گفتمان «امام هادی(ع)»، قلب گفتمان غرب را هدف گرفته است

Posted in امام علي النقي علیه السلام

هجمه‌ به مقدسات شیعیان قطعاً به این مطلب اشاره دارد که تعالیم ائمه‌ی هدی علیهم السلام و گسترش فرهنگ شیعی با فرهنگ غرب در تعارض است و اربابان قدرت و ثروت در دنیای امروز محبوبیت این بزرگواران را بر نمی‌تابند...
به گزارش جهان، ترویج فرهنگ عمیق و پربار شیعی همواره از بهترین گزینه‌ها برای مقابله با هجمه علیه مقدسات بوده است. اهمیت این نکته ،موضوعی است که «برهان» در گفت‌و گویی با حجت‌الاسلام و المسلمین«علیرضا پناهیان» مدرس حوزه و دانشگاه به شرح آن پرداخته است.

به نظر شما چرا از میان ائمه‌ی بزرگوار ما و در واقع معصومین ما هجمه‌های این دو سه ماه روی امام هادی (علیه‌السلام) متمرکز شده است؟

در ابتدا اجازه دهید یک پاسخ کلی خدمت شما عرض کنم و آن این که اساساً وقتی دشمنان با توجه به برخی جزییات به مقدسات ما حمله می‌کنند و تک‌تک امامان ما را مورد هجمه‌ی خاص قرار می‌دهند، این نشان دهنده‌ی این است که دین اسلام و به تعبیر دقیق‌تر اسلام ناب جایگاه بسیار خوبی در میان مردم جهان پیدا کرده و طبیعتاً هر قدر بر عزت اسلام افزوده بشود، به مقدسات دینی ما با توجه به برخی از جزییات خاص بیش‌تر هجمه خواهد شد.

نکته‌ی دوم این که این نشان‌ دهنده‌ی زبونی آن‌ها است که در مقام هجمه از روش‌های توهین و تمسخر استفاده می‌کنند و این که برای مقابله کردن راه چاره‌ی دیگری برای خودشان پیدا نمی‌کنند.

شاید یک دلیل دیگر هم این باشد که در حقیقت تشیع از زمان امام هادی(علیه‌السلام) به بعد رونق ویژه‌ای پیدا کرد و سخت‌ترین امتحان‌های خود را پشت سر گذاشت. شیعیان به جایی رسیده بودند که امامت امام جواد(علیه‌السلام) را در 9 سالگی پذیرفتند و توانستند از امتحان ولایت‌عهدی امام رضا(علیه‌السلام) عبور کنند. چون می‌دانید بعضی‌ها در همان مقطع 7 امامی شدند. حصرها و محدودیت‌های امام هادی(علیه‌السلام) را توانستند بپذیرند و از این مرحله عبور کنند.

در این زمان می‌توان گفت شیعه به بلوغ خاصی رسیده که چند سالی،‌ یعنی بسیار کم‌تر از نیم قرن بعد از زمان امام هادی(علیه‌السلام) دوران غیبت آغاز می‌شود. سند بسیار با عظمت زیارت جامعه مربوط به امام هادی(علیه‌السلام) است که می‌توان آن را مانیفست شیعه نام‌گذاری کرد و برای شیعیان چیزی بیش‌تر از مانیفست و مرام‌نامه است و در واقع جمع‌بندی کننده‌ی تمام آموزه‌های ولایی است که در زمان ائمه‌ی هدی و قبل از آن و قبل از امام هادی(علیه‌السلام) بیان شده بود. نقش ویژه‌ی امام هادی(علیه‌السلام) در نهایی کردن جامعه‌ی شیعی اعم از فکر و فرهنگ تا احکام و آداب و رسوم نقش ویژه‌ای است. چه بسا دشمنان با توجه به این نقش ویژه هدفشان را مورد هجمه ‌قرار دادند.

حضرت‌عالی می‌فرمایید که گفتمان امام هادی(علیه‌السلام) در واقع قلب گفتمان غرب را هدف گرفته وبه همین دلیل هجمه‌ها به سوی این بزرگوار است؟

عرض بنده این است که در حال حاضر مهم‌ترین تهدید برای تمدن غرب، قرائت شیعی از اسلام است و امام هادی(علیه‌السلام) در نهایی کردن این قرائت که قرائت اصیل اسلامی است و مبین اسلام ناب، نقش ویژه‌ای داشتند، از این رو آن‌ها با اسلام آمریکایی و اسلام غیر ولایی کاری ندارند، مشکل آن‌ها با اسلام ولایی است، این اسلام ولایی را در مقام جمع‌بندی عرض می‌کنم. باز هم نمی‌خواهم تمامی‌زحمات امامان معصوم(علیهم‌السلام) قبل از امام هادی(علیه‌السلام) را نادیده بگیرم، بلکه در مقام جمع‌بندی و یکپارچه‌سازی و عبور شیعه از آخرین امتحان‌های الهی باید برای امام هادی(علیه‌السلام) نقش ویژه‌ای قائل شد. شاید دشمنان ما هم به دلیل نقش‌های کلیدی است که به ایشان هجمه‌ی خاصی داشتند.

مردم و علمای ما در قبال این هجمه‌ها و هم بزرگداشت ائمه و میراث بر جا مانده از آنان مانند جامعه‌ی کبیره چه وظیفه‌ای دارند؟

میراث گران‌بهای امام هادی(علیه‌السلام) یعنی زیارت جامعه‌ی کبیره باید بیش از پیش مورد توجه ما قرار گیرد. ائمه‌ی هدی(علیهم‌السلام) همیشه با مظلومیت خود توجه انسان‌های عاقل و عاشق را به معارف دینی جلب کردند. این بار هم باید بر اساس «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»، ما به بهانه‌ی این هجمه‌ها که بر امام هادی(علیه‌السلام) رفته به قدردانی بیش‌تر از میراث گران‌بهای ایشان، یعنی زیارت جامعه بپردازیم. زیارت جامعه زیارتی است که امام (ره)هر روز آن را قرائت می‌کردند و این مداومت و مراقبت  ایشان به عنوان بنیان‌گذار انقلاب و بزرگ‌مقدمه‌ساز ظهور حضرت و کسی که بعد از 1400 سال اسلام را از غربت نجات داد،‌باید برای ما معنادار باشد. فرهنگ ولایی که امروزه پشتیبانی کننده از ولایت فقیه که رکن اساسی نظام است به حساب می‌آید، باید در جامعه‌ی‌ ما مطرح شود و هیچ چیز مانند جامعه‌ی‌کبیره نمی‌تواند این فرهنگ ولایی را تقویت و تعمیق ببخشد. جدا از این که طبیعتاً روشنگری در مقابل هجمه‌ی‌دشمنان در عرصه‌ی‌بین‌المللی وظیفه‌ی تمام کسانی است که توانایی در این زمینه دارند و توانایی چندان بالایی هم نمی‌خواهد.

بفرمایید برخورد سریع و قاطع علمای ما چه قدر می‌تواند در تکرار نشدن چنین وقایعی مؤثر باشد و یا به نظر شما اصلاً برخورد سریع و قاطع لازم است؟

البته اگر علما صلاح بدانند، در هر سطحی برخورد خواهند کرد؛ حالا چه علنی، چه با فعالیت‌های سازمان‌دهی شده، ولی به هر حال اقدام‌ها در مقابل دشمنان گاهی از اوقات باید بسیار با شور و هیجان همراه باشد و توأم با یک عملیات گسترده برضد یک رفتار غلط دشمن صورت بگیرد. گاهی از اوقات هم باید با بی‌اعتنایی از کنار برخی رفتارهای غلط آن‌ها گذشت تا از بزرگ‌نمایی عمل زشت دشمن جلوگیری کرد. نه این که اهانت‌ها و هجمه‌ها نادیده گرفته شود، اما بالاخره در هر موقعیتی و در برخورد با هر رفتار غلطی باید سیاست خاصی در نظر گرفته شود. بهترین برخورد، برخوردی است که از میان بدنه‌ی جامعه، بدنه‌ی روشنفکر جامعه، طلاب و دانشجویان صورت بگیرد، طبیعتاً هر موقع علما هم احساس نیاز بکنند به میدان خواهند آمد.

یادگاری خواندنی از امام هادی(علیه‌السلام)

Posted in امام علي النقي علیه السلام

به محوریت آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیه السلام) هیچ موجودی ارزشمندتر از انسان نیست و هیچ شئ استخراج‌شده‌ای از معدن هستی به پای انسان نمی‌رسد. خداوند متعال که استخراج کننده این گوهر گران‌بهاست، پس از استخراج او از معدن هستی، او را به دست زرگرانی متخصص قرار داده تا او را شکل دهند و ارزشمندتر نمایند. شکل‌دهندگان انسان در این عالم، کسی جز اهل بیت (علیهم‌السلام) نیستند. (ظهیری، علی اصغر/ بر کرانه عصمت/ 462)

بر این باور جلوه‌های هدایت‌بخش هر یک از اهل بیت (علیه السلام) را در دوره امامت به گونه تأثیر گذار شاهدیم. در این بین از مشهورترین القابی که برای دهمین پیشوای شیعیان امام علی النقی (علیه السلام) ذکر شده است لقب ماندگار و شایسته «هادی» است. (طبرسی/ اعلام الوری/ 355) تأثیر گذاری بر فرهنگ و ایده را باید در منطق و سخن بازمانده از بانیان آن جستجو کرد.

مکتب نورانی تشیع در دایرة‌المعارف بزرگ و سترگ حدیثی اهل بیت(علیه السلام) به قدری جذاب است که گلچین نمودن آن بسیار سخت است، زیرا هر واژه از سخنان اهل بیت(علیه السلام) ستاره‌ای خاص در آسمان زندگی پیروان می‌باشد که زوایای گوناگون زندگی شیعیان را جلوه نور و هدایت بخشیده است. با این حال، چنانچه خواسته باشیم چشم انداز معرفتی امام هادی(علیه السلام) را نظاره کنیم، معجزه آسا با جامعه‌ای کبیره و گسترده مواجه می‌شویم که بایستگی‌ها و ملزومات عقیدتی، فکری و آرمانی شیعه را رهنمون گشته است. (قمی/عباس/الانوارالبهیه 287)

آنچه در این نوشتار ارائه می‌شود، دورنمایی ناقص از معرفی گنجینه ولایت و مرام‌نامه ولایت‌مداری تشیع است که مضامین آسمانی و دور از غلو زیارت جامعه کبیره آن را به ارمغان آورده است.

پیشینه زیارت جامعه کبیره


در میان زیارت‌نامه‌های مأثور، زیارت‌هایی وجود دارد که به « زیارات جامعه» مشهور است. این زیارت‌نامه‌ها را بدان سبب «جامعه»خوانده‌اند که متن آن‌ها به گونه‌ای تنظیم و آموزش داده شده است که می‌توان با خواندن یکی از آن‌ها، هر یک از پیامبران و امامان را از دور یا نزدیک زیارت کرد. بنابراین این گونه زیارت‌ها ویژه پیامبر یا امام یا مکان یا زمان خاصی نیست. برخی از مؤلفان کتب ادعیه و زیارات، فقط به آوردن یکی از این زیارت‌ها توجه نشان داده‌اند( المفید. کتاب المزار / 176- شهید اول، المزار /236) اما برخی، چند فقره از آنها را در کتاب‌های خویش به ودیعت نهاده‌اند؛ چنانکه ابن بابویه قمی ملقب به «صدوق» دو فقره( من لایحضره الفقیه/2/608-609؛همو،عیون اخبارالرضا.2/271-278) آقا جمال خوانساری سه فقره (مزار/102) سید محسن امین چهار فقره(مفتاح الجنات 2/210- 218) محدث قمی پنج فقره(مفاتیح‌الجنان/ 950) و محمد باقر مجلسی در«باب الزیارات الجامعه» به تعداد پیشوایان معصوم (علیه السلام) چهارده فقره(بحارالانوار99/209) از این زیارت‌ها را نقل کرده است. مجلسی(ره) پس از نقل آن زیارت‌ها گوشزد می‌کند که زیارتهای جامعه دیگری هم هست که به سبب موثق نبودن یا تکراری بودن مضامین، از آوردن آنها چشم پوشیدیم. ( سید کاظم طباطبائی. پژوهشی درباره زیارتهای جامعه. مطالعات اسلامی.شماره 62) وی پس از زیارت جامعه صغیره، زیارت جامعه کبیره را نقل می‌کند. شیخ صدوق(ره) از دقاق، سنائی،وراق و حسین بن ابراهیم بن احمد کاتب یا مکتب و این چهار نفر که گویا از مشایخ صدوق (ره) بوده اند از محمد بن ابی عبدا... کوفی وابوالحسین اسدی و این دو از محمد بن اسماعیل برمکی از موسی بن عبدا... یا عمران نجفی روایت می‌کند که به امام هادی(علیه السلام) گفتم ای زاده رسول خدا(ص) مرا تعلیم فرما زیارتی با بلاغت کامل که هر گاه خواستم زیارت کنم، آن را خوانم.
امام هادی (ع)

فرمود: چون به درگاه حرم رسیدی بایست و پس از غسل در حالی که شهادتین را زمزمه می‌کنی، در لحظه دیدن قبه و قبر، سی مرتبه «ا...اکبر» بگو، سپس با وقار و آرامش گام بردار، بایست و سی مرتبه«ا...اکبر» بگو پس از آن نزدیک قبر مطهر برو و چهل مرتبه«ا... اکبر» بگو تا صد تکبیر تمام شود، آنگاه بگو: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه...(عیون اخبار /2/272-278؛من لا یحضره الفقیه2/609؛طوسی، تهذیب 6/95؛ مجلسی.محمدباقر.بحارالانوار 99/127-134؛ قمی.مفاتیح‌الجنان/950) به واسطه این «جامعه» همه امامان (علیه السلام) به غیر از حضرت زهرا(علیه السلام) زیارت می‌شوند، زیرا آنچه در این زیارت آمده است، همگی شهادت بر شؤون ویژه حجت‌های خدا بر خلق خدا می‌باشد و بدیهی است به فرموده امام عسکری (علیه السلام) که فرمود:« ما امامان حجت‌های خدا بر مردم و خلق خدا هستیم و فاطمه حجت خدا بر ما می‌باشد».

مقام حضرت زهرا(علیه السلام) تا چه اندازه رفعت دارد و با پیوند دو سخن ارزشمند پیامبر (ص) که فرمود:

«فاطمه روحی التی بین جنبی» و «ظاهری النبوه و باطنی الولایه» می‌توان چنین نتیجه گرفت که حضرت زهرا (علیه السلام) مظهر نبوت و ولایت است. (الاسرارالفاطمیه/ 17)

ارزیابی اسناد جامعه کبیره

چنانچه قواعد علم حدیث‌شناسی و تعابیر و اصطلاحات آن را بشناسیم، به خوبی به تاریخچه ابداع اصطلاحاتی همچون «صحیح» نزد متأخرینی همچون علامه حلی و استادش احمد بن طاوس دست می‌یابیم.

در دوره علامه حلی به واسطه از بین رفتن قراین خارجی و مشوش شدن مجاهیل با روایات صحیح، قانون حدیث شناسی جدیدی تحت عنوان تقسیم روایات به حدیث صحیح، حسن موثق و ضعیف رسمیت یافت.

از این دوره به ویژه در زمانه معاصر برخی بدون توجه به حدیث صحیح و غیر صحیح نزد قدما به نقد احادیث شیعی در بین کتاب‌هایی همچون کافی، استبصار، تهذیب، عیون اخبار الرضا و ... پرداختند و اعلام داشتند که روایات غیر صحیح فراوانی در بین احادیث یافت می‌شود.


این دیدگاه باید واکاوی شود، ولی با ذکر این مقدمه، چنانچه سلسله راویان زیارت جامعه کبیره به محوریت قانون حدیث‌شناسی متأخرین و معاصرین پی‌گیری شود، نتیجه آن چیزی به جز همان داوری علامه مجلسی (ره) نیست. علامه مجلسی (ره) که در حدیث‌شناسی یکی از مفاخر و مشاهیر شیعه است، با توجه به دیدگاه قدما درباره حدیث، همچنین ملاحظه فصاحت و بلاغت متن زیارت جامعه کبیره در دیگر داوری‌اش می‌نویسد: «این زیارت‌نامه صحیح‌ترین زیارت‌نامه‌ها از نظر سند و جامع‌ترین و فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین و والا‌مرتبه‌ترین آن‌هاست» (بحارالانوار 99/144- ملاذ الاخبار 9/278) خوش‌فکرانی همچون وحید بهبهانی و سید عبدا... شبر نیز فارغ از اصطلاح صحیح نزد متأخرین، زیارت جامعه کبیره را به لحاظ قوت و استحکام متن همچون خطبه‌های نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و دعای ابی حمزه ثمالی صحیح دانسته‌اند ( الفوائد الرجالیه / 60- الانوار اللامعه فی شرح الزیارة الجامعه/ 25)

متن زیارت جامعه کبیره به گونه‌ای است که هر منصفی صدور این معارف بلند را غیر معصوم محال عادی می‌داند. افزون بر آنکه خطوط کلی آن را با خطوط کلی معارف قرآن کریم- که مرجع نهایی در بررسی روایات است- هماهنگ می‌بیند و این چیزی است که ما را از بحث سندی آن بی نیاز می‌کند» ( جوادی آملی، ادب فنای مقربان1/87). علاوه بر این رویکرد عالمانه، می‌توان به مواردی اشاره داشت که از هر جهت زیارت جامعه کبیره را به عنوان یادگار و اثر امام هادی (علیه السلام) برای شیعیان ، باز می‌شناسد:
امام هادی(ع)

1- مرحوم محدث قمی پس از بیان زیارت جامعه کبیره به نقل از کتاب «نجم الثاقب» حکایت «سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی» تاجر رشت را می‌نویسد که چگونه در سفرش به بیت ا... الحرام به محضر امام زمان (علیه السلام) می‌رسد و آن جناب وی را سفارش به خواندن زیارت جامعه کبیره می‌کند.( مفاتیح‌الجنان / 961)

2- اهتمام دانشمندان و علما به نوشتن شروح متنوع بر زیارت جامعه کبیره که از آن جمله می‌توان به شرح مجلسی اول در خلال کتاب روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (5/451-499) شرح مجلسی دوم در خلال بحارالانوار ( 99/134-144) و کتاب ملاذالاخبار،الاعلام اللامعه فی شرح زیارة الجامعه نوشته سید محمد بن عبدا... الکریم طباطبائی بروجردی، شرح الزیارة الجامعه الکبیره، نوشته شیخ احمد بن زین الدین احسائی و ... اشاره کرد .

3- استشهاد فقها به متن این زیارت در بحثهای فقهی،اخلاقی و تفسیری ( کفعمی . ابراهیم. محاسبة النفس / 10)
پاسخ برخی از شبهات

یکی از شبهاتی که درباره زیارت جامعة الکبیرة مطرح شده توهم غلوگرایی این متن است( ر.ک : روزنامه شرق Online جمعه 6 آبان 1384) به یقین یکی از شاخصه‌های فرهنگی پیشوایان شیعه ارائه صراطی مستقیم و بی پیرایه از مفاهیم غلوآمیزی بوده است (نهج‌البلاغه، خطبه 175، بحارالانوار 38/247، کافی1/90) همان گونه که فرموده‌اند: راه راست و مستقیم در دنیا، راهی است کوتاه‌تر از غلو و بلندتر از تقصیر، (صدوق. معانی الاخبار 1/33) ره‌آورد چنین بینشی راه اعتدال است که شیعیان باید بر آن گام نهند. با این حال چنانچه مراد و مفهوم از غلو به خوبی آشکار نشود، نتیجه آن انکار و باور نداشتن بسیاری از حقایق و آموزه‌های دینی است.

«غلو» آن است که ما برای کسی به جز خداوند استقلال در ذات یا صفات یا افعال قائل شویم. همان گونه که در دعای جوشن کبیر، اسما و صفات فراوانی از خدا ذکر شده و خدا با هزار جلوه در این دعا برون آمده تا دعا کننده او را با هزار دیده تماشا کند، معرفتش به او بیشترشود و خود را بدان صفات متصف گرداند، امام هادی(علیه السلام) نیز در این زیارت، ائمه اطهار را با جلوه‌های گوناگون معرفی کرده تا زائر، ائمه(علیه السلام) را از دریچه‌های مختلف تماشا کند، سپس آن را الگو و اسوه خویش قرار دهد و با تأسی به آنها به تعالی و تکامل خود همت گمارد.به بیان دیگر دعای جوشن کبیر، سفره‌ای است که مهمانان آن با هزار نوع غذای توحیدی پذیرایی می‌شوند، زیارت جامعه نیز سفره‌ای است که مهمانان آن با انواع گوناگون غذاهای امام شناسی مورد تکریم قرار می‌گیرند. بدین ترتیب دعای جوشن کبیر به انسان می‌فهماند که سراسر نظام هستی را اسمای حسنای الهی اداره می‌کند. و جای خالی وجود ندارد تا غیر خدای سبحان اداره آن قسمت را بر عهده گیرد.

از این رو باید چشم طمع نیز از غیر خدا فرو بست و به کسی جز او امیدی نداشت. زیارت جامعه نیز در مقام خلافت الهی و امامت،جایی خالی باقی نمی‌گذارد تا دیگران آن را پر کنند. پس باید دست آز از دیگران کوتاه کرد و دیده امید به خانه اهل بیت (علیه السلام) دوخت.

با وجود معصوم مجالی برای غیر معصوم نخواهد ماند... به یقین هر یک از صفات امام معصوم (علیه السلام) دریچه‌ای به سرچشمه امام شناسی است... بدین ترتیب دعای جوشن کبیر یک دوره کلاس توحید و خداشناسی است که معارف آن را امین وحی بر رسول اکرم (ص) القا کرده، زیارت جامعه نیز یک دوره امام شناسی است که هادی آل محمد (ص) حضرت امام علی النقی (علیه السلام) به ره پویان مکتب امامت و سالکان طریق ولایت آموخته است. ( ادب فنای مقربان 1/84) با این دیدگاه دیگر مجالی برای توهم «غلو» در زیارت جامعه کبیره باقی نمی‌ماند، به چند دلیل:

1- این زیارت موافق عقیده شیعیان و مؤمنان است. ( تبریزی. میرزا جواد. صراط النجاة 2/568 سؤال 1759 و ج 3/418 سؤال 1225)

2- در متن زیارت جملاتی آمده است که امکان غلو را نفی می‌کند. مفاد این جملات این است که امامان شیعه(علیه السلام) در راستای توحید و نشر خداپرستی گام برداشته اند و آنچه از ویژگی‌ها بهره برده‌اند از ناحیه خدا بوده است:

الف:«الی ا... تدعون و علیه تدلون وبه تومنون و له تسلمون و بامره تعملون و الی سبیله ترشدون و بقوله تحکمون»

ب:«السلام علی الدعاة الی ا... و لا دلاء علی مرضاة ا... والتامین فی محبة ا... و المخلصین فی توحید ا... و المظهرین لامرا...»

3- شارحین این زیارت درباره فلسفه تکبیر گفتنهای آغازین زیارت و بیان شهادتین فرموده اند: گفتن شهادتین از مقدمترین درجه‌های ایمان است . و رمز گفتن تکبیر در هنگام دیدن عظمت و بزرگی ایشان، اقرار به بزرگی خدا، جلال و عظمت پرودرگار است.( شبر، عبدا... مترجم.گلشیخی. عباسعلی. با اختران تابناک ولایت/43)
امام هادی

چنانکه مجلسی اول(ره) گفته وجه تکبیر این باشد که اکثر طباع مایلند به غلو ، مبادا از عبارات امثال این زیارت به غلو افتند یا از بزرگی حق سبحانه و تعالی غافل شوند.( مفاتیح‌الجنان/ 950)

از سوی دیگر به نظر می‌رسد برخی بدون تمرکز در دائره علمیت موضوع، تنها به بهانه پیوندهای سیاسی ویژه خود، به توهم غلو در زیارت جامعه کبیره دامن زده اند، در حالی که پیشتر خود به مواردی اشاره داشته اند که باید بر اساس آنها وی را مروج غلو دانست با این که غلو نیست و حقیقت می‌باشد. (ر.ک: عبدالکریم سروش. روزنامه شرق Online جمعه 6 آبان 1384) به مواردی از این دیدگاه اشاره می‌شود:

1- عارفان مسلمان معتقد بودند که پیامبر (ص) ولی اعظم خداوند و انسان کامل است.

2- شیعیان معتقدند که این نوع ولایت از طریق پیامبر (ص) به امام علی (علیه السلام) و فرزندان ایشان انتقال پیدا کرده است.

3- انسان کامل بنابر تئوری عارفان، مظهر همه اسمای الهی است به همین دلیل او را «مظهرجامع الهی» می‌نامند و برای او رفیع ترین منزلت را در هستی قائلند.

4- انسان کامل، آئینه بزرگی است که بازتابنده همه انوار الهی است و همان کسی است که عارفان معتقدند قوام این عالم به اوست.

5- او بزرگترین خلیفه و نماینده به حق الهی در این عالم است.

6- خداوند در مکان و زمان نیست، حضور خداوند حضور اولیای اوست.

منبع: تبیان

امام هادی(ع) و هشداری به هتاکان و ستمگران

Posted in امام علي النقي علیه السلام

امام علی ابن محمد النقی الهادی، امام دهم شیعیان، در نیمه ذی الحجه ۲۱۲ هجری در مدینه متولد و در سوم رجب ۲۵۴ به شهادت رسید. آن امام همام در زمان زندگی و امامت خود چندین خلیفه عباسی را درک کرد و از ناحیه آنان ستم های فراوان متحمل شد. در زمان متوکل عباسی، که بیشتر دوره امامت آن حضرت در زمان او بود، امام هادی از مدینه به سامراء آورده، و در کنار پادگانی نظامی سکنا داده شد و تا پایان عمر در آن مکان اقامت داشت.

ابن جوزی، عالم بزرگ اهل سنت، می نویسد: روزی از امام هادی(ع) نزد متوکل، که نسبت به سایر خلفای عباسی سفاک تر بود، سعایت کرده گفتند او در خانه خود اسلحه و ادوات جنگ جمع کرده درصدد قیام علیه حکومت عباسی است. متوکل گروهی از سربازان خود را به منزل امام فرستاد تا شبانه منزل او را بازرسی کنند. آنان در خانه حضرت هیچ اسلحه ای نیافتند و مشاهده کردند که امام روی زمین نشسته، مشغول عبادت است. پس حضرت را با همان حال نزد متوکل بردند و وضعیت را گزارش دادند.

متوکل چون امام را دید او را احترام کرده نزد خود نشاند و جام شرابی را که در دست داشت به او تعارف کرد. امام سوگند یاد کرد که گوشت و خون من با چنین چیزی آمیخته نشده است، مرا معاف دار. متوکل اصرار نکرد به امام عرض کرد: شعری بخوان! امام فرمود: من کم شعر از بر دارم. متوکل اصرار کرد که باید بخوانی و امام شعری خواند که اشک متوکل و اطرافیانش را جاری ساخت:

باتوا علی قُلل الاجبال تحرسهم غُلب الرجال فما اعنتهُمُ القللُ

و استنزلوا بعد عز عن معاقلهم فاودعوا حُفَراً یا بئس ما نزلوا

ناداهم صارخ من بعد دفنهم این الاساور و التیجان و الخُللُ

این الوجوه التی کانت مُنعَّمة من دونها تُضربُ الاستار و الکِلل

فافصح القبر عنهم حین سائلهم تلک الوجوه علیها الدود تنتقل

 

بر قله های کوههایی که از آنها مردان قوی هیکل پاسداری می کردند شب را به روز می آوردند، ولی آن قله ها از آنان مواظبت نکردند.

پس از دوره ای از عزت از جایگاههای امنشان به پایین کشیده شدند و در گودال ها جایشان دادند و چه بد منزلگاهی بود!

پس از اینکه به خاک سپرده شدند فریادگری فریاد بر آورد: کجاست آن دستبند ها و تاج ها و لباس های فاخر؟

کجاست آن چهره های به ناز و نعمت پرورده که به احترامشان خرگاه و بارگاه آراسته می شد؟

گور به جای آنان پاسخ داد: آن چهره ها هم اکنون جولانگاه کرمهاست (احقاق الحق، ج۱۲، ص۴۵۴؛ المختصر فی الاخبار البشر، ج۲، ص۴۴).

 

آری! ای متوکل که اکنون بر اریکه قدرت تکیه زده ای و تنها و تنها به قدرت و شوکت خود می اندیشی و تنها دغدغه و نگرانی تو تخت و تاج و حکومت است، به گونه ای که کافی است اندک سوء ظنی برایت ایجاد شود تا وقت و بی وقت به خانه مردمان هجوم آوری و آنان را در بند کرده یا حصر و حبس نمایی و از هیچ آزار و اذیتی کوتاهی ننمایی! بدان و هشیار باش که این وضعیت هرگز دوام نخواهد آورد و از آن مقام ظاهری بالا و با عظمت به زیر کشیده خواهی شد و خوار و خفیف خواهی گردید.

ای متوکل! خیلی مغرور و شادمان و سرمستی که امروز دارای خرگاه و بارگاه و تاج و زیورآلات و کبکبه و دبدبه هستی؛ بدان که هرگز همیشه اینگونه نخواهد بود و این همه تجملات را از دست خواهی داد و اگر قرار بود این امور دوام بیاورد قبل از تو کسانی که آنها را در دست داشتند از دست نمی دادند و نوبت به تو نمی رسید.

این کاخ ها و این نگهبانان و این پاسداران و این فدائیان تو را مغرور نسازد تا حق انسان ها را پایمال کنی و به ظلم و ستم خود ادامه دهی که هیچ قدرتی نمی تواند تو را از آن سرنوشت محتوم نگه دارد.

اکنون به هر شهری و دیاری که پا می نهی برایت خیمه و خرگاه و بارگاه بر پا می شود و با شکوه و جلال تمام از تو استقبال می شود و انسان ها در پیشگاه تو خود را خوار و خفیف می سازند، اما همیشه اینگونه نخواهد بود. شکوه و جلال و شوکت و عظمت نه برای فرعون و نمرود ستمگر ماند و نه برای داود و سلیمان پیمبر.

و بدان که این بدن ناز پرورده روزی از تخت پادشاهی به گور منتقل خواهد شد که جایگاه مناسب و راحتی نیست و این بدن که در ناز و نعمت است خوراک مورها و کرمها خواهد شد.

ای متوکل و ای دیگر جباران و متکبران و ستمگران! همگی به هوش باشید و چشم و گوش خود را باز کنید و تماشا کنید و عبرت بگیرید. مگر در تاریخ نخوانده اید یا به چشم خود ندیده اید که ستمگران و جباران سرانجام کارشان به کجا انجامیده است؟ مگر خفت و خواری آنان را شاهد نبوده اید؟ آیا حکومت آنان جاودانه بوده است؟ آیا شاهد نبوده اید که ستمگرانی با خفت و خواری به محاکمه کشیده شده اند؟ آیا شاهد نبوده اید که ظالمان و جبارانی برای جان خود التماس کرده و با خفت و خواری جان تسلیم کرده و با ذلت مدفون شده اند؟ آیا شاهد نبوده اید که کاخ ها و قصرها جولانگاه جغدان گشته است؟ آیا شاهد نبوده اید که پدران ستمگر به دست فرزندان و برادران به قتل رسیده و تخت و تاجشان تصاحب شده است؟

پس اندکی به خود آیید و تدبر کنید و بیاندیشید تا شاید دریابید و به راه باز گردید و از ستم و حق کشی دست بردارید و حق را به حقدار بسپارید و عاقبت بهتری را برای خود رقم بزنید. و بدانید که از دو چیز در امان نیستید یکی خشم خدا و دیگری خشم ملت ها.

از خشم و غضب الهی بترسید و از ظلم و ستم و فساد دست بردارید! امام هادی(ع) می فرماید: «من امن مکر الله و الیم اخذه تکبر حتی یحل به قضاؤه و نافذ امره. و من کان علی بینة من ربه هان علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر» هرکس خود را از مکر خداوند و مواخذه او در امان ببیند گردنکش و متکبر می شود تا اینکه قضای الهی و حکم نافذش او را فرا گیرد. اما کسی که با دلیل آشکار الهی حرکت کند مصیبت ها و بلاهای دنیوی برای او آسان باشد هرچند قطعه قطعه شود و پراکنده گردد (تحف العقول، ص۵۱۱).

علت جباریت گردنکشان و جباران این است که از خدا غافلند و همین امر باعث می شود که آن قدر به ظلم و ستم خود ادامه دهند تا به خشم و غضب خدا و مردم گرفتار شوند. البته اگر مطابق اصول الهی و انسانی عمل کنند در این راه نباید نگران هیچ مشکلی و مصیبتی باشند.

به هر حال خودخواهی و گردنکشی خشم مردم را در پی دارد. امام هادی(ع) می فرماید: «من رضی عن نفسه کثر الساخطون علیه» هرکس خودخواهی پیشه کند خشم و غضب کنندگان او زیاد خواهند شد (انوار البهیه، ص۱۴۳). و البته خشم خالق مهم تر است هر چند خشم خالق خشم مخلوق را نیز در پی دارد. آن حضرت می فرماید: «من اتقی الله یتقی، و من اطاع الله یطاع، و من اطاع الخالق لم یبال سخط المخلوقین، و من اسخط الخالق فلییقن ان یحل به سخط المخلوقین» هرکس از خدا بپرهیزد از او بپرهیزند، و هر کس خدا را اطاعت کند اطاعت شود، و هرکس از خدا اطاعت کند باکی از خشم مخلوق ندارد، و هر کس خدا را به خشم آورد باید یقین کند که به خشم مخلوق گرفتار شود (تحف العقول، ص۵۱۰).

ماجرای احترام امام هادی(ع) به دانشمندان

Posted in امام علي النقي علیه السلام

حجت‌الاسلام والمسلمین باقر شریف قرشی مولف و نویسنده حوزوی در کتاب زندگانی امام الهادی(ع) به نقل یک ماجرای خواندنی از امام هادی (ع) و شیوه آن حضرت در احترام به علما پرداخته است.
به گزارش مشرق ، این محقق حوزوی در کتاب خود با نقل سیره‌ای از آن حضرت آورده است امام هادى - علیه السلام - در بزرگداشت دانشمندان و اندیشمندان مى کوشید و به آنها توجهى خاص داشت و آنان را بر دیگر مردم برتر مى شمرد زیرا آنان سرچشمه نور و آگاهى در زمین هستند.

از کسانى که مورد تجلیل امام قرار گرفت، فقیهى بود که با یکى از نواصب و مبغضین اهل بیت به مناظره پرداخته و او را مغلوب ساخته بود، آن فقیه پس از چندى به زیارت امام هادی (ع)آمد حضرت که از مناظره او با ناصبى خبردار بود از دیدن وى شادمان شده او را در صدر مجلس ‍ نشاند و به گرمى با وى به گفتگو پرداخت . مجلس مملو از علویان و عباسیان بود. آنان در آنجا از این توجه خاص امام رنجیده شدند و امام را مخاطب ساخته گفتند:
«چگونه او را بر سادات و بزرگان بنى هاشم مقدم مى دارى ؟...»

حضرت در پاسخ فرمود: از کسانى نباشید که خداوند متعال درباره شان فرمود: «( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوْتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُدْعَوْنَ إِلَى کِتَابِ اللّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ». (1)
«آیا ندیدى کسانى را که بهره اى از کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، فرا خوانده شدند تا کتاب خدا داور آنان باشد لیکن گروهى اعراض کرده روى گرداندند».

آیا کتاب خداوند متعال را به عنوان داور و حکم قبول دارید؟... همگى گفتند: «آرى ، یابن رسول اللّه ». و امام روش ‍ خود را - به استناد آیات قرآن - چنین مدلّل ساخت : آیا خداوند نمى گوید: « ی یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ». (2)

«اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که در مجالسى به شما گفته مى شود جاى باز کنید شما نیز جاى باز کنید تا خداوند براى شما گشایش دهد... تا آنجا که مى گوید: و دانشمندان را درجاتى بالاتر مى دهد».

خداوند متعال همانطور که مؤمن را بر غیر مؤ من مقدم مى دارد،« مؤ من عالم» را بر« مؤ من غیر عالم» برترى داده است . و باز خداوند است که مى فرماید: «خداوند مؤمنان اهل علم را درجاتى ، برترى مى دهد» آیا خداوند گفته است که خداوند نجیب زادگان و شریفان نسب دار را رفعت مى دهد! (نه این گونه نیست) لیکن حضرت باریتعالى با تاءکید مى گوید:

« أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » (3) آیا آنان که مى دانند و آنان که نمى دانند با هم برابرند؟».

پس چرا از احترام و تجلیل من نسبت به این عالم که مورد بزرگداشت خدا نیز هست رنجیده شده اید، شکستى که این مرد به آن ناصبى با دلایل و براهین (قاطع)داد از هر شرافت مبنى بر نسب و تبار، بالاتر و برتر است .

دلایل و حجت هاى امام ، حاضرین را خاموش کرد لیکن یکى از بنى عباس حاضر در جلسه همچنان بر موضع نادرست خویش پافشارى کرد و گفت :
«یابن رسول اللّه ! شما این مرد را بر ما مقدم داشتى و ما را پایین تر از او به حساب آوردى در صورتى که او مانند ما نسبى چنین روشن و درخشان ندارد و از صدر اسلام تاکنون آن را که نسبى شریف تر داشته باشد بر دیگران مقدم مى دارند...»

منطق این شخص عباسى ، منطقى سست و بى بنیاد است که اسلام بدان کمترین بهایى نمى دهد، اسلام متوجه ارزش هاى والایى است که هرگز چنین افرادى تصور آن را هم ندارند و به گوششان نخورده است . لذا حضرت طبق اصل قرآنى : « ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (4) و دستور: « کَلِمُوا النّاسَ عَلى قَدْر ِ عُقُولِهِم » براى قانع کردن وى راه دیگرى در پیش گرفت و گفت :
«سبحان اللّه ! » آیا عباس که از بنى هاشم بود با ابوبکر تیمى بیعت نکرد؟ آیا عبداللّه بن عباس پدر خلفاى عباسى و از خاندان بنى هاشم ، کارگزار عمر بن خطاب از بنى عدى نبود؟ پس چرا عمر افراد خارج از خاندان قریش را وارد شوراى شش نفره کرد (برای بیعت) ولى عباس را که هاشمى و قرشى بود وارد شورا ننمود؟!

پس اگر برتر شمردن غیر هاشمى بر هاشمیان نادرست است، باید بیعت کردن عباس با ابوبکر و کارگزارى عبداللّه بن عباس براى عمر را محکوم کنى و اگر آن کار اشکالى نداشت این مورد هم مانند آن روا خواهد بود...».

معترض ، تاب این استدلالات را نیاورد خاموش گشت و دیگر دم نزد.(5)
1-سوره آل عمران ، آیه 23.
2- سوره مجادله ، آیه 11.
3- سوره زمر، آیه 9.
4- سوره نحل ، آیه 125.
5- « الاحتجاج» طبرسى ، ج 1 و 2، ص 454.
زندگانی امام علی الهادی(ع)-باقر شریف قرشی

امام هادی(علیه‌السلام) و یک نکته از روان‌شناسی اجتماعی

Posted in امام علي النقي علیه السلام

برای درک صحیح مسایل مربوط به روان‌شناسی اجتماعی سزاوار است به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که حاملان وحی و علوم انبیا و خزانه‌داران علم الهی هستند، رجوع کنیم. در این نوشتار قصد داریم تنها به عنوان نمونه، به ترجمه و شرح یک روایت از امام هادی(ع) که در آن به یکی از مسایل روان‌شناسی اجتماعی اشاره شده است، بپردازیم.

پنج نکته از زندگانی امام هادی(ع)

Posted in امام علي النقي علیه السلام

مشرق: يكى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه عليه به نام اسحاق بن ابراهيم حكايت كند:

روزى به محضر مبارك آن حضرت شرفياب شدم ، شخصى را ديدم كه در مجلس حضرت اظهار داشت : مدّتى است كه مبتلا به سردرد شديدى گشته امام عليه السلام فرمود: ظرفى را با مقدارى آب بردار و اين آيه شريفه قرآن را بر آن بخوان :

أ وَلَمْ يَرَ الَّذينَ كَفَرُوا انَّ السَّمواتِ وَ الاْ رْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتّقْنا هُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيٍ حَيُّ أ فَلا يُؤْمِنُونَ.(55)

و سپس آن را بياشام ، كه انشاءاللّه سردرد برطرف خواهد شد.(56)

حضور داشتند، چنين فرمود: اسم اعظم خداوند متعال ، داراى هفتاد و سه حرف مى باشد كه آصف بن برخيا - وصىّ حضرت سليمان عليه السلام - يك حرف از مجموع آن ها را مى دانست و زمين برايش كوچك شد، به طورى كه توانست در كمتر از يك لحظه عرش بلقيس را نزد حضرت سليمان عليه السلام آورد.
وليكن نزد ما اهل بيت رسالت هفتاد و دو حرف موجود است و يك حرف آن نزد خداوند متعال محفوظ مى باشد.(57)

 

.3 هنگامى كه خداوند متعال نوزادى به حضرت ابوالحسن ، امام هادى عليه السلام عطا نمود، عدّه اى از اصحاب ، خدمت حضرت آمدند تا تهنيت و تبريك گويند.وقتى بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نيافتند؛ علّت را جويا شدند؟امام عليه السلام فرمود: به نوزاد اميدى ندارم ، چون كه او عدّه بسيارى را گمراه مى گرداند.پس پيش گوئى حضرت و علّت ناراحتى آن بزرگوار تحقّق يافت و اين نوزاد همان جعفر كذّاب شد.(58)

.4 ابوهاشم جعفرى حكايت كند:روزى در محضر شريف امام هادى عليه السلام شرفياب شدم ، كودكى وارد شد و شاخه گلى را تقديم آن حضرت كرد.امام عليه السلام آن شاخه گل را گرفت و بوئيد و بر چشم خود نهاد و بوسيد؛ و سپس آن را به من اهداء نمود و اظهار داشت :هر كه شاخه گلى را ببويد و بر چشم خويش بگذارد و ببوسد و سپس صلوات بر محمّد و آلش فرستد، خداوند متعال حسنات بى شمارى را در نامه اعمالش ثبت مى نمايد؛ و نيز بسيارى از خطاها و لغزش هايش را مورد عفو قرار مى دهد.(59)

.5 يكى از اهالى كوفه در شهر سامراء خدمت حضرت ابوالحسن ، امام علىّ هادى عليه السلام شرفياب شد و اظهار داشت ياابن رسول اللّه ! من از دوستان و علاقه مندان به شما و اجدادتان مى باشم ، و داراى قرض سنگينى هستم و چون توان پرداخت آن را ندارم به قصد شما آمده ام .
امام هادى عليه السلام فرمود: همين جا بِايست تا چاره اى بينديشم .پس از گذشت لحظاتى ، مقدار سى هزار دينار از طرف متوكّل - خليفه عبّاسى - براى حضرت آوردند.
حضرت سلام اللّه عليه آن پول ها را از ماءمور متوكّل گرفت و بى درنگ و بدون آن كه محاسبه نمايد، تمامى آن سى هزار دينار را تحويل آن شخص كوفى داد.پس آن مرد كوفى مقدار ده هزار دينار از آن ها را برداشت و اظهار نمود: ياابن رسول اللّه ! من بيش از ده هزار دينار نياز ندارم ، چون به همان مقدار بدهكار هستم و براى من همين مقدار كافى است ولى امام عليه السلام از پس گرفتن آن بيست هزار دينار خوددارى و امتناع نمود.لذا آن مرد كوفى تمامى آن هديه را گرفت و گفت : خداوند بهتر مى داند كه چه كسانى را امام و حجّت خود بر انسان ها قرار بدهد، و سپس عازم شهر كوفه شد.(60)

پی نوشت ها:

55- سوره انبياء: آيه 30.

56- بحارالا نوار: ج 92، ص 51، ح 7.

57- بحارالا نوار: ج 27، ص 26، ح 3.

58- عيون المعجزات : ص 135.

59- كافى : ج 6، ص 525، ح 5، حلية الا برار: ج 5، ص 37، ح 3.

60- ينابيع المودّة : ج 3، ص 128.

منبع: هیات بلاگ

هدیه امام هادی (ع) به اهل تهران

Posted in امام علي النقي علیه السلام

راز بزرگی نهفته است در کلام گهر بار امام هادی علیه السلام به یکی از اهالی ری که از زیارت حسین ابن علی علیه السلام از کربلا بازگشته بود فرمودند: اگر قبر عبدالعظیم(ع) را در «ری» را زیارت می کردی مانند آن بود که حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده باشی.

به گزارش «تابناک»، مقید ساختن جمله «من زار عبدالعظیم بِرِی» با نشانه گذاری و تاکید مکانی که هیچ کس را بهانه ای برای گمراه شدن از نشانی ارائه شده نباشد و از سوی دیگر قرینه ساختن سرزمین «ری» با «کربلا» از ویژگی های این کلام گهربار حضرت هادی علیه السلام است که نیازمند به تفسیر و تعمیق دارد.

چنانکه در روایات عدیده واقعه غدیر نیز آمده است که در آن رسول گرامی (ص) نخست دستان مبارک حضرت علی ابن ابیطالب (ع) را بالا برد و بالا برد، تا جايي كه سفيدي زير بغل او بر همه مردم نمايان شد و همه حضرت علي عليه السلام را در كنار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ديدند و او را به خوبي شناختند و دريافتند كه مقصود از اين اجتماع مسئله اي است كه مربوط به حضرت علي عليه السلام است و همگي با ولع خاصي آماده شدند كه به سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم گوش فرا دهند.



و سپس فرمود: «من کنت مولا فهذا علی مولا» یعنی ولایت و جانشینی را مقید کرد به «هذا علیٌ» تا حتی مساله ای به مانند تشابه در نام و عنوان بهانه ای برای «جانشینان جعلی» فراهم نکرده و در تاریخ، مفری موجه برای گمراهی و گمراه کردن نمانده باشد.

از این رو حضرت هادی علیه السلام، اهالی تهران و اطراف آن را در آن برهه از تاریخ که بخشی از «ملک ری» به شمار می رفت، بشارت داد به کسب فیض و توفیق زیارت مزار نورانی فقیه و عالم لازم التعظیم و امامزاده واجب التکریم جناب عبدالعظیم الحسنی علیه السلام و ضمانت نمود به پاداش بی کران زیارت ارباب معرفت حضرت حسین ابن علی علیه السلام در کربلا به موجب این زیارت.



یعنی پاداشی برابر زیارت امام معصومی که براى هيچ یک از امامان معصوم به اندازه زيارت ایشان تاکید نشده است و حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «والله لو اني حدثتکم بفضل زيارته و بفضل قبره لترکتم الحج راسا و ما حج منکم احد...»؛ به خدا سوگند اگر در فضيلت زيارت و فضيلت مزار امام حسين علیه السلام به شما مي گفتم، به کلي حج را ترک مي کرديد و هيچ کس از شما حج نمي نمود. (کامل الزياره، ص ۲۶۷)

و نیز حضرتشان فرمودند: «كسى كه ‏توانايى زيارت حسين را داشته باشد ولى زيارت نكند، نسبت به پيامبر اسلام و ائمه عاق شده است.» که این ها همه تاکید اهل بیت (ع) و اهمیت والای زیارت حضرت حسین ابن علی علیه السلام را می رساند.

این هدیه گرانبها موجب شد تا «ری» به تعبیر رهبر معظم انقلاب به قبله تهران و نقطه امیدی برای ارادتمندان به ساحت قدسی کربلا مبدل شود و تهران امروز به عنوان پایتخت ام القرای جهان اسلام در زیر سایه معنوی این بارگاه ملکوتی قرار گیرد.



پس از کسب فیض از این کلام گهربار معصوم نیز در رجوع به مشی و مرام صالحان و عرفای عصر حاضر مواجه می شویم به بیان عارف سالک حضرت آیت الله بهجت (ره) که در خصوص زیارت امامزاده والامقام و این عالم و محدث جلیل القدر فرمودند: اهل تهران اگر هفته ای یکمرتبه به زیارت حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام نروند، جفا کرده اند.

و نیز کلام حضرت آیت الله خوشوقت که فرمودند: «امیدوارم همه شیعیان، بخصوص کسانی که نزدیک حرم مطهر ایشان هستند مثل اهالی محترم تهران و اطراف، قدر ایشان را بدانند و به زیارت ایشان مشرف شوند و اشتغال بدنیا مانع نشود از اینکه از این زیارت محروم شوند.»



که این ها و سایر بیانات و مستندات همه نشان از قدر و عظمت این قطعه از خاک ایران اسلامی است که به مثابه سرزمین مقدس کربلا در جهان در خاک پر افتخار ایران اسلامی تلالو و درخشش دارد و اهل تهران و ری به آن مفتخرند و سلام رو به قبله خود را به قبر مطهر و منور حضرت سیدالشهداء علیه السلام، پس از هر فریضه واجب به سلام به مرقد منور حضرت سیدالکریم علیه السلام ختم می کنند.

در این روزها که مصادف است با سالروز وفات حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام و نیز مقارن است با ایام شهادت عموی گرانقدر پیامبراکرم حضرت حمزه (س) عرض ادب و احترام می کنیم به روح مقدس آن والامقام که قوت قلب جناب محمد ابن عبدالله (ص) در سال های ترویج رسالت بود و سر تعظیم فرو می آوریم نزد این سلاله اهل بیت (ع) که سال های سال حضور و مجاهدت و مبارزه اش قوت قلب حضرت هادی علیه السلام و ائمه طاهرین معاصر خود بود و بر لب جاری می سازیم: «السلام علیک یا سیدالکریم و السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی».

حکایت ناقه صالح و پیشگویی امام هادی (ع)

Posted in امام علي النقي علیه السلام

به گزارش شیعه آنلاین، روزنامه کیهان نوشت: پسر جوان از بيابان اطراف سامرا، به خانه بازگشته بود. پدر از مراسم عيد فطر در حضور متوکل، خليفه عباسي سؤال کرد. جوان با تاسف گفت؛ به دستور متوکل، بسياري از بني هاشم را با پاي برهنه به مراسم آورده بودند.

پدر از علي بن محمد(ع) - امام هادي عليه السلام- پرسيد و اين که آيا ايشان را هم آورده بودند. پسر پاسخ مثبت داد و گفت؛ آن حضرت را در نهايت سختي به ميانه ميدان آورده بودند. پدر پرسيد؛ سخني از او نشنيدي؟ پسر گفت؛ شنيدم که مي فرمود؛ جايگاه ما نزد خداي سبحان کمتر از «ناقه صالح» نيست.

پدر گفت؛ خاطر آسوده دار که متوکل بيش از 3 روز ديگر زنده نخواهد بود. قوم صالح 3 روز بعد از آن که ناقه را پي کردند، به عذاب الهي گرفتار شدند.... و 3 روز بعد، متوکل، خليفه ستمگر عباسي کشته شد.