مقالات
جمعه دسامبر 19, 2014

رستاخیز در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲

۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ روز پایانی تاریخ است. این جمله ای است که فیلم های چند سال اخیر سینمای هالیوود بار ها تکرار کرده اند، اما پرسش این است که چرا غرب می کوشد این روز را روز رستاخیز معرفی کند؟

 

 

 

 

21 دسامبر سال 2012 روز پایانی تاریخ است. این جمله ای است که تاکنون بارها و بارها از زبان آینده پژوهان غربی شنیده ایم و در فیلم های چند سال اخیر سینمای پر آوازه هالیوود تماشا کرده ایم. پرسش این جاست که گذشته از ذکر این مطلب در تاریخ موسوم به "مایاها"، چرا غرب می کوشد 2012/12/21 مصادف با 1/10/1391 را روز رستاخیز معرفی کند؟
صنعت سینمایی هالیوود تمایل دارد هم جریان بسازد و هم به دقت ببیند که مردم چه می خواهند. پایان هزاره دوم و آغاز هزاره سوم میلادی را باید سال های آغازین فیلم سازی های مسلسلی درباره تابو ها دانست.
صنعت هالیوود با بهره گیری از امیال دین خواه انسانی و ترکیب آن با احساسات و با پرداختن به موضوع آخرالزمان، ذهن بینندگان فیلم ها را سراسر تشویش و نگرانی کرده است.


گرچه موضوع آخرالزمان و پایان تاریخ و زندگی پس از مرگ، تنها باور دینی ادیان نیست، اما این که انسانی از میان خودمان به یک باره و بی حساب، قصد فتح عالم و سرانجام نابودی بشر را داشته باشد و همه قوانین عالم را به یک باره به تمسخر بگیرد، بهترین سوژه فیلمنامه های هالیوودی است که جز دودلی و نگرانی نیافریده اند.
صنعت سینما در این دوره، ابزار مناسبی برای بیان نگرانی ها، هیجان ها و ترس ها از آینده بشری را فراهم آورده اند.
شاید هدف اصلی پرداختن به این موضوع، ترویج یک ذهنیت در مردم باشد؛ ذهنیتی که راه پیش روی غرب را بسیار هموار خواهد کرد. حداقل ذهنیت ایجادشده توسط این فیلم ها، این است که اگر یکی از انبوه نظریات آخرالزمانی هالیوود به حقیقت بپیوندد، تکلیف چیست؟


هزاره جدید و سرگرمی ادیان
نگرانی و اضطراب ناشی از پرداختن فیلم های هالیوودی به دین است که سبب ایجاد فرقه های افراطی در ادیان شده است. "دروازه های بهشت" و "شاخه داوود" ، نمونه هایی از این فرقه ها هستند که خودکشی دست جمعی را تکلیف خود دانسته اند و دیگران را نظاره گران بیمناک خویش کرده اند.
در فیلم پرفروش "آرماگدون" که در سال 1998 اکران شد، جملاتی گفته می شود که ذهن بیننده را به خود مشغول می سازد: "اگر خبر هایی از این دست به گوش مردم برسد، یک شبه ساختار اجتماع به هم خواهد خورد و شورش و اضطراب دینی همگانی، جامعه را در بر خواهد گرفت... خلاصه این که وحشتناک ترین بخش های انجیل به واقعیت می پیوندد".
امروز جهان ما بیش از پیش به سوی مذهب رو کرده و گرسنگی معنوی گسترده ای حاکم شده است، اما میل دینی مردم امروز، جز ترس و تشویش را در آن ها نمی افزاید.
دین امروز، دین سرگرمی ساز است. بخش هایی از دین در برابر چشم مردم قرار دارد که تنها جلب توجه و بازیچه قرار دادن احساسات بشری را به دنبال دارند.
پایان هزاره میلادی و آغاز هزاره جدید، بستر های مناسب سوء استفاده های هالیوودی را برای تسلط بر اندیشه دینی بشر فراهم کرد. این بار "زمان" به عنوان یکی از ابهام برانگیزترین مفاهیم بشر و به بهانه پایان هزاره دوم و آغاز هزاره جدید، دستمایه طرح های کلان صنعت هالیوود شد. این که هزاره ها چگونه نقشی در زندگی بشر دارند، یکی از راه های انحراف افکار شد. مکاتب و ادیانی که به همین بهانه سر برآوردند و در بازار آشفته دین، خیلی زود مشتری پیدا کردند، فروانند.
بسیاری از ادیان تحریف شده یا دست ساخت بشر هم همین فرصت را غنیمت شمردند و بر این گور بدون مرده، همراه با سینمای هالیوود، نماز جماعت اقامه کردند.
و درست در همین بحبوحه، تأکید بر شیطان پرستی و یکی پنداشتن اسلام و تروریسم، دو سناریوی دیگر صنعت سینمای جهان شدند که اگر همین طور لجام گسیخته پیش بروند، جز احساسات منفی و انحراف دین را به دنبال نخواهند داشت.

 

ادیان، ابزار انحراف در دوره مدرن
ادیان، بخش عمده ای از فرهنگ ها هستند و اگر دچار تزلزل و انحراف شوند، فرهنگ جهان را منحرف خواهند کرد. باید اقرار کرد که ادیان، ابزار پیش رفته دوره مدرن برای انحراف افکار بشر شده اند و باز هم هالیوود یکی از اولین کاربران این ابزار برای رسیدن به اهداف خود شد.
برای نمونه، فیلم "وکیل مدافع شیطان" که در سال 1997 به روی پرده سینماها آمد، مفهوم کلاسیک تجلی انسان را به چالش کشاند و تجلی شیطان در قالبی انسانی را در برنامه خود قرار دادو از جرقه های توجه به فیلم سازی دینی شد.
در این فیلم، شیطان دیگر هیولای عالم مردگان نیست، یک وکیل خوش پوش و با وقار است که دختری زیبا و با ایمان را معشوقه خویش کرده است؛ دختری که نماد فرشته ای در حال سقوط شد. شیطان این فیلم، گرچه هنوز رنگ و روی شیطان ادیان آسمانی را به کلی نباخته است، اما جنبه هایی را پیش چشم بیننده نمایان می سازد که دیگر نمی توان گرایش به شیطان پرستی را گرایشی ضد انسانی و احمقانه دانست.
فیلم های سلسله ای این جریان، همچون "ارواح گمشده"، "جن گیر"، "لغزش"، "زخم های مسیح" و "عقاید جزمی" که بی شک ابزار سینما را به بهترین گونه های هنری به کار بسته اند، تأثیرات مشابه دیگری در تفکر دینی مردم بازی کردند.
در بخشی از فیلم "عقاید جزمی"، جملاتی تکان دهنده و سرشار از تأثیر زمزمه می شوند: "هیچ می دانی چه عاملی است که آدمیان را به موجودات معقولی تبدیل می کند؟ ترس و مسأله هم همین است. هیچ یک از شما دیگر چیزی نداری که از آن بترسید. شما مردم، بابت ایمان خود خوشحال و سپاسگزار نیستید؛ بلکه برایش گریه و زاری می کنید... مهم این نیست که حق با کیست یا چه کسی درست می گوید. هیچ فرقه ای نمی تواند چنین ادعایی کند، چون همه آن قدر به فکر خود هستند که نمی توانند متوجه این نکته باشند که مهم نیست به چه چیزی ایمان داری، همین که ایمان داری، خودش کافی است. شماها قلب پاکی دارید، ولی مغز شماست که باید بیدار شود".
شاید بتوان ادعا کرد که عصر حاضر، عصر تغییر مذاهب و انتخاب دین برتر نیست، بلکه عصر بحران ایمان و عقلانیت است؛ بحرانی که با پروژه پایان تاریخ به روایت غرب، تشدید شده است.

 

منبع: شبستان

نوشتن دیدگاه