ساى بابا: معنویت مخملین - بخش 2

Posted in فرقه های انحرافی

«پرما ساى بابا»، موعودى است که ساتیا ساى بابا ادعا مى‏کند هشت سال پس از مرگش در قالب او بازخواهد گشت. او معتقد است: پرما، آخرین ظهور او بر روى کره زمین خواهد بود؛ چه اینکه پرما زمین را پر از عشق و شادى خواهد کرد و تمام مردم جهان را نجات خواهد داد. ساى بابا مدعى است: پرما موجب مى‏شود که جهان بعد از آن همه جنگ و اضطراب و نابسامانى، بار دیگر یکپارچه در صلح و آرامش غوطه‏ور گردد.

 

 

قسمت قبلی

 

5.ذکر و سلوک

یکى از اصول مهم در اندیشه ساى بابا ذکر خداست. ساى بابا درباره ذکر خدا و نیز موانع و عوامل سلوک، مباحثى را طرح مى‏کند. مقایسه این مطالب با آموزه‏هاى قرآنى و اسلامى، روشنگر این است که

اولاً، این مطالب نه از نظر کمّیت و حجم و نه از نظر تبویب و دسته‏بندى اصولاً قابل مقایسه با آموزه‏هاى قرآنى و اسلامى نیستند.

ثانیا، بر فرض که برخى مطالب او در ظاهر صحت دارد، اما باید توجه داشت که سلوک و ذکر حقیقى، شرایط و لوازمى دارد که با رعایت آنها جوینده به سرچشمه زلال معرفت دست مى‏یابد و در غیر آن، هرچند تلاش‏هایى صورت گرفته است، اما چون در شاه‏راه طریقت پاى نگذارده، به حقیقت نمى‏رسد.

اولین شرط، «شناخت» است که باید به اصل مبدأ، معاد، نبوت و امامت، حاصل آید، اما در تعالیم ساى بابا نه تنها تصویر درستى از خدا ارائه نگردیده، بلکه حتى پرستش ساى بابا جایگزین پرستش خداوند شده1 و به جاى گردن نهادن به معاد، در چرخه تناسخ گرفتار آمده است.2 با اعتقاد به پلورالیسم، به دین حق پشت پا زده و به بافته‏هاى ذهن خود بسنده کرده است.3 دستورات تعالى‏بخش اسلام را رها نموده و یافته‏هاى خود، مانند اوم و یوگا و مدیتیشن، را جایگزین آنها نموده است.4

6. الگوبردارى از اسلام، مسیحیت و زرتشت (سرقت ادبى و معنوى)

ساى بابا همان‏گونه که از آیین‏ها و ادیان هندى تأثیر پذیرفته و الگوبردارى نموده و تعالیم خود را از آنان به عاریت گرفته، از تعالیم اسلام، مسیحیت، زرتشت و دیگر مکاتب نیز تأثر پذیرفته و به سرقت ادبى و معنوى از آنها همت گمارده است! در حقیقت، ساى بابا برداشت‏هاى خود از ادیان مختلف را با زبانى ساده به عنوان گفته‏هاى خودش بیان داشته است.

مریدانش نیز براى فرار از پاسخ‏گویى به شبهه مشابهت تعالیم ساى بابا با دیگر مکاتب، دین ساى بابا را به عنوان «عصاره ادیان» گذشته معرفى مى‏کنند. در سایت «ایران بابا» مى‏خوانیم: «دین ساى ـ اگر بتوان آن را مطابق تعریف رایج، دین نامید ـ عصاره همه ادیان مانند اسلام، هندوئیسم، بودیسم، مسیحیت و زرتشت مى‏باشد.»5  مسئله سرقت ادبى ساى بابا از آیین مسیحیت تا بدان حد روشن است که فقط گردآورنده کتاب تعلیمات، در انتهاى این کتاب در 128 مورد به سرقت ادبى از فرازهاى عهد جدید اشاره مى‏کند.6 گوته‏بردارى از اسلام و زرتشت نیز فراوان در آثار ساى بابا به چشم مى‏خورد.7

7.خودبزرگ‏بینى و دعوت به خود

یکى از مشخصه‏هاى سردمداران معنویت‏هاى مخملین و دروغین، خودبزرگ‏بینى و دعوت به سوى خود است. اینان غالبا خود را واجد کرامات و قدرت ‏هاى فوق ‏العاده نشان مى‏دهند. به شیوه‏هاى گوناگونى سعى مى‏کنند به مخاطبان و مریدان خود بباورانند که ولىّ نعمت و صاحب اختیار آنان هستند.ساى بابا با ادعاى صاحب اختیار بودن دیگران مى‏گوید: هر که تمام اعمال و کارهایش را به من اهدا کند بدون هیچ فکر دیگرى، هر که روى من مراقبه مى‏کند به من خدمت مى‏کند، مرا پرستش مى‏کند، مرا به خاطر دارد، بداند همیشه با او هستم... به آنهایى که مرا استهزا مى‏کنند تبسم مى‏کنم، به آنها که درباره من دروغ جعل مى‏کنند تبسم مى‏کنم، به آنها که مرا تمجید مى‏کنند تبسم مى‏کنم، دایم شادم پر از شعف.


تند صحبت مى‏کنم و بعضى‏ها را تنبیه مى‏کنم، اگر آنها مال من نیستند آنها را رها مى‏کنم و توجه به آنها نمى‏کنم؛ این هشدارى است براى ارتداد آنها. من حق دارم آنهایى را که به من تعلق دارند گوشمالى بدهم.8 همچنین مى‏گوید: خودتان را محصور من بدانید، به من مشغول باشید. جنون بابا را در زندگى‏تان خلق کنید، باور کنید که از این جنون شیرین‏تر نیست. به عشق هم عادت کردیم، همه این سال‏ها، فرم‏هاى مختلفى از عشق را براى شما گرفتم؛ مثل کودکى پرورش‏تان دادم؛ مثل پدر و مادرى عاشق، تا رشد کنید.

من فرم برادر و خواهرتان را به خود گرفتم... من آمده‏ام تا سعادت بدهم، من آمده‏ام تا ببخشم، هیچ منظور دیگرى از موجودیت من نیست. همه اضطراب و مشکلات خود را به من بسپارید، و از من آرامش بگیرید. بیا و مرا پیدا کن، و خودت را پیدا کن. از نزدیک به من نگاه کنید، به فراسوى فرم بدن و درون نگاه کنید.9نیز ادعا مى‏کند: مأموریت من اعطاى شوق و شادى به شماست که از ضعف و ترس دورتان کنم. مأموریت من پراکندن شادمانى است. از این جهت، همیشه آماده‏ام به میان شما بیایم، نه یک بار، دو بار یا سه بار، هر زمان که شما مرا بخواهید. اسمم ساتیا، من «راستى» هستم. اعمالم ساتیا، جلال و شکوه من ساتیا. تنها آرزوى من شادمانى شماست. شادى شما شادى من است. شادمانى جدا از شما ندارم.10

او با غرور از قدرت و صفات غیرقابل وصف خود سخن مى‏گوید: قدرت من غیرقابل اندازه‏گیرى است. تولد من غیرقابل توضیح و غیرقابل درک و پیمایش است. اصل ساى، الوهیت ساى، هرگز تحت تأثیر بدگویى و افترا، پیشرفتش متوقف نمى‏شود.11 و با ادعاى نیروهاى فوق بشرى براى خود مى‏گوید: من شما را مجبور نمى‏کنم که نام و شکل بخصوصى از من انتخاب کنید؛ خداوند میلیون‏ها نام و شکل دارد... اگر به عنوان ناراینا (یکى از نام‏هاى خداوند) با چهار بازو در حال نگه داشتن صدف، چرخ، گرز، نیلوفر بین شما آمده بودم، شما مرا در یک موزه نگه مى‏داشتید و از مردمان جست‏وجوى‏دارشان پول دریافت مى‏کردید.

اگر صرفا به عنوان یک مرد آمده بودم، به تعلیمات و آموزش‏هاى من با دیده احترام نگاه نمى‏کردید و از آنها به خاطر خوبى خودتان پیروى نمى‏کردید؛ پس من باید در این شکل، ولى با دانش و نیروهاى فوق بشرى باشم.12 او در عین توصیف خود به این صفات، دیگران را متهم به نفهمى مى‏کند: من بین شما راه مى‏روم و صحبت مى‏کنم، تربیت مى‏دهم، نشان مى‏دهم، نصیحت مى‏کنم و اندرز مى‏دهم؛ اما از هر نوع وابستگى جدا هستم.خیلى وقت‏ها به شما گفته‏ام که مرا با این ساخت فیزیکى مربوط ندانسته و یکى فرض نکنید، اما شما نمى‏فهمید.13

8. ایجاد پایگاه مقدس اختصاصى

ایجاد مکان مقدس اختصاصى از دیگر شگردهاى معنویت‏هاى مخملین مى‏باشد. آنان به منظور اعطاى هویت جمعى و دینى به پیروان و مریدان خود، اقدام به تأسیس مراکز ویژه‏اى به عنوان پایگاه و محل انجام مناسک فرقه خود مى‏کنند. ساى بابا به عنوان یک فرقه مدعى، از این پروسه غافل نمانده و معبدى با عنوان «پراشانتى نیلایام» که به معناى فریبنده «آشیانه صلح برین» است براى تجمع سالانه پیروان خود تأسیس کرده.

در این معبد معمولاً مراسمى به مناسبت‏هاى گوناگون همه ادیان برگزار مى‏گردد.ساى بابا هر روز دو نوبت براى دیدار الهى! به سالنِ ساى کولونتِ معبد ـ سالنى که مریدان او از گوشه و کنار دنیا براى دیدار وى در آنجا جمع شده‏اند ـ قدم مى‏گذارد. هدف از تأسیس این پایگاه‏ها، به ویژه در کشور ما، مقابله با پایگاه‏هاى اصیلى همچون بیوت مراجع و دیگر مراکز دینى و مذهبى مى‏باشد.

9. انزواى اجتماعى (ناسازوارى بعد مادى و روحى وجود انسان)

از مشخصه‏هاى دیگر معنویت‏هاى مخملین، ناسازگار دانستن بعد مادى و روحى آدمى، و به تبع آن، انزواى اجتماعى و گوشه‏گیرى است. این ویژگى را مى‏توان در بسیارى از معنویت‏هاى دروغین شرقى و غربى، اعم از هندى و بودایى مشاهده کرد.14 از همین‏رو، ناسازوارى بعد مادى و روحى آدمى و انزواى اجتماعى از بارزترین مشخصه‏هاى فرقه ساى بابا است. ساى بابا در تعالیم خود همواره رهایى از وابستگى را یکى از ارکان اصلى دست یافتن به صلح، آرامش و سعادت اعلام مى‏کند.

رهایى از وابستگى، به معناى محرومیت از درجات بالاى معنوى در صورت پرداختن به امور مادى و دنیایى است.براساس این پندار، سالک مى‏باید براى جامه عمل پوشاندن به اولین رکن صلح و آرامش، یعنى رهایى از وابستگى، خانه و والدین خویش را ترک گوید تا رسالت خود را با رهایى از تمام وابستگى‏ها و تعلقات آغاز نماید. ساى بابا براى تشویق پیروان خود براى عمل به این آموزه، خود اولین کسى است که اقدام به این عمل مى‏نماید.

در کتاب زندگى من پیام من است نقل است که بعد از مدتى انزواى اجتماعى و کناره‏گیرى ساى بابا از خانه و کاشانه و خانواده، والدینش او را در حین انجام ذکرهاى ریتمیک پیدا کردند. آنها از ساى بابا خواهش کردند که به خانه بازگردد و به زندگى طبیعى خود ادامه دهد. اما وى در مقابل اصرار والدین خود، مى‏گوید: هیچ کس به دیگرى متعلق نیست؛ اینها همه توهمات است!15 او همچنین پیروان خود را از برقرارى روابط صمیمانه با دیگر همنوعان باز مى‏دارد و آن را مانع پیشرفت معنوى مى‏داند.16

با اندکى تأمّل در عقایدى از این دست، روشن مى‏گردد که براى عمل به هر یک از تعالیم معنوى و عرفانى ساى بابا، به ناچار مى‏باید یک قدم از علایق اجتماعى و قوانین معمول اجتماع دور شد. این تقابل، یعنى استقبال از معنویت‏هاى پوشالین براى دست‏یابى به آرامش، و از سوى دیگر، ناروایى انزواى اجتماعى و گوشه‏نشینى، نشانه یکى از بزرگ‏ترین دغدغه‏هاى انسان مدرنِ خواهان معنویت است. این تعارض عمیق باعث مى‏شود تا استقبال از معنویت‏هاى مخملین ـ هرچند در بدو امر با شور و شوق بسیار همراه است ـ در ادامه فاقد دوام و التزام فراگیرى باشد.


دیگر اینکه از نظر معنویت‏هاى اصیل و حقیقى، هیچ تعارضى میان بعد مادى و روحى انسان وجود ندارد. این دو بعد در هم تنیده بوده و نمى‏توان به انگیزه تقویت و سعادت یکى، دیگرى را نادیده گرفت. بهره‏مندى از اجتماع و همنوعان، نه تنها تضاد و تعارضى با معنویت و عرفان ندارد، بلکه شرط تکامل معنوى انسان و یکى از بهترین اسباب و وسایل نیلِ به سعادت واقعى است.

10. ادعاى مهدویت

«پرما ساى بابا»، موعودى است که ساتیا ساى بابا ادعا مى‏کند هشت سال پس از مرگش در قالب او بازخواهد گشت. او معتقد است: پرما، آخرین ظهور او بر روى کره زمین خواهد بود؛ چه اینکه پرما زمین را پر از عشق و شادى خواهد کرد و تمام مردم جهان را نجات خواهد داد. ساى بابا مدعى است: پرما موجب مى‏شود که جهان بعد از آن همه جنگ و اضطراب و نابسامانى، بار دیگر یکپارچه در صلح و آرامش غوطه‏ور گردد.

ساى بابا در تعالیم خود با سخن گفتن از منجى عالم بشریت، که در آینده نزدیک مى‏آید و ادامه‏دهنده راه ساى بابا شیردى و خود اوست و در واقع، روح او در آن منجى دمیده شده، اظهار مى‏دارد که جهان مملو از ظلم و جور را به پایان مى‏رساند و با گسترش صلح و آرامش، اهالى مضطرب زمین را در آغوش گرم معنویت پناه مى‏بخشد.17 اما رسوایى‏هایى که در ادامه، گزارش آن خواهد آمد، پرده از تمامى این اباطیل او برداشته و دروغ‏هاى او را برملا مى‏سازد.

11. ادعاى قدرت‏هاى معنوى و فوق بشرى

از دیگر مسائلى که مدعیان معنویت‏هاى نوظهور و مخملین مدعى آن هستند، قدرت‏هاى خارق‏العاده و فوق بشرى است، چنان‏که در گزاره قبل بدان اشارتى رفت. آنان با تردستى و اجراى جادوگرى، کارهایى انجام مى‏دهند و با استناد بدان، خود را داراى قدرت مافوق بشر مى‏دانند! ساى بابا در مورد قدرت ماورایى خود مى‏گوید: قدرت من غیرقابل اندازه‏گیرى است.18

وى در مورد دانش فوق بشرى خود نیز مى‏گوید: من شما را مجبور نمى‏کنم که نام و شکل بخصوصى از من انتخاب کنید؛ خداوند میلیون‏ها نام و شکل دارد... اگر به عنوان ناراینا (یکى از نام‏هاى خداوند) با چهار بازو در حال نگه داشتن صدف، چرخ، گرز، نیلوفر بین شما آمده بودم، شما مرا در یک موزه نگه مى‏داشتید و از مردمان جست‏وجوى‏دارشان پول دریافت مى‏کردید.

اگر صرفا به عنوان یک مرد آمده بودم، به تعلیمات و آموزش‏هاى من با دیده احترام نگاه نمى‏کردید و از آنها به خاطر خوبى خودتان پیروى نمى‏کردید. پس من باید در این شکل، ولى با دانش و نیروهاى فوق بشرى باشم.19 در این‏باره باید بگوییم: بسیارى از این قدرت‏ها که از طرف مدعیان معنویت‏هاى نوظهور ادعا مى‏شود، پوشالى، دروغ و خالى از واقعیت است.

در مورد معجزات ساى بابا نیز گفتنى است: اخیرا فیلم‏هایى از معجزات او پخش شده است که حقیقت این حقه‏بازى‏هاى او را آشکار مى‏سازد. در این فیلم‏ها چند مرتاض هندى پرده از شگردهاى ساى بابا برداشته و او را رسوا ساخته‏اند. مثلاً در مورد بارش مواد عطرآگین از لاى انگشتانش، اثبات کرده‏اند که او دستگاه کوچکى را در لاى انگشتان خود جاى داده و از طریق آن این عمل را انجام مى‏دهد. در مورد دیگر شعبده‏بازى‏هاى او نیز حقایقى را آشکار نموده‏اند. این فیلم‏ها در مجموعه «پیام‏آوران تاریکى»، محصول مرکز پژوهش‏هاى صدا و سیما در اختیار حقیقت‏جویان قرار گرفته است.20


دیگر اینکه داشتن این قدرت‏ها، فى حدنفسه نه عرفان و معنویت است و نه نشانه‏اى از معنویت‏هاى راستین و حقیقى. از سوى دیگر، قدرت‏هاى خارق‏العاده ممکن است از راه ریاضت‏هاى مرتاضانه به دست آید و یا به عنوان هدیه‏اى از جانب خداوند به برخى بندگان صالح اعطا شود.اما باید توجه داشت که این امور هدف نیست، بلکه فقط وسیله‏اى براى یارى انسان‏ها و نزدیک‏سازى آنان به درگاه ربوبى مى‏باشد. همچنین باید توجه داشت که هر کس به این توانایى‏ها و قدرت‏ها توجه کند و آنها را هدف قرار دهد، از همان لحظه سقوط و انحطاطش آغاز مى‏شود.

12. انحرافات و سوءاستفاده‏هاى جنسى

آنچه بیش از همه شخصیت پوشالى ساى بابا را رسوا مى‏نماید، گزارش‏هایى است که توسط رسانه‏هاى مختلف جهان، در مورد سوء استفاده‏هاى جنسى او منتشر شده است. ساى بابا متهم به سوءاستفاده جنسى از شمارى از مریدان خود است.گزارش بى‏بى‏سى دربردارنده مصاحبه با شمارى از خانواده‏هایى است که از مریدان ساى بابا بوده‏اند. این گزارش به شرح چگونگى تهدیدها و بهره‏بردارى‏هاى جنسى ساى بابا از مریدانش پرداخته است.21 این رسانه‏ها حجم خلاف‏کارى‏ها و تخلفات ساى بابا را به حدى مى‏دانند که نیاز به دخالت دولت‏هاى مختلف در برابر آن را ضرورى مى‏کند.22

پاسخ به یک پرسش

بسیارى از آیین‏ها و مکاتب مخملین و پیامبران دروغین آنها، کارهاى خارق‏العاده‏اى انجام مى‏دهند. ساى بابا نیز داراى معجزات و افعال خارق‏العاده فراوانى است که از وى نقل شده و برخى به چشم خود آنها را مشاهده کرده‏اند. سؤال این است که اگر راه ساى بابا، راهى نادرست و خرافاتى است، پس چرا و به چه دلیلى رفتارهاى خارق‏العاده‏اى از وى سر مى‏زند؟آیا انجام این کارهاى خارق‏العاده و صدور این معجزات از وى نشانه درستى راه وى نیست؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت: حقیقت این است که بسیارى از مردم گمان مى‏برند انجام کارهاى خارق‏العاده نشانه حقانیت است. پیامبران دروغین و سودجویان نیز از همین حالت روحى مردم و سادگى آنان سوءاستفاده کرده و سعى مى‏کنند با انجام کارهایى که ظاهرا از توان عموم مردم خارج است و یا با پیش‏گویى و پیش‏بینى درباره حوادث روزمره، چنین جلوه دهند که همه سخنانشان حق است و مهر تأیید الهى را بر پیشانى دارد!

هرچند برخى از کارهاى خارق‏العاده در اثر توانمندى‏ها و استعدادهاى غیراکتسابى و خدادادى است، اما بسیارى از آنها معلول ریاضت‏ها و تمرینات روحى مى‏باشد. توضیح اینکه روح انسانى داراى قدرتى خارق‏العاده و شگفت‏انگیز است. هر انسانى اگر بتواند غرایز حیوانى را سرکوب نماید، قادر خواهد بود از قدرت خارق‏العاده روح خود استفاده کند. سنت الهى در این عالم به این صورت است که هر کس به هر میزان و به هر انگیزه‏اى که تلاش کند، از حاصل تلاش خود بهره خواهد برد.


انسان مى‏تواند با انجام ریاضت‏ها و تمریناتى خاص، اجنه و شیاطین را به استخدام خود درآورد و با آنان ارتباط برقرار نماید. سحر و جادو و تسخیر جن و احضار روح و امثال آن، از جمله کارهاى خارق‏العاده‏اى هستند که از این طریق حاصل مى‏شوند.اما سخن این است که آیا انجام چنین کارهایى نشانه حقانیت است؟ مسلم است که چنین نیست؛ چه اینکه بسیارى از عارفان حقیقى و متشرع، کسانى را که از راه‏هاى خلاف شرع به کرامات و انجام کارهاى خارق‏العاده دست مى‏یابند کافر و زندیق دانسته‏اند.23 همچنین به طور جدّ از سالکان خواسته‏اند که اگر کسى را داراى چنان کراماتى یافتند که ـ مثلاً ـ در آسمان مى‏پرد و... دلباخته او نشوند.24

نقل است که وقتى عده‏اى از مریدان بایزید برخى کرامات وى را نزد خودش ذکر کردند، بایزید جواب حکیمانه‏اى به آنها داد. گفتند: تو بر روى آب راه مى‏روى! گفت: چوب پاره‏اى بر آب برود. گفتند: در هوا مى‏پرى! گفت: مرغ (هم) در هوا مى‏پرد. گفتند: به شبى به کعبه مى‏روى! گفت: جادویى در شبى از هند به دماوند مى‏رود. گفتند: پس کار مردان چیست؟ گفت: آنکه دل در کس نبندد جز خداى!25

ابوسعید ابوالخیر نیز در جواب سؤالاتى از این دست، جواب‏هایى نغز و حکیمانه داده است: گفتند: فلان کس بر روى آب راه رود! گفت: سهل است، زغن (قورباغه) و صعوه‏اى (گنجشکى) نیز بر روى آب راه رود. گفتند: فلان کس در هوا مى‏پرد! گفت: زغنى ومگسى نیز بر هوا بپرد.گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهرى به شهر دیگر رود! گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب مى‏رود. این چنین چیزها را بس قیمتى نیست. مرد آن بود که میان خلق نشیند و داد و ستد کند و زن خواهد و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خداى خود غافل مباشد.26

نتیجه اینکه انجام کارهاى خارق‏العاده را نمى‏توان نشانه حقانیت و درستى کسى یا راهى تلقّى کرد. مهم‏تر اینکه آنچه در مورد ساى بابا مشهور و معروف است، اکثرا تردستى‏هایى است که کذب و دروغ بودنشان ثابت شده و فیلم‏هاى آن در دسترس مى‏باشد.27 در مورد دروغ‏گویى ساى بابا همین بس که چهارده سال زودتر از آنچه براى زمان مرگ خود وقت تعیین کرده بود، به گفته خودش خرقه تهى کرد. او مدعى شده بود در سال 2025 و در سن 99 سالگى خرقه تهى خواهد کرد، اما در آوریل 2011 و چهارده سال پیش از موعد مقرر، چشم از جهان فرو بست!

نتیجه‏گیرى

ساى بابا، مدعى دروغین معنویت، با ترفندهاى گوناگونى به جذب مرید پرداخته و انسان‏هاى فراوانى را به گمراهى کشانده است. اکثر ادعاهاى او دروغ و پوشالى است. او با سوءاستفاده از جهل و نادانى و دلبستگى فراوان هوادارانش به او و با استفاده از بمباران محبتى آنها و همچنین ارائه تعالیمى ساده، و با انجام کارهاى خارق‏العاده و بعضا خیرخواهانه، مانند ساخت مدرسه و بیمارستان، و با شعار فریبنده حقانیت و برابرى تمامى ادیان، به دنبال طرح دین و مکتبى نوین به نام «مکتب ساى بابا» است.

گرچه تعالیم ساى بابا نسبت به تعالیم دیگر عرفان‏نماها، از زشتى و پلشتى کمترى برخوردار است، اما اکثر اصول تعلیماتى وى، از قبیل حلول خداوند در بندگان و اشیا، تناسخ و انکار معاد، پلورالیسم و برابرى تمامى ادیان و...، مخدوش بوده و قابل دفاع نیست.معتقدان به ساى بابا، باید توجه داشته باشند که ورود به جرگه فرقه ساى بابا و اعتقاد به مبانى او، آنان را در معرض خطر ارتداد قرار مى‏دهد؛ زیرا اصول تعالیم ساى بابا با مبانى قرآن و احادیث، و مکتب اسلام و آموزه‏هاى عرفانى اسلامى ناسازگار و متضاد است.

در کنار ساى بابا، مکاتب عرفان‏نماى فراوان دیگرى وجود دارند که با هدف گمراه کردن نسل جوان در داخل ایران با آزادى نسبى، به دنبال تبلیغ آیین خرافى خود هستند. بر مسئولان و مراکز علمى و حوزوى فرض است که با ارائه راه‏کارهاى علمى و عملى مناسب، به مبارزه با این مکاتب خرافى پرداخته، دیانت حقیقى و عرفان اصیل را از ورطه نابودى نجات بخشند و به تشنگان آن بازگردانند.

پی نوشت:

1ـ سیما کوندرا، همان، ص 106.

2ـ ساتیا ساى بابا، تعلیمات معنوى 4، ص 36.

3ـ همو، زندگى من پیام است، ص 113.

4ـ ر.ک: همو، تعلیمات معنوى 4، ص 120ـ150.

5ـ به نقل از: حمید فلاحتى، همان، ص 23.

6ـ محمدتقى فعالى، آفتاب و سایه‏ها نگرشى بر جریان‏هاى نوظهور و معنویت‏گرا، ص 158.

7ـ براى نمونه، ر.ک: ساتیا ساى بابا، افکار الهى براى 365 روز سال.

8ـ سیما کوندرا، همان، ص 106.

9ـ حمیدرضا مظاهرى‏سیف، همان، ص 35.

10ـ سیما کوندرا، همان، ص 168.

11ـ همان.

12ـ همان، ص 115.

13ـ همان.

14ـ جان. بى ناس، همان، ص 164.

15ـ ساتیا ساى بابا، زندگى من پیام من است، ص 10.

16ـ همو، تعالیم معنوى 4، ص 46.

17ـ محمدحسین کیانى، همان، ص 259.

18ـ سیما کوندرا، همان، ص 168.

19ـ همان، ص 115.

20ـ مرکز پژوهش‏هاى صدا و سیما، نرم‏افزار پیام‏آوران تاریکى، زمستان 1387.

21. Wikipedia, p. 6.

22ـ ر.ک: محمدحسین کیانى، همان، ص 258.

23ـ عبدالرحمن جامى، نفحات الانس، ص 26.

24ـ عبدالکریم‏بن هوازن قشیرى، رساله قشیریه، ترجمه ابوعلى حسن‏بن احمد عثمانى، تصحیح بدیع‏الزمان فروزانفر، ص 14.

25ـ فریدالدین عطار نیشابورى، تذکرة الاولیا، تصحیح رینولد نیکلسون، ص 248.

26ـ عبدالرحمن جامى، همان، ص 305.

27ـ ر.ک: مرکز پژوهش‏هاى صدا و سیما، همان.

عباسعلى مشکانى/ کارشناس کلام اسلامى، مؤسسه امام صادق  علیه‏  السلام

عبدالحسین مشکانى/ کارشناس جامعه‏شناسى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى قدس‏سره

منبع: ماهنامه معرفت شماره161