مقالات
پنج شنبه اکتبر 02, 2014

محوریت دکترین منجی گرایی در انگیزش صهیونیسم مسیحی - بخش 1

باور به الهی بودن روح یهود و شیطانی و حیوان بودن روح غیر یهود، دستیابی یهودیان به قدرت مطلقه، برتر بودن یهودی از فرشتگان، نزد خدا مستحق بودن غیر یهودی به مرگ، تشبیه غیریهودیان به سگ و خوک، حرمت نجات غیر یهودی از مرگ، وجوب قتل، غصب و دزدیدن مال غیر اسرائیلی بر اسرائیلیها، همه از باورمندی صهیونیستهای مسیحی است.

 

 

 

مقدمه

انگاره موعودگرایی و چشم به راه بودن فرجامی خوش برای جهان که وضع فلاکت بار موجود انسان را به آرمان شهر منجی تغییر می دهد، از دوران باستان تا عصر فرامدرن همواره دل مشغولی نوع بشر بوده است. امروزه تبلور این درنگ نویدبخش در ادیان ابراهیمی(مسیانیزم مسیحی- یهودی و مهدویت اسلامی)، به جلوه ای فراتر از یک انگاره بدل شده است و معتقدان به آن، کاربست راهبردی برای آن فراهم کرده اند.

گفتیم واسطه سازی، اساس قدرتهای جدید شده است و جنبش صهیونیسم مسیحی از آن دست واسطه ها بشمار می آید. در این فصل می کوشیم یکی از واسطه های کانونی را بررسی کنیم که در پرتو آن، واسطه های دیگر به راحتی قوام یابند.

موعودگرایی، واسطه ای است که کانون قدرت جهان بر آن تمرکز کرده است و برای توجیه پذیری اعمال سیاسی خود از آن کمک می گیرد. مطالعه سازو کار جنبش صهیونیسم مسیحی و کار ویژه های اعتقادی در عرصه های سیاسی- اجتماعی، مارا معطوف منشأ متعالی می کند که کاملا توجیه پذیر بوده و در افکار عمومی ریشه دوانده است.

این جنبش با موعودگرایی، کارکردهایی هژمونیک گرایانه خود را به راحتی توجیه می کند و تایید ملتها را برای فساد هرچه بیشتر بدست می آورد. از سوی دیگر، شاهد خیزش جوامع اسلامی در چند دهه اخیر هستیم که با تقویت حس مشترک انتظار و بسترسازی برای ظهور مهدی امم، به کنشهای تقابل گرایانه با جریانهای آرمان ستیزانه غربی دست زده اند که این خیزش به «اسلام سیاسی» موسوم شده است. ذهنیت تقابل گرای غربی برای چیره شدن بر این جریان سترگ اسلامی، درباره فلسفه پیدایش و ادامه حیات آن، مطالعات گسترده ای کرده است. بابی سعید، الویه روآ و گراهام فولر از جمله کسانی هستند که اسلام سیاسی و هراس غرب از این حرکت را بررسی کرده اند.

براستی، نقش آموزه موعودگرایی در انگیزش صهیونیسم مسیحی برای دستیابی به اهداف سیاسی چیست؟ با توجه به مباحث فصل گذشته، می توان ادعا کرد که موعودگرایی در جنبش صهیونیسم مسیحی نقش محوری دارد و این جنبش آن را در قالب دکترین بکار می گیرد. بهره برداری سیاسی از این آموزه سبب تقابل جدی جنبش صهیونیسم مسیحی با آموزه موعودگرایی ناب دیگر ادیان، بویژه اسلام در عرصه بین الملل شده است.

دکترین، منجی گرایی، صهیونیسم مسیحی و مهدویت (به مثابه جبهه مقابل و ناقد جنبش صهیونیسم مسیحی)، کلید واژه هایی هستند که پیش از ورود به اصل بحث به بررسی آنها می پردازیم.

مفهومهای بهم پیوسته

الف) دکترین

«دکترین»(1) در لغت بمعنای آیین، اصول، عقیده، نظریه، آموزش، مکتب، اصل سیاسی و آموزه است.(2) به بیان دایره المعارف های ویکی پدیا و لینوکس، دکترین:

1. بیشتر درباره مجموعه اعتقادات دینی، بویژه اعتقاداتی بکار می رود که کلیسا مطرح کرده است؛

2. در مورد اصل حقوقی در سنتهای حقوقی عرفی بکار می رود که در تصمیم های گذشته تاریخی شکل گرفته است؛

3. در سیاست خارجی نیز عبارت است از مجموعه قواعد بنیادینی که در اجرای سیاست خارجی یک کشور اعمال می شود.
از این رو، دکترین، هماهنگی فراخی را بیان می کند که طیفی از اقدامات و اعمال درست تلقی شده است. دکترین در این معنا همواره بیانگر ابتکارهای یک رهبر سیاسی خاص است که بنام وی خوانده میشود، مثل دکترین مونرئه و دکترین آیزنهاور. درامریکا رسم است که هر رئیس جمهوری، دکترین ویژه خود را داشته باشد.(3)

واژه دکترین در عرصه روابط بین الملل، کاربست ویژه پررونقی دارد، ولی منظور ما از دکترین در این پژوهش آموزه ای دینی است که نگاه راهبردی به آن معطوف شود و در جهان خارج منشأ اثر باشد.
ب) منجی گرایی

منجی گرایی، انگاره ای است که براساس آن، بیشتر اقوام و ادیان باور دارند روزگار، زمانی پایان خواهد پذیرفت و قبل از فرا رسیدن این دوران، بشر دوره سختی در پیش دارد و منجی پس از آن عیان خواهد شد. اصل منجی گرایی و باور رخ دادن جنگی فراگیر در آخرالزمان، همگانی است. براین اساس، جدالی سخت میان منجی و دشمنانش در خواهد گرفت. سرانجام، منجی آرمان شهری بنا می نهد که درآن، عدالت فراگیر می شود و ظلم و فساد از میان می رود. وجود چنین باوری حتی در اساطیر باستان مصری، یونانی، هندی، افریقایی، رومی، چینی و مشرق زمینی، از مابازای خارجی حکایت می کند که انسانها را بسوی انتظار مشترک برای منجی مشترک کشانده است.

آرزوی بزرگ آینده موعود که بر آینده نوعی شناخت تاریخی است، سبب خلق تمدن و نظریه های راهبردی در سطح نظام بین الملل و جوامع شده است. بعبارت دیگر، خلق هر نوع ایده نظری و پیشرفت فکری و گونه های فرهنگی در تاریخ، انعکاس انتظاری است که براساس آن، بشر برای رسیدن به مرحله موعود یا تهیه مقدمات آن تلاش می کند که خود این «مرحله موعود» محصول شناخت تاریخی و مبانی نظری است.

انتظار به منزله محصول شناخت تاریخی آن قدر در میان مکتبها و طیفهای فکری عمومیت دارد که حتی می توان انسان را«موجود منتظر» تعریف کرد. تولد وحیات«تمدنها» انعکاس این تمنای بزرگ است، چنانکه رویگردانی بشر از بسیاری فرهنگها، ایدئولوژیها و نظریه ها نیز نشان از آن دارد که هیچ یک قادر به ارضای انسان و پاسخ گویی به تمنای درونی او نبوده اند. به عبارت دیگر، انسان از هر آنچه نمی تواند پاسخ گوی تمنای دستیابی او به عدالت، آزادگی، اخلاق و بهره مندی عادلانه از نعمتهای خدا باشد، دست شسته و بر شاهراه انتظار، چشم به آینده ای بهتر دوخته است. همه مدعیان نجات، سعادتمندی، رفاه و امنیت بشر نیز با اشاره به همین میل و تمنای مشترک، امکان بقا، بهره کشی و سوءاستفاده از طبیعت زلال و صاف انسانها را پیدا کرده اند.(4)

هرقومی، نام خاصی بر منجی خویش نهاده است و او را از قوم خود میداند. برای مثال، در باور یهودیان، مسیحی که ظهور کرده(همان مسیح حقیقی)، مسیح کذاب بوده است و مسیح حقیقی در آخرالزمان فرا می رسد. او پادشاه حقیقی قوم یهود است و قوم یهود را به سروری جهان می رساند. مسیحیان معتقدند همان مسیحی که به باور آنها مصلوب شده است، از آسمان رجعت می کند با نام «نازارین» به معنای ناصری که پادشاه جهان شده است و دشمنان را سرکوب می کند. زرتشتیان نیز به منجی خویش، «سوشیانت» باور دارند.(5)

بودایی ها نیز براین باورند که روزی «میتریه»، منجی آخرالزمان خواهد آمد. به اعتقاد ایشان، میتریه کسی است که در آینده می آید و هم اکنون در حال کمون است. او منتظر است زمان ظهورش در زمین فرا رسد. در آن وقت، به مرتبه شهود و اشراق می رسد و خلایق را در عصرخویش، به سرمنزل سعادت رهبری می کند و به همگان مژده می دهد آنها را از چرخه برگشت به دنیای سراسر رنج نجات خواهد داد.(6) مسلمانان نیز ظهور مهدی موعود را از سلاله پیامبر اعظم انتظار می کشند که در پایان جهان خواهد آمد و زمین را پس از آنکه پر از ظلم شده باشد، از عدل و داد پر خواهد کرد.

ج) پروتستانتیسم پسالوتری

همیشه با مرگ رهبر انقلابها، در شیوه پیمودن مسیرانقلاب اختلاف نظر پدید می آید و هواداران انقلاب دچار پراکندگی می شوند. جنبش پروتستان نیز از این وضعیت مستثنا نبود. پس از لوتر، پروتستانیزم به سه دسته کلی تقسیم شد:

یک. پروتستانیسم سنتی(7)

این دسته از پروتستانها معتقد به رفتار مهربانانه با دیگران هستند و از بقیه پروتستانها تعصب کمتری دارند. مهمترین گروههای آنها مشیحایی ها، متدویستها(یا مکتبی ها)، لوتریها، کلیسای اصلاح طلب و اسقفی ها هستند.(8)

دو. انجیلی ها(9)

افرادی با احساس، از نظر مذهبی، متعصب و متمایل به روشهای جدید اندیشیدن هستند. تبلیغ کردن انجیل با برخورداری از روحیه جنگهای صلیبی، یکی از ویژگیهای ممتاز مبلغان انجیل یا «ایوانجیلیست ها» در امریکا و انگلیس است. آنها در دهه گذشته با یاری شبکه گسترده تلویزیون و روزنامه های خود، به تبلیغات گسترده ای درباره تفاسیری از پیشگویی های انجیل و تبلیغ نابودی حتمی جهان در آغاز هزاره سوم دامن زدند و وحشت و اضطراب را در میان مردم امریکا گسترده اند.

همچنین با فروش کتاب، نوار ویدئو و وسایل نجات دوران جنگ آرماگدون، سودی یک میلیارد دلاری بدست آوردند. آنها تفسیر انجیل سایرس اسکوفیلد را با عنوان «انجیل آخرالزمان» تبلیغ می کنند و در سال 1999م. دایره المعارف پیشگویی های انجیل آخرالزمان را در سه جلد به چاپ رسانده اند. یکی از دانشمندان مسیحی امریکا نیز به نام تام ماک آیور در همین سال، کتاب شناسی توصیفی را درباره 3500 کتاب چاپ شده معطوف به حوادث آخرالزمان در جهان غرب، منشتر کرد. در امریکا، هشت حوزه علوم دینی بزرگ متعلق به پروتستانها فعالیت دارند،که مسائل مربوط به آغاز جنگ آرماگدون و حوادث آخرالزمان را به دانشجویان علوم دینی آموزش می دهند و به «مراکز آموزش دینی خواسته های مسیح» معروف هستند.(10)

سه. بنیادگرایان(11)

این افراد در اعتقاد خود متعصب هستند و تفکر بسیار نزدیکی به یهودیان صهیونیست دارند. فعالیت این گروه که آنان را مسیحیان صهیونیست می نامیم، پس از جنگ جهانی دوم گسترش یافت.(12)

2. بررسی منتقدانه آموزه منجی گرایی در جنبش صهونیسم مسیحی

آشنایی مفهومی با کلید واژه ها و مرور اجمالی آنها، ما را در بررسی منجی گرایی در صهیونیسم مسیحی و نقد آن با موعودگرایی ناب اسلامی، یاری خواهد کرد. چنانکه گفتیم، منظور ما از دکترین منجی گرایی در این فصل، آموزه ای دینی است که جلوه راهبردی و عملیاتی یافته است به همین دلیل ناگزیریم تا چشمی به حوزه باورها و چشمی دیگر به حوزه عملکرد داشته باشیم و هردو را با هم ببینیم. از آنجا که حوزه باورها از نظر رتبه، مقدم بر عمل است، ابتدا بحث خود را به این حوزه اختصاص می دهیم و در نهایت، به حوزه راهبردی آن خواهیم پرداخت.

االف) منجی گرایی در حوزه باور

شاید تنها وجه مثبت باور به منجی در جنبش صهیونیسم مسیحی را بتوان باورمندی هواداران آن به اصل آمدن منجی در پایان تاریخ دانست که حقیقت آن، اسطوره ای نیست، بلکه برگرفته از وحی و تعالیم انبیای الهی است. باوجود ایجابی بودن اصل باور به منجی، بحرانهای معنایی مهمی در نوع نگاه و تفسیر از این اصل در سامانه اعتقادی این جنبش وجود دارد که اکنون به آنها اشاره می شود.

یک. تفسیر فراواقعی(اسطوره ای)از منجی

نخستین ویژگی منجی گرایی صهیونیستم مسیحی که آن را از منجی گرایی های نابی چون مهدی گرایی اسلامی کاملا جدا می کند، نگاه اسطوره ای به منجی موعود یعنی مسیح است. نگاه اسطوره ای به عیسی که آن را تا مقام الوهیت بالا می برند و پسرخداوند می خوانند، نقطه اصلی بحران در سامانه اعتقادی صهیونیستهای مسیحی است که همواره برآن پای می فشارند. در قرآن کریم چنین می خوانیم:

وقالت الیهودعزیرابن الله وقالت النصاری المسیح ابن الله ذلک قولهم بافواههم یضاهون قول الذین کفروا من قبل قاتلهم الله انی یوفکون؛(13)«و یهود گفتند: عزیر، پسرخداست و نصارا گفتند: مسیح پسر خداست. این سخنی است[باطل] که با زبان می آورند و به گفتار کسانی که پیش از این کافر شده اند، شباهت دارد. خدا آنان را بکشد، چگونه از[حق] بازگردانده می شوند».

صهیونیسم مسیحی با اشاعه این نوع نگاه به منجی در بین مردم، به خوبی توانسته است عملیات های ضد مسیحی را در ظاهر، آماده سازی جامعه برای ظهور منجی بنمایاند.

در جبهه مقابل، منجی گرایی اسلامی نگاهی واقعی و حقیقی به منجی دارد و تلاش می کند تا از مسیر متقن آیات و روایاتی که منجی را توصیف کرده اند، خارج نشود. تواتر احادیث مهدوی در اسلام که از زبان رسول اعظم و ائمه معصومین به مثابه میراث مهدوی به مسلمانان رسیده، حافظ باور ناب مهدوی از هرگونه افراط و تفریط بوده است. مهدی موعود در روایات اسلامی از نظر اسم، خلقت و خلق و خوی پیامبر تشبیه شده است. خود پیامبر در قرآن، شخصی مثل دیگر انسانهاست و تنها نبوت و رسالت، وی را از دیگران ممتاز کرده است.(14)

در دیدگاه اسلامی که موعود ناب را در آن می توانیم دنبال کنیم، شخص پیامبر و ائمه دوازده گانه همگی انسانهایی هستند که خداوند، عصمت، علم لدنی، اتصال به وحی و برگزیدگی الهی را به آنان عطا کرده است. باوجود این، غلو در رابطه با این ذوات مقدسه در اسلام نکوهیده است در چشم انداز اسلامی، حضرت مهدی انسانی است معصوم از گناه، متصل به منبع علم الهی، حلقه ربط آسمان و زمین، مرجع آمد و شد فرشتگان الهی، امان زمین و زمان از بلا، منجی بشر از ظلم و بیداد و به
ارمغان آورنده عدالت و رأفت و هزاران وصف دیگر که در ادعیه ماثور، بویژه فرازهای بلند زیارت جامعه کبیره بازتاب یافته است.

دو. قوم برگزیده و نجات یافتگان پس از ظهور منجی


از دیگر عواملی که به تمایز صهیونیستهای مسیحی از دیگران در باور به منجی می انجامد، باورمندی ایشان به برگزیدگی الهی است. جنبش صهیونیسم مسیحی، خود را قوم برگزیده می داند و برای خویش تبار الهی ساخته است. در بخشی از تورات تحریف شده، همگام با این ادعای یهودیان، از قول خداوند چنین آمده است:«ارتداد ایشان [بنی اسرائیل] را شفا داده، ایشان را مجانا دوست خواهم داشت، زیرا خشم من از ایشان برگشته است».(15)

توجه به اوصاف یهودیان در تلمود آنگونه که در فصل نخست گذشت، ما را با عقاید اسطوره ای و بنیادین این قوم بیشتر آشنا می سازد. باور به الهی بودن روح یهود و شیطانی و حیوان بودن روح غیر یهود، دستیابی یهودیان به قدرت مطلقه، برتر بودن یهودی از فرشتگان، نزد خدا مستحق بودن غیر یهودی به مرگ، تشبیه غیریهودیان به سگ و خوک، حرمت نجات غیر یهودی از مرگ، وجوب قتل، غصب و دزدیدن مال غیر اسرائیلی بر اسرائیلیها،(16) همه از باورمندی صهیونیستهای مسیحی است.

آیه کریمه زیر ادعای تبار الهی یهودیان و مسیحیان را مطرح می کند:
وقالت الیهودو النصاری نحن ابناءالله واحباؤه قل فلم یعذبکم بذنوبکم بل انتم بشرممن خلق یغفر لمن یشاء و یعذب من یشاء و لله ملک السموات الارض و ما بینهما و الیه المصیر؛(17) «ویهودیان وترسایان گفتند: ما پسران خدا و دوستان او هستیم. بگو پس چرا شما را به [کیفر] گناهتان عذاب می کند.[نه] بلکه شما[هم] بشرید از جمله کسانی که آفریده است. هر که را بخواهد، می آمرزد و هرکه را بخواهد، عذاب می کند و فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه میان آن دوست، از آن خداست و بازگشت [همه] بسوی اوست».

وقتی آنان به پندار خود با خداوند رابطه خویشاوندی دارند، پس بهشت، ملک طلق آنهاست و دیگران را در آن جایی نیست. اگر احیانا کسانی هم از یهود و نصارا به دوزخ رفتند، تنها درنگی کوتاه در آن خواهند داشت و پس از آن در بهشت برین متنعم خواهند گشت. قرآن به نیکی از باورهای آنها پرده برمی دارد:

وقالوا لن یدخل الجنه الا من کان هوداً او نصاری تلک امانیهم قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین بلی من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربّه و لا خوف علیهم و لاهم یحزنون؛(18)

«آنها گفتند:«هیچ کس، جز یهود یا نصارا، هرگز داخل بهشت نخواهد شد». این آرزوی آنهاست. بگو: «اگر راست می گویید، دلیل خود را [بر این موضوع] بیاورید» آری، کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند[بنابراین، بهشت خدا در انحصار هیچ گروهی نیست]».

ذلک بانّهم قالوا لن تمسنّا النّار الا ایاماً معدودات و غرّهم فی دینهم ما کانوا یفترون؛(19) «این عمل آنها برای آن است که می گفتند: «آتش [دوزخ] جز چند روزی بما نمی رسد[و کیفر ما به دلیل امتیازی که بر اقوام دیگر داریم، بسیار محدود است]». این [دروغی که به خدا بسته بودند] آنها را در دینشان مغرور ساخت[و گرفتار انواع گناهان شدند]».

خدای متعال علت سرکشی و تخلف آنها را مبتنی بر عقیده باطلی می داند که به پندار ایشان، دلیل مصونیت در مقابل مجازات الهی تلقی میشود.

بنابرآنچه گذشت، برگزیدگی پیش از ظهور منجی، به پس از ظهور نیز گسترش یافته است و صهیونیستهای مسیحی به توهم خود در جبهه خیری هستند که به رهبری منجی، نیروهای شر را از بین می برند و مالک زمین خواهند گشت.

موعودگرایی ناب، دیدگاه متفاوتی به مقوله برگزیدگی دارد. در این نگرش فراتر از قوم و نژاد، برگزیده بودن به کسانی اعطا می شود که به وسیله عمل صالح به خداوند نزدیک شده باشند، نه با حسب و نسب.

در نگاه مهدوی، با کرامت ترین انسانها پرهیزکارترین آنها هستند(20)و همانها پس از ظهور منجی موعود نجات یافتگان خواهند بود. ایشان کسانی هستند که به منجی موعود ایمان آورده اند و او را امام واجب الطاعه خود می شمارند و دین او را برای خود برگزیده اند.

سه. بسترسازی برای ظهور منجی(انتظار)
جریان صهیونیست مسیحی و موعودگرایی های دیگر ادیان در این مورد اشتراک نظر دارند که ظهور منجی به مقدمات و زمینه هایی نیاز دارد. با این حال، در انتظار و آماده سازی بستر ظهور، تفاوتهایی بنیادین بین آنها وجود دارد. صهیونیسم مسیحی معتقد است پیش از ظهور مسیح، مراحلی چون گردهمایی یهودیان از سراسر جهان در فلسطین و در نهایت، تشکیل دولت اسرائیل، انهدام مسجد اقصی و صخره در بیت المقدس، بازسازی معبد سلیمان، شروع جنگ نهایی آرماگدون و تسریع در ظهور مسیح با فراهم کردن مقدمات جنگ نهایی مقدس(21) باید پیموده شود.

این موارد که برآیندآن، لزوم هر چه بیشتر برای ظهور منجی است، این جریان را کاملا از انگاره انتظار موعود حقیقی متمایز می کند.
موعودگرایی حقیقی- مهدی گرایی اسلامی- به معنای انتظار دولت کریمه و آرمان شهر عدالت محور در پایان دوران است و بسترسازی برای ظهور منجی مهدوی با مبارزه تمام عیار با هرگونه مظاهر ظلم و فساد و تبعیض در جهان تحقق می یابد.عقیده به مهدویت نه به معنای آماده شدن برای جنگ و کشتار، بلکه پاک سازی درون و نفس برای استقبال از انسان برگزیده الهی است که رسالتش پاک سازی جهان است. به حق باید گفت که در این چارچوب، منتظران مصلح، خود باید صالح باشند. برعکس دیدگاه صهیونیسم مسیحی، در مهدوی گرایی اسلامی هر قدر در راه برقراری عدالت و جلوگیری از ظلم و فساد موفق شدیم به همان اندازه بستر ظهور را فراهم کرده ایم و هر اندازه کژراهه رفتیم به همان اندازه فرج را به تأخیر انداخته ایم.

ب) منجی گرایی در حوزه عمل

آشنایی با سامانه اعتقادی جریان مسیح گرایی جنبش صهیونیسم مسیحی، ما را به درک بهتری از آثار مشهود از کاربست این باورها در حوزه عمل به سان راهبردی برای اداره جهان به سمت ظهور منجی دلخواه رهنمون می سازد. صهیونیستهای مسیحی چون خود را نژاد برتر می دانند و برای دیگران حق حیات و منزلت انسانی قایل نیستند، در انتظار منفی برای ظهور به سر می برند. از اینرو، تلاش می کنند با فساد هرچه بیشتر و اقدامات تخریبی علیه دیگران زمینه ظهور مسیح را فراهم سازند.

پی نوشت ها :

1- Doctrine.
2- رحیم کارگر، «نظرخواهی دکترین مهدویت»، انتظار موعود، سال پنجم، ش16، ص19.
3- غلامرضا بهروز لک، «درآمدی بر مسائل سیاسی دکترین مهدویت»، ص118.
4- اسماعیل شفیعی سروستانی، «موعودگرایی یا انگاره آخرالزمان»،(روی خط اینترنت)، گفتگویی درکنفرانس موعود ادیان(1382/11/24) به همت مرکز اسلامی انگلستان و مشارکت نزدیک مرکز گفتگوی ادیان انگلستان و نمایندگی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در شهر لندن، قابل دسترس در آدرس: www.muood.org.
5- ر.ک: شاه حسینی،«تصویر منجی در رسانه های غرب»، (روی خط اینترنت)، منتشر شده در تاریخ 18/10/1384، قابل دسترس در آدرس: www.rasad.ir.
6- ر.ک:«موعود در آیین بودا»،(روی خط اینترنت) منتشر شده در تاریخ 1385/4/5، قابل دسترس در آدرس: www.bfnews.ir.
7- Mainline Protestants.
8- محمدصالح مفتاح،«مسیحیت صهیونیستی»، همان.
9- Evangelicals.
10- حیدررضا ضابط، «نگاهی به پیوند پروتستان و صهیونیسم»، همان.
11- Funsamentalists.
12- محمدصالح مفتاح،«مسیحیت صهیونیستی»، همان.
13- توبه(9)، 30.
14- مضمون: کهف(18)،110؛ آل عمران(3)،144؛ احزاب(33)،40؛ فتح(48)،29.
15- عهدعتیق، سفریوشع نبی، باب چهاردهم، آیه 4.
16- محمدمهدی کریمی نیا، «ماهیت اعتقادی ودینی صهیونیسم»کتاب نقد، ش32، پاییز1383، ص74،75؛ همچنین (روی خط اینترنت)منتشر شده در تاریخ23/11/1384، قابل دسترس در آدرس: www.rasad.ir.
17- مائده(5)، 18.
18- بقره(2)، 111-112.
19- آل عمران(3)، 24.
20- مضمون حجرات(49)، 13.
21- برای مطالعه بیشتر، ر.ک: محمدعلی منصوریان،«صهیونیسم مسیحی و جهان اسلام»کتاب نقد، ش32، پاییز 1383.

منبع : بنیادهای سیاسی جنبش صهیونیسم مسیحی و انگاره موعود گرایی  /محسن قنبری آلانق /
ادامه دارد.....

 

فارس

نوشتن دیدگاه


اخبار برگزیده