چرا فاطمه(س) مظهر انسان كامل است؟

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

آنجا كه جاي رشد است اگر آدمي در آن گام نهد تا اعلي عليين به پيش مي رود... .

 

به گزارش جهان به نقل از آويني فيلم اگر بخواهيم فاطمه سلام الله عليها را در عبارتي كوتاه معرفي كنيم، خواهيم گفت او همان انسان كاملي است كه قرآن و روايات چهره آن را تصوير كرده اند. زني است كه مي توان گفت مثَل اعلاي نفْس بشري است و مظهر صفات و اسماي الهي.


از معدود زناني است كه توانسته است به مرحله كمال انساني دست يابد. قاضي بيضاوي در تفسير خود مي نويسد: «عن النبي عليه الصلوة و السلام: كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء الا اربع؛ آسيه بنت مزاحم، مريم بنت عمران، خديجه بنت خويلد، فاطمه - سلام الله عليها - بنت محمد - صلي الله عليه و آله.» (۱) (رسول خدا كه درود و رحمت خدا بر او باد فرمود: در مراحل رشد و تكامل انساني مردان بسياري به مرحله كمال مقدر خود رسيده اند ولي از زنان جز چهار تن به آن مقام دست نيافته اند و آن چهار آسيه، مريم، خديجه و فاطمه سلام الله عليهم).

 

او برترين بانوي اسلام و سيده زنان عالم است. گوهري تابناك در منظومه و رشته نسل پيامبر است و فرشته اي است از ملكوت اعلي. او همسر شهيد است و امام شهيدان، تربيت كننده نسل شهيد است و خود زن شهيده، واجد كمالات انساني است و نمونه تربيت محمد - صلي الله عليه و آله. او تنها زني است كه از همان آغاز حيات و تشكل، بر اساس اصول متعالي اسلام و ارزشهاي اسلامي رشد و پرورش يافته و به درجه اي رسيده است كه او را در عالم زنان همتايي و در عالم مردان كفوي جز علي

- عليه السلام - نبوده است.


سرمايه گذاري هاي تربيتي پيامبر

- صلي الله عليه و آله - درباره او ثمر داد و كوشش هاي خود او نيز عاملي مهم در رشد او به حساب مي آمده است.

فاطمه كيست؟

فاطمه - سلام الله عليها - را به اوصاف و القابي ستوده اند؛ او ولي خداست، محل اسرار رب العالمين است، دختر ولي خدا، پيامبر (ص)


است و همسر ولي ديگر خدا، اميرمؤمنان (ع) و مادر اولياي خدا از حضرات ائمه و معصومان (ع) است. او ذخيره بزرگ الهي و ذخيره دار حجت خداوند است. نور چشم رسول است، دردانه خديجه كبري (س) است، معجزه تربيت محمد صلي الله عليه و آله است و پرورنده امامان و حجت هاي الهي، مهدي عليه السلام ذخيره امت و بقيه الله في الارض از فاطمه عليه السلام پديد آمده، فاطمه - سلام الله عليها - مظهر عفت است، مظهر طهارت نفس، مظهر تقوا، مظهر حلم و متانت، مظهر ادب، مظهر خدمت، مظهر شجاعت، مظهر عصمت، مظهر مظلوميت، مظهر حق طلبي، مظهر مبارزه و سياست، مظهر عبادت، مظهر عشق به خدا، مظهر رحمت و مظهر اشك و آه و ناله، مظهر عصيان عليه ظلم و تجاوز و مظهر قهر عليه دشمنان خدا.

 

برتر از فرشتگان و پيامبران:

فاطمه - سلام الله عليها - انسان است ولي تعبيرات ديگران، از جمله رسول خدا - صلي الله عليه و آله - درباره او تعبير فرشته اي است در صورت انسان. رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: «فاطمة خلقت حورية في صورة انسية» (۲) و بر اساس پاره اي از ديگر روايات او فوق فرشته است و حتي فرشتگان در خدمت او بودند، و از انفاس قدسيه اش بهره مي گرفتند.

 

كدام فرشته است كه خداي را چون فاطمه - سلام الله عليها - با تمام وجود پرستيده باشد؟ و با آن همه علم و ايمان و اخلاص در پيشگاه او به خضوع و خشوع بايستد؟ و كدام فرشته است كه پيك الهي در ورود به آستانش از او اجازه بطلبد؟ روايات و اسناد ما نشان مي دهند كه حتي از فرشتگان مقرب خدا هم برتر است و حتي فرشته مرگ در زمان رحلت رسول خدا - صلي الله عليه و آله - بايد از او اجازه ورود بطلبد. به نص بسياري از احاديث و روايات فاطمه - سلام الله عليها - از بسياري از انبياي گذشته افضل بود، و حتي روايات ما در اين زمينه استثنايي قائل نشده اند. پاره اي از روايات گويند كه پيامبران حتي همشأن و همتاي فاطمه - سلام الله عليها - در ازدواج نبودند و اگر علي نبود براي فاطمه - سلام الله عليها - كفوي نبود. كوشش و تلاش انسان ها زمينه ساز اوجهاست و انسان در سايه آن تلاش ها مي تواند قدرت توان گيرد، به پرواز در آيد. در آدمي قدرت سيري است از منهاي بي نهايت تا به اضافه


بي نهايت. آنجا كه جاي رشد است اگر آدمي در آن گام نهد تا اعلي عليين به پيش مي رود و به جايي مي رسد كه فرشته وحي گويد: «لو دنوت انملة لاحترقت»؛ (اگر به ميزان گام مورچه اي قدم فراتر گذارم خواهم سوخت)، به جايگاه بلند «ثمّ دني فتدلي فكان قاب قوسين اوادني» (نجم/ ۸) برسد.و آنجا كه جاي سقوط است اگر در آن افتند تا اسفل سافلين سقوط خواهند كرد (ثم رددناه اسفل سافلين) و در گزينش دو مسير حق، انتخاب با خود انسان است. فاطمه - سلام الله عليها - راه اول را برگزيد و همسر نوح طريق دوم را و ديگر انسانها هم در بين دو مسيرند يا به اين نزديكترند و يا به آن.

 

جايگاه ستودني:

فاطمه - سلام الله عليها - را نزد پيامبر احترامي عظيم بود بسي فراتر از احترام پدري به دخترش و اين به گونه اي بود كه حيرت ديگران را برمي انگيخت. او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مي بوسيد و به گفته عايشه هرگاه كه فاطمه - سلام الله عليها - بر پيامبر وارد مي شد رسول خدا به احترامش از جا برمي خاست و پيشاني او را مي بوسيد. (۳) و يا در حين ورود از او جداً استقبال مي كرد و يا در حين خروج از محضرش مشايعتش مي فرمود. در شأن وصف فاطمه - سلام الله عليها - و در انتساب او به خودش پيامبر كلمات والا و عجيب به كارمي برد.


گاهي مي فرمود فاطمه - سلام الله عليها - يك شاخه گل است (ريحانه) ؛ زماني مي فرمود فاطمه - سلام الله عليها - پاره تن من است (بضعه مِنّي) ، و گاهي مي فرمود فاطمه - سلام الله عليها - عزيزترين مردم به نزد من است. (۴) يا مي فرمود هر كه فاطمه - سلام الله عليها - را شادان كند مرا شادان كرده است، و هر كه فاطمه - سلام الله عليها - را بيازارد مرا آزرده است، با اين اضافه كه شادي و غضب من، يا محبت و آزارم، همانند محبت و آزار خداوند است. حتي در پاسخ به سئوال فاطمه و علي- سلام الله عليهما - از پيامبر كه كدام محبوبتر و عزيزترند؟ فرمود: «فاطمه احبُّ الي منك و انت يا علي اعزّ علي منها»؛ فاطمه از تو نزد من محبوبتر است و تو اي علي! از فاطمه نزد من عزيزتري.


و اين گونه سخنان از يك سو شأن فاطمه - سلام الله عليها - را نشان مي دهد و از سويي ديگر درس تربيتي است براي پدران و مادران در رابطه با دخترشان كه او را به حساب آورند و وزن و قدر او را كمتر از پسر ندانند، تعصبهاي ناروا را درباره دختران ناديده بگيرند و... ضمن اينكه اين سخنان مي تواند نوعي پيشگيري از جرأت خصم بر فاطمه - سلام الله عليها - باشد تا به او جسارتي نكنند.

پي نوشتها:

۱- انوارالتنزيل - آيات آخر سوره تحريم

۲- بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۹۱

۳- ذخائرالعقبي، ص ۴۱

۴- منتهي الامال، ص ۱۳۲


عنوان شعر: سوره كوثر، نشان فاطمه (س)

 

ليله القدر است جان فاطمه (س)


آيه قرآن، بيان فاطمه (س)


كوثر ناب است نفس پاك او


سوره كوثر، نشان فاطمه (س)


عصمت محض است در ديوان عشق


لعل ناياب است كان فاطمه (س)


جلوه حق را چو خواهي بنگري


بنگر اي عارف، كيان فاطمه (س)


دُر اگر خواهي به هستي بي نظير


كن نگاهي بر لسان فاطمه (س)


پرچمي افراشته تا بي كران


نورافشان دودمان فاطمه (س)


عطر جانبخشي جهان را كرده پر


آيد آن از بوستان فاطمه (س)


آن كه جان ما طراوت مي دهد


نيست آن جز ارمغان فاطمه (س)


در دل ما حك شده عشقي گران


عشق پاك جاودان فاطمه (س)


ما ز بند بي نوايي رسته ايم


دست ما در ريسمان فاطمه (س)


كي شود راضي بسوزد شيعه اي


قلب پاك و مهربان فاطمه (س)


پس «فرائي» دامن زهرا بگير


بلكه باشي در ضمان فاطمه (س)

فضائل حضرت زهرا (س) در بیان رهبرانقلاب/تفسیر سوره کوثر توسط آیت‌الله ضیاآبادی/ ماجرای ازدواج حضرت از زبان آیت‌الله مجتهدی/ مداحی کریمی سال 91

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

 

به جای مقدمه، حسینیه رجا به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها را با این عبارت از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی آغاز می‏کنیم:

"اين خود يك معجزه‌ى اسلام است؛ يعنى فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌عليها) در عمر كوتاه خود به مقامى ميرسد كه سيده‌ى نساء عالمين  است؛ يعنى از همه‌ى زنان بزرگ و قدّيس طول تاريخ برتر است. اين چه عاملى است، اين چه نيروئى است، اين چه قدرت متحول‌كننده‌ى عميق درونى است كه از يك انسان در اين مدت كوتاه، مي‌تواند يك چنين اقيانوس معرفت و عبوديت و قداست و عروج معنوى بسازد؟ خود اين، معجزه‌ى اسلام است. (بيانات‌ در ديدار مداحان اهل بيت(ع) به مناسبت ميلاد حضرت فاطمه‌ى زهرا س 1383/05/17)

دانلود

 

فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها در بیان رهبر معظم انقلاب

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای (khamenei.ir) اقدام به انتشار ویژه‌نامه‏ای با عنوان فرشته نجات انسان‏ها کرده است که در آن، بیانات رهبر معظم انقلاب درباره حضرت زهرا سلام الله علیها گردآوری و با ذکر کامل عبارات عربی روایات و همچنین منابع آن کامل شده است که به خوانندگان اطلاعات جالب و خواندنی درباره شخصیت سید و سرور بانوان عالم ارائه می‏کند.

برای دریافت این ویژه‏نامه به اینجا مراجعه کنید.


 

فایل صوتی/  تفسیر سوره کوثر توسط آیت الله ضیاآبادی

فایل صوتی که در ادامه آمده، تفسیر سوره مبارکه کوثر توسط آیت الله ضیاآبادی است، آیت الله ضیاآبادی در خلال این تفسیر معارف و فضائل والایی از حضرت زهرا سلام الله علیها را بیان می‌کند.

دانلود

 

مداحی حاج محمود کریمی شب ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

فایل صوتی مداحی حاج محمود کریمی به همراه کودک خردسال امیر عباس (شب ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها، سال 1391 هیات رایه العباس)

دانلود

 

تأملّی در اسرار ولادت بانوی بهشتی

در بررسی ابعاد شخصیّت حضرت زهرا علیهالسلام، موضوع تولّد ایشان یكی از جنبه‌های رازگونه و پیچیده‌ای است كه دارای فرآیند طولانی الهی بوده است. همان‌گونه كه زندگی كوتاه دنیوی آن بانو هنوز سرشار از ناگفته‌های زیاد است و نامعلوم بودن مدفن شریف او سال‌هاست دل عاشقان را داغدار ساخته و قدرش همچون قبرش ناشناخته مانده، تولّد او نیز سِرِّ غامض و سر به مُهری است كه فقط نكاتی از آن، از طریق سخنان فرزندان بزرگوارش به ما رسیده و برای شنیدن همین نكات هم، ظرف ذهن ما بسی كوچك و كم‌ حجم است.

محور این نوشتار، حدیثی است كه علّامه مجلسی آن را با سند مُفَضَّل بن عمر جعفی از قول امام صادق علیه السلام بیان كرده است.(1)

بشارتی مهم در معراج

پیش از تولّد حضرت فاطمه علیهالسلام ، خداوند در معراج، بشارت تولّد ایشان را به نبیّ خاتم داده و فرموده بود:

«ای پیامبر! خداوند [ولادت] فاطمه را از خدیجه، دختر خویلد به تو بشارت می‌دهد...»(2)

بشارت پیامبر اكرم به وجود مقدّس حضرت فاطمه علیهالسلام ، آن هم در معراج، خود به تنهایی گویای اهمّیت موضوع تولّد ایشان است و می‌توان به جرئت گفت كه این مسئله، یكی از مسائل حیاتی دنیای اسلام و مسلمانان بوده كه از طرف خداوند در آن موقعیّت به پیامبر نوید داده شد.

فاصله‏ای سخت

«پیامبر در ریگزار ابطح با عمّار یاسر، منذر بن ضحضاح، ابوبكر، عمر، علیّ ابن ابی‌طالب، عبّاس بن عبدالمطلّب و حمزه بن عبدالمطلّب نشسته بودند. ناگهان جبرئیل در صورت عظیمش بر او فرود آمد؛ بال‌هایش را از مشرق تا مغرب گسترانیده بود. پس ندا داد: «ای پیامبر بزرگوار! خداوند بر تو سلام می‌فرستد و به تو دستور می‌دهد كه چهل روز از خدیجه فاصله بگیری.» (3)

در این روایت خداوند به پیامبر اكرم دستور می‌دهد كه باید چهل شبانه ‌روز از حضرت خدیجه دوری گزیند. در این قسمت از حدیث، دو نكته قابل تأمّل است:

اوّل اینكه جبرئیل با هیبت اصلی خود (با بال‌های گسترده) بر پیامبر فرود آمد. این مسئله نشان می‌دهد كه حامل پیامی بسیار مهم برای پیامبر بوده است؛ همچنان ‌كه برای اعلام امر رسالت هم با هیبت كامل بر رسول خدا ظاهر شد.

و نكته دوم اینکه واژه «یَأْمُرُكَ؛ خداوند به تو دستور می‌دهد»، متضمِّن این معناست كه دستور لازم ‌الاجراست؛ زیرا خداوند از عشق فراوان پیامبر و حضرت خدیجه به یكدیگر آگاه بود و می‌دانست چنین دستوری بر آن دو، سنگین و مشقّت‌ بار است. (4) ولی چون دستور، دستور الهی و لازم‌ الاجرا بود، پیامبر بر انجام آن، لحظه‌ای درنگ نكرد و از همان لحظه، امر الهی را شروع نمود؛ بدون اینكه واقعیّت امر را به حضرت خدیجه اطّلاع دهد.(5)

چلّه خاص برای امری مهم

«پیامبر در این چهل روز، روزه‌دار بود و در شب به عبادت می‌پرداخت.»(6)

و پس از سپری شدن چلّه ، جبرئیل، فرود آمد و گفت: «ای پیامبر بزرگوار! خداوند به تو درود می‌فرستد و به تو دستوری می‌دهد كه برای هدیه و تحفه او آماده شوی.» پیامبر به او گفت: «تحفه پروردگار چیست؟» جبرئیل گفت: «من به آن آگاهی ندارم.» در آن وقت، میكائیل فرود آمد و با او ظرفی بود كه با پارچه‌ای از سندس [یا استبرق] پوشیده شده بود. آن را جلوی پیامبر گذارد.»

جبرئیل به پیامبر گفت: «پروردگار به تو دستور می‌دهد كه از این غذا افطار كنی». ظرف را آشكار ساخت. در آن، خوشه‌ای خرمای تازه و خوشه‌ای انگور بود. رسول خدا از آنها میل فرمودند. بعد از آن، آب نوشید تا سیراب شد. پس اراده فرمود دست‌های خود را بشوید؛ جبرئیل بر دست‌هایش آب ریخت. میكائیل آن را شست ‌و شو داد و اسرافیل با دستمالی خشك كرد. آنگاه اضافه غذا را با ظرف آن به طرف آسمان بردند.»(7)

نزول سه فرشته بزرگ الهی برای انجام یك امر الهی، و مائده ای ملکوتی که بفرموده شخص رسول خدا خوردن آن بر غیر حضرتش حرام بود، همه عظمت این موضوع را می‌رساند. قرار است چه اتّفاقی بیافتد؟!

تعجیل در مواقعه به امر الهی

پس از آنكه پیامبر از آن غذای بهشتی و الهی خورد، برخاست تا برای نماز آماده شود. جبرئیل او را از نماز خواندن منع نمود و به او فرمود: «اكنون وقت نماز نیست؛ بلكه باید به خانه خدیجه روی و با وی همبستر گردی. خداوند اراده فرمود كه امشب از صلب شما فرزندی پاك بیافریند.

رسول خدا به دنبال این فرمان، فوری به طرف خانه خدیجه روان گردید.»(8)

پیامبر هر شب طبق عادت، در بدو ورود به خانه، وضو می‌ساخت و دو ركعت نماز مختصر می‌خواند، سپس در بستر قرار می‌گرفت؛ ولی در آن شب ظرف آبی طلب نكرد و برای نماز خواندن آماده نشد و این همان مطلب قبلی، یعنی سرعت و تعجیل در تنفیذ امر الهی را اثبات می‌كند. آری، امر الهی.

بارداری استثنایی

در آن شب نورانی، نطفه حضرت فاطمه علیهاالسلام به امر الهی از صلب نبوّت به رحم مطهّر منتقل شد و این نكته مهمّی بود كه در جمله حضرت خدیجه، هویداست؛ اینكه برخلاف تمام انعقاد نطفه‌ها، حضرت خدیجه از همان لحظه متوجّه باردار شدن خود گردید.

«سوگند به آنكه آسمان را برافراشت و آب را از چشمه‌ها جاری ساخت، رسول خدا در آن شب از من دور نگردید، مگر اینكه سنگینی حمل فاطمه را در وجود خود احساس كردم.»(9)

تكلّم با مادر در رحم

هنگامی كه حضرت خدیجه، با پیامبر كه فردی یتیم و فقیر بود، ازدواج نمود، زنان مكّه از او دوری می‌گزیدند، به او وارد نمی‌شدند و سلام نمی‌كردند. از این‌ رو، حضرت خدیجه احساس تنهایی می‌نمود.

زمانی كه به فاطمه باردار شد، حضرت فاطمه علیهاالسلام در بطن حضرت خدیجه با او حرف می‌زدند و او را به صبر و شكیبایی دعوت می‌نمودند. حضرت خدیجه حرف زدن فاطمه علیهاالسلام با خود را از پیامبر مخفی می‌كرد تا اینكه روزی رسول خدا شنید كه خدیجه با خود صحبت می‌كنند. فرمودند: «با چه كسی سخن می‌گویی؟» عرض كرد: جنینی كه در شكم من است، پیوسته با من حرف می‌زند و موجب آرامش من می‌شود.(10)

قابله های بهشتی

هنگامی كه زمان فارغ شدن و وضع حمل زنی می‌رسد، معمولاً زن‌ها برای كمك به او می‌شتابند؛ ولی هنگامی كه حضرت خدیجه به زنان قریش و بنی‌هاشم پیغام كمك فرستاد، آنها با كینه ‌ای كه از ازدواج ایشان با پیامبر به دل داشتند، از كمك به او سر باز زدند و به یاری او نیامدند. در این هنگام، خدایی كه تمام مقدّمات و برنامه ‌ریزی خود را برای تولّد این بانو، آماده و مهیّا ساخته بود، رسولان خود را برای یاری فرستاد:

«چهار زن بلند قامت و نورانی بر او وارد شدند كه بیشتر، زنان بنی‌هاشم بودند. حضرت خدیجه چون آنها را دید، ترسید. یكی از آنان گفت: ای خدیجه! ناراحت مباش؛ چرا كه ما را پروردگارت به سوی تو فرستاده است. ما خواهران تو هستیم؛ من ساره هستم و ایشان آسیه، دختر مزاحم، رفیق تو در بهشت، این مریم، دختر عمران و ایشان صفورا، دختر شعیب است.(11)

چهار زن برتر جهان، همراه حضرت خدیجه از برای چنین امر مهمّی مأمور شده و كمر به خدمت چنین وجودی بسته بودند.

نوری‌ عظیم در سرتا سر زمین

پس هنگامی كه فاطمه علیهاالسلام پا به عرصه زمین نهاد، نوری عظیم از ایشان بلند شد تا اینكه این نور به تمام خانه‌های مكّه داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند.(12)

نوزاد در بدو تولّد خود، لب به سخن گشود که: «خدایی جز الله نیست. پدرم رسول خداست و سرور تمام انبیا. همسرم علی مرتضی، سرور تمام اوصیا و فرزندانم حسن و حسین: سرور تمام بنی‌آدم. سپس نام تك‌تك فرزندان [معصومش] را برد و بر آنها سلام كرد.»(13)

در این هنگام حورالعین و اهل بهشت به فاطمه علیهاالسلام لبخند زدند و یكدیگر را برای تولّد او بشارت گفتند. (14)

و این‌چنین است كه خداوند و بهشت به وجود او افتخار می‌كند.

و این تازه آغازی بود برای رازهای پیچیده فاطمه علیهاالسلام ...

پی نوشت:

1) بحارالأنوار، ج‏16، ص 78. 2) یَا مُحَمَّد! إِنَّ اللهَ تَعَالَی یُبَشِّرُكَ بِفَاطِمَةَ مِنْ خَدِیجَةَ بِنْتِ خُوَیْلِدٍ...؛ بحارالأنوار، ج‏8، ص 151. 3) النَّبِیُّ جَالِسٌ بِالْأَبْطَحِ وَ مَعَهُ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ وَ الْمُنْذِرُ بْنُ الضَّحْضَاحِ وَ أَبُو بكر وَ عُمَرُ وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِیطَالِبٍ وَ الْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِذْ هَبَطَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فِی صُورَتِهِ الْعُظْمَی قَدْ نَشَرَ أَجْنِحَتَهُ حَتَّی أَخَذَتْ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَی الْمَغْرِبِ فَنَادَاهُ یَا مُحَمَّدُ الْعَلِیُّ الْأَعْلَی یَقْرَأُ عَلَیْكَ السَّلَامَ وَ هُوَ یَأْمُرُكَ أَنْ تَعْتَزِلَ عَنْ خَدِیجَةَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً. 4) از این‌رو، در ادامه حدیث آمده است:  "فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَی النَّبِیِّ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً وَ بِهَا وَامِقاً؛ پس، آن بر پیامبر سنگین و سخت آمد؛ زیرا او عاشق و دلباخته همسر وفادار خویش بود." 5) آن حضرت در روزهای آخر دوره، عمّار یاسر را به خدمت خدیجه فرستاد و به او فرمود: «به خدیجه بگو:  گمان نكن كه من از تو بریده و تو را رها كرده‌ام؛ بلكه پروردگارم برای اجرای آن به من دستور فرموده است. در آن، خیر بیاندیش. خداوند هر روز به وجود تو به بزرگان فرشته‌ها افتخار می‌كند.»

6) فَأَقَامَ النَّبِیُّ أَرْبَعِینَ یَوْماً یَصُومُ النَّهَارَ وَ یَقُومُ اللَّیْلَ.  7) یَا مُحَمَّدُ الْعَلِیُّ الْأَعْلَی! یُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ هُوَ یَأْمُرُكَ أَنْ تَتَأَهَّبَ لِتَحِیَّتِهِ وَ تُحْفَتِهِ. قَالَ النَّبِیُّ یَا جَبْرَئِیلُ وَ مَا تُحْفَةُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ مَا تَحِیَّتُهُ قَالَ لَا عِلْمَ لِی...؛ كَشَفَ الطَّبَقَ فَإِذَا عِذْقٌ مِنْ رُطَبٍ وَ عُنْقُودٌ مِنْ عِنَبٍ فَأَكَلَ النَّبِیُّ مِنْهُ شِبَعاً وَ شَرِبَ مِنَ الْمَاءِ رِیّاً وَ مَدَّ یَدَهُ لِلْغَسْلِ فَأَفَاضَ الْمَاءَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ وَ غَسَلَ یَدَهُ مِیكَائِیلُ وَ تَمَنْدَلَهُ إِسْرَافِیلُ ارْتَفَعَ فَاضِلُ الطَّعَامِ مَعَ الْإِنَاءِ إِلَی السَّمَاءِ. 8) الصَّلَاةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَیْكَ فِی وَقْتِكَ حَتَّی تَأْتِیَ إِلَی مَنْزِلِ خَدِیجَةَ فَتُوَاقِعَهَا فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ آلَی عَلَی نَفْسِهِ أَنْ یَخْلُقَ مِنْ صُلْبِكَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً فَوَثَبَ رسول ‌الله إِلَی مَنْزِلِ خَدِیجَةَ. از عبارت «وَثَبَ الی؛ پرید، برجست» در این روایت می‌توان فهمید كه اوّلاً امر الهی وجوب فوری داشته است و ثانیاً پیامبر اكرم به‌ خاطر علاقه وافری كه به همسر خویش داشت، به محض رخصت الهی برای دیدار حضرت خدیجه، به منزل ایشان رفت و این عشق دو طرفه بود؛ زیرا در حدیث آمده است كه حضرت خدیجه هنگامی كه صدای پیامبر را شنید، با شادمانی و خوشحالی فراوان در را باز كرد: قَالَتْ خَدِیجَةُ فَقُمْتُ فَرِحَةً مُسْتَبْشِرَةً بِالنَّبِیِّ وَ فَتَحْتُ الْبَابَ.

9) فَلَا وَ الَّذِی سَمَكَ السَّمَاءَ وَ أَنْبَعَ الْمَاءَ مَا تَبَاعَدَ عَنِّی النَّبِیُّ حَتَّی حَسِسْتُ بِثِقْلِ فَاطِمَةَ فِی بَطْنِی. 10) فَلَمَّا حَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ صَارَتْ تُحَدِّثُهَا فِی بَطْنِهَا وَ تُصَبِّرُهَا وَ كَانَتْ خَدِیجَةُ تَكْتُمُ ذَلِكَ عَنْ رسول ‌الله فَدَخَلَ یَوْماً وَ سَمِعَ خَدِیجَةَ تُحَدِّثُ فَاطِمَةَ فَقَالَ لَهَا یَا خَدِیجَةُ مَنْ یُحَدِّثُكِ قَالَتِ الْجَنِینُ الَّذِی فِی بَطْنِی یُحَدِّثُنِی وَ یُؤْنِسُنِی.  11) دَخَلَ عَلَیْهَا أَرْبَعُ نِسْوَةٍ طِوَالٍ كَأَنَّهُنَّ مِنْ نِسَاءِ بَنِی‌هاشِمٍ فَفَزِعَتْ مِنْهُنَّ فَقَالَتْ لَهَا إِحْدَاهُنَّ لَا تَحْزَنِی یَا خَدِیجَةُ فَإِنَّا رُسُلُ رَبِّكِ إِلَیْكِ وَ نَحْنُ أَخَوَاتُكِ أَنَا سَارَةُ وَ هَذِهِ آسِیَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ هِیَ رَفِیقَتُكِ فِی الْجَنَّةِ وَ هَذِهِ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هَذِهِ صَفْرَاءُ ]صَفُورَاءُ] بِنْتُ شُعَیْبٍ. 12) فَلَمَّا سَقَطَتْ إِلَی‏ الْأَرْضِ أَشْرَقَ مِنْهَا النُّورُ حَتَّی دَخَلَ بُیُوتَاتِ مَكَّةَ وَ لَمْ یَبْقَ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ لَا غَرْبِهَا مَوْضِعٌ إِلَّا أَشْرَقَ فِیهِ ذَلِكَ النُّورُ؛ بحارالأنوار، ج‏43، ص 3. 13) فَنَطَقَتْ فَاطِمَةُ بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ أَبِی رسول‌الله سَیِّدُ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَنَّ بَعْلِی سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ وَ أَنَّ وُلْدِی سَیِّدُ الْأَسْبَاطِ ثُمَّ سَلَّمَتْ عَلَیْهِنَّ وَ سَمَّتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ بِاسْمِهَا.

14) ضَحِكْنَ إِلَیْهَا وَ تَبَاشَرَتِ الْحُورُ الْعِینُ وَ بَشَّرَ أَهْلُ الْجَنَّةِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِوِلَادَةِ فَاطِمَةَ.

منبع: نشریه مهدی موعود

فایل صوتی/ داستان ازدواج حضرت زهرا با امیر المومنین علیهم السلام از زبان آیت‌الله مجتهدی

دانلود


معرفی کتاب /

«فاطمه زهرا، فرشته زمینی»

نویسنده: روح الله حسینیان

کتاب «فاطمه زهرا، فرشته زمینی» نوشته «روح الله حسینیان» توسط انتشارات علیون منتشر و روانه بازار نشر شد.

این کتاب در قطع پالتویی در هشت فصل و 261 صفحه از آغاز تولد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تا شهادت ایشان را در بر می‌گیرد و خواننده را هرچند به طور مختصر با بخش‌های مختلفی از زندگی حضرت زهرا سلام الله آشنا می‏کند.

نویسنده اثر با تکیه بر مطمئن‌ترین آثار و منابع سنی و شیعه و جمع آوری اسناد و مدارک فراوان به نگارش این اثر پرداخته است.

همت نگارنده مصروف به ساده نگاری و مستند نویسی بوده است تا ضمن استفاده همه اقشار از کتاب، مطلبی مستند ارائه دهد.

کتاب «‌فاطمه زهرا، فرشته زمینی» در 264 صفحه با قیمت دو هزار و 400 تومان با قطع پالتویی منتشر شده است.

فصل اول درباره تولد و نامگذاری حضرت؛ فصل دوم به برخی از سختی‌های زندگانی ایشان مثل درگذشت حضرت خدیجه مادر بزرگوارشان؛ فصل سوم ماجرای ازدواج حضرت؛  فصل چهارم اخلاق و رفتار حضرت؛ فصل پنجم و ششم درباره فضایل و مقام‌های معنوی ایشان بحث شده؛ فصل هفتم روایت‌گر سختی‌ها و رنج‌ها حضرت بعد از رحلت رسول اکرم‌صلی‌الله‌وعلیه‌وآله و در نهایت فصل هشتم شهادت و خاک‌سپاری این بزرگوار است.

 

 

فیلم/ مداحی زیبا از حاج محمود کریمی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها و روز مادر

دانلود


نوشتاری از  آیت الله جوادی آملی درباره همسانی زن و مرد در ارزش‏های انسانی

مقاله زیر توسط حضرت آیت الله جوادی آملی پیرامون همسانی زن و مرد در بهره‏مندی از ارزش‏های انسانی نگاشته شده که در ماه‏نامه پاسدار اسلام منتشر شده است.

در آموزه‏هاي اسلامي ارزشهاي انساني كه ملاك سنجش انسانهاست براي زن و مرد به طور يكسان ترسيم شده است. چون خاستگاه ارزشها و فضائل، نفس و روح انسان است نه جسم او، و زن و مرد در نفس و روح تفاوت ندارند.

آياتي كه علم و جهل، ايمان و كفر، عزّت و ذلت، سعادت و شقاوت، فضيلت و رذيلت، حق و باطل، صدق و كذب، تقوا و فجور، اطاعت و عصيان، انقياد و تمرّد، غيبت و عدم غيبت، امانت و خيانت و مانند آن را مسائل ارزشي و ضد ارزشي مي‏داند و هيچ يك از اوصاف نيز نه مذكر است و نه مؤنث، به اين معنا كه بدن انسان مسلمان يا كافر، عالم يا جاهل، متقي يا فاجر، صادق ياكاذب نيست. و به عبارت ديگر اگر در مسائل علمي و مسائل عملي كه ملاك و معيار ارزش است هيچ سخني از مذكر و مؤنث نبود، يقيناً موصوف آنها يعني روح نيز مذكر و مؤنث نخواهد بود.

مرحوم علامه طباطبايي در اين رابطه مي‏فرمايد: مشاهده و تجربه حكم مي‏كند كه زن و مرد دو فرد از نوع واحد هستند يعني دو فرد انساني، زيرا تمام آنچه در مردان آشكار است در زنان نيز پيداست. بروز آثار يك نوع نشان دهنده تحقق خارجي آن نوع است بلي در ميان اين دو صنف آثار مشترك، شدت و ضعف وجود دارد ولي اين تفاوت سبب بطلان حقيقت نوع دو قوّه نيست. از اين جا روشن مي‏شود كه كمالات نوعي كه براي يك صنف ميسور است براي صنف ديگر نيز دست يافتني است.

مانند كمالاتي كه با ايمان و اطاعت الهي براي هر دو صنف قابل تحصيل است يكي از جامع‏ترين سخنان كه آن را بيان مي‏كند اين آيه است: «انّي لااضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي بعضكم من بعض؛(1) من عمل هيچ عمل كننده‏اي را چه زن و چه مرد تضييع نمي‏كنم».(2)

علاوه بر اين در سوره مباركه احزاب نيز اين حقيقت به صورت تفصيلي تبيين مي‏شود و ويژگيهاي اساسي زن و مرد را از جهت معنوي در كنار يكديگر و همچون دو كفه يك ترازو قرار مي‏دهد و براي هر دو پاداشي يكسان بدون كمترين تفاوت در نظر مي‏گيرد و از نظر روح انساني آنها را از هم جدا نمي‏سازد و به عبارت ديگر: در اين سوره سخني جامع و پرمحتوا درباره همه زنان و مردان و صفات برجسته آنها بيان شده است و اوصاف اعتقادي و اخلاقي وعملي و همچنين پاداش عظيم آنها را يكسان تبيين كرده است.

قرآن فرمود: «انّ المسلمين و المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين فروجهم والحافظات و الذاكرين اللّه و الذاكرات اعدّ اللّه لهم مغفرة و اجراً عظيماً»(3)

مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمن، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان با خشوع و زنان باخشوع، مردان انفاق گر و زنان انفاق كننده، مردان روزه گيرنده، و زنان روزه گيرنده، مرداني كه دامن خود را از آلودگي به بي عفتي حفظ مي‏كنند و زناني كه عفيف و پاكدامنند و مرداني كه بسيار به ياد خدا هستند و زناني كه بسيار خدا را ياد مي‏كنند. خداي سبحان براي آنها مغفرت و پاداش عظيمي فراهم ساخته است.

مرحوم طبرسي در مجمع البيان مي‏نويسد:

هنگامي كه اسماء بنت عميس همسر جعفر بن ابيطالب، با شوهرش از حبشه برگشت به ديدن همسران پيامبر(ص) آمد يكي از سؤالاتي كه مطرح كرد اين بود! آيا چيزي از آيات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه! اسماء به خدمت پيامبر(ص) آمد و عرض كرد اي رسول خدا جنس زن گرفتار خسران و زيان است، پيامبر(ص) فرمود: چرا؟ عرض كرد: به خاطر اين كه در اسلام و قرآن فضيلتي درباره آن‏ها همانند مردان نيامده است. در اين شرائط آيه فوق نازل شد.(4) و به آنها اطمينان داد كه زن و مرد در پيشگاه خدا از نظر قرب و منزلت يكسانند مهم آن است كه از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامي از فضائل برخوردار باشند.

در اين آيات ده وصف را براي زن و مرد ذكر مي‏كند كه بخشي از آنها مربوط به مراحل ايمان از قبيل اقرار به زبان، تصديق به قلب و جنان و عمل به اركان و بخشي از آن از كنترل زبان و شكم و شهوت جنسي كه سه عامل سرنوشت ساز در زندگي و اخلاقي انساني است و در قسمتي ديگر از مسأله حمايت از محرومان و ايستادگي در برابر حوادث سخت و سنگين يعني صبر و سرانجام از عامل تداوم اين صفات يعني ذكر خداي متعال سخن به ميان مي‏آورد.و در پايان نيز مي‏فرمايد: خداي سبحان براي مردان و زناني كه اين ويژگيها را داشته باشند مغفرت و اجر عظيم را فراهم ساخته است.

خداي سبحان نخست با آب مغفرت گناهان آنها را كه موجب آلودگي روح و جان آنهاست مي‏شويد، سپس پاداش عظيمي كه عظمتش را جز او نمي‏داند در اختيار آنها قرار مي‏دهد.

زندگي پاكيزه زن در گرو ايمان و عمل صالح

در آيات قرآن بر شخصيت انساني زن تأكيد و او را در رديف مردان قرار مي‏دهد و مي‏فرمايد: «من عمل صالحاً من ذكر او انثي و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيبة و لنجزينهم اجرهم باحسن ماكانوا يعملون»(5)

هر كس عمل صالح انجام دهد در حالي كه مؤمن است خواه مرد يا زن به او حيات پاكيزه مي‏دهيم و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام مي‏دادند خواهيم داد.

در اين آيه به صورت يك قانون كلي نتيجه اعمال صالح همراه با ايمان در اين جهان از سويي حيات طيبه است يعني تحقّق جامعه‏اي كه از نظر مثبت قرين با آرامش و امنيت، رفاه، صلح، محبت، دوستي، تعاون و مفاهيم سازنده انساني و از جهت منفي از نابساماني‏ها و درد و رنجهايي كه بر اثر استكبار و ظلم و طغيان و هواپرستي و انحصارطلبي به دور است و از سوي ديگر بر طبق بهترين اعمالشان به آنها پاداش خواهد داد.

در آيه با صراحت اين حقيقت را بيان مي‏كند و بيهوده گوياني را كه در گذشته يا حال در شخصيت انساني زن شك و ترديد داشتند و يا براي آنها مقامي پايين‏تر از مقام انساني مرد قائل بودند ساكت مي‏كند و منطق اسلامي را به جهان انسانيت اعلام مي‏كند كه بر خلاف پندار كوته فكران، اسلام دين مردانه نيست به همان مقدار كه به مردان بها مي‏دهد به زنان نيز ارزش مي‏بخشد.

نكته‏اي كه در اين جا شايان ذكر است آن است كه گرچه مفسران براي حيات طيبه و زندگي پاكيزه تفسيرهاي گوناگوني آورده‏اند از باب مثال برخي آن را به معناي روزي حلال و برخي به معناي قناعت و رضايت به سهم خود و برخي به رزق روزانه و برخي به عبادت توأم با روزي حلال و امثال آن گرفته‏اند اما مفهوم اين واژه آن چنان وسيع است كه همه اين‏ها و غير آنها را در بر مي‏گيرد يعني زندگي كه از هر نظر از آلودگيها، ظلم‏ها، خيانت‏ها، عداوت‏ها، اسارت‏ها و ذلت‏ها و تجاوزها و استثمارها و مانند آن پاكيزه باشد.

زنان الگو در قرآن

با توجه به تساوي زن و مرد در كسب فضائل و ارزشها در آيات قرآن، با مطالعه در آيات الهي استفاده مي‏شود كه اين كتاب الهي تنها به كليات نپرداخته بلكه براي عيني كردن آموزه‏ها الگوهاي انسانيت را نيز از بين زنان به بشريت معرفي كرده است.

قرآن داستانهايي را كه نقل مي‏كند و ملاك ارزشها را در شؤون گوناگون آن مشخص مي‏كند، نوع مسائل ارزشي را در ضمن داستانهايي نقل مي‏كند كه نقش اول را زن به عهده دارد.

به عبارت ديگر: قرآن كريم هنگام سخن از فضائل اخلاقي و انساني و يا نكوهش و تحذير از رذايل اخلاقي، هم از مردان با فضيلت و ستوده ياد مي‏كند و هم از زنان نمونه و اسوه نام مي‏برد. زيرا انسان وارسته چه زن و چه مرد مي‏تواند الگوي ديگر انسانها قرار گيرد يعني مرد و زن خوب نمونه انسانهاي خوبند و مرد و زن بد نمونه انسانهاي بدند.

ابراهيم خليل و ساره

حضرت ابراهيم(ع) از پيامبران اولواالعزم است كه در سنين پيري فرشتگان به آن حضرت بشارت داشتن فرزندي آگاه و حليم و بردبار را به او دادند چنان كه همان بشارت را به همسرش ساره دادند.

فرشتگان به ابراهيم گفتند: «فبشرناه بغلام حليم»(6) ما به ابراهيم بشارت داديم به فرزندي بردبار، و در جاي ديگر فرمود: «انا نبشرك بغلام عليم»(7) ما تو را به فرزند آگاه بشارت مي‏دهيم. و ابراهيم فرمود: «ابشرتموني علي ان مسّني الكبر فبم تبشّرون»(8) آيا به من نويد مي‏دهيد در حالي كه مرا پيري رسيده است. پس چه بشارتي به من مي‏دهيد. و به دنبال آن فرمود: «فبشرناك بالحق فلاتكن من القانطين قال و من يقنط من رحمة ربه الا الضّالون»(9) فرشتگان گفتند: تو را به حق بشارت داديم، از مأيوسان مباش، گفت جز گمراهان چه كسي از رحمت پروردگار مأيوس مي‏شود.

از آيات استفاده مي‏شود كه ابراهيم با اين كه به دوران پيري پا گذاشته بود اما فرشتگان به او گفتند: نااميد نباش زيرا بشارت فرشتگان با حق همراه است علاوه هيچ انساني كه به خدا باور دارد دچار يأس و نااميدي نمي‏شود زيرا نااميدي يعني گمان ناتواني خدا از حلّ مشكل و اين يأس در حدّ كفر است و هيچ كس حق ندارد نااميد شود.

قرآن در بيان بشارت به همسر حضرت ابراهيم(ع) نيز گفتند: «و امرأته قائمة فضحكت فبشرناها باسحق و من وراء اسحق يعقوب»(10) يعني هنگامي كه فرشته‏ها با خليل حق سخن مي‏گفتند: همسر او نيز حضور داشت و ايستاده بود پس خنديد و شادمان و خوشحال شد. پس مژده داديم او را به اسحق و از پس اسحق يعقوب را، يعني افزون بر فرزند اسحاق بشارت به يعقوب هم به او دادند.

انسانهاي به كمال رسيده‏اند كه فرشتگان بر آنها نازل و حقايقي را در اختيار آنها قرار مي‏دهند از اين رو از آيات فوق استفاده مي‏شود كه همسر ابراهيم همانند خود آن حضرت به كمالي نايل آمده است كه قابليت دريافت بشارت فرشتگان را دارد.

زنان مبارز با ستم فرعوني

در مبارزه با ستم هم مردان حضور دارند و هم زنان، اما در مبارزه با ستم فرعوني حضور زنان شگفت آور است، قرآن كريم از سه زن نام مي‏برد كه حضرت موسي را از كشته شدن حفظ و او را تربيت كرده‏اند. پرورش موسي(ع) به عهده مادر موسي و خواهر آن حضرت و زن فرعون بوده است. اين سه زن با وضع سياسي آن روز مبارزه كردند و براي حفظ حضرت موسي جان خود را به خطر انداختند.

وقتي مادر موسي طبق دستور وحي الهي فرزند خود را به دريا انداخت به خواهرش گفت: جعبه حامل موسي را تعقيب كند. همسر فرعون نيز به خود فرعون گفت: اين كودك را نكشيد شايد او به ما سودي رساند يا او را به فرزندي بگيريم. قرآن فرمود: «و اوحينا الي امّ موسي ان ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه في اليمّ(11)... و قالت لاخته قصّيه فبصرت به عن جنب و هم لايشعرون»(12) ما به مادر موسي الهام كرديم او را شير ده و هنگامي كه بر او ترسيدي وي را در درياي نيل بيفكن...و مادر موسي به خواهرش گفت: وضع حال او را پيگيري كن، او نيز از دور ماجرا را تعقيب و مشاهده مي‏كرد، در حالي كه آنان بي خبر بودند، همسر فرعون نيز گفت: «قرّة عين لي ولك: لاتقتلوه عسي ان ينفعنا او نتخذه ولداً و هم لايشعرون؛(13) نور چشم من و توست او را نكشيد شايد براي ما مفيد باشد، يا او را به عنوان پسر خود برگزينيم و آنها نمي‏دانستند در زمان فرعون هز زن شيرده را تعقيب مي‏كردند تا بدانند نوزاد او پسر است يا دختر كه اگر پسر است او را به قتل برسانند اما با توجه به پيگيري خواهر موسي و پيشنهاد و معرفي يك زن شيرده به عنوان اجير امري عادي نبوده بلكه قدم نهادن در عرصه خطر و روبرو شدن با مرگ بود. افزون بر آن كه باردار شدن و مادر شدن مادر موسي مخفيانه بود. اين پيشنهاد امري خطر ساز بود ولي انجام شد و پيشنهاد همسر فرعون نيز اعمال شد.

مريم و مقام ويژه او

حضرت مريم(ع) نيز يكي از زناني است كه در قرآن از مقام و عظمت و كرامت او سخن به ميان آمده است، و او را الگوي انسانهاي مؤمن معرفي مي‏كند: «و مريم ابنت عمران التي احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين»(14)

به مريم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگاه داشت و ما از روح خود در او دميديم. او كلمات پروردگار و كتابهايش را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود.

بر اساس آيات قرآن به لحاظ اين كه حضرت زكريا تكفّل حضرت مريم را بر عهده داشت استفاده مي‏شود كه هرگاه حضرت زكريا وارد محراب مي‏شد، روزي خاصي نزد آن بانو مي‏يافت و او مي‏گفت:از نزد خداست كه خداي سبحان آن روزي را بدون حساب به او اعطاء كرده است «كلّما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقاً قال يا مريم انّي لك هذا قالت هو من عند اللّه يرزق من يشاء بغير حساب»(15) هرگاه زكريا در محراب بر او وارد مي‏شد، نزد او نوعي خوراكي مي‏يافت. گفت اي مريم، اين از كجا براي تو آمده است؟ او گفت: اين از جانب خداست و به هركس بخواهد بي شمار روزي مي‏دهد همچنين به استناد قرآن فرشتگان با مريم سخن مي‏گفتند و سخنان او را مي‏شنيدند، «و اذ قالت الملائكة يا مريم ان اللّه اصطفاك و طهّرك و اصطفاك علي نساء العالمين، يا مريم اقنتي لربّك و اسجدي و اركعي مع الراكعين.»(16)

فرشتگان به حضرت مريم خبر دادند كه برگزيده و مطهره و از زنان ممتاز عالم هستي است و پيوسته به ياد خداست از اين رو خدا به او فرمان داد براي خدا خضوع كن و در برابر او سجده داشته باش و با ركوع كنندگان ركوع كن. پس زن مي‏تواند به مقامي نائل شود كه با ملكوت عالم ارتباط برقرار كند و فرشتگان با او سخن بگويند.

آموزگار عفاف در بين مرد و زن

قرآن كريم در مقام معرفي انسان عفيف هم از مرد عفيف سخن مي‏گويد و هم از زن عفيف يعني هم مرد عفيف در صحنه تجلي كرده است و هم زن عفيف ظهور نموده است.

قرآن كريم حضرت يوسف را مظهر عفت در مردان و مريم را مظهر عفت در زنان معرّفي نموده است كه هم يوسف مبتلا شد و بر اثر عفاف نجات پيدا كرد و هم مريم امتحان شد و در پرتو عفاف نجات يافت.

درباره آزمون حضرت يوسف هم مي‏فرمايد: «و لقد همّت به و هم بها لولا ان راي برهان ربّه»(17) آن زن مصري همت گماشت و همتش در حدّ تعقيب يوسف به فعليت رسيد ولي يوسف صديق نه تنها مرتكب حرام نشد و نيز مقدمات حرام را فراهم نساخت بلكه قصد و همت و خيال گناه نكرد زيرا او را برهان ربّ ديد و افترا زنندگان به يوسف نيز كه يوسف را متهم كردند در نهايت اعتراف كردند كه «الآن حصحص الحق انا راودته عن نفسه»(18) اكنون حق پديدار گشت من از او كام خواستم و خدا نيز به نزاهت و طهارت يوسف شهادت داد و فرمود: نه تنها يوسف به طرف بدي نرفت، بلكه بدي نيز به طرف يوسف نرفت، «كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء»(19) اين گونه بدي و پليدي رااز او برگردانيديم قرآن مي‏گويد: به گناه اجازه نداديم به سراغ يوسف برود.

بنابراين حضرت يوسف الگوي عفاف و پاكدامني براي انسانهاست حضرت مريم نيز از لحاظ ملكه عفاف يا همسطح يوسف صديق است يا بالاتر از او. زيرا قرآن مي‏فرمايد: «قالت اني اعوذ بالرحمن منك ان كنت تقياً»(20) يعني نه تنها خودش ميل ندارد بلكه آن فرشته را كه به صورت بشر متمثل شده امر به معروف مي‏كند و مي‏گويد: اگر تو تقوا داري دست به اين كار نزن در حالي كه حضرت يوسف برهان ربّ ديد و از اعمال همّت باز داشته شد.

نتيجه‏گيري:

در اين مقاله از همساني زن و مرد در بهره مندي از ارزشهاي انساني سخن به ميان آمد و روشن شد زن و مرد هم قابليت تكامل را به طور مساوي دارند و هم در عمل مي‏توانند به فضائل و كمالات دست يابند. نمونه‏هايي نيز از زنان و مردان به كمال رسيده معرفي شد است تا نشان دهد كه اين همساني در كسب فضائل تنها در تئوري نيست بلكه در مقام عمل نيز از دو صنف به اين ارزشها نائل آمده‏اند.

پی‌نوشتها:

1. سوره آل عمران، آيه 195.

2. الميزان، ج 4، ص 94.

3. سوره احزاب، آيه 35.

4. مجمع البيان، ج 7، ص 357 ـ 358؛ نورالثقلين، ج 4، ص 275.

5. سوره نحل، آيه 97.

6. سوره صافات، آيه 101.

7. سوره حجر، آيه 53.

8. همان، آيه 54.

9. همان، آيه 55 ـ 56.

10. سوره هود، آيه 71.

11. سوره قصص، آيه 7.

12. سوره قصص، آيه 11.

13. همان، آيه 9.

14. سوره تحريم، آيه 12.

15. سوره آل عمران، آيه 37.

16. همان، آيه 42 ـ 43.

17. سوره يوسف، آيه 24.

18. همان، آيه 51.

19. سوره يوسف، آيه 44.

20. سوره مريم، آيه 17.

تأویل نشانه‌های حضرت زهرا(س) در مکاشفات یوحنا

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

زنی که آفتاب را در بر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است.
گروه فرهنگی مشرق-یکی ازگونه های اصلی کتاب مقدس اهل کتاب ( یهودیان و مسیحیان) از حیث سنخ شناسی و گونه شناسی ادبی و روایی، ادبیات مکاشفه ای Apocalyptic Literature است. مکاشفه Apocalypse واژه ای یونانی است که از حیث اتیمولوژی ( ریشه شناسی الفاظ و لغات) به معنی  "آشکارسازی" است. مکاشفه به مثابه یکی از گونه های اصلی ادبیات دینی عهد عتیق و جدید ناظر بر نحوی پیشگویی و دیدار بینی آینده خداوندی است که در زبان این ادبیات از آن به "نبوت"(نَوَئیم ) تعبیر شده است. نبوت خاصه در زبان و ادبیات عهد عتیق به معنای مکاشفه است، مکاشفه ای که خبر از آینده می دهد، آینده ای که خداوند رقم خواهد زد، لذاست که پیامبران بنی اسرائیل "نبی "( ناوی در عبری) خوانده می شوند چون "الیاس نبی" ( هَناوی الیاهو).

از چنین منظری هر مکاشفه ای مستلزم آن است که خدا امور نهانی و پنهان عالم را که تنها خود از آن آگاه است و به طورخاص با آینده جهان نسبت می یابد را بر انسانها ( پیامبران) آشکار سازد. از این حیث مکاشفه در زمره استلزامات نبوت یهودی است و در تداوم و تثبیت آن است. انبیاء بنی اسرائیل  وحی الهی را دریافت کرده و می شنیدند و آنها را شفاهاً منتقل می کردند، اما در کنار آن گونه ای از وحی را بصورت مکاشفه دریافت کرده و آن را در کتابی به یادگار باقی می نهاد. از جمله برجسته ترین مکاشفات عهد عتیق می توان به اشعیاء ، حزقیال، ارمیا، میکاه و دانیال اشاره کرد.

شاخصه اصلی این گونه از ادبیات عهد عتیق، پوشیدگی معانی و رازهای اصلی آن در لفافه و حجاب رمز هایی (نظام رمزگان آن ) است که خود به به صورت نماد ها، نشانه ها، اعداد و ... صورت بندی شده اند. در واقع زبان رمزی این مکاشفات رازهای خود را به صورت نمادین بیان داشته است که تنها مواجهه تأویلی با آن و بکارگیری روش تأویلی است که می تواند از آن رازگشایی و رمزگشایی کند. پس برای درک سخن او، باید با وی همنوا شد تا با سخناو انس گرفت تا زبان اشارت هایش را دریافت و رمزهایش گشوده گردند تا رازهایش خود سخن بگویند خود را آشکار سازند.

مکاشفات و ادبیات مکاشفه ای مقارن با بعثت عیسی بن مریم (ع)رواج گسترده ای یافت. برای نمونه در نزد فرقه "یسنی" ها (که فرقه ای زاهدپیشه و بیابان نشین بودند که برای تنزه از فساد بنی اسرائیل در شهرها به بیابان های فلسطین و بحرالمیت پناه برده بودند) که یحیی تعمیددهنده خود از آنان بود و عیسی نیز جوانیش را در کنار آنان گذرانده بود ، بر اساس طومارهای بحرالمیت که از ایشان به جا مانده است، ادبیات مکاشفه ای بسیار رواج یافته بود. این طومارها به ما می گویند که ایشان عن قریب ظهور مسیحای قوم بنی اسرائیل و ظهور خاتم پیامبران را انتظار می کشیدند.

از جمله تفاوت های اساسی عهد جدید با عهد عتیق، یکی هم تمایز جدی در ادبیات مکاشفه ای است. هر قدر که عهد قدیم در ادبیات مکاشفه ای غنی و فربه است، عهد جدید فقیر و نحیف است. تنها یک استثناء وجود دارد و آن هم آخرین بخش عهد جدید است که عنوان مکاشفه را نیز بر خود دارد " مکاشفات یوحنا".


مکاشفات یوحنا
مکاشفات یوحنای رسول  Revelation to John تنها بخش عهد جدید است که سبک ادبی و روایی آن بشدت متمایز از دیگر بخش های عهد جدید است و در عین حال بشدت به بخش ها و گونه ی مکاشفه ای عهد عتیق شباهت می رساند. کتاب مکاشفات  Book of Revelation  در 22 باب تدوین شده اند و از ابتدا تا به انتها یکسر روایت مکاشفه ای آخرالزمانی استکه برای یوحنای رسول واقع شده است و او خود روایت گر این مکاشفه عظیم و مهیب است که از جهاتی بسی سرتر و بالاتر از مکاشفات عهد عتیق می نشیند. مکاشفاتی با جزئیات دقیق و کامل و ناظر بر حوادثی خوفناک و مهیب و فتنه گون که کم تر نظیری برای آنان می توان در مکاشفات عهد عتیق یافت.

در قرون نخستین میلادی در انتساب این مکاشفات به یوحنای رسول تردید بود ، اگر چه او خود چهار بار در مکاشفات یوحنا معرفی می کند( 1:1و 4و9و 8:22). در سنت قدیس یوستینوس شهید در سده دوم میلادی محققین مسیحی این یوحنا ،همان یوحنای رسول، حواری مسیح پسر زبدی ( متی 2:10) دانسته شد . مضاف بر آنکه از متن و محتوای کتاب نیز مشخص است که نویسنده شخصی است یهودی و آگاه بر عهد عتیق و یکی از رهبران کلیساست که در هفت کلیسای آسیای صغیر شناخته شده و شخصی روحانی است که معتقد است که بزودی ایمان مسیحی بر نیروهای شریری که در جهان اند پیروزی خواهند یافت.( دایره المعارف کتاب مقدس، 317) یوحنا به سبب ایمانش به مسیح به جزیره پاتموس تبعید شده بود.

متن مکاشفات قرابت انکارناپذیری با با دیگر نوشته های یوحنا در عهد جدید دارد اگر چه به مقتضای وجه مکاشفه ای خود با دیگر مکتوبات یوحنایی عهد عتیق هم در زبان و هم در سبک و هم در پاره ای اندیشه های کلامی تفاوت می یابد. اما به هر تقدیر نزد زعما و آباء کلیسا دارای الهام یوحنّایی است و نزد اصحاب بلافصل این حواری و رسول مسیح به نگارش در آمده  و تعالیم و آموزه های وی در ان راه یافته اند.


یوحنای رسول کیست؟
یوحنا بن زبدی یا یوحنای رسول John the Apostle از حواریون و از دوازده رسول برگزیده عیسی بود.مسیحیت سنتی، او را نویسنده انجیل یوحنا و نیز نویسنده کتاب مکاشفات می‌داند. در سالهای اخیر، منتقدان نوگرا، این نظریه را مطرح کرده اند که کتاب مکاشفه در سال ۷۰ میلادی، به دست یوحنایی غیر از یوحنای رسول نوشته شده است، زیرا نویسنده کتاب مکاشفات بارها خود را به نام یوحنا خوانده؛ اما در انجیل یوحنا نامی از نویسنده به طور مستقیم نیامده است. یوستینیوس، در سال ۱۳۵ میلادی، نگاشتن کتاب مکاشفه را به یوحنا بن زبدی، نسبت داد؛ و ائوسیبیوس، در قرن چهارم، در اصالت آن تردید نمود. اما در هر حال امروزه در یکی بودن یوحنای رسول و یوحنای مکاشفات در کلیسای کاتولیک و ارتدکس و بخش عمده ای از پروتستان ها تردیدی نیست.

در انجیل، یوحنا حواری محبوب مسیح، با نام یوحنا پسر زبدی خوانده شده است، وی برادر یعقوب اکبر و در آغاز ماهیگیر بود. یوحنا، از شاگردان یحیی تعمیددهنده بود که با آغاز دعوت عیسی، به جمع پیروان وی گروید. بنا به روایت انجیل، پس از برخاستن مسیح از مردگان، یوحنا و پطرس نخستین کسانی بودند که به زیارت مقبره رفتند و برخاستن عیسی را باور کردند. در مسیحیت سنتی، از وی با نام یوحنای محبوب یاد می‌شود.

وی پسر زبدی و مادرش سالومه نام داشت( مرقس 40:15 و متی 56: 27). کار او ماهیگیری در دریای جلیل بود و به نظر نمی رسد فرد فقیری بوه باشد ( مرقس 20 : 1 و لوقا 10 : 5) . هیچ اطلاعی از ایمان زبدی نداریم ، ولی مادر یوحنا یکی از زنانی بود که عیسی را تا زمان مصلوب شدنش پیروی کرد ( متی 56 : 27 و مرقس 40 : 15) . یوحنا برادر جوانتر یعقوب بود ( متی 21 : 4) و در بیت صیدا زندگی می کرد( لوقا 10 : 5 و یوحنا 44: 1). با توجه به اینکه پدر ایشان را با مزدوران واگذاشتند ( مرقس 20 : 1) ، خدمت مادرشان در لوقا 8 : 3 و هم چنین آشنایی وی با قیافا پپپف کاهن اعظم ( یوحنا 15 : 18) دلالت بر نفوذ نسبی و قابل توجه آنها می کند. مادر وی از عیسی خواست که پسرانش در ملکوت به دست راست و چپ وی می نشینند ( متی 20 : 20 ). او رسول محبت خوانده شده است و مولف انجیل ، رسالات و مکاشفات یوحنا می باشد.

لازم به یاد آوریست که امام رضا علیه السلام در مناظراتشان با  مسیحیان و یهودیان زمان خود اشاره فرمودند که سه یوحنا وجود داشته است:
…"و علماى مسيحى‏ها سه نفر بودند، «يوحنّا» ى اكبر در «أج»، «يوحنّا» در «قرقيسيا» و «يوحنّا» ديلمىّ در رجّاز و مطالب مربوط به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت و امّتش نزد او بوده و هم او بود كه امّت عيسى و بنى اسرائيل را به نبوّت حضرت محمّد و اهل بيت و امّتش، مژده داد." (عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 158 و).


متن مکاشفات یوحنا
مکاشفه یوحنا که با عنوانهای دیگری همچون وحی به یوحنا، آخرالزمان یوحنا، کتاب وحی و مکاشفهٔ عیسی مسیح نیز خوانده می‌شود، آخرین کتاب از کتب «عهد جدید» مسیحیان می‌باشد. مکاشفه تنها کتاب عهد جدید است که در ردهٔ ادبیات رستاخیزی و آخرالزمانی قرار می‌گیرد؛ و نه تعلیمی یا تاریخی، و تعدادی بسیار از پنداره‌ها، نمادها و تمثیل‌ها را به ویژه در رابطه با وقایع آینده به کار می‌بندد. مکاشفه به نظر می‌آید مجموعه‌ای از بخش‌های مجزا باشد که به توسط یوحنا، «مرید محبوب» مسیح، در «پاتموس» (جزیره‌ای در یونان) در دریای اژه به رشته تحریر درآمده است.

این کتاب از دو بخش عمده تشکیل شده‌است، که اولین بخش آن (فصل‌های ۲ تا ۳) شامل پند و اندرزهای مذهبی (و نه پنداره‌ها یا رمزآفرینی‌ها) در نامه‌های جداگانه‌ای می‌باشد که خطاب به هفت کلیسای آسیای صغیر نگاشته شده‌اند. در بخش دوم (فصل‌های ۴ تا ۲۲:۵)، رویاها، تمثیل‌ها و نمادها (در اغلب موارد بدون تعبیر و یا تفسیر) قسمت گسترده‌ای از متن کتاب را تشکیل داده و مفسران را واداشته‌اند تا لزوماً تعبیرهای متفاوتی از آنها ارائه دهند.

آباء کلیسا بر این باور بودند که مکاشفه ی یوحنا بیشتر یک تمثیل راز آلود و رمزگونه معنوی جدا از وقایع تاریخی، و یا صرفاً یک پیشگویی درباره‌ تحولات آخر دنیاست که به صورت کلامی مبهم در لفافه آمده ناست،  اگر چه با  بحران ایمان، در دوران مسیحیت اولیه که محتملاً به وسیلهٔ شکنجه‌های رومیان ایجاد شده بود، بی نسبت نیست اما دستاورد این مکاشفات آن بود که مسیحیان ترغیب شده‌اند که در ایمانشان ثابت‌قدم باشند تا استوارانه، امید خود را به اینکه در نهایت خداوند در برابر دشمنان خود (و دشمنان آن‌ها) پیروز خواهد شد، حفظ نمایند. از آنجایی‌که چنین دیدگاهی مشکلات دوران‌های بعدی در مبحث آخرت را نیز باز می‌تاباند، پیام مکاشفه به نسل‌های آیندهٔ مسیحیان نیز ارتباط می‌یابد، کسانی که مسیح پیشاپیش دربارهٔ آن‌ها هشدار داده که به طریقی مشابه، دچار عذاب و شکنجه خواهند شد. پیروزی خداوند بر شیطان (در اینجا مقاومت مسیحیان در برابر شکنجه‌ٔ رومیان) نمونه‌ای از پیروزی‌های پیشگویی شده مشابه خیر بر شر در آینده و پیروزی نهایی خداوند در پایان جهان می‌باشد.

با وجود آن‌که عنصر مرکزی در مکاشفه، «مسیح» است، با مطالعه و ادراک بیشتر متن، شباهت‌های آن با شیوه‌ٔ بیانی و مفاهیم کتاب عهد عتیق، مشخص می‌گردد. خصوصا آنهایی که از کتابهای دانیال و حزقیال گرفته شده‌اند. به طور مثال، نویسنده از عدد هفت استفاده می‌کند، تا در مفهومی سمبلیک، بر «تمامیت» (totality) یا «کمال» (perfection) دلالت داشته باشد. مراجعات و اشاره‌هایی به «یک هزار سال» (فصل ۲۰) موجب شد تا عده‌ای در این انتظار باشند که پیروزی نهایی خداوند بر شیطان، پس از سپری شدن هزاره‌ای فرا رسد.

تقسیم‌بندی کلّی متن مکاشفات بدین نحو است:
1 - مقدمه (۱:‏۱-‏۸)
۲ - رؤیای آغازین و نامه به هفت کلیسا (۱:‏۹ تا ۳:‏۲۲)
۳ - کتابی با هفت مُهر (۴:‏۱ تا ۸:‏۱)
۴ - هفت شیپور (۸:‏۲ تا ۱۱:‏۱۹)
۵ - اژدها و دو وحش (۱۲:‏۱ تا ۱۳:‏۱۸)
۶ - رؤیاهای گوناگون (۱۴:‏۱ تا ۱۵:‏۸)
۷ - هفت جام غضب خدا (۱۶:‏۱-‏۲۱)
۸ - نابودی بابِل و شکست وحش و نبی دروغین و ابلیس (۱۷:‏۱ تا۲۰:‏۱۰)
۹ - داوری نهایی (۲۰:‏۱۱-‏۱۵)
۱۰ - آسمان جدید، زمین جدید و اورشلیم جدید (۲۱:‏۱ تا ۲۲‏:‏۵)
۱۱ - بخش پایانی (۲۲:‏۶-‏۲۱)


حکایت زن و اژدها، متن مکاشفه
اما آنچه مقصود این نوشتار است در باب 12 مکاشفه روایت شده است . پیش از بررسی و تحلیل و تأویل آن ابتدا متن کامل آن را از سر تا به پا مرور می کنیم و می خوانیم.

"و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد: زنی که آفتاب را در بر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است، و آبستن بوده از درد زه و عذاب زائیدن فریاد برمی آورد. و علامتی دیگر در آسمان پدید آمد که اینک اژدهای بزرگ آتش گون که او را هفت سر و ده شاخ بود و بر سرهایش هفت افسر و دمش ثلث ستارگان آسمان را کشیده بر زمین ریخت. و اژدها پیش آن زن که می زائید بایستاد تا چون بزاید فرزند او را ببلعد. پس پسری را زایید که همه امت های زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد؛ و فرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد. و زن به بیابان فرار کرد  و در آنجا مکانی از برای وی از خدا مهیّا شده است تا او را مدّت هزار و دویست و شصت روز بپرورند.

و در آسمان جنگ شد : میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد و اژدهای بزرگ افکنده شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمی است که تمام ربع مسکون را می فریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند.

و آوازی بلند در آسمان شنیدم که می گوید: "اکنون نجات و قوت و سلطنت خدای ما و قدرت مسیح او ظاهر شد زیرا که آن مدعی برادران ما که شبانه روز در حضور خدای ما بر ایشان دعوی می کند، به زیر افکنده شد. و ایشان به وساطت خون بره و کلام شهادت خود بر او غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند. از این جهت ای آسمان ها و ساکنان آن شاد باشید وای بر زمین و دریا زیراکه ابلیس به نزد شما فرود شده است با خشم عظیم، چون می داندکه زمانی قلیل دارد.

وچون اژدها دید که بر زمین افکنده شد، بر آن زن که فرزند نرینه را زائیده بود جفا کرد. و دوبال عقاب بزرگ به زن داده شد تا به بیابان به مکان خود پرواز کند، جایی که از نظر آن مار، زمانی و دو زمانی و نصف زمانی پرورش می کنند. و مار از دهان خود در عقب زن، آبی چون رود ریخت تا سیل او را فروگیرد. و زمین زن را حمایت کرد و زمین دهان خود را گشاده ، آن رود را که اژدها از دهان خود ریخت فروبرد. و اژدها بر زن غضب نموده، رفت تا با باقی ماندگان ذریت او که احکام خدا را حفظ می کنند و شهادت عیسی را نگاه می دارند، جنگ کند."


تحلیل و تأویل نشانه ها
به نظر می رسد مناسب ترین روش برای تحلیل و تأویل نشانه های باب 12 مکاشفات یوحنا و حکایت زن و اژدها طرح پرسش از کلیت این روایت مکاشفه ای است. آنگاه می توان با بهره گیری از روش تأویل ( در اینجا تعبیر علامه طباطبائی از تأویل مراد ماست که به معنای بازگداندن هرچیز به حقیقت خارجیه و واقعی و اصل و ریشه آن است) از آن رمز گشایی کرد.

نخستین پرسشی که به ذهن متبادر می شود این است که زن مذکور کیست؟ پیش از پاسخ ، تأکید بر چند نکته ضروری است. یوحنا به عنوان یکی از حواریون دوازده گانه مسیح، مریم عذرا مادر عیسی را به خوبی می شناخته است و با سیما و چهره او آشنا بوده است. اما در این جا هیچ قرینه ای که دال بر مریم بوده باشد و یا بر هویت مریم مقدس دلالت کند اجتناب کرده است. در واقع سیمای این زن با مریم متفاوت بوده است و یوحنا به هیچ وجه او را نمی شناخته و این زن برای وی بشدت غریبه بوده است. اگر این زن مریم مقدس می بود هیچ دلیلی نداشت تا یوحنا از واژه زن استفاده کند بلکه براحتی می گفت مریم.

دیگر آنکه این زن نشانه هایی دارد که در هیچ یک از اناجیل اربعه و دیگر متون مسیحی مریم مقدس را به آنها نمی شناخته اند. آفتاب، ماه و تاجی از دوازده ستاره نشانه هایی نامأنوس برای مریم مقدسند و اگر غیر از این بود یوحنا بر این مسئله تأکید می نمود.

سوم آنکه این زن فرزند پسری می زاید که " پسر انسان" لقب دارد و با عصای آهنین بر تمامی امت ها حکمرانی خواهد کرد. اما این پسر پس از تولد برای بقا به نزد خدا ربوده می شود ( استعاره غیبت و نجات) . باز هم یوحنا او را مجهول می نه. اگر این پسر انسان عیسی می بود هیچ ضرورتی نداشت که یوحنا از نام پسر انسان بهره گیرد و با چند نشانه عیسی بودن او را نشان می داد اما چنین نکرده است. خداوند پسر انسان را باغیبت از شر شیطان ( اژدها ) رهایی می بخشد تا روز موعود و روز داوری.

چهارم آنکه میان زن و شیطان نبردی ابدی تا روز رستاخیز برپاست. نبردی که به ذریت زن نیز به میراث می رسد. ذریتی که احکام خدا و شهادت عیسی را پاس می دارند. حال آنکه مریم مقدس جز عیسی پسری نداشته و نیز هیچ ذریتی از او باقی نمانده است. پس این زن مریم نیست. ابدا
حال که این زن مریم نیست و پسر او نیز عیسی نمی تواند بود، پس او و فرزندش و ذریتش چه کسانی می توانند بود؟


اما تأویل مکاشفات
1.    و در آسمان جنگ شد : میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد و اژدهای بزرگ افکنده شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمی است که تمام ربع مسکون را می فریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند.

می‌دانیم که شیاطین انس و جن حق را می‌شناسند؛ در روایات داریم وقتی نبی اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلَّم به دنیا آمدند شیاطین از رفتن به عوالم بالا منع شدند، قبلاً می‌رفتند استراق سمع می‌کردند، ولی منع شدند. با تولد و بعد بعثت پیامبر اسلام (ص) شیاطین از آسمان راتده شدند. ابلیس فهمید اوضاع عالم عوض شده است، حفظه و ملائکه رفت و آمد می‌کنند و راه‌های آسمان را بستند؛ در نقل است لشکریان و فرماندهان جنود خود را جمع کرد، فراخوان داد و در روایات آمده است که بعضی اوقات که یک حوادثی در عالم رخ می‌دهد شیطان لشکریان خود را جمع می‌کند آرایش می‌دهد، فرماندهی و تقسیم کار می‌کند، مأموریت می‌دهد.

2. و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد: زنی که آفتاب را در بر دارد و ماه زیر پاهایش و بر سرش تاجی از دوازده ستاره است.

همین‌طوری که خورشیدی خداوند قرار داده است، این خورشید یک مثََل است، و الا خورشید حقیقی این نیست. خداوند متعال قسم می‌خورد به ماه و خورشید "والشمس و الضحیها"، "والقمر اذا تلیها" قسم به خورشید و پرتو و شعاع خورشید که عالم را روشن می‌کند، پرتو خورشید به ما می‌رسد. "والقمر اذا تلیها" قسم به ماه وقتی به‌دنبال خورشید است، ماه تالی تلو خورشید است "والنهار اذا جلیها" قسم به روز وقتی که خورشید را تجلی می‌دهد، تجلی خورشید در روز است. روایات این را معنا کرده است؛ فرمود "والشمس" وجود مقدس رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله و سلم است، "والقمر" آنی که تلو نبی اکرم است که امیرالمؤمنین است. الآن دوره شب تاریخ است. بنا بود این خورشید زود طلوع کند، بنا بود این خورشید در امیرالمؤمنین تجلی کند، اما جریان سقیفه و بنی امیه نگذاشتند و این خورشید در غیبت رفت.

دوازده ستاره نیز دلالت بر کوکب امامت و ولایت دارد. این نشانه ها حکایت از آن دارند که زن مذکور لولای اتصال میان سه امر نبوت ، ولایت و امامت حقه الهی است. خورشید نبوت، ماه امامت و ستارگان امامت.

3.    پس پسری را زایید که همه امت های زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد؛ و فرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد.
خداوند در قرآن می فرماید :  لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ (سوره  الحديد آيه  25 )
ما پيامبرانمان را با دليلهای روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو، رانيز نازل کرديم تا مردم به عدالت عمل کنند و آهن را که در آن نيرويی سخت و منافعی برای مردم است فرو فرستاديم ، تا خدا بداند چه کسی به ناديده ، او و پيامبرانش را ياری می کند زيرا خدا توانا و پيروزمند است.
آهن در قرآن نشانه قدرت و صلابت در مسیر استقرار عدالت به دست انبیاء و اولیاء است. حال که موعود امم و منجی آخر مصلح کل و آورنده عدالت و قسط برای تمامی امم می باشد پس نشانه او نیز عصای آهنین است. این منجی عیسی نیست چنانچه دانستیم آن زن نیز مریم نیست. این منجی فرزند مادری است که محل اتصال نبوت و امامت و ولایت است. در روایات شیعه از قیام حضرت حجت با نام قیام بالسیف"( آهن) یاد شده است.

دیگر آنکه در برخی از عبارات عهدین "پسر انسان" اشاره به حضرت عیسی علیه السلام است اما در جاهای دیگر حضرت عیسی علیه السلام به "پسر انسان" با ضمیر "او" اشاره کرده است یعنی فرد دیگری غیر خودش. و در برخی عبارات واضح است که حضرت عیسی علیه السلام خود منتظر "پسر انسان" بود. در انجیل متی فصل 16 عبارات 27 و 28 از حضرت عیسی علیه السلام نقل شده است که گفت:
زیرا که "پسر انسان" خواهد آمد درجلال پدر خویش به اتفاق ملائکه خود و در آن وقتهر کسی را موافق اعمالش جزا خواهد داد. هرآینه به شما می‌گویم که بعضی در اینجاحاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود می‌آید، ذائقه موت را نخواهند چشید. همانطور که در عبارت 27 می بینیم حضرت عیسی علیه السلام می گوید: زمانی که پسر انسان می آید "او" جزای "هر کسی" را طبق "اعمالشان" خواهد داد؛

4. اژدها بر آن زن که فرزند نرینه را زايیده بود جفا کرد.
می دانیم که در متون مسیحی از جفا در حق مریم مقدس سخنی بیان نشده است اما در تاریخ اسلام زنی را با اوصاف مذکور می شناسیم که شیطان در حق او و ذریه اش سخت جفا نموده است. همان ذره ای که تا هم امروز با شیطان در نبردی بی پایان به سر می برد. ذریه ای که عهد خدا با انسان و عهد خدا با انبیائ و اولیائ را پاس داشته اند.

5.    شهادت عیسی
شهادت عیسی بر توحید بود چنانچه قرآن می فرماید: إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ(سوره: آل عمران‏ آيه: 51 )الله پروردگار من و شماست بپرستيدش كه راه راست اين است و ذریت نبی خاتم پاسدار این عهد و شهادت عیسی بوده اند.
حال  این آیات به روشنی تأویل خود را می یابند.

آن زن که یوحنا او را نمی شناخت اما در عالم معنا با نشانه های آفتاب و ماه و تاج دوازده ستاره مکاشفه اش کرد کسی نیست جز حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) ا، و نیز پسر انسان کسی نیست جز فرزندش مهدی موعود ، حجت بن الحسن العسکری (ع) که با قیام باالسیف و عصای آهنین میان امت ها داوری خواهد کرد و احیاگر توحید و عدالت در کره ارض خواهد بود.

البته این باب از مکاشفات راز ها و رمزها و معانی عمیق دیگری نیز در خود مستتر دارد که اگر انشائ الله عمری بود به آن خواهیم پرداخت.


علی عبدی

سّر نام های حضرت فاطمه (س) در چیست؟

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه درخشید، زمین و آسمان را نورانی کرد و ملائکه از روی تعجب گفتند: خداوندا این چه نوری است؟

به گزارش شبستان، از اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیک یا بد، حرکت یا رکود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.

اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند که سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مکتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فکری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یک اندیشه نشان دهد.

رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه(س) او را به اسامی و القاب متعددی می نامید که همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مکتب و اندیشه اسلامی دارند و هر کدام به مناسبتی و در جائی به کار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه(س ) را نشان می دادند.

نام های مبارک حضرت زهرا(س)

امام صادق(ع) می فرمایند: حضرت فاطمه‏ى زهراء(س) در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.

به تصریح امام صادق(ع) ، حضرت فاطمه(س) نه اسم مخصوص، در پیشگاه خداوند متعال دارد، لذا یکى از کنیه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است. یعنى بانویى که اسامى فراوان دارد. و این مطلب، دلالت بر عظمت روحى صدیقه کبرى(س) مى‏کند، زیرا ایشان زن نمونه بودند. زن نمونه یعنى انسانى کامل که براى بشریت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در ایشان جمع بود و حضرت زهرا(س) در برابر هر صفت نیک، داراى لقبى خاص بودند.

چرا فاطمه ؟

حضرت فاطمه‏ى زهرا(س) یک نام رسمى داشت که همان فاطمه مى‏باشد. این نام را پیامبر اکرم(ص) هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزید.

رسول خدا(ص) فرمود: او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند و فاطمه به معنای قطع ‌شده و بریده است به همین سبب به این نام برگزیده شده اند. همچنین امام صادق (ع) فرمودند: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند به این نام نامگذاری شده اند.

چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده است. لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی انا اعطیناک الکوثر منظور، فاطمه (س) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر(ع) فرمودند: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا درباره حضرت فاطمه(س) نازل شده است. پس ایشان طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بودند.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه(س) نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی حضرت علی(ع) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمی بگیرد، اما رسول خدا(ص) تسبیح فاطمه(س) را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور به پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول او بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: پدرش به قربانش.

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

چرا محدثه ؟

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول خدا(ص) بوده اند.

چرا زهرا ؟

امام صادق(ع) فرمودند: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان نمایان می شد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س) عبارتند از:

حصان به معنای محفوظ، حره به معنای آزاده، سیده یعنی بانوی محترم، عذراء یعنی پرده نشین، بوده و نام آن بانو در آسمان، منصوره یعنی یاری‌شده یاد شده است.

«مصحف فاطمه(س)» چیست؟

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

رییس پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی با استناد به حدیثی از امام صادق(ع) گفت: مصحف فاطمه(س) وجود عینی دارد و سمبلیک و رمزی نیست. اندازه آن 3 برابر قرآن است و اکنون نزد امام زمان (عج) نگهداری می‌شود.

به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت ام ابیها انسیه حورا حضرت زهرا سلام‌الله علیها گفت‌وگوی کوتاهی با حجت‌‌الاسلام «محمد‌جواد رودگر» رییس پژوهشکده حکمت و دین‌پژوهی و مدیر گروه عرفان دانشنامه قرآن‌شناسی انجام دادیم که متن آن در پی می‌آید.
* «مصحف حضرت زهرا» چیست و آیا وجود خارجی دارد یا اینکه دارای معنا و ماهیتی مجازی است؟
ـ مصحف فاطمه(س) وجود عینی دارد و سمبلیک و رمزی نیست. در روایتی آمده که پس از رحلت پیامبر(ص) جبرئیل به حضرت زهرا نازل می‌شد و علوم مختلف را به ایشان القا و وحی می‌کرد. البته این وحی با وحی تشریعی و پیامبرانه تفاوت دارد و وحی تعریفی و استعدادی است. این مجموعه وحی را علی(ع) می‌نوشت که آن نوشته‌ها مصحف فاطمه(س) نامگذاری شد. در صفحه 88 جلد اول اصول کافی و صفحه 150 بصائر الدرجات به این موضوع اشاره شده است. به فرموده امام صادق(ع) در در صفحه 239 جلد 1 اصول کافی، اندازه این کتاب 3 برابر قرآن است و اکنون نزد امام زمان (عج) نگهداری می‌شود. البته امام صادق(ع) قسم یاد می‌کند که یک حرف از قرآن در آن موجود نیست. مراد از حرف در اینجا معارف قرآن نیست بلکه آیات قرآن است.
* آیا امامان معصوم از جمله امام عصر(عج) از این مصحف برای رتق و فتق امور بهره برده‌اند؟ اصولاً امام معصوم مجاز است از علم غیبی برای اداره جامعه استفاده کند؟
ـ استفاده از مصحف به هیچ وجه با علم و عصمت امام منافات ندارد چرا که یک سلسله حقایق و معارف آسمانی و غیبی است که از امامی به امام دیگر منتقل شده و چنین نیست که امامان بر اساس اخبار غیبی بر جامعه حکومت کرده باشند. اما درباره اینکه آیا وجود مقدس امام زمان از این مصحف بهره می‌برد، به نظر می‌رسد که باید چنین باشد! زیرا امام زمان(عج) آخرین نقطه اتکای همه رسالت‌ها و نبوت‌هاست و باید از آن دانش نیز در تدبیر جامعه استفاده کند.

توصیه اخلاقی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در روابط زنان با مردان نامحرم

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

حضرت زهرا(سلام الله علیها) پیرامون روش و سیره زندگی بانوان در جامعه اسلامی معتقد بودند بهتر آن است که بانوان تا حد ممکن با نامحرم تماس نداشته و خانه‌ محور باشند.


پیامبر صلی الله علیه و آله روزی از جمع مسلمانان حاضر در مسجد سؤال کردند که: «چه روش و سیره ای برای زندگانی بانوان بهتر است؟» هرکس به فراخور معرفت خویش جوابی می داد؛ اما هیچ جوابی پیامبر را قانع نمی کرد. در این هنگام سلمان فارسی که در آن روزگار پیرمردی باوقار و پرذکاوت و در میان آن جمع، به لحاظ ایمان و معرفت بالاتر بود، با خود اندیشید که پاسخ این سؤال دقیق از سطح عمومی اندیشه مردان فراتر است. از این روی، در بحبوحه اظهار نظرهای گوناگون، خود را به خانه زهرا سلام الله علیها که متصل به مسجد پیامبر بود، رسانید و پاسخ پرسش پیامبر را از یگانه دخترش جویا شد. حضرت زهرا سلام الله علیها در پاسخ سؤال پدر فرمودند: برای زنان بهترین خیر آنست که مردان نامحرم را نبینند و مردان نامحرم نیز ایشان را نبینند.

سلمان به جمع حاضر در مسجد بازگشت و پاسخ را مطرح نمود. پیامبر دانستند که این پاسخ از خود سلمان نیست؛ از این روی پرسیدند: «این جواب را از که آموختی؟» سلمان عرضه داشت: پرسش شما را از دخترتان زهرا(سلام الله علیها) پرسیدم و چنین پاسخ شنیدم. پیامبر در این هنگام فرمودند: پدرش به فدایش باد. ...به راستی که فاطمه پاره ای از وجود من است.

این روایت معروف با عبارت های مختلفی، در منابع پرشماری از کتاب های حدیثی، اخلاقی و تاریخی شیعه و سنی موجود است.

استفاده حضرت زهرا سلام الله علیها از کلمه «خیر»، خود گویای این حقیقت است که سیره مذکور یک رُجحان و مزیت است؛ به دیگر سخن، حضرت فاطمه سلام الله علیها در مقام بیان یک امر ایده آلی و ترجیحی است؛ امری که رعایت آن رجحان و برتری دارد و مادامی که ضرورتی پیش نیامده است، عمل به آن بهتر و مطلوب تر است. در شرایطی که نیازی به ارتباط زنان با مردان نیست، بهتر آن است که بانوان با هیچ مرد نامحرمی تماس نداشته باشند و «خانه‌محور» باشند. اما این امر، رجحانی است و هرگز به معنای ممنوعیت قانونی حضور بانوان در جامعه نیست. از دیدگاه اسلامی زنان می توانند در صورت نیاز، با رعایت ارزش‌های اسلامی و اخلاقی به عرصه های اجتماعی وارد شوند و هیچ منعی از آن نمی باشد؛ به عبارت دیگر، حکم بیان شده در روایت، یک توصیه اخلاقی ترجیحی است؛ نه یک حکم قانونی تکلیفی.

منبع : شبستان

سیره و سنّت حضرت زهرا(س)

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

  «خیارکم الینکم مناکبه و اکرمهم لنسائهم؛بهترین شما کسانی است که در برخورد با مردم نرم‏تر و مهربان‏تر است و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده‏اند.»

 

خبرگزاری فارس: سیره و سنّت حضرت زهرا(س)

عبادت خالصانه

«مَنْ أصعَدَ إلی اللهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهبَطَ اللهُ عَزّوَجَلَّ إلَیهِ أفضَلَ مَصلَحَتِهِ؛کسی که عبادت‌های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ، بهترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.»1

خوش‌رویی

«بِشرٌ فی وَجهِ المُؤمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبِهِ الجَنَّةَ وَ بِشرٌ فی وَجهِ المُعانِدِ المُعادِی یَقی صاحِبَهُ عَذابِ النّارِ؛2 پاداش خوش‌رویی در برابر مؤمن، بهشت است و خوش‌رویی با دشمن ستیزه‌جو، انسان را از عذاب آتش باز می‌دارد.»

قالت: «یا رَسُولَ اللهِ، الحَمدُ للهِ عَلی نَعمائِهِ وَ الشُّکرُ للهِ عَلَی آلائِهِ؛3ای رسول خدا! حمد و شکر و سپاس سزاوار خداست، در برابر نعمت‌های بیکرانه او.»

ساده‌زیستی

سلمان فارسی می‏گوید: روزی حضرت فاطمه(س) را دیدم که چادری وصله‏دار و ساده بر سر داشت.در شگفتی ماندم و گفتم عجبا! دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسی‌های طلایی می‏نشینند و پارچه‏های زربفت به تن می‏کنند، وه که این دختر رسول خداست! نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباس‌های زیبا!!

فاطمه(س) پاسخ داد: قالت: «یا سَلمانُ! اِنَّ اللهَ ذَخَّرَ لَنا الثِیّابَ وَ الکَراسِیَّ لِیَومٍ آخِرٍ؛4ای سلمان! خداوند بزرگ، لباس‌های زینتی و تخت‌های طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.»

قالت فاطمه(س): «أدنی ما تَکُونُ مِن رَبَّها اَن تَلزَمَ قَعرَ بَیتِها؛5آن لحظه‏ای که زن در خانه خود می‏ماند و به امور زندگی و تربیت فرزند می‏پردازد. به خدا نزدیک‌تر است.»

قناعت در زندگی

حضرت فاطمه(س) فرمودند: «یا أباالحَسَنِ! إنّی لأَستَحیی مِن إلهی أن اُکَلِّفَ نَفسَکَ مالاتَقدِرُ عَلَیهِ؛6ای علی! من از پروردگارم شرم دارم که چیزی از تو درخواست کنم که توان برآوردن آن را نداشته باشی.»

«یا رَسُولَ اللهِ ما یَدَعُ عَلِیٌّ شَیئاً مِنْ رِزقِهِ اِلّا وَزَّعَهُ بَینَ المَساکینِ؛7ای رسول خدا! علی(ع) از طعام و غذا چیزی در خانه باقی نمی‏گذارد، هر چه به دست می‏آورد، بین فقرا و تهیدستان تقسیم می‏کند.»

و در کلام ارزشمند دیگری فرمود:  قالت: «صاحِبُ الدَّابَّةِ اَحَقُّ بِصُدرِها؛8 صاحب مرکب سزاوارتر است به سواری از مرکب خویش.»

اطاعت از همسر

روزی امام علی(ع) وارد منزل شد و فرمود:«فاطمه جان خلیفه و عمر در پشت در خانه، منتظر اجازه ورود می‌باشند، تا نظر شما چه باشد؟»

حضرت زهرا(س) در برابر شوهر فرمود:«یا عَلی! اَلبَیتَ بَیتُکَ وَ الحُرَّةُ زَوجَتُکَ فَافعَل ما تَشاءُ؛علی جان! خانه، خانه توست و من همسر تو می‌باشم. هر آنچه می‌خواهی انجام ده.»9

وصیّت به همسر

1. اِبکِنی اِن بَکیتَ یا خَیرَ هادٍ

وَ اَسبِلِ الدَّمعَ فَهُوَ یَومُ الفِراقِ

2. یا قَرینَ البَتُولِ اُوصیکَ بِالنَّسلِ

فقد اصبحا حلیفا اشتیاق

3. اَبکنی وَ ابکی لِلیَتامی وَ لا تَنسَی

قَتیلَ الِعدابِطَفِّ العِراقِ

4. فَارَقُوا اَصبَحُوا یَتَامی حَیاری10

اَحلَفُواللهَ فَهوَ یَومُ الفِراقِ؛11

1. ای همسر وفا دارم اگر خواستی گریه کنی بر من گریه کن، ای بهترین راهنما و اشک‌ها را سرازیر کن که امروز روز جدایی است.

2. ای هم‌دم بتول! وصیّت می‏کنم تو را به فرزندانم که هم‌دم شوق و محبّت شده‏اند.

3. بر من و یتیمان (من) گریه کن فراموش نکن کشته دشمنی‏ها را در سرزمین عراق؛ در حالی‌که به خدا سوگند می‏خورند آن روز، روز جدایی است.

4. آن جاماندگان در حالی صبح می‏کنند که یتیمان سرگردان (آن بیابانند)، خدای را بر می‏گزینند. آن روز، روز فراق و جدایی است.

شفاعت از امّت

قالت: «اِذا حُشِرتُ یَومَ القِیامَةِ أشفَعُ عُصَاةَ اُمَّةِ النَّبیِّ(ص)؛12آنگاه که روز قیامت بر انگیخته شوم، از گنهکاران امّت پیامبر اکرم(ص) شفاعت خواهم کرد.»

یاد قیامت

رسول اکرم(ص) روزی فاطمه(س) را نگران و اندوهگین یافت و پرسید: «حزن و اندوه تو برای چیست؟»

پاسخ شنید: قالت: «یا اَبَةَ ذَکَرتُ المَحشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَومَ القِیَامَةِ، وَاسَو أتَاهُ یُومَئِذٍ مِنَ اللهِ عَزَ وَ جَلَّ؛13

ای پدر! یاد آوردم روز محشر و توقّف مردم را در آن روز، در حالی که برهنه‏اند. وای از زشتی‌ها در پیشگاه خدای بزرگ در آن روز.»

نماز در خانه

قالت: «اَلرَّجُلُ أحَقُّ بِصَدرِ دابَّتِهِ وَ صَدرِ فِراشِهِ وَ الصَّلاةِ فی مَنزِلِهِ اَلّا اِمامٌ یَجتَمِعُ النّاسُ عَلَیهِ؛14 هر فردی سزاوارتر است به سواری از اسب خویش و اداره خانه و خانواده خویش و نماز خواندن در منزل خویش. مگر فردی که مردم درخواست نماز جماعت از او داشته باشند.»

احترام مادر

قالت: اِلزَم رِجلَها فَاِنَّ الجَنَّةَ تَحتَ اَقدامِها؛در خدمت مادر باش، زیرا بهشت زیر پای مادران است.15

آداب غذا خوردن

«ألا لا یَلُو مَنَّ اِمرُءٌ اِلّا نَفسَهُ یَبیتُ وَ فی یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ؛به هوش باش! کسی که پس از خوردن غذا با دستی آلوده و چرب بخوابد، هیچ کس جز خودش را سرزنش ننماید.»16

قالت: «فیِ المَائِدَةِ اِثنَتَا عَشَرَةَ خَصلَةً یَجِبُ عَلَی کُلِّ مُسلِمٍ اَن یَعرِفَهَا أربَعٌ فِیها فَرضٌ وَ اَربَعٌ فِیها سُنَّةٌ وَ اَربَعٌ فیها تَأدیبٌ فَامّا الفَرضُ فَالمَعرِفَةُ وَ الرِّضا وَ التَّسمِیَةُ وَ الشُّکرُ فَامَّا السُّنَةُ فَالوُضُوءُ قَبلَ الطَّعامِ، الجُلُوسُ عَلَی الجَانِبِ الأیسَرَ وَ الأکلُ بِثَلاثِ أصابِعَ فَامَّا التّأدیبُ. فَالأکلُ بِما یَلیِکَ وَ تَصغِیرُ اللُّقمَةِ وَ المَضغُ الشَّدِیدُ وَ قِلَّةُ النَّظَرِ فی وُجُوهِ النّاسِ؛17

در سر سفره غذا، 12 کار نیک وجود دارد که سزاوار است، هر مسلمانی آنها را بشناسد. 4 مورد واجب و 4 مورد مستحب و 4 مورد نشانه ادب و بزرگواری است.

و امّا چهار عمل واجب:

1. شناخت و معرفت پروردگار (بدانیم که نعمت‏ها از اوست)؛

2. راضی به نعمت‏های خدا بودن؛

3. گفتن «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در آغاز غذا؛

4. سپاسگزاری خدا در پایان (و گفتن الحمدلله ربّ العالمین)؛

و چهار عمل مستحب عبارتند از:

1. وضو گرفتن قبل از غذا؛

2. نشستن به جانب چپ؛

3. در حال نشسته غذا خوردن؛

4. غذا خوردن با سه انگشت؛

و آن چهار عملی که نشانه ادب و بزرگواری است مانند:

1. از غذای پیش روی برداشتن؛

2. لقمه‏ها را کوچک برداشتن؛

3. غذا را به خوبی‏ جویدن؛

4. کمتر در صورت دیگران نگاه کردن.

حضرت زهرا(س) نسبت به ارزش غذایی خرما فرمود:قالت فاطمه(س): «نِعمَ تُحفَةُ المُؤمِنِ التَّمرُ؛18برای مؤمن، خرما هدیه خوبی است.»

حجاب و عفّت زن

مردی نابینا پس از اجازه گرفتن، وارد منزل امام علی(ع) شد. پیامبر(ص) مشاهده فرمود که حضرت زهرا(س) برخاست، فرمود: «دخترم! این مرد نابیناست.»قالت فاطمه(س): اِن لَم یَکُن یَرانِی فَانّی أرَآهُ وَ هُوَ یَشُمُّ الرِّیحَ؛19 پدر، اگر او مرا نمی‏بیند، من او را می‏نگرم! اگر چه او نمی‏بیند؛ امّا بوی زن را استشمام می‏کند! رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: «شهادت می‏دهم که تو پاره تن من هستی.»

حضرت زهرا(س) فرمود: «اِنّی قَد استَقبَحتُ ما یُصنَعُ بِالنِّساءِ، اَنّهُ یُطرَحُ عَلی المَرأةِ الثّوبُ فَیَصِفُها لِمَن رَای، فَلا تَحمِلینی عَلی سَریرٍ ظاهِرٍ، أُستُرینی سَتَرَکِ اللهُ مِنَ النّارِ؛20 من بسیار زشت می‏دانم که [جنازه] زنان را پس از مرگ بر روی تابوت سر باز گذاشته و بر روی آن پارچه‏ای می‏افکنند که حجم بدن را برای بینندگان نمایش می‏دهد.مرا بر روی تابوت آن‌چنانی نگذار و بدن مرا بپوشان که خدا تو را از آتش جهنّم باز دارد.»

«خَیرٌ لِلنِّساءِ اَن لا یَرَینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ؛آنچه برای زنان نیکو است، اینکه، [بدون ضرورت] مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند.»21

ایثار و از خودگذشتگی

مرد گرسنه‏ای در «مسجد مدینه» به پا خاست و گفت: ای مسلمانان! از گرسنگی به تنگ آمده‏ام، مرا مهمان کنید. رسول اکرم(ص) فرمود: «چه کسی این مرد را امشب مهمان می‏کند؟»

حضرت علی(ع) فرمود: «من یا رسول الله!» کمی بعد وارد منزل شد و از فاطمه زهرا(س) پرسید: «آیا غذایی در منزل داریم؟ مهمان گرسنه آورده‏ام.» حضرت زهرا(س) ایثارگرانه فرمود: «ما عندنا الا قوت الصبیه و لکنا نوثر به ضیفنا؛22 در خانه ما غذایی نیست، مگر به اندازه خوراک دختر بچّه، امّا امشب ایثار می‏نماییم و گرسنگی را تحمّل می‏کنیم و همین مقدار غذا را به مهمان می‏بخشیم.»

عرب تازه مسلمانی در مسجد مدینه از مردم کمک خواست، پیامبر(ص) به اصحاب خود نگریست.سلمان فارسی برخاست تا نیاز آن بیچاره را برطرف سازد؛ هر جا رفت با دست خالی برگشت. با ناامیدی به طرف مسجد می‏آمد که چشمش به منزل حضرت زهرا(س) افتاد، با خود گفت: فاطمه(س) سرچشمه نیکوکاری است.درِ خانه را کوبید و داستان عرب مستمند را شرح داد. حضرت زهرا(س) فرمود: «یا سلمان و الذی بعث محمّدا بالحق نبیا ان لنا ثلاثا ما طعمنا و ان الحسن و الحسین قد اضطربا علی من شده الجوع، ثم رقدا کانهما فرخان منتوفان و لکن لا ارد الخیر اذا نزل الخیر ببابی؛23

ای سلمان! سوگند به خداوندی که حضرت محمّد(ص) را به پیامبری برگزید، سه روز است که غذا نخورده‏ایم و فرزندانم حسن(ع) و حسین(ع) از شدّت گرسنگی بی‏قراری می‏کردند و خسته و مانده به خواب رفته‏اند. امّا من، نیکی و نیکوکاری را که در خانه مرا کوبیده است، رد نمی‏کنم.»

آنگاه پیراهن خود را به سلمان داد تا در مغازه شمعون یهودی گرو گذاشته، مقداری خرما و جو، قرض بگیرد. سلمان فارسی می‏گوید: پس از دریافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه(س) آمده و گفتم: دختر رسول خدا(ص)! مقداری از این غذاها را برای فرزندان گرسنه‏ات بردار. پاسخ داد:«یا سلمان هذا شی‏ء امضیناه لله عز و جل لسنا ناخذ منه شیئا؛ای سلمان! این کار را فقط برای خدای بزرگ انجام دادیم و هرگز از آن چیزی برنمی‏داریم.»

«خیارکم الینکم مناکبه و اکرمهم لنسائهم؛24بهترین شما کسانی است که در برخورد با مردم نرم‏تر و مهربان‏تر است و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده‏اند.»

«ما یَصنَعُ الصّائِمُ بِصِیامهِ اِذا لَم یَصُن لِسانَهُ وَ سَمعُهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ؛25اگر روزه، زبان و گوش و چشم و دست و پای روزه‏دار را از ارتکاب اعمال ناپسند دور نکند، روزه را می‏خواهد چه کند؟ [و به چه دردش می‏خورد؟]»

پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالأنوار، ج 67، ص 249؛ ج 70، ص 249؛ ج 71، ص 184.

2. تفسیر امام حسن عسکری(ع)، ص 354.

3. بحارالأنوار، ج 43، ص 86؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 342.

4. بحارالانوار ج 8، ص 303، ح 61.

5. بحارالأنوار، ج 43، ص 92؛ نوادر راوندی، ص 14.

6. تفسیر برهان، ج 1، ص 282؛ بحارالأنوار، ج 37، ص 103.

7. کشف الغمّـه، ج 1، ص 473؛ بحارالانوار ج 43، ص 143، ح 11.

8. کتاب عوالم، ج 11، ص 628؛ مجمع الزّوائد، ج 8، ص 108؛ کنز العمال، ج 6، ص 65.

9. بحارالأنوار، ج 28، ص 303؛ دلائل الامامه، ج 1، ص 14.

10. بحارالأنوار، ج 43، صص 174 و 178.

11. ورقـ[ بن عبدالله الازدی عن فضّـ[ امـ[ فاطمه(س).

12. احقاق الحق، ج 19، ص 129؛ ج 10، ص 367.

13. بحارالأنوار، ج 8، ص 53، ح 62؛ کشف الغمّـه، ج 2، ص 57.

14. مجمع الزوائد، ج 8، ص 108.

15. کنز العمال، ج 16، ص 426، ح 45443.

16. کتاب عوالم، ج 11، ص 628؛ سنن ابن ماجه، ج 2، باب 22.

17. نفائس اللباب، ج 3، ص 124؛ کتاب عوالم، ج 11، ص 629.

18. کنز العمال، ج 12، ص 339، ح 35305.

19. مناقب، ص 380، ح 428؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 91.

20. کشف الغمّـه، ج 2، ص 67؛ ذخائر العقبی، ص 53.

21. کشف الغمّـه، ج 2، ص 23؛ مکارم الاخلاق، ج 1، ص 267.

22. تفسیر برهان، ج 4، ص 317؛ امالی طوسی، ج 1، ص 190.

23. احقاق الحق، ج 10، ص 321؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 73.

24. دلائل الامامه، ج 7، ص 225؛ تاریخ بغداد، ج 12، ص 50.

25. مستدرک الوسائل، ج 7، ص 366؛ کتاب عوالم، ج 11، ص 625.

منبع:ماهنامه موعود شماره 134-135

باز ماندن مدیر شبکه وهابی از جواب به اینکه چرا فاطمه زهرا (س) شبانه دفن شد؟

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

مدیر شبکه وهابی وصالِ حق که در ایام فاطمیه به تخریب شهادت آن حضرت پرداخته بود در جواب سوالی که چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد از جواب دادن باز ماند.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، مدیر شبکه وهابی وصالِ حق که همواره در مناسبت های اسلامی و شیعی به تخریب آنها و ایجاد شبهه در مورد صحت آنها می پردازد در ایام فاطمیه نیز بیکار نماند و با پخش برنامه های ویژه ای به تخریب شهادت آن حضرت پرداخت.
این مدیر شبکه وهابی در پاسخ به این سوال که چرا حضرت زهرا (س) وصیت کرد که شبانه و بدون حضور دیگران حتی خلفاء، جنازه ایشان تشییع و دفن شود؟ به ضد و نقیض گویی پرداخته و ابتدا استدلال کرد: «حضرت زهرا (س) به دلیل این که نامحرمان، از روی تابوت، حجم بدن وی را نبینند وصیت کرد که شبانه دفن شود و نامحرمان حضور نداشته باشند.»
وی در ادامه صحبت خود اظهار داشت: «من در مدینه بودم و دیدم که بر روی تابوت زنان کمانی گذاشته اند که حجم بدنشان دیده نشود. حضرت زهرا (س) اولین نفری بود که این کار را انجام داد و در واقع این سنت حضرت زهرا (س) است که الآن نیز رواج دارد.»
حال سوال است که اگر دفن شبانه آن حضرت، فقط به این دلیل بود که نامحرمان حجم بدن آن حضرت را نبینند پس چه نیازی به وجود کمان روی تابوت ایشان بود و اگر کمان روی تابوت برای پنهان ماندن از دید نامحرمان بود چه علتی داشت که شبانه دفن شود.
در واقع این به اصطلاح کارشناس مذهبی یا منابع روایی و تاریخی را مطالعه نکرده و یا با انکار واقعیت سعی در تخریب و تحریف تاریخ دارد در حالی که طبق منابع اهل سنت برای دفن شدن شبانه آن حضرت علت دیگری بیان شده است که چنین می باشد:
بعد از آنکه داعیان خلافت رسول الله (ص)، به خانه وحی حمله بردند و آن را آتش زدند و علی بن ابیطالب (ع) را برای بیعت به زور به مسجد بردند، بعد از خطبه قرّاء فاطمه زهرا (س) در مسجد، حال بی بی مظلومه دو عالم رو به وخامت گذاشت.
عمر و ابوبکر تصمیم به عیادت از بی بی مظلومه گرفتند.
حضرت فاطمه زهرا (س) به آنها اجازه ندادند ولی آنها علی (ع) را واسطه قرار دادند.
بعد از ورود آنها به خانه، فاطمه زهرا (س) از آنها روی برگرداند و جوابشان را نداد.
حضرت زهرا (س) فرمودند: «آیا می خواهید حدیثی از رسول الله برای شما بیان کنم تا آن را بدانید؟»
آنها گفتند: «آری»
فاطمه زهرا (س) فرمودند: «آیا از رسول خدا این سخن را نشنیده اید که فرمودند: رضای فاطمه، رضای من است و خشم فاطمه، خشم من است، هرکه او را دوست بدارد قطعا مرا دوست داشته و هر که فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده و هر که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده؟»
پاسخ دادند: «آری، ما این سخن را از رسول خدا شنیده ایم.»
فاطمه زهرا ( س ) فرمودند: «خدا و ملائکه او را شاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به غضب آوردید و رضای خاطر مرا بجا نیاوردید. وقتی که پیامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر نزد او شکایت خواهم نمود.»
ابوبکر گفت: «پناه می برم به خدا از غضب خدا و غضب فاطمه.»
آنگاه ابوبکر شروع کرد به گریه به نحوی که نزدیک بود جان از تنش برود.
فاطمه زهرا (س) فرمودند: «سوگند به خدا در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین خواهم کرد.»
الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، ج1 ص20
تحقیق زینی، ج1 ص31
اعلام النساء، کحاله، ج4، ص123
السیده فاطمه الزهرا، بیومی مهران، ص 145
الامام علی، عبدالفتاح عبدالمقصود، ج1، ص193
فاطمه الزهرا، عبدالفتاح عبدالمقصود، ج2، ص 253
اهل البیت، توفیق ابو علم، ص 168
وی وصیت کرد که او را شبانه غسل و تدفین کنند و اینکه هیچ یک از کسانی که او را آزار داده بودند در مجلس تدفین وی نباشند.
همانطور که بخارى و مسلم مى‏گویند: «فغضبت فاطمه بنت رسول اللَّه ( ص ) فهجرت ابابکر فلم تزل مهاجرته حتى توفّیت. یعنی بعد از آن جریان، فاطمه زهرا (س) غضبناک شد و تا آخر عمر با ابوبکر قهر بود.»
صحیح بخارى، ج 4، ص 42، باب فرض الخمس
صحیح بخاری، ج5، ص 82،
کتاب المغازی، باب غزوه خیبر
صحیح مسلم، ج5، ص154، کتاب الجهاد و السیر، باب قول النبی