فاطمه (سلام الله علیها) را همین کافی که وی دختر محمد (صلی الله علیه و آله) و همسر علی (علیه السلام) است

Posted in حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها

فاطمه‏ی زهرا (سلام الله علیها) مقامی والاتر از آن دارد که سندهای تاریخی و روایتی به آن اشاره کنند. فاطمه (سلام الله علیها) را همین چهارچوب کافی است که وی دختر محمد (صلی الله علیه و آله)، همسر علی (علیه السلام)، مادر حسن و حسین (علیه السلام) و بزرگ بانوی جهان است.


شخصیت های بزرگ جهان اسلام در کنار جایگاه رفیع و شان بالایی که در میان مسلمانان اعم از شیعه و سنی دارند در میان پیروان دیگر ادیان نیز دارای مقام بوده و مورد احترام آنها هستند. از جمله این شخصیت ها یگانه بانوی عالم هستی، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است که نه تنها نزد خداوند، پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ائمه اطهار و عموم مسلمانان از جایگاهی منحصر و ویژه برخوردار است بلکه شخصیت ایشان زبان تحسین اندیشمندان غیرمسلمان را نیز برانگیخته است.
در یادداشت ذیل برخی از نظرات مطرح شده از سوی این اندیشمندان درباره دخت گرامی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مرور می شود.

سلیمان کتانی دارای تألیفات مشهور و موفقی در چهره‏نگاری شخصیت های اسلامی

فاطمه‏ی زهرا (سلام الله علیها) مقامی والاتر از آن دارد که سندهای تاریخی و روایتی به سوی او اشاره کنند، و گرامی‏تر از آن است که شرح حال گونه‏ها به جانب وی راهنما باشند. فاطمه (سلام الله علیها) را همین چهارچوب کافی است که: وی دختر محمد (صلی الله علیه و آله) و همسر علی (ع) و مادر حسن و حسین (علیه السلام) و بزرگ بانوی جهان است».
و در پایان کتابش می‏گوید:
«فاطمه، ای دخت مصطفی! ای روشن‏ترین چهره‏ای که زمین را بر روی دو کتف خود بلند کرد، تو جز دو نوبت برای زمین لبخند نزدی: یک بار در سیمای پدر، آن دم که در بستر آرمیده بود و تو را مژده‏ی قرب وصل می‏داد لبخند زدی. و لبخندی دیگر، بدان هنگام گرداگرد لبان تو می‏گردید که جان بر لب داشتی و واپسین دم خویش را فروفرستادی... تو همیشه با محبت زیست کردی، تو با پاکی و پاکدامنی زیستی، برای پاکیزه‏ترین مادری که دو ریحانه زادی و پروردی و بر قامت آن دو جامه‏ای از خز بخشندگی پوشاندی... تو زمین را همراه با لبخندی استهزاآمیز رها کردی و به ابدیت پیوستی، ای دختر پیامبر! ای همسر علی! ای مادر حسن و حسین، و ای بزرگ بانوی بانوان همه جهانها و اعصار»
و باز در جای دیگر می‏نویسد:
«قهرمانی نیرویی نیست که مستند به تن و بازو باشد، یا مستند به تاج و تخت، بلکه قهرمانی چیزی است که منطق عقل، رشد و فهم را به کار گیرد، آنگاه هدف‏ها را تعیین کند و برنامه را ترسیم نماید. و قهرمانی زهرا، چیزی جز این معنی بزرگ نبود. از این رو از هر چه عامل روشنایی دیگران می‏شد بهره گرفت، بی آنکه بازوان ناتوان و نزار، و پهلوهای لاغر و نحیف وی در این خواست از مؤثر باشد».

هانری کربن

شاید بتوان گفت کربن نخستین شخصیتی است که در جهت شناساندن مذهب شیعه در غرب تلاش‌های وافری کرده است و در آثار مختلف خود این مهم را پیگیری نموده است. کربن در کتاب "ارض ملکوت و کالبد انسان در روز رستاخیز" مطالبی درباره فاطمه (سلام الله علیها) دارد. وی گوشزد می کند که فلسفه اسلام ایرانی، چه شیعی و چه غیر آن تا به حال در غرب کمتر بررسی شده است. کربن که بین اندیشه‌های عرفانی ایران باستان و آموزه‌های عرفانی شیعه پیوند می‌زند، می‌گوید مذهب شیعه که معرف پیروان ائمه از خاندان و اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است، و از پنج قرن پیش یعنی از دوران صفویان مذهب رسمی ایرانیان شده، برای مردم غرب تقریباً ناشناخته است. و اغلب تصور می‌کنند مبادی آن به مسایل وراثت سیاسی محدود می‌شود. حال آنکه با این عمل مصنفّات معتبر و عظیم آن را که حاصل گفتگوهای نخستین اصحاب با ائمه (علیهم السلام) تا قرن نهم میلادی بوده است از نظر دور می‌دارند. این گفتگوها گواهی است بر آنکه ظهور و توسعه مذهب شیعه ذاتاً، شکوفایی اسلام یا بهتر بگوئیم همان حکمت عالیه اسلام است. او می‌گوید: اگر معرفت پیامبر، عنصر ذاتی مذهب اسلام است، در حکمت شیعه معرفت امام نیز بدان افزوده می‌شود. در کنار رسالت پیغمبر که پیغام وحی را با کلام به مردم می‌رساند، وظیفه ارشاد الهامی یعنی وظیفه‌ای که مؤمنان را به مفاهیم نهانی وحی آشنا می‌سازد نیز وجود دارد، و این همان وظیفه امام است. چهارده نفری که وظیفه ارشاد معنوی و ولایت را پس از رسالت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) عهده‌دار شده‌اند، شخص پیغمبر و دخترش فاطمه (سلام الله علیها) و دوازده امام هستند.

لوئی ماسینیون

مستشرق و پژوهشگر معروف فرانسوی، که مدتی از عمر خود را وقف شناخت حضرت فاطمه‏ی زهرا (سلام الله علیها) ساخته، در زمینه‏ی شناخت آن حضرت، با گام‏های تحقیق پیش رفته و تلاش و کوشش بسیار به عمل آورده است. وی رساله‏ی محققانه‏ای در مورد مباهله‏ی مسیحیان «نجران» با پیامبر اسلام، که در سال دهم هجری در مدینه صورت گرفت، نوشته که در آن نکته‏های جالب توجه فراوانی مطرح شده است. در آن رساله می‏گوید:

«اوراد و دعاهای ابراهیم (علیه السلام) از وجود دوازده نور که منشعب از فاطمه هستند خبر می‏دهد...
تورات موسی از آمدن محمد (صلی الله علیه و آله) و دختر پربرکت او و دو آقازاده به مانند اسماعیل و اسحق (حسن و حسین) نوید می‏دهد...

و انجیل‏های عیسی (علیه السلام) از آمدن احمد (صلی الله علیه و آله) نوید می‏دهد، و نیز بشارت می‏دهد که دختر پربرکتی خواهد داشت که دو پسر به دنیا می‏آورد...»

شبستان

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید