مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
برچسب:علائم ظهور
|
دوشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
روایات حضرات معصومین علیهم السلام، چونان تابلوهای راهنمایی در جاده انتظار مسافران را راهنمایی می کنند. از خطرات و نقاط خطرخیز آگاهی می بخشند و آمادگی آنها را طلب می کنند. هیچ یک از ما از زمان قطعی ظهور و قیام حضرت صاحب الزمان(عج) آگاهی ندارد چنانکه هیچ کس را رخصت و اجازه تعیین وقت نداده اند لیکن جمله روایات درباره حوادث آن سال ویژه هشدار می دهند.
سالی که قیام ها، بحرانها و شورشها جهان اسلام را درهم می کوبد. سالی که اگر درک شود نشانه های ظهور مانند دانه های تسبیح یک به یک پیش می روند. از اینجا، ما چاره ای جز جستجو، رصد و انتظار نداریم. چنانکه ضمن پرهیز از تعیین وقت چشم به حوادث و وقایعی داریم که روایات درباره آنها خبر داده اند. کسی چه می داند شاید ما هم در جمع کسانی باشیم که آن سال موعود و وقایعش را درک می کنند. یکی از حوادثی که روایات وقوع آن را در آسمان خبر داده اند خسوف یا همان ماه گرفتگی است. آن هم ماه گرفتگی در شب بدر از ماه رجب. البته پیش از این هم در ماه رجب خسوف حادث شده است. در روایتی از قول امام ششم(ع) آمده است که از ایشان پرسیدند: یابن رسول الله! فدایتان شوم. نشانه ای از خروج و قیام حضرت مهدی(عج) به من مرحمت کنید. حضرت فرمودند: ام سعید! وقتی ماه در شب بدر ماه رجب گرفته شود و خسوف رخ دهد، مردی پس از آن خروج کند و به دنبال آن حضرت مهدی(عج) قیام خواهند کرد.1 بنا به تکلیف و البته امید و انتظارمان این خبر را ذکر می کنیم. ای کاش این خسوف و این ماه، همان ماه گرفتگی در ماه رجب آنهم در شب بدر [به افق عربستان] باشد. آرزو بر منتظران مضطر و امیدوار عیب نیست. ای کاش به آرزوی دلمان برسیم. پی نوشت: 1. دلائل الامامة، ص 259؛ بیان الائمه، علیهم السلام، ج2، ص695 به نقل از شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا موعود پنجشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفتیم که حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. در بررسی سندی 16 روایت مرتبط با حوادث مصر در آستانه ظهور دیدیم که این روایات از میان 7 منبع روایی نقل شده است. ما به ترتیب قدمت این منابع بررسی سندی را آغاز کردیم و به تحلیل روایات سه منبع از این منابع پرداختیم. موعود يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
تحلیل و نقد روایات موعود دوشنبه, ۰۹ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفته شد که روایات رخدادهای مصر در دوران ظهور را می توان به هفت گروه تقسیم کرد و ترتیبی منطقی اما احتمالی برای این رخدادها ارائه نمود. در بخش گذشته به بررسی سه گروه از این رخدادها پرداختیم. این سه گروه عبارتند از: موعود شنبه, ۰۷ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
اگرچه روايات پيش بيني حوادث آينده مصر فراوان است اما تنها بخشي از آنها به عصر ظهور مرتبط مي شود. روايات پيش بيني فتح مصر توسط مسلمانان و همچنين روايات غلبه مغربي ها بر مصر كه در دوران انقلاب فاطميان به حقيقت پيوسته است، از جمله رواياتي است كه ربطي به مساله ظهور ندارند و بايد مراقب بود كه ما را به اشتباه نياندازند و با روايات ظهور درآميخته نگردند. بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل تنها به رواياتي مراجعه خواهيم كرد كه به نحوي دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
امام زمان (عج) ظهور منجي آخر الزمان از جمله مسايلي است كه شيعه و سني به آن معتقدند و در منابع روايي هر دو، روايات متعددي در اين باره وجود دارد. پيامبر خدا و اهل بيت، نشانه هايي را كه پيش از ظهور حضرت ولي عصر(عج) رخ مي دهد، ارائه كرده اند تا مردمي كه در دوران پيش از ظهور زندگي مي كنند خود را براي اين اتفاق بزرگ آماده سازند و همچنين مردم دوران هاي ديگر مدعيان دروغين را بشناسند. يكي از اين نشانه ها كه اخبار فراواني را به خود اختصاص داده، رخدادهاي مرتبط با كشور مصر است. ناآرامي هاي كنوني اين كشور و جنبش مردم مسلمان اين ديار، نگاه ها را بيش از گذشته به سوي اين پيش گويي ها جلب كرده است. چرا كه برخي از اين نشانه ها همچون جنبش هاي پي در پي مردمي در كشورهاي عربي و كشيده شدن اين حركت هاي مردمي به كشور مصر، با حوادث كنوني اين سرزمين قابل تطبيق است. اما به راستي آيا حوادث كنوني مصر همان است كه در روايات اهل بيت براي ظهور حضرت ولي عصر پيش بيني شده؟ براي پاسخ به اين پرسش، ابتدا بايد همه رواياتي را كه در زمينه نشانه هاي ظهور به دست ما رسيده و به نوعي با مصر در ارتباط است، مورد كنكاش قرار دهيم و نمايي كلي از اين دسته از روايات ارائه نماييم. اما مهمتر آن است كه بتوانيم تحليلي دقيق بر اين گروه از روايات، داشته باشيم و نتيجه اي شايسته از آن بگيريم. حوادث مصر در آستانه ظهور اگرچه روايات پيش بيني حوادث آينده مصر فراوان است اما تنها بخشي از آنها به عصر ظهور مرتبط مي شود. روايات پيش بيني فتح مصر توسط مسلمانان و همچنين روايات غلبه مغربي ها بر مصر كه در دوران انقلاب فاطميان به حقيقت پيوسته است، از جمله رواياتي است كه ربطي به مساله ظهور ندارند و بايد مراقب بود كه ما را به اشتباه نياندازند و با روايات ظهور درآميخته نگردند. بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل تنها به رواياتي مراجعه خواهيم كرد كه به نحوي دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند. با مراجعه و بررسي اين دسته از روايات مي توان رخدادهاي مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسيم كرد كه در نگاه اول، ترتيب روشني براي اين حوادث ديده نمي شود. اما با اندكي تامل مي توان به يك ترتيب منطقي اما احتمالي دست يافت. اين اتفاقات عبارتند از: 1ـ حركت انقلابي مردم عليه حاكمان در مصر و ديگر كشورهاي عربي 2ـ كشته شدن فرمانرواي مصر به دست مردم 3ـ هرج و مرج و نابساماني در كشور به دليل فقدان پيشوا 4ـ ورود نيروهاي خارجي به مصر 5ـ انقلاب مردي از مصر و ايجاد حركت اسلامي در اين كشور 6ـ پيوستن نيروهاي خارجي مستقر در مصر به سفياني 7ـ آمادگي براي استقبال از امام زمان و ورود حضرت به اين كشور 1ـ حركت انقلابي مردم عليه حاكمان در مصر و ديگر كشورهاي عربي يكي از نشانه هاي ظهور، حركت عمومي مردم منطقه و يا مردم كشورهاي عربي بر ضد حاكمان است. حاكماني كه استبداد، زورگويي و ظلمشان چنان مردم را بر آشفته كه جز به كشتن آنان راضي نخواهند شد. شيخ مفيد هنگام برشمردن نشانه هاي ظهور در اين باره مي گويد: خُرُوجُ الْعَبِيدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِيهُم. (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداري بزرگان خود بيرون رفته و آنان را مي كشند. گويا اين حادثه بيشتر در كشورهاي عربي رخ مي دهد و حاكمان اين كشورها به خاطر وابستگي به قدرت هاي ديگر و گرايشات غير بومي مورد نكوهش مردم قرار مي گيرند: وَ خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّكُهَا الْبِلَادَ وَ خُرُوجُهَا عَنْ سُلْطَانِ الْعَجَمِ. (همان)؛ و مردم عرب از قيد و بند (ذلت) آزاد مي گردند و شهرها را تصرف مي كنند و از فرمان پادشاه عجم (غير عرب يا با گرايشاتي غير بومي) بيرون مي آيند. امام زمان بنابر روايتي از اميرمومنان علي(عليه السلام) دايره اين جنبش ها و اختلافات به تمامي كشورهاي عربي كشيده خواهد شد. از امام علي عليه السلام نقل شده كه در ضمن بيان نشانه هايي از ظهور فرمودند: ... اخْتِلَافٍ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب. (تفسير عياشي، ج 1، ص 64)؛ اختلاف و درگيري در تمامي سرزمين عرب رخ خواهد داد. نكته پر اهميت اين است كه ظاهرا برخي از اين انقلاب هاي مردمي به ثمر مي نشيند و رنگ پيروزي را به خود خواهد ديد: وَ غَلَبَةُ الْعَبِيدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات. (الارشاد، همان)؛ نوكران (مردم عادي) بر شهرهاى بزرگان خود غلبه مي كنند. مصر نيز همچنانكه خواهيم گفت از اين قاعده در كشورهاي عربي مستثني نخواهد بود و عليه حاكم خود برخواهد آشفت. 2ـ كشته شدن فرمانرواي مصر به دست مردم از روايات ظهور برمي آيد كه ناآرامي ها و انقلاب مردمي در كشورهاي عربي به مصر نيز كشيده خواهد شد. تا به آنجا كه مردم، فرمانرواي خود را خواهند كشت: وَ قَتْلُ أَهْلِ مِصْرَ أَمِيرَهُمْ. (الارشاد، همان)؛ "مردم مصر، فرمانرواي خود را مي كشند. " برخي از منابع اهل تسنن حاكي از آن است كه اين حادثه با كشته شدن فرمانرواي شام، همزمان خواهد بود: "قبل از وى فرمانرواى شام و حاكم مصر كشته مى شوند. " (ر.ك: عصر ظهور، ص 158) ـ هرج و مرج و نابساماني در كشور به دليل فقدان پيشوا يكي از حوادثي كه پيش از ظهور حضرت براي كشور مصر پيش بيني شده است، هرج و مرج و نابساماني است. از ابوذر نقل شده كه گفت: امنيت از مصر رخت بر مى بندد. راوي مي گويد به او گفتم: در آن هنگام كه امنيت از دست مى رود، پيشوايى نيست كه آن را فراهم آورد. گفت: خير، بلكه نظام آن از هم پاشيده مى شود. (كتاب الفتن، نعيم بن حماد، ص 174) بنابراين ريشه اين نابساماني نداشتن پيشوا و جلوداري است كه بتواند حركت انقلابي مردم را رهبري نمايد. اين ناامني و هرج و مرج به آنجا خواهد رسيد كه عده اي فرصت طلب از اين اوضاع، نهايت سوء استفاده را مي كنند و بر قسمتي از اين سرزمين سيطره پيدا مي نمايند. از امير مومنان(عليه السلام) درباره نشانه هاي ظهور نقل شده كه فرمود: و غلبة القبط على أطراف مصر. (المناقب، ج 2، ص 274)؛ قبطيان بر اطراف مصر غلبه مي كنند. مصر اما قبطيان چه كساني هستند؟ در تاريخ مي خوانيم كه فرعون و فرعونيان و همچنين جالوت (فرمانرواي ستمگري كه نامش در قرآن آمده) از قبطيان بوده اند. بنابراين ممكن است كه مقصود از قبطيان، بازمانده حاكمان فرعوني اين سرزمين و يا به طور كلي فرعون صفتان باشد. البته بايد در نظر داشت كه قبطيان كنوني مصر مسيحي اند و جمعيتي حدود 15 ميليوني دارند كه ممكن است، مراد حديث همين گروه از جمعيت مصر باشد. اگر مراد از اطراف مصر در اين روايت، مرزهاي داخلي مصر باشد، نتيجه اين خواهد شد كه كمي قبل از ظهور حضرت، نابساماني و هرج و مرج، عده اي از فرعون صفتان سودجو و يا مسيحيان ضد اسلام را بر شهرهاي حاشيه اي اين كشور حاكم خواهد كرد. اما ممكن است مقصود از اطراف مصر، سرزمين هاي همسايه اين كشور نظير فلسطين، اردن, ليبي يا سودان باشد كه اسير حاكماني فرعون صفت مي باشند. ادامه دارد ...
موعود دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مسئله ظهور منجی و قیام در راه خدا برای گسترش عدل در مکتب فکری شیعه از آن جهت که بسط عملی و عینیت توحید است همواره مهمترین اصل اعتقادی بوده است که حتی رکن رکین ولایت ، بخشی از آن محسوب میگردد این معرفت ناب که در لسان قرآن و روایات و عرفای کامل به "حکومت الله" مشهور است واجد شرایط و اجزاء مختلفی ست که از درک بسیاری از مردمان اعصار مختلف دور و بلکه پوشیده گشته است تا سرالاسرار عالم برای خاصان باقی بماند و هر که در این بزم مقربتر و جان برکف تر است در آن کهف ، ایمن و ثابت دل و راسخ قدم بماند تا اراده الهی در ساعت مقرر فعلیت یابد 1 ... منبع: http://tazohoor.ir ___________________________________________________________ چهارشنبه, ۰۷ مهر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفتاري از حجه السلام و المسلمين سيدابوالحسن مهدوي موضوع صحبت، بحث نشانههاي ظهور است كه لازم است قبل از پرداختن به آن كمي درباره موضوع "بداء " سخن بگوييم.
* مسئله بداء و علم خداوند مسئله بداء از جمله مسايل بسيار مهمي است كه در سه علم فلسفه، كلام و اصول فقه به طور مفصل، درباره آن صحبت شده است؛ ولي از آنجا كه در زمره مسايل اعتقادي هم هست، صرفاً به همان اندازه كه به عنوان يك عقيده ميطلبد از آن مطلع باشيم، آن را با هم مرور ميكنيم. كلمه بداء هم درباره انسانها بهكار ميرود، و هم خداوند متعال، كه دو معناي كاملاً متفاوت از همديگر دارند. وقتي اين كلمه را براي انسانها بهكار ميبريم، منظور ما همان تغيير اراده است. مثل اينكه ما تصميم جدي براي مسافرت داشته باشيم، و اندكي پيش از مسافرت بفهميم اين سفر خطر دارد، و رفتن به آن به صلاح نيست، و از رفتن پشيمان بشويم. در اين حالت ميگوييم كه براي ما بداء حاصل شد؛ زيرا از باطن قضايا خبر نداشتيم و الا از همان اول چنين تصميمي نميگرفتيم. چنين معنايي هيچگاه درباره خداوند متعال مصداق پيدا نميكند، چون نميتوانيم بگوييم، نعوذبالله، خدا نميدانست كار ضرر دارد و بعداً فهميد، و تصميمش عوض شد. بدائي كه در مورد خداوند متعال استفاده ميشود همان "اظهار پس از خفا "ست كه با مثالي آن را براي شما توضيح ميدهم. يكي از انبياي قوم بنياسراييل، در شب اول ازدواج يك عروس و داماد، به پيروان خود گفت: فردا جنازه اين دو را از خانه بيرون خواهند آورد. صبح فردا مردم در نهايت ناباوري ديدند كه آنها نمردهاند. از آن پيامبر توضيح خواستند و او هم از خداوند توضيح خواست. به او خطاب شد؛ مرگ آنها معلق بود، نه حتمي، و چون همان شب صدقه دادند، مرگشان به تأخير افتاد. به مريدانت بگو اگر ميخواهند مطمئن شوند، كه قرار بوده اينها كشته شوند، بروند زير رختخواب آنها، ماري را كه قرار بوده قاتلشان باشد، ببينند. اين همان بداء در مورد خداوند است كه خداوند يك طرف قضيه را براي ما بيان كرده و طرف ديگر را نگفته تا جايگاه آن معلوم شود. خداوند از ابتدا ميدانست اين دو جوان قرار نيست امشب بميرند و تقديرشان را با صدقه دادن عوض خواهند كرد، ليكن فقط نيمه اول مطلب بيان ميشود، تا مردم قدر و ارزش صدقه دادن را در ادامه جريان بفهمند. اين را هم بگويم كه صدقه دادن برطرف كردن نياز فقرا و خيريهها نيست، بلكه در واقع، ما نيازهايي از قبيل دفع بلا را از خود دفع ميكنيم، و اگر چنين راههايي براي برطرف كردن اين نياز نداشتيم، خود ما دچار مشكل ميشديم؛ نه فقرا و مستمندان. جريان تغيير قبله هم، از اين دست بود و خداوند متعال، از ابتدا ميدانستند كه قبله جاويد مسلمانان، كعبه است، نه بيتالمقدس؛ ولي چند سالي فقط لازم بود تا مسلمانان قدر و ارزش آن را بفهمند. آيهاي را كه در ابتداي بحث خواندم، در همين رابطه است؛ آيه شريفه ميفرمايد: يمحوالله ما يشاء ويثبت وعنده أمّ الكتاب.1 خدا، هرچه را بخواهد، محو يا اثبات ميكند و امّ الكتاب2، نزد اوست. يعني، خداوند آنچه را بخواهد، محو ميكند، و يا آنچه را وجود نداشته، اثبات كرده و به وجود ميآورد. بيتالمقدس را كه قبله بود، از قبله بودن مياندازد و كعبه را كه تا اين زمان قبله نبود، قبله ميكند. بعد هم در ادامهاش ميفرمايد: "ام الكتاب " نزد خداست؛ يعني خدا، همه چيز را از اول ميداند، ولي چون مصلحت نيست همهاش را بيان نميكند. * نشانههاي ظهور معمولاً نشانههاي ظهور را به دو دسته حتمي و غيرحتمي تقسيمبندي ميكنند ولي يك دستهبندي ديگر هم هست، كه آن را در سه قالب "وعده "، "وعيد " و "حوادث " و وقايع ميگنجاند؛ و وعيد در عربي به معناي "تهديد " است، هر چند كه ما در فارسي آن را به معني وعده و همراه آن به كار ميبريم. در زيارت "آل ياسين " هم آمده است: والوعد و الوعيد بهما حقّ. و وعده و وعيد به آندو (بهشت و جهنم) حقيقت دارد. كه وعد، به بهشت برميگردد، و وعيد، به جهنم. نشانههاي از جنس وعيد، مثل آنهايي است كه مثلاً گفته شده، قبل از ظهور، اكثر مردم و دوسوم جمعيت زمين ميميرند. خداوند ميخواهد به اين وسيله يك پاكسازي بكند تا زحمت امام زمان(ع) كم شود. مرگ و مير آنها به سه شكل مرگ قرمز، مرگ سفيد و مرگ سياه، كه همان جنگ و بيماريهاي فراگير و قحطي و از اين دست مسايل است، خواهد بود. البته در اين روايت، پس از وعيدها و تهديدها، يك بشارت هم آمده است. راوي ميپرسد، اگر بنا باشد از هر سه نفر، دو تا بميرند كه ديگر كسي روي زمين نميماند. حضرت به او چنين بشارت ميدهند كه: آيا تو نميخواهي جزو آنها باشي كه ميمانند. كه اينجا منظور از تو، شخص او نبوده و تو ي نوعي را، كه همان شيعيان باشند، حضرت مدنظر داشتهاند. و الا خود او، كه الان بيش از هزار سال است كه مرده. به هر حال، اين دسته از علايم ظهور، حتميت ندارند و ممكن است در آنها بداء حاصل شود، چون خداوند ارحم الراحمين است و لطف دارد؛ ممكن است بخواهد از اهل زمين به هر علتي كه خودش بهتر ميداند، عذاب را بردارد. به عبارت ديگر، ما اگر تا به حال گمان ميكرديم كه اين تهديدها محقق خواهند شد، ولي به واسطهاي مشمول رأفت و رحمت الهي ميشويم، و هيچكدام از آنها اتفاق نميافتند. قسم دوم، علايم آنهاست كه جنبه وعده مژده دارند؛ مثل نجات مستضعفان، و ظهور خود امام زمان(ع). اينها هم، به جهت رحمت رحماني و رحيمي خداوند، قطعاً اتفاق خواهند افتاد. در روايت هم حضرت روي اين آيه تأكيد كردهاند كه: إنّ الله لايخلف الميعاد.3 خداوند از وعدهاش، هرگز، تخطي نميكند. و اين تنها قسمي است كه بداء در آن رخ نخواهد داد. و بالاخره، قسم سوم، آن دسته از نشانههايي است كه جنبه بيان حوادث و وقايع را دارد، بدون اينكه متن يا بطنش، بشارت يا تهديدي داشته باشد؛ مثلاً در عصر يا صبح روز بيست و سوم ماه رمضان فلان حادثه اتفاق ميافتد، يا ظهور در روز جمعه واقع ميشود؛ كه اينها هم، هيچكدام حتمي نيست و ممكن است در آنها بداء رخ بدهد. * حادثه ظهور، ناگهاني خواهد بود آنچه را تاكنون گفتيم در يك روايت گنجانده شده است: مثله كمثل السّاعه؛ لا يأتيكم إلّابغته. مَثَل امام زمان(ع) مثل قيامت است كه ناگهاني ميآيند. "بغته " يعني، ناگهاني و بي مقدمه. مثل زمان جنگ نيست كه براي آن آژير قرمز بزنند، تا افراد خودشان را آماده كنند. اينها را براي اين خدمتتان عرض كردم چون خبر دارم كساني هستند، به خصوص، در جلسات مذهبي ما، مرتب به دنبال اين هستند كه ببينند چند تا از علايم ظهور اتفاق افتادهاست. روايات را هم به طور موردي نگاه ميكنند، و نه جامع، كه مطالعه كنند روايات ديگر در كنار اينها چه ميگويند. آنچه كه اهميت دارد، اين است كه همه سعي كنيم پاك باشيم. اين، وظيفه ماست. والا اينكه عدهاي بگويند پنج تا از علايم ظهور اتفاق افتاده و سه تا نه؛ پس هنوز وقت داريم، حرف درستي نيست. براي چه وقت داريم؟ روايت كه اين را نگفته و برعكس دقيقاً همين را رد ميكند، و ميگويد؛ ممكن است در بقيه بداء رخ بدهد و به قول قرآن، هر چه را قرار بوده اتفاق بيفتد خداوند محوش ميكند و يا برخلاف آن ميگويد منتظر اينها نباشيد؛ چون مثل قيامت، كه به طور ناگهاني به سراغ شما ميآيد، و افراد غافلگير ميشوند، آقا هم همين طور ظاهر ميشوند. يعني اصلاً ممكن است حضرت در روزي غير از جمعه ظهور كنند. از همين رو، وظيفه ما اين است كه خودمان را بسازيم و هميشه آماده باشيم. * وظيفه انسان منتظر، پاك بودن است لذا اگر قرار است كسي استغفار و توبه كند، بسم الله در همين جلسه بكند. اگر ميخواهد اداي دين كند، از جلسه كه بيرون رفت، بلافاصله دينش را ادا كند. اتفاق نيفتادن برخي از نشانههاي ظهور، دليل و توجيه براي تأخير هيچ كاري نيست؛ زيرا به هر حال، ممكن است در مورد آنها بداء رخ بدهد. در احوالات حاجي اشرفي مازنداراني آمده است كه ايشان، هم مجتهد عاليمقامي بودند، و هم از نظر معنوي خيلي مقام بالايي داشتند. دكتري ميگويد، من به مازندران رفتم، به اشتياق زيارت ايشان، چون تعريفشان را خيلي شنيده بودم و در آنجا، دو سه روزي كه با ايشان بودم، ايشان را فوق آنچه كه شنيده بودم، يافتم. اين خيلي مهم است. معمولاً افراد عكس اين هستند. يك مقدار كه با كسي رفت و آمد و سفر ميكنند، چيزهايي از آن شخص ميبينند كه از او دور ميشوند. خدا رحمت كند آيت الله شهيد مدني را، اين شخصيت معنوي، ميفرمودند: من به هر كس نزديك شدم، دور شدم، جز حضرت امام (ره) كه هر چه به ايشان نزديك شدم، نزديكتر شدم. اينهايي كه گوهرند، اينچنين هستند. وقتي انسان نزديك ميشود ميبيند يك چيزهايي دارد كه كساني كه دورند، اطلاعي ندارند؛ اگر بدانند هيچ فاصلهاي از او نميگيرند. اين دكتر هم همينطور بوده است. ميگويد، وقتي من دو سه روزي با حاجي از نزديك رفت و آمد كردم، ديدم عجب گوهري است. فوق آن چيزي است كه شنيده بودم. بعد از اين چند روز ميخواستم از مازندران بروم مشهد، زيارت كنم و باز بياييم خدمت ايشان. خدمتشان كه رفتم ايشان يك نامهاي به من دادند و گفتند وقتي رفتي زيارت، اين نامه را در ضريح بيانداز و جوابش را روزي كه ميخواهي برگردي، بگير و بياور. خيلي تعجب كردم، ايشان با اين اطمينان ميگويند جواب را بگير و بياور. بالاخره نامه را گرفتم، رفتم مشهد، آنجا نامه را در ضريح انداختم. روز آخر كه ميخواستم برگردم. در فكر بودم كه جواب آقا را چطور برگردم و بدهم؟ يك وقت مكاشفهاي براي من پيش آمد، در آن مكاشفه، ديدم هيچ كس داخل حرم نيست، امام هشتم(ع) را ديدم، حضرت جواب حاجي اشرفي را در يك بيت شعر خواندند، و فرمودند، در جواب حاجي اشرفي به او اين را بگو: آيينه شو جمال پري طلعتان طلب جاروب كن تو خانه و پس ميهمان طلب حاجي اشرفي از امام هشتم(ع) تقاضا كرده بوده، كه چه كنيم تا خدمت امام زمان(ع) برسيم؟ ببينيد حضرت وظيفه را چه چيزي تعيين ميكنند. با يك بيت شعري فرمايند، وظيفه اين است كه خودت را بسازي، پاك باش. كسي كه منتظر ميهمان است، آماده است. وضع داخل منزلش به گونهاي است كه مناسب وضع آن ميهمان است. اگر هم رعايت نكرد، معلوم ميشود، منتظر آن ميهمان نيست. برايش فرقي نميكند كه بيايد يا نيايد. اما منتظر اين چنين است. ميگويد، حضرت اين بيت شعر را خواندند، بعد يك مرتبه، وضع حرم به حالت قبلي برگشت. من فهميدم كه جواب سؤال حاجي اشرفي همين است. خدا رحمت كند، آيت الله ميرجهاني را؛ يك موقعي خدمتشان بوديم. ايشان اين قضيه را تعريف ميكردند. البته اين قضيه، در كتاب دارالسلام آمده و در بعضي كتابهاي ديگر هم ديدهام كه اين جريان را نوشتهاند. اين دكتر ميگويد، من بيت شعر را حفظ كردم و آمدم مازندران جالب است، ميگويد قبل از اينكه شعر را براي حاجي بخوانم، در همان ملاقات اولي كه با حاجي برخورد كردم ديدم حاجي دارد شعر را ميخواند. نميدانم ايشان از كجا خبر داشت. پينوشتها: * حجهالسلام و المسلمين سيدابوالحسن مهدوي نماينده مجلس خبرگان استان اصفهان. 1. سوره رعد(13)، آيه 39. 2. ام الكتاب، يعني اصل كتاب، مادر كتاب، كتاب مادر يا كتاب مكنون يا كتاب مبين، لوحي يا كتابي است كه امور عالم تا ابد در آن آمده است. 3. سوره رعد(13)، آيه 31.
شنبه, ۰۲ مرداد ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
د. محتواي نداي آسماني مضمون نداي آسماني را ميتوان به دو قسمت اخباري و انشايي تقسيم کرد. مراد از محتواي اخباري، مطالبي است که قالب دستوري ندارد و براي آگاهي مخاطبان است و محتواي انشايي آن است که قالب دستوري دارد و شنونده را به انجام اموري فرا ميخواند. اينك به توضيح اين دو قسم ميپردازيم: محتواي اخباري معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به نام و نسب که دهها حديث به آن اشاره دارند (نعماني، همان: ص168و 262 و…؛ صدوق، 1380: ج1، ص597؛ كليني، همان: ج8، ص178؛ طوسي، همان: ص452) و بيان امارت و حکومت براي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف که چندين روايت (نعماني، همان: ص266؛ صدوق، همان: 2ج، ص555؛ خزاز قمي، همان: ص147) با عبارتهايي چون «ان وليکم فلان بن فلان القائم بالحق»؛ «هذا المهدي خليفة الله»؛ «فلان بن فلان هو الامام» بر اين مطلب دلالت ميکنند. معرفي اهل حق و رهبر آنان به جهانيان که چندين روايت (صدوق، همان: ج1، ص603 و2، 60و 558؛ طوسي، همان: ص435 و454؛ كليني، همان: ج8، ص258؛ نعماني، همان: ص267 و272) با عبارتهاي «الا ان الحق مع علي و شيعته»؛ «ان علياً و شيعته هم الفائزون»؛ «الا ان حجة الله نقد ظهر… فان الحق معه و فيه» اين مطلب را بيان ميکنند. معرفي توصيفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در چندين روايت (صدوق، همان: ج2، ص60؛ نعماني، همان: ص301؛ حسيني، همان: ج2، ص732؛ مفيد، 1413: ص208) با عبارتهاي «خيرامة محمد»؛ «القائم بالحق» و…. و خبردادن از ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با عبارتهاي «الا ان حجة الله قد ظهر عند بيت الله» (صدوق، همان: ج2، ص60) و خبر دادن از پايان حکومت جباران، با عبارت «ايها الناس قطع عنکم مدة الجبارين» (مفيد، همان: ص208) دلالت بر محتواي اخباري نداي آسمان ميکنند.
محتواي انشايي مطالب دستوري نداي آسماني که توسط جبرئيل عليه السلام اعلان ميشود، چيست؟ اينك به بيان آنچه از روايات نداي آسماني در اين باره استفاده ميشود، ميپردازيم.
1. دستور حركت به سوي مکه حديثي که از حذيفه از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل شده است، اين مطلب در محتواي ندا با عبارت «فالحقوا بمکة؛ به مكه ملحق شويد» (مفيد، همان: ص208؛ اموي داني، بيتا، ص61) بيان شده است؛ ولي حديث از حيث سند، ضعيف است؛ زيرا از منابع عامه نقل شده است. در روايت ديگري نيز اين مطلب آمده است؛ ولي به عنوان محتواي ندا مطرح نشده است. طبق اين روايت كه از امام باقر عليه السلام نقل شده است، دستور به رفتن ميدهد. در اين حديث آمده است: «وقتي ندا داده شد: کوچ کنيد، کوچ کنيد. به خدا قسم! گويي او را ميان رکن و مقام مينگرم» (نعماني، همان: ص270). 2. دستور به پيروي از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف احاديثي با عبارتهاي «فاتبعوه» (صدوق، همان: 2، 60؛ خزاز قمي، همان: ص147) و «فاسمعوا له و أطيعوه» (نعماني، همان: ص301) به بيان اين مطلب در محتواي نداي آسماني ميپردازند که وظيفه مخاطبان را گوش دادن به سخنان ايشان و فرمانبري معرفي ميکنند. 3. دستور قيام به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در روايتي که از ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است، محتواي ندا را متوجه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميداند، نه مردم. در اين روايت، چنين آمده است: «ينادي باسم القائم يا فلان بن فلان قم؛ به اسم قائم عليه السلام ندا داده ميشود که يا فلان بن فلان! قيام کن» (نعماني، همان: ص287). اين ندا بايد اشاره به دستور خداوند به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف براي قيام داشته باشد و با نداي آسماني که مخاطب آن مردم هستند، فرق دارد؛ همانطور که در احاديثي نداي شمشير و پرچم حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به ايشان براي قيام مطرح شده است (صدوق، همان: ج1، ص498؛ خزاز قمي، همان: ص266). 4. باز داشتن از قتل و خونريزي رواياتي با مضمون مشابه که از عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده و در کتاب نعماني پشت سر هم آمدهاند، بازداشتن از قتل و خونريزي را به عنوان محتواي ندا آوردهاند. يکي از اين روايات چنين است: «همانا منادي به اسم صاحبالامر، از آسمان ندا ميدهد که: آگاه باشيد امر براي فلان بن فلان است؛ پس براي چه ميجنگيد؟ » (نعماني، همان: ص275). اين احاديث علاوه بر اين، نشانگر قتل و خونريزي هنگام وقوع ندا ميباشند. ه. مخاطبان نداي آسماني تمام اهل زمين، نداي آسماني را ميشنوند. اين مطلب در احاديث اهلبيت عليه السلام باتعبيرهاي شنيدن اهل مشرق و مغرب (طوسي، همان: ص177 و 454؛ نعماني، همان: ص262). شنيدن تمام اهل زمين (صدوق، همان: ج2، ص60؛ نعماني، همان: ص267؛ خصيبي، همان: ص364)، شنيدن تمامي جانداران (نعماني، همان: ص301)، عام بودن نداي آسماني (صدوق، همان: ج2، ص556) مطرح شده است.
ويژگي ديگر ندا براي مخاطبان، شنيدن هر قوم و گروه به زبان خودشان است؛ يعني اگر کسي زبان مادري او عربي است يا فارسي يا هر زبان ديگر، ندا را به همان زبان ميشنود. سه حديث که از جهت سند، معتبر هستند با عبارتهاي: «يسمعه کل قوم بألسنتهم»؛ «حتي يسمعه کل قوم بلسانهم»؛ «عام يسمع کل قوم بلسانهم» به بيان اين مطلب ميپردازند (طوسي، همان: ص435؛ صدوق، همان: ج2، ص556؛ نعماني، همان: ص282). ويژگي سوم ندا يکنواختي آن براي شنوندگان است و دوري يا نزديکي، معنا ندارد. روايت معتبري از امام علي بن موسي الرضا عليه السلام به اين مطلب اشاره دارد: «قد نودوا نداء يسمع من بُعد کما يسمع من قرب؛ به تحقيق ندايي داده ميشوند که از دور شنيده ميشود؛ همانطور که از نزديک شنيده ميشود (صدوق، همان: ص556). و. غير منتظره بودن نداي آسماني حالاتي که مخاطبان نداي آسماني، هنگام شنيدن آن از خود بروز ميدهند، نشانگر غير منتظره بودن آن براي آنان است. اين حالتها، نوعي ترس همراه حيرت و تعجب را نشان ميدهند. امام جعفر صادق عليه السلام ميفرمايد: «اذا سمعوا الصوت اصبحوا و کأنما علي رؤوسهم الطير؛ وقتي صدا را ميشنوند، مانند کساني خواهند بود که پرندهاي بر سرشان نشسته است» (نعماني، همان: ص270). اين روايت، شدت حيرت و ترس مخاطبان را نشان ميدهد و آنان را به فردي تشبيه ميکند که پرندهاي بر روي سرش نشسته و براي فرار نکردن آن پرنده، سر جايش بيحرکت ميماند. اينك به صورت اجمالي به بيان تأثيرهاي نداي آسماني بر روي مخاطبان ميپردازيم:
يکم. کرنش و ايمان ابتدايي اولين تأثير ندا بر مخاطبان، خضوع و تسليم برابر آن است. احاديث ذيل آيه چهارم سوره شعراء به بيان آن ميپردازند. يکي از روايات چنين است:
«هنگام اعلان ندا، کسي روي زمين نميماند، مگر اينکه گردنش درمقابل نداي آسماني، افتاده ميشود و اهل زمين، وقتي صدا را از آسمان ميشنوند، به آن ايمان ميآورند (نعماني، همان: 267؛ كليني، همان: ج8، ص258؛ قمي، همان: ج2، ص118). دوم. بيرون آمدن دختران پرده نشين در گذشته به صورت معمول دختران از خانهها کمتر بيرون ميآمدند؛ ولي تأثير آن ندا به قدري است که اين دختران از خانه بير ون ميآيند و حالت عادي خود را کنار ميگذارند تا ببينند چه خبر است. اين مطلب به يکي از دو وجه قابل تفسير است:
1. در آن زمان، هنوز ـ هر چند به تعداد کم ـ دختراني هستند که به ندرت از خانه بيرون ميآيند و اين اطلاق بر آنان صحيح است. 2. اهلبيت عليه السلام براي بيان شدت تأثير ندا بر مخاطبان، اين مطلب را آوردهاند که حتي کساني که معمولاً در خانه هستند، به واسطة نداي آسماني، از خانه بيرون ميآيند. احاديثي با تعابير «تخرج الفتاة من خدرها» و «تخرج العذراء من خدرها» (نعماني، همان: ص360 و261 و266) به بيان اين مطلب ميپردازند. سوم. بيدار شدن خفتگان نداي آسماني، براي همگان است و حتي افراد خواب را شامل ميشود. آنان از شنيدن صدا، بيدار ميشوند يا اينکه صدا به قدري هولناک است که افراد خواب، آن را ميشنوند و وحشت زده بر ميخيزند. احاديثي با عبارتهاي: «توقظ النائم» (نعماني، همان: ص26) «لايبقي راقد الا استيقظ» (نعماني، همان: ص266) «فتوقظ النائم و يخرج الي صحن داره» (نعماني، همان: ص301) «فلا يبقي راقد الا قام» (طوسي، همان: ص454) بر بيدار شدن افراد خواب دلالت ميکنند.
چهارم. وحشت افراد بيدار در رواياتي، وحشت افراد بيدار از نداي آسماني، با عبارت «تفزع اليقظان» بيان شده است (نعماني، همان: ص260 و 261 و 266).
پنجم. نشستن افراد ايستاده و ايستادن افراد نشسته تأثير ابتدايي نداي آسماني بر افراد، به قدري است که ايستادگان مينشينند و نشستگان، از وحشت بر ميخيزند. احاديثي بر اين مطلب دلالت ميکنند (طوسي، همان: ص454؛ نعماني، همان: ص262). ترجمه يکي از روايات چنين است: «ايستادهاي نيست، مگر اينکه مينشيند و نشستهاي نيست، مگر اينکه به خاطر ترس از آن صدا ميايستد». محور دوم. پيامدهاي نداي آسماني هنگامي كه توسط جبرئيل امين عليه السلام ندا داده ميشود، واكنش ابتدايي مخاطبان، خضوع و ايمان همراه تعجب توأم با ترس است که در فصل پيشين بيان شد؛ ولي بعد از ساعاتي، واكنش واقعي اهل ايمان و کفر روشن ميشود. همچنين بعد از اين ندا، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از پرده غيبت بيرون ميآيد. در اين فصل به بيان پيامدهاي ندا ميپردازيم:
الف. خروج حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نداي آسماني، اعلان ظهور و آمدن امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است؛ پس اولين پيامد آن، بايد ظهور حضرت باشد. در روايتي از ابوبصير از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است: «و يخرج القائم مما يسمع و هي صيحة جبرئيل عليه السلام؛ حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف وقتي ندا را ميشنود، ظاهر ميشود و آن، صداي جبرئيل امين عليه السلام است» (نعماني، همان: ص301).
احاديث ديگري نيز بر ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بعد از صيحه آسماني دلالت ميکنند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج1، ص603؛ مفيد، همان: ص208). ب. واكنش اهل ايمان نداي آسماني، بشارتي براي مؤمنان است. پس از قرنها انتظار، حجت خداوند و نگين آفرينش از پرده غيبت بيرون آمده و با ظهورش، جهان را نوراني خواهد کرد؛ از اينرو چنين روزي براي مؤمنان، روز سرور و شادي خواهد بود. در حديثي ميخوانيم: «الا ذلک يوم فيه سرور ولد علي و شيعته؛ آگاه باشيد، آن روز )= روز اعلان نداي آسماني( روز شادي فرزندان علي عليه السلام و شيعه او است (نعماني، همان: ص144).
ج. واكنش کافران کافران و معاندان، وقتي ميشنوند به نام مبارک حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ندا داده ميشود، ميفهمند وقت نابودي حکومتهاي ظالم آنان فرا رسيده است و برابر کسي هستند که قدرت آسماني با اوست و توان مقابله با او را ندارند. آنان ابتدا به ناتواني خود اقرار ميكنند؛ ولي ـ همچون ابليس لعين که ميدانست مقابل پروردگار متعال ايستادن، يعني نابودي و با اين حال به جاي توبه، گردنکشي کرد و بر انحراف خود افزود ـ بر لجاجت خود ميافزايند و مقابل حضرت، صف آرايي ميکنند و نبردهاي آن امام معصوم با چنين افرادي خواهد بود.
در احاديث اهلبيت عليه السلام، روز اعلان ندا، روز سختي براي کافران شمرده شده است: «عذاباً علي الکافرين» (صدوق، همان: ج2، ص59؛ اربلي، 1381: ص524؛ حسيني، همان: ص708). د. نداي ابليس اگر نداي آسماني، فقط توسط جبرئيل امين عليه السلام داده ميشد، همگان برابر آن سر تسليم فرود ميآوردند. در روايتي از زراره بن اعين ميخوانيم: به امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم: «تعجب ميکنم، خدا شما را سلامت بدارد! با وجود عجايبي چون خسف بيداء سپاه )سفياني( و ندايي که از آسمان است، چگونه باز با حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميجنگند؟» حضرت فرمود: «همانا شيطان آنان را رها نميکند، تا اينکه ندا ميدهد، همانطور که بر رسول خدا صلي الله عليه و آله در روز عقبه[2] ندا داد» (نعماني، همان: ص273).
اكنون سؤال اين است كه آيا شيطان ميتواند معجزهاي بياورد و با اين عمل، به مقابله با حجتهاي الهي بپردازد و مردم را گمراه کند؟ يكي از انديشوران، با بيان دو مقدمه، نداي ابليس را نميپذيرد. مقدمه اول: تعداد روايات دلالت کننده بر نداي باطل، نسبت به تعداد اخبار نداي حق، بسيار کم است. مقدمه دوم: اگر ما ظهور اولي اين اخبار را بنا بر فهم تقليدي بپذيريم، صادر شدن نداي باطل، به شکل اعجازي و متافيزيکي، معجزهاي صادر شده از جانب باطل است. ايشان در ادامه، معجزه از طرف باطل را به دليل فريفتن انسانها و سوق دادن آنان به سوي انحراف و جهالت، بر خداوند محال ميشمرد و سپس ميگويد: وقتي اين دو مقدمه تام است، لازم است اين اخبار را کنار بگذاريم؛ زيرا اين روايات کم هستند و دلالت بر امر محالي ميکنند؛ پس عمل کردن به آنها محال است (صدر، 1412: ص132). در پاسخ اين عالم ميتوان گفت: اولاً بيش از پانزده حديث که تعدادي از آنها از حيث سند، معتبر هستند دربارة نداي ابليس آمده است (صدوق، همان: ص555 و556 و558؛ نعماني، همان: ص262 و267 و269 و272 و274؛ طوسي، همان: ص435 و461؛ كليني، همان: ج8، ص177 و258؛ مفيد، 1413، ص358). به راحتي نميتوان اين روايات را کنار گذاشت. اين اخبار، در مقايسه با اخبار نداي آسماني و معرفي نام و نسب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف کمتر است؛ ولي در صورت عدم تعارض، نميتوان آنها را ترک کرد. ثانياً در اخبار نداي آسماني، عبارتهايي دال بر همگاني بودن و شنيدن هر قومي با زبانشان وجود داشت؛ ولي در اخبار نداي ابليس، عبارتي که همگاني بودن آن را برساند، وجود ندارد، مگر اينکه از روي تقابل با نداي آسماني، قايل به فراگير بودن آن شويم؛ از اينرو نداي ابليس، مانند سحر جادوگران مقابل معجزه حضرت موسي عليه السلام است؛ يعني به وضوح، حق از باطل مشخص است؛ ولي اهل باطل به دنبال بهانهاي هستند، تا به حق نگروند و جبههاي مقابل آن تشکيل دهند. اگر نام «ابليس» در بيشتر اخبار نداي شيطاني نيامده بود، قائل به نداي شيطاني انسي ميشديم و آن را به وسيله ابزار ساخت بشر معرفي ميکرديم. همچنين در دو روايت، اين ندا به نداي ابليس در جمره عقبه بر ضد رسول خدا صلي الله عليه و آله تشبيه شده است (صدوق، همان: ج2، ص555؛ نعماني، همان: ص273). در روايتي از امام محمد باقر عليه السلام ميخوانيم: همانا امر ما روشنتر از اين خورشيد است. سپس فرمود: منادي از آسمان ندا ميدهد به نام فلان بن فلان که او امام است و ابليس ـ لعنت خدا بر او باد ـ از زمين ندا ميدهد، همانطور که شب عقبه بر ضد رسول خدا صلي الله عليه و آله ندا داد (صدوق، همان: ج2، ص555). در اين حديث، امر اهلبيت عليه السلام در آخر الزمان «أبين من الشمس» معرفي شده است و اين مطلب، نشانگر شناسايي راحت نداي آسماني از نداي ابليس است. اگر کسي خود مشکل نداشته باشد، دنباله روي از نداي حق، آسان خواهد بود. اينك به معرفي اجمالي نداي ابليس ميپردازيم: نخست. ويژگيهاي نداي ابليس از ميان احاديث مطرح کننده نداي شيطاني، بيشتر آنها منادي را «ابليس» معرفي ميکنند که نيمي از آنها، سندشان معتبر است[3].
مکان نداي ابليس، زمين معرفي شده است. در روايتي كه از عبدالله بن سنان از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است، صوت او از آسمان معرفي ميشود. در اين حديث چنين آمده است: «ابليس لعين از زمين بالا ميرود، تا اينکه ناپديد ميشود و سپس ندا ميدهد» (نعماني، همان: ص269). روايت ديگري نيز به اين مضمون وارد شده است. به سبب روايات ديگر که دال بر زميني بودن نداي ابليس است، ميتوان از اين دو حديث، صرف نظر کرد يا اينکه بگوييم به دليل باطل بودن نداي ابليس، اين ندا ـ كه از آسمان پخش ميشود ـ زميني معرفي شده است و در مقابل، نداي آسماني، هم از آسمان است، هم به دليل بر حق بودن آن، آسماني معرفي شده است. مؤيد اين مطلب روايتي است که از هشام بن سالم از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است. در اين حديث آمده است: «واحدة من السماء و واحدة من ابليس» (نعماني، همان: ص274). اين روايت، به جاي زميني معرفي کردن نداي ابليس، آن را از ابليس معرفي ميکند. گويي مراد از آسماني بودن نداي آسماني، حقانيت آن است که اين گونه يکي آسماني و يکي از ابليس در مقابل هم مطرح ميشوند. بيشتر احاديث، زمان نداي شيطاني را آخر روز ميدانند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج2، ص558؛ طوسي، همان: ص435 و454). و احاديثي، زمان آن را فرداي نداي آسماني معرفي ميكنند (نعماني، همان: ص267 و269). بنابر تکرار نداي آسماني در شب و اول روز بيست و سوم، نداي ابليس به نسبت هر يک، زمان متفاوتي پيدا ميکند و تفاوت مطرح شده در اين احاديث ميتواند از اين جهت باشد؛ ولي نقطه اشتراك اين روايات، متأخر بودن نداي ابليس، در مقايسه با نداي آسماني است؛ يعني نداي آسماني ـ چه يک بار باشد يا دو بار ـ قبل از نداي ابليس واقع ميشود و نداي ابليس، واكنشي مقابل آن است. محتواي نداي ابليس بر مظلوميت خليفه سوم و به ناحق ريخته شدن خون او و طلب خونخواهي براي او زير پرچم سفياني است که از دودمان بني اميه ميباشد. بيش از ده حديث، به محتواي نداي ابليس اشاره دارند (نعماني، همان: ص262 و267 و269 و272؛ طوسي، همان: ص435؛ صدوق، همان: ج2، ص558). به نظر ميرسد با توجه به کثرت مسلماناني که عثمان بن عفان را به عنوان خليفه سوم قبول دارند، مطرح كردن حقانيت وي به دليل دستيابي به وجاهتي براي سفياني ميان مسلمانان باشد و آنان دنباله رو سفياني شده يا حداقل دچار شک و ترديد شوند و از همراهي با حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف کناره گيرند. ميتوان گفت آن هنگام ابليس دستمايهاي بهتر از اين براي تقويت جبهه باطل به فرماندهي سفياني ندارد. دوم. هدف از نداي ابليس نداي ابليس، پايان روزي که نداي آسماني در آن اتفاق ميافتد يا فرداي آن روز، نشان از واكنش سريع اهل باطل به سرکردگي ابليس است و هدف آن جلوگيري از تأثير نداي آسماني و ترديد در دل شنوندگان آن است. احاديثي با عبارتهاي «ليشکک الناس و يفتنهم» و «يشکک الناس» به اين مطلب اشاره دارند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج2، ص556).
سوم. تأثير نداي ابليس نداي ابليس، باعث شک و ترديد در دل اهل باطل و بازگشتن آنان از پذيرش نداي آسماني ميشود. عبارت «فعند ذلک يرتاب المبطلون» در چند حديث تکرار شده است که نشان از شک اهل باطل، بعد از شنيدن نداي ابليس دارد (طوسي، همان: ص435 و454؛ صدوق، همان: ج2، ص558).
طبق برخي احاديث، اهل باطل، نداي آسماني را سحري از جانب اهلبيت عليه السلام مطرح ميکنند و از آن باز گشته و با نداي ابليس دلگرم ميشوند و به دنبال مقابله با نداي آسماني و اهل حق ميافتند؛ ولي اهل ايمان، ثابت قدم ميمانند و نداي شيطان در آنان تأثيري نميگذارد (نعماني، همان: ص267). خاتمه نداي آسماني را ميتوان به وسيلة مقدم بودن بر نداي ابليس و آگاهي قبلي از رخ دادن آن و نيز از روي محتواي آن شناخت؛ زيرا نداي آسماني به معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميپردازد؛ کسي که همة مسلمانان به آن عقيده دارند و او را از فرزندان حضرت فاطمه عليها السلام ميدانند؛ در حالي که نداي ابليس، مردم را به سوي فردي از بني اميه فرا ميخواند. براي شناخت ندا توسط مردم، وظيفه عالمان دين را نبايد فراموش کرد که بايد اين آگاهيها را در آن زمان به مردم برسانند. اين مطالب در احاديث اهلبيت عليه السلام مطرح شده است (نعماني، همان: ص262 و267 و 269 و 272 و273 و274؛ كليني، همان: ج8، ص208).
به دنبال اعلان نداي آسماني، وظيفه ما گوش دادن به محتواي آن و دنباله روي از آن است که در احاديث، عبارتهايي چون: «فرحم الله من اعتبر بذلک الصوت فاجاب» (نعماني، همان: ص262) يا «و اسمعوا و اطيعوا» (صدوق، همان: ج2، ص558) يا «فاتبعوا الصوت الاول» (نعماني، همان: ص270) اين مطلب را ميرساند. نداهاي ديگري در روايات اهلبيت عليه السلام با عنوان نداي بعد از بيعت جبرئيل عليه السلام با حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در کنار کعبه (صدوق، همان: ج2، ص589؛ عياشي؛ 1380: ج2، ص254) و نداي قبل از پايان دنيا (نعماني، همان: ص335؛ عياشي، همان: ج1، ص207) مطرح شدهاند که به دليل کمي روايت دربارة آنها و نبود حوصله اين نوشتار متذکرشان نميشويم. در پايان، اين نکته قابل ذکر است که عامه نيز نداي آسماني را مطرح كردهاند. آنان قايل به سه صوت هستند: اولين آنها، صوتي بدون محتوا در نيمه ماه مبارک رمضان (حاكم نيشابوري، 1411: 4، 563) و دومين آنها، نداي آسماني با محتوا که به معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميپردازد (اموي داني، بيتا: 268) و سومي نداي بعد از خروج حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است که فرشتهاي بالاي سرش ندا ميدهد (ابن عدي، 1409: ج5، ص296). بررسي و به تفصيل سخن گفتن از آنها، نوشتار ديگري ميطلبد. پی نوشت ها : [2] . وقتي پيامبر صلي الله عليه و آله در جمره عقبه با اهل يثرب مشغول بستن پيمان بود، ابليس با نداي خود اهل مكه را براي مقابله با پيامبر صلي الله عليه و آله با خبر كرد. 1. ابن عدي، عبدالله، الکامل، لبنان، دارالفکر، 1409 ق. 2. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، لبنان، دار صادر، بيتا. 3. ابن هشام، عبدالملک بن هشام، السيرة النبوية، لبنان، دارالمعرفة، بي تا. 4. ابوالفتوح رازي، حسين بن علي، روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، مشهد، آستان قدس رضوي، 1408ق. 5. اربلي، علي بن عيسي، کشف الغمه، تبريز، مکتبة بني هاشمي، 1381ق. 6. اموي داني، عثمان بن سعيد، السنن الواردة في الفتن، اردن، بيت الافکار الدوليه، بيتا. 7. بحراني، هاشم، البرهان في تفسير القرآن، تهران، بنياد بعثت، 1416ق. 8. بحراني، هاشم، المحجة فيما نزل في القائم الحجة، قم، بيجا، بيتا. 9. حاکم نيشابوري، محمد بن عبدالله، المستدرک علي الصحيحين، لبنان، دارالکتب العلميه، 1411 ق. 10. حر عاملي، محمد بن حسن، اثبات الهداة، قم، العلميه، بيتا. 11. حسيني، شرفالدين، تأويل الآيات الظاهره، قم، اسلامي، 1409ق. 12. حميري، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، تهران، کتابخانه نينوا، بي تا. 13. خراساني، جواد، مهدي منتظر، تهران، لاهوت، 1384ش. 14. خزاز قمي، علي بن محمد، کفاية الاثر، قم، بيدار، 1401ق. 15. خصيبي، حسين بن حمدان، الهداية الکبري، لبنان، البلاغ،1419ق. 16. دمشقي، اسماعيل بن عمر بن کثير، البداية و النهاية، لبنان، دار الفکر، 1407 ق. 17. راغب اصفهاني، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، بيروت، دارالمعرفة، بيتا. 18. راوندي، قطب الدين، قصص الانبياء، مشهد، بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي، 1409 ق. 19. شيخ صدوق، محمد بن علي بابويه، عيون اخبار الرضا، بيجا، جهان، 1378ق. 20. شيخ صدوق، محمد بن علي بابويه، کمال الدين و تمام النعمه، قم، سازمان چاپ و نشر دار الحديث، 1380 ش. 21. شيخ صدوق، محمد بن علي بابويه، من لايحضره الفقيه، قم، اسلامي، 1413ق. 22. شيخ طوسي، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن، لبنان، دار احياء التراث العربي، بيتا. 23. شيخ طوسي، محمد بن حسن، التهذيب، تهران، دارالکتب اسلاميه، 1365 ش. 24. شيخ طوسي، محمد بن حسن، الغيبه، قم، معارف الاسلامي، 1425 ق. 25. شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، اختصاص، قم،کنگره شيخ مفيد، 1413 ق. 26. شيخ مفيد، محمد بن محمد نعمان، الارشاد، قم، کنگره شيخ مفيد، 1413 ق. 27. صدر، محمد، تاريخ ما بعد الظهور، لبنان، دارالتعارف للمطبوعات، 1412ق. 28. طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، قم، اسلامي، 1417ق. 29. طبري، محمد بن جرير، تاريخ الامم و الملوک، لبنان، دارالتراث، 1387 ق. 30. طريحي، فخر الدين، مجمع البحرين، تهران، مرتضوي، 1362ش. 31. عاملي، جعفر مرتضي، دراسة في علامات الظهورو الجزيرة الخضراء، قم، جبل عامل الاسلامي،1412ق. 32. عياشي، محمد بن مسعود، تفسير العياشي، تهران، چاپخانه علميه، 1380 ق. 33.فراهيدي، خليل بن احمد، العين، بي جا، دارالهجرة، 1409 ق. 34. قزويني، محمد کاظم، الامام المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، من المهد الي الظهور، قم، محلاتي، 1380 ش. 35. قمي، علي بن ابراهيم، تفسير القمي، قم، دارالكتاب، 1404ق. 36. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، لبنان، دار الاضواء، 1405ق. 37. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، لبنان، مؤسسه الوفاء، 1404 ق. 38. مروزي، نعيم بن حماد، الفتن، لبنان، دارالکتب العليمه، 1423ق. 39. مسعودي، علي بن الحسين، اثبات الوصيّه، لبنان، دارالأضواء، 1409ق. 40. معتزلي، عبدالمجيد بن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، قم، کتابخانه آيت الله مرعشي، 1404 ق. 41. مکارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالکتاب اسلاميه، 1374 ش. 42. موسوي اصفهاني، محمد، مکيال المکارم، قم، ايران نگين، 1381 ش. 43. نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبه، قم، مدين، 1426. منبع:www.entizar.ir دوشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بحث اصلي در اين نوشتار، بيان ويژگيها و پيامدهاي نداي آسماني و وظيفه مخاطبان در مقابل آن است که در چند محور بيان ميشود. محور اول. ويژگيهاي نداي آسماني الف. ندا دهنده احاديثي ندا دهنده را جبرئيل امين عليه السلام معرفي ميکنند (نعماني، همان: ص262؛ طوسي، 1425: ص454؛ صدوق، 1380: ج2، ص558؛ حسيني، همان: ص708؛ بحراني، بيتا: ص238). اين مطلب با عبارتهاي « هي جبرئيل»، «هو صوت جبرئيل» «ينادي به جبرئيل» و… آمده است. اين روايات، از نظر سند ضعيف هستند؛ ولي به دليل تظافر آنها و نداشتن مخالف، ميتوان پذيرفت که نداي آسماني توسط جبرئيل امين عليه السلام اعلان ميشود.
ب. مکان نداي آسماني بيشتر احاديث، به آسماني بودن ندا با عبارتهاي مختلف اشاره دارند. در يک روايت، عبارت متفاوتي آمده است: «لايخرج القائم حتي ينادي باسمه من جوف السماء» (نعماني، همان: ص301). در اين حديث که از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است، کلمه«جوف» به آسمان اضافه شده است که اشاره دارد كه مكان ندا، وسط آسمان است.
ج. زمان نداي آسماني يکي از مباحث مهم و قابل طرح دربارة نداي آسماني، زمان آن است. اين مطلب از چند حيث قابل بررسي است:
يكم. زمان مطرح شده در احاديث براي ندا زمان آن در احاديثي، ماه مبارک رمضان معرفي شده است. اين احاديث با عبارتهاي «صيحة في شهر رمضان»، «يکون الصوت في شهر رمضان»، «شهرالله تعالي و فيه ينادي باسم صاحبکم و اسم ابيه » و… آمده است (نعماني، همان: ص262و 266؛ صدوق، همان: ج1، ص597؛ طوسي، همان: ص452و…). ميان اين روايتها، شش حديث، زمان ندا را شب بيست و سوم معرفي ميکنند و از ميان آنها، سه حديث، بر شب جمعه بودن نداي آسماني دلالت دارد.
نکتهاي که قابل بررسي است، شب يا روز بودن زمان ندا است؛ زيرا کنار رواياتي که زمان ندا را ماه رمضان و در شب معرفي ميکرد، رواياتي زمان ندا را اول روز معرفي ميکنند. اين احاديث با عبارتهاي «ينادي مناد من السماء في اول النهار» و… بر اين مطلب دلالت دارد (كليني، 1405: ج8، ص177؛ صدوق، همان: ج2، ص558؛ طوسي، همان: ص435؛ مفيد، 1413: ج2، ص371). براي جمع اين دو دسته از احاديث، فرض هايي قابل طرح است: فرض اول. شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان، شب قدر است. در روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام آمده است: «شب قدر در هر سال واقع ميشود و روز آن مانند شب آن است» (طوسي، 1365: ج4، ص331). بنابر اين روز بيست و سوم، جزئي از شب آن حساب شده است و از اول شب بيست و سوم تا غروب روز بيست و سوم، شب قدر به حساب ميآيد. در اين صورت، نداي آسماني اول روز بيست و سوم واقع ميشود که قسمتي از شب قدر است. فرض دوم. مراد از شب در «ليلة ثلاث و عشرين» و «ليلة جمعة» هنگام طلوع فجر باشد؛ زيرا هنگام طلوع فجر، قدر مشترک ميان شب و روز به حساب ميآيد. در فضيلت نماز صبح، هنگام طلوع فجر چندين روايت نقل شده است و دليل اين فضيلت را حضور ملائکه شب و ملائکه روز مطرح ميکنند (كليني، همان: ج3، ص282؛ صدوق، 1413: ج1، ص211). بنابر اين اگر نداي آسماني، هنگام طلوع فجر اعلان شود، هم اطلاق «شب بيست و سوم» بر آن صحيح است و هم اطلاق« روز»؛ به ويژه اينکه، احاديث دلالت کننده بر واقع شدن نداي آسماني در روز، همگي قيد «اول النهار» را دارند و اول روز، هنگام طلوع فجراست. فرض سوم. اختلاف زمان نداي آسماني، به حساب مکانها است؛ يعني به دليل اختلاف افقها. البته نداي آسماني يکي است و يکبار اعلان ميشود؛ ولي يک جا، اول شب بيست و سوم است و يک جا، آخر شب و جاي ديگر، اول روز بيست و سوم؛ لذا اختلاف مطرح شده در احاديث، به اين دليل است. فرض چهارم. تکرار نداي آسماني است؛ يعني نداي آسماني اول، شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان به معرفي نام و نسب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميپردازد و نداي آسماني دوم، اول روز است؛ يعني اول روز بيست و سوم، نداي دوم به حقانيت علي عليه السلام و پيروانش اعلان ميشود. گويا با اعلان نداي اول، بسياري از مردم جهان باز حضرت را نميشناسند؛ ولي با نداي دوم و با توجه به شناختي که از شيعيان دارند، ميفهمند که مراد از نداي اول، همان امام دوازدهم شيعيان، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است که ميآيد. فرض پنجم. تکرار نداي آسماني است؛ يعني نداي آسماني اول، شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان به معرفي نام و نسب حضرت ميپردازد و نداي دوم، اول روز است؛ اما روز آن مشخص نيست. احتمال دارد روز قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در دهم محرم، از کنار کعبه باشد که رواياتي بر اين مطلب دلالت ميکنند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، 1380: ج2، ص603؛ حر عاملي، بيتا: ج3، ص570). شواهدي که بر تکرار نداي آسماني دلالت ميکنند، چنينند: 1. محتواي نداي آسماني شب بيست و سوم با محتواي نداي اول روز فرق دارد. در اولي محتوا، معرفي نام و نسب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است و در دومي محتوا، بر حق بودن علي عليه السلام و شيعيان ايشان يا رستگاري آنان است. 2. احاديثي كه بر تکرار نداي آسماني دلالت ميکنند.در اين باره دو حديث را ميآوريم: روايت اول. جابر بن يزيد جعفي از امام محمد باقر عليه السلام نداي جبرئيل امين را سه بار در طول روز مطرح ميکند و محتواي ندا را معرفي حضرت مهدي به نام و نسب ميداند. البته اين حديث ازجهت سند، ضعيف است و به صورت مرسل در کتب متأخر ذکر شده است (حسيني، همان: ج2، ص732؛ بحراني، بيتا: ص238) و از حيث دلالت نيز با مدعاي ما سازش ندارد؛ زيرا تکرار ندا را سه بار ميداند و آن هم در روز و با يک محتوا. روايت دوم. حديث معتبري است که زراره بن اعين از امام جعفر صادق عليه السلام نقل ميکند. در اين روايت، زراره ميگويد: شنيدم امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: منادي از آسمان ندا ميدهد: «به درستي که فلاني، همان امير است» و منادي ندا ميدهد: «همانا علي و شيعه او همان رستگاران هستند». گفتم: «)با وجود اين معجزات( پس چه کسي با حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نبرد ميکند؟» فرمود: «شيطان ندا ميدهد: همانا فلاني و شيعه او، همان رستگارانند… (نعماني، همان: ص272؛ مجلسي، همان: ج52، ص294). در اين حديث، به زمان نداي آسماني اشاره نشده است؛ ولي تکرار ندا را ثابت ميکند و در مقابل دو نداي آسماني، يک نداي شيطاني مطرح ميشود. اين حديث، با روايات معرفي ندا در شب بيست و سوم و نداي آسماني در اول روز سازگار است؛ زيرا نداي آسماني در شب بيست و سوم، معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به نام و نسب است و نداي اول در اين روايت نيز معرفي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است و نداي اول در روز، بيان حقانيت امير مؤمنان عليه السلام و شيعيانش يا رستگاري آنان بود و محتواي نداي دوم در اين حديث، حقانيت و رستگاري آنان است. نظر انديشوران يكي از پژوهشگران، قائل به يک نداي آسماني است و وجود دو ندا را نميپذيرد. حتي فرق در محتواي ندا را توجيه ميکند و قائل به جمع يا کنار گذاشتن يکي از دو محتوا ميشود. به هر صورت وي قائل به يک نداي آسماني و آن هم در بيست و سوم ماه مبارک رمضان است. او مينويسد: بعد از حمل مطلق بر مقيد و مجمل بر مبين، مطالب ذيل به دست ميآيد: 1. مراد از ندايي که از امور محتوم است، همان نداي جبرئيل عليه السلام به نام قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف است. 2. مراد از نداي بر حق، جز اين نيست. 3. صيحه جبرئيل عليه السلام نيز همين ندا است (صدر، 1412: ص130). نويسنده ديگري قائل به چندين ندا شده است كه عبارتند از: سه نداي آسماني در ماه رجب، دو نداي آسماني در ماه مبارک رمضان و دو نداي ديگر در ماه رمضان، و نداي حضرت صاحب الامر عليه السلام در ماه ذيحجه که همگان ميشنوند ونداي جبرئيل عليه السلام در ذيحجه بعد از بيعت و نداي ديگري در روز عاشورا به امارت حضرت و چند نداي ديگر؛ ولي او ندايي را که داراي اهميت و کثرت اخبار و حتمي بودن ميداند، دو نداي آسماني در ماه مبارک رمضان است. او مينويسد: اما نداي اول، ندايي است که در شب خواهد بود، در شب بيست و سوم. جبرئيل چنان صيحهاي زند که همه عالم بشنوند و خوابيدهها بيدار شوند و همه به فزع در آيند ؛ به اين جهت اين ندا را «صيحه و فزعه» نيز ناميدهاند… اما نداي دوم، حتمي است. اگر چه اخباري که در خصوص اين ندا است، تصريح ندارد که ندا کننده جبرئيل است؛ بلکه )به( همين اندازه که منادي از آسمان ندا خواهد کرد )اكتفا شده است(؛ اما در اخبار مطلقه که در اصل ندا است، تصريح دارد به اينکه ندا کننده جبرئيل است… اين نداي دوم، در اول روز است؛ در همان روز بيست و سوم، اما به نام امير المؤمنين عليه السلام (خراساني، 1384: ص281). در نوشتار ديگري، تعدد نداهاي آسماني مطرح شده است و آنها از جهت زمان و محتوا، متفاوت معرفي ميشود. اما نداي آسماني در ماه مبارک رمضان را از علايم حتمي ميداند. وي ميگويد: «از احاديث به دست ميآيد صيحهاي که بيشترين اهميت را دارد و از علايم حتمي محسوب ميشود، آن است که در ماه مبارک رمضان رخ ميدهد» (قزويني، 1380: ص409). با توجه به قرائني که بيان شد، به نظر ميرسد اگر تکرار نداي آسماني را بپذيريم، بايد به توالي و پشت سر هم بودن دو ندا قائل باشيم؛ به صورتي که يکي به حساب آيند؛ زيرا وقتي نداي ابليس برابر نداي آسماني مطرح ميشود، در روايات از مخاطبان خواسته شده است که از صداي نخست پيروي کنيد و نيامده است که از صداي اول و دوم پيروي کنيد. سه حديث که يکي از آنها از حيث سند معتبر است، با عبارتهاي «الصوت الاول» (نعماني، همان: ص262 و 269)، «النداء الاول» و « المنادي الاول» (همان، ص267؛ بحراني، همان: ص157) اين مطلب را بيان ميکنند. دوم. حوادث قبل از نداي آسماني 1. اختلاف بني عباس دربارة اين نشانه که از حيث سند، معتبر است و از امام محمد باقر عليه السلام نقل شده است، اين گونه آمده: «اي جابر! ملازم زمين باش و دست و پايي حرکت نده )کنايه از حرکت نکردن براي ياري حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف( تا علامت هايي که برايت ميشمارم، ببيني. اولين آنها، اختلاف بني عباس است و نميبينم آن را درک کني؛ ولي براي بعد از من، از طرف من آن را ذکر کن و منادي از آسمان ندا ميدهد و…» (نعماني، همان: ص288).
از اختلاف بنيعباس و انقراض آنها، سالها ميگذرد؛ اما در آن زمان و در ابتداي به قدرت رسيدن آنان، اهلبيت عليه السلام با اين پيشگويي، شيعيان را از دل بستن به حکومت آنان بر حذر ميداشتند و آنان را به آينده، اميدوار نگاه ميداشتند. پس فاصله ميان اختلاف بني عباس و نداي آسماني، زياد است؛ ولي آن زمان، اين مطلب علامت ظهور بوده است، مگر اينکه بگوييم دولت بني عباس دوباره تشکيل ميشود. 2. نشانهاي در ماه رجب در حديثي از داوود بن سرحان از امام جعفر صادق عليه السلام به اين نشانه اشاره شده است. در اين روايت آمده است: «سالي که در آن صيحه واقع ميشود، قبل از آن در رجب نشانهاي رخ ميدهد». گفتم: «آن چيست؟» فرمود: «صورتي در ماه نمايان ميشود و دست آشکاري» (نعماني، همان: ص261).
البته اين حديث از حيث سند، به دليل توثيق نشدن «عباس بن عبدالله» ضعيف است و از حيث دلالت، منفرد است و نميتوان به آن اعتماد کرد؛ اما در روايات ندا، دو حديث نداي آسماني را در ماه رجب مطرح ميکنند که يکي از آنها، راويانش از عامه ميباشند و از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله نقل شده است (خزاز قمي، 1401: ص156) و ديگري روايت حسن بن محبوب از امام رضا عليه السلام است. اين روايت، گر چه از حيث سند معتبر است؛ اما نقلهاي متفاوتي از آن به دست ما رسيده است و همين امر، باعث سلب اعتماد دربارة وقوع ندا در ماه رجب ميشود. ترجمه يکي از متنها از اين قرار است: گويي ميبينم از وضعشان نااميد شدهاند که ندايي داده ميشود و کسي که دور است، مانند کسي که نزديک است، آن را ميشنود. آن، رحمتي براي مؤمنان و عذابي براي کافران است. پرسيدم: «پدر و مادرم فداي شما! آن نداء چيست؟» فرمود: «سه صوت در ماه رجب است؛ اولين آنها «الا لعنة الله علي الظالمين» و دومي: «أزفت الآزفه يا معشر المؤمنين» و سومي، دست آشکاري همراه خورشيد ميبينند که ندا ميدهد: «آگاه باشيد! همانا خداوند فلاني را براي نابودي ستمگران فرستاد و در آن وقت گشايش مؤمنان ميآيد (نعماني، همان: ص286؛ صدوق، همان، ج2، ص59؛ طوسي، همان: ص439؛ مسعودي، 1409: ص281؛ صدوق، 1378: ج2، ص6). مهمترين تفاوت در نقلها با توجه به يکي بودن راوي از امام، تفاوتي است که نقل شيخ صدوق با نقل شيخ طوسي و نعماني دارد و آن عدم ذکر محتواي سه ندا و نيز سه ندا بودن و اين كه ندا در ماه رجب است؛ در حالي که هر سه، از عبدالله بن جعفر حميري از احمد بن هلال از حسن بن محبوب از امام رضا عليه السلام روايت را نقل ميکنند. با توجه به اينکه مسعودي نيز بودن نداهاي سه گانه را در ماه رجب نياورده است و تنها محتواي نداها را ميآورد، نميتوان به اين حديث اعتماد کرد و با اين حديث، بودن ندا در ماه رجب ثابت نميشود.[1] 3. سختي، ترس، مرگ يکي از نشانههاي عمومي قبل از نداي آسماني، مرگ و ميرها به دليل بيماري و کشتار ميان مردم است که اين امر، باعث ترس همگاني و سلب آسايش و سختي براي همگان ميشود. رواياتي، اين مطلب را بيان ميکنند (نعماني، همان: 470 و 275 و288). اينك ترجمه يکي از اين احاديث را بيان ميكنيم: «مردم از آنچه بر سرشان ميآيد و نيز از ترس، دچار سختي شديدي ميشوند و آن حال پايان نمييابد، تا اينکه منادي از آسمان ندا ميدهد». اين حديث از ابوبصير از امام محمد باقر عليه السلام نقل شده است.
4. يأس و نااميدي از اموري که پيش از قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و نداي آسماني رخ ميدهد، يأس و نااميدي است که بر جهانيان سايه مياندازد و آنان اميد خود را از آمدن منجي از دست ميدهند. در احاديث مربوط به نشانههاي قيام، اين مطلب به وضوح مشاهده ميشود و عباراتي چون «فخروجه إذا خرج عند اليأس و القنوط من أن يروا فرجاً» (نعماني، همان: ص262) و «إنما يجئ الفرج علي اليأس» (حميري، بيتا: ص168) بر اين مطلب دلالت ميکنند.
در برخي روايات، اين مطلب يکي از نشانههاي قبل از نداي آسماني معرفي شده است (صدوق، همان: ج2، ص59؛ همو، 1378: ج2، ص6). امام جعفر صادق عليه السلام ميفرمايد: «همانا براي محقق شدن اين امر، مأيوستر و غمناکتر ميشويد، تا اينکه منادي از آسمان به اسم قائم عليه السلام و نام پدرش ندا ميدهد» (نعماني، همان: ص186). پی نوشت : [1]. اگر گفته شود در نقل احاديث، اصل عدم زياده، بر اصل عدم نقيصه مقدم است و به دليل ذکر نشدن نيمي از روايت در نقل شيخ صدوق، نقل شيخ طوسي و نعماني بر آن مقدم است و با اين بيان، نداي آسماني درماه رجب توسط اين حديث ثابت مي شود، مي گوييم در مورد يک يا دو کلمه يا يک جمله احتمال غفلت و افتادگي از راوي يا نساخ پذيرفتني است؛ ولي نمي توان پذيرفت که ذکر نکردن چندين سطر توسط شيخ صدوق از روي غفلت باشد، مگر اينکه بگوييم شيخ صدوق به دليل عدم اعتماد به بقيه حديث به دليل اختلاف در نقلها از آوردنش صرف نظر کرده است.
منبع:www.entizar.ir نويسنده:سيد حسن زماني ادامه دارد .....
چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
چکيده ميان علامتهاي قيام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نداي آسماني جايگاه ويژهاي دارد. مطرح شدن اين مطلب در روايات فراوان، تطبيق آياتي از قرآن توسط اهلبيت عليه السلام بر آن، مطرح شدن آن در آخرين توقيع، حتمي بودن و آغاز ظهور حضرت به وسيله ندا، نشان از اهميت آن دارد. مهمترين هدف از نداي آسماني، شناساندن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به جهانيان و اعلان آمدن او است. در اين نوشتار، ابتدا مباحث «واژه شناسي ندا»، «هدف از اعلان ندا»، «نشانههاي حتمي و بدا»، و «نداي آسماني در قرآن کريم» مطرح ميشوند، سپس نداي آسماني معرفي و به وظيفه مخاطبان ندا و نداهاي ديگر و نداي آسماني از نگاه عامه اشاره ميشود.
مقدمه وعده ظهور برقرار کننده عدالت در جهان و برچيننده ظلم از گيتي، برجستهترين آينده بيني حجتهاي پروردگار است که همة اديان آسماني از آن خبر دادهاند. اين حادثه، به قدري با ارزش است که آينده نگريهاي وحياني، نشانهها و حوادث پيرامون آن را بازگو كردهاند. بخش زيادي از روايتهاي اسلامي در بحث مهدويت، مربوط به علامتهاي قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است.
ميان نشانه ها، «ندا يا صيحه آسماني» جايگاه ويژهاي دارد؛ زيرا دهها حديث دربارة آن به دست ما رسيده است. آياتي از قرآن کريم ـ به ويژه آيه چهارم سوره شعراء ـ طبق روايتهاي تفسيري بر آن دلالت دارند. اين نشانه، در توقيع آخر براي نايب چهارم علي بن محمد سمري مطرح شده و ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف منوط به خروج سفياني و صيحه آسماني معرفي شده است. علاوه بر اين، نداي آسماني از نشانههاي حتمي قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به شمار ميآيد. با اين ندا، نام و نسب و برحق بودن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و پيروانش براي جهانيان اعلان ميشود و مردم از زمان ظهور آگاه ميشوند. ميتوان گفت با آمدن فردي با خصوصيتهاي سفياني از وادي يا بس و تسلط او بر منطقه خاور ميانه و رخ ندادن «نداي آسماني » نميتوان ادعا کرد اين فرد، همان سفياني مطرح شده در علايم حتمي متصل به قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است؛ ولي با اعلان نداي آسماني ظهور حضرت رقم ميخورد. در اين نوشتار، مطالبي دربارة ندا، به صورت فشرده مطرح ميشود و سپس به بحث اصلي دربارة آن ميپردازيم. الف. واژه شناسي ندا در احاديث ندا، واژههاي « ندا» «صيحه» «صوت» «اعلان» «فزعه» و «هدّه» به کار رفته است كه به توضيح اجمالي آنها ميپردازيم:
1. واژه «ندا» به معناي خواندن با صداي بلند است. «النداء رفع الصوت و ظهوره؛ ندا بلند کردن و آشکار کردن صدا را گويند» (راغب، بيتا: ص486). در روايتها، واژه «ندا» بيشتر براي صدايي بامحتوا، به كار رفته است. 2. واژه «صيحه» به معناي فرياد يا صداي بسيار بلند است. «الصوت بأقصي الطاقة؛ مراد از صيحه، صدا با نهايت توان است» (طريحي، 1362: ج2، ص389). اين واژه در احاديث ندا، براي صداي با محتوا استفاده شده است. 3. واژه «صوت» به معناي صداي سخن است. «الصوت في العرب جرس الکلام» (طريحي، همان: ص209). صوت در زبان عربي به معناي صداي سخن است. در چندين روايت از احاديث ندا، کلمه «صوت» آمده است. در حديثي، عبدالله بن ابي يعفور از امام جعفر صادق عليه السلام ميپرسد: «مراد از صوت چيست؟ آيا همان ندا دهنده است؟» فرمود: «بلي و به وسيله آن، صاحب اين امر شناخته ميشود» (نعماني، 1422: ص266). 4. واژه «اعلان» به معناي «آشکار کردن» آمده است. «علن الامر…أي شاع و ظهر؛ علن الأمر، يعني آن امر را آشکار و پخش کرد» (فراهيدي، 1409: ج2، ص141). تنها در يک روايت از احاديث ندا، کلمه «يعلن» آمده است. اين حديث، از امام رضا عليه السلام نقل شده است که ميفرمايد: «بردن نامش در دوران غيبت جايز نيست تا اينکه ايشان را ميبينند و نامش اعلان ميشود و تمامي مردم آن را ميشنوند» (خصيبي، 1419، ج1: ص364). در نتيجه «اعلان» در اين روايت، به معناي آشکارا بيان شدن نام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف براي همة مخلوقات است. 5. واژه «فزعه» به معناي ترس است. «فزع منه… أخافه و روعه؛ فزع منه، يعني از او ترسيده و هراسناک شده» (ابن منظور، بيتا: ج8، ص251). اگر درباره نداي آسماني، اين واژه را بپذيريم، ترسناکي نداي آسماني را روشن ميکند. 6. واژه «هدّه» به معناي صدايي است که از فرو ريختن يا انهدام چيزي شنيده ميشود. «الهدّ هدم له وقعٌ و سقوط شيء ثقيل و الهدّة صوتُ وقعِهِ؛ هدّ به معناي انهدامي است که همراه فرو ريختن و سقوط شيء سنگيني باشد. الهدّة، صداي فرو ريختن آن را گويند» (راغب، همان، ص537). در احايث شيعه، تعبير «هدّه» دربارة ندا نيامده است؛ ولي در تعداد قابل ملاحظهاي از روايتهاي عامه، تعبير «هدّه» به كار رفته است. در روايتي عبدالله بن مسعود از رسول خدا صلي الله عليه و آله ميپرسد: اي رسول خدا! مراد از صيحه چيست؟ فرمود: صدايي است که در نيمه رمضان شنيده ميشود» (مروزي، 1423: ج1، ص185). ب. هدف از اعلان ندا 1. شناساندن حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به جهانيان مهمترين هدف نداي آسماني، شناساندن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به جهانيان است؛ زيرا قيام آن امام، انقلابي جهاني است و شناسايي او نيز بايد جهاني باشد، تا حجت بر همگان تمام شود و نگويند راه و مسير حق را نشناختيم. در روايتي وقتي عبدالله بن ابي يعفور از امام جعفر صادق عليه السلام ميپرسد: «آيا مراد از صوت، همان ندا دهنده است؟» حضرت در پاسخ ميفرمايد: «بلي و به وسيله آن، صاحب اين امر شناخته ميشود (نعماني، همان: ص266).
2. بشارتي براي مؤمنان و رنجشي براي کافران پيروان حق با شنيدن نداي آسماني، نشاط و شادابي خاصي مييابند و آگاه ميشوند که مولايشان بعد از قرنها انتظار ميآيد و در پرتو آن، حق و عدالت همه جا را نوراني خواهد کرد. گويي با شنيدن ندا، روحي تازه در وجودشان دميده ميشود. از سوي ديگر، دشمنان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با شنيدن آن ندا، ميفهمند برابر قدرت آسماني او تواني ندارند و نميتوانند مقاومت کنند. از امام رضا عليه السلام نقل شده است:
هنگام فقدان آب گوارا، بسياري از مردان و زنان مؤمن، دلسوخته و متأسف و اندوهناکند. گويي آنان را در نااميدترين حالاتشان ميبينم که ندا را ميشنوند؛ ندايي که از دور، مانند شنيده شدن از نزديک، شنيده ميشود. آن، رحمتي براي مؤمنان و عذابي بر کافران است (شيخ صدوق، 1380: ج2، ص59). 3. اتمام حجتي همگاني نداي آسماني، همگاني است و هر کس با زبان خود اين ندا را ميشنود (نعماني، همان: ص262). ديگر جايي براي عذر و بهانه باقي نميماند که اگر واقعاً ميدانستيم او حجت خداوند است، از او پيروي ميکرديم. در روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام چنين نقل شده است: «به اسم و کنيه و نسب حضرت، ندا داده ميشود. اين مطلب، دهان به دهان بين اهل حق و باطل و موافقان و مخالفان ميچرخد، تا حجت را بر آنان در شناختن او تمام کند» (مجلسي، 1404: ج53، ص3).
ج. نشانههاي حتمي و بدا با توجه به حتمي بودن نداي آسماني که با واژههاي گوناگون در احاديث اهلبيت عليه السلام (طوسي، 1425: ص435؛ نعماني، همان: ص261) بيان شده است، آيا احتمال عدم وقوع نداي آسماني هست؟ به عبارت ديگر آيا ميشود در نشانههاي حتمي بدا حاصل شود؟ داوود بن قاسم جعفري ميگويد: «نزد ابوجعفر عليه السلام )امام نهم( بوديم که از سفياني و حتمي بودن امر او سخن ميان آمد. از امام پرسيدم: «آيا در امر محتوم، بدا حاصل ميشود؟» فرمود: «بلي». به آن حضرت گفتم: «ميترسم در امر قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز بدا حاصل شود؟» فرمود: «آمدن قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف از وعدههاي الهي است وخداوند، خلف وعده نميکند» (نعماني، همان: ص314).
اين حديث، بدا را در امور حتمي جايز ميشمارد. بنا بر اين روايت، احتمال دارد نداي آسماني واقع نشود. نشانه حتمي، به علامتي گويند که آمدنش بر امر ديگري متوقف نباشد و صد در صد واقع شود؛ به همين دليل ميبينيم علامه مجلسي در توجيه روايت بالا ميگويد: «احتمال دارد مراد از واقع شدن بدا در امور محتوم، بدا در خصوصيات آنها باشد، نه در اصل وجودشان؛ مانند خروج سفياني قبل از نابودي بني عباس و مانند آن» (مجلسي، همان: ج52، ص251). توجيه علامه مجلسي نميتواند مناسب باشد؛ زيرا خلاف ظاهر روايت است؛ ولي ميتوان گفت: اولاً: روايت از جهت سند، به دليل مجهول بودن «محمد بن احمد بن عبدالله خالنجي» ضعيف به شمار ميآيد. ثانياً: بر فرض اعتبار سند، با احاديث ديگر که امور حتمي را تغيير ناپذير معرفي ميکنند، منافات دارد (نعماني، همان: ص312؛ شيخ طوسي، همان: ص449). ثالثاً: صاحب مكيال المكارم مينويسد: غرض و منظور از قرار دادن نشانهها آن است که مردم به وسيله آنها امام غايب خود را بشناسند و از کسي که به دروغ ادعاي امامت کند، پيروي ننمايند؛ پس هر گاه تمام نشانهها تغيير کند و هيچ يک از آنها براي مردم آشکار نشود، نقض غرض لازم ميآيد و اين، بر خداوند محال است (موسوي اصفهاني، 1381: ج1، ص512). رابعاً: ميتوان از روايات، سه مطلب استفاده کرد: 1. اخباري که اگر شرايط حاصل شود و مانعي نباشد، حادث ميشوند. 2. اخباري که همة شرايطشان حاصل است و مانعي براي تحقق ندارند، مگر اراده و خواست الهي. 3. اخباري که همة شرايطشان آماده است و مانعي ندارند و خداوند در تحقق آنها دخالت نميکند؛ زيرا با وجود قدرت بر اين کار، با صفات ربوبي او نميسازد؛ مانند ستم که خداوند قادر بر آن است؛ ولي از باري تعالي محال است «و لا يظلم ربک احداً»؛ چون با عدل الهي منافات دارد. همچنين است وعده الهي که خداوند خلف وعده نميکند: >ان الله لا يخلف الميعاد< (آل عمران، 9). امور حتمي، از نوع دوم است؛ يعني شرايطشان حاصل و مانعي براي تحققشان وجود ندارد؛ ولي اراده و خواست الهي در تحقق آنها دخيل است (ر.ك: عاملي، 1412: ص60). پروردگار متعال به سبب اثرهاي مطلوب نشانههاي حتمي و اثرهاي نامطلوب رخ ندادن آنها از تحققشان جلوگيري نميکند. در نداي آسماني، آنچه حتمي مطرح شده است، اصل ندا است؛ ولي خصوصيات آن، حتمي نيست؛ مثال، زمان ندا ميتواند ماه رمضان نباشد و هر زمان ميتوان منتظر نداي آسماني و ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بود. «توقعوا الفرج صباحا و مساءاً» (شيخ طوسي، همان: ص457). د. نداي آسماني در قرآن کريم آياتي از قرآن کريم به وسيله احاديثي از پيشوايان معصوم عليه السلام بر نداي آسماني، تفسير يا تطبيق شدهاند (نعماني، همان: ص267 و 269؛ قمي، 1404: ج2، ص326؛ حسيني، 1409: ج2، ص732). رواياتي، مراد از «آيه» چهارم سوره شعراء را صيحه يا نداي آسماني دانستهاند (قمي، همان: ص118؛ كليني، همان: ج8، ص258؛ نعماني، همان: ص267).
آيه چنين است: >ان نشأ ننزل عليهم من السماء آية فظلّت أعناقهم لها خاضعين<؛ اگر بخواهيم از آسمان بر آنان آيهاي )= معجزه اي( نازل ميکنيم، تا گردنهايشان برابر آن فروتن شود. جايگاه آيه در بحث مهدويت ميان احاديثي که مراد از «آيه» را نداي آسماني ميدانند، پنج روايت با سند صحيح وجود دارد. عبدالله بن سنان ميگويد: نزد امام جعفر صادق عليه السلام بودم. شنيدم مردي از همدان به حضرت ميگويد: «آنان )= عامه( ما را مسخره ميکنند و به ما ميگويند: شما گمان ميکنيد منادي از آسمان به اسم صاحب اين امر ندا ميدهد؟!». عبدالله بن سنان ميگويد: امام در حالي که تکيه داده بود، ناراحت شد و صاف نشست. سپس فرمود: از من روايت نکنيد و از پدرم نقل کنيد و اين مطلب براي شما اشکالي ندارد. شهادت ميدهم من از پدرم شنيدم که ميفرمود: «به خدا قسم اين مطلب در کتاب خداوند عز و جل روشن است. وقتي ميآورد «ان نشأ…» پس در آن وقت کسي در زمين نميماند، مگر اينکه گردنش مقابل آن، خاضع شده و فرو ميافتد» (نعماني، همان: ص267). ديدگاه مفسران تفسير آيه با آنچه در اين روايات مطرح شده است، مناسبت ندارد؛ به همين دليل مفسران به دنبال پاسخ اين اشکال بر آمده اند: علامه طباطبايي دربارة اين احاديث ميگويد: در تفسير قمي، ذيل آيه «إن نشأ ننزل…» ميگويد: پدرم از ابن ابي عمير از امام جعفر صادق عليه السلام روايت کرد که فرمود: گردنهايشان ـ بني اميه ـ با صيحه آسماني به نام صاحب الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف، نرم و خاضع ميشود. ميگويم: اين معنا را کليني در روضه کافي و صدوق در کمال الدين و مفيد در ارشاد و شيخ در الغيبه روايت كردهاند و ظاهر اين روايات، همه از باب جري و تطبيق است نه از باب تفسير؛ چون سياق آيه با تفسير بودن آن نميسازد (طباطبايي، 1417: ج15، ص254). اين حديث در تفسير قمي از ابن ابي عمير از هشام از امام جعفر صادق عليه السلام نقل شده است (قمي، همان: ج2، ص118). در تفسير نمونه آمده است: روشن است که منظور از اين روايات، بيان مصداقي از مفهوم وسيع آيه است که سرانجام به هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف رهبر حکومت جهاني، تمام حکومتهاي ظلم و جور که خط بني اميه را ادامه ميدهند، به حکم اجبار در برابر قدرت مهدي و حمايتهاي الهي او، سر تسليم فرود ميآورند (مكارم شيرازي، 1374: ج15، ص188). نتيجه چنانكه گذشت اهل تفسير «نداي آسماني» را از باب جري و تطبيق و بيان مصداقي از مفهوم وسيع آيه دانستهاند؛ يعني مفهوم آيه چنين است: خداوند هر وقت بخواهد، معجزهاي از آسمان ميفرستد، تا گردنها برابر آن فرو افتد و تسليم امر خداوند شوند و يکي از مصداقهاي آن، ميتواند هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، نداي آسماني به نام آن حضرت باشد.
ادامه دارد ..... جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مقدمه
از نواي غريبانه استغاثه امام حسين عليه السلام، سال ها و قرن ها مي گذرد، اما انعكاس آن را مي توان در لحظه لحظه تاريخ به گوش جان شنيد، اين فرياد نه تنها رو به خاموشي و افول نگذاشته، بلكه هر روز رساتر و پرصلابت تر، خروش وجوشش آزادگان عالم را افزوده است. گويا امام حسين عليه السلام سال ها و قرن ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است; تا امام عصر (عج)، ندايش را پاسخ گويد; پرچم بر زمين مانده اش را به دوش گيرد; داغ هاي كهنه اش را التيام بخشد و آرمان هاي بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسين عليه السلام است و حضرت مهدي عليه السلام پاسخ دهنده آن. در اين گستره بي انتها و افق هاي دور آن، كسي به خروش و التهاب فرزندش كه براي رسيدن آن روز، گذر آرام آرام و جانكاه لحظه ها را به تماشا مي نشيند و روزها و سال ها را با چشمان منتظرش بدرقه مي كند وجود ندارد. به راستي چه رمزي مهر سكوت بر لبان بسته و چه سري در اين ميان رخ پنهان كرده است؟ چرا ياد امام حسين عليه السلام هميشه و همه جا، همراه و هم پاي ياد حضرت مهدي عليه السلام است؟ چرا هر جا سخن از حسين عليه السلام است، نام حضرت مهدي عليه السلام نيز رخ مي گشايد؟ چرا عاشورا روز «ظهور» است و ياد حسين عليه السلام آغازين كلام مهدي عليه السلام...؟ اين گفتار مي كوشد گوشه هايي از اين ارتباط و پيوست را، از منظرهاي مختلف و در ابعاد گوناگون بررسي كند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روايات، ادعيه و زيارات، تشرفات) و يك خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمايه برخي از محققان و مبلغان و نيز ابزاري براي تحقيق و پژوهش بيشتر و مقدمه اي براي كشف زوايايي ديگر از حقايق نوراني حيات اين دو امام همام عليه السلام باشد. گرچه بررسي و تحليل اين پيوستگي ها و نيز نتايج و آثار آن، مجالي ديگر و فرصتي فراخ تر مي طلبد و گشودن گره اسرار اين پيوستگي ها، دل هايي راز دان و جان هايي آگاه از آن اسرار را مي طلبد. * همراه با قرآن 1. امام حسين عليه السلام از نگاه امام مهدي (عج) سعد بن عبدالله قمي گويد: به امام عصر - اوراحنا له الفداه - عرض كردم: «اي فرزند رسول خدا! تاويل آيه «كهيعص » چيست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغيب، اطلع الله عليها عبده زكريا، ثم قصها علي محمد صلي الله عليه و آله و ذلك ان زكريا سال ربه ان يعلمه اسماء الخمسة فاهبط عليه جبرئيل فعلمه اياها...; (1) اين حروف از اخبار غيبي است كه خداوند زكريا را از آن مطلع كرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلي الله عليه و آله باز گفته است...» . داستان از اين قرار است كه: زكريا از پروردگارش درخواست كرد كه «اسماء خمسه طيبه » را به وي بياموزد. خداوند، جبرئيل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعليم داد. زكريا چون نام هاي محمد، علي، فاطمه، و حسن ( عليهم السلام) را ياد مي كرد، اندوهش بر طرف مي شد و گرفتاريش از بين مي رفت. و چون حسين عليه السلام را ياد مي كرد، بغض و غصه، گلويش را مي گرفت و مي گريست و مبهوت مي شد. روزي گفت: بارالها! چرا وقتي آن چهار نفر را ياد مي كنم، آرامش مي يابم و اندوهم بر طرف مي شود; اما وقتي حسين را ياد مي كنم، اشكم جاري مي شود و ناله ام بلند مي شود؟ خداي تعالي او را از اين داستان آگاه كرد و فرمود: «كهيعص » ! «كاف » اسم كربلا و «هاء» رمز هلاك عترت طاهره است، و «ياء» نام يزيد ظالم بر حسين عليه السلام و «عين » اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است. زكريا چون اين مطلب را شنيد، نالان و غمين شد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد، و به كسي اجازه نداد كه نزد او بيايد. و گريه و ناله سر داد و چنين نوحه گفت: بارالها! از مصيبتي كه براي فرزند بهترين خلايق خود، تقدير كرده اي دردمندم. خدايا! آيا اين مصيبت را بر آستانه او نازل مي كني؟ آيا جامه اين مصيبت را بر تن علي و فاطمه مي پوشاني!؟ آيا اين فاجعه را بر ساحت آنان فرود مي آوري؟ بعد از آن گفت: بارالها! فرزندي به من عطا كن تا در پيري چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصي من قرار ده; آنگاه مرا دردمند او گردان; همچنان كه حبيبت محمد را دردمند فرزندش گرداندي. خداوند، يحيي را به او بخشيد و او را دردمند وي ساخت. و دوره حمل يحيي شش ماه بود و مدت حمل امام حسين عليه السلام نيز شش ماه بود و براي آن نيز قضيه اي طولاني است. *2 . امام مهدي (عج)، از نگاه امام حسين عليه السلام امام باقر عليه السلام مي فرمايد: حارث اعور به امام حسين عليه السلام عرض كرد: «يابن رسول الله! جعلت فداك: اخبرني عن قول الله في كتابه «والشمس و ضحيها» قال: و يحك يا حارث، ذلك محمد رسول الله صلي الله عليه و آله، قلت: جعلت فداك: قوله: «والقمر اذا تليها» ، قال: ذلك اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب يتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جليها» ، قال: ذلك القائم من آل محمد، يملا الارض قسطا و عدلا; (2) اي زاده رسول خدا! فدايت شوم. مرا از معناي آيه شريفه والشمس و ضحيها [سوگند به خورشيد و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشيد، رسول الله صلي الله عليه و آله مي باشد. پرسيد: فدايت شوم! منظور از آيه شريفه «والقمر اذا تليها» [سوگند به ماه چون پس از آن آيد. ] چيست؟ فرمود: منظور از ماه، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام است كه بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله مي باشد. گفت: مقصود از آيه شريفه «والنهار اذا جليها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چيست؟ فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است كه زمين را پر از قسط و عدل كند» . * 3. امام مهدي (عج) و امام حسين عليه السلام خداوند متعال مي فرمايد: «و لا تقتلوا النفس التي حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا، فلا يسرف في القتل انه كان منصورا (3) ; كسي را كه خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانيد، مگر به حق و آن كسي كه مظلوم كشته شده، براي وليش سلطه (حق قصاص) قرار داديم; اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است » . سلام بن مستنير مي گويد: امام محمد باقر عليه السلام درباره آيه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسين بن علي عليه السلام است كه مظلوم كشته شد و ما اولياي او هستيم. و قائم ما چون قيام كند، در طلب انتقام خون امام حسين عليه السلام بر آيد; پس مي كشد تا جايي كه گفته مي شود اسراف در قتل كرده است. مقتول، حسين عليه السلام و ولي او قائم (عج) است. و اسراف در قتل اين است كه غير قاتل او كشته شود. او منصور است; زيرا از دنيا نمي گذرد تا اين كه ياري شود به مردي از خاندان پيامبر خدا كه زمين را پر از قسط و عدل كند، همچنان كه پس از جور و ظلم شده باشد» . (4) قندوزي حنفي نيز مي گويد: «از امام علي الرضا فرزند موسي الكاظم (رضي الله عنهما) رسيده كه آن حضرت فرمود: آيه «و من قتل مظلوما» (5) درباره حسين و مهدي عليهم السلام نازل شده است » . همراه با روايات 1. امام مهدي عليه السلام فرزند امام حسين عليه السلام در 308 روايت، وارد شده كه امام مهدي (عج) نهمين فرزند امام حسين عليه السلام است و در بيشتر احاديثي كه از وجود مقدس رسول اكرم صلي الله عليه و آله درباره حضرت ولي عصر (عج) آمده، به آن حضرت به عناويني چون: «از تبار پسرم حسين » و «از نسل اين پسرم » ، «نهمين فرزند پسرم حسين » معرفي شده است. (6) كه مجموع روايات پيامبر صلي الله عليه و آله در اين زمينه 185 حديث مي باشد. (7) در اين جا چند روايت از قول امام حسين عليه السلام نقل مي شود: 1. مردي از طايفه همدان مي گويد: «سمعت الحسين بن علي بن ابي طالب عليهما السلام يقول: قائم هذه الامة هو التاسع من ولدي و هو صاحب الغيبة و هو الذي يقسم ميراثه و هو حي; (8) از امام حسين بن علي عليه السلام شنيدم كه مي فرمود: قائم اين امت نهمين از فرزندان من است و او صاحب غيبت است، و او كسي است كه ميراثش را در حياتش تقسيم مي كنند» . 2. امام حسين عليه السلام مي فرمايد: «كان رسول الله يقول فيما بشرني به، يا حسين! انت السيد ابن السيد، ابوالسادة تسعة من ولدك ائمة ابرار امناء معصومون و التاسع مهديهم قائمهم. انت الامام بن الامام، ابوالائمة تسعة من صلبك ائمة ابرار و التاسع مهديهم يملا الدنيا قسطا و عدلا، يقوم في آخر الزمان كما قمت في اوله; (9) رسول خدا صلي الله عليه و آله در بشارتي به من فرمود: اي حسين! تو سيد پسر و پدر ساداتي، و «نه » فرزند از تو، امامان ابرار و امين و معصوم اند، و نهمين آنان مهدي قائم (عج) است. تو امام پسر امام و پدر ائمه هستي و نه فرزند از پشت تو ائمه ابراراند و نهمين آنان، مهدي است كه دنيا را در آخر الزمان، پر از عدل و قسط مي كند...» ... . 2. نسب حضرت مهدي (عج) از زبان امام حسين عليه السلام سالار شهيدان، فرزندش امام مهدي عليه السلام را فرزند حضرت فاطمه عليها السلام مي خواند. آن حضرت فرمود: از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه فرمودند: «المهدي من ولد فاطمة; (10) مهدي از فرزندان فاطمه است » . در روايت ديگري امام حسين عليه السلام مي فرمايد: «پيامبر صلي الله عليه و آله به فاطمه زهرا عليها السلام فرمود: «ابشري يا فاطمة! المهدي منك; اي فاطمه! بشارت بر تو باد، كه مهدي (عج) از فرزندان توست » . (11) 3.القاب امام مهدي (عج) از زبان امام حسين عليه السلام امام زمان عليه السلام القاب مباركي دارند كه بعضي از آن ها، مستقيما با «عاشورا» در ارتباط است و بعضي از لقب هاي مقدس آن حضرت، بر زبان جد بزرگوارشان عليه السلام جاري شده است. عيسي الخشاب مي گويد: از محضر امام حسين عليه السلام سؤال كردند: آيا شما صاحب اين امر هستيد؟ فرمود: «لا و لكن صاحب الامر الطريد الشريد الموتور بابيه، المكني بعمه، يضع السيف علي عاتقه ثمانية اشهر; (12) نه من نيستم، بلكه صاحب اين امر كسي است كه از ميان مردم كناره گيري مي كند و خون پدرش بر زمين مي ماند و كنيه او كنيه عمويش خواهد بود. آن گاه شمشير بر مي دارد و هشت ماه تمام شمشير بر زمين نمي گذارد» . «طريد» و «شريد» كه هر دو به يك معنا است - از القاب حضرت ولي عصر (عج) به شمار مي آيد. اين دو عبارت در زبان امامان معصوم عليهم السلام نيز به كار رفته، و معناي آن كنار زده و رانده شده است. حاجي نوري (ره) در معناي «شريد» مي گويد: «رانده شده از مردمي كه آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شكر گزاري و مقام حقش بر نيامدند; بلكه پس از اين كه از دست يافتن بر او نااميد شدند، به قتل و قمع ذريه طاهره ايشان پرداختند و به كمك زبان و قلم، سعي بر بيرون راندن نام و ياد او، از قلوب و اذهان مردم كردند» . (13) علامه مجلسي (ره) درباره اين حديث مي فرمايد: «الموتور بابيه » ; يعني، كسي كه پدرش را كشته اند و طلب خونش را نكرده اند. مراد از «والد» ، امام حسن عسگري عليه السلام، يا امام حسين عليه السلام و يا جنس والد است كه شامل همه ائمه عليهم السلام مي شود، و «مكني بعمه » شايد كنيه برخي از عموهاي حضرت، ابوالقاسم باشد، يا اين كه امام زمان (عج) كنيه اش ابوجعفر، ابي الحسن و يا ابي محمد باشد. بعيد نيست علت تصريح نكردن به اسم حضرت و آوردن كنيه، به جهت خوف از عموي حضرت باشد. و قول وسط، ظاهرتر است » . (14) *4 .توصيف امام حسين عليه السلام از زبان امام مهدي عليه السلام حضرت مهدي (عج)، امام حسين عليه السلام را اين گونه توصيف فرموده است: «كنت للرسول ولدا و للقرآن سندا و للامة عضدا و في الطاعة مجتهدا حافظا للعهد و الميثاق ناكبا عن سبل الفساق تتاوة تاوه المجهود طويل الركوع و السجود زاهدا في الدنيا زهد الراحل عنها ناظرا بعين المستوحشين منها; (15) تو اي حسين! براي «رسول خدا» فرزند و براي «قرآن » سند و براي «امت » ، بازويي بودي. در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پيمان، حافظ و مراقب بودي. از راه فاسقان سر بر مي تافتي. آه مي كشيدي; آه آدمي كه به رنج و زحمت افتاده است. ركوع و سجود تو طولاني بود. زاهد و پارساي دنيا بودي; زهد و اعراض كسي كه از دنيا رخت بر كشيده است و با ديده وحشت زده بدان نگاه مي كردي » . در اين عبارت، بسيار جالب و جامع، جد بزرگوار خود امام حسين عليه السلام را با ده عنوان وصف كرده است: امام حسين عليه السلام فرزند رسول خدا است; او سند و پشتوانه قرآن است; هر آنچه در قرآن، در قالب الفاظ است، در وجود مطهر امام حسين عليه السلام رؤيت و مشاهده مي شود; توان اسلام، امامت است و امام حسين عليه السلام بازوي پرتوان امت و دين اسلام در همه اعصار است; در راه اطاعت پروردگار، سخت كوش و تلاشگر بود. عبادت آن حضرت (نماز و دعاء خصوصا دعاي عرفه) مايه اعجاب است. آن بزرگوار، نگه دار عهد و ميثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پيمان، استوار و ثابت و باوفا است; آن حضرت از راه و روش فاسقان روي گردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمي شد; آه امام حسين عليه السلام دردمندانه بود; مانند كسي كه بار سنگيني از غصه دردل دارد و درد سينه اش جراحتي التيام ناپذير است; آن حضرت ركوع ها و سجده هاي طولاني داشت. كه نمونه هاي آن در تاريخ ثبت و درج شده است; سيد الشهدا عليه السلام، نسبت به دنيا زاهد و بي علاقه بود. و زهد با عمل اين خاندان معنا مي گيرد; نظر او به دنيا، نظر وحشت زدگان بود و آنجايي كه نظر ديگران به دنيا نظر عاشقانه بود، نظر آن حضرت به دنيا، مانند انسان وحشت زده بود. (16) *5 . قائم و عاشورا «قائم » از القاب خاصه حضرت حجت (عج) است كه در بيشتر روايات شيعه وارد شده و اطلاق آن بر هيچ يك از معصومين ديگر روا نيست. ابو حمزه ثمالي مي گويد: به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم: اي فرزند پيامبر! آيا شما همه قائم نيستيد و حق را به پا نمي داريد؟ پس چرا تنها ولي عصر را قائم مي خوانند؟ فرمود: «لما قتل جدي الحسين ضجت الملائكه بالبكاء و النحيب و قالوا الهنا اتصفح عمن قتل صفوتك و ابن صفوتك و خيرتك من خلقك؟ ... فاوحي الله اليهم قروا ملائكتي فوعزتي و جلالي لانتقمن منهم و لو بعد حين...ثم كشف لهم عن الائمة من ولد الحسين فسرت الملائكة بذلك وراوا احدهم قائما يصلي، فقال سبحانه: بهذا القائم انتقم منهم; چون جدم حسين عليه السلام كشته شد، فرشتگان صدا به گريه و ناله بلند نموده و عرض كردند: پروردگارا! آيا قاتلان بهترين بندگانت، و زاده اشرف برگزيدگانت را به حال خود وا مي گذاري؟ خداوند به آنها وحي فرستاد: اي فرشتگان من! آرام گيريد. به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت; هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد. آن گاه پروردگار عالم پرده از جلو ديدگان آنان كنار زد و امامان از فرزندان امام حسين عليه السلام را يكي پس از ديگري به آنها نشان داد. فرشتگان از اين منظره، مسرور و شادمان گرديدند و ديدند كه يكي از آن بزرگواران، ايستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: با اين قائم (شخص ايستاده) از آنان (قاتلان حسين عليه السلام) انتقام خواهم گرفت » . (17) محمد بن حمران مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: چون جريان شهادت امام حسين عليه السلام واقع شد، فرشتگان به درگاه الهي ناليدند و خروش بر آورده، به خداوند عرض كردند: بار خدايا! آيا با حسين كه انتخاب شده تو و فرزند پيامبر تو اينچنين رفتار شود؟ خداوند شبح و سايه قائم را در برابر آنان در حالت ايستاده مجسم كرد و فرمود: با اين (قائم) از ستم كنندگان به حسين انتقام خواهم گرفت. (18) *6. غيبت حضرت مهدي عليه السلام، از نگاه امام حسين عليه السلام امام حسين عليه السلام درباره غيبت امام زمان عليه السلام مي فرمايد: «لصاحب هذا الامر غيبتان، احدهما تطول حتي يقول بعضهم: مات و بعضهم قتل و بعضهم ذهب و لا يطلع علي موضعه احد من ولي و لا غيره الاالمولي الذي يلي امره; (19) براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آنها آن قدر به طول مي انجامد كه گروهي مي گويند: [مهدي ] مرده و برخي گويند: كشته شده و بعضي گويند: رفته است. احدي از دوستان و غيره، از اقامتگاه او آگاه نمي شود، جز خدمت گذاري كه متصدي امور اوست » . هم چنين مي فرمايد: «... له غيبة يرتد فيها اقوام و يثبت علي الدين فيها آخرون، فيؤذون و يقال لهم: متي هذا الوعدان كنتم صادقين. اما ان الصابر في غيبته علي الاذي و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله; (20) براي او غيبتي است كه گروه هايي در آن از دين بر مي گردند و گروه هايي ديگر بر آيين خود استوار مي مانند و در اين راه آزارها مي بينند. به آنان گفته مي شود: اين وعده كي واقع خواهد شد اگر راستگو هستيد؟ آنان كه بر اين آزارها و تكذيب ها صبر كنند، همانند كسي اند كه شمشير به دست گرفته و در پيشاپيش رسول اكرم صلي الله عليه و آله جهاد مي كند. * 7. بشارت ظهور از زبان امام حسين عليه السلام بشارت به ظهور امام عصر (عج) حقيقتي شعف انگيز است كه از سوي امامان معصوم عليهم السلام نويد آن داده شده است. سالار شهيدان در اين زمينه مي فرمايد: «منا اثني عشر مهديا، اولهم اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب و آخرهم التاسع من ولدي و هو الامام القائم بالحق يحيي الله به الارض بعد موتها و يظهر به دين الحق علي الدين كله و لو كره المشركون...; دوازده مهدي از ما هست كه نخستين آنان علي بن ابي طالب و آخرين آنان نهمين فرزند من است كه او امام قائم به حق است، خداوند زمين مرده را به وسيله او زنده مي كند و دين حق را بر تمام اديان پيروز مي گرداند.. .» . (21) عبدالله بن عمر مي گويد: «سمعت الحسين بن علي عليه السلام يقول: لو لم يبق من الدنيا الايوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتي يخرج رجل من ولدي فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما، كذلك سمعت رسول الله يقول; (22) از حسين بن علي عليه السلام شنيدم كه مي فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني فرمايد تا آنكه مردي از فرزندان من خروج نمايد و زمين را پر از عدل و داد نمايد، همچنانكه پر از ظلم و جور شده باشد، من از رسول خدا صلي الله عليه و آله اين چنين شنيدم » . *8. علايم ظهور از زبان امام حسين عليه السلام ريحانه رسول خدا، حسين بن علي عليه السلام درباره علايم ظهور فرزندش امام عصر (عج) مي فرمايد: «للمهدي خمس علامات: السفياني، و اليماني، و الصيحة من السماء، و الخسف بالبيداء و قتل النفس الزكية; (23) براي مهدي ما پنج علامت است: خروج سفياني، خروج يماني، بانگ آسماني، خسف سرزمين بيداء (فرو رفتن لشگر سفياني در سرزمين بيدا)، قتل نفس زكيه » . (24) در روايتي ديگر، خراب شدن ديوار مسجد كوفه از سمت خانه عبدالله بن مسعود (25) و ديدن علامتي در آسمان (مانند آتش (26) ) را از نشانه هاي ظهور، بيان فرموده است. *9. دلدادگي حضرت مهدي (عج) به امام حسين(ع) خدمت در محضر امام حسين عليه السلام و توفيق ياري حضرت و شمشير زدن در ركاب او، بزرگترين توفيقات الهي بود كه نصيب عده اي از خواص عصر امام حسين عليه السلام شد. همچنان كه فراهم نمودن شرايط و مقدمات ظهور حضرت ولي عصر (عج) و توفيق جنگيدن در ركاب آن بزرگوار، از ديگر موهبت هاي الهي است كه نصيب عده اي از خواص مي شود. در عظمت و شرافت خدمت گذاري، نصرت به آن آستان بلند، همين بس كه امام زمان (عج) نيز عاشق جد بزگوار خود و مشتاق خدمت به او است. آن حضرت در زيارت ناحيه مقدسه (27) مي فرمايد: «و لئن اخرتني الدهور و عاقني عن نصرك المقدور لاندبنك صباحا و مساء و لابكين لك [عليك] بدل الدموع دما; اگر روزگار مرا به تاخير انداخت و مقدرات از ياري و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آينه من صبح و شام بر تو ندبه مي كنم و به جاي قطرات اشك، بر تو خون مي گريم » . آري ياري امام مهدي (عج)، عبادتي بزرگ است، چرا كه در حقيقت خدمت به تمام پيامبران و اوصيا و امامان معصوم عليهم السلام مي باشد; زيرا او آخرين حجت الهي است و اراده خداوند بر آن تعلق يافته كه زحمات طاقت فرساي همه پيامبران را، به دست با كفايت آخرين حجت خود به ثمر رساند. اگر نهضت جهاني آن ولي الله اعظم (عج)، از برنامه جهاني خلقت حذف شود، برنامه همه پيامبران عقيم گشته و هدف نهايي فرستادن رسولان و تشريع اديان ضايع و تباه مي شود. (28) خدمت به امام عصر عليه السلام، مطلوب امام صادق عليه السلام نيز بوده است. «خلاد ابن قصار مي گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدند: آيا قائم متولد شده است؟ فرمود: «لا ولو ادركته لخدمته ايام حياتي; نه متولد نشده ولي اگر من او را درك مي كردم، همه عمر را با خدمت گزاري او سپري مي كردم » . (29) هنگامي كه امام معصوم عليه السلام در حق حضرت بقية الله (عج) چنين تعبيري به كار مي برد; مقام رفيع ياران آن حضرت و ارزش خدمت به آيين «انتظار» روشن مي شود. *10. عاشورا روز ظهور درباره روز قيام و ظهور حضرت، روايات مختلفي وارد شده است. كه در آنها، روز نوروز، عاشورا، شنبه و يا جمعه، روز ظهور معرفي شده است. البته از آن جايي كه نوروز، طبق سال شمسي و عاشورا، بر اساس سال قمري محاسبه مي شود، يكي شدن اين دو روز امكان پذير است و هم زماني اين دو روز با جمعه يا شنبه نيز ممكن است. اما رواياتي كه روز ظهور را، دو روز از هفته بيان كرده، قابل توجيه است; يعني، در صورت صحيح بودن سند اين روايات، احاديث روز جمعه به روز «ظهور» و روايات روز شنبه به روز «استقرار و تثبيت قيام حضرت و نابودي مخالفان » تفسير مي شود. البته روايات روز شنبه، از نظر سند مورد تامل و بررسي است; ولي روايات روز جمعه از اين نظر ايرادي ندارد. (30) اما آنچه مهم است، اين كه قيام حضرت ولي عصر (عج)، مصادف با روز شهادت سيدالشهداء عليه السلام است و اين مطلب ما را به ارتباط ويژه صاحبان اين دو قيام رهنمون مي سازد. امام محمد باقر عليه السلام فرموده است: «كاني بالقائم يوم عاشورا يوم السبت قائما بين الركن و المقام و بين يديه جبرئيل ينادي: البيعة لله فيملاها عدلاكما ملئت ظلما و جورا; (31) گويا حضرت قائم (عج) را مي بينم كه روز عاشورا، روز شنبه بين ركن و مقام ايستاده و جبرئيل پيش روي او ندا مي كند: بيعت براي خدا است. پس زمين را پر از عدل مي كند; همان گونه كه پر از ظلم و جور شده بود» . امام جعفر صادق عليه السلام نيز مي فرمايد: «ان القائم صلوات الله عليه ينادي باسمه ليلة ثلاث و عشرين و يقوم يوم عاشورا يوم قتل فيه الحسين بن علي عليه السلام; (32) قائم - درود خدا بر او باد در شب بيست و سوم ماه رمضان، به نام [شريفش] ندا مي شود، و درروز عاشورا، روزي كه حسين بن علي عليه السلام، در آن كشته شد، قيام خواهد كرد» . *11. ياد امام حسين عليه السلام نخستين كلام حضرت مهدي عليه السلام در رواياتي چند، به مطالب و سخنان نخستين امام زمان عليه السلام اشاره شده است; از جمله آنها روايتي است كه محدث بزرگوار شيخ علي يزدي حائري (ره) نقل كرده است. او مي گويد: «زماني كه قائم آل محمد ظهور كند، ما بين ركن و مقام مي ايستد و پنج ندا مي دهد: 1. «الا يا اهل العالم انا الامام القائم ; آگاه باشيد اي جهانيان كه منم امام قائم » ; 2. «الا يا اهل العالم انا الصمصام المنتقم; آگاه باشيد اي اهل عالم كه منم شمشير انتقام گيرنده » ; 3. «الا يا اهل العالم ان جدي الحسين قتلوه عطشانا; بيدار باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين را تشنه كام كشتند» ; 4. «الا يا اهل العالم ان جدي الحسين طرحوه عريانا; بيدار باشيد اي اهل عالم كه جد من حسين را عريان روي خاك افكندند» ; 5. «الا يا اهل العالم ان جدي الحسين سحقوه عدوانا; آگاه باشيد اي جهانيان كه جد من حسين را از روي كينه توزي پايمال كردند» . امام زمان (عج) ابتدا خود را چنين به جهانيان معرفي مي كند: كه قائم و شمشير انتقام منم; قيام نمودم تا انتقام خون جدم حسين عليه السلام - كه او را تشنه لب شهيد كرده، بدن مطهرش را عريان روي خاك افكندند و پايمال كردند - بگيرم. آري اولين كلام حضرت مهدي (عج)، ياد امام حسين عليه السلام است كه همواره ياد او، در دل هر انسان آزاد مرد و طالب حقي زنده است و اين مصيبت عظمي، جز با ظهور فرزندش تسلي نمي يابد. *12. حضرت مهدي (عج) تكميل كننده سفر امام حسين عليه السلام يكي از رابطه هاي دقيق بين اين دو امام همام عليه السلام و قيامشان، مركز حكومت آن دو است. امام حسين عليه السلام از مكه به جانب كوفه، رهسپار بود و شايد با رسيدن به كوفه، مانند پدر بزرگوار خود آن جا را مقر حكومت خويش قرار مي داد; ولي سپاهيان يزيد، راه را بر آن حضرت بستند و او در دوم محرم، در كربلا منزل نمود. زماني كه خورشيد تابناك مكه، ظهور كند، كوفه را به عنوان مقر حكومت خود بر خواهد گزيد. امام محمد باقر عليه السلام مي فرمايد: «مهدي قيام مي كند و به سوي كوفه مي رود و منزلش را آن جا قرار مي دهد» . (33) هم چنين مي فرمايد: «هنگامي كه قائم ما قيام كند وبه كوفه برود، هيچ مؤمني نخواهد بود، مگر آن كه در آن شهر، در كنار مهدي سكونت مي گزيند، يا به آن شهر مي رود» . (34) ابوبكر حضرمي مي گويد: به امام محمد باقر يا امام صادق عليهم السلام گفتم: كدام سرزمين پس از حرم خدا و حرم پيامبرش با فضيلت تر است؟ فرمود: «اي ابابكر! سرزمين كوفه كه جايگاه پاكي است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدي كه همه پيامبران در آن نماز خوانده اند. آن جا عدالت الهي پديدار مي گردد و قائم به عدل و قيام كنندگان پس از او از همان جا خواهند بود. آن جا، جايگاه پيامبران و جانشينان صالح آنان است » . (35) امام صادق عليه السلام از مسجد سهله ياد كرد و فرمود: «آن خانه صاحب ما (مهدي موعود) است; زماني كه با خاندانش در آن جا سكونت گزيند» . (36) از مجموع اين روايات فهميده مي شود كه شهر كوفه، پايگاه اصلي فعاليت ها و مركز فرمانروايي امام زمان (عج) خواهد بود، پايگاهي كه زماني مقر حكومت اميرمؤمنان عليه السلام بود و امام حسين عليه السلام به آن سو مي رفت. *13. خون خواهي حضرت مهدي (عج) از قاتلان امام حسين عليه السلام سالار شهيدان به فرزندش امام سجاد عليه السلام فرمود: «سوگند به خدا كه خون من از جوشش باز نمي ايستد تا اين كه خداوند، مهدي را برانگيزد. او به انتقام خون من، از منافقان فاسق و كافر، هفتاد هزار نفر را مي كشد» . (37) هروي مي گويد: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! نظرتان درباره اين سخن امام صادق عليه السلام كه مي فرمايد: «هرگاه قائم ما قيام كند، بازماندگان قاتلان امام حسين عليه السلام به كيفر كردار پدرانشان كشته مي شوند» چيست؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود: «اين سخن صحيح است » . گفتم: پس اين آيه قرآن «و لاتزر وازرة وزر اخري » چه معنايي دارد؟ فرمود «آنچه خداوند مي فرمايد صحيح است; ولي بازماندگان قاتلان امام حسين عليه السلام، به كردار پدرانشان خوشحال اند و به آن افتخار مي كنند و هر كس از چيزي خشنود باشد، مانند آن است كه آن كار را انجام داده است. اگر مردي در مشرق كشته شود و مرد ديگري در مغرب به كشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شريك گناه قاتل است. و اين كه قائم، فرزندان قاتلان امام حسين را هنگام ظهورش نابود مي سازد، براي اين است كه آنان از كردار پدرانشان خشنودند» . (38) *14. ياري امام حسين عليه السلام، ياري امام مهدي (عج) يكي ديگر از جلوه هاي روشن ارتباط بين اين دو اختر تابناك آسمان ولايت و امامت ياري نمودن امام حسين عليه السلام است كه در حقيقت اين ياري، نصرت امام عصر (عج) مي باشد. امام حسين عليه السلام در اين زمينه در شب عاشورا به اصحاب خود فرمود: «... و قد قال جدي رسول الله صلي الله عليه و آله: ولدي حسين يقتل بطف كربلا، غريبا وحيدا عطشانا فريدا. فمن نصره فقد نصرني و نصر ولده الحجة [ عليه السلام] ...; همانا جدم رسول خدا [ صلي الله عليه و آله] فرمودند: فرزند من حسين [ عليه السلام] در زمين كربلا، غريب و تنها، عطشان و بي كس، كشته مي شود، كسي كه او را ياري كند مرا ياري نموده و فرزندش مهدي [ عليه السلام] را ياري نموده است...» . (39) *15. فرشتگان ياور امام حسين عليه السلام، ياوران مهدي (عج) يكي از ويژگي هاي قيام يوسف زهراء، برخورداري از نصرت الهي به وسيله فرشتگان است. شيخ صدوق (ره) در روايت ريان بن شبيب، از حضرت امام رضا عليه السلام نقل مي كند: «و لقد نزل الي الارض من الملائكة اربعة آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غبر الي ان يقوم القائم فيكونون من انصاره و شعارهم يا لثارات الحسين; (40) به تحقيق چهار هزار فرشته براي نصرت و ياري حسين [ عليه السلام] به زمين فرود آمدند. آنان هنگامي كه نازل شدند، ديدند حسين [ عليه السلام] كشته شده است، از اين رو، ژوليده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت كردند و همچنان هستند تا اين كه قائم، قيام كند و آنان از ياوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان يا لثارات الحسين است » . به راستي، چه ارتباطي ميان اين دو كوكب درخشان آسمان ولايت - كه ملك و ملكوت، عرش و فرش همه از يگانگي آن دو سخن مي گويند - وجود دارد. هر كجا حسين عليه السلام است، مهدي (عج) نيز هست و هر كجا مهدي (عج) است، حسين عليه السلام نيز مي باشد. ذكر و نام آن يكي، با ياد و نام ديگري قرين و عجين است. از امام زمان (عج) ; سيد الشهدا عليه السلام را مي طلبند و از سيد الشهداء امام زمان را. *16. حضرت مهدي (عج) ويرانگر مساجد چهار گانه امام عصر (عج) از بين برنده و محو كننده تمام آثار شرك و نفاق است; از اين رو عاشقان هر صبح آدينه، زمزمه «اين هادم ابنية الشرك و النفاق » را سر مي دهند و منتظرند تا حضرت ظهور كند و كاخ ظلم و ستم، استبداد و بناهاي نفاق را نابود سازد. به همين جهت او مساجدي را كه به شكرانه كشتن امام حسين عليه السلام بنا شده است، ويران خواهد كرد. امام محمد باقر عليه السلام درباره اين مساجد مي فرمايد: «در كوفه به دليل شادي از كشتن، حسين عليه السلام، چهار مسجد ساخته شد: مسجد اشعث، جرير، سماك و شبث بن ربعي » (41) ابو بصير مي گويد: امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «هنگامي كه قائم ما قيام كند، چهار مسجد را در كوفه ويران مي سازد...» . (42) اين مساجد اگر چه هم اكنون موجود نيست; ولي ممكن است بعدها گروهي از روي دشمني با اهل بيت عليه السلام، آنها را دوباره بسازند. (43) * همراه ادعيه و زيارات با بررسي «ادعيه و زيارات » مربوط به سيد الشهدا عليه السلام و امام عصر (عج) به ارتباط وثيق و تنگاتنگ ميان اين دو نور پاك پي مي بريم; چرا كه هر دو در ماه شعبان به دنيا آمده اند و در روز تولد حسين عليه السلام بايد به ياد مهدي (عج)، بود و در روز تولد مهدي (عج)، بايد حسين عليه السلام را ياد كرد. در دعاي هر يك، بايد جملاتي را زير لب زمزمه نمود كه ياد ديگري را در دل زنده مي كند. در اين قسمت، نمونه هايي چند از اين حقيقت اشاره مي شود: 1. ياد حضرت مهدي (عج)، در ميلاد امام حسين عليه السلام شيعيان و شيفتگان مذهب جعفري، در روز ميلاد سالار شهيدان (سوم شعبان)، ياد فرزندان آن حضرت را نيز در دل ها تازه تر مي كنند. در توقيع مبارك حضرت امام حسن عسكري عليه السلام براي قاسم بن علاء همداني آمده است: در روز تولد امام حسين عليه السلام اين دعا را بخوان: «اللهم اني اسئلك بحق المولود في هذا اليوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته بكته السماء و من فيها و الارض و من عليها... المعوض من قتله ان الائمة من نسله و الشفاء في تربته و الفوز معه في اوبته و الاوصياء من عترته بعد قائمهم و غيبته; (44) خداوندا! من تو را به مقام مولود اين روز مي خوانم. او پيش از آن كه به دنيا چشم بگشايد و قبل از آن كه تولد يابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هر كس در آن بود و زمين و هر كس بر روي آن بود، بر او گريه كرد... . او كه در عوض شهادت او، ائمه از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد، فوز و رستگاري با او، در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصياء از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپري شدن غيبت او مي باشد» . و در لوحي كه به نام مقدس فاطمه عليها السلام معروف است (45) ، ارتباط محكم و راستيني بين امام حسين عليه السلام و حضرت حجت (عج) وجود دارد. اين لوح به مناسبت تولد امام حسين عليه السلام توسط جبرئيل امين به رسم چشم روشني از طرف خداوند متعال به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله هديه شد. رسول اكرم صلي الله عليه و آله آن را مطالعه مي كنند و مي فرمايند: «سزاوار نيست كه اين چشم روشني به شخصي غير از فاطمه زهرا عليها السلام سپرده شود. نكته مهم آن، زمان فرستادن (تولد امام حسين) و محتويات و مطالب آن (ياد مهدي عليه السلام) است. وقتي به نام مقدس امام حسين عليه السلام مي رسد، مي فرمايد: «... جعلت كلمتي التامة معه و حجتي البالغة عنده...; كلمه تامه و حجت بالغه خود (امام زمان) را با حسين و نزد او قرار دادم » . (46) 2. ياد حسين عليه السلام، در ميلاد امام زمان (عج) يكي از شب هاي با عظمت سال، شب تولد يوسف زهرا عليها السلام است كه در روايت، افضل شب هاي سال بعد از شب قدر شمرده شده، و در آن احياء و شب زنده داري توصيه شده است. عاشقان حضرت در آن شب، ياد حضرت اباعبدالله عليه السلام را در دل هاي خود احياء مي كنند و با زيارت عاشورا جان خود را صفا مي بخشند، چرا كه شب امام عصر (عج) ، شب زيارتي مخصوص سالار شهيدان فرزند فاطمه زهرا عليها السلام است. محدث بزرگوار، شيخ عباس قمي (ره) در «مفاتيح الجنان » مي نويسد: با فضيلت ترين اعمال شب نيمه شعبان - كه باعث آمرزش گناهان است - زيارت امام حسين عليه السلام مي باشد. هر كه مي خواهد، روح 124 هزار پيامبر با او مصافحه كند، امام حسين عليه السلام را زيارت كند. اقل زيارت آن حضرت آن است كه به بالاي بامي رود و به سمت راست و چپ نگاه كند، سپس سر به جانب آسمان بلند كند و حضرت را با اين كلمات زيارت كند: «السلام عليك يا اباعبدالله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته » (47) در قسمت «زيارات » نيز مي نويسد: احاديث بسياري در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام در نيمه شعبان وارد شده است. و بس است در اين باب آنچه كه به چندين سند معتبر از حضرت امام زين العابدين عليه السلام و امام جعفر صادق عليه السلام وارد شده كه: هر كه بخواهد با او 124 هزار پيامبر، مصافحه كنند، زيارت كند قبر ابي عبدالله الحسين عليه السلام را در نيمه شعبان. به درستي كه ملائكه و ارواح پيامبران، رخصت مي طلبند و به زيارت آن حضرت مي آيند. پس خوشا به حال آن كه مصافحه كند با ايشان، و ايشان مصافحه كنند با او. پنج پيامبر اولوالعزم (نوح، ابراهيم، موسي، عيسي عليهم السلام و محمد صلي الله عليه و آله) نيز با ايشان اند. 3. شب قدر و ياد امام حسين عليه السلام شب قدر، شب امام زمان عليه السلام است. وملائكه و روح بر آن حضرت نازل شده، تقدير امور رادر اختيار او مي گذارند. پيشوايان معصوم عليهم السلام در تفسير سوره قدر فرموده اند: فرشتگان در اين شب، مقدرات يك سال را نزد ولي مطلق زمان آورده، بر او عرضه و تسليم مي كنند. (48) در چنين شبي - كه به حجت بن الحسن العسكري عليه السلام تعلق دارد - ياد جدبزرگوارش در دل ها زنده مي شود; چرا كه يكي از اعمال مستحبي شب قدر، زيارت امام حسين عليه السلام است. شيخ عباس قمي (ره) مي نويسد: «بدان كه احاديث در فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام در ماه مبارك رمضان - خصوصا شب اول و نيمه و آخر آن و به خصوص شب قدر - بسيار است. از حضرت امام محمد تقي عليه السلام منقول است كه هر كه زيارت كند، امام حسين عليه السلام را در شب بيست و سوم ماه رمضان - و آن شبي است كه اميد است شب قدر باشد و در آن شب هر امر محكمي جدا و مقدر مي شود - مصافحه كند با او روح 124 هزار ملك و پيغمبر كه همه رخصت مي طلبند از خداوند در زيارت آن حضرت در اين شب. از حضرت صادق عليه السلام مروي است: چون شب قدر مي شود، منادي از آسمان هفتم از بطن عرش ندا مي كند كه حق تعالي هر كسي را كه به زيارت قبر حسين عليه السلام آمده، آمرزيد. و در روايت ديگر است كه هر كه شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو ركعت نماز بگزارد، نزد آن حضرت يا آنچه كه ميسر شود و از حق تعالي بهشت و پناه از آتش را بخواهد; خداوند به او بهشت و پناه از آتش را عطا فرمايد. و ابن قولويه از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه هر كه زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را در ماه رمضان و در راه زيارت بميرد، حسابي نخواهد داشت و به او بگويند كه بدون خوف و بيم داخل بهشت شو» . (49) 4. دعاي ندبه و ياد امام حسين عليه السلام يكي از دعاهاي بسيار مهم و با ارزش در ميان شيعه، دعاي «ندبه » است كه عاشقان حضرت ولي عصر (عج) هر صبح جمعه دور هم گرد آمده و با خواندن آن، با حضرتش تجديد عهد و پيمان مي كنند اين دعا سندي صحيح دارد و بخش عمده و چشمگير آن، التجاء به مهدي موعود و تاسف از غيبت و دردمندي از فراق آن بزرگوار است و بخش هايي از اين دعاء، مربوط به جد بزرگوار امام زمان (عج) سالار شهيدان است; مانند: «اين الحسن؟ اين الحسين؟ اين ابناء الحسين; حسن عليه السلام كجا است؟ حسين عليه السلام چه شد؟ فرزندان حسين كجايند و چه شدند؟» . قسمت ديگري از اين دعاي شريف «اين الطالب بدم المقتول بكربلا؟ ; كجاست آن طالب خون شهيد كربلا؟» كه از حساسيت فوق العاده اي برخوردار است. ندبه كنندگان مهدي (عج)، منتظران منتقم آل محمدند تا تقاص خون به ناحق ريخته فرزند فاطمه عليها السلام را بگيرد و موجب شادي و بهجت قلب نازنين رسول خدا صلي الله عليه و آله شود. آري صبح جمعه و دعاي سوزان ندبه، در فراق امام زمان و ياد سيد الشهدا عليه السلام است. و چه بسا همين ياد امام حسين عليه السلام در صدق و صفاي اين دعا، اثري ژرف به جاي نهد. 5. زيارت عاشورا و ياد مهدي (عج) «زيارت عاشورا» ، كه از سوي امام محمد باقر عليه السلام، به شيعيان و شيفتگان تعليم داده شده است مضامين والايي دارد. در يكي از قسمت هاي زيارت چنين آمده است: «ان يرزقني طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد صلي الله عليه و آله; همانا از خداوند مي خواهم خون خواهي تو را در كنار امام ياري شده از خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله روزيم گرداند» . زائر در اين فقره، مشاركت در خون خواهي امام حسين عليه السلام به وسيله امام زمان عليه السلام را طلب مي كند، چرا كه مقصود از امام منصور، دوازدهمين پيشواي شيعيان حضرت ولي عصر (عج) مي باشد و علت اين كه او را منصور ناميده اند، اين است كه ايشان در طلب خون جدشان ياري مي شوند. امام محمد باقر عليه السلام در شرح آيه شريفه «و من قتل مظلوما» فرمودند: «سمي المهدي المنصور كما سمي احمد محمدا و كما سمي عيسي المسيح; مهدي [عج]، منصور ناميده شد، همان طوري كه احمد، به محمد [ص] و عيسي به مسيح [ع] ناميده شد» . (50) محمد بن مسلم مي گويد: شنيدم اباجعفر فرمود: «قائم ما منصور به رعب و مؤيد به نصر است..» . (51) 6. روز عاشورا و ياد حضرت مهدي (عج) جلوه اي ديگر از ارتباط دو فرزند زهرا عليها السلام، روز عاشورا است، كه دل عزاداران بايد به عشق ولي عصر بتپد و ذكر قيام اباعبدالله، با ياد امام زمان (عج)، توام باشد. صالح بن عقبه از پدرش نقل مي كند: امام محمد باقر عليه السلام فرمود: «هر كس حسين بن علي عليهم السلام را در روز دهم محرم زيارت كند تا آن كه نزد قبر آن حضرت گريان شود، خداوند - تبارك و تعالي - ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد به او عطا كند كه ثواب آن ها، مثل ثواب كسي است كه درخدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليه السلام حج و عمره و جهاد كرده باشد. راوي مي گويد: عرض كردم: فدايت شوم، كسي كه در شهرهاي دور باشد و ممكن نباشد كه در مثل اين روز به سوي قبر آن حضرت رود، آيا براي او ثوابي است؟ امام عليه السلام فرمود: هرگاه چنين باشد به سوي صحرا يا بربلندي بام خانه خود رود و به سوي حضرت اشاره كند و سلام دهد و در نفرين بر قاتلان وي جديت نمايد و بعد از آن دو ركعت نماز بخواند. اين كار را در اوايل روز انجام دهد و خود بر امام حسين عليه السلام بگريد و كساني را كه در خانه اش هستند، نيز به گريه بر آن حضرت وا دارد. و يكديگر را به اين كه در شهادت امام حسين عليه السلام مصيبت زده شده اند، تعزيت گويند. و هرگاه چنين كنند، همه آن ثواب ها را براي آنان ضامنم. گفتم: يكديگر را چگونه تعزيت بگويند ؟ حضرت فرمودند بگويند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدي من آل محمد عليهم السلام; خداوند اجر ما و شما را در مصيبت حسين عليه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از كساني قرار دهد كه به همراه ولي امام حسين، امام مهدي [عج] از آل محمد عليهم السلام طلب خون آن حضرت كرده و به خون خواهي او برخيزيم » . (52) 7. شعار سپاه حضرت مهدي (عج) در شعارهاي لشكر آن حضرت - كه برگرفته از شعور عميق آنان است - به روشني مي توان ياد و خاطره امام حسين عليه السلام را مشاهده كرد. در يكي از «زيارات جامعه » در قسمت سلام به حضرت مهدي (عج) آمده است: «السلام علي الامام الغائب عن الابصار و الحاضر في الامصار و الغائب عن العيون و الحاضر في الافكار، بقية الاخيار، وارث ذي الفقار، الذي يظهر في بيت الله الحرام ذي الاستار و ينادي بشعار يا لثارات الحسين، انا الطالب بالاوتار، انا قاصم كل جبار; (53) سلام و درود بر امامي كه از ديده ها پنهان است و در شهرها حاضر; آن كه از ديده ها، نهان است و در دلها حاضر; باقي مانده اخيار و خوبان; و وارث شمشير ذوالفقار; آن بزرگواري كه در بيت الله الحرام - كه داراي پرده ها است - ظاهر مي شود و به شعار «يا لثارات الحسين » ندا مي كند و مي فرمايد: منم مطالبه كننده خون هاي به ناحق ريخته; منم شكننده هر ستمگر جفا پيشه » . و ياران حضرت مهدي (عج) نيز به پيروي از امامشان، شعار يا لثارات الحسين سر مي دهند. محدث بزرگ مرحوم حاجي نوري (ره) از كتاب غيبت فضل بن شاذان نقل كرده: «ان شعار اصحاب المهدي (عج) يا لثارات الحسين عليه السلام; به درستي كه شعار ياوران مهدي (عج) يا لثارات الحسين است » . (54) امام صادق عليه السلام هم مي فرمايد: «شعار ياران حضرت مهدي يا لثارات الحسين (اي خونخواهان حسين عليه السلام) است » . (55) چهار: همراه با تشرفات 1. حضرت مهدي (عج) و گريه بر امام حسين عليه السلام سيد بحر العلوم (ره) روزي به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بين راه درباره اين مساله كه «گريه بر امام حسين عليه السلام گناهان را مي آمرزد» فكر مي كرد. همان وقت متوجه شد كه شخص عربي، سوار بر اسب به او رسيد و سلام كرد. بعد در لحظه اي پرسيد: جناب سيد! درباره چه چيز به فكر فرو رفته اي؟ و در چه انديشه اي؟ اگر مساله علمي است مطرح كنيد، شايد من پاسخش را بدانم. سيد بحر العلوم فرمود: در اين باره فكر مي كنم كه چطور مي شود، خداي تعالي اين همه ثواب به زائران و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهدا عليه السلام مي دهد; مثلا در هر قدمي كه در راه زيارت بر مي دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مي شود و براي يك قطره اشكي تمام گناهان صغيره و كبيره اش آمرزيده مي شود؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براي شما مثالي مي آورم تا مشكل حل شود. سلطاني به همراه درباريان خود به شكار مي رفت. در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سختي فوق العاده اي افتاد و بسيار گرسنه شد. خيمه اي را ديد و وارد آن جا شد. در آن سياه چادر، پيرزني را با پسرش ديد. آنان در گوشه خيمه بز شيرده اي داشتند، و از راه مصرف شير اين بز، زندگي خود را مي گذراندند. وقتي سلطان وارد شد، او را نشناختند; ولي براي پذيرايي از مهمان، آن بز را سر بريده و كباب كردند; زيرا چيز ديگري براي پذيرايي نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و خود را به درباريان رسانيد و جريان را براي اطرافيان نقل كرد. در نهايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش مهمان نوازي پيرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملي بايد انجام بدهم؟ يكي از حاضران گفت: به او صد گوسفند بدهيد. و ديگري كه از وزيران بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفي بدهيد. يكي ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد. سلطان گفت: هر چه بدهم كم است; زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم، آن وقت مقابله به مثل كرده ام; چون آنان هر چه را كه داشتند به من دادند. من هم بايد هر چه را كه دارم، به ايشان بدهم تا مقابله به مثل شود. بعد سوار عرب پرسيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهدا عليه السلام، هر چه از مال و منال، اهل و عيال، پسر و برادر، دختر و خواهر و سر و پيكر داشت، همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائران و گريه كنندگان، آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب كرد; چون خدا - كه خدائيش را نمي تواند به سيدالشهدا عليه السلام بدهد - پس هر كاري كه مي تواند، انجام مي دهد; يعني، با صرف نظر از مقامات عالي خودش، به زائران و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتي عنايت مي كند. در عين حال اينها را جزاي كامل براي فداكاري آن حضرت نمي داند. چون شخص عرب اين مطالب رافرمود، از نظر سيد بحر العلوم غايب شد. (56) 2. حضرت مهدي (عج) و عزاداري امام حسين عليه السلام يكي از ويژگي هاي بارز و از خصايص برجسته علامه بحر العلوم (ره)، ارادت وصف ناپذير و شور و عشق خالصانه او به سالار شهيدان و ارج نهادن به سوگواري براي آن حضرت و بزرگداشت روزهاي جاودانه تاسوعا و عاشورا بود. در اين رابطه، علامه بحر العلوم، حضرت ولي عصر (عج) را نيز در صف عزاداران مي بيند كه قضيه از اين قرار است: روز عاشورايي بود و موج سوگواران از هر سو، به سوي كربلا در حركت بود. علامه بحرالعلوم (ره) نيز به همراه گروهي از طلاب، به استقبال عزاداران و سينه زنان حركت كردند. در فاصله نه چندان دوري از كربلا، محلي به نام «طويرج » هست كه دسته سينه زني آنان و سبك سوگواريشان مشهور بود. هنگامي كه علامه و همراهانش به آنان رسيدند، ناگهان علامه با آن كهولت سن و موقعيت اجتماعي و علمي، لباس خويش را به كناري نهاده، و سينه خويش را گشود و در صف سينه زنان، با شوري وصف ناپذير به سينه زدن پرداخت. علما و طلاب كه همراه او جهت استقبال سوگواران و دسته هاي عزاداري آمده بودند، هر چه تلاش كردند تا مانع كار او شوند و از شور و احساسات گرم و عارفانه او بكاهند، نه تنها موفق نشدند; بلكه گروهي از آنان، چنان تحت تاثير او قرار گرفتند كه به او پيوستند و گروهي ديگر نيز براي حفظ او - كه مبادا بر اثر موج جمعيت زير دست و پا بيفتد و دچار ناراحتي و صدمه شود - به مراقبت از او پرداختند. سرانجام مراسم پرشور سوگواري و سينه زني پايان يافت و آن سيد بزرگوار، لباس خود را پوشيده، به خانه بازگشت. يكي از خواص، از او پرسيد: چه رويدادي پيش آمد كه شما چنان دچار احساسات پاك و خالصانه شديد كه آن گونه سر از پا نشناخته، لباس از تن در آورديد و به سينه زنان پيوستيد؟ آن مرحوم در پاسخ گفت: حقيقت آن است كه با رسيدن به دسته سوگواران و سينه زنان، به ناگاه چشمم به محبوب دل ها، كعبه مقصود و قبله موعود، امام عصر عليه السلام افتاد و ديدم آن گرامي مرد عصرها و نسل ها، با سر و پاي برهنه در ميان انبوه سينه زنان، در سوگ پدر والايش حسين عليه السلام با چشماني اشك بار به سر و سينه مي زند. به همين جهت آن منظره مرا به حالي انداخت كه قرارم از كف رفت و سر از پا نشناخته، وارد صف سوگواران و سينه زنان شدم ودر برابر كعبه مقصود و قبله موعود، به سوگواري پرداختم. (57) 3. حضرت مهدي (عج) و زيارت امام حسين عليه السلام حاج علي بغدادي مي گويد: [در تشرف خود] به حضرت صاحب الامر عليه السلام عرض كردم: اي سرور ما! مساله اي دارم؟ فرمود: بپرس. گفتم: روضه خوان هاي امام حسين عليه السلام، مي خوانند كه سليمان اعمش، نزد شخصي آمد و از زيارت حضرت سيدالشهدا عليه السلام پرسيد، آن شخص گفت: بدعت است. شب آن شخص در عالم رؤيا، هودجي را ميان زمين و آسمان ديد، سؤال كرد: در آن هودج كيست؟ گفتند: فاطمه زهرا و خديجه كبري عليهما السلام. گفت: به كجا مي روند؟ گفتند: امشب (شب جمعه)، براي زيارت امام حسين عليه السلام مي روند. همچنين ديد رقعه هايي از هودج مي ريزد ودر آنها نوشته است: «امان من النار; لزوار الحسين في ليلة الجمعة امان من النار يوم القيامة; اين برگ اماني است در روز قيامت براي زوار امام حسين عليه السلام در شب هاي جمعه ». آيا اين حديث، صحيح است؟ فرمودند: آري! راست ودرست است. گفتم: سيدنا! صحيح است كه مي گويند: هر كس امام حسين عليه السلام را در شب جمعه زيارت كند، اين زيارت برگ امان از آتش است؟ فرمود: آري والله; و اشك از چشمانش جاري شد و گريست... (58) 4. حضرت مهدي (عج)، در سوگ امام حسين عليه السلام شيخ جليل حاج ملا سلطان علي روضه خوان تبريزي - كه از جمله عباد و زهاد بود - نقل مي كند. در عالم رؤيا به حضور حضرت بقية الله - ارواحنا فداه - مشرف شده، خدمت ايشان عرض كردم: مولاي من! آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده كه مي فرماييد: «فلاندبنك صباحا و مساء و لابكين عليك بدل الدموع دما» (59) صحيح است؟ فرمود: بلي صحيح است. عرض كردم: آن مصيبتي كه در آن به جاي اشك خون گريه مي كنيد، كدام است؟ آيا مصيبت حضرت علي اكبراست؟ فرمود: نه، اگر علي اكبر زنده بود، در اين مصيبت او هم خون گريه مي كرد. گفتم: آيا مصيبت حضرت عباس است؟ فرمود: نه، اگر عباس در حيات بود، او هم در اين مصيبت خون گريه مي كرد. عرض كردم: لابد مصيبت حضرت سيدالشهداء عليه السلام است. فرمودند: نه، اگر حضرت سيدالشهداء عليه السلام هم در حيات بود، در اين مصيبت خون گريه مي كرد. عرض كردم: پس اين كدام مصيبت است كه من نمي دانم؟ فرمودند: آن مصيبت، مصيبت اسيري زينب است » . (60) 5. عنايت حضرت مهدي (عج) به مجالس ذكر امام حسين عليه السلام از آن جايي كه امام زمان عليه السلام صاحب عزاي واقعي است، بدون ترديد به مجالسي كه براي جد بزرگوارش عليه السلام برگزار مي شود، عنايت و توجه ويژه اي دارد. خطيب بزرگ شيعه، مرحوم شيخ عبدالزهراء كعبي (ره) مي گويد: يك روز بعد از ظهر وارد صحن مطهر امام حسين عليه السلام شدم، شخصي در مقابل يكي از حجره هاي صحن شريف - كه كتاب هاي مذهبي مي فروخت و ما با من سابقه آشنايي داشت. مرا ديد و گفت: كتاب كوچكي دارم كه به نظرم براي شما خوب باشد و در آن اشعاري بسيار زيبا دارد. قيمت آن هم اين است كه يك بار آن را برايم بخواني. كتاب را گرفتم. خيلي كتاب مفيد و سودمندي بود; زيرا اشعار قصيده ابن عرندس حلي - كه مدت ها دنبال آن مي گشتم - در آن بود. در يكي از رواق ها نشسته، به خواندن آن اشعار براي كتاب فروش مشغول شدم و هر دو اشك مي ريختيم كه ناگهان سيدي از بزرگان عرب را ديدم كه در برابرم ايستاده به اشعارم گوش مي دهد و گريه مي كند. چون به اين بيت رسيدم: ايقتل ظمآنا حسين بكربلا و في كل عضو من انامله بحر گريه آن بزرگوار شديد شد، رو به ضريح امام حسين عليه السلام كرد; اين بيت را تكرار مي نمود و همچون زن جوان مرده مي گريست. همين كه اشعار را به پايان رساندم، ديگر آن بزرگوار را نديدم. براي ديدن ايشان، از صحن خارج شدم تا شايد او را بيابم; ولي ايشان را نديدم. به هر كجا رو نمودم، اثري نيافتم; گويا از برابر چشمم غايب شده است. به يقين دانستم كه حضرت حجت و امام منتظر عليه السلام بوده است. (61) علامه اميني (ره) در الغدير (62) مي گويد: در ميان اصحاب ما مشهور است كه در هر مجلسي قصيده ابن عرندس خوانده شود، موجب تشريف فرمايي حضرت بقية الله - روحي له الفداه - به آن مجلس مي شود. ما براي تيمن و تبرك چند بيت اين قصيده را ذكر مي نماييم. ايقتل ظمآنا حسين بكربلا و في كل عضو من انامله بحر و والده الساقي علي الحوض في غد و فاطمه ماء الفرات لها مهر فوالهف نفسي للحسين و ما جني عليه غداة الطف في حربه الشمر 6. سفارش حضرت مهدي (عج) به زيارت عاشورا محدث نوري (ره) حكايت سيد رشتي را چنين نقل مي كند كه حضرت به سيد دستور خواندن نافله (خصوصا نافله شب)، زيارت جامعه و زيارت عاشورا را مي دهد و بعد از آن مي فرمايد: شما چرا نافله نمي خوانيد؟ نافله نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمي خوانيد؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمي خوانيد؟ جامعه، جامعه، جامعه! (63) «خاتمه » دولت حضرت مهدي (عج) و رجعت امام حسين عليه السلام «رجعت » مساله اي است كه در زمان ظهور نمود پيدا مي كند و حضرت ولي عصر عليه السلام صاحب رجعت است. اولين امامي كه در دولت كريمه رجعت مي كند، امام حسين عليه السلام است و بعداز امام زمان، حضرت سيد الشهدا عليه السلام، حاكم و امام حكومت مي باشد. 1. رجعت امام حسين عليه السلام بعد از حضرت حجت عليه السلام اولين شخصي كه رجعت مي كند و بر سراسر گيتي حكومت مي كند، امام حسين عليه السلام است و در اين قسمت به پاره اي از روايات در اين باره، اشاره مي شود: 1. امام صادق عليه السلام فرمود: «اولين كسي كه زمين بر رويش شكافته مي شود و به دنيا بر مي گردد، حسين بن علي است » . (64) آن حضرت هم چنين فرمود: اولين كساني كه به دنيا بر مي گردند، حسين بن علي عليه السلام و يارانش و يزيد بن معاويه و يارانش هستند كه همه آنها را از اول تا آخر مي كشد» . سپس امام صادق عليه السلام اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: «ثم رددنالكم الكرة عليهم و امددناكم باموال و بنين و جعلناكم اكثر نفيرا; (65) پس شما را بار ديگر بر آنها مسلط كنيم و با مال و فرزندان ياري رسانيم و تعدادتان را افزون تر كنيم » . (66) و امام محمد باقر عليه السلام مي فرمايند: امام حسين عليه السلام شب عاشورا به اصحابش فرمود: «... فابشروا بالجنة، فوالله انما نمكث ماشاء الله تعالي بعد ما يجري علينا، ثم يخرجنا الله و اياكم حين يظهر قائمنا فينتقم من الظالمين، و انا و انتم نشاهدهم في السلاسل و الاغلال و انواع العذاب و النكال...; بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم كه بعد از آنچه بر ما جاري شود، مكث خواهيم كرد آن قدر كه خداي تعالي خواسته باشد، پس بيرون مي آورد ما و شما را در آن هنگامي كه قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد كشيد از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهيم كرد ايشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نكال..» . (67) و امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، دوباره از «رجعت » خود سخن گفته، مي فرمايد: «من اولين كسي خواهم بود كه زمين شكافته مي شود و رجعت مي كنم » . (68) و در زيارت حضرت ابوالفضل عليه السلام مي خوانيم: «جئتك يابن اميرالمؤمنين وافدا اليكم و قلبي مسلم لكم... فمعكم معكم لامع عدوكم اني بكم و بايابكم من المؤمنين و بمن خالفكم و قتلكم من الكافرين; اي پسر اميرمؤمنان! من به محضر شما شرفياب شدم; در حالي كه دلم تسليم شما و ياريم آماده براي شما است... من با شمايم، با شمايم، نه با دشمنان شما. من نسبت به شما و بازگشت شما از ايمان آورندگان و نسبت به آنان كه شما را كشتند، از كافرانم » . (69) 2. امام حسين عليه السلام در سوگ حضرت مهدي (عج) بر اساس رواياتي كه درباره رجعت وارد شده، امام حسين عليه السلام در اواخر حكومت ولي عصر، با اصحاب باوفايش رجعت مي كند و براي همه مردمان معرفي مي شود، تا كسي در مورد آن حضرت دچار ترديد نگردد. هنگامي كه همه مردم او را شناختند، اجل حضرت بقية الله فرا رسيده، چشم از جهان فرو مي بندد. آن گاه امام حسين عليه السلام متصدي و متولي امر غسل، كفن، حنوط و دفن ايشان مي گردد. امام صادق عليه السلام درباره آيه شريفه «ثم رددنا لكم الكرة عليهم » (70) مي فرمايد: «مقصود زنده شدن دوباره امام حسين عليه السلام و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است; در حالي كه كلاه خودهايي طلايي بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسين عليه السلام را اطلاع مي دهند تا مؤمنان به شك و شبهه نيفتند» . اين در حالي است كه حضرت حجت در ميان مردم است; چون معرفت و ايمان به حضرتش در دل هاي مردم استقرار يافت، مرگ او فرا مي رسد. پس امام حسين عليه السلام متولي غسل، كفن، حنوط و دفن ايشان مي شود و هرگزغير از وصي، وصي را تجهيز و خاك سپاري نمي كند» . (71) امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «حسين عليه السلام با اصحابش مي آيند و هفتاد پيامبر آنان را همراهي مي كنند; چنان كه همراه موسي عليه السلام هفتاد نفر فرستاده شدند. آن گاه حضرت قائم عليه السلام انگشتر را به وي مي سپارد و امام حسين عليه السلام غسل و كفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده مي گيرد» . (72) «اللهم بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجة »
|
|
|
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا

سالی که قیام ها، بحرانها و شورشها جهان اسلام را درهم می کوبد. سالی که اگر درک شود نشانه های ظهور مانند دانه های تسبیح یک به یک پیش می روند. از اینجا، ما چاره ای جز جستجو، رصد و انتظار نداریم. چنانکه ضمن پرهیز از تعیین وقت چشم به حوادث و وقایعی داریم که روایات درباره آنها خبر داده اند. کسی چه می داند شاید ما هم در جمع کسانی باشیم که آن سال موعود و وقایعش را درک می کنند.
البته باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم.
آری جمهوری اسلامی ایران که آخرین گام از حکومت الله و آغاز ظهور کامل دین اسلام و تجلی تام و کامل شخصیت انسان کامل و مدیریت الهی او بر جهان است با ورود به مرحله پنجم و نهایی خویش که عیناً ورود به مقدمات آخرین 14 ظهور منجی بشریت و تحقق وعده الهی است و در لسان روایات ما به " واگذاری پرچم حق از سوی سید خراسانی به مهدی موعود روحی فداه " 15 تعبیر گشته است که رسالت اصلی و غایت انقلاب اسلامی ایران می باشد و هم اینک با تبدیل...
معمولاً نشانههاي ظهور را به دو دسته حتمي و غيرحتمي تقسيمبندي ميكنند ولي يك دستهبندي ديگر هم هست، كه آن را در سه قالب «وعده»، «وعيد» و «حوادث» و وقايع ميگنجاند.اتفاق نيفتادن برخي از نشانههاي ظهور، دليل و توجيه براي تأخير هيچ كاري نيست؛ زيرا به هر حال، ممكن است در مورد آنها بداء رخ بدهد.
نداي ابليس، پايان روزي که نداي آسماني در آن اتفاق ميافتد يا فرداي آن روز، نشان از واكنش سريع اهل باطل به سرکردگي ابليس است و هدف آن جلوگيري از تأثير نداي آسماني و ترديد در دل شنوندگان آن است. احاديثي با عبارتهاي «ليشکک الناس و يفتنهم» و «يشکک الناس» به اين مطلب اشاره دارند (نعماني، همان: ص262؛ صدوق، همان: ج2، ص556).
فرض اول. شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان، شب قدر است. در روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام آمده است: «شب قدر در هر سال واقع ميشود و روز آن مانند شب آن است» (طوسي، 1365: ج4، ص331). بنابر اين روز بيست و سوم، جزئي از شب آن حساب شده است و از اول شب بيست و سوم تا غروب روز بيست و سوم، شب قدر به حساب ميآيد. در اين صورت، نداي آسماني اول روز بيست و سوم واقع ميشود که قسمتي از شب قدر است.
پيروان حق با شنيدن نداي آسماني، نشاط و شادابي خاصي مييابند و آگاه ميشوند که مولايشان بعد از قرنها انتظار ميآيد و در پرتو آن، حق و عدالت همه جا را نوراني خواهد کرد. گويي با شنيدن ندا، روحي تازه در وجودشان دميده ميشود. از سوي ديگر، دشمنان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با شنيدن آن ندا، ميفهمند برابر قدرت آسماني او تواني ندارند و نميتوانند مقاومت کنند. از امام رضا عليه السلام نقل شده است: