مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
برچسب:ظهور
|
جمعه, ۰۹ دی ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
در ماه صفر بزرگترین مصیبت وارده به امت اسلامی یعنی رحلت پیامبر اعظم(ص) رخ داده است؛ از این رو این ماه را ماه مصیبت و عزا میخوانند و شیعیان در این بسیار محزون هستند. عدهای نیز همین موضوع را دال بر منحوس بودن ماه صفر میدانند. همچنین در چرایی نحوست ماه صفر دلایل دیگری نظیر شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) در این ماه را ذکر میکنند. ضمن این که ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.
فارس نیوز يكشنبه, ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بسیاری از مردم حاضرند تقریبا هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسأله قدمتی به درازای هبوط آدم در زمین دارد. وقتی روایات را مرور می کنید می بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(ع) مطرح بوده است.
در این خصوص وبسایتی نوشته است این کتاب "به استناد 149 پیش گویی مختلف از آخرالزمان بین 44 قبل از میلاد و 2008" نوشته شده است.
پیش بینی 21 دسامبر 2012 پیش بینی های دیگر
سیاره X چه چیز را باید انتظار داشت؟
صفر حبیبی مشکینی - دی ماه 1390 پنجشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
کتاب بحار الانوار جلد2 صفحه149 روايتي را از امام صادق(ع) جهت نجات از شبهات مهدوي نقل کرده که براي منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است. عين روايت امام صادق(ع) از کتاب بحار الانوار را تقديم ميکند. عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ يُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا يَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ قُلْتُ وَ كَيْفَ دُعَاءُ الْغَرِيقِ قَالَ تَقُولُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقُلْتُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ بحارالأنوار ج : 52 ص : 149 عبدالله بن سنان ميگويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبههاي عارض شما ميگردد؛ پس (در ايام) بدون نشانهاي كه ديده شود و بدون امامي که شما را هدايت کند باقي خواهيد ماند. در آن روز کسي نجات نمييابد مگر آن كسي كه به دعاي غريق، دعا كند. عرض كردم: «دعاي غريق چيست؟» فرمود: ميگويي: يا اللهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ من گفتم: يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ.(راويي کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت فرمود:«به راستي كه خداي عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آنچنان كه من گفتم بگو: يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ.»
مرکز خبر حوزه جمعه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
نئو فراماسونری در عرصه جنگ نرم
یکی از خصوصیات و ویژگی های تشکیلات فراماسونری ، نو به نو شدن در هر زمان و منحرف نمودن اذهان از سازمان اصلی با قرائت های مختلف و دگرگون از تاریخ و مفاهیم و شاخص های ماسون گری به شمار می آید. این ویژگی تقریبا از همان دوران نخست شکل گیری این تشکیلات مخوف صهیونی در عملکردها و تحرکات آن ، بارز و مشخص بود. مثلا درحالی که اساس تشکیلات فراماسونری از همان نخستین سالهای اولیه هزاره دوم میلادی و پس از اولین جنگ های صلیبی توسط فرقه موسوم به شوالیه های معبد شکل گرفت و به تدریج در سراسر اروپا گسترش پیدا کرد اما در تواریخ رسمی، تاریخ شکل گیری نخستین لژهای ماسونی را مربوط به قرن هجدهم و تشکیلات بنایان آزاد و اشخاصی مانند دزاگولیه دانستند. یا تا همین اواخر شرکت این تشکیلات را در انقلابات فرانسه و آمریکا انکار می کردند و یا نفوذ سیاسی / فرهنگی / اقتصادی آن را در مراکز قدرت منکر می شدند. فی المثل تا سالیان دراز، حضور اعضای لژهای مختلف ماسونی در نهادهای قدرت دوران قاجار و پهلوی تکذیب می شد و اصلا وجود چنان تشکیلاتی را افسانه جلوه می دادند. اما مسائل مختلف و افشاگری برخی روحانیون و نویسندگان مبارز در سطح داخل و خارج باعث برافتادن پرده های راز و رمز این تشکیلات مخوف در همان سالها گردید . تشکیلات فراماسونری معمولا در شرایطی که به تدریج پرده از رازهایش بر می افتد ، شروع به پوست اندازی و نو به نو شدن می نماید و خود طی برنامه هایی سیستماتیک شروع به افشاگری علیه سازمان قبلی که از حیض انتفاع افتاده و به اصطلاح دیگر سوخته به حساب می آید، می کند. این مسئله در طی دهه 1340 شمسی مقارن با دهه 60 میلادی نیز اتفاق افتاد. در طی این سالها ناگهان 3 جلد کتاب توسط اسماعیل رایین درباره تشکیلات فراماسونری ایران و لژهای مختلف و اعضای آن تحت عنوان " فراموشخانه و فراماسونری در ایران " به چاپ رسید . این اتفاق که برای نخستین بار در ایران رخ می داد، آن هم در شرایطی که مراکز سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور در تیول تشکیلات فراماسونری بود، رویداد حیرت آوری می نمایاند. اما بعدا مشخص شد که در آن سالها ، تشکیلات فراماسونری در ایران مشغول به اصطلاح پوست اندازی بوده و لژهای مختلف را در یک سازمان بزرگ تحت عنوان لژ بزرگ ایران متشکل می کرده که در راس آن شریف امامی ( یکی از معدود ماسون های درجه 33 ) حضور داشته است. سالها بعد که خاطرات اسداله علم ( وزیر دربار شاه) انتشار یافت ، روشن شد که اساسا هزینه و امکانات انتشار کتاب های 3 جلدی اسماعیل رایین توسط ساواک تامین شده بوده است. در آن 3 جلد کتاب اگرچه به درستی سازماندهی، چارتر تشکیلاتی و چگونگی عضویت و اسامی بسیاری از ماسون های ایران چاپ شده بود اما از عملکرد سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی شان و همچنین تاثیر در تصمیم گیری های مراکز قدرت رژیم شاه سخنی به میان نیامده بود . علاوه برآن درباره تشکیلات جدید یعنی لژ بزرگ ایران نیز مطلبی درج نشده بود. ضمن اینکه قدرت این تشکیلات به رخ مردم کشیده شد و به نوعی رعب و وحشت در دل به خصوص طبقه به اصطلاح روشنفکر و شبه روشنفکر ایجاد گردید. در طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، خیلی ها به دنبال همان تشکیلات و سازمانی بودند که با چارتر مشخص در کتاب رایین افشاء شده بود. درحالی که سالها پیش از آن افشاگری، کل تشکیلات به لحاظ سازماندهی و ارتباطات ، اساسا تغییر کرده بود! سومین مثالی که می توان درباره خودافشاگری های تشکیلات فراماسونری ارائه نمود ، موجی است که از اوایل هزاره سوم و پس از علنی شدن جریان آخرالزمان گرای صلیبی/صهیونی در جهان به راه افتاد و تعداد زیادی مقاله و کتاب در این باب به چاپ رسید و فیلم های متعددی نیز برهمین اساس ساخته و با سر و صدای بسیار برپرده سینماهای جهان نقش بست که مهمترین آنها سه گانه "دن براون" یعنی "رمز داوینچی" ، "فرشتگان و شیاطین" و "سمبل گمشده" بود که دو قسمت اول توسط ران هاوارد کارگردانی شده و طی سالهای 2005 و 2007 اکران گردید. کار به جایی رسیده که حتی شبکه های تلویزیونی معلوم الحال ماسونی مانند BBC و VOA نیز در فیلم های مستندی به افشای اسرار سازمان فراماسونری می پردازند! در این کتب و فیلم ها بسیاری از اسرار کهن ماسونی برملا شد و علاوه براینکه به اصطلاح اطلاعات سوخته ماسونی در معرض دید عموم قرار گرفت ، یک نوع قدرت نمایی روانی هم توسط این تشکیلات صورت پذیرفت. این در حالی بود که تشکیلات ماسونی سالها پیش از آن بازهم پوست اندازی کرده و در شکل و شمایل جدید فرقه ها و شبه عرفان ها و صدها و هزاران فرقه به اصطلاح معنویت گرا ظهور یافته بود. تلاش برخی خبرنگاران و نویسندگان و کارشناسان در ایران و دیگر کشورها موجب شد تا برخی مراکز مهم تصمیم گیری فراماسون ها همچون بیلدربرگ یا کمیته 300 در معرض افشاگری قرار گیرند و خیل اسناد و مدارکی که خصوصا در سالهای پس از انقلاب درباره نفوذ و کارنامه سیاه تشکیلات ماسونی در جریان بسیاری از فجایع تاریخی ایران و جهان انتشار یافت، باعث گردید تا این تشکیلات نهان روش، دست به یک موج دیگر خودافشاگری بزند که این بار ظاهر گرایی ، رواج سطحی نگری و دور ساختن افکار عمومی از حوزه های نفوذ تشکیلات فراماسونری ( اعم از سیاسی و اقتصادی و نظامی و به خصوص فرهنگی و هنری) در دستور کار قرار گرفت.
به دنبال تولید فیلم هایی مانند"رمز داوینچی"،"فرشتگان و شیاطین"،"گنجینه ملی"و ...مجموعه های مستندی نیز تولید شد که اذهان را از شاخص های حضور افکار ماسونی در عرصه های فرهنگی و هنری و علمی به سوی ظواهر و نمادها و برخی اطلاعات سوخته مانند بازخوانی ساختارهای قدیمی این تشکیلات سوق دادند . نمونه فیلم هایی از این نوع را افرادی مانند "دیوید اک" جلوی دوربین برده که با هزینه تشکیلات فراماسونری در سطوح وسیعی نیز در سراسر جهان پخش شد. متاسفانه افشاگری های انحرافی و فریبنده امثال "دیوید اک" بر برخی از محققان و افراد و گروههای ضد ماسون در ایران و جهان تاثیر گذارد و آنها را به جای تعمق در تفکرات و شاخص های اندیشه های ماسونی و بررسی نفوذ و رخنه عناصر آن در عرصه های فرهنگی و علمی و طراحی برنامه های سیاسی /اقتصادی برای قبضه نمودن مراکز قدرت ، به افراط در نمادگرایی و سمبلیسم ، اصلی کردن این نمادها و سمبل ها در تحرکات ضد ماسونی بسنده کردند که بعضا این افراط های غیر واقعی به سطح لوث نمودن فعالیت های ضد ماسونی کشیده شد. از این دست آثار می توان به مجموعه مستند "Arrival" اشاره کرد که با نام "ظهور"در ایران تکثیر و توزیع شده است.در این مجموعه ضمن پرداختن افراطی به نمادها و نشانه های مختلف ماسونی ، از تحلیل اندیشه ها و تفکرات مخرب فراماسونری به شدت پرهیز شده و مخاطب را در سطح یک سری ظواهر نگاه داشته و به وی اجازه نمی دهد که پدیده فراماسونری را در عمق اندیشه و فکر ، بررسی و تحلیل نماید. چنین گرایشی متاسفانه در برخی از سخنرانان داخلی که بعضا در دانشگاهها و مراکز علمی و آکادمیک نیز برنامه دارند ، مشهود است که به دلیل عدم حضور فعال محققان و پژوهشگران معتبر این حوزه در محافل و مجامع علمی ، بعضا بازار داغی هم پیدا کرده اند. به نظر می آید برای تشخیص چنین جریانی و تلاش جهت تصحیح مسیر فعالیت عناصر یاد شده ، کافی است که به برخی از شاخصه های بارز تشکیلات ، تفکر و اندیشه فراماسونری که اساسا ریشه در تاریخ این تشکیلات داشته و با گذر زمان هم هیچ تغییری نکرده توجه نماییم:
1- نمایاندن فراماسونری به عنوان یک ایده و سازمان مستقل سیاسی و فکری و دور ساختن آن از هرگونه شائبه صهیونیستی در حالی که بنا به نوشته ها و اسناد مختلف و کهن صهیونی ، تشکیلات فراماسونری شاخه ای از امپراتوری جهانی صهیونیسم محسوب شده و از دیرباز به عنوان بازوی سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی آن عمل کرده است. 2- باستان گرایی مهمترین شاخصه تفکر امروز فراماسونری است. تفکری که از همان زمان ورود نخستین فراماسون ها به این سرزمین ترویجش در دستور کار قرار گرفت. عمده هدف نیز نه احترام و اکرام تاریخ باستان یا گذشته مثلا باشکوه این آب و خاک بلکه تنها و تنها القاء این فریب و نیرنگ تاریخی بود که ایران دارای تاریخ باشکوهی از 2500 سال پیش به این سو بوده ( یعنی بدون تعارف 5000 سال تاریخ مشخص قبل از آن را نادیده گرفتند!) ولی در حمله اعراب ( بخوانید مسلمانان ) نابود شده و از بین رفته است!! در واقع آنچه مراد ماسون ها از این باستان گرایی یا آرکاییسم ( ایران منهای اسلام ) بوده و هست ، جز هجمه علیه تمدن پرشکوه اسلامی و دین خاتم و جلوه های تاریخی و اجتماعی آن نیست. امروز نیز این نوع باستان گرایی به انحاء مختلف در مکتوبات و سخنرانی ها و فیلم های جریان به اصطلاح روشنفکری و همچنین جریان های نوظهورسیاسی فکری به چشم می خورد. جریانی که تاریخ تمدن اسلامی را طی حاکمیت 10 قرنی اش بر دنیای خاموش قرون وسطی و پس از آن و همچنین تاثیر اساسی آن در شکل گیری تمدن امروز بشری را نادیده می گیرد. 3- ترویج تفکرات اومانیستی( انسان محوری ) و سکولاریستی ( جدایی دین از زندگی و اجتماع) در اشکال و فرم های مختلف هنری و فکری و اندیشه به نحوی که خدا را از زندگی بشر خارج کرده و به جای آن مسائلی از قبیل اراده انسانی و یا معنویت های غیر الهی را بنشانند. این تفکراتی است که شاخص ترین ماسون های دوران رنسانس تحت عنوان نهضت روشنگری تئوریزه کرده و طی 3-4 قرن اخیر در اشکال مختلف ادبی و هنری و علمی به خورد بشریت داده اند. از جمله حضور تعیین کننده این تفکرات صهیونی در دروس و سرفصل های درسی علوم انسانی دانشگاهها یکی از آسیب های جدی جامعه فرهنگی و هنری ما به حساب آمده است. 4- ترویج لیبرالیسم به عنوان سیستم سیاسی-اجتماعی منتج از اومانیسم و سکولاریسم. 5- ترویج اباحه گری و بی بند و باری و جدی نگرفتن آن در سطح جامعه 6- تسامح و تساهل در اصول واحکام دینی مانند حجاب ، روابط زن و مرد و ... 7- ناکارآمد جلوه دادن قواعد اسلامی در مدیریت جامعه و ارتجاعی نشان دادن و واپس گرا نمایاندن قوانین دینی مانند قصاص ، حضانت ، ارث و ...برای مسائل امروز 8- نادیده گرفتن ولایت فقیه در تداوم نبوت پیامبران و امامت ائمه اطهار (ع) و به عنوان نیابت امام عصر (عج) 9- غربزدگی و خودباختگی نسبت به تجدد و مدرنیسم غرب 10- تسامح دربرابر فرقه های صهیونی از قبیل بهاییت و وهابیت و همچنین فرقه های نوپدید
متاسفانه نشانه های متعددی را از حضور عناصر فوق در عرصه های فرهنگی و هنری و علمی امروز جامعه اسلامی مان شاهدیم. از تحسین و تجلیل عناصر و عوامل پیشانی سفید ماسون تحت عنوان دانشمند و فیلسوف و متفکر و فرهیخته و ...گرفته ( که در نشریات و رسانه های مختلف صورت می گیرد ) تا چاپ مکتوبات و برنامه های دیداری و شنیداری در تضعیف و خدشه دارساختن اصول و احکام و قوانین اسلامی تا محدود ساختن صهیونیسم و تفکرات صهیونی به اسراییل و فلسطین تا پرهیز از تبیین ابعاد شرک آمیز ، نژادپرستانه ، سرمایه سالارانه و سلطه طلبانه اندیشه صهیونیسم و مصادیق آشکار و پنهانش در عرصه های فرهنگی و هنری و علمی و تا ...
آنچه بیان شد ، نشان می دهد که تشکیلات فراماسونری در یک سازماندهی نوین ، امروزه ورای نمادسازی و سمبل گرایی در عرصه یک جنگ نرم تمام عیار با تمامیت اسلام درگیر شده و همه نیروهایش را به این میدان فراخوانده است تا دریک درگیری نفس گیر پس از فروپاشی ایدئولوژیک جامعه اسلامی ( همچون تجربه آندلس)، فروپاشی فیزیکال آن را شاهد باشد. امروز نادیده گرفتن این تهاجم فرهنگی همه جانبه ( که مقام معظم رهبری آن را به طور رسمی از آذرماه 1368 یعنی فقط حدود 6 ماه پس از آغاز ولایتشان گوشزد کرده و طی این 22 سال در هر فرصت و در بسیاری از بیاناتشان مراحل مختلف آن را تبیین نموده و ضرورت مقابله برنامه ریزی شده را یادآور شده اند) جز تاثیر اندیشه های ماسونی نیست ، اندیشه ای که تمامی طرح و برنامه های فوق را جز توهمی بیش ندانسته و تحت تاثیر القائات صهیونیست هایی مانند کارل پوپر و دانیل پایپز (که توهم توطئه را تئوریزه نمود ) آن را حاصل خیالات و تصورات کهنه شده محسوب می کنند.
منبع: مستغاثی دات کام سه شنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حضرت امام (ره) در آخرين نيمه شعبان عمر مبارك خويش14/1/1367- 15شعبان 1408- با اشاره به اوضاع كنوني دنيا اشتياق و تعهد خود را در تحقق همه آرمانهاي والاي مولا و مقتدايش حضرت ولي عصر- ارواحنا فداه- اينگونه ترسيم مي كنند.
«... الان عالم پر از ظلم است. شما يك نقطه هستيد در عالم، عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم، بايد بگيريم، تكليفمان است، ضرورت اسلام و قرآن است، تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم، اما نمي توانيم بكنيم، چون نمي توانيم بكنيم، بايد او بيايد تا بكند، اما ما بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براي حضرت-سلام الله عليه...» (1) و درباره وظيفه منتظران متعهد در عصر غيبت مقرون به ظهور مي فرمايند: «... ما تكليف داريم آقا! اين طور نيست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان- سلام الله عليه- هستيم پس ديگر بنشينيم تو خانه هايمان، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم «عجل علي فرجه» عجل، با كار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم كنيد براي آمدن او و فراهم كردن اينكه مسلمين را با هم مجتمع كنيد. همه با هم بشويد. ان شاءالله ظهور مي كند ايشان...» (2) حضرت امام(ره) با يادآوري دشواريهاي مبارزات انبيايي، تلاش براي مهيا شدن زمينه ظهور را موجب علني شدن هرچه بيشتر دشمني ها و توطئه هاي استكبار جهاني و وابستگان داخلي آنان دانسته و مقاومت و مخالفت آنان را مانع انجام وظيفه نمي دانند: «... اين چيزي كه ما در اين وقت، و در اين عصر وظيفه داريم، اين مهم است. همه انتظار داريم وجود مبارك ايشان را، لكن با انتظار تنها نمي شود، بلكه با وضعي كه بسياري دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه وظيفه فعلي شرعي- الهي خودمان را بكنيم و باكي از هيچ امري از امور نداشته باشيم. كسي كه براي رضاي خدا ان شاءالله مشغول انجام وظيفه است، توقع اين را نداشته باشد كه مورد قبول همه است، هيچ امري مورد قبول همه نيست. كار انبيا هم مورد قبول همه نبوده است. لكن انبيا به وظايفشان عمل كردند و قصور در آن كاري كه به آنها محول شده بود نكردند، گرچه مردم اكثرا گوش ندادند به حرف انبيا. ما هم آن چيزي كه وظيفه مان هست عمل مي كنيم و بايد بكنيم، گرچه بسياري از اين عمل ناراضي باشند، يا بسياري هم كارشكني بكنند...» (3) معمار انتظارآفرين انقلاب اسلامي با يادآوري توطئه هاي گسترده دشمنان داخلي و خارجي انقلاب رمز خنثي شدن تمامي آن توطئه ها را اينگونه بيان مي فرمايند: «... كدام قدرت و كدام ابزار جنگي مي توانست جمهوري اسلامي و كشور عزيز شما را از اين درياي متلاطم، كه شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو به بازوي يكديگر داده و در پي غرق آن كوشيدند و مي كوشند نجات دهد. اين كوردلان از خدا بي خبر و عاري از معنويات نمي دانستند كه اين كشتي نوح است كه خدايش كشتيبان و پشتيبان است. اينان با ابزار و ساز و برگ مادي به جنگ ايمان و معنويت و كشور صاحب الزمان- ارواحنا لمقدمه الفداء- آمده اند. ولي چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان...» (4) بنابراين پيروزي نهايي در نظر تمامي كساني كه در دفاع از انقلاب اسلامي ناظر همراهي دست تواناي بقيه الله هستند حتمي است: «... بايد هرچه بيشتر به نصرت حق تعالي اعتماد كنيد، كه قدرتهاي امكاني در مقابل نصر الهي ناچيز است. عزيزان من، شما پيروز و منصوريد چه در راه حق تعالي به نصرت ظاهري برسيد و چه شهيد و معلول و اسير شويد. حق تعالي با شماست و دست تواناي بقيه الله كه يدالله است دستگير شما...» (5) امام همواره به ما مژده داده است كه دشمنان انقلاب اسلامي ما هرگز از رمز و رازها بين منتظران ظهور و جان جانان مولاي غايب از نظر را نخواهند فهميد و به همين دليل به رمز عمليات هميشه پيروز در عصر مقارن ظهور دست نخواهند يافت: «... آن روزي كه انقلاب شروع شد ما هيچ نداشتيم، پيروزي ما با دست خالي به دست آمد و بحمدالله تا بدين جا رسيده ايم كه امروز مورد توجه تمام قدرتهاي بزرگ هستيم. و تمام قدرت ها در اين فكرند كه با اين انقلاب چگونه برخورد كنند. مطمئن باشيد از قدرت ها كاري ساخته نيست، هيچ نگراني به خودتان راه ندهيد. شما جنود خدا هستيد و پيروزيد. آنهايي كه در ابتدا، حركت خودشان را شروع كردند، با طمأنينه قلبي شروع كردند و از هيچ نترسيدند. قدرتهاي بزرگ از آن جهتي كه در شما هست كه آن ايمان به خداست خبر ندارند، لذا دائم مي گويند «ما داراي موشك هستيم» آنها داراي موشك هستند ولي ايمان ندارند. شما ايمان داريد. قلب هايتان با مبدأ نور و قدرت پيوند خورده است، پيوند ناگسستني، اما آنها اين را نمي فهمند. شما مورد نظر امام زمان هستيد و از آنجا كه ايمان و قدرت امام زمان را داريد همه چيز داريد. پشتوانه شما الهي است. بايد اين پشتوانه را حفظ كنيد، وقتي ما چنين تكيه گاهي داريم، از هيچ چيز نمي ترسيم...» (6) و در پناه اين پشتوانه عظيم الهي است كه امام امت(ره) رسالت جهاني منتظران در عصر مقارن ظهور را يادآور مي گردند: «... و دلهاي همه ما را به نور هدايت خويش منور فرمايي و ملت عزيز ايران را در پيشبرد جمهوري اسلامي و سركوب منحرفان و مخالفان با اسلام و پيروان آن مصمم تر فرمايي، تا اين انقلاب را به انقلاب جهاني مهدي موعود- ارواحنا فداه- ادامه دهند...» (7) «... ان شاءالله با عنايت خاصه ولي عصر- ارواحنا له الفداه اين كشتي متلاطم انسانيت به ساحل نجات برسد و مستضعفان جهان بر مستكبرين ظالم پيروز شوند و اميد است كه حكومت بزرگ همگاني حضرت سلام الله عليه بزودي برقرار شود و چشم همه ما را و همه مسلمين جهان را به نور مباركش روشن فرمايد...» آمين(8) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1) صحيفه امام ج12 ص71 2) صحيفه امام ج18ص962 3) صحيفه امام ج91 ص642 4) صحيفه امام ج91 ص441 5) صحيفه امام ج91 ص051 6) صحيفه امام ج91 ص371 7) صحيفه امام ج71 ص484 8) صحيفه امام ج71 ص654 نويسنده:ابراهيم حاجي محمدزاده
منبع: فارس سه شنبه, ۰۶ دی ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
یکی از علمای تهران نقل می کند: نزد استادی درس می خواندم. من و یکی از دوستانم شاگردان خاص ایشان بودیم وعلاقه ویژه ای به ما داشت. رابطه ما با ایشان تا حدی صمیمانه بود که تقریباً حالت خانه زادی و پدر و پسری داشتیم و درس را در منزل ایشان برگزار می کردیم. ایشان درب خانه اش اکثر مواقع باز بود تا اگر مردم سوال یا درخواستی از این عالم دارند به راحتی با ایشان ملاقات کنند. گاهی که داخل منزل می شدم می دیدم ایشان در حال استراحت هستند. برای ما جالب بود که ایشان هر هنگام استراحت می کند با قبا می خوابد و عمامه اش را جایی نزدیک خودش می گذارد. این نکته برای ما سوال بود که چرا ایشان این گونه استراحت می کند و با قبا می خوابد؟ اینکه این مطلب را از ایشان بپرسیم برای ما سخت بود. این سخن ایشان گویا پاسخی بود برای سوالی که ما جرات نداشتیم از ایشان بپرسیم و راز و رمز آن رفتارشان برای ما روشن شد که این استاد بزرگوار آنچنان ظهور را نزدیک و واقعی می داند که برای ملحق شدن به امام زمان(عج) حتی به اندازه وقت یک قبا پوشیدن هم را نمی خواهد از دست دهد. صبح صادق، ش.450، ص.16
منبع: قول سدید جمعه, ۰۹ دی ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
تلقّی ما از ظلم و جور، عموماً زورگوییها و خشونتهای نظامی گردنکشان و مستکبران علیه محرومان و ضعیفان است و کمی که پیشتر میرویم به مظالم اقتصادی و فاصلههای عظیم فقر و غنا نیز به عنوان مصادیقی از ظلم توجّه میکنیم؛ ولی حقیقت این است که معنای ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آکندگی، معنایی بس وسیعتر و عمیقتر دارد. دوشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
خطاب به نمايندگان در آغاز دوره دوم مجلس؛ پنجشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
« حیوانات وحشی، امنیت مییابند تا حدی که همانند چهارپایان اهلی در راههای زمین به گردش در آمده و به چرا مشغول میشوند».1 در روایت دیگری آمده است: «نام او نام پیامبر صلی الله علیه و آله است. به عدالت، امر کرده و خود بدان عمل میکند و از منکر نهی نماید. خداوند، توسط وی از ظلم جلوگیری کرده و شک و عدم بصیرتها را میزداید. گرگ و گوسفند در ایام او با هم به چرا میپردازند و ساکنان آسمان و پرنده در هوا و ماهیهای دریا از او راضی و خشنود هستند».2
فعلیت یافتن همه قابلیتهای محیط زیست از آنجا که عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای خویش و ایفای اهلیتها و رعایت و استیفای کلیه حقوقها آمده است، در حکومت مهدوی، هر موجودی ـ اعم از انسان، حیوان و نبات ـ باید به عالیترین جایگاه و به تحقق کلیه استعدادها و قابلیتهای خود برسد. چنین است که در عصر مهدوی، افزون بر جامعه بشری، محیط زیست ارضی و سماوی و کلیه موجودات ساکن در آنها، به عالیترین و نهاییترین حد تحقق قابلیتهای خود دست مییابند؛ به همین دلیل، آسمان و زمین، ثروتهای مکنون خود را بیرون میریزند و هر گونه آلودگی و لوث را از خود دور میسازند و پوشش گیاهی تمام عالم را فرا میگیرد. در حدیثی از امام علی علیه السلام میخوانیم: «پس مردم را مورد خطاب قرار داده و سپس زمین را به عدالت، بشارت میدهد. در این هنگام، آسمان، باران خود را عطا کرده و درختان، میوههای خود را فرو میفرستند. زمین، کلیه رستنیهای خود را عرضه کرده برای اهل عالم و خود را با این گیاهان زینت میبخشد ...؛ هم چنان که زمین برای مردم کنجهای خود را خارج میسازد».3
عمران و آبادانی هماهنگ محیط زیست در پارهای روایات، به گونهای دقیقتر و مصداقیتر به آبادانی زمین اشاره شده و حتی آمده است که تمام ویرانههای زمین آباد میشود. در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است: « خداوند، دین خود را به وسیله او بر تمام مکتبهای جهان پیروز میکند؛ هر چند مشرکان ناخشنود و مخالف باشند؛ ویرانیهای زمین آبادی میشود ... ».4 در حدیثی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: «مهدی مسجدی بیرون کوفه میسازد که هزار در داشته باشد. خانههای کوفه به نهر کربلا و حیره متصل میشود؛ به طوری که مردی روز جمعه، سوار استر تندرو میشود تا خود را به نماز برساند، ولی به نماز نمیرسد».5 این روایات، حاکی از عمران، آبادانی و توسعه هماهنگ محیط زیست انسانی، حیوانی و گیاهی در کل عالم است. این نیز ماحصل حمایت کامل از حقوق زیست محیطی در آن دوران درخشان است. نتیجه چنین وضعیتی آن است که حتی کره زمین در مقایسه با وضعیت بهینه خویش و از اینکه در زیر قدمهای یاران امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف قرار میگیرد، به خود بالیده و احساس غرور و افتخار میکند: «گویا یاران قائم را میبینم که بر شرق و غرب جهان احاطه یافتهاند و همه چیز تحت فرمان آنهاست؛ حتی درندگان زمین و پرندگان شکاری آسمان، پی رضایت آنها خواهند بود و همه چیز حتی این نقطه زمین بر نقطه دیگر آن اظهار فخر و غرور میکند و میگوید: امروز مردی از یاران قائم بر من قدم نهاد و عبور کرد».6 ![]() مقابله با آلایندهها در آن دوران وضعیت به گونهای میشود که اگر آلایندگی محیط زیست منحصر به اشراف بر یک منزل یا ریزش آب از ناودانهای منازل به محیط عمومی باشد یا اینکه مسجد مشرف به خانههای مردم شود یا حتی بخشی از یک بنا در راههای عمومی ساخته شده باشد، با برخورد حکومت مواجه شده و این مورد ـ هر چند با تخریب مسجد ـ برطرف میشود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه منهدم میکند و هیچ مسجد مشرفی را نمیگذارد، جز اینکه کنگره و اشراف آن را خراب میکند و به حال ساده و بدون اشراف میگذارد. شاهراهها را توسعه میدهد؛ هر گوشهای از خانهها را که در راه عمومی واقع است، اصلاح میکند و ناودانها را که مشرف به راه مردم است، بر میدارد. هر بدعتی را بر طرف میسازد و هر سنتی را باقی میگذارد».7
تعالی معنوی محیط زیست در دولت مهدوی حیوانات وحشی، تعالی پیشه کرده و با کنار گذاشتن توحش، رام گشته و تکامل مییابند. در برخی روایت، حیوانات عادی هم کارهای مخرب خود را کنار مینهند تا جایی که حیوانی مانند موش دیگر انبانی را پاره نمیکند. این تکامل خواهی، تنها به حیوانات و نباتات محدود نمیشود؛ بلکه جمادات نیز میخواهند به این حیات طیبه وارد شده و به نهضت جهانی امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف مساعدت کنند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «وقتی با اراده خدا، قائم قیام کند و چون ظهور کند، کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگرانند؛ زیرا اگر کافر یا مشرکی پشت صخرهای نهان شود، آن صخره به صدا در آِید و گوید: ای مسلمان! در پناه من، کافر یا مشرکی مخفی شده است؛ او را به قتل برسان. وی اقدام کرده و او را به هلاکت میرساند».8
عاری بودن نبردها از تخریبهای زیست محیطی در دوره ظهور امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف، یاران وی به مجازات و قتل و نابودی ستمگران اقدام خواهند کرد و همانند عمل جراحی لازمی، جامعه اسلامی و سایر جوامع جهانی را از لوث وجود سرکشان و ستم پیشگان پاک میکنند؛ زیرا بدون این اقدامات، هرگز بساط ظلم زورمداران برچیده نشده و عدالت، حاکمیت پیدا نمیکند. اگر امام با سیاست ملایمت و گذشت با آنها رفتار کند، هرگز ترفندها و توطئههای جدید مستکبران و فساد کنندگان در زمین از بین نخواهد رفت. حضرت، در عصر قیام ـ بنا به روایات ـ توبه ظاهری هیچ مجرم و جنایت کاری را نمیپذیرد. همان طور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در براندازی نظام جاهلی جهاد پیشه کرد و با کافران به قتال و کارزار پرداخت، قیام مهدوی نیز علاوه بر تأسی به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمینه، حتی سخت گیری بر ستمگران را جایگزین رأفت نبوی مینماید.
متأسفانه برخی از دشمنان یا حتی دوستان نا آگاه در میزان اعمال خشونت و کشتار حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف چنان راه غلو پیشه کردهاند که قاطعانه میگویند: حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف در تقابل با دشمنان خویش،به جنگ هستهای خواهد پرداخت و آنها را با این سلاح مهیب به ورطه نابودی خواهد کشاند. اما حقیقت این است که در عصر ظهور، نه تنها نیازی به سلاح هستهای نیست؛ بلکه نبرد حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف با دشمنان، فاقد تخریب زیست محیطی و ایجاد فجایع محیط زیستی ـ مشابه آنچه امروز اتفاق میافتد ـ خواهد بود. ![]() بنا بر روایات، کشتار امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف همانند کشتارهای بی هدف امروزی نیست. حضرت با استفاده از علم لدنی خویش؛ تنها کسانی را که به هیچ وجه اصلاح پذیر نیستند، هلاک میسازد و بقیه بدکاران قابل اصلاح را به حال خود رها میکند تا توبه کنند و اصلاح شوند؛ همان طور که در روایات، نعمتهای عصر ظهور، هم برای نیکوکاران و هم بدکاران لحاظ شده است.9 از سوی دیگر طبق روایت، انهدام بخش قابل توجهی از جامعه بشری توسط حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف صورت نمیگیرد؛ از این رو نمیتوان آن را محصول عملیات نظامی و تخریبی حضرت دانست؛ بلکه این اتفاق قبل از ظهور و به دست خود انسانها در اثر منازعات جوامع انسانی حاصل میشود. به این ترتیب در همه گیتی، فریاد موعود خواهی بلند شده و مردم، نجات خود را از خداوند طلب میکنند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: « قبل از ظهور قائم دو نوع مرگ و مردن، گریبان مردم را میگیرد: یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سفید؛ مرگ سرخ، با شمشیر است و مرگ سفید، طاعون. از هر هفت نفر، پنج نفر از بین میروند و دو نفر باقی میمانند».10 در حدیثی از امام علی علیه السلام نیز آمده است: « مهدی خروج نمیکند، تا اینکه قبل از او، ثلث مردم کشته میشوند و ثلث دیگر میمیرند و ثلث باقی میمانند».11 زهرا رضائیان بخش مهدویت تبیان پی نوشت: 1. بحارالانوار، ج52، ص316. 2. همان، ج36، ص219. 3. همان، ج53، ص85. 4. همان، ج52، ص190. 5. شیخ طوسی، الغیبه، ص468 6. بحارالانوار، ج52، ص327. 7. همان، ص333. 8. همان، ج52، ص324. 9. ر.ک:حجازی، سید علیرضا، عصر مهدویت و حقوق محیط زیست، نشریه انتظار موعود، ش 24. 10. بحارالانوار، ج 52، ص ص207. 11. معجم احادیث امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص21. يكشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
جايگاه انقلاب اسلامي در عصر غيبت از ديدگاه حضرت امام(ره) كجاست؟ به نظر مي رسد امر عظيم غيبت آغاز تجربه اي دشوار و پيچيده اما ضروري براي وارثان راه انبيا و اولياست. گويا اين تجربه گرانسنگ و دشوار را منتظران حقيقي در چهار مرحله طي نموده و آبديده شوند و به لياقت حضور در ظهور قيام قائم آل محمد(ص) نائل آيند:
نويسنده:ابراهيم حاجي محمدزاده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چهارشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
موضوع محیط زیست و ضرورت صیانت و حمایت از آن، در تاریخ بشر از اهمیت و جایگاهی ویژه برخوردار بوده است، تا جایی که این امر، انسانها و جامعه انسانی را واداشته است در چند دهه اخیر، با وضع مقررات و قواعد ویژهای، حقوق خاصی را تحت عنوان حقوق محیط زیست تدوین نمایند. با این وجود، هنوز هم بشر مدرن نتوانسته تبعات مخرّب حیات صنعتی، ماشینی و مصرفی خود را بر محیط زیست کنترل کند و جهان، همواره با روند تخریب و آلودگی روزافزون محیط مزبور رو به روست. امروزه تهدیدهای زیست محیطی، دامنه وسیعی را در برمی گیرد از جمله: آب و هوا، میزان حرارت و گرم شدن دمای زمین، بالا آمدن سطح دریاها، حفظ گونههای مختلف، به ویژه نادر گونههای گیاهی و جانوری، فرسایش لایه ازن، آثار فعالیتهای صنعتی، تخریب جنگلها، آلودگی آبها، بارانهای اسیدی، آلودگیهای صوتی، نظامی ، هستهای و ... . از سویی برخی از این ضایعات زیست محیطی، خود منشأ ضایعات گستردهتری شدهاند؛ برای نمونه کارشناسان معتقدند قطع درختان جنگلی به صورت انبوه و انتشار پیاپی ضایعات صنعتی در فضا، سبب تغییرات بسیار نامطلوب در وضعیت آب و هوای جهانی و بالا آمدن سطح آب دریاها و ـ به تبع آن ـ زیر آب رفتن دشتهای ساحلی و گسترش امواج گرمازا شده است؛ همچنان که سوختهای فسیلی و استفاده نامتناسب و گسترده از آنها، سبب افزایش دی اکسید کربن زمین و ایجاد پدیده گازهای گلخانهای شده است. وجود گازهای سمی منتشر شده از فعالیتهای صنعتی، به اسیدی شدن بارانها انجامیده و آبهای مصرفی و فضای حیاتی موجودات دریایی را مسموم کرده و سلامت انسانها را به خطر انداخته است.
حقوق محیط زیست در سیره پیامبر و اهل بیت علیهم السلام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به این موضوع بسیار اهمیت میداده است. برخی از سخنان آن حضرت شاهد مثالی است بر این موضوع: «هرکس درختی بنشاند که انسانی یا دیگر مخلوق خدا از آن بخورد، برای وی صدقهای است»1؛ « هر کسی درختی بنشاند، خدا به اندازه میوهای که از آن درخت برون میشود، برای وی پاداش ثبت میکند»2؛ « [خداوند] درخت را برای انسان آفرید؛ پس او را مکلف گرداند که درخت بکارد، آن را آبیاری کند و در حفظ آن بکوشد»3؛ «هرکس درخت محتاج به آبیاری را سیراب نماید، گویی انسان مؤمن تشنهای را سیراب کرده است».4حضرت در حدیث ارزشمند دیگری، زمین را همچون مادری میداند که حفاظت و مراقبت از آن بر همگان واجب و لازم است: « زمین را خوب نگاه دارید که گویی مادر شماست. هرکس بر روی زمین خوبی کند یا بدی کند، زمین خبر میدهد».5 همچنین درباره حفظ حقوق حیوانات و برخورد ملاطفت آمیز با آنها توصیههای فراوانی از آن حضرت وارد شده است که شامل نهی شدید از اذیت و کشتن نابجای حیوانات و رسیدگی کامل به آنها میباشد: « چهارپا و مَرکب بر صاحبش شش حق دارد: هرگاه پیاده شد، به او علف دهد؛ هرگاه از کنار آب گذشت، آب را بر او عرضه کند؛ او را نزند، مگر از روی حق؛ بیش از طاقتش بر او بار نگذارد؛ بیش از طاقتش او را راه نبرد و او را زیر بار سنگینِ خود نایستند»6؛ «هر حیوان، پرنده یا غیر آن که به ناحق کشته شود، روز قیامت با قاتل خویش مخاصمه کند»7؛ «هر کسی گنجشکی را بیهوده بکشد، روز قیامت [آن گنجشک] بیاید و نزد عرش فریاد زند و گوید: «پروردگارا! از این بپرس: چرا مرا بی فایده کشت؟»8؛ « زنی به جهنم رفت؛ زیرا گربهای را بسته بود و چیزی بدو نخورانید و نگذاشت از چیزهای زمین بخورد تا مرد».9
سیره امام علی علیه السلام نیز مشحون حمایت از حقوق محیط زیست و رعایت حقوق حیوانات است. حضرت در بخشی از نامهای که به کارگزارانش نگاشته است، درباره حقوق حیوانات چنین فرموده است: « در رساندن حیوانات، آن را به دست چوپانی بسپار که خیرخواه و مهربان، امین و حافظ که نه سختگیر باشد و نه ستمکار، نه تند براند و نه حیوانات را خسته ![]() کند. سپس آنچه از بیتالمال جمع آوری شد؛ برای ما بفرست، تا در نیازهایی که خدا اجازه فرموده مصرف کنیم. هر گاه حیوانات را به دست فردی امین سپردی، به او سفارش کن بین شتر و نوزادش جدایی نیفکند و شیر آن را ندوشد، تا به بچهاش زیان وارد نشود. در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کند و حال شتر خسته یا زخمی را که سواری دادن برای او سخت است، مراعات بنماید. آنها را در سر راه، به درون آب ببرد، و از جادههایی که دو طرف آن علفزار است، به جاده بی علف نکشاند، و هرچند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت کنند، و هر گاه به آب و علفزار رسید، فرصت دهد علف بخورند و آب بنوشند، تا آن گاه که به اذن خدا بر ما وارد شوند، فربه و سرحال، نه خسته و کوفته باشند، تا آنها را بر اساس رهنمود قرآن و سنت پیامبر تقسیم کنیم. عمل به دستورهای یاد شده، مایه بزرگی پاداش و نیز هدایت تو خواهد بود».10
حقوق زیست محیطی در عصر ظهور فضای زیستی و موجودات ساکن در این قلمرو، در عصر ظهور از نهایت مواهب حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف برخوردار شده، طعم آسایش، آرامش و حیات طیبه مبتنی بر عدالت را خواهند چشید.
تطهیر و نورانیت زمین در عصر مهدوی، زمین با لطف الهی از هر جور و ستمی تطهیر میشود و با نور الهی منور و تابان میگردد. در حدیثی از امام رضا علیه السلام در این باره آمده است: « خداوند، به واسطه او [حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف] زمین را از هر گونه جور و ظلم، مطهر و منزّه میکند. پس هنگامی که وی خروج کند، زمین با نور پروردگار، نورانی شده و ترازوی عدالت، میان مردم حکم فرما میشود. پس از آن، دیگر احدی به دیگری ظلم نمیکند. او [حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف] کسی است که زمین به رایش در نور دیده میشود».11
رضایت و سرور موجودات زمین روایات بی شماری در تبیین عصر مهدوی، حاکی از نهایت رضایت تمام ساکنان و موجودات از حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: « زمین، از عدل پر میشود؛ همان طور که پیشتر، از جور پرشده بود. در خلافت او، اهل زمین و اهل آسمان و پرنده در هوا، از این حکومت راضی و خوشحال هستند» . 12
نویسنده: زهرا رضائیان بخش مهدویت تبیان پی نوشت: 1. نهجالفصاحه، ص493. 2. همان، ص535. 3. بحارالانوار، ج3، ص86. 4. وسائلالشیعه، ج12، ص 25. 5. نهجالفصاحه، ص663. 6. مستدرکالوسائل، ج8 ، ص258. 7. وسایلالشیعه، ج8، ص319. 8. نهجالفصاحه، ص526. 9. همان. 10. نهجالبلاغه، نامه 25. 11. بحارالانوار، ج52، ص322. 12. همان، ج51، ص95.
دوشنبه, ۰۲ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
يكي از دلايل مهم متوهم شدن انسان و تصور باطل پيدا كردن از واقعيتهاي عالم علاقه هاي انسان است. انسان آرزوها و دوست داشتني هايي دارد كه اين علايق مي توانند واقعيت را در ذهن او تغيير دهند تا جايي كه ديگر واقعيت را درست نبيند. مثلا همه دوست دارند آدم خوبي باشند ولي يكي از نتايجِ وجود اين علاقه در انسان اين است كه فكر مي كند آدم خوبي است. درحاليكه فقط دوست دارد آدم خوبي باشد، ولي در اين راه موفق نبوده است. و يا مانند فردِ تشنه اي كه در بيابان دنبال آب مي گردد و سراب را آب مي بيند. از طرف ديگر، گاهي تنفر هم موجب مي شود واقعيتها ديده نشود. مانند كسي كه نسبت به ديگري تنفّر دارد و عيب هايش را بزرگ مي بيند و محسناتش را نمي بيند. چون از او متنفّر است، ديگر نمي تواند او را درست ببيند. اين تأثيري است كه گرايش هاي آدمي روي درك و آگاهي هاي او ايجاد مي كند. شخصيت خيال پرداز سياسي فتنه، كه گويا دوست دارد در عالَم يك كسي باشد، اخيراً در بيانيه اي نوشته است آنچه مردم مصر انجام دادند، از شورشهاي خياباني جنبش سبز الهام گرفته اند!.
فارس نیوز دوشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر كرة خاك با يك عهد و پيمان شكل ميگيرد. عهد و پيماني كه بر پذيرش پروردگاري خداوند متعال و نفي پرستش شيطان بسته شد و همة انسانها بر وفاي به آن همداستان شدند: فارس نیوز دوشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
فصل دوم
منبع : فارس جمعه, ۲۶ آذر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
دربارة نشانههاي آخرالزّمان بسيار گفتوگو شده است. يكي از اين نشانهها كه بحث دربارة آن از نقطهنظرهاي مختلف صورت گرفته «دابّـة الأرض» است. دابّـة الأرض در لغت به معني جنبده و آهسته راه رفتن است.
معناي اصطلاحي: دابّـة الأرض دربارة دابّـة الأرض و معناي اصطلاحي آن بايد گفت: دابّـة الأرض يكي از نشانههاي الهي است كه خداوند آن را در آخرالزّمان پديدار ميسازد و «قرآن كريم» در اين آيه بدان اشاره كرده است: «وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ؛1 و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد، جنبندهاي را از زمين براي آنان بيرون ميآوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنان كه بايد] به نشانههاي ما يقين نداشتند.» خداوند آن را از جمله نشانهها و علامتهاي بيانگر نزديكي روز قيامت قرار داده است.2 مسلمانان همگي اتّفاق نظر دارند كه دابّـة الأرض در آخرالزّمان خروج ميكند و اقدام به جداسازي مؤمنان و كافران مينمايد. دابّـة الأرض اين كار را از طريق نشانهگذاري هر يك از دو گروه و مُهر زدن بر آنها با انگشتر حضرت سليمان(ع) و عصاي حضرت موسي(ع) انجام ميدهد. اين گونه، هر يك از مردم، ديگران را ميشناسند و ميدانند ديگران مؤمنند يا كافر و اين به دليل علامتي است كه با آن علامتگذاري ميشوند. امّا در مورد ماهيّت اين دابّـة و مشخّص كردن جنس آن، اختلافنظر وجود دارد، هر چند در حقيقت، آن انسان است نه از جمله حيوانات و انشاءالله مباحث مربوط به آن، بنابر قرينهها و دلايل مختلف، كه اين امر را ثابت ميكند، در بخشهاي بعدي خواهد آمد. ماهيّت دابّـة الأرض مسلمانان، چه شيعه چه اهل سنّت، همگي بر خروج «دابّـة الأرض» در آخرالزّمان اتّفاق نظر دارند، امّا آنها در مورد مشخّص كردن مصداق؛ يعني ماهيّت آن دابّـة ، اختلاف نظر دارند. اهل سنّت قائل به اين است كه دابّـة الأرض، جنبندهاي از جنبندگان زمين است، امّا شيعيان بر اين باورند كه دابّـة الأرض، يك مرد معيّن است و ما در بخشهاي بعد به اين مسئله خواهيم پرداخت. برخي بر اين باورند كه لفظ دابّـة (جنبنده) اشاره به حيوان دارد، امّا اين درست نيست، دليل ما بر اين مدّعا، وجود ادلّة قرآني و روايات شريفي است كه از اهل بيت(ع) روايت شده و اشاره به اين دارند كه دابّـة الأرض انسان است، نه حيوان. دابّـة الأرض از ديدگاه قرآني خداوند بلند مرتبه و بزرگ در كتاب خود به دابّـة الأرض يا دابّـة اشاره فرموده است و در اين باب دو نوع از آيات وجود دارند: نوع اوّل: آياتي كه اشاره كرده مقصود و منظور از دابّـة ، انسان است نه حيوان. از جملة اين آيات، اين آيه از سورة نمل است: «وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ؛ و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد جنبندهاي را از زمين براي آنان بيرون ميآوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنانكه بايد] به نشانههاي ما يقين نداشتند.» با توجّه به قرينة «تكلّمهم»؛ يعني با آنها سخن ميگويد: در اين صورت مصداق دابّـة در اين آيه، انسان ميشود نه يك حيوان و ظاهر اين آية شريف، حاكي از آن است كه «دابّـة » با مردم سخن ميگويد و اينجا نميتوان گفت واژة سخن گفتن، از باب مجاز است و دليلي براي اين وجود ندارد كه اين آيه را تأويل به چيز ديگري كرد. امّا روايات شريف نقل شده از اهل بيت(ع) يادآور شدهاند كه معني «تكلّمهم»، سخن ميگويد، است و از كلام و سخن است؛ يعني با آنها سخن ميگويد و سخن گفتن، با حيوان بودن دابّـة تناسبي ندارد. ابوبصير از مردي كه نزد امام صادق(ع) رفته و در مورد تفسير اين آيه سؤال كرده، گفته است، عامّه ميگويند: اين نشانهاي است كه با آنها سخن ميگويد و اباعبدالله(ع) فرمود: «همة آنها در آتش جهنّمند، او (دابّـة ) با آنها سخن ميگويد و يكلّمهم از ريشة كلام است.» در روايت ديگري از ايشان نقل شده كه فرمودند: «به من خبر رسيده كه عامّه اين آيه را اين گونه ميخوانند «تكلّمهم»؛ يعني به آنها زخم و جرح وارد ميسازد»، سپس فرمودند: «خداوند به آنها در آتش جهنّم زخم و ضربه بزند، اين آيه تنها از تكلّمهم به معناي كلام و سخن است، نه چيز ديگر.» آيات ديگري وجود دارد كه اشاره به اين دارد يا ضمناً ميگويد «دابّـة » فقط حيوان نيست؛ بلكه انسان نيز ميتواند باشد. آية اوّل:
«وَاللهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَي بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَي رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَي أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللهَ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛
و خداست كه هر جنبندهاي را [ابتدا] از آبي آفريد پس پارهاي از آنها بر روي شكم راه ميروند و پارهاي از آنها بر روي دو پا و بعضي از آنها، بر روي چهار [پا] راه ميروند، خدا هر چه بخواهد، ميآفريند. در حقيقت خدا بر هر چيزي تواناست.» از امام صادق(ع) در مورد تفسير اين آيه سؤال شده است و ايشان فرمودهاند: «علي رجلين؛ يعني بر دو پا، منظور، مردم و انسانها هستند، علي بطنه (بر شكمش) مارها و بر چهار پا، چهارپايان و حيواناتند.» اباعبدالله(ع) فرمودند: «و از ميان جنبندگان، برخي بر بيش از آن راه ميروند.. » به وضوح ميبينيم كه اين آيه اشاره ميكند، دابّـة ميتواند انسان نيز باشد و دابّـة فقط حيوان نيست. آية دوم:
«وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَي أَجَلٍ مُّسَمًّي فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ؛ و اگر خداوند مردم را به [سزاي] ستمشان مؤاخذه ميكرد، جنبندهاي بر روي زمين باقي نميگذاشت، ليكن [كيفر] آنان را تا وقتي معيّن بازپس مياندازد و چون اجلشان فرا رسد، نميتوانند ساعتي آن را پس و پيش افكنند.» در تفسير اين آيه آمده است: «خداوند بلند مرتبه و بزرگ اگر كافران و سركشان را به خاطر گناههايشان مؤاخذه كند و آنها را زود مجازات كند. بر زمين حتّي يك ستمگر باقي نميگذارد، خداوند با منّت، لطف و فضل خود، تنها به اين دليل مجازات آنها را به تأخير مياندازد كه آنها توبه كنند و اين به نفع ديگر اشخاص است تا از آنها پند گيرند و تقدير اين است: هيچ دابّه (جنبندهاي) از اهل ستم را رها نميكرد.» با توجّه به مطالب گذشته، منظور از دابّـة ، به ويژه انسان است. آية سوم «وَللهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ؛ و آنچه در آسمانهاو آنچه در زمين از جنبندگان و فرشتگان است، براي خدا سجده ميكنند و تكبّر نميورزند.» اين آيه نيز آشكارا اشاره به اين موضوع دارد كه منظور از دابّـة ، انسان است نه فقط حيوان، زيرا خداوند آفريدگار، اشاره به كساني را كه سجده ميكنند، منحصر به «دابّـة » و ملائكه كرده و از آنجا كه انسان أشرف مخلوقات است و جايگاه بالاتري نزد خداوند دارد و نخستين موجود بود كه به خداوند سجده كرد، او را بر ملائك مقدّم داشت. آية چهارم: «وَكَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا الله يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛ و چه بسيار جانداراني كه نميتوانند متحمّل روزي خود شوند. خداست كه آنها و شما را روزي ميدهد و اوست شنواي دانا.» در تفاسير آمده كه عربها به خاطر ترس از گرسنگي، فرزندانشان را ميكشتند و خداوند فرمود: «الله يرزقها و ايّاكم» و اينجا منظور از دابّـة نيز فرزنداني است كه پدران به خاطر ترس از گرسنگي آنها را ميكشتند. همچنين در تفسير آية «كأيّن من دابّـة » آمده است: اين آيه در مورد گروهي نازل شده كه در «مكّه» بودند و پس از آنكه آنها مورد آزار و اذيّت مشركان قريش قرار گرفتند، به آنها دستور داده شد به «مدينه» مهاجرت كنند و آنها در آن حال گفتند: ما چگونه به آنجا برويم؛ در حالي كه ما آنجا نه خانهاي داريم نه ملك و املاكي و كسي را آنجا نداريم به ما غذا يا آب بدهد. اين آية شريف به آنها اشاره كرد و فرمود از آن سرزمين به سرزمين ديگر بروند و در ادامه فرمود: «وَ اللهُ يَرْزُقُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اِنْ لَمْ يَكُنْ رِزْقُهُمْ مُدْخِراً» نوع ديگري از آيات شريف قرآني وجود دارد كه در مورد دابّـة الأرض است. آية اوّل: «وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَي دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ و قطعاً غير از آن عذاب بزرگتر از عذاب اين دنيا [نيز] به آنان ميچشانيم، اميد كه آنها [به خدا] باز گردند.» زيد الشحام به نقل از امام اباعبدالله صادق(ع) و در روايتي به نقل از امام باقر(ع) آورده است: «عذاب أدني (نزديكتر) دابّـة الأرض است و در روايتي ديگر، عذاب أدني (نزديكتر) دابّـة الأرض و دجّال آمده است.» آية دوم: «وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللهَ قَادِرٌ عَلَي أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ؛ و گفتند چرا معجزهاي از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است؟ بگو بيترديد خدا قادر است كه پديدهاي شگرف فرو فرستد؛ ليكن بيشتر آنان نميدانند.» ابوجارود از امام باقر(ع) در تفسير اين آيه نقل كرده كه ايشان فرمودند: «در آخرالزّمان نشانههايي به شما نشان خواهد داد كه دابّـة الأرض و دجّال و فرود آمدن عيسي بن مريم(ع) و طلوع خورشيد از مغرب از جملة آن نشانههاست.» اين كلام معصوم(ع) نشان ميدهد كه دابّـة الأرض يكي از نشانههاي خداوند بلند مرتبه و پاك و منزّه است كه خداوند وعدة آن را در آخرالزّمان به عنوان يكي از نشانههاي قيامت داده و با قيام مهدي(ع) در آخرالزّمان در ارتباط است. آية سوم: «هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ؛ آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان به سويشان بيايند يا پروردگارت بيايد يا پارهاي از نشانههاي پروردگارت بيايد [امّا] روزي كه پارهاي از نشانههاي پروردگارت [پديد] آيد، كسي كه قبلاً ايمان نياورده يا خيري در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سود نميبخشد. بگو: منتظر باشيد كه ما [هم] منتظريم.» اين آية شريف نيز اشاره به نشانههايي دارد كه خداوند وعدة آن را به مردم در آخرالزّمان داده است و از جملة آن نشانهها، دابّـة الأرض و دجّال و نشانههاي ديگر است كه همزمان با قيام امام مهدي(ع) ديده ميشوند. محمّد بن مسلم از ابوجعفر، اباعبدالله صادق(ع) نقل كرده كه اين آية شريف بدين معناست: «طلوع خورشيد از مغرب و خروج دابّـة و دجّال و آنكه در گناهان خود اصرار داشته و به ايمان عمل نكرده است، هنگام ظهور نشانهها ميآيند و ايمان او به او سودي نميرساند.» اين معنا و مفهوم در روايات اهل سنّت نيز آمده است؛ ابوهريره گفته است: سه چيز است كه اگر خروج كند، ايمان آوردن به كسي سودي نميرساند، مگر اينكه از قبل ايمان آورده باشد يا از ايمان خود خيري به دست آورده باشد، طلوع خورشيد از مغرب، دجّال و دابّـة . منظور از دابّه در اين آيات، انسان است؛ زيرا اين نشانه (دابّـة ) با طلوع خورشيد از مغرب و با دجّال همراه شده است و طلوع خورشيد، همان ظهور امام(ع) است، همچنين، دجّال نيز كه خداوند ما را از شرّ فتنة او حفظ كند، يك انسان است. آية چهارم: «يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ٭ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ؛ آن روز كه لرزنده بلرزد، و از پي آن، لرزهاي [دگر] افتد.» در تفاسير آمده است كه منظور از رادفه، دابّـة الأرض است و از امام رضا(ع) در تفسير اين آيه روايت شده كه ايشان فرمودند: «زلزلة زمين، سپس خروج دابّـة » سپس فرمود: «ما از زمين جنبندهاي را خارج كرديم كه با آنها سخن ميگويد»، سپس فرمود: «آن، علي است.» از اينجا روشن ميشود كه رادفه همان دابّـة الأرض است و آن هم يك مرد است و حيوان نيست؛ زيرا آن را امام علي(ع) دانستهاند. سليمان بن خالد از امام صادق(ع) روايت كرده، ايشان فرمودند: «رادفه، عليّ بن ابي طالب(ع) است.» با جمعبندي تفسير اوّل و دوم، به اين نتيجه ميرسيم كه رادفه همان دابّـة الأرض و همان امام علي(ع) است و انشاءالله در صفحات بعدي، به اثبات اين مطلب خواهيم پرداخت. آية پنجم: «وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا ٭ فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا ٭ وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا ٭ فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا ٭ فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا ٭ عُذْرًا أَوْ نُذْرًا ٭ إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ؛ سوگند به فرستادگان پيدرپي، كه سخت توفندهاند، و سوگند به افشانندگان افشانگر، كه [ميان حقّ و باطل] جداگرند و القاكننده وحياند، خواه عذري باشد يا هشداري، كه آنچه وعده يافتهايد، قطعاً رخ خواهد داد.» در تفسير اين آيات آمده است كه اينها، نشانههايي هستند كه پس از هم ظاهر ميشوند، «فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا» البقر: شكافتن است و «وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا» مردگان و «فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا» «دابّـة » است و «فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا» ملائكه و فرشتگان هستند و «عُذْرًا أَوْ نُذْرًا»؛ يعني «شما و به شما هشدار ميدهم و معذورم نسبت به آنچه ميگويم و آن قسم جواب آنان است.» اين فرمودة خداوند نيز كه ميفرمايد: «إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ» منظور از وعده، دابّـة است، دابّـة الأرضي است كه مؤمن را از كافر جدا ميسازد. همان گونه كه در سطرهاي پيش اشاره كرديم، دابّـة الأرض از جمله نشانههاي الهي است كه منظور از آن، شخص (انسان) خاصّي است و آن شخص داراي مقام، منزلت و جايگاه والايي نزد خداوند است كه خداوند او را يكي از نشانههاي خود كه در آخرالزّمان پديدار ميشود، قرار داده است. اين نشانه (دابّـة الأرض) حتمي الوقوع است و قرآن با آية «إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ» بر آن تأكيد كرده است. اينها همه اشاره به اهمّيت اين نشانهها و تأثير آن در آخرالزّمان دارد و اينها باعث ميشود كه احتمال حيوان بودن دابّـة ، ضعيفتر شود. دابّـة الأرض از ديدگاه روايات شريف دو نوع روايت شريف نقل شده از ائمة اهل بيت(ع)، حكما و دانشمندان در دست داريم كه حقيقت دابّـة الأرض را كه در آخرالزّمان خروج ميكند، تأييد ميكند. ما اين مبحث را ابتدا با رواياتي كه به بررسي مفهوم كلّي دابّـة پرداخته، شروع ميكنيم، اين روايات گاهي دابّـة را انسان و گاهي حيوان سواري يا باركش معرفي ميكنند و اين خود نيز به نوبة خود تأكيد ميكند، همان گونه كه ما قبلاً ذكر كرديم دابّـة ذكر شده در «قرآن» به معناي يك انسان است. روايت شده، لقمان در نصيحت و گفتوگو با پسرش در مورد بنيآدم گفته است: هر دابّـة (جنبندهاي) همانند خود را دوست دارد و بنيآدم نيز همانندهاي خود را دوست دارد. اينجا اشارة روشني است كه هر دابّـة (جنبندهاي)، همانند خود را دوست دارد و نسبت به آن كشش دارد و بنيآدم نيز همانند خود را دوست دارد و اين، از جمله عادات جنبندگان است كه بر زمين ميجنبند و حركت ميكنند و ميبينيم كه لقمان، بنيآدم، سرشتها و عادات او را به طور كلّي همانند با سرشت و عادات جنبندگان ديگر داشته است. روايت دوم از ميمون بن مهران از عبدالله بن عبّاس در تفسير آية «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَي كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً؛ و به راستي ما فرزندان آدم را گرامي داشتيم و آنان را در خشكي و دريا [بر مركبها] برنشانديم و از چيزهاي پاكيزه به ايشان روزي داديم و آنها را بر بسياري از آفريدههاي خود برتري آشكار داديم.» آمده است: او گفت: تمام جنبندگان با دهانشان غذا برميدارند و ميخورند، جز بني آدم كه با دستش غذا بر ميدارد و ميخورد. در اينجا ميبينيم كه ابن عبّاس هم تأكيد ميكند، بنيآدم نيز جنبندهاي مانند ساير جنبندگان ديگر است، امّا خداوند او را برتري داده است، حتّي در روش غذا خوردن. امّا نوع دوم از روايات، رواياتي هستند كه به خود دابّـة الأرض پرداخته و آشكارا و به وضوح اشاره ميكند كه آن يك جنبنده از نسل بنيآدم است و از جمله حيوانات زبان بسته نيست و اين به دليل وجود قرينهها و اشاراتي است كه اين مفهوم را تأييد و تأكيد ميكند و مجموعهاي از روايات اشاره به اين كردهاند كه «دابّـة الأرض» در آخرالزّمان خروج ميكند و با مردم، چه مؤمنان چه كافران، سخن ميگويد و آية قرآني كه به دابّـة الأرض پرداخته، به اين حقيقت اشاره كرده و اين مفهوم را تأكيد نموده است و در سطرهاي گذشته به آن اشاره شد. امّا آية قرآني كه در سطرهاي گذشته به آن اشاره شد، جدا از رواياتي است كه اشاره دارد كه دابّـة الأرض آشكارا با مردم سخن ميگويد و مردم و او حرف همديگر را ميفهمند و اين روايات به شرح زير است: روايت اوّل: از خيثمه جعفي از امام باقر(ع) نقل شده كه ايشان فرمودند: «به خدا سوگند «دابّـة » خروج ميكند و با مردم مؤمن و كافر سخن ميگويد.» روايت دوم: در اين روايت آمده است: «دابّـة خروج ميكند و در روزي كه خروج ميكند، با مردم سخن ميگويد.» از اين دو روايت درمييابيم كه هر دو، همان معني گذشته را ميرسانند كه دابّـة با مردم مؤمن و كافر سخن ميگويد و چيزي كه از ظاهر اين دو روايت آشكار است، اينكه سخن گفتن (كلام) در اينجا به معناي همان نطق متعارف ميان انسانها است و تأويل و تفسير ديگري مراد نيست؛ زيرا هيچگونه اشارهاي به آن وجود ندارد و نميتوانيم معني ديگري بر اين روايت حمل كنيم و اين بدين معناست كه دابّـة الأرض، دابّهاي (جبندهاي) از بنيآدم است كه خداوند آن را به عنوان يك نشانه و علامت براي مردم خارج ميسازد تا به وسيلة آن و به طور مستقيم و آشكارا، مؤمن را از كافر متمايز سازد. روايت سوم، از ابن منذر، از ابن عبّاس روايتي نقل شده است و در آن در مورد دابّـة الأرض سخن گفته شده كه: دابّـة مؤلّفه است... و در آن مؤلّفه از هر امّتي چهرهاي است و چهرة او از اين امّت است. زبان آن زبان مبين عربي است و با زبان آنان با آنها سخن ميگويد. همچنين، روايات ديگري كه از اهل بيت(ع) نقل شده، وجود دارد كه اشاره به اين دارند كه دابّـة الأرض يك انسان است و از اين روايات اينگونه برميآيد كه ائمة معصومان(ع) ميخواستهاند ماهيّت آن دابّـة را براي يارانشان توضيح دهند و بگويند كه آن دابّه، بشري از بنيآدم است و از جمله حيوانات نيست، هر چند ائمه(ع) به صورت صريح و آشكار، واژة انسان را در مورد آن به كار نبردهاند، امّا انسان بودن آن را ميتوان با بيانات ائمه در مورد كارها و رفتارهاي آن دابّـة متوجّه شد. از اباطفيل نقل شده كه او از امام علي(ع) در مورد دابّـة الأرض، سؤال كرد و گفت: با توجّه به اين آيه كه ميفرمايد: «وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ؛ و چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد، جنبندهاي را از زمين براي آنان بيرون ميآوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنانكه بايد] به نشانههاي ما يقين نداشتند.» دابّـة چيست؟ امام علي(ع) فرمودند: «اي اباطفيل، از اين صرفنظر كن.» عرض كردم: اي اميرمؤمنان(ع) قربانت گردم، به من بگوييد آن چيست؟ فرمودند: «آن دابّهاي (جنبندهاي) است كه غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود و با زنان پيمان زناشويي ميبندد.» در روايت ديگري از عمران بن ميثم از عبايه آمده است، مردي نزد امام علي(ع) آمد و در مورد «دابّـة » از ايشان سؤال كرد: گفت: در مورد دابّـة براي من سخن بگو، امام فرمود: «چه از آن ميخواهي؟» گفت: ميخواهم بدانم آن چيست؟ فرمود: «آن دابّهاي (جنبندهاي) مؤمن است كه قرآن ميخواند و به رحمان (خداوند) ايمان دارد و غذا ميخورد و در بازارها راه ميرود.» صلاح الكاظمي مترجم: سيّد شاهپور حسيني ماهنامه موعود شماره 118 پينوشتها: 1. سوره نمل (27)، آيـ] 82. 2. بحارالأنوار، ج 9، ص 204؛ منتخب الأثر، ص 444. سه شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
جهان بشریت وقتی به ثمر میرسد و میوه شاداب میدهد که انسان کاملی به عنوان «مهدی موجود موعود» عجلّ الله تعالی فرجه الشَّریف ظهور کند، که وارث همه انبیاء و اولیای الهی است. برای چنین ظهوری و ظهور چنین ذخیرهای چندین شرط لازم است که قسمت مهم آنها شرائط تحصیلی است، نه حصولی. یعنی امت اسلامی باید آن شرائط فرهنگی را تحصیل کنند. نباید منتظر بود که آن شرائط خود به خود حاصل بشود تا وجود مبارک ولی عصر ارواحنا فداه ظهور کند؛ معنای «انتظار» تحصیل شرائط حضور و ظهور اوست. امتی منتظر مهدی موجود موعود (سلام الله علیه) است که شرایط ظهورش را فراهم بکند، وگرنه منتظر نخواهد بود! يكشنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
چكيده دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مسئله ظهور منجی و قیام در راه خدا برای گسترش عدل در مکتب فکری شیعه از آن جهت که بسط عملی و عینیت توحید است همواره مهمترین اصل اعتقادی بوده است که حتی رکن رکین ولایت ، بخشی از آن محسوب میگردد این معرفت ناب که در لسان قرآن و روایات و عرفای کامل به "حکومت الله" مشهور است واجد شرایط و اجزاء مختلفی ست که از درک بسیاری از مردمان اعصار مختلف دور و بلکه پوشیده گشته است تا سرالاسرار عالم برای خاصان باقی بماند و هر که در این بزم مقربتر و جان برکف تر است در آن کهف ، ایمن و ثابت دل و راسخ قدم بماند تا اراده الهی در ساعت مقرر فعلیت یابد 1 ... منبع: http://tazohoor.ir ___________________________________________________________ يكشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در سومین سخنرانی از سلسله سخنرانیهای خود در مهدیه تهران با موضوع «آیا ظهور نزدیک است؟»، که جمعه گذشته در مهدیه تهران برگزار شد، طی سخنانی با اشاره به قواعد ظهور گفت: «ما برای پیشبینی اینکه ظهور نزدیک است یا نه، باید به قوعدِ ظهور مراجعه کنیم و ببینیم ظهور در چه شرایطی رخ میدهد و آیا آن شرایط فراهم است یا نه؟ پس برای پیشبینیِ زمان ظهور، نیازی به غیب گویی و پیشگوییِ رمالها و فالگیرها نداریم. فقط کسانی خود را محتاج غیبگویان و پیشگویان میبینند که دستشان از قواعد عالم خالی است و اتکاء و توکلشان به خداوند متعال بسیار کم است.»
در ادامه قسمتهایی از این سخنان را میخوانید: از نتایج مهمِ توجه به قواعد ظهور اینست که ما در ظهور حضرت و نزدیک بودن آن نقش داریم • گذشته از حوادث ظهور، قواعد بسیار روشنی برای ظهور حضرت وجود دارد، که این قواعد هم تکلیف ما را روشن میکنند و هم میتوانند نشان دهند که آیا ما به ظهور نزدیک شدهایم یا نه. • اگر از ناحیۀ «قواعد ظهور» وارد بحث نزدیک بودن ظهور شویم، به نتایج بسیار باورنکردنی و جالبی خواهیم رسید. یکی از آن نتایج اینست که میتوانیم نقش خودمان را در ظهور حضرت پیدا کنیم. آیا واقعاً ما در ظهور حضرت نقش داریم؟ آیا ما واقعاً در ادامه یافتن و طولانیتر شدن غیبت حضرت نقش داریم؟ • در صورتیکه ما در ظهور حضرت نقش داشته باشیم، میتوانیم برای پیشبینی کردن زمان ظهور به وضعیت و رفتارهای خودمان نگاه کنیم. به عنوان مثال، یک کُشتیگیر را در نظر بگیرید که برای رسیدن به مقام قهرمانی و دریافت مدال، به مسابقات کشتی اعزام میشود. این کشتیگیر اگر حرفهای باشد، از میزان آمادگی خود و نحوۀ تمرین کردنهای خود و سایر حریفانش میتواند بفهمد که آیا مدال خواهد آورد یا نه.
کسانی محتاج پیشگویان هستند که دستشان از قواعد الهی خالی است • ما برای پیشبینی اینکه ظهور نزدیک است یا نه، باید به قواعدِ ظهور مراجعه کنیم و این قواعد را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم ظهور در چه شرایطی رخ میدهد. آیا آن شرایط فراهم است یا نه؟ پس برای پیشبینی زمان ظهور، نیازی به غیبگویی و پیشگویی رمالها و فالگیرها نداریم. • فقط کسانی خود را محتاج غیبگویان و پیشگویان میبینند که هم دستشان از قواعد عالم خالی است و هم اتکاء و توکلشان به خداوند متعال بسیار کم است. اینکه اگر کسی به خداوند اتکاء داشته باشد، خداوند او را یاری خواهد کرد، خود یکی از قواعد عالم است. (وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)(طلاق/3) پس باید ببینیم چقدر اخلاص و چقدر توکل به خدا داریم؟ • کسی که از قواعد عالم خبر ندارد، دوست دارد برای تنظیم وضعیت خودش، آینده را از این روشها پیشبینی نماید. کسی که نمیخواهد به این قواعد روشن متمسک شود، به فالگیر و غیبگو و پیشگو متوسل خواهد شد و ما میدانیم که توسل به این امور شرعاً حرام است. (از جمله اینکه امیرالمؤمنین فرمودند: الكاهِنُ كالسّاحِرِ، والسّاحِرُ كالكافِرِ ، والكافِرُ فى النَّارِ) (نهج البلاغه/خطبه 79) (همچنین امام صادق(ع) فرمودند: اگر کسی خودش از شیاطین برای غیبگویی کمک بگیرد یا به کسی که این کار را میکند مراجعه کند، از دین رسول خدا برائت جسته [و کافر شده] است؛ مَنْ تَكَهَّنَ أَوْ تُكُهِّنَ لَهُ فَقَدْ بَرِئَ مِنْ دِينِ مُحَمَّدٍ) (خصال صدوق/1/19)
آیا ما در نزدیکتر شدن ظهور مؤثر هستیم؟ • رفتار ما، احساس و انگیزۀ ما، ایمان و معرفت ما و حتی دعاها و اضطرار روحی ما، همگی در فرج حضرت مؤثر هستند. پس حداقل به میزانی که خودمان در امر فرج مؤثر هستیم میتوانیم حدس بزنیم که چقدر ظهور نزدیک است. یعنی ما برای اینکه بفهمیم ظهور نزدیک است یا خیر، میتوانیم به رفتارها و انگیزههای خودمان نگاه کنیم. • اگر ما رفتار و عملکرد خوبی داریم، پس ظهور نزدیک است و اگر گناهان ما زیاد است، پس میتوان گفت ظهور نزدیک نیست و این قابل محاسبه است. مسألۀ ظهور، از روی شانس و اقبال نیست که بگوییم به هیچ چیزی ربط ندارد و خداوند بدون حکمت و محاسبه، این کار را صورت میدهد. بعضی افراد هم ممکن است بگویند که به حکمت الهی مربوط است و ما هم از حکمت خداوند بی اطلاع هستیم! در حالیکه خداوند سنتها و قواعد تغییرناپذیری دارد که آنها را از طریق قرآن و ائمه برای ما بیان کرده است. و حکمت پروردگار هم مطابق همان سنتهایی است که اعلام فرموده است.
دعا و تضرع ما برای نزدیک شدن ظهور، در امر فرج مؤثر است • علاوه بر اینکه رفتار و احساس و ایمان ما در نزدیک شدن ظهور تأثیرگذار است، دعای ما هم در امر فرج مؤثر است. ظهور و خروج حضرت موسی(ع) برای نجات بنی اسرائیل 170 سال جلو افتاد، بهخاطر اینکه بنیاسرائیل برای این امر مهم، 40 روز دعا و تضرع کرده و ضجه زدند و ملتمسانه آن را از خداوند خواستند و خدواند بواسطۀ این تضرع و نالۀ آنها 170 سال باقی مانده را بر آنها بخشید و به موسی فرمان داد که آنها را نجات دهد. و امام صادق(ع) هم به ما فرمودهاند: اگر شما نیز همینطور برای ظهور حضرت دعا کنید، فرج نزدیک شده و محقق خواهد شد. (فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ يُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِينَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ. قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ، لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا)(تفسیرعیاشی/2/154) • حال باید ببینیم که ما چقدر برای ظهور حضرت دعا میکنیم، چقدر اصرار میکنیم، چقدر گریه میکنیم و چقدر دعای ندبه میخوانیم؟ این امور قابل محاسبه هستند و میتوان با بررسی آنها به نتایج خوبی رسید.
رونق محافل امام زمانی(ع) به ویژه دعای ندبه در میان شیعیان، شاخصی برای نزدیک بودن ظهور است • دعا برای فرج و بهویژه دعای ندبه، نمونهای از رفتارهای ماست که میتوانیم بر اساس آن، نزدیک بودن ظهور را پیشبینی کنیم و حتی فراتر از یک پیشبینی، میتوانیم امر فرج را جلوتر بیندازیم. یعنی اگر به محافل امام زمانی(ع) خودمان و دعا برای ظهور حضرت رونق بدهیم میتوانیم امر فرج را جلوتر بیندازیم. • همچنانکه مقام معظم رهبری به جوانان فرمودند: «شما مردم عزيز بخصوص شما جوانان هرچه كه در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و كسب صلاحيتها در وجود خودتان بيشتر تلاش كنيد، اين آينده را نزديكتر خواهيد كرد. اينها دست خود ماست. اگر ما خودمان را به صلاح نزديك كنيم، آن روز نزديك خواهد شد؛ همچنان كه شهداى ما با فدا كردن جانِ خودشان آن روز را نزديك كردند.» (22/08/1379) • خوب است بررسی کنیم و ببینیم، قبل از انقلاب چقدر دعای ندبه در کشور رواج داشته و الآن چقدر رواج دارد؟ معلوم است که الآن بسیار بیشتر است. در دوران دفاع مقدس رونق دعای ندبه مقداری بیشتر شد اما بعد از جنگ اُفت کرد. البته رونق دوران جنگ را نمیتوان بهحساب آورد چون در اثر جنگ و اضطرارها و موقعیتهای خاص آن زمان بود.
• بعد از گذشت یک دوره سکوت و غفلتِ پس از جنگ، دوباره به تدریج دعای ندبه رونق پیدا کرد و این رونق هم از همین مکان عزیز (مهدیۀ تهران) شروع شد و تدریجاً به کل کشور سرایت کرد و الآن وضعیت خوبی پیدا کرده است به حدی که میتوان گفت شیعه در طول تاریخ هیچگاه اینقدر دعای ندبه نمیخوانده و این میتواند یک علامت باشد. • اگر اقبال شیعیان به دعا کردن برای ظهور حضرت و به ویژه دعای ندبه، که یکی از شاخصهای مهم آن است را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که الآن این دعا واقعاً در جامعۀ ما رونق پیدا کرده است. این مسأله هم مانند یک موجِ گذرا نیست که بعد از مدتی افول کند و کم رونق شود، چرا که اگر چنین بود باید بعد از مدتی که دوران تازگی دعای ندبه در جامعه سپری شد، این موج هم افول میکرد. ولی ما افولی برای دعای ندبه نمیبینیم بلکه برعکس این دعا، رسم زندگی مؤمنانۀ مردم شده است. پس همینکه افول نکرده است دلیل بر اینست که رونق آن اصیل و ریشهدار است. و این میتواند یک علامت برای نزدیکی ظهور باشد.
برخی افراد، علاقه و احساسات مردم به امام زمان(ع) را کم ارزش تلقی میکنند • برخی افراد در گفتگوها و سخنان خود، علاقه و احساسات مردم نسبت به حضرت را کم ارزش تلقی کرده و میگویند: «اینها فقط احساسات است و ما باید دنبال معرفت و یا عمل باشیم!» اینها توجه ندارند که فقط کسی به دنبال معرفت و عمل خواهد رفت که نسبت به حضرت ارادت و علاقه داشته باشد. همچنانکه کسی که حقیقتطلب باشد و عشق به حقیقت داشته باشد، به دنبال حقیقت خواهد رفت و الا کسی که دل هرزه داشته باشد، هیچگاه دانشمند و عارف نخواهد شد. این عشق به حقیقت است که انسان را حقیقتطلب و حقیقتفهم بار میآورد. • کسی که دلش برای علم و معرفت میسوزد و میخواهد زمینۀ رونق آن را فراهم کند، باید علاقۀ به حقیقت را افزایش دهد و کسی که دلش برای معرفت به امام زمان(ع) میسوزد، باید علاقه و محبت به حضرت را افزایش دهد. • نگوییم اینها همهاش احساسات است و باید دنبال عمل برویم و رفتارمان را درست کنیم. رفتار انسان از کجا نشأت میگیرد؟ عمل و رفتار انسان در اثر گرایشهای او درست میشود. پس اگر علاقۀ ما به امام زمان(ع) افزایش پیدا کند رفتارهای ما نیز تدریجاً درست خواهد شد. هرچه این علاقه بیشتر شود به همان نسبت، اعمال ما نیز بهبود خواهد یافت. • البته هرچقدر معرفت و رفتارهای ما واقعاً اصلاح شود، حتماً میتوان تأثیرش را در افزایش محبت ما به حضرت نیز دید. و این رابطه متقابل است.
دعا و گریههای ما در فراغ حضرت، هنوز به حد کافی نرسیده است • از سوی دیگر، علاقه و احساسات ما نسبت به حضرت هنوز آنچنان که باید باشد نیست، چرا که الآن بدون حضرت خیلی راحت داریم زندگی میکنیم و کمبودی هم احساس نمیکنیم! آیا ما میتوانیم راجع به حضرت بگوییم: «بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود»؟ • البته اینکه موج اصیل توجه به حضرت در جامعه افزایش پیدا کرده است جای تقدیر دارد، ولی باید گفت این توجه و علاقه و احساسات نسبت به حضرت، اصلاً کافی نیست. این عشق و ارادتی که الآن در جامعۀ ما و بین جوانان ما نسبت به حضرت موجود است بسیار قابل تقدیر است و نسبت به گذشته هم افزایش پیدا کرده است اما هنوز کم است. علاقهمندان به حضرت باید علاقه و محبت خود به حضرت را به شدت افزایش دهند. • اگر واقعاً عشق و ارادت ما به حضرت افزایش پیدا کند، چرا خداوند باید امر فرج را به تأخیر بیندازد؟ اگر واقعاً دعای مضطرانۀ ما برای ظهور حضرت افزایش پیدا کند، چرا خداوند باید به این دلهای مشتاق، پاسخ ندهد؟ • از امام صادق(ع) نقل شده است که آنقدر برای مهدی نازنینشان اشک ریختند و مناجات کردند که اطرافیان حضرت متعجب شدند و پرسیدند: «در فراغ چه کسی اینگونه گریه میکنید؟!» با وجود اینکه ایشان خودشان امام بودند و هنوز حضرت صاحب الزمان(ع) به دنیا نیامده بودند، اینقدر برای ایشان گریه میکردند و امام زمان را با لفظ «سیدی» خطاب قرار میدادند و میفرمودند: «سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي وَ ضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي وَ أَسَرَتْ مِنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي»(غیبت طوسی/167)
چگونه محبت به امام زمان(ع) را افزایش دهیم؟ • ما میتوانیم از روی قواعد، در مورد زمان ظهور نظر بدهیم. یکی از این قواعد اینست که رفتار و احساسات ما در زمان ظهور تأثیر گذار است و لذا بر اساس آن میتوان در مورد زمان ظهور اظهار نظر کرد. اگر احساسات و علاقۀ به حضرت اوج بگیرد میتوان گفت ظهور نزدیک است. • باید بر دست کسانی که محبت مردم به امام زمان(ع) را در جامعه افزایش میدهند، بوسه زد. هنرمندان، شاعران، ذاکران، عالمان، عارفان و موعظهگرانی که در این مسیر قدم بر میدارند، بسیار قابل تقدیرند. • یکی از راههای افزایش محبت به امام زمان(ع) اینست که مطالعات خود را نسبت به امامت افزایش دهیم و مفهوم امامت را در قلب خود تثبیت کنیم. باید معارف ولایی خود را تفصیل دهیم و با ویژگیها و مشخصات امام کاملاً آشنا شویم. همین معرفت سبب افزایش محبت در قلب ما خواهد شد. • یکی از منابع بسیار خوب برای کسب معارف اهل بیت(ع) زیارت جامعۀ کبیره است. باید صدها بار دربارۀ مفاهیم و مضامین عالی زیارت جامعه تفکر کرد. مطالعۀ متن زیارت جامعه، به همراه مطالعۀ شرحهایی که بر آن نگاشته شده است، در بالابردن معرفت ما نسبت به مقام امامت و ولایت، بسیار مؤثر و مفید خواهد بود و بعد از کسب این معارف، اشکهای ما عیار بالاتری خواهد داشت.
ویژگی خاص محبت به امام زمان(ع) نسبت به سایر ائمه(ع) • ما اگرچه بین امامان خود تفاوتی قائل نیستیم اما محبت ما به امام زمان(ع) نسبت به سایر اهل بیت(ع) یک برتری نسبی دارد. به عنوان مثال اگر ما به امام حسین(ع) محبت داشته باشیم و برای ایشان گریه کنیم، خیلی هنر نکردهایم. چرا که اباعبدالله(ع) آنقدر مصیبت دیدهاند که هر یک از آن مصائب کافی است تا دل هر انسانی را به آتش بکشد و متأثر نماید. • آنقدر خاطرات و داستانهای جگرسوز از امام حسین(ع) برای ما نقل شدهاست که قلب هر انسانی را به درد میآورد و اشک او را جاری میسازد. تا جاییکه حتی غیرشیعیان و غیرمسلمانان نیز نسبت به ایشان ابراز محبت میکنند، کتاب مینویسند و در مصائب ایشان اشک میریزند. لذا همه میتوانند نسبت به امام حسین(ع) ارادت داشته باشند، اما هر کسی نمیتواند به امام زمان(ع) ارادت پیدا کند. • هیچ خاطره و داستانی از مولایمان امام زمان(ع) برای ما نقل نشده است ولی با این حال محبت فزایندۀ ایشان در قلوب مؤمنین قابل وصف نیست و عشق جانگذاز ایشان در قلوب شیعیان روز و شب زبانه میکشد. این محبت زائد الوصف، ناشی از معرفت به عمق معنای ولایت و امامت است و بنابراین یک محبت و عشق اصیل و ریشهدار بهحساب میآید.
«احساسات» و «عملکرد» ما در نزدیکتر شدن یا به تأخیر افتادن فرج مؤثر است • یکی از مشخصات وضعیت ما که نشاندهندۀ ظهور است، احساسات و عشق ما نسبت به حضرت است. همین احساسات اوج گرفته، که بسیار ارزشمند و پُربها است دلیل بر نزدیک بودن ظهور است و اگر بخواهیم ظهور نزدیکتر شود، باید این احساسات را افزایش دهیم. • حضرت امام(ره) فرمودهاند: «اين قلبهايى كه قبل از انقلاب توجه به دنيا داشت، توجه به آمال دنيوى داشت و كمتر توجه داشت به غيب، و از غيب كمتر جلوهاى در او حاصل مىشد، ما امروز مىبينيم كه اين جلوهها حاصل شده است، و اين شوق و شعفها به لقاء اللَّه براى آنها حاصل شده است، و دست عنايت خداى تبارك و تعالى به سر اين ملت كشيده شده است، و ايمان آنها را تقويت فرموده است كه يكى از علائم ظهور بقية اللَّه- ارواحنا فداه- است»(صحیفۀ نور/16/129) • غیر از احساسات و عشق به حضرت، عامل دیگری که میتواند در امر فرج مؤثر باشد، عملکرد و رفتارهای ماست. بر اساس روایتی از امام زمان(ع) که قبلاً بیان شد، گناهان ما ظهور را به تأخیر میاندازد. (فَمَا يَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا يَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَكْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ؛ چیزی ما را از شیعیان خود محبوس نمیکند مگر آن چیزهایی که از شیعیان ما به ما میرسد(گناهان) و ما کراهت داریم و آن را نمیپسندیم) (احتجاجطبرسی/2/498)
بعضیها خودشان را در عالم مؤثر نمیدانند و اصلاً خود را آدم حساب نمیکنند • اساساً در مورد جایگاه انسان در عالم دو نگاه در میان مردم وجود دارد: بعضیها خودشان را در عالم مؤثر نمیدانند و به تعبیر دیگر خودشان را آدم حساب نمیکنند. این قبیل افراد نگاهی خودخواهانه، محدود و ناامید کنندهای به حیات دارند. ولی بعضیها خودشان را در عالم مؤثر میبینند و به همین خاطر در تمام شئون زندگی خود این اصل را در نظر میگیرند. مثلاً میدانند حجابشان در خیابان، و یا کسب حلالشان در شغل و حرفهای که دارند، در نزدیکتر شدن ظهور مؤثر است. • کسی که خودش را آدم حساب نمیکند، طبیعتاً برای فرج هم دعا نمیکند و اگر هم دعا کند خیلی جدّی دعا نمیکند. میگوید: «مگر من میتوانم فرج آقا را جلو بیندازم!» اصلاً باور نمیکند که این دعای او در عالم تأثیر دارد. اینگونه افراد، معمولاً به همین دلیل، برای دیگران هم دعا نمیکنند. • وقتی خداوند به ما دستور داده است که برای تعجیل در فرج دعا کنیم، به تعبیری از ما پرسیده است که: «نظر شما دربارۀ ظهور چیست؟» در زمان انتخابات، همۀ ما دیدهایم که چه تبلیغاتی صورت میگیرد برای اینکه به مردم گفته شود: حتی یک رأی شما هم مؤثر است و هر کس به اندازۀ خودش تأثیرگذار خواهد بود. رأی و نظر تک تک ما در مورد ظهور بسیار تعیینکننده است. بچه شیعه، خودش میفهمد که وجودش چقدر در عالم مؤثر است و این فرمایش پروردگار را در مورد خودش محقق میداند که: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنىِ ءَادَمَ؛ و ما فرزندان آدم را بسيار گرامى داشتيم»(اسراء/70) • خداوند بر اساس همین مؤثر بودن ما در عالم، خیلی از امور معنوی را برای ما ضابطهمند قرار داده است. مثلاً وقتی به اباعبدالله(ع) و به طور کلی ائمۀ معصومین(ع) از راه دور سلام میدهیم بهدلیل اینست که میدانیم ایشان سلام ما را میشنوند و جواب سلام ما را میدهند. رسول خدا(ص) فرمودند: هرکس از هرجای زمین به من سلام دهد، به من میرسد(قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ سَلَّمَ عَلَيَّ فِي شَيْءٍ مِنَ الْأَرْضِ أُبْلِغْتُهُ)(امالی طوسی/167)(در زیارت تعلیم شده توسط امام صادق(ع) آمده است: و أَشْهَدُ يَا مَوَالِيَّ أَنَّكُمْ تَسْمَعُونَ كَلَامِي وَ تَرَوْنَ مَقَامِي وَ تَعْرِفُونَ مَكَانِي وَ تَرُدُّونَ سَلَامِي)(بحار/97/345)
به عملکرد مسئولین نگاه کنیم، و تشخیص دهیم که آیا ظهور نزدیک است یا خیر • بر اساس یکی از قواعد و سنن الهی که ما را در عالم مؤثر قرار داده است، میتوانیم نزدیک بودن ظهور را از روی رفتارهای خودمان، محاسبه و پیشبینی کنیم. مثلاً عملکرد مسئولین مملکتی را مشاهده کنیم، هرچقدر صادقانهتر و مخلصانهتر بود به همان میزان، ظهور نزدیک است. ولی هرچه از صداقت و ایمان و ولایتمداری و خدمتگذاری دورتر بود، ظهور با تأخیر خواهد بود.
منبع: مشکان سه شنبه, ۰۱ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
* صرف پيدا كردن و ديدن حضرت مهدي عجل اللّه تعالي فرجه الشريف مهم نيست پنجشنبه, ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
چكيده
يكشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
آيتالله روحالله قرهي در آخرين جلسه درس اخلاق خود كه پانزدهم تيرماه در مسجد و حوزه علميه امام مهدي(عج) برگزار شد؛ به بيان ويژگيهاي سربازان امام زمان(عج) پرداخت كه مشروح آن در پي ميآيد: [6] بقره/177
فارس نیوز دومينوي منتهي به ظهور و راهكار زدن شبكه بينالمللي ظالمان با استفاده از آيه "قل انما اعظكم بوحدة..." دوشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
برای منتظران قیام آقا امام زمان عجلالله تعالي فرجه الشريف هیچ مطلبی زیباتر از این نیست که در مورد زمان، شرایط و چگونگی قیام حضرت سخن گفته شود. هرجایی در عالم حرکتی رخ میدهد، منتظران حضرت، این حرکت را در ارتباط با قیام مورد محاسبه قرار می دهند که انشاءالله این اتفاقهای عالم، بد و خوب و تلخ و شیرین همه این مقدمات عاجل باشد و طبیعی هم هست، امتی که 1400 سال منتظر بوده، خیلی مراقب اوضاع عالم هست تا ببیند چه زماني مولای او، که منجی عالم است، ظهور خواهد کرد. اما برای نزدیک بودن ظهور، دو نوع دليل وجود دارد که یکی از این دو نوع، حوادثِ در آستانه ظهور هستند، حوادثی که در عالم رخ می دهند و در روایات هم این حوادث ذکر شده است، ما با آن حوادث در این جلسه زیاد کاری نداریم و آن حوادث زیاد تکلیفی برای انسان روشن نمیکند، حوادثی هستند که باید رخ دهند و یا بعضا مبهم هستند و یا ممکن است حتي این حوادث رخ ندهد و ظهور رخ دهد، کما اینکه این مطلب در روایات تصریح شده است، ما به حوادث کاری نداریم، سیلها و زلزلهها باید اینگونه باشند، تعداد کسانی که به مرگ طبیعی و غیرطبیعی میمیرند، باید این تعداد باشند، یا برخی از مردم منطقه علیه حکام خودشان خروش میکنند و برخی از حکام در این شرایط میمیرند، این ها مسایلی است که در حوادث ظهور ذکر شده و نمیخواهیم الان به این بحث بپردازیم، احتیاط خیلی بالایی هم وجود دارد که انسان بتواند، حوادث را تطبیق بدهد، یعنی آنچه که در روایات در باب ظهور آمده است، بتواند تطبیق بدهد که این اتفاقی که در این منطقه افتاده، مصداق همان نکتهای است که ائمه بزرگوار علیهالسلام در روایات، بیان فرمودند، به هر حال بحث پرطرفدار و دقیقی لازم دارد که باید در جای خودش به آن پرداخت. حجتالاسلام والمسلمين عليضرا پناهيان در نوروز سال جاري، سخنراني مبسوطي در شلمچه ايراد كرد كه به بيان قواعد ظهور اختصاص داشت. وي در اين گفتار خواندني به تبيين مقوله "انتظار اجتماعي" و ارتباط آن با آيه شريفه "قل انما اعظكم بوحدة ان تقوموا لله..." ميپردازد و تأكيد ميكند كه
رجانیوز جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مقدمه
از نواي غريبانه استغاثه امام حسين عليه السلام، سال ها و قرن ها مي گذرد، اما انعكاس آن را مي توان در لحظه لحظه تاريخ به گوش جان شنيد، اين فرياد نه تنها رو به خاموشي و افول نگذاشته، بلكه هر روز رساتر و پرصلابت تر، خروش وجوشش آزادگان عالم را افزوده است. گويا امام حسين عليه السلام سال ها و قرن ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است; تا امام عصر (عج)، ندايش را پاسخ گويد; پرچم بر زمين مانده اش را به دوش گيرد; داغ هاي كهنه اش را التيام بخشد و آرمان هاي بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسين عليه السلام است و حضرت مهدي عليه السلام پاسخ دهنده آن. در اين گستره بي انتها و افق هاي دور آن، كسي به خروش و التهاب فرزندش كه براي رسيدن آن روز، گذر آرام آرام و جانكاه لحظه ها را به تماشا مي نشيند و روزها و سال ها را با چشمان منتظرش بدرقه مي كند وجود ندارد. به راستي چه رمزي مهر سكوت بر لبان بسته و چه سري در اين ميان رخ پنهان كرده است؟ چرا ياد امام حسين عليه السلام هميشه و همه جا، همراه و هم پاي ياد حضرت مهدي عليه السلام است؟ چرا هر جا سخن از حسين عليه السلام است، نام حضرت مهدي عليه السلام نيز رخ مي گشايد؟ چرا عاشورا روز «ظهور» است و ياد حسين عليه السلام آغازين كلام مهدي عليه السلام...؟ اين گفتار مي كوشد گوشه هايي از اين ارتباط و پيوست را، از منظرهاي مختلف و در ابعاد گوناگون بررسي كند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روايات، ادعيه و زيارات، تشرفات) و يك خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمايه برخي از محققان و مبلغان و نيز ابزاري براي تحقيق و پژوهش بيشتر و مقدمه اي براي كشف زوايايي ديگر از حقايق نوراني حيات اين دو امام همام عليه السلام باشد. گرچه بررسي و تحليل اين پيوستگي ها و نيز نتايج و آثار آن، مجالي ديگر و فرصتي فراخ تر مي طلبد و گشودن گره اسرار اين پيوستگي ها، دل هايي راز دان و جان هايي آگاه از آن اسرار را مي طلبد. * همراه با قرآن 1. امام حسين عليه السلام از نگاه امام مهدي (عج) سعد بن عبدالله قمي گويد: به امام عصر - اوراحنا له الفداه - عرض كردم: «اي فرزند رسول خدا! تاويل آيه «كهيعص » چيست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغيب، اطلع الله عليها عبده زكريا، ثم قصها علي محمد صلي الله عليه و آله و ذلك ان زكريا سال ربه ان يعلمه اسماء الخمسة فاهبط عليه جبرئيل فعلمه اياها...; (1) اين حروف از اخبار غيبي است كه خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلي الله عليه و آله باز گفته است...» . داستان از اين قرار است كه: زكريا از پروردگارش درخواست كرد كه «اسماء خمسه طيبه » را به وي بياموزد. خداوند، جبرئيل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعليم داد. زكريا چون نام هاي محمد، علي، فاطمه، و حسن ( عليهم السلام) را ياد مي كرد، اندوهش بر طرف مي شد و گرفتاريش از بين مي رفت. و چون حسين عليه السلام را ياد مي كرد، بغض و غصه، گلويش را مي گرفت و مي گريست و مبهوت مي شد. روزي گفت: بارالها! چرا وقتي آن چهار نفر را ياد مي كنم، آرامش مي يابم و اندوهم بر طرف مي شود; اما وقتي حسين را ياد مي كنم، اشكم جاري مي شود و ناله ام بلند مي شود؟ خداي تعالي او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: «كهيعص » ! «كاف » اسم كربلا و «هاء» رمز هلاك عترت طاهره است، و «ياء» نام يزيد ظالم بر حسين عليه السلام و «عين » اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است. زكريا چون اين مطلب را شنيد، نالان و غمين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسي اجازه نداد كه نزد او بيايد. و گريه و ناله سر داد و چنين نوحه گفت: بارالها! از مصيبتي كه براي فرزند بهترين خلايق خود، تقدير كرده اي دردمندم. خدايا! آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مي كني؟ آيا جامه اين مصيبت را بر تن علي و فاطمه مي پوشاني!؟ آيا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مي آوري؟ بعد از آن گفت: بارالها! فرزندي به من عطا كن تا در پيري چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصي من قرار ده; آنگاه مرا دردمند او گردان; همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندي. خداوند، يحيي را به او بخشيد و او را دردمند وي ساخت. و دوره حمل يحيي شش ماه بود و مدت حمل امام حسين عليه السلام نيز شش ماه بود و براي آن نيز قضيه اي طولاني است. *2 . امام مهدي (عج)، از نگاه امام حسين عليه السلام امام باقر عليه السلام مي فرمايد: حارث اعور به امام حسين عليه السلام عرض كرد: «يابن رسول الله! جعلت فداك: اخبرني عن قول الله في كتابه «والشمس و ضحيها» قال: و يحك يا حارث، ذلك محمد رسول الله صلي الله عليه و آله، قلت: جعلت فداك: قوله: «والقمر اذا تليها» ، قال: ذلك اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب يتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جليها» ، قال: ذلك القائم من آل محمد، يملا الارض قسطا و عدلا; (2) اي زاده رسول خدا! فدايت شوم. مرا از معناي آيه شريفه والشمس و ضحيها [سوگند به خورشيد و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشيد، رسول الله صلي الله عليه و آله مي باشد. پرسيد: فدايت شوم! منظور از آيه شريفه «والقمر اذا تليها» [سوگند به ماه چون پس از آن آيد. ] چيست؟ فرمود: منظور از ماه، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام است كه بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله مي باشد. گفت: مقصود از آيه شريفه «والنهار اذا جليها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چيست؟ فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است كه زمين را پر از قسط و عدل كند» . * 3. امام مهدي (عج) و امام حسين عليه السلام خداوند متعال مي فرمايد: «و لا تقتلوا النفس التي حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا، فلا يسرف في القتل انه كان منصورا (3) ; كسي را كه خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانيد، مگر به حق و آن كسي كه مظلوم كشته شده، براي وليش سلطه (حق قصاص) قرار داديم; اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است » . سلام بن مستنير مي گويد: امام محمد باقر عليه السلام درباره آيه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسين بن علي عليه السلام است كه مظلوم كشته شد و ما اولياي او هستيم. و قائم ما چون قيام كند، در طلب انتقام خون امام حسين عليه السلام بر آيد; پس مي كشد تا جايي كه گفته مي شود اسراف در قتل كرده است. مقتول، حسين عليه السلام و ولي او قائم (عج) است. و اسراف در قتل اين است كه غير قاتل او كشته شود. او منصور است; زيرا از دنيا نمي گذرد تا اين كه ياري شود به مردي از خاندان پيامبر خدا كه زمين را پر از قسط و عدل كند، همچنان كه پس از جور و ظلم شده باشد» . (4) قندوزي حنفي نيز مي گويد: «از امام علي الرضا فرزند موسي الكاظم (رضي الله عنهما) رسيده كه آن حضرت فرمود: آيه «و من قتل مظلوما» (5) درباره حسين و مهدي عليهم السلام نازل شده است » . همراه با روايات 1. امام مهدي عليه السلام فرزند امام حسين عليه السلام در 308 روايت، وارد شده كه امام مهدي (عج) نهمين فرزند امام حسين عليه السلام است و در بيشتر احاديثي كه از وجود مقدس رسول اكرم صلي الله عليه و آله درباره حضرت ولي عصر (عج) آمده، به آن حضرت به عناويني چون: «از تبار پسرم حسين » و «از نسل اين پسرم » ، «نهمين فرزند پسرم حسين » معرفي شده است. (6) كه مجموع روايات پيامبر صلي الله عليه و آله در اين زمينه 185 حديث مي باشد. (7) در اين جا چند روايت از قول امام حسين عليه السلام نقل مي شود: 1. مردي از طايفه همدان مي گويد: «سمعت الحسين بن علي بن ابي طالب عليهما السلام يقول: قائم هذه الامة هو التاسع من ولدي و هو صاحب الغيبة و هو الذي يقسم ميراثه و هو حي; (8) از امام حسين بن علي عليه السلام شنيدم كه مي فرمود: قائم اين امت نهمين از فرزندان من است و او صاحب غيبت است، و او كسي است كه ميراثش را در حياتش تقسيم مي كنند» . 2. امام حسين عليه السلام مي فرمايد: «كان رسول الله يقول فيما بشرني به، يا حسين! انت السيد ابن السيد، ابوالسادة تسعة من ولدك ائمة ابرار امناء معصومون و التاسع مهديهم قائمهم. انت الامام بن الامام، ابوالائمة تسعة من صلبك ائمة ابرار و التاسع مهديهم يملا الدنيا قسطا و عدلا، يقوم في آخر الزمان كما قمت في اوله; (9) رسول خدا صلي الله عليه و آله در بشارتي به من فرمود: اي حسين! تو سيد پسر و پدر ساداتي، و «نه » فرزند از تو، امامان ابرار و امين و معصوم اند، و نهمين آنان مهدي قائم (عج) است. تو امام پسر امام و پدر ائمه هستي و نه فرزند از پشت تو ائمه ابراراند و نهمين آنان، مهدي است كه دنيا را در آخر الزمان، پر از عدل و قسط مي كند...» ... . 2. نسب حضرت مهدي (عج) از زبان امام حسين عليه السلام سالار شهيدان، فرزندش امام مهدي عليه السلام را فرزند حضرت فاطمه عليها السلام مي خواند. آن حضرت فرمود: از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه فرمودند: «المهدي من ولد فاطمة; (10) مهدي از فرزندان فاطمه است » . در روايت ديگري امام حسين عليه السلام مي فرمايد: «پيامبر صلي الله عليه و آله به فاطمه زهرا عليها السلام فرمود: «ابشري يا فاطمة! المهدي منك; اي فاطمه! بشارت بر تو باد، كه مهدي (عج) از فرزندان توست » . (11) 3.القاب امام مهدي (عج) از زبان امام حسين عليه السلام امام زمان عليه السلام القاب مباركي دارند كه بعضي از آن ها، مستقيما با «عاشورا» در ارتباط است و بعضي از لقب هاي مقدس آن حضرت، بر زبان جد بزرگوارشان عليه السلام جاري شده است. عيسي الخشاب مي گويد: از محضر امام حسين عليه السلام سؤال كردند: آيا شما صاحب اين امر هستيد؟ فرمود: «لا و لكن صاحب الامر الطريد الشريد الموتور بابيه، المكني بعمه، يضع السيف علي عاتقه ثمانية اشهر; (12) نه من نيستم، بلكه صاحب اين امر كسي است كه از ميان مردم كناره گيري مي كند و خون پدرش بر زمين مي ماند و كنيه او كنيه عمويش خواهد بود. آن گاه شمشير بر مي دارد و هشت ماه تمام شمشير بر زمين نمي گذارد» . «طريد» و «شريد» كه هر دو به يك معنا است - از القاب حضرت ولي عصر (عج) به شمار مي آيد. اين دو عبارت در زبان امامان معصوم عليهم السلام نيز به كار رفته، و معناي آن كنار زده و رانده شده است. حاجي نوري (ره) در معناي «شريد» مي گويد: «رانده شده از مردمي كه آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شكر گزاري و مقام حقش بر نيامدند; بلكه پس از اين كه از دست يافتن بر او نااميد شدند، به قتل و قمع ذريه طاهره ايشان پرداختند و به كمك زبان و قلم، سعي بر بيرون راندن نام و ياد او، از قلوب و اذهان مردم كردند» . (13) علامه مجلسي (ره) درباره اين حديث مي فرمايد: «الموتور بابيه » ; يعني، كسي كه پدرش را كشته اند و طلب خونش را نكرده اند. مراد از «والد» ، امام حسن عسگري عليه السلام، يا امام حسين عليه السلام و يا جنس والد است كه شامل همه ائمه عليهم السلام مي شود، و «مكني بعمه » شايد كنيه برخي از عموهاي حضرت، ابوالقاسم باشد، يا اين كه امام زمان (عج) كنيه اش ابوجعفر، ابي الحسن و يا ابي محمد باشد. بعيد نيست علت تصريح نكردن به اسم حضرت و آوردن كنيه، به جهت خوف از عموي حضرت باشد. و قول وسط، ظاهرتر است » . (14) *4 .توصيف امام حسين عليه السلام از زبان امام مهدي عليه السلام حضرت مهدي (عج)، امام حسين عليه السلام را اين گونه توصيف فرموده است: «كنت للرسول ولدا و للقرآن سندا و للامة عضدا و في الطاعة مجتهدا حافظا للعهد و الميثاق ناكبا عن سبل الفساق تتاوة تاوه المجهود طويل الركوع و السجود زاهدا في الدنيا زهد الراحل عنها ناظرا بعين المستوحشين منها; (15) تو اي حسين! براي «رسول خدا» فرزند و براي «قرآن » سند و براي «امت » ، بازويي بودي. در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پيمان، حافظ و مراقب بودي. از راه فاسقان سر بر مي تافتي. آه مي كشيدي; آه آدمي كه به رنج و زحمت افتاده است. ركوع و سجود تو طولاني بود. زاهد و پارساي دنيا بودي; زهد و اعراض كسي كه از دنيا رخت بر كشيده است و با ديده وحشت زده بدان نگاه مي كردي » . در اين عبارت، بسيار جالب و جامع، جد بزرگوار خود امام حسين عليه السلام را با ده عنوان وصف كرده است: امام حسين عليه السلام فرزند رسول خدا است; او سند و پشتوانه قرآن است; هر آنچه در قرآن، در قالب الفاظ است، در وجود مطهر امام حسين عليه السلام رؤيت و مشاهده مي شود; توان اسلام، امامت است و امام حسين عليه السلام بازوي پرتوان امت و دين اسلام در همه اعصار است; در راه اطاعت پروردگار، سخت كوش و تلاشگر بود. عبادت آن حضرت (نماز و دعاء خصوصا دعاي عرفه) مايه اعجاب است. آن بزرگوار، نگه دار عهد و ميثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پيمان، استوار و ثابت و باوفا است; آن حضرت از راه و روش فاسقان روي گردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمي شد; آه امام حسين عليه السلام دردمندانه بود; مانند كسي كه بار سنگيني از غصه دردل دارد و درد سينه اش جراحتي التيام ناپذير است; آن حضرت ركوع ها و سجده هاي طولاني داشت. كه نمونه هاي آن در تاريخ ثبت و درج شده است; سيد الشهدا عليه السلام، نسبت به دنيا زاهد و بي علاقه بود. و زهد با عمل اين خاندان معنا مي گيرد; نظر او به دنيا، نظر وحشت زدگان بود و آنجايي كه نظر ديگران به دنيا نظر عاشقانه بود، نظر آن حضرت به دنيا، مانند انسان وحشت زده بود. (16) *5 . قائم و عاشورا «قائم » از القاب خاصه حضرت حجت (عج) است كه در بيشتر روايات شيعه وارد شده و اطلاق آن بر هيچ يك از معصومين ديگر روا نيست. ابو حمزه ثمالي مي گويد: به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم: اي فرزند پيامبر! آيا شما همه قائم نيستيد و حق را به پا نمي داريد؟ پس چرا تنها ولي عصر را قائم مي خوانند؟ فرمود: «لما قتل جدي الحسين ضجت الملائكه بالبكاء و النحيب و قالوا الهنا اتصفح عمن قتل صفوتك و ابن صفوتك و خيرتك من خلقك؟ ... فاوحي الله اليهم قروا ملائكتي فوعزتي و جلالي لانتقمن منهم و لو بعد حين...ثم كشف لهم عن الائمة من ولد الحسين فسرت الملائكة بذلك وراوا احدهم قائما يصلي، فقال سبحانه: بهذا القائم انتقم منهم; چون جدم حسين عليه السلام كشته شد، فرشتگان صدا به گريه و ناله بلند نموده و عرض كردند: پروردگارا! آيا قاتلان بهترين بندگانت، و زاده اشرف برگزيدگانت را به حال خود وا مي گذاري؟ خداوند به آنها وحي فرستاد: اي فرشتگان من! آرام گيريد. به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت; هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد. آن گاه پروردگار عالم پرده از جلو ديدگان آنان كنار زد و امامان از فرزندان امام حسين عليه السلام را يكي پس از ديگري به آنها نشان داد. فرشتگان از اين منظره، مسرور و شادمان گرديدند و ديدند كه يكي از آن بزرگواران، ايستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: با اين قائم (شخص ايستاده) از آنان (قاتلان حسين عليه السلام) انتقام خواهم گرفت » . (17) محمد بن حمران مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: چون جريان شهادت امام حسين عليه السلام واقع شد، فرشتگان به درگاه الهي ناليدند و خروش بر آورده، به خداوند عرض كردند: بار خدايا! آيا با حسين كه انتخاب شده تو و فرزند پيامبر تو اينچنين رفتار شود؟ خداوند شبح و سايه قائم را در برابر آنان در حالت ايستاده مجسم كرد و فرمود: با اين (قائم) از ستم كنندگان به حسين انتقام خواهم گرفت. (18) *6. غيبت حضرت مهدي عليه السلام، از نگاه امام حسين عليه السلام امام حسين عليه السلام درباره غيبت امام زمان عليه السلام مي فرمايد: «لصاحب هذا الامر غيبتان، احدهما تطول حتي يقول بعضهم: مات و بعضهم قتل و بعضهم ذهب و لا يطلع علي موضعه احد من ولي و لا غيره الاالمولي الذي يلي امره; (19) براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آنها آن قدر به طول مي انجامد كه گروهي مي گويند: [مهدي ] مرده و برخي گويند: كشته شده و بعضي گويند: رفته است. احدي از دوستان و غيره، از اقامتگاه او آگاه نمي شود، جز خدمت گذاري كه متصدي امور اوست » . هم چنين مي فرمايد: «... له غيبة يرتد فيها اقوام و يثبت علي الدين فيها آخرون، فيؤذون و يقال لهم: متي هذا الوعدان كنتم صادقين. اما ان الصابر في غيبته علي الاذي و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله; (20) براي او غيبتي است كه گروه هايي در آن از دين بر مي گردند و گروه هايي ديگر بر آيين خود استوار مي مانند و در اين راه آزارها مي بينند. به آنان گفته مي شود: اين وعده كي واقع خواهد شد اگر راستگو هستيد؟ آنان كه بر اين آزارها و تكذيب ها صبر كنند، همانند كسي اند كه شمشير به دست گرفته و در پيشاپيش رسول اكرم صلي الله عليه و آله جهاد مي كند. * 7. بشارت ظهور از زبان امام حسين عليه السلام بشارت به ظهور امام عصر (عج) حقيقتي شعف انگيز است كه از سوي امامان معصوم عليهم السلام نويد آن داده شده است. سالار شهيدان در اين زمينه مي فرمايد: «منا اثني عشر مهديا، اولهم اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب و آخرهم التاسع من ولدي و هو الامام القائم بالحق يحيي الله به الارض بعد موتها و يظهر به دين الحق علي الدين كله و لو كره المشركون...; دوازده مهدي از ما هست كه نخستين آنان علي بن ابي طالب و آخرين آنان نهمين فرزند من است كه او امام قائم به حق است، خداوند زمين مرده را به وسيله او زنده مي كند و دين حق را بر تمام اديان پيروز مي گرداند.. .» . (21) عبدالله بن عمر مي گويد: «سمعت الحسين بن علي عليه السلام يقول: لو لم يبق من الدنيا الايوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتي يخرج رجل من ولدي فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما، كذلك سمعت رسول الله يقول; (22) از حسين بن علي عليه السلام شنيدم كه مي فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني فرمايد تا آنكه مردي از فرزندان من خروج نمايد و زمين را پر از عدل و داد نمايد، همچنانكه پر از ظلم و جور شده باشد، من از رسول خدا صلي الله عليه و آله اين چنين شنيدم » . *8. علايم ظهور از زبان امام حسين عليه السلام ريحانه رسول خدا، حسين بن علي عليه السلام درباره علايم ظهور فرزندش امام عصر (عج) مي فرمايد: «للمهدي خمس علامات: السفياني، و اليماني، و الصيحة من السماء، و الخسف بالبيداء و قتل النفس الزكية; (23) براي مهدي ما پنج علامت است: خروج سفياني، خروج يماني، بانگ آسماني، خسف سرزمين بيداء (فرو رفتن لشگر سفياني در سرزمين بيدا)، قتل نفس زكيه » . (24) در روايتي ديگر، خراب شدن ديوار مسجد كوفه از سمت خانه عبدالله بن مسعود (25) و ديدن علامتي در آسمان (مانند آتش (26) ) را از نشانه هاي ظهور، بيان فرموده است. *9. دلدادگي حضرت مهدي (عج) به امام حسين(ع) خدمت در محضر امام حسين عليه السلام و توفيق ياري حضرت و شمشير زدن در ركاب او، بزرگترين توفيقات الهي بود كه نصيب عده اي از خواص عصر امام حسين عليه السلام شد. همچنان كه فراهم نمودن شرايط و مقدمات ظهور حضرت ولي عصر (عج) و توفيق جنگيدن در ركاب آن بزرگوار، از ديگر موهبت هاي الهي است كه نصيب عده اي از خواص مي شود. در عظمت و شرافت خدمت گذاري، نصرت به آن آستان بلند، همين بس كه امام زمان (عج) نيز عاشق جد بزگوار خود و مشتاق خدمت به او است. آن حضرت در زيارت ناحيه مقدسه (27) مي فرمايد: «و لئن اخرتني الدهور و عاقني عن نصرك المقدور لاندبنك صباحا و مساء و لابكين لك [عليك] بدل الدموع دما; اگر روزگار مرا به تاخير انداخت و مقدرات از ياري و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آينه من صبح و شام بر تو ندبه مي كنم و به جاي قطرات اشك، بر تو خون مي گريم » . آري ياري امام مهدي (عج)، عبادتي بزرگ است، چرا كه در حقيقت خدمت به تمام پيامبران و اوصيا و امامان معصوم عليهم السلام مي باشد; زيرا او آخرين حجت الهي است و اراده خداوند بر آن تعلق يافته كه زحمات طاقت فرساي همه پيامبران را، به دست با كفايت آخرين حجت خود به ثمر رساند. اگر نهضت جهاني آن ولي الله اعظم (عج)، از برنامه جهاني خلقت حذف شود، برنامه همه پيامبران عقيم گشته و هدف نهايي فرستادن رسولان و تشريع اديان ضايع و تباه مي شود. (28) خدمت به امام عصر عليه السلام، مطلوب امام صادق عليه السلام نيز بوده است. «خلاد ابن قصار مي گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدند: آيا قائم متولد شده است؟ فرمود: «لا ولو ادركته لخدمته ايام حياتي; نه متولد نشده ولي اگر من او را درك مي كردم، همه عمر را با خدمت گزاري او سپري مي كردم » . (29) هنگامي كه امام معصوم عليه السلام در حق حضرت بقية الله (عج) چنين تعبيري به كار مي برد; مقام رفيع ياران آن حضرت و ارزش خدمت به آيين «انتظار» روشن مي شود. *10. عاشورا روز ظهور درباره روز قيام و ظهور حضرت، روايات مختلفي وارد شده است. كه در آنها، روز نوروز، عاشورا، شنبه و يا جمعه، روز ظهور معرفي شده است. البته از آن جايي كه نوروز، طبق سال شمسي و عاشورا، بر اساس سال قمري محاسبه مي شود، يكي شدن اين دو روز امكان پذير است و هم زماني اين دو روز با جمعه يا شنبه نيز ممكن است. اما رواياتي كه روز ظهور را، دو روز از هفته بيان كرده، قابل توجيه است; يعني، در صورت صحيح بودن سند اين روايات، احاديث روز جمعه به روز «ظهور» و روايات روز شنبه به روز «استقرار و تثبيت قيام حضرت و نابودي مخالفان » تفسير مي شود. البته روايات روز شنبه، از نظر سند مورد تامل و بررسي است; ولي روايات روز جمعه از اين نظر ايرادي ندارد. (30) اما آنچه مهم است، اين كه قيام حضرت ولي عصر (عج)، مصادف با روز شهادت سيدالشهداء عليه السلام است و اين مطلب ما را به ارتباط ويژه صاحبان اين دو قيام رهنمون مي سازد. امام محمد باقر عليه السلام فرموده است: «كاني بالقائم يوم عاشورا يوم السبت قائما بين الركن و المقام و بين يديه جبرئيل ينادي: البيعة لله فيملاها عدلاكما ملئت ظلما و جورا; (31) گويا حضرت قائم (عج) را مي بينم كه روز عاشورا، روز شنبه بين ركن و مقام ايستاده و جبرئيل پيش روي او ندا مي كند: بيعت براي خدا است. پس زمين را پر از عدل مي كند; همان گونه كه پر از ظلم و جور شده بود» . امام جعفر صادق عليه السلام نيز مي فرمايد: «ان القائم صلوات الله عليه ينادي باسمه ليلة ثلاث و عشرين و يقوم يوم عاشورا يوم قتل فيه الحسين بن علي عليه السلام; (32) قائم - درود خدا بر او باد در شب بيست و سوم ماه رمضان، به نام [شريفش] ندا مي شود، و درروز عاشورا، روزي كه حسين بن علي عليه السلام، در آن كشته شد، قيام خواهد كرد» . *11. ياد امام حسين عليه السلام نخستين كلام حضرت مهدي عليه السلام در رواياتي چند، به مطالب و سخنان نخستين امام زمان عليه السلام اشاره شده است; از جمله آنها روايتي است كه محدث بزرگوار شيخ علي يزدي حائري (ره) نقل كرده است. او مي گويد: «زماني كه قائم آل محمد ظهور كند، ما بين ركن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد: 1. «الا يا اهل العالم انا الامام القائم ; آگاه باشيد اي جهانيان كه منم امام قائم » ; 2. «الا يا اهل العالم انا الصمصام المنتقم; آگاه باشيد اي اهل عالم كه منم شمشير انتقام گيرنده » ; 3. «الا يا اهل العالم ان جدي الحسين قتلوه عطشانا; بيدار باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين را تشنه كام كشتند» ; 4. «الا يا اهل العالم ان جدي الحسين طرحوه عريانا; بيدار باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين را عريان روي خاك افكندند» ; 5. «الا يا اهل العالم ان جدي الحسين سحقوه عدوانا; آگاه باشيد اي جهانيان كه جد من حسين را از روي كينه توزي پايمال كردند» . امام زمان (عج) ابتدا خود را چنين به جهانيان معرفي مي كند: كه قائم و شمشير انتقام منم; قيام نمودم تا انتقام خون جدم حسين عليه السلام - كه او را تشنه لب شهيد كرده، بدن مطهرش را عريان روي خاك افكندند و پايمال كردند - بگيرم. آري اولين كلام حضرت مهدي (عج)، ياد امام حسين عليه السلام است كه همواره ياد او، در دل هر انسان آزاد مرد و طالب حقي زنده است و اين مصيبت عظمي، جز با ظهور فرزندش تسلي نمي يابد. *12. حضرت مهدي (عج) تكميل كننده سفر امام حسين عليه السلام يكي از رابطه هاي دقيق بين اين دو امام همام عليه السلام و قيامشان، مركز حكومت آن دو است. امام حسين عليه السلام از مكه به جانب كوفه، رهسپار بود و شايد با رسيدن به كوفه، مانند پدر بزرگوار خود آن جا را مقر حكومت خويش قرار مي داد; ولي سپاهيان يزيد، راه را بر آن حضرت بستند و او در دوم محرم، در كربلا منزل نمود. زماني كه خورشيد تابناك مكه، ظهور كند، كوفه را به عنوان مقر حكومت خود بر خواهد گزيد. امام محمد باقر عليه السلام مي فرمايد: «مهدي قيام مي كند و به سوي كوفه مي رود و منزلش را آن جا قرار مي دهد» . (33) هم چنين مي فرمايد: «هنگامي كه قائم ما قيام كند وبه كوفه برود، هيچ مؤمني نخواهد بود، مگر آن كه در آن شهر، در كنار مهدي سكونت مي گزيند، يا به آن شهر مي رود» . (34) ابوبكر حضرمي مي گويد: به امام محمد باقر يا امام صادق عليهم السلام گفتم: كدام سرزمين پس از حرم خدا و حرم پيامبرش با فضيلت تر است؟ فرمود: «اي ابابكر! سرزمين كوفه كه جايگاه پاكي است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدي كه همه پيامبران در آن نماز خوانده اند. آن جا عدالت الهي پديدار مي گردد و قائم به عدل و قيام كنندگان پس از او از همان جا خواهند بود. آن جا، جايگاه پيامبران و جانشينان صالح آنان است » . (35) امام صادق عليه السلام از مسجد سهله ياد كرد و فرمود: «آن خانه صاحب ما (مهدي موعود) است; زماني كه با خاندانش در آن جا سكونت گزيند» . (36) از مجموع اين روايات فهميده مي شود كه شهر كوفه، پايگاه اصلي فعاليت ها و مركز فرمانروايي امام زمان (عج) خواهد بود، پايگاهي كه زماني مقر حكومت اميرمؤمنان عليه السلام بود و امام حسين عليه السلام به آن سو مي رفت. *13. خون خواهي حضرت مهدي (عج) از قاتلان امام حسين عليه السلام سالار شهيدان به فرزندش امام سجاد عليه السلام فرمود: «سوگند به خدا كه خون من از جوشش باز نمي ايستد تا اين كه خداوند، مهدي را برانگيزد. او به انتقام خون من، از منافقان فاسق و كافر، هفتاد هزار نفر را مي كشد» . (37) هروي مي گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! نظرتان درباره اين سخن امام صادق عليه السلام كه مي فرمايد: «هرگاه قائم ما قيام كند، بازماندگان قاتلان امام حسين عليه السلام به كيفر كردار پدرانشان كشته مي شوند» چيست؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود: «اين سخن صحيح است » . گفتم: پس اين آيه قرآن «و لاتزر وازرة وزر اخري » چه معنايي دارد؟ فرمود «آنچه خداوند مي فرمايد صحيح است; ولي بازماندگان قاتلان امام حسين عليه السلام، به كردار پدرانشان خوشحال اند و به آن افتخار مي كنند و هر كس از چيزي خشنود باشد، مانند آن است كه آن كار را انجام داده است. اگر مردي در مشرق كشته شود و مرد ديگري در مغرب به كشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شريك گناه قاتل است. و اين كه قائم، فرزندان قاتلان امام حسين را هنگام ظهورش نابود مي سازد، براي اين است كه آنان از كردار پدرانشان خشنودند» . (38) *14. ياري امام حسين عليه السلام، ياري امام مهدي (عج) يكي ديگر از جلوه هاي روشن ارتباط بين اين دو اختر تابناك آسمان ولايت و امامت ياري نمودن امام حسين عليه السلام است كه در حقيقت اين ياري، نصرت امام عصر (عج) مي باشد. امام حسين عليه السلام در اين زمينه در شب عاشورا به اصحاب خود فرمود: «... و قد قال جدي رسول الله صلي الله عليه و آله: ولدي حسين يقتل بطف كربلا، غريبا وحيدا عطشانا فريدا. فمن نصره فقد نصرني و نصر ولده الحجة [ عليه السلام] ...; همانا جدم رسول خدا [ صلي الله عليه و آله] فرمودند: فرزند من حسين [ عليه السلام] در زمين كربلا، غريب و تنها، عطشان و بي كس، كشته مي شود، كسي كه او را ياري كند مرا ياري نموده و فرزندش مهدي [ عليه السلام] را ياري نموده است...» . (39) *15. فرشتگان ياور امام حسين عليه السلام، ياوران مهدي (عج) يكي از ويژگي هاي قيام يوسف زهراء، برخورداري از نصرت الهي به وسيله فرشتگان است. شيخ صدوق (ره) در روايت ريان بن شبيب، از حضرت امام رضا عليه السلام نقل مي كند: «و لقد نزل الي الارض من الملائكة اربعة آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غبر الي ان يقوم القائم فيكونون من انصاره و شعارهم يا لثارات الحسين; (40) به تحقيق چهار هزار فرشته براي نصرت و ياري حسين [ عليه السلام] به زمين فرود آمدند. آنان هنگامي كه نازل شدند، ديدند حسين [ عليه السلام] كشته شده است، از اين رو، ژوليده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت كردند و همچنان هستند تا اين كه قائم، قيام كند و آنان از ياوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان يا لثارات الحسين است » . به راستي، چه ارتباطي ميان اين دو كوكب درخشان آسمان ولايت - كه ملك و ملكوت، عرش و فرش همه از يگانگي آن دو سخن مي گويند - وجود دارد. هر كجا حسين عليه السلام است، مهدي (عج) نيز هست و هر كجا مهدي (عج) است، حسين عليه السلام نيز مي باشد. ذكر و نام آن يكي، با ياد و نام ديگري قرين و عجين است. از امام زمان (عج) ; سيد الشهدا عليه السلام را مي طلبند و از سيد الشهداء امام زمان را. *16. حضرت مهدي (عج) ويرانگر مساجد چهار گانه امام عصر (عج) از بين برنده و محو كننده تمام آثار شرك و نفاق است; از اين رو عاشقان هر صبح آدينه، زمزمه «اين هادم ابنية الشرك و النفاق » را سر مي دهند و منتظرند تا حضرت ظهور كند و كاخ ظلم و ستم، استبداد و بناهاي نفاق را نابود سازد. به همين جهت او مساجدي را كه به شكرانه كشتن امام حسين عليه السلام بنا شده است، ويران خواهد كرد. امام محمد باقر عليه السلام درباره اين مساجد مي فرمايد: «در كوفه به دليل شادي از كشتن، حسين عليه السلام، چهار مسجد ساخته شد: مسجد اشعث، جرير، سماك و شبث بن ربعي » (41) ابو بصير مي گويد: امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «هنگامي كه قائم ما قيام كند، چهار مسجد را در كوفه ويران مي سازد...» . (42) اين مساجد اگر چه هم اكنون موجود نيست; ولي ممكن است بعدها گروهي از روي دشمني با اهل بيت عليه السلام، آنها را دوباره بسازند. (43) * همراه ادعيه و زيارات با بررسي «ادعيه و زيارات » مربوط به سيد الشهدا عليه السلام و امام عصر (عج) به ارتباط وثيق و تنگاتنگ ميان اين دو نور پاك پي مي بريم; چرا كه هر دو در ماه شعبان به دنيا آمده اند و در روز تولد حسين عليه السلام بايد به ياد مهدي (عج)، بود و در روز تولد مهدي (عج)، بايد حسين عليه السلام را ياد كرد. در دعاي هر يك، بايد جملاتي را زير لب زمزمه نمود كه ياد ديگري را در دل زنده مي كند. در اين قسمت، نمونه هايي چند از اين حقيقت اشاره مي شود: 1. ياد حضرت مهدي (عج)، در ميلاد امام حسين عليه السلام شيعيان و شيفتگان مذهب جعفري، در روز ميلاد سالار شهيدان (سوم شعبان)، ياد فرزندان آن حضرت را نيز در دل ها تازه تر مي كنند. در توقيع مبارك حضرت امام حسن عسكري عليه السلام براي قاسم بن علاء همداني آمده است: در روز تولد امام حسين عليه السلام اين دعا را بخوان: «اللهم اني اسئلك بحق المولود في هذا اليوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته بكته السماء و من فيها و الارض و من عليها... المعوض من قتله ان الائمة من نسله و الشفاء في تربته و الفوز معه في اوبته و الاوصياء من عترته بعد قائمهم و غيبته; (44) خداوندا! من تو را به مقام مولود اين روز مي خوانم. او پيش از آن كه به دنيا چشم بگشايد و قبل از آن كه تولد يابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هر كس در آن بود و زمين و هر كس بر روي آن بود، بر او گريه كرد... . او كه در عوض شهادت او، ائمه از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد، فوز و رستگاري با او، در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصياء از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپري شدن غيبت او مي باشد» . و در لوحي كه به نام مقدس فاطمه عليها السلام معروف است (45) ، ارتباط محكم و راستيني بين امام حسين عليه السلام و حضرت حجت (عج) وجود دارد. اين لوح به مناسبت تولد امام حسين عليه السلام توسط جبرئيل امين به رسم چشم روشني از طرف خداوند متعال به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله هديه شد. رسول اكرم صلي الله عليه و آله آن را مطالعه مي كنند و مي فرمايند: «سزاوار نيست كه اين چشم روشني به شخصي غير از فاطمه زهرا عليها السلام سپرده شود. نكته مهم آن، زمان فرستادن (تولد امام حسين) و محتويات و مطالب آن (ياد مهدي عليه السلام) است. وقتي به نام مقدس امام حسين عليه السلام مي رسد، مي فرمايد: «... جعلت كلمتي التامة معه و حجتي البالغة عنده...; كلمه تامه و حجت بالغه خود (امام زمان) را با حسين و نزد او قرار دادم » . (46) 2. ياد حسين عليه السلام، در ميلاد امام زمان (عج) يكي از شب هاي با عظمت سال، شب تولد يوسف زهرا عليها السلام است كه در روايت، افضل شب هاي سال بعد از شب قدر شمرده شده، و در آن احياء و شب زنده داري توصيه شده است. عاشقان حضرت در آن شب، ياد حضرت اباعبدالله عليه السلام را در دل هاي خود احياء مي كنند و با زيارت عاشورا جان خود را صفا مي بخشند، چرا كه شب امام عصر (عج) ، شب زيارتي مخصوص سالار شهيدان فرزند فاطمه زهرا عليها السلام است. محدث بزرگوار، شيخ عباس قمي (ره) در «مفاتيح الجنان » مي نويسد: با فضيلت ترين اعمال شب نيمه شعبان - كه باعث آمرزش گناهان است - زيارت امام حسين عليه السلام مي باشد. هر كه مي خواهد، روح 124 هزار پيامبر با او مصافحه كند، امام حسين عليه السلام را زيارت كند. اقل زيارت آن حضرت آن است كه به بالاي بامي رود و به سمت راست و چپ نگاه كند، سپس سر به جانب آسمان بلند كند و حضرت را با اين كلمات زيارت كند: «السلام عليك يا اباعبدالله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته » (47) در قسمت «زيارات » نيز مي نويسد: احاديث بسياري در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام در نيمه شعبان وارد شده است. و بس است در اين باب آنچه كه به چندين سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السلام و امام جعفر صادق عليه السلام وارد شده كه: هر كه بخواهد با او 124 هزار پيامبر، مصافحه كنند، زيارت كند قبر ابي عبدالله الحسين عليه السلام را در نيمه شعبان. به درستي كه ملائكه و ارواح پيامبران، رخصت مي طلبند و به زيارت آن حضرت مي آيند. پس خوشا به حال آن كه مصافحه كند با ايشان، و ايشان مصافحه كنند با او. پنج پيامبر اولوالعزم (نوح، ابراهيم، موسي، عيسي عليهم السلام و محمد صلي الله عليه و آله) نيز با ايشان اند. 3. شب قدر و ياد امام حسين عليه السلام شب قدر، شب امام زمان عليه السلام است. وملائكه و روح بر آن حضرت نازل شده، تقدير امور رادر اختيار او مي گذارند. پيشوايان معصوم عليهم السلام در تفسير سوره قدر فرموده اند: فرشتگان در اين شب، مقدرات يك سال را نزد ولي مطلق زمان آورده، بر او عرضه و تسليم مي كنند. (48) در چنين شبي - كه به حجت بن الحسن العسكري عليه السلام تعلق دارد - ياد جدبزرگوارش در دل ها زنده مي شود; چرا كه يكي از اعمال مستحبي شب قدر، زيارت امام حسين عليه السلام است. شيخ عباس قمي (ره) مي نويسد: «بدان كه احاديث در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام در ماه مبارك رمضان - خصوصا شب اول و نيمه و آخر آن و به خصوص شب قدر - بسيار است. از حضرت امام محمد تقي عليه السلام منقول است كه هر كه زيارت كند، امام حسين عليه السلام را در شب بيست و سوم ماه رمضان - و آن شبي است كه اميد است شب قدر باشد و در آن شب هر امر محكمي جدا و مقدر مي شود - مصافحه كند با او روح 124 هزار ملك و پيغمبر كه همه رخصت مي طلبند از خداوند در زيارت آن حضرت در اين شب. از حضرت صادق عليه السلام مروي است: چون شب قدر مي شود، منادي از آسمان هفتم از بطن عرش ندا مي كند كه حق تعالي هر كسي را كه به زيارت قبر حسين عليه السلام آمده، آمرزيد. و در روايت ديگر است كه هر كه شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو ركعت نماز بگزارد، نزد آن حضرت يا آنچه كه ميسر شود و از حق تعالي بهشت و پناه از آتش را بخواهد; خداوند به او بهشت و پناه از آتش را عطا فرمايد. و ابن قولويه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه هر كه زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را در ماه رمضان و در راه زيارت بميرد، حسابي نخواهد داشت و به او بگويند كه بدون خوف و بيم داخل بهشت شو» . (49) 4. دعاي ندبه و ياد امام حسين عليه السلام يكي از دعاهاي بسيار مهم و با ارزش در ميان شيعه، دعاي «ندبه » است كه عاشقان حضرت ولي عصر (عج) هر صبح جمعه دور هم گرد آمده و با خواندن آن، با حضرتش تجديد عهد و پيمان مي كنند اين دعا سندي صحيح دارد و بخش عمده و چشمگير آن، التجاء به مهدي موعود و تاسف از غيبت و دردمندي از فراق آن بزرگوار است و بخش هايي از اين دعاء، مربوط به جد بزرگوار امام زمان (عج) سالار شهيدان است; مانند: «اين الحسن؟ اين الحسين؟ اين ابناء الحسين; حسن عليه السلام كجا است؟ حسين عليه السلام چه شد؟ فرزندان حسين كجايند و چه شدند؟» . قسمت ديگري از اين دعاي شريف «اين الطالب بدم المقتول بكربلا؟ ; كجاست آن طالب خون شهيد كربلا؟» كه از حساسيت فوق العاده اي برخوردار است. ندبه كنندگان مهدي (عج)، منتظران منتقم آل محمدند تا تقاص خون به ناحق ريخته فرزند فاطمه عليها السلام را بگيرد و موجب شادي و بهجت قلب نازنين رسول خدا صلي الله عليه و آله شود. آري صبح جمعه و دعاي سوزان ندبه، در فراق امام زمان و ياد سيد الشهدا عليه السلام است. و چه بسا همين ياد امام حسين عليه السلام در صدق و صفاي اين دعا، اثري ژرف به جاي نهد. 5. زيارت عاشورا و ياد مهدي (عج) «زيارت عاشورا» ، كه از سوي امام محمد باقر عليه السلام، به شيعيان و شيفتگان تعليم داده شده است مضامين والايي دارد. در يكي از قسمت هاي زيارت چنين آمده است: «ان يرزقني طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد صلي الله عليه و آله; همانا از خداوند مي خواهم خون خواهي تو را در كنار امام ياري شده از خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله روزيم گرداند» . زائر در اين فقره، مشاركت در خون خواهي امام حسين عليه السلام به وسيله امام زمان عليه السلام را طلب مي كند، چرا كه مقصود از امام منصور، دوازدهمين پيشواي شيعيان حضرت ولي عصر (عج) مي باشد و علت اين كه او را منصور ناميده اند، اين است كه ايشان در طلب خون جدشان ياري مي شوند. امام محمد باقر عليه السلام در شرح آيه شريفه «و من قتل مظلوما» فرمودند: «سمي المهدي المنصور كما سمي احمد محمدا و كما سمي عيسي المسيح; مهدي [عج]، منصور ناميده شد، همان طوري كه احمد، به محمد [ص] و عيسي به مسيح [ع] ناميده شد» . (50) محمد بن مسلم مي گويد: شنيدم اباجعفر فرمود: «قائم ما منصور به رعب و مؤيد به نصر است..» . (51) 6. روز عاشورا و ياد حضرت مهدي (عج) جلوه اي ديگر از ارتباط دو فرزند زهرا عليها السلام، روز عاشورا است، كه دل عزاداران بايد به عشق ولي عصر بتپد و ذكر قيام اباعبدالله، با ياد امام زمان (عج)، توام باشد. صالح بن عقبه از پدرش نقل مي كند: امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «هر كس حسين بن علي عليهم السلام را در روز دهم محرم زيارت كند تا آن كه نزد قبر آن حضرت گريان شود، خداوند - تبارك و تعالي - ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد به او عطا كند كه ثواب آن ها، مثل ثواب كسي است كه درخدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليه السلام حج و عمره و جهاد كرده باشد. راوي مي گويد: عرض كردم: فدايت شوم، كسي كه در شهرهاي دور باشد و ممكن نباشد كه در مثل اين روز به سوي قبر آن حضرت رود، آيا براي او ثوابي است؟ امام عليه السلام فرمود: هرگاه چنين باشد به سوي صحرا يا بربلندي بام خانه خود رود و به سوي حضرت اشاره كند و سلام دهد و در نفرين بر قاتلان وي جديت نمايد و بعد از آن دو ركعت نماز بخواند. اين كار را در اوايل روز انجام دهد و خود بر امام حسين عليه السلام بگريد و كساني را كه در خانه اش هستند، نيز به گريه بر آن حضرت وا دارد. و يكديگر را به اين كه در شهادت امام حسين عليه السلام مصيبت زده شده اند، تعزيت گويند. و هرگاه چنين كنند، همه آن ثواب ها را براي آنان ضامنم. گفتم: يكديگر را چگونه تعزيت بگويند ؟ حضرت فرمودند بگويند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدي من آل محمد عليهم السلام; خداوند اجر ما و شما را در مصيبت حسين عليه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از كساني قرار دهد كه به همراه ولي امام حسين، امام مهدي [عج] از آل محمد عليهم السلام طلب خون آن حضرت كرده و به خون خواهي او برخيزيم » . (52) 7. شعار سپاه حضرت مهدي (عج) در شعارهاي لشكر آن حضرت - كه برگرفته از شعور عميق آنان است - به روشني مي توان ياد و خاطره امام حسين عليه السلام را مشاهده كرد. در يكي از «زيارات جامعه » در قسمت سلام به حضرت مهدي (عج) آمده است: «السلام علي الامام الغائب عن الابصار و الحاضر في الامصار و الغائب عن العيون و الحاضر في الافكار، بقية الاخيار، وارث ذي الفقار، الذي يظهر في بيت الله الحرام ذي الاستار و ينادي بشعار يا لثارات الحسين، انا الطالب بالاوتار، انا قاصم كل جبار; (53) سلام و درود بر امامي كه از ديده ها پنهان است و در شهرها حاضر; آن كه از ديده ها، نهان است و در دلها حاضر; باقي مانده اخيار و خوبان; و وارث شمشير ذوالفقار; آن بزرگواري كه در بيت الله الحرام - كه داراي پرده ها است - ظاهر مي شود و به شعار «يا لثارات الحسين » ندا مي كند و مي فرمايد: منم مطالبه كننده خون هاي به ناحق ريخته; منم شكننده هر ستمگر جفا پيشه » . و ياران حضرت مهدي (عج) نيز به پيروي از امامشان، شعار يا لثارات الحسين سر مي دهند. محدث بزرگ مرحوم حاجي نوري (ره) از كتاب غيبت فضل بن شاذان نقل كرده: «ان شعار اصحاب المهدي (عج) يا لثارات الحسين عليه السلام; به درستي كه شعار ياوران مهدي (عج) يا لثارات الحسين است » . (54) امام صادق عليه السلام هم مي فرمايد: «شعار ياران حضرت مهدي يا لثارات الحسين (اي خونخواهان حسين عليه السلام) است » . (55) چهار: همراه با تشرفات 1. حضرت مهدي (عج) و گريه بر امام حسين عليه السلام سيد بحر العلوم (ره) روزي به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بين راه درباره اين مساله كه «گريه بر امام حسين عليه السلام گناهان را مي آمرزد» فكر مي كرد. همان وقت متوجه شد كه شخص عربي، سوار بر اسب به او رسيد و سلام كرد. بعد در لحظه اي پرسيد: جناب سيد! درباره چه چيز به فكر فرو رفته اي؟ و در چه انديشه اي؟ اگر مساله علمي است مطرح كنيد، شايد من پاسخش را بدانم. سيد بحر العلوم فرمود: در اين باره فكر مي كنم كه چطور مي شود، خداي تعالي اين همه ثواب به زائران و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهدا عليه السلام مي دهد; مثلا در هر قدمي كه در راه زيارت بر مي دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مي شود و براي يك قطره اشكي تمام گناهان صغيره و كبيره اش آمرزيده مي شود؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براي شما مثالي مي آورم تا مشكل حل شود. سلطاني به همراه درباريان خود به شكار مي رفت. در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سختي فوق العاده اي افتاد و بسيار گرسنه شد. خيمه اي را ديد و وارد آن جا شد. در آن سياه چادر، پيرزني را با پسرش ديد. آنان در گوشه خيمه بز شيرده اي داشتند، و از راه مصرف شير اين بز، زندگي خود را مي گذراندند. وقتي سلطان وارد شد، او را نشناختند; ولي براي پذيرايي از مهمان، آن بز را سر بريده و كباب كردند; زيرا چيز ديگري براي پذيرايي نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و خود را به درباريان رسانيد و جريان را براي اطرافيان نقل كرد. در نهايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش مهمان نوازي پيرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملي بايد انجام بدهم؟ يكي از حاضران گفت: به او صد گوسفند بدهيد. و ديگري كه از وزيران بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفي بدهيد. يكي ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد. سلطان گفت: هر چه بدهم كم است; زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم، آن وقت مقابله به مثل كرده ام; چون آنان هر چه را كه داشتند به من دادند. من هم بايد هر چه را كه دارم، به ايشان بدهم تا مقابله به مثل شود. بعد سوار عرب پرسيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهدا عليه السلام، هر چه از مال و منال، اهل و عيال، پسر و برادر، دختر و خواهر و سر و پيكر داشت، همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائران و گريه كنندگان، آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب كرد; چون خدا - كه خدائيش را نمي تواند به سيدالشهدا عليه السلام بدهد - پس هر كاري كه مي تواند، انجام مي دهد; يعني، با صرف نظر از مقامات عالي خودش، به زائران و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتي عنايت مي كند. در عين حال اينها را جزاي كامل براي فداكاري آن حضرت نمي داند. چون شخص عرب اين مطالب رافرمود، از نظر سيد بحر العلوم غايب شد. (56) 2. حضرت مهدي (عج) و عزاداري امام حسين عليه السلام يكي از ويژگي هاي بارز و از خصايص برجسته علامه بحر العلوم (ره)، ارادت وصف ناپذير و شور و عشق خالصانه او به سالار شهيدان و ارج نهادن به سوگواري براي آن حضرت و بزرگداشت روزهاي جاودانه تاسوعا و عاشورا بود. در اين رابطه، علامه بحر العلوم، حضرت ولي عصر (عج) را نيز در صف عزاداران مي بيند كه قضيه از اين قرار است: روز عاشورايي بود و موج سوگواران از هر سو، به سوي كربلا در حركت بود. علامه بحرالعلوم (ره) نيز به همراه گروهي از طلاب، به استقبال عزاداران و سينه زنان حركت كردند. در فاصله نه چندان دوري از كربلا، محلي به نام «طويرج » هست كه دسته سينه زني آنان و سبك سوگواريشان مشهور بود. هنگامي كه علامه و همراهانش به آنان رسيدند، ناگهان علامه با آن كهولت سن و موقعيت اجتماعي و علمي، لباس خويش را به كناري نهاده، و سينه خويش را گشود و در صف سينه زنان، با شوري وصف ناپذير به سينه زدن پرداخت. علما و طلاب كه همراه او جهت استقبال سوگواران و دسته هاي عزاداري آمده بودند، هر چه تلاش كردند تا مانع كار او شوند و از شور و احساسات گرم و عارفانه او بكاهند، نه تنها موفق نشدند; بلكه گروهي از آنان، چنان تحت تاثير او قرار گرفتند كه به او پيوستند و گروهي ديگر نيز براي حفظ او - كه مبادا بر اثر موج جمعيت زير دست و پا بيفتد و دچار ناراحتي و صدمه شود - به مراقبت از او پرداختند. سرانجام مراسم پرشور سوگواري و سينه زني پايان يافت و آن سيد بزرگوار، لباس خود را پوشيده، به خانه بازگشت. يكي از خواص، از او پرسيد: چه رويدادي پيش آمد كه شما چنان دچار احساسات پاك و خالصانه شديد كه آن گونه سر از پا نشناخته، لباس از تن در آورديد و به سينه زنان پيوستيد؟ آن مرحوم در پاسخ گفت: حقيقت آن است كه با رسيدن به دسته سوگواران و سينه زنان، به ناگاه چشمم به محبوب دل ها، كعبه مقصود و قبله موعود، امام عصر عليه السلام افتاد و ديدم آن گرامي مرد عصرها و نسل ها، با سر و پاي برهنه در ميان انبوه سينه زنان، در سوگ پدر والايش حسين عليه السلام با چشماني اشك بار به سر و سينه مي زند. به همين جهت آن منظره مرا به حالي انداخت كه قرارم از كف رفت و سر از پا نشناخته، وارد صف سوگواران و سينه زنان شدم ودر برابر كعبه مقصود و قبله موعود، به سوگواري پرداختم. (57) 3. حضرت مهدي (عج) و زيارت امام حسين عليه السلام حاج علي بغدادي مي گويد: [در تشرف خود] به حضرت صاحب الامر عليه السلام عرض كردم: اي سرور ما! مساله اي دارم؟ فرمود: بپرس. گفتم: روضه خوان هاي امام حسين عليه السلام، مي خوانند كه سليمان اعمش، نزد شخصي آمد و از زيارت حضرت سيدالشهدا عليه السلام پرسيد، آن شخص گفت: بدعت است. شب آن شخص در عالم رؤيا، هودجي را ميان زمين و آسمان ديد، سؤال كرد: در آن هودج كيست؟ گفتند: فاطمه زهرا و خديجه كبري عليهما السلام. گفت: به كجا مي روند؟ گفتند: امشب (شب جمعه)، براي زيارت امام حسين عليه السلام مي روند. همچنين ديد رقعه هايي از هودج مي ريزد ودر آنها نوشته است: «امان من النار; لزوار الحسين في ليلة الجمعة امان من النار يوم القيامة; اين برگ اماني است در روز قيامت براي زوار امام حسين عليه السلام در شب هاي جمعه ». آيا اين حديث، صحيح است؟ فرمودند: آري! راست ودرست است. گفتم: سيدنا! صحيح است كه مي گويند: هر كس امام حسين عليه السلام را در شب جمعه زيارت كند، اين زيارت برگ امان از آتش است؟ فرمود: آري والله; و اشك از چشمانش جاري شد و گريست... (58) 4. حضرت مهدي (عج)، در سوگ امام حسين عليه السلام شيخ جليل حاج ملا سلطان علي روضه خوان تبريزي - كه از جمله عباد و زهاد بود - نقل مي كند. در عالم رؤيا به حضور حضرت بقية الله - ارواحنا فداه - مشرف شده، خدمت ايشان عرض كردم: مولاي من! آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده كه مي فرماييد: «فلاندبنك صباحا و مساء و لابكين عليك بدل الدموع دما» (59) صحيح است؟ فرمود: بلي صحيح است. عرض كردم: آن مصيبتي كه در آن به جاي اشك خون گريه مي كنيد، كدام است؟ آيا مصيبت حضرت علي اكبراست؟ فرمود: نه، اگر علي اكبر زنده بود، در اين مصيبت او هم خون گريه مي كرد. گفتم: آيا مصيبت حضرت عباس است؟ فرمود: نه، اگر عباس در حيات بود، او هم در اين مصيبت خون گريه مي كرد. عرض كردم: لابد مصيبت حضرت سيدالشهداء عليه السلام است. فرمودند: نه، اگر حضرت سيدالشهداء عليه السلام هم در حيات بود، در اين مصيبت خون گريه مي كرد. عرض كردم: پس اين كدام مصيبت است كه من نمي دانم؟ فرمودند: آن مصيبت، مصيبت اسيري زينب است » . (60) 5. عنايت حضرت مهدي (عج) به مجالس ذكر امام حسين عليه السلام از آن جايي كه امام زمان عليه السلام صاحب عزاي واقعي است، بدون ترديد به مجالسي كه براي جد بزرگوارش عليه السلام برگزار مي شود، عنايت و توجه ويژه اي دارد. خطيب بزرگ شيعه، مرحوم شيخ عبدالزهراء كعبي (ره) مي گويد: يك روز بعد از ظهر وارد صحن مطهر امام حسين عليه السلام شدم، شخصي در مقابل يكي از حجره هاي صحن شريف - كه كتاب هاي مذهبي مي فروخت و ما با من سابقه آشنايي داشت. مرا ديد و گفت: كتاب كوچكي دارم كه به نظرم براي شما خوب باشد و در آن اشعاري بسيار زيبا دارد. قيمت آن هم اين است كه يك بار آن را برايم بخواني. كتاب را گرفتم. خيلي كتاب مفيد و سودمندي بود; زيرا اشعار قصيده ابن عرندس حلي - كه مدت ها دنبال آن مي گشتم - در آن بود. در يكي از رواق ها نشسته، به خواندن آن اشعار براي كتاب فروش مشغول شدم و هر دو اشك مي ريختيم كه ناگهان سيدي از بزرگان عرب را ديدم كه در برابرم ايستاده به اشعارم گوش مي دهد و گريه مي كند. چون به اين بيت رسيدم: ايقتل ظمآنا حسين بكربلا و في كل عضو من انامله بحر گريه آن بزرگوار شديد شد، رو به ضريح امام حسين عليه السلام كرد; اين بيت را تكرار مي نمود و همچون زن جوان مرده مي گريست. همين كه اشعار را به پايان رساندم، ديگر آن بزرگوار را نديدم. براي ديدن ايشان، از صحن خارج شدم تا شايد او را بيابم; ولي ايشان را نديدم. به هر كجا رو نمودم، اثري نيافتم; گويا از برابر چشمم غايب شده است. به يقين دانستم كه حضرت حجت و امام منتظر عليه السلام بوده است. (61) علامه اميني (ره) در الغدير (62) مي گويد: در ميان اصحاب ما مشهور است كه در هر مجلسي قصيده ابن عرندس خوانده شود، موجب تشريف فرمايي حضرت بقية الله - روحي له الفداه - به آن مجلس مي شود. ما براي تيمن و تبرك چند بيت اين قصيده را ذكر مي نماييم. ايقتل ظمآنا حسين بكربلا و في كل عضو من انامله بحر و والده الساقي علي الحوض في غد و فاطمه ماء الفرات لها مهر فوالهف نفسي للحسين و ما جني عليه غداة الطف في حربه الشمر 6. سفارش حضرت مهدي (عج) به زيارت عاشورا محدث نوري (ره) حكايت سيد رشتي را چنين نقل مي كند كه حضرت به سيد دستور خواندن نافله (خصوصا نافله شب)، زيارت جامعه و زيارت عاشورا را مي دهد و بعد از آن مي فرمايد: شما چرا نافله نمي خوانيد؟ نافله نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمي خوانيد؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمي خوانيد؟ جامعه، جامعه، جامعه! (63) «خاتمه » دولت حضرت مهدي (عج) و رجعت امام حسين عليه السلام «رجعت » مساله اي است كه در زمان ظهور نمود پيدا مي كند و حضرت ولي عصر عليه السلام صاحب رجعت است. اولين امامي كه در دولت كريمه رجعت مي كند، امام حسين عليه السلام است و بعداز امام زمان، حضرت سيد الشهدا عليه السلام، حاكم و امام حكومت مي باشد. 1. رجعت امام حسين عليه السلام بعد از حضرت حجت عليه السلام اولين شخصي كه رجعت مي كند و بر سراسر گيتي حكومت مي كند، امام حسين عليه السلام است و در اين قسمت به پاره اي از روايات در اين باره، اشاره مي شود: 1. امام صادق عليه السلام فرمود: «اولين كسي كه زمين بر رويش شكافته مي شود و به دنيا بر مي گردد، حسين بن علي است » . (64) آن حضرت هم چنين فرمود: اولين كساني كه به دنيا بر مي گردند، حسين بن علي عليه السلام و يارانش و يزيد بن معاويه و يارانش هستند كه همه آنها را از اول تا آخر مي كشد» . سپس امام صادق عليه السلام اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: «ثم رددنالكم الكرة عليهم و امددناكم باموال و بنين و جعلناكم اكثر نفيرا; (65) پس شما را بار ديگر بر آنها مسلط كنيم و با مال و فرزندان ياري رسانيم و تعدادتان را افزون تر كنيم » . (66) و امام محمد باقر عليه السلام مي فرمايند: امام حسين عليه السلام شب عاشورا به اصحابش فرمود: «... فابشروا بالجنة، فوالله انما نمكث ماشاء الله تعالي بعد ما يجري علينا، ثم يخرجنا الله و اياكم حين يظهر قائمنا فينتقم من الظالمين، و انا و انتم نشاهدهم في السلاسل و الاغلال و انواع العذاب و النكال...; بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم كه بعد از آنچه بر ما جاري شود، مكث خواهيم كرد آن قدر كه خداي تعالي خواسته باشد، پس بيرون مي آورد ما و شما را در آن هنگامي كه قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد كشيد از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهيم كرد ايشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نكال..» . (67) و امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، دوباره از «رجعت » خود سخن گفته، مي فرمايد: «من اولين كسي خواهم بود كه زمين شكافته مي شود و رجعت مي كنم » . (68) و در زيارت حضرت ابوالفضل عليه السلام مي خوانيم: «جئتك يابن اميرالمؤمنين وافدا اليكم و قلبي مسلم لكم... فمعكم معكم لامع عدوكم اني بكم و بايابكم من المؤمنين و بمن خالفكم و قتلكم من الكافرين; اي پسر اميرمؤمنان! من به محضر شما شرفياب شدم; در حالي كه دلم تسليم شما و ياريم آماده براي شما است... من با شمايم، با شمايم، نه با دشمنان شما. من نسبت به شما و بازگشت شما از ايمان آورندگان و نسبت به آنان كه شما را كشتند، از كافرانم » . (69) 2. امام حسين عليه السلام در سوگ حضرت مهدي (عج) بر اساس رواياتي كه درباره رجعت وارد شده، امام حسين عليه السلام در اواخر حكومت ولي عصر، با اصحاب باوفايش رجعت مي كند و براي همه مردمان معرفي مي شود، تا كسي در مورد آن حضرت دچار ترديد نگردد. هنگامي كه همه مردم او را شناختند، اجل حضرت بقية الله فرا رسيده، چشم از جهان فرو مي بندد. آن گاه امام حسين عليه السلام متصدي و متولي امر غسل، كفن، حنوط و دفن ايشان مي گردد. امام صادق عليه السلام درباره آيه شريفه «ثم رددنا لكم الكرة عليهم » (70) مي فرمايد: «مقصود زنده شدن دوباره امام حسين عليه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; در حالي كه كلاه خودهايي طلايي بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسين عليه السلام را اطلاع مي دهند تا مؤمنان به شك و شبهه نيفتند» . اين در حالي است كه حضرت حجت در ميان مردم است; چون معرفت و ايمان به حضرتش در دل هاي مردم استقرار يافت، مرگ او فرا مي رسد. پس امام حسين عليه السلام متولي غسل، كفن، حنوط و دفن ايشان مي شود و هرگزغير از وصي، وصي را تجهيز و خاك سپاري نمي كند» . (71) امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «حسين عليه السلام با اصحابش مي آيند و هفتاد پيامبر آنان را همراهي مي كنند; چنان كه همراه موسي عليه السلام هفتاد نفر فرستاده شدند. آن گاه حضرت قائم عليه السلام انگشتر را به وي مي سپارد و امام حسين عليه السلام غسل و كفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده مي گيرد» . (72) «اللهم بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجة »
دوشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش اول مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش سوم مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش چهارممهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش پنجم (پایانی) جمعه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بسم الله الرحمن الرحیم 9) در طی دو سال اخیر، انجمن ها، گروه ها، تشکل ها و ... مذهبی و فرهنگی، بدون در نظر گرفتن ظرایف و پیچیدگی های کار تشکیلاتی، به صورت خودرو و خودسر در جای جای میهن اسلامی شکل گرفته اند؛ این دغدغه ی جوانان مومن و فداکار میهن اسلامی گرچه فی نفسه بسیار مفید بوده و جای خوشحالی دارد، اما اگر تنها بر اثر احساسات شکل بگیرد و پشتوانه ی دقیق علمی و مدیریتی نداشته باشد، به زودی طعمه ی مناسبی برای دشمن خواهد شد و دشمن با رسوخ در بدنه ی این تشکل ها به وسیله ی افراد نفوذی خود و یا تحریک این گروه ها با عملیات جنگ روانی و رسانه ای، سمت و سوی چنین گروه هایی را منحرف خواهد نمود. تجربه ی گروه پرتعداد « مبشران ظهور » و نیز گروه های جدیدی که در جهت مبارزه با صهیونیسم تدارک دیده شده اند، نمونه هایی از این دست می باشند. مسئولین محترم این گروه ها و اصحاب رسانه، می بایست ضمن حمایت همه جانبه از گروه هایی این چنینی، موانع و مشکلات پیش روی این نهاد ها را به درستی درک نمایند و دشمن را نیز در این زمینه دست کم نگیرند و بسیار مراقب نفوذ دشمن در این گروه ها و یا تحریک افراد این گروه ها توسط رسانه های دشمن باشند تا مبادا تحرکات احساسی جوانان حاضر در گروه های اینچنینی، موجب پیشبرد ناخواسته ی اهداف دشمن گردد و انرژی مثبت جوانان مومن این مرز و بوم، به پای غلیان کنترل نشده ی احساسات اعضای این گروه ها و نیز دسیسه های دشمن، به هدر رود. ![]() پاسخ « شیخ عمران حسین » به یک سوال در مورد شیعیان: وی شیعیان را کافر نمی داند؛ اما شیعیان را به عنوان مسلمانانی با عقاید ناصحیح می داند که نیاز به اصلاح دارند!
![]() « شیخ عمران حسین » رهبر معنوی سازندگان فیلم های مستند « The Arrivals : ظهور » و « Phase 3 : فاز 3 » در بخش های از فیلم مستند « فاز 3 ».
![]() ![]() ![]() بخش هایی از مخالفت ها و انتقاد های وارده بر فیلم مستند « ظهور بسیار نزدیک است ».
![]() ![]() ![]() موافقت تلویحی برخی از شخصیت های محقق حوزوی با برخی مسایل مطرح شده در فیلم « ظهور بسیار نزدیک است ».
![]() فیلم مستند « Age of Appearance : عصر ظهور » ساخته ی « عبدالله هاشم » فیلم ساز معروف مسلمان.
استفاده ی « عبدالله هاشم » فیلم ساز معروف از « ستاره ی شش گوش » لوگوی طرفداران « احمد الحسن الیمانی » مدعی دروغین « سید یمانی ».
استفاده ی « عبدالله هاشم » فیلم ساز معروف از « ستاره ی شش گوش » لوگوی طرفداران « احمد الحسن الیمانی » مدعی دروغین « سید یمانی ».
« ستاره ی شش گوش » سمبل یهود و فراماسونری در وبسایت « احمد الحسن الیمانی »! مدعی دروغین مهدویت، نشان می دهد که وی سر در آخور یهود و فراماسونری دارد.
وبسایت فارسی « احمد الحسن » ملقب به « احمد الحسن الیمانی » مدعی دروغین « سید یمانی » و زمینه سازی برای ظهور.
« ستاره ی شش گوش » سمبل یهود و فراماسونری در اعلامیه های تبلیغی « احمد الحسن الیمانی »! مدعی دروغین مهدویت، نشان می دهد که وی سر در آخور یهود و فراماسونری دارد.
![]()
پایان.
کاری از: خادم الامام (عج) - بهار 1390
منابع و مآخذ جمعه, ۰۸ مهر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حضرت امام موسي كاظم(ع) فرمودند: "افضل العباده بعد المعرفه انتظار الفرج"؛ بهترين عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشايش است. اين حديث بيانگر اين نكته بسيار مهم است كه "معرفت و شناخت ذات اقدس الهي" و "انتظار" جزو بااهميتترين عبادتها بوده و در كنار هم قرار دارند، لذا اگر جامعه اسلامي ما كه امروز نياز به كمال و رشد معنوياش بيش از هر زمان ديگري است، بخواهد به اهداف متعالي انقلابي و اسلامي خود كه همان "جامعه مهدوي" است دست يابد، بايد اين 2 امر را در صدر رويكردهاي معنوي و عبادي خود قرار دهد. امروز ريشه بسياري از مشكلات و چالشهايي كه در حوزه سياسي و اقتصادي و بويژه فرهنگي و اجتماعي در جامعه شاهد هستيم را بايد در عدم توجه جدي به اين 2 موضوع جستوجو كنيم. بسياري از مفاسد اجتماعي، اخلاقي و اقتصادي كه منشأ تخريب بنيانهاي انساني جامعه است نظير افزايش طلاق، تجاوز، روابط نامشروع و نامحرم، رشوه، ربا، سرقت، مواد مخدر، بيماريهاي روحي- رواني و... همگي ريشه در عدم شناخت خدا و عدم ايمان جدي به امام منتظر(عج) است و اين براي جامعه اسلامي ما كه اكثريت پيروان و دوستداران پيامبر(ص) و اهل بيت معصوم(ع) هستند به هيچ عنوان شايسته و زيبنده نيست، لذا هم مردم و هم مسؤولان، بويژه دستاندركاران مذهبي و فرهنگي جامعه بايد دست در دست هم به ارتقاي روحيه معنوي در قالب حركت به سمت "معرفت الهي" و "جامعه مهدوي منتظر" گام بردارند. براي رسيدن به جامعه مهدوي منتظر امام عصر(عج) لازم است در ابتدا جامعه شناخت خود نسبت به پروردگار عالم را افزايش دهد تا در سايهسار معرفت الهي، درك بيشتر و بهتري از جامعه مهدوي و ويژگيهاي منتظر حضرت مهدي موعود (عج) داشته باشد. بر اين اساس جامعه بايد طبق حديث نبوي ابتدا "خودشناسي" كند؛ پيامبراكرم(ص) فرمودند: "من عرف نفسه، فقد عرف ربه"؛ هركسي خود را شناخت، به تحقيق خدا را شناخته است، بنابراين تكتك آحاد جامعه ما بايد برنامهاي جدي براي خودشناسي، خداشناسي و امامشناسي داشته باشد. اين ميسر نخواهد شد، مگر اينكه اولا همه به اهميت اين موضوع آگاه شوند، ثانيا خود را از نگاه و رويكرد روتين و "روزمره" به دين و ظاهر آن خارج كرده و عزم جدي بر ورود بر باطن و عمق دين براي خود ايجاد كنند. علما و بزرگان دين كه هم عالم و هم عامل به احكام دين و سيره اهل بيت(ع) هستند، براي رسيدن به "خودشناسي"، "امامشناسي" و "خداشناسي" دستورالعملهاي كاربردي را مطرح كردهاند كه مهمترين آنها عبارت است از "انجام واجبات"، "ترك محرمات" و در مراحل بعدي "انجام مستحبات"، "ترك مكروهات" و همزمان با آنها، "مراقبه". انساني كه بتواند در كنار انجام واجبات از گناهان صغيره و كبيره دست بردارد و خود را تزكيه كند و در عين حال براي مصون ماندن از وسوسهها و دامهاي شياطين جن و انس، "مراقبه" را ملكه خود كند (تا مبادا آنچه رشته است را پنبه كند!)، توفيق انجام مستحبات و ترك مكروهات را نيز پيدا خواهد كرد. در اين راستا علما و بزرگان اهل معرفت توصيه ميكنند انسان در هفته حداقل يك بار در يك هيات يا جلسه مذهبي كه سخنراني اخلاقي ميشود حضور يابد يا به يك سخنراني اخلاقي گوش فرادهد، يا يك كتاب اخلاقي بخواند تا نفس سركش او فرصت طولاني براي همنوايي با وسوسههاي شيطاني پيدا نكند! دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
شبهه: منظور از این که می گویند: نباید در زمان غیبت حکومت تشکیل گردد چیست؟ «ایکس - شبهه»: به طور کلی اشخاص یا جریانهایی که چنین تصوری از اسلام داشته و بیان میدارند، از دو گروه خارج نیستند: الف – کسانی که هیچ اعتقادی به اسلام ندارند، بلکه کافر میباشند و فقط جهت ایجاد اعوجاج در اعتقادات مسلمین و انحراف آنها از صراط مستقیم، با ماسک مسلمانی وارد شده و منافقوار بر علیه اسلام تلاش می کنند. ب – کسانی که مسلمان هستند، اما نه تنها هیچ گونه اطلاعات جامعی از اسلام و قرآن کریم ندارند و ایمان و اعتقادشان بر اصول درستی از اسلام استوار نیست، بلکه گمان دارند که به جز آنان کسی اسلام را نمیشناسد! به عنوان مثال برای گروه اول میتوان تمامی مراکز ناتوی فرهنگی بر علیه جمهوری اسلامی ایران در سرتاسر دنیا، سازمانهای صهیونیستی و پایگاههای اینترنتی یا رسانهای که همت، شدت و سرمایهگذاری و هزینهی کلان تلاش میکنند و البته در داخل نیز عدهای «عملهی آماتور ظلمه» را به استثمار گرفتهاند اشاره نمود و برای گروه دوم نیز «انجمن حجتیه» و سایر هم اندیشان آنها، مثال و نمونهی بارزی است. تکلیف گروه اول مشخص است، اما از گروه دوم میپرسیم: - آیا خداوند متعال بخش عظیمی از دین خود را تا ظهور حضرتش (عج) تعطیل نموده است؟! این دیگر چه جور دینی است؟! - واقعاً چطور ممکن است بدون برخورداری از حکومتی اسلامی که تلاش داشته باشد احکام الهی «فقه» را جایگزین بایدها و نبایدهای طواغیت نماید، احکام الهی را در عرصهها و زمینههای متفاوت اعم از اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، حکومتی، جنگ، صلح و ...، به اجرا درآورد؟ - آیا آیاتی که مسلمان را به «یکفروا بالطاغوت» و قیام برای برپایی عدل و قسط در فرد و جامعه مینماید و بالتبع دستور مقابله با هر گونه ظلم و فساد میدهد، تا ظهور حضرتش (عج) تعطیل است و مسلمانان هیچ وظیفهای در این باره ندارند؟! - آیا عقل و وحی قبول میکند که خداوند متعال ذلت بندگی و بردگی کفار، مشرکین و منافقین و ظالمین را بر بندگانش تحمیل کرده باشد و در راستای برپایی حکومت جهانی مهدی (ع) بر آنها هیچ تکلیفی ننموده و هیچ توقعی جز تنبلی، یک گوشه نشستن و دعا خواندن نداشته باشد؟! - خداوند متعال مگر نفرمود که از صفات و مشخصات تابعین دین حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله، رحمت بین خود و شدت با کفار است و آیا این صفات را قبل صفاتی چون نماز، رکوع و سجده بر نشمرده است؟ آیا تسلیم حکومت کفر و ظلم شدن، درست نقطهی مقابل این صفت و مشخصه نیست: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ في وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُود ... (الفتح – 29) ترجمه: محمد رسول خدا است و كسانى كه با او هستند عليه كفار شديد و بى رحمند و در بين خود رحيم و دلسوزند، ايشان را مىبينى كه همواره در ركوع و سجودند و در طلب فضل و رضوان خدايند. علامتشان در رخسارشان از اثر سجده نمايان است ... . - آیا آیات فراوانی که در آنها قید شده (برای مسلمانی) ولایت و تبعیت و اطاعت کفار، مشرکین، حتی اهل کتاب و ... را نپذیرید، فقط برای حضرت مهدی (عج) نازل شده و تا ظهور ایشان تعطیل شده است؟ مگر خطاب این آیات به همهی مؤمنین نیست و مگر نفرمود هر کس «ولایت» آنها را بپذیرد، خودش نیز از آنان است – و آیا اطلاق «هر کس» عام نیست؟ به عنوان نمونه: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ تُريدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبيناً» (النساء - 144) ترجمه: شما كه مؤمنيد به جاى مؤمنين، كافران را «ولی» خود مگيريد، مگر مىخواهيد عليه خود براى خدا دليلى روشن پديد آريد؟! «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» (المائده - 51) ترجمه: هان اى كسانى كه ايمان آورديد، يهود و نصارا را دوستان خود مگيريد كه آنان دوست يكديگرند و كسى كه (از شما) آنان را دوست بدارد خود او نيز از ايشان است، چون خدا مردم ستمكار را به سوى حق هدايت نمىكند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (المائده - 57) ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورديد كفار و اهل كتابى را كه دين شما را سخريه گرفته و بازيچهاش مىپندارند دوستان خود مگيريد و از خدا بپرهيزيد اگر مردمى با ايمانيد. چنان چه مشاهده میشود، خداوند متعال حتی اجازه پذیرش «ولایت» کسانی که دین اسلام را مسخره میکنند نمیدهد، چه رسد به کفار، مشرکین، منافقین، اهل کتاب و ... . دقت شود: این گونه انتظار و این روش، سنت یهودیان [و مطبوع صهیونیستها] است، که وقتی رسولشان از جانب خداوند کریم به آنان مرحمت نمود و فرمود: وارد این شهر (بیتالمقدس) شوید و از نعمات مادی و معنوی آن بهره ببرید، در عین ادعای پیروی از رسول گفتند: خیر. شما خودت با آن خدایت تشریف ببر و شهر را به تصرف در بیاور، کار که تمام شد، ما داخل میشویم. پس، بدون استقرار حکومتی اسلامی، انجام اوامر الهی و تحقق احکام اسلام و در نتیجه رشد فردی و اجتماعی به هیچ وجه میسر نیست و خداوند متعال نیز راه رشد را بر شخص و گروهی نبسته است که این خود با اصل «هدایت» منافات دارد. این است که امام خمینی (ره) بدین مضمون میفرمایند که «حکومت اسلامی» اصل و مقولهای است که عقل به محض تصور تصدیقش میکند و نیازی به استدلال نیز ندارد (یعنی از بدیهیات عقلی است). جالب آن که همین امثال «انجمن حجتیه» که به وقت ضرورت مبارزه با طاغوت و رژیم شاه، جنگ، مقابله با توطئههای سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و ... آمریکا و صهیونیسم بینالملل، ادعای «سیاسی نبودن» میکنند، به هنگام اطاعت پذیری از شاه، همکاری با ساواک، همکاری با امثال بنیصدر، خاتمی و موسوی، همه سیاسی میشوند و از هیچ خدمت فردی یا تشکیلاتی فروگذار نمینمایند! سه شنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بسم الله الرحمن الرحیم مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش چهارم توجه : این مقاله در 190 صفحه نوشته شده و در 5 بخش جداگانه منتشر خواهد شد، لذا خواهشمندیم از اظهار نظر شتابزده، قبل از اتمام آن، خودداری فرمایید!
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() ![]()
بله عزیزان! از چند دهه قبل، عبارت « ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ اَيْدِي النّاسِ » در عالم واقعیت نیز به حقیقت پیوسته است و بشر علاوه بر انحراف و تباهی در خشکی ها، دریاها را نیز از فساد و انحراف خویش مصون نگاه نداشته و آن ها را نیز آلوده کرده است. این مسئله نیز نشان می دهد که ما در دوره ی ویژه ای از تاریخ بشر هستیم و زنگ های آخرالزمان به صدا در آمده است. ![]() کشف ویرانه های « معبد شیطانی سلیمان » در بیت المقدس و نقشه های شوم « دجال احتمالی آخرالزمان (فراماسونری جهانی) » برای برپا کردن مجدد این معبد و تخریب « مسجد الاقصی ». ![]() کشف ویرانه های « معبد شیطانی سلیمان » در بیت المقدس و نقشه های شوم « دجال احتمالی آخرالزمان (فراماسونری جهانی) » برای برپا کردن مجدد این معبد و تخریب « مسجد الاقصی ». ![]() کشف ویرانه های « معبد شیطانی سلیمان » در بیت المقدس و نقشه های شوم « دجال احتمالی آخرالزمان (فراماسونری جهانی) » برای برپا کردن مجدد این معبد و تخریب « مسجد الاقصی ».
هشدارها و اخطارها
BBC و سوء استفاده از مسایل پیش آمده حول و حوش مستند « ظهور بسیار نزدیک است ».
![]()
![]() دسیسه ی دشمن در تخریب برخی چهره های سیاسی و فرهنگی کشور، همزمان با جنجال های به راه افتاده پیرامون مستند « ظهور بسیار نزدیک است ».
![]() دسیسه ی دشمن در تخریب برخی چهره های سیاسی و فرهنگی کشور، همزمان با جنجال های به راه افتاده پیرامون مستند « ظهور بسیار نزدیک است ».
خادم الامام (عج) - وعده صادق
منابع و مآخذ يكشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
انتظار فرج و ظهور مهدي آلمحمد(عج)، يعني انتظار گسترش عدالت و انسانيت در جهان كه در فرهنگ شيعه اين انتظار از برترين عبادتهاست و انتظار مصلح جهاني، تنها يك مفهوم اعتباري نيست بلكه منتظر بايد ويژگيهايي داشته باشد و وظايفي را با جديت تمام انجام بدهد و آنچه براي تحقق آن وعده الهي ضرورت دارد، مهيا کند. در اينجا ضمن اشاره به وظايف منتظران امام زمان(عج)، به زمينههاي خاصي كه در جوانان براي انجام وظايف عصر انتظار وجود دارد، ميپردازيم. |
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا

یکى از اعمالى که سیدبن طاووس به آن اهمیت مىداد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان(عج) بوده است، چنانچه به فرزند خود سفارش میکند: ابتدا براى آن حضرت صدقه ده، قبل از اینکه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى
چرا 21 دسامبر ، 2012، توسط بسیاری به عنوان روز فاجعه انتخاب شده؟ این موضوع به طور عمده ای ریشه در محاسبات تقویمهای قوم مایای باستان دارد.

عبدالله بن سنان ميگويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبههاي عارض شما ميگردد؛ پس (در ايام) بدون نشانهاي كه ديده شود و بدون امامي که شما را هدايت کند باقي خواهيد ماند. در آن روز کسي نجات نمييابد مگر آن كسي كه به دعاي غريق، دعا كند.
ز این دست آثار می توان به مجموعه مستند "Arrival" اشاره کرد که با نام "ظهور"در ایران تکثیر و توزیع شده است.در این مجموعه ضمن پرداختن افراطی به نمادها و نشانه های مختلف ماسونی ، از تحلیل اندیشه ها و تفکرات مخرب فراماسونری به شدت پرهیز شده و مخاطب را در سطح یک سری ظواهر نگاه داشته و به وی اجازه نمی دهد که پدیده فراماسونری را در عمق اندیشه و فکر ، بررسی و تحلیل نماید. چنین گرایشی متاسفانه در برخی از سخنرانان داخلی که بعضا در دانشگاهها و مراکز علمی و آکادمیک نیز برنامه دارند ، مشهود است که به دلیل عدم حضور فعال محققان و پژوهشگران معتبر این حوزه در محافل و مجامع علمی ، بعضا بازار داغی هم پیدا کرده اند.


حضرت امام(ره) با يادآوري دشواريهاي مبارزات انبيايي، تلاش براي مهيا شدن زمينه ظهور را موجب علني شدن هرچه بيشتر دشمني ها و توطئه هاي استكبار جهاني و وابستگان داخلي آنان دانسته و مقاومت و مخالفت آنان را مانع انجام وظيفه نمي دانند.
[در روابط جنسی] مردان به مردان اکتفا میکنند و زنان به زنان قناعت میورزند. فحشا بسیار گردد به طوری که کار و شغل قرار گیرد و زنا علنی گردد و فساد در همه جا آشکار است و کسی از آن جلوگیری نمیکند و مرتکبان آن هم خود را معذور میدانند. لهو و لعب آشکار میگردد و کسی که از کنار آن میگذرد، جلوگیری نمیکند یا کسی قادر به جلوگیری از آن نیست. (تباهی اخلاقی و بیتعادلی در روابط جنسی)


استكبار وقتي مي بيند ديگر نمي تواند عناصر وابسته به خودش را در قدرت نگه دارد، با قيام مردم همراهي مي كند تا قيام مردم را منحرف كند. اين مرحله اول ترفند اوست. حالا شما فكر كنيد مراحل بعدي چگونه عمل خواهد كرد؟ طبيعي است تا جايي پيش برود كه يك قيام اسلام خواهانه به ظاهر ضد استكبار را در منطقه شكل دهد.
در زمانهاي قديم مرد دانشمندي بود كه پسري داشت و آن پسر علاقهاي به علم پدرش نشان نميداد و در مورد دانش پدرش چيزي از او نميپرسيد. آن مرد دانشمند همسايهاي داشت كه به نزد او ميآمد، پرسشهايش را با او مطرح ميكرد و مطالبي از او ميآموخت. تا اينكه زمان مرگ مرد دانشمند نزديك شد.
مسلمانان، چه شيعه چه اهل سنّت، همگي بر خروج «دابّـة الأرض» در آخرالزّمان اتّفاق نظر دارند، امّا آنها در مورد مشخّص كردن مصداق؛ يعني ماهيّت آن دابّـة ، اختلاف نظر دارند. اهل سنّت قائل به اين است كه دابّـة الأرض، جنبندهاي از جنبندگان زمين است، امّا شيعيان بر اين باورند كه دابّـة الأرض، يك مرد معيّن است و ما در بخشهاي بعد به اين مسئله خواهيم پرداخت.
وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه میکند، ندائی که طنین انداخت و ندایی که از آن حضرت به گوش عالمیان میرسد، این است: اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ اوّلین حرف این است: مردم! من شما را به مبدأ و معاد که هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِر است، متذکّر میکنم.
منجي موعود در صورت ظهور امكان موفقيت ندارد. اين خط تبليغاتي هاليوود است كه در دو دهه اخير در حجمي وسيع دنبال نموده است. تكنولوژيهاي پيشرفتة علمي و فنآوريهاي مدرن تسليحاتي در مجموعه نظام ليبرال دموكراسي، از نظاميان حاكمان جور، سربازان توانمند و هوشمندي ساخته است كه قادرند يك تنه تمام مخالفان صلح و آرامش زمين، اعم از انسان و غير انسان را قلع و قمع كنند.
آری جمهوری اسلامی ایران که آخرین گام از حکومت الله و آغاز ظهور کامل دین اسلام و تجلی تام و کامل شخصیت انسان کامل و مدیریت الهی او بر جهان است با ورود به مرحله پنجم و نهایی خویش که عیناً ورود به مقدمات آخرین 14 ظهور منجی بشریت و تحقق وعده الهی است و در لسان روایات ما به " واگذاری پرچم حق از سوی سید خراسانی به مهدی موعود روحی فداه " 15 تعبیر گشته است که رسالت اصلی و غایت انقلاب اسلامی ایران می باشد و هم اینک با تبدیل...
علاوه بر اینکه رفتار و احساس و ایمان ما در نزدیک شدن ظهور تأثیرگذار است، دعای ما هم در امر فرج مؤثر است. ظهور و خروج حضرت موسی(ع) برای نجات بنی اسرائیل 170 سال جلو افتاد، بهخاطر اینکه بنیاسرائیل برای این امر مهم، 40 روز دعا و تضرع کرده و ضجه زدند و ملتمسانه آن را از خداوند خواستند و خدواند بواسطۀ این تضرع و نالۀ آنها 170 سال باقی مانده را بر آنها بخشید و به موسی فرمان داد که آنها را نجات دهد.
همه براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به مسجد جمكران مي روند، و نمي دانند كه خود آن حضرت چه التماس دعايي از آن ها دارد كه براي تعجيل فرج او دعا كنند! چنان كه به شيخ ابراهيم حايري فرموده بود: اين ها كه به اين جا آمده اند، دوستان خوب ما هستند، و هر كدام حاجتي دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداي دين؛ ولي هيچ كس در فكر من نيست!
مقاله حاضر با طرح ادله گوناگون در مورد ضرورت زمينهسازي براي ظهور موعود(عج) بحث ميكند و ميكوشد ادعاي كساني را كه اظهار ميدارند آمادگي و زمينهسازي براي ظهور منجي ضرورت ندارد، ابطال سازد.
آقاجان! ببين وقتي حرف ميزنيم، جوانها بيشتر گريه ميكنند. اسم شما كه ميآيد، ببين اين جوانهاي عزيز چه حالي دارند و چه اشكي ميريزند؟! دوست دارند. آقا! به حقّ اين جوانها يك نگاهي هم به ما بدبختها كن! ما كه عمر و زندگيمان را باختيم. آقاجان! گفتند دعا براي فرج كنيد تا ظهور به تعجيل بيافتد. آقا جان! مظلومهاي بحرين را ميبينيد؟! آقاجان بيا نائب و سپهسالارت را ياري كن! آقاجان بيا مردم مظلوم بحرين، ايران و مظلومين عالم را ياري كن!
اما برای نزدیک بودن ظهور، دو نوع دليل وجود دارد که یکی از این دو نوع، حوادثِ در آستانه ظهور هستند، حوادثی که در عالم رخ می دهند و در روایات هم این حوادث ذکر شده است، ما با آن حوادث در این جلسه زیاد کاری نداریم و آن حوادث زیاد تکلیفی برای انسان روشن نمیکند، حوادثی هستند که باید رخ دهند و یا بعضا مبهم هستند و یا ممکن است حتي این حوادث رخ ندهد و ظهور رخ دهد
به راستي، چه ارتباطي ميان اين دو كوكب درخشان آسمان ولايت - كه ملك و ملكوت، عرش و فرش همه از يگانگي آن دو سخن مي گويند - وجود دارد. هر كجا حسين عليه السلام است، مهدي (عج) نيز هست و هر كجا مهدي (عج) است، حسين عليه السلام نيز مي باشد. ذكر و نام آن يكي، با ياد و نام ديگري قرين و عجين است.
به موازات فیلم مستند « ظهور بسیار نزدیک است »، فیلم مستند دیگری توسط فیلم ساز معروف مسلمان آقای « عبدالله هاشم » و در خارج از کشور ساخته شده است که « Age of Appearance : عصر ظهور » نام دارد.(169) این فیلم (عصر ظهور) از نظر زمان ساخت، زودتر از مستند « ظهور بسیار نزدیک است » ساخته شده است و علی رغم نیت سالم و تلاش های قابل تقدیر سازنده ی آن « عبدالله هاشم »، این مستند ساز از احادیث ضعیف برای اثبات سخنان خویش بهره جسته است؛ به نحوی که ...














"معرفت و شناخت ذات اقدس الهي" و "انتظار" جزو بااهميتترين عبادتها هستند، لذا اگر جامعه اسلامي ما كه امروز نياز به كمال و رشد معنوياش بيش از هر زمان ديگري است، بخواهد به اهداف متعالي انقلابي و اسلامي خود كه همان "جامعه مهدوي" است دست يابد، بايد اين 2 امر را در صدر رويكردهاي معنوي و عبادي خود قرار دهد.
این گونه انتظار و این روش، سنت یهودیان [و مطبوع صهیونیستها] است، که وقتی رسولشان از جانب خداوند کریم به آنان مرحمت نمود و فرمود: وارد این شهر (بیتالمقدس) شوید و از نعمات مادی و معنوی آن بهره ببرید، در عین ادعای پیروی از رسول گفتند: خیر. شما خودت با آن خدایت تشریف ببر و شهر را به تصرف در بیاور، کار که تمام شد، ما داخل میشویم.





















در اينجا ضمن اشاره به وظايف منتظران امام زمان(عج)، به زمينههاي خاصي كه در جوانان براي انجام وظايف عصر انتظار وجود دارد، ميپردازيم.