مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
برچسب:مهدویت
|
دوشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
روایات حضرات معصومین علیهم السلام، چونان تابلوهای راهنمایی در جاده انتظار مسافران را راهنمایی می کنند. از خطرات و نقاط خطرخیز آگاهی می بخشند و آمادگی آنها را طلب می کنند. هیچ یک از ما از زمان قطعی ظهور و قیام حضرت صاحب الزمان(عج) آگاهی ندارد چنانکه هیچ کس را رخصت و اجازه تعیین وقت نداده اند لیکن جمله روایات درباره حوادث آن سال ویژه هشدار می دهند.
سالی که قیام ها، بحرانها و شورشها جهان اسلام را درهم می کوبد. سالی که اگر درک شود نشانه های ظهور مانند دانه های تسبیح یک به یک پیش می روند. از اینجا، ما چاره ای جز جستجو، رصد و انتظار نداریم. چنانکه ضمن پرهیز از تعیین وقت چشم به حوادث و وقایعی داریم که روایات درباره آنها خبر داده اند. کسی چه می داند شاید ما هم در جمع کسانی باشیم که آن سال موعود و وقایعش را درک می کنند. یکی از حوادثی که روایات وقوع آن را در آسمان خبر داده اند خسوف یا همان ماه گرفتگی است. آن هم ماه گرفتگی در شب بدر از ماه رجب. البته پیش از این هم در ماه رجب خسوف حادث شده است. در روایتی از قول امام ششم(ع) آمده است که از ایشان پرسیدند: یابن رسول الله! فدایتان شوم. نشانه ای از خروج و قیام حضرت مهدی(عج) به من مرحمت کنید. حضرت فرمودند: ام سعید! وقتی ماه در شب بدر ماه رجب گرفته شود و خسوف رخ دهد، مردی پس از آن خروج کند و به دنبال آن حضرت مهدی(عج) قیام خواهند کرد.1 بنا به تکلیف و البته امید و انتظارمان این خبر را ذکر می کنیم. ای کاش این خسوف و این ماه، همان ماه گرفتگی در ماه رجب آنهم در شب بدر [به افق عربستان] باشد. آرزو بر منتظران مضطر و امیدوار عیب نیست. ای کاش به آرزوی دلمان برسیم. پی نوشت: 1. دلائل الامامة، ص 259؛ بیان الائمه، علیهم السلام، ج2، ص695 به نقل از شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا موعود سه شنبه, ۰۸ شهریور ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بخش دوم گفته شد كه انجمن حجتيه را بايد در كنار برخى ديگر از جريانهاى فكرى قرار داد، كه به "انكار ولايت فقيه، اما پذيرش ولايت فقه و قانون" باور دارند، لذا در بخشهاى بعدى خواهد آمد كه انجمن در كنار نظرات ديگر در اين جريان، داراى ضعف شديد فكرى است و نظر ايجابىاى دراينباره از خود ندارد. يكشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
از آن روي كه واژهِ مقدس"باب" (با تعابير مختلف ديگري كه دارد) دستاويزي براي ادعاهاي ناصواب عده اي در طول تاريخ مسلمانان به ويژه در قرن سيزدهم گشته و گمراهي و ارتداد بسياري را به دنبال داشت، در اين مقاله به بازخواني مسألهِ "باب" و مدعيان و مصاديق راستين آن پرداخته، تعدادي از مدعيان دروغين"بابيت" در عصر حضور و غيبت معرفي گرديده اند. جمعه, ۰۹ دی ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
در ماه صفر بزرگترین مصیبت وارده به امت اسلامی یعنی رحلت پیامبر اعظم(ص) رخ داده است؛ از این رو این ماه را ماه مصیبت و عزا میخوانند و شیعیان در این بسیار محزون هستند. عدهای نیز همین موضوع را دال بر منحوس بودن ماه صفر میدانند. همچنین در چرایی نحوست ماه صفر دلایل دیگری نظیر شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) در این ماه را ذکر میکنند. ضمن این که ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است، نیز آغاز جنگ صفین در نخستین روز صفر بوده است.
فارس نیوز چهارشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مسیح به اعتقاد مسیحیان نیز آخرین نجات بخش است و در مورد آفرینش او به چنین اندیشه ای برخورد می کنیم.آن جا که عیسی (ع) با یهودیان گفتگو می کند، ظاهرا به وجود خویش در آغاز آفرینش ( حتی قبل از ابراهیم اشاره می کند.)
یهود و مسیحیت يكشنبه, ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بسیاری از مردم حاضرند تقریبا هر چیزی را بدهند تا از آینده آگاهی یابند. این مسأله قدمتی به درازای هبوط آدم در زمین دارد. وقتی روایات را مرور می کنید می بینیم این کنجکاوی و پرسش از آینده از زمان حضرت آدم(ع) مطرح بوده است.
در این خصوص وبسایتی نوشته است این کتاب "به استناد 149 پیش گویی مختلف از آخرالزمان بین 44 قبل از میلاد و 2008" نوشته شده است.
پیش بینی 21 دسامبر 2012 پیش بینی های دیگر
سیاره X چه چیز را باید انتظار داشت؟
صفر حبیبی مشکینی - دی ماه 1390 پنجشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
کتاب بحار الانوار جلد2 صفحه149 روايتي را از امام صادق(ع) جهت نجات از شبهات مهدوي نقل کرده که براي منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است. عين روايت امام صادق(ع) از کتاب بحار الانوار را تقديم ميکند. عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ يُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا يَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ قُلْتُ وَ كَيْفَ دُعَاءُ الْغَرِيقِ قَالَ تَقُولُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقُلْتُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ بحارالأنوار ج : 52 ص : 149 عبدالله بن سنان ميگويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبههاي عارض شما ميگردد؛ پس (در ايام) بدون نشانهاي كه ديده شود و بدون امامي که شما را هدايت کند باقي خواهيد ماند. در آن روز کسي نجات نمييابد مگر آن كسي كه به دعاي غريق، دعا كند. عرض كردم: «دعاي غريق چيست؟» فرمود: ميگويي: يا اللهُ يا رَحْمنُ يا رَحِيمُ يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ من گفتم: يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ.(راويي کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت فرمود:«به راستي كه خداي عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آنچنان كه من گفتم بگو: يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَي دِينِكَ.»
مرکز خبر حوزه سه شنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حضرت امام (ره) در آخرين نيمه شعبان عمر مبارك خويش14/1/1367- 15شعبان 1408- با اشاره به اوضاع كنوني دنيا اشتياق و تعهد خود را در تحقق همه آرمانهاي والاي مولا و مقتدايش حضرت ولي عصر- ارواحنا فداه- اينگونه ترسيم مي كنند.
«... الان عالم پر از ظلم است. شما يك نقطه هستيد در عالم، عالم پر از ظلم است. ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم، بايد بگيريم، تكليفمان است، ضرورت اسلام و قرآن است، تكليف ما كرده است كه بايد برويم همه كار را بكنيم، اما نمي توانيم بكنيم، چون نمي توانيم بكنيم، بايد او بيايد تا بكند، اما ما بايد فراهم كنيم كار را. فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براي حضرت-سلام الله عليه...» (1) و درباره وظيفه منتظران متعهد در عصر غيبت مقرون به ظهور مي فرمايند: «... ما تكليف داريم آقا! اين طور نيست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان- سلام الله عليه- هستيم پس ديگر بنشينيم تو خانه هايمان، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم «عجل علي فرجه» عجل، با كار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم كنيد براي آمدن او و فراهم كردن اينكه مسلمين را با هم مجتمع كنيد. همه با هم بشويد. ان شاءالله ظهور مي كند ايشان...» (2) حضرت امام(ره) با يادآوري دشواريهاي مبارزات انبيايي، تلاش براي مهيا شدن زمينه ظهور را موجب علني شدن هرچه بيشتر دشمني ها و توطئه هاي استكبار جهاني و وابستگان داخلي آنان دانسته و مقاومت و مخالفت آنان را مانع انجام وظيفه نمي دانند: «... اين چيزي كه ما در اين وقت، و در اين عصر وظيفه داريم، اين مهم است. همه انتظار داريم وجود مبارك ايشان را، لكن با انتظار تنها نمي شود، بلكه با وضعي كه بسياري دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه وظيفه فعلي شرعي- الهي خودمان را بكنيم و باكي از هيچ امري از امور نداشته باشيم. كسي كه براي رضاي خدا ان شاءالله مشغول انجام وظيفه است، توقع اين را نداشته باشد كه مورد قبول همه است، هيچ امري مورد قبول همه نيست. كار انبيا هم مورد قبول همه نبوده است. لكن انبيا به وظايفشان عمل كردند و قصور در آن كاري كه به آنها محول شده بود نكردند، گرچه مردم اكثرا گوش ندادند به حرف انبيا. ما هم آن چيزي كه وظيفه مان هست عمل مي كنيم و بايد بكنيم، گرچه بسياري از اين عمل ناراضي باشند، يا بسياري هم كارشكني بكنند...» (3) معمار انتظارآفرين انقلاب اسلامي با يادآوري توطئه هاي گسترده دشمنان داخلي و خارجي انقلاب رمز خنثي شدن تمامي آن توطئه ها را اينگونه بيان مي فرمايند: «... كدام قدرت و كدام ابزار جنگي مي توانست جمهوري اسلامي و كشور عزيز شما را از اين درياي متلاطم، كه شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو به بازوي يكديگر داده و در پي غرق آن كوشيدند و مي كوشند نجات دهد. اين كوردلان از خدا بي خبر و عاري از معنويات نمي دانستند كه اين كشتي نوح است كه خدايش كشتيبان و پشتيبان است. اينان با ابزار و ساز و برگ مادي به جنگ ايمان و معنويت و كشور صاحب الزمان- ارواحنا لمقدمه الفداء- آمده اند. ولي چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان...» (4) بنابراين پيروزي نهايي در نظر تمامي كساني كه در دفاع از انقلاب اسلامي ناظر همراهي دست تواناي بقيه الله هستند حتمي است: «... بايد هرچه بيشتر به نصرت حق تعالي اعتماد كنيد، كه قدرتهاي امكاني در مقابل نصر الهي ناچيز است. عزيزان من، شما پيروز و منصوريد چه در راه حق تعالي به نصرت ظاهري برسيد و چه شهيد و معلول و اسير شويد. حق تعالي با شماست و دست تواناي بقيه الله كه يدالله است دستگير شما...» (5) امام همواره به ما مژده داده است كه دشمنان انقلاب اسلامي ما هرگز از رمز و رازها بين منتظران ظهور و جان جانان مولاي غايب از نظر را نخواهند فهميد و به همين دليل به رمز عمليات هميشه پيروز در عصر مقارن ظهور دست نخواهند يافت: «... آن روزي كه انقلاب شروع شد ما هيچ نداشتيم، پيروزي ما با دست خالي به دست آمد و بحمدالله تا بدين جا رسيده ايم كه امروز مورد توجه تمام قدرتهاي بزرگ هستيم. و تمام قدرت ها در اين فكرند كه با اين انقلاب چگونه برخورد كنند. مطمئن باشيد از قدرت ها كاري ساخته نيست، هيچ نگراني به خودتان راه ندهيد. شما جنود خدا هستيد و پيروزيد. آنهايي كه در ابتدا، حركت خودشان را شروع كردند، با طمأنينه قلبي شروع كردند و از هيچ نترسيدند. قدرتهاي بزرگ از آن جهتي كه در شما هست كه آن ايمان به خداست خبر ندارند، لذا دائم مي گويند «ما داراي موشك هستيم» آنها داراي موشك هستند ولي ايمان ندارند. شما ايمان داريد. قلب هايتان با مبدأ نور و قدرت پيوند خورده است، پيوند ناگسستني، اما آنها اين را نمي فهمند. شما مورد نظر امام زمان هستيد و از آنجا كه ايمان و قدرت امام زمان را داريد همه چيز داريد. پشتوانه شما الهي است. بايد اين پشتوانه را حفظ كنيد، وقتي ما چنين تكيه گاهي داريم، از هيچ چيز نمي ترسيم...» (6) و در پناه اين پشتوانه عظيم الهي است كه امام امت(ره) رسالت جهاني منتظران در عصر مقارن ظهور را يادآور مي گردند: «... و دلهاي همه ما را به نور هدايت خويش منور فرمايي و ملت عزيز ايران را در پيشبرد جمهوري اسلامي و سركوب منحرفان و مخالفان با اسلام و پيروان آن مصمم تر فرمايي، تا اين انقلاب را به انقلاب جهاني مهدي موعود- ارواحنا فداه- ادامه دهند...» (7) «... ان شاءالله با عنايت خاصه ولي عصر- ارواحنا له الفداه اين كشتي متلاطم انسانيت به ساحل نجات برسد و مستضعفان جهان بر مستكبرين ظالم پيروز شوند و اميد است كه حكومت بزرگ همگاني حضرت سلام الله عليه بزودي برقرار شود و چشم همه ما را و همه مسلمين جهان را به نور مباركش روشن فرمايد...» آمين(8) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1) صحيفه امام ج12 ص71 2) صحيفه امام ج18ص962 3) صحيفه امام ج91 ص642 4) صحيفه امام ج91 ص441 5) صحيفه امام ج91 ص051 6) صحيفه امام ج91 ص371 7) صحيفه امام ج71 ص484 8) صحيفه امام ج71 ص654 نويسنده:ابراهيم حاجي محمدزاده
منبع: فارس پنجشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفتیم که حدیث، از دو بخش سند و متن تشکیل شده که اعتبار سنجی آن وابسته به نقد این دو بخش است. در بررسی سندی 16 روایت مرتبط با حوادث مصر در آستانه ظهور دیدیم که این روایات از میان 7 منبع روایی نقل شده است. ما به ترتیب قدمت این منابع بررسی سندی را آغاز کردیم و به تحلیل روایات سه منبع از این منابع پرداختیم. موعود چهارشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
بخش اول
1-در جريان شناسى انديشههاى دينى - اجتماعى در قبل از انقلاب اسلامى و بعد از آن، همواره كاويدن جريان فكرى "انجمن حجتيه " يكى از موضوعات جذاب براى پژوهشگران و انديشمندان بوده است. موضوع انجمن حجتيه -بنابر توضيحى كه در بخش بعد خواهد آمد- با غبارى از ابهام روبرو است. از اينرو، قضاوتهاى متفاوتى در مورد انجمن شده، كه گاه جريانى استعمارى؛ همچون بابيت و يا جريانى مخوف با تشكيلاتى ماسونى، اسرائيلى و مرتبط با ساواك معرفى گشته و گاه گروهى مذهبى با دغدغههاى كاملاً دينى و داراى خدمات فرهنگى، اما با افقهاى پايين در اهداف، عنوان شده است. پنجشنبه, ۰۶ مرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
آدميزاد از ديرينترين زمان و از آن هنگام كه يارا يافت تا ابتداييترين جوامع را تشكيل دهد همواره در آرزوي جامعهاي آرماني كه شالودهاش بر پايههاي عدل بنا شده باشد، بوده است. البته به تبع اميدي چنين در ذهن و انديشهاش، در جستجو و منتظر ظهور شخصيتي توانمند بوده كه بر تشكيل چنين جامعهاي قادر باشد. سه شنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مسئله مهدويت، انتظار مصلح و موعود منتظر، از ويژگيهاي دين اسلام نيست، بلكه همه اديان و مذاهب آن را پذيرفتهاند و تنها اختلاف موجود بين آنها در نامگذاري است.
فارس سه شنبه, ۰۶ دی ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
یکی از علمای تهران نقل می کند: نزد استادی درس می خواندم. من و یکی از دوستانم شاگردان خاص ایشان بودیم وعلاقه ویژه ای به ما داشت. رابطه ما با ایشان تا حدی صمیمانه بود که تقریباً حالت خانه زادی و پدر و پسری داشتیم و درس را در منزل ایشان برگزار می کردیم. ایشان درب خانه اش اکثر مواقع باز بود تا اگر مردم سوال یا درخواستی از این عالم دارند به راحتی با ایشان ملاقات کنند. گاهی که داخل منزل می شدم می دیدم ایشان در حال استراحت هستند. برای ما جالب بود که ایشان هر هنگام استراحت می کند با قبا می خوابد و عمامه اش را جایی نزدیک خودش می گذارد. این نکته برای ما سوال بود که چرا ایشان این گونه استراحت می کند و با قبا می خوابد؟ اینکه این مطلب را از ایشان بپرسیم برای ما سخت بود. این سخن ایشان گویا پاسخی بود برای سوالی که ما جرات نداشتیم از ایشان بپرسیم و راز و رمز آن رفتارشان برای ما روشن شد که این استاد بزرگوار آنچنان ظهور را نزدیک و واقعی می داند که برای ملحق شدن به امام زمان(عج) حتی به اندازه وقت یک قبا پوشیدن هم را نمی خواهد از دست دهد. صبح صادق، ش.450، ص.16
منبع: قول سدید جمعه, ۰۹ دی ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
تلقّی ما از ظلم و جور، عموماً زورگوییها و خشونتهای نظامی گردنکشان و مستکبران علیه محرومان و ضعیفان است و کمی که پیشتر میرویم به مظالم اقتصادی و فاصلههای عظیم فقر و غنا نیز به عنوان مصادیقی از ظلم توجّه میکنیم؛ ولی حقیقت این است که معنای ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آکندگی، معنایی بس وسیعتر و عمیقتر دارد. دوشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
خطاب به نمايندگان در آغاز دوره دوم مجلس؛ سه شنبه, ۰۷ دی ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
وجود مصلح جهاني از اعتقادات چهار دين بزرگ جهان يعني اسلام و مسيحيت و يهود و زرتشت است و اختصاص به اسلام ندارد و اديان ديگر نيز به مصلح و منجي اعتقاد دارند و در سرتاسر كتب مقدسه از صلح و امنيت و حكومت ديني بر جهان، در آخر الزمان خبر داده شده است. در اينجا ما به بررسي دين مسيحيت پيرامون مصلح آخر الزمان ميپردازيم از اينرو كلماتي از كتاب مقدس كه صفات و خصوصيات مصلح جهاني را بيان كرده و نشان دهنده اعتقاد آنان به مصلح و منجي است نقل مينماييم. مسيحيان معتقد به ((بازگشت مسيح))[1] هستند. در مسيحيت، در عهد جديد نجات دهندگي به حضرت عيسي نسبت داده شده است، زيرا او مأمور شده است كه امت خويش را از گناه نجات بخشد. مسيحيان با تعابير زيادي از آمدن مصلح جهاني خبر دادهاند، گاهي از آن به ((ملكوت خدا)) تعبير ميكنند. از الفاظي همچون شيلو، روح راستين، پسر انسان نيز بارها در آيات انجيل براي بيان دوره آخر الزمان استفاده گرديده است.
در انجيل متّي باب 24 آيه 27 آمده است: ((همچنانكه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر ميشود، ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد شد، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديدار گردد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه برابرهاي آسمان با قوّت و جلال ميآيد. اما از آن روز و ساعت هيچكس اطلاع ندارد حتي ملائكه آسمان. بنابراين شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گناه نبريد پسر انسان ميآيد.))
((كمرهاي خود را بسته، چراغهاي خود را افراشته بداريد….. خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد…. پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي كه گمان نميبريد پسر انسان ميآيد.))
((زلزلههاي عظيم در جايها و قحطيها و وباها پديد ميآيد و چيزهاي هولناك و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد… اورشليم پايمال امتها خواهد شد تا زمانهاي امتها به انجام رسد و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين تنگي و حيرت از براي امتها روي خواهد نمود… و دلهاي مردمان ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقايعي كه بر ربع مسكون ظاهر ميشود و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد كه برابري سوار شده با قوّت و جلال عظيم ميآيد.))
از جملات ((او خواهد آمد)) و ((قرار خواهد گرفت))، ((نزد او جمع خواهند گشت)) و امثال آن، بدست ميآيد كه شخص مورد بشارتِ حضرت مسيح، در عصر وي نبوده، بلكه بعداً خواهد آمد. از اندك تأملي در بشارت فوق ميتوان نتيجه گرفت كه مقصود از فرزند انسان فردي است كه بزرگترين نمونه انسانيت و شاخصترين مولود عالم انساني، حضرت وليعصر عليه السلام ميباشد كه تمام امم نزدش گرد ميآيند و زمام امور اجتماع را در دست خود خواهند گرفت و جمالاً بدون داوري و قضاوت مذهبي ميتوان اين برداشت را نمود كه مسيح عليه السلام درباره فردي غير از خود سخن ميگويد كه او همان مصلح و منجي آخر الزمان است.
((من از پسر خواهم خواست و تسلي دهنده ديگر به شما عطا خواهد كرد تا هميشه با شما بماند يعني روح راستي، كه جهان نميتواند او را قبول كند، زيرا كه او را نميبيند و نميشناسد، اما شما او را ميبينيد زيرا كه با شما ميماند و در ميان شما خواهد بود.))
و در انجيل يوحنّا باب 15 شماره 27 ميگويد: ((ليكن چون تسلي دهنده كه او از جانب پدر نزد شما آيد يعني روح راستي كه از پدر صادر ميگردد او بر من شهادت خواهد داد و شما نيز شهادت خواهيد داد.))
و در انجيل يوحنّا باب 16 شماره 7 آمده: ((راست ميگويم كه رفتن من براي شما مفيد است زيرا اگر نروم تسلي دهنده نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شما ميفرستم و چون او آيد جهان را بر گناه و عدالت داوري و ملزم خواهد نمود. اما بر گناه، زيرا كه به من ايمان نميآوريد و اما بر عدالت، از آن سبب كه نزد پدر خود ميروم و ديگر مرا نخواهيد ديد و اما بر داوري، از آن رو كه بر رئيس اين جهان حكم شده است و بسيار چيزهاي ديگر نيز دارم به شما بگويم ليكن آلان طاقت تحمل آنها را نداريد و ليكن چون او يعني روح راستي آيد شما را به جمع راستيها هدايت خواهد كرد. زيرا كه او از خود تكلّم نميكند بلكه به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور آينده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد زيرا كه از آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد، هر چه از آنِ پدر است از آنِ من است. از اين جهت گفتم كه از آنچه آنِ من است ميگيرد و به شما خبر خواهد داد.))
و در انجيل متّي بشارت 48 آمده: ((هر كس كه غالب آيد وي را بر قبائل اقتدار خواهم داد كه بر آنها به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد به نوعي كه من از پدر خود يافتهام و من او را ستاره سحري خواهم داد. هر كس كه گوش دارد بشنود كه روح به كليساها چه ميگويد، آنكس كه گوش دارد بشنود كه روح به كليساها چه ميگويد.)) حضرت عيسي در آيات فوق از چه كسي بشارت ميدهد؟
انجيل متّي باب 24، آيه 27:
شخصي براي اصلاح جامعه بشري و تشكيل حكومت جهاني به نام روح راستي يا تسلي دهنده يا روح خدا و يا پسر انسان خواهد آمد و مسيحيت انتظار او را دارد.
همچنين از آيه 7 انجيل يوحنّا باب 16 استفاده ميشود كه:
10- وقتي او بيايد مردم دنيا را به همه راستيها هدايت خواهد نمود.
11- او مردم دنيا را از امور آينده، با خبر خواهد كرد، زيرا به جميع علوم اولين و آخرين احاطه دارد.
از آيه 26 انجيل مرقس باب 13 استفاده ميشود كه:
منبع: محاکمه پاورقي :-----------------------
[3] - انجيل متّي، باب 34. [4] - انجيل مرقس، باب 13، شماره 26 و 27. [5]- انجيل مرقس، باب 13، شماره 35.
يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
تحلیل و نقد روایات موعود دوشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفتوگو با سید عباس نبوی انجمن حجتیه شستوشوی مغزی ميکند/ محمد یکتا حجتالاسلام والمسلمين سیدعباس نبوی، بهعنوان فردی که در جریانات دانشجویی صدر انقلاب و مدیریت فرهنگی دوران پس از آن، حضوری جدی داشته است، شناخته میشود. نبوی برخلاف دیگر همتایان فرهنگی و سیاسیاش در مورد حجتیه به صراحت صحبت میکند و جالب آنجاست که سئوالهای ما را پیش از آنکه بپرسیم با همان ترتیبی که تنظیم کردهایم، جواب میدهد. آنچه پیش روی شماست، حاصل مصاحبه دو ساعته با ایشان در باب انجمن حجتیه است. ببینید، شما در تبلیغ از بدیهیات و واضحات شروع میکنید و سپس میروید بهسراغ براهین و استدلال میکنید، جمعبندی میکنید و نتیجه عام میگیرید. به اصطلاح منطقيون یک قضیه حقیقیه بهدست میآورید: یعنی قضیهای که میتواند هر فردی موضوع و مصداق آن شود. حتی مصداقها و موارد را که شما بهصورت تجربه بیان میکنید، میخواهید از آن استقرا کنید.
گویی اینطور بوده که ابتدا انجمن طی یک نامهای از حضرت امام درخواست میکنند که از سهم امام، برای فعالیتهایشان استفاده کنند و امام هم اجازه میدهند. بعد از شش ماه امام حکم قبلیشان در مورد مصرف سهم امام را توسط انجمن لغو میکنند. هفته نامه پنجره يكشنبه, ۰۶ شهریور ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مسئله مهدويت، انتظار مصلح و موعود منتظر، از ويژگيهاي دين اسلام نيست، بلكه همه اديان و مذاهب آن را پذيرفتهاند و تنها اختلاف موجود بين آنها در نامگذاري است.
فارس نیوز پنجشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
« حیوانات وحشی، امنیت مییابند تا حدی که همانند چهارپایان اهلی در راههای زمین به گردش در آمده و به چرا مشغول میشوند».1 در روایت دیگری آمده است: «نام او نام پیامبر صلی الله علیه و آله است. به عدالت، امر کرده و خود بدان عمل میکند و از منکر نهی نماید. خداوند، توسط وی از ظلم جلوگیری کرده و شک و عدم بصیرتها را میزداید. گرگ و گوسفند در ایام او با هم به چرا میپردازند و ساکنان آسمان و پرنده در هوا و ماهیهای دریا از او راضی و خشنود هستند».2
فعلیت یافتن همه قابلیتهای محیط زیست از آنجا که عدالت به معنای قرار گرفتن هر چیز در جای خویش و ایفای اهلیتها و رعایت و استیفای کلیه حقوقها آمده است، در حکومت مهدوی، هر موجودی ـ اعم از انسان، حیوان و نبات ـ باید به عالیترین جایگاه و به تحقق کلیه استعدادها و قابلیتهای خود برسد. چنین است که در عصر مهدوی، افزون بر جامعه بشری، محیط زیست ارضی و سماوی و کلیه موجودات ساکن در آنها، به عالیترین و نهاییترین حد تحقق قابلیتهای خود دست مییابند؛ به همین دلیل، آسمان و زمین، ثروتهای مکنون خود را بیرون میریزند و هر گونه آلودگی و لوث را از خود دور میسازند و پوشش گیاهی تمام عالم را فرا میگیرد. در حدیثی از امام علی علیه السلام میخوانیم: «پس مردم را مورد خطاب قرار داده و سپس زمین را به عدالت، بشارت میدهد. در این هنگام، آسمان، باران خود را عطا کرده و درختان، میوههای خود را فرو میفرستند. زمین، کلیه رستنیهای خود را عرضه کرده برای اهل عالم و خود را با این گیاهان زینت میبخشد ...؛ هم چنان که زمین برای مردم کنجهای خود را خارج میسازد».3
عمران و آبادانی هماهنگ محیط زیست در پارهای روایات، به گونهای دقیقتر و مصداقیتر به آبادانی زمین اشاره شده و حتی آمده است که تمام ویرانههای زمین آباد میشود. در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است: « خداوند، دین خود را به وسیله او بر تمام مکتبهای جهان پیروز میکند؛ هر چند مشرکان ناخشنود و مخالف باشند؛ ویرانیهای زمین آبادی میشود ... ».4 در حدیثی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: «مهدی مسجدی بیرون کوفه میسازد که هزار در داشته باشد. خانههای کوفه به نهر کربلا و حیره متصل میشود؛ به طوری که مردی روز جمعه، سوار استر تندرو میشود تا خود را به نماز برساند، ولی به نماز نمیرسد».5 این روایات، حاکی از عمران، آبادانی و توسعه هماهنگ محیط زیست انسانی، حیوانی و گیاهی در کل عالم است. این نیز ماحصل حمایت کامل از حقوق زیست محیطی در آن دوران درخشان است. نتیجه چنین وضعیتی آن است که حتی کره زمین در مقایسه با وضعیت بهینه خویش و از اینکه در زیر قدمهای یاران امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف قرار میگیرد، به خود بالیده و احساس غرور و افتخار میکند: «گویا یاران قائم را میبینم که بر شرق و غرب جهان احاطه یافتهاند و همه چیز تحت فرمان آنهاست؛ حتی درندگان زمین و پرندگان شکاری آسمان، پی رضایت آنها خواهند بود و همه چیز حتی این نقطه زمین بر نقطه دیگر آن اظهار فخر و غرور میکند و میگوید: امروز مردی از یاران قائم بر من قدم نهاد و عبور کرد».6 ![]() مقابله با آلایندهها در آن دوران وضعیت به گونهای میشود که اگر آلایندگی محیط زیست منحصر به اشراف بر یک منزل یا ریزش آب از ناودانهای منازل به محیط عمومی باشد یا اینکه مسجد مشرف به خانههای مردم شود یا حتی بخشی از یک بنا در راههای عمومی ساخته شده باشد، با برخورد حکومت مواجه شده و این مورد ـ هر چند با تخریب مسجد ـ برطرف میشود: «هنگامی که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه منهدم میکند و هیچ مسجد مشرفی را نمیگذارد، جز اینکه کنگره و اشراف آن را خراب میکند و به حال ساده و بدون اشراف میگذارد. شاهراهها را توسعه میدهد؛ هر گوشهای از خانهها را که در راه عمومی واقع است، اصلاح میکند و ناودانها را که مشرف به راه مردم است، بر میدارد. هر بدعتی را بر طرف میسازد و هر سنتی را باقی میگذارد».7
تعالی معنوی محیط زیست در دولت مهدوی حیوانات وحشی، تعالی پیشه کرده و با کنار گذاشتن توحش، رام گشته و تکامل مییابند. در برخی روایت، حیوانات عادی هم کارهای مخرب خود را کنار مینهند تا جایی که حیوانی مانند موش دیگر انبانی را پاره نمیکند. این تکامل خواهی، تنها به حیوانات و نباتات محدود نمیشود؛ بلکه جمادات نیز میخواهند به این حیات طیبه وارد شده و به نهضت جهانی امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف مساعدت کنند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «وقتی با اراده خدا، قائم قیام کند و چون ظهور کند، کافران و مشرکان از قیام و ظهور وی ناراضی و نگرانند؛ زیرا اگر کافر یا مشرکی پشت صخرهای نهان شود، آن صخره به صدا در آِید و گوید: ای مسلمان! در پناه من، کافر یا مشرکی مخفی شده است؛ او را به قتل برسان. وی اقدام کرده و او را به هلاکت میرساند».8
عاری بودن نبردها از تخریبهای زیست محیطی در دوره ظهور امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف، یاران وی به مجازات و قتل و نابودی ستمگران اقدام خواهند کرد و همانند عمل جراحی لازمی، جامعه اسلامی و سایر جوامع جهانی را از لوث وجود سرکشان و ستم پیشگان پاک میکنند؛ زیرا بدون این اقدامات، هرگز بساط ظلم زورمداران برچیده نشده و عدالت، حاکمیت پیدا نمیکند. اگر امام با سیاست ملایمت و گذشت با آنها رفتار کند، هرگز ترفندها و توطئههای جدید مستکبران و فساد کنندگان در زمین از بین نخواهد رفت. حضرت، در عصر قیام ـ بنا به روایات ـ توبه ظاهری هیچ مجرم و جنایت کاری را نمیپذیرد. همان طور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در براندازی نظام جاهلی جهاد پیشه کرد و با کافران به قتال و کارزار پرداخت، قیام مهدوی نیز علاوه بر تأسی به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمینه، حتی سخت گیری بر ستمگران را جایگزین رأفت نبوی مینماید.
متأسفانه برخی از دشمنان یا حتی دوستان نا آگاه در میزان اعمال خشونت و کشتار حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف چنان راه غلو پیشه کردهاند که قاطعانه میگویند: حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف در تقابل با دشمنان خویش،به جنگ هستهای خواهد پرداخت و آنها را با این سلاح مهیب به ورطه نابودی خواهد کشاند. اما حقیقت این است که در عصر ظهور، نه تنها نیازی به سلاح هستهای نیست؛ بلکه نبرد حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف با دشمنان، فاقد تخریب زیست محیطی و ایجاد فجایع محیط زیستی ـ مشابه آنچه امروز اتفاق میافتد ـ خواهد بود. ![]() بنا بر روایات، کشتار امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف همانند کشتارهای بی هدف امروزی نیست. حضرت با استفاده از علم لدنی خویش؛ تنها کسانی را که به هیچ وجه اصلاح پذیر نیستند، هلاک میسازد و بقیه بدکاران قابل اصلاح را به حال خود رها میکند تا توبه کنند و اصلاح شوند؛ همان طور که در روایات، نعمتهای عصر ظهور، هم برای نیکوکاران و هم بدکاران لحاظ شده است.9 از سوی دیگر طبق روایت، انهدام بخش قابل توجهی از جامعه بشری توسط حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف صورت نمیگیرد؛ از این رو نمیتوان آن را محصول عملیات نظامی و تخریبی حضرت دانست؛ بلکه این اتفاق قبل از ظهور و به دست خود انسانها در اثر منازعات جوامع انسانی حاصل میشود. به این ترتیب در همه گیتی، فریاد موعود خواهی بلند شده و مردم، نجات خود را از خداوند طلب میکنند. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: « قبل از ظهور قائم دو نوع مرگ و مردن، گریبان مردم را میگیرد: یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سفید؛ مرگ سرخ، با شمشیر است و مرگ سفید، طاعون. از هر هفت نفر، پنج نفر از بین میروند و دو نفر باقی میمانند».10 در حدیثی از امام علی علیه السلام نیز آمده است: « مهدی خروج نمیکند، تا اینکه قبل از او، ثلث مردم کشته میشوند و ثلث دیگر میمیرند و ثلث باقی میمانند».11 زهرا رضائیان بخش مهدویت تبیان پی نوشت: 1. بحارالانوار، ج52، ص316. 2. همان، ج36، ص219. 3. همان، ج53، ص85. 4. همان، ج52، ص190. 5. شیخ طوسی، الغیبه، ص468 6. بحارالانوار، ج52، ص327. 7. همان، ص333. 8. همان، ج52، ص324. 9. ر.ک:حجازی، سید علیرضا، عصر مهدویت و حقوق محیط زیست، نشریه انتظار موعود، ش 24. 10. بحارالانوار، ج 52، ص ص207. 11. معجم احادیث امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص21. يكشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
جايگاه انقلاب اسلامي در عصر غيبت از ديدگاه حضرت امام(ره) كجاست؟ به نظر مي رسد امر عظيم غيبت آغاز تجربه اي دشوار و پيچيده اما ضروري براي وارثان راه انبيا و اولياست. گويا اين تجربه گرانسنگ و دشوار را منتظران حقيقي در چهار مرحله طي نموده و آبديده شوند و به لياقت حضور در ظهور قيام قائم آل محمد(ص) نائل آيند:
نويسنده:ابراهيم حاجي محمدزاده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوشنبه, ۰۹ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
گفته شد که روایات رخدادهای مصر در دوران ظهور را می توان به هفت گروه تقسیم کرد و ترتیبی منطقی اما احتمالی برای این رخدادها ارائه نمود. در بخش گذشته به بررسی سه گروه از این رخدادها پرداختیم. این سه گروه عبارتند از: موعود چهارشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
موضوع محیط زیست و ضرورت صیانت و حمایت از آن، در تاریخ بشر از اهمیت و جایگاهی ویژه برخوردار بوده است، تا جایی که این امر، انسانها و جامعه انسانی را واداشته است در چند دهه اخیر، با وضع مقررات و قواعد ویژهای، حقوق خاصی را تحت عنوان حقوق محیط زیست تدوین نمایند. با این وجود، هنوز هم بشر مدرن نتوانسته تبعات مخرّب حیات صنعتی، ماشینی و مصرفی خود را بر محیط زیست کنترل کند و جهان، همواره با روند تخریب و آلودگی روزافزون محیط مزبور رو به روست. امروزه تهدیدهای زیست محیطی، دامنه وسیعی را در برمی گیرد از جمله: آب و هوا، میزان حرارت و گرم شدن دمای زمین، بالا آمدن سطح دریاها، حفظ گونههای مختلف، به ویژه نادر گونههای گیاهی و جانوری، فرسایش لایه ازن، آثار فعالیتهای صنعتی، تخریب جنگلها، آلودگی آبها، بارانهای اسیدی، آلودگیهای صوتی، نظامی ، هستهای و ... . از سویی برخی از این ضایعات زیست محیطی، خود منشأ ضایعات گستردهتری شدهاند؛ برای نمونه کارشناسان معتقدند قطع درختان جنگلی به صورت انبوه و انتشار پیاپی ضایعات صنعتی در فضا، سبب تغییرات بسیار نامطلوب در وضعیت آب و هوای جهانی و بالا آمدن سطح آب دریاها و ـ به تبع آن ـ زیر آب رفتن دشتهای ساحلی و گسترش امواج گرمازا شده است؛ همچنان که سوختهای فسیلی و استفاده نامتناسب و گسترده از آنها، سبب افزایش دی اکسید کربن زمین و ایجاد پدیده گازهای گلخانهای شده است. وجود گازهای سمی منتشر شده از فعالیتهای صنعتی، به اسیدی شدن بارانها انجامیده و آبهای مصرفی و فضای حیاتی موجودات دریایی را مسموم کرده و سلامت انسانها را به خطر انداخته است.
حقوق محیط زیست در سیره پیامبر و اهل بیت علیهم السلام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به این موضوع بسیار اهمیت میداده است. برخی از سخنان آن حضرت شاهد مثالی است بر این موضوع: «هرکس درختی بنشاند که انسانی یا دیگر مخلوق خدا از آن بخورد، برای وی صدقهای است»1؛ « هر کسی درختی بنشاند، خدا به اندازه میوهای که از آن درخت برون میشود، برای وی پاداش ثبت میکند»2؛ « [خداوند] درخت را برای انسان آفرید؛ پس او را مکلف گرداند که درخت بکارد، آن را آبیاری کند و در حفظ آن بکوشد»3؛ «هرکس درخت محتاج به آبیاری را سیراب نماید، گویی انسان مؤمن تشنهای را سیراب کرده است».4حضرت در حدیث ارزشمند دیگری، زمین را همچون مادری میداند که حفاظت و مراقبت از آن بر همگان واجب و لازم است: « زمین را خوب نگاه دارید که گویی مادر شماست. هرکس بر روی زمین خوبی کند یا بدی کند، زمین خبر میدهد».5 همچنین درباره حفظ حقوق حیوانات و برخورد ملاطفت آمیز با آنها توصیههای فراوانی از آن حضرت وارد شده است که شامل نهی شدید از اذیت و کشتن نابجای حیوانات و رسیدگی کامل به آنها میباشد: « چهارپا و مَرکب بر صاحبش شش حق دارد: هرگاه پیاده شد، به او علف دهد؛ هرگاه از کنار آب گذشت، آب را بر او عرضه کند؛ او را نزند، مگر از روی حق؛ بیش از طاقتش بر او بار نگذارد؛ بیش از طاقتش او را راه نبرد و او را زیر بار سنگینِ خود نایستند»6؛ «هر حیوان، پرنده یا غیر آن که به ناحق کشته شود، روز قیامت با قاتل خویش مخاصمه کند»7؛ «هر کسی گنجشکی را بیهوده بکشد، روز قیامت [آن گنجشک] بیاید و نزد عرش فریاد زند و گوید: «پروردگارا! از این بپرس: چرا مرا بی فایده کشت؟»8؛ « زنی به جهنم رفت؛ زیرا گربهای را بسته بود و چیزی بدو نخورانید و نگذاشت از چیزهای زمین بخورد تا مرد».9
سیره امام علی علیه السلام نیز مشحون حمایت از حقوق محیط زیست و رعایت حقوق حیوانات است. حضرت در بخشی از نامهای که به کارگزارانش نگاشته است، درباره حقوق حیوانات چنین فرموده است: « در رساندن حیوانات، آن را به دست چوپانی بسپار که خیرخواه و مهربان، امین و حافظ که نه سختگیر باشد و نه ستمکار، نه تند براند و نه حیوانات را خسته ![]() کند. سپس آنچه از بیتالمال جمع آوری شد؛ برای ما بفرست، تا در نیازهایی که خدا اجازه فرموده مصرف کنیم. هر گاه حیوانات را به دست فردی امین سپردی، به او سفارش کن بین شتر و نوزادش جدایی نیفکند و شیر آن را ندوشد، تا به بچهاش زیان وارد نشود. در سوار شدن بر شتران عدالت را رعایت کند و حال شتر خسته یا زخمی را که سواری دادن برای او سخت است، مراعات بنماید. آنها را در سر راه، به درون آب ببرد، و از جادههایی که دو طرف آن علفزار است، به جاده بی علف نکشاند، و هرچند گاه شتران را مهلت دهد تا استراحت کنند، و هر گاه به آب و علفزار رسید، فرصت دهد علف بخورند و آب بنوشند، تا آن گاه که به اذن خدا بر ما وارد شوند، فربه و سرحال، نه خسته و کوفته باشند، تا آنها را بر اساس رهنمود قرآن و سنت پیامبر تقسیم کنیم. عمل به دستورهای یاد شده، مایه بزرگی پاداش و نیز هدایت تو خواهد بود».10
حقوق زیست محیطی در عصر ظهور فضای زیستی و موجودات ساکن در این قلمرو، در عصر ظهور از نهایت مواهب حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف برخوردار شده، طعم آسایش، آرامش و حیات طیبه مبتنی بر عدالت را خواهند چشید.
تطهیر و نورانیت زمین در عصر مهدوی، زمین با لطف الهی از هر جور و ستمی تطهیر میشود و با نور الهی منور و تابان میگردد. در حدیثی از امام رضا علیه السلام در این باره آمده است: « خداوند، به واسطه او [حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف] زمین را از هر گونه جور و ظلم، مطهر و منزّه میکند. پس هنگامی که وی خروج کند، زمین با نور پروردگار، نورانی شده و ترازوی عدالت، میان مردم حکم فرما میشود. پس از آن، دیگر احدی به دیگری ظلم نمیکند. او [حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف] کسی است که زمین به رایش در نور دیده میشود».11
رضایت و سرور موجودات زمین روایات بی شماری در تبیین عصر مهدوی، حاکی از نهایت رضایت تمام ساکنان و موجودات از حکومت امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است: « زمین، از عدل پر میشود؛ همان طور که پیشتر، از جور پرشده بود. در خلافت او، اهل زمین و اهل آسمان و پرنده در هوا، از این حکومت راضی و خوشحال هستند» . 12
نویسنده: زهرا رضائیان بخش مهدویت تبیان پی نوشت: 1. نهجالفصاحه، ص493. 2. همان، ص535. 3. بحارالانوار، ج3، ص86. 4. وسائلالشیعه، ج12، ص 25. 5. نهجالفصاحه، ص663. 6. مستدرکالوسائل، ج8 ، ص258. 7. وسایلالشیعه، ج8، ص319. 8. نهجالفصاحه، ص526. 9. همان. 10. نهجالبلاغه، نامه 25. 11. بحارالانوار، ج52، ص322. 12. همان، ج51، ص95.
سه شنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حال اين سؤال پيش ميآيد كه نيازهاي ياران امام زمان (عج) چيست و چگونه ميتوان آنها را كسب كرد؟
فارس نیوز جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
![]() ![]() این کتاب، از مهمترین آثار موجود در زمینه معارف امام زمان (عج) به ویژه مسئله غیبت است که بیش از هزار سال پیش از این، یعنی در سال 342 هجری به نگارش درآمده است و همواره یکی از کتابهای مورد توجه و اعتماد علمای اسلامی بوده است و مؤلف محترم این اثر گرانقدر ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی مشهور به ابن ابی زینب مجموعه مطالب کتاب خود را بر اساس بیش از پانصد روایت معتبر در سیصد و پنج صفحه و بیست و شش باب به شرح ذیل تدوین نموده است.
باب اول: لزوم حفظ اسرار آل محمد(ع) از دیگران؛ باب دوم: در تفسیر آیه واعتصموا بحل الله جمیعاً؛ باب سوم: تعیین امام و وصی در اختیار خداوند است؛ باب چهارم: ائمه اطهار(ع) دوازده نفرند؛ باب پنجم: مدعی امامت حکم قیام قبل از قائم؛ باب ششم: چند حدیث درباره جانشینان پیامبر اکرم(ص)؛ باب هفتم: حکم کسی که در یکی از ائمه اطهار(ع) شک کند؛ باب هشتم: خداوند زمین را بدون حجت نمی گذارد؛ باب نهم: اگر در روی زمین فقط دو نفر باقی بمانند یکی از آنها امام است؛ باب دهم: غیبت امام زمان(عج)؛ باب یازدهم: انتظار فرج و لزوم صبر در دوره غیبت؛ باب دوازدهم: گرفتاریهای شیعه در دوره غیبت؛ باب سیزدهم: در بیان صفات و سیرت و شمائل حضرت امام زمان(عج)؛ باب چهاردهم: علائم قبل از قیام؛ باب پانزدهم: توصیف شداید و گرفتاری پیش از ظهور؛ باب شانزدهم: حرمت تعیین وقت ظهور و به زبان آوردن نام مبارک امام زمان (عج)؛ باب هفدهم: توصیف وضع مردمی که امام زمان (عج) بعد از ظهور با آنها روبرو خواهند شد؛ باب هیجدهم: در خروج سفیانی قبل از قیام مهدی(عج)؛ باب نوزدهم: پرچم پیامبر اکرم(ص) با امام زمان (عج) خواهد بود؛ باب بیستم: توصیف ویژگیهای لشکریان امام زمان(عج)؛ باب بیست و یکم: توصیف وضع شیعیان در هنگام ظهور؛ باب بیست و دوم: قائم (ع) تحولات در اسلام ایجاد خواهند کرد؛ باب بیست و سوم: سن امام(ع) در موقع انتقال امامت به ایشان؛ باب بیست و چهارم: شرح حال اسماعیل پسر امام صادق(ع)؛ باب بیست و پنجم: فوائد شناخت امام(ع)؛ باب بیست و ششم: مدت حکومت امام زمان(عج). لازم به تذکر است که علاوه بر مقدمه عالمانه مؤلف که در ضمن آن کتاب و انگیزه تألیف آن مورد اشاره قرار گرفته است، مقدمه مفصلی هم توسط علی اکبر غفاری مصحح کتاب حاضر در صفحات اول کتاب ارائه شده است که در ضمن آن مطالبی درباره شیوه تصحیح و تحقیق کتاب و زندگینامه مؤلف و تألیفات و اساتید او و منابع مورد استفاده در تصحیح و تحقیق و... به چشم می خورد. کتاب «الغیبة»، نوشته ابن بی زینب محمد بن ابراهیم نعمانی است و تا کنون بارها ترجمه و منتشر شده است. مرجع : خبرگزاری آينده روشن نگاهی به كتاب غیبت نعمانی
پیشگفتار
آگاهی از معارف ناب ائمهی معصومین علیهم السلام تنها با دستیابی به روایتهای صحیح و معتبر امكانپذیر است كه آن نیز به شناسایی منابع معتبر و موثق بستگی دارد . از این رو، شایسته است، پیش از پرداختن به مباحث مهدویت و بررسی حدیثهای موجود در این باره، منابع موجود در این زمینه را بشناسیم در نخستین گام، به كتاب غیبت نعمانی میپردازیم; زیرا یكی از منابع كهن و بسیار معتبر در زمینهی مهدویت و امام زمان (عج) است . در آغاز این بحث، دربارهی شخصیت نگارندهی كتاب، سخن میگوییم . سپس انگیزهی وی از نگارش كتاب و سرفصلهای آن را میآوریم . در ادامه، ثقه بودن سه تن از مشایخ وی را از نظر علم رجال بررسی میكنیم . در پایان نیز به بررسی شخصیت رشته پیوند ما با كتاب; یعنی «ابوالحسین محمد بن علی شجاعی» و دلایل معتبر بودن كتاب و صحت انتساب آن به نعمانی میپردازیم . 1- شخصیت نگارنده نام ایشان، محمد بن ابراهیم بن جعفر الكاتب معروف به ابن ابی زینب (2) است . در علم رجال، چند نفر به «كاتب» شهرت یافتهاند، كه وی، یكی از آنهاست . او، كاتب محدث بزرگ; شیخ كلینی بوده و بخش بسیاری از كافی را نوشته است . وی اهل منطقهی نعمانیهی عراق بین واسط و بغداد و عراقی اصل بود و در سال 360 ه . ق . درگذشت . نجاشی دربارهی او مینویسد: شیخ من اصحابنا، عظیم القدر، شریف المنزله، صحیح العقیده (3) یعنی هیچ انحرافی در عقیدهاش نیست و شیعهی دوازدهامامی است . آقابزرگ طهرانی در كتاب الذریعة (4) ، پس از ستودن نعمانی مینگارد: كتاب الغیبه للحجة، للشیخ ابی عبدلله الكاتب النعمانی المعروف بابن زینب تلمیذ ثقةالاسلام «الكلینی» یظهر من بعض المواضع ان الكتاب كان موسوما «او معروفا» ب «ملاء العیبة فی طول الغیبة» . از گفتهی آقابزرگ طهرانی چنین بر میآید نعمانی دستپروردهی كلینی است و شهرت كتاب به نام غیبت و نیز وضعش تعینی است نه تعیینی; زیرا نام تعیینی آن «ملاء العیبة فی طول الغیبة» است . نعمانی، نگاشتههای دیگری نیز مانند «الفرائض الرد علی الاسماعیلیه، التفسیر و التسلی» دارد كه همه آنها جز همین كتاب غیبت از بین رفتهاند . علامه حر عاملی میگوید كه بخشی از تفسیر نعمانی را دیده است . شاید بخش مورد نظر حر عاملی، همان روایتهایی است كه از امام صادق (ع) نقل كرده و مقدمهی تفسیر خویش را به نام «محكم و متشابه» قرار داده است . البته باید دانست كه برخی از نویسندگان، «تفسیر محكم و متشابه» را به سید مرتضی نسبت میدهند . نعمانی برای دستیابی به منابع ناب حدیث، سفرهای فراوانی به مناطق گوناگون داشته است . وی به شیراز، بغداد، اردن و حلب و سفر كرده است . سفر او به حلب، سفر پرباری بود; زیرا در آنجا توانست كتاب «غیبت» خود را منتشر كند . 2- دلیل نگارش نگارنده گفته است كه با دیدن پراكندگی فكری شیعیان و شك كردن برخی از آنان در مسالهی غیبت امام زمان (عج) به گردآوری روایتهای ائمهی معصومین علیهم السلام دربارهی غیبت همت گماشته است . او با استناد به این سخن امام صادق، من دخل فی هذا الدین بالرجال اخرجه الرجال كما ادخلوه فیه و من دخل فیه بالكتاب و السنة، زالت الجبال قبل ان یزول ناآگاهی از روایت را دلیل مردم میداند . البته او اذعان دارد كه گردآوری همهی سخنان ائمهی معصومین علیهم السلام دربارهی غیبتبه مجموعهای فراتر از این كتاب نیاز دارد . 3- محتویات كتاب این كتاب از 26 باب به شرح زیر تشكیل شده است: 1) در نگهداری سر آل محمد علیهم السلام از نااهلش . 2) اخبار اعتصام به حبل الله . 3) بحث امامت . 4) ائمهی اثنا عشر از قرآن و تورات و انجیل و روایاتی كه از طریق سنی و شیعه رسیده است . 5) دربارهی كسانی كه مدعی امامتشوند و برداشتن علم قیام و امامت قبل از قیام قائم . 6) احادیثی حول امامت از طریق عامه . 7) كسی كه درباره ائمه شك كند . 8) لزوم حجت در زمین . 9) چنانچه دو تن روی زمین باشند، یكی امام است . 10) آنچه دربارهی غیبت از جمیع ائمه رسیده است . 11) تحمل مشقات و انتظار فرج . 12) سختیها و ناملایمات شیعه در غیبت . 13) صفات و سیرت حضرت . 14) علایم پیش از ظهور . 15) اوضاع نابسامان جامعه قبل از ظهور . 16) نهی از تعیین وقتبرای ظهور . 17) سختیها و مشكلات حضرت از جانب جهال هنگام قیام . 18) خروج سفیانی . 19) پرچم صاحب، پرچم رسول خداست . 20) جیش الغیب . 21) وضع شیعه هنگام خروج قائم . 22) دعوت جدید . 23) سن حضرت هنگام امامت و زمان امامتش . 24) روایاتی درباره اسماعیل پسر امام صادق علیه السلام . 25) هركس، امام خود را شناخت، تقدیم و تاخر امر ظهور، زیانی به او نخواهد داشت . 26) مدت حكومت قائم پس از قیام . 4- مشایخ نعمانی: نعمانی در این كتاب، از هفده تن از مشایخ خود، نقل كرده است . آنان عبارتند از: ابن عقدة، ابن هوذة، ابوعلی كوفی، باوری، ارزنی، عبدالعزیز موصلی، ابوالحارث طبرانی، عبدالواحد موصلی، بندنیجی، علی ابن الحسین، (5) ابن جمهور قمی، حمیری، محمد بن عبدالله طبرانی، (6) ابن علان دهنی، اسكافی، (7) كلینی و موسی بن محمد قمی . از میان هفده نفر به جز چند تن مانند كلینی و ابن عقدة، دیگران برای ما ناشناخته هستند . چون پرداختن به پیشینهی هر یك از این هفده نفر و جایگاه آنان در كتابهای رجالی شیعه و سنی در این مجال اندك ممكن نیست، تنها به چند تن از آنان اشاره خواهیم كرد . نكته به فرض، اگر توثیقی برای این هفده نفر، یافت نشود، آیا اصلی وجود دارد كه براساس آن، مشایخ ثقات را ثقه بدانیم؟ یعنی اكنون كه در ثقه بودن نعمانی، بحثی نیست، پس افرادی نیز كه وی از آنها حدیث، نقل كرده استباید ثقه باشند . در پاسخ باید گفت چنین اصلی وجود ندارد . به عبارت دیگر، شیخوخة و مشایخ اجازه ثقات بودن، دلیلی بر ثقه بودن نیست و به وسیلهی وثاقت مستجیز، نمیتوانیم وثاقت مجیز را احراز كنیم . البته به نظر مامقانی، دلیل بر حسن بودن آن مشخص میشود . با این حال، به نظر برخی از معاصران، فراوانی روایت ثقه از شخصی، دلیل وثاقت آن شخص است . برای مثال، كلینی از سهل بن زیاد، روایتهای بسیاری نقل میكند برخی تا دو هزار مورد گفتهاند و ممكن نیست كه كلینی در دو هزار مورد، از فردی ضعیف، حدیث نقل كند . اكنون اگر نتوانسته باشیم توثیقی برای آنان بیابیم، میتوانیم این اصل را با این هفده نفر، همآهنگ سازیم . 1) ابن هوذة نخستین فرد مورد بحث از شمار مشایخ نعمانی، «احمد بن نصر بن هوذة ابوسلیمان باهلی» است كه ایشان را احمد بن نصر و یا ابن نصیر نامیدهاند . آیتالله خوییقدس سره میگوید: «احمد بن نصره همان احمد بن هوذة است .» (8) این نكته برای ما سودمند است، زیرا ممكن است «احمد بن نصر» توثیق نداشته باشد، ولی «احمد بن هوذة» توثیق شده باشد، كه در این صورت مشكل ما حل خواهد شد . آیتالله خویی قدس سره در ادامه میگوید: «نام برده، 87 مورد در سند احادیث واقع شده است» ، اما از وثاقتش هیچ سخنی نمیگوید . مامقانی نیز دربارهی او از شیخ نقل میكند كه وی در سال 331 ه . ق . از تلعكبری حدیث نقل كرده و تلعبكری، شیخ اجازهی اوست و در 8 ذی الحجة 332 ه . ق . نزدیك پل نهروان درگذشته و نام او در كتاب رجال شیخ طوسی نیز آمده است . روش رجال شیخ، این گونه است كه نام همهی اصحاب و معاصران ائمه معصومین علیهم السلام را به ترتیب معاصر بودن بیان میكند، ولی هیچ تضمینی نمیدهد كه اینان ثقهاند یا نه . مامقانی میگوید: «من بیشتر از این، چیزی نیافتم، ولی از همین مطلب بر میآید كه ایشان از امامیه است; زیرا شیخ طوسی در رجال خویش، نام ایشان را آورده، ولی از مذهبش، سخنی نرانده است، اگر انحرافی داشت - برای نمونه، اگر زیدی بود - شیخ میگفت كه مشكل دارد . مطلب دیگر اینكه این شخص، شیخ اجازهی شماری از موثقان است و این سبب حسن بودن وی میشود .» (9) همانگونه كه میدانید روایتحسنه، روایتی است كه راوی آن امامی است، ولی توثیق نشده است . برای مثال میگویند «حسنهی علی بن ابراهیم عن ابیه» ; یعنی این روایت از ابراهیم بن هاشم است . چون پدر، امامی بوده و توثیقی ندارد، میگویند روایتحسنه است، البته باید گفت كه بعضی افراد، فراتر از توقثیق هستند و اگر توثیق نشدهاند، به دلیل بزرگی مقامشان بوده است مانند: حضرت زینب علیها السلام، حضرت عباس علیه السلام، حضرت معصومه علیها السلام، حضرت عبدالعظیم علیه السلام . (10) استادمان، آیتالله اشتهاردی نقل میكردند كه آیتالله سید احمد خوانساری در درس خود فرموده بودند: «اگر بعضیها توثیق نشدهاند، برای این نیست كه مجهول الحالند، بلكه اجل از توثیقند و ابراهیم بن هاشم از این قبیل است» مرحوم میرداماد در «الرواشح» (راشحهی 33) دربارهی شیخ اجازه چند حالت اجازه را نقل میكنند كه ما به دو صورت آن اشاره میكنیم . برای مثال، یك وقت این آقای زید كه به من اجازهی روایت داده، اجازه روایت كتاب خودش را داده است . در این صورت، نقل شخصی حتی مثل نعمانی از اوسبب وثاقتش نمیشود و باید وثاقت او برای ما محرز شود . ولی گاهی این شخص، اجازهی روایت از كتاب معروفی مانند كافی را میدهد . در این صورت، وثاقتش لازم نیست; یعنی اگر ثقه هم نباشد، ما میتوانیم از او روایت نقل كنیم . این در سلسله قرار گرفتن، برای تشریفات است . و كاری است كه مرحوم نمازی در «مستدركات رجال الحدیث» به آن پرداخته است . . ایشان، همهی افرادی را كه در سلسلهی احادیثبوده و دیگران نیاوردهاند، گردآوری كرده است . اگر هم دیگران بیان كردهاند، ایشان مطالب بیشتری دربارهی آن شخص بیان میكند . كسانی را كه دیگران از «ممن لم یرو عنهم» شمردهاند، ایشان با دلیل جزء «ممن روی عنهم» میآورد یا اینكه معاصر بودن آن را ثابت میكند . بنابراین، اگر بخواهیم دربارهی راویان تحقیق كنیم، پیش از اینكه خود را به زحمت اندازیم و كتابهای متعددی را ببینیم، ابتدا باید این كتاب را ببینیم . در بیشتر موارد اگر گفته شده است: «لم یذكره» یعنی اینكه دیگر به خودتان زحمت ندهید; زیرا در كتابهای دیگر، دربارهی ایشان، چیزی نیامده است . 2) ابوعلی كوفی نام وی «احمد بن محمد بن یعقوب بن عمار ابوعلی كوفی» است . وی به قرینه نزدیك بودن سال وفاتش با نعمانی و رواج داشتن نسبت دادن نام شخص به جدش، ظاهرا همان احمد بن محمد بن عمار است (11) كه نامش در كتاب «الفهرست» شیخ طوسی نیز آمده و ثقه و جلیل القدر است . (12) نجاشی دربارهی ایشان میگوید: «شیخ من اصحابنا، ثقة جلیل، كثیر الحدیث الاصول، صنف كتب منها كتاب اخبار آل النبی و فضائله و توفی سنه مرحوم نمازی نیز مینویسد: «ثقة جلیل بالاتفاق» (14) وی كوفی است . بد یستبدانید كه ابن عدی در «الكامل» میگوید: «هر جا من گفتم فلانی كوفی است; یعنی ضعیف است .» این مساله به این دلیل بوده است كه بیشتر مردم كوفه، شیعه بودهاند، چه به معنای شیعه دوازده امامی و چه به معنای دوستدار علی بن ابی طالب علیه السلام به هرحال، این كار ضد ارزش شمرده میشده است . همین گونه یكی از معاصران به نام «محمد بن ابوزهو» در كتابش مینویسد كه دو چیز از نشانههای ساختگی بودن حدیث است: یكی اینكه راوی آن، شیعه باشد . دوم اینكه در فضیلت اهل بیت علیهم السلام باشد . 3) ابن عقدة «احمد بن محمد بن سعید ابوالعباس كوفی» معروف به «ابن عقدة» از مشایخ مهم «نعمانی» است كه حدیث فراوانی از او نقل كرده است . دربارهی ایشان به كتابهای اهل سنت و شیعه، نظری خواهیم افكند . خود «نعمانی» در مقدمهاش میگوید: «در وثاقت و اطلاع از حدیث وی، جای هیچ بحث و تاملی وجود ندارد .» (15) افرادی مانند آیتالله خوییقدس سره در موضوعات توثیق یك نفر را كافی میدانند، مگر اینكه معارض داشته باشد، چنانكه خواهیم دید، ایشان هیچ معارضی ندارد . پس اگر ایشان، توثیق دیگری جز همین توثیق نعمانی را نداشته باشد، برای ما كفایت میكند . با این حال خواهید دید كه افزون بر توثیقهای وارده، تعریف و تمجید فراوانی نیز از ایشان شده است . البته منظور از نبود معارض، اهل سنت نیستند; چون بیشتر كسانی را كه سنیها ضعیف میكنند، به دلیل عقایدشان است . این مساله را جوزجانی بنیان نهاده است . وی در كتاب «احوال الرجال» هر كس را كه به علی بن علی طالب علیه السلام عنایتی دارد، منحرف مینامد، برای نمونه، «حریض بن عثمان» كسی است كه پس از نماز صبح و نماز مغرب، هفتاد مرتبه علی را لعن میكرد . یكی از همراهانش نقل میكند كه از مصر تا مكه با وی همراه بودم . سوار بر شتر نمیشد و پیاده نمیشد مگر اینكه علی را لعن میكرد و من هفتسال پشتسر او نماز خواندم و این كارش ترك نشد . جوزجانی دربارهی چنین فردی میگوید: «ثقة الا انه كان یسب علی» . همچنین دربارهی عمر سعد میگوید: «ثقة الا انه قتل الحسین» . قتل امام حسین و اهل بیت علیهم السلام برای آنان، هیچ اهمیتی ندارد . با این حال، هنگامی كه به بعضی صحابه میرسند، اگر كسی به آنها حرفی بزند از اعتبار ساقط میشود . برای مثال ذهبی هنگامی كه به ابنعقده میرسد، ایشان را به عرش میبرد، اما میگوید: «من از این شخص، روایت نقل نمیكنم; چون زمانی به مسجد براثا میرفت و در مذمتشیخین نقل حدیث میكرد» . بنگرید كه بعضی از صحابه، ملاك میشوند . او میگوید ابن عقدة، ثقة است; یعنی نه دروغگوست و نه اینكه دقت نظر ندارد، بلكه تنها مشكلش این است كه: «یذم الشیخین» . با این حال هنگامی كه به «حریض بن عثمان» میرسد، سه دفعه میگوید: «ثقة، ثقة، ثقة» . با اینكه «بشار اواد» در شمار افراد كج فهم و متعصبان درجهی یك است، ولی در تعلیقهای كه بر كتاب «سیر ذهبی» دارد، از جملهی ذهبی، تعجب میكند و میگوید: «كیف یكون ثقة من كان یسب علی ابن ابی طالب» . همین ذهبی دربارهی شیخ طوسی نیز میگوید: «كان ذكیا و لیس بزكی» . معلوم نیست كه آیا ذهبی، فحش نامه مینویسد یا سیر اعلام النبلاء؟ هنگامی كه به شیخ مفید میرسد، میگوید: «رئیس الروافض» است و دویست كتاب دارد كه من - الحمد لله - هیچكدام را ندیدم . از اینكه بگذریم در بررسی منابع شیعه، به نظر شیخ دربارهی ایشان میرسیم . شیخ طوسی دربارهی ابن عقدة میفرماید: جلیل القدر، عظیم المنزلة، له تصانیف و ذكر نامهها فی الفهرست . (16) اما مشكلی دارد و آن، اینكه «كان جارودیا» ، زیدی جارودی بوده است . «صنف لهم و ذكر اصولهم» ایشان همهی كتابهایی را كه بزرگان ما نوشته بودند، فهرست كرده و گردآورده است . در ادامه شیخ میفرماید كه از ابن عقدة، نقل شده است كه من، 120 هزار حدیث را با سندشان از حفظ هستم و 300هزار حدیث دیگر هم در دسترس دارم كه كه آنها را نقل میكنم . . تعلبكری از ایشان نقل كرده است كه اجاز لنا ابن الصلت عنه بجمیع روایاته; یعنی هر چه روایت كرده است من به آن دسترسی دارم . اكنون به نظر اهل سنت دربارهی ایشان میپردازیم . ذهبی در «سیر اعلام النبلاء» میگوید: «ابوالعباس الكوفی الحافظ» . حافظ نزد اهل سنت، رتبهای است و به كسی گفته میشود كه دست كم، متن و سند صد هزار حدیث را در حفظ دارد . (17) بعد میگوید: «احد الاعلام الحدیث، نادرة الزمان و صاحب التصانیف» . اما در آخر، نیشش را میزند: «علی ضعف فیه» وی در سال 249 ه . ق . به دنیا آمده است وی «طلب الحدیثسنة بضع و ستین و مئتین» . و در كوفه، بغداد و مكه، چنان حدیث از او نوشته شده است كه قابل شمارش و وصف نیست . نكتهی دیگر اینكه ذهبی میگوید: جمع التراجم و الابواب و المشیخه و انتشر حدیثه و بعد صیته . همه جا سخن از ابن عقده و احادیث وی بود و صدا و آوای او به جاهای دوردست هم رسیده بود . سپس میگوید: و كتب عمن دب و درج من الكبار و الصغار و المجاهیل و جمع الغث الی السمین و الخذر الی الدر الثمین . یعنی در كتابهایش، همه چیز هست . در هستسنگ ریزه هم هست، از آدمهای ناشناس هم، حدیث نقل كرده است . بعد اسم چند نفر از اهل سنت را میآورد كه از وی، حدیث نقل كردهاند . یكی از آنها طبرانی است - سلیمان بن احمد طبرانی صاحب معجم كبیر، معجم اوسط و معجم اصغر - وی دویست كتاب نوشته است . دیگری، ابن عدی، صاحب كتاب 8 جلدی «الكامل فی الضعفا» ، شاگرد ابن عقدة است . نفر سوم، ابن شاهین، صاحب كتاب «تاریخ اسماء السقاط» قدیم است . افراد بعدی، ابن جعابی و ابن القری، هستند كه همه، پای درس ابن عقدة میرفتند و از ایشان، حدیث میگرفتند . نكتهی سومی كه ذهبی دربارهی ابن عقدة، بیان میكند، این است كه: از ابن عقدة احادیثی به من رسیده كه از سنخ صحیح اعلایی است . «وقع لی حدیثه بعلو» . سپس یكی از آن احادیث را میآورد كه سندش به «شعبی» میرسد; یعنی كسی كه دائم الخمر و معروف به قمارباز خمار بوده است و قسم میخورد كه علی بن ابی طالب علیه السلام رحلت كرده و قرآن را حفظ نبوده است وی، حدیثی را از ابن عقدة ذكر میكند، كه سندش به شعبی میرسد كه میگوید: من حدیث را از علی نقل میكنم كه فرمود: من نزد رسول الله بودم كه عمر و ابوبكر از جلوی ما عبور كردند . در این لحظه، پیامبر رو كرد به من و گفت: یا علی هذان سید اكهول اهل الجنة من الاولین و الاخرین الا النبیین و المرسلین . جالب استبدانید دربارهی همین حدیث، بحثی میان امام جواد علیه السلام و یحیی بن اكثم كوفی واقع شده است . یحیی در مجلسی، از امام پرسشهایی میكند . یكی از آنها همین مساله است كه مگر پیامبر نفرموده است: عمر و ابوبكر سیدا كهول اهل الجنة؟ امام در پاسخ میفرماید: اصلا كسی پیر، وارد بهشت نمیشود و همهی بهشتیان، جوان هستند . سپس امام میفرماید: این حدیث از ساختههای معاویه است كه آن را در مقابل حدیث الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة وضع كردهاند . سپس ذهبی، حدیث دیگری از ایشان نقل میكند كه سندش به سفیان میرسد . كه پیامبر فرمود: لا یجتمع حب علی و عثمان الا فی قلوب نبلاء الرجال . آن گاه آقای ذهبی میگوید: قد رمی ابن عقدة بالتشیع; میگویند ابن عقدة شیعه است، ولی این گونه نیست و این روایتهایی كه از او آوردیم نشان میدهد كه او غلوی ندارد . اما میافزاید: كسی كه به رتبهی ابن عقدة برسد و در دل، نسبتبه خلیفه و سابقین، كینهای داشتباشد، یا معاند استیا زندیق . ذهبی در جایی دیگر میگوید: مردی از بنی هاشم نزد ابن عقدة بود كه بحث میانشان در گرفت . ابن عقده رو كرد و به او گفت: ساكتشو! من دربارهی فضایل خانوادهی شما 300 هزار حدیث از حفظ دارم . بنگرید یعنی چقدر؟ كتاب وسائیل الشیعه كه 30 جلد است، 35 هزار حدیث دارد . حال شما ببینید كه 300 هزار حدیث، چند جلد كتاب میشود . ذهبی، سخنی نیز از حاكم نقل میكند، كسی كه كارشناس فن است . سمعت ابا علی الحافظ یقول: ما رایت احدا احفظ الحدیث الكوفیین من ابی العباس بن عقده . سپس گفتهی «دار قطنی» را میآورد، كه هم در رجال كتاب دارد و هم در سنن . وی میگوید: اهل كوفه معقتدند از زمان ابن مسعود تا زمان ابن عقدة، شخصیتی مانند ابن عقدة و حافظتر از وی نبوده است . ذهبی پس از نقل این دو سخن میگوید: «بله . در كوفه شاید این گونه بوده و حافظتر از وی نیامده باشد، اما این گونه نیست كه بگوییم در جاهای دیگر نیز نظیر نداشته است . و این سخن درست نیست; زیرا پس از ابن مسعود و علی، كسان دیگری بودند كه از ایشان بالاتر - در اینجا نیز حاضر نیست علی را مقدم كند! - آنگاه افرادی را نام میبرد مانند: علقمه، مسروق، عبیده، ثم ائمه حفاظ كابراهیم النخعی، منصور، الاعمش، مسعر، الثوری و سپس میافزاید: ثم هولاء یمتازون علیه بالاتقان و العدالة التامه و لكنه اوسع دائرا فی الحدیث منهم . در ستودن آنان نیز یك جانبه قضاوت نمیكند، بلكه میگوید: هم عدالتشان بیشتر است و هم اتقانشان . دربارهی فراوانی آگاهی وی از حدیث، شخصی به نام برقانی نقل میكند كه: ما چهار برادر بودیم و سالها در دروس ابن عقدة شركت میكردیم و در كوفه كتابها و دفترها پر كرده بودیم . هنگامی كه خواستیم از نزد او برگردیم، به ما گفت: آیا آن چه از من شنیدید، برای شما كفایت میكند؟ ما گفتیم: بله . ما هر كدام، از شما صد هزار حدیث نقل كردهایم . ابن عقدة گفت: این مقدار كمترین احادیثی است كه من از یكی از استادانم فرا گرفتهام . به همین دلیل دار قطنی میگوید: یعلم ما عند الناس و لا یعلم الناس ما عنده . همهی اینها دربارهی حافظهی ابن عقدة بود . و دربارهی دقت نظر ایشان نیز ابن جعابی میگوید: ابن عقدة سه بار برای نقل حدیثبه بغداد آمد . بار دوم كه آمد، به من گفت: برو احادیث ابن صاعد را بیاور تا ببینم . من نزد ابن صاعد رفتم . او نیز مسندی را كه دربارهی علی بن ابی طالب بود، به من داد و من هم آن را به ابن عقدة دادم . وی آن را مطالعه كرد و به من برگرداند . به او گفتم: نظرتان چیست؟ گفت: در آن، یك غلط وجود دارد . گفتم چیست؟ پاسخ داد: نمیگویم مگر این كه از بغداد خارج شوم . پس من منتظر شدم تا روز موعود فرا رسید . هنگامی كه از شهر دور شدیم، گفتم: اكنون به وعدهات، وفا كن . وی گفت: ابن صاعد، حدیثی را نقل كرده كه سندش این گونه است عن ابی سعید الاشج عن یحیی بن زكریا بن ابی زائده، حال آنكه ابی سعید اشج در شبی به دنیا آمد كه در آن شب، یحیی درگذشته است . پس این سند، اشتباه است . ابن جعابی میگوید: هنگامی كه به بغداد برگشتم و قضیه را به ابن صاعد گفتم، چنان خشمگین شد كه گفت: هر تكه از گوشتبدنش را به هر شاخهای از این درخت آویزان میكنم . او مرا رسوا كرده است . با این حال هنگامی كه به دفترهایش مراجعه كرد، دید در سند روایت، اشتباه كرده است و سند صحیح این گونه بوده: عن شیخ غیر الاشج عن ابی زائدة . حال عنایت كنید كه چنین شخصی تنها 300 هزار حدیث دربارهی اهل بیت علیهم السلام از حفظ دارد و این گونه دقت نظر هم دارد، اما بعضیها از ایشان، دل خوشی ندارند . برای مثال، عبدالله بن احمد بن حنبل میگوید: از زمانی كه ابن عقدة رشد كرد، احادیث كوفه فاسد شد . خود ذهبی هم میگوید: ایشان مشكلی ندارند جز این كه مسالب شیخین را میگوید و در مجموع، مشكل ایشان تشیعاش است . 5- ناقل كتاب نعمانی كسی كه این كتاب را از نعمانی نقل كرده است، ابوالحسین محمد بن علی الشجاعی است . وی تنها رشتهی پیوند ما با كتاب غیبت نعمانی است . با این حال، ایشان در شمار معاریف نبوده و هیچ توثیقی دربارهی ایشان وارد نشده است . ما یك مجهول داریم و یك مهمل . مجهول آن است كه در كتب رجالی آمده اما نه مدح شده است و نه ذم . مهمل هم آن است كه اصلا نامش در كتاب رجالی، نیامده است . بنای نمازی در «المستدركات» این است كه بسیاری از این مهملها را گرد آورده و در این زمینه، بسیار زحمت كشیده است . پس براساس این تفسیر، شجاعی مجهول میشود; چون نامش در رجال آمده است . نجاشی میگوید: «من ابوالحسین را دیدم كه كتاب غیبت را برای نعمانی میخواند . تستری نیز همین سخن نجاشی را بی كم و كاست آورده است و چیز دیگری اضافه ندارد . (18) نمازی با صراحت میگوید: «هیچ ذكری از ایشان به میان نیامده است .» (19) در ادامه، سخن نجاشی را میآورد . حال باید در اینجا بحث كنیم كه اگر نتوانستیم این شخص را توثیق كنیم، آیا اصل كتاب نیز زیر سؤال خواهد رفتیا نه؟ راه حل دربارهی اصل كتاب مشكل نداریم; زیرا نجاشی میگوید: شجاعی به فرزندش وصیت كرده بود كه كتاب را به من بدهند . اكنون این كتاب نزد من است . یعنی وی اقرار میكند كه كتاب نعمانی پیش او است . نجاشی نیز كسی است كه كارشناس فن است و شهادت او بر اینكه این كتاب، همان كتاب نعمانی است، انتساب كتاب را به نعمانی، برای ما قطعی میكند . تستری نیز سخنی را نقل میكند كه شاید به وسیلهی آن، بسیاری از قضایا برای ما حل شود . ایشان میگویند: (20) ما اگر اصول مشهوره و مصنفات معروفهی پیشینیان را داشتیم، میتوانستیم به صحتبسیاری از روایتها، حكم كنیم . توجه كنید . مگر كلینی و دیگران، روایتهایشان را از كجا آوردهاند؟ اینها همه از اصول «اربعمائة» كه از اصول شیعه است، حدیث را بیان كردهاند . ایشان در ادامه میفرماید: پیشینیان دربارهی صحیح، یك اصطلاحی دارند و 2معاصران، اصطلاحی دیگر . هنگامی كه پیشینیان میگویند روایت صحیح است، بدان معناست كه آن خبر معتبر است و اعتبار خبری دارد و كاری به مخبر آن ندارند . هر چند ممكن است اعتبار مخبری نیز داشته باشد . این گونه تقسیمبندی روایتها از نظر سند به صحیح، موثق، حسن و ضعیف را علامه حلی انجام داده است . البته پیش از ایشان نیز این كارها سابقه داشته است، ولی به نام ایشان ثبتشد . بعد این تقسیمبندیها گسترش پیدا كرد، به گونهای كه مرحوم قمی در جلد دوم «قوانین» ، ظاهرا آن را به 45 صورت تقسیم میكند . صحیح در اصطلاح معاصران به معنانی اعتبار مخبری است . یعنی همهی رجال سند، امامی عادل باشند . ایشان ادامه میدهد كه اكثر واسطهها، مشایخ اجازه هستند . مانند امروز كه از بزرگان، اجازهی روایت میگیرند . این اجازهی روایت، تشریفاتی است و تنها برای پیوند سلسلهی سند است . ایشان میفرماید: كه فلانی به من اجازه داده است و خودش نیز از فلانی اجازه گرفته است تا میرسند به كتاب كافی . حال فرض كنید در سلسله، واسطهی چهارم را نشناختهایم . آیا این كار، كافی را از اعتبار میاندازد؟ در واقع، اگر مشایخ اجازه، مشكلی داشته باشند، به خود كتاب لطمه نمیخورد; چون بسیاری از این روایتها، در مصنفات اصحاب ائمه و اصول آنها گرفته شده است . با پذیرش این سخن، دیگر برای مشكلی به وجود نمیآید . به یقین، پیوند نعمانی به بعضی از مشایخی - به ویژه ابن عقدة - كه روایتهای زیادی از وی نقل میكند، اعتبار زیادی به كتاب میدهد . پس از مجموع سخنان نجاشی و تستری به دست میآید كه هر چند شجاعی توثیق نشده است، اما در اعتبار و صحت انتساب كتاب به نعمانی، جای هیچ شك و شبههای وجود ندارد . خلاصه 1- نعمانی، فردی ثقه، جلیل القدر و عظیم المنزلة و در شمار علما و فقهای بزرگوار شیعهی دوازده امامی است . 2- دو تن از مشایخ وی كه از آنها بسیار حدیث نقل كرده است، نزد علمای شیعه، ثقه و معتبر هستند و این خود، اعتبار بیشتری به كتاب میدهد . 3- در انتساب این كتاب به نعمانی، جای هیچ تردیدی نیست و كسی منكر آن نشده است . در مجموع، كتاب غیبت نعمانی یكی از دسته اولترین و معتبرترین منابع ما در مباحث مهدویتبه ویژه در مساله غیبتبه شمار میرود . پینوشتها: 1. نوشتهی حاضر، نخستین درس از سلسله درسهای استاد شیخ نجمالدین طبسی با عنوان «منبعشناسی مهدویت» است كه در مركز تخصصی مهدویت وابسته به بنیاد حضرت مهدی موعود (عج) در قم برای گروهی از طلاب و دانش پژوهان ارایه شده و در نخستین جلسه، به كتاب غیبت نعمانی پرداخته شده است . در شمارههای آینده منابع دیگر نیز به ترتیب آورده خواهد شد . انشاءالله . 2. گاهی به ایشان «ابن زینب» نیز گفتهاند . 3. قاموس رجال، تستری، جامعه المدرسین، قم، ج9، ص 442 4. الذریعة الی تصانیف الشیعه، آقابزرگ تهرانی، موسسه اسماعیلیان، قم، ج16، ص 79 5. پرسش این است كه آیا وی، همان صدوق استیا مسعودی؟ پژوهشگر این كتاب، آقای غفاری باور دارد كه وی صدوق است; زیرا این روایتها در قم برای نعمانی نقل شده و مسعودی نیز به قم نیامده است . 6. وی با طبرانی معروف یعنی سلیمان بن احمد، صاحب كتاب معروف معجم صغیر اوسط و كبیر تفاوت دارد . 7. وی غیز ابوجعفر اسكافی معروف است كه ابتدا سنی بود و بعدها شیعه شد . 8. معجم رجال الحدیث، ابوالقاسم خویی، دارالزهرا، بیروت، ج 1، صص 348 و 360 . 9. تنقیح المقال، مامقانی، مطبعة المرتضویة، نجف، 1350، ج 1، ص 666; مستدركات علم الرجال، علی نمازی، حیدریان، تهران، ج 1، ص 498 . 10. البته ممكن است این بزرگواران دارای توثیق نیز باشند . 11. معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 294 . 12. الفهرست، شیخ طوسی، مكتبة المرتضویة، ص 29; رجال شیخ طوسی، ص 454 . 13. قاموس الرجال، ج 1، ص 626 . 14. مستدركات علم الرجال، ج 1، ص 462 . 15. المقدمة، نعمانی، ص 25 . 16. معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 276 . 17. رجال مقارن، نجم الدین طبسی، ص 7 . 18. قاموس الرجال، ج 9، ص 442 . 19. مستدركات علم الرجال، ج 7، ص 232 . 20. قاموس الرجال، ج 1، ص 60 . نجم الدین طبسی / تدوین: مصطفی كاظمی/ انتظار، شماره 6 معرفی کتاب غیبت نعمانی
اشاره: نوشتار حاضر، پس از معرفی محتوایی و ذکرابواب اصلی کتاب الغیبة، از نعمانی، و شیوه و سبک نگارش و ویژگی های تاثیر گذار آن، نسخه های خطی و چاپ های آن را نقد، و بررسی و ضرورت تصحیح انتقادی تازه ای از کتاب الغیبة را گوشزد کرده است . در مقدمه ی این سلسله مقالات، به اجمال، به معرفی کتاب الغیبة نعمانی اشاره رفت و تفاوت های این کتاب با دو کتاب مشابه آن، یعنی کمال الدین شیخ صدوق و الغیبة شیخ طوسی، بیان شد . در این جا، با تفصیلی بیش تر، به شناسایی این کتاب می پردازیم . ابواب کتاب الغیبة نعمانی در بیست و شش باب تنظیم شده است . اکثر ابواب، نسبتا، کوتاه است . ابواب مفصل کتاب - که چهره ی کلی کتاب را شکل داده اند - عبارت است از: ب 4 (ص 57- 111) ما روی فی ان الائمة اثنا عشر اماما و انهم من الله و اختیاره در پایان این باب، روایاتی چند از طرق عامه در اثبات عدد دوازده امام علیهم السلام نقل شده است . در ضمن آن، به نقل عبارتی از تورات درباره نام های امامان به زبان عبری می پردازد . مؤلف باب دیگری (باب 6، ص 116- 127) را درباره احادیث دوازده امام که از طریق عامه نقل شده، گشوده، که ظاهرا پس از تالیف کتاب افزوده شده است . (1) ب 10 (ص 140- 194) - ما روی فی غیبة الامام المنتظر [و هو (2) ] الثانی عشر ب 13 (ص 212- 247) - ما روی [جاء خ . ل (3) ] فی صفته [صفات القائم علیه السلام، خ . ل] و سیرته و فعله [و فی اصحابه و ما یرید الله، جل و عز، به (4) ]، و ما نزل من القرآن فیه . ب 14 (ص 247- 283) - ما جاء فی العلامات التی تکون قبل قیام القائم علیه السلام [و یدل (تدل خ . ل) علی ان ظهوره یکون بعدها کما قالت الائمة علیهم السلام ] در این چند باب گسترده، عناوین فرعی هم ذکر شده که نقل احادیث را منظم تر می سازد . ابواب کتاب، تقریبا سه گونه اند: ابواب مقدماتی (مربوط به مبانی غیبت)، غیبت و دوران غیبت، عصر ظهور و علائم آن . نه باب نخستین کتاب، به مبانی عقیدتی غیبت، مانند لزوم راز داری و الهی بودن منصب امامت و ضرورت وجود امام بر روی زمین و روایات مربوط به دوازده امام علیهم السلام می پردازد . سه باب بعدی (باب 10 تا 12) به غیبت و گزارش دوران غیبت اختصاص دارد . باب 15 و 16 نیز به همین دوران مربوط می گردد . بقیه ی ابواب کتاب، به دوران ظهور یا علائم ظهور می پردازد . در این میان، یک باب (باب 24) موضوع خاصی را دنبال می کند . این باب، بطلان امامت اسماعیل (فرزند امام صادق علیه السلام) را اثبات می کند که در ارتباط با ادعای مهدویت خلیفه ی فاطمی است - که به مذهب اسماعیلی بود . - درباره این موضوع، پس از این، بیش تر سخن می گوییم . توضیحات مؤلف حجم اصلی کتاب را نقل احادیث اهل بیت علیهم السلام شکل داده است، ولی مؤلف، در مقدمه ی تا حدودی طولانی خود (5) و در لابلای احادیث، توضیحاتی افزوده که در مجموع حدود 16 کتاب را به خود اختصاص داده است . (6) در مقدمه، انگیزه ی تالیف کتاب را انحراف اکثریت منتسبان به شیعه از راه درست به خاطر وقوع غیبت دانسته و اشاره کرده که بیش تر مردمان، با انگیزه های غیر صحیح، به این مذهب روی آورده اند، لذا با اندکی شبهه از آن روی بر تافته اند . مؤلف، در این مقدمه، بر نکته جالبی تاکید می کند . او، نوشته است: با وجود حجم عظیم روایات که از ائمه ی معصومین علیهم السلام درباره ی غیبت به ما رسیده، اگر حادثه ی غیبت به وقوع نمی پیوست، مذهب امامت باطل می بود، بنابر این، وقوع غیبت، خود، دلیل بر صدق گفتار ائمه علیهم السلام است . مؤلف، اشاره می کند که حیرت و تردید اکثریت شیعه در این موضوع، امری غیر منتظره نیست; زیرا، امامان علیهم السلام آن را پیشگویی کرده اند . فهرستی از مطالب کتاب پایان بخش مقدمه مؤلف است . نثر کتاب، شیوا و روان و دلنشین و آمیخته با صنایع ادبی، بویژه سجع، و در عین حال بدون تکلف است و چیره دستی مؤلف را بر ادبیات عرب می رساند . البته، از کسی که به لقب «کاتب » خوانده شده، جز این، انتظاری نیست . از آن جا که این سطور، در روز میلاد حضرت امیر علیه السلام نگارش می یابد، به نقل صلوات زیبایی بر آن حضرت و ائمه معصومین علیهم السلام برگرفته از مقدمه ی کتاب تبرک می جوییم (7) : نعمانی، پس از ذکر مقام والای حضرت ختمی مرتبت می گوید: صلی الله علیه و علی اخیه امیر المؤمنین تالیه فی الفضل و مؤازره فی اللاواء و الازل و سیف الله علی اهل الکفر و الجهل، ویده المبسوطة بالاحسان و العدل، و السالک نهجه فی کل حال، و الزائل مع الحق حیثما زال، و الحاوی (8) علمه و المستودع سره [و ] الظاهر علی مکنون امره . و علی الائمة من آله الطاهرین الاخیار، الطیبین الابرار، معادن الرحمة، و محل النعمة، و بدور الظلام، و نور الانام، و بحور العلم، و باب السلم (9) ، الذی ندب الله، جل و عز، خلقه الی دخوله، و حذرهم النکوب عن سبیله، حیث قال «یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافة و لاتتبعوا خطوات الشیطان » (10) . . . . درود خداوند بر پیامبر و برادرش امیر المؤمنین که تالی تلو وی بود در فضیلت و یار او در سختی و مصیبت، شمشیر پروردگار بر اهل کفر و جهالت و دست گشوده حق به احسان و عدالت . هماره، راه او می پیمود وبر مدار حق حرکت می نمود . گنجینه دانش ربوبی و ودیعه گاه اسرار بود و چیره بر رازهای پنهان پروردگار . درود بر امامان اهل بیت، پاکان نیکو نهاد و پاکیزگان برتر از گناه و ایراد، معادن رحمت و جایگاه نعمت، ماه های درخشنده در تاریکی ها و روشنی بخش انسان ها، دریاهای دانش و دروازه صلح و آشتی که خداوند، عز و جل، آفریدگان خویش را به وارد شدن بدان خوانده و از کناره جویی از راه آن بر حذر داشته، آن جا که می فرماید: «ای اهل ایمان، همگی، در صلح و آشتی در آیید و راه شیطان مپویید» . . . موضوعات محور کلام نعمانی مؤلف، در موضوعاتی مختلف سخن گفته است . اشاره به پاره ای از این موضوعات مفید است: رد بر عامه (11) ; رد بر معتزله و دیدگاه ایشان که تقدیم مفضول را بر افضل روا می دانند (12) ; بطلان قیاس و اجتهاد به رای (13) ; لزوم مراجعه به اهل بیت علیهم السلام و بی نیاز ندانستن خود از ایشان (14) ; مصائب حضرت زهرا علیها السلام که ننگ آن از چهره اهل اسلام زدوده نمی شود (15) ; دانش تمام چیزها، از خرد و کلان، در قرآن آمده، ولی تنها اهل بیت علیهم السلام بدان آگاه اند (16) ; مذمت اختلاف در دین (17) ; انکار امامت حضرت امیر علیه السلام یا یکی از امامان علیهم السلام به نفاق می انجامد (18) ; انکار یکی از امامان، مانند انکار تمامی ایشان است (19) ; امامت، به اختیار الهی است، نه به اختیار مردم; اعتبار کتاب سلیم بن قیس، (از مصادر غیبت نعمانی). (20) ; تواتر احادیث دوازده امام علیهم السلام (21) ; روایات دوازده امام، تنها با اعتقاد امامیه سازگار است (22) ; اشاره به اندک بودن معتقدان به مذهب صحیح در آن روزگار (23) ; فرقه های انحرافی منشعب شده از تشیع و بطلان آن ها و هشدار به شیعه به عدم پیروی از گمراهی ایشان (24) ; بطلان ادعای امامت از سوی سادات و آل ابی طالب (25) ; شواهد روایات بر صحت عقاید امامیه و تطبیق احادیث بر امام عصر علیه السلام و غیبت آن حضرت (26) ; دیدگاه های مختلف درباه امام عصر علیه السلام (27) ; بعید نبودن عمر طولانی امام عصر علیه السلام (28) ; تشبیه غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه به داستان ولادت حضرت موسی علیه السلام و نشو و نمای آن حضرت (29) ; تواتر احادیث غیبت (30) ; اشاره ی احادیث اهل بیت علیهم السلام به غیبت اول (غیبت صغرا) که در آن، سفرا، میان امام علیه السلام و مردم واسطه اند (31) ; توصیف مقامات سفرای امام عصر علیه السلام (32) ; پایان یافتن غیبت اول و فرا رسیدن غیبت دوم (غیبت کبرا) (33) ; سن «صاحب الامر» و «قائم » و سیمای آن حضرت در هنگام ظهور بر هیچ یک از امامان پیشین و دیگر افرادی که مهدویت آنان ادعا شده، تطبیق نمی کند (34) ; توجیه روایاتی که در تعیین وقت ظهور نقل شده (35) ; سیمای حضرت مهدی علیه السلام در آیینه ی روایات و عدم انطباق آن با اوصاف خلیفه ی فاطمی (36) ; اشاره به بطلان مذهب اسماعیلیه (37) ; نکاتی درباره روش تالیف کتاب مؤلف، تنها، بر احادیث خاصه تکیه می کند (38) ، با این حال، برای تاکید مطلب، به روایات عامه (39) و نیز به تورات، استناد می جوید (40) . نعمانی، در توضیحاتی که در ادامه ی روایات آورده است، گاه، به توضیحی کوتاه بسنده می کند (41) و گاه، حدیث مورد نظر رابا استفاده از حدیثی دیگر، توضیح می دهد (42) ، و با بهره گیری از احادیث معروف، مانند حدیث ثقلین، مفاد روایت را تشریح می کند . (43) توضیحات مؤلف، آکنده از آیات قرآنی است . که نشانه ی تسلط وی بر قرآن است . از توضیحات مؤلف روشن می شود که وی، شیعیان را به عنوان مخاطب خود در نظر گرفته است . تعبیر «یا معشر الشیعة (44) » و «یا ایها الشیعة الاخیار (45) » ، در چند جای کتاب دیده می شود . از سوی دیگر، کتاب، در درجه نخست، در رد بدعتگذاران از فرقه های منسوب به تشیع، نگارش یافته است . نعمانی، از این گروه، با تعابیری مانند «اهل الدعاوی الباطلة المنتمین الی الشیعة و هم منهم براء (46) » ، یا «طوائف من العصابة (العصائب خ . ل) المنسوبة الی التشیع المنتمیة الی نبیها محمد و آله صلی الله علیه و آله ممن یقول بالامامة (47) » یا «الطوائف المنتسبة الی التشیع ممن خالف الشرذمة المستقیمة علی امامة الخلف بن الحسن بن علی (48) » یاد می کند . البته، پاسخ اجمالی به دیدگاه های عامه و بیان فساد مذهب ایشان نیز از نظر مؤلف، دور نمانده است . سبک نگارش کتاب و ادبیات آن، جالب توجه است . مؤلف، با بهره گیری از روش هایی، در صدد ایجاد تحرک در خواننده است و وی را از رخوت و سستی به دور می دارد . وی، با توصیه ی پیاپی به تامل و اندیشه، مخاطبان را به صورت فعال، در جریان فکری مباحث کتاب قرار می دهد و از حالت انفعالی بیرون می برد . عباراتی مانند «فتاملوا (49) » ، «فاعتبروا (50) » ، «فانظروا (51) » ، «انظروا» (52) ، «فتبینوا» (53) ، . . . در این زمینه، به کار گرفته شده است (54) . وی، از سوی دیگر، فرجام ناگوار دور شدن از مسیر صحیح امامت را گوشزد می کند . بیدار باش های اعتقادی و انذار و تبشیر، در کلام نعمانی، فراوان دیده می شود . (55) وی، مخاطبان خود را با اوصافی ویژه می ستاید که خود تشویقی است جدی به اندیشه ورزی ژرف در احادیث اهل بیت علیهم السلام برای راهیابی به آستانه ی هدایت و استمرار بر طریق ولایت . به تعابیر زیر توجه فرمایید: یا اولی الابصار (56) ; یا اولی الابصار الناظرة بنور الهدی، و القلوب السلیمة من العمی، المشرقة بالایمان و الضیاء (57) ; یا من وهب الله له بصیرة و عقلا، و منحه تمییزا و لبا (58) ; ایها الشیعة الاخیار (59) ; یا معشر الشیعة، ممن وهب الله تعالی له التمییز و شافی التامل و التدبر لکلام الائمة علیهم السلام (60) دعا کردن مخاطبان با تعابیری مانند «رحمکم الله (61) » نیز در جهت تاثیر گذاری کتاب است . از سوی دیگر مؤلف بدعتگزاران را نیز با اوصاف ناپسندشان مذمت می کند: المبتدعون الذین لم یذقهم الله حلاوة الایمان و العلم و جعلهم بنجوة منه و بمعزل عنه (62) . مؤلف، توضیحات خود را از حمد و ثنای الهی بر هدایت و راهیابی آکنده است . (63) ذکر نمونه ای از نثر شورانگیز و محرک مؤلف، سودمند است: فاستیقظوا - رحمکم الله - من سنة الغفلة و انتبهوا من رقدة الهوی، و لایذهبن عنکم ما یقوله الصادقون علیهم السلام صفحا باستماعکم ایاه بغیر آذان واعیة و قلوب متفکرة و الباب معتبرة متدبرة لما قالوا احسن الله ارشادکم . . . و الحمد لله رب العالمین; از خواب غفلت - خداوند رحمت تان کناد! - بیدار شوید و از پیروی هوا و هوس دست شویید . سخنان صادقین علیهم السلام را با گوش های هوشیار و قلب های اندیشه مند و دل های عبرت آموز و تدبرآمیز، گوش فرا دهید تا آن ها را از کف ندهید . خداوند، به نیکی، شما را هدایت کناد! . . . الحمدلله رب العالمین . (64) مؤلف، برای تحرک بخشی به مخاطبان و شورآفرینی در طالبان حق و حقیقت، از روش استفهام، بویژه استفهام منفی، استفاده می کند . عبارات زیر، گونه های مختلفی از این روش را نشان می دهد: الیس فی هذه الاحادیث - یا معشر الشیعة! - . . . ، بیان ظاهر و نور زاهر؟ هل یوجد احد من الائمة الماضین علیهم السلام یشک فی ولادته، و اختلف فی عدمه و الا هذا الامام الذی جعل کمال الدین به و علی یدیه . . . (65) فمن صاحب هذه الغیبة غیر الامام المنتظر و من الذی یشک جمهور الناس فی ولادته الا القلیل - و فی سنه؟ و من الذی لایابه له کثیر من الخلق و لایصدقون بامره، و لایؤمنون بوجوده، الا هو . . . (66) اما ترون - زادکم الله هدی! - هذا النهی عن التنویه باسم الغائب علیه السلام . (67) فای امر اوضح و ای طریق افسح من الطریقة الی دل علیها الائمة علیهم السلام فی هذه الغیبة و نهجوها لشیعتهم حتی یسلکوها مسلمین غیر معارضین و لامقترحین و لاشاکین، و هل یجوز ان یقع مع هذا البیان الواقع فی امر الغیبة شک (68) ؟ . هل هذه الاحادیث - رحمکم الله! - الا دالة علی غیبة صاحب الحق (69) ؟ بدین ترتیب، ابو عبدالله نعمانی کاتب، با نثری زنده و حرکت بخش و شورانگیز، شیعیان را به اندیشه وا می دارد و به هدایت ایشان امید می بندد . (70) چاپ های غیبت نعمانی از غیبت نعمانی، پنج چاپ می شناسیم: 1 . چاپ سنگی، به کوشش علی نقی گیلانی، دار الخلافه، طهران، 1318 . این کتاب، به خط محمد قمی نوشته شده است . در مقدمه ی کاتب، به تاریخ 1317 آمده: «در کمال دقت، از روی نسخ عدیده قدیمه، در دار الایمان قم، نسخ و تصحیح تام شد .» در پایان کتاب هم آمده: «قد بلغ قبالا و تصحیحا علی نسخ معتمدة فی مجالس آخرها صبیحة الجمعة لعشرة ایام بقین من ربیع الاول سنة 1317، و حرره بیمناه الوازرة محمد القمی، 1317» . به پیوست کتاب (از ص 183- 213) اربعین شهید اول به چاپ رسیده است . 2 . چاپ تبریز، مکتبه ی صابری، 1383 . این چاپ، از روی چاپ پیشین افست شده است، با این تفاوت که به جای مقدمه ی یک صفحه ای کاتب نسخه، مقدمه ای در شانزده صفحه، به قلم ولی الله اشراقی درج شده و فهرست ابواب کتاب نیز در پایان دیده می شود و اربعین شهید اول هم همراه کتاب نیست . 3 . تصحیح علی اکبر غفاری، مکتبه ی صدوق، تهران، 1397 . این چاپ، نخست بدون اعراب نشر یافت و سپس به دست آقای محسن احمدی، با بازنگری حسین آقا استاد ولی، اعراب گذاری شد . درباره این چاپ، پس از این، بیش تر سخن می گوییم . 4 . تحقیق فارس حسون کریم، انوار الهدی، قم، 1422 . این چاپ، از روی چاپ پیشین، با حذف حواشی کتاب و افزودن تخریج احادیث، انجام گرفته است . 5 . همراه با ترجمه به قلم محمد جواد غفاری (فرزند استاد غفاری)، از روی چاپ ایشان، نشر صدوق، تهران، 1418 . نسخه های خطی غیبت نعمانی و چاپ استاد غفاری استاد غفاری، در مقدمه ی، کتاب، اشاره کرده اند که در تصحیح کتاب به سه نسخه، اعتماد ورزیده اند; یکی به تاریخ 1077 و دیگری بدون تاریخ که با توجه به خط آن، کتابت آن به قبل از قرن دهم یا در همان حدود حدس زده شده است . سومین و مهم ترین نسخه ی مورد استناد ایشان، نسخه چاپی کتاب بوده که اسانید و دو باب آخر آن با نسخه ی شماره ی 187 کتابخانه ی آستان قدس رضوی، به دست آیت الله زنجانی (والد راقم سطور) ادام الله تعالی ظله، مقابله شده است . وصف نسخه به نقل از ایشان در مقدمه آمده است . نویسنده ی این مقاله، به این نسخه مراجعه و مشاهده کرد که تمام کتاب (سند و متن) با نسخه ی فوق، مقابله شده است . با دقت در مقابله ها، به دست آمد که مقابله ی نسخه در دو مرحله انجام گرفته و مقابله ی کامل نسخه، پس از بهره گیری استاد غفاری صورت گرفته و در هنگام استفاده ایشان، تنها، برخی موارد مورد لزوم (و نه تمام اسناد)، مقابله گشته است . لذا، تقریبا می توان گفت، از این نسخه نفیس و ارزشمند، در این چاپ، بهره گرفته نشده است . گفتنی است که جناب حجة الاسلام و المسلمین علی اکبر مهدی پور - دامت برکاته - نسخه ی خود را با این نسخه، دو بار، با دقت، و نیز با نسخه ای از آن که در کتابخانه ی آیة الله مرعشی نگاهداری می شود و غالبا، با نسخه ی فوق تطابق دارد، مقابله کرده اند . ایشان، از سر لطف، نسخه ی خود را در اختیار این نویسنده قرار دادند و وی را قرین منت خویش ساختند . ویژگیهای نسخه ی خطی کتابخانه آستان قدس رضوی این نسخه که به شماره ی 187 از کتب اخبار و شماره ی عمومی 1754 در این کتابخانه نگاهداری می شود، به تاریخ 577 نوشته شده است . متاسفانه، نام ناسخ، گویا در هنگام بریدن صفحه، از میان رفته است . این نسخه، به همراه 399 جلد دیگر، به دست شیخ اسد الله، مشهور به ابن خاتون مشهدی در سال 1067 وقف آستانه مقدس حضرت رضا علیه السلام شده است، برخی از قسمت های کتاب، با خطی مغایر، ولی عتیق نوشته شده است . (71) در این نسخه، روایات و گاه باب یا باب هایی از کتاب، ذکر نشده است که فهرست آن ها چنین است: ص 35، ح 4: حدثنا احمد بن محمد بن سعید ; ص 37، ح 11: حدثنا محمد بن همام بن سهیل; باب 6، ص 116- 127 (الحدیث المروی عن طریق العامة .) پیش تر گفتیم، گویا، این باب، پس از تالیف، افزوده شده است . ص 129، ح 4: اخبرنا احمد بن محمد بن سعید ; ص 129، ح 5: حدثنا محمد بن یعقوب; ص 135 ح 19: اخبرنا احمد بن محمد بن سعید; ص 175، ح 15: حدثنا عبد الواحد بن عبدالله; ص 175، ح 16: حدثنا محمد بن یعقوب الکلینی; ص 179، ح 25: حدثنا احمد بن محمد بن سعید; ص 216، ح 6: اخبرنا محمد بن یعقوب; ص 224، ح 7: و عن محمد بن یحیی ص 241، ح 38: اخبرنا علی بن الحسین المسعودی; ص 286، ح 6: اخبرنا سلامة بن محمد; ص 286، ح 7: حدثنا عبدالواحد بن عبدالله بن یونس; ص 287، ح 8: اخبرنا ابو سلیمان; ب 21 تا اواخر باب 24 (ص 317- اواخر ص 328) ص 331، ح 7: حدثنا احمد بن محمد بن سعید تفاوت های نسخه ی رضوی با چاپ آقای غفاری آیا این احادیث، از افزوده های مصنف پس از تالیف است یا نسخه ی خطی، دچار کاستی شده است؟ روشن نیست، با مقایسه ی این نسخه با نسخه ی چاپی کتاب، تفاوت هایی چشم گیر میان آن دو، در اسناد و متون احادیث و توضیحات مؤلف، دیده می شود که غالبا عبارت صحیح یا برتر، عبارت همین نسخه ی خطی است . ما در بحث های آینده، به تناسب بحث از مصادر کتاب، به مواردی از اختلاف اسناد این نسخه با نسخه ی چاپی، اشاره خواهیم کرد . در اینجا تنها، اختلافات متن این دو را در دو قسمت می آوریم: قسمت یکم، مربوط به اختلافات مقدمه کتاب است . در این قسمت، بیش تر اختلافات را یاد کرده ایم . قسمت دوم، مربوط به نمونه هایی از اختلافات دیگر بخش های کتاب است . برای تسهیل در مقایسه دو چاپ، آدرس چاپ سنگی را نیز آورده ایم، در برخی از موارد چاپ سنگی، مطابق نسخه رضوی است . این موارد را با علامت × مشخص ساخته ایم . در پاره ای از موارد هم، عبارت نسخه رضوی در حاشیه چاپ سنگی، ذکر شده که با آوردن کلمه «حاشیه » در آدرس چاپ سنگی، بدان اشاره کرده ایم . تفاوت های نسخه رضوی با چاپ آقای غفاری در مقدمه کتاب چاپ آقای غفاری / چاپ سنگی / متن چاپ / متن نسخه رضوی ص 18، اواخر / × ص 2، اواسط / ان تعدوا / وان تعدوا [آیه قرآن]، ص 19، س 2 / ص 2، اواخر / دالین هادین / دالین و هادین ص 19، س 3 / ص 2، اواخر / و مبلغین مؤدین / مبلغین و مؤدین ص 19، س 5 / ص 2، س آخر / اطلعهم علی غیبه / اطلعهم علیه من غیبه ص 19، س 7 و 8 / ص 3، س 1 / ترفعا لاقدارهم / رفعا لاقدارهم ص 19، س 8 و 9 / ص 3، س 2 / و لتکون حجة الله علیهم تامة / و لتکون حجته بالغة تامة ص 19، س 13 / ص 3، س 7 / فصیره اماما / بتصییره اماما ص 19، س 14 / ص 3، س 7 / و اعطاه الشفاعة / باعطائه الشفاعة ص 20، س 11 / × ص 3، س آخر / اذکاها / ازکاها ص 20، س 14 / ص 4، س 1 / طوائف من العصابة / طوائف من العصائب ص 20، س 16 / ص 4، س 4 / فاز بذمتها / دان بدینها ص 21، س 1 / ص 4، س 6 / التنزه عن سائر المحظورات / التنزه عن المحظورات ص 21، س 3 / ص 4، اواسط / کلمها / کلمتها ص 21، اواخر / ص 5، س 1 / الفرقة الثابتة علی الحق / الفرقة المحقة الثابتة علی الحق. در حاشیه ی نسخه رضوی به اختلاف نسخه اشاره شده است. ص 21، ما قبل آخر / ص 5، س 1 / لا یضرها الفتن / لا تضرها الفتن ص 22، س 6 / × ص 5، س 6، حاشیه / لم یهتموا الطلب العلم / لم یهتموا بطلب العلم ص 22، س 8 / ص 5، اواسط / علی قدر روایتهم / علی حسب روایتهم ص 22، س 10 / ص 5، اواسط / دخل فی هذه المذاهب / دخل فی هذا المذهب ص 22، ما قبل آخر / ص 5، اواخر / طلبا للرئاسة و شهوة لها و شغفا بها / حبا للرئاسة و شهوة لها و شغفا ص 23، س 2 / ص 5، اواخر / و هن من نفسه بصحة ما نطق به منه / و هن یقینه بصحة تعلق به منه ص 23، س 9 / ص 6، س 4 / ارشادهم فی الحیرة / ارشادهم عند الحیرة ص 20، س 9 / × ص 3، اواخر / باب السلام / باب السلم ص 23، س 13 / ص 6، اواسط / الهدایة الی ما اوتی عنهم فیها ما یصحح / الهدایة الی ما اتی عنهم فیها مما یصحح ص 23، س ما قبل آخر / ص 6، اواسط / حسن الصورة / حسن البصیرة ص 23، س آخر / ص 6، اواسط / اتحفه بالفهم / اخلصه بالفهم ص 24، س 8 / ص 6، اواخر / قوی الیقین فی قلوبهم بصحة ما تلقوه / قدر الیقین فی قلوبهم بصحة ما تلقوه ص 24، س 16 / ص 7، س 3 / و لا تکونوا / و لا یکونوا. این کلمه، جزئی از آیه ی قرآن است که به این شکل است. در نسخه خطی بی نقطه است. ص 24، س 18 / ص 7، س 5 / «ان الله یحیی الارض » / «اعلموا ان الله ...» ص 21، س ما قبل آخر / ص 7، س 6 فانه / کانه ص 24، س آخر / ص 7، س 7 / فتاویل هذه الآیة جاء / فتاویل هذه الآیة جار ص 25، س 4 / × ص 7، اواسط / اما ظاهر معلوم او خائف مغمور / اما ظاهر معلوم و اما خائف مغمور ص 25، س 13 / ص 7، اواخر / ما حدث من هذه الفرق العاملة بالاهواء / ما حدث فی الشیعة من هذه الفرق العاملة بالاهواء ص 26، س 7 / ص 8، اواسط / کان له طعام قد ذراه / کان له طعام فذراه ص 26، س 12 / ص 8، اواسط / حتی نقیت منه رزمة کرزمة الاندر [الذی ] لا یضره السوس شیئا / حتی بقیت منه رزمة کرزمة الاندر - و الاندر البیدر - لا یضرها السوس شیئا ص 27، س ما قبل آخر / ص 9، اواسط / ناقة صالح / ناقة ثمود ص 29، س 2 / × ص 10، س 6 / ما وفق الله جمعه / ما وفق الله لجمعه ص 29، س 7 / ص 10، اواسط / سر آل محمد علیهم السلام / سر الله ص 29 / ص / و انهم احد الثقلین / به جای «التمسک »: ص 29، س آخر / ص 11، س 4 / خذلانا من الله شملهم به استخفافهم / خذلانا من الله شملهم به استحقاقهم ص 30، س 10 / ص 11، اواسط / ذلک و بما کسبت ایدیهم المؤثرون الملح الاجاج / ذلک و بما کسبت ایدیهم ذلک بما کسبت ایدیهم «النمیر» در نسخه نیامده است . ص 31، س 4 × / ص 11، س ما قبل آخر / علی العذب النمیر الفرات فیمن ادعی الامامة و من زعم / فیمن ادعی الامامة و من ادعاها ص 31، ما قبل آخر / ص 12، اواسط / انه امام و لیس بامام. ما جاء فیما یلقی القائم منذ قیامه علیه السلام فیبتلی من جاهلیة الناس / له و لیس بامام. ما جاء فیما یلقی القائم عند قیامه علیه السلام و یستقبل من جاهلیة الناس، عنوان ص 31، س آخر / ص 12، اواسط / جیش الغضب / ص 296 چاپی هم «ویستقبل » است .جیش العصب در ص 311 و 312. در عنوان باب و در متن احادیث هم به جای «الغضب » و «غضب » در نسخه خطی، «العصب » و «عصب » آمده است. نمونه هایی از سایر مواضع کتاب چاپ غفاری / چاپ سنگی / متن چاپ / متن نسخه رضوی ص 43، اواخر / ص 18، اواسط / فان القرآن مع العترة / فالقرآن مع العترة ص 45، س 7 و 8 / × ص 19، اواخر / فوکلهم الله عزوجل بمخالفتهم امره، / در نسخه، به جای «فولاهم » ، - / - / و عدولهم عن اختیاره و طاعته و طاعة / «و لهم » آمده است . - / - / من اختاره لنفسه فولاهم الی / - - / - / اختیارهم و آرائهم و عقولهم / - ص 50، اواسط / ص 22، اواخر الذین یدین به العباد / الذین یدین به الضلال چاپ سنگی: الذین تدین به ائمة الضلال ص 56، اواسط / × ص 26، س 7 / فاذا کانت هذه حال من اخلف الوعدفی ان عقابه النفاق المؤدی الی الدرک الاسفل من النار / در نسخه، به جای «ان عقابه »،«اعقابه » آمده است. سطر ما قبل آخر همین صفحه هم، صحت نسخه را تایید می کند. ص 65، س 1 / ص 30، اواخر / ابدال الارض / ابدا ص 101، اواخر / ص 47، س 6 / من طرق رجال الشیعة الموثقین / من طریق رجال الشیعة الموفقین ص 102، س 2 / ص 47، اواسط / المقداد و سلمان الفارسی / سلمان و المقداد ص 160، ما قبل آخر / ص 82، حاشیه / یطالبون بالارشاد الی شخصه و الدلالة علی موضعه و یقترحون اظهاره لهم، و ینکرون غیبة، لانهم بمعزل عن العلم / و مع هذا الانذار بقلة علمهم و ضعف بصائرهم و انهم بمعزل عن العلم یترجون ظهور الامام لهم و یطالبون بالارشاد الی شخصه و یذکرون غیبته و یقولون ما فعل و این هو و لم یغیب و الی کم یغیب، و هم یعلمون ما سبق من علم الله و تدبیره فی امر هذا الامام وصفه الله فی المرتبة و المنزلة تحکما عن (علی خ . ل) الله و اقتراحا علی ولیه و استعجالا لامره و تقدما بین یدیه ص 163، اواسط / ص 85، س 5، حاشیه / فیه شبه من یوسف / فیه سنة [من ] یوسف ص 169، ما قبل آخر / ص 88، اواخر / و هم الجازمون / و هم الحازمون ص 299، اواخر صفحه / ص 160، س 6 / و ازد / و ازد البصرة ص 311، اواخر / ص 167، اواخر / حدثنی من رای المسیب بن نجبة، قال: و قد جاء رجل الی امیرالمؤمنین علیه السلام و معه رجل یقال له «ابن السوداء»، فقال له: یا امیر المؤمنین / حدثنی من رای المسیب بن نجبة و قد جاء یدخل الی امیر المؤمنین علیه السلام و معه رجل یقال له «ابن السوداء» و هو متلببة فقالوا: یا امیر المؤمنین ص 331، ما قبل آخر / ص 180، س آخر / ملک القائم منا / یملک القائم منا نمونه ی بسیار جالبی از تحریفات نسخه ی چاپی (72) در حدیثی از امام باقر علیه السلام در نسخه چاپی الغیبة نعمانی ص 301 (ص 161، چاپ سنگی) می خوانیم: «انهما اجلان: اجل محتوم، و اجل موقوف . فقال له حمران: «ما المحتوم » قال: «الذی لله فیه المشیئه » . قال حمران: «انی لارجو ان یکون اجل (73) السفیانی من الموقوف » . فقال ابو جعفر علیه السلام: «لا و الله: انه لمن المحتوم .» این متن از دو سو، با اشکال همراه است: نخست این که در این حدیث، تنها به تعریف اجل محتوم پرداخته شده و دیگری این که تعریف ارائه شده با اجل موقوف سازگارتر است تا با اجل محتوم . این دو اشکال، هر دو، از یک ریشه نشات گرفته است و آن، اشتباه در نسخه چاپی است . در این جا، این یک سطر، قبل از «الذی لله فیه المشیئه » افتاده است: «الذی لایکون غیره .» قال: «فما الموقوف؟» فقال: «هو» . تکرار «قال الذی » در این حدیث، سبب شده که چشم ناسخ، از یک مورد این عبارت به مورد دیگر پرش کند و چنین سقطی رخ دهد . با توجه به آن چه گذشت، نیاز به چاپی انتقادی از الغیبة نعمانی، بر مبنای نسخه ی رضوی، کاملا احساس می گردد . شاید با تفحص در فهرست های نسخه های خطی کتابخانه های مختلف، به نسخه یا نسخه های دیگری که بتوان در این تصحیح از آن ها بهره جست، دست یافت . مرحوم مجلسی هم غالبا، نسخه های اصیل و ارزش مندی در اختیار داشته است، لذا مراجعه به بحار الانوار، به عنوان یک نسخه، در این تصحیح ضروری است . امید که صاحب همت و صلاحیتی، به این مهم دست یازد و این اثر گران بها را از نو زنده سازد . پی نوشت ها: 1) لذا این باب، در برخی از نسخه های کتاب نیامده است . در میانه ی این باب، در ص 119 نیز این عنوان دیده می شود: «ما رواه جابر بن سمرة . . . بعد ما فی الاصل . . .» . این عبارت، به ضمیمه شدن این باب پس از تالیف کتاب، اشاره دارد . روایات جابر بن سمرة، پیش تر در ص 103- 104 (رقم 31- 33)، ص 106 (رقم 36)، ص 107 (رقم 38) نقل شده است . 2) افزوده از نسخه ی معتبر کتابخانه ی امام رضا علیه السلام که وصف آن خواهد آمد . 3) از نسخه ی رضویه . 4) افزوده شده از نسخه ی رضویه . 5) الغیبة، نعمانی، ص 18- 32 . 6) همان، ص 36/ذیل 7 (کوتاه)، 42، 43- 51، 55- 57، 101- 102، 107- 110، 112/ذیل 4 (کوتاه)، 115- 116، 127/ذیل 24 (کوتاه)، 135 136، 136/ذیل 1 (کوتاه)، 144- 145، 149، 151، 153- 154، 157- 158، 160- 161، 163، 165- 166، 169- 170، 172/ذیل 5 (کوتاه)، 173- 174، 175/ذیل 12 (کوتاه)، 179، 183- 184، 184- 185، 190- 191، 193- 194، 196، 201، 207- 208، 211- 212، 244- 247، 282- 283، 311/ذیل 5 (کوتاه)، 323- 324، 332 (خاتمه ی کتاب .) 7) متن این صلوات را از نسخه ی رضویه نقل کرده و به اختلافات مهم نسخه چاپی در حاشیه اشاره می کنیم . 8) متن نسخه ی چاپی: الخازن . 9) در چاپ آقای غفاری به جای السلم، «السلام » آمده که هر چند با «الانام » هم سجع است، ولی عبارت صحیح (که در نسخه ی خطی و چاپ سنگی آمده) «السلم » است که با «العلم » هم سجع بوده و با آیه ی مورد استشهاد، تناسب دارد . 10) الغیبة، نعمانی، ص 20 . 11) همان، ص 29، 30، 43- 51، 55- 57 . 12) همان، ص 29 . 13) همان، ص 20، 45، 48، 49، 50، 110، 165 . 14) همان، ص 30، 43- 45، 55 15) همان، ص 48 . 16) همان، ص 48- 50 . 17) همان، ص 50، 55 . 18) همان، ص 56 و 57 . 19) همان، ص 57 . 20) همان، ص 101 . 21) همان، ص 101و نیز ص 127 . 22) همان، ص 107 . 23) همان، ص 22، 26، 27، 157، 165، 169، 170، 186 . 24) همان، ص 20- 23، 57، 102، 135، 153، 157، 161، 165، 169، 173 . 25) همان، ص 153 . 26) همان، ص 136، 144 و 145، 149، 169، 173، 183، 184، 190، 193، 196 . 27) همان، ص 157، 169 . 28) همان، ص 157، 211 29) همان، ص 157 . 30) همان، ص 160 . 31) همان، ص 161، 173 . 32) همان، ص 174 . 33) همان، ص 161، 174، 193 . 34) همان، ص 185، 190، 323 . 35) همان، ص 190 . 36) همان، ص 244- 246، ص 282 و 283 . 37) همان، ص 32 . و نیز ر . ک: ص 324- 329 . 38) الغیبة نعمانی، ص 102 . 39) همان، ص 102- 107 . و نیز 116- 127 . 40) همان، ص 108 و 109 . 41) همان، ص 36، ذیل 7 . 42) همان، ص 175 43) همان، ص 42 . 44) همان، ص 24، 101، 207، 323 . و نیز ص 183 . 45) همان، ص 157 . 46) همان، ص 102 . 47) همان، ص 17 . 48) همان، ص 157 . 49) همان، ص 101، 244و 245 . 50) همان، ص 157، 165 . 51) همان، ص 101، 244 . 52) همان، ص 201، 323245 . 53) همان، ص 207 . 54) نیز ر . ک: ص 157، 165، 201 و . . . 55) ر . ک: ص 23، 55، 135، 166، 172، 183، 184، 190، 244، 323 . و مواردی که در حواشی پیشین ذکر شد . 56) همان، ص 165 . 57) همان، ص 165 . 58) همان، ص 244 . 59) همان، ص 157 . 60) همان، ص 183 . 61) همان، ص 57، 101، 165، 193، 201، 323 . 62) همان، ص 165 . 63) به عنوان نمونه: ص 145، 158، 163، 165، 212، 246، 323 . 64) ترجمه اندکی آزاد می باشد . 65) الغیبة، نعمانی، ص 183 . 66) همان، ص 169 . 67) همان، ص 153 . 68) همان، ص 179 . 69) همان، ص 193 . 70) درباره ی امید مؤلف به هدایت شیعیان از راه به در رفته، بویژه به صفحه ی 208 مراجعه کنید . 71) ص 134- 147 (نسخه ی چاپی .) 72) جناب اقای مهدی پور، این مورد را متذکر شدند . 73) در نسخه ی رضوی: امر - به جای اجل - ذکر شده که زیباتر به نظر می آید . پدیدآورنده: محمد جواد شبیری زنجانی انتظار-شماره 5 چهارشنبه, ۰۵ آبان ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
انجمن حجتیه در حقیقت پس از ملی شدن صنعت نفت و قبل از کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۱ با نام انجمن ضدبهاییت آغاز به کار کرد.
منبع: آینده روشن شنبه, ۰۷ اسفند ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
اگرچه روايات پيش بيني حوادث آينده مصر فراوان است اما تنها بخشي از آنها به عصر ظهور مرتبط مي شود. روايات پيش بيني فتح مصر توسط مسلمانان و همچنين روايات غلبه مغربي ها بر مصر كه در دوران انقلاب فاطميان به حقيقت پيوسته است، از جمله رواياتي است كه ربطي به مساله ظهور ندارند و بايد مراقب بود كه ما را به اشتباه نياندازند و با روايات ظهور درآميخته نگردند. بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل تنها به رواياتي مراجعه خواهيم كرد كه به نحوي دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
امام زمان (عج) ظهور منجي آخر الزمان از جمله مسايلي است كه شيعه و سني به آن معتقدند و در منابع روايي هر دو، روايات متعددي در اين باره وجود دارد. پيامبر خدا و اهل بيت، نشانه هايي را كه پيش از ظهور حضرت ولي عصر(عج) رخ مي دهد، ارائه كرده اند تا مردمي كه در دوران پيش از ظهور زندگي مي كنند خود را براي اين اتفاق بزرگ آماده سازند و همچنين مردم دوران هاي ديگر مدعيان دروغين را بشناسند. يكي از اين نشانه ها كه اخبار فراواني را به خود اختصاص داده، رخدادهاي مرتبط با كشور مصر است. ناآرامي هاي كنوني اين كشور و جنبش مردم مسلمان اين ديار، نگاه ها را بيش از گذشته به سوي اين پيش گويي ها جلب كرده است. چرا كه برخي از اين نشانه ها همچون جنبش هاي پي در پي مردمي در كشورهاي عربي و كشيده شدن اين حركت هاي مردمي به كشور مصر، با حوادث كنوني اين سرزمين قابل تطبيق است. اما به راستي آيا حوادث كنوني مصر همان است كه در روايات اهل بيت براي ظهور حضرت ولي عصر پيش بيني شده؟ براي پاسخ به اين پرسش، ابتدا بايد همه رواياتي را كه در زمينه نشانه هاي ظهور به دست ما رسيده و به نوعي با مصر در ارتباط است، مورد كنكاش قرار دهيم و نمايي كلي از اين دسته از روايات ارائه نماييم. اما مهمتر آن است كه بتوانيم تحليلي دقيق بر اين گروه از روايات، داشته باشيم و نتيجه اي شايسته از آن بگيريم. حوادث مصر در آستانه ظهور اگرچه روايات پيش بيني حوادث آينده مصر فراوان است اما تنها بخشي از آنها به عصر ظهور مرتبط مي شود. روايات پيش بيني فتح مصر توسط مسلمانان و همچنين روايات غلبه مغربي ها بر مصر كه در دوران انقلاب فاطميان به حقيقت پيوسته است، از جمله رواياتي است كه ربطي به مساله ظهور ندارند و بايد مراقب بود كه ما را به اشتباه نياندازند و با روايات ظهور درآميخته نگردند. بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل تنها به رواياتي مراجعه خواهيم كرد كه به نحوي دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند. با مراجعه و بررسي اين دسته از روايات مي توان رخدادهاي مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسيم كرد كه در نگاه اول، ترتيب روشني براي اين حوادث ديده نمي شود. اما با اندكي تامل مي توان به يك ترتيب منطقي اما احتمالي دست يافت. اين اتفاقات عبارتند از: 1ـ حركت انقلابي مردم عليه حاكمان در مصر و ديگر كشورهاي عربي 2ـ كشته شدن فرمانرواي مصر به دست مردم 3ـ هرج و مرج و نابساماني در كشور به دليل فقدان پيشوا 4ـ ورود نيروهاي خارجي به مصر 5ـ انقلاب مردي از مصر و ايجاد حركت اسلامي در اين كشور 6ـ پيوستن نيروهاي خارجي مستقر در مصر به سفياني 7ـ آمادگي براي استقبال از امام زمان و ورود حضرت به اين كشور 1ـ حركت انقلابي مردم عليه حاكمان در مصر و ديگر كشورهاي عربي يكي از نشانه هاي ظهور، حركت عمومي مردم منطقه و يا مردم كشورهاي عربي بر ضد حاكمان است. حاكماني كه استبداد، زورگويي و ظلمشان چنان مردم را بر آشفته كه جز به كشتن آنان راضي نخواهند شد. شيخ مفيد هنگام برشمردن نشانه هاي ظهور در اين باره مي گويد: خُرُوجُ الْعَبِيدِ عَنْ طَاعَةِ سَادَاتِهِمْ وَ قَتْلُهُمْ مَوَالِيهُم. (الارشاد، ج 2، ص 369)؛ بردگان(مردم و پابرهنگان جامعه) از فرمانبرداري بزرگان خود بيرون رفته و آنان را مي كشند. گويا اين حادثه بيشتر در كشورهاي عربي رخ مي دهد و حاكمان اين كشورها به خاطر وابستگي به قدرت هاي ديگر و گرايشات غير بومي مورد نكوهش مردم قرار مي گيرند: وَ خَلْعُ الْعَرَبِ أَعِنَّتَهَا وَ تَمَلُّكُهَا الْبِلَادَ وَ خُرُوجُهَا عَنْ سُلْطَانِ الْعَجَمِ. (همان)؛ و مردم عرب از قيد و بند (ذلت) آزاد مي گردند و شهرها را تصرف مي كنند و از فرمان پادشاه عجم (غير عرب يا با گرايشاتي غير بومي) بيرون مي آيند. امام زمان بنابر روايتي از اميرمومنان علي(عليه السلام) دايره اين جنبش ها و اختلافات به تمامي كشورهاي عربي كشيده خواهد شد. از امام علي عليه السلام نقل شده كه در ضمن بيان نشانه هايي از ظهور فرمودند: ... اخْتِلَافٍ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب. (تفسير عياشي، ج 1، ص 64)؛ اختلاف و درگيري در تمامي سرزمين عرب رخ خواهد داد. نكته پر اهميت اين است كه ظاهرا برخي از اين انقلاب هاي مردمي به ثمر مي نشيند و رنگ پيروزي را به خود خواهد ديد: وَ غَلَبَةُ الْعَبِيدِ عَلَى بِلَادِ السَّادَات. (الارشاد، همان)؛ نوكران (مردم عادي) بر شهرهاى بزرگان خود غلبه مي كنند. مصر نيز همچنانكه خواهيم گفت از اين قاعده در كشورهاي عربي مستثني نخواهد بود و عليه حاكم خود برخواهد آشفت. 2ـ كشته شدن فرمانرواي مصر به دست مردم از روايات ظهور برمي آيد كه ناآرامي ها و انقلاب مردمي در كشورهاي عربي به مصر نيز كشيده خواهد شد. تا به آنجا كه مردم، فرمانرواي خود را خواهند كشت: وَ قَتْلُ أَهْلِ مِصْرَ أَمِيرَهُمْ. (الارشاد، همان)؛ "مردم مصر، فرمانرواي خود را مي كشند. " برخي از منابع اهل تسنن حاكي از آن است كه اين حادثه با كشته شدن فرمانرواي شام، همزمان خواهد بود: "قبل از وى فرمانرواى شام و حاكم مصر كشته مى شوند. " (ر.ك: عصر ظهور، ص 158) ـ هرج و مرج و نابساماني در كشور به دليل فقدان پيشوا يكي از حوادثي كه پيش از ظهور حضرت براي كشور مصر پيش بيني شده است، هرج و مرج و نابساماني است. از ابوذر نقل شده كه گفت: امنيت از مصر رخت بر مى بندد. راوي مي گويد به او گفتم: در آن هنگام كه امنيت از دست مى رود، پيشوايى نيست كه آن را فراهم آورد. گفت: خير، بلكه نظام آن از هم پاشيده مى شود. (كتاب الفتن، نعيم بن حماد، ص 174) بنابراين ريشه اين نابساماني نداشتن پيشوا و جلوداري است كه بتواند حركت انقلابي مردم را رهبري نمايد. اين ناامني و هرج و مرج به آنجا خواهد رسيد كه عده اي فرصت طلب از اين اوضاع، نهايت سوء استفاده را مي كنند و بر قسمتي از اين سرزمين سيطره پيدا مي نمايند. از امير مومنان(عليه السلام) درباره نشانه هاي ظهور نقل شده كه فرمود: و غلبة القبط على أطراف مصر. (المناقب، ج 2، ص 274)؛ قبطيان بر اطراف مصر غلبه مي كنند. مصر اما قبطيان چه كساني هستند؟ در تاريخ مي خوانيم كه فرعون و فرعونيان و همچنين جالوت (فرمانرواي ستمگري كه نامش در قرآن آمده) از قبطيان بوده اند. بنابراين ممكن است كه مقصود از قبطيان، بازمانده حاكمان فرعوني اين سرزمين و يا به طور كلي فرعون صفتان باشد. البته بايد در نظر داشت كه قبطيان كنوني مصر مسيحي اند و جمعيتي حدود 15 ميليوني دارند كه ممكن است، مراد حديث همين گروه از جمعيت مصر باشد. اگر مراد از اطراف مصر در اين روايت، مرزهاي داخلي مصر باشد، نتيجه اين خواهد شد كه كمي قبل از ظهور حضرت، نابساماني و هرج و مرج، عده اي از فرعون صفتان سودجو و يا مسيحيان ضد اسلام را بر شهرهاي حاشيه اي اين كشور حاكم خواهد كرد. اما ممكن است مقصود از اطراف مصر، سرزمين هاي همسايه اين كشور نظير فلسطين، اردن, ليبي يا سودان باشد كه اسير حاكماني فرعون صفت مي باشند. ادامه دارد ...
موعود شنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مسئله مهدويت، انتظار مصلح و موعود منتظر، از ويژگيهاي دين اسلام نيست، بلكه همه اديان و مذاهب آن را پذيرفتهاند و تنها اختلاف موجود بين آنها در نامگذاري است.
ادامه دارد...
منبع: فارس دوشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
داستان آفرينش انسان و آغاز حيات او بر كرة خاك با يك عهد و پيمان شكل ميگيرد. عهد و پيماني كه بر پذيرش پروردگاري خداوند متعال و نفي پرستش شيطان بسته شد و همة انسانها بر وفاي به آن همداستان شدند: فارس نیوز دوشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۰
نوشته شده به وسیله ی Administrator
فصل دوم
منبع : فارس |
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا

سالی که قیام ها، بحرانها و شورشها جهان اسلام را درهم می کوبد. سالی که اگر درک شود نشانه های ظهور مانند دانه های تسبیح یک به یک پیش می روند. از اینجا، ما چاره ای جز جستجو، رصد و انتظار نداریم. چنانکه ضمن پرهیز از تعیین وقت چشم به حوادث و وقایعی داریم که روایات درباره آنها خبر داده اند. کسی چه می داند شاید ما هم در جمع کسانی باشیم که آن سال موعود و وقایعش را درک می کنند.
بنابراين، انجمن حتى از مخالفت مرجعِ همسو با خويش با حرمتِ اعلام شده از سوى ولى فقيه براى قمه زنى، بسيار سود مىبرد. انجمن به راحتى از مرجعى كه همسو با انديشه خويش نباشد عبور مىكند و ديگر مرجعيتِ نظرى(فراتر از مرجعيت فتوايى) براى وى قائل نيست تا ديدگاههاى همسو با خويش را نشر دهد و به تبليغ او بپردازد، كه نمونه مهم آن، رابطه انجمن با آيت الله العظمى سيستانى است.
از آن روي كه واژهِ مقدس"باب" (با تعابير مختلف ديگري كه دارد) دستاويزي براي ادعاهاي ناصواب عده اي در طول تاريخ مسلمانان به ويژه در قرن سيزدهم گشته و گمراهي و ارتداد بسياري را به دنبال داشت، در اين مقاله به بازخواني مسألهِ "باب" و مدعيان و مصاديق راستين آن پرداخته، تعدادي از مدعيان دروغين"بابيت" در عصر حضور و غيبت معرفي گرديده اند.
یکى از اعمالى که سیدبن طاووس به آن اهمیت مىداد، صدقه براى حفظ وجود مقدس امام زمان(عج) بوده است، چنانچه به فرزند خود سفارش میکند: ابتدا براى آن حضرت صدقه ده، قبل از اینکه براى خود و عزیزانت صدقه بدهى
چرا 21 دسامبر ، 2012، توسط بسیاری به عنوان روز فاجعه انتخاب شده؟ این موضوع به طور عمده ای ریشه در محاسبات تقویمهای قوم مایای باستان دارد.

عبدالله بن سنان ميگويد: حضرت صادق عليه السلام فرمود: به زودي شبههاي عارض شما ميگردد؛ پس (در ايام) بدون نشانهاي كه ديده شود و بدون امامي که شما را هدايت کند باقي خواهيد ماند. در آن روز کسي نجات نمييابد مگر آن كسي كه به دعاي غريق، دعا كند.
حضرت امام(ره) با يادآوري دشواريهاي مبارزات انبيايي، تلاش براي مهيا شدن زمينه ظهور را موجب علني شدن هرچه بيشتر دشمني ها و توطئه هاي استكبار جهاني و وابستگان داخلي آنان دانسته و مقاومت و مخالفت آنان را مانع انجام وظيفه نمي دانند.
البته باید توجه داشت که ضعف سند نشانگر جعلی بودن حدیث نیست. گمان عمومی مردم از روایت ضعیف السند این است که حتما این روایت جعلی است و هیچ ریشه ای از واقعیت ندارد. اما مقصود از ضعف سند این است که ما نتوانستیم طریقی اطمینان آور به این روایت بیابیم و آن را با اطمینان بپذیریم.
باورمندي به ظهور منجي در ميان اقوام گوناگون چندان كتمانناپذير است كه نه تنها اقوام معتقد به اديان ابراهيمي بلكه پيروان اديان و مذاهبي كه اصطلاحا غير ابراهيمي و غيرالهي ناميده ميشوند را نيز شامل ميشود.
از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: نخستين كسي كه با حضرت قائم(عج) بيعت ميكند، جبرئيل (ع) است و بنا به آيه «وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» خداوند، جبرئيل را مددكار عيسي قرار داده است.
[در روابط جنسی] مردان به مردان اکتفا میکنند و زنان به زنان قناعت میورزند. فحشا بسیار گردد به طوری که کار و شغل قرار گیرد و زنا علنی گردد و فساد در همه جا آشکار است و کسی از آن جلوگیری نمیکند و مرتکبان آن هم خود را معذور میدانند. لهو و لعب آشکار میگردد و کسی که از کنار آن میگذرد، جلوگیری نمیکند یا کسی قادر به جلوگیری از آن نیست. (تباهی اخلاقی و بیتعادلی در روابط جنسی)




حضرت عيسي(ع) نواده دختري «يسّي» است. مهدي(ع) نيز از جانب مادرش، نرجس خاتون، نواده دختري «يسّي» است، زيرا او دختر يشوعا، پسر قيصر، شاه روم و از نسل داود پيامبر(ع) بوده و مادرش از اولاد يكي از حواريهاي عيسي(ع) به نام شمعون صفا، وصي حضرت عيساي مسيح است، كه وي نيز نواده عيسي است.
در زمانهاي قديم مرد دانشمندي بود كه پسري داشت و آن پسر علاقهاي به علم پدرش نشان نميداد و در مورد دانش پدرش چيزي از او نميپرسيد. آن مرد دانشمند همسايهاي داشت كه به نزد او ميآمد، پرسشهايش را با او مطرح ميكرد و مطالبي از او ميآموخت. تا اينكه زمان مرگ مرد دانشمند نزديك شد.