مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
برچسب:انقلاب
|
سه شنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حضرت امام (ره) در آخرين نيمه شعبان عمر مبارك خويش14/1/1367- 15شعبان 1408- با اشاره به اوضاع كنوني دنيا اشتياق و تعهد خود را در تحقق همه آرمانهاي والاي مولا و مقتدايش حضرت ولي عصر- ارواحنا فداه- اينگونه ترسيم مي كنند.
«... الان عالم پر از ظلم است. شما يك نقطه هستيد در عالم، عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم، بايد بگيريم، تكليفمان است، ضرورت اسلام و قرآن است، تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم، اما نمي توانيم بكنيم، چون نمي توانيم بكنيم، بايد او بيايد تا بكند، اما ما بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براي حضرت-سلام الله عليه...» (1) و درباره وظيفه منتظران متعهد در عصر غيبت مقرون به ظهور مي فرمايند: «... ما تكليف داريم آقا! اين طور نيست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان- سلام الله عليه- هستيم پس ديگر بنشينيم تو خانه هايمان، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم «عجل علي فرجه» عجل، با كار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم كنيد براي آمدن او و فراهم كردن اينكه مسلمين را با هم مجتمع كنيد. همه با هم بشويد. ان شاءالله ظهور مي كند ايشان...» (2) حضرت امام(ره) با يادآوري دشواريهاي مبارزات انبيايي، تلاش براي مهيا شدن زمينه ظهور را موجب علني شدن هرچه بيشتر دشمني ها و توطئه هاي استكبار جهاني و وابستگان داخلي آنان دانسته و مقاومت و مخالفت آنان را مانع انجام وظيفه نمي دانند: «... اين چيزي كه ما در اين وقت، و در اين عصر وظيفه داريم، اين مهم است. همه انتظار داريم وجود مبارك ايشان را، لكن با انتظار تنها نمي شود، بلكه با وضعي كه بسياري دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه وظيفه فعلي شرعي- الهي خودمان را بكنيم و باكي از هيچ امري از امور نداشته باشيم. كسي كه براي رضاي خدا ان شاءالله مشغول انجام وظيفه است، توقع اين را نداشته باشد كه مورد قبول همه است، هيچ امري مورد قبول همه نيست. كار انبيا هم مورد قبول همه نبوده است. لكن انبيا به وظايفشان عمل كردند و قصور در آن كاري كه به آنها محول شده بود نكردند، گرچه مردم اكثرا گوش ندادند به حرف انبيا. ما هم آن چيزي كه وظيفه مان هست عمل مي كنيم و بايد بكنيم، گرچه بسياري از اين عمل ناراضي باشند، يا بسياري هم كارشكني بكنند...» (3) معمار انتظارآفرين انقلاب اسلامي با يادآوري توطئه هاي گسترده دشمنان داخلي و خارجي انقلاب رمز خنثي شدن تمامي آن توطئه ها را اينگونه بيان مي فرمايند: «... كدام قدرت و كدام ابزار جنگي مي توانست جمهوري اسلامي و كشور عزيز شما را از اين درياي متلاطم، كه شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو به بازوي يكديگر داده و در پي غرق آن كوشيدند و مي كوشند نجات دهد. اين كوردلان از خدا بي خبر و عاري از معنويات نمي دانستند كه اين كشتي نوح است كه خدايش كشتيبان و پشتيبان است. اينان با ابزار و ساز و برگ مادي به جنگ ايمان و معنويت و كشور صاحب الزمان- ارواحنا لمقدمه الفداء- آمده اند. ولي چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان...» (4) بنابراين پيروزي نهايي در نظر تمامي كساني كه در دفاع از انقلاب اسلامي ناظر همراهي دست تواناي بقيه الله هستند حتمي است: «... بايد هرچه بيشتر به نصرت حق تعالي اعتماد كنيد، كه قدرتهاي امكاني در مقابل نصر الهي ناچيز است. عزيزان من، شما پيروز و منصوريد چه در راه حق تعالي به نصرت ظاهري برسيد و چه شهيد و معلول و اسير شويد. حق تعالي با شماست و دست تواناي بقيه الله كه يدالله است دستگير شما...» (5) امام همواره به ما مژده داده است كه دشمنان انقلاب اسلامي ما هرگز از رمز و رازها بين منتظران ظهور و جان جانان مولاي غايب از نظر را نخواهند فهميد و به همين دليل به رمز عمليات هميشه پيروز در عصر مقارن ظهور دست نخواهند يافت: «... آن روزي كه انقلاب شروع شد ما هيچ نداشتيم، پيروزي ما با دست خالي به دست آمد و بحمدالله تا بدين جا رسيده ايم كه امروز مورد توجه تمام قدرتهاي بزرگ هستيم. و تمام قدرت ها در اين فكرند كه با اين انقلاب چگونه برخورد كنند. مطمئن باشيد از قدرت ها كاري ساخته نيست، هيچ نگراني به خودتان راه ندهيد. شما جنود خدا هستيد و پيروزيد. آنهايي كه در ابتدا، حركت خودشان را شروع كردند، با طمأنينه قلبي شروع كردند و از هيچ نترسيدند. قدرتهاي بزرگ از آن جهتي كه در شما هست كه آن ايمان به خداست خبر ندارند، لذا دائم مي گويند «ما داراي موشك هستيم» آنها داراي موشك هستند ولي ايمان ندارند. شما ايمان داريد. قلب هايتان با مبدأ نور و قدرت پيوند خورده است، پيوند ناگسستني، اما آنها اين را نمي فهمند. شما مورد نظر امام زمان هستيد و از آنجا كه ايمان و قدرت امام زمان را داريد همه چيز داريد. پشتوانه شما الهي است. بايد اين پشتوانه را حفظ كنيد، وقتي ما چنين تكيه گاهي داريم، از هيچ چيز نمي ترسيم...» (6) و در پناه اين پشتوانه عظيم الهي است كه امام امت(ره) رسالت جهاني منتظران در عصر مقارن ظهور را يادآور مي گردند: «... و دلهاي همه ما را به نور هدايت خويش منور فرمايي و ملت عزيز ايران را در پيشبرد جمهوري اسلامي و سركوب منحرفان و مخالفان با اسلام و پيروان آن مصمم تر فرمايي، تا اين انقلاب را به انقلاب جهاني مهدي موعود- ارواحنا فداه- ادامه دهند...» (7) «... ان شاءالله با عنايت خاصه ولي عصر- ارواحنا له الفداه اين كشتي متلاطم انسانيت به ساحل نجات برسد و مستضعفان جهان بر مستكبرين ظالم پيروز شوند و اميد است كه حكومت بزرگ همگاني حضرت سلام الله عليه بزودي برقرار شود و چشم همه ما را و همه مسلمين جهان را به نور مباركش روشن فرمايد...» آمين(8) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1) صحيفه امام ج12 ص71 2) صحيفه امام ج18ص962 3) صحيفه امام ج91 ص642 4) صحيفه امام ج91 ص441 5) صحيفه امام ج91 ص051 6) صحيفه امام ج91 ص371 7) صحيفه امام ج71 ص484 8) صحيفه امام ج71 ص654 نويسنده:ابراهيم حاجي محمدزاده
منبع: فارس پنجشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفتیم که حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. در بررسی سندی 16 روایت مرتبط با حوادث مصر در آستانه ظهور دیدیم که این روایات از میان 7 منبع روایی نقل شده است. ما به ترتیب قدمت این منابع بررسی سندی را آغاز کردیم و به تحلیل روایات سه منبع از این منابع پرداختیم. موعود دوشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
خطاب به نمايندگان در آغاز دوره دوم مجلس؛ يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
تحلیل و نقد روایات موعود يكشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
جايگاه انقلاب اسلامي در عصر غيبت از ديدگاه حضرت امام(ره) كجاست؟ به نظر مي رسد امر عظيم غيبت آغاز تجربه اي دشوار و پيچيده اما ضروري براي وارثان راه انبيا و اولياست. گويا اين تجربه گرانسنگ و دشوار را منتظران حقيقي در چهار مرحله طي نموده و آبديده شوند و به لياقت حضور در ظهور قيام قائم آل محمد(ص) نائل آيند:
نويسنده:ابراهيم حاجي محمدزاده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوشنبه, ۰۹ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفته شد که روایات رخدادهای مصر در دوران ظهور را می توان به هفت گروه تقسیم کرد و ترتیبی منطقی اما احتمالی برای این رخدادها ارائه نمود. در بخش گذشته به بررسی سه گروه از این رخدادها پرداختیم. این سه گروه عبارتند از: موعود دوشنبه, ۰۲ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
يكي از دلايل مهم متوهم شدن انسان و تصور باطل پيدا كردن از واقعيتهاي عالم علاقه هاي انسان است. انسان آرزوها و دوست داشتني هايي دارد كه اين علايق مي توانند واقعيت را در ذهن او تغيير دهند تا جايي كه ديگر واقعيت را درست نبيند. مثلا همه دوست دارند آدم خوبي باشند ولي يكي از نتايجِ وجود اين علاقه در انسان اين است كه فكر مي كند آدم خوبي است. درحاليكه فقط دوست دارد آدم خوبي باشد، ولي در اين راه موفق نبوده است. و يا مانند فردِ تشنه اي كه در بيابان دنبال آب مي گردد و سراب را آب مي بيند. از طرف ديگر، گاهي تنفر هم موجب مي شود واقعيتها ديده نشود. مانند كسي كه نسبت به ديگري تنفّر دارد و عيب هايش را بزرگ مي بيند و محسناتش را نمي بيند. چون از او متنفّر است، ديگر نمي تواند او را درست ببيند. اين تأثيري است كه گرايش هاي آدمي روي درك و آگاهي هاي او ايجاد مي كند. شخصيت خيال پرداز سياسي فتنه، كه گويا دوست دارد در عالَم يك كسي باشد، اخيراً در بيانيه اي نوشته است آنچه مردم مصر انجام دادند، از شورشهاي خياباني جنبش سبز الهام گرفته اند!.
فارس نیوز شنبه, ۰۷ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
اگرچه روايات پيش بيني حوادث آينده مصر فراوان است اما تنها بخشي از آنها به عصر ظهور مرتبط مي شود. روايات پيش بيني فتح مصر توسط مسلمانان و همچنين روايات غلبه مغربي ها بر مصر كه در دوران انقلاب فاطميان به حقيقت پيوسته است، از جمله رواياتي است كه ربطي به مساله ظهور ندارند و بايد مراقب بود كه ما را به اشتباه نياندازند و با روايات ظهور درآميخته نگردند. بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل تنها به رواياتي مراجعه خواهيم كرد كه به نحوي دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
امام زمان (عج) ظهور منجي آخر الزمان از جمله مسايلي است كه شيعه و سني به آن معتقدند و در منابع روايي هر دو، روايات متعددي در اين باره وجود دارد. پيامبر خدا و اهل بيت، نشانه هايي را كه پيش از ظهور حضرت ولي عصر(عج) رخ مي دهد، ارائه كرده اند تا مردمي كه در دوران پيش از ظهور زندگي مي كنند خود را براي اين اتفاق بزرگ آماده سازند و همچنين مردم دوران هاي ديگر مدعيان دروغين را بشناسند. يكي از اين نشانه ها كه اخبار فراواني را به خود اختصاص داده، رخدادهاي مرتبط با كشور مصر است. ناآرامي هاي كنوني اين كشور و جنبش مردم مسلمان اين ديار، نگاه ها را بيش از گذشته به سوي اين پيش گويي ها جلب كرده است. چرا كه برخي از اين نشانه ها همچون جنبش هاي پي در پي مردمي در كشورهاي عربي و كشيده شدن اين حركت هاي مردمي به كشور مصر، با حوادث كنوني اين سرزمين قابل تطبيق است. اما به راستي آيا حوادث كنوني مصر همان است كه در روايات اهل بيت براي ظهور حضرت ولي عصر پيش بيني شده؟ براي پاسخ به اين پرسش، ابتدا بايد همه رواياتي را كه در زمينه نشانه هاي ظهور به دست ما رسيده و به نوعي با مصر در ارتباط است، مورد كنكاش قرار دهيم و نمايي كلي از اين دسته از روايات ارائه نماييم. اما مهمتر آن است كه بتوانيم تحليلي دقيق بر اين گروه از روايات، داشته باشيم و نتيجه اي شايسته از آن بگيريم. حوادث مصر در آستانه ظهور اگرچه روايات پيش بيني حوادث آينده مصر فراوان است اما تنها بخشي از آنها به عصر ظهور مرتبط مي شود. روايات پيش بيني فتح مصر توسط مسلمانان و همچنين روايات غلبه مغربي ها بر مصر كه در دوران انقلاب فاطميان به حقيقت پيوسته است، از جمله رواياتي است كه ربطي به مساله ظهور ندارند و بايد مراقب بود كه ما را به اشتباه نياندازند و با روايات ظهور درآميخته نگردند. بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل تنها به رواياتي مراجعه خواهيم كرد كه به نحوي دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند. با مراجعه و بررسي اين دسته از روايات مي توان رخدادهاي مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسيم كرد كه در نگاه اول، ترتيب روشني براي اين حوادث ديده نمي شود. اما با اندكي تامل مي توان به يك ترتيب منطقي اما احتمالي دست يافت. اين اتفاقات عبارتند از: 1ـ حركت انقلابي مردم عليه حاكمان در مصر و ديگر كشورهاي عربي 2ـ كشته شدن فرمانرواي مصر به دست مردم 3ـ هرج و مرج و نابساماني در كشور به دليل فقدان پيشوا 4ـ ورود نيروهاي خارجي به مصر 5ـ انقلاب مردي از مصر و ايجاد حركت اسلامي در اين كشور 6ـ پيوستن نيروهاي خارجي مستقر در مصر به سفياني 7ـ آمادگي براي استقبال از امام زمان و ورود حضرت به اين كشور 1ـ حركت انقلابي مردم عليه حاكمان در مصر و ديگر كشورهاي عربي يكي از نشانه هاي ظهور، حركت عمومي مردم منطقه و يا مردم كشورهاي عربي بر ضد حاكمان است. حاكماني كه استبداد، زورگويي و ظلمشان چنان مردم را بر آشفته كه جز به كشتن آنان راضي نخواهند شد. شيخ مفيد هنگام برشمردن نشانه هاي ظهور در اين باره مي گويد: خُرُوجُ الْعَبِيدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِيهُم. (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداري بزرگان خود بيرون رفته و آنان را مي كشند. گويا اين حادثه بيشتر در كشورهاي عربي رخ مي دهد و حاكمان اين كشورها به خاطر وابستگي به قدرت هاي ديگر و گرايشات غير بومي مورد نكوهش مردم قرار مي گيرند: وَ خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّكُهَا الْبِلَادَ وَ خُرُوجُهَا عَنْ سُلْطَانِ الْعَجَمِ. (همان)؛ و مردم عرب از قيد و بند (ذلت) آزاد مي گردند و شهرها را تصرف مي كنند و از فرمان پادشاه عجم (غير عرب يا با گرايشاتي غير بومي) بيرون مي آيند. امام زمان بنابر روايتي از اميرمومنان علي(عليه السلام) دايره اين جنبش ها و اختلافات به تمامي كشورهاي عربي كشيده خواهد شد. از امام علي عليه السلام نقل شده كه در ضمن بيان نشانه هايي از ظهور فرمودند: ... اخْتِلَافٍ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب. (تفسير عياشي، ج 1، ص 64)؛ اختلاف و درگيري در تمامي سرزمين عرب رخ خواهد داد. نكته پر اهميت اين است كه ظاهرا برخي از اين انقلاب هاي مردمي به ثمر مي نشيند و رنگ پيروزي را به خود خواهد ديد: وَ غَلَبَةُ الْعَبِيدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات. (الارشاد، همان)؛ نوكران (مردم عادي) بر شهرهاى بزرگان خود غلبه مي كنند. مصر نيز همچنانكه خواهيم گفت از اين قاعده در كشورهاي عربي مستثني نخواهد بود و عليه حاكم خود برخواهد آشفت. 2ـ كشته شدن فرمانرواي مصر به دست مردم از روايات ظهور برمي آيد كه ناآرامي ها و انقلاب مردمي در كشورهاي عربي به مصر نيز كشيده خواهد شد. تا به آنجا كه مردم، فرمانرواي خود را خواهند كشت: وَ قَتْلُ أَهْلِ مِصْرَ أَمِيرَهُمْ. (الارشاد، همان)؛ "مردم مصر، فرمانرواي خود را مي كشند. " برخي از منابع اهل تسنن حاكي از آن است كه اين حادثه با كشته شدن فرمانرواي شام، همزمان خواهد بود: "قبل از وى فرمانرواى شام و حاكم مصر كشته مى شوند. " (ر.ك: عصر ظهور، ص 158) ـ هرج و مرج و نابساماني در كشور به دليل فقدان پيشوا يكي از حوادثي كه پيش از ظهور حضرت براي كشور مصر پيش بيني شده است، هرج و مرج و نابساماني است. از ابوذر نقل شده كه گفت: امنيت از مصر رخت بر مى بندد. راوي مي گويد به او گفتم: در آن هنگام كه امنيت از دست مى رود، پيشوايى نيست كه آن را فراهم آورد. گفت: خير، بلكه نظام آن از هم پاشيده مى شود. (كتاب الفتن، نعيم بن حماد، ص 174) بنابراين ريشه اين نابساماني نداشتن پيشوا و جلوداري است كه بتواند حركت انقلابي مردم را رهبري نمايد. اين ناامني و هرج و مرج به آنجا خواهد رسيد كه عده اي فرصت طلب از اين اوضاع، نهايت سوء استفاده را مي كنند و بر قسمتي از اين سرزمين سيطره پيدا مي نمايند. از امير مومنان(عليه السلام) درباره نشانه هاي ظهور نقل شده كه فرمود: و غلبة القبط على أطراف مصر. (المناقب، ج 2، ص 274)؛ قبطيان بر اطراف مصر غلبه مي كنند. مصر اما قبطيان چه كساني هستند؟ در تاريخ مي خوانيم كه فرعون و فرعونيان و همچنين جالوت (فرمانرواي ستمگري كه نامش در قرآن آمده) از قبطيان بوده اند. بنابراين ممكن است كه مقصود از قبطيان، بازمانده حاكمان فرعوني اين سرزمين و يا به طور كلي فرعون صفتان باشد. البته بايد در نظر داشت كه قبطيان كنوني مصر مسيحي اند و جمعيتي حدود 15 ميليوني دارند كه ممكن است، مراد حديث همين گروه از جمعيت مصر باشد. اگر مراد از اطراف مصر در اين روايت، مرزهاي داخلي مصر باشد، نتيجه اين خواهد شد كه كمي قبل از ظهور حضرت، نابساماني و هرج و مرج، عده اي از فرعون صفتان سودجو و يا مسيحيان ضد اسلام را بر شهرهاي حاشيه اي اين كشور حاكم خواهد كرد. اما ممكن است مقصود از اطراف مصر، سرزمين هاي همسايه اين كشور نظير فلسطين، اردن, ليبي يا سودان باشد كه اسير حاكماني فرعون صفت مي باشند. ادامه دارد ...
موعود شنبه, ۰۹ بهمن ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
«انقلاب تونس فرياد مستضعفان عليه استبداد بود، مانند فريادي كه در سال 1979 (1357 شمسي) در ايران شنيده شد.» اين تحليل دكتر "سعيد الشهابي" از رخدادهاي اخير كشور تونس است. وي در روزنامه القدس العربي در اين باره نوشت: «انقلاب تونس به سبب شتاب، فراگيري و موفقيت در براندازي رئيس جمهور اين كشور، بسياري را شگفت زده كرد.»
وي با مقايسه حكومت هاي حبيب بورقيبه و زين العابدين بن علي افزود: «صاحبنظران، تحليلگران و سياستمداران غربي ديدگاه هاي خود را صرفا به حوادث روزمره محدود مي كنند و به نقش غرب در تداوم نظام هاي ديكتاتوري و سركوب ملت هاي عربي و اسلامي اشاره نمي كنند. غربي ها يا با مواضع سياسي خود يا تجربه هاي امنيتي يا ناديده گرفتن فريادها و نشنيدن صداهاي استغاثه و كمك افرادي كه در زندان ها شكنجه مي شوند از اين حكام ستمكار حمايت مي كنند.» نويسنده اظهار کرد: «وقتي بن علي نظام بورقيبه را سرنگون كرد غربي ها براي او كف زدند و او را مانعي در برابر رسيدن اسلامگرايان به حكومت دانستند و از افراط گرايي وي در لائيسيته و سكولاريسم حمايت كردند و به ادامه مداخله ها در زندگي شخصي مردم و سلطه و سيطره بر مساجد و ممنوعيت احزاب ديني اعتراض نكردند.» الشهابي غربي ها را به نفاق و دورويي متهم كرد و افزود: «بن علي حماقت هاي بسياري مرتكب شد و ريختن خون تظاهر كنندگان روند سقوط نظام او را سرعت بخشيد.» وي گفت: «آنچه در تونس مي گذرد صرفا مختص به يك كشور عربي مبتلا به استبداد نيست؛ بلكه مساله مربوط به ملت هاي عربي است كه وقتي ملت تونس ديوار سكوت و زنجيرهاي استبداد را در هم شكستند و عليه نظامي كه با آتش و آهن حكومت مي كرد سر به شورش برداشتند، آنها نيز نفسي كشيدند.اين انتفاضه ملت تونس در اغلب پايتخت هاي عربي بازتاب داشته است و در اكثر سمينارها و وبلاگ ها از اين بيداري عمومي كه جهان مانند آن را جز در سال 1979 در ايران سراغ ندارد تمجيد مي كنند.» وي در پايان ابراز اميدواري كرد در تونس نظامي متمدن و ميانه رو بر سر كار آيد؛ چرا كه جهان عرب اكنون به اين كشور چشم دوخته است تا الگويي جديد در قدرت معرفي كند كه از سويي استقلال كشور را تضمين نمايد و با تكيه بر بازوان فرزندان ميهن به آباداني و اعتلاي كشور در سايه آزادي و عدالت و مشورت بپردازد.
گفتني است مقامات غربي و رژيم صهيونيستي انكار نمي كنند كه انقلاب تونس، برگرفته از الگوي انقلاب اسلامي در ايران است و شعارهاي مردم نظير "الله اكبر"، "مرگ بر آمريكا"، "مرگ بر اسرائيل" و "اسلام دين من است" را نشانه هاي غيرقابل ترديدي این الگو گيري مي دانند. نيوزويك: ترس از تكرار ماجراي ايران به جان سكولارهاي تونس افتاده است
سرنگوني رئيس جمهور تونس ممكن است به حاكميت اسلامگرايان و شكل گيري ايراني ديگر بيانجامد.
مجله آمريكايي نيوزويك با درج اين احتمال نوشت: تونسي ها براي تغييرات شادي مي كنند اما جريان هاي سكولار و ليبرال در اين كشور از اين كه فعاليت مساجد آزاد شده نگران شده اند. ترس آنها از اين است كه اسلامگرايان در صحنه سياسي قدرت بگيرند. نيوزويك مي افزايد: با توجه به شدت عملي كه بن علي در هدفگيري اسلامگرايان به كار برد، هيچ كس به وضوح نمي داند آنها تا چه حد مي توانند در صحنه سياسي قدرت بگيرند. "النهضه"، بزرگترين حزب اسلامي تونس، كه به زبان عربي به معناي بازخيزي است، در انتخابات 1989 توانست قريب 2درصد آرا را كسب كند، اما اينكه اكنون مي تواند از حمايت بيشتري برخوردار شود يا نه، خود موضوع يك سوال است.
این مجله آمريكايي همچنين با نگراني يادآور شده است: فعلاً حاميان النهضه حضور خود را در خيابان هاي تونس شروع كرده اند. اخيراً شماري از جواناني كه مي گفتند حاميان النهضه هستند، در مقابل ساختمان حزب دموكراتيك مترقي -بزرگترين گروه اپوزيسيون قانوني- جمع شده بودند و فرياد مي زدند: «استعفا، استعفا». آنها آمده بودند تا به تصميم اين حزب براي مشاركت در دولت موقتي اعتراض كنند كه روز قبل اعلام شده بود، و بسياري از اعضاي رژيم سابق نيز جزء آن بودند.
حضور اسلامگرايان در ميان معترضين، نگراني جريان هاي سكولار را برانگيخته است. نگراني آنها در اين است كه اصولگرايان مذهبي سازمان يافته ترند و مي توانند از طريق مساجد حمايت سياسي كسب كنند.
صداي آمريكا ضمن انتشار تحليل نيوزويك، عكسي از نمازجمعه تهران را نيز در ميان تحليل مذكور منتشر كرد. معاون نتانياهو: اسرائيل نمي خواهد حكومت اسلامي ايران را در مرزش ببيند
معاون نخست وزير رژيم صهيونيستي با ابراز نگراني از نخست وزيري كانديداي حزب الله لبنان گفت: «اسرائيل به هيچ وجه نمي خواهد حكومت اسلامي ايران را در مرزش ببيند.»
سايت رسمي وزارت خارجه رژيم صهيونيستي درگزارشي با ابراز نگراني از تظاهرات مردمي عليه رژيم ديكتاتور مبارك در مصر و نخست وزيري كانديداي حزب الله لبنان نوشت: «در لبنان اوضاع فوق العاده بحراني است و در چنين وضعي، اسرائيل خود را با يك معضل بزرگ و تشنج زا روبرو خواهد ديد. مصر هم شاهد گسترده ترين تظاهرات اعتراضي عليه دولت پرزيدنت حسني مبارك بوده است.» سايت وزارت خارجه رژيم صهيونيستي سپس با اشاره به ابراز نگراني هيلاري كلينتون از تحولات اخير لبنان به بيان وحشت معاون اول نخست وزير اسرائيل هم پرداخت و نوشت: «سيلوان شالوم در يك مصاحبه راديويي گفت كه اورشليم به هيچ وجه خواستار وضعي نيست كه جمهوري اسلامي ايران از طريق حزب الله لبنان، همسايه شمالي خودش شود.» وي با بيان اينكه اسرائيل رويدادهاي لبنان را از نزديك دنبال مي كند مدعي شد جامعه جهاني نبايد بگذارد كه حزب الله لبنان پيروز شود! مصري ها در تب و تاب انقلاب
روزنامه لوفيگارو نوشت: جوانان مصري از طريق اينترنت مردم را به شورش عليه حكومت دعوت مي كنند.
اين روزنامه افزود: هشتاد هزار كاربر اينترنتي وعده داده بودند در تظاهرات روز سه شنبه شركت كنند. آيا انقلاب مجازي مي تواند حقيقي شود؟ مصري ها به فراخوان اينترنتي براي تظاهرات عليه رژيم حسني مبارك پاسخ مثبت دادند. يكي از هشتاد هزار كاربري كه وعده داده بودند در تظاهرات شركت كنند، مي گويد: «ما از روز 25 ژانويه فعاليت خود را براي زنده ماندن يا مردن آغاز مي كنيم.» هر چند نيمي از اين كاربران به خيابانها ريختند اما اين تظاهرات در تاريخ چند دهه گذشته بي سابقه است، زيرا براساس قانون وضع فوق العاده كه از 30 سال پيش در مصر وضع شده، هرگونه تظاهراتي ممنوع است. اين بار نيز همانند اعتصاب عمومي روز ششم آوريل 2008 كه منجر به شورش هاي خونيني در محلات در دلتاي نيل شد، فراخوان راهپيمايي در اينترنت منتشر شد. شعار كاربران مصري اين بود ما همه خالد سعيد هستيم. "خالد سعيد" جواني اهل اسكندريه بود كه سال گذشته هنگام خروج از يك كافي نت به دست پليس مضروب و كشته شد. كاربران مصري زمان برگزاري تظاهرات را براساس يك نماد انتخاب كردند زيرا در تاريخ مصر روز بيست و پنجم ژانويه به عنوان جشن پليس نامگذاري شده است. پليس مصر در بيست و پنجم ژانويه سال 1952 در برابر نيروهاي انگليسي در اسماعيليه شورش كرد؛ شورشي كه پيام آور كودتا و سرنگوني حكومت سلطنتي بود. عادل يكي از برگزار كنندگان مي گويد: «ما اميدواريم اين روز نشان دهنده آغاز جنبشي اساسي براي كنار زدن نظام سركوب و فاسد حسني مبارك باشد.» درخواست برگزاري تظاهرات با حمايت شخصيت هايي چون "عادل الاصواني" كه انقلاب در مصر را پس از انقلاب تونس اجتناب ناپذير مي داند همراه شد. "اخوان المسلمين"، اصلي ترين نيروهاي مخالف دولت نيز اعلام كردند جوانانشان مي توانند در تظاهرات شركت كنند. عصام العريان يكي از سخنگويان اخوان المسلمين در مصر مي گويد: «ما به عنوان يك جنبش مردم را به شركت در انتخابات فرا نمي خوانيم ،اما دعوت ائتلاف ملي را براي تغيير مي پذيريم.»
موفقيت تظاهرات روز سه شنبه به ظرفيت بسيج شدن جوانان بستگي خواهد داشت. جوانان مصري در واقع نسلي تلخ و سرخورده اند كه حدود دو سوم جمعيت كشور را تشكيل مي دهند و همواره مبارك را به عنوان رئيس جمهور تجربه كرده اند و نود درصد بيكاران كشور را تشكيل مي دهند. از زمان انقلاب تونس بورس قاهره سقوط كرده و ليره مصر دچار افت ارزش شده است و سرمايه گذاران خارجي و بخش گردشگري به عنوان اصلي ترين منابع درآمد مصر نگران ثبات كشور هستند. منبع: صراط يكشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در سومین سخنرانی از سلسله سخنرانیهای خود در مهدیه تهران با موضوع «آیا ظهور نزدیک است؟»، که جمعه گذشته در مهدیه تهران برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به قواعد ظهور گفت: «ما برای پیشبینی اینکه ظهور نزدیک است یا نه، باید به قوعدِ ظهور مراجعه کنیم و ببینیم ظهور در چه شرایطی رخ میدهد و آیا آن شرایط فراهم است یا نه؟ پس برای پیشبینیِ زمان ظهور، نیازی به غیب گویی و پیشگوییِ رمالها و فالگیرها نداریم. فقط کسانی خود را محتاج غیبگویان و پیشگویان میبینند که دستشان از قواعد عالم خالی است و اتکاء و توکلشان به خداوند متعال بسیار کم است.»
در ادامه قسمتهایی از این سخنان را میخوانید: از نتایج مهمِ توجه به قواعد ظهور اینست که ما در ظهور حضرت و نزدیک بودن آن نقش داریم • گذشته از حوادث ظهور، قواعد بسیار روشنی برای ظهور حضرت وجود دارد، که این قواعد هم تکلیف ما را روشن میکنند و هم میتوانند نشان دهند که آیا ما به ظهور نزدیک شدهایم یا نه. • اگر از ناحیۀ «قواعد ظهور» وارد بحث نزدیک بودن ظهور شویم، به نتایج بسیار باورنکردنی و جالبی خواهیم رسید. یکی از آن نتایج اینست که میتوانیم نقش خودمان را در ظهور حضرت پیدا کنیم. آیا واقعاً ما در ظهور حضرت نقش داریم؟ آیا ما واقعاً در ادامه یافتن و طولانیتر شدن غیبت حضرت نقش داریم؟ • در صورتیکه ما در ظهور حضرت نقش داشته باشیم، میتوانیم برای پیشبینی کردن زمان ظهور به وضعیت و رفتارهای خودمان نگاه کنیم. به عنوان مثال، یک کُشتیگیر را در نظر بگیرید که برای رسیدن به مقام قهرمانی و دریافت مدال، به مسابقات کشتی اعزام میشود. این کشتیگیر اگر حرفهای باشد، از میزان آمادگی خود و نحوۀ تمرین کردنهای خود و سایر حریفانش میتواند بفهمد که آیا مدال خواهد آورد یا نه.
کسانی محتاج پیشگویان هستند که دستشان از قواعد الهی خالی است • ما برای پیشبینی اینکه ظهور نزدیک است یا نه، باید به قواعدِ ظهور مراجعه کنیم و این قواعد را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم ظهور در چه شرایطی رخ میدهد. آیا آن شرایط فراهم است یا نه؟ پس برای پیشبینی زمان ظهور، نیازی به غیبگویی و پیشگویی رمالها و فالگیرها نداریم. • فقط کسانی خود را محتاج غیبگویان و پیشگویان میبینند که هم دستشان از قواعد عالم خالی است و هم اتکاء و توکلشان به خداوند متعال بسیار کم است. اینکه اگر کسی به خداوند اتکاء داشته باشد، خداوند او را یاری خواهد کرد، خود یکی از قواعد عالم است. (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)(طلاق/3) پس باید ببینیم چقدر اخلاص و چقدر توکل به خدا داریم؟ • کسی که از قواعد عالم خبر ندارد، دوست دارد برای تنظیم وضعیت خودش، آینده را از این روشها پیشبینی نماید. کسی که نمیخواهد به این قواعد روشن متمسک شود، به فالگیر و غیبگو و پیشگو متوسل خواهد شد و ما میدانیم که توسل به این امور شرعاً حرام است. (از جمله اینکه امیرالمؤمنین فرمودند: الكاهِنُ كالسّاحِرِ، والسّاحِرُ كالكافِرِ ، والكافِرُ فى النَّارِ) (نهج البلاغه/خطبه 79) (همچنین امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسی خودش از شیاطین برای غیبگویی کمک بگیرد یا به کسی که این کار را میکند مراجعه کند، از دین رسول خدا برائت جسته [و کافر شده] است؛ مَنْ تَكَهَّنَ أَوْ تُكُهِّنَ لَهُ فَقَدْ بَرِئَ مِنْ دِينِ مُحَمَّدٍ) (خصال صدوق/1/19)
آیا ما در نزدیکتر شدن ظهور مؤثر هستیم؟ • رفتار ما، احساس و انگیزۀ ما، ایمان و معرفت ما و حتی دعاها و اضطرار روحی ما، همگی در فرج حضرت مؤثر هستند. پس حداقل به میزانی که خودمان در امر فرج مؤثر هستیم میتوانیم حدس بزنیم که چقدر ظهور نزدیک است. یعنی ما برای اینکه بفهمیم ظهور نزدیک است یا خیر، میتوانیم به رفتارها و انگیزههای خودمان نگاه کنیم. • اگر ما رفتار و عملکرد خوبی داریم، پس ظهور نزدیک است و اگر گناهان ما زیاد است، پس میتوان گفت ظهور نزدیک نیست و این قابل محاسبه است. مسألۀ ظهور، از روی شانس و اقبال نیست که بگوییم به هیچ چیزی ربط ندارد و خداوند بدون حکمت و محاسبه، این کار را صورت میدهد. بعضی افراد هم ممکن است بگویند که به حکمت الهی مربوط است و ما هم از حکمت خداوند بی اطلاع هستیم! در حالیکه خداوند سنتها و قواعد تغییرناپذیری دارد که آنها را از طریق قرآن و ائمه برای ما بیان کرده است. و حکمت پروردگار هم مطابق همان سنتهایی است که اعلام فرموده است.
دعا و تضرع ما برای نزدیک شدن ظهور، در امر فرج مؤثر است • علاوه بر اینکه رفتار و احساس و ایمان ما در نزدیک شدن ظهور تأثیرگذار است، دعای ما هم در امر فرج مؤثر است. ظهور و خروج حضرت موسی(ع) برای نجات بنی اسرائیل 170 سال جلو افتاد، بهخاطر اینکه بنیاسرائیل برای این امر مهم، 40 روز دعا و تضرع کرده و ضجه زدند و ملتمسانه آن را از خداوند خواستند و خدواند بواسطۀ این تضرع و نالۀ آنها 170 سال باقی مانده را بر آنها بخشید و به موسی فرمان داد که آنها را نجات دهد. و امام صادق(ع) هم به ما فرمودهاند: اگر شما نیز همینطور برای ظهور حضرت دعا کنید، فرج نزدیک شده و محقق خواهد شد. (فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ يُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِينَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ. قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ، لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا)(تفسیرعیاشی/2/154) • حال باید ببینیم که ما چقدر برای ظهور حضرت دعا میکنیم، چقدر اصرار میکنیم، چقدر گریه میکنیم و چقدر دعای ندبه میخوانیم؟ این امور قابل محاسبه هستند و میتوان با بررسی آنها به نتایج خوبی رسید.
رونق محافل امام زمانی(ع) به ویژه دعای ندبه در میان شیعیان، شاخصی برای نزدیک بودن ظهور است • دعا برای فرج و بهویژه دعای ندبه، نمونهای از رفتارهای ماست که میتوانیم بر اساس آن، نزدیک بودن ظهور را پیشبینی کنیم و حتی فراتر از یک پیشبینی، میتوانیم امر فرج را جلوتر بیندازیم. یعنی اگر به محافل امام زمانی(ع) خودمان و دعا برای ظهور حضرت رونق بدهیم میتوانیم امر فرج را جلوتر بیندازیم. • همچنانکه مقام معظم رهبری به جوانان فرمودند: «شما مردم عزيز بخصوص شما جوانان هرچه كه در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و كسب صلاحيتها در وجود خودتان بيشتر تلاش كنيد، اين آينده را نزديكتر خواهيد كرد. اينها دست خود ماست. اگر ما خودمان را به صلاح نزديك كنيم، آن روز نزديك خواهد شد؛ همچنان كه شهداى ما با فدا كردن جانِ خودشان آن روز را نزديك كردند.» (22/08/1379) • خوب است بررسی کنیم و ببینیم، قبل از انقلاب چقدر دعای ندبه در کشور رواج داشته و الآن چقدر رواج دارد؟ معلوم است که الآن بسیار بیشتر است. در دوران دفاع مقدس رونق دعای ندبه مقداری بیشتر شد اما بعد از جنگ اُفت کرد. البته رونق دوران جنگ را نمیتوان بهحساب آورد چون در اثر جنگ و اضطرارها و موقعیتهای خاص آن زمان بود.
• بعد از گذشت یک دوره سکوت و غفلتِ پس از جنگ، دوباره به تدریج دعای ندبه رونق پیدا کرد و این رونق هم از همین مکان عزیز (مهدیۀ تهران) شروع شد و تدریجاً به کل کشور سرایت کرد و الآن وضعیت خوبی پیدا کرده است به حدی که میتوان گفت شیعه در طول تاریخ هیچگاه اینقدر دعای ندبه نمیخوانده و این میتواند یک علامت باشد. • اگر اقبال شیعیان به دعا کردن برای ظهور حضرت و به ویژه دعای ندبه، که یکی از شاخصهای مهم آن است را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که الآن این دعا واقعاً در جامعۀ ما رونق پیدا کرده است. این مسأله هم مانند یک موجِ گذرا نیست که بعد از مدتی افول کند و کم رونق شود، چرا که اگر چنین بود باید بعد از مدتی که دوران تازگی دعای ندبه در جامعه سپری شد، این موج هم افول میکرد. ولی ما افولی برای دعای ندبه نمیبینیم بلکه برعکس این دعا، رسم زندگی مؤمنانۀ مردم شده است. پس همینکه افول نکرده است دلیل بر اینست که رونق آن اصیل و ریشهدار است. و این میتواند یک علامت برای نزدیکی ظهور باشد.
برخی افراد، علاقه و احساسات مردم به امام زمان(ع) را کم ارزش تلقی میکنند • برخی افراد در گفتگوها و سخنان خود، علاقه و احساسات مردم نسبت به حضرت را کم ارزش تلقی کرده و میگویند: «اینها فقط احساسات است و ما باید دنبال معرفت و یا عمل باشیم!» اینها توجه ندارند که فقط کسی به دنبال معرفت و عمل خواهد رفت که نسبت به حضرت ارادت و علاقه داشته باشد. همچنانکه کسی که حقیقتطلب باشد و عشق به حقیقت داشته باشد، به دنبال حقیقت خواهد رفت و الا کسی که دل هرزه داشته باشد، هیچگاه دانشمند و عارف نخواهد شد. این عشق به حقیقت است که انسان را حقیقتطلب و حقیقتفهم بار میآورد. • کسی که دلش برای علم و معرفت میسوزد و میخواهد زمینۀ رونق آن را فراهم کند، باید علاقۀ به حقیقت را افزایش دهد و کسی که دلش برای معرفت به امام زمان(ع) میسوزد، باید علاقه و محبت به حضرت را افزایش دهد. • نگوییم اینها همهاش احساسات است و باید دنبال عمل برویم و رفتارمان را درست کنیم. رفتار انسان از کجا نشأت میگیرد؟ عمل و رفتار انسان در اثر گرایشهای او درست میشود. پس اگر علاقۀ ما به امام زمان(ع) افزایش پیدا کند رفتارهای ما نیز تدریجاً درست خواهد شد. هرچه این علاقه بیشتر شود به همان نسبت، اعمال ما نیز بهبود خواهد یافت. • البته هرچقدر معرفت و رفتارهای ما واقعاً اصلاح شود، حتماً میتوان تأثیرش را در افزایش محبت ما به حضرت نیز دید. و این رابطه متقابل است.
دعا و گریههای ما در فراغ حضرت، هنوز به حد کافی نرسیده است • از سوی دیگر، علاقه و احساسات ما نسبت به حضرت هنوز آنچنان که باید باشد نیست، چرا که الآن بدون حضرت خیلی راحت داریم زندگی میکنیم و کمبودی هم احساس نمیکنیم! آیا ما میتوانیم راجع به حضرت بگوییم: «بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود»؟ • البته اینکه موج اصیل توجه به حضرت در جامعه افزایش پیدا کرده است جای تقدیر دارد، ولی باید گفت این توجه و علاقه و احساسات نسبت به حضرت، اصلاً کافی نیست. این عشق و ارادتی که الآن در جامعۀ ما و بین جوانان ما نسبت به حضرت موجود است بسیار قابل تقدیر است و نسبت به گذشته هم افزایش پیدا کرده است اما هنوز کم است. علاقهمندان به حضرت باید علاقه و محبت خود به حضرت را به شدت افزایش دهند. • اگر واقعاً عشق و ارادت ما به حضرت افزایش پیدا کند، چرا خداوند باید امر فرج را به تأخیر بیندازد؟ اگر واقعاً دعای مضطرانۀ ما برای ظهور حضرت افزایش پیدا کند، چرا خداوند باید به این دلهای مشتاق، پاسخ ندهد؟ • از امام صادق(ع) نقل شده است که آنقدر برای مهدی نازنینشان اشک ریختند و مناجات کردند که اطرافیان حضرت متعجب شدند و پرسیدند: «در فراغ چه کسی اینگونه گریه میکنید؟!» با وجود اینکه ایشان خودشان امام بودند و هنوز حضرت صاحب الزمان(ع) به دنیا نیامده بودند، اینقدر برای ایشان گریه میکردند و امام زمان را با لفظ «سیدی» خطاب قرار میدادند و میفرمودند: «سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي وَ ضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي وَ أَسَرَتْ مِنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي»(غیبت طوسی/167)
چگونه محبت به امام زمان(ع) را افزایش دهیم؟ • ما میتوانیم از روی قواعد، در مورد زمان ظهور نظر بدهیم. یکی از این قواعد اینست که رفتار و احساسات ما در زمان ظهور تأثیر گذار است و لذا بر اساس آن میتوان در مورد زمان ظهور اظهار نظر کرد. اگر احساسات و علاقۀ به حضرت اوج بگیرد میتوان گفت ظهور نزدیک است. • باید بر دست کسانی که محبت مردم به امام زمان(ع) را در جامعه افزایش میدهند، بوسه زد. هنرمندان، شاعران، ذاکران، عالمان، عارفان و موعظهگرانی که در این مسیر قدم بر میدارند، بسیار قابل تقدیرند. • یکی از راههای افزایش محبت به امام زمان(ع) اینست که مطالعات خود را نسبت به امامت افزایش دهیم و مفهوم امامت را در قلب خود تثبیت کنیم. باید معارف ولایی خود را تفصیل دهیم و با ویژگیها و مشخصات امام کاملاً آشنا شویم. همین معرفت سبب افزایش محبت در قلب ما خواهد شد. • یکی از منابع بسیار خوب برای کسب معارف اهل بیت(ع) زیارت جامعۀ کبیره است. باید صدها بار دربارۀ مفاهیم و مضامین عالی زیارت جامعه تفکر کرد. مطالعۀ متن زیارت جامعه، به همراه مطالعۀ شرحهایی که بر آن نگاشته شده است، در بالابردن معرفت ما نسبت به مقام امامت و ولایت، بسیار مؤثر و مفید خواهد بود و بعد از کسب این معارف، اشکهای ما عیار بالاتری خواهد داشت.
ویژگی خاص محبت به امام زمان(ع) نسبت به سایر ائمه(ع) • ما اگرچه بین امامان خود تفاوتی قائل نیستیم اما محبت ما به امام زمان(ع) نسبت به سایر اهل بیت(ع) یک برتری نسبی دارد. به عنوان مثال اگر ما به امام حسین(ع) محبت داشته باشیم و برای ایشان گریه کنیم، خیلی هنر نکردهایم. چرا که اباعبدالله(ع) آنقدر مصیبت دیدهاند که هر یک از آن مصائب کافی است تا دل هر انسانی را به آتش بکشد و متأثر نماید. • آنقدر خاطرات و داستانهای جگرسوز از امام حسین(ع) برای ما نقل شدهاست که قلب هر انسانی را به درد میآورد و اشک او را جاری میسازد. تا جاییکه حتی غیرشیعیان و غیرمسلمانان نیز نسبت به ایشان ابراز محبت میکنند، کتاب مینویسند و در مصائب ایشان اشک میریزند. لذا همه میتوانند نسبت به امام حسین(ع) ارادت داشته باشند، اما هر کسی نمیتواند به امام زمان(ع) ارادت پیدا کند. • هیچ خاطره و داستانی از مولایمان امام زمان(ع) برای ما نقل نشده است ولی با این حال محبت فزایندۀ ایشان در قلوب مؤمنین قابل وصف نیست و عشق جانگذاز ایشان در قلوب شیعیان روز و شب زبانه میکشد. این محبت زائد الوصف، ناشی از معرفت به عمق معنای ولایت و امامت است و بنابراین یک محبت و عشق اصیل و ریشهدار بهحساب میآید.
«احساسات» و «عملکرد» ما در نزدیکتر شدن یا به تأخیر افتادن فرج مؤثر است • یکی از مشخصات وضعیت ما که نشاندهندۀ ظهور است، احساسات و عشق ما نسبت به حضرت است. همین احساسات اوج گرفته، که بسیار ارزشمند و پُربها است دلیل بر نزدیک بودن ظهور است و اگر بخواهیم ظهور نزدیکتر شود، باید این احساسات را افزایش دهیم. • حضرت امام(ره) فرمودهاند: «اين قلبهايى كه قبل از انقلاب توجه به دنيا داشت، توجه به آمال دنيوى داشت و كمتر توجه داشت به غيب، و از غيب كمتر جلوهاى در او حاصل مىشد، ما امروز مىبينيم كه اين جلوهها حاصل شده است، و اين شوق و شعفها به لقاء اللَّه براى آنها حاصل شده است، و دست عنايت خداى تبارك و تعالى به سر اين ملت كشيده شده است، و ايمان آنها را تقويت فرموده است كه يكى از علائم ظهور بقية اللَّه- ارواحنا فداه- است»(صحیفۀ نور/16/129) • غیر از احساسات و عشق به حضرت، عامل دیگری که میتواند در امر فرج مؤثر باشد، عملکرد و رفتارهای ماست. بر اساس روایتی از امام زمان(ع) که قبلاً بیان شد، گناهان ما ظهور را به تأخیر میاندازد. (فَمَا يَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ؛ چیزی ما را از شیعیان خود محبوس نمیکند مگر آن چیزهایی که از شیعیان ما به ما میرسد(گناهان) و ما کراهت داریم و آن را نمیپسندیم) (احتجاجطبرسی/2/498)
بعضیها خودشان را در عالم مؤثر نمیدانند و اصلاً خود را آدم حساب نمیکنند • اساساً در مورد جایگاه انسان در عالم دو نگاه در میان مردم وجود دارد: بعضیها خودشان را در عالم مؤثر نمیدانند و به تعبیر دیگر خودشان را آدم حساب نمیکنند. این قبیل افراد نگاهی خودخواهانه، محدود و ناامید کنندهای به حیات دارند. ولی بعضیها خودشان را در عالم مؤثر میبینند و به همین خاطر در تمام شئون زندگی خود این اصل را در نظر میگیرند. مثلاً میدانند حجابشان در خیابان، و یا کسب حلالشان در شغل و حرفهای که دارند، در نزدیکتر شدن ظهور مؤثر است. • کسی که خودش را آدم حساب نمیکند، طبیعتاً برای فرج هم دعا نمیکند و اگر هم دعا کند خیلی جدّی دعا نمیکند. میگوید: «مگر من میتوانم فرج آقا را جلو بیندازم!» اصلاً باور نمیکند که این دعای او در عالم تأثیر دارد. اینگونه افراد، معمولاً به همین دلیل، برای دیگران هم دعا نمیکنند. • وقتی خداوند به ما دستور داده است که برای تعجیل در فرج دعا کنیم، به تعبیری از ما پرسیده است که: «نظر شما دربارۀ ظهور چیست؟» در زمان انتخابات، همۀ ما دیدهایم که چه تبلیغاتی صورت میگیرد برای اینکه به مردم گفته شود: حتی یک رأی شما هم مؤثر است و هر کس به اندازۀ خودش تأثیرگذار خواهد بود. رأی و نظر تک تک ما در مورد ظهور بسیار تعیینکننده است. بچه شیعه، خودش میفهمد که وجودش چقدر در عالم مؤثر است و این فرمایش پروردگار را در مورد خودش محقق میداند که: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنىِ ءَادَمَ؛ و ما فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم»(اسراء/70) • خداوند بر اساس همین مؤثر بودن ما در عالم، خیلی از امور معنوی را برای ما ضابطهمند قرار داده است. مثلاً وقتی به اباعبدالله(ع) و به طور کلی ائمۀ معصومین(ع) از راه دور سلام میدهیم بهدلیل اینست که میدانیم ایشان سلام ما را میشنوند و جواب سلام ما را میدهند. رسول خدا(ص) فرمودند: هرکس از هرجای زمین به من سلام دهد، به من میرسد(قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ سَلَّمَ عَلَيَّ فِي شَيْءٍ مِنَ الْأَرْضِ أُبْلِغْتُهُ)(امالی طوسی/167)(در زیارت تعلیم شده توسط امام صادق(ع) آمده است: و أَشْهَدُ يَا مَوَالِيَّ أَنَّكُمْ تَسْمَعُونَ كَلَامِي وَ تَرَوْنَ مَقَامِي وَ تَعْرِفُونَ مَكَانِي وَ تَرُدُّونَ سَلَامِي)(بحار/97/345)
به عملکرد مسئولین نگاه کنیم، و تشخیص دهیم که آیا ظهور نزدیک است یا خیر • بر اساس یکی از قواعد و سنن الهی که ما را در عالم مؤثر قرار داده است، میتوانیم نزدیک بودن ظهور را از روی رفتارهای خودمان، محاسبه و پیشبینی کنیم. مثلاً عملکرد مسئولین مملکتی را مشاهده کنیم، هرچقدر صادقانهتر و مخلصانهتر بود به همان میزان، ظهور نزدیک است. ولی هرچه از صداقت و ایمان و ولایتمداری و خدمتگذاری دورتر بود، ظهور با تأخیر خواهد بود.
منبع: مشکان دوشنبه, ۰۹ خرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی meshkini
برای مطالعه جلسه دوم کلیک کنید
حجتالاسلام و المسلمین پناهیان به مدت یک ماه در مهدیه تهران پیش از مراسم دعای ندبه، پیرامون موضوع «آیا ظهور نزدیک است؟» سخنرانی خواهد کرد. پناهیان در اولین جلسۀ از این سلسله سخنرانیها، به بیان اصل «نزدیک دانستن ظهور» در نزد منتظران پرداخت. پناهیان با توجه به ضرورت امیدوارانه نگاه کردن به نزدیک بودن فرج به برخی سوء استفادهها و سوء برخوردها نسبت به این موضوع اشاره کرد و گفت: «طبیعی است وقتی موضوع مهدویت در جامعه مورد توجه و استقبال قرار بگیرد مورد سوء استفاده بعضی جریانها قرار خواهدگرفت باید جلوی سوء استفادهها را گرفت ولی این به آن معنا نیست که اساسا نزدیک بودن ظهور انکار شود. تازه هرچه به ظهور نزدیکتر شویم این سوء استفادهها بیشتر هم خواهد شد که در جلسات بعد انشاءالله در این باره باهم سخن خواهیم گفت.» مشاور ریاست نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، با بیان اینکه انسان منتظر مانند مادری که فرزندش به جبهه رفته و از او بیخبر است، همیشه چشم به راه است و هر لحظه نگاهش به درِ خانه است که چه کسی دق الباب میکند، گفت: «کسی که چنین احساسی ندارد و آن التهاب و نگرانیِ خاص فرد منتظر را ندارد، منتظر واقعی نیست.» پناهیان با بیان اینکه منتظر یعنی کسی که احساس میکند به همین زودی مولایش خواهد آمد، گفت: «اگر این احساس را نداشته باشیم دیگر اسمش انتظار نخواهد بود، بلکه صرفاً اطلاع خواهد بود. یعنی بعضیها فقط اطلاع دارند از اینکه آقا یک روزی خواهد آمد و این هیچ فضیلتی محسوب نمیشود.»
این استاد حوزه و دانشگاه، پس از قرائت برخی از روایات در این رابطه، بر توجه به نگاه امام و مقام معظم رهبری به مسئلۀ ظهور تأکید کرد و با قرائت بخشی از آخرین پیام حضرت امام(ره) به ملت ایران گفت: حضرت امام خمینی در دوم فروردین ماه سال 1368 میفرمایند: «مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.»(صحیفۀ امام/21/327) در واقع امام قاطعانه میفرمایند، انقلاب ما نقطۀ شروع فرج است و این موضوع را امام با احتمال و اما و اگر بیان نمیکنند.
خاطرنشان میشود براساس اطلاعیه مهدیه تهران، حجتالاسلام علیرضا پناهیان به مدت یک ماه جمعهها ساعت 6:30 صبح قبل از قرائت دعای ندبه، در مهدیه تهران با موضوع «آیا ظهور نزدیک است؟» سخنرانی میکند.
***
در ادامه، مطالب مطرح شده در این سخنرانی را میخوانید:
انتظار فرج، صرف اعتقاد به رخداد فرج نیست
منتظر یعنی کسی که یک احساس امیدی دربارۀ فرج در دلش وجود داشته باشد. معنای انتظار، صرفا احتمال دادنِ ظهور نیست که انسان بگوید: «روزی ظهور محقق خواهد شد. هیچ احتمال هم نمیدهیم و هیچ امید جدی نداریم این نزدیکیها باشد.» این انتظار نیست. بلکه انتظار، یک احساس روحیِ بسیار عمیق و یک کشش روحی است نسبت به امری که انسان منتظر آن است. امید به فرج باید واقعا در دل انسان موجود باشد.
منتظر بودن فراتر از داشتن یک دیدگاه است. لذا اینکه ما بدانیم روزی ظهور رخ خواهد داد کافی نیست. انتظار حتی از اعتقاد هم فراتر است. یعنی ممکن است کسی معتقد به ظهور هم باشد، و اعتقاد داشته باشد که بالاخره روزی فرج رخ خواهد داد، اما انتظار در روح او جاری نباشد. اعتقادی که هیچ احساسی در انسان ایجاد نکند، نامش انتظار نیست.
انسانِ منتظر همیشه چشم به راه است. مانند مادری که فرزندش به جبهه رفته و از او بیخبر است، همیشه چشم به راه است و هر لحظه نگاهش به درِ خانه است که چه کسی دق الباب میکند. کسی که چنین احساسی ندارد و آن التهاب و نگرانیِ خاص فرد منتظر را ندارد، منتظر واقعی نیست. هرچند «احساس انتظار»، دردمندی، التهاب، سوز و گداز، و شور و حال خاص خودش را به همراه دارد، اما به هرحال این احساس یک احساس بسیار زیبا و دوستداشتنی است و رنجِ انتظار هم رنجی شیرین و گواراست.
انتظار فرج، نوعی ارتباط با آینده است که انسان را به لحاظ روحی ارتقاء میدهد
انتظار فرج، احساس بسیار ارزشمندی است به حدی که در برخی روایات افضل عبادات محسوب شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ؛ بافضیلتترین عبادت انتظار فرج است»(کمالالدین شیخ صدوق/1/287) امام جواد(ع) نیز به جناب عبدالعظیم حسنی فرمودند: «برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است؛ أَفْضَلُ أَعْمَالِ شِيعَتِنَا انْتِظَارُ الْفَرَج»(همان/2/377)
شاید یکی از دلایلی که انتظار فرج افضل عبادات شمرده شده است اینست که ما در جریان انتظار فرج، تعلق خاطر به آینده پیدا میکنیم و محدود به زمان حال نمیشویم. کسی که خودش را فقط محدود به زمان حال کند، درواقع خودش را بیچاره کرده است. انتظار فرج، از لحاظ روحی بسیار تأثیرگذار و سازنده است. اگر کسی به آینده تعلق خاطر داشته باشد، نشان دهندۀ رشد انسانیت و همچنین سعۀ روحی اوست. انتظار فرج هم نشاندهندۀ این سعۀ روحی است و هم تقویتکنندۀ آن. لذا خیلی مهم است که اهل معنویت و ایمان بتوانند این احساس انتظار را در خود تقویت کنند. همواره باید بهترین عوامل و راههای تقویت این احساس انتظار در خود و جامعۀ خود را بیابیم، تا هم رشد معنوی خود را شتاب دهیم و هم با رشد خود و جامعه، فرج را نزدیکتر کنیم.
چه عواملی میتوانند انتظار فرج را در انسان تقویت کنند و احساس انتظار را عمیقتر نمایند؟
1. عامل گرفتاری: یکی از عواملی که این احساس انتظار و کشش روحی را در انسان تشدید میکند، درد و رنج و قرار گرفتن انسان در تنگنا و سختی و گرفتاری است. انسانهایی که تحت ظلم و ستم قرار میگیرند و در فشار سختیها و مصائب گرفتار میشوند، طبیعتاً آمادگی روحی پیدا میکنند برای اینکه منتظر یک فرجی باشند. چنین افرادی عمیقاً منتظر هستند و واقعاً چشم به راه فرج هستند.
این عامل، یعنی گرفتاری و قرار گرفتن در تنگنا، خیلی مدّ نظر مانیست چون برخی افراد وقتی در تنگنا قرار میگیرند و بلایی به سرشان میآید، کاملاً مأیوس شده و بهجای اینکه به آینده تعلق خاطر پیدا کنند، دائماً درگیر با گذشتهها شده و دچار حسرت و ناامیدی میشوند.
البته بلا و رنج و گرفتاری، قبل از ظهور برای انسانها از جمله مؤمنین رخ خواهد داد ولی ما نباید به عنوان یک راهحل برای منتظر شدن و تقویت احساس انتظار بر روی این عامل حساب کنیم و آن را به عنوان یک روشِ مقبول، برای عمیق شدن انتظار ارائه دهیم.
2. عامل تفکر: راه دیگری که برای تقویت احساس انتظار وجود دارد، تفکر است. یعنی اینکه در مورد زیباییها و آن وضع مطلوبی که پیش خواهد آمد فکر کنیم. اگر تفکر کردیم و شدت زیباییِ آن صحنههای قشنگ را دیدیم، احساس انتظار در وجودمان شدت پیدا میکند. مانند اینکه انسان در مورد بهشت رضوان الهی تفکر کند و به قدری عمیق دربارۀ بهشت بیندیشد که عاشق بهشت و مشتاق ملاقات پروردگار شود. این روش (تفکر عمیق دربارۀ لحظات زیبای بعد از ظهور) یکی از روشهای خوب و مؤثر جهت عمیقتر شدن احساس انتظار در انسان است اما عموم انسانها به سختی میتوانند به این روش توفیق یابند.
3. عامل توجه به زمان فرج: (در ادامه توضیح داده میشود)
توجه به زمانِ فرج، و نزدیک دانستن ظهور مهمترین و عمومیترین عامل تقویت احساس انتظار
در میان تمام روشهایی که میتوانند احساس انتظار را در انسان تشدید نمایند، یک راه عمومیتر نیز وجود دارد که میتواند حس انتظار را عمیقاً در انسان ایجاد کند و احساس انتظار را در انسان به سرعت بالا برد. این راه، توجه به زمان فرج است. اگر ما زمان فرج را نزدیک بدانیم، احساس انتظار در ما تقویت خواهد شد. اگر بدانیم که این ظهور نزدیک است، احساس انتظار در وجودمان شدید خواهد شد.
وقتی قرار است مهمان بسیار عزیز و بزرگی برایمان بیاید، هرچه زمانِ آمدن او نزدیکتر میشود طبیعتاً التهاب و هیجان انتظار در قلب ما افزایش پیدا میکند. هرچه فاصلۀ خودمان را با آنچه منتظرش هستیم، کمتر ببینیم، احساس انتظار در ما عمیقتر خواهد شد و برای آن بیشتر لحظه شماری میکنیم.
اگر به ما بگویند ظهور خیلی نزدیک است، روحیۀ ما متحول میشود و ارتباط عمیقتری با امام زمان(ع) ایجاد خواهیم کرد. اگر احساس کنیم: «ما واقعاً حضرت را خواهیم دید»، اگر احتمال قوی بدهیم که ما واقعاً در زمان ظهور حضرت خواهیم بود و در باقیماندۀ عمرمان ظهور ایشان را درک خواهیم کرد، زندگیِ ما کاملاً متحول و دگرگون خواهد شد. «قال الرضا ع: انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَجِ»(غیبت طوسی/459)
اگر ما زمان ظهور را نزدیک ببینیم، طبیعتاً این انتظار عمیقاً بر روح ما تأثیر خواهد گذاشت و نحوۀ زندگیِ ما و شیوۀ بندگیِ ما را کاملاً متحول خواهد کرد. ظهور مانند محشر کبری و قیامت است و از آن به قیامت صغری تعبیر شده است. توجه به زمان آن و نزدیک بودن آن تأثیر سازندهای بر روح انسان خواهد داشت و بسیار اصلاحکننده است.
زیباییِ انتظار به احساس نزدیک بودن فرج است نه به دانستن اینکه بالاخره او یک روزی خواهد آمد/ بعضیها از نزدیکی ظهور هراسان هستند
خیلیها از اینکه ظهور را نزدیک ببینند، میترسند. شاید به این دلیل که در آستانۀ ظهور امتحاناتی رخ میدهد که خیلیها طاقتش را ندارند. بسیاری نیز در صورت رخ دادن امر فرج، نقشههایشان نقش بر آب میشود. بعضیها تمام زندگیِ خود را صرف جنایتکاری و انواع مختلف زشتیها و خباثتها کردهاند.
بعضیها به دلایل مختلف، از نزدیک بودن ظهور در هراسند و ترجیح میدهند ظهور تأخیر داشته باشد و یا اصلاً به آن فکر نکنند. اینها میگویند اصلاً معلوم نیست، شاید ظهور دویست هزار سال دیگر رخ دهد! خوبست که آدم لااقل ذرهای ادب در گفتار داشته باشد و از این ادبیات در مورد ظهور استفاده نکند. چرا بدون حساب، اینقدر ظهور را عقب میاندازند؟
آخر چطور ممکن است که منتظر باشیم و اصلاً در مورد زمانش حرف نزنیم. این چه انتظاری است که هیچ وقت در مورد احتمال نزدیک بودن آن صحبت نمیکنیم؟ گویا میخواهیم آن را فراموش کنیم. مگر ممکن است که انسان منتظِر، منتظَر خود را فراموش کند یا از او چیزی نگوید؟
آیت الله بهجت(ره) فرمودهاند: «ای کاش می نشستیم و دربارۀ این که حضرت غائب(علیهالسلام) چه وقت ظهور می کند، با هم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم! (درمحضربهجت:ج2/ص188؛ همچنین پایگاه رسمی اطلاعرسانی آیتالله بهجت(ره): http://bahjat.org/fa/content/view/1305/51/)
انسان منتظر دوست دارد هر لحظه از منتظَر خود گفتگو کند، در مورد او تفکر کند و بگوید و بشنود. البته معلوم است که ما به طور قطعی متوجه نمیشویم که ظهور کِی رخ میدهد ولی زیباییِ انتظار به احساس نزدیک بودن فرج است نه به دانستن اینکه بالاخره او یک روزی خواهد آمد. احساس انتظار، انسان را نسبت به زمان ظهور حساس میکند.
البته واضح است که نباید در مورد زمان ظهور، بیربط و غیر منطقی سخن گفت بلکه باید کاملاً منطقی، عالمانه و با رعایت قواعد در این رابطه صحبت کرد، ولی انسان مؤمن نمیتواند نسبت به زمان ظهور بیتفاوت باشد و حساسیت خود را در این زمینه کنار بگذارد.
آیا از نظر روحی باید ظهور را نزدیک بدانیم؟
در اواخر دعای عهد میخوانیم: «اللَّهُمَّ اكْشِفْ هَذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ بِظُهُورِهِ إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَرَاهُ قَرِيباً؛ خداوندا! این غم را از دل این امت با ظهور مولایمان برطرف کن، آنها این ظهور را دور میدانند درحالیکه ما این ظهور را نزدیک میبینیم»(مصباح کفعمی/550)
اهل بیت عصمت(ع) به ما اینگونه آموزش دادهاند که بگوییم ظهور نزدیک است و ما ظهور را نزدیک میبینیم. بعضیها روحیات خشنی دارند و اسم آن را عقل و منطق میگذارند. هیچ وقت عقلانیت اقتضا نمیکند انسان بیروح و بیاحساس باشد. عقلانیت با احساسات نورانی و قشنگ، منافاتی ندارد. بلکه لازم و ملزوم یکدیگرند.
آدم بدها ظهور را دور میدانند ولی ما نزدیک میدانیم. اصلاً اقتضای انتظار همین است. باید این احساس را به خودمان تلقین کنیم. باید موانعش را از بین ببریم و این احتمال را در وجودمان تقویت نماییم که انشاءالله به دیدار مولایمان نائل خواهیم شد. اصلاً انتظار یعنی همین.
منتظر یعنی کسی که احساس میکند به همین زودی مولایش خواهد آمد. اگر این احساس را نداشته باشیم دیگر اسمش انتظار نخواهد بود، بلکه صرفاً اطلاع خواهد بود. بعضیها فقط اطلاع دارند از اینکه آقا روزی خواهد آمد و این بهتنهایی هیچ فضیلتی محسوب نمیشود.
روایاتِ به گونهای هستند که موجب میشوند امر فرج را بعید ندانیم/داستان علیبنیقطین
علیبنیقطین از اصحاب خاص امام کاظم(ع) بود و مقامش بهجایی رسید که امامش او را از اولیاء الهی دانست(إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى أَوْلِيَاءَ...وَ أَنْتَ مِنْهُمْ يَا عَلِيُّ)، از اصحاب رسول خدا برشمرد و به عنوان الگو او را معرفی کرد(من سَرَّهُ أن يرى رجلا من أصحاب رسول الله (ص) فلينظر إلى هذا المقبل)، بهشت را برایش ضمانت کرد(أما أنا فأشهد أنه من أهل الجنة) و از همه زیباتر اینکه چنین امام معصومی در روز عيد قربان فرمود: در عرفات هيچ كس جز علىبنيقطين به دل من نگذشت و همه جا با من بود. (ما عرض في قلبي أحد و أنا على الموقف إلا علي بن يقطين، فإنه ما زال معي و ما فارقني حتى أفضت.)(رجال کشی/432-433)(رجال ابن داوود/254) چه مقام والایی.
در کتاب کافی به نقل از علیبنیقطین آمده است که: امام موسی بن جعفر(ع) به من فرمودند: «شیعه دویست سال است که با آرزوها تربیت میشود؛ إِنَّ الشِّيعَةَ تُرَبَّى بِالْأَمَانِيِّ مُنْذُ مِائَتَيْ سَنَةٍ» یعنی شیعه هر لحظه آرزومند است که آقای خودش را ببیند و عمرش با آرزو سپری میشود. در ادامۀ روایت آمده است که علیبنیقطین در گفتگویی که با پدرش داشته، پدر میپرسد: «چطور وعدۀ رسول خدا(س) در مورد به حکومت رسیدن فرزندان عباس محقق شد، اما وعدۀ حضرت در مورد فرج آل محمد محقق نشد؟» ـ ببینید چقدر شیعیان سخن رسول خدا(ص) را جدی گرفته بودند، بهطوریکه لحظه شماری میکردند... و مدام پیگیر ظهور و فرج بودند ـ علیبنیقطین در پاسخ میگوید: «اگر به ما گفته بودند که امر فرج تا دویست سال یا سیصد سال دیگر اتفاق نمیافتد، در آن صورت مردم قسی القلب میشدند.» یعنی اگر مؤمنین ظهور را نزدیک نبینند و بگویند تا ظهور خیلی مانده است، قساوت قلب پیدا خواهند کرد.(کافی/1/369)(غیبت نعمانی/295)
سپس میفرماید: «بلکه بگویید چقدر ظهور سریع و نزدیک است.» (قَالَ يَقْطِينٌ لِابْنِهِ عَلِيٍّ: مَا بَالُنَا .... فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ: ... و إِنَّ أَمْرَنَا لَمْ يَحْضُرْ فَعُلِّلْنَا بِالْأَمَانِيِّ وَ لَوْ قِيلَ لَنَا إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا يَكُونُ إِلَى مِائَتَيْ سَنَةٍ أَوْ ثَلَاثِمِائَةِ سَنَةٍ لَقَسَتِ الْقُلُوبُ وَ لَرَجَعَتْ عَامَّةُ النَّاسِ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ لَكِنْ قَالُوا مَا أَسْرَعَهُ وَ مَا أَقْرَبَهُ تَأَلُّفاً لِقُلُوبِ النَّاسِ وَ تَقْرِيباً لِلْفَرَجِ»(همان [سيد احمد فهرى در شرح این روایت میگوید: «پاسخى كه علىّ بپدرش داده است پاسخ متينى است و آن را از امام موسى بن جعفر گرفته است.» و سپس به روایتی از صدوق اشاره میکند که یقطین همین سؤال را از امام کاظم(ع) پرسیده و حضرت پاسخ مشابهی دادهاند(علل الشرائع صدوق/2/581: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع: مَا بَالُ مَا رُوِيَ فِيكُمْ...]
امام صادق(ع) میفرمایند: «فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً»(کافی/12/333) یعنی صبح و شب باید منتظر فرج مولایمان باشیم. حتی نه اینکه فقط روزهای جمعه توقع فرج را داشته باشیم، بلکه هر صبح و شام مانند کسانی که عزیزشان را گم کردهاند، باید در پیِ آقایمان باشیم و لحظهشماری کنیم.
پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «إِنَّمَا مَثَلُهُ كَمَثَلِ السَّاعَةِ لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً»(عیون اخبارالرضا/2/266) امر فرج مانند روز قیامت است که ناگهانی رخ میدهد. پس تصور نکنیم که مقدمات طولانی و بسیار پیچیدهای خواهد داشت. بنابراین هر لحظه ممکن است این امر عظیم رخ دهد.
امام حسین(ع) میفرمایند: «يُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ»(کمال الدین شیخ صدوق/1/316) خداوند امر فرج را در یک شب اصلاح خواهد کرد. یعنی خداوند مقدمات و امور مربوط به فرج را در یک شب فراهم خواهد کرد. پس نباید تصور کرد که یکسلسله مقدمات بسیار پیچیده و طولانی باید اتفاق بیفتد تا حضرت ظهور کنند. و پیش خود بگوییم از ظاهر اوضاع عالم معلوم است که ظهور به این زودیها رخ نمیدهد.
نزدیک بودن ظهور در کلام امام خمینی(ره)
حضرت امام خمینی در دوم فروردین ماه سال 1368 در یکی از آخرین بیانیههایشان میفرمایند: «مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد»(صحیفۀ امام/21/327) در واقع امام قاطعانه میفرمایند، انقلاب ما نقطۀ شروع فرج است و این موضوع را امام با احتمال و اما و اگر بیان نمیکنند.
حضرت امام(ره) در جای دیگری میفرمایند: «ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در كشورهاى اسلامى مىشكنيم و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مىدهيم و به يارى خدا راه را براى ظهور منجى مصلح و كل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مىكنيم» (صحیفۀ امام/20/345) این کلام امام نیز بسیار امیدبخش و بشارت دهنده است.
امام(ره) در پیامی به مناسبت سالگرد قیام پانزدهم خردادماه، در سال 1362 میفرمایند؛ «ما امروز دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بيش از پيش مىبينيم و جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، اميدبخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالى را نزديك و نزديكتر مىنمايد گويى جهان مهيا مىشود براى طلوعآفتاب ولايت از افق مكه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان» (صحیفۀ امام/17/480) در ادامه میفرمایند: «و چه بسا كه اين تحول و دگرگونى، در مشرق زمين و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق يابد. «وَ لَيْسَ مِنَ اللَّه بِمُسْتنكرٍ» كه دهر را در ساعتى بگنجاند و جهان را به مستضعفان، اين وارثان ارض بسپارد، و آفاق را به جلوه الهى ولى اللَّه الاعظم صاحب العصر- ارْواحُنا لَهُ الْفِداء- روشن فرمايد»(همان منبع) با توجه به این عبارات زیبا و پرمغز، امام خمینی(ره) انقلاب ما را طلیعۀ انقلاب مستضعفان عالم، و انقلاب سایر مستضعفان را طلیعۀ ظهور حضرت ولی عصر(ع) میدانند.
شبیه این کلام امام(ره) را در بیانات اخیر مقام معظم رهبری که چند هفتۀ قبل بیان فرمودهاند، میبینیم که فرمودند: این جنبشها در اروپا نیز رخ خواهد داد، و دیدیم که این اتفاق رخ داد. (من به شما عرض بكنم؛ فقط اين نيست كه در كشورهاى شمال آفريقا و منطقهى غرب آسيا كه امروز ما در آنجا قرار داريم، حركات بيدارىاى به وجود آمده باشد؛ اين حركت بيدارى تا قلب اروپا خواهد رفت. آن روزى پيش خواهد آمد كه همين ملتهاى اروپائى عليه سياستمداران و زمامداران و قدرتمندانى كه آنها را يكسره تسليم سياستهاى فرهنگى و اقتصادى آمريكا و صهيونيسم كردند، قيام خواهند كرد. اين بيدارى، حتمى است. حركت ملت ايران، امتداد و عمقش اينهاست؛ حركت عظيمى است.)(http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12400 )( 14/2/1390)
هم انکار نزدیک بودن ظهور غلط است و هم سوءاستفاده از آن
اخیراً برخی افراد، مقاله مینویسند و میگویند مسائل اخیر منطقه چه ارتباطی با ظهور دارد! اصلاً برای انکار نزدیک بودن ظهور بابی باز شده است! بعضیها، هم نزدیک بودن ظهور را انکار میکنند و هم انکار میکنند که انقلاب ما ربطی به ظهور داشته باشد.
البته طبیعی است که باب سوءاستفاده از موضوع نزدیک بودن ظهور نیز باز است و برخی افراد از این احساسات زیبا، سوءاستفاده میکنند. معلوم است که برخی افراد هم از نزدیک بودن ظهور و هم از نام حضرت و هم از خود ظهور ممکن است سوءاستفاده کنند. اصلاً خود سفیانی که قبل از ظهور قیام میکند یکی از سوءاستفاده کنندگان از موضوع ظهور حضرت است.
طبیعی است وقتی موضوع مهدویت در جامعه مورد توجه و استقبال قرار بگیرد مورد سوءاستفاده بعضی جریانها قرار خواهد گرفت. باید جلوی سوءاستفادهها را گرفت ولی این به آن معنا نیست که اساساً نزدیک بودن ظهور انکار شود. تازه هرچه به ظهور نزدیکتر شویم این سوءاستفادهها بیشتر هم خواهد شد که در جلسات بعد انشاءالله در این باره باهم سخن خواهیم گفت.
منبع:رجانیوز چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
* انقلاب ايران، امتداد حركت انبياء و مقدمه ظهور امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
---------------------------------------------------------------------------------------------------- انقلاب ما در راه آن هدفى كه امام زمان براى تأمين آن هدف مبعوث مىشود و ظاهر مىشود يك مقدمهى لازم و يك گام بزرگ بوده . ما اگر اين گام بزرگ را برنمىداشتيم، يقينا ظهور ولىعصر ( صلوات الله عليه و عجل الله تعالى فرجه الشريف ) به عقب مىافتاد. شما مردم ايران و شما مادران شهيد داده و پدران داغدار و افرادى كه در طول اين مبارزه زحمت كشيديد بدانيد ؛ و شما اى امام بزرگوار امت بدانيد (كه بهتر از همهى ما مىدانيد) شما موجب پيشرفت حركت انسانيت به سوى سرمنزل تاريخ و موجب تسريع در ظهور ولىعصر ( صلوات الله عليه ) شديد. شما يك قدم اين بار را به منزل نزديكتر كرديد. با اين انقلاب كه مانع را كه همان دستگاه و نظام پليد ظلم در اين گوشه دنيا بود و سرطان بسيار خطرناك و موذى و آزاردهندهاى بود اين را كنديد و قلع و قمع كرديد. (1) * جمهورى اسلامى ، نمونه كوچك از حكومت جهانى مهدوى ------------------------------------------------------------------- جمهورى اسلامى نتيجهى برداشت صحيح از اعتقاد به امام زمان و الگوى كوچكى براى آن حكومت عظيم جهانى است. (2) * انقلاب اسلامى ، از بين برنده مفهوم انتظار مخرب ---------------------------------------------------------- كسانى كه مغرض و يا نادان بودند، اين طور به مردم ياد داده بودند كه انتظار، يعنى اين كه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بكشيد و منتظر بمانيد تا صاحب عصر و زمان خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف نمايد! انقلاب، اين منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، يا كمرنگ كرد و يا از بين برد. (3) * انقلاب اسلامى ، نمونه كوچكى از انقلاب مهدوى -------------------------------------------------------- همهى خصوصياتى كه در ظهور مهدى (عليهالسلام) هست در يك مقياس كوچك در انقلاب اسلامى ملت ايران هم هست. در آنجا هم مخاطب حضرت بقية الله همه مردم عالمند؛ يعنى در آن لحظهاى كه به خانهى كعبه پشت مىدهد و تكيه مىكند و دعوت خود را با صداى بلند فرياد مىكند، صدا مىزند «يا اهل العالم» . انقلاب اسلامى ما هم، از آغاز اعلام كرد كه مخصوص يك ملت و يك قوم و يك كشور نيست، همچنانى كه آن بزرگوار با همه قدرتهاى بزرگ جهان ستيزه مىكند و در مىافتد، انقلاب ما هم با دست خالى و فقط با تكيه به نيروى ايمان با همه قدرتهاى عظيم جهانى مقابل شد. همان طورى كه ظهور حضرت مهدى هم حسابهاى مادى و معمولى را به هم مىريزد، انقلاب ما هم همهى حسابها را به هم ريخت. (4) * همنوايى شعارهاى انقلاب اسلامى با انقلاب امام عصر(عج) ------------------------------------------------------------------- شعارهايى كه امام زمان (عجل الله تعالى فرجه ) بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد كرد ، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى يك كشور و يك دولت است . اين خودش يك گام بسيار بلندى به سوى اهداف امام زمان است .(5) * انقلاب اسلامى ، مقدمه پيدايش حكومت فراگير مهدوى --------------------------------------------------------------- سالها ما كوشش مىكرديم تا به مردم تفهيم كنيم حضرت مهدى(عج) در يك زمينه مساعد و مناسبى ظهور خواهد كرد نه در يك زمينه نامساعد؛ اما كسانى بودند كه در آن زمان فكر مىكردند دنيا بايد پر از ظلم و جور شود تا اينكه حضرت مهدى (عج) بيايد. در حالى كه ما مىگفتيم چون حكومت حضرت مهدى (عج) يك حكومت اسلامى صددرصد مىباشد، قبل از اين صددرصد مىبايستى دهدرصد، بيستدرصد، سىدرصد، هفتاددرصد، نوددرصد بوجود بيايد تا اينكه به آن صددرصد برسيم و لذا شما الان مىبينيد حكومت ما چند درصد حكومت اسلامى است. هر چه هست به همين ترتيب پيش خواهد رفت تا اينكه حكومت مهدى (عج) برسد؛ كه آن حكومت صددرصد اسلامى است، آن هم نه فقط در اين نقطه از عالم بلكه در همه جا. (6) * انقلاب اسلامى ، ترجمان انتظار واقعى ------------------------------------------- امروز با انقلاب اسلامى ما كه در خط ايجاد عدالت در سطح جهان است انقلاب حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) يك گام بزرگ به هدف خود نزديك شد. نه فقط بوجود آمدن حكومت اسلامى آن عاقبت موعود را به عقب نمىاندازد بلكه آن را تسريع هم مىكند و اين است معناى انتظار . (7) * انقلاب اسلامى ، راهى به سوى ظهور امام عصر(عج) ----------------------------------------------------------- اين راه گرچه كوتاه مدت نيست، اما همان راهى است كه بالاخره به نجات بشريت منتهى خواهد شد. همان راهى است كه انشاءالله زمينههاى ظهور مهدى موعود (صلوات الله عليه و عجل الله فرجه ) را فراهم خواهد كرد. (8) * هدايت امام عصر (عج) ، شرط موفقيت ما در احياى تمدن اسلامى ------------------------------------------------------------------------- با ملتى كه ايستاده و به نيروى خود تكيه كرده است ، هيچ كارى نمىتوانند بكنند. همه راهها به روى آنها بسته است. اگر سختگيرى كنند، آنها ضرر مىكنند. اگر فشار وارد بياورند، آنها ضرر مىكنند. اگر حمله كنند، آنها ضرر مىكنند؛ چون جوهر ايستادگى و مقاومت در يك ملت ، جوهر نفيس و گرانقدرى است. با همين جوهر است كه ملت ايران به فضل پروردگار ، با هدايت الهى با كمكهاى معنوى غيبى و با ادعيه زاكيه و هدايتهاى معنوى ولى الله الاعظم ( ارواحنا فداه ) خواهد توانست تمدن اسلامى را بار ديگر در عالم سربلند كند و كاخ باعظمت تمدن اسلامى را برافراشته نمايد. اين ، آينده قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى اين حركت عظيم آماده كنند. نيروهاى مؤمن و مخلص، اين را هدف قرار دهند. (9) * حكومت مهدوى ، الگوى حركت انقلاب ------------------------------------------- به آينده روشن بشريت اعتقاد داريم و ويژگىهاى اجمالى اين حكومت نيز براى ما به وضوح روشن است. با برخوردارى از اين شناخت است كه ما خود را براى تحقق آن آماده مىسازيم و اعتقاد داريم كه بايد حركتمان با الهام از اين الگوى ارزنده در جهت تشكيل و تحقق آن باشد. (10) * حكومت امام عصر (عج) ، معيار عملى جمهورى اسلامى --------------------------------------------------------------- در نظام اسلامى كه مظهر كامل آن، حكومت حضرت بقية الله (ارواحنا فداه) است، فريب و حيلهگرى براى جلب آراء مردم، خودش جرم است. استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، يكى از بزرگترين جرايم است. آن جا ياران حضرت مهدى موظفند در سطوح پايين زندگى كنند. نظام اسلامى ما پرتو كوچكى از آن حقيقت درخشان است. ما هرگز اين ادعا را نكرديم و نمىكنيم ؛ اما بايد نشانهاى از او داشته باشيم. در نظام اسلامى ، مراكز قدرت و كسانى كه دستگاههاى مختلف و مديريتها و امضاءها را در اختيار دارند، بايد به جمع ثروت شخصى براى خود، به عنوان يك گناه نگاه كنند... . اگر خداى نكرده چنين چيزى براى ملت ما رواج پيدا كند، يك فاجعه است. اين چيزى است كه با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود كاملا منافات دارد.(11)
خبرگزاری فارس جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
![]() با توجه به اين شاه كليد ، جواب سئوال اول نيز روشن مي شود . منظور از رفاه معنوي در زمان غيبت ، "خوب انتظار كشيدن " است ! يعني مردم ما ، وقتي رفاه معنوي دارند كه منتظران خوبي براي امام غايب و منجي موعود باشند! همچنين ، توجه به اين تعريف از رفاه معنوي در زمان غيبت ، تعريف واحد و هماهنگي از فرهنگ به دست خواهد داد . يعني تنها فرهنگي كه مي شود آن را اصل و محور قرارداد و در حول آن كار فرهنگي انجام داد فرهنگ انتظار است .
اشاره:
منبع: خبرگزاری فارس يكشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
فصل اول : طرح دشمنان خدا برای حکومت بر جهان فصل دوم: وظایف زمینه سازان حکومت جهانی مهدی موعود(عج) فصل سوم: شاخصه ها و برکات انقلاب اسلامی ایران
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم انقلاب اسلامی و پارادایم های متناقض این نوشتار به اختصار در سه فصل تدوین شده است فصل اول : طرح دشمنان خدا برای حکومت بر جهان فصل دوم: وظایف زمینه سازان حکومت جهانی مهدی موعود(عج) فصل سوم: شاخصه ها و برکات انقلاب اسلامی ایران فصل اول: طرح دشمنان خدا (زرسالاران شیطان گرای صهیونیست) برای حکومت بر جهان 1- ارائه و بسط تفکر اومانیستی بجای تئیستی[1]، ماتریالیسم[2] و تکامل افراطی بجای خلقت 2- مبارزه با حکومتِ دینی -سلطنتیِ موافق با تسلط تئیسم و ایجاد انقلاب های اومانیستی[3] و ساقط کردن این حکومت ها 3- ایجاد حکومت پنهانیِ جهانی بوسیله تشکیل و بسط فراماسونری و سازمان های شبه ماسونی 4- ارائه طرح های اومانیستیِ اجتماعی برای حکومت کردن و مشروعیت بخشیدن به دموکراسی[4] و نظام سازی بر اساس اومانیسمِ یهودی - نفسانی 5- ظاهر سازی حکومت از اسرائیل 1948م 6- آمادگی برای تشکیل حکومت جهانیِ شیطانیِ صهیونیسم در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی: با جهانی سازی بر اساس معیار های ذکر شده و نظامی ، با نابودی دشمنان ومصرف کنندگان که از دید آنها بی مصرف اند! و یا حق حیات ندارند یعنی اکثر مردم جهان بوسیله: 1- سلاح های کشتار جمعی 2-تغذیه ، علم ژنتیک و روش زندگی که منجر به مرگ زود رس ، بیماری های کشنده و مقطوع النسل شدن نسل بشر می شود 3-فرهنگ سازی برای مقطوع النسل کردن بشر با جلوگیری از بارداری ، سقط جنین و از بین بردن کودکان و.... 7- بسط حکومت آشکارشان و تشکیل تنها ابرقدرت جهانی یعنی اسرائیل بزرگ[5] ، بعد از فروپاشی شوروی و همزمان با فروپاشی ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا توضیح: برای تشکیل اسرائیل بزرگ و برای اینکه معارضی دربرابر قدرتش وجود نداشته باشد می بایست ایالات متحده امریکا نیز همانند اتحاد جماهیر شوروی به فروپاشی برسد و ایالت های آن تبدیل به کشورهای کوچک و قابل کنترلی شوند ، اما برای حساسیت زدایی از این انتقال قدرت می بایست یک ابرقدرت جدید در عرصه جهانی ایجاد شود تا واسطه انتقال قدرت به اسرائیل باشد ، بدین منظور اتحادیه اروپا تشکیل شد و با تقویت اتحاد نظامی ناتو[6] ، تشکیل بانک اروپا ، مجلس اروپا، پول واحد اروپایی(یورو) و از همه مهمتر ایجاد دولت اروپا و انتخاب رئیس دولت، قاره اروپا آماده ایجاد ابرقدرتی جدید (مانند یک کشورِ بزرگ) شد ، برای این انتقال قدرت ، بحران اقتصادی در آمریکا[7] ایجاد شد اما آنچه از اختیار آنها خارج شد این بود که این بحران به اروپا و متحدان اقتصادی و فرهنگی غرب نیز کشیده شد، با رخ نمودن این مشکل جدید بر سر راه انتقال قدرت به اسرائیل، کشور چین برای این انتقال قدرت نامزد شد، چین که بیش از نیم قرن است که بر اساس ایدئولوژی مارکسیستی و ضد خدا و ادیان اداره می شود و مردمش با سخت ترین شرایط خود را برای بردگی اربابان قدرت معرفی نموده اند بهترین گزینه برای ایجاد ابرقدرت واسطه ای می باشد، مردم چین سالهاست تحت دیکتاتوریِ مارکسیستی زندگی کرده و به آن راضی هستند ، یکی از نمونه های آن قانون دولتی چین است که به هیچ خانواده ای اجازه داشتن بیش از یک فرزند نمی دهد ، خانواده های چینی وقتی که نتایج سونوگرافی فرزند مورد علاقه شان را نشان نمی داد ، آن را سقط می کردند ،بدین ترتیب بسیاری از خانواده های چینی به فرزندکشی بی سابقه ای دست زدند ، از طرفی دیگر دستمزد و حقوق در چین در سطح پایینترین کشورهای جهان است ، یعنی مردم چین بدون هیچ اعتقاد ماورایی با کمترین مهر ومحبت با کمترین حقوق و دستمزد و کمترین حمایت های شغلی مانند بیمه و بازنشستگی عملا تبدیل به بردگان کمپانی های اقتصادی شدند. لازم به ذکر است بعد از فروپاشی شوروی به عنوان قطب مارکسیسمِ سوسیالیستی و جهان چپ ،چین با حفظ ایدئولوژی کمونیستی ، حکومت سوسیالیستی خود را تغییر و نظام کاپیتالیستی را پذیرفت بدین صورت صاحبان صنایع و غول های اقتصادی صهیونیسم جهانی از کشورهای اروپایی ، امریکا و ژاپن شروع به راه اندازی کارخانه هایی برای ساخت و مونتاژ محصولات خود در چین نمودند تا با دادن کمترین دستمزد و حق بیمه بیشترین سود را ببرند ، کارگران آنها مردمی بدون اعتقاد ، اخلاق ، معنویت و محبت هستند که فقط به کار کردن برای اربابان خود فکر می کنند . اگر این شیوه حکومتی و زندگی در جهان مطرح شده الگو برای ملل دیگر قرار گیرد مهمترین گام برای تشکیل حکومت شیطانیِ جهانیِ صهیونیسم[8] برداشته شده است، بدین منظور اربابان خودخوانده ی مخفیِ جهان ، چین را بعنوان ابرقدرت واسطه ای انتخاب نمودند و برای بسط این فرهنگ شروع به تبلیغ برای حکومت و اقتصاد چین نمودند ،بعنوان مثال فیلم هالییودی 2012 ساخته رولند امریچ[9]، در اقدامی بی سابقه، چین را ناجی تنها باقیماندگان نژاد بشری بعد از نابودی جهان یعنی سرمایه داران صهیونیست معرفی می نماید، یکی دیگر از نمونه های جدید تبلیغ حکومت چین ،سخنان مدعی جدید نبوت و مهدویتِ صهیونیستی کلود ویرلهون معروف به رائیل[10] است که عنوان نموده : چین بهترین گزینه برای ساخت سفارت جهانی برای ارتباط با فضائی هاست![11] یعنی چین باید پایتخت جدید جهان باشد ، بعد از تثبیت چین و فروپاشی کامل ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا این قدرت به اسرائیل منتقل شده و طرح تشکیل اسرائیل بزرگ مطرح می گردد. 8- ایجاد حکومت واحد جهانیِ شیطانیِ زرسالاران صهیونیست ، که در آن حکومت استبدادی، مفاهیمی همچون دموکراسی ، لیبرالیسم،آزادی بیان ، حق رأی و... معنی نخواهد داشت ، اما بدلیل اینکه جریان مخالف فکری-فرهنگی برایشان نمانده و همه نابود شده اند و جهان در بُهت ناشی از شُک یک جنگ عظیم و نابودی بی سابقه بوده و اکثر باقیماندگان بوسیله مشروبات الکلی، مواد مخدر ، فحشاء و کنترل ذهنِ رسانه ای ، ذهنشان تخدیر شده ، کسی نمی تواند مشکلی برای حکومتشان ایجاد کند[12] فصل دوم: وظایف زمینه سازان حکومت جهانی مهدی موعود(عج) الف - ایجاد انقلاب الهی - اسلامی، حفظ و بسط آن انقلاب اسلامی ایران از 15/3/1342 ه.ش شروع و در 22/11/1357 ه.ش ( 1979م) به پیروزی رسید و اکنون در مرحله حفظ و بسط آن هستیم ، مسئولین ومردم وظیفه دارند با بصیرت، ارزش این نعمت الهی و تأثیر آن در امر ظهور و ایجاد حکومت حضرت مهدی(عج) را بدانند و بر اساس احساس وظیفه نسبت به دیگران دست به بسط و صدور فکری – فرهنگی این انقلاب بنمایند[13] ب - مردم سازی ، نظام سازی،دولت سازی مرحله مردم سازی بوسیله فرهنگ شیعی و تلاش نوّاب عام حضرت مهدی(عج) برهبری 61 زعیم عصر غیبت کبری ،طی قرون متمادی تا کنون ایجاد شده است ، همچنین نظام سازی با ارائه طرح حکومتیِ جمهوری اسلامی ایجاد شده است و باید به سمت ایجاد دولت اسلامی بر اساس مبانی اعتقادیِ الهی - اسلامی حرکت نمود (مراحل : انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، دولت اسلامی، حکومت جهانی اسلامی) ج - ارائه پارادایم تئیستی ( خداگرا) در عصر حاضر این پارادایم با پیروزی انقلاب اسلامی در 1357ه.ش در عصر حاضر به جهانیان معرفی شد د - ساخت و ارائه نرم افزار و سخت افزار ، برای مردم سازی شیعی، جامعه مهدوی، روش زندگی مهدوی، نظام سازی ، دولت سازی و بسط آن در جهان ، جهت آمادگی حکومت الهیِ جهانیِ مهدوی می بایست فرهنگ سازی داخلی و خارجی برمبنای جامعه مهدوی در مقابل جامعه مدنی (Civil Society) ، طرح تعالی و پیشرفت[14] (بسمت خدا و خوشبختی زندگی مادی وسعادت زندگی معنوی و اخروی) در مقابل طرح توسعه خطی(زندگی مادی، شیطانی و نفسانی) و ارائه الگوی زندگی مهدوی در مقابل الگوی زندگی آمریکایی (The American Life Style) صورت گیرد فصل سوم: شاخصه ها و برکات انقلاب اسلامی ایران 1- تنها انقلابی که طی 300 سال اخیر بر مبنای پارادایم تئیسم (خداگرایی،خداباوری) در مقابل پارادایم اومانیسم (نفس پرستی افراطی) ایجاد شد 2- تنها انقلابی که طی 300 سال اخیر بوسیله غیر ماسون ها ایجاد شد لازم به ذکر است تمامی انقلابات بزرگ که عصر جدید بشری را شروع نمود از انقلاب آمریکا تا انقلاب فرانسه و اکتبر شوروی و چین و مابقی کشور ها همگی توسط ماسون ها برای ایجاد عصر جدید نفس گرایی افراطی با شعار نظم نوین جهانی[15] ایجاد شده بود که با انقلاب اسلامی ایران ، طومار نظم نوین جهانی و نظام اومانیستی بسته شده ، نظم نوین الهی و جاودانه آغاز شد و با ظهور مهدی موعود(عج) در سراسر جهان بسط یافته کاملاً اجرا خواهد شد 3- انقلاب اسلامی ایران، پارادایم تضاد ظاهری و فریبکارانه ی درون اومانیستیِ کاپیتالیست -سوسیالیستی و لیبرالیست -کمونیستی (و دیگر جهان بینی های مادی درون اومانیستی[16]) را تغییر داده ، تناقض پارادایم های تئیستی -اومانیستی همچنین حکومت جهانی الهی حضرت مهدی(عج) در برابر حکومت جهانی شیطانی صهیونیسم را که تناقضشان حقیقی است جایگزین نمود 4- این انقلاب منجر به تشکیل حکومت بر اساس آرمان های خداگرایی، ضدیت با ظلم، اسلام خواهی و منجی گرایانه شد 5- منتسب به جبهه خداخواهی و اسلام ناب و شیعی می باشد 6- قابلیت الگو شدن برای ملتهای تحت ستم و مستضعف 7- ارائه نگاهی نو به جهان (جهان بینی) غیر از ماتریالیسم و اومانیسم، و ارائه دستورات عملی برای زندگی فردی و اداره جامعه غیر از لیبرال دموکراسی (و دیگر ایدولوژی های انسان مدارانه) 8- بخاطر خداگرا بودن، مخالف هنجارهای نفس گرای حاکم بر جهان از جمله اعلامیه جعلی حقوق بشر و... می باشد 9- ارائه و بسط 4عنصر بنیادین برای پاک و متعالی نمودن جوامع: ایمان، یقین، تقوا و حیا در ضدیت با خواست زرسالاران جهانی برای نابودی این 4عنصر در مردم 10-متوقف شدن چرخ روتاری و انجمن های فراماسونی و شبه ماسونی در قلب جهان، ایران و بسط این توقف در نقاط دیگر جهان (توقف حکومت پنهانیِ زرسالاران جهانی) 11-بخطر افتادن و از دست رفتن منافع نامشروع زرسالاران صهیونیسم جهانی و ایجاد یک دشمن قدرتمند برای استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل در جهان و منطقه استراتژیک خاورمیانه 12- جلوگیری از گسترش کشور جعلی اسرائیل[17] بوسیله صدور فکری -فرهنگی انقلاب اسلامی به لبنان و فلسطین 13-جلوگیری از قتل عام آشکار و جنگ آخرالزمانی و نابودی دو-سوم بشر بوسیله خلل در برنامه ی آینده گرایانه ی صهیونیسم جهانی و جهانی سازی صهیونیستی لازم به ذکر است سران صهیونیسم مسیحی و یهودی بارها در کتاب ها و سخنانشان آرزو و طرح جنگ موهوم آرماگدون را بیان نموده و خواستار نابودی اکثر مردم جهان شده اند از این میان میتوان به رونالد ریگان رئیس جمهور ایوانجلیست و مسیحیت صهیونیستی آمریکا، اشاره نمود که با افتخار اعلام کرد، آرزو می کنم من باشم آنکسی که دست روی کلید پرتاب موشک های هسته ای می گذارد و جهان را نابود می کند تا مسیح زودتر ظهور نماید![18] 14-جلوگیری از تشکیل حکومت جهانیِ اومانیستی -شیطانیِ زرسالاران صهیونیست بوسیله خلل در برنامه آینده گرایانه ی جهانی سازیِ ماسونی[19] 15-زمینه سازی برای حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) [20]بوسیله: أ. ایجاد انقلاب الهی -اسلامی درمقابل انقلاب های ماتریالیستی-اومانیستی ب. ترویج جهانبینی الهی -اسلامی در مقابل نفس پرستی ج. ایجاد و ترویج تفکر ظلم ستیز ، عدالت خواه و حمایت از مستضعفین جهانی بجای تفکر غالب ظلم و زیر بار ظلم رفتن در عصر حاضر د. تشکیل حکومت و نظام سازی بر مبنای جهان بینی الهی -اسلامی و تشکیل نمونه کوچک حکومت مهدوی جهانی[21] ه. ارائه الگوی جامعه مهدوی و روش زندگی مهدوی برای تمام جهان و. تلاش برای بسط پذیرش مردمی برای حکومت واحد اسلامیِ جهانی بعنوان یکی از شرایط اصلی ظهور در جامعه جهانی ز. آماده سازی اصحاب و انصار حضرت مهدی(عج) بوسیله ی مهیا نمودن شرایط و ایجاد جوّ پاکی و معنویت و اخلاص برای تربیت اصحاب و یاوران حضرت مهدی(عج) در ایران لازم به ذکر است در روایات متعددی به اصحاب خاص و انصار و سربازان حضرت مهدی(عج) اشاره شده که اکثر آنها از ایران می باشند[22] بهمن ماه 1389 حجه الاسلام سید مهدی غفاری GHAFFARI.ORQ.IR[1] Theismخدا گرا و خدا محور، منظور ما از تئیسم در این نوشته ،خداگرایی مطلق است بدون توجه به خصوصیات خاص که برخی برای خداباوریِ تئیسم عنوان نموده اند [2] Materialism معتقد به اصالت ماده ، ازلی و ابدی بودن آن(انکار خالق عالم) [3] Humanism انسان گرایی، نفس پرستی ، معتقد به محوریت بشر و خواهش های نفسانی او در تدبیر عالم [4] مردم سالاری [5] The Great Israel [6] NATO [7] بحران اقتصادی آمریکا از سال 2008 م شروع شد [8] Zionism [9] Roland Emmerich جالب اینجاست که این کارگردان هالیوودی در فیلم های قبلی خود آمریکا را منجی بشر معرفی نموده بود فیلم 2012 محصول 2009م است [10] Claude Rael [11] رائیل که فامیل خود را از بخش دوم کلمه اسرائیل انتخاب نموده، منکر وجود خداوند یگانه و همچنین منکر وجود روح شده، از اعتقادات او ازلی و ابدی بودن ماده است و خلق انسان ها و موجودات را نیز به موجودات فضایی! بنام الوهیم(این نام از عهد عتیق برداشت شده است) ،بوسیله مهندسی ژنتیک نسبت میدهد،او همه مسائل ماورایی را به تکنولوژی فضایی ها نسبت می دهد و منکر هر چیز متافیزیکی است او یک ماتریالیست شدیداً افراطی است، جالب این جاست که پیامبران راستینی همچون موسی ، عیسی و محمد(ص) و پیامبران دروغینی همچون بهاء را فرستاده این فضایی ها می داند، رائیل که خود را پیامبر جدید الوهیم نامیده و جنبش رایلیان با حمایت استکبار جهانی در بسیاری از کشورها درحال جذب مردم به فرقه صهیونیستیشان هستند، جنبش رائیل ایران عنوان نموده ،او همان مهدی موعود ! است که مسلمانان منتظر ظهور او بوده اند، جالب اینجاست رائیل در ابتدا معتقد بود پایتخت جهان برای ساخت سفارت فضایی ها اورشلیم در فلسطین اشغالی است اما در اقدامی عجیب در خواست کرد این سفارت را در چین بسازند. [12] برای مطالعه بیشتر در خصوص ایجاد حکومت جهانی صهیونیسم به پروتکلهای دانشوران صهیون خصوصاً پروتکل های دهم ،چهاردهم،پانزدهم، هفدهم ، بیست و دوم، بیست و سوم ، بیست و چهارم مراجعه نمایید پروتکهای دانشوران صهیون،عجاج نویهض ، پروتکل دهم ص294-302 ، چهاردهم ص321-323 ، پانزدهم ص324-336، هفدهم ص342-348 ، بیست و دوم ص369-371 ، بیست و سوم ص 372-374 ، بیست و چهارم ص 375-377 [13] رک به : پی نوشت 21 [14] ارائه الگوی ایرانی -اسلامی پیشرفت، مورد نظر مقام معظم رهبری [15] The New World Order [16] همانند فاشیسم، نازیسم و.... [17] جلوگیری از تشکیل کشور موهوم اسرائیل بزرگ [18] در اواخر قرن بیستم، تاریخ 1996 م را بعنوان تاریخ جنگ آخرالزمان معرفی نموده در فیلم ها و کتاب های مختلفی همانند فیلم "مردی که فردا را دید" (معروف به فیلم نوسترآداموس) تبلیغ می نمودند وقتی در جریان تئوری بسط حکومت با مشکل مواجه شدند تاریخ 2007 م را معرفی نمودند که قبل از آن در سال2001 م و 2003م آمریکا به افغانستان و عراق ، و در سال 2006 م اسرائیل به لبنان حمله کرد و قرار بود در صورت موفقیت ادامه نقشه از جمله حمله به ایران نیز اجرا شود با شکست این مرحله تاریخ 2012 م توسط دستگاه های تبلیغاتی صهیونیسم جهانی معرفی شد و مستکبران عالم امیدوارند در این تاریخ جنگی هسته ای در جهان آغاز نمایند، لازم به ذکر است تمامی سخن پراکنی هایی که پیرامون نابودی جهان در 21 دسامبر 2012 در جهان منتشر می شود برای آماده سازی اذهان عمومی برای قبول این فاجعه بشری است که با یاری خدا و عنایات حضرت ولی عصر(عج) و آگاهی مردم، این طرح نیز با شکست مواجه می گردد [19] برنامه آینده گرایانه ی صهیونیسم جهانی برای ایجاد حکومت جهانی صهیونیستی بطور خلاصه به صورت ذیل تنظیم شده بود : الف - ایجاد حکومت پنهان یهود در سراسر جهان با تشکیل و گسترش فراماسونری جهانی. ب - پیدا نمودن وسیله ای برای از میان بردن مصرف کنندگان بی مصرف! که با امتحان موفقیت آمیز دو بمب اتمی در انتهای جنگ جهانی دوم در ژاپن این مرحله به اتمام رسید. ج - ظاهر سازی حکومت یهود در گوشه ای از دنیا (ترجیحاً در قلب جهان و لولای سه قاره – خاورمیانه - ) که این هدف در سال 1948 میلادی به انجام رسید. د - بسط و گسترش آن تا تشکیل اسرائیل بزرگ و تبدیل شدن به یک ابر قدرت در صحنه جهانی (که تمامی مراحل بالا زمینه ساز مورد بعدی می باشد) ه - تشکیل جهان تک حکومتی توسط یهود با شعار نظم نوین جهانی برای مطالعه پیرامون طرح های آینده گرایانه ی صهیونیسم جهانی برای ایجاد حکومت جهانی صهیونیستی، رک به : مقاله "دجال شناسی" از حجه الاسلام سید مهدی غفاری و یا مقاله "قرآن سوزی پیشینه و آینده دشمنی غرب با اسلام" اثر حجه الاسلام سید مهدی غفاری [20] بحار الانوار ج51ص87 و ج52ص243 ؛ اثباه الهداه ج3ص599 ؛ سنن، ابن ماجه ج2ص1368 ؛ الغیبه ،نعمانی ص373 [21] مردم جهان باید دیدگاه مثبتی نسبت به انقلاب و نظام اسلامی داشته باشند تا پذیرای حکومت اسلامی حضرت مهدی(عج) باشند باید توجه داشت که در طول چند قرن اخیر بعد از رنسانس درجهان بشدت با مدل دینی حکومت داری مبارزه شده و حالا که حکومت دینی بر اساس مدل اسلامی آن از ایران رخ نموده و به جهان معرفی گردیده است اگر بتواند چهره مثبت و موفق خود را به جهانیان عرضه نماید مردم جهان برای حکومت دینی حضرت مهدی(عج) آمادگی و پذیرش کافی را پیدا نموده ظهور بیش از این به تأخیر نمی افتد ، با این توضیح سخنان امام خمینی(ره) که می فرماید : "حفظ نظام(جمهوری اسلامی) از اوجب واجبات است" همچنین در جای دیگری فرمود: "اگر اسلام در ایران سیلی بخورد دیگر در هیچ جای جهان! سربلند نمی کند" قابل تحلیل است. [22] الغیبه ،طوسی ص 161 ؛ البیان، گنجی شافعی ص69 ؛کشف الغمه ج3 ص286 ؛ ینابیع الموده ص491 ؛ الغیبه، نعمانی ص315 ؛ بحارالانوارج52ص369 و ج60 ص216 ؛ ملاحم ابن طاووس ص146 برای مطالعه بیشتر در خصوص روایاتی که پیرامون نقش ایرانیان در آخرالزمان و زمینه سازی انقلاب اسلامی برای حکومت حضرت مهدی (عج) از ائمه اطهار (ع) صادر شده ، رک به: موعودنامه،مجتبی تونه ای صص 147،148،381،382،567،568 ؛ چشم اندازی به حکومت مهدی ،نجم الدین طبسی، صص 58،72،73،74 ؛ موعودشناسی و پاسخ به شبهات ، علی اصغر رضوانی،ص592 ؛ عصر ظهور ص229-275 ؛ ماهنامه موعود شماره 105 شنبه, ۰۴ تیر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی reza
برای مطالعه جلسه اول کلیک کنید.
حجت الاسلام و المسلمین در دومین جلسه از سلسله سخنرانیهای خود در مراسم دعای ندبه مهدیه تهران با موضوع "آیا ظهور نزدیک است؟"، طی سخنانی پیرامون لزوم توجه به قواعد ظهور، با بیان اینکه حوادث ظهور تکلیفساز نیستند اما قواعد ظهور برای ما تکلیف معین میکنند، گفت: «بهترین دلایلی که میتوانند مژدهي نزدیک بودن ظهور را به ما بدهند، "قواعد ظهور" و به تعبیر دیگر "علائم عمومی ظهور" هستند. این علائم اشاره به حادثهي خاصی ندارند بلکه شرایط عمومی و قواعدِ کلیِ محقق شدن امر فرج را بیان میکنند.» *** در ادامه فرازهایی از دومین جلسهي سخنرانی با موضوع «آیا ظهور نزدیک است؟» را میخوانید:
انواع دلائل نزدیک بودن ظهور ·جدای از ضرورت امیدواریِ ما به نزدیک بودن ظهور که هم منشأ عقلانی دارد و هم دلیل روایی، و هفتهي قبل در این باره سخن گفته شد، آیا واقعاً دلایلی برای نزدیک بودن ظهور میتوان تصور کرد؟ برای نزدیک بودن ظهور سه نوع دلیل میتواند وجود داشته باشد:
1. دستهي اول، دلایل شهودی هستند. ·«دستهي اول، دلایل شهودی هستند.» مانند اینکه برخی از عرفای بزرگوار و جلیل القدر مانند حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) و یا حضرت امام(ره) از راه شهودی، مطلبی را در بارهي نزدیک بودن ظهور درک کرده باشند و ممکن است آن را برای برخی از نزدیکان خود بیان کرده باشند. اینگونه اخبار برای نزدیک بودن ظهور هست، ولی ما به این دسته از دلایل برای نزدیک بودن ظهور نمیپردازیم و مبنای تفکر و تبلیغ خودمان قرار نمیدهیم. چون ممکن است برخی افراد از این موضوع سوءِ برداشت و یا سوءِ استفاده کنند و بعد باب بشود اخبار ناقص یا غلطی از این جنس را از قول برخی افراد دیگر نقل کنند، و فضا را خراب کنند.
2. دستهي دوم تحقق حوادثِ در آستانهي ظهور هستند ·«دستهي دوم از دلایل نزدیک بودن ظهور، تحقق حوادثِ در آستانهي ظهور هستند» که بسیار مشهور بوده و خیلی هم به آنها پرداخته میشود. مانند اینکه فلان شخص در آستانهي ظهور در فلان مکان از دنیا میرود یا فلان حادثهي خاص از قبیل سیل و زلزله و جنگ و غیره، در آستانهي ظهور رخ میدهد همه اشاره به حوادثی دارند که در آستانهي ظهور رخ خواهد داد، و یا اشخاصی که در آستانهي فرج نقشآفرینی میکنند. به دلایلی که خواهیم گفت، به این دسته از دلایل هم زیاد نمیپردازیم. البته این اخبار را انکار هم نباید کرد. علائمی هستند که مصرف خاص خودشان را دارند.
3. دستهي سوم قواعد و شرایط ظهور هستند ·«دستهي سوم از دلایل نزدیک بودن ظهور، قواعد و شرایط ظهور هستند» که این قواعد جزء قوانین و سنن الهی بهحساب میآیند و سنتهای الهی هم قابل تبدیل و تغییر نیستند. ما بر اساس این قواعد، گفتگو خواهیم کرد، نه بر اساس حوادث ظهور. ·اینکه در روایات، حوادث و اتفاقاتِ در آستانهي ظهور بیان شده است، برای اینست که ما در ذهنمان باشد اگر مصادیق آنچه در روایات آمده است، رخ داد حواسمان باشد. اگر پس از بررسی دقیق و کامل متوجه شدیم که این حادثه دقیقاً همان واقعهای است که در روایات اشاره شده است، طبیعتاً امیدمان افزایش پیدا میکند و برای کسب آمادگیِ بیشتر، تلاش خواهیم کرد. اما فعلاً به چهار علت، به حوادث ظهور نمیپردازیم:
1. از اعتبار کافی برخوردار نبودن «سند» برخی اخبار ·اول اینکه همهي اخباری که به حوادث ظهور مربوط می شوند از نظر سندی، اخبار دقیقی نبوده و برخی از این اخبار از اعتبار کافی برخوردار نیستند. اگرچه برخی از این روایات که سند مشخصی هم ندارند ممکن است در عمل صحیح از آب در بیایند و به وقوع بپیوندند. و اسناد آن به دست ما نرسیده باشد.
2. مبهم بودن «دلالت» برخی از اخبار معتبر ·دوم اینکه برخی از اخبار حوادث ظهور هرچند به لحاظ سند، مشکلی ندارند اما از نظر دلالت به اینکه دقیقاً معنایشان چیست، مشخص نیستند. مثلاً مفهوم «دجّال» دقیقاً مشخص نشده است که آیا یک شخص است یا یک پدیدهای مانند رسانهها یا ماهوارهها و امثال آن است. البته ممکن است با تفکر و بررسی به نتایجی برسیم، اما این نتایج اغلب در حد گمان بوده و قطعی نیستند. ·این پیچیدگیها در دلالت، گاهی اوقات موجب میشود که تطبیق آنها دشوار شود. محققین باید اهتمام داشته باشند به اینکه اخبار مربوط به حوادث ظهور را تا حد امکان به لحاظ "سند" و "دلالت" روشن کنند. این هم بحثی نیست که یکبار برای همیشه انجام گیرد و کنار گذاشته شود. بلکه هر سال حوادث جدیدی پیش میآید که باید بر روی آنها تحقیق و بررسی صورت گیرد که آیا اینها میتوانند مصداق حوادث ظهور باشند یا خیر.
3. این اخبار، تکلیف معین نمیکنند ·سومین دلیلِ ما برای نپرداختن به حوادث ظهور، اینست که این حوادث برای ما «تکلیف معین نمیکنند» و به اصطلاح تکلیفساز نیستند. لذا برای ما در اولویت قرار ندارند. مثلاً اینکه شخصِ خاصی بهنام «عبدالله» در فلان نقطه اگر بمیرد، یکی از نشانههای نزدیک بودن ظهور است، این خبر برای ما تکلیف خاصی ایجاب نمیکند. این قبیل حوادث و یا حوادثی مانند سیل و زلزله و آتشفشان و جنگ، برای ما تکلیفساز نیستند و با دانستن آن تکلیفی به عهدهي ما نمیآید. مهمترین امر برای ما باید «تکلیف» باشد.
4. امکان حصول «بداء» در مورد این اخبار ·چهارمین دلیل برای نپرداختن به حوادث ظهور، اینست که ممکن است در مورد حوادث آستانهي ظهور «بداء» حاصل شود. یعنی ممکن است خداوند تصمیم اعلامی خود به ما را در مورد برخی از حوادث تغییر دهد. مثلاً اینکه بر اساس قضا و قدر اعلان شدهي الهی، قرار بر این بوده که قبل از ظهور، فلان حادثهي خاص رخ دهد ولی این تصمیم ابلاغ شدهي پروردگار تغییر کند و بدون رخ دادن آن حادثه، امر فرج محقق شود. بنابراین ممکن است برخی از حوادثی که جزء نشانههای ظهور بیان شدهاند، اصلاً رخ ندهند و ظهور اتفاق بیفتد، و یا ممکن است برخی از این حوادث رخ بدهد ولی ظهور اتفاق نیفتد. ·توضیح: معنى بداء اين است كه در برنامهي قضا و قدر الهى تجديد نظر رخ بدهد. (مرتضی مطهری، مجموعهآثار، ج25، ص514) بداء، به معناى ظهور امرى است از ناحيه خداى تعالى بعد از آنكه ظاهر مخالف آن بود. پس بداء عبارت است از محو اول و اثبات ثانى و خداى سبحان عالم به هر دو است. (علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج11،ص522)
قواعدِی که نزدیک بودن ظهور را مژده میدهند ·بنابراین بهترین دلایلی که میتوانند مژدهي نزدیک بودن ظهور را به ما بدهند، «قواعد ظهور» و به تعبیر دیگر «علائم عمومی ظهور» هستند. این علائم اشاره به حادثهي خاصی ندارند بلکه شرایط عمومی و قواعدِ کلیِ محقق شدن امر فرج را بیان میکنند. این قواعد، در واقع شرایط و زمینههای لازم برای محقق شدن ظهور را روشن میکنند. به چند دلیل، پرداختن به قواعد ظهور بسیار مهمتر از حوادث ظهور است:
1. اتقان «سند» و وضوح "دلالت" ·اولاً قواعد ظهور در قرآن و متون روایی دارای معانیِ کاملاً مشخص و شفافی هستند و هم از لحاظ سند و هم از لحاظ دلالت، از اتقان و وضوح کافی برخوردار هستند.
2. "بداءناپذیر" بودن قواعد و سنتهای الهی ·ثانیا قواعد ظهور، قطعی و اطمینانبخش بوده و تغییر ناپذیرند و به اصطلاح «بداء پذیر» نیستند. یعنی اینطور نیست که تصمیم خداوند در مورد آنها تغییر کند چرا که این قواعد در واقع قوانین دین و جزء سنتهای الهی میباشند و در سنن الهی نیز تغییری حاصل نخواهد شد: «وَ لَن تجَِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً» (احزاب/62) مثلاً وقتی خداوند میفرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ» (محمد(ص)/7) یا « إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ» (آلعمران/160) یا «مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه»، یا «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم» (رعد/11) اینها جزء سنتهای تخلفناپذیر الهی هستند و بداء در مورد آنها امکان ندارد.
3. قواعد ظهور، برای ما تکلیف معین میکنند ·ثالثاً قواعد ظهور، برای ما تکلیف معین میکنند. یعنی به ما میگویند که باید چه فعالیتی انجام دهیم و در ارتباط با ظهور چه نقشی باید داشته باشیم و چه وظایفی بر عهدهي ما خواهد آمد. و این خیلی برای ما اهمیت دارد. حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در خصوص زمینهسازی برای ظهور کلمات بسیار روشنی دارند[1] «مقدمه سازی برای ظهور» شاخصی بسیار کلیدی برای رشد جامعهي ماست ·بعضیها گویا از اینکه به مسألهي ظهور و فرج امام زمان(ع) پرداخته شود، احساس ناراحتی میکنند و میگویند: «چرا اینقدر از مقدمهسازی برای ظهور حرف میزنید و چرا همه چیز را به امام زمان(ع) ربط میدهید؟ مگر ما در اسلام مسألهي دیگری غیر از ظهور نداریم؟! به هر حال ما باید به تکالیف شرعیِ خودمان عمل کنیم، چه حضرت تشریف بیاورند و چه تشریف نیاورند!» ·در پاسخ چنین افرادی باید گفت: ظهور و فرج و موضوعات مهدوی، تنها یکی از مسائل دینیِ ما نیست، بلکه تمام دین ما در مهدویت نهفته است؛ از مسائل فردی و عبادات فردی گرفته تا مسائل اجتماعی، تماماً معنای مهدوی دارند. همهي شئونات دین را در غالب معارف مهدوی باید ببینیم. مثلاً اگر معضل و مشکلی در جامعهي ما وجود دارد باید بگوییم: جامعهي منتظر نباید چنین اشکالاتی داشته باشد. ·به میان کشیدن شاخصی برای رشد به نام «مقدمه سازی برای ظهور»، هم انگیزهي انسان را تقویت میکند و هم اقتضای ادب بندگی است و هم برای یک جامعهي ولایی و یک انسان ولایی، مسیر را روشنتر میکند. ·ما با زیارت جامعهي کبیره و با دعای ندبه ادب شدهایم. ببینید در دعای ندبه، چقدر زیبا ادب بندگی را به ما میآموزد: «وَ اجْعَلْ صَلَاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَاباً وَ اجْعَلْ أَرْزَاقَنَا بِهِ مَبْسُوطَةً وَ هُمُومَنَا بِهِ مَكْفِيَّةً وَ حَوَائِجَنَا بِهِ مَقْضِيَّة» (بحارالانوار/99/108) یعنی پروردگارا! نماز ما را به واسطهي امام زمان(ع) قبول کن، گناهان ما را به واسطهي او بیامرز... ببینید چطور همهچیز را به حضرت مهدی(عج) مربوط میکند. امام خمینی(ره) مکرراً در مناسبتهای مختلف به شاخص مقدمهسازی برای ظهور اشاره داشتند/ ادبیات مهدویِ ما را حضرت امام بنا نهادهاند ·حضرت امام(ره) در مناسبتهای مختلف و به عناوین مختلف، مسائل را به نوعی به ظهور و مقدمهسازی امر فرج، مرتبط میکردند و در میان سخنانشان برخی از علائم و شرایط ظهور مانند «تقویت ایمان و تحول قلوب مؤمنین و شوق به لقاءالله» را بیان میفرمودند. ·امام در پیام نوروزی سال 61 میفرمایند: «اين تقليب قلوب كه قلبها از آمال دنيوى و از چيزهايى كه در طبيعت است بريده بشود و به حق تعالى پيوسته بشود، و بصيرتها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسيله بصيرت بفهمند، در ملت ما بحمد اللَّه تا حدود چشمگيرى حاصل شده است. و من اميدوارم كه در اين سال جديد به اعلا مرتبه خودش برسد. اين قلبهايى كه قبل از انقلاب توجه به دنيا داشت، توجه به آمال دنيوى داشت و ازغيب كمتر توجه داشت به غيب، و از غيب كمتر جلوهاى در او حاصل مىشد، ما امروز مىبينيم كه اين جلوهها حاصل شده است، و اين شوق و شعفها به لقاء اللَّه براى آنها حاصل شده است، و دست عنايت خداى تبارك و تعالى به سر اين ملت كشيده شده است، و ايمان آنها را تقويت فرموده است كه يكى از علائم ظهور بقية اللَّه- ارواحنا فداه- است»(صحیفهي نور/16/129) ·حضرت امام(ره) در پیامی به انجمن اسلامی دانشجویان خارج از کشور(سال1360) میفرمایند: «انقلاب اسلامى ايران با تأييد خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است، و ان شاء اللَّه با گسترش آن، قدرتهاى شيطانى به انزوا كشيده خواهند شد و حكومت مستضعفان برپا و زمينه براى حكومت جهانى مهدى آخر الزمان(ع) مهيا خواهد شد. هان اى مستضعفان جهان، بر مستكبران آدمخوار بشوريد و حق خود را از آنان بگيريد كه خداوند با شماست و وعده او تخلف ناپذير است. از خداوند قادر متعال پيروزى اسلام را خواهانم.»(صحیفهي امام/15/349) اجتماع و همدلیِ شیعیان در «وفای به عهدِ ولایت»، از قواعد و علائم ظهور است ·حضرت صاحب الزمان(ع) در نامهای به شیخ مفید(ره) یکی از مهمترین علائم ظهور را بیان میفرمایند: «وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا؛ شیعیان ما ـ که خداوند توفیق در اطاعت به آنها بدهد ـ اگر با همدلی در وفای به عهد ما اجتماع کنند، دیگر مژدهي ملاقات ما به تأخیر نخواهد افتاد و با شتاب، سعادتِ زیارت ما نصیبشان خواهد شد.»(الاحتجاج/2/498) ·حضرت در اینجا، جمع شدن و همدلیِ شیعیان را به عنوان شرطِ ظهور مطرح میفرمایند. آن هم نه برای منافع فردی یا جمعی، بلکه اجتماع شیعیان برای اینکه به عهدی که ما به گردنشان داریم، وفا کنند. طبق فرمایش حضرت، اینکه جمعیتی، قلباً متحد شوند تا به عهد مولای خود وفا کنند، این موجب نزدیک شدن ظهور میشود و از قواعد مهم ظهور است. ·آیا هدف از تشکیل جمهوری اسلامی، غیر از وفای به این عهد بوده است؟ ما جمهوری اسلامی تشکیل ندادهایم تا فقط به منافع فردی و جمعیِ خودمان برسیم و فقط مملکت آبادی داشته باشیم. البته آبادانیِ مملکتی مانند مملکت نورانیِ ما هدف کمی نیست ولی ما همین را هم برای مقدمهسازیِ ظهور میخواهیم.[1] ما جمع شدهایم که ولایت مستقر شود و با اتحاد و همدلی خود جمع شدهایم تا مولایمان از پشت پردهي غیبت بیرون بیاید. ·حضرت در ادامه میفرمایند: «فَمَا يَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيل؛ چیزی ما را از شیعیان خود محبوس نمیکند مگر آن چیزهایی که از شیعیان ما به ما میرسد و ما دوست نداریم و کراهت داریم و آن را نمیپسندیم(معصیت شیعیان) و خداوند یاریکنندهي ماست و او برای ما کافی است»(همان منبع) ·طبق کلام نورانیِ حضرت، هیچ چیزی مانند گناه کردنِ ما شیعیان، امر فرج را به تأخیر نمیاندازد. گناهِ ما ظهور را به تأخیر میاندازد، بدحجابی، بیبندوباری، بینمازی، فسق و فجور و مال حرامخواری، همهي این معاصی، ظهور را به تأخیر میاندازد. هر یک از ما باید این سؤال را از خودمان بپرسیم: آیا ما تاکنون کاری کردهایم که موجب تأخیر در امر فرج شده باشد؟ ·آیا ما در طول عمرمان کاری کردهایم که موجب شویم ظهور به تأخیر بیفتد؟ آیا به سهم خودمان در طولانی شدن غیبت مشارکت کردهایم؟ بعضیها در طولانی شدن غیبت مشارکت میکنند ولی بعضیها در نزدیک شدن ظهور، مشارکت میکنند. بعضیها مقدمهساز ظهور هستند ولی بعضیها تقویتکنندهي همین وضع موجود و تداوم بخش دوران غیبت هستند. ·یک مسئول مملکتی، یک فرد سیاسی، یک فرد رسانهای و هر کسی در هر مسئولیتی که قرار دارد، اگر مرتکب خطا یا خیانتی بشود، در واقع ظهور را به تأخیر انداخته است. چرا که اساساً، یکی از قواعد ظهور اینست که گناه نکنیم تا ظهور حضرت نزدیکتر شود. ·درپایان این روایت، حضرت میفرماید: اگر مردم این کارها را بکنند و باعث شوند حبس ما طولانیتر بشود و امر فرج به تأخیر بیفتد، خداوند برای ما کافی است«وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيل». و این همان کلامی است که امیرالمؤمنین علی(ع) پس از اینکه خلافت ایشان را غصب کردند و مردم از ایشان روی برگرداندند، وقتی حضرت صدیقهي طاهره(ع) بعد از قرائت خطبهي معروفشان از مسجد به خانه بازگشتند، به ایشان فرمودند: بگو خدا برای ما کافی است. و این بر اساس آن آیهي قرآن است که در آیهي آخر سورهي توبه خداوند متعال به پیامبرش میفرماید: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ؛ اگر مردم به تو پشت کردند بگو خدا برای من کافی است.»(توبه/129) ·امیدواریم که عملکرد ما به گونهای نباشد که حضرت بقیه الله الاعظم(عج) از ما ناامید شوند و به درگاه خداوند شکوه کنند و بفرمایند«حسبی الله» بلکه امیدواریم طوری رفتار کنیم و طوری وفای به عهد خود را نشان دهیم، که حضرت از خداوند متعال درخواست کنند که فرج ایشان را نزدیک و نزدیکتر نماید. ----------------- [1] سخنان امام خمینی(ره) و امام خامنهای پیرامون وظیفهي منتظرین در فراهم کردن مقدمات ظهور و چگونگی آن: سخنان امام خمینی(ره) انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است، و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا بكند، و مقدمات ظهور ان شاء اللَّه تهيه بشود(صحیفه نور/8/375) و آخرين سخنم در اينجا با شما[فرزندان شهدا]، اينكه به جمهورى اسلامى، كه ثمره خون پدرانتان است، تا پاى جان وفادار بمانيد؛ و با آمادگى خود و صدور انقلاب و ابلاغ پيام خون شهيدان، زمينه را براى قيام منجى عالم و خاتم الاوصيا و الاوليا، حضرت بقية اللَّه- روحى فداه- فراهم سازيد.(صحیفه نور/20/38) با كار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم كنيد براى آمدن او. و فراهم كردن اينكه مسلمين را با هم مجتمع كنيد. همه با هم بشويد. ان شاء اللَّه ظهور مىكند ايشان.(صحیفه نور/18/269) و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مىدهيم وبه يارى خدا راه را براى ظهور منجى مصلح و كل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مىكنيم (صحیفه نور/20/354) ما بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براى آمدن حضرت- سلام اللَّه عليه-(صحیفه نور/21/17)
سخنان امام خامنهای(مدظلهالعالی) اگر همهى ما عاشورايى باشيم، حركت دنيا به سمت صلاح، سريع، و زمينهى ظهور ولى مطلقِ حق، فراهم خواهد شد.(03/ 03/ 1374) پس مىشود زمينهها را فراهم كرد. وقتى چنين زمينههايى إن شاء اللّه گسترش پيدا كند، زمينهى ظهور حضرت بقية اللّه أرواحنا فداه نيز پديد مىآيد و مسألهى مهدويت اين آرزوى ديرين بشر و مسلمين تحقّق مىيابد.(25/ 09/ 1376) اين زمينهها وقتى آماده شد؛ آن وقت كه معلوم شد در مقابل قدرت مادّى مستكبران عالم، زمينهى اين وجود دارد كه آحاد بشر بتوانند بر روى حرف حق خود بايستند، آن روز، روز ظهور امام زمان است... اگر ما خودمان را به صلاح نزديك كنيم، آن روز نزديك خواهد شد؛ همچنان كه شهداى ما با فدا كردن جانِ خودشان آن روز را نزديك كردند. نسلى كه براى انقلاب آن فداكاريها را كردند، با فداكاريهاى خودشان آن آينده را نزديكتر كردند.(22/ 08/ 1379)
منبع : رجا نیوز |
|
|
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا

حضرت امام(ره) با يادآوري دشواريهاي مبارزات انبيايي، تلاش براي مهيا شدن زمينه ظهور را موجب علني شدن هرچه بيشتر دشمني ها و توطئه هاي استكبار جهاني و وابستگان داخلي آنان دانسته و مقاومت و مخالفت آنان را مانع انجام وظيفه نمي دانند.
البته باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم.
حضرت امام خميني(ره) طلوع و تثبيت انقلاب اسلامي را نشانه آغاز عصر مقارن ظهور يا عصر علائم ظهور دانسته و درباره ويژگي هاي آن بطور مبسوط توضيح داده اند كه به گوشه مختصري از آن اشاره مي كنيم.
استكبار وقتي مي بيند ديگر نمي تواند عناصر وابسته به خودش را در قدرت نگه دارد، با قيام مردم همراهي مي كند تا قيام مردم را منحرف كند. اين مرحله اول ترفند اوست. حالا شما فكر كنيد مراحل بعدي چگونه عمل خواهد كرد؟ طبيعي است تا جايي پيش برود كه يك قيام اسلام خواهانه به ظاهر ضد استكبار را در منطقه شكل دهد.
«انقلاب تونس فرياد مستضعفان عليه استبداد بود، مانند فريادي كه در سال 1979 (1357 شمسي) در ايران شنيده شد.» اين تحليل دكتر "سعيد الشهابي" از رخدادهاي اخير كشور تونس است.
علاوه بر اینکه رفتار و احساس و ایمان ما در نزدیک شدن ظهور تأثیرگذار است، دعای ما هم در امر فرج مؤثر است. ظهور و خروج حضرت موسی(ع) برای نجات بنی اسرائیل 170 سال جلو افتاد، بهخاطر اینکه بنیاسرائیل برای این امر مهم، 40 روز دعا و تضرع کرده و ضجه زدند و ملتمسانه آن را از خداوند خواستند و خدواند بواسطۀ این تضرع و نالۀ آنها 170 سال باقی مانده را بر آنها بخشید و به موسی فرمان داد که آنها را نجات دهد.
امروز با انقلاب اسلامى ما كه در خط ايجاد عدالت در سطح جهان است انقلاب حضرت مهدى ( ارواحنا فداه ) يك گام بزرگ به هدف خود نزديك شد. نه فقط بوجود آمدن حكومت اسلامى آن عاقبت موعود را به عقب نمىاندازد بلكه آن را تسريع هم مىكند و اين است معناى انتظار .
این نوشتار به اختصار در سه فصل تدوین شده است