ایه 54 سوره مبارکه مائده و اشاره ان به استبدال موعود

نوشته شده توسط milad. Posted in آیه قرآن

ایه شریفه:     «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»

ایه 18 سوره محمد(ص) و تحقق ظهور حضرت حجت(ع) به عنوان یکی از علائم مهم برپایی قیامت

نوشته شده توسط milad. Posted in آیه قرآن

ایه شریفه:

          "فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها فَأَنَّى لَهُمْ إِذا جاءَتْهُمْ ذِکْراهُمْ "

ایه 41 سوره حج و ارتباط ان با ابعاد مختلف حکومت حضرت حجت(ع) پس از ظهور

نوشته شده توسط milad. Posted in آیه قرآن

متن ایه شریفه:« الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»

 

ترجمه ایه شریفه"همان کسانی که وقتی در زمین به انها قدرت بخشیدیم،نماز را برپا میدارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنندو پایان همه ی کارها از ان خداست."

 

تفسیر ایه شریفه و تطبیق ان با عصر ظهور حضرت حجت(ع):

تمکین در لغت به معنای فراهم ساختن وسایل ابزار کار است.و مراد به تمکین در زمین در ایه فوق یاری دادن مسلمانان بر دشمنان میباشد.(1)

ایه شریفه گرچه ممکن است اطلاق داشته باشد ولی مصداق کامل و اتم واکمل ان عصر ظهور حضرت حجت(ع) است که یاران ان حضرت بعد از ان که بر تمام روی زمین مسلط شدند،زمین در اختیارشان قرار میگیرد و وظایف دینی خود که برپایی نماز و ادا زکات و امر به معروف و نهی از منکر است خواهند پرداخت.

حاکم حسکانی از زید بن علی نقل می کند که فرمود:"هرگاه قائم ال محمد(ص) قیام کند می گوید:ای مردم!ما کسانی هستیم که خداوند شما را در کتابش وعده داده:"الذین ان مکناهم فی الارض..."(2)

ابی الجارود از امام باقر(ع) در تفسیر ایه فوق نقل میکند که فرمودند:"این ایه در شان ال محمد است،در شان مهدی و اصحاب او است.خداوند انها را صاحبان مشرق های زمین و مغرب های ان قرار خواهد داد،دین را ظاهر کرده و به توسط او و اصحابش خداوند عزوجل بدعت ها و باطل را از بین میبرد،انگونه که تبه کاران،حق را نابود کرده بودند تا اینکه اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف کرده و نهی از منکر کنند."(3)

روایات دیگری در اینکه مصداق ایه شریفه،ال محمد(ص) می باشند در تفسیر البرهان امده است.(4)

 

پی نوشتها:

1)جامع البیان،ج10،ص178/زاد المسیر،ج5،ص319

2)شواهد التنزیل،ج1،ص400

3)تفسیر صافی،ج3،ص382

4)البرهان 3،891

ایه 5 سوره قصص و ارتباط ان با حکومت امام زمان (ع)تفسیر ایه

نوشته شده توسط milad. Posted in آیه قرآن

متن ایه ی شریفه:«وَنُريدُ أنْ نَمُنّ عَلَي الّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أئمًّْة وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ»

ترجمه ایه شریفه«اراده ی ما بر این قرار گرفته که بر مستضعفین زمین منت بگذاریم و انان را پیشوایان و وارثان(روی زمین)قرار دهیم»

این ایه یکی از ایه های مشهور در ارتباط با حکومت جهانی حضرت حجت(ع) میباشد.این ایه ی شریفه تنزیلش در رابطه با داستان حضرت موسی و فرعون میباشد.

تفسیر ایه از زبان مفسران:

منت در لغت به معنای نعمت سنگین است(1).زیرا "من"در اصل به معنای سنگینی است و منت خدا همان نعمتهای سنگین و ارزشمند اوست که به انسان ارزانی می شود.(2)

مستضعف از ماده ضعف بر خلاف قوت است.(3)واستضعاف ان است که کسی طلب ضعف شخصی را بکند و مستضعف کسی است که ضعیف شمرده شود(4)

تعیین مصداق ایه:

طبق سیاق ایه شریفه،مفسرین اهل سنت و شیعه،شان نزول ایه را مربوط به قوم بنی اسراییل میدانند.(5)انها بودند که در زمین به استضعاف کشیده شده و خداوند انها را بر فرعونیان پیروز گردانید،ولی حقیقت ایه دلالت بر یک قانون کلی و اراده و مشیت همیشگی خداوند نسبت به مستضعفین تا روز قیامت دارد.خداوند اراده کرده که بر حسب شرایط خاص،مستضعفین عالم را پیروز گرداند،که نمونه ی ان تحقق مشیت الهی نسبت به پیروزی بنی اسراییل و زوال حکومت فرعونیان بوده.

نمونه ی کاملتر ان حکومت پیامبر اعظم(ص) بعد از ظهور اسلام است،و مطابق روایات،مصداق کامل و تمام ان در عصر ظهور حضرت حجت(ع) است که خداوند حکومت ان حضرت را که حکومت مستضعفین است در سراسر عالم گسترش خواهد داد،و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.این معنا را میتوان از قرائن و شواهدی استفاده کرد:

الف)اراده ی خداوند در ایه فوق به صورت مضارع "نرید"بیان شده است که دلالت بر استمرار دارد،یعنی تا روز قیامت این اراده ی حتمی الهی پا بر جاست که مستضعفین بر مستکبرین پیروز می شوند،و این اراده در پایان تاریخ بصورت کلی عملی خواهد شد.

ب)اراده ی حتمی بر عنوان"مستضعفین" تعلق گرفته،و به مستضعفین بنی اسراییل خصوصیت ندارد،بلکه انان به عنوان یکی از مصادیق این ایه بشمار میروند.

ج)روایاتی که از طریق شیعه و سنی در ذیل ایه فوق وارد شده است دلالت بر عمومیت این سنت و وعده و اراده ی الهی دارد.

حضرت علی(ع) فرمودند:"دنیا بعد از انکه در مقابل ما چموشی و سرکشی کرد همچون شتر بد خلق که در بدو امر به فرزند خود شیر نمیدهد،بسوی ما روی می اورد و در برابر ما رام میشود و انگاه این ایه را تلاوت فرمود:«و نرید...»(6)

امام صادق (ع) فرمودند:"همانا این ایه مخصوص به صاحب امریست که در اخر الزمان ظهور کرده  و جباران و فرعونیان را نابود خواهد کرد.و شرق و غرب زمین را مالک میشود،پس زمین را پر از عدل و داد میکند همان گونه که پر از ظلم گشته است."(7)

امام باقر(ع) در مورد این ایه میفرمایند:"همانا فرعون و هامان اینجا-در ادامه ایه-دو شخصی از جباران قریش هستند که خداوند متعال ان دو را در هنگام قیام قائم ال محمد (ص) در اخر الزمان زنده میکند و انتقام اعمال گذشته انها را،از انها میگیرد.(8)

سلمان فارسی گوید:رسول خدا (ص) به من فرمود:"همانا خداوند تبارک و تعالی هیچ رسولی را مبعوث نکرد مگر انکه برای او دوازده نقیب قرار داد.عرض کردم،ای رسول خدا،این مطلب را از اهل تورات وانجیل سراغ دارم.پس فرمود:ای سلمان،ایا نقبای مرا میشناسی؟و ان دوازده تنی که خداوند انها را بر امتم بعد از من برگزیده،چه کسانی هستند؟عرض کردم:خدا و رسولش اگاه ترند.فرمود:ای سلمان،خداوند مرا از نور خاص و برگزیده ی خود بیافرید و مرا فرا خواند و من او را اطاعت کردم و از نور من علی(ع) را افرید و او را فراخواند پس خداوند را اطاعت کرد و از من و نور علی(ع) ،فاطمه(ع) را افرید و او را فرا خواند و فاطمه (ع) خدا را اطاعت کرد و از نور من و علی  و فاطمه(ع)،حسن(ع) را افرید.پس او را فرا خواند و او اجابت کرد و از من و علی و فاطمه(ع)،حسین (ع) را افرید و او را فرا خواند و او اطاعت کرد.

سپس ما را به پنج نام از نامهایش نامید.پس خداوند محمود-ستوده شده-است و من محمد(ص)و خداوند علی-بلند مرتبه-است و این علی(ع) است،و خداوند فاطر است-جدا کننده-و این فاطمه (ع) است.خداوند دارای احسان است و این حسن(ع) و خداوند محسن است و این حسین(ع)است.

پس از ما و نور حسین(ع) نه امام افرید وانها را فراخواند و انها اطاعت کردند وان زمان ی است که خداوند اسمان بنا شده ای،و زمین گسترده ای را و نه فرشته یا بشری غیراز ما بیافریند ،در حالی که ما تسبیح خداوند میگفتیم و میشنیدیم و اطاعت میکردیم.

سلمان پرسید:ای رسول خدا،پدر و مادرم فدایت،برای کسی که اینان را بشناسد،چیست؟حضرت فرمود:هرکس انها را، به حق شناخت و معرفت بشناسد و به انها اقتدا کند و با دوستانشان دوست و با دشمنان دشمن باشد،پس به خدا سوگند،او همان جایی که ما وارد میشویم،وارد میشود،و همان جایی که ما ساکن میشویم ساکن میشود.پرسیدم:ای رسول خدا،ایا ایمان به انها بدون شناخت نامها و نسبهایشان ممکن است؟فرمود:خیر ای سلمان،پرسیدم :ای رسول خدا من با انان امیخته ام و تا حسین(ع) را شناختم.فرمود:سپس سیدالعابدین علی بن حسین(ع)،سپس پسرش محمد بن علی(ع) شکافنده ی علم اولین و اخرین از انبیا و مرسلین(ع)،سپس پسرش جعفر بن محمد(ع) زبان راستگوی پروردگار،سپس پسرش موسی بن جعفر(ع) فرو برنده ی-کاظم-خشمش را در راه خدا،سپس پسرش علی بن موسی(ع) رضا به فرمان پروردگار،سپس پسرش محمد بن علی(ع) هادی بسوی خداوند ،سپس حسن بن علی(ع) صامت وامین سر پرورگار،سپس محمد بن الحسن(ع)هادی،مهدی،ناطق و قائم به حق پروردگار و به امر پروردگار است.

پس رسول خدا(ص) فرمود:ای سلمان،تو او را درک میکنی و هرکسی مانند تو باشد و کسی که او را به حقیقت معرفت و شناخت،ولی بداند،او را درک میکند.

سلمان گوید:پس فراوان شکر و سپاس الهی را به جای اوردم.سپس عرض کردم:ای رسول خدا،ایا من تا زمانش زنده ام؟حضرت فرمود:ای سلمان،بخوان و این ایه را قرائت فرمود:«فاذا جا وعد اولیهمابعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و کان وعدا مفعولا ثم رددنا الکره علیکم و امددناکم باموال و بنین و جعلناکم الکثیر نفیرا»[هنگامی که نخستین وعده فرا رسد،بر شما بندگان پیکار جوی خود را بر می انگیزیم و انها به (تعقیب شما)خانه ها را جستجو کنند و این وعده ایست حتمی.سپس شما را بر انها {دشمن}مسلط میکنیم و به اموال و فرزندان،شما راکمک خواهیم کرد ونفرت شما را به بیشتر از دشمن-قرار خواهیم داد-.](9)

سلمان گوید:گریه ی شوق مرا امان نداد،عرض کردم:ایا شما هم هستید؟فرمود:اری به پروردگاری که محمد(ص) را به حق فرستاد،با حضور من و علی و فاطمه و حسن و حسین و نه تن-از فرزندان او(ع)-هرکس از ما و همراه ماست و در راه ما مورد ظلم قرار گرفته است.اری به خدا سوگند،ای سلمان،ابلیس و سربازانش حاضر میشوند وهر کس مومن حقیقی و کافر حقیقی است حاضر میشود تا قصاص و خونخواهی شود و پروردگارت به احدی ظلم نمیکند.و تاویل این ایه محقق میشود:و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا... ما کانوا یحذرون.

سلمان گوید:از مقابل رسول خدا(ص)برخواستم و سلمان دیگر نگرانی نداشت چه وقت با مرگ ملاقات کند یا مرگ او را دریابد.(10)

 

 

پی نوشتها:

1)مفردات راغب،ص777 ماده "من"

2)المیزان،ج16،ص10

3)مفردات قران،ص506

4)التحقیق فی کلمات القران الکریم،ج7،ص30

5)مجمع البیان،ج7،ص8/در المنثور،ج6،ص392

6)شواهد التنزیل،ج1،ص438،ح 59/ینابیع الموده،ص437

7)تفسیربرهان،ج6،ص58

8)نهج البیان،شیبانی،ج4،ص145/البرهان،ج4،ص254

9)سوره اسرا،ایه 596

10)دلائل الامامه،ص237

حیات دوباره انسان در عصر ظهور

نوشته شده توسط مدیر گروه خبر. Posted in آیه قرآن

شبستان: خداوند در آیه ۱۷ سوره حدید می فرماید: حیات دوباره زمین حتما واقع می شود، پس حیات دوباره انسان (با نابودی کفر و اجرای عدالت در دوران ظهور) قطعی است.

قرآن کریم چراغی نورانی است که با وجود گذشت ده ها قرن از نزول آن هنوز مسیر حق طلبان را در طول تاریخ روشن کرده و در آینده همچنین خواهد بود، در این کتاب آسمانی آینده ای روشن به بشریت نوید داده شده است که با سیطره دین حق و البته توسط امام حق(عج) و یاران صالحش بر تمام جهان محقق می شود.

در این سلسله مباحث مهمترین آیه های قرآنی که درباره معارف مهدویت است از سوره های قرآنی استخراج و به نکته های هر کدام پرداخته می شود. همچنین در کنار هر آیه یکی از روایات صادره از معصومین متناسب با آن آیه نیز مطرح می شود.

تفسیر این آیات از سوی پژوهشگران و محققان مرکز تخصصی مهدویت برای علاقه مندان تدوین شده است.

 

اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۱۷﴾

بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مى‏گرداند به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيده‏ايم باشد كه بينديشيد (۱۷)

امام باقر (ع) درباره این آیه شریفه فرمود: خدای متعال زمین را به واسطه قائم زنده می کند پس از آنکه مرده باشد و مقصود از مردن آن، کفر اهل زمین است و کافر همان مرده است.

پیام ها

1- همان گونه که امکان حیات برای زمین مرده است برای انسان نیز امکان حیات است.

2- خداوند تصریح دارد حیات دوباره زمین حتما واقع می شود. پس حیات دوباره انسان (با نابودی کفر و اجرای عدالت در دوران ظهور) قطعی است.

3- همان طور که حیات مجدد زمین به آمادگی زمین و وجود شرایط بستگی دارد حیات دوباره انسان ها نیز به آمادگی مردم برای ظهور و حصول شرایط نیاز دارد.

سوره انبیا،ایه 105

نوشته شده توسط milad. Posted in آیه قرآن

متن ایه شریفه:"« وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ » 

ترجمه ایه شریفه:"ما در "زبور" بعد از "ذکر"نوشتیم که بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد."

زبور داود ، که در کتاب عهد قدیم تحت عنوان « مزامیر داود » آمده است ، مجموعه‌ ای است از نیایشها ، مناجاتها و اندرزهای حضرت داود / در پنج جای زبور ، وعده الهی درمورد حکومت صالحان آمده است . حضرت داود از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل بود که حکومت تشکیل داد و نمونه‌ ای از حکومت صالحان را در محدوده سرزمین شام به نمایش گذاشت .
براساس روایات معتبر ، در آخرالزمان ، به دست حضرت مهدی (ع) که از نسل رسول خداست ، حکومتی برپا می شود که عدل و داد را بر جهان حاکم می کند و طومار ظالمان را در هم می پیچد .

در مقصود به "زبور"و"ذکر" در ایه فوق نزد مفسرین اختلاف است:

الف)برخی مراد به "زبور"را تمام کتاب اسمانی و مراد به "ذکر" را ام الکتاب" دانسته اند.

ب)برخی دیگر مراد به اول را کتاب های اسمانی و مراد به دوم را خصوص تورات دانسته اند.

ج)احتمال سوم انکه مراد به زبور،قران ومراد به ذکر تورات و انجیل است.

د)احتمال چهارم ان است که مقصود به زبور "زبور داوود (ع)" و مراد به ذکر"تورات موسی(ع)"است.(1)

قول اخیر اقرب به واقع است،زیرا:

اولا:لفظ"من بعد"در ایه،حمل بر معنای حقیقی میشود،به جهت انکه زبور بعد از تورات نازل شده است.

ثانیا:کتاب داوود (ع) به اسم مزمور بوده و کتاب موسی(ع) به نام تورات می باشد.

در زبور 37 جمله 9-11 می خوانیم:

«زیرا که شریران منقطع میشوند ولی متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد و حال اندک است که شریر نیست میشود،هرچند مکانش را استسفار نمایی ناپدید خواهد شد.اما متواضعان وارث زمین خواهند شد و از کثرت سلامتی متلذذ خواهند گشت»

در جمله 29 میخوانیم:«صالحان وارثان زمین خواهند شد و در ان تا ابد ساکن خواهند گشت»

مقصود از کلمه ی "الارض"

در اینکه مقصود از کلمه "الارض" چیست نزد مفسرین اختلاف است:

الف)برخی همانند ابن عباس مراد از ان را زمین بهشت دانسته اند به دلیل ایه مبارکه«وقالوا الحمد لله الذی صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنه حیث نشا»(2)

معنی ایه"انها میگویند:حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین را میراث ما قرار داد که هرجا بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم"

ب)برخی دیگر همانند کلبی مقصود به ان را زمین دنیا دانسته اند که امت محمد (ص) ان را وارث خواهد شد،به دلیل ایه«قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبروا ان الارض لله یورثها من یشا من عباده والعاقبه للمتقین»(3)

معنی ایه"موسی به قوم خود گفت:از خدا یاری جویید و استقامت پیشه کنید که زمین از ان خداست وان را به هر کس از بندگانش بخواهد واگذار میکند و سرانجام نیک با پرهیزکاران است"

ج)برخی دیگر میگویند که مراد "زمین مقدس"است که امت محمد(ص) ان را به ارث خواهند برد.(4)

د)برخی همانند علامه طباطبایی مقصود به "الارض" در ایه فوق را مطلق زمین دنیا و اخرت "بهشت"دانستته اند،زیرا تخصیص به زمین دنیا بدون وجه است،لذا به عموم ان تمسک کرده و مقصود به ان را مطلق زمین دانسته اند.(5)

قول (د) اقرب به واقع است؛زیرا با مقایسه کلمه "الارض"در این ایه با ایات دیگر به دست می اید که مقصود به ان یا خصوص زمین دنیاست و یا تعمیم داده ی ان را شامل زمین اخرت نیز می دانیم.

مصداق"عبادی الصالحون"

در مورد "عبادی الصالحون"نیز مفسرین اختلاف نموده اند:برخی مراد از ان را امت محمد(ص) و برخی نیز بنی اسراییل و برخی دیگر شامل هر شخص صالحی دانسته اند.(6)

ولی بنا به نظر صحیح،ایه معنای عامی دارد که شامل هر زمان و هر مکان می شود،ولی مصداق اکمل و اتم ان مطابق روایات،زمانی است که حضرت حجت (ع)ظهور کرده و زمین را پر از عدل و داد نماید،در ان زمان است که تمام کره زمین در اختیار بندگان صالح خداوند قرار خواهد گرفت.شاهد این معنا ایات و روایات تفسیری ذیل ایه شریفه است.

انطباق ایه بر عصر ظهور

از جهاتی ایه فوق را میتوان بر عصر ظهور تطبیق داد:

1-تفسیر مفسرین شیعه و سنی در دلالت ایه بر ارث بردن بندگان صالح خداوند در اخرالزمان.

ابن کثیر می گوید:"خداوند در این ایه شریفه یشارت میدهد بر بندگان صالح خود که در دنیا و اخرت انان را سعادتمند کرده و انان را وارث زمین و بهشت گرداند."(7)

[الوسی] می گوید:"اگر بگوییم این ایه مربوط به عصر حضرت حجت(ع) و نزول عیسی(ع) است به اقوال دیگری احتیاج نیست."(8)

[حوی]  در تفسیر ایه فوق میگوید:"این ایه شبیه ایه 33 از سوره توبه است.این وعده الهی-ان شا الله-مطابق ایه و روایات،قبل از نزول حضرت عیسی(ع) تحقق خواهد یافت."(9)

2-اطلاق ایه شامل تمام روی زمین و نیز تمام صالحان خواهد بود

3-در ذیل ایه فوق روایاتی نقل شده که دلالت بر انطباق ایه بر عصر ظهور حضرت حجت(ع) دارد.

ثوبان از رسول خدا (ص)نقل کرده که فرمود:"خداوند برای من زمین را جمع نمود پس من مغرب ها و مشرق های زمین را مشاهده میکردم و امت من زود است که به ان خواهند رسید."(10)

امام باقر (ع) فرمودند:"مقصود به «عبادی الصالحون»اصحاب حضرت حجت(ع) در اخر الزمان هستند."(11)

پی نوشت ها:

1)جامع البیان.ج10.ص103/زادالمسیر.ج5ص291-292

2)زمر ایه 74

3)اعراف ایه 128

4)تفسیر فخر رازی.ج22.ص229/جامع البیان.ج10 .ص105

5)المیزان.ج14.ص493

6)تفسیر زاد المسیر.ج5.ص292

7)تفسیر ابن کثیر.ج2.ص524

8)روح المعانی.ج17.ص95

9)اساس فی التفسیر.ج7.ص3510

10)تفسیر الوسی.ج17.ص95

11)مجمع البیان.ج7.ص66

ایه 33 سوره توبه و تطبیق ان بر عصر ظهور

نوشته شده توسط milad. Posted in آیه قرآن

خداوند متعال میفرماید:"هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ" سوره  توبه/ایه 33

معنی ایه:"او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ایین ها غالب گرداند هرچند مشرکان کراهت داشته باشند"

مقصود از هدایت در کلمه "بالهدی"هدایت الهی است که رسول خدا (ص)را با ان مبعوث کرده است.و مراد به "دین الحق"همان دین اسلام است که شامل عقائد و احکام و مجموعه معارف الهی است.

در مورد ضمیر در "لیضهره" که به چه مرجعی باز میگردد در نظر مفسرین مورد اختلاف است.

برخی ان را به رسول خدا (ص) باز گردانده اند.وبرخی دیگر ان را به "دین الحق" مرتبط دانسته اند،به این معنا که دین اسلام بر همه ادیان غلبه خواهد نمود.

قرائن و شواهد ،موید احتمال دوم است؛زیرا:

اولا:مطابق قاعده"الاقرب یمنع الابعد"ضمیر باید به "دین حق" بازگردد؛ زیرا از "رسول" نزدیک تر است.

ثانیا:بین غالب و مغلوب باید مناسبت باشد،به این معنا که اگر دین مغلوب ادیان غیر اسلامی است،دین غالب نیز باید از جنس دین باشد که همان اسلام است.

"تطبیق ایه بر عصر ظهور"

گروهی از مفسرین،ایه را بر عصر ظهور حضرت حجت (ع) تطبیق داده اند؛زیرا تنها در ان زمان است که هیچ کس در روی زمین نیست جز انکه وارد دین اسلام شده یا تحت سیطره ان قرار خواهد گرفت.(1)

و برخی نیز معنای ایه را عام دانسته که دارای مصادیق مختلفی است که کامل ترین مصداق ان ،عصر ظهور حضرت حجت(ع)است.(2)

فخر رازی میگوید:"این بشارت از طرف خداوند است و باید در اینده تحقق یابد و طبق روایات این بشارت در زمان حضرت عیسی(ع) و حضرت حجت(ع) تحقق خواهد یافت".(3)

طبری می گوید:"در زمان نزول حضرت عیسی (ع) تمام ادیان،باطل و نابود شده و تنها دین اسلام بر همه ادیان غلبه خواهد کرد".(4)

از سعید بن جبیر در ذیل ایه شریفه روایت شده که فرمود:"ایه مربوط به مهدی از اولاد فاطمه (ص) است که خداوند او را بر همه ادیان غالب خواهد کرد".(5)

سیوطی از جابر در تفسیر ایه فوق نقل کرده که فرمود:"این امر تحقق نخواهد یافت تا انکه هیچ یهودی یا نصرانی در روی زمین نباشد مگر انکه اسلام را انتخاب کند".(6)

از مجاهد و سدی و عکرمه نیز همین معنا و تفسیر رسیده است.

سدی و عکرمه گفته اند:"ایه مربوط به زمان خروج حضرت حجت(ع)  است که در ان زمان هیچکس باقی نمی ماند جز انکه داخل در اسلام شود".(7)

ابو بصیر از امام صادق(ع) در تفسیر ایه فوق نقل کرده که فرمود:"به خدا سوگند ،تاویل ایه هنوز اتفاق نیافتاده و نخواهد یافت تا انکه قائم خروج کند و هنگامی که خروج کرد کافر به خدای عظیم در روی زمین باقی نمی ماند،مگر اینکه خروج او را کراهت دارد و حتی اگر کافری و مشرکی در دل سنگی پنهان باشد،ان سنگ می گوید:ای مومن درون من کافری است مرا بشکن و او را بکش".(8)

رسول خدا(ص) در این زمینه می فرمایند:"زود است برای شما مشرق های زمین و مغرب های ان فتح خواهد شد".(9)

محمد بن مسلم میگوید:شنیدم از امام باقر (ع) که میفرمود:"قائم از ماست که منصور به رعب و موید به نصرت است.زمین برای او جمع میشود.خدا دین خود را بوسیله او بر همه ادیان غالب میگرداند اگرچه مشرکین از این امر کراهت داشته باشند.در زمین جای ویرانی باقی نمی ماند جز انکه اباد گردد.عیسی بن مریم فرود می اید و پشت سر او نماز خواهد گذارد".(10)

امیر المومنین علی (ع) در مورد همین ایه می فرمایند:"باقی نمی ماند قریه ای مگر اینکه در انجا صبح و شب شهادت به توحید و رسالت پیامبر داده شود".(11)

پی نوشتها:

1)تفسیر ابن ابی حاتم،ج1،ص211/تفسیر قرطبی،ج8،ص121/تفسیر فخر رازی،ج12،ص104/تفسیر ثعلبی،ج5،ص350

2)مجمع البیان.ج5.ص38

3)تفسیر فخر رازی.ج12.ص104

4)جامع البیان.ج13.ص109

5)الفصول المهمه.ص300

6)در المنثور.ج4.ص176

7)تفسیر ابن ابی حاتم.ج4.ص1786وج1. ص211/تفسیر ثعلبی.ج5.ص35

8)تفسیر برهان.ج3.ص407/نورالثقلین.ج3.ص109

9)تفسیر ابن کثیر.ج2.ص137

10)نورالثقلین.ج3.ص109 

11)بحارالانوار.ج51.ص60