درد سر , بین گذر , چند نفر , یک مادر

0
337
درد سر , بین گذر , چند نفر , یک مادر
شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت میگذری
امنیت نیست, از این کوچه سریعتر بگذر

:دیشب از داغ شما فال گرفتم , آمد
!دوش می آمد و رخساره … نگویم بهتر

من به هرکوچه ی خاکی که قدم بگذارم
نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند
!دم در, فضه خبر, مادر و در , محسن پر

ناشناس

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید