هرتسل: اروپا وظیفه دارد وجود و بقای دولت یهود را تضمین کند

0
170

پیامبر صهیونیسم تئودور هرتسل در کتابش می نویسد:ما بخشی از استحکامات اروپا در مرز با آسیا و به عنوان طلیعه دار تمدن اروپا در رویارویی با بربرها خواهیم بود. اروپایی که وظیفه خواهد داشت، وجود و بقای ما را تضمین کند.

 

 

قسمت قبلی

نخستین ترجمه فارسی «دولت یهود» نوشته هرتسل/4

هرتسل: اروپا وظیفه دارد وجود و بقای دولت یهود را تضمین کند

 

کتاب «دولت یهود» از جمله منابع پایه و اصلی اندیشه سیاسی صهیونیسم می باشد. این کتاب که بیش از یک قرن از نگارش آن می گذرد ، اساسنامه تشکیل دولت صهیونیستی به شمار می رود که رژیم اشغالگر قدس بر اساس آموزه های آن تاسیس گردیده. این کتاب تا کنون در ایران ترجمه نشده است و نخستین بار است که پایگاه خبری و تحلیلی مشرق ، اقدام به برگردان فارسی آن می نماید.
امید است که این نخستین گام در جهت تعمیق هر چه بیشتر دشمن شناسی در میان جوانان و باورمندان به آرمان فلسطین بوده و مورد قبول قرار گیرد. بخش چهارم از نوشته هرتسل تقدیم علاقمندان می گردد:

*اسباب و خاستگاه های یهود ستیزی

در اینجا دوباره به خاستگاه های نفسانی و مزاجی این پدیده همچون تعصب و تنگ نظری نمی پردازیم، بلکه به علل سیاسی و اقتصادی یهود ستیزی خواهیم پرداخت.
نباید دشمنی نوین با نژاد یهود را با ستم و رنج دینی یهود در گذشته خَلط کنیم. هرچند یهودی ستیزی، گاه در برخی کشورها شکل تعصب دینی به خود می گیرد، اما جریان اصلی خشونت تغییر کرده است. این جریان در نتیجه آزاد سازی یهودیان در بیشتر کشورهایی است که یهود ستیزی در آن ها گسترش دارد. زمانی که کشورهای متمدن به غیر انسانی بودن قوانین تبعیض نژادی پی بردند، ما را آزاد کردند. اما این کار بسیار دیر انجام شد. چون دیگر امکان از بین بردن ناتوانی ما، در وطن های قدیمی مان وجود نداشت. عجیب است که ما در «گتو» ها به بورژوازها تبدیل شده ایم. ما از «گتو » بیرون آمدیم تا با طبقه متوسط رقابت شدید داشته باشیم. به این ترتیب، آزادی ما از «گتو» ها ، ما را ناگهانی در دایره طبقه متوسط قرار داد و به این ترتیب فشار دوگانه ای را متحمل شدیم. یک فشار از درون و یک فشار از بیرون. مسیحیان بورژوا از قربانی کردن ما در برابر سوسیالیسم ابایی ندارند، هرچند این کار باعث بهبودی نه چندان زیاد امور می شود. در همین حال نمی توان پس از به رسمیت شناختن حقوق یهودیان درزمینه مساوات در برابر قانون، این حقوق را از بین برد. دلیل این امر، نه این است که این کار با روح دوران معاصر سازگار نیست،بلکه به این دلیل است که این کار موجب می شود یهودیان –چه فقیر و چه ثروتمند- سریعاً به احزاب خرابکار بپیوندند. بنابر این چیزی برای آسیب و زیان رساندن به ما باقی نمی ماند.
در گذشته، جواهرات ما را مصادره می کردند. چگونه می توان به اموال و دارایی های منقول خود دست پیدا کنیم؟ این اموال عبارتند از اسناد چاپ شده که در نقطه ای از جهان-چه بسا در صندوق های مسیحیان[اروپاییان]- بلوکه شده اند. طبیعی است که از راه مالیات ها می توان به اوراق قرضه، سهام خطوط ریلی، بانک ها و انواع پروژه های صنعتی دست یافت. زیرا در هر جا که نظام پیشرفته مالیاتی حاکم شود، دارایی های منقول ما دست یافتنی می شوند. اما این تلاش ها را نباید به خود یهودیان منحصر کرد. به هر حال در هر کجا که پیدا شود، اثر مستقیم آن یک فاجعه جدی اقتصادی خواهد بود. فاجعه ای که اثر آن هرگز به یهودیان محدود نمی شود. هرچند ممکن است پیش از هر فرد دیگری در معرض این فاجعه و زیان های آن قرار گیرند. همین محال بودن رسیدن به یهودیان موجب تقویت بیزاری از یهودیان می شود.

یهود ستیزی میان ملل جهان روند فزاینده و لحظه به لحظه دارد. البته این امر طبیعی است. زیرا اسباب و علل رشد آن همچنان وجود دارد و از بین رفتنی نیست. دلیل قدیمی این پدیده، این بود که ما نمی توانستیم در قرون وسطی به دیگر ملل ملحق شویم و سازگاری بیابیم. اما دلیل کنونی آن به ظهور اقشار فرهیخته فراوان در میان ما بر می گردد. این اقشار نیز فضای تنفس مناسبی برای خود نمی یابند. ما وقتی غرق می شویم[ ورود عمیق به جوامع] به پرولتاریا(طبقه کارگر) تبدیل می شویم که همچون همه احزاب انقلابی به دنبال انقلاب هستیم. در همین حال زمانی که سر بر می آوریم، قدرتی هولناک برای اموال، همراه ما سر بلند می کند.

*آثار[پیامدهای] سامی ستیزی

ستمی که ما تحمل می کنیم، موجب عبرت گیری ما نمی شود. زیرا ما حتی یک ذره از دیگر انسان های عادی برتر نیستیم. این کار درستی است که ما دشمنان خود را دوست نداشته باشیم. اما آنکه می تواند بر خود مسلط شود[خود را کنترل کند]، صلاحیت سرزنش ما را -به دلیل اشتباه هایمان- دارد.
طبیعت ستم و ظلم موجب زایش دشمنی بر ضد طاغوت ها می شود. دشمنی ما موجب تشدید فشارها شده است. به این ترتیب فرار از این دایره ابدی برای ما محال شده است. البه برخی انسان های دارای دل نازک می گویند «نه، فرار از ا ین دایره ممکن است… این کار از راه کمال مطلق انسانیت امکان پذیر است… آیا این نگاه می تواند حماقت عاطفی خود را ابراز کند؟ کسی که به اصلاح اوضاع بر اساس کمال مطلق بشریت دل بسته است، در واقع یک آرمانشهر را تصور می کند.
پیش از این به مسأله الحاق و پیوستن ما [به جوامع دیگر] اشاره ای داشته ام. نمی خواهم حتی برای یک لحظه به ذهن ها خطور کند که من به دنبال تحقق چنین نهایت و سرانجامی هستم.
شخصیت قومی ما، در گذر تاریخ شهرتی انکارناپذیر دارد. با وجود همه تحقیرها، باید گفت شخصیت قومی ما قوی تر از این است که کسی بخواهد به فکر از بین بردن آن باشد.
اگر غیر یهودیان پیرامون ما اجازه بدهند به مدت دو نسل، در میان آنها با آرامش و صلح زندگی کنیم، شاید ما بتوانیم به آنان ملحق شویم و هماهنگی ایجاد کنیم. اما آنان هرگز ما را در صلح و آرامش رها نمی کنند. ممکن است که آنان برای مدت کوتاهی ما را تحمل کنند، اما دیری نمی پاید که دشمنی آنان سر باز می کند و روند دشمنی آنان با ما حالت انفجار به خود می گیرد.
رشد و شکوفایی ما، به نحوی جهان را دچار تنش می کند. زیرا جهانیان در گذر قرن های گذشته، عادت کرده اند که ما را از فرودست ترین فقیران به شمار آورند. جهالت و کوتاه بودن افق موجب شده که نتوانند درک کنند شکوفایی و رشد، یهودیت ما را تضعیف می کند و شاخصه های آنرا کمرنگ می سازد. فقط همین فشارها هستند که ما را به مسیر بازگشت به ریشه خویش می برند، انزجار و بیزاری موجود پیرامون ما است که موجب می شود ما بار دیگر به افراد غریب تبدیل شویم.
به این ترتیب، چه بخواهیم و چه نخواهیم، اکنون ما یک گروه تاریخی دارای ویژگی های عمومی هستیم که انکار آن ممکن نیست. ما ملت واحد هستیم… دشمنان و کینه هایی که در ما ایجاد کردند، موجب وحدت ما شده است. همچنانکه بارها این مسأله در تاریخ تکرار شده است. مشکلات و دشواری ها موجب جمع شدن ما پیرامون یکدیگر و سرانجام وحدت ما می شود… ناگهان قدرت خویش را کشف می کنیم… بله، ما اینقدر قدرت داریم که بتوانیم حکومتی برپا کنیم… در حقیقت … یک حکومت الگویی. ما همه منابع انسانی و مادی لازم برای این منظور را در اختیار داریم.
چه بسا، اکنون بهترین زمان برای تبیین آن چیزی است که به طور تقریبی از آن به «بافت انسانیت ما» یاد کردیم. اما شاید اکنون زمان تقدیر از این طرح نباشد. باید صبر کنیم تا ابتدا راهبردها و خط مشی های کلی این طرح را –که همه امور دیگر بر آنها استوار هستند- روشن کنیم.

*طرح

جوهره این طرح کلی بسیار ساده است و تصور می شود این طرح برای همگان مفهوم و قابل درک باشد. ما باید حاکمیت بخشی از اراضی [این کره خاکی] را به اندازه ای که برآورنده نیازهای حقیقی باشد، در اختیار داشته باشیم. آنگاه درباره بقیه مسائل و نیازها اقدام می کنیم.
برپایی حکومتی جدید امری محال یا مسخره آمیز نیست. ما همین امر را در دوران کنونی شاهد بودیم که برخی ملت هایی که نه از طبقه متوسط، بلکه حتی فقیرتر از ما و کم سوادتر و در نهایت ضعیف تر از ما بودند اما توانستند حکومتی جدید برپا کنند. دولت های کشورهایی که به دلیل سامی ستیزی مورد انتقاد قرار گرفته اند، تمایل بسیاری به کمک ما خواهند داشت تا بتوانیم حاکمیتی که به دنبال آن هستیم، محقق شود.
این طرح، اگرچه ساده است، اما اجرای آن پیچیده است. بر اساس این طرح، دو نهاد ایجاد خواهد شد: انجمن یهودیان و شرکت یهودی. انجمن یهودیان در زمینه های علمی و سیاست اقدامات و تلاش های بسترساز را انجام خواهد داد. شرکت یهودی نیز آنها را عملی خواهد کرد. این شرکت یهودی به دنبال تحقق منافع مالی یهودیان کوچ کننده خواهد بود و ساماندهی و دنبال کردن امور اقتصاد و بازرگانی در حکومت جدید به عهده این شرکت یهودی خواهد بود.
نباید توصر کنیم که کوچ یهودیان، یک مهاجرت ناگهانی خواهد بود. بلکه این امر به صورت تدریجی انجام خواهد شد و چند دهه ادامه پیدا خواهد کرد. در مرحله اول افراد فقیرتر کوچ خواهند کرد تا زراعت در اراضی جدید را انجام دهند. اینان بر اساس طرحی از پیش طراحی شده راهها و پل‌ها، تلگراف و خطوط ریلی را راه اندازی خواهند کرد. آنان از نهرها و رودخانه ها بهره برداری خواهند کرد و خانه های خویش را خواهند ساخت. این اقدامات موجب خلق بازرگانی می شود. بازرگانی نیز موجب ایجاد بازار می شود. بازار نیز شهرک نشینان جدید را جذب خواهد کرد. این افراد هریک بر اساس محاسبات و تمایلات خویش به طور اختیاری به این اراضی خواهد آمد و ریسک اقدام خویش را نیز به خود می خرد.
کارهایی که بر روی این اراضی انجام خواهد شد، ارزش آن را بالا خواهد برد. در نتیجه به سرعت، یهودیان خواهند فهمید که برای روحیه ماجراجویی آنان، زمینه کار جدید و دائمی فراهم شده است. روحیه ای که پیش از این با بیزاری و انزجار مورد استقبال قرار می گرفت.
اگر امروزه بخواهیم حکومتی ایجاد کنیم، ما هرگز به شیوه رایج هزار سال گذشته اقدام نخواهیم کرد. بازگشتن به مراحل تمدنی سابق –همچنان که خواسته بسیاری از صهیونیست هاست- کاری برآمده از بی خردی است. به عنوان مثال، اگر قرار باشد اراضی خود را از حیوانات درنده پاکسازی کنیم، ما به شیوه اروپایی های قرن پنجم این کار را نخواهیم کرد. دیگر نباید برای این کار نیزه و سرنیزه به دست بگیریم و به سراغ خرس ها برویم. بلکه ما مجموعه ای قوی از شکارچیان را سازماندهی خواهیم کرد. آنگاه حیوانات را به یک نقطه سوق خواهیم داد آنگاه در وسط این حیوانات یک بمب منفجر خواهیم کرد.
اگر بخواهیم به ساخت و ساز اقدام کنیم، دیگر در کنار دریاچه ای به برپایی ستون ها و خانه ها اقدام نخواهیم کرد، بلکه ساخت و ساز ما به شیوه جدید کنونی صورت خواهد گرفت. بی تردید شیوه ای که برای ساخت و ساز انتخاب خواهیم کرد، شیوه ای نوین و شیک تر از هر شیوه دیگری خواهد بود.زیرا ما ابزارهایی در اختیار داریم که در گذشته برای انسان ها فراهم نبوده است.
آنانی که در پایین ترین پله های نردبان اقتصاد[طبقه مستضعف و بیچاره] قرار دارند ، در این مرحله مهاجرت می کنند. اما دیگران که در سطو ح بالاتری قرار دارند، به صورت آرام به آنان خواهند پیوست. آنانی که اکنون با مشقت و رنج زندگی می کنند، در اولین مرحله مهاجرت خواهند کرد. اما پس از آنان، طبقه فرهنگی که بیشمار هستند و در هر نقطه ای مورد ستم قرار می گیرند، مهاجرت خواهند کرد.
این نوشتار زمینه بحث های کلی درباره مشکل یهودیان را خواهد گشود. اما این به معنای انجام رأی گیری برای این نوشتار نیست. زیرا نتیجه چنین کاری ممکن است این ایده را از همان ابتدا ناکام سازد. مخالفان[ایده ما] باید به یاد داشته باشند که موافقت یا مخالفت دو گزینه ای است که برای آنان اختیاری است. اما کسانی که نمی خواهند با ما بیایند، می توانند در همان جایی که هستند، بمانند.
اجازه بدهید آنانی که می خواهند با ما بیایند، زیر بیرق ما صف بکشند و در راه قضیه یهود، با گفتار و کردار و عمل مبارزه کنند. آنانی که مدافع ایده ما در رابطه با حکومت هستند، به انجمنی پیوند خواهند خورد که به نمایندگی از ملت یهود، صلاحیت رایزنی و گفتگو با دولت ها را خواهد داشت. دولت ها نیز این انجمن را به عنوان ارگان [رسمی یهودیان برای] تشکیل حکومت به رسمیت خواهند شناخت.
اگر یک کشوری اعلام کند که تمایل دارد حاکمیت ما بر قطعه ای از زمین را به رسمیت بشناسد، این انجمن برای اینکه این زمین را به ملکیت خود در آورد، وارد مذاکره[با این کشور] خواهد شد.
در حال حاضر دو نقطه مدّ نظر ماست: فلسطین و آرژانتین. در هر دو منطقه یادشده، تجربه های استعماری بسیار مهمی وجود دارد. اما مبنای این تجارب، اشتباه و بر اساس نفوذ تدریجی یهودیان بوده است. حال آنکه این نوع نفوذ و رخنه می تواند سرانجام ناخوشایندی داشته باشد. زیرا وقتی ساکنان اصلی و بومی احساس می کنند که مورد تهدید قرار گرفته اند، دولت را مجبور به متوقف کردن ورود یهودیان به سرزمین خویش می کنند. بنابر این تا زمانی که مهاجرت بر اساس یک سلطه و استیلای تضمین شده، انجام نشود، این مهاجرت بی فایده خواهد بود. انجمن یهودیان با مالکان کنونی این سرزمین وارد تعامل خواهد شد و خود را در حمایت قدرت های اروپایی قرار خواهد داد. البته اگر این قدرت ها ثابت کنند که موافق این طرح هستند. ما می توانیم به مالکان کنونی سرزمین امتیازات ناباورانه ای پیشنهاد کنیم، می توانیم بخشی از دیون عمومی را به عهده بگیریم، می توانیم راه های مواصلاتی جدیدی احداث کنیم که برای وجود ما در این کشور سودمند باشد. می توانیم اقدامات فراوان دیگری را در این راستا انجام دهیم. برپایی حکومت ما، برای کشورهای مجاور و همسایه سودمند خواهد بود. زیرا کشاورزی بر روی بخشی از یک خاک، ارزش مناطق پیرامونی آنها را به طرق گوناگون بالا می برد.

*فلسطین یا آرژانتین[کدام گزینه]؟

ما فلسطین را برگزینیم یا آرژانتین؟ پاسخ این است که هرکدام را به ما بدهند و افکار عمومی یهودیان آن را انتخاب کند، ما همان را می پذیریم. انجمن یهودیان این دو امر را مشخص خواهد کرد.
آرژانتین از حاصلخیز ترین کشورهای جهان است. مساحت این کشور بسیار فراوان است. اما جمعیت کمی در آن زندگی می کنند. آب و هوای این سرزمین نیز معتدل است. اگر جمهوری آرژانتین بخشی از اراضی خود را به ما بدهد، سودهای بسیاری را عاید خود خواهد کرد. شاید نفوذ کنونی یهودیان، موجب نارضایتی هایی بشود. لازم است به جمهوری آرژانتین توضیح دهیم که این جنبش جدید [با جنبش های گذشته ] تفاوت بنیادین دارد.
در رابطه با فلسطین نیز باید گفت این کشور، میهن تاریخی ماست و خاطره آن محو نشدنی است. نام فلسطین، به خودی خود، با قدرتی بالا ملت یهود را به سوی خود جذب خواهد کرد. اگر این عالیجناب، فلسطین را به ما بدهند، ما در برابر آن تنظیم امور مالی ترکیه را به عهده خواهیم گرفت. در نتیجه ما بخشی از استحکامات اروپا در مرز با آسیا و به عنوان طلیعه دار تمدن اروپا در رویارویی با بربرها خواهیم بود. ما به عنوان یک حکومت طبیعی، باید با تمامی اروپا ارتباط خود را حفظ کنیم. اروپایی که وظیفه خواهد داشت، وجود و بقای ما را تضمین کند.
باید دژها و پناهگاههای جهان مسیحیت را حفظ کرد. این کار با افزودن یک منطقه جدید به قلمرو به رسمیت شناخته اروپا در جامعه ملل[سازمان ملل فعلی] صورت خواهد گرفت.[الحاق خاک فلسطین به اروپا]. ما باید پاسداران واقعی این پناهگاهها باشیم تا با انجام این وظیفه، به بقای خود کمک کرده باشیم. این پاسداران واقعی، رمز حقیقی حل مشکل یهود، پس از تحمل هجده قرن رنج از سوی یهودیان، خواهد بود.

*نیاز، ابزار[وسیله]، بازرگانی

در سطور بالا بیان شد که «شرکت یهودی، عهده دار ساماندهی حرفه ها، مشاغل و بازرگانی حکومت جدید ما خواهد بود.» در اینجا چند نکته در این رابطه باید تبیین شود.
طرحی که بنده در اینجا ارائه می کنم، اگر انسانی های پراگماتیست با آن مخالفت کنند، طرح بنده با خطرهای ویرانگری روبرو خواهد شد. در اینجا باید بگویم، انسان های پراگماتیست، همچون انسان هایی هستند که یکنواختی و روند روتین زندگی را پذیرفته اند و از دایره تنگ اندیشه های کهن خویش فراتر نمی روند. اما در همین حال، دیدگاههای ضد و نقیض آنان اهمیت ویژه ای دارد. این امر می تواند به یک طرح و پروژه نوپا لطمه جدی وارد کند. مگر اینکه این امر و طرح جدید آنقدر نیرومند شود که افراد پراگماتیست و اندیشه های پوسیده آنان را به کنار بزند.
برخی از مردم پراگماتیست در مراحل آغازین ایجاد راه آهن در اروپا بر این باور بودند که ایجاد خطوط راه آهن کاری بیهوده و نشانگر بی خردی است. زیرا از نگاه آنان، مسافر آنقدر نیست که درشکه ها پرشوند[پس خطوط ریلی نیز مورد استقبال قرار نخواهند گرفت.]. این مردم این حقیقت-که اکنون برای ما روشن است- را درک نمی کردند که مسافران نیستند که راه آهن را ایجاد می کنند، بلکه این خطوط ریلی هستند که موجب زایش مسافران می شوند.
آنچه درباره محال بودن ایجاد حرفه و تجارت و اشتغالزایی و یا حتی زراعت در یک حکومت نوپا مطرح می شود، شبیه همین تردیدهای انسان های پراگماتیست در رابطه با نیاز به راه آهن است.
شاید این افراد بگویند «ما می پذیریم که شرایط کنونی یهودیان در بسیاری از کشورها غیر قابل تحمل شده است و روز به روز نیز بدتر می شود. می پذیریم که یهودیان به مهاجرت تمایل پیدا کرده اند و حتی می پذیریم یهودیان به حکومتی جدید مهاجرت می کنند. اما سوال این است که زندگی آنها و کسب و کار یهودیان در آنجا چگونه خواهد بود؟ فعالیتها و مشاغل بسیاری از مردم را نمی توان یک شَبِه به شکل صنعتی سامان داد.»
پاسخ من به این اعتراض ها این است: ما اصلاً به فکر ساماندهی حرفه ها و مشاغل به شکل صنعتی نیستیم. بی تردید ما برای این کار نیز تلاش نکرده ایم. اما باید گفت اگرچه ساماندهی این مسأله ممکن است امری محال باشد، اما ترویج آن محال نیست. اگر سوال شود چگونه می توان به تجارت و بازرگانی تشویق کرد؟ پاسخ این است که به واسطه حاجت و نیاز می توان این کار را کرد. نیاز را می توان درک کرد. وسیله و ابزار نیز خلق می شود و تجارت نیز ایجاد می گردد.
اکنون که نیاز حقیقی و مبرم یهودیان برای بهبودی موقعیتشان به وجود آمده و ابزار نیز ایجاد شده(شرکت قوی یهودی)، پس باید گفت تجارت نیز در دولت جدید خود را ایجاد خواهد کرد.
این فرض ما، همچون فرض ایجاد خطوط ریلی در دهه سی ام قرن نوزدهم میلادی است. اما می بینیم که خطوط ریلی ایجاد شدند. زیرا برخلاف تردیدهای موجود میان انسان های پراگماتیست و تصورات [محصور آنان] به درشکه، مردانی توانستند این فرض را در ذهن خود بپرورانند.

ادامه دارد

 

مشرق نیوز

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید