تحلیل کلیدی رهبر انقلاب از سیره امام در ماجرای پذیرش قطعنامه

0
96
حضرت امام(ره)پس از فتح خرمشهر نگفت جنگ را تمام کنید/ حتی در سال 67 هم حضرت امام(ره) پایان جنگ را نمی پذیرفت
گروه تاریخ رجانیوز: جنگ تحمیلی از قطعات درخشان تاریخ ایران است و البته پیرامون آن، شبهات زیادی هم وجود دارد (خصوصا راجع به برهه ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و برهه پایان جنگ) که امروز و با گذشت بیش از 20 سال از پایان جنگ، و به دور از تلاشهای مبتذل سیاسی برای تخریب یا تحبیب این یا آن مسئول سابق و لاحق، شایان واکاوی است.
خصوصا که حضرت روح الله در پیام پذیرش قطعنامه فرمودند: «اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مى‏ديدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مى‏كنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى‏دانم. و خدا مى‏داند كه اگر نبود انگيزه‏اى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هر گز راضى به اين عمل نمى‏بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم‏. … تأكيد مى‏كنم كه گمان نكنيد كه من در جريان كار جنگ و مسئولان آن نيستم. مسئولين مورد اعتماد من مى‏باشند. آنها را از اين تصميمى كه گرفته‏اند شماتت نكنيد، كه براى آنان نيز چنين پيشنهادى سخت و ناگوار بوده است. كه ان شاء اللَّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضايت خود فرمايد.»[1]
این شبهات وقتی مهمتر دیده می شوند که بدانیم برای شناخت سیره رهبر کبیر انقلاب هم نقشی اساسی دارند، خصوصا که انتشار سخنان کذب و ادعاهای عجیب و غریب هم راجع به نظرات امام درباره این دو برهه، رو به فزونی است. جالب است که رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای، چندین سال قبل و در یک سخنرانی، به همین موضوعات پرداخته و در عین ایجاز، تحلیل های کلیدی و سرنخ های مهمی ارائه فرموده اند که خواندنش بسیار شیرین است:
«خدا می داند که اگر در جنگ، فرد محکمی به استقامت امام نبود، حداقل یکی دو استان این مملکت رفته بود. این تو بمیری، از آن تو بمیری های قدیم نبود. این چیز خیلی خطرناکی بود. حالا برمی دارند می نویسند که امام بعد از فتح خرمشهر گفتند: “جنگ، تعطیل!” غلطهای بی خودی، حرفهای دروغ، تهمتهای بی وجه. ما در آنجا خودمان حاضر و ناظر بودیم. در این سالهای متمادی، کسی هم از ما دروغ نشنیده است. آدم هایی که نبودند، یا همان وقت هم مطرود امام بودند، حالا حرف می زنند و چیزهایی را بی خودی به امام نسبت می دهند. بعد از فتح خرمشهر، امام فرمودند که لب تمام طول مرزها بایستید و یک صف دفاعی تشکیل دهید و داخل مرزها نروید. نگفتند جنگ را تمام کنید. گفتند: “با حالت تدافعی مطلق، لب مرزها بایستید.”
نیروهای نظامی، وقتی که هنوز اعلام صلح و آتش بس نشده بود، رفتند گفتند: “نمی شود لب مرز ایستاد. طرف مقابل هنوز ادعای جنگیدن با ما دارد. لب مرز ایستادن، نیروهای ما را هضم خواهدکرد و از بین خواهد برد. ما مجبوریم که تحرک داشته باشیم.”
این مطلب را نظامی ها به امام گفتند؛ ما هم نگفتیم. نظامی های متخصص خبره، پیش امام آمدند و جلوی ما، به ایشان گفتند این طوری است و نمی شود. امام فرمودند: “خیلی خب، حالا که این طور است، پس لب مرز باشید و حملات محدود بکنید.”
رفتند در قرارگاه نشستند، استراتژی بسیار خوب و موفقی برای حمله های حول و حوش مرز ریختند و دیگر به اعماق نمی رفتند. کِی امام گفتند جنگ راتمام کنید؟ امام همان وقت هم که در سال 67 جنگ را تمام کردند، بعد از آن موقعی بود که بعضی از مسئولان با ایشان رفتند بحث کردند، صحبت کردند، حرف زدند، اصرار کردند.ایشان همان موقع هم حاضر نبودند جنگ را تمام کنند. روحیه امام یک روحیه محکم تسلیم ناپذیر بود و همین بود که ایران و ملت و انقلاب را نجات داد. هم کسانی که انقلاب را قبول دارند، باید شکرگزار امام باشند و هم کسانی که با انقلاب دشمنند اما ایران و این مرزها را قبول دارند، باید  خاک پای امام را توتیای چشمشان کنند و خودشان را وامدار امام بدانند. امام موجب شد که ایران بماند و تجزیه نشود. اگر این استقامت امام نبود، مگر قضیه این طوری بود؟»[2]
پانوشتها:
[1]- صحیفه امام، جلد 21، صفحات 92 و 96.
[2]-از بیانات رهبر انقلاب در جمع مسئولان وزارت امور خارجه و سفرا و کارداران جمهوری اسلامی ایران، 16 مرداد 1375؛ به نقل از کتاب مدح خورشید، انتشارات دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، صفحات 99 و 100

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید