مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
برچسب:بازی
|
پنجشنبه, ۰۳ شهریور ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بازیهای کامپیوتری تأثیرات روانی شدیدا منفی دارند که حاصل آن پرورش نسلی با تمایلات تهاجمی و سرکوبگرانه است و به تازگی تبلیغ شیطانپرستی نیز در آن تشدید شده است. همزمان با ظهور بازیهای ویدئویی، عرصه انتقاد از این بازیها هم متولد شد که در ابتدا بیشتر به جنبههای منفی فیزیولوژیک این بازیها پرداخته میشد. در مقاله ذیل که به قلم "شانون لایر" به عنوان " بازی های کامپیوتری ترویج دهنده شیطان پرستی " در سایت انتقادی "پاکالرت" منتشرشده میتوانید اعتراف برخی از قاتلین معروف مبنی بر الگوپذیری از این بازیها را به عنوان مهر تأییدی بر این مدعا ببینید.
* القای رفتار شیطانی در قالب بازی ها کامپیوتری
امروزه از صنعت سرگرمی برای تلقین افکار شیطانی استفاده میشود. با نگاهی سطحی به این بازیها میتوانید نمادهای شیطانی، از قبیل مدلهای تک چشم و یا تصاویر غیراخلاقی ای را که با تلاش تهیه کنندگان این بازیها در حال تبدیل شدن به یکی از جنبههای عادی زندگی روزمره است، مشاهده کنید.
سازندگان این بازیها میخواهند از کاربر خود فردی بسازند که به راحتی به همسر خود خیانت کند، با بی رحمی با والدین خود بدرفتاری داشته باشد و به جنگ همسایه خود برود. آنها شما را در متن بازیهایشان به موقعیتهای غیرممکنی میبرند و سپس میبینید که به راحتی از این موقعیت دشوار، خارج میشوید؛ این همان فرمولی است که در اکثر فیلم های هالیوودی دیده میشود: برنده شدن قهرمان در آخر تمام داستانها.
نگاهی به صنعت بازیهای ویدئویی بیندازید: اکثر کسانی که پیش از دهه 80 میلادی به دنیا آمدهاند، از میزان تسلط این بازیها بر ذهن کاربران اطلاع چندانی ندارند. در این بازیها، کاربر طعم قهرمان بودن را در محیط مجازی میچشد و برای رسیدن به "اهداف عالیه" تصمیماتی اتخاذ میکند؛ خوب این چیزی است که هر کسی را میتواند جذب کند.
* عدم درک مرز میان خیال و واقعیت، شروعی بر یک ماجرای خونین
حال فکر کنید که کاربر این بازیها، یک بار اتفاقاً خود را در محیطی مشابه بازیها ولی این بار در دنیای واقعی بیابد. همین کافی خواهد بود تا پشت پرده بسیاری از اخبار دستگیر شدن قاتلهایی را که جنایت خود را بارها و بارها در بازیهای ویدئویی شبیه سازی کرده بودند، درک کنید. گاهی اوقات حتی این جنایتکاران موفقیت خود را مرهون این بازیها میدانند.
البته تمام تقصیرها متوجه بازیهای ویدئویی نیست. کاربر باید بداند که شرایط حاکم بر فضای مجازی بازیها لزوماً با شرایط موجود در زندگی واقعی مطابقت نمیکند؛ ولی باز هم عاملی هست که باعث میشود کاربر برای مدتی هر چند کوتاه و شاید چدن ثانیهای، این مرز تفاوت را متوجه نشود. این عامل چیزی نیست جز استرس و هیجان؛ افراد هنگامی که دچار استرس میشوند، در حقیقت دچار وحشت میشوند و البته با از یاد بردن قرار داشتن در شرایط واقعی، به دنبال راه گریزی از آن وحشت میگردند. بهترین کار نیز از نظر این افراد وحشت زده، فکر کردن به شرایط مشابهی است که قبلاً در بازیهای ویدئویی تجربه کردهاند، شرایطی که همیشه متضمن خروج موفقیت آمیز و صحیح و سالم کاربر بوده است.
* نگاهی به بازیهای پرطرفدار و عناصر تشکیل دهنده آنها
" CATHERINE 2011 " : یک قطعه هنری که داستان خود را از ماجرای برج بابل اقتباس کرده است؛ مردمانی که شبیه گوسفند هستند، جادوگرها، عفریتهها، شیطان (عنصر همیشه حاضر در بازیها) و غولها از عناصر تشکیل دهنده این بازی هستند. کاربر با موفقیت در طی کردن هر مرحله، دسترسی به مراحل بالاتر را ممکن میسازد و همچنین امتیازی به جمع امتیازاتش افزوده میشود. اما این مراحل عبارتند از: رسیدن به جایگاه خدایی در محیط بازی، غلبه بر دیگر خدایگان موجود و تبدیل شدن به پسر طلایی. علاوه بر اینها، در جریان بازی اینگونه به نظر میرسد که وینسنت، قهرمان بازی در حال خیانت به نامزد خود است.".
قهرمان داستان هر شب کابوس میبیند. وی در این کابوس مورد پرس و جو قرار میگیرد و هم چنین خود را در حال بالا رفتن از برجی میبیند که در حال خراب شدن از پایین است. این تنها یک رویاست ولی وقتی قهرمان ما از خواب بیدار میشود، در تمامی مراحل بالا رفتن از برج، به گوسفندانی برمی خورد که در حقیقت مردانی هستند که به دلیل خیانت و عدم وفاداری، در این محیط به دام افتادهاند.
به خاطر داشته که شما کاربر هستید و در حال هدایت کاراکتر وینسنت هستید. شما این بازی را به صورت آنلاین ادامه میدهید و برای ادامه بازی باید به سوالات مطرح شده از وینسنت پاسخ دهید. این پاسخها در همان سیستم آنلاین جمع آوری میشود. شما در انتهای بازی میتوانید 6 فرجام و عاقبت مختلف داشته باشید که البته رسیدن به هر یک از آنها به میزان صداقت شما در پاسخ به سوالات طرح شده و مهارت شما در بالا رفتن از برج بستگی دارد.
" BAYONETTA 2010 " : عناصر موجود در این بازی عبارتند از جادوگران، فرشتگان، شیاطین، انتخاب خوبی در برابر شر، تغییر شکل، جاذبههای جنسی، عفریتههای فاسد الاخلاق، اسلحه، مبارزه با" خدا "از شکست دادن" خدا "آغاز و پایان هستی و غیره. موفقیت در این بازی یعنی اجرای داستانهای موجود در تورات: کشتن فرشتگان، تجربه یک ساعت جادوگر بودن و پادشاهی بر آسمانها. قمران این بازی جادوگری است که پس از 500 سال، از خواب موقت بیدار شده و دلیل این خواب عمیق را نیز از یاد برده است. ولی او میخواهد این دلیل را پیدا کند و در این مسیر، به زندگی روزمره انسانها وارد میشود و با عواطف انسانی همچون عشق و نوع دوستی آشنا میشود. ولی با این حال او هنوز هم یک جادوگر است و نیروهای اسرار آمیز او همه جا همراهش هستند. وی به زودی در مییابد که عضوی از گروه جادوگران متخاصم بوده که قصد داشتند" چشمهای جهان "را به کنترل خود درآورند. وی با جادوگری دیگر که از جناح مخالف درگیر میشود ولی موفق میشود غولها را برای کمک به خود فراخوان کند (برای این فراخوان میبایست بخشی از نیروی کاراکتر درون بازی را مصرف کنید). قهرمان داستان از میان بهشت، برزخ و جهنمی که بسیار مشابه تعریف دانته است رد میشود و فرشتگان، ارواح و همچنین غولهای سر راه خود را سلاخی میکند. پاداش او برای انجام این کار در محیط بازی، توانایی کنترل زمان و تبعاً جهان خواهد بود.
![]() " CALL OF DUTY & OTHER FPS'" : عناصر این بازی نیز شامل ترور، شکنجه، قتل، افتخار، سرزمین، اسلحه، اسلحه و باز هم اسلحه میشود. اهدافی که باید بدان رسید نیز عبارتند از خود گذشتگی، اژدهای درون، تنفر از میمونها و زیر گرفتن و کشتار مردم با ماشین. این باز میتواند کاربر را تشویق به شرکت در میادین جنگ و دفاع از میهن کند؛ ولی کاربر بیچاره تنها طعم افتخار دفاع از وطن را در این بازی میچشد و هیچ تجربهای نسبت به واقعیات وحشت آور جنگ کسب نمیکند. در این بازی خبری از جسدهایی که در کنار هم ردیف شدهاند، نیست و اثر مخرب جنگ بر طبیعت نزی در حد جلوههای ویژه تصویری است.
![]() * بازیهای ویدئویی تنها یک ابزار آموزشی برای قتل نیستند بلکه وسیلهای برای دستکاری واقعیت هستند
پس میبینم که کاربر هیچ اطلاعی نسبت به آسیبهای حاصل از جنگ بر جسم و جان شهروندان غیرنظامی و حیوانات کسب نمیکند. کاربران در فضای بازی دست به اعدام در بازی " modern warfare "، کشتار افراد بی گناه در بازی " modern warfare 2"، کنترل ذهن دیگران در بازی " black ops " و تصفیه نژادی در بازی " killzone " میزنند تا فقط بر آنچه از نظر طراح بازی غیرعادی بوده غلبه کنند اهداف عالیه را نهادینه کنند. سلاحها و شخصیتهای درون بازی شباهت بسیار زیادی به محیط واقعی دارند و برای طراحی آنها تلاش بسیاری صورت گرفته است. صحنههای پاشیده شدن خون و جلوههای صوتی از عوامل کلیدی در موفقیت یک بازی هستند ولی هنوز هم برگ برنده اصلی در کیفیت گرافیکی است. تمام این صحنهها و جلوههای صوتی و تصویری برای واقعیتر کردن عملیات کشتار برای کاربر است، کاربر دست دارد تمامی شلیکها و حتی صدای از هم پاشیده شدن جمجمههای دشمنان خود را بشنود و حس کند. چه خدایان مار پیکر باشید و چه یک تروریست، آرزوی مشترک شما یک چیز است: کشتاری بی عیب و نقص. شاید نیازی به گفتنش نباشد ولی من میگویم که همین عناوین مهیج، شور و شعف منتقدین را بر میانگیزد و باعث میشود که از لوح فشرده یک بازی چندین میلیون نسخه به فروش برسد.
![]() بازیهای بسیار دیگری نیز در این زمره قرار دارد که پرداختن به آنها از حوصله متن خارج است؛ بازیهایی مانند " Dante's Inferno "، " Devil May Cry "، " God of War " و بسیاری عنوان بازی دیگر که بناست در سال 2012 به بازار بیایند. امروزه بازیهای ویدئویی دیگر تنها یک ابزار آموزشی برای قتل نیستند بلکه وسیلهای برای خلق دستکاری شده واقعیات هستند. نیروهای نظامی در سرتاسر دنیا از اینگونه بازیها برای آموزشهای نظامی و چشاندن طعم جنگ و درگیری در فضای مجازی استفاده میکنند.
![]() فارس شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بازی لاکسر به چه فرا میخواند؟!
شناخت اندکی که نسبت به صنعت بازی در کشور ما وجود دارد، باعث شده است تا بیشتر افراد، بازی های کامپیوتری را ویژه کودکان بدانند و آن را نوعی تفریح جهت اوقات فراغت بپندارند. حال آنکه در اکثر کشورهای جهان، این بخش از علوم ICT جزو تخصص های مهم به شمار می رود و اهمیت بسزایی دارد. هم اکنون رشته معماری و طراحی بازی های کامپیوتری در بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان تدریس می شود و فارغ التحصیلان این رشته ها مانند میلیون ها نفر دیگر در این صنعت نوین، مشغول به کار می شوند.(1) رسانه نو ظهور بازی های رایانه ای با قابلیت ها و ویژگیهای خاص خود به جرات می توان گفت که ضریب تاثیر گذاری و نفوذ خود را حتی از رسانه هایی چون سینما و تلویزیون نیز افزایش داده اند از مهمترین این ویژگیها ماهیت تعاملی بودن بازی های رایانه ای است. به دلیل همین ویژگی است که قرار گرفتن افراد(معولا کودکان و نوجوانان ) در معرض بازی های کامپیوتری نگران کننده تر از قرار گرفتن آنها در معرض برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی است. زیرا این بازی ها بسیاری از اصول یادگیری مانند هم ذات پنداری (الگو سازی )،تمرین ،تکرار و پاداش و تقویت را به کار می گیرند.(2) در بازی رایانه ای گرافیک،صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که بازیگران را جذب این بازی ها می کند.کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند. و دقیقا به دلیل همین خصوصیات است که به یکی ابزار تاثیر گذار غرب در راستای ناتوی فرهنگی علیه دنیای اسلام و خصوصا انقلاب اسلامی ایران تبدیل شده است. مقام معظم رهبری در مراسم افتتاحیه سومین کنفرانس بینالمللی قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین در ساختمان اجلاس سران در تهران برگزار شد با اشاره به این موضوع فرمودند: ((امروز استکبار جهانی که رئیس جمهور کنونی آمریکا سخنگوی آن است دنیای اسلام را صریحا تهدید میکند و سخن از جنگ صلیبی میگوید، شبکه استکباری صهیونیزم و سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس در همه دنیای اسلام سرگرم فتنه انگیزی اند،... هزارها فیلم سینمایی و بازی رایانهای و امثال آن با هدف زشت نمایاندن چهره اسلام و مسلمین، تولید و روانه بازارها میشود.)) کارکردهای فرهنگی بازی رایانه ای لاکسر
لاکسر مجموعه ایی از بازی های های کم حجم هستند که توسط شرکت مومبو جومبو منتشر میشود، وظیفه این شرکت نشر وبازاریابی تعدادی از بازی های کامپیوتری است که توسط شرکتهای مانند نینتندو ، سونی و مایکروسافت تولید میشوند ، دفتر اصلی این کمپانی در دلاس، تگزاس ایالات متحده امریکاست.(3)
لوگوی شرکت مومبو جومبو این بازی بنابر آنچه در دنیای بازی مشهور است، یکی از بازی های خوش ساخت و جذاب به شمار که بازی کن را مدتها سرگرم میکند. اما باید گفت این بازی، با همه هیجانی که به مخاطب خود می دهد و در عین جذابیت بالای آن، به صراحت در پی اهداف صهیونیستی فراماسونری و شیطانپرستی سازندگان این بازی است که هم از لحاظ محتوای جریان بازی و هم در قالب نمادهای شیطان پرستی و فراماسونری، در راستای تحقق اهداف شوم صهیونیستی می باشد. نقد محتوایی : نکته قابل توجهی که در نسخه چهارم این بازی، به صراحت مشاهده می شود مسئله "یهودی سازی" خاورمیانه و به طورکلی سرزمین های اسلامی و در نتیجه کل دنیا است که با تعابیری دیگر همچون "تسخیر تمام دنیا" توسط شیطان پرستان و فراماسونری می توان نام برد.(شیطانپرستان معتقدند که دنیا تا آینده ای نه چندان دور"21 دسامبر سال 2012 میلادی" در تسخیر آنان قرار خواهد گرفت) و این بهانه ای برای سیاست های شوم مستکبران است.
به عبارت دیگر در نسخه چهارم این بازی به صراحت مسئله تسلط بر تمام خاورمیانه و در نتیجه تسلط بر تمام دنیا القاء می شود. شاهد بر این مسئله، داستان و جریان بازی است که در نقشه بازی، نماد تمدّن های مختلف (مخصوصا ایران و اسلام) در دوره های مختلف بوضوح مشاهده می شود. این مسئله را در تصویر منوی اصلی بازی و همچنین در طی بازی و نقشه مراحل (که بوضوح روی نقشه ایران و عربستان صعودی و عراق مانور داده شده)، می توان مشاهده نمود نام هایی همچون "Teyma" که در منطقه شهر مدینه و مکه عربستان صعودی نشان داده شده و همچنین "Ninevah" "همان نینوا" که در نقشه دقیقا کربلای معلی را نشان می دهد و یا "Rey" "شهرری" که در همان شهر ری و اطراف شهر مقدس قم قرار دارد و یا "Merv" "مرو" که در نقشه دقیقا منطقه خراسان را می نمایاند و حتی "Babarius" که بنای مسجد تاج محل در هندوستان را به تصویر می کشد که مراکز بزرگ مذهبی و اسلامی جهان اسلام هستند و به صراحت نقشه ایران و عربستان و بطور کلی مناطق اسلامی به چشم می خورد. و عباراتی همچون "City of Rey" "شهر ری" در مراحل ایرانی بازی و یا "Ninevah" نینوا(کربلای معلی) در مراحل عراق، و یا "Merv" "مرو" (خراسان ایران) شاهدی روشن بر اثبات این مدعی است.(4)
نکته قابل توجهی که در مراحل نخست بازی قابل ذکر است اینکه گذار از چند مرحله نخست بازی، به ترتیب هر مرحله بخشی از چشم (هوروس) را به صورت پازل در اختیار بازی کننده قرار میدهد و اخر سر این چشم به تکامل میرسد که نشان از پیشرفت شما در بازی است! (چشم "هروس" خدای پاگانیستی و شیطانی ماسونها است)
با اندک تأمّلی که به جریان بازی (از فتح تمدن های اسلامی و و سرزمین های قبة الاسلام تا هند و چین و ...) باید کرد، می توان اصلی ترین هدف سازندگان این بازی را در این چند نکته دریافت: الف) تبیینی واضح و علنی از هدف صهیونیسم جهانی نسبت به کشورهای اسلامی و شیعه (یعنی یهودی سازی کل جهان مخصوصا جهان اسلام) ب) یکرنگ سازی خاورمیانه و کشورهای اسلامی با رنگ کفر و شرک ج) القاء نمادهای فراماسونری و شیطانپرستی و مواردی از این قبیل..
یکی دیگر از مهمترین نکات صهیونیستی این بازی، جریان نقشه بازی است که اولین هدف بازی "Memphis" واقع در کشور مصر می باشد و در پی آن تسلط بر مرکز "Tyre" که واقع در فلسطین و لبنان فعلی است که اگر بخواهیم هدف بازی یعنی جریان یهودی سازی بازی را در نظر داشته باشیم، می بینیم دقیقا همان چیزی به ذهن می رسد که نسبت به مسئله اشغال فلسطین و لبنان توسط اسرائیل، در راستای یهودی سازی آنها، به ذهن خطور می کند و این مویّد و شاهدی در بازی است بر مسئله یهودی سازی فلسطین و لبنان و به دنبال آن، دیگر کشور های اسلامی همچون ایران، عراق، پاکستان و افغانستان و حتی مدینه و مکه در عربستان صعودی(که در عربستان تقریبا به اهداف خود رسیده اند) بیخود نیست که فلسطین خط مقدم جهان اسلام در برابر کفر است! البته به دروغ، منطقه "Tyre" را به عنوان قلمرو کشور سوریه نامیده اند ولی دقیقا در لبنان و فلسطین جای دارد.
و یا درخود تصویر منوی اصلی بازی چند نکته دقیق مشاهده می شود . ابتدا همان عنوان بازی است "Quest Fot The Afterlife" یعنی "جستجو برای زندگی پس از مرگ" این عنوان نشان دهنده دغدغه ای است که امروزه در رسانه ها و سینمای غرب سرمایه گذاری های فراوانی روی آن می شود و با ساختن فیلم های گوناگون در صدد به تصویر کشیدن دنیایی برای پس از مرگ، با تفسیر انحرافی خودشان و یا به تصویر کشیدن نابودی زمین و آینده ای تاریک برای بشر هستند و اهداف صهیونیستی خود را دنبال می کنند.(6) و نیز این مسئله در ذهن متبادر میشود که حکومت طاغوتی فراعنه از بین نرفته بلکه در جستجوی حیاتی دوباره است که تمام و کمال در قالبی جدید و قدرتی بیشتر حکومت شیطانی خود را با شعار نظم نوین جهانی آغاز کند و میتوان این فرعون را Modern Pharaoh) فرعون مدرن) نامید!
در این بازی نیز "نِفِرتیتی" همسر آخناتون در پی تخریب مقبره شوهرش، بازیگر را به دنبال همین مسئله بر می انگیزد (یعنی بازسازی اماکن فراعنه و فراماسون) و می توان نسبت آن را به مسئله فلسطین اینطور مرتبط دانست که امروزه صهیونیسم جهانی در فلسطین به دنبال تخریب اماکن اسلامی و ساخت اماکن خود (همچون مقبره سلیمان که به عقیده خود در پی بازسازی آن می باشند) به عنوان جایگزین آن است.(5) در صفحه نخست بازی تصویر زیر را مشاهده میکنید که پرنده لاکسر سفر خود را از اهرام ثلاثه مصرباستان (ممفیس) شروع کرده و با گذر از کشورهای همچون عربستان عراق ایران و مراکز مذهبی، خود را در روبروی معبدی که شباهتی به معبد کذایی سلیمان دارد مستقر کرده است به عبارتی میتوان دریافت سلطه بر خاورمیانه (کشورهای اسلامی) راه را برای ساخت معبد کذایی سلیمان و تثبیت حکومت شیطانی فراماسونها هموار میکند!
اگر به نسخه سوم این بازی مراجعه کنید مشاهده می کنید که اتمام بازی، با ساختن اهرام ثلاثه محقق می شود که این، مقدمه ای است برای نسخه چهارم آن، که از اهرام ثلاثه شروع به تسخیر تمام خاورمیانه می کند.
4مرحله از تکامل اهرام را در این تصویر میبینید یکی دیگر از نکات قابل توجه مراحلی است که به عنوان مراحل جایزه مطرح می شود که تمام مراحل جایزه گیری، بر روی نقشه ایران اجرا می شود. شاید اینطور بتوان برداشت نمود که مسئله اصلی این بازی به طور مستقیم روی نظام جمهوری اسلامی مانور داده شده و القاء کردن این مسئله که تمام هدف تسخیر ایران اسلامی است چراکه قدرت خاورمیانه بشمار می رود. نقد ساختاری : تبلیغ فراوان بازی از نماد های شیطانپرستی و فراماسونری، مهمترین نقد ساختاری این بازی به شمار می رود. از نماد "چشم همه بین و یا (چشم جهان بین)" "All Seen Eye" گرفته، تا بُز بافومت "GOAT" و نماد آنخ و دیگر نمادهای فراماسون و شیطان پرستی.
این نمادهای انحرافی در تمام مراحل بازی و یا نقشه و جایزه های آن، مشاهده می شود. و در بین همه این نماد ها، مراحلی که در مناطق اسلامی موجود است همچون مرحله ای که کاملا با بنا و معماری های اسلامی با نوشته های آیات قرآن بر روی دیوار های آن، یکی از عجایب بازی است که نماد سر بز که یکی از مهمترین علائم و نشانه های فراماسونری و شیطانپرستی است بالای آن نقش بسته و ذهن هر بیننده ای را به خود جلب می کند. اولین نکته ای که در این مرحله به ذهن خطور می کند همان مسئله ای است که در ابتدا بدان اشاره شد و آن، تسلط کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل)، بر جهان اسلام است و در این مرحله، آینده جهان اسلام را به تصویر می کشد که در اختیار آنان قرار گرفته است. (7)
استفاده از طرحهای اسلامی و منقوش به ایاتی از قران در این نوع بازیها که در تضاد کامل با این مضامین کفرو الحاد هستند و دشمنی اشکارو پنهان این شبکه جهانی و سیطره ان به تمام وجوه زندگی بشری روشن و واضح است، چه چیزی را میتواند به مخاطب (نوجوانان و جوانان) القا کند جز زمینه چینی سلطه خود به تمام ابعاد ادیان الهی اللخصوص دین مبین اسلام؟! امام علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: « إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُك» . « قلب نوجوان و جوان، همچون زمینی ناکِشته (و قابل کشت) است که هر چه در آن افکنده شود (همچون بذر) می پذیرد (وطبق آن رشد می کند) پس (ای پسرم) قبل از اینکه قساوت قلب بگیری، به تربیت (سالم) تو پرداختم ...» (نامه 31 نهج البلاغه به امام حسن مجتبی علیه السلام، ص393) منابع: 1 _مهندس شهاب حبیبی 2_ تاثیر منفی بازی های ویدیویی خشونت آمیز بر سلامت کودکان،الیسا های –یونگ سانگ() و جین ای .اندرس()-ماهنامه سیاحت غرب،سال دو شماره 14،شهریور 1383 3_ wikipedi
وعده صادق پنجشنبه, ۰۵ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
آنچه در خصوص فیلم سینمایی شاهزاده ایرانی گفته شد تنها یک نمونه از این جریان به شمار میآید. همزمانی دوره اقتدار حشاشین با دوره سوم جنگهای صلیبی و ارتباط برخی از آنها با این جنگها و همچنین گزارشهایی که در سفرنامه مارکوپولو درباره آنها ضبط شده است، دستمایههای دراماتیک بیشتری را برای تولیدکنندگان غربی فراهم آورده، تا جایی که حتی در برخی از منابع ترور برخی از پادشاهان اروپاییِ حاضر در جنگهای صلیبی به این گروه نسبت داده میشود. گروه حشاشین به عنوان مبتکر ترورهای سازمان یافته سیاسی در اکثر منابع مربوطه و برنامههای تولید شده مورد تأکید و تبلیغ است. حشاشین نامی است که اروپاییها برای پیروان حسن صباح و جنبش شیعی الدعوه الجدیده انتخاب کردهاند. وجه تسمیه نیز آشنایی این گروه با داروهای گوناگون از جمله حشیش بوده است که به ادعای اروپاییها از آن برای تخدیر ذهنی پیروان گروه و اقناع کردن آنها برای انجام عملیاتهای سخت و احتمالا انتحاری استفاده میشده است. میتوان فهرست بلندی از تولیدات رسانهای که با نگاه به مسائل روز، هر یک به نوعی حشاشین را یک گروه آدمکش (تروریست) و نمادی از ایران و گروههای شیعه اسلامی امروز معرفی کردهاند، ارائه کرد. در ادامه تنها به بررسی برخی از این عناوین پرداخته شده است: * مردم آتش Journeys to the Ends of the Earth - Iran: The People of the Flame (2001)Documentary Discovery Channel "مردم آتش" عنوان مستندی است که به تفصیل مسأله آدم کش بودن حشاشین و حسن صباح را به عنوان بخشی از پشتوانه تاریخی و عقیدتی ایرانیان معرفی کرده و خط داستانی را تا ایران جدید و ضدغربی بودن ایران در زمان حاضر امتداد میدهد. این مستند از Discovery Channel پخش شد. شبکه دیسکاوری در کنار شبکههایی همچون هیستری چنل (شبکه تاریخ) از جمله ابزارهای رسانه ای هستند که در دهه های اخیر برای ایجاد یا تقویت جریان های خاص کاربرد بالفعل و گستردهای یافتهاند. اساساً هر گاه جریان رسانه ای خاصی در موضوعات تاریخی، سیاسی و اجتماعی در این شبکهها مورد توجه قرار میگیرد باید با تأمل بیشتری نسبت به اهداف مورد نظر از آن نگریست.
بخشهایی از نریشن این فیلم: « سفر من به سوی دره آدمکشها (Valley of Assassins) و قلعه مردی بسیار خطرناک ادامه پیدا می¬کند... نام او حسن صباح بود، پیر کوهستان...در قرن دوازده میلادی که ترکها به ایران حکومت می کردند و صلیبی ها در اورشلیم بودند... حسن در این میان یک سلاح جدید اختراع کرد: ترور سیاسی! طرفداران او هر حاکم، شاهزاده یا فرمانده و حتی پادشاه صلیبی را ترور می کردند... حسن شجاعت لازم را در پیروانش با خوراندن حشیش به آنها ایجاد می¬کرد... عربها آنها را حشاشین می¬نامند و ما assassin (آدم کش)» دیوید آدامس مجری و کارگردان این مستند، از وضعیت کنونی ایران و مقابله امام و پیروان بسیجی اش معرفی خود را آغاز می کند و در ادامه به آئین زرتشت و سپس حکومت حسن صباح و مقابله آنها با صلیبیان و ترکان می رسد. چینش داستان به نحوی است که میان حسن صباح و امام خمینی و پیروان فدایی هر یک در ذهن مخاطب نوعی قرابت ایجاد می شود. * کیش یک آدمکش "Assassin's Creed: Lineage" (2009) TV mini-series این سریال محصول مشترک کانادا و فرانسه است و در واقع بخش تکمیلی بازی مشهور کیش یک آدمکش به شمار می آید که کمپانی سازنده بازی برای تکمیل برخی قسمت¬های داستان دست به تولید آن زده است. هرچند محتوای بر خلاف بازی ویدئویی مشهور کیش آدمکش، مستقیما به مسلمانان اعراب و الموتیان ارجاعی ندارد ولی بخش¬های تکمیلی داستان را در ذهن مخاطبان شکل می دهد. Assassin's Creed II (2009) Video Game «کیش یک آدمکش» که با نام « عقیده حشاشین» نیز شناخته می شود، توسط استودیوی یوبیسافت مونترال ساخته شدهاست. این بازی از سوی Electronic Entertainment Expo (معروف به E3) نمایشگاه رسانه و تجارت ای 3 که بزرگترین نمایشگاه مربوط به صنایع بازیهای رایانه ای به شمار می آید در سال 2006 به عنوان بهترین بازی ویدئویی برگزیده شد. این بازی که ترکیبی از ژانرهای تاریخی، حادثه ای و رازآمیزگراست، با پیوند زدن حادثه پایان دنیا در دسامبر 2012 با جنگ های صلیبی و گروه تروریستی حشاشین در سرزمین-های اسلامی خاورمیانه و همچنین شوالیه های معبد هیکل در اورشلیم، مخاطب خود را در یک بستر تاریخی-آخرالزمانی به باورهای خاصی می رساند. با توجه به بالا بودن ظرفیت دراماتیک ایده اصلی بازی و ماجراهای پر التهاب آن که دستمایه تولید سریال فوق الذکر نیز قرار گرفته است احتمالا به زودی سینمایی بلند عقیده حشاشین نیز وارد بازار شود. توجه داشته باشیم که شاهزاده پارسی نیز بر اساس بازی ویدئویی قدرتمندی که در سالهای پیش تولید شده بود، ساخته شده است. داستان بازی: شخصیت اول داستان مردی به نام دسموند مایلس است که در اوایل سال 2012 زندگی می کند. دسموند طی عملیات یک شرکت مرموز متوجه می شود جدش فردی به نام طائر بن لااحد (پرنده پسر هیچ کس) نام دارد که از اعضای فرقه حشاشین الموت بوده و در زمان جنگ صلیبی سوم (1119 م) میزیسته است. دسموند با استفاده از اختراع شرکت، جدش را در زمان گذشته کنترل می کند تا از وقوع حوادث ناگواری که قرار است در پایان سال 2012 به وقوع بپیوندند جلوگیری کند و اجازه ندهد حشاشین با در دست گرفتن قطعه گمشده باغ عدن اختیار و قدرت جهان را در دست گیرند. طائر در ابتدا تصمیم می گیرد رهبر شوالیه های معبد هیکل را از بین ببرد و در ادامه هر نه نفر آنها را بکشد اما موفق نمی¬شود و به همین دلیل مورد خشم رهبر حشاشین که المعلم نام دارد قرار می گیرد و تمام رتبه های خود را از دست می دهد. در ادامه دسموند یا همان طائر متوجه می شود شرکت صنایع آبسترگو توسط شوالیه¬های هیکل امروزی کنترل می شود. دسموند موفق می شود رهبر شوالیه های معبد را از بین ببرد ولی پس از آن متوجه می شود المعلم در واقع رهبر مخفی شوالیه هاست. اکنون زمان مقابله طائر با المعلم است. طائر موفق می شود المعلم را نیز بکشد. به تدریج مکان دیگر قطعه های گمشده باغ عدن در جاهای مختلف زمین برای طائر آشکار می شود. در قسمت پایانی طائر بر بالای تخت خود خطوط نوشته ای رمز گونه به زبانهای مختلف از جمله عبری و عربی را می بیند که برخی به آیات قرآن شباهت دارد. همچنین تقویمی از مایاها در آن نوشته ها به چشم می خورد که حوادث ناگواری برای سال 2012 را نشان می دهد. این داستان ادامه دارد و در قسمت سوم بازی که هنوز وارد بازار نشده است دنبال می شود. پیشبینی می¬شود نسخه سوم بازی که قرار است تا مارس 2011 وارد بازار شود شامل کدگشایی های دقیقتری درباره سناریوی 2012 و نقش گروه های مذهبی خاورمیانه از جمله حشاشین امروزی در آن باشد. * آدمکش های الموت ASSASSINS OF ALAMUT: A Novel of Persia and Palestine in the Time of the Crusades (2010) آدمکشهای الموت: داستانی از سرزمین پارس و فلسطین در زمان جنگهای صلیبی در این رمان که سال 2010 میلادی منتشر شده است، جوانی فرانسوی توسط گروهی از مسلمانان شیعه پارسی به نام حشاشین ربوده می شود. بخش هایی از داستان در شهرهایی که همدان و اصفهان نام دارند، سپری می شود. گروه حشاشین که بسیار خونریز و بی رحم توصیف شده اند جوان فرانسوی را که از اورشلیم ربوده اند به قلعه مستحکمشان الموت منتقل می کنند. حشاشین آنقدر بی رحم و خونریزند که در این داستان مسلمانان! به همان اندازه که صلیبی ها را دشمن می دانند با این گروه نیز دشمنی دارند و از آنها در هراسند. این گروه در این رمان مشخصا در سرزمین ایران و شهرهای آن مستقر هستند. توجه به این نکته ضروری است که غالبا سیاست های رسانه ای کانون های غربی ابتدا در رسانه های نوشتاری بویژه رمان خود را نشان می دهد و به تدریج نسخه تصویری آن نیز وارد عرصه می شود. (Alamut 2007) *الموت در این کتاب آمده است الموت در قرن یازدهم میلادی در سرزمین پارس قرار داشت. الموت جایی بود که مدعی پیامبری حسن صباح، نقشه جنون آمیز و در عین حال زیرکانه خود را آغاز کرد. او قصد داشت با جنگجویان سرآمد خود بر تمامی منطقه حاکم شود. این جنگجویان جوان در واقع خنجرهای زنده حسن صباح به شمار می آمدند که تحت تأثیر بهشت ساختگی او که مملو از زنان زیبا و درختان آبدار و حشیش بود، هر مأموریت غیرممکنی را برای او به انجام می رساندند. حسن توانسته بود جنگجویان جوانش را اقناع کند که در صورت پیروی از فرامینش به بهشت وارد خواهند شد. در این کتاب ماجرای حسن صباح و حشاشین با بن لادن و القاعده مقایسه می شود.
مشرق سه شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی meshkini
![]() به هر حال، مسئله دیگر این است که در دو نسخه فوق، که به شرح آنها پرداخته شد، دو جن وجود دارند که نام هر یک از آنها یکی از القاب بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) است، یعنی راضیه و زهرا. آیا انتخاب چنین اسامیای برای این شخصیتها تصادفی است؟
در آخرین سری از بازیهای «شاهزاده ایران» شیاطین و اجنه نه تنها به زبان فارسی تکلم میکنند بلکه نام برخی از آنها القاب حضرت فاطمه (س) است.
سری بازیهای «شاهزاده ایران» نام یک سری بازی نامآشنایی است که اکثر جوانان حداقل با نام آن آشنا میباشند. به دلیل برخی تحریفهای تاریخی و توهینهای مذهبی که در این سری بازیها، به ویژه در آخرین نسخه آن، در مورد ایرانیان و عقاید آنها رخ داده است، لازم دانسته شد تا به شرح و توضیح آن پرداخته شود. «شاهزاده ایران: شنهای فراموششده» (Prince of Persia: The Forgotten Sands) یک بازی اکشنماجرایی سوم شخص ساخت شرکت یوبیسافت مونترآل (Ubisoft Montreal) و یوبیسافت کیوبک (Ubisoft Quebec) کانادا است که در ماه می 2010 (اردیبهشت 89) برای کنسولهای PlayStation 3, Xbox 360, Wii, Microsoft Windows, Nintendo DS و PlayStation Portable به بازار عرضه شد.
این بازی در کنار اکران عمومی فیلم سینمایی «شاهزاده ایران: شنهای زمان»، منتشر شد. در واقع، از روی این سری بازی فیلمی هم ساخته شده است که همزمان با قسمت جدید بازی به اکران درآمد و فروش بالایی به دست آورد. این استقبال از فیلم باعث شد یوبیسافت اقدام به تاسیس استودیوی فیلمسازی کند تا بازیهایش را در آینده خودش به فیلم تبدیل کند.
«شنهای فراموششده» دارای چهار داستان متفاوت است که بازینامه اصلی آن برای کنسولهای PlayStation 3, Xbox 360 و Microsoft Windows در نظر گرفته شده و هر یک از کنسولهای Wii، PlayStation Portable، و Nintendo DS دارای داستان خاص خود هستند که موجب فهم بهتر داستان اصلی و رمز و رازهای آن میشود.
به دلیل اهمیت بازینامه اصلی و نیز بازینامه کنسول Wii، شرح مختصر آنها در زیر آورده میشود.
![]()
بازینامه اصلی ماجرای این بازی بین نسخه «شنهای زمان» و «در قلمرو جنگجویان» اتفاق میافتد، یعنی پس از وقایع شهر آزاد. پدر شاهزاده، شارامان که پادشاه ایران بوده و مقر حکومتش در شهر بابل است، او را به شهر برادر بزرگش، مالک، میفرستد تا طریقه حکمرانی را از وی یاد بگیرد. اما هنگامی شاهزاده به شهر میرسد که دشمنان مالک برای بدست آوردن گنجهای پنهان شهر به آنجا حمله کردهاند. سرانجام، شاهزاده برادرش را پیدا کرده و با هم به غار سلیمان میروند. مالک میگوید که اگر ارتش سلیمان را آزاد کند میتواند دشمنانش را شکست دهد.
شاهزاده سعی میکند جلوی او را بگیرد اما مالک این کار را میکند. با آزاد شدن آن ارتش، هر کسی که در شهر بود به مجسمه شنی تبدیل میشود و فقط شاهزاده و مالک که نوعی مدال داشتند جان سالم به در میبرند و از هم جدا میشوند. شاهزاده در محل مرموزی جنی به نام راضیه را میبیند. راضیه یکی از چهار رییس جنیان است که برخلاف سه جن دیگر به دلیل حفاظت از قلمروی پادشاهی سلیمان، شهر را ترک نکرده است. این جن به او میگوید که اگر مدالها را به هم بچسباند، راتاش (فرمانده ارتش شنی) و تمام ارتش از بین میروند. شاهزاده هم به دنبال مالک میگردد ولی وقتی او را پیدا میکند مالک حرف او را باور نکرده و میگوید که خودش میخواهد آن عفریت را نابود کند و لذا او را ترک میکند. ولی وقتی مالک با راتاش رو به رو شده و او را میکشد، شیطان از جسم راتاش به جسم مالک رسوخ کرده و او را طلسم میکند.
در نتیجه، وی تبدیل به موجودی قدرتمندتر از راتاش شده و دشمن شاهزاده میگردد. شاهزاده هم دودل میماند که آیا باید برادر خود را بکشد یا نه، که البته در پایان، با استفاده از شمشیر اجنه که راضیه در اختیار او میگذارد، موفق میشود برادرش و راتاش را از بین ببرد. در پایان پس از مرگ راتاش و مالک، شاهزاده شمشیر اجنه را به شهر زیرزمینی یا همان شهر اجنه باز میگرداند و سپس به بابل برمیگردد تا ماجرا را برای پدرش توضیح دهد.
بازینامه کنسول Wii این کنسول دارای بازینامه و طراحی صحنه کاملاً متفاوتی نسبت به دیگر نسخهها است. بازی بدین صورت آغاز میشود که جنِ پریمانند و کوچکی به نام زهرا، شاهزاده را از میان جنگلی به سوی قلمروی پادشاهی و شاهدختی که شاهزاده به دنبال آن میگشت، هدایت میکند. در میان راه این جن از شاهزاده میخواهد تا مجسمه افسونشدهای را ببوسد. این کار سبب ایجاد یک اتحاد جادویی بین زهرا و شاهزاده و محافظت آنها در برابر مرگ میشود و این امکان را به شاهزاده میدهد تا بتواند محیط پیرامون خود را همانگونه که زهرا میبیند، ببیند. پس از آن ناگهان دروازهای پدیدار میشود و زهرا به شاهزاده میگوید که این راه ورودی به شهر إزدهار است. وی سپس شاهزاده را به این شهر هدایت کرده و به او میگوید که این همان قلمروی پادشاهیای است که به دنبال آن میگشت. با این حال، وقتی آنها با آنجا میرسند متوجه میشوند که این شهر تبدیل به خرابهای شده و آنجا را درختان تاک سمی و فساد فرا گرفته است. شاهزاده ناگهان متوجه شمشیری در دل یک سنگ میشود و با بیرون کشیدن آن سبب آزاد شدن جادوگری میشود که به آسمان فرار میکند. در پی آن هیولای بزرگی نیز از راه میرسد و شاهزاده با استفاده از شمشیر به او ضربهای میزند که این کار سبب شکسته شدن دسته شمشیر و گیر کردن شمشیر در بدن هیولا میگردد. هیولا از محل میگریزد و زهرا توضیح میدهد که با بیرون کشیدن شمشیر، شاهزاده ناخواسته باعث آزاد شدن شیطان بزرگی به نام هوم (هئومه) شده است که بیشتر شهر إزدهار را به یغما برده و مردم آن را قلع و قمع کرده است. زهرا به شاهزاده میگوید که تنها راه نابودی هوم بازسازی شمشیر است. در طول سفر زهرا به شاهزاده میگوید که او و تمامی اجنه زمانی در اینجا زندگی میکردند، اما هوم بیشتر آنها را کشته است. لذا او و چند جن دیگر تصمیم میگیرند که هوم را نابود سازند که موفق نشده و تنها وی جان سالم به در میبرد. از این رو، زهرا سعی دارد تا به قول خود وفا کرده و هوم را از بین ببرد. شاهزاده در ادامه راه برای پس گرفتن تیغه شمشیر، به دنبال هیولا میگردد. وی در مواجه نهایی با هیولا، موفق به شکست آن میشود. هیولا قبل از مرگش فاش میسازد که خود او پادشاه سابق إزدهار بوده که توسط هوم نفرین شده است و از شاهزاده میخواهد تا دخترش نسرین را نجات داده و هوم را نابود سازد. شاهزاده با گذراندن چهار آزمون که توسط خدایان ترتیب داده شده بود، میتواند شمشیر را بازسازی کند. پس از این شاهزاده به دنبال جادوگر و هوم گشته و میتواند آنها را یافته و شکست دهد. با کشتن جادوگر، وی تبدیل به شکل اصلی خود یعنی شاهدخت نسرین میشود که به تسخیر هوم درآمده بود. پس از مرگ هوم، شهر إزدهار شروع به ویران شدن میکند و هنگامی که شاهزاده در حال پرت شدن از لبه سکویی است، زهرا خود را فدا میکند تا بتواند جان شاهزاده را نجات دهد. در پایان شاهزاده در صحرایی که در آنجا مجسمه را بوسیده بود، پدیدار شده و در مییابد که دیگر زهرا، شاهدخت نسرین و شهر إزدهار وجود ندارند.
شخصیتهای بازی در خصوص شخصیتهای بازی میتوان به نکات زیر اشاره کرد: ![]() • شاهزاده (Prince): این شخصیت برخلاف برادرش دارای چهرهای غربی میباشد. هیچ نامی برای این شاهزاده به اصطلاح ایرانی در بازی انتخاب نشده است. وی نه میتواند فارسی صحبت کند و نه قادر به درک آن است. در آخرین مواجهه شاهزاده با راتاش (عفریت) که به زبان فارسی صحبت میکند، وی از راضیه میخواهد حرفهای راتاش را برای وی ترجمه میکند. همچنین راتاش در گفتگویی، شاهزاده را پسر سلیمان مینامد. ![]() • مالک (Malik): برادر شاهزاده و دارای ریش و چهرهای شرقی و اسلامی. وی در طول داستان شیفته قدرت شده و در نهایت هم به دست شاهزاده کشته میشود. مالک نیز بسان برادرش، شاهزاده، به زبان انگلیسی صحبت میکند. وی قبل از مرگش به شاهزاده میگوید: «به پدرمان بگو که من گفتم تو میتوانی مثل پادشاه سلیمان تبدیل به رهبری قدرتمند بشوی». ![]() • راضیه جن (Razia, the Djinn): راضیه رییس یکی از چهار قبیله اصلی اجنه میباشد. وی با کنترل عوامل طبیعی از جمله آب، باد، خاک، و آتش و یا حتی زمان و با اعطای این قدرتها به شاهزاده، وی را در انجام مأموریت خود، یعنی دفاع از قلمروی پادشاهی سلیمان و نابودی راتاش، کمک میکند. وی نیز زبان فارسی را صحبت و درک میکند. راضیه که زمانی متحد سلیمان بود در دستگیری ارتش شنی، که هدفشان نابودی سلیمان بود، به سلیمان کمک کرده بود. راضیه در آخر بازی وجود خود را به داخل شمشیری میبرد که شاهزاده از شهر اجنه آورده بود، تا از این طریق شاهزاده بتواند راتاش را نابود سازد. پس از مرگ راتاش، راضیه ناپدید شده و معلوم نمیشود که چه اتفاقی برای وی میافتد. خود او نیز در گفتگویی به شاهزاده میگوید که نمیداند با تلفیق وجود خود با شمشیر و کشتن راتاش چه اتفاقی برایش خواهد افتاد. راضیه در عربی یعنی کسی که به تقدیر و قوانین الهی خشنود است. ![]() • راتاش (Ratash, the Djinn): جن و عفریتی است که پس از صدها سال حبس، به همراه ارتش شنی آزاد میشود. او که فقط به زبان فارسی صحبت میکند در سکانسهای مختلف خطاب به شاهزاده میگوید: «فرزند سلیمان باید بمیرد. من انتقامم را خواهم گرفت. نژاد شما فراموش خواهد شد. امپراتوری جن را دوباره میسازم». ![]() • ارتش شنی (Sand Army): ظاهراً این ارتش، همان ارتش سلیمان میباشد که آزاد شده است. اما بعد معلوم میگردد که این ارتش، ارتش راتاش بوده و برای کشتن شاهزاده بسیج شده است. ![]() • دشمنان: در تمام طول بازی هر جا که شاهزاده با دشمنانِ انسانی خود مواجه میشود، آنها به زبان فارسی سخن میگویند. ![]() • زهرا (Zahra, the Djinn) (نسخه Wii): جن پریمانند و کوچکی است که شاهزاده آن را از بازار میخرد. از این رو، وی به شاهزاده قول خدمت و وفاداری تا پای جان میدهد. در پایان بازی مشخص میشود که زهرا همان شاهدختی است که شاهزاده به دنبال آن بود. این جن، که در طول بازی شاهزاده را «شاهزاده من» خطاب میکند، با فدا کردن خود سبب زنده ماندن شاهزاده میشود. زهرا در عربی به معنای درخشنده و نورانی است. ![]() • هوم (Haoma) (نسخه Wii): درخت تاک جادوئی که قلمروی پادشاهی إزدهار را نابود ساخته و مردم آن را تبدیل به هیولاهای وحشتناک کرده است. با توجه به نوشتههای تاریخی و اساطیر ایران، درخت هوم سفید یا گوکرن درخت مهم اساطیری است که اکسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان میبخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بیمرگ میشوند. در لغتنامه دهخدا در مورد آن این چنین آمده است: «درختی است که در همه جا به هم رسد، شبیه به درخت گز و گرههای آن نزدیک به هم باشد و پارسیان زردشتی در وقت زمزمه در دست گیرند».
تحریفها با توجه به ویژگیهای شخصیتهای بازی و نیز نوع داستان آن، کاملاً هویداست که سازندگان بر آن بودهاند تا خوانش و روایت خود را از ایرانیان و ایران باستان ارائه دهند. از آنجا که شاهزاده فردی است که نه چهره وی به ایرانیان شبیه است و نه توان صحبت و یا درک زبان فارسی را دارد، لذا این به اصطلاح بازی بر آن است این گونه القا کند که شاهزاده ایرانزمین در زمان ایران باستان فردی غیرایرانی بوده است.
مسئله دیگری که این موضوع را قوت میبخشد این است که حکمران ایران فردی به نام مالک است که علاوه بر اینکه نام وی نامی عربی است، همانند برادرش، شاهزاده، زبان فارسی را نمیداند. هر چند وی ممکن است به لحاظ چهره و داشتن ریش شباهتی با ایرانیان داشته باشد ولی از آن دسته از شخصیتهایی است که بیشتر نقش منفی داشته و در طول بازی به دلیل گوش نکردن به توصیههای شاهزاده و نیز شیفتگی نسبت به قدرت، تبدیل به دشمن شاهزاده شده و توسط وی کشته و نابود میگردد. همچنین، پدر شاهزاده و مالک، فردی به نام شارامان است که مقر حکومتش در بابل، شهری واقع در عراق کنونی، میباشد و این شهر بینام که مالک حاکم آن است و در اول بازی مشخص میشود که دشمنانی که به آن حمله کردهاند به زبان فارسی صحبت میکنند، جزو مناطق تحت حکومت شارامان به حساب میآید.
در خصوص آثار باستانی و نقشهای برجسته حکاکیشده بر روی سنگ نیز میتوان گفت در ایران باستان، به ویژه در دوران هخامنشی، نقش برجسته شیر بالدار وجود دارد، اما هیچگونه مدرکی دال بر وجود نقش برجسته قوچ و مار که توسط ایرانیان باستان حکاکی شده باشد وجود ندارد. همچنین، در این بازی بازیباز باید با تخریب کوزهها، سفالها و حتی مجسمههای دوران هخامنشی به امتیازهای خود بیفزاید تا بتواند قدرت خویش را افزایش دهد.
نکته قابل توجه دیگر این است که در بازینامه اصلی، محل ورودی به شهر اجنه درست زیر مکانی قرار دارد که مقبره سلیمان در آنجاست، و بر روی دیواره و مقبره سلیمان، ظاهراً نوشتههایی با خط میخی حکاکی شده است. بر اساس منابع تاریخی، مرکز حکومت حضرت سلیمان در شهر بیتالمقدس و یا اورشلیم قرار دارد و این در حالی است که سندی دال بر وجود مجسمههای هخامنشی یا خط میخی در این محل وجود ندارد. از این رو، یا سازندگان بازی میخواهند نشان دهند که آثار باستانی دوران هخامنشی مربوط به ایرانیان نیست و یا این که برخی آثار را به ایرانیان نسبت دهند.
برای اطلاعات بیشتر در خصوص جعلیات و تحریفات صورتگرفته در خصوص آثار باستانی ایران میتوانید به این گزارش مراجعه کنید.
![]() از مسئله تاریخی که بگذریم به مسئله مذهبی میرسیم. با توجه به نمادها و مجسمههای موجود در این بازی، ایرانیان باستان چیزی جز بتپرست معرفی نشدهاند. البته در خصوص این که آیا ایرانیان باستان کیش و آیین بتپرستی داشتهاند یا نه، و یا اینکه دین و مذهب مردم آن زمان، که زمان این بازی با توجه به مجسمهها و خط میخی موجود ظاهراً به دوران هخامنشی بازمیگردد، چه بوده است، نیاز به بررسی تاریخی میباشد. اما تا آنجا که نگارنده میداند مردم ایران باستان پیرو دین زردشت و یا همان زرتشت بودهاند که یکتاپرست میباشد. به هر حال، مسئله دیگر این است که در دو نسخه فوق، که به شرح آنها پرداخته شد، دو جن وجود دارند که نام هر یک از آنها یکی از القاب بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) است، یعنی راضیه و زهرا. آیا انتخاب چنین اسامیای برای این شخصیتها تصادفی است؟ اگر از دیدگاه مذهبی به قضیه نگاه کنیم میتوان این چنین گفت که طبق احادیث قدسی که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است خداوند کل کائنات را به خاطر وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا (س) آفریده است: «لولاک لما خلقت الافلاک، و لولا علی لما خلقتک، و لو فاطمه لما خلقتکما» (اگر تو نبودی افلاک را خلق نمیکردم، و اگر علی نبود تو را خلق نمیکردم، و اگر فاطمه نبود شما دو تا را خلق نمیکردم). البته در اینجا به معانی و برداشتهای مختلفی که این حدیث قدسی میتواند داشته باشد نمیپردازیم، اما مسلماً این حدیث و احادیث دیگر نشاندهنده مقام والای امابيها است. همچنین، از آنجا که انسان با اطاعت از خالق خود میتواند تبدیل به اشرف مخلوقات گردد که مقامش از اجنه و همه کائنات بالاتر است، مسلماً حضرت فاطمه زهرا (س) یکی از اشرفترین و مقربترین مخلوقات نزد خداوند است. با ترفندی که سازندگان این بازی بکار بردهاند، به طور غیرمستقیم مقام و جایگاه این حضرت را تا حد یک جن پایین آورده و ایشان را آنگونه که خواستهاند به نمایش گذاشتهاند. بیشک این نوعی قبحزدایی و بابی است برای اینکه دشمنان اسلام و شیعیان بتوانند در آینده راحتتر و آزادانهتر دست به توهینهای دیگر خود بزنند.
مسئله بعدی، مربوط به عنوان این بازی است. اکثر سایتها به اشتباه نام آن را شاهزاده «ایرانی» ترجمه کردهاند. حال آنکه نام اصلی آن شاهزاده «ایران» و یا به عبارت دیگر «شاهزاده فارس» (Prince of Persia) است. در عنوان انگلیسی آن، Persia نه نقش صفتی که نقش اسمی دارد و ترجمه دقیق آن «فارس» یا «ایران» است. عبارت «شاهزاده ایرانی» این را به ذهن متبادر میسازد که این بازی در مورد یکی از شاهزادههای ایرانی (از تبار ایرانیان) است و حال آنکه عبارت «شاهزاده فارس یا ایران» کاملاً چیز دیگری را نشان میدهد. در این عبارت مشخص است که این بازی در مورد شاهزاده و حاکمی میباشد که بر فارس و ایرانزمین حکومت میکند؛ نه آنکه اصالت وی ایرانیست. عدم توانایی شاهزاده و برادرش در فارسی صحبت کردن، معرفی شارامان به عنوان پدر شاهزاده و حاکم ایران که مقر حکومتش در بابل است، و نیز اسامی انتخابشده خود گواهی بر این مدعاست.
مسلماً فرد و جامعهای که هویت ندارد ــ خواه فردی و خانوادگی و ملی باشد و خواه فرهنگی و علمی و مذهبی ــ حرفی برای گفتن و عرض اندام کردن و یا حتی دفاع کردن از آن را ندارد. چنین فردی دچار ازخودگریزی و بیگانهپرستی میشود. یکی از رویکردهای این بازی این است که از ایرانیان هویت ملی، فرهنگی و مذهبی آنان را گرفته و سپس آن چه را که خود میخواهد به آنها القا کند.
در خصوص نمادهای فراماسونری این بازی نیز، تنها به ارائه تصاویر آن در نسخه Wii بسنده میشود. در نهایت میتوان گفت این بازی و نسخههای قبلی آن، آمیختهای از حقیقت و کذب بوده و چیزی جز تحریف تاریخ و عقاید ایرانیان باستان و مردم فارس را به همراه ندارند.
سخن پایانی متأسفانه برخی سایتهای بازی به جای داشتن دید انتقادی نسبت به این بازی تنها به تعریف و تمجید آن پرداخته و حتی برخی از آنها افزوده شدن زبان فارسی، آن هم در حد چند کلمه و جمله و از زبان دشمنان و شیاطین، را به فال نیک گرفته و آن را نشانه عملکرد بهتر شرکت مذکور در ساخت بازی دانستهاند. آیا شرکت سازنده بازی دلش بیشتر از ما سوخته و به درد آمده و میخواهد پیشینه فرهنگی، زبانی و مذهبی ما را برای جهانیان به تصویر بکشد تا ما به آن افتخار کرده و به خود ببالیم؟ آیا ما این قدر دچار استیصال و درماندگی شدهایم و فریاد کمک سر دادهایم که شرکت مذکور بخواهد برای ما کاری انجام دهد؟ آیا یک شرکت بیگانه میآید از جیب خود هزینه کرده و برای ما دست به تبلیغ فرهنگی بزند؟ و یا این که ما ایرانیان آنقدر منفعل شدهایم که اجازه میدهیم بیگانهای هر آنچه را که مطلوبش است در مورد ما و عقاید، رسوم، و مذهب ما بگوید و هر نوع تحریفی را که میخواهد در آن به وجود آورده و یا آن را به سخره بگیرد؟ البته مسلماً اگر نقدی هست متوجه خود ماست و نه شرکت سازنده. به قول ناصر خسرو: «چون نیک نگه کرد و پر خویش بر او دید// گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست».
آن جا که ما میدان را خالی گذاشته و اجازه میدهیم تا بیگانگان دست به فعالیت بزنند و وارد مسائل فرهنگی و مذهبی ما شوند، نباید انتظار چیز بهتری غیر از این داشت. وقتی ما دست روی دست گذاشته و آنچنان که باید و شاید کاری انجام نمیدهیم، بیگانگان قدرت و جرات مییابند تا آرام آرام اهداف خود را پیش برده و برای ما فرهنگ و مذهب و تاریخ مورد نظر خود را بسازند. این ما هستیم که باید شدیداً مورد نقد و نکوهش قرار گیریم و از خود بپرسیم چرا با وجود آگاهی از نفوذ بازیهای رایانهای در میان نسل جوان و تأثیر زیاد آن بر روی آنها و جامعه، و نیز به رغم وجود نیروهای بااستعداد و امکانات لازم، هنوز آن طور که شایسته و بایسته است در این زمینه وارد عمل نشده و دست به فعالیت نزدهایم.
البته بیانصافی است که بگوییم در این زمینه اصلاً کاری صورت نگرفته است. در سالهای اخیر بازیهایی چون آسمان دژ، گرشاسب، شمشیر نادر، لطف علی خان زند و غیره ساخته و وارد بازار شده است. این روند حتی به گونهای بوده است که در ماه گذشته نخستین جشنواره بازیهای رایانهای نیز در برج میلاد برگزار شد. با این حال، باید گفت که لازم است بیشتر در این زمینه هزینه کرده و همت گماریم تا جایی که گوی سبقت را حداقل در بازتاب و معرفی مسائل باستانی، فرهنگی، و مذهبی خود از چنین شرکتهای خارجی ربوده و حتی در سطح بینالمللی حرفی برای گفتن داشته باشیم، که البته کاری است هزینهبر و نیازمند همت بلند.
با این حال، همچنین باید مواظب بود که دچار کپیبرداری و تقلیدِ صِرف از شرکتهای خارجی نیز نشویم. به امید آن روز.
مشرق سه شنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
یک سال پیش فیلم سینمایی «شاهزاده پارسی» (Prince of Persia) در امریکا اکران شد. این فیلم پر هزینه و کاملا حرفهای در قالب یک افسانه شرقی به روایت بخشی از تاریخ، فرهنگ و آینده ایران میپردازد که از نقطه نظر فرهنگی و سیاسی و با توجه به مناسبات کنونی داخلی و خارجی بسیار حائز اهمیت است. پرداخت قوی و در نگاه اول مثبتِ فیلم از آنچه به سرزمین پارس تعلق دارد و همچنین جذابیت ساختار و خط داستانی آن کم و بیش از سوی مخاطبان خارجی و تا حدی ایرانی مورد اقبال و استقبال قرار گرفت. هرچند ایده اصلی این فیلم از بازی ویدئویی که به همین نام تولید شده، برآمده است ولی داستان و درون مایه آن یک اثر مستقل بوده و هیچگونه ارتباطی با بازی نداشته و می تواند به عنوان یک اثر رسانه ای مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
«دَستان» یک نوجوان باهوش و جسور خیابانی است که به دلیل ویژگی های خاص اش از سوی پادشاه به پسر خواندگی پذیرفته می شود. سالها گذشته است و اکنون او در کنار فرزندان خونی پادشاه، به عنوان یک جنگجو به سرزمین پارس خدمت می کند. «نِظام» مرد اَمینی که همگی از جمله دَستان به او اعتماد دارند و از مشاوران پادشاه به شمار می آید اعلام می کند، حاکم شهر الَموت، در تجهیز دشمنان سرزمین پارس به سلاح های جدید، همکاری داشته است. بنابراین باید به این شهر حمله کرد و این حاکم خائن را که قصد مقاومت دارد برکنار نمود. همه فرزندان پادشاه به درخواست نظام، بسیج می شوند و الموت را تصرف میکنند. شاهزاده مؤنث الموت دختر زیبایی به نام تهمینه است که پس از به آتش کشیده شدن شهر به اسارت در می آید. دستان پس از نبرد تن به تن با حاکم الموت او را از پای در می آورد و خنجر عجیب او را غنیمت می گیرد. در جشن پیروزی، پادشاه به پاس شجاعت و رشادتی که دستان از خود نشان داده تهمینه را به عنوان همسر او معرفی می کند. درست در همین لحظه پادشاه مسموم میشود و جان میسپارد. جشن به آشوب کشیده میشود و همه شواهد نشان میدهد دستان قاتل پادشاه است. دستان و تهمینه به همراه خنجر عجیب از شهر می گریزند. دستان به دنبال راهی است که بی گناهی خود را ثابت کند. او تصور می کند فرزندان خونی پادشان این توطئه را طرح ریزی کرده اند؛ به همین دلیل مخفیانه به شهر باز می گردد و به سراغ نظام که مورد اعتماد اوست می رود و ماجرای بی گناهی خود را بازگو می کند. اما در حین صحبت، سربازان او را محاصره میکنند. اما دستان باز هم موفق به فرار می شود. تهمینه راز خنجر اسرار آمیزی که دستان از حاکم الموت به غنیمت گرفته را برای او بازگو می کند. این خنجر که در واقع یک هدیه الهی به مردم سرزمین پارس است میتواند زمان را به عقب بازگرداند و امکان جبران اشتباهات را فراهم آورد و صاحب آن همچنین می تواند به قدرت بی پایانی در تسلط به سرزمین پارس دست یابد. دستان متوجه می شود همه این توطئه ها کار «نظام» بوده است و او به دروغ حاکم الموت را خائن و شریک دشمنان سرزمین پارس معرفی کرده تا خنجر اسرار آمیز را به چنگ آورد و با قتل پادشاه خود به حکومت بر سرزمین پارس برسد. اهرُم اجرایی نظام گروهی آدمکش حرفه ای هستند به نام هاساسین که به دستور او مأمور میشوند با کشتن دَستان، خنجر اسرار آمیز را برای او بیاورند. در نبرد پایانی دستان موفق می شود به کمک خنجر زمان را به عقب برگرداند و اجازه ندهد نظام به حکومت برسد.
فیلم سینمایی شاهزاده ایرانی را بر اساس آنچه در ادامه ارائه خواهد شد، باید آغاز یک خط رسانه ای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد. می توان انتظار داشت محصولات دیگر این خط رسانه ای در دیگر قالبهای تصویری یا نوشتاری، در آینده نزدیک عرضه شود.
نظام در پی تصاحب خنجری است که میراث سرزمین پارس و هدیه خداوند به مردم آن، معرفی می شود. نظام سعی دارد با دستیابی به این خنجر (که یک ابزار جنگی و نمادی از سلاحی غیر متعارف و نابودگر همچون بمب اتمی) است، جنگی بزرگ و آخرالزمانی به راه اندازد که سیطره او را بر سرزمین پارس و بسیاری مناطق دیگر تضمین می کند. این جمله از زبان تهمینه خطاب به دستان بیان می شود که ما باید جلوی آغاز این «آرماگدون» را بگیریم. واژه آرماگدون برگرفته از نام منطقه ای در بیت المقدس است و در کتاب مقدس به جنگی بزرگ اطلاق میشود که جبهه شر و باطلِ آن از سرزمین های شرقی بیت المقدس هستند. خنجر هرچند نمادی از سلاح نامتعارف جنگی است ولی به خودی خود بد نیست بلکه اتفاقا از سوی خداوند به مردم سرزمین پارس عطا شده است؛ آنچه مهم به نظر میرسد، این است که خنجر در اختیار نظام خودکامه قرار نگیرد. جالب اینکه در سکانس مربوط به آزاد شدن نیروی خنجر توسط نظام، پدیدهای شبیه به انفجار اتمی شهر را نابود می کند. نظام کیست یا چیست؟ «نظام» بر خلاف دیگر اسامی کاراکترها نه به «نظام الملک طوسی» قابل بازگشت است و نه دیگر شخصیتهای تاریخی دوره ای که فیلم درباره آن سخن میگوید. این اسم و دیگر عناوین موجود در فیلمنامه را باید نمادین(سمبلیک) به شمار آورد. این شیوه از تکنیکهای رایج فیلنامهنویسی است. هاساسین یا حشاشین؟ اهرم اجرایی نظام، گروهی از آدمکشهای حرفه ای و شیطانی هستند که هاساسین نامیده می شوند. هاساسین همان حشاشین هستند که به عنوان یکی از گروه های مبارزه شیعی (فرقه اسماعیلیه) در تاریخ ایران شهرت جهانی دارند. هرچند درباره حسن صباح رهبر این گروه و صحت و سقم وجود خارجی چنین فردی اختلاف نظرهای جدی میان مورخین وجود دارد ولی گروه حشاشین به عنوان یکی از شاخه های نظامی اسماعیلیه و حتی در برخی منابع شیعه اثنی عشری مورد تأیید است. در این فیلم حشاشین به عنوان اهرم اجرایی نظام در پیشبرد اهدافش معرفی می شوند. جالب اینکه حشاشین در تبلیغات جهانی سه شهرت عمده دارند: شیعه بودن، تروریست بودن و شیطانی بودن در فیلم شاهزاده ایرانی. شیطانی بودن نظام و حشاشین با مارهایی که همواره در آستین و محل زندگی آنها وجود دارند و به آنها در انجام مأموریت هایشان کمک می کنند، مورد تأکید قرار می گیرد. این مارها نظام و حشاشین را به اهریمن های افسانه ای ایران همچون ضحاک نیز پیوند می زنند. در تمامی دایره المعارف ها و مدخل های انگلیسی گفته شده است که حشاشین گروه تروریستی از شیعه اسماعیلیه بودند که با داروهای روانگردان و مواد مخدر و همچنین وردها و طلسم های شیطانی افراد را مسخر خود می کردند. این منابع همواره در توضیح خونریز بودن این گروه می گویند واژه assassin به معنای آدم کش و قاتل در زبان انگلیسی از حشاشین نام این گروه مشتق شده است. شبکه هیستوری چندی پیش مستندی سیاه درباره جهوری اسلامی پخش کرد که در آن خط ترور را از زمان حسن صباح و حشاشین تا زمان جمهوری اسلامی ایران و بسیجیان امتداد داده بود. این گونه برنامه ها که تعداد آنها کم نیست و می توان فهرستی از آنها ارائه کرد از مدت ها پیش میان حشاشین، تروریسم و جمهوری اسلامی ایران در ذهن مخاطب غربی پیوند ایجاد کرده اند. ترسیم جهتدار سبک زندگی ایرانیان مسأله مهم دیگر اینکه فیلم از نظر فرهنگی، تمامی مؤلفه های اسلامی و حتی ایرانی را در مناسبات روزمره حذف کرده و همه روابط با الگویی امروزی و غربی شکل می گیرد. از فرهنگ-نشان های ایرانی تنها به مواردی چون تعدد زوجات و حرمسرا، اشاره شده است. بررسی موارد ریز و قابل توجه این فیلم در این محور، نیازمند فرصت مستقلی فراتر از یک گزارش اولیه و اجمالی است. نقشه ابتدایی فیلم و برخی معماریها تداعی کننده دوره سلجوقیان است ولی با این حال فیلم از نظر تاریخی دچار تشویش و بی نظمی است و حتی برخی از پلان ها به حکومت عثمانی و سرزمین هندوستان ارجاع دارد. انتخاب گلشیفته برای تهمینه در فوریه 2008 گلشیفته فراهانی برای تست بازی در نقش تهمینه در این فیلم به لندن دعوت شده بود که در فرودگاه امام خمینی(ره) به دلیل مسائل مربوط به فیلم ریدلی اسکات و بازی وی در آن فیلم ممنوع الخروجی او اعلام شد. تلاش سازندگان فیلم برای استفاده از گلشیفته فراهانی نشان می دهد به پرمخاطب شدن فیلم در ایران از ابتدا توجه خاصی مبذول شده است.
مدل آینده نگاری تاریخی جنگ نرم
منبع: مشرق سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
سربازان رایانه ای حزب الله
جنگهای صلیبی به طور خاص به سلسله درگیریهای گفته میشود که به مدت حدود 200 سال به وسیله اروپاییان علیه مسلمانان روی داد. این جنگ ها به معنی عام و فراگیر همچنان توسط غرب علیه اسلام ادامه دارد جنگی که به دلیل برتری های رسانه ای و تکنولوژیکی غرب تشدید شده و علاوه بر بعد نظامی ، یعد جدی تر فرهنگی و رسانه ای نیز به خود گرفته که از آن با عناون "ناتو فرهنگی " یاد می شود. یکی از خطوط جنگ های صلیبی در زمان حاضر، تهاجمات رژیم غاصب صهیونیستی علیه مسلمانان جهان و خاصا مسلمانان لبنان و فلسطین است. یکی از ابزار های نوین، بازی های رایانهای و ویدیویی است. این رسانه به دلیل قابلیتها و ویژگیهای گاه منحصر به فرد به ابزار جنگ رسانهای و ناتو فرهنگی تبدل شده است. رسانهای که به دلیل تاثیرگذاری بر اذهان کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد. سوال اساسی این است که برای مقابله با این جنگ صلیبی مجازی از سوی جهان اسلام چه اقداماتی صورت گرفته؟ باید پذیرفت هنوز بخشی از جهان اسلام به اهمیت و ضرورت این بحث پی نبرده است. از سوی دیگر آن بخش از جهان اسلام نیز که مدتی است به اهمیت این موضوع پی برده به دلایلی چون عدم توانایی مالی و فنی در برابر خیل عظیم بازیهایی که روزانه به بازار عرضه میشود نتوانسته در این زمینه موازنه ایجاد کند، اما همین اقدامات محدود تاثیرات بزرگی بر جای گذاشته و ضرورت بحث را عیان نموده است. در سال 2003، بازی "نیروی ویژه 1 " (Special Force 1) توسط حزب الله لبنان عرضه شد در این بازی رایانهای برای کاربر این امکان فراهم میشود تا بر اساس داستان واقعی نبردهایی که توسط رزمندگان حزب الله لبنان با سربازان صهیونیستی صورت گرفته وارد عمل شود. هر چند که برخی از افراد به دلایلی از جمله گرافیک پایین که قابل قیاس با بازی های روز نبود سعی کردند این اقدام را کم اهمیت جلوه دهند اما سخن «ران پراسر» سخنگوی سابق وزارت خارجه رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه «این بازی هیچ شانسی برای صلح باقی نمیگذارد» میزان تاثیر این اقدام فرهنگی را آشکار کرد. از دیگر پارامترهای تاثیر گذار این بازی چند زبانه بودن آن است، بازی نیروی ویژه 1، به چهار زبانی عربی، انگلیسی، فرانسه و فارسی به بازار عرضه شد و به همین دلیل توانست از لحاظ کمی خیل زیادی از مشتاقان بازی های رایانه را تحت پوشش قرار دهد. این اقدام آخرین اقدام حزب الله نبود و نشان داد که برای ادامه این مسیر مصصم است، حزب الله لبنان بعد از جنگ 33 روزه نسخه دوم بازی نیروی مخصوص (Special Force 2) را به بازار عرضه کرد. این بازی رایانهای طی نمایشگاهی با نام خانه عنکبوت (بیت العنکبوت) که در بیروت برپا شد به بازار عرضه شد. بازی رایانه ای که به کاربر اجازه میدهد در جنگ با رژیم غاصب صهیونیستی همراه و در پیروزی حزب الله سهیم شود و اسطوره شکست ناپذیری رژیم صهیونیسیتی را بشکنند و واقعیت های جنگ 33 روزه را تجربه کند.می تواند به شدت بر پیشبرد اهداف صهیونیستها در فلسطین لطمه وارد کند. بخش عظیمی از طراحی و تولید بازیهای پرفروش رایانهای دنیا دراستودیوهای بزرگ و مطرح هالیوود که صهونیستها سهامداران اصلی آن به شمار میروند، انجام میشود. برنامه ریزان و مشاوران فرهنگی رژیم صهیونیستی براین باورند که با ایجاد یک پایگاه کاملا مستقل و مجهز برای تهیه و تولید بازیهای رایانهای میتوانند علاوه بر بهره مندی از قدرت بیشتر برای سرمایهگذاری و نفوذ کامل بر بازار جهانی این عرصه، کنترل افکار مخاطبان گسترده بازیهای رایانهای را در سراسر دنیا به دست گیرند. صهیونیستها با سرمایهگذاری عظیم، تلاش گستردهای را برای انحراف افکار عمومی در حوزه فرهنگی در دستور کار خود قرار دادند و تسلط برافکار عمومی را به عنوان یک رویا دنبال میکند. به گفته"یاسر الحریری" نویسنده و تحلیلگر سیاسی مسایل رژیم صهیونیستی و فلسطین: عیتا الشعب، بنت جبیل و مارون الراس به عقدهای برای رژیم صهیونیستی درآمده و در این بازی اسامی مذکور وجود دارد زیرا ارتش دشمن نتوانست در این مناطق ایستادگی کند ما به کودکان رژیم صهیونیستی میگوییم که ارتش شما در این مناطق شکست خورد. این بازی نه فقط بر کودکان رژیم صهیونیستی بلکه بر سربازان و فرماندهان ارتش دشمن نیز تاثیرگذار است. یکی از مراحل جذاب این بازی، درگیر شدن با تانک اسطورهای "مرکاوا" و انهدام آنها و نمایش ناکارآمدی سلاحهای پیشرفته رژیم صهیونیستی است. منبع : ماهنامه پیام انقلاب ، شماره 26 ، ص 70 و 71 |
|
|
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا

همزمان با ظهور بازیهای ویدئویی، عرصه انتقاد از این بازیها هم متولد شد که در ابتدا بیشتر به جنبههای منفی فیزیولوژیک این بازیها پرداخته میشد. در مقاله ذیل که به قلم "شانون لایر" به عنوان " بازی های کامپیوتری ترویج دهنده شیطان پرستی " در سایت انتقادی "پاکالرت" منتشرشده میتوانید اعتراف برخی از قاتلین معروف مبنی بر الگوپذیری از این بازیها را به عنوان مهر تأییدی بر این مدعا ببینید.



یکی دیگر از مهمترین نکات صهیونیستی این بازی، جریان نقشه بازی است که اولین هدف بازی "Memphis" واقع در کشور مصر می باشد و در پی آن تسلط بر مرکز "Tyre" که واقع در فلسطین و لبنان فعلی است که اگر بخواهیم هدف بازی یعنی جریان یهودی سازی بازی را در نظر داشته باشیم، می بینیم دقیقا ...









معرفی حشاشین( Hashshashin یا Hassassin ) به عنوان یک گروه تروریستیِ مذهبی و ایرانی در رسانههای غربی به برنامههای تلویزیونی منحصر نمیشود و کتابها، فیلمها و بازیهای رایانهای متعددی در این رابطه موجود است.



























این اقدام آخرین اقدام حزب الله نبود و نشان داد که برای ادامه این مسیر مصصم است، حزب الله لبنان بعد از جنگ 33 روزه نسخه دوم بازی نیروی مخصوص (Special Force 2) را به بازار عرضه کرد. این بازی رایانهای طی نمایشگاهی با نام خانه عنکبوت (بیت العنکبوت) که در بیروت برپا شد به بازار عرضه شد.