اخبار پربازدید هفته
- به تصویر کشیدن حمله اتمی ایران به اسرائیل در سال 2013 + فیلم
- دعایی که امامزمان به منتظران توصیه کردند
- مقايسه معماري مجلس ایران و مصر + عکس
- عربستان سایت رهبر انقلاب را فیلتر کرد+عکس
- شعر آیتاللهخامنهای برای امام زمان(عج)
- تناقض در گفتار و رفتار سروش + عکس
- درخواست آنجلینا جولی از ملت های عرب
- در دوازدهمين همايش هرتسليا چه گذشت؟
مقالات تصادفی
- حوادث مصر در آستانه ظهور- قسمت چهارم
- عرفان های سرخ پوستی
- سی روز، سی گفتار | هفت: ماهِ او
- بررسى نشانه هاى ظهور(2)
- شباهتهاي حضرت عيسي(ع) و امام مهدي(عج)-بخش 1
- دروغ های « حسن الشارنی » منجم و پیشگوی معروف تونسی.
- نگاهی به جریانات عمده سینمای جهان در دهه 2010- 2001 : پس از 11 سپتامبر
- چشمانداز فروپاشي اسرائيل
- «Inception» جنگ نرم با سلاح خوابگردی
- جهان در سیطره ی دجال (فراماسونری)؛ ایران، جزیره ی امید-بخش سوم
مقالات پربازديد
- اسرار دلار
- فراماسونری:دجال آخرالزمان
- دجال دروغین و دجال حقیقی (به انضمام عکسهای مرتبط)
- فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش اول
- ردپای فراماسونها در کشور + عکس
- فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد.
- دانلود پی دی اف مقاله «فراماسونری: دجال آخرالزمان»
- باقي ماندن 5 نشانه از 1200 نشانه آخرالزمان
- بررسی اسرار پشت پرده مجسمه آزادی
- فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش دوم
آخرین اشعار
- آيتالله مکارم: سالها رفت و دلم در تب و تاب است هنوز
- سروده آيتالله مکارم در مدح امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)
- کاشکي که من بگردم از ياوران حضرت
- دنيا کنون ميدان جنگي بين حق و باطل است
- دجّاله غوغا مي کند نيرنگ و اغوا مي کند
- در هواي ديدنت چشم انتظارم روز و شب
- اي به حق مصداق گنج طالقان آماده باش
- بپرهيز اي دل از شيطان دجّال
مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
| مقالات - امام مهدی (عج) |
گفتاري از آيت الله جوادي آملي؛
غائب بودن ما و ظاهر بودن حضرت ولي عصر (عج)
غائب بودن ما و ظاهر بودن حضرت ولي عصر (عج)
وجود مبارك حضرت ولي عصر (عج) فرمود: آفتاب بالأخره هست، اين ابر جلوي چشم شما را گرفته؛ شما غائبيد،نه ما ! اينكه در جواب آن سئوال كه در زمان غيبت از شما چگونه استفاده مي كنند، فرمود : مثل آفتاب پشت ابر است؛ يعني شما غائبيد، نه ما !
بزرگاني كه معارف روايات را به جد فهميدند و باور كردند؛ گفتند: ما دو تا درس داريم؛ يك درس عمومي داريم كه با اين طلبه ها مي رويم در مسجد و حسينيّه، درس مي خوانيم. يك درس خصوصي هم داريم؛ هم بحث هاي ما و همشاگردي هاي ما ديگر اينها نيستند !بلكه يك تكه آهن است، يك تكه چوب است، يك تكه سنگ؛ ما چهارمي آنها هستيم. يك سنگ است و يك چوب است و يك آهن و من زيد، چهارمي آنها. آن چوب چيست، آن سنگ چيست، آن آهن چيست كه شما چهارمي آنها هستي ؟!
مي گويند : آن ( آهن ) همان است كه و النّا له الحديد (1)؛ اگر داودي بود و آهن سردي بود و آن آهن به دست داود نرم شد؛ نه قلب ما از آهن سخت تر است، نه وجود مبارك ولي عصر از داود كمتر است،پس چرا اين دل را به او ندهيم و نرمش نكنيم ؟! ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا !!
آن ( چوب ) كيست ؟ نه آن چوب چيست؛ آن چوب كيست ؟ آن چوب همين استنحنّانه است. اين را هم شيعه نقل كرد، هم سنّي ! وجود مبارك پيغمبر (ص) به حالت ايستاده، به ستون چوبي مسجد مدينه تكيه مي داد و سخنراني مي كرد. به حضرت عرض كردند : شما اگرايستاده، سخنراني كنيد، سختتان است، خسته مي شويد؛ اجازه بدهيد منبر تهيّه كنيم، اجازه فرمودند؛ منبر 3 پله اي تهيه شد. مستمعين هم حاضر، وجود مبارك پيغمبر از اين ستون به طرف اين منبر حركت كرد. ديدند اين ستون جزع مي كند از مفارقت حضرت ! اين را همه ديدند. وجود مبارك حضرت برگشت، اين ستون را بغل كرد مثل يك دوست؛ اين ستون آرام شد.
بنواخت نورمصطفي آن استن حنّانه را كمترزچوبي نيستي؛ حنانه شو، حنانه شو (2)
اين رفيق دوّم ما !
مرحوم شيخ طوسي ونيز جناب زمخشري در كشّاف نقل كرده؛ يعني هم سنّي ها نقل كردند، هم شيعه ها كه وجود مبارك پيغمبر(ص) فرمود : يك سنگي بود در جاهليّت، قبل از اينكه من پيغمبر بشوم؛ هر وقت من را مي ديد، سلام مي كرد؛ و نّي لاعر فه الآن (3)، الآن هم من آن سنگ را مي شناسم. هر وقت من را مي ديد، سلام مي كرد؛ اين رفيق سوّم ما.
آنهائي كه به جائي رسيدند، بعد به خدمت حضرت ولي عصر مي رسيدند، شدند بحرالعلوم، آنهايك درس خصوصي هم داشتند. از اين درس هاي عمومي اگر كسي به مقصد مي رسيد، ما هم از مستان اين مي بوديم؛ ولي اينطور نيست ! حداكثر اين است كه آدم جهنّم نرود، بهشت برود، جنّات تجري من تحتها النهار نصيبش بشود، همين! امّا اينكه عند مليك مقتد ر(4) باشد، اينها نصيبش نمي شود!!
وجود مبارك حضرت چون قائم است، اينها را مي پروراند. و چون قائم است، سعي مي كند كه قعود ما به قيام ما تبديل بشود كه آن حضرت ظهور بكند؛ و اينجور شاگردان خاص را مي پروراند. آنها كساني اند كه وقتي حضرت ظهور كرد، به ديوار كعبه تكيه داد و قرائت فرمود: أنا بقيّه الله (5)، بقيّه الله خير لكم ا ن كنتم تعلمون (6)، همه مي شنوند؛ در كوتاه ترين مدت خود را به پيشگاه آن حضرت مي رسانند. حالا اگر آن ظهور عمومي پيدا نشود؛ ظهور خصوصي و شاگردي خصوصي كه ممكن است.
ظاهر بودن حضرت ولي عصر (عج)
وجود مبارك حضرت فرمود : آفتاب بالأخره هست، اين ابر جلوي چشم شما را گرفته؛ شما غائبيد،نه ما ! اينكه در جواب آن سئوال كه در زمان غيبت از شما چگونه استفاده مي كنند، فرمود : مثل آفتاب پشت ابر است؛ يعني شما غائبيد، نه ما ! آفتاب محجوب است يا ما محجوب ؟ اين ابر،جلوي آفتاب را گرفته يا جلوي ما را گرفته ؟ در جريان ظلّ گرفتن و كسوف و خسوف چه طور است ؟! آن را ظلّ گرفته يا ما را ظل گرفته ؟! ما را ظل گرفته.
يعني وقتي زمين بين ما و شمس فاصله شد، آنجا كه رو به آفتاب است كه كاملاً نور دارد. سايه ماه مي افتد روي زمين؛ زمين را ظلّ مي گيرد، زمين تاريك مي شود؛ ما را ظلّ گرفته، نه شمس را ! ما چون آن شمس را نمي بينيم، مي گوئيم : آفتاب را ظلّ گرفته، وگرنه او همچنان روشن است. چون هم آن سمت كره ماه روشن است، و هم سائر نظام كيهاني روشن است. آن را ظلّ نگرفته، ما را ظلّ گرفته؛ اين سحاب هم جلوي آن را نگرفته، بلكه مانع ما شده. ولي بالأخره از او بر مي آيد كه مشكل ما را حل كند.
بنابراين هدف خلقت اين است كه ما فقط عبادت كنيم، يعني اطاعت. چون بخش پاياني سوره ذاريات يك قضيه نيست كه بشر براي عبادت خلق شد، دو تا قضيه است؛ يكي موجبه، ديگري سالبه. نفرمود: خلقت الج نّ و النس ل يعبدون، فرمود : و ما خلقت الجنّ و النس لا ليعبدون؛ يعني براي غير عبادت خلق نشد. بنابراين اگر كسي كارهاي عادي انجام بدهد كه حرام نيست، ولي اثر ديني ندارد؛ لهو و لعب است، معصيت نيست؛او در اين 10 ساعت يا 20 ساعت در راستاي خلقت حركت نكرده است.او، هم بايد قضيه موجبه را حفظ بكند، هم قضيه سالبه را تا جميع شئونش بشود نّ صلات ي و نسك ي و محياي و ممات ي ل لّه ربّ العالمين.
چنين انساني خليفه كامل است؛ و در عصر كنوني وجود مبارك ولي عصر، يعني مهدي شخصي موجود موعود از يك سو، قائم غائب (عليه آلاف التحيّه والثناء) از سوي ديگر است كه جمعيّت را مي برد به سمتي كه به مصداق: و ما خلقت الج نّ و النس لا ل يعبدون عمل مي كنند و همه كارها مي شود عبادي. توليد مي شود عبادي، مصرف مي شود عبادي، هنر مي شود عبادي، ادبيات مي شود عبادي ... ؛ هم حسن فعلي دارد، هم حسن فاعلي. هم كار خوب مي كند، هم براي رضاي خدا مي كند.
اگر كسي آدم خوبي باشد، ولي كارش بازي باشد؛ معصيت نكرده، مؤمن هست؛اما چون يك ركن را از دست داده، به هدف نمي رسد. يا كارش كار خوبي است، به نفع جامعه است، ولي او موحد نيست؛ چون فاقد حسن فاعلي است، يك گوشه را از دست داده است. ما به سمتي در سايه آن حضرت حركت مي كنيم كه هم حسن فاعلي داشته باشيم، هم حسن فعلي تا بشود جميع شئون ما للّه، آنوقت بشر به اين وضع مي رسد؛ آنگاه مي شود ليظهره علي الدّين كلّه و لو كره المشر كون (7).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) سبأ / 10
(2) كليات شمس / غزل 2130
(3) الأمالي ل لطوسي / 341
(4) قمر / 55
(5) الكافي / 1 / 472
(6) هود / 86
(7) توبه / 33
* سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با جمع كثيري از طلاب، فضلاء، دانشجويان و اقشار مختلف مردم قم به مناسبت ميلاد حضرت ولي عصر (عج) قم ؛ دفتر مقام معظّم رهبري ـ 1381
مي گويند : آن ( آهن ) همان است كه و النّا له الحديد (1)؛ اگر داودي بود و آهن سردي بود و آن آهن به دست داود نرم شد؛ نه قلب ما از آهن سخت تر است، نه وجود مبارك ولي عصر از داود كمتر است،پس چرا اين دل را به او ندهيم و نرمش نكنيم ؟! ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا !!
آن ( چوب ) كيست ؟ نه آن چوب چيست؛ آن چوب كيست ؟ آن چوب همين استنحنّانه است. اين را هم شيعه نقل كرد، هم سنّي ! وجود مبارك پيغمبر (ص) به حالت ايستاده، به ستون چوبي مسجد مدينه تكيه مي داد و سخنراني مي كرد. به حضرت عرض كردند : شما اگرايستاده، سخنراني كنيد، سختتان است، خسته مي شويد؛ اجازه بدهيد منبر تهيّه كنيم، اجازه فرمودند؛ منبر 3 پله اي تهيه شد. مستمعين هم حاضر، وجود مبارك پيغمبر از اين ستون به طرف اين منبر حركت كرد. ديدند اين ستون جزع مي كند از مفارقت حضرت ! اين را همه ديدند. وجود مبارك حضرت برگشت، اين ستون را بغل كرد مثل يك دوست؛ اين ستون آرام شد.
بنواخت نورمصطفي آن استن حنّانه را كمترزچوبي نيستي؛ حنانه شو، حنانه شو (2)
اين رفيق دوّم ما !
مرحوم شيخ طوسي ونيز جناب زمخشري در كشّاف نقل كرده؛ يعني هم سنّي ها نقل كردند، هم شيعه ها كه وجود مبارك پيغمبر(ص) فرمود : يك سنگي بود در جاهليّت، قبل از اينكه من پيغمبر بشوم؛ هر وقت من را مي ديد، سلام مي كرد؛ و نّي لاعر فه الآن (3)، الآن هم من آن سنگ را مي شناسم. هر وقت من را مي ديد، سلام مي كرد؛ اين رفيق سوّم ما.
آنهائي كه به جائي رسيدند، بعد به خدمت حضرت ولي عصر مي رسيدند، شدند بحرالعلوم، آنهايك درس خصوصي هم داشتند. از اين درس هاي عمومي اگر كسي به مقصد مي رسيد، ما هم از مستان اين مي بوديم؛ ولي اينطور نيست ! حداكثر اين است كه آدم جهنّم نرود، بهشت برود، جنّات تجري من تحتها النهار نصيبش بشود، همين! امّا اينكه عند مليك مقتد ر(4) باشد، اينها نصيبش نمي شود!!
وجود مبارك حضرت چون قائم است، اينها را مي پروراند. و چون قائم است، سعي مي كند كه قعود ما به قيام ما تبديل بشود كه آن حضرت ظهور بكند؛ و اينجور شاگردان خاص را مي پروراند. آنها كساني اند كه وقتي حضرت ظهور كرد، به ديوار كعبه تكيه داد و قرائت فرمود: أنا بقيّه الله (5)، بقيّه الله خير لكم ا ن كنتم تعلمون (6)، همه مي شنوند؛ در كوتاه ترين مدت خود را به پيشگاه آن حضرت مي رسانند. حالا اگر آن ظهور عمومي پيدا نشود؛ ظهور خصوصي و شاگردي خصوصي كه ممكن است.
ظاهر بودن حضرت ولي عصر (عج)
وجود مبارك حضرت فرمود : آفتاب بالأخره هست، اين ابر جلوي چشم شما را گرفته؛ شما غائبيد،نه ما ! اينكه در جواب آن سئوال كه در زمان غيبت از شما چگونه استفاده مي كنند، فرمود : مثل آفتاب پشت ابر است؛ يعني شما غائبيد، نه ما ! آفتاب محجوب است يا ما محجوب ؟ اين ابر،جلوي آفتاب را گرفته يا جلوي ما را گرفته ؟ در جريان ظلّ گرفتن و كسوف و خسوف چه طور است ؟! آن را ظلّ گرفته يا ما را ظل گرفته ؟! ما را ظل گرفته.
يعني وقتي زمين بين ما و شمس فاصله شد، آنجا كه رو به آفتاب است كه كاملاً نور دارد. سايه ماه مي افتد روي زمين؛ زمين را ظلّ مي گيرد، زمين تاريك مي شود؛ ما را ظلّ گرفته، نه شمس را ! ما چون آن شمس را نمي بينيم، مي گوئيم : آفتاب را ظلّ گرفته، وگرنه او همچنان روشن است. چون هم آن سمت كره ماه روشن است، و هم سائر نظام كيهاني روشن است. آن را ظلّ نگرفته، ما را ظلّ گرفته؛ اين سحاب هم جلوي آن را نگرفته، بلكه مانع ما شده. ولي بالأخره از او بر مي آيد كه مشكل ما را حل كند.
بنابراين هدف خلقت اين است كه ما فقط عبادت كنيم، يعني اطاعت. چون بخش پاياني سوره ذاريات يك قضيه نيست كه بشر براي عبادت خلق شد، دو تا قضيه است؛ يكي موجبه، ديگري سالبه. نفرمود: خلقت الج نّ و النس ل يعبدون، فرمود : و ما خلقت الجنّ و النس لا ليعبدون؛ يعني براي غير عبادت خلق نشد. بنابراين اگر كسي كارهاي عادي انجام بدهد كه حرام نيست، ولي اثر ديني ندارد؛ لهو و لعب است، معصيت نيست؛او در اين 10 ساعت يا 20 ساعت در راستاي خلقت حركت نكرده است.او، هم بايد قضيه موجبه را حفظ بكند، هم قضيه سالبه را تا جميع شئونش بشود نّ صلات ي و نسك ي و محياي و ممات ي ل لّه ربّ العالمين.
چنين انساني خليفه كامل است؛ و در عصر كنوني وجود مبارك ولي عصر، يعني مهدي شخصي موجود موعود از يك سو، قائم غائب (عليه آلاف التحيّه والثناء) از سوي ديگر است كه جمعيّت را مي برد به سمتي كه به مصداق: و ما خلقت الج نّ و النس لا ل يعبدون عمل مي كنند و همه كارها مي شود عبادي. توليد مي شود عبادي، مصرف مي شود عبادي، هنر مي شود عبادي، ادبيات مي شود عبادي ... ؛ هم حسن فعلي دارد، هم حسن فاعلي. هم كار خوب مي كند، هم براي رضاي خدا مي كند.
اگر كسي آدم خوبي باشد، ولي كارش بازي باشد؛ معصيت نكرده، مؤمن هست؛اما چون يك ركن را از دست داده، به هدف نمي رسد. يا كارش كار خوبي است، به نفع جامعه است، ولي او موحد نيست؛ چون فاقد حسن فاعلي است، يك گوشه را از دست داده است. ما به سمتي در سايه آن حضرت حركت مي كنيم كه هم حسن فاعلي داشته باشيم، هم حسن فعلي تا بشود جميع شئون ما للّه، آنوقت بشر به اين وضع مي رسد؛ آنگاه مي شود ليظهره علي الدّين كلّه و لو كره المشر كون (7).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) سبأ / 10
(2) كليات شمس / غزل 2130
(3) الأمالي ل لطوسي / 341
(4) قمر / 55
(5) الكافي / 1 / 472
(6) هود / 86
(7) توبه / 33
* سخنراني آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با جمع كثيري از طلاب، فضلاء، دانشجويان و اقشار مختلف مردم قم به مناسبت ميلاد حضرت ولي عصر (عج) قم ؛ دفتر مقام معظّم رهبري ـ 1381
| < قبلی | بعدی > |
|---|































