مقالات ویژه
- فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! 2 / مستند (اخراج شده : Expelled)؛ چاله یا چاه؟! **مقاله ویژه**
- فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! 1/ مقدمه ای بر داروینیسم
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
| اخبار - اخبار سیاسی |
نشريه مانثلي ريويو گزارش داد:
تشديد خودكشي و بيماريهاي رواني درجامعه بيكاران آمريكا
نشريه معتبر مانثلي ريويو با انتشار گزارشي از تشديد خودكشي ها و بيماريهاي رواني بين كارگران آمريكايي كه اخيرا " بيكار شدند، اعلام كرد: بيش از 63 درصد بيكاران در آمريكا بيمه بيكاري دريافت نمي كنند.
به گزارش گروه اقتصاد بين الملل خبرگزاري فارس، نشريه مانثلي ريويو نوشت، ميليونها كارگر در آمريكا طي ركود اخير، شغل خود را از دست داده اند. استخدام در بخش ساخت و ساز مسكن 12 درصد ، در بخش خدمات تجاري و حرفه اي 7 درصد و در بخش خصوصي بطور كلي بيش از 5 درصد در مقايسه با سال قبل، كاهش يافته است. بيش از 5.6 ميليون نفر از ژوئن سال گذشته، شغل خود را از دست داده اند. تعداد افراد بيكار رو به افزايش است و نرخ بيكاري در ماه ژوئن به 9.5 درصد و سپتامبر 9.8 درصد رسيد. نكتة مثبت آن است كه بيمة بيكاري، درآمدي براي كارگران فراهم مي كند تا بتوانند اين دوران سخت را بگذرانند. آيا اين موضوع درست است ؟ نه چندان.
سهم كارگران بيكار كه منافعي را دريافت مي كنند از دهة 1970، به تدريج كاهش يافته است. در سال 1975، بيش از نيمي از كارگران بيكار، منافع و درآمد مستمر دريافت كردند. ولي در سال 2008، فقط 37 درصد بيكاران به چنين دستمزدها و منافعي دست يافتند و در بعضي ايالات، اين رقم كمتر از 25 درصد بود. كارگراني كه "كارگران نااميد " خوانده مي شوند يعني كساني كه مي خواهند شغلي داشته باشند ولي فعالانه بدنبال كاريابي نمي باشند، بعنوان بخشي از نيروي كار در نظر گرفته نمي شوند و بنابراين حتي در اين ارقام وارد نشده اند.
بطور خلاصه، بيمه بيكاري، مزيتي نيست كه همة افرادي كه شغل خود را از دست مي دهند، بتوانند روي آن حساب كنند. گروه هاي مختلفي براي تغيير اين وضعيت كار مي كنند. قانون سرمايه گذاري مجدد و بهبود آمريكا (APRA) يا به عبارت بهتر، بستة مشوق اوباما، بودجة موقت براي ايالاتي ايجاد مي كند كه پوشش بيكاري آنها توسعه يافته و تاكنون در سال جاري، 25 ايالت اين گونه بوده اند. وقتي بيمه بيكاري بعنوان يك برنامة ملي در سال 1935 پايه گذاري و اجرا شد، بعنوان ابزاري براي ايجاد توانايي در كارگران براي حفاظت از استاندارد زندگي در تغيير شغل، در نظر گرفته شد. با اين بيمه، كارگران بهتر مي توانند خانه و سلامت خود را حفظ كنند. اين بيمه به ثبات زندگي خوب خانواده كمك مي كند و نيروي كار را در يك منطقه حفظ مي كند. با ايجاد توانايي در كارگران براي جستجوي طولاني تر شغل، بيمة بيكاري نيز انتخاب شغلي كارگران را بهبود مي بخشد و حتي انعطاف پذيري كارفرمايان در به خدمت گرفتن افراد ازطريق اخراج افراد با صدمات كمتر را بهبود مي بخشد.
بيمه بيكاري يك ابزار مهم در خلاف جهت چرخة معمول نيز به شمار مي رود يعني هزينه هاي مصرف كننده طي ركود اقتصادي را تقويت مي كند و سپس بطور اتوماتيك با بهبود اقتصاد، افت مي كند و بيكاري نيز كاهش مي يابد. بدليل اينكه بيمة بيكاري نياز به ديگر شكلهاي دخالت دولتي براي افزايش تقاضا در يك ركود را كاهش مي دهد، اين برنامه در طيف ايدئولوژيكي مورد حمايت قرار گرفته است.
پوشش مزايا و دستمزدها در ايالات مختلف، متفاوت است. درآمد متوسط هفتگي در سال 2008، 300دلار بود كه حدود 35 درصد متوسط دستمزد هفتگي محسوب مي شود. درآمدها از بودجة ايالتي پرداخت مي شوند كه توسط ماليات پرداختي توسط كارفرمايان، تأمين مي شود. اين ماليات براي هر جا از اولين 7000 دلار تا اولين 35300 دلار درآمد سالانه هر كارگر بسته به ايالات وضع شده است و متوسط كل كشور 11482 دلار است. نرخ ماليات از 0.83 درصد تا 5 درصد دستمزد مشمول ماليات با متوسط كشوري 242 درصد متغير است.
تغيير در الگوهاي استخدامي و سخت گيري در كاهش پوشش مؤثر بيمه بيكاري، پنهان است. امروزه، تقريباً 30 درصد نيروي كار آمريكا در وضعيت كاري غير استاندارد يعني شغل نيمه وقت، موقت، قراردادي همچنين شغل هاي آزاد، مشغول به كار هستند. اكثر اين شغل ها شامل ماليات مي شوند كه بودجة پرداخت بيكاري را تأمين مي كند در حالي كه هنوز اين كارگران اغلب بدون صلاحيت، ارزيابي مي شوند. بعنوان مثال، افرادي كه فقط بدنبال شغل نيمه وقت هستند، در بسياري از ايالات، مشمول بيمة بيكاري نمي شوند. اين موضوع بويژه در مورد زناني صادق است كه شامل سرپرستان خانوار اغلب بدليل مسئوليت هاي خود در خانه، بصورت نيمه وقت كار مي كنند. افرادي كه بصورت تمام وقت ولي بخشي از سال را كار مي كنند نيز به سختي ممكن است شامل مزاياي بيكاري شوند.
بسياري از كارگراني كه براي اين مزايا صلاحيت ندارند، درآمدهايي دارند كه براي خانواده هايشان، حياتي است. در سال 2007، 41 درصد كارگران فقط نيمه وقت يا بخشي از سال را كار مي كردند، در بين سرپرستان خانوار، اگرچه اين رقم پايين تر ولي باز هم قابل توجه بود. در سال 2007 اين رقم بطور كلي 32 درصد و براي زنان سرپرست خانواده، 42 درصد بود. در كنار سرپرستي از كودكان، سرپرستي از افراد كهنسال نيز براي بسياري از افراد به شغل نيمه وقت منجر مي شود. تقريباً يك سوم افراد بزرگسال شاغل كه داراي والدين كهنسال مي باشند، طبق گزارشات بخشي از شغل خود را براي مراقبت از آنان كنار گذاشته اند.
صنايع، مناطق و كارگران خاصي بيش از ديگران از اين ركود ضربه خورده اند. در ماه ژوئن، 15 ايالت و منطقة كلمبيا نرخ بيكاري بيش از 15 درصد داشتند ولي فقط يك ايالت يعني داكوتاي شمالي، نرخ بيكاري زير 5 درصد داشت. ميشيگان، اورگان، كاروليناي جنوبي و رادآيلند نرخ بيكاري فصلي 12 درصد يا بيشتر داشتند.
بيكاري به بعضي گروه هاي جمعيتي بيش از ديگر افراد ضربه زده است و اين گروه ها شامل جوانان، افراد رنگين پوست و افراد با تحصيلات نسبتا بالا مي باشند. در بين كارگران بالاي 20 سال، سياهپوستان بالاترين نرخ بيكاري را در ماه ژوئن به ميزان 16.4 درصد داشتند. اين نرخ براي زنان اسپانيايي و لاتين 11.5 درصد، براي زنان سياهپوست 11.3 درصد و براي مردان اسپانيايي و لاتين 10.7 درصد بود. بر عكس، نرخ بيكاري براي مردان سفيد پوست (9.2 درصد) و زنان سفيدپوست (6.8 درصد) زير 10 درصد بود.
تركيبي از فاكتورها شامل تبعيض شغلي، سطوح پايين تحصيلي و تبعيض نژادي و جنسيتي به درآمد پايين تر براي زنان و مردان سياهپوست و لاتين تبار منجر گرديد كه اثر بيكاري بيشتر را، هرچه بدتر مي سازد. اطلاعات سالهاي 2007-2005 نشان مي دهد كه زنان سياهپوست كه تمام سال و تمام وقت كار مي كنند، 15900 دلار در سال كمتر از مردان سفيد پوست درآمد دارند و اين فاصلة دستمزد براي زنان اسپانيايي و لاتين 21400 دلار بود.
خانواده هاي داراي درآمد پايين تر، دارايي كمتري دارند كه به آنها در دوران سخت اقتصادي كمك كند و خانواده هاي بزرگ آنها نيز با افزايش تقاضا بر آنها، به شدت تحت فشار بوده اند. افراد بدون حقوق و مزايا يعني بخش ديگري از شبكة امنيت اجتماعي از تقاضاي روز افزون براي سرويس ها و اهداي كمتر طي دوران ركود، رنج مي برند. در نتيجه خانواده هاي سياهپوست، زنان و اسپانيايي لاتين ها از كاهش درآمد شديد طي دوران ركود رنج مي برند و بيمة بيكاري مي تواند بويژه براي آنان، حياتي باشد.
خانواده هايي كه در آنها يك يا چند حقوق بگير، شغل هاي خود را از دست مي دهند، هزينه هايي بسيار بيش از دستمزد از دست رفته خود را متحمل مي شوند. پس اندازها به صفر مي رسند، نرخ بيماري هاي رواني و فيزيكي افزايش مي يابد، سطح بدهي ها اغلب بالاتر مي رود (پوشش نامناسب بيمة درماني، فاكتور اصلي در سال 2008 مي باشد، 60درصد بيكاران فاقد بيمة سلامتي مي باشند) و ادامة تحصيلات دانشگاهي يا هر گونه آموزش ديگري ممكن است به تأخير افتد. مطالعات اخير، افزايش نرخ خودكشي، بيماري هاي فيزيكي و رواني و خشونت هاي داخلي و غير داخلي در بين بيكاران را نشان مي دهد. اين مشكلات طي دوران ركود گسترش مي يابند و باري بر دوش جامعه مي گذارند و فقط به مسائل خانواده ها مربوط نمي شوند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


