از بیشمار یهودیانی که هرگز نومیدی به دلشان راه نمی یابد- بار دیگر از رهگذر این نوشتار تلاش خواهم کرد صحت و درستی این عبارت را ثابت کنم که : «ممکن است شاخه های بسیاری از [درخت] یهودیت آفت ببیند و از تنه جدا شود، اما ریشه های آن ثابت و سستی ناپذیر است.»
پاسخ من به اعتراض برخی یا همه یهودیان فرانسه به طرح من (که برای اثبات درستی سخن خود به داستان الحاق خود به جامعه فرانسه استناد می کنند،) پاسخی ساده است.[ پاسخ این است که:] این مسأله هرگز به آنان ربطی ندارد. آنان یهودیان فرانسوی هستند. خوب! باید بدانند که این مسأله ای است که فقط به یهودیان ارتباط دارد.
طبیعی است که هرگز یهودیان فرانسه، بیش از دیگر یهودیان ملحق شده به ملت های دیگر، از تحرک به سوی ساماندهی یک حکومت –طبق آنچه پیشنهاد می دهم-، زیان نخواهند دید. بلکه بر عکس، این کار به نفع آنان خواهد بود، زیرا به گفته «دارون »آنان هرگز از شرایط متغیر خود نگران نخواهند شد، بلکه خواهند توانست با صلح و صفا [به جوامع دیگر] ملحق شوند. زیرا یهودی ستیزی که در حال حاضر جریان دارد، برای همیشه از بین خواهد رفت و ناپدید خواهد شد. بی تردید، پس از آنکه حکومت جدید یهودی با نهادهای کارآمد خود محقق شود، برایشان این مزیت را خواهد داشت که آنان به طور ژرف [به آن جوامع] ملحق شوند.
یهودیان ملحق شده نیز –چه بسا بیش از شهروندان مسیحی- از کوچیدن یهودیان مخلص استفاده خواهند کرد. زیرا آنان با این شیوه از یهودیان طبقه کارگر که فقر و فشارهای سیاسی آنان را از نقطه ای به نقطه دیگر و از کشوری به کشور دیگر می برد، رهایی خواهند یافت. این طبقه کارگر سرگردان [پس از تحقق حکومت یهود] به ثبات خواهند رسید. بسیاری از شهروندان مسیحی –که به آنان دشمنان یهودیت می گوییم- در این صورت می توانند در برابر کوچ یهودیان بیگانه مقاومت نشان دهند، اما شهروندان یهودی نمی توانند این کار را بکنند. این درحالیست که چه بسا این کوچ، برای آنان اثر منفی بیشتری دارد. بنابر این، پیش از هرچیز باید آنان با افرادی که در شاخه های صنعتی مشابه هستند رقابت جدی بکنند.علاوه بر این، این افراد با مهاجرت خود، یهودی ستیزی را نیز از این جوامع بیرون می برند به طوری که پیش از این وجود نداشته یا اینکه از شدت آن می کاهند . ملحق شوندگان، با انجام اقدامات خیریه و نیکوکاری بیانگر وجود این ستم هستند.. آنان برای کوچانیدن یهودیان آواره، انجمن های خیریه تشکیل می دهند. اما برعکس این وضعیت نیز وجود دارد؛ شاید برایمان خنده دار باشد که بدانیم برخی از این مؤسسه های خیریه در جهت مصالح یهودیان ستمدیده تأسیس نشده اند، بلکه بر ضد آنان ایجاد شده و هدفشان دور کردن این آفریده های فرومایه به دورترین نقطه و در سریع ترین زمان، می باشد. بنابراین بسیاری از آنانی که اظهار می کنند دوستان یهودیان هستند، پس از بررسی دقیق، روشن می شود آنان یهودی ستیزان یهودی الاصل هستند اما چهره اصلی خود را در لباس نیکی و امور خیریه پنهان کرده اند.

herze1.jpg
بنیامین زیب بن ژاکوب هرتسل ، در جمع برخی شرکت کنندگان در پنجمین کنگره جهانی یهود – 1902

تلاش های استعمارگرانه برخی از نیکوکاران واقعی، -با وجود اهمیت این تلاش ها- موفقیتی به دست نیاوردند. البته اعتقاد ندارم که این افراد به عنوان یک تفریح این اقدامات را انجام دادند یا اینکه موضوع کوچانیدن یهودیان فقیر را همچون یک پیست اسب سواری فرض کرده اند. بلکه [دلیل ناکامی آنها این است که] این امر مهم تر و بسیار فاجعه بار تر از این است[که بتوان با این اقدامات خیریه، مشکل را حل کرد.] این تلاش ها از این جهت اهمیت داشت که به طور محدود بیانگر پیشینه عملی ایده «حکومت یهودی» می باشد. شاید این تلاش ها از این جهت مفید و سودمند بودند که اشتباه های آنها، تجربه هایی را به دست دادند که بتوان در سطح گسترده تر اندیشه حکومت یهودی را عملی کنیم. همچنانکه این تلاش ها ابعاد منفی نیز داشتند. از نظر من، انتقال سامی ستیزی به نقاط های دیگر –که نتیجه انکارناپذیر این رخنه ساختگی است- کمترین آفت و پیامدمنفی این تلاش ها بود نتیجه بسیار بدتر، این بود که نتایج نامطلوب موجب تردید نسبت به کارآمدی و سودمندی بافت انسانی یهود می شد. اما دلیل ساده بعدی، این تردیدها را از ذهن انسان های هوشمند بیرون می برد. [از نظر منطقی] امکان ناپذیری تحقق یک امر در یک گستره محدود، الزاماً به این معنا نیست که تحقق آن در یک گستره بیشتر نیز همین نتیجه را خواهد داشت. یک طرح کوچک ، در شرایطی که یک طرح بزرگ با موفقیت روبرو بوده، ممکن است با ناکامی مواجه شود. چه بسا امکان عبور یک لنج از رودخانه ای کوچک وجود نداشته باشد، اما رودی که این رودخانه به آن می ریزد، بتواند کشتی های بزرگ را در خود جای دهد.
یک انسان قوی یا ثروتمند در اندازه ای نیستند که بتوانند یک «امت» را از محیطی به محیط دیگر منتقل کنند و در آنجا اسکان دهند ، اما «ایده ما» به تنهایی از عهده این مهم برمی آید. «ایده ما» ، یعنی ایده «حکومت». این ایده به تنهایی می تواند در خود نیروی لازم برای انجام این کار را داشته باشد. یهودیان در تاریخ بلند خود، همچنان این رؤیای حکومت را با خود داشته اند. «سال بعد در قدس» برای یهودیان یک عبارت قدیمی است. مشکل این است که چکونه بتوانیم این رؤیا را به واقعیت تبدیل کنیم.
برای این کار باید پیش از هرچیز، اندیشه های قدیمی روی هم  انباشته شده یا اندیشه های محدود و یا بی ثبات ، از ذهن مردم پاک شود. زیرا چه بسا برخی ذهن های کوته بین، گمان کنند که این خروج از مناطق متمدن به صحرا صورت می گیرد. حال آنکه چنین نیست. حرکت ما به قلب تمدن است. ما هرگز در یک مرحله فرو دست نمی ایستیم، بلکه به مرحله ای بالاتر گام خواهیم نهاد. ما اموال و دارایی های خود را گُم نخواهیم کرد، بلکه همه آنها را محقق خواهیم ساخت. ما از حقوق پایمال شده خود چشم خواهیم پوشید امادر برابر  به دست آوردن حقوق بهتر و والاتر. ما هرگز سنت های دوست داشتنی خود را قربانی نخواهیم کرد، بلکه آنها را دوباره خواهیم یافت. ما هرگز خانه های قدیمی خود را ترک نخواهیم کرد، مگر پس از اینکه خانه های جدیدی برای خود بسازیم. کسانی که خارج خواهند شد، همان هایی هستند که ایمان قلبی دارند  وضعیت آنها بهبودی خواهد یافت. در ابتدا، انسان های بیچاره و پس از آنها، فقیران و در مرحله بعد انسان های نسبتاً موفق و سرانجام در آخرین مرحله، ثروتمندان هستند که این کوچ را انجام خواهند داد. اما کسانی که نخستین های کوچیدن باشند، خود را به سطح بالاتری خواهند رساند به طوری که با کسانی که اندک زمانی پس از آنان کوچ کنند[انسان های نسبتاً موفق ]، در یک سطح قرار خواهند گرفت. بنابر این، در عین خروج و کوچیدن، بالارفتن از نردبان طبقات اجتماعی نیز محقق می شود.
کوچ یهودیان هرگز به نابسامانی یا بحران و یا استضعاف منجر نمی شود. سرزمینی که یهودیان از آن خارج می شوند، با دوران نوین رفاه و آسایش روبرو خواهند شد. در این کشورها مهاجرت داخلی روی خواهد داد و شهروندان مسیحی جای مراکز رهاشده از سوی یهودیان را پر خواهند کرد. جریان ترک این کشورها به صورت تدریجی و بدون اضطراب و تنش روی خواهد داد. پایان یهودی ستیزی، اولین گام این حرکت خواهد بود. یهودیان به عنوان دوستان محترم کوچ خواهند کرد و اگر در آینده برخی آنان نیز بازگردند، به همان شکل از آنان استقبال خواهد شد و همان رفتاری با آنها خواهد شد که ملت های متمدن با همه میهمانان خارجی انجام می دهند.
کوچ آنان، هرگز با فرار قابل مقایسه نیست. زیرا این حرکتی کاملاً سازمان یافته و زیر نظر افکار جهانیان صورت می گیرد. این جنبش فقط بر اساس موازین حقوقی انجام نخواهد شد. بلکه باید گفت اجرای آن بدون همکاری صادقانه دولت های ذیربط –که از این حرکت سودهای بسیاری به دست می آورند.-امکان پذیر نیست.
تضمین پاکی و سلامت این ایده و قدرت اجرایی شدن آن باایجاد یک هیئت عمومی امکان پذیر است. این هیئت «The Society of jewsجمعیت یهود» نام خواهد گرفت. در کنار این جمعیت نیز شرکتی یهودی ایجاد خواهد شد که یک مؤسسه(بنگاه) تولیدی اقتصادی خواهد بود.

herze3.jpg
بنیامین نتانیاهو ، رییس فعلی دولت یهود در دفتر کارش

هر فردی که تلاش می کند این مأموریت بزرگ را به تنهایی به انجام برساند، یا فردی دیوانه و یا بی شعور است. خوشنامی شخصیت های عضو این جمعیت، تضمین کننده سلامت این ایده است. سرمایه کافی این شرکت نیز تضمین کننده ثبات و پایداری این ایده است. بی تردید طرح کردن عبارت «حکومت یهود» اعتراض های فراوانی را به دنبال خواهد داشت. بیان این نکات مقدماتی و کلیات به منظور پاسخ گویی به این اعتراض هاست. پس از این با آرامی بیشتری به دیگر اعتراض ها پاسخ خواهیم گفت و آنچه را تا به اینجا به طور اشاره بیان کردیم، به شکل مفصل تشریح خواهیم کرد. تلاش ما این است که نوشتار فراروی خوانندگان خسته کننده نشود. برای تحقق این هدف، کتاب را در بخش های کوچک و کوتاه ارائه می کنیم.
اگر می خواستم، یک ساختمان جدید را جایگزین ساختمانی فرسوده بکنم، باید ابتدا، ساختمان قدیمی را ویران می کردم و آنگاه ساختمان جدید را بنا می نمودم. به همین دلیل در این نوشتار نیز این روند طبیعی را دنبال خواهم کرد. در بخش اول و کلیات، اندیشه های خود را تشریح خواهم کرد و همه عوامل جانبداری را از آن خواهم زدود و شرایط اساسی سیاسی و اقتصادی را تعیین خواهم کرد. سپس طرح را باز خواهم کرد.
بخش دیگر کتاب که بخش ویژه است، به سه قسمت اصلی تقسیم می شود. در این قسمت ها اجرای این طرح را توصیف و تبیین خواهم نمود. این سه بخش عبارتند از: شرکت یهودی، مجموعه های محلی، جمعیت یهود.
باید ابتدا این جمعیت یهود تشکیل شود و پس از آن شرکت یهود تأسیس شود. اما در این سیاق، عکس این روند مطلوب تر است زیرا سلامت روند پشتیبانی و تأمین مالی یک پروژه –بیشتر مواقع- همان عامل به وجود آمدن آن قضیه می شود. باید در ابتدا هرگونه تردید نسبت به این مسأله را از بین برد. [لذا تلاش خواهیم کرد، به این مسأله بپردازیم]
در بخش نتیجه، تلاش می کنیم با اعتراض های احتمالی مقابله کنیم. من امیدوارم که خوانندگان یهودی با صبر و حوصله مرا تا پایان همراهی کنند. طبیعی است که برخی اعتراض های خود را در مسیری متفاوت با سیاق مورد نظر ما برای پاسخ گویی به اعتراضات آنها، مطرح و دنبال کنند. [پاسخ من این است] کسانی که احساس می کنند تردیدهایشان برطرف می شود، شایسته است خلوص خود را در راه این قضیه به کار بندند.
هرچند من سخنی منطقی می گویم، اما کاملاً می فهمم که منطق به تنهایی نمی تواند کافی باشد. زیرا انسان هایی که مدت زمانی طولانی در بند، بوده اند، نمی توانند با میل این بندها را از بین ببرند.[ما علاوه بر منطق، به جوانان نیاز داریم.] ما خواهیم دید جوانانی که ارادت خالصانه به آنان داریم، با بازوان نیرومند خود، این افراد [زندانی و در بند] را به پیش خواهند برد و انگیزه های فکری را به شور و حماسه تبدیل خواهند کرد.

**فصل دوم

*مسأله یهود

هیچ فردی را نمی یابیم که وخامت وضعیت یهودیان را انکار کند. زیرا می بینیم مجموعه های یهودی در هرکجا که زندگی می کنند، به نحوی با بینوایی و مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. مساوات یهودیان در برابر قانون –که بر پایه قوانین باید به اجرا در آید- هنوز به مرحله اجرا در نیامده است. یهودیان چه در ارتش و چه در حوزه های عمومی و خصوصی از دارا بودن مشاغل نسبتاً مهم محروم هستند. حتی تلاش برای دور کردن آنان از حرفه های مختلف ادامه دارد. [به طوری که همه می گویند:] از یهودیان خرید نکنید.
حمله به یهودیان در هر نقطه ای، در پارلمان ها، نشست های مختلف، تریبون ها و مطبوعات و در کوچه و خیابان به یک فعالیت روزانه تبدیل شده است. حتی یهودیان به هنگام مسافرت نیز در هتل های مشخص اقامت می کنند. نوع ستم و رنج هایی که در هر کشور یا قشر و طبقه اجتماعی بر یهودیان وارد می شود، با دیگر نقاط متفاوت است. به عنوان مثال در روسیه مالیات از روستاهای یهودی[نشین] جمع آوری می شود. در رومانی نیز برخی یهودیان به اعدام محکوم می شوند. در آلمان نیز به شکل شرم آوری کتک می خورند. یهودی ستیزی در اتریش امری شایع است و نسبت به عموم یهودیان اقدامات تروریستی صورت می گیرد. در الجزایر نیز فتنه انگیزانی هستند که در سراسر این کشور علیه یهودیان فتنه به پا می کنند. در پاریس نهادهای مهم و ارزشمند اجتماعی به روی یهودیان بسته می شود و آنان نمی توانند در باشگاه ها و چنین محافلی شرکت کنند. به این ترتیب سایه های گسترده یهودی ستیزی را در هر نقطه ای می بینیم. البته در اینجا به دنبال ترسیم رنج های یهودیان به عنوان یک وضعیت فاجعه آمیز نیستیم. زیرا پرداختن به این مسأله –هرچند بسیار دردناک- کاری بیهوده است.
من در اینجا به دنبال برانگیختن احساسات و عواطف برای دلسوزی نسبت به یهودیان نیستم. چون این کار در ضمن بیهوده بودن، کاری سبک و کم ارزش است. بنابر این فقط این سوال ها را از یهودیان می پرسم که:
مگر اینگونه نیست که ما در کشوری که زندگی می کنیم، وضعیت همگی ما-چه پزشک، چه وکیل و چه متخصص و مدرس و…- هر روز بدتر از دیروز می شود؟ مگر نه این است که یک تهدید حقیقی متوجه حیات طبقه متوسط یهودیان است؟ مگر نه این است که فقیران یهودی نسبت به هم طبقه ای های خود (کارگران) وضعیت مشقت بارتری را دارند؟ به اعتقاد من این فشارها آثار خود را در هر نقطه ای نشان می دهد. به گونه ای که در طبقات اقتصادی بالای یهودیان این مسأله موجب آزردگی می شود، اما در طبقات نسبتاً متوسط یهودی موجب نگرانی های شدید می شود. همین مسأله در میان اقشار فقیر یهودی نیز موجب نومیدی کامل می شود.
در حقیقت، این روندی است که به سوی یک امر پیش می رود. امری که در برلین با عبارتی کلیشه ای و قدیمی خود را مطرح می کند: «ای یهودیان! بروید بیرون»
اکنون جای موشکافی همین مسأله فرارسیده است و باید بپرسیم: آیا اکنون باید ما کوچ کنیم؟ اگر چنین است، به کجا کوچ کنیم؟ یا اینکه ما باید در اینجا بمانیم؟ اگر اینگونه است، ماندن ما تا کی ادامه خواهد داشت؟
فرض کنیم که ما در همین نقاط سکونت، بمانیم، آیا می توانیم به روزهای بهتر امیدوار باشیم؟ آیا می توانیم بردباری پیشه کنیم؟ یا اینکه به طور مطلق تسلیم شویم تا شاید حکام و ملت های این سرزمین ها به حال ما رحم کنند؟ گمان من این است که در فضای حاکم کنونی نمی توانیم امید هیچگونه تغییر داشته باشیم. چراکه حتی اگر ما به حکام نزدیک بودیم و ما هم سطح دیگر مردمان این سرزمین ها بودیم، با این حال آنان نمی توانستند از ما حمایت کنند. آنان زمانی که نسبت به ما اظهار رضایت و خرسندی بیش از اندازه می کنند، موجب ایجاد انزجار عمومی نسبت به یهودیان می شوند. منظور از عبارت«بیش از اندازه» در حقیقت کمترین حق یک شهروند عادی یا یک مجموعه نژادی است. همه امت هایی که در میان آنها یهودیان حضور دارند، به طور پنهان یا آشکار یهود ستیز هستند.
افراد عادی نمی توانند ادراک[فهم] تاریخی داشته باشند. آنان نمی دانند که گناهان قرون وسطی ، امروز به اروپا باز می گردد.ما یهودیان خودمان «گتو»  را ساخته ایم. بی تردید ما برتری مالی پیدا کردیم. زیرا شرایط قرون وسطی ما را به این سمت برد. اکنون نیز همین روند در حال تکرار شدن است. زیرا آنان بار دیگر ما را مجبور به فعالیت در بورس کرده اند ، به گونه ای که از هرگونه فعالیت اقتصادی دیگر محروم شده ایم. همین حضور در بورس باعث می‌شود دوباره مورد تحقیر قرار گیریم. در همین حال ما همچنان شمار فراوانی از دانش آموختگانی را داریم که فضای فعالیت برای آنان نیست و عرصه بر آنان تنگ شده است. در نتیجه به همان اندازه ای که غنای فزاینده ما(ثروتمندی فزاینده ما) اوضاع اجتماعی ما را به خطر می اندازد،این امر نیز وضعیت اجتماعی ما را به خطر می اندازد. یهودیان دانش آموخته ای که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کنند، به سرعت به افرادی سوسیالیست تبدیل می شوند. به این ترتیب، ما از یک نزاع طبقاتی رنج جدی می بریم. زیرا در بیشتر مواقع، از سوی دو اردوگاه سرمایه داران و سوسیالیست ها مورد تاخت و تاز قرار می گیریم .

*تلاش های پیشین برای حل مشکل

شیوه های تصنعی و غیر واقع بینانه ای که تاکنون برای فائق آمدن بر مشکلات یهودیان به کار گرفته شده اند، یا خیلی بی اهمیت و بی ارزش بوده اند(مانند تلاش های استعماری ) یا اینکه اساساً کارهای اشتباهی بوده اند، مانند تلاش برای تبدیل یهودیان به کشاورز در وطن های فعلی آنها.
انتقال چندهزار یهودی به کشوری دیگرف چه دستاوردی می تواند داشته باشد؟ دو حالت پیش می آید:  یا این کار با شکست سریع روبرو می شود یا این طرح موفقیت آمیز می شود.
در صورت تحقق حالت اول که هیچ اما در صورت موفق بودن این اقدام نیز، باید گفت به یهودی ستیزی منجر می شود. ما این تلاش ها برای هدایت یهودیان فقیر به مناطق جدید را بحث و بررسی کرده ایم. روشن است که این اقدامی بیهوده و غیر کافی است. زیرا نتایج مورد نظر را به همراه ندارند. چراکه این کارها فقط موجب طولانی تر شدن حل مشکل و یا به تأخیر افتادن آن می شود. حتی چه بسا این کار موجب تشدید مشکلات شود.
کسی که تلاش می کند یهودی را به کشاورز تبدیل کند، دچار اشتباه فاحش شده است. زیرا کشاورز، زندانی یک دوره تاریخی[کهن] است. لباس های کشاورزان که در برخی کشورها، در طول قرن های متمادی هیچ تفاوتی نکرده، گویای این حقیقت است. حتی ابزار کار کشاورز، همانی است که نیاکان او در گذشته استفاده می کرده اند. کشاورز همچون پیشینیان، بذر افشانی می کند، با داس قدیمی علوفه را می چیند و … . اما می دانیم که همه این کارها را می توان با ماشین آلات کشاورزی انجام داد. ممکن است به همان شیوه ای که زمین داران بزرگ، صاحبان اراضی کوچک را بلعیدند، آمریکا نیز به اروپا یورش ببرد.[و همه اراضی را از آن خود کند] به این ترتیب، کشاورز و فلاح رو به انقراض است. حتی اگر قرار باشد کشاورز به حیات خود ادامه دهد، این حیات در راستای منافع سیاسی و برای در خدمت گرفتن کشاورز خواهد بود. محال و حتی سخیف است که بخواهیم با شیوه و الگوی قدیم، کشاورزانی جدید درست کنیم.
هیچ فردی توان ندارد تمدن را یک گام به عقب ببرد. حتی حفظ مؤسسه های منقرض نیز کاری بسیار دشوار است. به طوری که نیازمند اعمال همه اقدامات استبدادی از سوی حکومتی است که حاکمی مستبد در رأس آن قرار دارد.
اکنون باید پرسید آیا می توانیم به یهودیان باهوش که تمایل دارند ( به شیوه سنتی و منقرض) کشاورز باشند، اعتماد کنیم؟ پاسخ من به آنان چنین است: این یک کمان است که با آن به جنگ بروید. چی؟ کمان و جنگ؟… بله، با این کمان باید به جنگ افرادی بروید که به تفنگ و توپخانه مجهز هستند. در این شرایط اگر مردمانی تلاش کنند از یهودیان کشاورز بسازند، یهودیان در این شرایط حق دارند که حاضر به تحرک نشوند.
کمان ، سلاحی زیبا و فرح انگیز است، اما انصاف این است که باید این سلاح به موزه برود. در حال حاضر مناطقی وجود دارد که یهودیان نومید، به این نقاط عزیمت می کنند تا در آنجا به کشاورزی مشغول شوند. اما با اندک بررسی برای ما روشن می شود که این مناطق –همچون ایالت هیسن آلمان و ایالت های روسیه- کانون سامی ستیزی هستند.
مصلحان جهان که یهودیان را به خرمن کوبی می فرستند، یک شخص بسیار مهم را فراموش می کنند. این فرد همان مهندس کشاورزی است که در این عرصه حق و اختیار فراوانی دارد. مالیات بر زمین، خطرات مربوط به محصولات و نیز فشارهای زمین داران بزرگ که به کار و تلاش [کشاورز] اهمیت چندانی نمی دهند و به طور مشخص رقابت آمریکایی، همه و همه در کنار هم دشواری های زاید الوصفی را ایجاد می کنند. علاوه بر این تعرفه های مربوط به غلات وارداتی نیز همیشه سنگین تعیین نخواهند شد. نمی توان صاحب کارگاه را به حال خود رها کرد تا از گرسنگی بمیرد. از سوی دیگر، او نفوذ سیاسی فراوانی دارد، به همین دلیل رفتار و تعامل ویژه ای را باید در پیش گرفت.
همه این دشواری ها را همگان می دانیم. به همین دلیل به صورت گذرا به آنان اشاره می کنم. خلاصه سخن من این است که تلاش های قبلی برای حل مسأله یهود بی فایده بوده اند، اگرچه بیشتر آنها از روی حُسن نیت انجام شده است.
اما با تغییر مسیر و یا با قلع و قمع طبقه کارگر ما، نمی توان بر این دشواری ها فائق آمد. ما اکنون به دنبال یافتن شکلی فراگیر، مناسب و صد در صد موفقیت آمیز هستیم. با هیچ یک از این حیله ها و راهکارها قدیمی نمی توان یهود ستیزی را درمان کرد. زیرا تا زمانی که اسباب و خاستگاه های یهود ستیزی پابرجاست، این پدیده از بین نخواهد رفت… به راستی آیا یهود ستیزی از بین رفتنی است؟

ادامه دارد

 

مشرق نیوز

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید