كرامتي از امام هادي(ع) از زبان مقام معظم رهبري /نگاهي به شيوه‏ هاي رهبري امام /۱۴ نکته درباره زیارت جامعه کبیره/صوت: زیارتنامه امام با صدای فرهمند و مداحی ارضی،طاهری،کریمی و سلحشور

Posted in امام علي النقي علیه السلام

 

 

رجانیوز- كرامتي از امام هادي(ع) از زبان مقام معظم رهبري /نگاهي به شيوه‏ هاي رهبري امام /۱۴ نکته درباره زیارت جامعه کبیره/صوت: زیارتنامه امام با صدای فرهمند و مداحی ارضی،طاهری،کریمی و سلحشور

مظلوم پيروز

سخني از مقام معظم رهبري پيرامون شخصيت امام هادي(عليه السلام)

این سخنان در سی‌ام مردادماه سال ۱۳۸۳ و پس از مراسم روضه‌خوانی به مناسبت شهادت حضرت امام علی النقی علیه‌السلام بیان شده است.

بالاخره در نبرد بين امام هادى (عليه‌السّلام) و خلفايى كه در زمان ايشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پيروز شد، حضرت هادى (عليه‌السّلام) بود؛ اين بايد در همه‌ى بيانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.

در زمان امامت آن بزرگوار شش خليفه، يكى پس از ديگرى، آمدند و به درك واصل شدند. آخرين نفر آنها، «معتز» بود كه حضرت را شهيد كرد و خودش هم به فاصله‌ى كوتاهى مُرد. اين خلفا غالباً با ذلت مردند؛ يكى به‌دست پسرش كشته شد، ديگرى به دست برادرزاده‌اش و به همين ترتيب بنى‌عباس تارومار شدند؛ به عكسِ شيعه. شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.

حضرت هادى (عليه‌السّلام) چهل و دو سال عمر كردند كه بيست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند. سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان تركِ نزديك به خود را - با تركهاى خودمان؛ تركهاى آذربايجان و ساير نقاط اشتباه نشود - كه از تركستان و سمرقند و از همين منطقه‌ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عربها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند. در همين شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‌ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند.

اين شبكه‌هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند. امام هادى همه‌ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خونريز همان شش خليفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى (عليه‌السّلام) هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌اى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما اين عده چون شبكه‌ى قوى‌اى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پيدا كند.

يك روزِ مجاهدت اين بزرگوارها - ائمه (عليهم‌السّلام) - به قدر سالها اثر مى‌گذاشت؛ يك روز از زندگى مبارك اينها مثل جماعتى كه سالها كار كنند، در جامعه اثر مى‌گذاشت. اين بزرگواران دين را همين‌طور حفظ كردند، والّا دينى كه در رأسش متوكل و معتز و معتصم و مأمون باشد و علمايش اشخاصى باشند مثل يحيى‌بن‌اكثم كه با آن‌كه عالم دستگاه بودند، خودشان از فساق و فجار درجه يكِ علنى بودند، اصلاً نبايد بماند؛ بايد همان روزها بكل كلكِ آن كنده مى‌شد؛ تمام مى‌شد. اين مجاهدت و تلاش ائمه (عليهم‌السّلام) نه فقط تشيع بلكه قرآن، اسلام و معارف دينى را حفظ كرد؛ اين است خاصيت بندگان خالص و مخلص و اولياى خدا. اگر اسلام انسانهاى كمربسته نداشت، نمى‌توانست بعد از هزار و دويست، سيصد سال تازه زنده شود و بيدارى اسلامى به‌وجود بيايد؛ بايد يواش يواش از بين مى‌رفت.

اگر اسلام كسانى را نداشت كه بعد از پيغمبر اين معارف عظيم را در ذهن تاريخ بشرى و در تاريخ اسلامى نهادينه كنند، بايد از بين مى‌رفت؛ تمام مى‌شد و اصلاً هيچ چيزش نمى‌ماند؛ اگر هم مى‌ماند، از معارف چيزى باقى نمى‌ماند؛ مثل مسيحيت و يهوديتى كه حالا از معارف اصلى‌شان تقريباً هيچ‌چيز باقى نمانده است. اين‌كه قرآن سالم بماند، حديث نبوى بماند، اين همه احكام و معارف بماند و معارف اسلامى بعد از هزار سال بتواند در رأس معارف بشرى خودش را نشان دهد، كار طبيعى نبود؛ كار غيرطبيعى بود كه با مجاهدت انجام گرفت. البته در راه اين كار بزرگ، كتك‌خوردن، زندان‌رفتن و كشته‌شدن هم هست، كه اينها براى اين بزرگوارها چيزى نبود.

ائمه‌ى ما در طول اين دويست‌وپنجاه سال امامت - از روز رحلت نبى مكرم اسلام (صلّى‌اللَه‌عليه‌وآله) تا روز وفات حضرت عسكرى، دويست‌وپنجاه سال است - خيلى زجر كشيدند، كشته شدند، مظلوم واقع شدند و جا هم دارد برايشان گريه كنيم؛ مظلوميت‌شان دلها و عواطف را به خود متوجه كرده است؛ اما اين مظلومها غلبه كردند؛ هم مقطعى غلبه كردند، هم در مجموع و در طول زمان.

والسّلام عليكم و رحمةالله بركاته

زيارت نامه امام هادي(عليه السلام) با صداي استاد فرهمند

 

 دانلود



نگاهي به شيوه‏ هاي رهبري امام هادي عليه السلام

1. نفوذ در ميان دولتمردان

روش‏هاي حكيمانه و كمالات علمي، معنوي انساني امام هادي عليه السلام سبب شد كه آن بزرگوار در ميان كارگزاران حكومت و دولتمردان عصر خويش محبوبيت‏خاصي پيدا كند.

مثلا هنگامي كه هرثمه، آن حضرت را وارد بغداد كرد، اسحاق بن ابراهيم طاهري كه والي بغداد بود به او گفت: تو متوكل را مي‏شناسي (كه چه قدر فرد خبيث و بدسرشتي است) اگر او را بر قتل اين آقا تحريك كني، امام را خواهد كشت و حضرت رسول اكرم‏صلي الله عليه وآله در روز قيامت‏ خصم تو خواهد بود و او گفت: «سوگند به خدا، جز نيكي از او نديده‏ام.» همچنين وصيف تركي يكي از امراي بزرگ ترك در دستگاه خلافت، در سامرا هرثمه را تهديد كرد كه اگر مويي از سر او (امام هادي‏عليه السلام) كم شود تو مسؤول خواهي بود.

2. پاسخ به پرسش‏هاي علمي

يكي ديگر از شيوه‏هاي امام هادي عليه السلام در رهبري جامعه اسلامي پاسخ به پرسش‏هاي علمي و شرعي بود كه به يك مورد اشاره مي‏ كنيم:

در عصر متوكل، فردي مسيحي با زني مسلمان زنا كرد، آن گاه اسلام آورده و شهادتين بر زبان جاري نمود. او را دستگير كرده و نزد متوكل عباسي آوردند. از ميان دانشمندان حاضر، يحيي بن اكثم مهم‏ترين دانشمند عصر، در مورد اين عمل چنين حكم نمود: مسلمان شدن او پليدي كفر و عمل غير شرعي او را از بين مي‏برد و حد شرعي بر او جاري نمي‏شود. عده‏اي از فقها گفتند: بايد بر او سه بار حد جاري شود. برخي ديگر از فقها نظراتي ديگر اظهار داشتند. متوكل در مورد اين مساله متحير شده و ناچار حقيقت‏حكم را از امام هادي عليه السلام جويا شد. آن حضرت با رؤيت صورت مساله فرمود: «يضرب حتي يموت; آن قدر بايد شلاق زده شود تا بميرد.» يحيي بن اكثم و ساير فقهاي عصر اعتراض كرده و گفتند: يا امير! چنين حكمي در كتاب خدا و سنت پيامبر وجود ندارد، از او مدرك اين فتوا را بخواه. هنگامي كه متوكل از امام علي النقي عليه السلام مدرك خواست، حضرت با اشاره به آياتي از سوره غافر براي او چنين نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم، «فلما راوا باسنا قالوا آمنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين فلم يك ينفعهم ايمانهم لما راو باسنا سنت الله التي قد خلت في عباده و خسر هنالك الكافرون‏»; (9) «هنگامي كه عذاب شديد ما را ديدند گفتند: هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايي كه همتاي او مي‏شمرديم كافر شديم. اما هنگامي كه عذاب ما را مشاهده كردند ايمانشان براي آن‏ها سودي نداشت. اين سنت‏خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده و آن جا كافران زيان‏كار شدند»

متوكل پاسخ امام هادي عليه السلام را پسنديده و دستور داد آن قدر به آن مرد مسيحي فاسق شلاق بزنند تا بميرد.

3. سازماندهي مبارزات سري

يكي از شيوه‏هاي رهبري امام هادي عليه السلام، مديريت مبارزات مخفيانه با حكومت استبدادي و طاغوتي عصر بود. آن حضرت اين كار را از راه‏هاي مختلفي انجام مي ‏داد:

الف) محمد بن داود قمي و محمد طلحي نقل مي‏كنند: اموالي از قم و مناطق اطراف آن كه شامل وجوهات شرعي، نذورات، هدايا و جواهرات بود، براي امام هادي عليه السلام حمل مي‏كرديم. در راه پيك امام رسيد و به ما خبر داد كه باز گرديم; زيرا موقعيت‏براي تحويل اموال مناسب نيست. ما بازگشتيم و آن چه را نزدمان بود هم چنان نگه داشتيم. تا آن كه پس از مدتي امام دستور داد اموال را بر شتراني كه فرستاده بود، بار كنيم و آن‏ها را بدون ساربان به سوي آن حضرت روانه كنيم. ما اموال را به همين كيفيت‏حمل كرده و فرستاديم. بعد از مدتي كه به حضور امام‏عليه السلام رسيديم فرمود: «به اموالي كه فرستاده‏ ايد بنگريد!» ديديم در خانه امام اموال به همان حال محفوظ است.

ب) محمد بن شرف مي‏ گويد: «همراه امام هادي عليه السلام در مدينه راه مي‏رفتم. امام عليه السلام فرمود: آيا تو پسر «شرف‏» هستي؟ عرض كردم: آري. آن گاه خواستم از حضرت پرسشي كنم. امام عليه السلام از من پيشي گرفت و فرمود: «نحن علي قارعة الطريق و ليس هذا موضع المسالة; ما در حال عبور از شاهراه هستيم و اين محل براي طرح سؤال مناسب نيست.»

در موارد متعددي شبيه همين موارد آن حضرت فعاليت‏ هايش را استتار كرده و دور از چشم عاملان حكومت انجام مي‏داد.

4. مبارزه با انديشه‏هاي انحرافي

در عصر امام هادي عليه السلام عده‏اي از «غلاة‏» در مورد معصومين ‏عليهم السلام افراط مي‏كردند و آن بزرگواران را تا حد مقام خداوندي بالا مي‏بردند و گروهي را با اين افكار باطل به گمراهي كشانيده بودند. پيشواي دهم با گفتار حكيمانه، رفتار مدبرانه و نامه‏هاي روشنگرانه خود مرز افراط و تفريط را مشخص مي‏نمود. آن حضرت دوستداران واقعي اهل بيت عليهم السلام را از ا نحراف و تمايل به سوي انديشه‏هاي نادرست و آراء باطل بر حذر مي‏داشت. افرادي مانند: علي بن حسكه قمي، قاسم يقطيني، حسن بن محمد باباي قمي، محمد بن نصير و فارس بن حاتم قزويني و ... از جمله اين كج‏انديشان منحرف بودند. امام هادي عليه السلام با شيوه‏هاي مختلف با اين افراد برخورد مي‏ نمود.

در مورد عقايد باطل و انحرافي اين گروه يكي از ياران امام هادي عليه السلام به آن حضرت نامه نوشته و اعتقادات علي بن حسكه را شرح داد خلاصه نامه چنين است: «فدايت گردم اي آقا و سرور من! علي بن حسكه معتقد است تو ولي او و همان خداي قديم هستي، و خود را پيامبري مي‏داند كه از جانب شما ماموريت‏يافته مردم را به سوي شما دعوت كند.» آن حضرت پاسخ مي‏دهد: «ابن حسكه دروغ گفته است. من او را در شمار دوستان خود نمي‏دانم ... به خدا سوگند، خداوند محمد صلي الله عليه وآله و پيامبران پيش از او را جز به آيين يكتاپرستي و نماز و زكات و حج و ولايت نفرستاده است. محمد صلي الله عليه وآله تنها به خداي يكتاي بي‏شريك دعوت كرده است و ما جانشينان او نيز، بندگان خداييم و به او شرك نمي‏ورزيم. در صورت اطاعت از خدا مورد رحمت او قرار گرفته و چنانچه از فرمانش سرپيچي كنيم، عقوبت و عذاب خواهيم شد. ما حجتي بر خداوند نداريم و خداوند بر ما و تمام مخلوقاتش حجت دارد. من از كسي كه اين سخنان را به زبان آورده بيزاري جسته، به خدا پناه مي‏برم - خدا آنان را لعنت كند - شما نيز از آنان دوري كنيد و آنان را در تنگنا قرار داده و تكذيبشان كنيد. و اگر به يكي از اين افراد دسترسي پيدا كرديد سرش را با سنگ بشكنيد.»

اما هادي(ع) با دو گروه صوفيه و واقفيه(كه اين گروه امام موسي كاظم(ع) را آخرين امام و همان منجي موعود مي دانستند) هم كه در زمان ايشان فعاليت زيادي داشتند به شدت مخالفت و برخورد مي نمودند.

5. احياي فرهنگ غدير و امامت

يكي ديگر از روش‏هايي كه در سيره امام هادي عليه السلام مورد توجه بوده نشر معارف ائمه و فرهنگ اهل بيت عليه السلام در آن عصر ظلماني مي‏باشد. هنگامي كه معتصم خليفه عباسي حضرت هادي عليه السلام را در روز غدير احضار نمود، آن حضرت در آن موقعيت‏حساس به زيارت جد بزرگوارش امام علي عليه السلام شتافته و بانواي ملكوتي و عبارات دلنشين خويش، فضائل و مناقب حضرت علي عليه السلام را بار ديگر در خاطره‏ها زنده كرد. محتواي اين زيارت درباره فرهنگ غدير و زندگي ارزشمند و باشكوه امير مؤمنان علي عليه السلام است و محورهاي مهمي در زيارت غدير مورد توجه و تاكيد امام هادي‏عليه السلام قرار گرفته است.

6. زيارت جامعه يا منشور امامت

امام هادي‏عليه السلام علاوه بر زيارت غدير، براي تبيين جايگاه امامت و مشخص شدن منزلت پيشوايان معصوم ‏عليهم السلام يكي از آثار ماندگار خويش را به نام زيارت «جامعه كبيره‏» كه يك دوره امام‏شناسي جامع و كامل مي‏باشد، به شيفتگان معارف اهل بيت‏عليهم السلام عرضه نموده است. به گفته علامه مجلسي، اين زيارت از نظر سند صحيح‏ترين و از جهت محتوي فراگيرترين زيارت‏ها نسبت‏به ائمه اطهارعليهم السلام مي‏باشد و در مقايسه با ديگر زيارت‏ها از فصاحت لفظ و بلاغت معني و شان و منزلت والايي برخوردار است.

مداحي با صداي حاج منصور ارضي

 

 

مداحي با صداي حاج محمود كريمي

 

 

مداحي با صداي حاج محمدرضا طاهري

 

 

مداحي با صداي حاج مهدي سلحشور

 

 


كراماتي از امام هادي عليه اسلام

معلمي كه شاگرد شد(كرامتي از امام هادي(ع) از زبان مقام معظم رهبري)

حديثي درباره ي كودكي حضرت هادي است، كه نمي دانم شنيده ايد يا نه؛ وقتي معتصم در سال ۲۱۸ هجري، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادي كه در آن وقت شش ساله بود، به همراه خانواده اش در مدينه ماند. پس از آن كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس وجو كرد و وقتي شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، علي بن محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصي را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن جا كسي را كه دشمن اهل بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد.

اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكي از علماي مدينه را به نام «الجنيدي»، كه جزو مخالف ترين و دشمن ترينِ مردم با اهل بيت عليهم السّلام بود - در مدينه از اين قبيل علما آن وقت بودند - براي اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربي و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذاري هيچ كس با او رفت و آمد كند و او را آن طور كه ما مي خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدي - در تاريخ ثبت است. حضرت هادي هم - همان طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسي مي توانست در مقابل آن مقاومت كند.

بعد از چند وقت يكي از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدي را ديد و از بچه يي كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدي گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براي او بيان مي كنم، او باب هايي از ادب را براي من بيان مي كند كه من استفاده مي كنم! اين ها كجا درس خوانده اند؟! گاهي به او، وقتي مي خواهد وارد حجره شود، مي گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مي خواسته اذيت كند - مي پرسد چه سوره يي بخوانم. من به او گفتم سوره ي بزرگي؛ مثلاً سوره ي آل عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاي مشكلش را هم براي من معنا كرده است! اين ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!

ارتباط اين كودك - كه علي الظاهر كودك است، اما ولي اللَّه است؛ «وآتيناه الحكم صبيّا» با اين استاد مدتي ادامه پيدا كرد و استاد شد يكي از شيعيان مخلص اهل بيت!

همه سحرها هيچ است!

روزی فردی را به سراغ شعبده باز و جادوگر بی نظیری فرستاد که اهل هندوستان و از دشمنان اهل بیت علیهم السلام به شمار می آمد. متوکل به او هزار دینار طلا داد که حضرت هادی علیه السلام را تحقیر و شرمنده کند. او نیز قبول کرد و در مجلس مهمانی خلیفه در کنار حضرت هادی علیه السلام نشست. و در قرص نانی عمل سحر انجام داد؛ به گونه ای که وقتی حضرت هادی علیه السلام دست مبارک خود را به طرف آن نان دراز کرد؛ نان به هوا پرید. و حاضران خندیدند و حضرت را به خیال خامشان تحقیر کردند.

در کنار شعبده باز هندی بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر بود. امامِ کائنات و صاحب ولایت تکوینی، دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد و فرمود: این فاسق را بگیر! [با عنایت الهی و کرامت امام هادی علیه السلام ] آن تصویر به شیر درنده تبدیل شد و در جا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید! [و جریان مجلس هارون و امام موسی بن جعفر علیهماالسلام و امام رضا علیه السلام و مأمون تکرار شد] و شرکت کنندگان در مجلس مبهوت و متحیر ماندند. متوکل از آن امام بزرگوار درخواست کرد که دستور دهد آن شیر، ساحر هندی را برگرداند.

حضرت فرمود: «او را دیگر نخواهی دید. آیا تو دشمنان خدا را بر دوستان او مسلط می کنی!» این جمله را فرمود و مجلس متوکل را ترک گفت. (بحار الانوار، ج 50، ص 144، ح 28؛ کشف الغمّة، ج 2، ص 392؛ تجلیات ولایت، ص 480.)


بر كرانه خورشيد

۱۴ نکته درباره زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ از امام علی النقی علیه السلام به ما رسیده است. زیارت جامعه که به تعبیر علامه مجلسی(ره) از نظر سند و روایت از صحیح‌ترین و قوی‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است یادگاری عظیمی است که در حرم هر یک از ائمه معصومین علیهم‌السلام آن زیارت را می‌خوانیم.

از آنجاکه این زیارت، بر نقل نصوص مختلف، معتبرترین زیارات بوده و توصیه به خواندن آن در مشاهد مشرفه، اکیدا به چشم می خورد ؛ توجه به مضامین مهم آن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.

1 – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

خاندان پیامبری: دقت كنيد، مي فرمايد خاندان پیامبری و نمی گوید خاندان پیامبر

2 – ساسة العباد

دین از سیاست جدا نیست: ائمه ی شیعه، تنها رهبران دینی مردم نبوده و سیاستمدار ترین افراد روزگار خود نیز بوده و شعار جدایی دین از سیاست توطئه ای پرورش یافته توسط دشمنان دین است.

3 – وَحُجَجِ اللَّهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَالاْولى

سه برهه ی زمانی بسیار مهم و اهل بیت :امامان شیعه در سه برهه ی زمانی بسیار مهم، حجت های بر مردم بوده اند:

الف: دنیا، ب: آخرت ج: اولی (آیا تا به حال به این برهه زمانی فکر کرده اید که اولی کجا بوده است؟!)

4 - اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ

امن ترین راه رسیدن به خدا: آنچه که مسلم است و در لسان روایات به آن اشاره شده است اینست که راه های رسیدن به خداوند، بسیار زیاد است اما آنچه باید بر اساس نص جامعه کبیره مورد توجه قرار بگیرد اینست که امن ترین راه، طریق اهل بیت است.

5 - اَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ

تاییدات با روح: بزرگترین فرشته ی الهی به نام روح (که برخی از مفسرین، ذیل آیات سوره ی قدر و آیه تنزل الملائکه و الروح فیها، اشاره به این مطلب داشته اند )که اعظم ملائکه ی الهی می باشد؛ همواره همراه اهل بیت عصمت و طهارت بوده است و ایضا می باشد!

6 - وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک

اهل بیت محک ایمان: آنچه بر اساس روایت مختلف بدان اشاره شده است، خاندان عصمت و طهارت،محک ایمان برای انسان ها هستند . هرکس ایشان را به عنوان نمایندگان الهی پذیرفت، نجات یافته و هرکس رو گردان شود، هلاک می گردد.

7 – وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَیْکُمْ وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیباً لِخَلْقِنا وَطَهارَةً لاِنْفُسِنا وَتَزْکِیَةً لَنا وَکَفّارَةً لِذُنُوبِنا

اهل بیت جلوه ای از رحمة للعالمینی پیامبر اسلام: اگر خداوند، گناهان خلائق بپوشاند و لباس رحمت بر آنان، بواسطه ی اهل بیت است . که در برخی روایات داریم در روز قیامت،خیل کثیری از بندگان الهی را دستگیری می نمایند و ایضا در این دنیا به برکت حضور نورانیت ایشان، گناهان بخشیده می شود همانطور که در زیارت نامه ی آنها نیز اشاره شده است که زائر ایشان در حال معرفت، تمامی گناهانش بخشیده شده و مإوایش بهشت خواهد بود.

8 – وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّه عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدین لِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَالْغاصِبینَ لاِرْثِکُمْ وَالشّاَّکّینَ فیکُمْ وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ وَمِنْ کُلِّ وَلیجَةٍ دُونَکُمْ

دشمن شناسی و کشف کُـدهای کلامی اهل بیت: مقوله ی بسیار مهم دشمن شناسی در مکتب اهل بیت در هر زمان مورد توجه ایشان بوده و به مناسبت های مختلف، کدهایی از جانب این انوار مقدسه صادر می شده تا دشمنان را به مردم، معرفی نمایند از جمله کدهایی همانند جبت و طاغوت که باید مورد توجه قرار گرفته شود.

9 – مَنْ اَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِکُمْ

تاکید موکد و مجدد به خداشناسی از درگاه اهل بیت: هرکس خدا را بخواهد باید با اهل بیت شروع کند چرا که محل امن شناخت الهی، از درگاه خزائن علم خواهد بود.

10 - بکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِکُمْ یَخْتِمُ وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَکْشِفُ الضُّرَّ وَعِنْدَکُمْ ما نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَهَبَطَتْ بِهِ مَلاَّئِکَتُهُ

اهل بیت دلیل رحمت واسعه ی الهی، بر خلائق: به عبارت دیگر همانطور که در حدیث معراج از زبان پیامبر اسلام نیز بدان اشاره شده است و نیز در احادیث قدسی متعدد هم مذکور است ؛ اهل بیت دلیل خلقت و واسطه ی رحمت الهی بر بندگان هستند.

11 _ وَبِکُمْ اَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الْکُرُوبِ وَاَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ

تمسک به اهل بیت باعث نجات از گمراهی ها: خواستنی ها، فقط و فقط از این خاندان جائز است و چراغ هدایت در ظلمات گمراهی ها، خود خودشان هستند .به عبارت دیگر اشاره به احادیث متعدد در این زمینه دارد و ایضا زیارت خاص امیر المومنین علی علیه السلام که در هلکات و پرتگاه های بسیار خطرناک، از دوستداران، دستگیری کرده و سنگینی های ایشان را به دوش می کشند .( به زیارت مخصوصه ی امیر المومنین علی علیه افضل صلوة المصلین در 27 رجب دقت فرمایید و ایضا در آن تامل )

12 – بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دنیانا

اهل بیت باعث رشد فکری و جبران خسارات دنیایی: آشنایی با آل بیت پیامبری، آشنایی با معارف دینی و الهی است و در نتیجه جبران کننده خسارات دنیایی و آخروی .

13 -اِنَّ بَیْنى وَبیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها الا رضاکم :

بخشش فقط با نظرخاص اهل بیت: خداوند گذشت از بندگان و بخشوده شدن آنان را در گرو رضایت اهل بیت پیامبر خویش قرار داده است بدین معنا که اگر این خاندان از کسی رضایت داشته باشند خداوند هم از او راضی خواهد بود.

14- اَللّهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاَّءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الاْخْیارِ الاْئِمَّةِ الاْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعاَّئى

برترین خلائق: در هستی و خلقت کسانی جز آل بیت پیامبری، برترین خلائق نزد خداوند نیستند. حتی انبیاء و اولیاء.(اشاره به حدیث معراج فرمایش پیامبر اسلام )


بحر در كوزه

معرفي دو كتاب درباره امام هادي عليه السلام

1. زندگانی امام‌هادی(ع)

زندگانی امام‌هادی(ع)، محمدباقر شریف القریشی، ترجمه‌غلامحسین انصاری، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387.

بررسی اوضاع و شرایط دوران زندگی شخصیت‌های بزرگ و سترگ دینی و تاریخی، از مباحث راهبردی در کار پژوهش و تحقیق درباره بزرگان است؛ زیرا قسمت‌های مهمی از حیات فکری، اجتماعی و سیاسی و ابعاد گوناگون شخصیت و دلایل ماندگاری ایشان را آشکار می‌کند. کتاب زندگی امام هادی(ع) نوشته شریف القریشی تلاش دارد تا با بررسی عصر امام هادی(ع) و توجه به ابعاد مختلف زندگی آن حضرت، تصویر روشنی را از شخصیت و حیات این بزرگوار ارائه کند.

دوران حیات امام آکنده از حوادث خوفناک بود.آشکارترین آنها تسلط ترکان بر تمامی شئون حکومت و در انحصار گرفتن اموال عمومی و دولتی است. سلطه ترک‌ها چنان گسترده بود که هیچ نفوذ و اقتداری برای خلفای عباسی باقی نمانده و آنان از دخل و تصرف در امور داخلی و خارجی بر کنار بودند. هر یک از ایشان که ترک‌ها از وی راضی بودند، در خلافت باقی می‌ماندند و هر کسی که ترک‌ها از وی ناخرسند بودند معزول یا کشته می‌شدو همین امر سرزمین‌های اسلامی را با بحران‌های سختی مواجه می‌ساخت؛ زیرا ترک‌ها مردمی بیابان‌نشین و دور از تمدن بودند و از سلطنت و مدیریت جامعه آگاهی نداشتند.

کتاب حاضر این موضوع را به تفصیل بیان می‌کند و تصاویری از دیگر حوادث آن زمان نیز فراروی قرار می‌دهد تا خواننده بتواند با تصور و تامل در فضا و شرایط به درک مطلوب‌تری از شخصیت امام هادی(ع) دست یابد.

این مجموعه همچنین به شرح حال اصحاب امام هادی(ع) و راویان احادیث وی و توضیح قسمتی از اندیشه و علوم آن حضرت می‌پردازد.

نگارنده معتقد است ارائه این مباحث از متمم‌های بحث از هر شخصیت است و حیات فکری و فرهنگی و علاقه وی به مردم و علاقه مردم به او را آشکار می‌سازد.

فایده دیگر این بحث این است که پاره‌ای از توانایی‌های علمی شخصیت مورد نظر، که در زندگینامه‌های وی درج نشده است، در ضمن شرح حال اصحاب ذکر می‌شود.

براي بدست آوردن اطلاعات بيشتري درباره اين كتاب به اين نشاني مراجعه كنيد: زندگانی امام‌هادی(عليه اسلام)



2. فرهنگ جامع سخنان امام هادی (علیه‌السلام)

فرهنگ جامع سخنان امام هادی (علیه‌السلام)، همراه با متن کتاب موسوعه کلمات الامام الهادی، گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم، ترجمه علی مویدی، نشر معروف 1380، 590ص.

این کتاب مجموعه کاملی از کلام امام هادی(ع) به همراه متن عربی کتاب موسوعه‌‌کلمات الامام الهادی(ع) است که در 4 فصل با عناوین عقاید، احکام، اخلاق و دعاها تنظیم شده است. در بخشی از مقدمه‌ این کتاب چنین آمده است:

زندگی امام هادی(ع) سرشار از پایداری در راه حق و عدم‌تزلزل در حوادث پرتلاطم روزگارش بوده است. او در خط مستقیم سیره و هدایت پیامبراکرم(ص) حرکت کرد. در این راه سختی‌ها و رنج‌های بسیاری از طاغوت‌های عصر خود دید و تحمل کرد، متوکل عباسی بر آزار و شکستن حرمتش اصرار فراوان داشت؛ ظلم و بی‌احترامی به امامی که به اعتراف همه‌ راویان، از دانش بی‌نظیر الهی برخوردار و داناترین مردم به معارف بلند الهی و قرآنی و نیز در زمینه اخلاقی و سلوک الهی در عصر خود بوده است.

چنین نیست که شیعه، امامی از خاندان پیامبر اکرم(ص) را کورکورانه تقدیس کند بلکه با مستندات و ادله محکمی که در اختیار دارد پیروی از ایشان را برگزیده است. ایمان شیعه بلکه ایمان همه‌ مسلمانان به وجوب موّدت و پیروی از اهل‌بیت‌(ع) از عمق معارف اسلام و ژرفای رسالت رسول خدا(ص) گرفته شده است. این فرموده خدای سبحان درباره‌ اهل‌بیت علیهم‌السلام که می‌فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجراً إلا الموده فی القربی» هر مسلمانی را ملزم می‌کند تا به ریسمان مودت و محبت ایشان چنگ زند و از آنها پیروی کند تا از هر گونه انحراف و گمراهی در امان باشد.

براي بدست آوردن اطلاعات بيشتري درباره اين كتاب به اين نشاني مراجعه كنيد:

فرهنگ جامع سخنان امام هادی (علیه‌السلام)


يك جرعه نور

5 حديث از امام هادي(ع)

1. عَنْ یَعْقُوبِ بْنِ السِّکیتْ، قالَ: سَاءلْتُ أ بَاالْحَسَنِ الْهادى علیه السلام : ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ إ لاّ غَضاضَة ؟

قالَ علیه السلام : إ نَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمانٍ دُونَ زَمانٍ، وَلالِناسٍ دُونَ ناسٍ، فَهُوَ فى کُلِّ زَمانٍ جَدیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضُّ إ لى یَوْمِ الْقِیامَةِ.

یکى از اصحاب حضرت به نام ابن سِکیّت گوید: از امام هادى علیه السلام سؤ ال کردم : چرا قرآن با مرور زمان و زیاد خواندن و تکرار، کهنه و مندرس نمى شود؛ بلکه همیشه حالتى تازه و جدید در آن وجود دارد؟

امام علیه السلام فرمود: چون که خداوند متعال قرآن را براى زمان خاصّى و یا طایفه اى مخصوص قرار نداده است ؛ بلکه براى تمام دوران ها و تمامى اقشار مردم فرستاده است ، به همین جهت همیشه حالت جدید و تازه اى دارد و براى جوامع بشرى تا روز قیامت قابل عمل و اجراء مى باشد.

2. اُذکُرْ مَصْرَعَکَ بَیْنَ یَدَىْ اءهْلِکَ لا طَبیبٌ یَمْنَعُکَ، وَ لا حَبیبٌ یَنْفَعُکَ.

بیاد آور و فراموش نکن آن حالت و موقعى را که در میان جمع اعضاء خانواده و آشنایان قرار مى گیرى و لحظات آخر عمرت سپرى مى شود و هیچ پزشکى و دوستى و ثروتى نمى تواند تو را از آن حالت نجات دهد.

3. إ نَّ الْحَرامَ لایَنْمى ، وَإ نْ نَمى لا یُبارَکُ فیهِ، وَما اءَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إ لَى النّارِ.

همانا اموال حرام ، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احیاناً رشد کند و زیاد شود برکتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد. و آنچه را از اموال حرام انفاق و کمک کرده باشد اءجر و پاداشى برایش نیست و هر مقدارى که براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.

4. مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَاءمَنْ شَرَّهُ.

هرکس به خویشتن إ هانت کند و کنترل نفس نداشته باشد خود را از شرّ او در اءمان ندان .

5. لتَّواضُعُ اءنْ تُعْطَیَ النّاسَ ما تُحِبُّ اءنْ تُعْطاهُ.

تواضع و فروتنى چنان است که با مردم چنان کنى که دوست دارى با تو آن کنند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید