امتداد انتظار - بخش 2

Posted in ظهور و غیبت

اگر ما ظهور حضرت را دور تصور می‌کنیم، از آن روست که انتظارمان غلط است. دور انگاشتن ظهور، ضدّ انتظار است و ناامیدی را در وجود انسان ایجاد می‌کند؛ لذا مسلماً افرادی که ظهور را دور می‌بینند حالت انتظار در وجودشان کم و نوعی دل سردی در آنان حاکم است.

 

 

بخش قبلی

 

امتداد انتظار در برزخ

از مفضّل بن عمر نقل شده است که درخدمت امام صادق علیه السلام، از قائم علیه السلام و کسانی از شیعیان که در حال انتظار او می‌میرند، یاد کردیم. امام صادق علیه السلام فرمودند: «إذا قَامَ اُتِیَ المُؤمِنُ فی قَبرِهِ؛ فَیُقالُ لَهُ: یا هَذا، إنّه قَدظَهَرَ صَاحِبُکَ؛ فَإن تَشَأ أن تَلحَقَ بِهِ، فَالحَقَ وَ إن تَشَأ أن تُقِیمَ فِی کَرَامَةَ رَبِّکَ فَأقِم» (18)؛ «هنگامی که [قائم علیه السلام] قیام کند، بر سر قبر مؤمن می‌آیند و به او گفته می‌شود: ای فلانی! همانا [امام و] صاحبت ظهور کرده است؛ اگر می‌خواهی به او ملحق شوی، پس ملحق شو و اگر می‌خواهی نزد کرامت پروردگارت مقیم باشی، پس اقامت کن.»

آری؛ منتظر نه تنها در دنیا، که در برزخ هم منتظر است! منتظر است تا امامش بیاید و او را از قبر بیرون بکشد و در رکاب مولایش باشد. او مُرده است، ولی اگر بخواهد با شمشیرِ کشیده و نیزه‌ی افراشته از قبر می‌خیزد:«اللّهم ان حالَ بینی و بَینَهُ المَوت الّذی جَعَلتَهُ عَلی عِبادِکَ حتماً مَقضِیِّاً فَأخرِجنی مِن قَبری مُؤتَزِراً کَفَنِی شاهراً سَیفِی، مُجَرِّداً قَناتِی مُلَبِّیاً دَعوَةَ الدّاعِی فِی الحاضِرِ وَ البادِی» (19)؛

«پروردگارا، اگر میان من و او موتی که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده‌ای، جدایی افکند، پس مرا از قبرم برانگیز، در حالی که کفنم را ِازار خود کرده و شمشیرم را از نیام برکشیده و لبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر و دیار عالم است اجابت کنم.»عده ای هستند که در ظاهر زنده‌اند، ولی در حقیقت مرده‌اند؛ چون علی رغم اینکه خود را منتظر می‌دانند، منتظر نیستند. عده‌ای هم هستند که مرده‌اند، ولی در اصل زنده‌اند؛ اگرچه مرده‌اند، ولی منتظرند و روزی خواهند آمد.

انتظار، آفت زدایی از شیعیان و عموم مردم

آخرالزمان دوران، ناپایداری جهان و تسلط ظلم بر عالم هستی است. در این زمان است که بسیاری از مشکلات و سختی‌ها فرا روی مسلمانان به ویژه، شیعیان و محبین آن حضرت قرار می‌گیرد که منتظر را وامی دارد که برای فتح و گشایش ناگواری‌ها سخت در تلاش و کوشش باشد و در انتظار حجّتی قرار گیرد که می‌آید تا همچون باغبان صالح و سالم علف‌های هرزۀ پیچیده شده در اطراف شیعیان را بزداید و قدرت والایی را به آن‌ها ببخشد تا آن‌ها خود با استعداد درونی خویش در آینده‌ی نزدیک وجودشان را از لوث ناپاکی‌ها خالی نمایند. مشکلات و سختی‌های مادّی آخرالزمان چیزی جز حیرت و سرگردانی و بی سامانی چیزی دیگر به همراه ندارد از این رو آن کسی که در انتظار به سر می‌برد و می‌داند که فقط محبت خداست که قدرت دارد تمام این سرگردانی‌ها را به توقف گاه آرامش و اطمینان خاطر مبدّل سازد.


امام سجاد (علیه السلام )فرمودند: «إذا قامَ قائمنا أذهَبَ الله عَن شیعَتِنا العاهَه و جَعَل قلُوبَهُم کَزُبَرِ الحدیدِ وَ جَعَل قُوَّة الرَّجُلِ مِنهُم قُوَّةَ أربعینَ رَجُلاً وَ یَکُونُونَ حُکّام الأرضِ وَ سَنامَها» (20)؛ «زمانی که قائم ما قیام کند خداوند آفت را از شیعیان مابزداید و دل‌های آنان را چون پاره‌های (سخت و تزلزل ناپذیر) کند و هر مرد آنان را قدرت چهل مرد دهد. آنان فرمانروا و سالار جهان خواهند بود.»

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:«بِمَهدّینا تُقطَعُ الحُجَجُ، فَهُوَ خاتِمُ الأئِمَّةِ وَ مُنقِذُ الأُمَّةِ و مُنتَهَی النُّور» (21)؛ «با مهدی حجت‌ها تمام می‌شود، او پایان بخش امامان و نجات بخش امت و منتهای نور است.»بنابراین برکت وجودی امام عصر علیه السلام آنقدر فراوان است که امتی را نجات بخش است و تحولات عظیم را با شعاع نورش شامل حال آن‌ها خواهد نمود.در دعای افتتاح می‌خوانیم: «اللّهُمَّ إنّا نَشکُوا إلَیکَ فَقَد نبیِّنا صَلواتُکَ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ غَیبَةَ وَلِیِّنا»؛ «خدا ما به سوی تو، از دوری پیغمبران (صلواتت بر او و آل او) و غایب بودن ولی‌مان شکایت می‌کنیم.»

شکایت ما از سر فرو رفتن در «غمة»؛ یعنی گرفتاری سنگین است که بسیاری زیر آن مشکلات خم شدند و به بیراهه رفتند و عده‌ای منکر امام علیه السلام شدند در این حال سر بر آوردن به برطرف کردن این گرفتاری با ظهور ولی الله العظم علیه السلام صورت می‌پذیرد.«اللّهم اکشِف هذهِ الغُمَّة عن هذهِ الأُمَّةِ بِحُضُورِهِ وَ عجِّل لَنَا ظُهُورهُ...» (22)؛ «خداوندا با حضور حضرت حجت علیه السلام این گرفتاری را از این امت برطرف کن و ظهور او را برای ما نزدیک کن.»

انتظار در پرتو تلاش برای محوریت دین

گذشت زمان و آمیخته شدن بسیاری از افکار و عقاید شخصی و خرافات گرفته شده به مسائل مذهبی و دراز شدن دست مفسده‌جویان به سوی تعالیم آسمانی، اصیل بودن پاره ای از قوانین الهی از دست می‌رود و دین دستخوش تغییرات زیانبخش می‌گردد. برای اینکه اصالت آیین الهی و محوریت دین مداری در جامعه مصون از هر آسیبی شود باید این رشته به وسیلۀ یک پیشوای معصوم ادامه یابد.

منتظر خالص و صادق در انتظار دیانت بی شائبه و قانون خالص به دور از تحریف‌ها، پیرایه‌ها و خرافات و یا اضافات و نوآوری‌هاست.در دعای ندبه چنین می‌خوانیم: «أینَ مُحیِی مَعالم الدّینِ وَ أهلِهِ»؛ «کجاست آن کسی که آثار و نشانه های دین و أهل آن را زنده می‌کند.»«أینَ أعلامُ الدین وَ قَواعِدُ العلم»؛ «کجایند آن نشانه‌ها و راهبران دین و پایه‌ها و ستون‌های دانش.»

«أینَ المُؤمَّلُ لِإِحیاء الکتاب وَ حُدُودِه»؛ «کجاست آن کسی که برای زنده کردن قرآن و حدود آن، آرزو شده است؟»این عبارت بیانگر این است که انتظار نه تنها درموضوع حضور یک انسان کامل برای اجرای منویات سیاسی است، بلکه معرفی و اجرای دین خالص و ناب نیز در دستور کار آن منجی آسمانی است.یا در دعای افتتاح از درگاه الهی درخواست می‌کنیم: «اللّهُمَّ اجعَلهُ الدّاعِیَ إلی کِتابِکَ وَ القائِمَ بِدینک...»؛ «خداوندا او را خواننده به سوی کتابت و قائم بر دینت بگردان.»

انتظار، قِوام مثبت اندیشی و مثبت رفتاری

یکی از معضلات بشر امروزی ابتلاء روحی و روانی، منفی اندیشی، تاریک بینی و بدبینی نسبت به خود، دیگران و تاریخ است. در صورتی که انسان به این رذیله اخلاقی یا بیماری روانی دچار شود، به فردی بی فایده، منفی گرا و نامطلوب تبدیل خواهد شد، اما در صورت حاکمیت مثبت اندیشی و خوش بینی به خود و آینده ثمرات گوناگونی مانند تلاش فراگیر و همیشگی و سلامت روابط فردی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت؛ بر همین اساس باید به دنبال راه حل‌هایی بود که ضمن پرهیز از سراب اندیشی و ارزوگرایی و تخیل گرایی، به یک خوش بینی واقع معقول دست پیدا نمود و این حاصل نمی‌شود مگر با اندیشه و اعتقاد به منجی و مهدویت و تقویت فرهنگ انتظار. (23)

انتظار دائمی در نگرش منتظر

منتظران حجت خدا بدون آنکه تردید و شکی به دل راه دهند منتظر ظهور امام خویش به سر می‌برند و با ایقان به حضرت مهدی علیه السلام طولانی بودن غیبت را بر خود آسان جلوه می‌دهند و فقط دوست دار ایشان بوده و از آن حضرت پیروی می‌کنند.عن الصادق علیه السلام اذا اصَبَحتَ و أمسَیتَ لاتَری فِیه اِماماً مِن آل محمد علیهم السلام فَأحَبَّ مَن کُنتَ تُحِبُّ وَ أبغِض مَن کنتَ تُبغِضُ وَ والِ مَن کُنتَ تَوالی و انتَظِر الفَرجَ صَباحاً وَ مَساءً (24)؛


«اگر زمانی قرار گرفتی که به امامی از آل محمد علیهم السلام دست نیافتی، هر که را قبلاً دوست داشتی (از ائمه گذشته) دوست بدار و هر که را از دشمنانشان دشمن داشتی دشمن بدار و از هر که پیروی نمودی پیروی کن و هر صبح و شام در انتظار فرج باشد.»انتظار در این روایت برای منتظران حقیقی آن حضرت به صورت استدام و دائمی بیان گردیده است و هر آن کس که دوستدار ایشان است برایش صبح و شب فرقی نمی‌کند دائماً در انتظارش نشسته تا گم شده‌اش را پیدا نماید.

مقدمات انتظار

بزرگان، چهار عامل را به عنوان مقدمات انتظار و شروطی که به واسطه‌ی آن، فرد منتظر شناخته می‌شود، نام برده‌اند:

الف. یقین داشتن به وقوع چیزی

یقین یعنی انسان، وقوع چیزی را قطعی بداند و هیچ شک و تردیدی در آن نداشته باشد. در این صورت حالت انتظار، خود به خود در او ظهور خواهد کرد؛ لذا هرچه علم فرد از علم الیقین به عین الیقین و حق الیقین برسد، حالت انتظار، قوی‌تر، یقینی‌تر، مطمئن‌تر و تأثیرگذارتر می‌شود؛ و مراتب بالای یقین به امام، همان معرفتی است که فرموده‌اند:«مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ، ماتَ میتَةً جاهِلیَّةً» (25)؛ «همانا هر که بیمرد و امام زمانش را نشناسد بر مرگ جاهلیت مرده است.»یقین غیر از ایمان است و صاحب المیزان، آن را علمی می‌داند که هیچ شک و تردیدی در آن راه نداشته باشد. (26)

فرق ایمان و یقین، در این است که در کمال ایمان، قلب قبول می‌کند، شک برطرف می‌شود و اخلاصش، شرک را کنار می‌زند؛ و در یقین، همان باور و ایمان را می‌چشد، ادراک می‌کند و متخلق می‌شود. برای مثال، فرض کنید فرد تشنه، در ایمانش به آب آن را به عنوان مایع زلالی که از دو عنصر تشکیل شده و خاصیتش سیراب کنندگی است، می‌شناسد. او خواص آب را شناسایی می‌کند و این شناخت را به باور قلبی خود می‌دهد که: اگر من تشنه‌ام، هیچ چیز جز آب، سیرابم نخواهد کرد. تا اینجا طالب می‌شود که سراغ آب برود.

اما هنوز طرف آ ب نرفته و فقط به وجود مایعی در خارج که او نیازمند به آن است، عالم شده و این نیاز به باورش نشسته؛ که همان ایمان است. اما وقتی آب را می‌نوشد و از طریق خون بر تمام سلول‌های بدنش می‌رساند، گوارا بودن آن را در تأثیراتی که در خونش و در تمام اعضا و جوارحش می‌گذارد، می‌چشد. یعنی همه چیزش از آب، متأثر می‌شود و در وجود خود با تک تک سلول‌هایش حقیقت آب را احساس می‌کند که این «یقین» می‌شود.

ب. نزدیک دانستن وقوع آن چیز

دومین مقدمات انتظار، آن است که وقوع منتظَر را نزدیک ببیند. این امر سبب می‌شود منتظِر، سهل انگاری را کنار بگذارد و به سرعت، خود را برای آن آماده کند و شرایط لازم را فراهم نماید؛ تا جایی که اگر هر لحظه، منتظرِ آن امر در لحظه‌ی بعد باشد، دائماً آماده و مهیّا برای وقوع آن است.عده ای بر این باورند که حضرت تا هزاران سال دیگر نخواهد آمد و دچار یأس و ناامیدی شده، زندگی را بر خود و اجتماع اطراف خود سخت می‌نمایند، در حالی که طولانی فرض کردن غیبت، خود نوعی زمان گذاشتن است که به شدت از آن نهی شده است.


یک دلیل تعیین نکردن زمان برای ظهور، این است که ما هر لحظه منتظر باشیم و شب و روز به امید شنیدن صحیه‌ی آسمانی به سر بریم. اگر ما ظهور حضرت را دور تصور می‌کنیم، از آن روست که انتظارمان غلط است. دور انگاشتن ظهور، ضدّ انتظار است و ناامیدی را در وجود انسان ایجاد می‌کند؛ لذا مسلماً افرادی که ظهور را دور می‌بینند حالت انتظار در وجودشان کم و نوعی دل سردی در آنان حاکم است. اما کسی که آمدن امام را قریب الوقوع می‌داند، حالت انتظارش قوی و در نتیجه دائماً در نشاط و شوق است. انتظار قوی هم موجب دقت می‌شود، مراقبه و تطهیر را در وجود بالا می‌برد. بر عکس، هر چه انتظار، ضعیف‌تر باشد، بی‌توجهی و بی دقتی بیشتر است.

ج. دست داشتن وضعیتی که منتظرش هستیم

سومین عنصر، انتظار، شناخت کیفیت حاکمیت و سیره ی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و عملی حضرت است که آن وضعیت را مطلوب و محبوب انسان می‌کند؛ چه اگر کسی نسبت به این مسئله، غلط فکر کند و در شنیده‌ها و تصورات عامیانه‌ی خود بماند، واقعاً منتظر آمدن حضرت نمی‌شود. مثلا ًکسی که می‌پندارد حضرت ظهور می‌کند همه را گردن می‌زند، هرگز نمی‌تواند منتظر ظهور دولت او باشد!لذا باید تک تک ما، خود را مسئول بدانیم که جَلَوات زیبای حکومت حضرت را بشناسیم و وقوع و شرایط ظهور این امر الهی را دوست بداریم؛ زیرا در این صورت، انتظارمان برای رسیدن به آن بیشتر می‌شود.

د. دوست داشتن آن که خبر از آمدنش داده‌اند

چنین دوست داشتنی جز از طریق معرفت حاصل نمی‌شود و این معرفت هرچه بیشتر باشد، انتظار بیشتر است.

صفات منتظران

1.قائلین به امامت حضرت مهدی علیه السلام

انتظار زمانی به صورت ساختمان کامل درمی آید که تمام مصالح این ساختمان صحیح و سالم بر سر جای خود قرار گرفته شده باشند. یکی از آن مصالح که در شکل گیری انتظار نقش اساسی و مهم را ایفا می‌نماید «شناخت امام و اعتقاد به امامت» است. همانطور که در کلام امام سجاد علیه السلام آمده است:«أنَّ اهلَ زمانِ غیبةٌ القائلون بإمامَتهِ، المُنتَظّرونَ لِظُهُورِهِ افضلُ أهلِ کُلِّ زمان» (27)؛ «همانا مردم زمان غیبت حضرت مهدی علیه السلام که به امامت او قائل باشند و در انتظار ظهورش به سر برند برتر از مردم هر زمان دیگرند»بنابراین تا شناخت و آگاهی و اعتقاد راسخ نسبت به امام عصر علیه السلام وجود نداشته باشد ساختار انتظار محقق نخواهد شد.آری، با چنین دیدگاهی است که منتظر می‌تواند آماده سازی خویش و جامعه‌اش را برعهده بگیرد و به سمت فرج در حرکت باشد.

2.داشتن کرامت و برتری اخلاقی

قرآن کریم می‌فرماید: «اتقوالله ما استطعتم» (28) یعنی پرهیزگاری کنید خدا را به قدری که قدرت دارید. تقوی یک موضوع واقعی است که در قلب انسان است و مربوط به ظواهر نیست، بنابراین معیار کرامت انسانی چیزی جز «پاکدامنی و تقوی» نخواهد بود.امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَن سَرَّ أن یکونَ مِن أصحابِ القائِمِ فلینتظر و لیعمل بالوَرعِ و محاسِنَ الأخلاقِ وَ هُوَ منتظِر» (29)؛ «هر کس دوست بدارد از اصحاب و یاوران قائم علیه السلام باشد باید انتظار بکشد و بر اساس پرهیزکاری و نیکوی اخلاق رفتار نماید: درحالی که چشم انتظار ظهور است.»


بنابراین در تصور نمی‌گنجد کسی به فضائل و کرامت انتظار دست یابد ولی تقوا را پیشه خود نساخته باشد. کسانی که فقط کلام خود را بر این قرار می‌دهند که ما منتظران حضرت مهدی علیه السلام هستیم ولی بدون رعایت و اصول اسلام و تقوای درونی و بیرونی می‌خواهند حاصلی از انتظار برداشت نمایند، سخت در اشتباه هستند. گشودن پنجره ای درونی به فرج حضرت مهدی علیه السلام مستلزم تقوا و پاکدامنی است که شخص منتظر باید ملکه‌اش شده باشد و حق تقوا را در حد عالی به انجام رسانیده باشدتا نام منتظر بر او قرار دهند، بنابراین از صفات بارز منتظران ظهور حضرت مهدی علیه السلام تقوا و پاکدامنی و کرامت اخلاقی است.

اطاعت پذیری

در انتظار نشستن، با اعتقاد به ولایت و رهبری امام معصوم علیه السلام، بر می‌تابد که شخص منتظر خواسته‌اش را درخواستۀ مولای خویش فنا کند و معیار دوستی خویش را در فرمان پذیری از حضرتش بطلبد. پیامبر (صلی الله علیه وآله )فرمودند: «طُوبی لِمَن أدرَکَ قائمَ أهلَ بیتی و هو یأتَّمُ بِهِ فی غَیبته قَبلَ قِیامِهِ وَ لیَتَوَلّی اولیائهُ وَ یُعادَیَ أعدائه» (30) خوشا به حال آنان که قائم خاندان مرا درک کرده و در زمان غیبت و قبل از قیامش به او تأسی می‌جویند. دوستانش را دوست می‌دارند و با دشمنانش دشمن هستند. تسلیم شدن به امام علیه السلام، بالاتریین بندگی خدا و روح همه اعمال عبادی است و خداوند بیش از هر چیز به همین اعتقاد و قبول ولایت و فرمان پذیری و اطاعت محض از امام معصوم علیه السلام بندگی می‌شود.

تفاوت در اطاعت پذیری، تفاوت در رفتار را را به دنبال دارد. کسانی که در اطاعت از امام معصوم به صورت عوامانه عمل می‌نمایند؛ یعنی گاهی از امام معصوم و گاهی ازنفس خویش، این‌ها دچار تزلزل رفتاری شده نمی‌توانند اثرات حقیقی انتظار را دریابند. وقتی در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم «مقدّمکم امام طلبتی و حوائجی و ارادتی فی کل احوالی و اموری» (31)؛ «و شما را در همه حالات و کارهایم پیش روی خواسته و حاجات و اراده‌ام قرار داده‌ام.»

یعنی اراده‌ی امام معصوم علیه السلام را بر اراده‌ی خود و طلب او را بر طلب خود، مقدم کنیم. آنچه را که او برای ما می‌خواهد، بر آنچه که ما برای خود می‌خواهیم، مقدم کنیم. آری آنچه امام علیه السلام برای ما می‌خواهد، ریشه در حب و عشق دارد؛ اما آنچه ما از امام علیه السلام می‌خواهیم، ریشه در نیاز و فقر است. بنابراین ریشه‌ی تمام هلاکت‌ها را می‌توان در عدم فرمان پذیری جستجو نمود.

منتظران حقیقی سرشار از معرفت

امروز منتظران حضرت مهدی علیه السلام طپش‌های قلبشان در انتظار موعودی است که انسان‌های پاک سرشت و مطهر وعدۀ آمدنش را به جهانیان اعلام داشته‌اند. اگر می‌خواهیم منتظران راستین حضرتش باشیم باید گرد و غبار دوری از معرفت ایشان را از وجود خاک بزدایم تا از حقیقت امام بهره گیری نمائیم. آری، تا پرده‌ی جهل از دل‌ها بر ما برداشته نشود و جان ما اسماء الهی را کنکاش نکند به معرفت دست نمی‌یابد.

«منتظران واقعی کسانی اند که خداوند به آن‌ها عقول و معرفتی داده که غیبت برای آنها به منزله حضور شده است.حکومت‌های سلطه‌گر و مقامات دنیای وجود آنان را سرشار از محبت نکرده و در چشم آنان ننشسته است، زیرا می‌دانند همه این‌ها برای بشریت فتنه‌ای بیش نیست و می‌خواهند آدمی را مسخ نمایند و به این باور رسیده‌اند که تنها کسی می‌تواند خیرخواه انسان باشد که طمعی در او نداشته باشد و بر ارزش او واقف باشد و او همان حجت الهی است.»(32)

منتظر در خون غلطان

آنچه از سیره ی قولی و فعلی ائمه علیهم السلام برمی آید، این است که آن‌ها هم منتظر بوده‌اند و ما را نیز به این مطلب، به یار سفارش کرده‌اند. از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «مَن ماتَ مِنکُم عَلی هذا الأمرِ مُنتَظِراً لَهُ کانَ کَمَن کانَ فِی فُسطاطِ القائم علیه السلام» (33)؛ «هر کس از شما با اعتقاد به این امر بمیرد در حالی که منتظر آن باشد، مانند کسی که در خیمه‌ی قائم علیه السلام باشد.» یعنی انتظار آن قدر اهمیت دارد و زیباست که هر کس در حال انتظار فرج بمیرد، همچون کسی است که در خیمه‌ی حضرت حجت علیه السلام بوده است.حضرت رضا علیه السلام فرموده‌اند:

«ما أحسَنَ الصَّبرَ وَ اِنتظارَ الفَرَجِ! أمّا سَمِعتَ قَولَ اللهِ عَزّوجَلَّ: وَ ارتَقِبُوا إنّی مَعَکُم رقیب» (34) «فَانتَظِروُا انّی مَعَکُم مِنَ المُنتظرینَ!؟»(35)صبر و انتظار فرج چه نیکوست! آیا سخن خدای تعالی را نشنیده ای که فرمود: چشم به راه باشید که من نیز با شما چشم به راهم و فرمود: منتظر باشید که من نیز با شما از منتظرانم!؟

امام رضا علیه السلام این آیات را ناظر به انتظار فرج حضرت مهدی علیه السلام می‌دانند و در حقیقت با این دو آیه، منتظِر را از صفات حق تعالی و خدا را منتظر حضرت حجت علیه السلام معرفی می‌کنند. یعنی خداوند، سنن و اسباب و علل را برای ظهور حضرت آماده می‌کند؛ پس چه زیباست انسان هم با پروردگارش همگام شود و چون خدا رقیب است، او هم مصداق «وَ ارتَقَبُوا» باشد. حتی خود امام عصر علیه السلام هم جزء منتظران است؛ چرا که وقتی خدا امر می‌کند «فَانتَظِروا» اولین مطیع این امر و منتظرتر از همه، خود امام علیه السلام است.

منتظر امام، باید مثل خود او باشد؛ وگرنه آنان که ادعای انتظار می‌کنند ولی قدم جای قدم‌های مولایشان نمی‌گذارند، معلوم نیست فردا از مطیعان ایشان باشند یا نه (36)امام صادق علیه السلام در حدیثی از پدرانش و آن‌ها از حضرت علی علیه السلام نقل کرده‌اند:«المُنتَظِر لإمرِنا کَالمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فی سبیلِ الله» (37)؛ «منتظر امر ما مانند کسی است که در راه خدا، در خون خود بغلتد.»منتظر حقیقی باید هرچه از عدّه و عُدّه در توان دارد، آماده کند. باید در جبهه های مخالفت‌های درونی و بیرونی بجنگد؛ یعنی مدام خون دل بخورد و با موانع مبارزه کند. چنین منتظری مانند آن است که به خون خود در راه خدا غلتیده است.

منتظر امروز، فرمانبردار فردا

امام صادق علیه السلام در حدیثی می‌فرمایند: «طُوبَی لِشیعَةِ قائِمَنا المُنظَرینَ لِظُهُورِهِ فی غَیبَةِ وَ المطیعینَ لَهُ فی ظُهُورِهِ؛ اولئک اولیاءُ اللهِ الّذین» لاخوفٌ علیهم وَ لاهُم یَحزَنُون (38)؛ «خوشا به حال شیعیان قائم ما که در حال غیبتش انتظار ظهورش را دارند و در حال ظهورش فرمانبردار او هستند. آنان دوستان خدا که نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند.»این حدیث بیان می‌کند که منتظر امروز، فرمانبردار فرداست؛ و لیکن منتظری که امروز بدون احساس دست روی دست گذاشته و هیچ توجهی به دشمن خارجی که با تجهیزات جنگی و فرهنگی غربی هجوم می‌آورد، توجه دارد و نه از هجوم پیوسته‌ی شیطان و نفس درونش باخبر است، چگونه می‌تواند در دوران ظهور فرمانبردار باشد؟

اگر امامش به او دستور دهد که همه هستی‌ات را رها کن و در میدان جنگ وارد شو، چه خواهد کرد؟ اگر منتظر، امروز آمادگی پیدا نکند، خود را به زندگی و خوشی‌های دنیوی عادت دهد و روح حماسی در درونش ایجاد نشود، هرگز نمی‌تواند فردا مطیع امام باشد تا اگر لازم شد، همه چیزش را رها کند! جوانی که امروز به اصطلاح غلط جوانی می‌کند و خود را در همه چیز آزاد می‌گذارد، فردا چگونه فرمانبردار امام خواهد بود؟

نتیجه

انتظار، همه ابعاد وجودی انسان را تحت الشعاع قرار داده همه مناسبات او را فرا می‌گیرد و این انتظار است که می‌تواند انسان را در تحقق عدالت جهانی به کمال مطلوب برساند. ونیز انتظار انسان را به آرامش گاه نپذیرفتن می‌کشاند تا زیر بار هر ظلم و ستمی نرود و هر طاغوتی را تحمل ننماید.

پی نوشت:

18. بحارالأنوار، ج 53، ص 92ـ91.

19. مفاتیح الجنان، دعای عهد.

20. میزان الحکمه، ج 1240.

21. همان.

22. مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص 904.

23. انتظار و وظایف منتظران، ص 75(با کمی تغییر).

24. بحار، ج 52، ص 133.

25. وسائل الشیعه، ج 16، ص 246.

26. ترجمه تفسیر المیزان، ج 6، ص 106.

27. بحار، ج 52، ص 122، ح 4.

28. همان.

29. بحارالأنوار، ج 52، ص 140، ح 50.

30. بحارالأنوار، ج 51، ص 72.

31. زیارت جامعه کبیره.

32. علی و پایان تاریخ، ص 83.

33. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 644.

34. این عبارت سه بار در قرآن کریم آمده است.

35. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 645.

36. معرفت نور تا عصر ظهور، ج 2، ص 152ـ151.

37. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 645.

38. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 357.

احمد ابراهیمی هُرستانی

منبع:راسخون

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید