مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
برچسب:فراماسون
|
دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
سلام فراماسونری در ژاپن هم پا با سایر نقاط جهان رشد سریعی داشته است در مقاله ( جهان در سیطره فراماسونری ایران تنها جزیره امید) به حکومت این سلسله شیطانی بر جهان کاملا اشاره شده است . ما در این مقاله به بررسی کشور ژاپن ومیزان نفوذ فرماسونری در آن میپردازیم..
رشد سریع فراماسونری در ژاپن به دلایل زیادی شدت گرفت و در آن کشور فراماسونهای گمنام ولی بسیار متعصب بر سر کار آمدند این تعصب به علت فرهنگ خاص مردم ژاپن ایجاد شده است متاسفانه فرماسونری جهانی هم از این خصلت مردم ژاپن آگاهی پیدا کرده و بر اساس سیاست بهرکشی و استعمار همیشگی خود از مردم ژاپن بیشترین بهره برداری را کرده است و در طول تاریخ این کشور جنایات زیادی بر علیه مردم ژاپن انجام داده است.
من خودم قبل از نگارش این مقاله شخصا اعتقاد داشتم که ژاپن به عنوان پایگاه شرق فراماسونری در جهان دارای اعتبار خاصی میباشد ولی همانگونه که در ادامه مقاله خواهید دید این کشور بیشتر به عنوان یک بازیچه دست فراماسونری جهان بوده است. در اصل این گروه شیطانی هرگز برای هیچ کشوری ارزشی قائل نیستند و فقط اهداف خود را مهم میشمارند. این مقاله نگاهی سریع به این پدیده شوم در این کشور است ولی همانگونه که میدانید این حرکت شیطانی با نفوذ مهره های خود در سران کشور دقیقا کنترل کشور را بدست میگیرد به اعتراف خودشان:
« مدرسه ای كه توسط مدیر ماسون اداره می شود، یك موسسه ی ماسونی محسوب می گردد. جامعه ای كه توسط یك لیدر ماسون رهبری می شود، جامعه ی ماسونی به حساب می آید. اگر تعداد اعضایمان هم زیاد نشود، از طرف هر كسی كه می خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان یك موفقیت شمرده می شود. » (نشریه ی ماسون ترك – صفحه ی 3032)ب از آنجایی که افراد قابل اعتماد کمی به عنوان محقق در امور فراماسونری هستند همیشه بدست آوردن منابع موثقی برای تحقیق کمی دشوار میباشد. مخصوصا برای کشوری همچون ژاپن . به همین دلیل ما 2 روایت در مورد تاریخچه فراماسونری در ژاپن ارائه میدهیم .
((بسم الله الرحمن الرحیم))
نگاهی به تاریخچه فراماسونری در ژاپن از آغاز تا کنون
![]()
اعضای فراماسونری در ژاپن ادعا میکنند که سابقه فراماسونری در این کشور به مصر باستان و تجارت با حکومت های بین النهرین برمیگردد . البته عده ای دیگر از ایشان تاریخ زودتری را اعلام کرده اند بر این اساس نفوذ فراماسونری در ژاپن از 1000 سال پیش شروع میشود در آن زمان به علت جنگ و درگیری با کشورهای همسایه عده ای از نخبگان و طبقه خاص ژاپن به چین مسافرت کرده و در آنجا با فراماسونری آشنا شده اند در برگشت از چین به علت مخالفت حکومت چین با ایشان این عقاید را در زاپن ادامه میدهند.
دلیل این فرضیه این است که در سالهای بازگشت این گروه از چین میتوان ستاره داوود را دید
در ادامه میگویند در تاریخ جولای 1853 شخصی بنام دریادار پری از طرف آمریکا وارد ژاپن شد و درهای تجارت و اقتصاد را با ژاپن باز کرد. دراین هنگام فراماسونری ژاپن تصمیم گرفت که روش خود عوض کند .
Admiral Perry in Japan
دریادار پری خود عضو فرماسونری و لوژ هلند در نیویورک بوده است
در این زمان فراماسونری نگاه خود را به سوی غرب (شرق خود یعنی آمریکا ) ها برگرداند و با حمایت انها توانست امپراتوری میجی را به حکومت برسانند این امپراتوری نماد ژاپن مدرن از نظر ماسون ها میباشد. ![]() Meiji emperor
بر اساس گفته های گروه اول نزدیکان وسایر بستگان این امپراتور از اعضای ارشد لوژ های ماسونی بودند آنها با کمک برادران انگلیسی خود توانستند بر دشمن دیرینه خود (امپراتوری واقع در کشور روسیه ) مبارزه کرده و انها را شکست دهند. بعد ها ژاپن تصمیم گرفت برای بازسازی و کمک به کل قاره آسیا آن را تصاحب کند.
به نظر آنها قاره آسیا نیاز به تغیرا ت اساسی داشته است
دوستان توجه داشته باشند این تاریخچه از زبان خود فراماسونرهای ژاپن و طرفداران انها هست براحتی میتوانید تفکر استقلال فراماسونری در این مطلب را ببینید به دلایل زیاد قابل اعتماد نمی باشد. آنها در گفته های خود از فرامسونرها به عنوان نجات دهنده دنیا و مخصوصا ژاپن سخن میگویند و تاکید میکنند نظم و پیشرفت امروز ژاپن به خاطر آنهاست البته باید توجه داشت ورود دریادار پری یک واقعیت تاریخی است همیشه در ژاپن خود را یک نمونه انسان فداکار میدانند و اینگونه تبلیغ میکنند
البته دلایل اینکه امپراتوری دست نشانده فراماسونری غربی بوده بسیار زیاد میباشد و به آن اشاره خواهد شد ولی وجود چنین سابقه ای برای این گروه شیطانی (1000سال) در ژاپن کمی خنده دار به نظر میرسد در ادامه ما به بررسی روایتی واقعیتر می پردازیم. آنها البته خود به این موضوع واقف هستند بعضی از لژ ها تاریخ قابل قبول تری را ارائه داده اند.
بر اساس برخی از اسناد که محدود می باشند تاریخچه ورود فراماسونری در ژاپن بین سالهای 1700 تا سالهای 1800 بیان شده است.
در زمان قدیم ژاپن به علت جزیره بودن در یک انزوای فرهنگی و تجاری قرار داشته است و تنها روبط کمی با کشور چین و کره داشته است . اولین مردمان غربی (اروپایی) استعمار گران پرتغالی بودند که در سال 1530 در یک جزیره کوچک در جنوب ژاپن به زمین نشستند سپس دیگر کشورها هم وارد ماجرا شدند اما بنا به مسئله ای که هجوم بیگانه ها در این کشور نامیده شد تا 200 سال با دنیا قطع رابطه میکند فقط مسیحیان پروتستان از اروپا امتیاز تجارت با این کشور را داشته اند البته عده ای این مسئله را اولین حرکت ماسون ها در ژاپن عنوان کرده اند Isaac Titsingh اولین فراماسونری ها هم از همان استعمار گران پرتغالی بودند شخصی بود بنام این شخص طی سالهای 1779 تا 1783 سه بار به ژاپن سفر کرد و در این دیدار با سران و مقامات بالا رتبه ژاپنی دیدار داشته است. این شخص تحت پوشش کمپانی هند شرقی معروف این دیدار ها را انجام میداده است این شخص گنجینه ای از اطلاعات خاصی را از فرهنگ و جامعه ژاپن به اروپا برد
اولین فرماسونر بازدید کننده از ژاپن به روایت تاریخ ![]() صحنه ورود اسحاق به ژاپن
Isaac Titsingh اولین فراماسونری ها هم از همان استعمار گران پرتغالی بودند شخصی بود بنام این شخص طی سالهای 1779 تا 1783 سه بار به ژاپن سفر کرد و در این دیدار با سران و مقامات بالا رتبه ژاپنی دیدار داشته است. این شخص تحت پوشش کمپانی هند شرقی معروف این دیدار ها را انجام میداده است
این شخص گنجینه ای از اطلاعات خاصی را از فرهنگ و جامعه ژاپن به اروپا برد.
![]() اولین فرماسونر بازدید کننده از ژاپن به روایت تاریخ ![]() صحنه ورود اسحاق به ژاپن
اسحاق اولین ژاپنی ها را به عضویت فراماسونری در می آورد . او این افراد را با فرهنگ غربی آشنا کرد. این حرکت باعث می شود در دهه 1850 تا 1860 همزمان با ورود دریادار آمریکایی ارتش بریتانیا هم با ایجاد آشوب وشورش و ترساندن حکومت ژاپن از وجود سامورایی ها به زور وارد خاک ژاپن می شود و با کمک همین افراد غرب زده حجم زیادی از پیمانهای نظامی بین آنها و دولت ژاپن بسته شد. بر اساس اسناد اولین لژ در ژاپن با کمک ارتش بریتانیا در یوکو هوما ساخته می شود این لژ زیر نظر گراند لوژ ایرلند فعالیت خود را آغاز کرده و بیشتر اعضای آن را استعمارگران تشکیل میدادند.
در این زمان لژ های محلی تحت نظر لژ اصلی در همان یوکوهاما شکل می گیرد
اولین جلسه این لژ در تاریخ 26 ژوئن 1866 برگزار میشود . اعضای زیادی در این لژ عضویت داشتند از اعضای خارجی این لژ اسامی زیر در دسترس می باشد
اعضای فعال لژ تا قبل از جنگ جهانی دوم
این لژ ها تا جنگ جهانی دوم فعالیت میکردند بعد از جنگ شرایط عوض می شود از انجا که جنگ را همین لژها راه اندازی کرده بودند و به هدف خود نمی رسند دوباره توسط لژ اسکاتلند سازماندهی میشوند . دوستان عزیز توجه داشته باشند که این تاریخ توسط خود ماسون ها و تعداد کمی غیر ماسون ها (که آنها هم باید به دیده شک نگریسته شوند) نوشته شده است در هر حال نکته مهم وجود فرماسونری حداقل به مدت 300 سال در ژاپن میباشد این گروه همزمان با حمله برادر غربی خود هیتلر شروع به جنگ برای برقراری نظم مورد نظر درآسیا کردند.
مستندات نفوذ فراماسونری در ژاپن قبل از جنگ جهانی قبلا گفته شد که اولین فراماسونری ها از هلند کنونی به ژاپن راه یافتند و در همان زمان با ایجاد امپراتوری میجی قدرت خود را در ژاپن به نمایش گذاشتند ابتدا به جانشینان امپراتور میجی بپردازیم (به دلایل خاصی بعدا وی را مورد برسی قرار میدهیم )
از زمان میجی تا به حال 4 امپراتور به قدرت رسیده اند گرچه میگویند که در زمان جنگ جهانی امپراتور ضعیف بوده وژنرالها باعث این جنگ شده اند ولی همانطور که مشاهده خواهید کرد از زمان میجی تا به حالا همه امپراتور ها جزو سران و بزرگان ماسونی در جهان بوده اند و همیشه ارتباط خاصی با دیگر برادران خود داشته اند ![]()
اولین امپراتور بعد از میجی امپراتور تایشو می باشد او در سال 1912 به حکومت رسید و تا سال 1926 حکومت کرد برای اثبات عضویت فرماسونری او دلایل زیادی وجود دارد اگر به عکس بالا نگاهی بیاندازید میبیند که نشانهایی بر سینه دارند این نشان ها بیشتر توسط گروههای فراماسونری در غرب اهدا شده است به دلیل زیادی این گروهها ما فقط چند تا را بررسی میکنیم همانهایی که بین دیگر امپراتور ها مشترک بوده است برای اطلاع بیشتر میتوانید بر روی اسم انگلیسی بالا کلیک کرده و در ویکی پدیا اطلاعات بیشتری را بدست آورید.
ابتدا به لیست افتخارات این امپراتور نگاهی بیاندازید لیست گروههای که او عضو شده بود
عضویت در این گروهها با اهدای مدال انجام میشود . شخصی که در مسیر اهداف این گروهها قدم برداشته است به دیافت این مدالها نائل میگردد . بهتر است با یکی از گروههای فوق بیشتر آشنا شوید
این نشان یکی از نشانهای قرون وستا میباشد که توسط دولت ملعونه بریتانیا به اعضای ارشد ماسونی اهدا می شد و هم اکنون نیز اهدا میشود این نشان یکی از 3 نشان برتر انگلیس می باشد.در این نشان تصویر نشان شوالیه سنت جرج را می بینید
اگر نگاهی به اعضای کنونی صاحب این مدال بیاندازید دیگر هیچ شکی برای شما نمی ماند که این نشان به چه کسانی اهدا میشود
نکته مهم این است که عضویت در این گروه بسیار محدود و مشکل میباشد و باید بسیار خوش خدمتی کرده باشند تا بتوانند وارد چنین گروهی شوند. جالب این است که فقط 24 عضو به عنوان شوالیه دارد و باقی عضوها به عنوان عضو سلطنتی می باشند
عضویت امپراتور کنونی ژاپن
در مورد این گروه شیطانی دانستن اطلاعات زیر خالی از لطف نیست این گروه زیر گروه جامعه شیطانی مالتا می باشد. در مقاله جهان در سیطره فراماسونری ایران تنها جزیره امید در مورد این گروه و فعالیت این گروه توضیحاتی ارائه شده است ما فعلا به همین زیر مجموعه می پردازیم
این گروه شامل 1000 عضو سلطنتی و 24 عضو غیر سلطنتی است که توسط ملکه انگلیس انتخاب می شود تعداد عضو ها و زیر مجموعه گروه مالتا بودن
در گذشته طی یک دوره طولانی فقط مردان حق شرکت در گروه را داشتند و زنان حق عضویت در گروه را نداشتند
درسال 1987 ملکه بریتانیا تصمیم به عضویت زنان برجسته در این گروه گرفت . از جمله زنان شرکت کننده در گروه مارگارت تاچر و دختر وینستون چرچیل بودند
عضویت زنان در گروه
نکته جالب توجه شعار رسمی این گروه می باشد که باز به طور غیر مستقیم نشان دهنده اهداف و ذات این گروه میباشد
توجه شما را به یک سند بسیار مهم جلب میکنم البته غیر از گروه فوق گروههای دیگری هم در این سند علامت خورده اند تا شما بیشتر به اهمیت این گروه توجه بفرمایید
ارتباط بین گروهها مختلف و مدال ها همان طور که میبینید این گروه حتی از گروه جمجمعه و استخوان که جرج بوش هم عضو آن بود در درجه اهمیت بالاتری است ادامه دارد ...
جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
فضانورد فراماسون
نگاهی بر عضو فراماسون پروژه آپولو11 و اقدامات او
سلسله پروژه های آپولو در سال های 1961 تا سال 1975 در سازمان فضایی آمریکا ناسا انجام شد .هدف از این پروژه فرستادن انسان به فضا و تسخیر ماه برای بردن مسابقه فضایی بین شوروی سابق و آمریکا اعلام شده است. اما نکته جالب توجه در این سلسله پروژه ها پروژه آپولو 11 بود که در ان برای اولین بار انسان به سطح ماه پا گذاشت.
در این سفر یکی از اعضای فراماسونری شیطانی حضور داشت و حضور او هم فقط برای انجام مناسک خاصی در سطح کره ماه بود اگر چه بعضی ها این ماموریت را دروغ و فیلم نمایش داده شده را ساخته شده در هالی وود میدانند در این مقاله ما به سولات زیر در حد امکان پاسخ میدهیم او کیست؟ اسناد عضویت وی در این گروه شیطانی چیست؟ هدف او در رفتن به سطح کره ماه چه بوده است؟ چه کارهای خاصی را انجام داد؟ دوستان توجه بفرمایند که نگارش این مقاله در مورد اعضای فراماسونری تاییدی بر قدرت آنها نیست بلکه طبق فرمایش قران مکر شیطان ضعیف می باشد و انسان مومن و خدا شناس در مقابل دنیای شیطان می ایستد و پیروز و سربلند بیرون می آید . بارها در تاریخ شاهد این ماجرا بوده اید از شهادت امام حسین ع تا ظهور این انقلاب با دست خالی در مقابل یک دنیای شیطانی و... میتوان پی به این ماجرا برد اما هدف از نگارش این مقاله این بود که اول بدانید که کار و هدف این گروهها بسیار جدی دنبال میشود و برای رسیدن به هدف خود همه کاری انجام میدهند و ما باید هوشیار تر باشیم. و دیگر اینکه به کسانی که به مقاله های فراماسونری خرده میگیرند و میگویند چرا بزرگ نمایی میکنید. بدانند که آنها چقدر نفوذ کرده اند و چنین سفر پرخرجی بازیچه ای برای بازی با نماد آنها شده است وگرنه جوانان ما به لطف خدا و زحمت عزیزان با این گروهها آشنایی دارند و در واقع تبلیغی برای انها ایجاد نمیشود.
بسم الله الرحمن الرحیم
نگاهی بر عضو فراماسون پروژه آپولو11 و اقدامات او
پروژه آپولو 11 در سال 1969 توسط دولت آمریکا انجام شد. هدف از این پروژه پیاده کردن اولین انسان بر روی سطح ماه بود .در این پروژه فضانوردان با کپسولی بر روی سطح کره ماه فرود آمدند . آپولو 11 اولین ماموریت انسان روی کره ماه بود. اولین انسانهای زمینی که توانستند پای خود را در کره ماه بگذارند عبارت بودند از نیل آرمسترانگ و باز آلدرین که توانستند در تاریج 20 جولای 1969 در کره ماه فرود آمده و روی آن قدم بزنند. با این ماموریت راه برای فتح کره ماه توسط سایر سفینه ها باز شد .
آپولو 11 در ساعت 13:32:00 شانزدهم جولای 1969 از پایگاه کیپ کندی به فضا پرتاب شد. چهار روز بعد در ساعت 20:17:40 سفینه به روی ماه نشست. اما به محض آنکه آپولو 11 روی سطح ماه فرود آمد، قبل از همه چیز فضانوردان سفینه را آماده ترک ماه کردند چرا که بر آنها مشخص نبود که چی اتفاقی ممکن است در آنجا رخ دهد. بامداد فردای آنروز یعنی 21 جولای در ساعت 02:56:15 ، آرمسترانگ بعنوان فرمانده تیم اولین کسی بود که از سفینه پیاده شد و بلافاصله به ضبط تصاویر پیاده شدن خود - درواقع جای پای خود - در ماه نمود. پس از آن آلدرین قدم به ماه گذاشت و آن دو مقداری از خاک و سنگهای موجود در سطح ماه - حدود 22 کیلوگرم - را نیز برای بازگرداندن به زمین بعنوان نمونه برداشتند. به علت عدم شناخت و محدودیت هایی که داشتند در همان روز ساعت 17:54:01 از سطح ماه برای بازگشت به سمت زمین حرکت کردند. فضانوردان در مجموع حدود 21 ساعت و نیم روی سطح ماه بودند. ![]() اگر در سایتها و منبابع آنلاین سرچی انجام دهید می توانید سایتهای زیادی را در مورد فراماسونر بودن نیل آرمسترانگ پیدا کنید . ولی به علت تایید نکردن سایت های رسمی فراماسونری ( حداقل من چیزی پیدا نکردم) نمی توان به آنها استناد رسمی کرد. اما بنا به دلیلی احتمال فراماسونر بودن وی هست و آن هم زودتر پیاده شدن از عضو فراماسون دیگر بود که معمولا همیشه نوبت به برادران اخوت می رسد البته ما طبق صحبت بالا فقط می توانیم حدس بزنیم .
![]() آلدرین متولد سال 1930 در آمریکا به دنیا آمده است. و در زمان کودکی بسیار شلوغ میکرد به همین دلیل لقب بوز به او داده شده است. او در سال 1951 در رشته مهندسی میکانیک با مدرک کارشناسی فارغ التحصیل شد و به عنوان ستوان دوم در نیروی هوایی آمریکا شروع به کار کرد. سپس در جنگ کره شرکت کرد و مهارت خود را به نمایش گذاشت بعد از جنگ به ادامه تحصیل پرداخت.
وی در سال 1963 به خدمت ناسا در آمد . و در زمره سومین گروه فضانوردان ناسا در آمد. در سال 1969 به عنوان دومین فضانورد بر روی سطح ماه قدم زد اگرچه بیشتر اصرار داشت به عنوان اولین فضانور باشد که از سفینه پیاده بشود و ازابتدا هم همین قرار بود ولی ناسا در محاسبات خود به این نکته اشاره کرد که بدلیل خصوصیات فیزیکی نیل آرمسترانگ آلدرین نمیتواند انیکار را انجام دهد و این کار بر عهده نیل آرمسترانگ گذاشته شد. ![]() او درسطح ماه یک کار جنجالی انجام میدهد بعد ها که سرو صدا زیادی برپا میشود او مجبور میشود که به کارخود اعتراف کند و میگوید من در سطح ماه مراسم اشاء ربانی را انجام دادم! این حرف از نظر خیلی ها مسخره بود. او جزو پروتستانهای آمریکا هست. (بعدا خواهید دید آنچه او اشاء ربانی خوانده چیزی جز مراسم مذهبی مکتب شیطانی فراماسونری نبوده است) م
در سال 1972 او بازنشسته می شود . او در زندگی 3 باز ازدواج رسمی کرده است.و از هوادارن و فعالان حزب جمهوری خواه بشمار می رود.
دلایل زیادی برای عضویت وی در فراماسونری در دست است ما ابتدا از سایت اصلی فراماسونری شروع میکنیم
عکس زیر از ساید گراند لژ کلمبیا (بریتیش کلمبیا در آمریکا) گذاشته شده است به راحتی می توانید نام او را در اولین خط به عنوان اولین فضانورد ماسون نوشته شده است در عکس زیر شما مدال افتخاری را در مورد وی مشاهده میکنید . نام او و عضویت وی در لژ شماره 1417 را به راحتی قابل دیدن میباشد . دوستان توجه کنند فضانوردان زیادی بعد از او از اعضای فراماسونری جهانی بوده اند ولی یک کار مخصوص او برای این گروهها ارزشی خاص داشته است که اینگونه گرامی داشته شده است.
بر روی مدال زیر به راحتی نقش پرگار و گونیا و همچنین سمت راست نقش های دیگر ماسونی را میبینید. در این عکس مدرک کاری که او انجام داده شده است نشان داده شده است بعدا انشا الله بیشتر توضیح داده میشود
در زیر عکسی ازآلدرین مشاهده میکنید که مهری و متنی بر روی آن می باشد. در روی این متن هم به طور واضع به این موضوع اشاره شده است که او اولین فضانورد ماسون میباشد.این عکس هم از سایت یک لژ فراماسونری برداشته شده است.
دوستان توجه داشته باشند که خوردن شماره لژ و درجه 32 که فقط یکی به درجه استاد اعظمی فاصله دارد خود گواهی بر این واقعیت میباشد در ان سایت نام دیگر فضانوردان فراماسونر هم آمده است
![]()
![]() مناسک خاص آلدرین بر روی کره ماه
همانطور که در بالا اشاره شد آلدرین پس از پیاده شدن بر روی سطح ماه مناسک پنهانی را انجام داد که در فیلم برداری های ناسا هم چیزی دیده نشده است بعدها توسط فردی دیگر این موضوع افشا میشود و وی مجبور به قبول کردن این موضوع میشود البته میگوید من به عنوان یک مسیحی متعقد مراسم اشاء ربانی را بر روی سطح ماه انجام داده ام.
اما او در این مراسم چه کاری را انجام داده است
او که یکی از اعضای ارشد فراماسون بوده است همراه خود چندیدن نوع وسیله میبرد دوستان بدانند که هزینه هر کیلو بار اضافی که یک سفینه بخواهد به فضا ببرد سر سام آور می باشد هزینه هر کیلو الان برابر با 200 میلیون ریال میباشد ولی در آن زمان به علت کمبود امکانات خیلی بیشتر بوده است یکی از اقلام وی یک پرچم بوده است او از سیاره زمین یک پرچم با خود به ماه برد این پرچم یک پرچم غیر رسمی و مخفیانه انتقال یافت . اما این پرچم مخصوص لژ فراماسونری وابسته به لژ اسکاتلند بوده است پرچم ماسونی برده شده بر ماه
![]() ماه اولین لوژ فراماسونری خارج از زمین برای فراماسونرها محسوب میشود به همین دلیل وی به درجه استاد اعظمی رسید البته جاهایی گفته شده است که او مراسم تطهیر را انجام داده است مراسمی که توسط افراد بلند پایه لوژ برای تطهیر مکان جدید لوژ فراماسونری انجام میشود ولی من سند محکمی ندیدم. به هر دلیل او باید مراسم خاصی را انجام میداد و انجام داد البته به علت مخفیانه بودن این حرکت و صحبت نکردن زیاد در این مورد این مراسم جنبه راز آلودی به خود گرفته است البته یک نکته مهم را باید توجه کنیم و آنهم این است که آن پرچم دوباره به زمین بازگردانده میشود و تحویل لوژ میگردد و این خود یک معمای دیگر است
آلدرین پرچم فراماسونری را با نشان ایگل (عقاب) را به سطح ماه برد و مراسم خاصی را انجام داده است. برادر نیل آرمسترانگ او نیز از وی عکس می گرفت.
دوستان گرامی همانطور که در مقاله جهان در سیطره دجال جناب خادم الامام (عج) اشاره شده است این گروههای شیطانی که همگی عقاید خاصی را یدک میکشند و هدف اصلی آنها تصرف جهان به وسیله دولت های شیطانی آنها میباشد.
اگرچه این مقاله نگاهی کوتاهی به ادوین بوز و فعالیتهای او بود ولی در طول جمع آوری مطالب به اسنادی رسیدم که نشان دهنده آن بود که ریس برنامه های فضایی ناسا در قسمت ماه و بعضی از فضانوردان ماموریت های آپولو نیز فرماسونر بوده اند. سند این مطلب را میتوانید ببینید
تمامی منابع در زیر یابالا مطلب خود لینک داده شده اند میتوانید با کلیلک کردن به منابع دسترسی داشته باشید بیشتر منابع سایتها رسمی فراماسونری و ویکی پدیا میباشد .
http://asrar2012.mihanblog.com/ شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بازی لاکسر به چه فرا میخواند؟!
شناخت اندکی که نسبت به صنعت بازی در کشور ما وجود دارد، باعث شده است تا بیشتر افراد، بازی های کامپیوتری را ویژه کودکان بدانند و آن را نوعی تفریح جهت اوقات فراغت بپندارند. حال آنکه در اکثر کشورهای جهان، این بخش از علوم ICT جزو تخصص های مهم به شمار می رود و اهمیت بسزایی دارد. هم اکنون رشته معماری و طراحی بازی های کامپیوتری در بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان تدریس می شود و فارغ التحصیلان این رشته ها مانند میلیون ها نفر دیگر در این صنعت نوین، مشغول به کار می شوند.(1) رسانه نو ظهور بازی های رایانه ای با قابلیت ها و ویژگیهای خاص خود به جرات می توان گفت که ضریب تاثیر گذاری و نفوذ خود را حتی از رسانه هایی چون سینما و تلویزیون نیز افزایش داده اند از مهمترین این ویژگیها ماهیت تعاملی بودن بازی های رایانه ای است. به دلیل همین ویژگی است که قرار گرفتن افراد(معولا کودکان و نوجوانان ) در معرض بازی های کامپیوتری نگران کننده تر از قرار گرفتن آنها در معرض برنامه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی است. زیرا این بازی ها بسیاری از اصول یادگیری مانند هم ذات پنداری (الگو سازی )،تمرین ،تکرار و پاداش و تقویت را به کار می گیرند.(2) در بازی رایانه ای گرافیک،صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که بازیگران را جذب این بازی ها می کند.کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند. و دقیقا به دلیل همین خصوصیات است که به یکی ابزار تاثیر گذار غرب در راستای ناتوی فرهنگی علیه دنیای اسلام و خصوصا انقلاب اسلامی ایران تبدیل شده است. مقام معظم رهبری در مراسم افتتاحیه سومین کنفرانس بینالمللی قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین در ساختمان اجلاس سران در تهران برگزار شد با اشاره به این موضوع فرمودند: ((امروز استکبار جهانی که رئیس جمهور کنونی آمریکا سخنگوی آن است دنیای اسلام را صریحا تهدید میکند و سخن از جنگ صلیبی میگوید، شبکه استکباری صهیونیزم و سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس در همه دنیای اسلام سرگرم فتنه انگیزی اند،... هزارها فیلم سینمایی و بازی رایانهای و امثال آن با هدف زشت نمایاندن چهره اسلام و مسلمین، تولید و روانه بازارها میشود.)) کارکردهای فرهنگی بازی رایانه ای لاکسر
لاکسر مجموعه ایی از بازی های های کم حجم هستند که توسط شرکت مومبو جومبو منتشر میشود، وظیفه این شرکت نشر وبازاریابی تعدادی از بازی های کامپیوتری است که توسط شرکتهای مانند نینتندو ، سونی و مایکروسافت تولید میشوند ، دفتر اصلی این کمپانی در دلاس، تگزاس ایالات متحده امریکاست.(3)
لوگوی شرکت مومبو جومبو این بازی بنابر آنچه در دنیای بازی مشهور است، یکی از بازی های خوش ساخت و جذاب به شمار که بازی کن را مدتها سرگرم میکند. اما باید گفت این بازی، با همه هیجانی که به مخاطب خود می دهد و در عین جذابیت بالای آن، به صراحت در پی اهداف صهیونیستی فراماسونری و شیطانپرستی سازندگان این بازی است که هم از لحاظ محتوای جریان بازی و هم در قالب نمادهای شیطان پرستی و فراماسونری، در راستای تحقق اهداف شوم صهیونیستی می باشد. نقد محتوایی : نکته قابل توجهی که در نسخه چهارم این بازی، به صراحت مشاهده می شود مسئله "یهودی سازی" خاورمیانه و به طورکلی سرزمین های اسلامی و در نتیجه کل دنیا است که با تعابیری دیگر همچون "تسخیر تمام دنیا" توسط شیطان پرستان و فراماسونری می توان نام برد.(شیطانپرستان معتقدند که دنیا تا آینده ای نه چندان دور"21 دسامبر سال 2012 میلادی" در تسخیر آنان قرار خواهد گرفت) و این بهانه ای برای سیاست های شوم مستکبران است.
به عبارت دیگر در نسخه چهارم این بازی به صراحت مسئله تسلط بر تمام خاورمیانه و در نتیجه تسلط بر تمام دنیا القاء می شود. شاهد بر این مسئله، داستان و جریان بازی است که در نقشه بازی، نماد تمدّن های مختلف (مخصوصا ایران و اسلام) در دوره های مختلف بوضوح مشاهده می شود. این مسئله را در تصویر منوی اصلی بازی و همچنین در طی بازی و نقشه مراحل (که بوضوح روی نقشه ایران و عربستان صعودی و عراق مانور داده شده)، می توان مشاهده نمود نام هایی همچون "Teyma" که در منطقه شهر مدینه و مکه عربستان صعودی نشان داده شده و همچنین "Ninevah" "همان نینوا" که در نقشه دقیقا کربلای معلی را نشان می دهد و یا "Rey" "شهرری" که در همان شهر ری و اطراف شهر مقدس قم قرار دارد و یا "Merv" "مرو" که در نقشه دقیقا منطقه خراسان را می نمایاند و حتی "Babarius" که بنای مسجد تاج محل در هندوستان را به تصویر می کشد که مراکز بزرگ مذهبی و اسلامی جهان اسلام هستند و به صراحت نقشه ایران و عربستان و بطور کلی مناطق اسلامی به چشم می خورد. و عباراتی همچون "City of Rey" "شهر ری" در مراحل ایرانی بازی و یا "Ninevah" نینوا(کربلای معلی) در مراحل عراق، و یا "Merv" "مرو" (خراسان ایران) شاهدی روشن بر اثبات این مدعی است.(4)
نکته قابل توجهی که در مراحل نخست بازی قابل ذکر است اینکه گذار از چند مرحله نخست بازی، به ترتیب هر مرحله بخشی از چشم (هوروس) را به صورت پازل در اختیار بازی کننده قرار میدهد و اخر سر این چشم به تکامل میرسد که نشان از پیشرفت شما در بازی است! (چشم "هروس" خدای پاگانیستی و شیطانی ماسونها است)
با اندک تأمّلی که به جریان بازی (از فتح تمدن های اسلامی و و سرزمین های قبة الاسلام تا هند و چین و ...) باید کرد، می توان اصلی ترین هدف سازندگان این بازی را در این چند نکته دریافت: الف) تبیینی واضح و علنی از هدف صهیونیسم جهانی نسبت به کشورهای اسلامی و شیعه (یعنی یهودی سازی کل جهان مخصوصا جهان اسلام) ب) یکرنگ سازی خاورمیانه و کشورهای اسلامی با رنگ کفر و شرک ج) القاء نمادهای فراماسونری و شیطانپرستی و مواردی از این قبیل..
یکی دیگر از مهمترین نکات صهیونیستی این بازی، جریان نقشه بازی است که اولین هدف بازی "Memphis" واقع در کشور مصر می باشد و در پی آن تسلط بر مرکز "Tyre" که واقع در فلسطین و لبنان فعلی است که اگر بخواهیم هدف بازی یعنی جریان یهودی سازی بازی را در نظر داشته باشیم، می بینیم دقیقا همان چیزی به ذهن می رسد که نسبت به مسئله اشغال فلسطین و لبنان توسط اسرائیل، در راستای یهودی سازی آنها، به ذهن خطور می کند و این مویّد و شاهدی در بازی است بر مسئله یهودی سازی فلسطین و لبنان و به دنبال آن، دیگر کشور های اسلامی همچون ایران، عراق، پاکستان و افغانستان و حتی مدینه و مکه در عربستان صعودی(که در عربستان تقریبا به اهداف خود رسیده اند) بیخود نیست که فلسطین خط مقدم جهان اسلام در برابر کفر است! البته به دروغ، منطقه "Tyre" را به عنوان قلمرو کشور سوریه نامیده اند ولی دقیقا در لبنان و فلسطین جای دارد.
و یا درخود تصویر منوی اصلی بازی چند نکته دقیق مشاهده می شود . ابتدا همان عنوان بازی است "Quest Fot The Afterlife" یعنی "جستجو برای زندگی پس از مرگ" این عنوان نشان دهنده دغدغه ای است که امروزه در رسانه ها و سینمای غرب سرمایه گذاری های فراوانی روی آن می شود و با ساختن فیلم های گوناگون در صدد به تصویر کشیدن دنیایی برای پس از مرگ، با تفسیر انحرافی خودشان و یا به تصویر کشیدن نابودی زمین و آینده ای تاریک برای بشر هستند و اهداف صهیونیستی خود را دنبال می کنند.(6) و نیز این مسئله در ذهن متبادر میشود که حکومت طاغوتی فراعنه از بین نرفته بلکه در جستجوی حیاتی دوباره است که تمام و کمال در قالبی جدید و قدرتی بیشتر حکومت شیطانی خود را با شعار نظم نوین جهانی آغاز کند و میتوان این فرعون را Modern Pharaoh) فرعون مدرن) نامید!
در این بازی نیز "نِفِرتیتی" همسر آخناتون در پی تخریب مقبره شوهرش، بازیگر را به دنبال همین مسئله بر می انگیزد (یعنی بازسازی اماکن فراعنه و فراماسون) و می توان نسبت آن را به مسئله فلسطین اینطور مرتبط دانست که امروزه صهیونیسم جهانی در فلسطین به دنبال تخریب اماکن اسلامی و ساخت اماکن خود (همچون مقبره سلیمان که به عقیده خود در پی بازسازی آن می باشند) به عنوان جایگزین آن است.(5) در صفحه نخست بازی تصویر زیر را مشاهده میکنید که پرنده لاکسر سفر خود را از اهرام ثلاثه مصرباستان (ممفیس) شروع کرده و با گذر از کشورهای همچون عربستان عراق ایران و مراکز مذهبی، خود را در روبروی معبدی که شباهتی به معبد کذایی سلیمان دارد مستقر کرده است به عبارتی میتوان دریافت سلطه بر خاورمیانه (کشورهای اسلامی) راه را برای ساخت معبد کذایی سلیمان و تثبیت حکومت شیطانی فراماسونها هموار میکند!
اگر به نسخه سوم این بازی مراجعه کنید مشاهده می کنید که اتمام بازی، با ساختن اهرام ثلاثه محقق می شود که این، مقدمه ای است برای نسخه چهارم آن، که از اهرام ثلاثه شروع به تسخیر تمام خاورمیانه می کند.
4مرحله از تکامل اهرام را در این تصویر میبینید یکی دیگر از نکات قابل توجه مراحلی است که به عنوان مراحل جایزه مطرح می شود که تمام مراحل جایزه گیری، بر روی نقشه ایران اجرا می شود. شاید اینطور بتوان برداشت نمود که مسئله اصلی این بازی به طور مستقیم روی نظام جمهوری اسلامی مانور داده شده و القاء کردن این مسئله که تمام هدف تسخیر ایران اسلامی است چراکه قدرت خاورمیانه بشمار می رود. نقد ساختاری : تبلیغ فراوان بازی از نماد های شیطانپرستی و فراماسونری، مهمترین نقد ساختاری این بازی به شمار می رود. از نماد "چشم همه بین و یا (چشم جهان بین)" "All Seen Eye" گرفته، تا بُز بافومت "GOAT" و نماد آنخ و دیگر نمادهای فراماسون و شیطان پرستی.
این نمادهای انحرافی در تمام مراحل بازی و یا نقشه و جایزه های آن، مشاهده می شود. و در بین همه این نماد ها، مراحلی که در مناطق اسلامی موجود است همچون مرحله ای که کاملا با بنا و معماری های اسلامی با نوشته های آیات قرآن بر روی دیوار های آن، یکی از عجایب بازی است که نماد سر بز که یکی از مهمترین علائم و نشانه های فراماسونری و شیطانپرستی است بالای آن نقش بسته و ذهن هر بیننده ای را به خود جلب می کند. اولین نکته ای که در این مرحله به ذهن خطور می کند همان مسئله ای است که در ابتدا بدان اشاره شد و آن، تسلط کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل)، بر جهان اسلام است و در این مرحله، آینده جهان اسلام را به تصویر می کشد که در اختیار آنان قرار گرفته است. (7)
استفاده از طرحهای اسلامی و منقوش به ایاتی از قران در این نوع بازیها که در تضاد کامل با این مضامین کفرو الحاد هستند و دشمنی اشکارو پنهان این شبکه جهانی و سیطره ان به تمام وجوه زندگی بشری روشن و واضح است، چه چیزی را میتواند به مخاطب (نوجوانان و جوانان) القا کند جز زمینه چینی سلطه خود به تمام ابعاد ادیان الهی اللخصوص دین مبین اسلام؟! امام علی علیه السلام در وصیتشان به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: « إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُك» . « قلب نوجوان و جوان، همچون زمینی ناکِشته (و قابل کشت) است که هر چه در آن افکنده شود (همچون بذر) می پذیرد (وطبق آن رشد می کند) پس (ای پسرم) قبل از اینکه قساوت قلب بگیری، به تربیت (سالم) تو پرداختم ...» (نامه 31 نهج البلاغه به امام حسن مجتبی علیه السلام، ص393) منابع: 1 _مهندس شهاب حبیبی 2_ تاثیر منفی بازی های ویدیویی خشونت آمیز بر سلامت کودکان،الیسا های –یونگ سانگ() و جین ای .اندرس()-ماهنامه سیاحت غرب،سال دو شماره 14،شهریور 1383 3_ wikipedi
وعده صادق يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
عرفانهای نوظهور و رمزگشایی از یک پروژه فرهنگی جهانی:
"آواتار"؛ پیامبری که به "دین نوین جهانی" فرا میخواند
گروه فرهنگی- محمود کاویانی- سفارش اساسی اینجانب نزدیك كردن و رساندن این رسانهی فرهنگساز، به طراز رسانهئی است كه دین و اخلاق و امید و آگاهی، بارزترین نمود آن باشد. به گزارش رجانیوز، عبارت فوق بخشی از متن حکم تمدید ریاست بزرگترین و تأثیرگذار ترین نهاد فرهنگی کشور است که توسط مقام معظم رهبری ایراد شده است. هرچند این حکم کوتاه و راهگشا در درجه اول ناظر به رسانه ملی است ولی خطاب آن به سوی دیگر نهادهای فرهنگی کشور نیز قابل عطف است. چرا که همگی در حال حاضر با مسأله مشترکی مواجه اند و از کاستیهای مشابهی رنج می برند. تحقق طراز رسانه ای که دین یکی از نمودهای بارز آن باشد زمانی صورت خواهد یافت که نه تنها آموزه های دینی مورد تأکید و تبلیغ قرار گیرد بلکه از پیش شرط های دینداری در ذهن مخاطبان، صیانت شود. پروژه رسانه ای شومی از سوی برخی کانونهای بین المللی در حال انجام است که کیان و جوهره تدین را هدف گرفته است و رسانه ملی و دیگر رسانه های نوشتاری و تصویری نه تنها باید در برابر آن تدبیری فعالانه بیاندیشد بلکه در قدمی پیش از آن باید توجه داشته باشند ناخواسته گرفتار مشارکت در مدل پیچیده دینزدایی و دینستیزی که در حال حاضر فعال شده است نگردند. این مسأله در حوزه تبلیغ و ترویج آموزه های دینی اهمیت مضاعفی می یابد چرا که به همان اندازه که ترویج آموزه های دینی می تواند با مدیریتی درایت محور و هوشمندانه، ابتکار عمل را در مواجهه با این جریان به دست گیرد، کاستی و ناکارآمدی آن می تواند پاشنه آشیل جریان سازی فرهنگی در این مسأله باشد. قدم آغازین در حرکت فرهنگی قوام مند و استوار و به کار گیری شیوه های هوشمندانه جنگ نرم، ترسیمی درست و فراگیر از مختصات فرهنگی است که در حال حاضر در آن قرار داریم. در ادامه به بررسی پروژه رسانه ای خواهیم پرداخت که بر اساس مدل پلکانی مدیریت پیام(1) تنظیم شده است و هدف نهایی آن تمهید شرایط لازم برای ظهور «دین نوین جهانی» است. این گفتار در واقع بخش تکمیلی گزارش مربوط به پروژه رسانهای 2012 می باشد که چندی پیش منتشر شد و خلاصه آن گفتار به زودی از همین طریق با برخی افزوده ها ارائه می گردد. پروژه دین نوین جهانی چیست؟ دین نوین جهانی را باید بخشی از پروژه نظم نوین جهانی و برگرفته از آموزه های پساساختارگرانهی متفکران و تئوری دین نوین جهانی از پیچیدگی قابل توجهی برخوردار است که تشخیص آن و اتخاذ تدبیر مناسب در برابر آن را مشکل میسازد. پروژه دین نوین جهانی برخلاف آنچه که شاید از عنوان آن به ذهن متبادر شود به دنبال از میان بردن تمام ادیان و معرفی یک دین جدید و واحد جهانی نیست. با این حال مکانیسم پروژه دین نوین جهانی به نحوی است که سبب می شود اصول عقاید و آموزه های متافیزیکی مشترکی مورد پذیرش پیروان تمام ادیان قرار گیرد و پیروان تمامی ادیان و حتی افراد لائیک و غیر دینی همگی زندگی خود را بر اساس این آموزه ها تنظیم نمایند. به این ترتیب در عین حال که در ظاهر هیچ یک از ادیان مورد تعرض قرار نگرفته است، آموزه های عقیدتی مشترکی در مناطق مختلفِ فرهنگی و مذهبیِ زمین حاکم خواهد شد. تحقق این هدف، از پیش نیازهای غیر قابل چشم پوشیِ آن چیزی است که نظم نوین جهانی(4) نامیده می شود.
- جهان یک مجموعه واحد وهماهنگ است و من جزئی از این مجموعه هستم. - یک روح مقدس در همه اجزا جهان جریان دارد. - اجزای جهان اعم از درختان، دریاها و خشکی ها، حیوانات و عناصر گوناگون روح مقدس جهان را در خود دارند و تعادل خود را از آن روح کسب می کنند. به دیگر عبارت روح مقدس ساری در اجزا جهان، تعادل و هماهنگی جهان را تضمین می کند. - روح مقدس جهان در وجود تک تک انسان ها نیز حضور دارد. - روح مقدس جهان وجود متشخص ندارد. او شعور مطلقی است که در جهان جاری است. او نمی شنود و متأثر نمی شود. نقش او ایجاد تعادل است. چه درخواستی باشد و چه نباشد تعادل انجام می شود. عشق و نفرت که از مظاهر تأثر است در او راه ندارد. آنچه مهم است تعادل است. - روح مقدس آهنگ هستی را می نوازد و حرکت اجزا جهان اعم از همه جانداران، رقص و توازنی متناسب با آهنگ نواخته شده از سوی اوست. - راز سعادت انسان هماهنگ شدن با ملودی طبیعت ذی شعور است. شناخت طبیعت و همراه شدن با آن کلید خوشبختی است. انسان در صورت هماهنگی با طبیعت و نظم موسیقائی جهان پس از مرگ نزد روح مقدس باز می گردد، چرا که جان او ودیعه ای از جانب اوست. جانِ رفته، در چرخه تکرار شونده هستی در کالبدی جدید به جهان و طبیعت باز می گردد. این چرخه همواره ادامه دارد. حیات در پس حیات است و جاودانگی حق مسلم همه است. - روح مقدس تعادل را تضمین می کند. گاهی برای تعادل لازم است روح مقدس متشخص شود و در کالبدی طبیعی حلول کند تا با آموزش دیگر انسان ها ضامن بقاء تعادل در جهان باشد. - هر انسانی روح مقدس را تنها باید در وجود خود جستجو کند. بیرون از او راهی به سوی شنیدن ملودی جهان نیست. روح مقدس حلول یافته در انسان های خاص نیز جز آنکه انسان های دیگر را متوجه درون خود کند وظیفه ای ندارد. همه از درون موسیقی جهان را می شنوند و باید با آن به رقص در آیند تا بازگشتشان به جهان و طبیعت تضمین شود. این چرخه بخشی از تعادل است. - هماهنگی و تعادل با طبیعت سلامت کالبد را به همراه دارد. نوید به فرادرمانی، انرژی درمانی، خوددرمانی و سلامت جسم و کالبد نیز از آموزههای این دین نوین جهانی است. همانطور که ملاحظه می شود این آموزه ها بر پایه مفاهیم بنیادینِ روح مقدس، تعادل، تناسخ، دریافت درونی موسیقی هستی، ستایش و هماهنگی با طبیعت و در نهایت مفهوم تجسد ( حلول روح مقدس در کالبد طبیعی) استوار گشته است. توضیح بیشتر مضامین و آموزههای دین نوین جهانی و ارتباط آنها با میراث قبّاله، شَمَنیسم بومیان امریکا، هندوئیسم و بودیسم نیازمند مجال جداگانه ای است. آنچه اکنون در اینجا مهم و مد نظر است، ابتنای این دین نوین بر پایه هماهنگی با طبیعت، پذیرش تناسخ، باور به تعادل موسیقایی هستی در قالب چرخه های حیات و درنهایت پذیرش تجسد و به عبارت دیگر آواتاریسم می باشد.
سازمان ادیان متحد به ابتکار بنیانگذاران امریکائی اش راه اندازی شد و شدیدا مورد حمایت دولت ایالات متحده و همچنین سازمان ملل متحد می باشد. کتاب ها، فیلم های سینمایی، برنامه های تلویزیونی و وبگاه هایی که این ایده را دنبال می کنند به نحو متمرکزی از ایالات متحده کنترل می شوند. شورای روابط خارجی، مهمترین و تأثیرگذار ترین مؤسسه مطالعاتی در تعیین سیاست خارجی ایالات متحده در قبال کشورها و مناطق مختلف است. این مؤسسه که به شدت مورد اعتماد کاخ سفید و کنگره می باشد، پروژه های تحقیقاتی متعددی را در خصوص مسأله ادیان در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان، به انجام رسانده است. بسیاری از اعضای برجسته وزارت خارجه، وزارت دفاع و بسیاری از نمایندگان کنگره در کنار پژوهشگرانی با نژادهای مختلف از کشورهای ویژه عضو این شورا هستند. رضا اصلان(5) و ولی نصر(6) دو پژوهشگر ایرانی عضو این شورا هستند. رضا اصلان که در چند رشته مرتبط با دین شناسی و مطالعات ادیان دارای مدرک دکتراست از جمله نظریه پردازان درجه اول دین نوین جهانی به شمار می آید. انجام پژوهش های مربوط به دین نوین جهانی در مهمترین و راهبردی ترین مرکز مطالعات امریکا، نشان می دهد این پروژه برای دولتمردان و سیاستمردان پنهان و آشکار ایالات متحده از اهمیت عملیاتی خاصی برخوردار است و با جدیت آن را دنبال می کنند. فیلم های درجه اول سینمای هالیوود نیز از سال 2000 به این سو، به طور سامان یافته و گسترده ای تمهید رسانه ای جهت باور به مؤلفه های دین نوین جهانی را فراهم نموده است. در ادامه این گفتار به نحو تفصیلی تری به بخش رسانه ای پروژه دین نوین جهانی پرداخته خواهد شد. دین نوین جهانی مقدمه لازم برای سیاست های نظم نوین جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه می توان گفت مهمترین مانع در تحقق طرح های نظم نوین جهانی بویژه در منطقه خاورمیانه، مسأله دین و باورهای مذهبی است. تلاشهای چند صدساله کانون های آنگلوساکسون از زمان استعمار کهن انگلیس تا کنون، اکنون در پروژه دین نوین جهانی به زعم این کانون ها در آستانه ثمر دهی قرار دارد. کانون های اسلامی خاورمیانه به دلیل ارائه ساختارهای اجتماعی برای پیروان اسلام، که تبلور کامل آن در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران خود را نشان می دهد، مانع اصلی تحقق طرح های کلان اقتصادی و سیاسی در قالب برنامه های نظم نوین جهانی است. پروژه دین نوین جهانی که قلب ماهیت کانون های اسلامی خاورمیانه در عین حفظ ظاهر و پوشش آنها را هدف خود قرار داده است می تواند این مانع بزرگ در راه تحقق اهداف کانون های سرمایه دار آنگلوساکسون را از میان بردارد. سینمای امریکا چه نقشی در اجرای پروژه دین نوین جهانی دارد؟ مفاهیم تعادل طبیعی، مراقبه و هماهنگی، کشف خدای درون، تناسخ، آواتاریسم (تجسد روح مقدس) و بسیاری از دیگر مفاهیم مرتبط با آموزه های دین نوین جهانی در طول دهه اخیر به شکل سامان یافته و وسیعی در فیلم های هالیوودی مورد پرداخت و تأکید قرار گرفته است. جدیدترین تولید هالیوودی که در راستای بخش رسانه ای پروژه دین نوین جهانی ساخته شده است، سینمایی (Avatar 2009) تازه ترین شاخص رسانه ای این پروژه است که باید نقطه عطفی در این خصوص به شمار آید. به طور کلی هالیوود از سال 2000 به این سو در دو فاز متعاقب، این پروژه را دنبال می کند. فاز نخست که باید آن را از سال 2000 تا 2010 دانست دوره تثبیت مفاهیم بنیادین مورد نیاز در پروژه دین نوین جهانی است. همانطور که مستند و مستدل خواهد شد، مفاهیمی چون تعادل طبیعی(7) ، تناسخ (8) و تجسد(9) با به کارگیری مدل پلکانی مدیریت پیام، اکنون به مفاهیمی آشنا و مأنوس برای طیف وسیع مخاطبان جهانی هالیوود تبدیل شده اند. اکنون و پس از تثبیت این مفاهیم در جان و ذهن مخاطبان، زمان استفاده عملیاتی از این مفاهیم و معرفی نظام فکری-معنوی است که بر پایه این مفاهیم بنیان نهاده شده است. در بخش دیگری مستندات مربوط به این دو دوره در سینمای امریکا ارائه خواهد شد؛ در اینجا به طور اجمال به این نکته می توان اشاره کرد که فیلم سینمایی Avatar (2009) و (2010) The Book of Eli نخستین نشانه های این فصل جدید به شمار می آیند. فیلم کتاب اِلی نیازمند تحلیل مستقلی است که به زودی انجام خواهد شد. جالب اینکه کمتر از یک ماه دیگر فیلم جدید شیمالایان کارگردان امریکاییِ هندی تبار که مشخصا روی بحث های معنویت نوین تمرکز دارد با نام the last Airbender که به مسأله آواتاریسم می پردازد، اکران خواهد شد. انیمیشن آخرین الهه هوا به صورت یک مجموعه تلویزیونی در سال گذشته وارد بازار شد.
خلاصه داستان: داستان در سال 2154 شکل می گیرد. انسان ها در یکی از قمرهای سیاره پولیفِموس، ذخائر عظیم زیر زمینی از عنصری نایاب و بسیار گرانبها به نام آنوپتانیوم (Unobtanium) را شناسایی کرده اند. انسان ها این قمر بسیار بزرگ را پاندورا (Pandora) مینامند. این قمر با موجوداتی آبی رنگ و بلند قد شبیه به انسان پر شده است. این موجودات هوشمند خود را ناوی (Na’vi) می نامند. آنها در هماهنگی با طبیعت حیات خود را پیش می برند و یک الهه مؤنث به نام ایوا (Eywa) را پرستش می کنند. ساکنان بومی پاندورا مانع بزرگی در دسترسی به تمام منابع آنوپتانیوم هستند. گروهی از دانشمندان به سرپرستیِ دکتر گریس آگوستین (Grace Augustine) پروژه آواتار را تحقق بخشیده اند تا بوسیله آن به درون دنیای بومی ها راه یابند. آواتار بدنی شبیه به بدن بومی ها و تولید شده از ترکیب DNA ساکنان بومی و انسان است که می تواند بوسیله یک انسان کنترل شود و به درون قبایل بومی برود. کلنل فرمانده نظامی منطقه است و تنها به نابودی ساکنان پاندورا به عنوان راه حل فکر می کند. جیک یک تفنگدار نیروی دریایی است که پاهای خود را از دست داده است. او به عنوان کنترل کننده یکی از آواتارها انتخاب می شود. جیک بر خلاف سایر آواتارها موفق می شود اعتماد بومی ها را جلب کند. نیتیری (Neytiri) که دختر رهبر ناوی است، شاهد توجه درخت مقدس (Tree of Life) ناوی به جیک است. رهبر معنوی قبیله این حادثه را نشانهای از مقدس بودن جیک میداند. نیتیری مأمور می شود آداب و عقاید ناوی را به جیک آموزش دهد. اهالی ناوی در تنه یک درخت غولپیکر زندگی می کنند. جیک به کمک دکتر آگوستین در می یابد ناوی ها ارتباط وثیقی با روح طبیعت دارند. از نظر آنها الهه مقدس ایوا تعادل همه جهان را بر قرار می کند. جان هر جاندار ودیعه ای از سوی ایوا است و روزی باید به سوی او باز گردد. ناوی ها به طبیعت آسیب نمی زنند، طبیعت نیز از آنها حمایت می کند. آنها روح مقدس یا ایوا را از طریق درختی مقدس (Tree of Secrets) احساس می کنند و با آن مرتبط می شوند. جیک شیفته فرهنگ و عقاید ناوی ها می شود. او دیگر با کلنل همراه نیست و به کمک دکتر آگوستین که او نیز به فرهنگ بومی ها توجه خاص دارد، تصمیم می گیرد به آنها در برابر نیروهای نظامی کلنل یاری رساند. اما بومی ها دیگر به او اعتماد ندارند و او را عامل رنج بزرگ (Great Sorrows) می دانند. اما جیک موفق می شود با به زانو در آوردن پرنده غولپیکر و مقدسی به نام تروک (Toruk Maktao) اعتماد بومیان را جلب کند. در جنگی سخت جیک موفق می شود کلنل و نیروهایش را از بین ببرد و دنیای جدید را خلق نماید. اکنون جیک دیگر نمی خواهد به دنیای انسان ها بازگردد. در مراسم آئینی خاصی پای درخت مقدس، روح جیک از بدن انسانی او خارج می شود و نزد ایوا می رود و سپس همان روح از جانب ایوا در بدن آواتاری جیک حلول می کند. بی شک مضامین این فیلم را باید در کنار جریان های فکری پست مدرن در دهه های اخیر و همچنین فعالیت های سیاسی، امنیتی و فرهنگی انجام شده در دو دهه اخیر از سوی کانون های آنگلوساکسون ارزیابی کرد. آواتار با تأکید بر آموزه های الهیات طبیعی(10) مولفه های اصلی باور به دین طبیعی را در قالبی تأثیر گذار و قابل پذیرش به مخاطبان خود عرضه می کند. این ارائه به نحوی است که نسبت این آموزه های با بسیاری از پدیده های تمدن جدید نیز مشخص می شود و مخاطبان به سمت و سویی سوق داده می شوند که با آنچه آواتار به آنها معرفی می نماید، زندگی روزمره خود را در همه شؤون تغییر دهند و باورها، رفتارها و مناسبت های جدیدی را بپذیرند. دقت به این نکته بسیار حائز اهمیت است که آواتار تنها نیست. ما با یک پروژه گسترده رسانه ای برای تثبیت دین نوین جهانی مواجهیم، نه فقط یک فیلم. آواتار به دلیل جامعیت و عمق مفهومی و همچنین قرار گرفتن در نقطه عطف زمانی این پروژه رسانه ای، طبیعتا از اهمیت ویژه ای برخوردار است و می تواند به ما نشان دهد در آینده باید منتظر چه خُرده پروژه ها و جریانهایی باشیم.
آواتار سرشار از نشانه ها و نمادهایی است که مخاطب را به سوی هدف نهایی فیلم هدایت می کنند. غالب این نمادها و نشانه ها برای مخاطبان غربی که با فرهنگ یهودی- مسیحی آنگلوساکسونها آشنایی بیشتری دارند، کاملا معنا دار است و درک می شود. آواتار فیلمی برای نوزایی برای بازتولد و برای شکل گیری دنیای نوین یا همان نظم نوین جهانی است. آواتار ترسیم آموزه های معنوی و دینی در جهان آینده ای است که بر اساس قواعد نظم نوین جهانی شکل خواهد گرفت. جیک، از یک خواب طولانی در سفینه مادر بیدار می شود و به پاندورا می رود تا آغاز گر دنیای جدید باشد. رؤسای او زمانی که جیک را می پذیرد در پروژه موسوم به آواتار مشارکت کند این جمله را به زبان می آورند: It'd be a fresh start, on a new world… این یک شروع تازه در دنیایی جدید است... جیک بارها در طول فیلم به آموزه های ناوی درباره تولد و بازتولد اشاره می کند. در آخرین سکانس فیلم جیک مراسم آئینی که به انتقال روحش از بدن انسانی به بدن آواتاری می انجامد، را به جشن تولد خود توصیف می کند، جشن تولدی که برای او و کسانی که در دنیای او زندگی می کنند اهمیت ویژه ای دارد چرا که آغاز یک زندگی تازه در دنیایی جدید است. در فیلم آواتار دو دنیای متفاوت معرفی می شود؛ دنیای کنونی و دنیای جدید آینده . در دنیای کنونی شخصیت های نظامی چون کُلنل کواریچ (12) و شخصیت های اقتصادی چون پارکر (13) کنترل شرایط را در اختیار دارند و می کوشند هر مشکلی را با راه حل نظامی از میان بردارند. در دنیای کنونی علم بدون توجه به مؤلفه های معنوی تعیین کننده سیاست ها و تصمیم گیری هاست. تجارت و سرمایه داری محور اصلی این دنیاست و دکتر گریس (که نماد علم و دانش کنونی است) و کلنل کواریچ در واقع به اهرم های تجاری سهامداران بزرگی که از تجارت آنوپتانیوم سود می برند، تبدیل شده اند. در دنیای آینده غلبه تجارت و سرمایه داری بر هماهنگی و تعادل با طبیعت، از میان رفته است. در دنیای جدیدِ آینده ارتباط با ایوا الهه مقدس و هم نوا شدن با هارمونی طبیعیت از همه چیز مهم تر است. اقتصاد و قدرت نظامی در نیز در هماهنگی با این ساختار تعریف می شوند. مولفه هایی که به دو دنیای کنونی و دنیای آینده در فیلم نسبت داده می شود، همان مولفه هایی است که در دهه های اخیر از سوی متفکران و استراتژیست های غرب برای تمایز میان دنیای مدرن و پست مدرن توصیف شده است. به بیان ساده می توان گفت پست مدرنیسم تلاشی است برای ارائه تصویری از دنیای روشن آینده در پیش چشم کسانی که با مدرنیسم همراه شده اند و اکنون از آن ناامیدند. این در حالی است که پست مدرنیسم به هیچ وجه نقطه مقابل مدرنیسم و نفی مبانی آن به شمار نمی آید. در دنیای جدیدی که آواتار پیش روی ما قرار می دهد از همه چیز مهم تر دین و آئینی است که بر این دنیا حاکم است و تنها کسانی میتوانند در این دنیا سهمی داشته باشند که این دین و آئین را باور داشته باشند. دکتر گریس و دو تن از همکارانش به همراه جیک و خلبان ترودی (14) تنها کسانی هستند که به آموزه های این آئین ایمان می آورند و به دنیای آینده راه می یابند، البته دکتر گریس و ترودی در طول داستان به شکل نمادینی جان خود را از دست می دهد. در ادامه این گفتار به جایگاه گریس و نمادنمای او خواهیم پرداخت. آنچه در ناوی ها به عنوان دیدن و آئین برگزیده اند هیچ چیز نیست مگر شناخت طبیعت، شناخت روح مقدس طبیعت، باور به تناسخ و تجسد و در نهایت هماهنگی با آهنگ و ملودی طبیعت. این آیین که الهیات طبیعی نامیده می شود، اقتباسی از چند جریان شبه-دینی قدیمی از جمله عرفان سرخپوستی، شمنیسم، بودیسم، هندوئیسم و البته میراث قبّاله می باشد. جِیک باورهای دنیای زیبای ناوی را اینگونه توصیف می کند: Flow of Energy, Spirits of Animals, deep connection, A network of Energy That flows through all living things, all energy is only borrowed And one day you have to give it back, جریان انرژی، روح حیوانات، ارتباط عمیق، شبکه ای از انرژی که در کالبد همه موجودات زنده ساری و جاری است، همه انرژی ها چیزی جز یک ودیعه نیستند که باید روزی آن را باز پس دهیم، ناوی ها روح طبیعت را Eywa می نامند. ایوا روح مطلق است و روح هر موجود زنده ای که گرفتار مرگ می شود نزد او می رود. اجزای طبیعت با هم ارتباط عمیقی دارند. همه گیاهان از طریق ریشه های خود شبکه وسیعی را شکل می دهند که ارتباط موجودات زنده ناوی را فراهم می آورد و تعادل میان آنها را تضمین می نماید. جیک مرگ را بر اساس آموزه های ناوی اینگونه توصیف می کند: your spirit goes with Eywa your body stays behind to become part of the people… در ناوی همه چیز از درون درک می شود و هماهنگی با طبیعت را نیز که راز سعادت و زندگی خوب است باید با مراجعه به درون کشف کرد. ناوی ها حتی در زمان شکار و سایر فعالیت های روزمره بر اساس این کشف درونی و مراقبه باطنی و مراجعه به خود، راه درست را در می یابند. زمانی که نیتری دختر قبیله سعی دارد به جیک آموزش دهد که چگونه مرکب خود را رام نماید از او می خواهد با هارمونی طبیعیت ایکان (جانوری که به عنوان مرکب استفاده می شود) هماهنگ شود تا بتواند از حرکت و رقص روح ایکان در جهتی که تمایل دارد استفاده کند. نیتری می گوید این چیزی است که جیک باید آن را درون خود احساس کند: this you must feel inside, اینو باید از درون احساس کنی...
دقت داشته باشیم الهیات طبیعی یعنی معنویتی که آواتار به آن فرا می خواند، ادعای هیچ گونه جنبه ملکوتی و متافیزیکی ندارد، بلکه تمام آنچه که در این آئین مورد توجه است شناخت ارتباط طبیعی است که انسان با موجودات دیگر و با روح حاکم بر همه موجودات برقرار می کند. دکتر گریس زمانی که سعی دارد مدیر اجرایی پروژه استخراج را قانع کند که تخریب درخت مقدس کار درستی نبوده است به او می گوید من از یک توهم جادوئی حرف نمی زنم، من از یک شبکه بیولوژیک گسترده در میان موجودات زنده روی پاندورا حرف می زنم که درست همانند عصب های مغز فعالیت می کند. به عبارت دیگر آنچه که از نظر آواتار دین آینده خواهد بود قرار نیست ابعاد ملکوتی از هستی را به روی ما بگشاید بلکه صرفا شناخت درست طبیعت و بُعد ناسوتی هستی است که در اینجا همه هستی به شمار می آید. در واقع الهیات طبیعی با انکار الهیات وحیانی بر پایه یافته های علمی و تجربه درونی، نوعی حس هماهنگی و یکپارچگی با طبیعت را برای فرد به همراه می آورد. الهیات طبیعیِ آواتار چارچوب اصلی خود را از عرفان یهودی یعنی میراث کابالیسم اقتباس کرده است. لازم به ذکر است ارجاع به آموزه های کابالیستی در فیلم ها و سریال های مختلف امریکایی، در حال حاضر به اوج خود طی دو دهه اخیر رسیده است و این نشان آن است که این جریان فکری در آنچه دین نوین جهانی نامیده می شود، نقش و جایگاه ویژه ای خواهد داشت. کابالا یا قبّاله آموزه های عرفانی رمزی و غیر وحیانی است که از صده های گذشته در میان برخی رهبران یهودیان دست به دست شده است. عنوان این جریان، به دلیل ارجاع آن به عارفان یهودی کهن که قبل و پیش از این میزیسته اند قبّاله نامیده می شود که معبّر آن کابالا می باشد. ارجاعات فیلم آواتار به آموزه های یهودیان و عرفان قباله به حدی است که گویی جیمز کامرون قصد داشته است کابالا را به عنوان دین نوین جهانی معرفی نماید. تقریبا تمامی نقد و تحلیلهایی که درباره آواتار در منابع نزدیک به کانون های مسیحی و یهودی قابل دسترسی است، اله ناوی Eywa را تلفظ دیگری از خدای یهودیان یعنی Yahweh معرفی کرده اند. ساکنان بومی پاندورا، Na’vi نامیده می شوند. Navi در زبان عبری همان نبی معنا می دهد که به شخص صاحب خبر و آگاهی اطلاق می شود. مسأله مهم مرتبط با همهخدایی و همهدرخدایی که در آواتار القاء می شود و از آموزه های مسلم کابالیستی است در حال حاضر با استفاده از شبکه گسترده تبلیغاتی در حال ترویج است. شاید در نگاه اول آواتار فیلمی در دفاع از طبیعت و ترویج زندگی مسالمت آمیز با آن به نظر آید. ولی این یک ساده اندیشی غیر قابل بخشش است. آواتار به چیزی فراتر از آن و پیچیده تر از آن فرا می خواند. اگر به دیگر بخش های پروژه بزرگ دین نوین جهانی توجه کنیم به مسأله مهمی به نام محیط زیست گرایی یا environmentalism خواهیم رسید.
او در کتاب های خود ضمن جلب توجه خوانندگان به مسأله زیست بوم و محیط پیرامون با نگاهی فلسفی- آئینی فراتر از حفظ منابع طبیعی، همگان را به نوعی ستایش و پرستش در برابر زمین دعوت می کند. اقدامات الگور در القای نگاه عرفانی- آئینی به طبیعت به حدی است که برخی او را مفسر جدید برای انجیل خوانده و کتاب مهم او با نام « زمین در تعادل: بوم شناسی و روح انسان »(17) را « انجیل به روایت الگور» نامیده اند. در وابستگی الگور به کانونهای ماسونی و صهیونیِ ایالات متحده شواهد کافی در اختیار همگان قرار دارد، اما صرف نظر از این شواهد، بررسی محتوای کتاب ها و سخنرانی های الگور نشان می دهد وی در پی قلب ماهیت نگاه ادیان نه تنها نسبت به طبیعت بلکه نسبت به تمامی شؤون زندگی است و تلاش می کند نگاه جدیدی را که تحت مفاهیم شبه عرفانی و آئینی الهیات طبیعی تعریف شده است، جایگزین آن نماید. او در کتاب زمین در تعادل، با اشاره به روح پنهان طبیعت که در همه آن ساری و جاری است و شایسته ستایش و پرستش است الهیات همه خدایی را که بر اساس آن خداوند در همه اجزای طبیعت پراکنده است به عنوان پشتوانه معنوی و فکری جنبش حمایت از محیط زیست، باوری لازم برای زندگی امروز می داند. به عبارت دیگر او در کتاب خود از حمایت معقول و معمول از طبیعت فاصله می گیرد و خواننده را به برقراری یک رابطه معنوی جدید میان خود و طبیعت فرا می خواند و به صراحت به پیوند افکارش با عرفان سرخپوستی و شمنیسم بومیان امریکا اشاره کرده و میگوید: « درک معنوی ما از جایگاه مان در طبیعت به فرهنگ بومیان امریکا باز می گردد...
بنابر این رویکرد مدافع محیط زیستیِ آواتار نیز کاملا در جهت دین و آئینی است که این فیلم بدان فرا می خواند و همگی اینها تمهیدی است برای تثبیت اصول عقاید دین نوین جهانی که انتظار می رود به زودی مبانی خود را بر جوامع مختلف با گرایشات مذهبی گوناگون تحمیل نماید بدون آنکه در ظاهر با عقاید بومی این جوامع به مخالفت برخیزد. باید توجه داشت آنچه در آموزه های اسلامی به عنوان مبانی حفظ محیط زیست از نظر اسلام قابل ارائه است، با اینگونه آموزه ها صرفا تشابه ظاهری دارد و تفاوت باطنی و محتوایی آنها غیرقابل انکار است. دقت داشته باشیم که تشخیص شِرک از شناسایی حرکت مورچه ای بر سنگ سیاه در دل شب تاریک دشوار تر است؛ و این مسأله اینگونه است. در مورد این مسأله به طور مشخص می توان گزارش مستقلی تنظیم نمود.
آموزه های کابالیستی که به تماشاگر این فیلم القاء می شوند، به باورِ همهدرخدا انگاریِ حاکم بر داستان و آئین ارائه شده در فیلم خلاصه نمی شود. درخت در فیلم آواتار جایگاه نمادین ویژه ای دارد. شبکه بیولوژیک طبیعت بواسطه درختان و ریشه آنها خود را گسترانیده است؛ اهالی ناوی نیز در تنه یک درخت غولآسا زندگی می کنند و از همه مهمتر معبد و مکان نیایش ناوی، جایی است که درخت روح ها (Tree of Souls)، درخت صداها (Tree of Voices) و درخت مقدس (Secret Tree) نامیده می شود. در این میان عبارت Tree of Souls یا درخت روح ها، تعبیر رایج برای اشاره به درختان ویژه ای است که در حکم نقاط عطف شبکه معنوی طبیعت می باشند و آمد و شد روح موجودات طبیعت به آنها بسیار زیاد است. جیمز کامرون برای نقطه تمرکز معنویت و جایی که روح طبیعت بهتر احساس می شود از نماد و تعبیری استفاده کرده است که قرن هاست در عرفان یهودی و کابالا به عنوان یک آموزه شناخته شده وجود دارد. درخت روح ها (Tree of Souls) دقیقا تعبیری است که برای اشاره به برخی اسطوره های عرفانی یهودی مورد استفاده قرار می گیرد. این آموزه به اندازه ای در عرفان یهودی شناخته شده است که در بعضی موارد برای اشاره به اسطوره های عرفانی یهودی یا همان کابالا مورد استفاده قرار می گیرد. شهرت Tree of Souls به عنوان نمادی برای عرفان کابالا به اندازه ای است که هوارد شوارتز کتاب خود در باب اسطوره های عرفانی یهود و کابالا را با همین نام منتشر کرده است. در کتاب هوشع از تنخ (19) آمده است که در بهشت درختی به نام درخت روح ها وجود دارد و ارواح تمام آنچه تا کنون آمده است و آنچه خواهد آمد در آن قرار دارد.
پدر عرفان کابالیسم، اسحاق لوریا(20) که شبکه عرفانی او را کابالای لوریانی می نامند، بر این باور بود که معادل درخت روح ها در بهشت، درخت های روح زمینی نیز وجود دارد. بر اساس آموزه های او درختان در طبیعت مأمن و جایگاه روح ها هستند. در شرح حال اسحاق لوریا آمده است که وی روزی شاگردان خود را برای تعلیم به میان طبیعت برد، ناگهان دید که روح های بسیاری درختان را احاطه کرده اند، او لحظاتی با روح ها سخن گفت، شاگردان که روح ها را نمی دیدند پرسیدند استاد با که سخن می گویید و اسحاق پاسخ داد اگر شما هم صدای آنها را می شنیدید می دیدید که چه روح های بسیاری در درختان حضور دارند. (21) این روایت درست همان چیزی است که در سکانس معرفی درخت روح ها به جیک در فیلم آواتار به تصویر کشیده شده است. در آواتار نیز نیتیری به جیک می گوید که درختان جایگاه روح ها هستند روح اجداد ما، و ما می توانیم صدای آنها را بشنویم. باور به روح برای درختان از آموزه های مسلم کابالای یهودی است. در شرح احوال خاخام ناخمان براتزلاف افسانه های زیادی در ارتباط با روح درختان آمده است از جمله آنکه او شبی را در مسافرخانه ای سپری می کرد، در نیمه های شب با ناله او ساکنان خانه از خواب پریدند و علت ناله ها را جویا شدند. خاخام براتزلاف از جا برخواست و دست به قلم برد و نوشت: هرکس درختی را قطع کند مرتکب قتل شده است. خاخام از صاحب مسافرخانه پرسید آیا این ساختمان بجای درختان قطع شده بنا شده است و او پاسخ داد آری. خاخام گفت شب در خواب روح درختان را می بینم که اشک می ریزند و موجب هراس من می شوند .(22)
از اینگونه افسانه های مربوط به درخت در کتاب های کابالا به فراوانی یافت می شود و همانطور که گفته شد به همین دلیل است که هوارد شواتز کتاب خود درباره اساطیر عرفان یهودی را درخت روح ها نامگذاری کرده است.
قدیمی ترین و اصلی ترین متن کهنی که در آن به اسطوره درخت روح ها اشاره شده است، یکی از نوشته های موشه دِلیون(23) ( استاد مؤسس کابالا) می باشد . (24) جالب این است که موشه دلیون کسی است که برای اولین بار از درخت کابالا سخن می گوید که شامل 10 نشئه است و آن را به صورت یک نمودار ترسیم می نماید. درخت کابالا که دقیقا با تعبیر درخت حیات (Tree of Life) خوانده می شود، نمادی از فلسفه کابالا درباره جهان هستی است و شامل ده تجلی یا صفت برای مبدأ هستی می باشد که در مراحل گوناگون ظاهر می شوند. همانطور که ملاحظه می شود درخت به همان اندازه که در دنیای آواتار حضور دارد، در دنیای کابالا نیز حضور دارد و تمام عرفان کابالا در یک نمودار درختی به نمایش در می آید. تفسیر و توضیح عناصر موجود در درخت حیات کابالا که به آموزه های این عرفان اشاره دارد و با مضامین سینمایی آواتار نیز پیوند عمیقی دارد، نیازمند فرصت جداگانه ای است و اطاله کلام در این موضوع ما را از هدف اصلی این گفتار دور می سازد. در اینجا و بر اساس آنچه گفته شد تنها بیان این مطلب کفایت می کند که سینمایی آواتار در واقع پیامبر بلیغ عرفان کالاباست. مضامین و آموزه های عرفان کابالا که می توان آن را از مبانی پنهان دنیای جدید دانست، بدون آنکه نامی از آن به میان بیاید از طریق بسیاری از محصولات سینمایی در حال گسترش است و این، زمینه باورهای مشترک میان همه مردم زمین یا همان دین نوین جهانی را بر اساس آنچه مبتکران این پروژه می پسندند، فراهم می کند. دین نوین جهانی و فرقه های نوظهور ، تکثّری که به وحدت پنهان می انجامد از آنجا که مبانی کابالیستی و ماسونی دین نوین جهانی به سادگی و به طور مستقیم قابل القاء به ذهن پیروان ادیان مختلف سراسر جهان نیست، در حال حاضر این آموزه ها تکثیر و تنوع یافته و در قالب های گوناگون و متنوع به شکل دوره ها و فرقه های عرفانی، خودشناسی، خدای درون و همانند آن ارائه می شوند. تکثیر این آموزه ها بر اساس زیستبومِ فرهنگی هر منطقه شکل می گیرد. به عنوان مثل دوره های تفسیر حافظ، مولوی خوانی و حتی تفسیر قرآن هایی طراحی شده است که با اتکا به آموزه های کابالیستی بدون آنکه نامی از آن به میان آورند، به توضیح و تفسیر متون ادبی و دینی بومی ایران، می پردازند. جریان رسانه ای پروژه دین نوین جهانی در کنار انجمن ها و فرقه های عرفانی با ظاهر و ادبیات بومی، به تدریج سبب تحویل و قلب مفاهیم اصیل دینیِ جریانهای رقیب شده و پیروان این ادیان را از درون با آموزه های زینت داده شده الهیات طبیعی مأنوس می سازد. در حال حاضر مدعیان امام زمان بودن، جلسات مولوی خوانی، مدعیان ارتباط با ارواح، فرقه قانونیان، انرژی درمانی، عرفان حلقه، انجمن اکنکار، دوره عملی عرفان سرخپوستی، آموزش ایلیایی، فالون دافا، کلاسهای بودا شناسی تکمیلی در ماکو، فرادرمانی و بسیاری جریان ها و دوره های مشابه در تهران و سایر شهرستان های مهم کشور به طور گسترده فعالیت می کند. فهرستی از نام و آموزه های رهبران و مدیریت کنندگان بخش شناسایی شده این فرق ها در دسترس است که مطالعه آن یک نتیجه جالب توجه را به دنبال دارد. در تمامی این فرقه ها به رغم تکثر و تنوع ظاهری اصول عقاید ثابتی ارائه می شود. تعادل و هارمونی با هستی (تعادل در الهیات طبیعی)، حضور روح مقدس یا برتر در کالبد شخص اول فرقه (آواتاریسم)، حضور روح گذشتگان مقدس در کالبد رهبر و یا اعضای فرقه (بازتولید یا همان تناسخ) و سلامت جسم، چهار آموزه ثابتی است که در همه این جریان ها و دوره ها یافت می شود. جالب اینکه حتی مدعیان امام زمان بودن نیز با فلسفه بافی های پیچیده سعی می کنند به هواداران خود نشان دهند که روح امام زمان در بدن آنها حلول کرده است. در جلسات تفسیر قرآن برخی از این فرقه ها، تأویل موسیقایی قرآن که همان تعادل و هارمونی با روح مقدس طبیعت است به عنوان معنای باطنی و حقیقی قرآن ارائه می شود. در گزارشات منتشر شده مربوط به برخی از این فرقه ها آمده است که سران گروه، خود آموزش های لازم را در سایر کشورها بویژه کانادا و امریکا گذرانده اند. حتی در صورتی که از ارتباطات مبهم و برون مرزی رهبران این فرقه ها چشم پوشی کنیم، مضمون مشترک و پنهانی آنها نشان از منشأ مشترکی برای قاطبه این جریان دارد، منشئی که به طور حتم با پروژه دین نوین جهانی در ارتباط است. شعور کیهانی که در فرقه حلقه عرفان معرفی می شود، روش درمانگری اغنایی-روانیِ متصدیان این فرقه و آموزه های آنها درباره خدای درون و مراقبه باطنی تماما مضامینی است که در مجموعه کتاب زوهار، مرجع شماره یک کابالا، یافت می شود. تنها تفاوت آنچه هم اکنون در جلسات و ترم های فرقه حلقه عرفان در تهران و کرج و اصفهان و برخی شهرهای دیگر آزادانه به مردم آموزش داده می شود، با آنچه که در کتاب زوهار آمده است در این است که آن به زبان عبری است و این به زبان فارسی، نام آن کابالاست و نام این حلقه عرفان. آیا می توان تشابه عمیق و جامع آموزه های حلقه عرفان با کابالا را تصادفی دانست؟ بی شک پاسخ مثبت به این پرسش نمی تواند معقول و منطقی جلوه کند. تکثر فرقه ای با قالب و صورت بومی سبب می شود، مضامین و آموزه های دین نوین جهانی با کمترین هزینه در سراسر دنیا منتشر شود. ضرورت طراحی راهبرد رسانه ای تقابل با پروژه دین نوین جهانی در تأمین برنامه هرچند آنچه گفته شد تنها اشاره ای کوتاه به پروژه ای است که در حال انجام است، اما همین مختصر برای باور به این خطر کافی است که تهاجم فرهنگی سالهای آینده از جنس میراث کابالاست. میراثی که بر خلاف تهاجم فرهنگی ابتذال، به معنویت فرا می خواند و مقابله با آن دشواری های غیر قابل توصیفی دارد. بی شک خداوند حافظ دین خود خواهد بود و در نهایت این اسلام است که می ماند. آنچه در اینجا مدنظر است این است که با هوشمندی در درجه اول از دامن زدن به این جریان بپرهیزیم و سپس به اقدامات فعالانه متقابل بیاندیشیم. تحقق این مهم نیازمند آن است گزینش تولید و نظارت محصولات رسانه ای که حامل اصلی این آموزه های متخاصم می باشند، نه صرفا بر پایه ملاک های شناخت شده ظاهری بلکه با اتکا به جریان شناسی این پروژه ها صورت پذیرد. در درجه بعد جریان فرهنگی عام با آگاهی بخشی در این حوزه می تواند از توابع منفی این پروژه تا حد زیادی بکاهد.. در صورت اهمال و بی توجهی به تدوین طرح مدیریت تقابلی پروژه دین نوین جهانی عواقب فرهنگی و فکری خطیری در انتظار جامعه ایران خواهد بود. استفاده از محصولات تصویری خارجی، ترجمه کتاب ها، مقالات روزنامه ای، شخصیت های کودکانه و کارتونی جدید، اسباب بازی ها، وسایل ارتباط جمعی، پوشاک و حتی برخی مواد غذایی از جمله مواردی است که پرداختن بی تأمل به آن می تواند سبب گسترش زودهنگام اهداف کسانی باشد که در پی استقرار دین نوین جهانی هستند. پروژه رسانه ای دین نوین جهانی در سه مرحله تنظیم شده است: آشوب باورها، تثبیت مفاهیم اولیه، معرفی نظامِ نوین ارزشی این سه پلکان، الگویی کلاسیک و شناخته شده برای هر تحول بنیادین در ساختار باورهای جامعه هدف میباشد. آشوب باورها: در مرحله آشوب، انبوهی از باورهای متکثر و متنوع و الگوهای معرفتی گوناگون به سوی مخاطبان نشانه گرفته می شود. این اقدام سبب می شود پس از مدتی مخاطبان دچار سردرگمی در باورها شوند. هجمه آموزه ها و باورهای گوناگون سبب می شود که جامعه هدف نتواند آموزه های بومی و قابل قبول خویش را از غیر آن تشخیص دهد و یا در تفسیر آموزه های بومی به اندازه های با تنوع و تکثر مواجه می شوند که ارتباط متعصابه خود را با آنها از دست می دهد. آشوب باورها همواره در الگوی جنگ نرم مرحله پیشین و ضروری برای استقرار باورهای نوین است. خداشناسی (توحید)، فرجامشناسی (معاد و تقدیرفردی و تاریخی)، مرجعشناسی (نبوت و امامت)، جهانشناسی (مراتب فیزیکی و متافیزیکی خلقت)، مبدأشناسی (چگونگی حضور انسان بر روی زمین و راز تولد نفس انسانی در ضمن یک فرایند طبیعی) و انسانشناسی (رابطه نفس و بدن، قوای انسانی، رابطه انسان و مبدأ آفرینش او) از جمله مفاهیم بنیادینِ دینی است که سینمای آمریکا در دو دهه گذشته به طور عام و در ده سال گذشته به صورت خاص و متمرکز به پیاده سازی نظریه آشوب درباره آنها پرداخته است. تمامی فیلم ها و سریال های متعلق به کانون های فیلم سازی امریکا که به مضامین جادوئی، ادیان و اسطورههای سحرآمیز باستان، پیشگوهای دنیای نو و باستان، انجمن های رازآمیزگرا، زندگی پس از مرگ، قدرتهای فراطبیعی انسان های خاص، حیات معنوی و فرقه های نو می پردازد، هر یک در واقع محقَق ساختن بخشی از مرحله آشوب باورها را عهده دار هستند. کارکرد آشوب ساز این گونه تولیدات با توجه به فقدان تبیین کافی از آموز های اصیل بومی در سالهای گذشته، دوچندان می شوند. تثبیت مفاهیم بنیادین نوین: این مرحله زمانی است که آشوب باورها به طور نسبی حاکم شده باشد. زمانی که شما خودتان عامل آشوب بوجود آمده باشید، این امکان را دارید که چند نقطه اتکا را به عنوان مفاهیم اولیه نظام ارزشی آینده، مورد تأکید قرار دهید. زمانی که مفاهیم اصیل دینی با خرافه و تخیل و موهومات منتشر شده توسط فیلمها به هم آمیخته شد و آشوب حاکم گشت، زمان آن می رسد که توجه مخاطب به چند مفهوم اولیه و بنیادین جلب شود و آنها را نسبت به سایر مفاهیم موجود قابل قبول تر بداند. این مفاهیم در واقع شالوده نظام ارزشی یا آئین جدیدی است که قرار است در مرحله بعد ارائه شود. حلول روح هستی در کالبد جسمانی، بازتولد روح یا تناسخ، تعادل با موسیقای هستی و ایمان به قدرت درون و مراقبه باطنی، از جمله مفاهیم اولیه دین نوین جهانی است که باید در مرحله دوم به تثبیت برسد. در این مرحله که از نظر زمانی می توان با مرحله آشوب همراه باشد، این مفاهیم در ذهن مخاطبان به عنوان آموزه هایی قابل پذیرش و نزدیکتر به واقع تثبیت می گردد تا در مرحله سوم آئین نوین بر پایه آنها بنا شود.
ارائه نظام ارزشی جدید: مرحله سوم ارائه نظام ارزشی جدید و ساختار نوین به عنوان یک مجموعه واحد و منسجم است که به طور رسمی و فراگیر جایگزین نظام ارزشی پیشین می شود. در این مرحله بر اساس یک تئوری پساساختارگرایانه، لزوما نیازی نیست ساختار پیشین شکسته شود و ساختار ارزشی نوین جایگزین آن گردد، بلکه در صورتی که بتوان نظام ارزشی جدید و محتوای مورد نظر را در همان ساختار قدیم گنجاند، سناریوی موفق تری به انجام رسیده است.
آنچه که به مرحله ارائه ساختار نوین مربوط می شود، فیلم هایی هستند که به مخاطب القاء می کند آئینی که در اختیار اوست نمی تواند پاسخگوی نیازها و زُداینده مشکلات باشد، بلکه باید آئینی جدید را جستجو نمود که از بنیان متفاوت است. فیلمهایی چون Avatar (2009)، The Book of Eli (2010) و 2012 (2009) به این مرحله از پروژه دین نوین جهانی تعلق دارند و زمینه پذیرش یک ساختار معرفتی تازه را در اذهان مخاطبان فراهم می سازند. بی شک حق بر باطل پیروز است، آنچه می ماند سربلندی یا سرافکندگی ماست... |
|
|
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا

البته عده ای دیگر از ایشان تاریخ زودتری را اعلام کرده اند بر این اساس نفوذ فراماسونری در ژاپن از 1000 سال پیش شروع میشود در آن زمان به علت جنگ و درگیری با کشورهای همسایه عده ای از نخبگان و طبقه خاص ژاپن به چین مسافرت کرده و در آنجا با فراماسونری آشنا شده اند در برگشت از چین به علت مخالفت حکومت چین با ایشان این عقاید را در زاپن ادامه میدهند.
















ماه اولین لوژ فراماسونری خارج از زمین برای فراماسونرها محسوب میشود به همین دلیل وی به درجه استاد اعظمی رسید البته جاهایی گفته شده است که او مراسم تطهیر را انجام داده است مراسمی که توسط افراد بلند پایه لوژ برای تطهیر مکان جدید لوژ فراماسونری انجام میشود ولی من سند محکمی ندیدم. به هر دلیل او باید مراسم خاصی را انجام میداد و انجام داد البته به علت مخفیانه بودن این حرکت و صحبت نکردن زیاد در این مورد این مراسم جنبه راز آلودی به خود گرفته است البته یک نکته مهم را باید توجه کنیم و آنهم این است که آن پرچم دوباره به زمین بازگردانده میشود و تحویل لوژ میگردد و این خود یک معمای دیگر است




یکی دیگر از مهمترین نکات صهیونیستی این بازی، جریان نقشه بازی است که اولین هدف بازی "Memphis" واقع در کشور مصر می باشد و در پی آن تسلط بر مرکز "Tyre" که واقع در فلسطین و لبنان فعلی است که اگر بخواهیم هدف بازی یعنی جریان یهودی سازی بازی را در نظر داشته باشیم، می بینیم دقیقا ...









استراتژیست های پست مدرن غرب دانست. این ایده که تحت عناوینی چون دین واحد جهانی (2) و سازمان ادیان متحد (3) در حال رشد است، بسیار نو پا بوده و در واقع به بازار داغ فرهنگی سال های آینده تعلق دارد. پیش بینی می شود با تمهیدهای رسانه ای تدارک شده در سال های آتی جریان فرهنگی مرتبط با این ایده به سرعت گسترش یابد و محصولات متنوع تصویری و مکتوب مرتبط با آن به بازارهای فرهنگی سراسر دنیا سرازیر شود.
دین نوین جهانی را بهتر است الهیات طبیعی بنامیم. رصد فعالیت هایی که تا کنون در چارچوب پروژه دین نوین جهانی انجام شده است، برخی از باورهای اعتقادی این آئین را برای ما آشکار می سازد. اگر شما کسی باشید که در زمان استقرار دین نوین جهانی زندگی می کنید، صرف نظر از اینکه اِسماً مسلمان باشید یا مسیحی یا سیک و یا بودیست، به چند گزاره باور عمیق خواهید داشت:
پروژه دین نوین جهانی در خدمت منافع چه کسانی است؟
آواتار به چه فرا می خواند؟
جیمز کامرون در میان کارگردان های امریکایی باید یک شاخص به شمار آید. او سالهاست که در حوزه ادیان مطالعات و سفرهای گسترده ای را انجام می دهد. او در یکی ازمصاحبه ها گفته بود از ده سال پیش کار روی فیلم نامه آواتار را آغاز کرده است. جیمز کامرون در سال 2006 نیز مستند جنجالی درباره جسد گمشده مسیح(11) تولید کرد که واکنش های تندی را از سوی واتیکان برانگیخت. در این مستند استخوان های کشف شده در یک گور جمعی در اورشلیم را به مسیح، پسر مسیح و خانواده او نسبت می دادند. این مستند در کنار فیلمهایی چون کد داوینچی که در همان سالها تولید شد، اصول عقاید مسیحیت را به صورت جدی خدشه دار می ساخت. جالب اینکه در مستند مذکور به این نکته اشاره می شد که آنچه گفته می شود ایمان مسیحی را نابود نمی کند بلکه شکل و چگونگی آن را تغییر می دهد. فعالیت های اینچنینی جمیز کامرون نشان می دهد او از سالها پیش در طرحی که مبانی ادیان بزرگ وحیانی را به چالش می کشد و آنها را نزد پیروانشان بی اعتبار می سازد، مشارکت داشته است.
ساکنان پاندورا از شبکه ارتباطی بیولوژیکی در میان موجودات طبیعت خبر و آگاهی دارند که انسان ها از آن بی خبرند. یکی از سکانس های آواتار به گفته برخی شاهدان در سینماهای اسرائیل لبخند رضایتمند تماشاگران را موجب شده است. نیتیری دختر قبیله زیر درخت مقدس، به جیک می گوید که زمان آن رسیده است یکی از دختران قبیله را به همسری برگزیند. او پیشنهاد می کند جیک با Ninat ازدواج کند و در توصیف نینات می گوید: Ninat is a great singer .Ninet Tayeb خواننده زن مشهور اسرائیلی است و ارجاع به او در این فیلم به عنوان یکی از ساکنین ناوی، تلویحا این قوم را با بنی اسرائیل مشابهت می دهد. صرف نظر از ارجاعات کوچک اینچنینی، آنچه حائز اهمیت است تشابه مفهومی دین ارائه شده در این فیلم با آموزه های کابالیستی است به طوری که جیک میچلسون (15) دوستدار و مروج عرفان کابالیسم درباره آواتار می گوید: آواتار همان کابالیسم است که از فیلتر هندوئیسم عبور کرده است. تأکید این فیلم بر (16) panentheism که از مولفه های کابالیسم نیز می باشد به حدی است که جیک میچلسون را به وجد آورده است.
هواداران محیط زیست چند طیف مختلف را شامل می شوند. این جنبش اجتماعی که در ابتدا با انگیزه حمایت از منابع زیست محیطی در برابر آلودگی ها و مصرف نادرست انسانی شکل گرفت، اکنون در شاخه های اصلی خود به جنبشی فلسفی- آئینی تبدیل شده است که به سوی ستایش الهه مادری یا همان سیاره زمین و منابع طبیعی آن، سوق یافته اند. یکی از رهبران اصلی و متنفذ جریان های محیط زیست گرایی الگور است، کسی که در دور اول ریاست جمهوری جرج بوش رقیب انتخاباتی او بود. الگور به دلیل فعالیت هایش در حمایت از محیط زیست، شهرت جهانی دارد. هرچند وی متهم است مأموریت دارد زمینه روانی پذیرش مالیات های سنگین جدید بر سوخت های فسیلی را در مردم امریکا فراهم آورد ولی برخی شواهد نشان می دهد پشت پرده فعالیت های او چیزی فراتر از این اتهامات باشد.
ایدئولوژی غالب اروپای ماقبلتاریخ و بسیاری از دیگر مناطق جهان بر پایه پرستش الهه مؤنثِ زمین استوار بوده است، الهه ای که منشأ حیات است و تعادل را میان همه موجودات زنده برقرار می سازد. »(18) الگور پس از این فراز با لفظ دین از این رویکرد یاد می کند و معتقد است پس از ظهور ادیان مذکر فعلی، انسان به اقتضاء طبیعت اش و در پی هماهنگی با آهنگ طبیعت، به خدایی مؤنث باور داشته که در طبیعت جلوه گر بوده است. و این درست همان چیزی است که در آواتار دیده می شود. درست به همین دلیل است که جیمز کامرون جامعه ناوی را شبیه به بومیان سرخپوست آمریکا به تصویر کشیده است. این شباهت تداعیگر باورهای طبیعت گرایانه و الهیات زیست محیطی است که سرخپوستان بدان ایمان داشته اند. جالب اینکه این عقاید پانتئیستی و شبه معنوی که به صراحت توسط الگور به عنوان یک مذهب ارائه می شود، به دلیل پوشش حفاظت از محیط زیست و دوستی با طبیعت به سرعت در سراسر دنیا از جمله ایران در حال انتشار است.




تصویر بالا: درخت مقدس کابالا ترسیم شده در دهه اول قرن بیستم. الهه مونث که در فیلم ایوا نامیده می شود در تصویر قابل مشاهده است. دو تصویر سمت چپ نیز نمادی از خلقت و نشئه های آن است که به درخت حیات مشهور است. این نماد که خلاصه عرفان کابالا را در خود جای داده توسط استاد موسس کابالا، موشه دلیون قرن ها پیش ترسیم شده است