Illuminati – ایلّومیناتی، اتاق فکر شیطان/ فصل اول

Posted in سازمان های مخفی مرتبط با فراماسونری

در قسمت‌های قبلی بخش «سازمان‌های اداره‌ی کننده جهان»، سازمان مخوف «Bilderberg» در سه بخش معرفی گردید و ذکر شد که این سازمان به معروف به «کلوپ» است، چرا که نه تشکیلاتی دارد و نه سازمان خاصی. بلکه فقط یک نشستی است که همه ساله با با شرکت حدود 130 تن از برجستگان عرصه‌های بانک، سیاست، رسانه و ارتش برگزار می‌گردد. و از این قسمت سازمان مخوف ایلومیناتی معرفی می‌گردد.

 


 سازمان‌های اداره‌ کننده‌ی جهان: Illuminati – ایلّومیناتی، اتاق فکر شیطان/ فصل اول:

 

 

مقدمه: در معرفی سازمان مخوف بیلدربرگ «Bilderberg  » بیان شد که در این نشست سرنوشت‌ساز جهانی، هیچ نظری برای اخذ تصمیم به رأی گذاشته نمی‌شود و هیچ تصمیمی نیز اتخاذ نمی‌گردد، بلکه تصمیمات اخذ شده جهت اجرا در سرتاسر جهان به مدعوین تعیین و منتخب شده در هر سال ابلاغ می‌گردد.

همان گونه در فصل سوم (قسمت پایانی) بیان گردید، آخرین تصمیمات برای اروپا، به چالش کشیدن یورو بود و برای خاورمیانه جنگی فراگیر که همه کشورهای خاورمیانه را به غیر از اسرائیل درگیر کند دیکته شد. شاید در سال 2011 و هنگامی که کنفرانس بیلدربرگ تشکیل شده بود، کسی گمان نمی‌کرد که قیام مردم بحرین که ظاهر آن هیچ تفاوتی با قیام‌های مردم تونس، مصر و لیبی نداشت به نقطه‌ی کنونی برسد و طرح انضمام آن به کشور عربستان سعودی مطرح گردد، و هیچ کس گمان نمی‌کرد که حتی ترکیه که نخست‌وزیر و دولتش مدعی اسلامیت هستند، اینگونه بی‌دلیل وارد مواضع جنگی با کشورهای همسایه گردد! اما همان‌طور که در فصل سوم ذکر شد:  یکی از حضار در این کنفرانس گفت: «ما باید به صورت قاطع، محکم و با شدت، یک جنگ دائمی در خاورمیانه و سرتاسر خلیج فارس را طراحی و پیگیری کنیم و با شریک استراتژیک خود، یعنی عربستان سعودی وارد تعامل شویم. یک جنگ سراسری برای همه در خاورمیانه، به غیر از اسرائیل.»

در سال‌های 2011 و به ویژه 2012، شاهد تحقق تصمیمات دیکته شده در سرتاسر جهان بودیم. هر چند که بیداری اسلامی در کشورهای شمال آفریقا و عربی از یک سو و تظاهرات ضد و ال استریت و سرمایه‌داری در امریکا و اروپا از سویی دیگر چالش‌ها و معضلات بسیاری برای اداره کنندگان جهان ایجاد نمود، اما آنها نیز سعی می‌کنند با مدیریت بحران و تصاحب انقلاب‌های اسلامی و مردمی، هم چنان اهداف خود را پیگیری نموده و در راستای تحقق آنها گام بردارند.

 

Illuminatiایلّومیناتی، اتاق فکر شیطان:

پیدایش این سؤال در ذهن هر خواننده یا محققی بسیار طبیعی و بدیهی است که اگر در چنین نشستی هیچ تصمیمی اخذ نمی‌گردد و هیچ مصوبه‌ای صادر نمی‌گردد، پس تصمیمات برای اداره‌ی جهان در کدام سازمان یا ارگان یا تشکیلاتی گرفته شده و به نقش‌آفرینان عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و نظامی دیکته می‌شود؟ آیا در کاخ سفید امریکا، کاخ باکینگهام انگلیس، یا کاخ الیزه فرانسه، یا کاخ کرملین روسیه؟ و یا در CIA   و پنتاگون و یا در کمیته‌ای مشترک از سران؟ اما پاسخ منفی است. بلکه کلیه‌ی تصمیمات در سازمان مخوف دیگری به نام «Illuminati » که اتاق فکر شیطان است طراحی و اتخاذ می‌گردد.

تاریخچه‌ی تأسیس:

Illuminati   – به همان معنای اتاق فکر است، اتاق فکر به اصطلاح روشنفکران. تاریخ تأسیس این تشکیلات را ماه می‌ 1776 و بنیانگذار آن را آدام وایسهاپت (Adam Weishaupt  ) متولد 1748 در ایالت بایرن، دو رگه آلمانی الاصل معرفی کرده‌اند.

 

 

او نبوع سرشاری در فلسفه و حقوق داشت، به گونه‌ای که در سال 1968، یعنی در سنّ 20 سالگی مدرک دکترای خود را گرفت و در سال 1972 به عنوان استاد دانشگاه مشغول به تدریس گردید.

دهه‌ی 1970،‌ دهه‌ی چالش‌ها بزرگ حکومت کلیسا بر کشورهای اروپایی بود که یکی پس از دیگری سرنگون می‌شدند.

آدام وایسهاپت (Adam Weishaupt  ) خود یکی از لژینورهای فراماسون بود که طرح تشکیل سازمانی زیرزمینی، بر اساس اندیشه‌های ضد دینی و سکولار را با تکیه بر ساختار «جاسوسی و ضد جاسوسی»، به منظور سلطه بر جهان و تشکیل «حکومت واحد جهانی» ارائه داد و مورد تصویب شیاطین بزرگ در رأس فراماسون قرار گرفت.

گرایش اعتقادی Illuminati  :

مقام ریاست جمهوری در امریکا و یا نخست وزیر (صدر اعظم) در کشورهای اروپایی مانند انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا و ...، کار خود را با ادای سوگند به انجیل آغاز می‌کنند (به غیر از روسیه که با قانون اساسی سوگند می‌خورند)، اما نه تنها چنان چه اذعان به طرفداری از لائیسم و سکولاریسم می‌کنند، هیچ گرایش دینی و مذهبی در آنان وجود ندارد، بلکه شدیداً و متعصبانه پیرو مکتب «شیطان‌ پرستی» فراماسون هستند و منظور آنها از شعار «توکل بر قدرت برتر» که روی دلار یا ... می‌نویسند نیز همان شخص ابلیس می‌باشد. آری، هیچ اعتقادی به خدا ندارند و حتی نسبت به خدا بغض و بی‌احترامی نیز دارند و آن چه گاه از خدا و دین به زبان می‌آورند، فقط برای فریب مردم است.

 

 

Illuminati   اتاق فکر شیطان است و چگونگی تحقق اراده و تصمیمات او برای سلطه بر جهان در این سازمان طراحی و سپس به بیلدربرگ دیکته و در نهایت در جهان به اجرا در می‌آید.

آدام وایسهاپت (Adam Weishaupt  ) که خود یک لژیونر فراماسون و استاد «فلسفه طبیعی» بود، بر اساس همین اعتقاد، اصولی را برای این سازمان تدوین کرد که به رغم ظواهری گاه دین‌گرایانه، مبتنی بر ظلم، جنایت و هر فسادی برای تحقق هدف بود. اما هولناک‌تر از همه، تفکر شیطانی ظلم و جنایت سازمان‌یافته، توسط دولت‌ها و صاحبان ثروت بود که در اساسنامه‌ یا مانیفست اولیه آدام وایسهاپت تدوین شده است.

به جرأت می‌توان اذعان داشت که نقطه‌نظرات ماکیاول که تحت عنوان «فلسفه‌ی ماکیاولیسم» بر مبنای «فلسفه‌ی طبیعت‌گرا» بیان شده و شاخصه آن در مبحث قدرت و سلطه‌ی سیاسی همان شعار معروف «هدف وسیله را توجیه می‌کند» می‌باشد، اقتباس معاصری از نقطه‌نظرات آدام وایسهاپت (Adam Weishaupt  ) در بنیانگذاری تشکیلات مخوف Illuminati   است و او حرف جدیدی بیان ننموده و فقط دکترین ایلومیناتی را جهت تفسیری فلسفی بخشیدن به ظلم‌ها و جنایات سازمان یافته‌ی صاحبان قدرت و ثروت در قالب دولت‌ها و شرکت‌ها، و «توجیه فلسفی» آنها بازگویی نموده است.

آدام وایسهاپت (Adam Weishaupt  ) نام‌هایی چون «اقدامات بشر دوستانه» - «نجات بشریت» - «روشنفکری» - «حقوق بشر» و ... (که امروزه بیشتر و صریح‌تر بیان می‌شود) را طرح و به عنوان ماسکی زیبا، بر تفکرات و ایده‌های هولناک خود کشید و مبارزات سرسختانه‌ای را برای جذب اندیشمندان، روشنفکران، سیاسیون و صاحبان سرمایه جهت تشکیل سازمان مخوفش آغاز نمود و حتی مدتی نیز تبعید شد. وی ابتدا انجمنی تحت عنوان «انجمن عیسیٰ» تأسیس کرد، اما هدف را «رهایی از سلطه‌های فکری و معنوی کلیسا» بیان داشت تا بدین وسیله بتواند افراد قدرتمند و  مؤثری که در ضمن اعتقاداتی هر چند خرافی داشتند را جذب و مقابله‌ی تشکیلاتی علیه کلیسا و جایگزینی حکومت «شیطان» در سرتاسر جهان آغاز نماید.

 

 

قدر دانی جهان غرب از او:

جهان غرب، یا به تعبیر دیگری جهان کفر و استکبار که ظاهراً امریکا سرکردگی و فرماندهی آن را بر عهده دارد، نه تنها از اذعان و بیان نقش سازمان مخوف ایلّومیناتی (Illuminati  ) ابایی ندارد، بلکه با صراحت و جسارت تمام، به پاس قدردانی از بنیانگذار این سازمان، عکس آدام وایسهاپت (Adam Weishaupt  ) و لوگوی سازمان را روی «دلار» و سایر اوراق بهادار یا رسمی، با ذکر شعار فراماسونی این سازمان (توکل به قدرت برتر) درج می‌نماید و آوازه‌ی «حکومت واحد جهانی» را سر می‌دهد.

زمینه‌های فعالیت و اشخاص هدف:

هدف اصلی، سلطه‌ی ابلیس بر جهان است که تحت عناوینی چون: «نظم نوین جهانی» - «حکومت واحد جهانی» - «دهکده‌ی حهانی» و ... بیان می‌گردد و امریکا و انگلیس [که در واقع یک حکومت قلمداد می‌گردند) مجریان و عاملان تحقق این هدف هستند. آری، آمریکا شیطان بزرگ است.

شاید ابتدا چنین به نظر رسد که با توجه به هدف، عرصه‌ی سیاست و حکومت، تنها زمینه‌ی فعالیت این سازمان باشد و احزاب و سیاستمداران برجسته و سپس سرمایه‌داران نامی جهان، اشخاص هدف برای جذب باشند، اما اصلاً چنین نیست.

سلطه نه با بسنده نمودن به سیاست (به معنای حکومت) امکان پذیر است و نه با اکتفا نمودن به احزاب و سیاستمداران و چند سرمایه‌دار محقق می‌گردد.

سلطه نه با بسنده نمودن به سیاست (به معنای حکومت) امکان پذیر است و نه با اکتفا نمودن به احزاب و سیاستمداران و چند سرمایه‌دار محقق می‌گردد. بلکه لازمه‌ی سلطه، حضور در تمامی زمینه‌ها و شئون زندگی بشر، اعم از فرهنگ، سیاست، اقتصاد، قضا، نظام (ارتش)، علم و ... می‌باشد و در این میان، «فرهنگ» به معنای عام آن در اولویت قرار دارد. چرا که هر تحرکی به منظور تحقق هر هدفی در جامعه، چه حق باشد و چه باطل، چه در راستای عدالت‌خواهی باشد و چه ظلم و کشاندن به بردگی، نیازمند به فرهنگ‌سازی است. لذا اساتید دانشگاهی، روشنفکران، صاحبان قلم، نوابغ علمی به ویژه در عرصه‌های علوم انسانی مانند فلسفه، اقتصاد، علوم سیاسی و یا ادبیات، شخصیت‌های مذهبی صاحب نفوذ و بالاخره هنرمندان، در رأس فهرست «اشخاص هدف» قرار می‌گیرند. و احزاب و سیاستمداران نیز از میان همین اقشار تشکل یافته، مطرح شده و به قدرت می‌رسند.

 

 

 

اگر چه برخی از شخصیت‌ها و به ویژه هنرمندان نامی در عرصه فیلم یا موسیقی، با بلند کردن پرچم Illuminati   و یا خالکوبی لوگوی فراماسون و یا این سازمان، علناً و رسماً عضویت خود را به رخ می‌کشند، اما این نمودهای نادر فقط جنبه‌ی تبلیغاتی دارد و در واقع هیچ لزومی ندارد که حتماً همگان بدانند که در خدمت این سازمان بوده و برای تحقق اهداف آن تلاش می‌کنند.

 


Illuminati با جذب این افراد در درجه‌ اول و سپس گروهایی از برجستگان در عرصه‌ی فرهنگ، سیاست و اقتصاد، تهاجمات خود در زمینه‌های متفاوت فرهنگی - دینی، اقتصادی، نظامی و ارتباطی (رسانه‌ای و جاسوسی مسقتیم و غیر و مستقیم) آغاز نموده و شدت می‌بخشد و با تبیین استراتژی مدونی، تاکتیک‌ها را به تناسب شرایط هر جامعه‌ای در هر زمانی تغییر می‌دهد. اما این سازمان فقط سیاستگزاری می‌کند و اجرای آن را بر عهده‌ی عوامل و سازمان‌ها یا نهادهای مرتبط در هر کشوری می‌گذارد.

نگاهی ساده به تحولات و سپس تحرکات هنجار شکن در هر جامعه‌ای، حتی جامعه‌ی خودمان که از نعمت اسلام و جمهوری اسلامی برخوردار است، به وضوح زمینه‌های فعالیت و اشخاص هدف ایلومیناتی را نشان می‌دهد. چرا که به رغم چهره‌ها، مواضع، سخنان و عملکردهای گوناگون و متفاوت و حتی گاه متضاد، همسویی در هدف و همگونی ماهیت تحرکات سازماندهی شده‌ی، جایی برای شک و شبهه باقی نمی‌گذارد.

به عنوان مثال: 33 سال است از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد، اما هنوز دانشگاه‌ها [به ویژه در علوم انسانی] با معضل مباحث و متون درسی، هیئت علمی و اساتید مواجه هستند. این معضل

در رشته‌هایی چون اقتصاد و علوم سیاسی که نقش‌های اصلی را ایفا می‌کنند، بیشتر نمود دارد. اغلب اساتید نه تنها اندیشه‌ها و مکاتب غرب را تدریس می‌کنند، بلکه سرسختانه از آنها دفاع می‌کنند. دانشجو مجبور است که اصلی‌ترین مفاهیم ذهنی و قالب‌های فکری چون: نظام اقتصادی، حکومت، قدرت، دموکراسی، نهادهای اجتماعی، سلطه، فاشیسم، لیبرالیسم و ... را با تعاریف اساتید غربی Illuminati   بیاموزد. اندیشه‌های ماکیاول، رورتی، باومن، هاپس و ... را به خود تزریق و القا کند و  در نتیجه به جامعه‌ی خود و شرایط سیاسی و اقتصادی نیز از همان زاویه نگاه کند. و ادردناک‌تر آن که گر نظر یا رأی دیگری داشته باشد، اگر دفاعیه‌ یا تز دکترایش در راستای دفاع از اندیشه‌های غرب نباشد و یا احیاناً خود نظری داشته باشد، حتماً نه تنها مردود می‌شود، بلکه مغبوض واقع شده و رشد علمی نمی‌کند و هیچ‌گاه نمی‌تواند در گزینش‌های این دسته از اساتید قبول شده و به درجه دکترا نایل آید و پس از مدتی بر کرسی استادی بنشیند و جایگزین مهره‌های مستقیم و غیر مستقیم ایلومیناتی گردد!

هم زمان با بحث خاصی که در دانشگاه‌ها مطرح می‌گردد، عده‌ای به اصطلاح روشنفکر، همان بحث را موضوع تألیف‌ها، یا کنفرانس‌ها یا حتی جنجال‌های مطبوعاتی قرار می‌دهند و گاه یک بحث به ظاهر فلسفی، بلوایی کاملاً سیاسی نیز به راه می‌اندازد. [که پس از قائله‌ی دوم خرداد شدت گرفت و در 15 سال اخیر تدام یافت].

 

در این راستا، آن چه به اصطلاح اساتید دانشگاهی و روشنفکران می‌گفتند، با تکرار توسط سیاسیّون و سپس موضع‌گیری‌های موافق و مخالف در سطوح متفاوت، به یک جریان سیاسی یا حتی چالش و تنش مبدل می‌گردید.

در این راستا، آن چه به اصطلاح اساتید دانشگاهی و روشنفکران می‌گفتند، با تکرار توسط سیاسیّون و سپس موضع‌گیری‌های موافق و مخالف در سطوح متفاوت، به یک جریان سیاسی یا حتی چالش و تنش مبدل می‌گردید.

توجه و تعمقی حتی کوتاه و گذرا به جریان‌های ایجاد شده در طی عمر کوتاه 33 ساله‌ی جمهوری اسلامی ایران که نه تنها مغایر، بلکه کاملاً متضاد و مزاحم تحقق آرمان‌های ایلّومیناتی است، حقیقت مذکور را روشن‌تر می‌نماید.

آیا غیر از این است که تمامی جریان‌ها و چالش‌ها مخالف، در ظلّ ایده‌های به ظاهر فلسفی و سیاسی و مبتنی بر شعایری چون: آزادی، تسامح و تساهل، مردم سالاری، گفتمان، وحی یک تجربه شخصی دینی، عرفان‌های کاذب، ادعاهای ارتباط با امام زمان (عج) و حتی نیابت خاصه و ... به راه افتاد و حتی پایه‌های فکری و عقیدتی بروز و ظهور فتنه‌ی 88 را ساماندهی کرد]. (اعترافات حجاریان، عطریانفر، ابطحی، خانم اسکندری، اقرار به پایگاه بودن دانشگاه آزاد علوم سیاسی کرج و ...). و البته چنان چه بیان گردید، هیچ لزوم و ضرورتی ندارد که حتماً عاملان در کشوری، Illuminati   را بشناسند و بدانند که در چه مسیری گام بر می‌دارند، بلکه بسیاری را جوّ ایجاد شده با خود می‌برد.

هم زمان ترجمه‌ی کتب علمی و حتی رومان، در راستای القای فرهنگ و موضوع مورد نظر شدت و کثرت می‌یابد و هم زمان فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها و تأتر‌ها همان مفاهیم را در قالب داستانی نمایشی القا می‌کنند! هم زمان چند شخصیت شناخته‌ شده‌ی مذهبی، به نام اسلام از آن ایده‌ها، اندیشه‌ها، تئوری‌ها و عملکردها دفاع می‌کنند! و یا هم زمان دین و دین‌گرایی به انحا و حیل مختلف به باد انتقاد و حتی تمسخر گرفته می‌شود، هم زمان مدهای لباس و نحوه‌ی پوشش و حتی طرز بیان و سخن گفتن نسل جدید (ادبیات گفتمان‌های شخصی یا اجتماعی] متغیر می‌گردد ... . و این همان عرصه‌ی فعالیت، اشخاص هدف و عملکرد Illuminati در سرتاسر جهان، از خود امریکا و اروپا گرفته تا افریقا و آسیا و به ویژه خاورمیانه می‌باشد.

ملاحظه:

الف - در فصل دوم، ضمن آشنایی بیشتر با این سازمان مخوف، با برخی از چهره‌های به نام و اعضای برجسته Illuminati در عصر حاضر نیز آشنا خواهیم شد.

ب – از اساتید و محققان گرامی که اطلاعات مکتوب و مستندی در خصوص Illuminati دارند تقاضا می‌شود گروه تحقیق را جهت تکمیل‌تر شدن مبحث مطروحه یاری نمایند.

تهیه و تدوین: گروه مطالعات سیاسی پایگاه خبر و عکس ایران 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید