امام هادی(ع) و شبکه پیچیده و دقیقِ وکالت

Posted in امام علي النقي علیه السلام

شبکه ی ارتباطی و مخفی وکالت، شیوه ای ابتکاری از سوی امام جواد و امام هادی(علیهما السلام) بود که جهت برقراری ارتباط منطقی و حساب شده با نمایندگان و کارگزاران خود در مناطق مختلف جامعه ی اسلامی [که تحت سلطه ی حاکمیت عباسیان بودند و تمامی رفتار و اعمال شیعیان زیر نظر و کنترل مأموران حکومت بود] تأسیس شد.

شعری که امام هادی(ع) نزد متوکل خواند

Posted in امام علي النقي علیه السلام

متوکل چون امام را دید، عظمت و هیبت امام او را فرا گرفت و بی اختیار حضرت را احترام کرد و در کنار خود نشاند و جام شرابی را که در دست داشت، به آن حضرت تعارف کرد! امام سوگند یاد کرد و گفت: گوشت و خون من با چنین چیزی آمیخته نشده است، مرا معاف دار! او دست برداشت و گفت: شعری بخوان!

کلام امام هادی درباره علم و قدرت حضرت ولی عصر(عج)

Posted in امام علي النقي علیه السلام

به گزارش«شیعه نیوز» ، طبق کلام نورانی امام دهم(ع) علم و قدرت حضرت ولی عصر (عج) که 72 حرف از اسم اعظم را دارا است قابل مقایسه با آصف بن برخیار نیست که تنها یک حرف را می‏دانست و توانست با آن به یک چشم به هم زدن تخت بلقیس را از سبا به شام بیاورد.

امام هادی(ع) هفت ساله بودند که به امامت رسیدند و 40 سال عمر کردند 13 سال در مدینه به ترویج تشیع پرداخت ولی دشمن او را به بغداد تبعید کرد. 20 سال در تبعید و شکنجه و اذیت به سر بردند.

ترویج تشیع علیرغم شکنجه‏های فراوان

امام هادی(ع) در زندان به عبادت مشغول بودند . دشمن با حفر قبری در زندان می‎خواست امام هادی (ع) را بترساند و بگوید شما را اعدام می‏کنیم و این قبر شماست. امام در این حال هم شاگردان خاص و شیعیان نابی تحویل جامعه دادند. از جمله آنان مادر متوکل، فرزندان او؛ معلم فرزندان متوکل و... که برخی از آنان مانند ابن سکیت، به راستی برای عالم تشیع مایه افتخار هستند.عبدالعظیم حسنی نیز از شاگرادان امام هادی است. او نزد امام هادی آمد و دینش را عرضه داشت و اعتقادات شیعه را بیان کرد و سپس ائمه طاهرین را یک یک اسم برد و گفت من به ایشان معتقدم که اولین آنها علی(ع) است تا رسید به امام هادی و گفت: دهمین آنها شما هستید و یازدهم پسر شما و دوازدهم مهدی(روحی فدا) است که پس از غیبت، ظهور می‎کند و به دست او پرچم اسلام روی کره زمین افراشته می‎شود.

دریای علم ائمه طاهرین در کلام امام دهم

نوفلی نقل می‎کند: از امام هادی شنیدم که فرمود: اسم اعظم خدا، هفتاد و سه حرف است یک حرف را (آصف بن برخیا) می‎دانست و توانست به یک چشم به هم زدن، تخت بلقیس را از سبا به شام آورد. آصف یک حرف از هفتاد و سه حرف اعظم را داشت که قرآن می‎گوید: یک قطره‏ای از دریای علم قرآن را داشت. امام هادی می‎فرماید: هفتاد و دو حرف آن پیش ماست و یک حرفش هم مختص به خداست. یعنی چهارده معصوم کنه ذات خدا را نمی‎دانند و معلوم است که علم آن مختص ذات خداست. اما غیر کنه ذات خدا علم همه چیز نزد چهارده معصوم است. 72 حرف اسم اعظم یعنی(علم ماکان و ما یکون و ما هو کائن)

ابزار امام زمان(ع) برای تسخیر و تصرف عالم

طبق کلام نورانی امام دهم علم و قدرت حضرت ولی عصر (عج) که 72 حرف از اسم اعظم را دارا است قابل مقایسه با آصف بن برخیار نیست و می‎توانند به یک شبانه روز عالم را با خرق عادت تصرف کند. آن حضرت جنگ اتمی و اسلحه‏ای نمی‎کند و کشت و کشتاری به راه نخواهند انداخت بلکه با تکیه بر علم قرآن خود و با ابزار فرهنگی دین اسلام که همان فرهنگ نبوت و ولایت است به یک شبانه روز دنیا را می‎گیرند و سپس در شش شبانه روز بر روی کره زمین مستقر شود.

درروایت آمده حضرت صاحب الامر سوار بر ابر می‎شوند و بالامی‎روند و جهان را آباد می‎کند.اگر کسی عُرضه و توانایی داشته باشد و به راستی انتظار فرج در او نهادینه باشد ولو بمیرد با علم و عنایت حضرت زنده خواهد شد و در رکاب ایشان قرار خواهد گرفت.
منبع:مهر

تبلور اندیشه‌های مهدوی در «زیارت جامعه کبیره» امام هادی(ع) + متن زیارت

Posted in امام علي النقي علیه السلام

  «زیارت جامعه کبیره» از جامع‏ترین متون زیارتی شیعه است که علاوه بر بیان اصل امامت، مسئله مهدویت مخصوصاً دوران ظهور حضرت مهدی(عج) در آن مورد اشاره قرار گرفته است.
خبرگزاری فارس: تبلور اندیشه‌های مهدوی در «زیارت جامعه کبیره» امام هادی(ع) + متن زیارت

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، «زیارت جامعه کبیره» از متقن‏ترین، صحیح‏ترین و جامع‏ترین متون زیارتی شیعه است، علاوه بر بیان اصل امامت، مسئله مهدویت مخصوصاً دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف و رهاورد حکومت او مورد اشاره قرا گرفته است.

فرازهایی از این زیارت شریف را که درباره امام زمان ارواحناه فداه است در پی می‌آید:

*بقیة اللّه

«السَّلَامُ عَلَی الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ... وَ بَقِیَّةِ اللَّهِ»

* خبر از غیبت امام زمان(عج)

در سخت‏ترین دورانی که اختناق همه جا را فرا گرفته بود و امامان معصوم علیهم‏السلام تحت نظر بودند و به شدت حرکات و گفتار آنها کنترل می‏شد، حضرت هادی علیه‏السلام از دعا و زیارت بیشترین استفاده را برد و مسائل مهم امامت را بیان کرد و مسئله غیبت امام زمان (عج) را گوشزد کرد تا شیعیان را برای چنین دوران سخت آماده سازد و فرمود: «مُوءْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلَانِیَتِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُم».

*انتظار ظهور دولت حق

از بهترین و برترین آرزوهایی که امامان ما به جامعه تلقین کرده و نوید تحقق آن را داده‏اند، ظهور حکومت عادلانه مهدوی است. تزریق و تلقین این آرزو، جامعه را با نشاط و فعال و سرزنده نگه می‏دارد و روح امید را در دل انسان‌ها می‏دمد، حضرت هادی علیه‏السلام نیز این آرزوی بلند را این گونه تلقین می‏کند: «مُنْتَظِرٌ لاَمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ»؛« منتظر امر شما و چشم به راه دولت شمایم».

*رجعت در زمان حضرت اباصالح‌المهدی(عج)

یکی از اعتقادات قطعی شیعه، اعتقاد به رجعت است، بر اساس این اعتقاد و بر مبنای روایات اهل‌بیت علیهم‏السلام در زمان حضرت ولی عصر ارواحناه فداه عده‏ای از انسان‌های خوب و بد به این دنیا باز خواهند گشت، لذا از جمله مسائلی که در جای جای «زیارت جامعه کبیره» به آن تصریح شده، بحث رجعت است؛ آن هم با عبارات قطعی و یقینی، در یک جا می‏فرماید: «مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ»؛ «مؤمن به آمدن شما و تصدیق کننده رجعت شما هستم».

*رهاورد ظهور

رهاورد حکومت مهدوی آرزوی تمام انبیا، صالحان و بلکه تمامی بشریت است و در روایات به صورت گسترده به آن پرداخته شده است، آنچه در اینجا اشاره می‏شود، مواردی است که در «زیارت جامعه کبیره» به آن پرداخته شده است:

- زنده شدن دین

گذشت زمان، غیبت امام زمان علیه‏السلام و وجود تحریف‏گران و بدعت‏گذاران در طول تاریخ، باعث تغییر چهره دین و دستورات دینی می‏شود، تا آنجا که دین به ظاهر مرده و کهنه شده به حساب می‏آید و دستورات آن به تعطیلی کشیده می‏شود؛ از اینرو با ظهور حضرت دستورات دین آن‏چنان که هست، بیان و اجرا می‏شود، «حَتّی یُحیِیَ اللّه‏ُ تَعالی دِینَهُ بِکُمْ»

-روشن شدن زمین

«وَاَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنُورِکُمْ»، این جمله از «زیارت جامعه کبیره»، اشاره‏ای لطیف به ظهور حضرت مهدی(عج) که با وجود نور آن حضرت، زمین نورانی خواهد شد و در واقع، اشاره دارد به آیه‏ای که می‏فرماید: «وَاَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنُورِ رَبِّها».

-فراگیر شدن عدالت

رهاورد دیگری که از ظهور امام زمان (عج) در «زیارت جامعه کبیره»  مورد توجه قرار گرفته است، عدالت فراگیر و جهانی است؛ عدالتی که تمام هستی و تمام جوانب و زوایای زندگی بشر را زیر بال می‏گیرد، «وَ یُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ»؛ تعبیر فوق اشاره به این دارد که خداوند با ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه‌الشریف آخرین و کامل‏ترین صحنه از عدالت خویش را آشکار می‏سازد و به مردم نشان خواهد داد.

در ادامه متن کامل «زیارت جامعه کبیره» می‌آید:

شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» و «عیون اخبار الرضا» از «موسى بن عبداللّه نخعى» روایت کرده که گفت:‏ خدمت حضرت هادى علیه‌السلام عرض کردم: «یابن رسول اللّه، مرا زیارتى با بلاغت تعلیم فرما که کامل باشد، تا اینکه هرگاه خواستم یکى از شما را زیارت کنم، آن را بخوانم». فرمود: «چون به درگاه حرم رسیدى، بیایست و شهادتین را بگو یعنى؛ اَشهَدُاَن لا اِلهَ اِلَّا اللّه وَحدَهُ لا شَریکَ لهُ  وَاَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ وَرَسُولُهُ، گواهى مى‏دهم که معبودى جز خدا نیست، یگانه و شریکى ندارد و گواهى که محمد بنده و فرستاده اوست.

در این هنگام‏ باید با حالت غسل باشى، چون داخل حرم شوى و قبر را ببینى بایست و سى مرتبه «اللّه اکبر» بگو، سپس اندکى با آرامش و وقار راه برو و در این راه رفتن، گام‌ها را نزدیک یک ‏دیگر گذار، آن‌گاه بایست و سى مرتبه «اللّه اکبر» بگو، پس نزدیک قبر مطهر برو و چهل مرتبه «اللّه اکبر» بگو تا صد تکبیر کامل شود ،پس بگو:

السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَمَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِکَةِ وَمَهْبِطَ الْوَحْیِ وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَخُزَّانَ الْعِلْمِ وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ وَأُصُولَ الْکَرَمِ وَقَادَةَ الْأُمَمِ وَأَوْلِیَاءَ النِّعَمِ وَعَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَدَعَائِمَ الْأَخْیَارِ وَسَاسَةَ الْعِبَادِ وَأَرْکَانَ الْبِلادِ وَأَبْوَابَ الْإِیمَانِ وَأُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَسُلالَةَ النَّبِیِّینَ وَصَفْوَةَ الْمُرْسَلِینَ وَعِتْرَةَ خِیَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى وَمَصَابِیحِ الدُّجَى وَأَعْلامِ التُّقَى وَذَوِی النُّهَى

سلام بر شما اى اهل بیت نبوّت و جایگاه رسالت و عرصه رفت‏ و آمد فرشتگان و مرکز فرود آمدن وحى‏ و معدن رحمت و خزانه‏داران بهشت و نهایت بردبارى و ریشه‏هاى کرم و رهبران امت‌ها و سرپرستان‏ نعمت‌ها و بنیادهاى نیکان و استوانه‏هاى خوبان و رهبران سیاسى بندگان و پایه‏هاى کشورها و درهاى‏ ایمان و امینان خداى رحمان و چکیده پیامبران و برگزیده رسولان و عترت بهترین گزیده پروردگار جهانیان‏ و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، سلام بر پیشوایان هدایت و چراغ‌هاى تاریکى و پرچم‌هاى پرهیزگارى و صاحبان‏ خرد

وَأُولِی الْحِجَى وَکَهْفِ الْوَرَى وَوَرَثَةِ الْأَنْبِیَاءِ وَالْمَثَلِ الْأَعْلَى وَالدَّعْوَةِ الْحُسْنَى وَحُجَجِ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَالْأُولَى وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَمَسَاکِنِ بَرَکَةِ اللَّهِ وَمَعَادِنِ حِکْمَةِ اللَّهِ وَحَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَحَمَلَةِ کِتَابِ اللَّهِ وَأَوْصِیَاءِ نَبِیِّ اللَّهِ وَذُرِّیَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ

و دارندگان خد زیرکى و پناه‌گاه مردمان و وارثان پیامبران و نمونه برتر و دعوت نیکوتر و حجت‌هاى خدا بر اهل دنیا و آخرت و این جهان و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، سلام بر جایگاه‌هاى‏ شناخت خدا و مسکن‌هاى برکت خدا و معدن‌هاى حکمت خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان کتاب‏ خدا و جانشینان پیامبر خدا و فرزندان رسول خدا(درود خدا بر او و خاندانش) و رحمت و برکات خدا بر آنان باد

السَّلامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَالْأَدِلاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَالْمُسْتَقِرِّینَ فِی أَمْرِ اللَّهِ وَالتَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ وَالْمُخْلِصِینَ فِی تَوْحِیدِ اللَّهِ وَالْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَنَهْیِهِ وَعِبَادِهِ الْمُکْرَمِینَ الَّذِینَ لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَالْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَالسَّادَةِ الْوُلاةِ وَالذَّادَةِ الْحُمَاةِ وَأَهْلِ الذِّکْرِ وَأُولِی الْأَمْرِ وَبَقِیَّةِ اللَّهِ وَخِیَرَتِهِ وَحِزْبِهِ وَعَیْبَةِ عِلْمِهِ

سلام بر دعوت‏کنندگان به سوى خدا و راهنمایان بر خشنودى خدا و استقرار یافتگان در امر خدا و کاملان‏ در محبت خدا و مخلصان در توحید خدا و آشکارکنندگان امر و نهى خدا و بندگان گرامى خدا آنان ‏که به گفتار بر خدا پیشى نمى‏گیرند و به دستورش عمل مى‏کنند و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، سلام بر پیشوایان‏ دعوت کننده و پیشروان هدایت کننده و سروران سرپرست و مدافعان حمایت کننده و اهل ذکر و صاحبان فرمان‏ و باقیمانده خدا و برگزیدگان او و گروه و صندوق دانش حق

وَحُجَّتِهِ وَصِرَاطِهِ وَنُورِهِ [وَبُرْهَانِهِ‏] وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ کَمَا شَهِدَ اللَّهُ لِنَفْسِهِ وَشَهِدَتْ لَهُ مَلائِکَتُهُ وَأُولُوا الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ وَرَسُولُهُ الْمُرْتَضَى أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ وَأَشْهَدُ أَنَّکُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِیُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُکَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِیعُونَ لِلَّهِ الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ

و حجّت و راه و نور و برهان خدا و رحمت و برکات خدا بر آنان باد، گواهى مى‏دهم که معبودى جز خدا نیست، یگانه است و براى او شریکى نیست، چنان‏که خدا براى خویش گواهى داده، فرشتگانش و دانشمندان از بندگانش براى او گواهى دادند، معبودى جز او نیست، عزیز و حکیم است و گواهى مى‏دهم که محمد بنده‏ برگزیده و فرستاده پسندیده اوست، او را به هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه آیین‌ها پیروزش گرداند، هر چند مشرکان‏ ناخوش دارند و گواهى مى‏دهم که شمایید پیشوایان راهنما، راه‏یافته، معصوم، مکرّم، مقرّب‏ پرهیزگار، راستگو، برگزیده، فرمانبردار خدا، قیام کننده به فرمانش، عمل کننده به خواسته‏اش

الْفَائِزُونَ بِکَرَامَتِهِ اصْطَفَاکُمْ بِعِلْمِهِ وَارْتَضَاکُمْ لِغَیْبِهِ وَاخْتَارَکُمْ لِسِرِّهِ وَاجْتَبَاکُمْ بِقُدْرَتِهِ وَأَعَزَّکُمْ بِهُدَاهُ وَخَصَّکُمْ بِبُرْهَانِهِ وَانْتَجَبَکُمْ لِنُورِهِ [بِنُورِهِ‏] وَأَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ وَرَضِیَکُمْ خُلَفَاءَ فِی أَرْضِهِ وَحُجَجا عَلَى بَرِیَّتِهِ وَأَنْصَارا لِدِینِهِ وَحَفَظَةً لِسِرِّهِ وَخَزَنَةً لِعِلْمِهِ وَمُسْتَوْدَعا لِحِکْمَتِهِ وَتَرَاجِمَةً لِوَحْیِهِ وَأَرْکَانا لِتَوْحِیدِهِ وَشُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَأَعْلاما لِعِبَادِهِ وَمَنَارا فِی بِلادِهِ وَأَدِلاءَ عَلَى صِرَاطِهِ عَصَمَکُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَآمَنَکُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَکُمْ مِنَ الدَّنَسِ

دست‏یافته به کرامتش، شما را با دانشش برگزید و براى غیبش پسندید و براى رازش انتخاب کرد و به قدرتش اختیار کرد و به هدایتش عزیز کرد و برهانش اختصاص داد و براى نورش برگزید و به روحش تأیید فرمود و شما را پسندید براى جانشینى در زمینش و دلایل محکمى بر مخلوقاتش و یاورانى براى دینش و نگهبانانى براى رازش و خزانه‏دارانى‏ براى دانشش و محل نگهدارى براى حکمتش و مفسران وحیش و پایه‏هاى یگانه‏پرستى‏اش و گواهانى بر خلقش‏ و پرچم‌هایى براى بندگانش و مراکز نورى در کشورهایش  راهنمایانى بر راهش، خدا شما را از لغزش‌ها حفظ کرد و از فتنه‏ها ایمن داشت و از آلودگى پاک کرد

وَأَذْهَبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَکُمْ تَطْهِیرا فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ وَأَکْبَرْتُمْ شَأْنَهُ وَمَجَّدْتُمْ کَرَمَهُ وَأَدَمْتُمْ [أَدْمَنْتُمْ‏] ذِکْرَهُ وَوَکَّدْتُمْ [ذَکَّرْتُمْ‏] مِیثَاقَهُ وَأَحْکَمْتُمْ عَقْدَ طَاعَتِهِ وَنَصَحْتُمْ لَهُ فِی السِّرِّ وَالْعَلانِیَةِ وَدَعَوْتُمْ إِلَى سَبِیلِهِ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَبَذَلْتُمْ أَنْفُسَکُمْ فِی مَرْضَاتِهِ وَصَبَرْتُمْ عَلَى مَا أَصَابَکُمْ فِی جَنْبِهِ [حُبِّهِ‏] وَأَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَجَاهَدْتُمْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّى أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ وَبَیَّنْتُمْ فَرَائِضَهُ وَأَقَمْتُمْ حُدُودَهُ وَنَشَرْتُمْ [وَفَسَّرْتُمْ‏] شَرَائِعَ أَحْکَامِهِ وَسَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ وَصِرْتُمْ فِی ذَلِکَ مِنْهُ إِلَى الرِّضَا وَسَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضَاءَ

و پلیدى را از شما ببرد و پاکتان کرد، پاک‏کردنى شایسته‏ پس شما هم عظیم شمردید، شوکتش را و بزرگ دانستید مقامش را و ستودید کرمش را و ادامه دادید ذکرش را و استوار کردید پیمانش را و محکم کردید گره طاعتش را و در نهان و آشکار براى او خیرخواهى کردید و مردم را با حکمت و پند نیکو به راه او دعوت کردید و جان خود را در خشنودى او نثار کردید و بر آنچه در کنار او به شما در رسید صبر کردید و نماز را بپا داشتید و زکات پرداختید و به معروف امر کردید و از منکر نهى کردید و جهاد فى اللّه‏ کردید، آن‏گونه که شایسته بود تا دعوتش را آشکار کردید و واجباتش را بیان فرمودید و حدودش را بر پا داشتید و قوانین احکامش‏ را پخش کردید و روش او را انجام دادید و در این امور از جانب خدا به مقام رضا در رسیدید و تسلیم قضاى او گشتید

وَصَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضَى فَالرَّاغِبُ عَنْکُمْ مَارِقٌ وَاللازِمُ لَکُمْ لاحِقٌ وَالْمُقَصِّرُ فِی حَقِّکُمْ زَاهِقٌ وَالْحَقُّ مَعَکُمْ وَفِیکُمْ وَمِنْکُمْ وَإِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ أَهْلُهُ وَمَعْدِنُهُ وَمِیرَاثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَکُمْ وَإِیَابُ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ وَحِسَابُهُمْ عَلَیْکُمْ وَفَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَکُمْ وَآیَاتُ اللَّهِ لَدَیْکُمْ وَعَزَائِمُهُ فِیکُمْ وَنُورُهُ وَبُرْهَانُهُ عِنْدَکُمْ وَأَمْرُهُ إِلَیْکُمْ مَنْ وَالاکُمْ فَقَدْ وَالَى اللَّهَ وَمَنْ عَادَاکُمْ فَقَدْ عَادَى اللَّهَ وَمَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ [وَمَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ‏] وَمَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ

و رسولان گذشته او را تصدیق کردید، پس روگردان از شما خارج از دین و ملازمتان ملحق شونده به شما و کوتاهى کننده در حقتان قرین نابودى است و حق همراه شما و در شما و از شما و به سوى شماست و شما اهل حق و سرچشمه آن هستید و میراث نبوت نزد شماست و بازگشت خلق به سوى شما و حسابشان با شماست و سخن جدا کننده حق از باطل‏ نزد شماست، آیات خدا پیش شما و تصیمات قطعى‏اش در شما و نور و برهانش نزد شماست و امر او متوجه شماست، آن‏ که شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته و هر که شما را دشمن داشت، خدا را دشمن داشته و هر که به شما محبت ورزید به خدا محبت ورزیده‏ و هر که با شما کینه‏توزى کرد، با خدا کینه‏ورزى کرده است و هر که به شما چنگ زد، به خدا چنگ زده است

أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ [السَّبِیلُ الْأَعْظَمُ‏] وَشُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ وَشُفَعَاءُ دَارِ الْبَقَاءِ وَالرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ وَالْآیَةُ الْمَخْزُونَةُ وَالْأَمَانَةُ الْمَحْفُوظَةُ وَالْبَابُ الْمُبْتَلَى بِهِ النَّاسُ مَنْ أَتَاکُمْ نَجَا وَمَنْ لَمْ یَأْتِکُمْ هَلَکَ إِلَى اللَّهِ تَدْعُونَ وَعَلَیْهِ تَدُلُّونَ وَبِهِ تُؤْمِنُونَ وَلَهُ تُسَلِّمُونَ وَ ِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ وَإِلَى سَبِیلِهِ تُرْشِدُونَ وَبِقَوْلِهِ تَحْکُمُونَ سَعِدَ مَنْ وَالاکُمْ وَهَلَکَ مَنْ عَادَاکُمْ وَخَابَ مَنْ جَحَدَکُمْ وَضَلَّ مَنْ فَارَقَکُمْ وَفَازَ مَنْ تَمَسَّکَ بِکُمْ وَأَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَیْکُمْ وَسَلِمَ مَنْ صَدَّقَکُمْ وَهُدِیَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ مَنِ اتَّبَعَکُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَمَنْ خَالَفَکُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ وَمَنْ جَحَدَکُمْ کَافِرٌ وَمَنْ حَارَبَکُمْ مُشْرِکٌ

شمایید راه راست‏تر و گواهان خانه فنا و شفیعان خانه بقا و رحمت پیوسته و نشانه انباشته‏ و امانت نگاه داشته و درگاه حقى که مردم به آن آزموده مى‏شوند، آن‌که به سوى شما آمد نجات یافت و هر که نیامد هلاک شد، شما مردم را به سوى خدا مى‏خوانید و به وجود او راهنمایى مى‏کنید و همواره در حال ایمان به او هستید و تسلیم او مى‏باشید و به فرمانش عمل مى‏کنید و به راهش ارشاد مى‏کنید و به گفته‏اش حکم مى‏کنید، هر که شما را دوست داشت،خوشبخت شد و هر که شما را دشمن داشت به هلاکت رسید و هر که شما را انکار کرد، زیانکار شد و هر که از شما جدایى‏ شد، گمراه گشت، هر که به شما تمسک جست، به رستگارى رسید و هر که به شما پناه آورد، ایمنى یافت، کسى‏که شما را تصدیق کرد، سالم ماند و هر که متمسک به شما شد هدایت یافت، کسى‏ که از شما پیروی کرد، بهشت جاى اوست و هر که با شما مخالفت ورزید، آتش جایگاه اوست، هر که منکر شما شد، کافر است و هر که با شما جنگید، مشرک است

وَمَنْ رَدَّ عَلَیْکُمْ فِی أَسْفَلِ دَرْکٍ مِنَ الْجَحِیمِ أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا سَابِقٌ لَکُمْ فِیمَا مَضَى وَجَارٍ لَکُمْ فِیمَا بَقِیَ وَأَنَّ أَرْوَاحَکُمْ وَنُورَکُمْ وَطِینَتَکُمْ وَاحِدَةٌ طَابَتْ وَطَهُرَتْ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ خَلَقَکُمُ اللَّهُ أَنْوَارا فَجَعَلَکُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِینَ حَتَّى مَنَّ عَلَیْنَا بِکُمْ فَجَعَلَکُمْ فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَجَعَلَ صَلاتَنَا [صَلَوَاتِنَا] عَلَیْکُمْ وَمَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طِیبا لِخَلْقِنَا [لِخُلُقِنَا] وَطَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَتَزْکِیَةً [بَرَکَةً] لَنَا وَکَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا فَکُنَّا عِنْدَهُ مُسَلِّمِینَ بِفَضْلِکُمْ وَمَعْرُوفِینَ بِتَصْدِیقِنَا إِیَّاکُمْ فَبَلَغَ اللَّهُ بِکُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ

و هر که شما را رد کرد، در پست‏ترین جایگاه از دوزخ است، گواهى مى‏دهم که این شأن و مقام در گذشته براى شما پیشى داشت‏ و برای‌تان در آینده زمان جارى است و همانا ارواح و نور و سرشت شما یکى است، پاکیزه و پاک شد، برخى از آن از برخى‏ دیگر است، خدا شما را نورهایى آفرید و گرداگرد عرش خود قرار داد تا با آوردشان به دنیا بر ما منت نهاد و قرارتان داد در خانه‏هایى‏ که اجازه داد رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود و درودهاى ما بر شما قرار داد و آنچه ما را از ولایت شما به آن‏ مخصوص داشت، مایه پاکى براى خلقت ما و طهارت براى جان ما و تزکیه براى وجود ما و کفاره گناهان ماست، پس ما در نزد خدا از تسلیم شدگان به فضل شما و شناخته‏شدگان به تصدیق جایگاه شما بودیم، خدا شما را به شریف‌ترین جایگاه گرامیان‏

وَأَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِینَ وَأَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِینَ حَیْثُ لا یَلْحَقُهُ لاحِقٌ وَلا یَفُوقُهُ فَائِقٌ وَلا یَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَلا یَطْمَعُ فِی إِدْرَاکِهِ طَامِعٌ حَتَّى لا یَبْقَى مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَلا صِدِّیقٌ وَلا شَهِیدٌ وَلا عَالِمٌ وَلا جَاهِلٌ وَلا دَنِیٌّ وَلا فَاضِلٌ وَلا مُؤْمِنٌ صَالِحٌ وَلا فَاجِرٌ طَالِحٌ وَلا جَبَّارٌ عَنِیدٌ وَلا شَیْطَانٌ مَرِیدٌ وَلا خَلْقٌ فِیمَا بَیْنَ ذَلِکَ شَهِیدٌ إِلا عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ أَمْرِکُمْ وَعِظَمَ خَطَرِکُمْ وَکِبَرَ شَأْنِکُمْ وَتَمَامَ نُورِکُمْ وَصِدْقَ مَقَاعِدِکُمْ وَثَبَاتَ مَقَامِکُمْ

و برترین منازل مقربان و رفیع‏ترین درجات فرستادگان برساند، چنان‏که از پى‏رسنده‏اى به آن نرسد و بالا رونده‏اى به آن راه نیابد و سبقت‏گیرنده‏اى از آن پیشى نجوید و طمع کننده‏اى در یافتن آن طمع نورزد، از آنچا که باقى نمى‏ماند ملک مقربى و نه پیامبر مرسلى و نه صدیقى و نه شهیدى و نه دانایى و نه نادانى و نه پستى و نه والایى و نه مؤمن‏ شایسته‏اى و نه فاجر بدکارى و نه گردنکش لجوجى و نه شیطان نافرمانى و نه خلق دیگرى که در این میان گواه باشد، مگر اینکه خدا بر آنان بشناساند، جلالت امر شما و عظمت مقام و بزرگى شأن و کامل بودن نور و درستى مسندها و ثابت بودن مقام

وَشَرَفَ مَحَلِّکُمْ وَمَنْزِلَتِکُمْ عِنْدَهُ وَکَرَامَتَکُمْ عَلَیْهِ وَخَاصَّتَکُمْ لَدَیْهِ وَقُرْبَ مَنْزِلَتِکُمْ مِنْهُ بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی وَأَهْلِی وَمَالِی وَأُسْرَتِی أُشْهِدُ اللَّهَ وَأُشْهِدُکُمْ أَنِّی مُؤْمِنٌ بِکُمْ وَبِمَا آمَنْتُمْ بِهِ کَافِرٌ بِعَدُوِّکُمْ وَبِمَا کَفَرْتُمْ بِهِ مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِکُمْ وَبِضَلالَةِ مَنْ خَالَفَکُمْ مُوَالٍ لَکُمْ وَلِأَوْلِیَائِکُمْ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِکُمْ وَمُعَادٍ لَهُمْ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ مُطِیعٌ لَکُمْ عَارِفٌ بِحَقِّکُمْ

و شرافت موقعیت و منزلت شما را نزد خویش و کرامت‌تان را بر او و خصوصیتى که نزد او دارید و نزدیکى مقامى که نسبت به او براى شماست، پدر و مادرم و اهل و مال و طایفه‏ام فداى شما، خدا و شما را گواه مى‏گیرم که من به شما و به آنچه شما ایمان آوردید باور دارم، نسبت به دشمن‌تان و آنچه را شما به آن کفر ورزیدید، کافرم، بینایم به مقام شما و به گمراهى آنکه‏ با شما مخالفت کرد، دوستدار شما و دوستان شمایم، خشمناک نسبت به دشمنان شما و دشمن آنانم، در صلحم با هر که با شما در صلح است‏ و در جنگم با هر که با شما جنگید، حق مى‏دانم آنچه را شما حق دانستید و باطل مى‏دانم آنچه را شما باطل دانستید، به فرمان شمایم، عارف به حقتان هستم

مُقِرٌّ بِفَضْلِکُمْ مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِکُمْ مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِکُمْ مُعْتَرِفٌ بِکُمْ مُؤْمِنٌ بِإِیَابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ آخِذٌ بِقَوْلِکُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِکُمْ مُسْتَجِیرٌ بِکُمْ زَائِرٌ لَکُمْ لائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِکُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِکُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِکُمْ إِلَیْهِ وَمُقَدِّمُکُمْ أَمَامَ طَلِبَتِی وَحَوَائِجِی وَإِرَادَتِی فِی کُلِّ أَحْوَالِی وَأُمُورِی مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَعَلانِیَتِکُمْ وَشَاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ وَأَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ وَمُفَوِّضٌ فِی ذَلِکَ کُلِّهِ إِلَیْکُمْ وَمُسَلِّمٌ فِیهِ مَعَکُمْ

برترى شما اقرار دارم، تحمل کننده دانش شمایم، پرده‏نشین پیمان و حرمت شما مى باشم، به شما معترفم، به بازگشتتان مؤمنم، رجعت‌تان را تصدیق دارم،‏ چشم به راه فرمان شمایم، در انتظار حکومت شما به سر مى‏برم، گیرینده گفته شما هستم، عمل کننده به فرمان شما مى‏باشم، پناهنده به شمایم، زائر شما هستم، ملتجى و پناهنده به قبر شمایم، خواهنده شفاعت به درگاه خداى عز و جل به وسیله شما مى‏باشم و به سوى او به سبب شما تقرب مى‏جویم و مقدم کننده شما پیش روزى‏ خواسته‏ام و حاجاتم و ارادتم در همه احوال و امورم، به نهان و آشکارتان و حاضر و غائبتان و اول و آخرتان ایمان دارم و در همه اینها واگذارنده کار به شمایم و در اینها به همراه شما تسلیم

وَقَلْبِی لَکُمْ مُسَلِّمٌ وَرَأْیِی لَکُمْ تَبَعٌ وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى یُحْیِیَ اللَّهُ تَعَالَى دِینَهُ بِکُمْ وَیَرُدَّکُمْ فِی أَیَّامِهِ وَیُظْهِرَکُمْ لِعَدْلِهِ وَیُمَکِّنَکُمْ فِی أَرْضِهِ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ غَیْرِکُمْ [عَدُوِّکُمْ‏] آمَنْتُ بِکُمْ وَتَوَلَّیْتُ آخِرَکُمْ بِمَا تَوَلَّیْتُ بِهِ أَوَّلَکُمْ وَبَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَالشَّیَاطِینِ وَحِزْبِهِمُ الظَّالِمِینَ لَکُمْ [وَ] الْجَاحِدِینَ لِحَقِّکُمْ وَالْمَارِقِینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَالْغَاصِبِینَ لِإِرْثِکُمْ [وَ] الشَّاکِّینَ فِیکُمْ [وَ] الْمُنْحَرِفِینَ عَنْکُمْ وَمِنْ کُلِّ وَلِیجَةٍ دُونَکُمْ وَکُلِّ مُطَاعٍ سِوَاکُمْ وَمِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِینَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ فَثَبَّتَنِیَ اللَّهُ أَبَدا مَا حَیِیتُ عَلَى مُوَالاتِکُمْ وَمَحَبَّتِکُمْ وَدِینِکُمْ وَ َفَّقَنِی لِطَاعَتِکُمْ وَرَزَقَنِی شَفَاعَتَکُمْ

دلم‏ تسلیم شماست، رأیم تابع شماست و یارى‏ام براى شما مهیاست، تا زمانى که خدا دینش را به وسیله شما زنده کند و شما را در ایامش بازگرداند و براى عدالتش آشکارتان کند و در زمینش پا بر جای‌تان فرماید، پس با شمایم با شما، نه با غیر شما به شما ایمان آوردم، آخرى شما را دوست دارم، همان‌طور که اولین شما را دوست داشتم،به سوى خدا از دشمنانتان بیزارى مى‏جویم و نیز بیزارى می‌جویم از جبت و طاغوت و شیاطین و گروه‌شان، آن ستم‏کنندگان به شما و منکران حقتان و خارج‏شدگان از ولایت‌تان و غصب‏کنندگان میراث‌تان و شک‏کنندگان در حقانیت‌تان و منحرف‏شوندگان از حضرت‌تان و از هر آنچه‏ به غیر شما وارد در دین شده و از دین نیست و از هر اطاعت شده‏اى جز شما و از رهبرانى که مردم را به آتش دوزخ مى‏خوانند، پس خدا همیشه پا بر جایم‏ بدارد تا که زنده‏ام بر مولات و محبت و دین شما و به اطاعت از شما موفقم فرماید و شفاعت شما را نصیبم کند

وَجَعَلَنِی مِنْ خِیَارِ مَوَالِیکُمْ التَّابِعِینَ لِمَا دَعَوْتُمْ إِلَیْهِ وَجَعَلَنِی مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثَارَکُمْ وَیَسْلُکُ سَبِیلَکُمْ وَیَهْتَدِی بِهُدَاکُمْ وَیُحْشَرُ فِی زُمْرَتِکُمْ وَیَکِرُّ فِی رَجْعَتِکُمْ وَیُمَلَّکُ فِی دَوْلَتِکُمْ وَیُشَرَّفُ فِی عَافِیَتِکُمْ وَیُمَکَّنُ فِی أَیَّامِکُمْ وَتَقَرُّ عَیْنُهُ غَدا بِرُؤْیَتِکُمْ بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی وَنَفْسِی وَأَهْلِی وَمَالِی مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ وَ َنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُمْ مَوَالِیَّ لا أُحْصِی ثَنَاءَکُمْ وَلا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ وَمِنَ الْوَصْفِ قَدْرَکُمْ وَأَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَهُدَاةُ الْأَبْرَارِ وَحُجَجُ الْجَبَّارِ بِکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِکُمْ یَخْتِمُ [اللَّهُ‏] وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ

و مرا از برگزیدگان دوستان قرار دهد و از پیروى‏کنندگان نسبت به آنچه شما به آن دعوت کردید و مرا از آنانى قرار دهد که از آثار شما متابعت مى‏کنند و به راه شما مى‏روند و به هدایت شما هدایت مى‏جویند و در گروه شما محشور مى‏شوند و در زمان رجعت‌تان دوباره به دنیا باز مى‏گردد و در دولت شما به‏ فرمانروایى مى‏رسند و در دوران سلامت کامل شما مفتخر می‌شوند و در روزگار شما اقتدار مى‏یابند و فردا چشم‌شان به دیدار شما روشن مى‏شود، پدر و مادر و جان و خانواده و مالم فداى شما، هر که آهنگ خدا کند، به وسیله شما آغاز مى‏کند و هر که او را به یکتایى پرستد، طریق توحیدش را از شما مى‏پذیرد و هر که قصد حق کند، به شما توجه مى‏کند، اى سرورانم، نمى‏توانم ثناى شما را شماره کنم و در امر مداح گفتن قدرت رسیدن به حقیقت شما را ندارم و در مقام وصف کردن، توانایى بیان منزلت شما در من نیست و حال آنکه شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجت‌هاى خداى جبارید، خدا با شما آغاز کرد و با شما ختم مى‏کند و به خاطر شما باران فرو مى‏ریزد

وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلا بِإِذْنِهِ وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَکْشِفُ الضُّرَّ وَعِنْدَکُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَهَبَطَتْ بِهِ مَلائِکَتُهُ وَإِلَى جَدِّکُمْ

و تنها براى شما آسمان را از این‌که بر زمین فرو افتد نگاه مى‏دارد، مگر با اجازه خودش و به وسیله شما اندوه را مى‏زداید و سختى را برطرف می‌کند و نزد شماست، آنچه را بر رسولانش نازل فرموده و فرشتگانش به زمین فرود آورده‏اند و به جانب جد شما

و اگر زیارت امیرمؤمنان علیه‌السلام‏ باشد، به جاى«والى جدّکم»، بگو: وَ إِلَى أَخِیکَ) بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِینُ آتَاکُمُ اللَّهُ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَدا مِنَ الْعَالَمِینَ طَأْطَأَ کُلُّ شَرِیفٍ لِشَرَفِکُمْ وَبَخَعَ کُلُّ مُتَکَبِّرٍ لِطَاعَتِکُمْ وَخَضَعَ کُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِکُمْ وَذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لَکُمْ وَ َشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِکُمْ وَفَازَ الْفَائِزُونَ بِوِلایَتِکُمْ بِکُمْ یُسْلَکُ إِلَى الرِّضْوَانِ وَعَلَى مَنْ جَحَدَ وِلایَتَکُمْ غَضَبُ الرَّحْمَنِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَنَفْسِی وَأَهْلِی وَمَالِی ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَأَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ وَأَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ وَأَرْوَاحُکُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَأَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَآثَارُکُمْ فِی الْآثَارِ وَقُبُورُکُمْ فِی الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ وَأَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَأَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَأَجَلَّ خَطَرَکُمْ وَأَوْفَى عَهْدَکُمْ [وَأَصْدَقَ وَعْدَکُمْ‏] کَلامُکُمْ نُورٌ وَأَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَوَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَى وَفِعْلُکُمُ الْخَیْرُ وَعَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ

و به سوى برادرت) روح امین برانگیخته شد، خدا آنچه به شما عنایت کرده‏ به احدى از جهانیان مرحمت نفرموده، هر شرافتمندى در برابر شما سر به زیر انداخته و هر متکبرى در مقابل طاعت شما گردن نهاده و هر جبارى نسبت‏ به برترى شما فروتن گشته است و هر چیزى براى شما خوار شده است و زمین به نورتان روشن گشت و رسیدگان به ولایت شما رستگار شدند با شما راه به سوى بهشت را مى‏توان پیمود، خشم حضرت رحمان است بر کسى‏ که منکر ولایت شما شد، پدر و مادر و جان و اهل‏ و مالم فداى شما باد، یاد شما در قلوب یادکنندگان و نام‌تان در نام‌ها و تن‌هایتان در تن‏ها و ارواح‌تان در ارواح و جان‌هایتان در جان‌ها و آثارتان در آثار و قبرهایتان در قبرهاست، چه‏ شیرین است نام‌هایتان و گرامى است جان‌هایتان و بزرگ است مقام‌تان و عظیم است مرتبه بلندتان و با وفاست پیمان‌تان و راست است‏ وعده‏تان، سخن شما نور و دستورتان راهنما و سفارش‌تان تقوا و کارتان خیر و روش‌تان‏ احسان

وَسَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ وَشَأْنُکُمُ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ وَالرِّفْقُ وَقَوْلُکُمْ حُکْمٌ وَحَتْمٌ وَرَأْیُکُمْ عِلْمٌ وَحِلْمٌ وَحَزْمٌ إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَأَصْلَهُ وَفَرْعَهُ وَمَعْدِنَهُ وَمَأْوَاهُ وَمُنْتَهَاهُ بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی وَنَفْسِی کَیْفَ أَصِفُ حُسْنَ ثَنَائِکُمْ وَأُحْصِی جَمِیلَ بَلائِکُمْ وَبِکُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَفَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْکُرُوبِ وَأَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَکَاتِ وَمِنَ النَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی وَنَفْسِی بِمُوَالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَأَصْلَحَ مَا کَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا وَبِمُوَالاتِکُمْ تَمَّتِ الْکَلِمَةُ وَعَظُمَتِ النِّعْمَةُ

و اخلاق و خوی‌تان بزرگوارى و کار و رفتارتان حق و راستى و مدارا و گفتارتان حکم و حتم و رأیتان‏ دانش و بردبارى و دوراندیشى است، اگر از خوبى یاد شود، آغاز و ریشه و شاخه و سرچشمه و جایگاه و نهایتش شمایید، پدر و مادر و جانم فداى شما، چگونه ثناى نیکوى شما را وصف کنم و آزمایش‌هاى زیباى شما را بشمارم، خدا ما را به وسیله شما از خوارى‏ در آورد و غم‌هاى غرق کننده را از ما زدود و ما را از پرتگاه هلاکت‌ها و آتش دوزخ رهانید، پدر و مادر و جانم فداى شما، خدا در پرتو دوستى شما، دستورات دین مان را به ما آموخت و از دنیای‌مان آنچه که فاسد شده بود، اصلاح کرد و به موالات شما دین کامل شد و نعمت عظمت یافت

وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ وَبِمُوَالاتِکُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ وَلَکُمُ الْمَوَدَّةُ الْوَاجِبَةُ وَالدَّرَجَاتُ الرَّفِیعَةُ وَالْمَقَامُ الْمَحْمُودُ وَالْمَکَانُ [وَالْمَقَامُ‏] الْمَعْلُومُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالْجَاهُ الْعَظِیمُ وَالشَّأْنُ الْکَبِیرُ وَالشَّفَاعَةُ الْمَقْبُولَةُ رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا

و جدایى به گردهمایى رسید و به مولات شما طاعت واجب شده‏ پذیرفته مى‏شود و براى شماست مودت واجب و درجات بلند و مقام پسندیده و جایگاه معلوم‏ نزد خداى عز وجل و شرف عظیم و رتبه کبیر و شفاعت پذیرفته، اى پروردگار ما به آن‏چه نازل فرمودى ایمان آوردیم و از پیامبر پیروى کردیم، پس ما را در شمار گواهان بنویس، اى پروردگار ما، دل‌هاى ما را پس از اینکه هدایت کردی‏ منحرف مکن و به ما از نزد خود رحمت ببخش، همانا تو بسیار بخشنده‏اى، منزه است پروردگار ما، که وعده پروردگار ما امرى انجام یافته است‏

یَا وَلِیَّ اللَّهِ إِنَّ بَیْنِی وَبَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ ذُنُوبا لا یَأْتِی عَلَیْهَا إِلا رِضَاکُمْ فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَکُمْ عَلَى سِرِّهِ وَاسْتَرْعَاکُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ وَقَرَنَ طَاعَتَکُمْ بِطَاعَتِهِ لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِی وَکُنْتُمْ شُفَعَائِی فَإِنِّی لَکُمْ مُطِیعٌ مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ عَصَاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَمَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَمَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی فَبِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَیْکَ أَسْأَلُکَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِی جُمْلَةِ الْعَارِفِینَ بِهِمْ وَ بِحَقِّهِمْ وَفِی زُمْرَةِ الْمَرْحُومِینَ بِشَفَاعَتِهِمْ إِنَّکَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ وَسَلَّمَ [تَسْلِیما] کَثِیرا وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ

اى ولى خدا به درستى که بین من و خداى عزوجل گناهانى است که آنها را جز رضایت شما پاک نمى‏کند، پس به حق خدایى‏ که شما را امین بر راز خود قرار داد و زیر نظر گرفتن، زندگى بندگانش را از شما خواست و طاعت خود را به طاعت شما مقرون کرد، هر آینه بخشش گناهانم را از خدا بخواهید و شفیعان من شوید که من فرمانبردار شمایم، کسى‏ که شما را اطاعت کرد، خدا را اطاعت کرده و هر که از شما نافرمانى کرد، خدا را نافرمانى‏ کرده است و هرکه شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته است، خدایا اگر من شفیعانى را به درگاه تو نزدیک‏تر از محمد و اهل بیتش، آن خوبان و پیشوایان و نیکان مى‏یافتم، آنها را شفیعان خود قرار مى‏دادم، پس به حقشان که براى آنان بر خود واجب کرده‏اى، مرا در گروه عارفان به آنها و آشناى به‏ حقشان و در شمار رحم‏شدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد کن، به درستى که تو مهربان‏ترین مهربانانى و درود خدا بر محمد و خاندان پاکش‏ و سلام خدا، سلامى بسیار، بر آنان باد و خدا ما را بس است و نیکو کارگشایى است.

صلوات ویژه بر امام هادی(ع)

Posted in امام علي النقي علیه السلام

در بخشی از صلواتی که از امام حسن عسکری(ع) درباره هر کدام از چهارده معصوم(ع) نقل شده، بر جایگاه امام علی‌النقی(ع) به عنوان جایگزین رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان و نوری برای هدایت مؤمنان یاد شده است.
به گزارش   مهر، امام هادی، حضرت علی بن محمد النقی و معروف به ابن الرضا(ع) خورشید نورافشانی بود که از سالهای 220ق تا سال 254 رسالت رهبری و هدایت امت بزرگ اسلامی را بر دوش داشت و حدود 34 سال ناخدای کشتی اسلام در میان امواج وحشتناک عصر عباسی بود.

معنی لغوی «نقی»

«نقی» در کتب لغت دو معنای «ارائه طریق » و «رساندن به مقصد و مطلوب» را در بردارد. شناخت راه، شناخت مقصد، شناخت امت و کاروانیان همراه، ایجاد انگیزه برای حرکت، دمیدن روح استقامت در رهروان، حفظ اتحاد و هماهنگی کاروان، حمایت و حفاظت از جان و مال و حقوق کاروانیان وظیفه دلیل و رهنمای کاروان و بخشی از مفهوم «نقی» در فرهنگ اسلامی است.

پس از شهادت امام نهم(ع)، فرزند ایشان، امام علی‌النّقی(ع)، در حالی که حدود 7 سال داشتند، میراث امامت تشیّع را در اختیار گرفتند. معتصم به گمان خود که می توان با در اختیار گرفتن امر آموزش فرزند امام جواد(ع) وی را از مسیر فکری پدرانش به انحراف کشید، عالمی به نام «جنیدی» را که در دشمنی نسبت به اهل بیت پیامبر(ص) سابقه ای سیاه داشت، به امر تعلیم آن حضرت در مدینه گمارد.

جنیدی از مشاهده این که شاگرد خردسالش نه تنها حافظ قرآن است بلکه در کلیۀ علوم سرآمد روزگار است دچار بهت و حیرت فراوان گشته و به یکی از نزدیکانش گفت: «مردم می پندارند که من معلم علی بن محمد هستم، حال آن که من برای دانش آموزی نزد وی می روم». و سرانجام از نفَس قدسی امام(ع)، این عالمِ دشمن اهل بیت پیامبر(ص) در زمرۀ شیعیان و یاران آن حضرت در آمد.
امام هادی که از 7 سالگی رسالت بزرگ رهبری امت را بر دوش گرفته است، از همان آغاز به بهانه تربیت و آموزش در خانه ای در «صریا» اطراف مدینه تا حدود 13 سالگی تحت نظر قرار می گیرد و سپس در تبعید گاه سامرا 20 سال پرچم نورانی امامت را برافراشته نگه می دارد.

عصر امام نقی(ع) عصر دشواری است که نمرود ردای ابراهیم(ع) بر تن دارد و فرعون عصای موسی به دست گرفته است. عباسیان به بهانه وابستگی به پیامبر(ص) بر کرسی خلافت نشسته اند و حکومت و دولت ابزاری برای بهره کشی از مردم و غارت «جان» و «مال» و «نوامیس» محرومان شده است. متوکل کاخهای متعدد می سازد و میگساری و فسق و فجور و رقص و موزیک بر کاخ ها و درباریان حاکم است و فقر و شمشیر و توهین و تحقیر بر توده های مردم و بالاترین فشار ها و زندان و تبعید و فرار و اعدام و تعقیب علویان و فرزندان فاطمه(س) را تهدید می کند.

فراخواندن امام هادی(ع) به سامرا

یحیی بن هرثمه به دستور متوکل برای بردن امام(ع) به سامرّا آمد. سامرّا شهری جدیدالتأسیس در نزدیکی بغداد بود که برای زندگی نظامیان ترک ساخته شده بود. این شهر در واقع یک دژ نظامی بود و ارکان دولت نیز در آن قرار داشت. نظامیان ترک از زمان معتصم که مادرش ترک نژاد بود، وارد لشگر شده و از آن پس مدارج ترقی را پیموده و روز به روز بر نفوذشان در دستگاه حکومت افزوده گشته بود. وزیران ایرانی مأمون کم کم جای خود را به سرداران ترک معتصم سپردند. نفوذ ایشان در دستگاه حکومت به جایی رسید که در دورۀ زوال سلسلۀ عباسی، آنان خلیفه ای را کشته و خلیفه ای را بر جایش نصب می کردند.

از آن روی که امام به سبب عبادت بسیار و گره گشایی از امور مردم، مورد علاقۀ بسیار آنان بود، مردم با دین مأموران حکومتی در مدینه که در جستجوی امام(ع) بودند، صدا به گریه و زاری بلند نموده و راه را بر مأموران بستند. ابن هرثمه به مردم اطمینان داد که در پی آزار امام(ع) نیست.

طعنه دشمنان اهل بیت بر امام علی(ع) و تحقق روایتی از امیر مؤمنان(ع)
سرانجام امام(ع) به همراه فرزند خردسالشان «حسن» و نزدیکان، همراه با سیصد تن از مأموران حکومتی به سوی عراق روانه گشتند. با آن که فصل تابستان بود، امام(ع) دستور داده بودند تا برای خود و همراهانشان لباسهای ضخیم پشمی تهیه گردد که این امر موجب شده بود تا از سوی مأموران حکومتی مورد طعن قرار گیرند. در میان راه، مأموران به یاد سخنی از امیرالمؤمنین(ع) می افتند که می فرماید: "هیچ قطعه ای از زمین نیست مگر که قبری است یا قبری خواهد شد"و برای طعن شیعیان گفتند: "بدین بیابان بنگرید، کیست که در این بیابان وسیع بمیرد تا قبرش در آن قرار گیرد»".

پس از چند روز طی طریق، به ناگاه ابری سیاه در افق پدیدار گشته و به سرعت آسمان را در بر گرفت. امام(ع) و همراهان لباسهای پشمی را بر تن کردند. دیری نگذشت که سرمای شدید و رعد و برق ظاهر شده و تگرگ های درشتی چون سنگ شروع به باریدن کرد. این طوفان شدید منجر به مرگ چندین تن از مأموران گردید. یحیی بن هرثمه با دیدن این کرامت امام(ع) نزد ایشان رفت، و امام(ع) خطاب به وی فرمود:«افراد خود را به خاک بسپار، خداوند این گونه زمین را پر از قبر می سازد».هرثمه شهادتین را نزد امام(ع) تکرار کرده و به حقانیت امامان اهل بیت نبیّ اقرار نمود.

پس از رسیدن کاروان حامل امام(ع) به سامرّا، متوکل عباسی که چون اسلاف خویش به این فکر افتاده بود تا بخت خود را در تلاش برای شکست علمی امام شیعیان بیازماید، ایشان را با علمای درباری گرد آورد، اما امام هادی(ع) نیز چون پدران خویش، علمای عباسی را در مباحثه مغلوب نمودند.

ماجرای برکة السباع و کرنش درندگان در برابر امام هادی(ع)

در زمان اقامت امام(ع) در سامرّا، زنی به قصد سودجویی مدعی گردید که زینب کبری دختر علی(ع) و فاطمۀ زهرا(س)است که خداوند او را به مدت دو قرن زنده نگه داشته است! وی را نزد متوکل بردند و او به آن زن گفت: تو ادعای عجیبی می کنی، و چگونه است که پس از این مدت دراز هنوز جوان هستی؟ زن می گوید: پیامبر خدا دست بر سر من کشید و دعا کرد که خداوند در هر چهل سال جوانی مرا تجدید نماید! متوکل پرسید: تو از آن زمان تا کنون کجا بوده ای و چه می کرده ای؟ زن پاسخ داد: سالها مخفیانه زندگی کرده ام، اما اکنون فقر و بیچارگی باعث شده است تا خود را به مردم معرفی کنم.

متوکل که ادعای این زن را در جهت تضعیف تشیّع، برای حکومتش سودمند می دید گفت: این زن را آزاد بگذارید. از عباس بیزار باشم اگر بدون حجّت قاطع وی را مجازات کنم. یکی از حاضران گفت: ای خلیفه، ابوالحسن را فرا خوانید. شاید حجتی نزد او باشد که نزد ما نیست. متوکل با خود اندیشد شاید حضور امام(ع) در بحث بر سر ادعای این زن، به تضعیف جایگاه ایشان منجر شود، بنابر این پذیرفت.

امام(ع) پس از حضور در کاخ متوکل و شنیدن اظهارات آن زن، فرمود: "او دروغ می گوید، زینب کبری در ماه رجب سال 65 هجری از دنیا رفته اس".متوکل گفت: عده ای از علمای حاضر در این مجلس نیز همین نظر شما را اعلام کردند، ولی من سوگند یاد کرده ام که بدون دلیل قاطعی که خود این زن هم آن را پذیرا باشد، وی را مجازات نکنم.

امام(ع) فرمود: "ولی نزد من دلیلی هست که تو و این زن و دیگران را وادار به تسلیم خواهد نمود". متوکل گفت: دلیلتان را ارائه کنید. امام(ع) پاسخ داد: " گوشت فرزندان فاطمه(س) بر درندگان حرام است. او را وارد باغ وحش خویش کن. اگر فرزند فاطمه باشد، آسیبی نخواهد دید." در این حال آن زن فریاد زد: این مرد می خواهد مرا بکشد! اطرافیان متوکل نیز که دشمن امام هادی(ع) بودند، گفتند: چرا ابوالحسن به این زن رحم نمی کند، اگر راست می گوید خود وارد گودال درندگان گرسنه شود.

متوکل که می اندیشد که فرصتی فراهم شده است تا احتمالاً امام(ع) بدون هزینه و برای همیشه از صحنه حذف شود، به امام(ع) می گوید: آیا ابوالحسن خود جرأت انجام چنین کاری را دارد؟ با اظهار آمادگی امام(ع) همگان به سوی گودال حیوانات به راه افتادند و امام(ع) در میان هیجان حاضران از نردبان پائین رفت درحالی که چند شیر گرسنه در پای نردبان تجمع کرده و می غرّیدند. چون امام(ع) به پایین رسید، در میان بهت و حیرت حاضران، شیرها دور امام(ع) را گرفته و صورت بر پاهای امام(ع) می مالیدند.

امام(ع) دست بر سر آنها کشیده و با ایشان کلماتی زمزمه نمود. پس از مشاهدۀ این حال، متوکل از امام(ع) عذرخواهی کرده و سپس با خشم رو به سوی زن کرده و گفت: اکنون نوبت توست، از نردبان پایین برو! زن با وحشت و التماس می گوید: شما را به خدا دست از من بدارید. دروغ گفتم که زینب فرزند فاطمه ام. بر اثر فقر و بیچارگی چنین ادعایی کردم... برخی از مورخین نوشته اند که این زن مورد شفاعت یکی از نزدیکان متوکل قرار گرفت و نجات یافت، اما برخی نیز نوشته اند که وی در گودال درندگان افکنده و کشته شد.

(برکة السباع) یعنی برکه درندگان و نام محلی بود که مرکز درندگان از قبیل شیر و پلنگ بود و امام بزرگوار را در آن محل خطرناک قرار دادند ولی به امر خداوند متعال درندگان برگرد آن حضرت حلقه زدند و زیانی به آن امام بزرگوار نرساندند.

صلوات ویژه بر امام علی النقی(ع)

در صلواتی که از امام حسن عسکری(ع) درباره هر کدام از چهارده معصوم نقل شده درباره امام علی النقی(ع) چنین آمده است: اللّهُمَّ صَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَصِیِّ الْأَوْصِیآءِ، وَاِمامِ الْأَتْقِیآءِ،وَخَلَفِ اَئِمَّةِ الدّینِ، وَالْحُجَّةِ عَلَی الْخَلائِقِ اَجْمَعینَ، اَللّهُمَّ کَماجَعَلْتَهُ نوُراً یَسْتَضیی ُ بِهِ الْمُؤْمِنوُنَ فَبَشَّرَ بِالْجَزیلِ مِنْ ثَوابِکَ، وَاَنْذَرَ بِالْأَلیمِ مِنْ عِقابِکَ، وَحَذَّرَ بَاْسَکَ، وَذَکَّرَ بِآیاتِکَ، وَاَحَلَّ حَلالَکَ، وَحَرَّمَ حَرامَکَ، وَبَیَّنَ شَرایِعَکَ وَفَرایِضَکَ، وَحَضَّ عَلی عِبادَتِکَ، وَاَمَرَ بِطاعَتِکَ، وَنَهی عَنْ مَعْصِیَتِکَ، فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّیْتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اَوْلِیآئِکَ، وَذُرِّیَّةِ اَنْبِیآئِکَ، یا اِلهَ الْعالَمینَ.

بارالها! بر علی بن محمد (امام نقی) درود فرست.او که جانشین اوصیای پیامبر(ص) و پیشوای پارسایان است. و جایگزین رهبران دین و حجت بر تمام آفریدگان. بارالها! همانگونه که او را نوری قرار دادی تا مؤمنان از او فروغ بگیرند. او به پاداش بزرگ تو بشارت داد و از کیفر تو مردم را بر حذر داشت و آیات تو را یادآور گردید، حلال تو را حلال دانست و حرام تو را حرام شمرد. آئین تو و واجبات تو را روشن کرد و مردم را به عبادت تو برانگیخت. و به طاعت تو فرمان داد و از معصیت تو بازداشت. خدایا! بر او درود فرست برترین درودی که بر هر کدام از اولیای خودت و ذرّیه پیامبرانت می فرستی ای معبود جهانیان».

«امام هادی(ع)» و «امام عسکری (ع)»، زمینه‌سازان غیبت

Posted in امام علي النقي علیه السلام

آیت‌الله دستغیب معتقد است؛ چه بسا یکی از دلایل این تمرکز توهین از این جهت است که امام هادی(ع) یک مقدار نسبت به سایر ائمه ناشناخته‌تر باشند. در جوامع اسلامی و حتی شیعی هم آن‌چنان که باید شناسانده نشده‌اند.
گروه تاریخ برهان؛ اهانت به دین مبین اسلام و پیامبر عظیم‌‌الشان آن در مطبوعات اروپا تا سوزاندن قرآن توسط کشیش ملعون آمریکایی و اینک اهانت به ساحت مقدس امام هادی (ع) -که از چندی پیش آغاز گردیده- نمونه‌‌هایی از تهاجمات به اسلام در سال‌‌های اخیر است که مقدسات مسلمانان و خاصه شیعیان را هدف گرفته است. افزایش رو به رشد این هجمه‏‌ها لزوم بیداری شیعیان به خصوص علما و مراجع اسلام را در خصوص مبارزه‌ی جدی با این اهانت‏‌‏ها بیش‌از پیش روشن می‏‌نماید. در این رابطه با «آیت الله دستغیب» به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.
آیت الله «سیدعلی‌اصغر دستغیب» از علمای بزرگ فارس و نماینده مردم این استان در مجلس خبرگان رهبری هستند. ایشان در زمان مبارزات علیه رژیم پهلوی از پیشگامان نهضت در استان فارس بودند. همچنین پس از انقلاب با وجود سن پایین نسبت به سایر علما، از ابتدا در مجلس خبرگان رهبری حضور داشتند. همچنین ایشان ریاست حوزه‌ی علمیه رضویه شیراز را عهده دار می‌باشند.
با توجه به این‌که ذوات مقدسه‌ی ما چهارده تن هستند و همگی برای مؤمنین و مسلمین از شأن و جایگاه‌بالایی برخوردار هستند که انکار نشدنی‌ است، چرا هجمه‌ها در این یک سال اخیر و مشخصاً در این سه ماه و علی الخصوص این توهین اخیر، همه به سمت امام هادی علیه‌السلام متمرکز شد؟

بی‌تردید کسانی که نسبت به ذوات مقدسه‌ی پیامبر اکرم، ائمه‌ی طاهرین و فاطمه‌ی زهرا سلام‌ الله ‌علیهم اجمعین اهانت می‌کنند، حکم ناصبی را دارند که ما می‌دانیم ناصبی‌ها وضعیت‌شان وضعیت خارج از دین و خارج از اسلام است. حالا اگر احیاناً داعیه‌ی اسلام را هم داشتند، بعد که یک چنین چیزی از آن‌ها صادر شد آن‌ها حکم ارتداد دارند و ما در روایت هم داریم که ناصبین از مشرک بدتر هستند، یعنی بدنش هم نجس است.
این از لحاظ حکم کلی و اما برنامه‌هایی که الان دنبال می‌شود یک برنامه‌هایی است که در امتداد سیاست‌های شیطانی آمریکا و صهیونیسم است، یعنی منظور آن‌ها این است که بنیان و اساس ایمان، هویت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم را به نوعی بتوانند تخریب و ویران کنند. شما ببینید وقتی که حرم مطهر آن حضرات،‌ یعنی حضرت امام هادی و حضرت امام عسگری (ع) را به آن وضعی که چند سال قبل مشاهده شد، بمب‌گذاری و تخریب می‌کنند، این خصومت و دشمنی آن‌ها نسبت به چه چیزی است؟
بی‌تردید از آن جهت است که این بقاع متبرکه و این آثار، مربوط به انسان‌های کامل و اسوه‌ها و الگوهای حقیقت انسانی و عدالت در جامعه‌ی بشری است، خب این‌ها با این خصومت دارند. طبیعی است که آن‌ها توهین و هتک را روا می‌دارند و بی‌تردید چنین افرادی مهدور ‌الدم هستند.

سوال دقیقا اینجاست که چرا هجمه‌ها بر امام هادی علیه‌السلام متمرکز شده است؟

البته کلهم نور واحد، این را می‌دانید که تمام ائمه‌ی اطهار علیهم ‌الصلاه و السلام این‌ها نور واحد هستند و هیچ فرقی به لحاظ مقام، منزلت، ایده و اهداف بین آن‌ها نیست، همه یکی هستند. حالا هر کدام در عصر خودشان به نوعی تکلیفی داشتند و به تکلیف عمل می‌کردند و قطعاً اوصاف برخی  از آن‌ها ظهور و بروز بیشتری داشته است.
امام هادی علیه ‌الصلاه‌ و ‌السلام در شرایطی بسیار دشوار و سخت هستند و تحت حاکمیت بدترین عناصر خاندان ظالم و ستمگر بنی‌عباس. چه بسا یکی از دلایل این تمرکز توهین از این جهت باشد که امام هادی علیه السلام یک مقدار نسبت به سایر ائمه شاید ناشناخته‌تر باشند. در جوامع اسلامی و حتی شیعی هم آن چنان که باید شناسانده نشده‌اند. البته معتقدات شیعی همان طور که عرض کردم از لحاظ کلی این است که همه‌ی ائمه نور واحد هستند،‌ یعنی امام هادی علیه‌السلام همان مقام و منزلت و مرتبتی را دارند که آبا و اجداد طاهرین‌ ایشان داشتند.

از لابه‌لای صحبت شما یک سوال برای ما پیش می‌آید که نکته‌ی خیلی ظریفی است. چرا در جوامع اسلامی و علی‌الخصوص شیعی، نسبت به شناخت از معارف دو امام نهایی ما قبل از امام زمان علیه ‌السلام و اهمیت ایشان کمتر کار شده است، خب طبیعتاً جامعه‌ی کبیره را ما از وجود مقدس امام هادی علیه ‌السلام داریم، چرا با این وجود شناخت‌ ما نسبت به ایشان کم است؟

البته کار شده است و این‌گونه نیست که کار نشده باشد، تاریخ زندگی هر دو بزرگوار، چه امام دهم و چه امام یازدهم علیهم السلام فضائل و مناقب آنها، کلمات و سخنان آن‌ها جمع‌آوری شده است و در کتب تاریخ و حدیث ما هست...

بله، اما در منابر کمتر گفته می‌شود!

بله، این ضرورتی است که باید روی این مسئله کار بشود، خصوصاً که در واقع از عصر امام هادی و بعد هم امام حسن عسگری علیهم ‌السلام طلیعه‌ی وجود مبارک حضرت ولی‌عصر ارواحنا ‌له ‌الفداه هست و می‌دانیم که این دو بزرگوار آن‌هم در شرایط بسیار سخت تقیه، زمینه را عملاً برای غیبت فرزندشان حضرت مهدی عجل ‌الله تعالی فرجه الشریف فراهم می‌آوردند. یعنی در یک شرایطی که حقیقتاً شاید یکی از علل این‌که بعضی از زوایای زندگانی این بزرگواران هم آن چنان باز نشده، همین باشد که شرایط بسیار شرایط سختی بوده است و بخش عمده‌ای از زندگی این بزرگواران در زندان‌ها و در محدوده‌ی پادگان‌های نظامی دشمنان گذشته است. در هر حال البته وظایف و تکالیف مبلغین و مروجین خصوصاً پیروان مکتب اهل بیت علیهم‌ السلام این است که این کار و رسالت را انجام بدهند.

با توجه به این‌که این توهین شده است، جامعه‌ی شیعه اعم از علما و مردم، هر کدام چه وظیفه‌ای داریم؟

البته اصل موضوع این‌که شناخت دشمن و مسئله‌ی تولی و تبری به موازات هم باید باشد، یعنی به همان اندازه که از حضرات ائمه‌ی طاهرین علیهم‌ الصلاه و السلام باید معرفت و شناخت داشته باشیم، نسبت به دشمن‌شناسی هم باید به تعبیری آگاهی و بصیرت داشته باشیم و همان‌طور که نسبت به این بزرگواران تولی داریم و آنها را اولیاء خدا و اولیاء خودمان می‌دانیم،‌ از آن‌سو هم باید نسبت به دشمنان آن‌ها تبری و حس بیزاری جستن داشته باشیم و دستورات آن‌ها را باید به عنوان برنامه‌های زندگی خودمان در همه‌ی ابعاد پیاده کنیم و به همان اندازه که دوستی و علاقه و عشق نسبت به این بزرگواران داریم، نسبت به دشمنان‌شان هم باید ابراز و اظهار عداوت و دشمنی داشته باشیم.

جهت حسن ختام بحث اگر راجع به فضیلت و اهمیت زیارت جامعه‌ی کبیره که بسیاری از علمای ما از آن به عنوان مرام‌نامه‌ی شیعه یاد می‌کنند برای ما صحبتی بفرمایید ممنون می‌شویم.

در حقیقت می‌دانیم که این زیارت یک دوره‌ی معارف ائمه‌ی طاهرین علیهم ‌الصلاه و السلام است، یعنی معرفت امام از این مجموعه به خوبی به دست می‌آید و که در روایت داریم که «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه» در حقیقت اگر این معرفت حاصل نباشد نسبت به امام زمان و نسبت به هر امامی در عصر خودش، طبعاً انسان به مرگ عصر جاهلیت از دنیا رفته است.
یکی از ثمرات این زیارت در حقیقت بخشی از معرفت امام و شناخت نسبت به امام است. همان چیزی که ما در دعا هم می‌گوییم که «اللهم عرفنی حجتک، فإنک إن لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی» خدایا به من بشناسان حجتت را و اگر من حجت تو را نشناسم گمراه به دین خودم هستم، این بدین معناست که هر کسی به حد توان و استعداد و ظرفیتش باید از این دریای معارف الهیه که مربوط به معرفت امام است بهره بگیرد و استفاده کند و خوب این بزرگواران را بشناسد و در تأسی نسبت به آن‌ها عاملانه و آگاهانه ثبات و پایداری داشته باشد.
نهایتاً این‌که بعضی‌ها که این دعا را می‌خوانند و ترجمه‌ی صحیح آن را هم توجه می‌کنند، اگر جایی از این زیارت برایشان مورد سؤال است حتماً از علما، دانشمندان و بزرگان سؤال کنند. کسانی که اهل مطالعه هستند شرح‌هایی بر زیارت جامعه نوشتند، آن‌ها را هم مطالعه کنند و ان‌شاءالله در این مسئله غفلت نورزند. مردم باید آگاهی و اطلاع بیشتری پیدا کنند. در زندگی خودشان هم طبیعتاً تأثیر خواهد گذاشت، چون اوصاف و بزرگی‌های اسوه‌ها و الگوهای ماست. هر فرد شیعه در حقیقت حتماً باید در تأسی نسبت به آن بزرگواران توجه داشته باشد.

نهایتا اگر نکته‌ای باقی مانده است در خدمت شما هستیم.
در شرایط کنونی که الحمد لله از ولایت حقه‌ی الهیه برخوردار هستیم (چه در زمان حضرت امام خمینی رحمه الله علیه و چه در زمان مقام معظم رهبری،) و ایشان را به عنوان نواب عام امام زمان علیه‌ السلام می‌دانیم. در حقیقت این بزرگواران نموداری از آن ذوات مقدسه به عنوان حاکم جامعه‌ی اسلامی هستند. الحمد لله شرایط بسیار فراهم است که ما آشنایی بیشتر نسبت به مکتب اهل بیت علیهم السلام پیدا کنیم. در این جهت رسانه‌ها، اعم از رسانه‌ی ملی یا کسانی که به هر حال این امور را پیگیری می‌کنند، واقعاً از جنبه‌های مختلف باید بیش از گذشته تلاش و فعالیت کنند و در سطح جامعه این بصیرت و آگاهی را ان‌ شاء الله گسترش بدهند.

كرامتي از امام هادي(ع) از زبان مقام معظم رهبري /نگاهي به شيوه‏ هاي رهبري امام /۱۴ نکته درباره زیارت جامعه کبیره/صوت: زیارتنامه امام با صدای فرهمند و مداحی ارضی،طاهری،کریمی و سلحشور

Posted in امام علي النقي علیه السلام

 

 

رجانیوز- كرامتي از امام هادي(ع) از زبان مقام معظم رهبري /نگاهي به شيوه‏ هاي رهبري امام /۱۴ نکته درباره زیارت جامعه کبیره/صوت: زیارتنامه امام با صدای فرهمند و مداحی ارضی،طاهری،کریمی و سلحشور

مظلوم پيروز

سخني از مقام معظم رهبري پيرامون شخصيت امام هادي(عليه السلام)

این سخنان در سی‌ام مردادماه سال ۱۳۸۳ و پس از مراسم روضه‌خوانی به مناسبت شهادت حضرت امام علی النقی علیه‌السلام بیان شده است.

بالاخره در نبرد بين امام هادى (عليه‌السّلام) و خلفايى كه در زمان ايشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پيروز شد، حضرت هادى (عليه‌السّلام) بود؛ اين بايد در همه‌ى بيانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.

در زمان امامت آن بزرگوار شش خليفه، يكى پس از ديگرى، آمدند و به درك واصل شدند. آخرين نفر آنها، «معتز» بود كه حضرت را شهيد كرد و خودش هم به فاصله‌ى كوتاهى مُرد. اين خلفا غالباً با ذلت مردند؛ يكى به‌دست پسرش كشته شد، ديگرى به دست برادرزاده‌اش و به همين ترتيب بنى‌عباس تارومار شدند؛ به عكسِ شيعه. شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.

حضرت هادى (عليه‌السّلام) چهل و دو سال عمر كردند كه بيست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند. سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان تركِ نزديك به خود را - با تركهاى خودمان؛ تركهاى آذربايجان و ساير نقاط اشتباه نشود - كه از تركستان و سمرقند و از همين منطقه‌ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عربها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند. در همين شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‌ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند.

اين شبكه‌هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند. امام هادى همه‌ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خونريز همان شش خليفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى (عليه‌السّلام) هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌اى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما اين عده چون شبكه‌ى قوى‌اى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پيدا كند.

يك روزِ مجاهدت اين بزرگوارها - ائمه (عليهم‌السّلام) - به قدر سالها اثر مى‌گذاشت؛ يك روز از زندگى مبارك اينها مثل جماعتى كه سالها كار كنند، در جامعه اثر مى‌گذاشت. اين بزرگواران دين را همين‌طور حفظ كردند، والّا دينى كه در رأسش متوكل و معتز و معتصم و مأمون باشد و علمايش اشخاصى باشند مثل يحيى‌بن‌اكثم كه با آن‌كه عالم دستگاه بودند، خودشان از فساق و فجار درجه يكِ علنى بودند، اصلاً نبايد بماند؛ بايد همان روزها بكل كلكِ آن كنده مى‌شد؛ تمام مى‌شد. اين مجاهدت و تلاش ائمه (عليهم‌السّلام) نه فقط تشيع بلكه قرآن، اسلام و معارف دينى را حفظ كرد؛ اين است خاصيت بندگان خالص و مخلص و اولياى خدا. اگر اسلام انسانهاى كمربسته نداشت، نمى‌توانست بعد از هزار و دويست، سيصد سال تازه زنده شود و بيدارى اسلامى به‌وجود بيايد؛ بايد يواش يواش از بين مى‌رفت.

اگر اسلام كسانى را نداشت كه بعد از پيغمبر اين معارف عظيم را در ذهن تاريخ بشرى و در تاريخ اسلامى نهادينه كنند، بايد از بين مى‌رفت؛ تمام مى‌شد و اصلاً هيچ چيزش نمى‌ماند؛ اگر هم مى‌ماند، از معارف چيزى باقى نمى‌ماند؛ مثل مسيحيت و يهوديتى كه حالا از معارف اصلى‌شان تقريباً هيچ‌چيز باقى نمانده است. اين‌كه قرآن سالم بماند، حديث نبوى بماند، اين همه احكام و معارف بماند و معارف اسلامى بعد از هزار سال بتواند در رأس معارف بشرى خودش را نشان دهد، كار طبيعى نبود؛ كار غيرطبيعى بود كه با مجاهدت انجام گرفت. البته در راه اين كار بزرگ، كتك‌خوردن، زندان‌رفتن و كشته‌شدن هم هست، كه اينها براى اين بزرگوارها چيزى نبود.

ائمه‌ى ما در طول اين دويست‌وپنجاه سال امامت - از روز رحلت نبى مكرم اسلام (صلّى‌اللَه‌عليه‌وآله) تا روز وفات حضرت عسكرى، دويست‌وپنجاه سال است - خيلى زجر كشيدند، كشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برايشان گريه كنيم؛ مظلوميت‌شان دلها و عواطف را به خود متوجه كرده است؛ اما اين مظلومها غلبه كردند؛ هم مقطعى غلبه كردند، هم در مجموع و در طول زمان.

والسّلام عليكم و رحمةالله بركاته

زيارت نامه امام هادي(عليه السلام) با صداي استاد فرهمند

 

 دانلود



نگاهي به شيوه‏ هاي رهبري امام هادي عليه السلام

1. نفوذ در ميان دولتمردان

روش‏هاي حكيمانه و كمالات علمي، معنوي انساني امام هادي عليه السلام سبب شد كه آن بزرگوار در ميان كارگزاران حكومت و دولتمردان عصر خويش محبوبيت‏خاصي پيدا كند.

مثلا هنگامي كه هرثمه، آن حضرت را وارد بغداد كرد، اسحاق بن ابراهيم طاهري كه والي بغداد بود به او گفت: تو متوكل را مي‏شناسي (كه چه قدر فرد خبيث و بدسرشتي است) اگر او را بر قتل اين آقا تحريك كني، امام را خواهد كشت و حضرت رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله در روز قيامت‏ خصم تو خواهد بود و او گفت: «سوگند به خدا، جز نيكي از او نديده‏ام.» همچنين وصيف تركي يكي از امراي بزرگ ترك در دستگاه خلافت، در سامرا هرثمه را تهديد كرد كه اگر مويي از سر او (امام هادي‏عليه السلام) كم شود تو مسؤول خواهي بود.

2. پاسخ به پرسش‏هاي علمي

يكي ديگر از شيوه‏هاي امام هادي عليه السلام در رهبري جامعه اسلامي پاسخ به پرسش‏هاي علمي و شرعي بود كه به يك مورد اشاره مي‏ كنيم:

در عصر متوكل، فردي مسيحي با زني مسلمان زنا كرد، آن گاه اسلام آورده و شهادتين بر زبان جاري نمود. او را دستگير كرده و نزد متوكل عباسي آوردند. از ميان دانشمندان حاضر، يحيي بن اكثم مهم‏ترين دانشمند عصر، در مورد اين عمل چنين حكم نمود: مسلمان شدن او پليدي كفر و عمل غير شرعي او را از بين مي‏برد و حد شرعي بر او جاري نمي‏شود. عده‏اي از فقها گفتند: بايد بر او سه بار حد جاري شود. برخي ديگر از فقها نظراتي ديگر اظهار داشتند. متوكل در مورد اين مساله متحير شده و ناچار حقيقت‏حكم را از امام هادي عليه السلام جويا شد. آن حضرت با رؤيت صورت مساله فرمود: «يضرب حتي يموت; آن قدر بايد شلاق زده شود تا بميرد.» يحيي بن اكثم و ساير فقهاي عصر اعتراض كرده و گفتند: يا امير! چنين حكمي در كتاب خدا و سنت پيامبر وجود ندارد، از او مدرك اين فتوا را بخواه. هنگامي كه متوكل از امام علي النقي عليه السلام مدرك خواست، حضرت با اشاره به آياتي از سوره غافر براي او چنين نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم، «فلما راوا باسنا قالوا آمنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين فلم يك ينفعهم ايمانهم لما راو باسنا سنت الله التي قد خلت في عباده و خسر هنالك الكافرون‏»; (9) «هنگامي كه عذاب شديد ما را ديدند گفتند: هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايي كه همتاي او مي‏شمرديم كافر شديم. اما هنگامي كه عذاب ما را مشاهده كردند ايمانشان براي آن‏ها سودي نداشت. اين سنت‏خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده و آن جا كافران زيان‏كار شدند»

متوكل پاسخ امام هادي عليه السلام را پسنديده و دستور داد آن قدر به آن مرد مسيحي فاسق شلاق بزنند تا بميرد.

3. سازماندهي مبارزات سري

يكي از شيوه‏هاي رهبري امام هادي عليه السلام، مديريت مبارزات مخفيانه با حكومت استبدادي و طاغوتي عصر بود. آن حضرت اين كار را از راه‏هاي مختلفي انجام مي ‏داد:

الف) محمد بن داود قمي و محمد طلحي نقل مي‏كنند: اموالي از قم و مناطق اطراف آن كه شامل وجوهات شرعي، نذورات، هدايا و جواهرات بود، براي امام هادي عليه السلام حمل مي‏كرديم. در راه پيك امام رسيد و به ما خبر داد كه باز گرديم; زيرا موقعيت‏براي تحويل اموال مناسب نيست. ما بازگشتيم و آن چه را نزدمان بود هم چنان نگه داشتيم. تا آن كه پس از مدتي امام دستور داد اموال را بر شتراني كه فرستاده بود، بار كنيم و آن‏ها را بدون ساربان به سوي آن حضرت روانه كنيم. ما اموال را به همين كيفيت‏حمل كرده و فرستاديم. بعد از مدتي كه به حضور امام‏عليه السلام رسيديم فرمود: «به اموالي كه فرستاده‏ ايد بنگريد!» ديديم در خانه امام اموال به همان حال محفوظ است.

ب) محمد بن شرف مي‏ گويد: «همراه امام هادي عليه السلام در مدينه راه مي‏رفتم. امام عليه السلام فرمود: آيا تو پسر «شرف‏» هستي؟ عرض كردم: آري. آن گاه خواستم از حضرت پرسشي كنم. امام عليه السلام از من پيشي گرفت و فرمود: «نحن علي قارعة الطريق و ليس هذا موضع المسالة; ما در حال عبور از شاهراه هستيم و اين محل براي طرح سؤال مناسب نيست.»

در موارد متعددي شبيه همين موارد آن حضرت فعاليت‏ هايش را استتار كرده و دور از چشم عاملان حكومت انجام مي‏داد.

4. مبارزه با انديشه‏هاي انحرافي

در عصر امام هادي عليه السلام عده‏اي از «غلاة‏» در مورد معصومين ‏عليهم السلام افراط مي‏كردند و آن بزرگواران را تا حد مقام خداوندي بالا مي‏بردند و گروهي را با اين افكار باطل به گمراهي كشانيده بودند. پيشواي دهم با گفتار حكيمانه، رفتار مدبرانه و نامه‏هاي روشنگرانه خود مرز افراط و تفريط را مشخص مي‏نمود. آن حضرت دوستداران واقعي اهل بيت عليهم السلام را از ا نحراف و تمايل به سوي انديشه‏هاي نادرست و آراء باطل بر حذر مي‏داشت. افرادي مانند: علي بن حسكه قمي، قاسم يقطيني، حسن بن محمد باباي قمي، محمد بن نصير و فارس بن حاتم قزويني و ... از جمله اين كج‏انديشان منحرف بودند. امام هادي عليه السلام با شيوه‏هاي مختلف با اين افراد برخورد مي‏ نمود.

در مورد عقايد باطل و انحرافي اين گروه يكي از ياران امام هادي عليه السلام به آن حضرت نامه نوشته و اعتقادات علي بن حسكه را شرح داد خلاصه نامه چنين است: «فدايت گردم اي آقا و سرور من! علي بن حسكه معتقد است تو ولي او و همان خداي قديم هستي، و خود را پيامبري مي‏داند كه از جانب شما ماموريت‏يافته مردم را به سوي شما دعوت كند.» آن حضرت پاسخ مي‏دهد: «ابن حسكه دروغ گفته است. من او را در شمار دوستان خود نمي‏دانم ... به خدا سوگند، خداوند محمد صلي الله عليه وآله و پيامبران پيش از او را جز به آيين يكتاپرستي و نماز و زكات و حج و ولايت نفرستاده است. محمد صلي الله عليه وآله تنها به خداي يكتاي بي‏شريك دعوت كرده است و ما جانشينان او نيز، بندگان خداييم و به او شرك نمي‏ورزيم. در صورت اطاعت از خدا مورد رحمت او قرار گرفته و چنانچه از فرمانش سرپيچي كنيم، عقوبت و عذاب خواهيم شد. ما حجتي بر خداوند نداريم و خداوند بر ما و تمام مخلوقاتش حجت دارد. من از كسي كه اين سخنان را به زبان آورده بيزاري جسته، به خدا پناه مي‏برم - خدا آنان را لعنت كند - شما نيز از آنان دوري كنيد و آنان را در تنگنا قرار داده و تكذيبشان كنيد. و اگر به يكي از اين افراد دسترسي پيدا كرديد سرش را با سنگ بشكنيد.»

اما هادي(ع) با دو گروه صوفيه و واقفيه(كه اين گروه امام موسي كاظم(ع) را آخرين امام و همان منجي موعود مي دانستند) هم كه در زمان ايشان فعاليت زيادي داشتند به شدت مخالفت و برخورد مي نمودند.

5. احياي فرهنگ غدير و امامت

يكي ديگر از روش‏هايي كه در سيره امام هادي عليه السلام مورد توجه بوده نشر معارف ائمه و فرهنگ اهل بيت عليه السلام در آن عصر ظلماني مي‏باشد. هنگامي كه معتصم خليفه عباسي حضرت هادي عليه السلام را در روز غدير احضار نمود، آن حضرت در آن موقعيت‏حساس به زيارت جد بزرگوارش امام علي عليه السلام شتافته و بانواي ملكوتي و عبارات دلنشين خويش، فضائل و مناقب حضرت علي عليه السلام را بار ديگر در خاطره‏ها زنده كرد. محتواي اين زيارت درباره فرهنگ غدير و زندگي ارزشمند و باشكوه امير مؤمنان علي عليه السلام است و محورهاي مهمي در زيارت غدير مورد توجه و تاكيد امام هادي‏عليه السلام قرار گرفته است.

6. زيارت جامعه يا منشور امامت

امام هادي‏عليه السلام علاوه بر زيارت غدير، براي تبيين جايگاه امامت و مشخص شدن منزلت پيشوايان معصوم ‏عليهم السلام يكي از آثار ماندگار خويش را به نام زيارت «جامعه كبيره‏» كه يك دوره امام‏شناسي جامع و كامل مي‏باشد، به شيفتگان معارف اهل بيت‏عليهم السلام عرضه نموده است. به گفته علامه مجلسي، اين زيارت از نظر سند صحيح‏ترين و از جهت محتوي فراگيرترين زيارت‏ها نسبت‏به ائمه اطهارعليهم السلام مي‏باشد و در مقايسه با ديگر زيارت‏ها از فصاحت لفظ و بلاغت معني و شان و منزلت والايي برخوردار است.

مداحي با صداي حاج منصور ارضي

 

 

مداحي با صداي حاج محمود كريمي

 

 

مداحي با صداي حاج محمدرضا طاهري

 

 

مداحي با صداي حاج مهدي سلحشور

 

 


كراماتي از امام هادي عليه اسلام

معلمي كه شاگرد شد(كرامتي از امام هادي(ع) از زبان مقام معظم رهبري)

حديثي درباره ي كودكي حضرت هادي است، كه نمي دانم شنيده ايد يا نه؛ وقتي معتصم در سال ۲۱۸ هجري، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادي كه در آن وقت شش ساله بود، به همراه خانواده اش در مدينه ماند. پس از آن كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس وجو كرد و وقتي شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، علي بن محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصي را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن جا كسي را كه دشمن اهل بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد.

اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكي از علماي مدينه را به نام «الجنيدي»، كه جزو مخالف ترين و دشمن ترينِ مردم با اهل بيت عليهم السّلام بود - در مدينه از اين قبيل علما آن وقت بودند - براي اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربي و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذاري هيچ كس با او رفت و آمد كند و او را آن طور كه ما مي خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدي - در تاريخ ثبت است. حضرت هادي هم - همان طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسي مي توانست در مقابل آن مقاومت كند.

بعد از چند وقت يكي از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدي را ديد و از بچه يي كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدي گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براي او بيان مي كنم، او باب هايي از ادب را براي من بيان مي كند كه من استفاده مي كنم! اين ها كجا درس خوانده اند؟! گاهي به او، وقتي مي خواهد وارد حجره شود، مي گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مي خواسته اذيت كند - مي پرسد چه سوره يي بخوانم. من به او گفتم سوره ي بزرگي؛ مثلاً سوره ي آل عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاي مشكلش را هم براي من معنا كرده است! اين ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!

ارتباط اين كودك - كه علي الظاهر كودك است، اما ولي اللَّه است؛ «وآتيناه الحكم صبيّا» با اين استاد مدتي ادامه پيدا كرد و استاد شد يكي از شيعيان مخلص اهل بيت!

همه سحرها هيچ است!

روزی فردی را به سراغ شعبده باز و جادوگر بی نظیری فرستاد که اهل هندوستان و از دشمنان اهل بیت علیهم السلام به شمار می آمد. متوکل به او هزار دینار طلا داد که حضرت هادی علیه السلام را تحقیر و شرمنده کند. او نیز قبول کرد و در مجلس مهمانی خلیفه در کنار حضرت هادی علیه السلام نشست. و در قرص نانی عمل سحر انجام داد؛ به گونه ای که وقتی حضرت هادی علیه السلام دست مبارک خود را به طرف آن نان دراز کرد؛ نان به هوا پرید. و حاضران خندیدند و حضرت را به خیال خامشان تحقیر کردند.

در کنار شعبده باز هندی بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر بود. امامِ کائنات و صاحب ولایت تکوینی، دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد و فرمود: این فاسق را بگیر! [با عنایت الهی و کرامت امام هادی علیه السلام ] آن تصویر به شیر درنده تبدیل شد و در جا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید! [و جریان مجلس هارون و امام موسی بن جعفر علیهماالسلام و امام رضا علیه السلام و مأمون تکرار شد] و شرکت کنندگان در مجلس مبهوت و متحیر ماندند. متوکل از آن امام بزرگوار درخواست کرد که دستور دهد آن شیر، ساحر هندی را برگرداند.

حضرت فرمود: «او را دیگر نخواهی دید. آیا تو دشمنان خدا را بر دوستان او مسلط می کنی!» این جمله را فرمود و مجلس متوکل را ترک گفت. (بحار الانوار، ج 50، ص 144، ح 28؛ کشف الغمّة، ج 2، ص 392؛ تجلیات ولایت، ص 480.)


بر كرانه خورشيد

۱۴ نکته درباره زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ از امام علی النقی علیه السلام به ما رسیده است. زیارت جامعه که به تعبیر علامه مجلسی(ره) از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است یادگاری عظیمی است که در حرم هر یک از ائمه معصومین علیهم‌السلام آن زیارت را می‌خوانیم.

از آنجاکه این زیارت، بر نقل نصوص مختلف، معتبرترین زیارات بوده و توصیه به خواندن آن در مشاهد مشرفه، اکیدا به چشم می خورد ؛ توجه به مضامین مهم آن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.

1 – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

خاندان پیامبری: دقت كنيد، مي فرمايد خاندان پیامبری و نمی گوید خاندان پیامبر

2 – ساسة العباد

دین از سیاست جدا نیست: ائمه ی شیعه، تنها رهبران دینی مردم نبوده و سیاستمدار ترین افراد روزگار خود نیز بوده و شعار جدایی دین از سیاست توطئه ای پرورش یافته توسط دشمنان دین است.

3 – وَحُجَجِ اللَّهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَالاْولى

سه برهه ی زمانی بسیار مهم و اهل بیت :امامان شیعه در سه برهه ی زمانی بسیار مهم، حجت های بر مردم بوده اند:

الف: دنیا، ب: آخرت ج: اولی (آیا تا به حال به این برهه زمانی فکر کرده اید که اولی کجا بوده است؟!)

4 - اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ

امن ترین راه رسیدن به خدا: آنچه که مسلم است و در لسان روایات به آن اشاره شده است اینست که راه های رسیدن به خداوند، بسیار زیاد است اما آنچه باید بر اساس نص جامعه کبیره مورد توجه قرار بگیرد اینست که امن ترین راه، طریق اهل بیت است.

5 - اَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ

تاییدات با روح: بزرگترین فرشته ی الهی به نام روح (که برخی از مفسرین، ذیل آیات سوره ی قدر و آیه تنزل الملائکه و الروح فیها، اشاره به این مطلب داشته اند )که اعظم ملائکه ی الهی می باشد؛ همواره همراه اهل بیت عصمت و طهارت بوده است و ایضا می باشد!

6 - وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک

اهل بیت محک ایمان: آنچه بر اساس روایت مختلف بدان اشاره شده است، خاندان عصمت و طهارت،محک ایمان برای انسان ها هستند . هرکس ایشان را به عنوان نمایندگان الهی پذیرفت، نجات یافته و هرکس رو گردان شود، هلاک می گردد.

7 – وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَیْکُمْ وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْکِیَةً لَنا وَکَفّارَةً لِذُنُوبِنا

اهل بیت جلوه ای از رحمة للعالمینی پیامبر اسلام: اگر خداوند، گناهان خلائق بپوشاند و لباس رحمت بر آنان، بواسطه ی اهل بیت است . که در برخی روایات داریم در روز قیامت،خیل کثیری از بندگان الهی را دستگیری می نمایند و ایضا در این دنیا به برکت حضور نورانیت ایشان، گناهان بخشیده می شود همانطور که در زیارت نامه ی آنها نیز اشاره شده است که زائر ایشان در حال معرفت، تمامی گناهانش بخشیده شده و مإوایش بهشت خواهد بود.

8 – وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّه عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدین لِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَالْغاصِبینَ لاِرْثِکُمْ وَالشّاَّکّینَ فیکُمْ وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ وَمِنْ کُلِّ وَلیجَةٍ دُونَکُمْ

دشمن شناسی و کشف کُـدهای کلامی اهل بیت: مقوله ی بسیار مهم دشمن شناسی در مکتب اهل بیت در هر زمان مورد توجه ایشان بوده و به مناسبت های مختلف، کدهایی از جانب این انوار مقدسه صادر می شده تا دشمنان را به مردم، معرفی نمایند از جمله کدهایی همانند جبت و طاغوت که باید مورد توجه قرار گرفته شود.

9 – مَنْ اَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِکُمْ

تاکید موکد و مجدد به خداشناسی از درگاه اهل بیت: هرکس خدا را بخواهد باید با اهل بیت شروع کند چرا که محل امن شناخت الهی، از درگاه خزائن علم خواهد بود.

10 - بکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِکُمْ یَخْتِمُ وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَکْشِفُ الضُّرَّ وَعِنْدَکُمْ ما نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَهَبَطَتْ بِهِ مَلاَّئِکَتُهُ

اهل بیت دلیل رحمت واسعه ی الهی، بر خلائق: به عبارت دیگر همانطور که در حدیث معراج از زبان پیامبر اسلام نیز بدان اشاره شده است و نیز در احادیث قدسی متعدد هم مذکور است ؛ اهل بیت دلیل خلقت و واسطه ی رحمت الهی بر بندگان هستند.

11 _ وَبِکُمْ اَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الْکُرُوبِ وَاَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ

تمسک به اهل بیت باعث نجات از گمراهی ها: خواستنی ها، فقط و فقط از این خاندان جائز است و چراغ هدایت در ظلمات گمراهی ها، خود خودشان هستند .به عبارت دیگر اشاره به احادیث متعدد در این زمینه دارد و ایضا زیارت خاص امیر المومنین علی علیه السلام که در هلکات و پرتگاه های بسیار خطرناک، از دوستداران، دستگیری کرده و سنگینی های ایشان را به دوش می کشند .( به زیارت مخصوصه ی امیر المومنین علی علیه افضل صلوة المصلین در 27 رجب دقت فرمایید و ایضا در آن تامل )

12 – بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دنیانا

اهل بیت باعث رشد فکری و جبران خسارات دنیایی: آشنایی با آل بیت پیامبری، آشنایی با معارف دینی و الهی است و در نتیجه جبران کننده خسارات دنیایی و آخروی .

13 -اِنَّ بَیْنى وَبیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها الا رضاکم :

بخشش فقط با نظرخاص اهل بیت: خداوند گذشت از بندگان و بخشوده شدن آنان را در گرو رضایت اهل بیت پیامبر خویش قرار داده است بدین معنا که اگر این خاندان از کسی رضایت داشته باشند خداوند هم از او راضی خواهد بود.

14- اَللّهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاَّءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الاْخْیارِ الاْئِمَّةِ الاْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعاَّئى

برترین خلائق: در هستی و خلقت کسانی جز آل بیت پیامبری، برترین خلائق نزد خداوند نیستند. حتی انبیاء و اولیاء.(اشاره به حدیث معراج فرمایش پیامبر اسلام )


بحر در كوزه

معرفي دو كتاب درباره امام هادي عليه السلام

1. زندگانی امام‌هادی(ع)

زندگانی امام‌هادی(ع)، محمدباقر شریف القریشی، ترجمه‌غلامحسین انصاری، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387.

بررسی اوضاع و شرایط دوران زندگی شخصیت‌های بزرگ و سترگ دینی و تاریخی، از مباحث راهبردی در کار پژوهش و تحقیق درباره بزرگان است؛ زیرا قسمت‌های مهمی از حیات فکری، اجتماعی و سیاسی و ابعاد گوناگون شخصیت و دلایل ماندگاری ایشان را آشکار می‌کند. کتاب زندگی امام هادی(ع) نوشته شریف القریشی تلاش دارد تا با بررسی عصر امام هادی(ع) و توجه به ابعاد مختلف زندگی آن حضرت، تصویر روشنی را از شخصیت و حیات این بزرگوار ارائه کند.

دوران حیات امام آکنده از حوادث خوفناک بود.آشکارترین آنها تسلط ترکان بر تمامی شئون حکومت و در انحصار گرفتن اموال عمومی و دولتی است. سلطه ترک‌ها چنان گسترده بود که هیچ نفوذ و اقتداری برای خلفای عباسی باقی نمانده و آنان از دخل و تصرف در امور داخلی و خارجی بر کنار بودند. هر یک از ایشان که ترک‌ها از وی راضی بودند، در خلافت باقی می‌ماندند و هر کسی که ترک‌ها از وی ناخرسند بودند معزول یا کشته می‌شدو همین امر سرزمین‌های اسلامی را با بحران‌های سختی مواجه می‌ساخت؛ زیرا ترک‌ها مردمی بیابان‌نشین و دور از تمدن بودند و از سلطنت و مدیریت جامعه آگاهی نداشتند.

کتاب حاضر این موضوع را به تفصیل بیان می‌کند و تصاویری از دیگر حوادث آن زمان نیز فراروی قرار می‌دهد تا خواننده بتواند با تصور و تامل در فضا و شرایط به درک مطلوب‌تری از شخصیت امام هادی(ع) دست یابد.

این مجموعه همچنین به شرح حال اصحاب امام هادی(ع) و راویان احادیث وی و توضیح قسمتی از اندیشه و علوم آن حضرت می‌پردازد.

نگارنده معتقد است ارائه این مباحث از متمم‌های بحث از هر شخصیت است و حیات فکری و فرهنگی و علاقه وی به مردم و علاقه مردم به او را آشکار می‌سازد.

فایده دیگر این بحث این است که پاره‌ای از توانایی‌های علمی شخصیت مورد نظر، که در زندگینامه‌های وی درج نشده است، در ضمن شرح حال اصحاب ذکر می‌شود.

براي بدست آوردن اطلاعات بيشتري درباره اين كتاب به اين نشاني مراجعه كنيد: زندگانی امام‌هادی(عليه اسلام)



2. فرهنگ جامع سخنان امام هادی (علیه‌السلام)

فرهنگ جامع سخنان امام هادی (علیه‌السلام)، همراه با متن کتاب موسوعه کلمات الامام الهادی، گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم، ترجمه علی مویدی، نشر معروف 1380، 590ص.

این کتاب مجموعه کاملی از کلام امام هادی(ع) به همراه متن عربی کتاب موسوعه‌‌کلمات الامام الهادی(ع) است که در 4 فصل با عناوین عقاید، احکام، اخلاق و دعاها تنظیم شده است. در بخشی از مقدمه‌ این کتاب چنین آمده است:

زندگی امام هادی(ع) سرشار از پایداری در راه حق و عدم‌تزلزل در حوادث پرتلاطم روزگارش بوده است. او در خط مستقیم سیره و هدایت پیامبراکرم(ص) حرکت کرد. در این راه سختی‌ها و رنج‌های بسیاری از طاغوت‌های عصر خود دید و تحمل کرد، متوکل عباسی بر آزار و شکستن حرمتش اصرار فراوان داشت؛ ظلم و بی‌احترامی به امامی که به اعتراف همه‌ راویان، از دانش بی‌نظیر الهی برخوردار و داناترین مردم به معارف بلند الهی و قرآنی و نیز در زمینه اخلاقی و سلوک الهی در عصر خود بوده است.

چنین نیست که شیعه، امامی از خاندان پیامبر اکرم(ص) را کورکورانه تقدیس کند بلکه با مستندات و ادله محکمی که در اختیار دارد پیروی از ایشان را برگزیده است. ایمان شیعه بلکه ایمان همه‌ مسلمانان به وجوب موّدت و پیروی از اهل‌بیت‌(ع) از عمق معارف اسلام و ژرفای رسالت رسول خدا(ص) گرفته شده است. این فرموده خدای سبحان درباره‌ اهل‌بیت علیهم‌السلام که می‌فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجراً إلا الموده فی القربی» هر مسلمانی را ملزم می‌کند تا به ریسمان مودت و محبت ایشان چنگ زند و از آنها پیروی کند تا از هر گونه انحراف و گمراهی در امان باشد.

براي بدست آوردن اطلاعات بيشتري درباره اين كتاب به اين نشاني مراجعه كنيد:

فرهنگ جامع سخنان امام هادی (علیه‌السلام)


يك جرعه نور

5 حديث از امام هادي(ع)

1. عَنْ یَعْقُوبِ بْنِ السِّکیتْ، قالَ: سَاءلْتُ أ بَاالْحَسَنِ الْهادى علیه السلام : ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إ لاّ غَضاضَة ؟

قالَ علیه السلام : إ نَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ، وَلالِناسٍ دُونَ ناسٍ، فَهُوَ فى کُلِّ زَمانٍ جَدیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضُّ إ لى یَوْمِ الْقِیامَةِ.

یکى از اصحاب حضرت به نام ابن سِکیّت گوید: از امام هادى علیه السلام سؤ ال کردم : چرا قرآن با مرور زمان و زیاد خواندن و تکرار، کهنه و مندرس نمى شود؛ بلکه همیشه حالتى تازه و جدید در آن وجود دارد؟

امام علیه السلام فرمود: چون که خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و یا طایفه اى مخصوص قرار نداده است ؛ بلکه براى تمام دوران ها و تمامى اقشار مردم فرستاده است ، به همین جهت همیشه حالت جدید و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قیامت قابل عمل و اجراء مى باشد.

2. اُذکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ اءهْلِکَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ، وَ لا حَبیبٌ یَنْفَعُکَ.

بیاد آور و فراموش نکن آن حالت و موقعى را که در میان جمع اعضاء خانواده و آشنایان قرار مى گیرى و لحظات آخر عمرت سپرى مى شود و هیچ پزشکى و دوستى و ثروتى نمى تواند تو را از آن حالت نجات دهد.

3. إ نَّ الْحَرامَ لایَنْمى ، وَإ نْ نَمى لا یُبارَکُ فیهِ، وَما اءَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إ لَى النّارِ.

همانا اموال حرام ، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احیاناً رشد کند و زیاد شود برکتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد. و آنچه را از اموال حرام انفاق و کمک کرده باشد اءجر و پاداشى برایش نیست و هر مقدارى که براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.

4. مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَاءمَنْ شَرَّهُ.

هرکس به خویشتن إ هانت کند و کنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در اءمان ندان .

5. لتَّواضُعُ اءنْ تُعْطَیَ النّاسَ ما تُحِبُّ اءنْ تُعْطاهُ.

تواضع و فروتنى چنان است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو آن کنند.

آرزوی امام هادی(ع) در لحظه شهادت چه بود

Posted in امام علي النقي علیه السلام

یک کارشناس علوم دینی گفت: امام هادی(ع) هنگام شهادت به فرزندشان امام حسن عسکری(ع) فرمود: سلام مرا به عزیز دلم مهدی برسان و بگو جدت در حالی شهید شد که خیلی آرزوی دیدار شما را داشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی ادیب یزدی از خطبای شهر تهران در گفت‌وگو با فارس، با بیان اینکه خداوند بر اساس قاعده لطف به ذات مقدس خود واجب کرد که برای هدایت بشر ستارگان درخشان سر راه انسان قرار دهد، اظهار داشت: بر حسب قاعده لطف حضرت حق تعالی به ارسال رسل و انزال کتب پرداخت و بدیهی است که انبیای بزرگ الهی هر کدام دوره‌ای داشتند و در میان مردم زندگی کردند و در آلام و دردهای مردم شریک بودند.
وی با اشاره به اینکه جز سلامت نفس، عزت، تقوا مداری، گریز از تعلقات دنیایی، اعجاز و کرامات کسی از انبیای الهی چیزی ندید، افزود: در رأس همه انبیای الهی وجود مقدس رسول مکرم اسلام(ص) قرار دارد، پس از گذشت روزگاران حضرات انبیا، خدواند برای ادامه نهضت عظیم انبیا، حفظ آثار آنان و اتمام حجت به تمامی آحاد بشر، اوصیا را فرستاد که اولین آنها امیر‌الؤمنین علی علیه‌السلام و آخرین آنها وجود مبارک حضرت بقیة‌الله اعظم ارواحناه فداه قرار دارد.
حجت‌الاسلام ادیب یزدی با بیان اینکه بیش از ۵۰ روایت از ناحیه حضرت رسول (ص) برای معرفی امامان وارد شده است، ابراز داشت: به عنوان نمونه می‌توان به روایت مشهور «صحیفه جابر» اشاره کرد که پیغمبر اکرم(ص) در آن روایت، نام هر ۱۲ امام را به زبان مبارکشان جاری فرمودند و اینکه جانشینان پیغمبر ۱۲ نفر هستند، از مسلمات دین اسلام و تمامی فرقه‌های اسلامی و حتی اهل سنت است.
وی با اشاره به اینکه حضرت ابالحسن ثالث امام علی‌بن محمد الهادی‌ از برازنده‌ترین و ارجمندترین شخصتیت‌های بزرگ تاریخ بشری است، ادامه داد: حضرت هادی علیه‌السلام مناره هدایت و دروازه ورود به حقایق توحیدی و حقایق رسالت‌مداری وجود مبارک رسول اکرم (ص) بودند، ایشان نواده امام رضا علیه‌السلام هستند، در واقع به عنوان «رضا»یی دیگر در عالم اسلامی مشهور بودند، دوران امامت حضرت ۳۳ سال به طول انجامید، گرچه عمر پربرکتش کم بود، ولی چون پدبزرگوارشان در عنفوان جوانی و نزدیک سن ۲۵ سالگی به شهادت رسیدند، دوران امامت ایشان ۳۳ سال طول کشید.
این کارشناس علوم دینی با بیان اینکه امام هادی(ع) در این مدت با تمام وجود ادامه مسیر آبا و اجداد گرامیش را دیده منت خود قرار داد، اذعان داشت: از جمله برکات ایشان این بود که نرجس خاتون(س) به سامرا آورده شد و به ازدواج امام حسن عسکری علیه‌السلام در آمد که نتیجه این ازدواج مبارک تولد وجود نورانی امام مهدی(عج) بود که وقتی ایشان به دنیا آمدند، متأسفانه امام هادی علیه‌السلام به شهادت رسیده بودند و امام علی‌النقی (ع) آرزوی دیدار مهدی را در سینه خود حفظ کردند و نتوانستند فرزندشان مهدی را زیارت کنند.
وی افزود: در لحظه شهادت امام هادی(ع) به فرزندشان امام حسن عسکری(ع) فرمود که سلام مرا به عزیز دلم مهدی برسان و بگو جدت در حالی شهید شد که خیلی آرزوی دیدار شما را داشت.
حجت‌الاسلام ادیب یزدی با بیان اینکه «زیارت جامعه کبیره» در هدایت توده شیعی و توده‌های مسلمان نقش غیرقابل‌انکاری دارد، در خصوص اهانت به ساحت مفدس امام هادی علیه‌السلام، خاطرنشان کرد: یکی از دلایلش شدت اثرگذاری امام علی‌النقی(ع) در هدایت یافتن بسیاری از مردم است، خصوصاً در روزگار ما با کمال تعجب ملاحظه می‌کنیم که جمعیت‌های فراوانی به سمت حقانیت ائمه رهسپار هستند، بدون اینکه تبلیغات منسجمی داشته باشیم، لذا این حقانیت خود ائمه علیهم‌السلام است که توده‌های عظیم مردم در شرق و غرب عالم را به سمت هدایت حقه الهی سوق می‌دهند.
وی حضور بیش از ۱۳ میلیون نفر از مسلمانان در یک روز خاص و در اربعین حسینی را شاهدی بر مدعای خود بیان کرد و ادامه داد: کشورهایی که همیشه پایگاه استعمار بودند، هم اکنون پایگاه حضرات معصومین (ع) و خصوصاً امام هادی علیه‌اسلام شدند و جوان‌های بسیار پر شور و انقلابی در کشورهای اسلامی با تمام وجود به حقانیت ائمه اقرار می‌کنند، این در حالی که یک انقلاب بی‌سابقه و بازگشتی به سمت خود پیدا کردند.
رجانیوز