چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا(س)

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س) انتخاب شده است.

1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .

 

2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

 

3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)

حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

 

4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

 

5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

 

6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .

 

7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

 

8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

 

9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2

پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

 

10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ. 3

هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .4

افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

 

12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟

 

13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6

خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحكام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

 

14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7

اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .

 

15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟

قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8

هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

 

16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9

آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.

 

17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

 

18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11

ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .

 

19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

 

20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13

مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.

21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ. 14

بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

 

22 قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15

اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.

 

23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.

سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.

 

24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.

 

25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17

همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

 

26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18

روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

 

27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19

تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.

 

28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20

كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.

 

29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21

روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم .

30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22

همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .

31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23

اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.

 

32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24

هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.

 

33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25

اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .

 

34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26

هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .

 

35 قالَتْ علیها السلام : فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27

ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

 

36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28

خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .

 

37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

 

38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

 

39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.

بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است ، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .

 

40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)

به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند.

و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.

 


1-اصول كافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.

2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.

3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.

4-بیت الا حزان : ص 113، كشف الغمّة : ج 2، ص 494.

5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.

6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.

7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.

8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.

9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.

10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.

11-زهرة الرّیاض كوكب الدّرى : ج 1، ص 253.

12-تهذیب الا حكام : ج 1، ص 429، كشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.

13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.

15-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 320، ح 191.

16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.

17-كنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.

18-مستدرك الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.

19-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.

20-كنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.

21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.

22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.

23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.

24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.

25-كشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.

26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.

27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.

28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.

پاسخ به شبهه‌ای درباره در خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها)

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

در زمان رسول خدا صلي الله علیه وآله خانه‌هاي مدینه داراي درهاي چوبي بوده است. موارد بسیاري مي‌توان به عنوان شاهد نقل کرد که ما به چند نمونه اشاره مي‌کنیم.


یکي از شبهاتي که اخیراً برخي از وهابی‌ها آن را با مانور فراوان و سر و صداي زیاد مطرح کرده‌اند این شبهه بوده است که منازل مسکوني مردم مدینه و مکه در صدر اسلام به شکل ساختمان‌ها و منازل مسکوني دوران ما نبوده است که افزون بر دیوارهاي نسبتا بلند داراي بخش ورودي با درهاي محکم وقفل‌هاي متنوع باشد؛ بلکه براي پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از دید اغیار، تنها از پرده، حصیر و... استفاده مي‌کردند. در روایتي علی رضي الله عنه تصریح مي‌کند که خانه‌هاي ما اهل بیت در نداشته است. وَنَحْنُ أَهْلُ بَیْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُیُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛ خانه‌هاي ما اهل بیت، نه سقف دارد و نه در. این روایت را بسیاري از کتاب‌هاي شیعه نقل کرده‌اند از جمله:

الخصال، شیخ الصدوق، ص ۳۶۴ _ ۳۸۲ و شرح الأخبار، قاضی النعمان المغربی، ج ۱ ص ۳۴۵ – ۳۶۲ و الاختصاص، شیخ المفید، ص ۱۶۳ ۱۸۰ و بحار الأنوار، علامة المجلسی، ج ۳۸ ص ۱۶۷ و ۱۸۶ و....

بنابراین، چگونه ممکن است که فاطمه زهرا سلام الله علیها بین در و دیوار قرار گرفته باشد؟ و یا چگونه ممکن است که این در آتش گرفته باشد؟ 

نقد و بررسی:

اما با بررسي روایات موجود در کتاب‌هاي شیعه و سني این نتیجه به دست مي‌آید، که در زمان رسول خدا صلي الله علیه وآله خانه‌هاي مدینه داراي درهاي چوبي بوده است. موارد بسیاري مي‌توان به عنوان شاهد نقل کرد که ما به چند نمونه اشاره مي‌کنیم. شما خواننده محترم براي اطلاع بیشتر به کتاب مأساة الزهراء علیها السلام، و خلفیات مأساة الزهراء، نوشته سید جعفر مرتضي مراجعه فرمایید.

ما ابتدا پاسخ علامه سید جعفر مرتضي را در پاسخ این شبهه نقل و سپس به پاسخ تفصیلي آن خواهیم پرداخت:

پاسخ علامه سید جعفر مرتضی:

علامه سید جعفر مرتضي در پاسخ این روایت مي‌گوید:

فأمیر المؤمنین إذن یصف حالة الفقر المدقع الذی کان یعانی منه أهل البیت ( علیهم السلام )، ویذکر إیثار رسول الله ( صلي الله علیه وآله وسلم ) حتي أهل النعم والأموال بما یتوفر لدیه منها، مع ملاحظة: أن أبواب أهل البیت ( علیهم السلام ) بیوتهم کانت من جرید النخل الذی هو أصل السعفة بعد جرد الخوص عنها، أما غیرهم ( علیهم السلام ) فکان لبیوتهم ستائر، وکانت أبوابها من غیر جرید النخل أیضا، ومنها الأخشاب لا مجرد ستائر ومسوح کما یدعون.

علی علیه السلام از فقر ناراحت کننده‌اي که خاندان پیامبر صلي الله علیه وآله وسلم با آن دست و پنجه نرم مي‌کردند سخن مي‌گوید و از بذل و بخشش رسول خدا صلي الله علیه وآله وسلم از اموال و نعمت‌هاي که نزدش جمع شده بود یاد مي‌کند،‌ با این که دَرِ خانه‌هاي اهل بیت از چوب خرما؛ پس از پاک کردن از شاخ و برگش بود؛ ولي دیگران دَرِ خانه‌هایشان از غیر چوب خرما بود و افزون برآن بر درهایشان پرده نیز آویزان کرده بودند.

العاملی، السید جعفر مرتضي (معاصر)، مأساة الزهراء علیها السلام شبهات وردود، ج ۲ ص ۲۳۲، ناشر: دار السیرة بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة، ۱۴۱۸هـ ـ ۱۹۹۷ م

باز کردن درب خانه با کلید، چه معنایی دارد؟

خداوند در قرآن کریم به صحابه و دیگر مسلمانان اجازه مي‌دهد که از خانه‌هایي که کلید آن در اختیار آنان هست ، غذا بخورند . بي‌تردید خانه‌اي که در چوبي و یا آهني نداشته باشد، داشتن کلید براي آن بي‌معنا خواهد بود:

لَیْسَ عَلَي الْأَعْمي‏ حَرَجٌ وَلا عَلَي الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَي الْمَریضِ حَرَجٌ وَلا عَلي‏ أَنْفُسِکُمْ أَنْ تَأْکُلُوا مِنْ بُیُوتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ آبائِکُمْ ... أَوْ ما مَلَکْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَدیقِکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْکُلُوا جَمیعاً أَوْ أَشْتاتاً. (النور / ۶۱ .)

بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهي نیست (که با شما هم غذا شوند)، و بر شما نیز گناهي نیست که از خانه‏هاي خودتان [بدون اجازه خاصّي‏] غذا بخورید و همچنین خانه‏هاي پدرانتان ... یا خانه‏اي که کلیدش در اختیار شماست، یا خانه‏هاي دوستانتان، بر شما گناهي نیست که به طور دسته‏جمعي یا جداگانه غذا بخورید .

در حدیث ذیل نیز با صراحت سخن از باز کردن دَرِ اتاق به وسیله کلید است و این نشان مي‌دهد که ورودی‌هاي منازل واتاق‌ها محصور و محفوظ بوده است.

حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِیمِ بْنُ مُطَرِّفٍ الرُّؤَاسِيُّ حَدَّثَنَا عِیسَي عَنْ إِسْمَاعِیلَ عَنْ قَیْسٍ عَنْ دُکَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ الْمُزَنِيِّ قَالَ أَتَیْنَا النَّبِيَّ،صلي الله علیه وسلم، فَسَأَلْنَاهُ الطَّعَامَ فَقَالَ « یَا عُمَرُ اذْهَبْ فَأَعْطِهِمْ ». فَارْتَقَي بِنَا إِلَي عِلِّیَّةٍ فَأَخَذَ الْمِفْتَاحَ مِنْ حُجْزَتِهِ فَفَتَحَ.

از دُکَین بن سعید مزني نقل شده است که گفت: خدمت پیامبر رفتیم و تقاضاي غذا کردیم، به عمر فرمود: برو و به آنان غذا بده. عمر ما را به اتاق بالا برد، سپس کلید را از کمربندش بیرون آورد و در را باز کرد.

السجستانی الأزدی، سلیمان بن الأشعث أبو داود (متوفای۲۷۵هـ)، سنن أبی داود، ج ۲ ص ۵۲۷، ح ۵۲۴۰، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، ناشر: دار الفکر.

الباني در صحیح و ضعیف سنن ابوداوود، شماره ۵۲۳۸ آن را تصحیح کرده است.

پیامبر دستور ‌داد، شب‌ها دَرِ منازل را ببندند:

مسلم نیشابوري در صحیحش مي‌نویسد:

۱۰. قَالَ أَبُو حُمَیْدٍ إِنَّمَا أُمِرَ بِالأَسْقِیَةِ أَنْ تُوکَأَ لَیْلاً وَبِالأَبْوَابِ أَنْ تُغْلَقَ لَیْلاً.

ابو حمید مي‌گوید: پیامبر به ما امر کرد که شب‌ها ظروف آب را در گوشه‌اي قرار دهیم و نیز دستور داد که شب‌هنگام درها را ببندیم.

النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۵۹۳، ح۲۰۱۰، کتاب الأشربة (والاطعمة)، باب فِی شُرْبِ النَّبِیذِ وَتَخْمِیرِ الإِنَاءِ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

خانه های پیامبر (صلی الله علیه و آله) از چوب درخت سرو بود:

ابن کثیر دمشقي به نقل از حسن بصري مي‌نویسد:

وکانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر قال وفی تاریخ البخاری أن بابه علیه السلام کان یقرع بالاظافیر فدل علي أنه لم یکن لابوابه حلق.

اتاق‌هاي رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از شاخه و چوب عَرعَر به وسیله مو بافته شده بود، و در تاریخ بخاري آمده است: دَرِ خانه پیامبر را با نُک انگشتان و ناخن‌ها مي‌زدند و این دلالت بر این دارد که حلقه‌هایي براي کوبیدن بر در نداشته است.

القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن کثیر أبو الفداء (متوفای۷۷۴هـ)، البدایة والنهایة، ج ۳، ص ۲۲۱، ناشر: مکتبة المعارف – بیروت.

خانه عائشه از چوب درخت سرو بود:

بخاري در ادب المفرد مي‌نویسد:

عن محمد بن هلال أنه رأي حجر أزواج النبی صلي الله علیه وسلم من جرید مستورة بمسوح الشعر فسألته عن بیت عائشة فقال کان بابه من وجهة الشام فقلت مصراعا کان أو مصراعین قال کان بابا واحدا قلت من أی شیء کان قال من عرعر أو ساج.

محمد بن هلال خانه‌هاي همسران پیامبر را دیده است که پوششي بافته شده‌ از مو بوده است. از وي در باره خانه عائشه پرسیدم، گفت: درِ خانه ‌اش به طرف شام باز مي‌شد، پرسیدم:‌ یک لنگه داشت یا دو لنگه؟ گفت: یک لنگه بیشتر نداشت، گفتم: جنسش از چه بود؟ گفت از چوب درخت عرعر یا ساج.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، الأدب المفرد، ج ۱، ص ۲۷۲، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، ناشر: دار البشائر الإسلامیة - بیروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۹هـ ـ ۱۹۸۹م

عاصمي شافعی( متوفاي ۱۱۱۱) مي‌نویسد‌:

کان باب عائشة مواجه الشام وکان بمصراع واحد من عرعر أو ساج.

درِ خانه عائشه به طرف شام بود و یک لنگه داشت که از چوب درخت عرعر یا ساج بود.

العاصمی المکی، عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی (متوفای۱۱۱۱هـ)، سمط النجوم العوالی فی أنباء الأوائل والتوالی، ج ۱، ص ۳۶۷، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود- علی محمد معوض، ناشر: دار الکتب العلمیة.

ابوالبقاء مکي حنفي (متوفاي ۸۶۴) مي‌نویسد:

وکان لبیت عائشة رضی الله عنها مصراع واحد من عرعر أوساج.

تاریخ مکة المشرفة والمسجد الحرام والمدینة الشریقة والقبر الشریف، ج ۱، ص ۲۶۸، ناشر: دار الکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۲۴هـ، ۲۰۰۴م، الطبعة: الثانیة، تحقیق: علاء إبراهیم، أیمن نصر

براي خانه عائشه یک در بود که یک لنگه داشت و از چوب عرعر یا ساج بود.

المکی الحنفی، أبو البقاء محمد بن أحمد بن محمد ابن الضیاء (متوفای۸۵۴هـ)، تاریخ مکة المشرفة والمسجد الحرام والمدینة الشریفة والقبر الشریف، ج ۱، ص ۲۶۸، تحقیق: علاء إبراهیم، أیمن نصر، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الثانیة، ۱۴۲۴هـ ـ ۲۰۰۴م.

محمد بن اسماعیل بخاري در صحیح خود مي‌نویسد:

حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ بن حَوْشَبٍ حدثنا عبد الْوَهَّابِ حدثنا یحیي بن سَعِیدٍ قال أَخْبَرَتْنِی عَمْرَةُ قالت سمعت عَائِشَةَ رضی الله عنها تَقُولُ لَمَّا جاء قَتْلُ زَیْدِ بن حَارِثَةَ وَجَعْفَرٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن رَوَاحَةَ جَلَسَ النبی صلي الله علیه وسلم یُعْرَفُ فیه الْحُزْنُ وأنا أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ.

از عائشه نقل است: هنگامي که خبر شهادت جعفر بن ابو‌طالب و عبدالله بن رواحه را آوردند؛ پیامبر بر زمین نشست و آثار حزن و اندوه در صورتش نمایان شد، و من ازشکاف در (شق الباب) او را مي‌نگریستم.

البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری، ج ۱، ص ۴۴۰، ح ۱۲۴۳، بَاب ما یُنْهَي عن النَّوْحِ وَالْبُکَاءِ وَالزَّجْرِ عن ذلک، تحقیق د. مصطفي دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

شکاف یا سوراخ دَر دلیل بر مدعاي ما است که خانه ها بدون دَر نبوده است؛ بلکه درهایي که از «تخته » یا «سعف نخل» ساخته مي‌شدند بر ورودی‌هاي منازل وخانه‌ها نصب مي‌کرده‌اند.

خانه علی (علیه السلام) دارای دَر بود:

همچینن در برخي از روایات شیعه و سني آمده است که خانه حضرت علی علیه السلام داراي دَرِ چوبي از نوع: سَعَفٍ (شاخه درخت خرما) عرعر، (درخت سرو) ساج و... بوده‌ است.

در داستان ازدواج فاطمه زهرا و امیرمؤمنان علیهما السلام آمده است:

ثُمَّ دَعَا عَلِیّاً علیه السلام فَصَنَعَ بِهِ کَمَا صَنَعَ بِهَا ثُمَّ دَعَا لَهُ کَمَا دَعَا لَهَا ثُمَّ قَالَ قُومَا إِلَي بَیْتِکُمَا جَمَعَ اللَّهُ بَیْنَکُمَا وَ بَارَکَ فِی نَسْلِکُمَا وَ أَصْلَحَ بَالَکُمَا ثُمَّ قَامَ فَأَغْلَقَ عَلَیْهِ بَابَه‏.

رسول خدا (ص‌) علی بن ابوطالب (علیه السلام) را احضار نمود و همان عملي را که با فاطمه انجام داده بود با علی نیز انجام داد. آنگاه همان دعائي را براي علی خواند که براي فاطمه خوانده بود. سپس به علی و فاطمه علیهما السّلام فرمود: برخیزید بسوي خانه خود روید، خدا شما را نسبت به یک دیگر مهربان کند! و به نسل شما برکت دهد! و عاقبت شما را بخیر نماید! رسول خدا (ص) پس از این دعاها برخاست و دَرِ خانه را بست.

الصنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام (متوفای۲۱۱هـ)، المصنف، ج ۵ ص ۴۸۹، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثانیة، ۱۴۰۳هـ؛

الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم (متوفای۳۶۰هـ)، المعجم الکبیر، ج ۲۲ ص ۴۱۲، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م؛

التمیمی المغربی، أبو حنیفة النعمان بن محمد (متوفای۳۶۳ هـ)، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، ج ۲ ص ۳۵۹، تحقیق: السید محمد الحسینی الجلالی، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامی ـ قم، الطبعة: الثانیة، ۱۴۱۴ هـ؛

المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۴۳ ص ۱۴۲، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م.

امام کاظم از پدرش امام صادق علیهما السلام نقل کرده است که فرمود:

جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَأَغْلَقَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمُ الْبَابَ وَقَالَ یَا أَهْلِی وَأَهْلَ اللَّه‏....

پیامبر اکرم؛ علی بن ابوطالب، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را جمع کرد و درب را بر روي آن‌ها بست و فرمود:

اي خانواده من که پیوستگان خدائید، پروردگار به شما سلام مي‌رساند....

المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۲۴ ص ۲۱۹، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م.

و در حدیثي دیگر از پدرش امام صادق علیهما السلام نقل مي‌کند که فرمود:

لَمَّا کَانَتِ اللَّیْلَةُ الَّتِی قُبِضَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه وآله وسلم) فِی صَبِیحَتِهَا دَعَا عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ (علیهم السلام) وَ أَغْلَقَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ الْبَابَ وَ قَالَ یَا فَاطِمَةُ وَأَدْنَاهَا مِنْهُ فَنَاجَاهَا مِنَ اللَّیْلِ طَوِیلًا فَلَمَّا طَالَ ذَلِکَ خَرَجَ عَلِیٌّ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ أَقَامُوا بِالْبَابِ وَ النَّاسُ خَلْفَ الْبَاب‏.

شبي که رسول خدا صلي الله علیه وآله صبح آن از دنیا رفت، علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را فراخواند و دَرِ خانه را بست و فرمود: فاطمه جانم! سپس او را نزدیک خودش برد و با دخترش مدتي طولاني مشغول گفتگو شد و چون مدت طولاني شد، علی و دو فرزندش حسن و حسین علیهم السلام از خانه بیرون آمدند و پشت در همراه با مردم به انتظار ماندند.

المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۲۲ ص ۴۹۰، باب ۱، وصیته ص عند قرب وفاته و فیه، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳م.

بستن دَر دلیل بر چه چیزي مي‌تواند باشد؟

محمد بن جریر طبري شیعي مي‌نویسد‌:

قَالَ سَلْمَانُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَمَضَیْتُ إِلَیْهَا فَطَرَقْتُ الْبَابَ وَ اسْتَأْذَنْتُ فَأَذِنَتْ لِی بِالدُّخُولِ فَدَخَلْتُ فَإِذَا هِیَ جَالِسَة.

سلمان مي‌گوید: به خانه فاطمه رفتم، در را کوبیدم و اجازه ورود گرفتم، به من اجازه داد تا وارد شوم. هنگامي که وارد شدم دیدم نشسته است.

الطبري ، أبی جعفر محمد بن جریر بن رستم (قرن۵هـ) ، دلائل الامامة ، ص ۱۰۷ ، نشر و تحقیق : مؤسسة البعثة ـ قم ، الطبعة الأولي ، ۱۴۱۳هـ؛

المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۹۱ ص ۲۲۶، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م.

در این حدیث سلمان مي‌گوید: دَر را کوبیدم، آیا کوبیدن دَر مفهومي غیر از معناي رایج آن دارد؟

شکستن در خانه حضرت زهرا در هجوم:

در روایت هجوم به خانه فاطمه سلام الله علیها آمده است:

قَالَ عُمَرُ قُومُوا بِنَا إِلَیْهِ فَقَامَ أَبُو بَکْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ خَالِدُ بْنِ الْوَلِیدِ وَ الْمُغِیرَةُ بْنُ شُعْبَةَ وَ أَبُو عُبَیْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَ سَالِمٌ مَوْلَي أَبِی حُذَیْفَةَ وَ قُنْفُذٌ وَ قُمْتُ مَعَهُمْ فَلَمَّا انْتَهَیْنَا إِلَي الْبَابِ فَرَأَتْهُمْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِی وُجُوهِهِمْ وَ هِیَ لا تَشُکُّ أَنْ لا یُدْخَلَ عَلَیْهَا إِلا بِإِذْنِهَا فَضَرَبَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَکَسَرَهُ وَ کَانَ مِنْ سَعَفٍ.

عمر گفت: ما را نزد وي ببر، ابوبکر و عمر و عثمان و خالد بن ولید و مغیرة بن شعبه و ابوعبیده جراح و سالم مولي ابوحذیفه و قنفذ حرکت کردند و من نیز با آنان به راه افتادم. هنگامي که به خانه رسیدیم، فاطمه آن‌ها را دید، در را بر روي آنان بست، فاطمه شک نداشت که آنان بدون اجازه وي داخل نخواهند شد؛ اما عمر با لگد در را که از چوب درخت خرما بود، شکست.

المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۲۸ ص ۲۲۷، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م.

در روایت ابن قتیبه آمده است:

ثم قام عمر، فمشي معه جماعة، حتي أتوا باب فاطمة، فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلي صوتها: یا أبت یا رسول الله، ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب وابن أبی قحافة...

عمر وگروهي همراه وي به خانه فاطمه رسیدند، دقّ الباب کردند،‌ فاطمه هنگامي که صداي آنان را شنید، فریاد زد: اي پدر بزرگوارم، اي رسول خدا! پس از تو از دست پسر خطاب (عمر) و ابوقحافه ( ابوبکر) چه رنجها که ندیدم.

الدینوری، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای۲۷۶هـ)، الإمامة والسیاسة، ج ۱، ص ۱۶، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ۱۴۱۸هـ - ۱۹۹۷م، با تحقیق شیری، ج۱، ص۳۷، و با تحقیق، زینی، ج۱، ص۲۴.

نتیجه:

استدلال به روایت و فرمایش علی علیه السلام: « لا سُقُوفَ لِبُیُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ» اهل سنت را به مقصودشان نمي‌رساند؛ زیرا: اولاً: طراح شبهه سخن علی علیه السلام را ناقص نقل کرده است؛ به گونه‌اي که خواننده احساس مي‌کند که اهل بیت علیهم السلام منزل مسکوني به شکل متعارف نداشته‌اند؛ چون خانه‌اي که نه سقف دارد و نه دَر و نه دیوار، قابل تصور نیست؛ در حالي که متن حدیث چنین است: نحن اهل بیت محمد (ص) لا سقوف لبیوتنا ولا أبواب ولا ستور ( در نقل شیخ مفید، ستور به معناي دیوار آمده است) الا الجرائد وما اشبهها.

جمله پایاني این حدیث گویاي استفاده از چوب حاصل شده از برگه‌هاي درخت خرما است؛ چون جریده به معناي چوب باقي مانده پس از تراشیدن اضافات آن است که با بستن آن چوبها کنار یکدیگر براي پوشش و دیوار کشي و در ورودي و غیر آن استفاده مي‌شده است؛ بنابراین از این روایت و روایات دیگر استفاده مي‌شود که خانه اهل بیت علیهم السلام از جمله خانه فاطمه زهرا و علی علیهما السلام مانند خانه‌هاي افراد دیگر داراي در ورودي بوده است که باز و بسته مي‌شده و از استحکام مخصوصي هم برخوردار بوده است.

همچنین روایات دیگري از مصادر اهل سنت نقل شد که خانه‌هاي مدینه و نیز خانه امیر مؤمنان علیه السلام دَر داشته است و این دَرها نیز چوبي بوده است.

چرا قبر حضرت زهرا تا کنون مخفی مانده؟

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با بیان چالش‌ها و نقاط ضعف جامعه اسلامی زمان حضرت رسول(ص) گفت: این سؤال باید برای تمام نسل‌ها مطرح شود که چرا قبر حضرت زهرا(س) تا کنون مخفی مانده است؟
به گزارش فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین «محمدرضا باقرزاده» عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به دلایل قیام حضرت زهرا(س) گفت: نهضت فاطمی و قیام حضرت زهرا(س) پس از رحلت حضرت رسول(ص) و اعتراض ایشان به جامعه خویش و نگاه انتقادی به مسائل اجتماعی آن عصر به دلیل انحراف عظیم و بنیادینی بود که در جامعه اسلامی پس از پیامبر اکرم(ص) شکل گرفته بود.

وی عنوان کرد: تعصبات قبیله‌ای، نژادی و عقده‌هایی که از زمان حضرت رسول(ص) در دل برخی از افراد باقی مانده بود، ‌انحرافاتی در جامعه اسلامی به وجود آورد که مهمتر از تمام انحرافات، ‌انحراف در بحث رهبری و ولایت امر جامعه اسلامی بود که در نتیجه غصب خلافت و‌ جانشینی امیر مومنان (ع) را به دست افرادی که نه تنها از جانب پیامبر(ص) برای زعامت جامعه تایید نشده بودند بلکه هیچ دلیلی برای تایید آنها وجود نداشت.

مدیر مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم تصریح کرد: مهمترین دلیل برای نهضت حضرت فاطمه(س) و اعتراض ایشان،‌ دغدغه‌ای مبنی بر این بود که کِشتی جامعه اسلامی از مسیر اصلی خود منحرف شده و به سمت صخره‌ها در حال پیشروی بود.

وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم یک تحلیلی از پیش‌بینی صدیقه طاهره(س) داشته باشیم باید گفت آنچه که امروز دنیای اسلام شاهد آن است آنچه که امروز جهان اسلام را تحقیر می‌کند، هر مصیبتی که در حال حاضر به مسلمانان وارد و کشتاری که توسط جوامع استعمارگر علیه کشورهای اسلامی صورت می‌گیرد از جمله پیش‌بینی‌هایی بود که حضرت زهرا(س) برای جلوگیری از انحرافی که اتفاق افتاد، داشتند.

حجت‌الاسلام باقرزاده گفت: حضرت فاطمه(س) می‌دانست که با انحراف امر خلافت از علی(ع) و فرزندان ایشان، کار زعامت جامعه اسلامی به جایی خواهد رسید که مردم در حکومت اسلامی، ‌تحت سلطه استعمار، استکبار و استبداد قرار گرفته و وضعیت آنها روز به روز فلاکت‌بارتر خواهد شد.

وی با بیان اینکه براساس پیش‌بینی حضرت زهرا(س) با تغیبر جایگاه خلافت، ظلم و ستم‌ها نسبت به مسلمانان افزایش خواهد یافت، افزود: دلایل داخلی افزایش ظلم این بود که افراد ستمگر و نالایق در صدر کار قرار گرفته و به لحاظ خارجی نیز چون افراد نالایق و ستمگر برای حاکمیت و سلطه خویش به بیگانگان روی آورده و دست نیاز به سوی آنها دراز می‌کنند، جامعه را به سوی وابستگی سوق خواهند داد.

عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) عنوان کرد: تمام نگرانی حضرت زهرا(س) ناشی از همین بود لذا اینکه ما تصور کنیم صدیقه طاهره(س) به خاطر مسائل شخصی،‌ دفاع از حق همسرش و یا به دلیل اینکه یک باغی از ایشان گرفته شد و امری کاملا شخصی،‌ آن خطبه غرا را ایراد کردند لذا قطعا شأن، عظمت و قدرت روحی حضرت بسیار بالاتر از آن بود که به دلیل محرومیت‌های اجتماعی این قدر بی‌تابی کند.

وی با تاکید براینکه بی‌تابی‌های حضرت زهرا(س) آنقدر شدید بود که در تاریخ ماندگار شد، گفت: فاطمه زهرا سلام‌الله علیها برای اینکه این ناراحتی‌ها و اعتراض‌ها در تاریخ ثبت شود، درخواست کرد شبانه و مخفیانه به خاک سپرده شوند. از این رو مخفی ماندن قبر ایشان به این دلیل است که مظلومیت حضرت زهرا(س) در طول تاریخ منقوش بماند تا نسل‌های بعدی همواره با این سوال روبه‌رو شوند که دغدغه اصلی دخت مکرم حضرت رسول(ص) چه بود، ایشان آنقدر از امت پیامبر(ص) ناراحت شدند که وصیت کردند هیچ‌کس در تشیع جنازه ایشان شرکت نکند!

حجت‌الاسلام باقرزاده تصریح کرد: باید این سؤال همواره در تاریخ اسلام باقی بماند و امت اسلامی نیز همواره به دنبال یافتن پاسخی برای آن باشد. بنابراین پاسخی که می‌توان در جواب این سؤال مطرح کرد این است که؛ انحرافی در اصل حاکمیت اداره جامعه اسلامی شکل گرفته بود که این انحراف، اعتراض عمیق حضرت زهرا(س) را رقم زد.

نوشتاری جدید و خواندنی از آیت‌الله صافی پيرامون شخصيت حضرت زهرا سلام الله عليها

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

بسم الله الرحمن الرحيم

در مقام بيان عظمت اهل بيت عليهم السلام خصوصاً حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و بركات وجودي آن بزرگواران چه مي‌توان گفت، و از كجا بايد شروع كرد؟ آن‌هايي كه خداوند متعال، عالم را به واسطه وجود ايشان خلق فرموده است، آنجا كه رسول خدا صلوات الله عليه وآله فرمود:

«لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ‏ اللَّهُ‏ آدَمَ‏ وَ لَا حَوَّاءَ وَ لَا الْجَنَّةَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْض»[1]‏

و يا حضرت امير المؤمنين عليه السلام در آن مرقومه‌اي كه به معاويه مرقوم نمودند مي‌فرمايد:

«فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ‏ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا»[2]

اين عبارت، از نظر معنا خيلي مهم است. بعضي مي‌خواهند بگويند كه معناي اين روايت اين است كه مردم تربيت‌شده يا پرورش‌يافته مكتب ما هستند، ولي هيچ مانعي ندارد كه به اين معنا باشد كه هدف غايي از خلقت، وجود محمد و آل محمد عليهم السلام است.

و يا آن حديث قدسي كه خداوند مي‌فرمايد: «خَلَقْتُكَ لِأجْلِي»[3] و در حديثي ديگر مي‌فرمايد: «لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ‏ الْأَفْلَاكَ‏»[4]. اصلاً انسان نمي‌تواند بفهمد كه خداوند متعال كه مي‌فرمايد: تو را براي خودم خلق كردم و همه افلاك را براي تو خلق كردم چه معنايي دارد؟

آنچه از همه اين سخنان معلوم مي‌شود اين است كه ارتباط آن‌ها با خداوند متعال بسيار بالاست، چرا كه خداوند متعال، بالا و  والاست، البته خود پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله اظهار عجز مي‌كند و اظهار مي‌دارد:

« مَا عَرَفْنَاكَ‏ حَقَ‏ مَعْرِفَتِكَ»[5]

بايد دانست كه ما هر چه داريم از اهل بيت عليهم السلام داريم. غير از آنها هر كس هر چه مي‌گويد، وقتي انسان آنها را ملاحظه مي‌كند مي‌بيند به جايي متصل نيست و نمي‌شود به آن اعتماد كرد.

همه چيز در مكتب اهل بيت عليهم السلام است كه پيامبر فرمود: إني تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتي، يعني همه چيز را از اهل بيت بگيريد و از غير اينها نگيريد.

حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: نه از اينها جلو بيفتيد و نه عقب، كه اگر جلو برويد گمراه مي‌شويد و اگر عقب بيفتيد هلاك مي‌گرديد. و نيز مي‌فرمايد: لاتُعَلِّمُوهُم چيزي يادشان ندهيد، فإنَّهُم أعْلَمُ مِنْكُم از تمام مردم، اينها عالم‌تر هستند.

حال در ميان اهل بيت عليهم السلام، حضرت زهرا سلام الله عليها يك محوريت خاصي دارند؛ ملاحظه كنيد وقتي اهل بيت عليهم السلام معرفي مي‌شوند ايشان در صدر هستند؛

«هُمْ ‏ فَاطِمَةُ وَ أبُوهَا وَ بَعْلُهَا وَ بَنُوهَا»[6]

آن حضرت در بين اهل بيت عليهم السلام، مقام و عظمت خاصي دارند كه همه ائمه عليهم السلام به وجود ايشان افتخار مي‌كنند. در واقع، آن وجود مقدس براي همه اهل بيت عليهم السلام حجت است، يعني براي حقانيت خودشان و براي بطلان غاصبين و ستمگران به وجود آن بزرگوار احتجاج مي‌كنند. همه اهل بيت عليهم السلام حجتند، ولي حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها از اين جهات، حجيتش از همه بيشتر است.

فاطمه زهرا سلام الله عليها سيدة نساء العالمين، بضعة الرسول و قرينة وليّ الله، بانويي كه در مباهله به حكم قرآن مجيد، اختصاصِ شركت داشت، و از اهل بيت عليهم السلام هم، يگانه بانويي بود كه به مقام عصمت و طهارت چون پدر و همسر و فرزندانش آراسته بود، و در آن اجتماع كه حتي امّ سلمه هم اجازه حضور نيافت و از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله جواب «إنّكِ على الخير» شنيد، فقط يگانه بانويي كه حضور داشت آن حضرت بود.

او در غير مقام نبوت، در اخلاق و علم و كمالات نسبت به پدر نسخه‌اي مطابق اصل بود، و مثل سائر ائمه عليهم السلام سيره و رفتار و گفتارش، دين و شرع و دليل احكام الهي است.

او امامت به معناي علم و هدايت را حائز بود، و به عنوان يك بانوي اول اسلام در عفاف و عصمت و كرامت و ستر، وجودش الگو و اسوه است. اشتغال به كارهاي بيرون از منزل و همكاري با مردان نامحرم دون شأن هر زن ذي شأن و ملتزم به ستر و عفاف است تا چه رسد به بانويي كه شأنش «إنّ اللهَ تَعَالى يَغْضِبُ لِغَضَبِ فَاطِمة وَ يَرْضى لِرِضَاهَا» باشد. اصلاً حضور در جاهايي كه مختص به مردان است براي بانويي مانند او تنازل از مقام اجل و امنع و اقدس اوست.

خطبه فدكيه

يكي از معجزات حضرت زهرا سلام الله عليها، خطبه بالبديهة آن حضرت بود. آن بزرگوار در آن جوّ اختناق و كودتاي بزرگي كه شده بود، با آن مصيبت جانكاه و عظماي ارتحال حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم و بعد مصايب ديگر، اين خطبه را كه در اوج فصاحت و بلاغت است انشاء كرد كه اميرالمؤمنين عليه الصلاة و السلام هر چند امام البلغاء و امير الفصحاء است و مي‌فرمود: «إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ‏ وَ فِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُه‏»[7] ولي جوّ اجازه نمي‌داد كه چنان سخنراني جامع و گويا و كوبنده و ماندگاري ايراد نمايد.

عظمت حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها باعث شد كه در آن اجتماع تاريخي و محاكمه بزرگ نتوانستند مانع خطبه‌خواندن ايشان شوند، و چنان بود كه شخص حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله حضور يافته‌اند، و بسياري از مردم حاضر وقتي آن حقايق بيان مي‌شد گريه مي كردند.

به هر حال، اين خطبه متضمن مطالب بسيار بالا است و از معجزات اهل بيت عليهم الصلاة و السلام است، و لذا در مثل كتاب بلاغات النساء كه در قرن دوم هجري نوشته شده است اين خطبه را نقل مي‌كند.

البته فضايل آن حضرت بسيار زياد است؛ همين حديث مشهور نبوي كه «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَغْضَبُ‏ لِغَضَبِ‏ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا»[8] در عين اختصار، معناي والا و مهمي دارد. حقائق و مطالب مهم ولايي تا حضرت مهدي عليه الصلاة و السلام از اين روايت استفاده مي‌شود، يا اين حديث كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله هنگامي كه مي‌خواهند حضرت فاطمه را دلداري و تسكين خاطر بدهند مي‌‌فرمايند:

«أبشري يا فَاطِمة إنّ المَهْدِيّ منك»[9]

اي فاطمه! بشارت بر تو باد كه مهدي از توست؛ اين بسيار مهم است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله شخص اول عالم امكان، براي آرامش روان و آماده‌ساختن دختر عزيز و يگانه خود براي تحمل مصايب و مسائلي كه پيش مي‌آيد اينگونه دلداري مي‌دهند كه مهدي از توست، يعني همه از تو و براي توست، و سير جهان به سوي تو، و پيروزي حق بر باطل و نور بر ظلمت براي تو است. به هر حال سخن در عظمت حضرت زهرا سلام الله عليها بسيار زياد است.

گراميداشت فاطميه و مواضع فاطمه، سيره فاطمه، زهد فاطمه، عبادت فاطمه، علم و حكمت فاطمه بايد هميشه جزء برنامه‌ها باشد، و در سخنراني‌ها، تأليفات و در هر فرصت مناسب بايد آن را بازگو كرد.

بايد مصايبي كه بر آن حضرت وارد شده است و آن‌قدر فاش و آشكار است كه حتي در مثل كتاب النهاية ابن اثير - با اين‌كه سني است و كتابش لغت است- به مناسبت از اشاره به اين مصائب پس از رحلت رسول الله صلي الله عليه و آله نتوانسته خودداري كند و آنها را براي همه بازگو مي‌كند.
ابن اثير در النهاية، لغت (هنبث) اين دو شعر را از حضرت زهرا عليها السلام استشهاد مي‌‌آورد كه اجمالي از آن مصايب و هتك حرمت‌ها به آن بانوي يگانه اسلام است كه هر كس و هر شخص آگاهي، همه چيز را از آن مي‌فهمد، و شدت ناراحتي زهرا سلام الله عليها و رنج و غم او و اعتراض او را به آنچه واقع شد نشان مي‌دهد. آنجا كه خطاب به پدر بزرگوارش مي‌فرمايد:

قد كـان بعدك انباء و هنبثة    لو كنت شاهدها لم يكثر الخطب
انا فقدناك فقد الأرض وابلها    فاختل قومك فاشهدهم و لاتغب

سپس مي‌گويد: «الهنبثة واحدة الهنابث، و هي الامور الشداد المختلفة و اشار إلى عتبها على أبي‌بكر: إنها خرجت في لمة من نسائها تتوطأ ذيلها إلى أبي‌بكر فعاتبته.»

بايد تاريخ را براي مردم بيان نمود، كلمات حضرت زهرا عليها السلام مخصوصاً آن خطبه عظيمه و بليغه را كه از معجزات ايشان است به گوش جهانيان رساند.

بايد در اين فاطميه‌ها، شخصيت ملكوتي آن حضرت تجليل و تعظيم شود، و همه مردم در اين ايام، ارادت و مودت خود را به يگانه بانوي اسلام دخت گرامي پيامبر رحمت حضرت فاطمه زهرا عليها السلام اثبات نمايند.

امروز ما به تأسي به آن حضرت احتياج داريم. جامعه ما به پيروي از روش همسرداري و تربيت فرزند - كه آن حضرت بهترين طريقه و روش را داشتند- احتياج دارد.

امروز كلمات آن حضرت بايد سرمشق زندگي همه بانوان و بلكه مردان باشد. آن حضرت، مقام واقعي و كرامت حقيقي زن را به دنيا ابلاغ نمود و فرمود: بهترين زن آن است كه نه او مرد نامحرمي را ببيند و نه مرد نامحرمي او را ببيند.

اين است كه حضرت زهرا عليها السلام را تا امروز و تا قيامت، در دل‌هاي مردم آگاه و خداپرست و حق‌جو زنده نگه داشته است.

فاطميه يك تاريخ است، ‌فاطميه يعني فرياد بر سر ظالمان، فاطميه يعني جهاد براي پيروزي حق بر باطل، و بالاخره فاطميه يعني روز حكومت جهاني و الهي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف.

آري! فاطميه عاشوراست، ‌فاطميه شب قدر است، فاطميه غدير و نيمه شعبان است، و فاطميه يعني روز پيروزي نور بر ظلمت.

در پرتو بيان فضائل آن حضرت، همه ابعاد دين و ولايت ائمه طاهرين، و دعوت اسلام و قرآن و مكتب اهل بيت عليهم السلام و در كل، رسالت رسول اكرم صلي الله عليه و آله را بايد تبليغ نمود.

بايد با بدعت‌ها، با بيگانه‌گرايي‌ها، با نابساماني‌ها، با گناه، با شيوع مناهي و ملاهي، با فساد، با جهل و ضلالت مبارزه نمود.

مكتب اهل بيت عليهم السلام، مكتب معرفت، مكتب علم و بيداري، مكتب آگاهي و عدالت و برابري و رشد عقلي و انديشه‌هاي نوراني است كه همه بايد آن را در اين فرصت‌ها بازگو كنيم، و همه بايد قدردان مجالس نوراني فاطمي باشيم، و از بركات آن كمال استفاده را نموده و مهمترين وظيفه خود را دعا با تضرع و انابه به درگاه خداوند متعال براي تعجيل در فرج موفور السرور فرزند عزيز فاطمه، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه قرار دهيم. اللهم عجل فرجه الشريف و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

[1]. عيون اخبار الرضا عليه السلام؛ج1،ب26،ح22.
[2]. نهج البلاغة،نامه28.
[3]. الجواهر السنية؛ شيخ حر عاملي، ص710.
[4]. بحار الانوار؛ ج15،ب1،ح48
[5]. بحار الانوار؛ج68،ب61،ح1.
[6]. عوالم العلوم، ص933.
[7]. نهج البلاغة، خ233.
[8]. صحيفه امام رضا عليه السلام، ص45،ح22.
[9]. البرهان متقي هندي، ص94.

پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپایگانی

نخستین کلام حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بهشت

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

ایام فاطمیه فرصت مناسبی است تا با سجایای بیکران مادر شیعه بیشتر آشنا شویم. ضمن تسلیت ایام شهادت مظلومانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) توجه کاربران ارجمند را به روایتی در خصوص اولین کلام حضرت در بهشت جلب می‌کنیم.


مرحوم علامه مجلسی در جلد5 بحارالانوار روایتی نقل می‌کند که مضمون آن این است: سلمان فارسی از پيامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چنين روايت كرده است: هنگامى‏كه فاطمه داخل بهشت می‌شود و آن‌چه خداوند برايش مهيا كرده مى‏بيند، اين آيه را تلاوت می‌کند:

(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ  الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ‏؛ الَّذي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فيها لُغُوبٌ ) (سوره فاطر، آيه 34و35)

آنها مى‏گويند: «حمد و ستايش براى خداوندى است كه اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است! همان كسى كه با فضل خود ما را در اين سراى اقامت جاويدان جاى داد كه نه در آن رنجى به ما مى‏رسد و نه سستى و واماندگى!

نورانی شدن بهشت از نور فاطمه سلام‌الله‌علیها

ابن شهرآشوب مى‏نويسد: در بسياری از كتابها، از جمله كشف ثعلبی و فضائل ابوالسعادات، در معنای اين آيه (مُتَّكِئينَ فيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً) ؛(انسان، آيه‏13)

اين در حالى است كه در بهشت بر تختهاى زيبا تكيه كرده‏اند، نه آفتاب را در آنجا مى‏بينند و نه سرما را!

(ونمى‏بينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايی را. )

آورده‏اند كه ابن عباس گفت: چنانكه بهشتيان در بهشت هستند، ناگاه نوری مى‏بينند كه باغهای بهشت را نورانی كرد. اهل بهشت اظهار مى‏دارند: خدايا! تو در كتابی كه بر پيامبرت فرستادی، فرمودی: (لايرون فيها شمسا) (بهشتيان در بهشت‏خورشيدی نخواهند ديد. ) ندا مى‏رسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلكه علی و فاطمه از چيزی تعجب كرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد. (مناقب‌ال‏ابى‏طالب، ج‏3، ص‏329)

زيارت انبيا از فاطمه در بهشت

آن‌گاه كه همه انبيا و اوليای خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مى‏كنند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به فاطمه فرمود: هرگاه اوليای خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مى‏شتابند. - بحارالانوار، ج‏43، ص‏227.

بیانات آیت الله روحانی در مورد علت شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

بى‏ ترديد اين خبر دلالت بر اين دارد كه فاطمه عليهاالسلام، شهيد راه حق است؛ و اين از اخبارِ متواتر است، و سبب آن هم اين است كه پس از غصب خلافت و انحصار قدرت از سوى جريان سقيفه، قنفذ درب خانه فاطمه عليهاالسلام را چنان بر شكم آن بانوى بزرگ زد كه پهلوى آن حضرت شكست و بر اثر آن، فرزندش را كه پيامبر محسن ناميده بود، ناخواسته از دست داد و دستخوش بيمارى گرديد و سرانجام به شهادت رسيد.
 آیت الله سید صادق روحانی از مراجع تقلید قم در پاسخ به در خواست عده ای از مومنین چند روایت معتبر را در جهت اثبات مصائب وارده بر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بیان نموده اند که در ادامه می خوانیم :

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم الي يوم الدين
كسى كه مطالب تاريخ نگاران مسلمان و روايات رسيده در مورد رويدادهاى تلخ پس از رحلت پيامبر را پى‏گيرى كند، فكر نمى‏كنم در اين مورد دچار ترديد گردد. اينك به برخى از روایات معتبری که  در مورد مصائب وارده بر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) آمده و مورد وثوق  است اشاره  می کنیم :
اول اینکه :مرحوم «كلينى» به سند صحيح از امام كاظم در باب مولد فاطمه عليهاالسلام حديث دوّم، چنين آورده است: «إنَّ فاطمه صِدِّيْقَةٌ شَهِيدةٍ»؛ فاطمه عليهاالسلام صديقه شهيده است. و مرحوم مجلسى در «مرآة العقول» پس از توصيف خبر فوق به درستى و صحيح بودن، در شرح اصول كافى چنين مى‏نويسد: بى‏ترديد اين خبر دلالت بر اين دارد كه فاطمه عليهاالسلام، شهيد راه حق است؛ و اين از اخبارِ متواتر است، و سبب آن هم اين است كه پس از غصب خلافت و انحصار قدرت از سوى جريان سقيفه، قنفذ درب خانه فاطمه عليهاالسلام را چنان بر شكم آن بانوى بزرگ زد كه پهلوى آن حضرت شكست و بر اثر آن، فرزندش را كه پيامبر محسن ناميده بود، ناخواسته از دست داد و دستخوش بيمارى گرديد و سرانجام به شهادت رسيد.1
آن‏گاه مرحوم مجلسى به بيان رواياتى از علماى شيعه و اهل سنّت مى‏پردازد كه اين موضوع را تأييد مى‏كند. از آن جمله روايتى است طولانى از «سليم بن قيس هلالى» كه فرازى از آن چنين است: فاطمه عليهاالسلام شهيد راه خداست، و سبب آن هم اين است كه پس از غصب خلافت به وسيله جريان سقيفه، قنفذ برده عمر فاطمه عليهاالسلام را زد و به شدت هُل داد و در نتيجه آن جنايت، دنده‏اى از پهلوى آن حضرت شكست و بر اثر آن، جنين خود را افكند، و دستخوش بيمارى گرديد و به شهادت رسيد.2
دوم : و از جمله آن روايات بسيار، اين روايت طولانى است كه مرحوم صدوق، از ابن‏عبّاس و او از پيامبر خدا صلى‏الله ‏عليه ‏و ‏آله آورده است كه فرازى از آن چنين است: ... و هنگامى‏كه فاطمه‏ام را مى‏بينم، به‏ياد مى‏آورم آن ظلم و بيدادى را كه پس از رحلت من در حق او انجام مى‏شود، گويى مى‏نگرم كه زور و ذلّت از سوى ظالمان بر خانه او وارد شده، حرمت او در هم‏ شكسته، حقوق او غصب گرديده، از ارث خود بازداشته شده، و پهلويش را مى‏شكنند و فرزندش را به دنيا نيامده، مى‏كشند! و او نداى دادخواهى سرمى‏دهد و مى‏گويد: وا محمّدا ! امّا كسى به دادخواهى و نداى مظلوميت او پاسخ مثبت نمى‏دهد! و او از ظلم و شرارت استبداد پناه و دادرس مى‏جويد، اما كسى به او پناه نمى‏دهد و دادش را از بيدادگران نمى‏ستاند.3
سوم  :و نيز از آن جمله است، زيارتنامه فاطمه عليهاالسلام است كه مرحوم سيّدبن طاووس در كتاب «اقبال الْأعمال» آن را آورده است، كه فرازى از آن چنين است: وَ صَلِّ عَلىَ الْبَتُولِ الطّاهِرَة... تا مى‏فرمايد: « الْمَغْصُوبِ حقُّها، و الْمَمْنُوعِ إرْثُها أَلْمَكْسُور ضِلْعُها... ؛4 ودرود بفرست بر فاطمه بتول، همان بانوى پاك و پاك‏ منش و پاك ‏روش...، همان بانويى كه حقوق او غصب شد، و از ميراث پدرى بازداشته شد، و در فشار بيدادگران دنده‏اش شكست...
چهارم: اما روايات بيانگر برافروختن آتش بر درب خانه فاطمه عليهاالسلام، فشردن آن حضرت ميان در و ديوار، اسقاط جنين او - كه ملازم با شكسته شدن دنده و پهلوى ایشان بوده - بسیار فراوان است. اين روايات را علماى شيعه و اهل سنّت آورده‏اند. در اين رابطه به كتاب مرحوم شيخ الطّائفه ابوجعفر طوسى در تلخيص شافى بنگريد كه چنين مى‏نويسد: شيعه و علماى شيعه بر اين رويداد غمبار اتفاق نظر دارند كه فاطمه عليهاالسلام، هدف بيداد «عمر» قرار گرفت و او چنان ظالمانه بر شكم دختر پيامبر (صلى‏الله‏ عليه‏ و‏ آله) زد كه جنين او را - كه محسن ناميده شده بود - ساقط نمود و به شهادت رساند.
آرى، روايت بيانگر اين واقعت تلخ، و آوردن هيزم براى به آتش‏ كشيدن خانه فاطمه عليهاالسلام كه گروهى از دوستداران اهل بيت در آن پناه گرفته بودند، در ميان رهروان مذهب اهل‏ بيت عليهم‏السلام مشهور و معروف است... تا مى‏نويسد: البته ما اين روايت را از طريق علماى اهل سنّت از جمله «بلاذرى» آورديم، و روايات علماى شيعه در اين مورد بسيار است و هيچ اختلافى هم در ميان آنان در اين مورد نيست.5
مسعودى، مؤلف كتاب معروف «مروج الذّهب» در كتاب ديگر خودش، به نام «اثبات الوصيّة» چنين مى‏نويسد: پس، طرفداران خليفه به سوى منزل اميرمؤمنان عليه‏السلام روى آوردند و بر آن خانه يورش بردند و با به آتش كشيدن درب خانه، آن حضرت را به زور از خانه‏اش بيرون آوردند، و سرور بانوان بهشت، فاطمه عليهاالسلام را ميان در و ديوار فشردند تا فرزندش محسن را سقط نمود...6و7 .
در پایان باید بگویم که: كسى كه رنج و مظلوميت حضرت فاطمه(عليها السلام)و جنايت هاى تكاندهنده اى را كه در حق ایشان روا شده را انكار كند، يا بايد حق ستيزباشد، يا ناآگاه و يا دچاراشتباه شده و مى پندارد كه اعتراف به اين جنايت ها باعث تفرقه و پراكندگى ميان مسلمانان مى گردد، و تفرقه و پراكندگى در اين زمان باعث ضعف اسلام و مسلمانان مى شود. به هر حال وظيفه اسلامى و انسانى دوستان اهل بيت(عليهم السلام) در اين مورد آشكار است و باید به ذکر مصائب و ستمهایی که بر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) وارد شده، پرداخته و همگان را از مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام ) آگاه سازند.
............................................................................

1 ـ اصول كافى/ ج 5/ ص 315.
2 ـ اصول كافى/ ج 5/ ص 315.
3 ـ صدوق/ متوفى 381 هجرى/ أمالى/ ج مجلس 24/ ص 100 - 99.
4 ـ ... و نيز چنين آمده است: «السَّلامُ عَلَيْكِ يا سَيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمِيْنَ! السَّلامُ عَلَيْكِ يا والِدَةَ الْحُجَجِ عَلَى النّاسِ أَجْمَعينَ! السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ، الْمَمْنُوعَةُ حَقُّها! أَللّهُمَّ صِلِّ عَلى أَمَتِكَ وَ ابْنَةِ نَبِيِّكَ وَ زَوْجَةِ وَصِىِّ نَبِيِّكَ، صَلاةً تَزْلِفُها فَوْقَ زُلْفى عِبادِكَ الْمُكَرَّمِيْنَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَ الْأَرَضِيْنَ.» اقبال/ ص 152. براى او چند زيارتنامه ديگر از امامان نور رسيده، كه در كتاب‏هاى دعا و زيارات آمده است.
5 ـ تلخيص شافى/ ج 3/ ص 76.
6 ـ اثبات الوصيّة/ ص 122.
7 ـ عباس عموى پيامبر از اميرمؤمنان پرسيد: چرا عمر از حقوق كارگزارانش، به عنوان ماليات كاست، امّا از حقوق و مزاياى «قُنفذ» چيزى نكاست و آن را به‏طور كامل پرداخت، آن حضرت برگرد خويش نظاره كرد، و در حالى كه جام ديدگانش لبريز از اشك گرديد و فروباريد، در پاسخ او فرمود: «شَكَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوطِ، فَماتَتْ وَ فِى عَضُدِها أَثَرُهُ كَأَنَّهُ الدُّمْلُج.» پرداخت كامل حقوق «قنفذ» براى قدرشناسى از او به‏خاطر تازيانه‏هاى بيدادى بود كه بر پيكر فاطمه نواخت؛ به‏گونه‏اى كه وقتى دخت محبوب پيامبر جهان را بدرود گفت، اثر آن تازيانه بيداد در بازوى او بسان بازوبند نمايان بود. كتاب سُليم بن قيس/ ص 134.
شیعه نیوز

نخستین کلام حضرت زهرا(س) در بهشت

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

 

ایام فاطمیه فرصت مناسبی است تا با سجایای بیکران مادر شیعه بیشتر آشنا شویم. ضمن تسلیت ایام شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س) توجه کاربران ارجمند را به روایتی در خصوص اولین کلام حضرت در بهشت جلب می‌کنیم. مرحوم علامه مجلسی در جلد۵ بحارالانوار روایتی نقل می‌کند که مضمون آن این است: سلمان فارسی از پيامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چنين روايت كرده است: هنگامى‏كه فاطمه داخل بهشت می‌شود و آن‌چه خداوند برايش مهيا كرده مى‏بيند، اين آيه را تلاوت می‌کند:
(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ‏؛ الَّذي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فيها لُغُوبٌ ) (سوره فاطر، آيه ۳۴و۳۵)
آنها مى‏گويند: «حمد و ستايش براى خداوندى است كه اندوه را از ما برطرف ساخت؛ پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزار است! همان كسى كه با فضل خود ما را در اين سراى اقامت جاويدان جاى داد كه نه در آن رنجى به ما مى‏رسد و نه سستى و واماندگى!
نورانی شدن بهشت از نور فاطمه سلام‌الله‌علیها
ابن شهرآشوب مى‏نويسد: در بسياری از كتابها، از جمله كشف ثعلبی و فضائل ابوالسعادات، در معنای اين آيه (مُتَّكِئينَ فيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً) ؛(انسان، آيه‏۱۳)
اين در حالى است كه در بهشت بر تختهاى زيبا تكيه كرده‏اند، نه آفتاب را در آنجا مى‏بينند و نه سرما را!
(ونمى‏بينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايی را. )
آورده‏اند كه ابن عباس گفت: چنانكه بهشتيان در بهشت هستند، ناگاه نوری مى‏بينند كه باغهای بهشت را نورانی كرد. اهل بهشت اظهار مى‏دارند: خدايا! تو در كتابی كه بر پيامبرت فرستادی، فرمودی: (لايرون فيها شمسا) (بهشتيان در بهشت‏خورشيدی نخواهند ديد. ) ندا مى‏رسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلكه علی و فاطمه از چيزی تعجب كرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد. (مناقب‌ال‏ابى‏طالب، ج‏۳، ص‏۳۲۹)
زيارت انبيا از فاطمه در بهشت
آن‌گاه كه همه انبيا و اوليای خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مى‏كنند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به فاطمه فرمود: هرگاه اوليای خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مى‏شتابند. - بحارالانوار، ج‏۴۳، ص‏۲۲۷
حوزه نیوز‍

فاطمه علیهاالسلام، مظهر انسان کامل

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

به نص بسیاری از احادیث و روایات فاطمه - سلام الله علیها - از بسیاری از انبیای گذشته افضل بود، و حتی روایات ما در این زمینه استثنائی قائل نشده اند. پاره ای از روایات گویند که پیامبران حتی همشأن و همتای فاطمه - سلام الله علیها - در ازدواج نبودند و اگر علی نبود برای فاطمه - سلام الله علیها - کفوی نبود. 

 

خبرگزاری فارس: فاطمه علیهاالسلام، مظهر انسان کامل

اگر بخواهیم فاطمه سلام الله علیها را در عبارتی کوتاه معرفی کنیم، خواهیم گفت او همان انسان کاملی است که قرآن و روایات چهره آن را تصویر کرده اند. زنی است که می توان گفت مثَل اعلای نفْس بشری است و مظهر صفات و اسمای الهی. از معدود زنانی است که توانسته است به مرحله کمال انسانی دست یابد. قاضی بیضاوی در تفسیر خود می نویسد:

عن النبی علیه الصلوة و السلام: کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الا اربع: آسیه بنت مزاحم، مریم بنت عمران، خدیجه بنت خویلد، فاطمه - سلام الله علیها - بنت محمد - صلی الله علیه و آله.(1) رسول خدا که درود و رحمت خدا بر او باد فرمود:

در مراحل رشد و تکامل انسانی مردان بسیاری به مرحله کمال مقدر خود رسیده اند ولی از زنان جز چهار تن به آن مقام دست نیافته اند و آن چهار آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه - سلام الله علیها - .

او برترین بانوی اسلام و سیده زنان عالم است. گوهری تابناک در منظومه و رشته نسل پیامبر است و فرشه ای است از ملکوت اعلی. او همسر شهید است و امام شهیدان، تربیت کننده نسل شهید است و خود زن شهیده، واجد کمالات انسانی است و نمونه تربیت محمد - صلی الله علیه و آله - .

او تنها زنی است که از همان آغاز حیات و تشکّل، براساس اصول متعالی اسلام و ارزشهای اسلامی رشد و پرورش یافته و به درجه ای رسیده است که او را در عالم زنان همتائی و در عالم مردان کفی جز علی - علیه السلام - نبوده است. سرمایه گذاری های تربیتی پیامبر - صلی الله علیه و آله - درباره او ثمر داد و کوشش های خود او نیز عاملی مهم در رشد او بحساب می آمده است.

فاطمه کیست

فاطمه - سلام الله علیها - را به اوصاف و القابی ستوده اند ، او:

ولی خداست، محل اسرار ربٌ العالمین است، دختر ولی خدا، پیامبر است و همسر ولی دیگر خدا، امیرمؤمنان علیه السلام و مادر اولیای خدا از حضرات ائمه و معصومان است.

او ذخیره بزرگ الهی و ذخیره دار حجت خداوند است. نور چشم رسول است، دُردانه خدیجه کبری است، معجزه تربیت محمد صلی الله علیه و آله است و پرورنده امامان و حجت های الهی، مهدی علیه السلام ذخیره امت و بقیه الله فی الارض از فاطمه علیه السلام پدید آمده، فاطمه - سلام الله علیها - مظهر عفت است، مظهر طهارت نفس، مظهر تقوا، مظهر حلم و متانت، مظهر ادب، مظهر خدمت، مظهر شجاعت، مظهر عصمت، مظهر مظلومیت، مظهر حق طلبی، مظهر مبارزه و سیاست، مظهر عبادت، مظهر عشق به خدا، مظهر رحمت و مظهر اشک و آه و ناله، مظهر عصیان علیه ظلم و تجاوز و مظهر قهر علیه دشمنان خدا.

برتر از فرشتگان و پیامبران

فاطمه - سلام الله علیها - انسان است ولی تعبیرات دیگران، از جمله رسول خدا - صلی الله علیه و آله - درباره او تعبیر فرشته ای است در صورت انسان. رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:

فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة (2) و براساس پاره ای از دیگر روایات او فوق فرشته است و حتی فرشتگان در خدمت او بودند، و از انفاس قدسیه اش بهره می گرفتند.

کدام فرشته است که خدای را چون فاطمه - سلام الله علیها - با تمام وجود پرستیده باشد؟ و با آن همه علم و ایمان و اخلاص در پیشگاه او به خضوع و خشوع بایستد؟ و کدام فرشته است که پیک الهی در ورود به آستانش از او اجازه بطلبد؟ روایات و اسناد ما نشان می دهند که حتی از فرشتگان مقرّب خدای هم برتر است و حتی فرشته مرگ در زمان رحلت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - باید از او اجازه ورود بطلبد.

به نص بسیاری از احادیث و روایات فاطمه - سلام الله علیها - از بسیاری از انبیای گذشته افضل بود، و حتی روایات ما در این زمینه استثنائی قائل نشده اند. پاره ای از روایات گویند که پیامبران حتی همشأن و همتای فاطمه - سلام الله علیها - در ازدواج نبودند و اگر علی نبود برای فاطمه - سلام الله علیها - کفوی نبود.

کوشش و تلاش انسان ها زمینه ساز اوجهاست و انسان در سایه آن تلاش ها می تواند قدرت توان گیرد. به پرواز در آید در آدمی قدرت سیری است از منهای بی نهایت تا به اضافه بی نهایت. آنجا که جای رشد است اگر آدمی در آن گام نهد تا اعلی علیین به پیش می رود، و به جائی می رسد که فرشته وحی گوید: «لو دنوت انملة لاحترقت»؛ اگر به میزان گام مورچه ای قدم فراتر گذارم خواهم سوخت، به جایگاه بلند «ثمّ دنی فتدلی فکان قاب قوسین اوادنی» (نجم/ 8) برسد.

و آنجا که جای سقوط است اگر در آن افتند تا اسفل سافلین سقوط خواهند کرد (ثم رددناه اسفل سافلین) و در گزینش دو مسیر حق انتخاب با خود انسان است. فاطمه - سلام الله علیها - راه اول را برگزید و همسر نوح طریق دوم را و دیگر انسانها هم در بین دو مسیرند یا به این نزدیکترند و یا به آن.

جایگاه ستودنی

فاطمه - سلام الله علیها - را نزد پیامبر احترامی عظیم بود بسی فراتر از احترام پدری به دخترش و این بگونه ای بود که حیرت دیگران را بر می انگیخت. او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را می بوسید و به گفته عایشه هرگاه که فاطمه - سلام الله علیها - بر پیامبر وارد می شد رسول خدا به احترامش از جای بر می خاست و پیشانی او را می بوسید.(3) و یا در حین ورود از او جداً استقبال می کرد و یا در حین خروج از محضرش مشایعتش می فرمود.

در شأن وصف فاطمه - سلام الله علیها - و در انتساب او به خودش پیامبر کلمات والا و عجیب بکار می برد. گاهی می فرمود فاطمه - سلام الله علیها - یک شاخه گل است (ریحانه) ؛ زمانی می فرمود فاطمه - سلام الله علیها - پاره تن من است (بضعه مِنّی) ، و گاهی می فرمود فاطمه - سلام الله علیها - عزیزترین مردم به نزد من است.(4)

یا می فرمود هر که فاطمه - سلام الله علیها - را شادان کند مرا شادان کرده است، و هر که فاطمه - سلام الله علیها - را بیازارد مرا آزرده است، با این اضافه که شادی و غضب من، یا محبت و آزارم ، همانند محبت و آزار خداوند است.

حتی در پاسخ به سؤال فاطمه و علی- سلام الله علیهما - از پیامبر که کدام محبوبتر و عزیزترند فرمود:

«فاطمه احبُّ الی منک و انت یا علی اعزّ علی منها»؛ فاطمه از تو نزد من محبوبتر است و تو ای علی! از فاطمه نزد من عزیزتری.

و این گونه سخنان از یک سو شأن فاطمه - سلام الله علیها - را نشان می دهد و از سوئی دیگر درس تربیتی است برای پدران و مادران در رابطه با دخترشان که او را بحساب آورند و وزن و قدر او را کمتر از پسر ندانند، تعصبهای ناروا را درباره دختران نادیده گیرند و... ضمن اینکه این سخن انسان می تواند نوعی پیشگیری از جرأت خصم بر فاطمه - سلام الله علیها - باشد تا به او جسارتی نکنند.

پی نوشت:

1) انوارالتنزیل - آیات آخر سوره تحریم.

2) بحارالانوار، ج 43، ص 91.

3) ذخائرالعقبی، ص 41.

4) منتهی الامال، ص 132.

منبع: در مکتب فاطمه سلام الله علیها، دکتر علی قائمی.