ابعاد مختلف زمينه سازي شرايط ظهور و انقلاب جهاني مهدوي (1)

Posted in ظهور و غیبت

اعتقاد به مهدويت و انتظارمثبت، و زمينه سازي حكومت عادلانه كه ظلم و فسادي در آن نباشد رمز نجات هر مكتب و مذهبي است. بخش انتظار و منجي گرايي در اديان و مذاهب مختلف بخصوص در دين اسلام و مذهب شيعه از ظرفيت بالايي برخوردار است. و داراي ظرفيت بالايي در زمينه ها و ابعاد مختلف مي باشد، كه ضروريست ابعاد مختلف آن به صورت شفافي تبيين شود.

 

 

 

 

ابعاد مختلف زمينه سازي شرايط ظهور و انقلاب جهاني مهدوي (1)

براي رسيدن به جامعه و انسان آرماني بايستي زمينه سازي كنيم و براي زمينه سازي بايستي برنامه اي مدون در ابعاد و زمينه هاي مختلف داشته باشيم. جهت برنامه ريزي راهبردي ضروري است تا ابعاد مختلف زمينه سازي ظهور تبيين شود.



چكيده:



نظام مقدس جمهوري اسلامي براي شكل گيري و حركت نياز به الگو و نمونه دارد. الگوي نظام و جامعه ما، الگوي جامعه پيامبر(ص) و چند سال حكومت حضرت علي(ع) و الگوي جامعه عادلانه مهدوي است. بنابر اين درك و شناخت شاخص ها، اهداف، راهبرد ها، و سياستگذاريها و برنامه ريزي هاو نحوه اجراي برنامه ها براي رسيدن به اهداف جامعه توحيدي و عدالت اجتماعي جامعه مهدوي مهمترين مسئله ما است.



براي رسيدن به جامعه و انسان آرماني بايستي زمينه سازي كنيم و براي زمينه سازي بايستي برنامه اي مدون در ابعاد و زمينه هاي مختلف داشته باشيم. جهت برنامه ريزي راهبردي ضروري است تا ابعاد مختلف زمينه سازي ظهور تبيين شود. مهدويت را مي توان در دو محدوده طرح نمود. اول در محدوده ايران اسلامي كه بر استبداد داخلي پيروز شده و دست ابرقدرتها را از نظام اسلامي قطع نموده است. دوم در محدوده كل جهان مي توان طرح نمود و در باره آن بررسي نمود. اصولا بحث مهدويت در اسلام از تفكر و نگرش و جهان بيني توحيدي نشئت گرفته است. حضرت مهدي(ع) بعنوان انسان كامل و خليفه اللهي است كه تجلي همه زيبايي ها، خوبي ها، محبت ها، جاذبه ها و دافعه هاست.



در اين مقاله ابعاد مختلف دكترين مهدويت، زمينه سازي شرايط ظهور، و انقلاب جهاني مهدوي مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. اين انقلاب داراي ابعاد مختلفي مي باشد، كه مهمترين آنها را مي توان در شانزده بعد تقسيم نمود، كه هر بعد خود انقلاب بزرگي در انسان، جامعه و طبيعت است. ابعاد مختلف انقلاب جهاني مهدوي شامل: ابعاد، اعتقادي، اخلاقي، فرهنگي، پژوهشي، علمي، فناوري، عمراني، قضايي، قانونگذاري، امنيتي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، نظامي و زيست محيطي مي باشد. محور اساسي حركت عدالت در ابعاد مختلف آن مي باشد. در اين مقاله، ابعاد مختلف ابعاد مختلف اعتقادي، اخلاقي، پژوهشي، علمي، فناوري و آباداني در راستاي انقلاب جهاني مهدوي با تكيه بر آيات قرآن، احاديث، سنت و سيره پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم (ع) مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد.



منتظران، چشم انتظار ليلاي وجودند، آنها كه عظمت دروني خويش را با تمام وجود، دريافته اند. آنهايي كه براي پيمودن راه حق، در نبرد هميشگي حق و باطل، ظهوري موثر داشته و بي تفاوتي را محكوم، و حسين وار ثار داده اند و خون مي دهند، و راه سرخ شهادت را براي نابودي ظلم و فساد، باز گذاشته اند. آنهايي كه با صبر و شكيبايي، ابراهيم وار بر عليه بت هاي زمانه مي شورند و از هدايت پيوسته حق بهره مي جويند، آنهايي كه در لحظه لحظه زندگي خويش، با قطره قطره خون خويش، و با تكه تكه پوست و گوشت و استخوان خويش، به نگرش و نظام عدالت محور توحيدي شهادت مي دهند و در جهت تحقق توحيد و عدالت و نابودي ظلم و ستم فرياد مي زنند. آنهايي كه براي پيروزي جبهه توحيد و عدالت اجتماعي با شرك و تبعيض و ظلم و فساد مي جنگند و در اين راه از همه چيز خود گذشته اند. آنهايي كه به پيروزي قطعي راهشان با تمام وجودبه يقين رسيده اند.



مقدمه:



خداوند در نگرش توحيدي



امروزه هيچ ايده و تفكر و انديشه اي به اندازه انديشه مهدويت و منجي گرايي در عرصه هاي مختلف، فردي و اجتماعي، اعتقادي، اخلاقي، علمي و فناوري، فرهنگي، سياسي، هنري در جوامع مختلف به ويژه در جهان تشيع كارساز و تاثير گذار نمي باشد. مهدويت راه رسيدن به جامعه و انسان ايده آل و كامل است، راه بسيج محرومين و مستضعفين جهان و استراتژي راهبرد نظام جمهوري اسلامي ايران است. مهدويت زمينه سازي و نزديك كردن اديان و به حركت درآوردن مستضعفين جهان عليه ظلم و استكبار، استثمار است، مهدويت براي حركت به سمت حكومت جهاني عادلانه است. مهدويت، طراحي و برنامه ريزي مهندسي فرهنگي، اعتقادي، اخلاقي، علمي، اجتماعي، سياسي، قضايي، قانوني و نظامي خود، جامعه و جهان بر اساس جهان بيني، اعتقادات، اهداف، راهبرد ها و سياستگذاريها و آموزه هاي مهدويت است.



درروايتي از قول پيامبر اكرم(ص) آمده است كه "يخرج ناس من المشرق فيوطئون للمهدي سلطانه؛ جماعتي از مشرق زمين به پامي خيزند و زمينه ظهور آن حضرت را فراهم مي سازند ". اين حديث شايد به انقلاب اسلامي ايران اشاره مي كند. بنابراين انقلاب ما انقلاب زمينه ساز مي باشد. نظام و دولت زمينه ساز، كليه قواي سه گانه اش، ارتش و سپاهش، كليه وزارتخانه ها و سازمانهايش بويژه آموزش و پرورشش، آموزش و عالي اش، در حوزه هاي علميه اش، در صداوسيمايش بايستي در جهت زمينه سازي ظهور حركت نمايند و داراي ويژگيها و شاخص هايي باشند، كه نشان مي دهد نظام و دولت اسلامي در جهت زمينه سازي حركت مي كند.در اينجا لازم است از خود بپرسيم آيا نظام و دولت ما در مسير زمينه سازي براي تحقق اهداف و راهبردهاي مهدويت حركت مي كند يا در جهت مخالف آن، و يا در اين مسير سردرگم هستيم و نمي دانيم چه كاري بايستي انجام دهيم و يا خدايي نكرده بي تفاوت مي باشيم. انشاء الله انقلاب ما ونظام و دولت ما دولت زمينه ساز است و به فرموده رهبر انقلاب امام خميني بايد اين حكومت را به دست صاحب اصلي اش تحويل دهيم.



جهان بيني ما جهان بيني توحيدي است و لازم است در ابعاد و زمينه هاي مختلف در جهت عدالت اجتماعي حركت نمائيم. و براي زمينه سازي طرح و برنامه اي مدون داشته باشيم. بنظر مي رسد خداوند متعال مانند طراح يا معمار و برنامه ريز و پرورش دهنده ماهر و سناريو نويس بسيار دقيق در فرايند تكوين و تشريع و در كل نظام جهان كارش را به نحو احسن انجام داده است. همه حوزه ها و زمينه هاي تاريخي از قبل از آفرينش انسان تا ابتداي خلقت انسان، و از آن هنگام تا كنون و تا آينده، زنجيره اي به هم پيوسته است. انسان هايي كه مي خواهند درك و بينش خود را نسبت به خود و جامعه و تاريخ و طبيعت و خداي خود بالاببرند در اين اقيانوس شنا مي كنند و با كنكاش و مهارت و غواسي مطالبي را بدست مي آورند و چيز هايي را از اين اقيانوس با غواسي در مي آورند و اسراري را كشف مي كنند.



قصه آدم و حوا، هابيل و قابيل، حركت و نهضت حضرت نوح، قيام ابراهيم بر عليه نمرود، قيام موسي در برابر فرعون، و حضرت موسي در مقابل قيصر، انقلاب پيامبر اسلام در مقابل نظام جاهليت، ازدوج حضرت علي(ع) با حضرت فاطمه (ع) و تولد يازده امام معصوم بعنوان جانشينان پيامبر(ص) و علي (ع)، غيبت امام زمان (عج) و مسئله انتظار و زمينه سازي شرايط ظهور، انقلاب جهاني عادلانه مهدوي و تحقق نگرش توحيدي و عدالت اجتماعي در جامعه جهاني و هزاران اسرار ديگر وجود دارد.



امروزه انتظار سازنده و مثبت به مفهوم ابزاري براي رسيدن به جامعه عادلانه مهدوي و در تداوم حركت بسوي انسان ايده آل كه به جز خدا نبيند و انسان را به مقام خليفه الهي برساند. توجه پژوهشگران و دانشمندان را به خود جلب نموده است. ازطرف ديگر استكبار جهاني و محافظه كاران زر و زور و تزوير تداوم سلطه خود را مغاير با رشد و گسترش مهدويت مي داند، و در نتيجه با تمام امكانات تلاش مي كند انتظار مثبت و زمينه سازي شرايط ظهور را از بين ببرد. انتظارمثبت يعني اعتراض نسبت به وضع نا عادلانه موجود، انظار يعني تغيير و تحول اساسي در فرد و جامعه، يعني حركت و تعالي جويي و زندگي موثر و با كيفيت، يعني حركت بر اساس مكتب اعتقادي مهدويت، يعني مسئوليت و شهادت، يعني ايثار و شهادت و حضور هميشگي و جاودانه در جامعه، زمان و تاريخ است. انتظار عاري از هر گونه نژاد، قوميت، مذهب، دين و آيين است. انتظار در اعماق سرشت انسان و فطرت پاك او وجود دارد.



اعتقاد به مهدويت و انتظارمثبت، و زمينه سازي حكومت عادلانه كه ظلم و فسادي در آن نباشد رمز نجات هر مكتب و مذهبي است. بخش انتظار و منجي گرايي در اديان و مذاهب مختلف بخصوص در دين اسلام و مذهب شيعه از ظرفيت بالايي برخوردار است. و داراي ظرفيت بالايي در زمينه ها و ابعاد مختلف مي باشد، كه ضروريست ابعاد مختلف آن به صورت شفافي تبيين شود.



امروز نظام استكبار جهاني به درستي درك كرده است كه اعتقاد به مهدويت چه اعتقادي در افراد ايجاد مي كند و چه انگيزه اي براي اجراي امربه معروف و نهي از منكر در آنها ايجاد مي كند. به همين خاطر دشمن با تمام وجود و با تمام امكانات و منابع خود در جهت مقابله و مبارزه با ايده مهدويت، كه ريشه استكبار و ظلم و فساد را خواهد سوزاند، سرمايه گذاري نموده است.



امروز بزرگترين معروف حركت در جهت عدالت فردي، اجتماعي و جهاني است و اينكار بدون بسيج و به حركت دادن مستضعفين جهان ومبارزه خستگي ناپذير با استكبار جهاني ميسر نيست. امروز بزرگترين منكر نظام استكبار جهاني است كه منافعش در مقابل منافع محرومين مستضعفين جهان است. كافي است اهداف و راهبرد ها و سياستگذاريهاي مهدويت را براي مردم جهان از طريق اديان خودشان روشن كنيم و منافع فردي ، اجتماعي و جهاني آنها را به اين باور و اعتقاد روشن كنيم. و خوراك فكري براي تمام اديان در زمينه مهدويت فراهم نمائيم.



به عقيده آيت الله مصباح يزدي در حركت به سوي حكومت عادلانه جهاني مهدوي در زمين، در ابتدا لازم است هدف به روشني تعريف شود. مقصد اصلي حركت نيز خداوند است و بقيه چيز ها وسيله اي است براي رسيدن به هدف نهايي است. هدف از آفرينش انسان در آيه "وما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون " مشخص شده است. در اين حركت ضروريست تا در هر قدم كه بر مي داريم، يك قدم ما را به عدالت اجتماعي، بالارفتن علم و دانش و استاندارد هاي زندگي و رفاه و امنيت و آماده كردن شرايط ظهور نزديك نمايد، و ما را به اهداف عالي يعني آفرينش انسان و رسيدن به مقام خليفه الهي نزديك نمايدخداوند به انساني كه كار شايسته و عمل صالح انجام دهد و به خدا ايمان آورد و تنها او را پرستش نمايد، تا به مقام خليفه الهي برسند. وعده داده است كه "ليستخلفنهم في الارض و ...). همچنين فرموده است كه جانشين و وارث گذشتگان شوند. "ان الارض يرثها عبادي الصالحون ". افراد صالح وقتي قدرت را دردست بگيرند، بر گردنكشان و سلطه طلبان تسلط پيدا مي كنند و نا امني ها را كه توسط سلطه طلبان ايجاد شده بود امن مي كنند "و ليبدلنهم من بعد خوفهم آمنا ".



تشكيل حكومت وسيله اي است جهت رسيدن به جامعه ايده آل و رسيدن به اهداف نهائيش يعني انسان ايده آل و بنده خدا بودن و پرستش خالص الهي و جانشيني خدواوند در روي زمين است. و خداوند را مالك همه چيز و داراي همه كمالات، فضيلت ها و ارزشها بداند. انسان در مكتب قرآن و سنت و عترت پيامبر (ص)، خود را همچ.ن خميري در اختيار آنها قرار دهد تا به هر شكل و روشي كه آنها مي خواهن شكل بگيرد و طوريتربيت شود كه در هر لحظه و در هر مكان و زماني احساس كند سر و كارش با خداوند است. در گفتار، كردار و اعمال خود و در زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي به جز خدا نبيند و خواسته اي جزخواسته خداوند نداشته باشد. خداوند وعده مي فرمايدكساني كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام دهند خداوند بر آنها منت مي گذارد و به ايشان توفيقي مي دهد كه جامعه اي تشكيل دهند كه فقط خدا را پرستش كنند و براي او شريكي قائل نشوند. و خود را بنده خدا ببينند و خداوند را مالك همه چيز ببينند. اين جامعه نياز به قوه قهريه دارد كه قوانين و دستورات الهي ضامن اجراي عملي داشته باشد. منساء اين قدرت و حكومت خداوند است و حركت بر اساس خدا محوري است.. هيج كسي از ناحيه خودش هيچ قدرت و اعتباري ندارد، نه قدرت تكويني و نه قدرت اعتباري و قانوني "له الخلق و الامر " هم افرينش و هم حكمراني از آن خداوند است. مالك قدرت قهريه خداوند است و اگر كسي بخواهد اعمال قدرت در جامعه بكند بايستي از طرف مالك قدرت يعني خداوند اجازه داشته باشد. انسان ها هر آنچه دارند از خداوند عاريه گرفته اند و كسي چيزي از خود ندارد كه به ديگري ببخشد. هر آنچه مردم در دست دارند خداوند به آنها داده است.



نه تنها همه چيز از آن خداوند است بلكه ايمان بخ خداوند و مرگ انسان ها هم منوط به اذن خداوند است "و ما كان لنفس ان تموت الا باذنه " و ما كان لنفس ان تومن الا باذن الله " اين اذن اذن تكويني است نه تشريعي. قرآن مي خواهد انسان ها طوري تربيت شوند تا سر منشع همه قدرتها و اسباب و مسببات را قدرت الهي بدانند و بدون آن، براي هيچ چيز قائل نباشند.



همه چيز در پرتو الهي معني دارد و اگر قدرت و اذن و اراده اي نباشد، هيچ چيز نيست. بر اساساين نگرش، كسي كه در راس حكومت و قواي قهريه قرار مي گيرد بايستي به اذن خداوند باشد. و دستورات الهي را اجرا نمايد. او در ملك خداوند بي اذن خداوند نمي تواند تصرفي داشته باشد. فرمان و قدرت اوبايستي از طرف خداوند است. انساني نمي تواند بدون اجازه خداوند به انسان ديگري دستور دهد و امر و نهي نمايد. حتي اگر خداوند به پيامبر نفرموده بود كه "اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم "، اگر امر خداوند به اطاعت از پيامبر نبود، پيامبر حق نداشت كه به مردم دستور دهد بلكه حق داشت كه بعنوان رسول پيام الهي را ابلاغ نمايد "و ما علي الرسول الا البلاغ " پيامبر به عنوان رسول فقط بايد ابلاغ رسالت كند. اگر پيامبر دستور دهد كه شما بايستي چنين و چنان كنيد اين نياز به اذن ديگري دارد. لازم است تا خداوند مطاعيت را به پيامبر مطا كند و به او منصب فرمان روايي و اولي الامري را به او عطا كند تا اطاعتش واجب شود. در نگرش الهي و توحيدي، انسان بنده خداست و از خود هيچ چيزي ندارد. هر آنچه انسان دارد تكوينا از خداست و هر مقامي كه انسان اعتباري داشته باشد بايستي به اذن خدا باشد.



پيامبران و اولياي الهي در طول تاريخ آمدن موعود را براي امت خود نويد داده و بهروزي و عدالت جهاني مهدوي را ترسيم نموده اند. حضرت داود(ع) در فصل هاي مختلف زبور، از شادي آسمانيان، مسرت خاكيان، غرش دريا ها، به وجد آمدن صحرا ها، ترنم درختان جنگل، آباداني جهان، آسايش انسانها و آرامش همه گان اشاره نموده است1. حضرت حيقوق نبي(ع) نويد ظهور او را داده، از طول غيبتش سخن گفته و به امت خود فرموده است: اگر چه تاخير نمايد، براي ظهورش منتظر باش، كه البته خواهد آمد2. اشعياي نبي(ع) از گسترش عدل و بر چيده شدن ظلم و ستم بدست آن يگانه دوران خبر داده است و از رجعت مردگان سخن گفته و منتظران ظهور را ستوده است3. حضرت دانيال نبي(ع) از وقايع آخر زمان به تفصيل سخن گفته و در انتها فرموده است: خوشا به حال آنها يي كه انتظار كشند4. حضرت عيسي(ع) در بيش از 50 مورد در باره منجي عالم سخن گفته و به انتظار سازنده فرمانداده5 و از غفلت و بي توجهي بر حذر داشته است6. رسول اكرم(ص) پس از ديدن نوردرخشان حجت قائم(عج)، چون ستاره اي فروزان در شب معراج7، به خيل منتظران پيوسته و با منطق وحي از اين سوز و گداز، پرده برداشته8، و مي فرمايد: ظوبي لمن لقيه، و طوبي لمن احبه و طوبي لمن قال به9؛ خوشا به حال كسي كه او را ديدار نمايد؛ خوشا به حال كسي كه او را دوست بدارد؛ خوشا به حال كسي كه به امامت او معتقد باشد.



امام علي(ع) بر منبر كوفه از حضرت مهدي (عج) سخن مي گويد و مي فرمايد: برترين قله شرف، درياي بي كران فضيلت، شير بيشه شجاعت، ويرانگر كاخ هاي ستم، جهاد گر هميشه پيرور، قهرمان دشمن شكن و ...درپايان آهي مي كشد و مي گويد چقدر مشتاق ديدار اويم( هاه، شوقا الي رويته10).هر يك از امامان معصوم (ع) در باره ويژگيهاي حضرت مهدي(ع) و زمان دوران او سخن گفته اند كه برخي از اين سخنان در منبع11 آمده است.



امام كار خود را زمينه سازي ظهور امام عصر مي داند. انتظار ظهور به مفهوم امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با ظلم و فساد واستكبار و تلاش جهت تحقق توحيد و عدالت اجتماعي در ابعاد فردي، اجتماعي و چهاني است.



عدالت در ابعاد و زمينه هاي مختلف صداي بلند فطرت پاك انسان است كه در طول تاريخ، و در همه مكانها و در تمامي زمان ها شنيده مي شود. عدالت شعار زيبايي است كه ملاك همه زيبايي ها و رمز و راز پيدايش خلقت و استمرار هستي است و جهان طبيعت، و خلقت انسان بر آن اساس استوار است. تحقق عدالت در جامعه مهدوي مايه شكوفايي استعداد هاي نهفته در عمق وجود انسانها، جامعه، و طبيعت است و مايه بقا و صفاي آن خواهد بود. عدالت خواهان در طول تاريخ، به انتظار ظهور فردي نشسته اند كه مي تواند عدالت را در ابعاد مختلف آن در تمامي جوامع بشري و در كل جهان مستقر نمايد. او داراي خصوصيات و ويژگيهايي است كه در دل عاشقان و شيفتگانش تاثير مي گذارد و همچون آهن ربايي، آنها را به سوي خود جذب مي كند. در طول تاريخ هر انسان فطري و كمال جويي در هر شرايط مكاني و زماني به سوي او جذب مي شود. تمامي كمالات انساني در او حمع شده است. او امام، الگو، شاهد و ناظر است ودر هر لحظه ممكن است به امر خداوند ظهور كند.



از اديان الهي گرفته تا مكاتب بشري، همه به آينده اي ايده آل براي زندگي بشر معتقدند و مژده آن را داده اند. اكنون محتواي مهدويت بر تاريخ و بر افكار بيشتر انسانها حكومت مي كند. همه معتقدين بر اين نكته اتفاق دارند كه روزي ظلم و ستم نابود و بشريت به آرامش و سعادت خواهد رسيد.



از ويژگيهاي انقلاب جهاني مهدوي عبارتند از: الف- معصوم بودن رهبر انقلاب و منزه از خطا و اشتباه و ظلم و فساد؛ ب- رشد و تكامل بينش و عقلا ني مردم (اعتقادات، اخلاق، علم و فناوري) ؛ ج- همراهي كردن عصاره تاريخ با حضرت (313 نفر)؛ د- آماده بودن زمينه ظهور؛ ه- داشتن برنامه اي مدون؛ و- قدرت مستحكمي كه به تواند چندين ميليارد انسان را در جهان مديريت نمايد.



برنامه حضرت مهدي در قرآن وجود دارد و همان برنامه اي است كه درنهضت هاي انبيا وجود داشته است(ولي يا ما در اختيار نداريم و يا اگرهم در اختيار داريم نمي توانيم آنها را خوب درك كنيم). به همين خاطر تعبير شده كه او دين جديدي مي آورد.



در اكثر احاديت پيامبران و اوصياي الهي در باره ظهور حضرت مهدي(ع) و عدالت اجتماعي و ابعاد مختلف آن صحبت شده است.



پيامبر اكرم (ص) درپايان عمر با حضرت فاطمه(ع) به تفصيل در باره حضرت مهدي(عج) صحبت مي كند و به او مي گويد كه "المهدي من ولدك " دخترم اين مهدي از تبار توست12. امام رضا(ع) وقتي نام "قائم آل محمد " را مي شنود، بر مي خيزد، دست به سر مي گذارد و براي تعجيل فرج آن بزرگوار دعا مي كند13.حضرت علي(ع) مي فرمايد: الحادي عشر من ولدي، هو المهدي يملا ها عدلا كما ملئت جورا و ظلما، تكون له حيره و غيبته، يضل فيها اقوام و يهتدي فيها آخرون14؛ او يازدهمين فرزند منست، او همان مهدي است كه جهان را پر از عدل كند؛ آنگونه كه پر از جور و ستم شده است. براي او دوران حيرت و غيبتي خواهد بود، كه گروه هايي در آن گم گشته و گروه هاي ديگري در آن هدايت خواهند يافت. امام حسن عسگري(ع) فرزندش (حضرت مهدي (عج)) را در شب بدر، به شيفتگانشان نشان داده و خطاب به احمد بن اسحاق فرمود: اگر نبود كه تو در نزد خدا و اولياي خدا منزلت خاصي داري، فرزندم را به تو ارائه نمي دادم15. امام هادي(ع) از اختصاص روز هاي جمعه به آن حضرت سخن مي گويد16.



امام حسن عسگري(ع) به احمدبن اسحاق فرمود: سپاس خداوند را كه مرا ازدنيا بيرون نبرد، تا امام بعد از خود را ديدم. او شبيه ترين مردمان است به رسول خدا، در خلقت و سيرت. خداوند او را در عالم غيبت نگه مي دارد. سپس ظاهر مي سازد تا جهان را پر از عدل و داد كند؛ چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد17. امام صادق(ع) مي فرمايد: چون قائم ما قيام كند، جامه علي(ع) را مي پوشد و سيره او را مي پويد18.



در احاديث زيادي روايت شده: اگر يك لحظه حجت خدا در روي زمين نباشد، زمين ساكنان خود را در كام خود فرو مي برد19. در احاديث بسياري از آشكار شدن گنج ها، فراواني باران و كشاورزي، توسعه امنيت و آباداني و عمراني، رفتن كينه و بخل از دل بندگان خدا، رفتن بدي ها و بد ها و باقي ماندن خوبي ها و خوبها، عدالت بالسويه اجتماعي، جوشش چشمه ها، جمع شدن گرگ و ميش با هم اشاره شده است.



در فرازي از زيارت حضرت مهدي(عج) در روز هاي جمعه مي خوانيم: "عجل الله لك ما وعدك من النصر و ظهورالامر ... وانتظر ظهورك و ظهور الحق علي يديك20 "؛ اي مهدي حجت خدا در زمين او و نور خدا در ميان خلق او، خداوند عملي شدن و وعده هايي از پيروزي و قدرت كه به تو داده، هر چه زودتر تحقق بخش .... و من در انتظار ظهور تو و ظهور حق بر دستان تو به سر مي برم.



طرف داران عدالت اجتماعي و عدالت خواهان در طول تاريخ به انتظار ظهور هرچه سريعترش، تلاش مي كنند تا زمينه ظهور آن امام عدالت گستر را فراهم نمايند و در اين زمينه به بررسي راهكار هاي مختلف زمينه سازي شرايط ظهور و تحقق آن مي پردازند. براي بررسي و تحقيق دكترين مهدويت و زمينه سازي شرايط ظهور و درك زمان ظهور حضرت مهدي(عج) ضروريست از قرآن كريم، سنت و سيره پيامبر و احاديث و سيره امامان معصوم(ع) به ويژه دوران حكومت پيامبر اسلام(ص) و علي(ع) و عقل و انديشه ا ستفاده شود.



بطور كلي عدالت مهدوي ناشي از عدالت الهي است و عدل مانند توحيد امري فطري است. اما چون تمدن موجود بشري افسار گسيخته و به دور از شاخص هاي عدالت فطري است. حضرت مهدي(عج) عدالت فطري و الهي را پياده خواهد كرد. بنا براين نظام عادلانه مهدوي با نظام ناعادلانه تمدن موجود نا سازگاري دارد. در اينجا لازم است عدالت را بعنوان محور حركت انقلاب جهاني مهدوي تعريف شود و ابعاد مختلف حكومت عادلانه مهدوي مورد بحث و بررسي قرار گيرد.



عدالت چيست؟



تعاريف مختلفي از عدالت شده است مانند: قرار دادن هر چيز در جاي خود؛ دادن حق هر ذي حقي؛ اعتدال و ميانه روي و دوري از افراط و تفريط؛ موزون و متعادل و متناسب بودن؛ تساوي و نفي هر گونه تبعيض؛ برابري اجتماعي در ابعاد مختلف (عدالت اجتماعي، سياسي، قضايي، اقتصادي، فرهنگي و ...) و تعاريف ديگر كه منظومه اي از عدالت اخلاقي و اعتقادي، فردي و اجتماعي، سياسي و اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، عدالت آفاقي و انفسي، تكويني و تشريعي، مي باشد. بطور كلي عدالت يعني پذيرش حاكميت الهي و قرآني در سه عرصه رندگي است. در عرصه اول پذيرش حاكميت الهي در درون وجود انسان، عرصه دوم پذيرش حاكميت الهي در عرصه بيروني انسان (جامعه) است، عرصه سوم پذيرش حاكميت الهي در طبيعت و در كل نظام هستي است. انسان ها، و جوامع زماني به تعادل و عدالت مي رسند كه الله و معيار ها و ارزش هاي الهي در فكر و دل و ذهن آنها و در جامعه حاكم شود. زمينه سازان شرايط ظهور بايستي داراي چنين ويژگيهايي باشند. عدالت ريشه در فطرت پاك انسان دارد. هر انساني بطور فطري تشنه عدالت است و با تمام وجود آرزوي استقرار عدالت اجتماعي را در جامعه دارد. اين شيفتگي و ارزو از اعماق وجود او ناشي مي شود.



از آن جا كه محور حركت انقلاب جهاني مهدوي بر پايي حكومت عدل الهي و نابودي ظلم و ستم در سراسر جهان است، بطور طبيعي با چالشها، و موانع بسياري روبرو خواهد بود. ضروريست تا با استفاده از قرآن و سنت پيامبر و سيره امامان معصوم(ع) از سد آن موانع عبور كرده تا بتوانيم عدالت را در همه ابعاد آن در جهان مستقر و نهادينه نمود.



شهيد مطهري راجع به عدالت مي فرمايد: " در قرآن از توحيد گرفته تا معاد و از نبوت گرفته تا امامت و زعامت و از آرمان هاي فردي گرفته تا هدف هاي اجتماعي، همه بر محور عدل استوار شده است. عدل قرآن همدوش توحيد، ركن معاد، هدف تشريع نبوت و فلسفه زعامت و امامت، معيار كمال فرد و مقياس سلامت اجتماع است21. "



علي(ع) به دولت مردان چنين توصيه مي كند اجعل العدل سيفك22؛ عدالت را شمشير كار خود قرار دهيد.



علي(ع) حكيم سخن مي فرمايد العدل اساس به قوام العالم23؛ عدل پايه و ستوني است كه هستي بدان پا برجا و استوار است.



حكيمه خاتون از نخستين سخني كه حضرت مهدي(عج) در آغاز تولد به زبان آورده، چنين روايت مي كند: "آن امام بزرگ در لحظات نخستين پس از تولد، لب به سخن گشود و به يكتايي خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) و امامت همه امامان (ع) گواهي داد. سپس چنين فرمود: پروردگارا، وعده هايت را در مورد من جامعه عمل بپوشان و كار مرا به پايان رسان، گام هايم را استوار بدار و به وسيله من، زمين را از عدل و داد پر كن24.



در فرهنگ قرآني مترادف عدالت، قسط است و متضاد كلمه عدل، جور است25.



قسط حق و حقوق ديگران را رعايت كردن و تجاوز نكردن است. بيشتر به روابط انساني و اجتماعي و طبيعي توجه دارد. در صورتي كه عدل، علاوه بر آن، به رابطه انسان با خود، و خدا هم توجه دارد، همچنين رعايت اعتدال و تعادل و برابري در تمامي امور فردي ، اجتماعي و زيست محيطي است. اين امور كليه امور اعتقادي، اخلاقي، امور تفكري و پژوهشي، امور علمي و فناوري، امور اجتماعي، سياسي، اقتصادي و توزيع عادلانه ثروت، و همچنين امور امنيتي، عمراني و زيست محيطي را شامل مي شود.



حضرت مهدي (عج) در هنگام نماز عشا ظهور مي كند، پس از بجا آوردن نماز عشا، با صداي رسا و بلند خود مي فرمايد: اي مردم! خدا و روز واپسين را كه درپيشگاه او مي ايستيد، به ياد شما مي آورم، او حجت خود را برگزيد... من شما را به خدا و رسولش و عمل به كتاب خدا و ترك باطل و احياي سنت او دعوت مي كنم.....26



يكي از ضروريات هر نهضت انقلابي، براي تحقق عدالت در ابعاد مختلف، تربيت مهره هاي كارآمد و مجريان و كارگزاران حق جو، عادل و ظلم ستيز است. عدم وجود چنين افرادي كه در كنار رهبر ، موجب شكست بسياري از حركت هاي آزاديخواهي و عدالت خواهانه شده است. امام مهدي(عج) كه قرار است ارماني ترين نظام عادلانه را در جهان ايجاد نمايد، به مهره هايي محكم و استوار نياز دارد. زيرا هر قدر معيار ها و ارزش ها و آرمانهاي يك مكتب بالاتر باشد، نياز به مهره هاي آگاه تر، خود ساخته تر و نيرومندتر است. بنابر اين دوران غيبت امام، بهترين فرصت براي خود سازي و رسيدن به درجه اي است كه افتخار عضويت در صفوف ياران امام كسب شود.



حمران از امام باقر(ع) مي پرسد: اي كاش مي فرموديد قيام حضرت چه زماني اتفاق خواهد افتاد تا دل ما شاد گردد! امام(ع) در قالب يك حكايت پر معنا، زمان را به سه دوره تقسيم مي كند: زمان گرگ، زمان ميش، و زمان ترازو. به اين صورت حمران را متوجه اين نكته مي كند كه، تا زمان ترازو فرا نرسد، زمان ظهور و حاكميت امام عدالت گستر نيز فرا نخواهد رسيد27.



منظور اين است كه اگر مردم گرگ صفت باشند، پديده غصب خلافت رخ خواهد داد. و اگر ميش صفت باشند، هر چند كه تمايل دارند كه خلافت را باز گردانند، اما عملا چنين اتفاقي نخواهد افتاد. ولي اگر مردم ترازو صفت و عدالتمدار باشند، حق غصب شده امامت را به صاحبان اصلي آن باز مي گردانند. براي تربيت و هدايت محرومين و مستضعفين و براي از ميان برداشتن موانع و سد راه انسانها كه نظام سلطه و نيرو هاي استكباري و مفسدين در مقابل نيروهاي حق طلب ايجاد نموده اند، راهي جز جنگ و كاربرد نيروي نظامي به عنوان يك ضرورت براي دستيابي به عدالت اجتماعي و استقرار نظام توحيدي حكومت جهاني عادلانه مهدوي بر ويرانه هاي نظام استكباري نمي باشد. قرآن مي فرمايد "قاتلو هم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين لله...28.



تعبير هاي كوبنده احاديث در ترسيم حركت حضرت مهدي(عج) بسيار در خور توجه است. علي(ع) مي فرمايد: "....بابي ابن خيره الاماء....يسومهم خسفا و يسقيهم بكاس مصبره، و لا يعطيهم الا السيف هرجا....28 ". پدرم فداي پسر بهترين زنان! (يعني حضرت صاحب الزمان)... ظالمان را خوار و ذليل مي كند و جام زهرآگين به كامشان خواهد ريخت و با شمشير و كشتاري فراگير با آنان برخورد خواهد كرد.



همه پيغمبران و اولياي الهي براي اين آمدند كه پرچم توحيد را در عالم گسترش دهند؛ پرچم توحيد را به اهتراز درآورند و روح توحيد را در زندگي انسان ها زنده كنند. بدون عدالت، بدوت استقرار عدل و انصاف، توحيد معنايي ندارد. يكي از نشانه ها يا اركان توحيد، نبودن ظلم و نبودن بي عدالتي است.لذا شما مي بينيد كه پيام استقرار عدالت، پيام پيغمبران است29.



حركت و فلسفه تارخ، حركت همه جوامع بشري و حركت جوامع اسلامي به سوي خير و صلاح است؛ به سوي حكومت حق و عدالت است؛ به سوي نابودي خواسته هاي ظالمانه، خودخواه هانه و استبدادي است؛ به سوي روي كار آمدن مستضعفان بيدارشده است كه در شكل عادل ترينش در دوران ظهور ولي عصر(عج) تامين مي شود30.. با بررسي موارد فوق مي توان نتيجه گرفت كه عدالت، حد وسط و حد اعتدال است، رعايت تساوي و نفي هرگونه تبعيض، رعايت حقوق الهي، اجتماعي، فردي و طبيعي است. دادن حق به حق دار و قرار گرفتن هرچيز در جاي خود مي باشد.



نزديك كردن پيروان اديان و مذاهب مختلف از طريق دكترين مهدويت



انسانها درمعتقد به هر دين و آييني كه باشند داراي مسائلي مي باشند و به اميد ظهور منجي مي باشند تا مسائلشان را حل كند. آنها با مسائلي مانند ظلم و فساد و تبعيض و نابرابر يهاي و دور شدن از عدالت اجتماعي روبرو هستند و به اميد ظهور منجي عدالت گستري هستند تا آنها را از ستم كشي و بدبختي و ظلم و فساد و استضعاف نجات دهد و مسائل روحي رواني و مادي آنها را حل نمايد و به آنها اميد و نشاط دهد و حكومت عادلانه اي ايجاد نمايد. رسالت جمهوري اسلامي و كه از اين فرصت خدادادي استفاده نمايد و با ايجاد انگيزه، كنجكاو كردن آنها وادارشان كنيم كه در باره منجي گرايي، ايجاد جامعه عادلانه و نابودي ظلم و فساد و مبارزه با استبداد و نظام سلطه فكر كنند و عميق تر بينديشند.



بنابر اين ضروريست در مرحله اول همه اديان و مذاهب مختلف جهان و در مرحله دوم اديان ابراهيمي را در زمينه منجي گرايي و مهدويت بسيج نمائيم. تا موعود گرايي از زبان علماي اديان و مذاهب جهان به روزنامه ها، راديو ها و تلويزيون هاي جهان وارد شود و بسيجي در سطح جهان در زمينه منجي گرايي ايجاد شود. اين مصلح عدالت گستر را كه در همه اديان و مذاهب است را بايستي توسعه و گسترش دهيم تا يك حركت و نهضت جهاني از طريق نزديك كردن اديان و دلهاي معتقدين به ديان ايجاد كنيم.



اعتقاد به منجي عدالت گستر در جهت منافع مادي و معنوي مردم است. محبت مردم را نسبت به يكديگر و نسبت به منجي و خدايشان بيشتر مي كند. ملت ها و اديان و مذاهب را بهم نزديكتر مي كند. ساختار چنين منجي و مصلح جهاني بر اساس ظلم ستيزي و عدالت اجتماعي است و به نفع تمام مستضعفين عالم است. براي اينكار ضروريست تا اقدامات زير انجام شود:



ايجاد بانك اطلاعاتي از اديان و مذاهب جهان و درك دقيقي از منجي گرايي در آنها شناسايي سران، علما و دانشمندان اديان و مذاهب مختلف جهان و ايجاد ارتباط با آنها



برپايي ميز گرد ها، سمينارها و همايش هاي بين المللي بين مسلمانها (شيعه و سني)، بين اديان ابراهيمي (يهودي، مسيحي، اسلام) و تمامي اديان با منشاء الهي و بشري (مانند هندوئيزم، بودايي، شنتويي، زرتشتي، اديان آفريقايي و اديان ابراهيمي و اسلام)



چاپ نشريات، مجموعه مقالات كنفرانس هاي منجي گرايي، مهدويت، و كتابها



نوشتن داستان ها، و رمان ها در زمينه مهدويت



بسيج هنرمندان، شاعران، خطاط ها، نقاشان در حوزه مهدويت



تهيه فيلم هابراي سنين مختلف در زمينه منجي گرايي و مهدويت



تهيه نرم افزار هاي مشترك در حوزه اديان الهي و تمامي اديان و مذاهب جهان



ايجاد خبرگزاري هاي مختلف در حوزه منجي گرايي و مهدويت و موعود گرايي به زبان هاي زنده دنيا



تاكيد بر موعود گرايي بعنوان محور مشترك اديان مختلف و نزديك كردن اديان، ملت ها و مردم جهان بهم



بسيج بخش فرهنگي سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي ايران جهت شناخت و ارتباط موثر با صاحب نظران، رهبران اديان و مذاهب در ترويج فرهنگ انتظار و انتظار به منجي و زمينه سازي شرايط ظهور



هماهنگي با وزارت امورخارجه براي تسهيل در رفت و آمد و صدور ويزا و دعوت از انديشمندان و رهبران اديان و مذاهب مختلف براي زمينه سازي، توسعه و گسترش فرهنگ انتظار



ابعاد مختلف نظام و دولت زمينه ساز شرايط ظهور



ابعاد مختلف نظام و دولت زمينه سازي شرايط ظهور داراي همان ابعاد و زمينه هايي است كه در انقلاب جهاني مهدوي وجود دارد. ابعاد مختلف نظام و دولت زمينه سازشرايط ظهور را مي توان در 15 بعد زير خلاصه نمود. هر بعد خود يك انقلابي است كه در يكي از ابعاد و نياز هاي چنين انقلاب عظيمي را تامين مي كند. هر بعد از انقلاب با ابعاد ديگر بصورت يكپارچه مرتبط است و تمام زواياي اعتقادي، اخلاقي، علمي و فناوري، اجتماعي، اقتصادي، سياسي، نظامي، امنيتي، قضايي، زيست محيطي، انسان، جامعه و طبيعت را شامل مي شود. محور انقلاب جهاني مهدوي، عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي، كتاب خدا قرآن، سنت پيامبر و سيره و روش امامان معصوم و عترت، و عقلانيت است. براي زمينه سازي شرايط ظهور و انقلاب جهاني عادلانه مهدوي لازم است در ابعاد مختلف و در زمينه هاي فردي، اجتماعي و زيست محيطي در جامعه تغيير و تحول و انقلاب اساسي ايجاد شود. ابعاد مختلف انقلاب جهاني مهدوي عبارتند از:



بعد اعتقادي يا انقلاب اعتقادي

بعد اخلاقي يا انقلاب اخلاقي

بعد پژوهشي يا انقلاب پژوهشي

بعد علمي يا انقلاب علمي

بعد فناوري يا انقلاب فناوري

بعد عمراني يا انقلاب عمراني

بعد فرهنگي يا انقلاب فرهنگي

بعد اجتماعي يا انقلاب اجتماعي

بعد سياسي يا انقلاب سياسي

بعد اقتصادي يا انقلاب اقتصادي و توزيع عادلانه ثروت

بعد امنيتي يا انقلاب امنيتي

بعد قضايي و حقوقي يا انقلاب قضايي و حقوقي

بعد نظامي يا انقلاب نظامي

بعد زيست محيطي يا انقلاب زيست محيطي

ابعاد مختلف نظام و دولت زمينه ساز ظهور در شكل(1) نشان داده شده است.



1- بعداعتقادي و معرفتي يا انقلاب اعتقادي



يكي از ويژگيهاي حكومت جهاني مهدوي، افزايش معرفت و دانش و شناخت انسان از خود، خداوند، جامعه، طبيعت و جهان است. با چنين شناختي انسان به قدرت الهي پي برده و براي نقش آفريني مثبت در مسير قرب الهي افكارش متمركز شده و قدرت بيشتري براي پيمودن راه رشد و كمال پيدا مي كند. بنابراين بالاترين معرفت ها معرفت نفس است، كه در زمان ظهور و در سايه عدالت او قابل دسترسي همه انسانها مي باشد. در آن روز زمينه آگاهي بخشي به صورتي است كه همه انسانها به اين معرفت و آگاهي خواهند رسيد و كليد گنج سعادت را بدست خواهند گرفت.



دوران ظهور، دوراني سراسر آگاهي، روشنايي و عصر شناخت كامل انسان از خود، خداوند، جامعه و هستي است. عصري است كه همه زواياي زندگي انسان در ابعاد مختلف روشن مي شود.



عدالت ريشه اي فطري و اعتقادي دارد. هر انساني به طور فطري و اعتقادي تشنه عدالت است. اين تشنگي و شيفتگي از اعماق وجود انسان سرچشمه مي گيرد. بنابراين هر چقدر انسان از نظر اعتقادي بتواند خود را به فطرت پاك خويش نزديك كند، نيازش به عدالت در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و غيره بيشتر مي شود.



امام علي(ع) در باره حضرت مهدي(ع) مي فرمايد: "... فيريكم كيف عدل السيره و يحيي ميت الكتاب و السنه31 "، او به هنگام قيام، عدالت اسلامي و دادگري و روش پيامبر در عدالت را در چشم انداز جهانيان قرار خواهد داد و كتاب و سنت را كه پيش از او مرده اند، زنده خواهد كرد.



در زمان حضرت مهدي(عج) با توجه به رشد عقلانيت انسان، آنها كه از اين موهبت الهي محروم بودند در آن زمان به چنان بلوغ و رشد فكري ميرسند كه زنها مي توانند در منزل بنشينند و قضاوت نمايند.



در حديثي در باره زمان حضرت مهدي(ع) آمده است: " و توتون الحكمته في زمانه حتي ان المراه لتقضي في بيتها بكتاب الله و سنه رسول الله32 "؛ در دوران او، شما از حكمت برخوردار مي شويد؛ تا آن جا كه زن در خانه خود، برابر كتاب خدا و روش پيامبر (ص) قضاوت مي كند.



گسترش و ارتقاء معرفت انسان نه تنها به استقرار عدالت فردي و اجتماعي كمك مي كند بلكه ضامن تداوم جريان عدالت خواهي و تحقق آن مي شود. عدالت در دكترين مهدويت بر اساس سه مولفه زير مي باشد: الف- عدالت در پناه وحدانيت و توحيد (عدالت در جهان بيني توحيدي، مقصود نهايي الهي است) ؛ ب- بنياد عدالت بر معرفت و توسه و گسترش مباني معرفتي در جامعه مهدوي است؛ ج- اصل عزت و كرامت انساني در جامعه مهدوي است33.



از جمله اهداف تربيتي انسان در دكترين مهدويت، وظايف انسان نسبت به خود مي باشد. انسان معتقد و منتظر لازم است تلاش كند روز به روز به نگرش و اعتقادات خود عمق دهد و ايمان و اعتقاد و اخلاق خود را كامل تر نمايد، و با تهذيب نفس و خودسازي، خود را به صفات الهي آراسته سازد و حق خليفه الهي را به خوبي به جا آورد34.



انسان به گونه اي خلق شده است كه مي تواند خود را با صفات و ويژگيهاي انساني كه در فطرت الهي او ريشه دارد بيارايد و با كسب فضايلي مانند حقيقت جويي ، كمال جويي و تقوي و احسان به مردم، وحركت در مسير الهي، خود را به مرز انسان كامل نزديك نمايد.



در نظام دكترين مهدويت، انسان ها بايستي بدنبال به دست آوردن معارف و علوم براي سعادت دنيا و آخرت خود باشند؛ و روز به روز به ذخاير معرفتي و عقلي خود بيفزايند.



خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "و قل رب زدني علما35 "، و بگو: پروردگارا، بر دانشم بيفزا.



در زمان ظهور انسان خفته بيدار و قلب و دل انسان از خواب غفلت بيدار و دين و سنت پيامبر زنده مي شود



" احيي به مناهج سبيله و فرائضه و حدوده 36 "، خداوند به وسيله اوراه هاي هدايت و فرايض و حدود خويش را زنده مي سازد.



در زمان ظهور، استعداد هاي نهفته در عمق وجود انسانها شكوفا مي شود.



" ويثيروالهم دفائن العقول 37 "، تا برايشان گنج هاي انديشه و عقل را استخراج نموده نمايان سازند.



در زمان ظهور، خداوند دل هاي مسلمين را تسكين مي دهد.



" يشفي الله قلوب اهل الاسلام 38 "، خداوند به دست او دل هاي مسلمين را تسكين مي بخشد.



در آنزمان انديشه و معرفت انسان متمركز مي شود و در مسير الهي شكوفا مي شود.



"فجمع به عقولهم و كملت به احلا مهم ثم مدالله في ابصارهم و اسماعهم 39 "، خرد هاي آنان را گرد آورد، رشد هاي آنان را كامل گرداند و خداوند بر وسعت بينايي و شنوايي آنان مي افزايد.



جاي عقل و فطرت انساني حاكميت است تا بتواند عدالت را در جامعه مستقر كند. خود شناسي و خدا شناسي لازمه تحقق عدالت اجتماعي است. انسان منتظر بايستي تلاش كند به فطرت پاك خويش برگردد و عقلانيت خود را ارتقاء دهد.



بنابر اين در دكترين مهدويت لازم است اول به سراغ انسان شناسي برويم. تا بينش و نگرشمان را نسبت به خود و خدا و مردم بر اساس معيار ها و ارزشهاي قرآني تغيير ندهيم محال است بتوانيم عدالت اجتماعي را در جامعه مستقر نمائيم. به گفته آيت الله حائري شيرازي ما يك مبارزه بين عقل و جهل داريم و يك جهاني شدن عقل و يك جهاني شدن جهل. مردم جهان(نه حاكمان ظالم و مفسد) رو به جهاني شدن عقل و حاكميت عقل مي روند.عقل نور است و حضرت مهدي(ع) هم نور و همديگر را جذب مي كنند. بايستي مردم زمينه را براي ظهورش فراهم نمايند تا او قدرت را از دست حاكمان ظالم و ستمگر و سركشان بگيرد 40. حقايق حيات بخش و تابناك قرآن، كه در طول اعصار و قرون توسط اولياي امور دستخوش تغييرات و تفسير ات نادرست شده است، زماني كه آن حضرت ظهور مي كنند، حقايق قرآن را با تفسير درست و دقيق عرضه مي كنند به صورتي كه مردم تصور مي كنند آن حضرت كتاب و شيوه تازه اي آورده است.



پس از ظهور حضرت مهدي(عج) اينطور نيست كه مردم يكباره به او به پيوندند و انسان ها فرشته شوند و ديگر نتوانند گناه كنند. در آن زمان هم مانند شرايط كنوني هر كس طلب هر چه كه هست (پست و مقام، مال و ثروت، برتري جويي و غيره) در آن جهت تلاش مي كند. حضرت مهدي(عج) سعي مي كند آنها را هدايت و حجت را براي آنها تمام كند. آنها يا حق را مي پذيرند و يا با آن مبارزه مي كنند. در اين صورت حضرت مهدي(ع) با آنها يي كه عناد مي ورزند مي جنگد. حضرت مهدي(عج) كه مي خواهد حكومت عادلانه جهاني را تشكيل دهد، لازم است از تيم و كادر بسيار مجهزي برخوردار باشد.



كادر مركزي امام از 313 نفر از انسانهاي كاملي، كه داراي تقوي، مديريت علم و دانش و اخلاس و ايثار تشكيل مي شود.حضرت مهدي(عج) پس از اتمام حجت با مردم، نسبت به آنهايي كه فقط از روي عناد و دشمني با حق مبارزه مي كنند، با ْآنها مي جنگد. زمينه سازان ظهور تلاش مي كنند تا با تغيير و تحول دروني خود و جامعه زمينه را براي ظهور حضرت مهدي(عج) فراهم نمايند و خود را در جبهه ياران حضرت مهدي(عج) قرار دهند و خود را با عبوديت خداوند و با تقوا و جهاد و شهادت و ايثار و مبارزه با استكبار و ظلم و فساد براي استقرار عدالت اجتماعي در جامعه به كادر مركزي حكومت جهاني مهدوي نزديك نمايند.



2- بعد اخلاقي يا انقلاب اخلاقي



يكي از اهداف انقلاب جهاني مهدوي، تغيير و تحول انسان و وظايف انسان نسبت به خود است. بنابر اين لازم است انسان تلاش كند تا از طريق انقلاب اعتقادي، روز به روز نگرش و ديدگاهش را نسبت به خود و خدا، و جامعه و هستي، عميق تر نمايد؛ و ايمان، اعتقاد و اخلاقش را بطور مستمر كامل تر نمايد و با تهذيب و خودسازي، خود را به صفات الهي آراسته نموده، تلاش كند تا در جمع ياران حضرت مهدي(عج) قرار گيرد و تلاش كند تا حق خليفه اللهي را به جا آورده و با تبعيت از حضرت مهدي(عج) خود را به انسان كامل نزديك نمايد.



همچنين تلاش كند تا با انقلابي فرهنگي، زمينه رشد اعتقادي و اخلاقي را در جامعه بوجود آورد. انسان به گونه اي خلق شده كه داراي فطرتي پاك است و داراي صفات الهي است. بنابراين انسان لازم است تلاش كند تا خود را به صفات الهي كه در فطرت پاك او ريشه دارد بيارايد؛ و با تزكيه، خودسازي و حقيقت جويي و كمك به انسان ها و زمينه سازي ظهور حضرت مهدي(عج) و انقلاب جهاني مهدوي خود را به مرز انسان كامل نزديك نمايد. در اين صورت است كه بهترين نوع زندگي را براي خود و جامعه فراهم نموده است.



حضرت مهدي در زمان ظهور چنان مردم را با قرآن و سنت پيامبر آشنا مي كند و آنرا در طي يك انقلاب فرهنگي نشر مي دهد كه انسان ها به معرفت و تزكيه الهي دست مي يابند و آن هدفي كه در آيات قرآن براي رسالت انبيا مطره شده "يعلمهم الكتاب و الحكمه و يزكيهم " تحقق مي يابد. اخلاق، رفتار و عمل امام زمان(عج) به عنوان انسان كامل، به همراه ياران خالص و با وفا و از خود گذشته و كامل خود در عرصه هاي فردي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، علمي، عمراني و...موجب مي شود تا مردم متحول شوند و ساختار و نهاد هاي غير الهي بتدريج اصلاح و ساختار هاي و نهاد هاي جديدي منطبق با نظام عادلانه مهدوي بوجود آيد. ساختارهاي جديد به تدريج اعتقادات انسانها را عميق و خلق و خوي آنها را اصلاح مي كند و با ارتقاء عقلانيت و عدالت فردي و اجتماعي روز به روز آنها را بسمت انسان كامل و نخبه هدايت مي كند.



از علي(ع) روايت شده، وقتي مهدي(عج) ظهور كند در هيچ سينه اي كينه اي باقي نخواهد ماند.



در دوران حضرت مهدي(عج) حيوانات به سازگاري مي رسند



روايت شده است، فردي نزد امام صادق(ع) مي آيد، مي گويد ما با دوستان سازماندهي كرده ايم براي سرنگون كردن بني عباس. امام صادق(ع) از آنها مي پرسد بين شما اين مقدار گذشت هست كه اگر كسي نياز داشت، دست در جيب ديگري بكند، و او هيچ ناراحت نشود. آيا با هم اينطوري هستيد؟ آن فرد گفت خير. امام گفت شما كه در دادن مال بخيل هستيد نسبت به نثار خون براي جامعه بخيل تر هستيد.



در زمان ظهور حضرت مهدي (عج) هر كسي نياز دارد به اندازه نيازش دست مي كند در جيب برادرش و به اندازه نيازش پول برمي دارد، بدون آنكه او ناراحت شود. در زمان جنگ در جبهه كه نهار مي آوردند، گاهي ديده مي شد كه فرمانده تيپ يا لشكر غذا را تقسيم مي كرد، بعد خودش در انتها اگر غذا مي ماند، بعد از اينكه همه ميل كردند غذا را ميل مي كرد. همچنين در زمان جنگ در بعضي مناطق صندوقي مي گذاشتند، هر كسي هرجه پول داشت در آن مي گذاشت، هر كسي هم هر چقدر لازم داشت از آن صندوق برمي داشت. اين كار ها جرقه هايي از جامعه مهدوي و بخشي از زيبايي هاي جبهه بود.



امام باقر(ص) مي فرمايد: "گاذا قام القائم جائت المزامله و ياتي الرجل الي كيس اخيه فياخذ حاجته لا يمنعه41 " ،هنگاميكه قائم(ع) قيام كند، رفاقت و دوستي خالصانه (در ميان مردم) رايج مي گردد و اگر مردي دست در جيب برادرش فرو برد و به اندازه نيازش بردارد برادرش او را منع نمي كند.



در حديث ديگري امام باقر(ع) مي فرمايد: "اذا قام قائمنا وضع يده علي روس العباد، فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم42 "، هنگامي كه قائم(ع) ظهور كند شعاع نورانيت و هدايتش همه بندگان خدا را فرا مي گيرد و عقول مردم متمركز و اخلاقشان به واسطه آن امام بزرگوار كامل مي شود. از جمله خصوصيات ياران مهدي دوري از بخل، اسراف و افراط و تفريط است. پيروان و ياران مهدي انسانهايي متعادل و حد وسط مي باشند.



امام صادق(ع) در يك تمثيل فرق بين بخل، اسراف و قوام را مشخص مي كند. امام يك مشت سنگريزه را گرفته و آن را با دست مي فشرند، به گونه اي كه هيچ دانه اي از آن فرو نيفتاد، سپس فرمودند: " اين رفتاري است كه خداوند در كتاب خود، از آن به بخل ياد كرده است ". آن گاه امام دست خود را به طور كامل باز كرد، به گو.نه اي كه هيچ ريگي در آن باقي نماند. بعد امام فرمود: "اين نيز اسراف است ". سپس امام مشتي ديگر از ريگ برداشت و دست را به گونه اي گشود كه مقداري از ريگها ريخت و مقداري در آن باقي ماند و فرمود "اين است قوام و حد وسط43 ".



از نظر احمدبن محمد مهدي النراقي: ملاك تشخيص اعتدال و حد وسط عرف است، زيرا مرجع در شناخت حقايق معاني لغوي مصاديق عرفي است و از نظر عرف حدوسط عبارت است از هزينه كردن مال به اندازه نياز و يا به مقداري كه با موقعيت شخص تناسب دارد. بنابر اين هر گونه هزينه و انفاق مال خارج از اين دو ملاك- رعايت نياز و تناسب با موقعيت- اسراف است؛ چه اين كه اتلاف و تضييع مال باشد، خارج از موقعيت فرد باشد و يا مورد نياز نباشد44.



در آن زمان با رشد و شكوفايي فكري كينه ها به محبت و دوستي تبديل مي شود، و روابط اجتماعي بر اساس قرآن و سنت رسول(ص) و انسان دوستي شكل مي گيرد.



امير مومنان علي(ع) مي فرمايد: "ولو قد قائم قائمنا...لذهبت الشحناء من قلوب العباد45 "؛ چون قائم ما قيام كند كينه از دل ها بيرون رود.



در سايه انقلاب عادلانه مهدوي خداوند بي نيازي را در دل انسان ها قرار مي دهد و حرص و آزمندي از قلب انسان خارج مي شود.



پيامبراكرم (ص) در وصف دوران حضرت مهدي(عج) ميفرمايد: "و يجعل الله الغني في قلوب هذه الامه46 "؛ خداوند بي نيازي و غنا را در دل هاي اين امت پديد آورد.



در نظام تربيتي مهدوي، به واسطه عنايات خاص خداوند به انسانها، روحيه كمال طلبي و اخلاق پسنديده در ميان مردم رونق مي گيرد، ظلم و فساد و كدورت و دشمني و ديگر صفات شيطاني از زندگي مردم رخت مي بندد. گسترش اتحاد و برادري و ارتباط سالم در بين مردم موج مي زند.



امام صادق(ع) مي فرمايد: و يحسن حال عامه العباد و يجمع الله الكلمه و يولف بين قلوب مختلفه.47 "، و (در زمان حضرت) حال مردم سامان مي يابد و يك دستي و وحدت كلمه ميان مردم به وجود مي آيد و افكار و عقايد ناسازگار با هم الفت ودوستي پيدا مي كنند.



رسول اكرم (ص) مي فرمايد: "به يمحق الله الكذب و يذهب الزمان الكلب و يخرج ذل الرق من اعناقكم 48 "، خداوند به وسيله او، دروغ و دروغگويي را نابود مي سازد، روح در زندگي و ستيزه جويي را از بين مي برد و ذلت بردگي را از گردن آن ها بر مي دارد.



از ويژگيهاي اخلاقي وحكومت حضرت مهدي(ع)، سخت گيري بر مسئولين كشور و دولتمردان و با رئوفت و مهرباني با محرومين و مستضعفين برخورد مي كند



"المهدي سمح بالمال، شديد علي العمال رحيم بالمسكين 49 "، حضرت مهدي(ع)، بخشنده اي است كه مال را به وفور مي بخشد، بر مسئولين كشور بسيار سخت مي گيرد و بر بي نوايان بسيار رئوف و مهربان است.



در آن زمان تلاش براي شناخت حقيقت و كسب ايمان وفضائل اخلاقي و تقوي و احسان به مردم موجب مي شود انسان در مسيري قرار گيرد كه با تبعيت از امام زمان خويش در نهايت به انسان كامل و خليفه الهي برسد. اين چنين است كه پيامبراكرم (ص هدف از بعثتش را گسترش اخلاق و صفات الهي در ميان مردم معرفي مي نمايد و مي فرمايد:



" اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق50 "، همانا من به خاطر اين مبعوث شدم كه مكارم و خوبي هاي اخلاقي را كامل گردانم.



نويسنده: مرتضي صادق عمل نيك

خبرگزاری فارس

ادامه دارد...

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید