مقالات ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پایانی- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هشتم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش هفتم- مقاله ی ویژه + اصلاحات و اضافات
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش ششم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش پنجم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش چهارم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش سوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...) -بخش دوم- مقاله ی ویژه
- بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند ...)بخش اول - مقاله ی ویژه
- قرآن معجزه ی جاوید: سوره های « بقره » و «لقمان » و اعجاز « شیر مادر » (مقاله ویژه)
برچسب:موسوی
|
يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۸۹
نوشته شده به وسیله ی Administrator
ایران؛ جزیره ی امید
در حالی که « فراماسونری دجال » و یارانش با تمام قوا به اجرای نقشه های شیطانی خویش مشغول بودند، ناگهان در تاریکی مطلق حاکم بر جهان، از دل سرزمین ایران، نوری درخشیدن گرفت که آغاز « انحطاط دجال » و طلیعه ی بازگشت موعود امم حضرت مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) بود.
در 13 خرداد سال 1342 هجری شمسی (1963 میلادی) و در عصر عاشورای حسینی، امام خمینی (رحمة الله علیه) یکی از روحانیون انقلابی وقت ایران، سخنرانی کوبنده ای را علیه نظام شاهنشاهی حاکم بر ایران ایراد کرد و پایه های انقلابی بزرگ را در ایران به وجود آورد که آینده ی جهان را تغییر داد.(247) اما مهمتر اینکه امام خمینی (رحمة الله علیه) از روزهای آغازین پی ریزی انقلاب ایران و در حالی که هنوز جریان کاملاً منسجمی برای شکل دهی انقلاب شکل نگرفته بود، پیکان حملات خود را علیه اسرائیل (قلب فراماسونری دجال) نشانه گرفت و شاه فراماسون ایران را به عنوان نوکر و همپیمان اسرائیل معرفی نمود.(248)
متن سخنان امام خمینی (رحمة الله علیه) در آن زمان چنین بود:(249)
« ... اسرائیل نمی خواهد دراین مملکت دانشمند باشد، اسرائیل نمی خواهد در این مملکت قرآن باشد؛ اسرائیل نمی خواهد دراین مملکت علمای دین باشند؛ اسرائیل نمی خواهد در این مملکت احکام اسلام باشد. اسرائیل به دعوت عمال سیاه خود، مدرسه (فیضیه قم و طالبیه تبریز) را کوبید. ما را می کوبند، شما ملت را می کوبند. می خواهد اقتصاد شما را قبضه کند؛ می خواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد؛ می خواهد در این مملکت ، دارای ثروتی نباشد، ثروتها را تصاحب کند به دست عمال خود. این چیزهایی که مانع هستند، چیزهایی که سد راه هستند، این سدها را می شکند؛ قرآن سد راه است، باید شکسته شود ؛ روحانیت سد راه است، باید شکسته شود؛ مدرسه فیضیه سد راه است، باید خراب شود؛ طلاب علوم دینیه ممکن است بعدها سد راه بشوند، باید از پشت بام بیفتند، باید سر و دست آنها شکسته شود برای اینکه اسرائیل به منافع خودش برسد ؛ دولت ما به تبعیت اسرائیل به ما اهانت می کند .........
... تو انقلاب سیاه، انقلاب سفید درست کردی؟! شما انقلاب سفید به پا کردید؟ کدام انقلاب سفید را کردی آقا؟ چرا اینقدر مردم را اغفال می کنید؟ چرا نشر اکاذیب می کنید؟ چرا اغفال می کنی ملت را؟ والله، اسرائیل به درد تو نمی خورد، قرآن به درد تو می خورد ......
... امروز به من اطلاع دادند که بعضی از اهل منبر را برده اند در سازمان امنیت و گفته اند شما سه چیز را کار نداشته باشید، دیگر هر چه می خواهید بگویید، یکی شاه را کار نداشته باشید، یکی هم اسرائیل را کار نداشته باشید، یکی هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را کار نداشته باشید، هر چه می خواهید بگویید. خوب اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم ازاین سه تاست تمام گرفتاری ما ......
... تأثرات ما زیاد است؛ نه اینکه امروز عاشوراست و زیاد است، آن هم باید باشد، لکن این چیزی که برای این ملت دارد پیش می آید، این چیزی که در شرف تکوین است، از آن تأثرمان زیاد است؛ می ترسیم. ربط ما بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت می گوید: از اسرائیل حرف نزنید، از شاه هم حرف نزنید؛ این دو تا تناسبشان چیست؟ مگر شاه اسرائیلی است؟ به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی است؟ اینطور که نیست، ایشان می گوید: مسلمانم؛ ایشان که ادعای اسلام می کند، محکوم به اسلام است، به حَسَب ظواهر شرع. ربط ما بین اسرائیل... این ممکن است سری در کار باشد؛ ممکن است آن معنایی که می گویند که سازمانها می خواهند آن را از بین ببرند، شاید راست باشد ؛ احتمالش را نمی دهی تو؟ یک علاجی بکن، اگر احتمال می دهی. یک جوری این مطالب را برسانید به این آقا؛ شاید بیدار بشود، شاید روشن بشود یک قدری. اطرافش را گرفته اند، شاید نگذارند این حرفها به او برسد. ما متأسفیم، خیلی متأسفیم از وضع ایران، از وضع این مملکت خراب، از وضع این هیأت دولت، از وضع این وضعیتها، از همه ی اینها متأسفیم. آقای شیرازی بیاید دعا کند، من خسته شدم ...... »
سخنرانی های کوبنده ی « امام خمینی (رحمة الله علیه) » علیه « شاه » و « اسرائیل » در عصر عاشورای 13 خرداد سال 1342 هجری شمسی (1963 میلادی)، سرآغاز قیام بزرگ 15 خرداد همان سال و نیز پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 هجری شمسی (1978 میلادی) بود.
بعد از نطق تاریخی مذکور که نشان از درایت امام خمینی (رحمة الله علیه) در شناختن دشمنان اسلام و ایران داشت و حاکی از شناخت ایشان از « فراماسونری دجال » و رابطه ی پنهانی این تشکیلات شیطانی با رژیم شاه بود، رژیم شاه امام خمینی را در سحرگاه 15 خرداد 1342 شمسی دستگیر کرد و ایشان را به تهران برد.(250)
با انتشار خبر دستگیری امام خمینی (رحمة الله علیه)، مردم مسلمان ایران در 15 خرداد سال 1342 هجری در شهرهای مختلف ایران اعم از قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و ... قیام کردند که این قیام توسط رژیم منحوس پهلوی و با همکاری سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل سرکوب گردید.(251)
امام خمینی (رحمة الله علیه) در فروردین 1343 هجری شمسی از زندان آزاد شدند که متعاقب آن جشن و شادمانی سراسر ایران را فرا گرفت.(252) اما امام خمینی (رحمة الله علیه) بر اجرای وظیفه ی الهی که بر دوششان سنگینی می کرد، مصر بودند. در 4 آبان سال 1343 هجری شمسی امام خمینی (رحمة الله علیه) سخنرانی تاریخی ایراد کردند که این بار نیز « قلب فراماسونری دجال » یعنی « اسرائیل » و « مهمترین بازوی فراماسونری دجال » یعنی « آمریکا » را مورد هدف قرار دادند:(253)
« دنیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عموماً و از آمـریكـا خصوصاً متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. »
این تیزبینی و بصیرت امام خمینی (رحمة الله علیه) واقعاً اعجاب آور است و نشان از تأییدات الهی ایشان دارد. چرا که در شرایطی که هنوز یک انقلاب نوپا است، هیچ رهبر انقلابی این ریسک و خطر را نمی پذیرد که برای خود دشمن بیشتری بتراشد و کار را سخت تر نماید؛ اما از آن جا که اهداف امام خمینی (رحمة الله علیه) الهی بود و به واسطه ی بصیرت فوق العاده ای که خداوند به ایشان عنایت فرموده بود، امام خمینی (رحمة الله علیه) از همان ابتدای نهضت نیز دشمن اصلی یعنی « دجال آخرالزمان (فراماسونری جهانی، صهیونیسم جهانی، نظام سلطه) » را شناخته و شدیدترین مواضع را علیه آن اتخاذ نمودند.
به دنبال سخنرانی امام (رحمة الله علیه) در 4 آبان 1343 هجری شمسی، در 13 آبان همان سال رژیم شاه ایشان را به ترکیه تبعید کرد و دوران زندگی 14 ساله ی امام (رحمة الله علیه) در تبعید آغاز شد.(254)
امام خمینی (رحمة الله علیه) در تبعید نیز به نوشتن اعلامیه ها و رهبری نهضت اسلامی مردم ایران ادامه تا این که این تلاش ها حدود 14 سال بعد و در تاریخ 22 بهمن 1357 هجری شمسی ثمر داد و انقلاب اسلامی و الهی مردم ایران به پیروزی رسید.(255) به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی ایران، « فراماسونری دجال » و یارانش، از مستی حاصل از سیطره ی جهانی خود به در آمده و زنگ خطر را در گوش خود احساس کردند.
جالب این که یاران « دجال » حتی زودتر از خود مسلمانان به اهمیت انقلاب اسلامی ایران و تغییر معادلات جهان به دنبال این انقلاب پی بردند:
« موشه دایان » وزیر خارجه اسرائیل در دولت بگین درباره انقلاب اسلامی چنین اعلام کرد: » زلزلهای در منطقه رخ داده است و من بگین را نصیحت کردم که مسئلهای مهمتر از کمپ دیوید اتفاق افتاده که باید به آن بپردازیم. »(256)
« هنری کیسینجر » طراح معروف سیاست خارجی آمریکا در برشمردن خطراتی که منافع آمریکا در خاورمیانه را تهدید میکند، مهمترین آنها را ناشی از انقلاب ایران دانسته است. وی در این رابطه میگوید: «خاورمیانه با چهار خطر روبهرو شد: اولی رادیکالیزم شیعه، دوم بنیادگرایی اسلامی، سوم انقلاب اسلامی ایران و چهارم شوروی. » وی در جای دیگری اضافه میکند: «کشورهای خلیج (فارس) با خطر مهمی که از ایران و امپریالیزم شوروی متبلور میشود، روبهرو هستند ... نسبت به کشورهای خلیج (فارس) خطر مستقیم انقلاب ایران، خطر دراز مدت انقلاب جماهیر شوروی را تحت الشعاع خود قرار داده است ... ایران همواره کابوسهای اعراب را بر می انگیزد. »(257)
« لئونید برژنف » رئیس جمهور سابق و دبیر کل سابق حزب کمونیست شوروی نگرانی خود را از تأثیرات انقلاب ایران ابراز داشته و چنین میگوید: « اینک مرزهای جنوبی ما در معرض خطر مستقیم قرار دارد ... در این اواخر، قوانین اسلامی در بعضی از کشورهای شرق با حرارت بسیار پاگرفته است... تجدید حیات اسلام شاید مهمترین واقعه ی سیاسی قرن بیستم باشد. مناطق مسلماننشین شوروی که تا کنون بسیار آرام بودهاند، با ایران و افغانستان مرز مشترک دارند و ممکن است شور و هیجان مذهبی انقلاب ایران از مرزها بگذرد ».(258)
همانگونه که ملاحظه فرمودید، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، « قلب فراماسونری دجال » یعنی « اسرائیل » و « شرق و غرب ماسونی » به رهبری « شوروی و آمریکا » همگی با هم احساس خطر کردند. آن چیزی که بین « موشه دایان » اسرائیلی، « هنری کیسینجر » آمریکایی و « لئونید برژنف » شوروی اتحاد و نقطه ی فکری مشترک ایجاد می کند، مسئله ی انقلاب اسلامی ایران و دشمنی « اعضای مختلف تشکیلات جهانی و شیطانی فراماسونری » با این انقلاب الهی است. چرا که این کشورها علیرغم درگیری هایشان بر سر به دست گیری رهبری جریان ماسونی، در عمل و در اهداف نهاییشان برای ساختن امپراطوری جهانی و شیطانی به مرکزیت « اورشلیم (بیت المقدس) » با یکدیگر اشتراک داشته و دارند و چون انقلاب اسلامی و الهی « ایران » را برخلاف انقلاب های ماسونی « هند » و « آفریقای جنوبی » و ... به عنوان مهمان ناخوانده و مخالف اهداف شیطانیشان می پنداشته و می پندارند، با تمام قوا به مخالفت با آن برخاسته اند.
امام خمینی (رحمة الله علیه) که در آخرین روزهای عمر رژیم پهلوی، در پاسخ به خبرنگار روزنامه ی « لوموند »، یکی از دلایل دشمنی خود را با « محمدرضا شاه »، همدستی وی با « اسرائیل » عنوان کرده بودند،(259) بعد از انقلاب نیز پایبندی خود را به این عقیده نشان دادند؛ به نحوی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز روابط کشورمان با اسرائیل قطع شد و به جای « کنسولگری اسرائیل »، « سفارت فلسطین » تأسیس گردید.(260) همچنین از سوی بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه)، آخرین جمعه ی ماه مبارک رمضان به عنوان « روز جهانی قدس » نامگذاری شد تا مبارزه با « فراماسونری دجال (صهیونیسم، نظام سلطه) » که قلب آن در قالب « اسرائیل » مشغول اجرای نقشه های شیطانی آخرالزمانی بود، دامنه ی بین المللی و جهانی یابد.(261)
روز جهانی قدس: روز همبستگی جهانی علیه « فراماسونری دجال ».
امام خمینی (رحمة الله علیه) از هر فرصتی برای مقابله با « فراماسونری دجال » و اصحابش بهره می جستند. سخنان زیر، بخشی از فرمایش های این مرد بزرگ پیرامون « اسرائیل » می باشد:(262)
« من طرفداري از طرح استقلال اسرائيل و شناسايي او را، براي مسلمانان يك فاجعه و براي دولتهاي اسلامي يك انفجار مي دانم. »
امام خمینی (رحمة الله علیه) همچنین تیر خلاص را به « اسرائیل » زدند و « اسرائیل » را نه کشوری مستقل، بلکه زاییده ی توطئه ی « شرق » و « غرب » عالم، معرفی نمودند:(263)
« اسراييل با تباني و همفكري دولتهاي استعماري غرب و شرق زاييده شده و براي سركوبي و استعمار ملل اسلامي بوجود آمد و امروز از جانب همه ی استعمارگران، حمايت و پشتيباني مي شود. »
از جملات فوق می توان به عمق بینش امام خمینی (رحمة الله علیه) پی برد، چرا که ایشان نیز از سال ها قبل به « توطئه ای بین المللی » در ساخت « اسرائیل » پی برده بودند و در این زمینه هشدار می دادند.
از سوی دیگر امام خمینی (رحمة الله علیه) از همان ابتدای نهضت اسلامی در سال های 1342 و 1343 هجری شمسی، « آمریکا » را نیز به عنوان دشمن بزرگ اسلام و ایران و حامی بزرگ « اسرائیل » معرفی می نمودند(264) و این رویه تا بعد از انقلاب اسلامی ایران و پایان عمر با برکتشان ادامه داشت. در کلام امام خمینی (رحمة الله علیه) از « آمریکا » با عنوان « شیطان بزرگ » یاد می شد(265) و امام (رحمة الله علیه) همواره علیه « آمریکا » و « جنایاتش » موضع می گرفتند؛ تا جایی که در قضیه ی « تسخیر لانه ی جاسوسی (سفارت آمریکا) » نیز امام از مواضع دانشجویان انقلابی، حمایت می کردند.(266)
جملات زیر که از بین سخنان امام خمینی (رحمة الله علیه) انتخاب شده است، مواضع ایشان را در رابطه با « دولت آمریکا » به خوبی نشان می دهد:(267)
« آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است. آمریکا برای سیطره ی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید. آمریکا مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم بین الملل سازماندهی می گردد، استثمار می نماید. آمریکا با ایادی مرموز و خیانتکارش، چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند. »
« مستضعفین وظیفه شان را با مستکبرین بفهمند. این مستضعفین اکثراً نمی دانند. ما هم نمی دانیم. ما هم جزء مستضعفین هستیم. نمیدانیم که اینها به سر ما چه آورده اند. بعضی از ورقه های کوچکش دست ماست و می دانیم. بعضی مشاهدات ما هست و چیزهایی که به چشم دیدیم. اما مسائل زیاد زیر پرده را ما نمی توانیم بفهمیم. ما می خواهیم آن مقداری که فهمیدیم و آن مقداری که امکان دارد بفهمیم این را. درست عرضه کنیم به مستضعفین دنیا. به ممالک دنیا. تا بفهمند مستضعفین که این مستکبرین با آنها چه می کنند. این ابر قدرتها با اینها چه می کنند. ما می خواهیم بفهمانیم به خود ملت آمریکا که نسبت به ملت آمریکا اینها چه کردند تا حالا. اینها چه جنایاتی کردند که ملت آمریکا را هم در نظر مردم دارند از بین می برند. اینها چقدر به خود آمریکا لطمه وارد کردند، لطمه حیثیتی، لطمه انسانی، و چقدر به سایر کشورها و ملتها. »
« آمریکا این تروریست بالذات، دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده، و همپیمان او صهیونیسم جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود، جنایاتی مرتکب می شود که قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند. »
« دشمن اصلی اسلام و قرآن کریم و پیامبر عظیم الشأن (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابرقدرتها، خصوصاً آمریکا و ولیده فاسدش اسرائیل است. »
« آمریکا شماها را برای نفتتان می خواهد، شما را برای این می خواهد که بازار درست کند، که نفتتان را ببرد و بنجلها را بیآورد به شما بفروشد. »
« مهمترین و درد آورترین مسأله ای که ملتهای اسلامی و غیر اسلامی کشورهای تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمریکاست. »
« ما اعتقادمان این است که باید مسلمین با هم متحد بشوند و تو دهنی بزنند به آمریکا؛ و بدانند که می توانند. »
« اگر ما همه از بین برویم بهتر است از این که ذلیل باشیم زیر دست صهیونیسم، و زیر دست آمریکا. »
« ما نمی خواهیم که به آمریکا ظلم کنیم و نمی خواهیم که زیر بار ظلم آمریکا برویم. آنها کارهایی که کردند و ظلم به ما بوده است، ما آنها را تحمل نخواهیم کرد. اما روابط دوستانه با همه ملتها داریم و دولتها هم اگر به طور احترام با ما رفتار کنند، ما هم احترام متقابل را رعایت می کنیم. »
اما امام خمینی (رحمة الله علیه) در سخنان گهربار خویش، پیکان حملات را تنها متوجه « آمریکا » و « اسرائیل » ندانستند و از الفاظی همچون « صهیونیسم بین الملل »، « سلطه طلبان » و ... بهره بردند تا نه فقط « مردم ایران »، بلکه « مسلمانان » و حتی « سایر مستضعفان جهان را اعم از مسلمان یا غیر مسلمان » متوجه نقشه ی شوم « فراماسونری دجال » یا همان « نظام سلطه » به رهبری « آمریکا » و محوریت « اسرائیل » نمایند و « مستضعفان عالم » را به تلاش برای مبارزه با « دجال » و اصحابش فراخوانند تا لایق به ارث بردن خلیفگی خداوند گردند:(268)
« آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستضعف جهان است. آمریکا برای سیطره ی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمی نماید. آمریکا مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش که به وسیله صهیونیسم بین الملل سازماندهی می گردد، استثمار می نماید. آمریکا با ایادی مرموز و خیانتکارش، چنان خون مردم بی پناه را می مکد که گویی در جهان هیچ کس جز او و اقمارش حق حیات ندارند. »
« مستضعفین وظیفه شان را با مستکبرین بفهمند. این مستضعفین اکثراً نمی دانند. ما هم نمی دانیم. ما هم جزء مستضعفین هستیم. نمیدانیم که اینها به سر ما چه آورده اند. بعضی از ورقه های کوچکش دست ماست و می دانیم. بعضی مشاهدات ما هست و چیزهایی که به چشم دیدیم. اما مسائل زیاد زیر پرده را ما نمی توانیم بفهمیم. ما می خواهیم آن مقداری که فهمیدیم و آن مقداری که امکان دارد بفهمیم این را. درست عرضه کنیم به مستضعفین دنیا. به ممالک دنیا. تا بفهمند مستضعفین که این مستکبرین با آنها چه می کنند. این ابر قدرتها با اینها چه می کنند. ما می خواهیم بفهمانیم به خود ملت آمریکا که نسبت به ملت آمریکا اینها چه کردند تا حالا. اینها چه جنایاتی کردند که ملت آمریکا را هم در نظر مردم دارند از بین می برند. اینها چقدر به خود آمریکا لطمه وارد کردند، لطمه حیثیتی، لطمه انسانی، و چقدر به سایر کشورها و ملتها. »
« سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطهطلبان بی فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی به آنها عنایت فرموده است نمیرسند. »
« آمریکا این تروریست بالذات، دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده، و همپیمان او صهیونیسم جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود، جنایاتی مرتکب می شود که قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند. » « مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند، و تا رهایی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند. و مستضعفان که اکثریت قاطع جهان را تشکیل می دهند مطمئن باشند که وعده حقتعالی نزدیک است و ستاره نحس مستکبران رو به زوال و افول است. »
امام خمینی (رحمة الله علیه) حتی به صورت صریحتر از کشورهای پلید دیگری که شریک جرم « آمریکا » و « اسرائیل » هستند، نام برده اند؛ به نحوی که در سخنرانی 4 آبان سال 1343 هجری شمسی و در هنگامی که نهضت اسلامی مردم ایران در ابتدای راه خود بود، به وضوح از دسایس کشورهای مختلف در امور جهان، پرده برداشتند:(269)
« آمریكا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریكا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر... »(270)
این فرمایش امام (رحمة الله علیه) نشان می دهد که امام خمینی (رحمة الله علیه)، دسایس و توطئه های جهانی را مربوط به یک یا دو کشور نمی دانستند، بلکه ایشان دست بسیاری از کشورها را در این توطئه ها می دیدند و مردم را به مقابله با این تشکیلات شیطانی و سیستم تحت هدایت « دجال » فرا می خواندند.
ذکر یک نکته ی بسیار مهم: در این قسمت ذکر یک نکته ضروری به نظر می رسد و آن اینکه اصطلاحاتی همچون « صهیونیسم جهانی »، « سلطه طلبان »، « استکبار جهانی » و ... که مکرراً از سوی امام خمینی (رحمة الله علیه) به کار می رفت منافاتی با مطالبی که تاکنون درباره ی « فراماسونری دجال » گفته شد، ندارد؛ زیرا اصطلاحات مذکور با یکدیگر قرابت بسیار دارند. در این میان یکی از عواملی که باعث شد تا ما از بین این اسامی مختلف، نام « فراماسونری جهانی » را برگزینیم، بحث « نماد شناسی » ماسونی بود که با وجود نمادهایی چون « چشم جهان بین »، « پرگار و گونیا »، « Baphomet » و ...، توضیح آن ها در قالب اصطلاحاتی چون « نظام سلطه »، « صهیونیسم » و ... بسیار دشوار بود. همچنین استفاده از واژه هایی چون « صهیونیسم » می توانست تا حدودی بار مذهبی برای « نظام سلطه » به ارمغان بیاورد و آن را به « یهودیت » و تا حدی « اوانجلیسم » محدود نماید که انتخاب نام « فراماسونری » این مشکل را نیز رفع می نماید. بنابراین عبارات « صهیونیسم جهانی »، « سلطه طلبان »، « استکبار جهانی »، « نظام سلطه » و ... که مکرراً توسط امام خمینی (رحمة الله علیه) و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) بیان شده و ذکر می گردد، با « فراماسونری جهانی » یا همان « دجال احتمالی آخرالزمان » مطابقت دارد.
« فراماسونری جهانی » یا همان « دجال احتمالی آخرالزمان » که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، همه ی نقشه هایش را نقش بر آب می دید، فعالیت های همه جانبه و گسترده ای برای نابودی انقلاب و جمهوری اسلامی ایران، تدارک دید و از همان روزهای اول انقلاب، با انواع تحریم های اقتصادی، سیاسی، نظامی و ...، بمب گذاری و ایجاد نا امنی داخلی، حمایت از گروه های منافق و معاند نظام، حمایت از حرکت های تجزیه طلبانه در مناطق مرزی، به راه انداختن جنگ تحمیلی 8 ساله علیه جمهوری اسلامی ایران و ... در صدد برآمد تا این انقلاب الهی را سرکوب نماید،(271) اما به لطف الهی از عهده ی این امر برنیامد. بالعکس، ندای ظلم ستیزی و آزادگی مردم ایران در جهان طنین انداز شد و ملل مسلمان در سایر نقاط جهان اعم از « فلسطین »، « لبنان »، « یمن »، « بحرین » و ... از انقلاب اسلامی ایران الگو گرفتند و به مقابله با ظلم برخاستند.(272)
یکی از مهمترین جریان های مقاومت که به تأسی از انقلاب ایران شکل گرفت، نیروی مقاومت شیعی « حزب الله » در جنوب لبنان بود که در سال 1982 میلادی و حدود 4 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با هدایت و حمایت امام خمینی (رحمة الله علیه) فعالیت های خود را آغاز نمود(273) و به عنوان خاری در چشم « فراماسونری دجال » و قلب آن یعنی « اسرائیل » گشت و دامنه ی مبارزه با « دجال » را از کیلومترها دور از « اورشلیم (بیت المقدس) »، به نزدیک « بیت المقدس » و مرزهای « اسرائیل » کشاند.
امام خمینی (رحمة الله علیه) تا پایان عمر مبارکشان، به مبارزه با « دجال » و اصحابش به خصوص « آمریکا » و « اسرائیل » ادامه دادند و در سال 1368 هجری شمسی (1989 میلادی) به دیدار معبود شتافتند و پرچم مبارزه با « دجال » را به سیدی جلیل القدر یعنی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) سپردند.(274)
البته لازم به ذکر است که امام خمینی (رحمة الله علیه) با وجودی که رسماً از انتخاب رهبر ایران بعد از رحلتشان خبر نداشتند و نمی دانستند مجلس خبرگان چه کسی را به رهبری برخواهد گزید، اما به دلیل الهامات الهی که به ایشان می شد، در زمان حیاتشان « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » را برای پذیرفتن این مسئولیت دشوار و رهبری جبهه ی مقاومت در برابر « دجال » آماده می کردند.
علاوه بر سمت « ریاست جمهوری » که حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » به واسطه ی آراء مردم برعهده داشتند،(275) در مقاطعی نیز امام خمینی (رحمة الله علیه) ایشان را به « سمت نمایندگی ولی فقیه در شورای عالی دفاع » برگزیده بودند(276) تا ایشان با حضور در جبهه ها، روحیه ی « نبرد و مقاومت » را نیز همچون « علم و اجتهاد » تقویت نمایند. همچنین امام خمینی (رحمة الله علیه) در زمان حیاتشان، مسئولیت امور مربوط به « فلسطین » و « لبنان » را به حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » سپردند تا ایشان در زمان رهبری خود نیز، بزرگترین دشمن برای « قلب دجال » باشند که در لباس « اسرائیل » به جنایت مشغول است.(277) خاطره ای شنیدنی از زبان رهبر مقاومت « حزب الله لبنان »، « سید حسن نصرالله (مد ظله العالی) » نکات مهمی را بیان می کند:(278)
« در همان روزها، جمعی خدمت امام (رحمة الله علیه) رفته و به ایشان گفتند: « که ما به شما معتقدیم و شما رهبر ما هستید. » امام (رحمة الله علیه) فرمودند: « از صفر شروع کنید و با همین نیروی کم مبارزه کنید که پیروز خواهید شد. من از همین حالا میبینم که پیروزی از آن شماست! » از حضرت امام (رحمة الله علیه) خواستیم که در مسئله ی لبنان، نمایندهای معرفی کنند، تا مزاحم وقت ایشان نشویم. امام (رحمة الله علیه) آن زمان فرمودند: «نماینده ی تام الاختیار من آقای خامنهای (مد ظله العالی) هستند. » آقا هم خیلی با ما مهربان بودند. از نخستین روزهای شکلگیری حزبالله، ایشان مسئول ما بود. ایشان در مسائل اسرائیل، کارشناستر از کارشناسان است.
بیش از نصف لبنان تحت اشغال بود که طی سه سال توانستیم ارتش اسرائیل را برای نخستین بار عقب برانیم. البته آن موقع تبلیغات نداشتیم و دنیا نفهمید که چه شده است. آن موقع ارتش و دولت لبنان هم با ما دشمن بود. اما، کار را ادامه دادیم. امام (رحمة الله علیه) فرموده بودند: «تا اخراج کامل ادامه دهید.» پس از رحلت امام (رحمة الله علیه) رسیدیم خدمت آقا که الآن شما رهبر ما هستید، یک نفر را معرفی کنید تا زیاد مزاحم شما هم نشویم. آقا فرمودند: « نه خیر، مسئله ی اسرائیل و لبنان مربوط به من است و من خودم مسئول این مسئله هستم. » آقا خصوصیات تکتک ما را میشناسند. این ارتباط عمیق، از مهمترین عوامل پیروزی و از بزرگترین برکات برای حزبالله بود. »(279)
« حزب الله » لبنان: تربیت یافته ی امام خمینی (رحمة الله علیه) و سربازان امام خامنه ای (مد ظله العالی).
از خاطره ی فوق که از زبان « سید حسن نصرالله (مد ظله العالی) » بیان شده است، دو نکته ی مهم استنباط می شود:
1 - امام خمینی (رحمة الله علیه) در زمان حیات مبارکشان، حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » را برای پذیرفتن رهبری تحت تعلیم قرار داده بودند و با توجه به نقش مهمی که امام (رحمة الله علیه) برای « ایران » در مسئله ی مبارزه با « فراماسونری دجال، (صهیونیسم جهانی، نظام سلطه و ...) » قایل بودند، ایشان حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » را مسئول امور مربوط به خط مقدم مواجهه با « اسرائیل » قرار داده بودند تا برای مبارز ی جدی با « دجال » در زمان رهبریشان آماده باشند.
2 - با توجه به اینکه حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » برخلاف رویه ی امام خمینی (رحمة الله علیه)، نماینده ی « تام الاختیاری » برای امور مربوط به « اسرائیل » و « لبنان » برنگزیده اند، به نظر می رسد که مطابق الهامات الهی، نقش ایشان در مقابله با « فراماسونری دجال، (صهیونیسم جهانی، نظام سلطه و ...) » نقش ویژه ای است و در هر زمانی، ایشان شخصاً مسئول پیگیری این مسئله هستند که البته این امر می تواند با مسئله ی « فتح قدس » به دست « ایرانیان » که در روایات آخرالزمانی وارد شده است، مرتبط باشد.(280)
پس از رحلت امام خمینی (رحمة الله علیه)، حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » به رهبری جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدند و مسئولیت سنگین رهبری را با درایت و صلابت بر عهده گرفتند. در زمان ایشان نیز « فراماسونری دجال » و یارانش، شدیدترین تحریم ها را بر ضد ایران اعمال کردند؛ گرچه این تحریم ها زحمات زیادی بر مردم مومن « ایران » تحمیل کرد، اما موجب آغاز جنبش های عظیمی در جهت استقلال علمی، فرهنگی و اقتصادی کشورمان گردید.(281)
در زمان رهبری حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » جنگ های « اول خلیج فارس علیه عراق »، « نبرد افغانستان » و « جنگ دوم خلیج فارس علیه عراق » از جانب « سازمان جهانی فراماسونری » و اعضای برجسته ی آن همچون « آمریکا »، « انگلیس »، « ناتو » و ... سازماندهی شد که در نتیجه ی آن ها، حلقه ی محاصره ی « دجال » علیه « ایران » تنگ شود؛(282) اما به واسطه ی وجود رهبری قدرتمند، این توطئه ها خنثی شد و برخلاف خواسته ی « دجال »، « انتفاضه ی مسجد الاقصی » در « فلسطین » به تأسی از پیروزی های « ایران » شدت یافت(283) و « حزب الله لبنان » نیز توانست اسرائیلی ها را در سال 2000 میلادی از « جنوب لبنان » عقب براند(284) و در سال 2006 و نبرد معروف و سنگین « 33 روزه »، شکست سنگینی به « اسرائیل » وارد نماید(285) و این کشور ماسونی را برای اولین بار از زمان « اشغال فلسطین »، وادار به مبادله ی تعداد زیادی از « اسرای عرب » نماید.(286) در این میان « نبرد 33 روزه » جایگاه مهمی در برنامه های « دجال » برای تحقق « اسرائیل نیل تا فرات » داشت؛ چرا که اگر می توانست به این آرزو دست یابد، زمینه برای تشکیل « معبد شیطانی سلیمان » و آغاز امپراطوری « دجال » تا سال 2010 میلادی فراهم می شد که به لطف خدا و مجاهدت های مجاهدان « حزب الله لبنان » نتیجه داد و این توطئه ی بزرگ ابتر ماند. جالب این که تلاش « فراماسونری جهانی » برای طولانی کردن جنگ تا « 33 روز » و توسل به « عدد 33 » مورد علاقه ی ماسون ها نیز نتوانست گره « دجال » را باز کند(287) و اراده ی خداوند متعال که در پیروزی های « حزب الله » متجلی شد، ورق را به نفع اسلام و مقاومت برگرداند و شمارش معکوس برای نابودی « دجال » و « ظهور منجی موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) » را در آخرالزمان، آغاز کرد.
در حال حاضر نیز به لطف خداوند متعال، غلبه ی زشتی و تاریکی روز به روز کمرنگ تر می شود و نور الهی که با « انقلاب اسلامی ایران » در جهان طلیعه زد، می رود تا روز به روز عالمگیر شود و بر تاریکی و پلیدی پیروز گردد.
امروز ندای آزادگی و معنویت نه تنها از « ایران »، بلکه از « لبنان »، « فلسطین »، « یمن »، « عراق »، « بحرین »، « افغانستان »، و ... شنیده می شود(288) و انقلابی الهی که سیدی بزرگ از شهر مقدس « قم » آغاز کرده بود، می رود تا عالمگیر شده و عنوان خاری در چشم « دجال »، « حرکات شیطانی فراماسونری دجال » را تا زمان ظهور منجی موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)، متوقف نماید تا ان شاء الله با ظهور حضرت مهدی(عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)، طومار زندگی « دجال » درنوردیده شود. (ان شاء الله)
سه شخصیت بزرگ آخرالزمان که رهبری خط مقدم مواجهه با « فراماسونری دجال » را بر عهده داشته و دارند: « امام خمینی (رحمة الله علیه) »، « حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) »، و « سید حسن نصرالله (مد ظله العالی) ».
لازم به ذکر است که با آغاز انقلاب اسلامی ایران، « فراماسونری دجال » نیز از پا ننشسته و مهره های کلیدی خود را از همان روزهای آغازین انقلاب، وارد صفوف انقلابیون نمود تا به خیال خود، این انقلاب را منحرف نماید، اما به لطف خدا این امر تاکنون محقق نشده است. افرادی مثل « ابوالحسن بنی صدر » که ارتباط آن ها با سرویس های جاسوسی کشور ماسونی « انگلیس » نیز افشا شده است، از ابتدای انقلاب اسلامی ایران، به خرابکاری و نفاق پرداختند و حتی با ریاکاری توانستند به مقام « ریاست جمهوری » نیز دست یابند؛(289) اما اینان نمی دانستند که مملکتی که خداوند آن را برای مأموریتی وِیژه در آخرالزمان برگزیده است، با این ترفندها آسیب می بیند، اما از هم نمی پاشد!!!
در طول 32 سال گذشته، علاوه بر تهدیدات خارجی، « انقلاب اسلامی » ایران فتنه های بزرگی همچون « خیانت های بنی صدر »، « بمب گذاری های تروریستی »، « غائله ی گروهک مجاهدین خلق (منافقین) »، « انحراف و اختلاس برخی از مسئولین » به خصوص در دوره ی موسوم به « اصلاحات »،(290) و « فتنه ها و اغتشاشات بزرگ پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 هجری شمسی » را پشت سر گذاشته است(291) و به لطف خدا از آن ها سربلند بیرون آمده است. اما نکته ی جالب این که در هر کدام از این فتنه ها، ردپای « فراماسونری جهانی » به چشم می خورد.
برای مثال « فتنه ها و اغتشاشات بزرگ پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 هجری شمسی » که یکی از بزرگترین فتنه ها علیه « تمامیت نظام » و نه فقط یکی از کاندیداها بود، خود گواه این مدعا است؛(292) حتی اگر از برخی گزارش ها مانند سخنان « پیام فضلی نژاد » روزنامه نگار و نویسنده ی معروف درباره ی ارتباط « سید محمد خاتمی » با فراماسونرها و عضویت برخی از سران و مغزهای متفکر فتنه همچون « میر حسین موسوی » در « لژ ماسونی قسطنطنیه »(293) به دلیل در دست نبودن مدارک کافی در حال حاضر بگذریم، باز هم وجود اطلاعاتی مبنی بر دیدار « سید محمد خاتمی » با فراماسون معروف « جرج سوروس »(294) و دست داشتن « بنیاد ماسونی سوروس » در وقایع پس از انتخابات،(295) نشان می دهد که حداقل، هدایت این فتنه ها از سوی فراماسون های خارجی بوده است. از سوی دیگر، در حمایت از « اغتشاشگران بعد از انتخابات » کشورهای ماسونی دنیا، به حمایت از فتنه گران پرداختند.(296) حال اگر به توصیف « فراماسون ها » از « جنبش های ماسونی » نگاهی بیندازیم، در می یابیم که « اغتشاشات پس از انتخابات » موسوم به « جنبش سبز » نیز یک « جنبش ماسونی » می باشد:(297)
ماسون ها در رابطه با جوامع، چنین نظری دارند:(298)
« مدرسه اي كه توسط مدير ماسون اداره مي شود، يك موسسه ي ماسوني محسوب مي گردد. جامعه اي كه توسط يك ليدر ماسون رهبري مي شود، جامعه ي ماسوني به حساب مي آيد. اگر تعداد اعضايمان هم زياد نشود، از طرف هر كسي كه مي خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان يك موفقيت شمرده مي شود. »(نشريه ي ماسون ترك – صفحه ي 3032)
با توجه به همین تعریف، جنبشی همچون « جنبش اغتشاشگر سبز » که از سوی کشورهای ماسونی همچون « آمریکا »، « انگلیس »، « فرانسه »، « ایتالیا » و ... و نیز بنیاد های ماسونی همچون « بنیاد سوروس » مورد حمایت و هدایت قرار می گرفته است، مطابق تعریف خود ماسون ها نیز یک « جنبش ماسونی » تلقی می گردد.
البته ماجرا به همین جا ختم نمی شود، زیرا برخی گزارش ها حاکی از شرکت « سید محمد خاتمی » در « اجلاس ماسونی بیلدربرگ » می باشند:(299)
وجود برخی از گزارش ها مبنی بر حضور « سید محمد خاتمی » در اجلاس « بیلدربرگ » سال 1999 میلادی.
وجود برخی از گزارش ها مبنی بر حضور « سید محمد خاتمی » در اجلاس « بیلدربرگ » سال 1999 میلادی.
البته لازم به ذکر است که گزارش هایی در رابطه با ارتباط « عبدالکریم سروش » یکی دیگر از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز » با « بیلدربرگ » به گوش می رسد. بدین نحو که جایزه ی به اصطلاح ادبی ماسونی « اراسموس » از سوی خاندان سلطنتی « برنهارد » هلند و بنیانگذار اجلاس « بیلدربرگ » به « سروش » اعطا گردید تا از خدمات وی به « فراماسونری جهانی » تقدیر گردد.(300)
اما نکته ی عجیبی که در حین مطالعه پیرامون فراماسونری در « آمریکای لاتین » به دست آمد و باعث تأسف و تأثر نگارنده گردید، اعطای عضویت در گروه احتمالاً ماسونی کوبایی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » رییس جمهور کوبا و یکی از اعضای برجسته ی « Order of Jose Marti » به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز » می باشد.(301)
همانگونه که قبلاً ذکر شد، « Jose Marti » یکی از به اصطلاح انقلابیون کوبایی بود که عضویت وی در گروه های ماسونی قبلاً اثبات گردید.(302) مطابق تحقیقات برخی از محققان، امروزه یک « Order » احتمالاً ماسونی در کوبا با عنوان رسمی « Order of Jose Marti » وجود دارد(303) که مدال عضویت آن به برخی از افراد که عمده ی آن ها « کمونیست » یا « فراماسون » بوده اند، اعطا گردیده است. برای مثال « تابو امبکی » رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی » که قبلاً پیرامون عضویت وی در گروه ماسونی « Order of St. John » یا « Order of Malta » بحث شد،(304) یکی از افرادی است که مدال عضویت گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » فراماسون به وی اعطا شده است:(305)
عضویت « تابو امبکی » رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی » در گروه ماسونی و شیطانی « Order of St. John » یا « Order of Malta ».
اعطای مدال عضویت گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » به « تابو امبکی » رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی ».
همچنین « شاهزاده فرا آندرو برتی »، هفتاد و هشتمین « رییس » و « استاد بزرگ » گروه ماسونی « Order of St. John » یا « Order of Malta »(306) نیز از سوی « فیدل کاسترو »، به عضویت گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » در آمده است:(307)
« شاهزاده فرا آندرو برتی »؛ هفتاد و هشتمین « رئیس » و « استاد بزرگ » گروه ماسونی « Order of Malta » یا « Order of St. John ».
« شاهزاده فرا آندرو برتی » هفتاد و هشتمین « رئیس » و « استاد بزرگ » گروه ماسونی و شیطانی « Order of Malta » یا « Order of St. John »، در حالی که مدال عضویت در گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » به وی اعطاء شده و بر سینه اش نصب گردیده است. (جالب این که با همه ی ادعاهای « فیدل کاسترو » درباره ی مبارزه با امپریالیسم، وی « رئیس » یک گروه ماسونی با عنوان « Order of Malta » را که در گروه مذکور، جنایتکاران بزرگی چون « جرج بوش »، « هنری کیسینجر »، « راکفلرها »، « ملکه الیزابت دوم انگلستان » و ... عضو هستند، به عضویت گروه احتمالاً ماسونی کوبایی « Order of Jose Marti » در می آورد و دست وی را به گرمی می فشارد!!!)
اما تأسف بار اینکه مدال عضویت در گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از رهبران و مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز » اعطاء شده است:(308)
اعطای مدال عضویت در گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز ».
اعطای مدال عضویت در گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز ».
مجسمه ی نیم تنه ی « خوزه مارتی » به اصطلاح انقلابی کوبایی (کسی که گروه ماسونی « Order of Jose Marti » به نام وی مزین شده است!!!) و بنای یادبود ماسونی وی که بر روی « هرم 13 پله ای » و « سر هرم » انتهایی آن بنا شده است و « هرم 13 پله ای » روی 1 دلاری آمریکا را به خاطر می آورد!!!(309)
در مورد عضویت « سید محمد خاتمی » در « Order » و گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti » باید گفت که گرچه وی ممکن است از ماهیت دقیق این گروه خبر نداشته باشد، اما باز این سوال مطرح می شود که چه ویژگی ها و خصوصیاتی در وی وجود داشته است که از سوی سران « Order of Jose Marti » لایق اعطای عضویت این گروه دانسته شده است؟ فعالیت های وی چرا باید مورد توجه ماسون ها باشد؟ چرا در طی مدت طولانی ارتباط « ایران » و « کوبا »، عضویت در گروه مذکور، تنها به « خاتمی » اعطاء شده است؟ آیا همسویی و هم صدایی « خاتمی » با کشورهای ماسونی، عامل این عضویت نبوده است؟ آیا ...؟
البته نکته ی جالب دیگری که می توان در رابطه با « جنبش فتنه گر سبز » به آن اشاره کرد، وجود شعارهایی همچون « نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران » در بین شعارهای محبوب « فتنه گران » در « روز جهانی قدس » بود(310) که نشان می دهد سرسلسله ی این « فتنه » به دست فراماسون هایی در خارج کشور است که در همه حال نسبت به آرمان نهاییشان یعنی « تخریب مسجد الاقصی » و « ساخت معبد سلیمان » پایبند هستند و حتی در اغتشاشات پس از انتخابات ایران نیز این شعار را که مهمترین دغدغه ی جهان اسلام یعنی « قدس » را مورد هدف قرار داده بود، در دهان عناصر فریب خورده و پیاده نظام خود انداختند!
به هر حال، با توجه به مطالبی که ذکر شد، در می یابیم که کشورهای ماسونی دنیا، از هنگامی که با پیروزی انقلاب اسلامی و الهی ایران مواجه شدند و خط مشی « ضد ماسونی »، « ضد آمریکایی »، « ضد اسرائیلی »، « ضد کمونیستی »، « ضد انگلیسی » و ... آن را دریافتند، از همان روزهای اول به کارشکنی، دشمنی و نفوذ دادن برخی از عناصر خود همچون « بنی صدر » به آن پرداختند و در یکی از این ترفندها، به اسم « تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 هجری شمسی »، به دشمنی و « فتنه انگیزی » علیه « تمامیت نظام » و « آرمان های انقلاب اسلامی و الهی ایران » پرداختند.
متأسفانه، علاوه بر نفوذ در بین برخی از سیاسیون، در برخی جریان های فرهنگی و اقتصادی نیز نفوذ جریان شیطانی « فراماسونری » به چشم می خورد. در زمینه ی فرهنگی، رواج دادن سبک معماری حاوی نماد های ماسونی همچون ساختمان « موسسه ی مالی و اعتباری قوامین » به شکل « ابلیسک ماسونی »، ساختمان « هتل » به شکل « هرم » در شهر « شیراز » و ... اشاره نمود:(311)
« هتل هرمی شکل » در دروازه قرآن « شیراز ».
ساختمان مرکزی « موسسه ی مالی و اعتباری قوامین » به شکل « ابلیسک » ماسونی.
از سوی دیگر مدتی است که عبارت نامأنوس و نامناسب « معمار کبیر انقلاب »(312) به جای « بنیانگذار کبیر انقلاب » درباره ی شخصیت والا و ملکوتی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) باب شده است که بر نگرانی دوستداران فهیم این شخصیت بی نظیر، افزوده است. چرا که این اصطلاح نامناسب که معلوم نیست توسط چه جریانی به حوزه ی فرهنگ و ادبیات کشور وارد شده است، ممکن است به مبارزات عظیم این بزرگمرد تاریخ علیه « فراماسونری دجال » خدشه وارد نماید.
همچنین در عرصه ی اقتصادی نیز شرکت های صهیونیستی و ماسونی همچون « کوکاکولا »، « نستله » و ... نیز به صورت فعال در ایران مشغول فعالیت می باشند(313) و حتی آگهی های « نستله » نیز از تبلیغات تلویزیون ایران پخش می شود!!!(314)
تبلیغات شرکت ماسونی - صهیونیستی « نستله » در تهران به زبان « عبری ».(315)
شرکت های ماسونی - صهیونیستی همچون « کوکاکولا »، « نستله »، « IBM » و ...، توپ و گلوله ی ارتش « اسرائیل (خانه ی نهایی فراماسونری دجال) » را تأمین می نمایند.
لیستی از مهمترین شرکت های « ماسونی - صهیونیستی » دنیا. (316)
گرچه نفوذ « فراماسونری دجال » و یارانش همچون « بهاییان » در اقتصاد، سیاست و فرهنگ کشورمان به « حد هشدار » و خط قرمز نرسیده است، اما نباید فراموش کرد که « انقلاب اسلامی ایران » یک انقلاب الهی است که با تمام انقلاب های جهان تفاوت دارد و وظیفه ای الهی بر عهده اش گذاشته شده است که باید آن را به نحو عالی به انجام برساند. این انقلاب عزیز از همان روزهای آغازین شکل گیری به رهبری امام خمینی (رحمة الله علیه)، خود را به عنوان برجسته ترین دشمن « فراماسونری دجال » نشان داد و با جدیت به این حرکت ادامه داد که این پشتکار رهبر، مسئولان و ملت عزیز ایران، دامنه ی مبارزه علیه « فراماسونری دجال » را به مرزها آنطرف تر در « فلسطین »، « لبنان »، « بحرین »، « عراق »، « قاره ی آفریقا » و ... کشانده است و علاوه بر به راه اندازی موج « فرهنگی » علیه دجال »، به واسطه ی پیشرفت های علمی در عرصه هایی همچون « ساخت و تولید ادوات نظامی و موشکی »، « فناوری صلح آمیز هسته ای »، « فناوری سلول های بنیادی » و ...،(317) به لطف خدا می رود تا حلقه ی محاصره علیه « فراماسونری دجال » را تنگ تر نموده و إن شاء الله به زودی و در سایه ی پرچم موعود امم حضرت مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) و وزیر ایشان حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)، به کمک برادران « لبنانی خود » و سایر مسلمانان آزاده، ضربه ی نهایی را بر پیکره ی « فراماسونری دجال » وارد نماید و برای همیشه بشریت را از شر این ام الفساد، نجات دهد.
البته مطالب فوق، تنها یک حدس و گمان و یا آرزوی صرف نیست؛ چرا که روایات آخرالزمانی نقل شده از معصومین (علیه السلام) نیز خبر از تصرف « بیت المقدس » در آخرالزمان و به دست یاران « ایرانی » حضرت مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) می دهند.
در مقاله ی « فراماسونري: دجال آخرالزمان » به صورت مفصل پيرامون آيات ابتدايي سوره ی « اسراء » سخن گفته شد و ذكر گرديد كه مطابق آيات مذكور، « بني اسرائيل » دو مرتبه، فتنههاي بزرگي در جهان به راه مياندازند كه در مرتبه ی دوم براي هميشه طومارشان در هم پيچيده ميشود:(318)
با توجّه به اينكه تعداد زيادي از محققان قائل به اين امر هستند كه اولین فتنه ی بزرگ «بني اسرائيل » سالها قبل و قبل از تسلّط مسلمانان بر « اورشليم (بيت المقدّس) » صورت گرفته است، كنكاش پيرامون فتنه ی دوم و آخر بنياسرائيل كه پايان داستان اين قوم است، حائز اهميت می باشد. تعداد زيادي از محقّقان معتقدند كه فتنه ی دوم « بنياسرائيل »، از حدود 60 سال قبل و با تأسيس دولت نامشروع « اسرائيل » آغاز شده است و به همين دليل بايد كم كم به دنبال يافتن نشانههايي از نابودكنندگان « بنياسرائيل » باشيم.(319)
روايات در اين زمينه راهگشا بوده و به تفسير آيات ابتدايي « سوره ی اسراء » ياري ميرسانند. در آيات ابتدايي « سوره ی اسراء » از نابودكنندگان « بنياسرائيل » با عبارت « بعثنا عليكم اولي بأس شديد » نام برده شده است.(320) در « تفسير عيّاشي » از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه حضرت بعد از آنكه آيه ی شريفه ی « بعثنا عليكم عباداً لنا أولي بأس شديد» را قرائت نمود، فرمود:
« مراد از اين آيه، حضرت قائم (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) و ياران اويند كه نيرومند و با صلابتند. »(321)
و از امام صادق (علیه السلام) روايت شده كه وقتي آن حضرت، اين آيه را قرائت فرمود، عرض كرديم: فدايت گرديم، آنها چه كساني هستند؟
امام سه بار فرمودند: « به خدا سوگند اهل قم هستند. »(322)
علاوه بر روایات امید بخش فوق، در روایتی دیگر چنین بیان شده است:
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
« درفشهای سیاه از خراسان بیرون آید که چیزی جلودارشان نیست، تا در ایلیاء (قدس) به اهتزاز درآیند. »(323)
همانگونه که می دانیم، پرچم های سیاه « بنی عباس » مقصدشان « بیت المقدس » نبود و این پیشگویی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آن ها صادق نیست؛ بلکه مقصود ایشان از پرچم های سیاه مذکور، پرچم « یاران خراسانی (ایرانی) » حضرت مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) در آخرالزمان است که به رهبری ایشان، « بیت المقدس » را از اشغال « بنی اسرائیل » آزاد می نمایند.(324)
لازم به ذکر است که تعدادی از روایات نیز محل نابودی و مرگ « دجال » را دروازه ی « لد » در « بیت المقدس » ذکر کرده اند(325) که این مسئله نیز با سایر روایاتی که مقصد پرچم های « ایرانی » یاور حضرت مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) و تنبیه کننده ی « بنی اسرائیل » را « بیت المقدس » ذکر می نمایند، سازگار است و به نظر می رسد که « دجال » که خود از سوی « بنی اسرائیل » پرورش یافته است، در مجاورت قوم « بنی اسرائیل » و در ناحیه ی « فلسطین اشغالی » به دست حضرت مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) و یاران ایشان که عمدتاً « ایرانی » نیز می باشند، به قتل خواهد رسید.
بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، برای « ایران اسلامی » در آخرالزمان، وظایف مهمی پیش بینی شده که یکی از مهمترین آن ها مبارزه با « دجال آخرالزمان (احتمالاً فراماسونری جهانی) » می باشد که این نبرد تا زمان قیام جهانی حضرت مهدی موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) ادامه می یابد و إن شاء الله به رهبری ایشان، « یاران مومن ایرانی حضرت مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) »، قدس را فتح خواهند نمود و این وعده ای است که إن شاء الله به زودی محقق خواهد گردید.
بررسی چند سوال و شبهه
با در نظر گرفتن این مسئله که بجز « ایران »، « حزب الله » و جبهه ی مقاومت، بقیه ی کشورهای دنیا در سیطره ی « فراماسونری دجال » قرار گرفته اند و رهبران « فراماسون » این کشورها را اداره می کنند، کشمکش های موجود بین این کشورهای ماسونی (همچون جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و ...) را چگونه می توان توضیح داد؟
در مورد فراماسون ها باید به این نکته اشاره کرد که آن ها بر سر اهداف بزرگشان همچون « نابودی ادیان الهی و توحیدی »، « تشکیل حکومت جهانی شیطانی »، « نابودی مظاهر توحید »، « پوچ کردن ادیان و تنها باقی گذاشتن ظاهر آن ها »، « سکولار نمودن کشورها » و از همه مهمتر « تشکیل حکومت جهانی شیطانی » به مرکزیت « اورشلیم (بیت المقدس) »، « تخریب مسجد الاقصی » و « ساخت معبد موهوم سلیمان » با یکدیگر اشتراک دارند، اما بر سر این امر که از چه طریقی باید این مهم حاصل شود و این که چه کشور یا شخصی باید رهبری این جریان را به دست گیرد، با هم اختلاف نظر دارند.
برای مثال، هم « آمریکا »، هم « چین » و هم « روسیه » و ... همگی بر سر حفاظت و حمایت از « اسرائیل » و بقای آن اشتراک نظر جدی دارند و علیه آن موضع نمی گیرند، اما بر سر اینکه کدام کشور باید رهبری جریان « فراماسونری دجال » را به دست گیرد، با یکدیگر جدال دارند و هر یک از آن ها می خواهد خود فرماندهی این « سیستم شیطانی » را عهده دار گردد.
البته به فرض محال، اگر فراماسون ها بتوانند حکومت جهانی مد نظر خود را در « اورشلیم (بیت المقدس) » تشکیل دهند، قطعاً بعد از تشکیل این حکومت، درگیری های خونینی بین خودشان ایجاد خواهد شد و هر گروهی از آن ها اعم از « جمجمه و استخوان (Skull & Bones) »، « Shriner »، « کمونیست ها »، « لژهای اسکاتلندی فراماسونری » و ... بر سر به دست گیری این حکومت شیطانی با یکدیگر جدال خواهند کرد. (البته إن شاء الله حکومت مد نظر آن ها تشکیل نخواهد شد.)
فراموش نکنیم که قبل از پیروزی « انقلاب اسلامی ایران » نیز گروه های مختلف ضد نظام شاهنشاهی اعم « مجاهدین خلق »، « گروهک نهضت آزادی » و ... نیز با جریان عظیم و راستین الهی و اسلامی مردم کشورمان به رهبری امام خمینی (رحمة الله علیه) همراه شدند، زیرا وجه اشتراک آنان با یکدیگر و با مردم مسلمان و انقلابی کشورمان و رهبر بزرگ آنان، مبارزه با نظام شاهنشاهی بود، اما بعد از پیروزی انقلاب و حذف نظام شاهنشاهی، آنان دیگر وجه اشتراکی با مردم و امام امت (رحمة الله علیه) نمی دیدند و به همین دلیل به شیطنت علیه نظام و جهت گیری علیه آن پرداختند. در مورد فراماسون ها نیز تنها اشتراک هدفشان، آن ها را در کنار یکدیگر نگه داشته است و پس از رسیدن به هدف مذکور، آن ها علیه یکدیگر خواهند شورید.
نکته ی دیگر این که در قرآن کریم از شیطان با عنوان « دشمن آشکار » انسان یا « عدو مبین » نام برده شده است:
با این اوصاف، « فراماسون ها » که به جای « خداوند متعال »، « ولایت شیطان » را بر خود برگزیده اند و این « دشمن آشکار » انسان را خواسته یا ناخواسته، عنوان رهبر خود قرار داده اند، از سمت همین « دشمن آشکار » نیز ضربه خورده و به جدال با یکدیگر و دشمنی گرفتار خواهند گردید.
همچنین نباید فراموش کرد که در بین مسلمانان و نیز شیعیان نیز که به خداوند متعال و مقدسات اسلامی ایمان دارند، باز هم در اثر کید شیطان و غفلت انسان ها، اختلافاتی وجود دارد که بعضاً تبعات ناگواری نیز داشته است، با این اوصاف « فراماسون ها » که به خداوند نیز معتقد نیستند، قطعاً بیشتر در معرض اختلاف و دشمنی با یکدیگر قرار دارند.
به هر حال متأسفانه چه بخواهیم و چه نخواهیم، دشمن ما از خود ما منسجم تر عمل کرده و علیرغم این که ما مسلمانان بر سر « حق » مشترکیم و دشمن ما بر سر « باطل » اشتراک دارد، باز هم دشمن ما منسجم تر عمل می نماید. حضرت علی (علیه السلام) در این رابطه در « خطبه ی 27 نهج البلاغه » به یاران خود چنین فرموده اند:(326)
« شما بر حق خود اتحاد نداريد، در حالي که دشمنان شما بر باطل خود اتفاق دارند و اين مايه ی خون دل خوردن و اندوه و تاسف است. به خدا سوگند، اجتماع و اتحاد اهل باطل بر باطلشان و جدايي و اختلاف شما در کار حقتان دل انسان را ميميراند و اندوه و غم را پيش ميآورد. »(327)
إن شاء الله که به زودی و با همت و تلاش همه ی مسلمانان جهان و زیر سایه ی رهبری موعود امم حضرت مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)، دوران اتحاد مسلمانان و اضمحلال و پراکندگی « فراماسونری دجال » و اصحابش آغاز شده و طومار « دجال » و پیروانش در هم پیچیده خواهد شد.
با توجه به این که در این مقاله و سایر مقالات مشابه، سیطره ی « فراماسونری دجال » بر سراسر دنیا به جز چند استثناء مسجل می گردد، آیا « کلید » و « راهنمایی » وجود دارد که به کمک آن بتوان در مورد ارتباط هر فرد یا گروهی با « فراماسونری »، با اطمینان خاطر قضاوت کرد؟
کشف ارتباط افراد یا گروه های مختلف با « فراماسونری دجال » در برخی موارد بسیار آسان و در برخی موارد بسیار سخت می باشد؛ برای مثال کشف ارتباط « جرج بوش » با فراماسونری بسیار آسان است، اما یافتن ارتباط « نلسون ماندلا » با فراماسونری بسیار سخت به نظر می رسد.
گرچه کشف ارتباط افراد یا گروه های مختلف با « فراماسونری دجال » گهگاه بسیار دشوار و گاه غیر ممکن می نماید، اما به هر حال « کلید » و « معیار » مهمی وجود دارد که می تواند کمک کننده باشد و آن کلید نیز چیزی نیست به جز مسئله ی « قدس » و « مسجد الاقصی »!
همانگونه که قبلاً نیز اشاره کردیم، « فراماسون ها » بر سر هر مسئله ای با یکدیگر اختلاف و مجادله داشته باشند، بر سر مسئله ی « قدس » و « مسجدالاقصی » با یکدیگر اختلاف ندارند و آرمان مشترک همه ی گروه های « ماسونی »، « تخریب مسجد الاقصی »، « ساخت معبد سلیمان » و « تشکیل حکومت جهانی شیطانی » به مرکزیت « اورشلیم » یا « بیت المقدس » است و همه ی تلاش گروه های « ماسونی » بر این هدف استوار است. بر همین اساس، همه ی کشورها، گروه ها و افراد عضو « تشکیلات جهانی فراماسونری »، در طولانی مدت با « رژیم ماسونی اسرائیل » همکاری کرده و موضعی انفعالی یا عمدتاً تخریبی علیه « مقاومت اسلامی منطقه علیه اسرائیل » می گیرند و بدین وسیله، پایبندی خود را نسبت به هدف مشترکشان نشان می دهند.
کشورهای « ماسونی » مختلف ممکن است برای فریب افکار عمومی، در برخی مقاطع تحرکاتی ظاهری در جهت مخالفت با « اسرائیل » انجام دهند، اما در عمل، به صورت پنهانی و در طولانی مدت در جهت منافع « اسرائیل » که « قلب فراماسونری دجال » است، انجام می دهند. در این قسمت، به ذکر چند مثال مهم در این زمینه، اکتفا می نماییم:
« فیدل کاسترو » فراماسون، همواره به عنوان یک شخصیت ضد امپریالیسم و ظلم ستیز معروف بوده و حتی گهگاه سخنانی علیه « اسرائیل » بیان نموده است؛ اما در عمل و همچون سایر فراماسون ها، وی نیز به « اسرائیل » و « آژانس یهود » کمک های بزرگی نموده و در این راستا زمینه ی مهاجرت بدون دغدغه ی « یهودیان کوبایی » به اسرائیل را فراهم کرده و به همین دلیل از سوی « آژانس یهود » مورد تقدیر قرار گرفته است!:(328)
کمک « فیدل کاسترو » فراماسون، رییس جمهور سابق کوبا به « آژانس یهود » برای مهاجرت « یهودیان کوبایی » به « اسرائیل » و تقدیر « آژانس یهود » از « کاسترو » با هدیه ای شامل « چند صد رأس گوسفند »!!!.
« فیدل کاسترو » همچنین دوست صمیمی « رافی ایتان (Rafi Eitan) » وزیر سابق « کشاورزی » و « امور بازنشستگی » دولت ماسونی و شیطانی « اسرائیل » است و بارها با وی مراوده داشته و حتی در کنار وی، مجسمه ی « شمعدان 7 پر : Menorah » اسرائیلی نماد به اصطلاح « قربانیان هولوکاست » را در یکی از میادین « هاوانا (پایتخت کوبا) » افتتاح کرده است:(329)
افتتاح مجسمه ی « شمعدان 7 پر : Menorah » اسرائیلی به مناسبت بزرگداشت به اصطلاح « قربانیان هولوکاست » در یکی از میادین « هاوانا (پایتخت کوبا) » توسط « فیدل کاسترو » در معیت دوست صمیمی اش « رافی ایتان (Rafi Eitan) » وزیر سابق « کشاورزی » و « بازنشستگی » اسرائیل!
بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، « فیدل کاسترو » فراماسون نیز همچون سایر فراماسون ها، برخلاف ژست ضد امپریالیستی اش، روابط پنهانی بسیار صمیمانه ای با « دولت ماسونی اسرائیل » دارد.
از سوی دیگر « نلسون ماندلا » فراماسون نیز که همواره به عنوان یک شخصیت ظلم ستیز از وی یاد می شود، علیرغم ظاهر فریبنده اش و برخلاف مواضع ظاهراً مثبت وی در رابطه با مردم فلسطین، در عمل از رژیم ماسونی « اسرائیل » حمایت کرده و از اعراب خواسته تا « رژیم ماسونی و اشغالگر اسرائیل » را به رسمیت شناخته و به طرح به اصطلاح صلح آمیز « اسرائیلی » تن دهند و در ازای پس گرفتن بخشی از سرزمین های عربی، « هویت رژیم ماسونی اسرائیل » را بپذیرند و آن را به رسمیت بشناسند!:(330)
اظهارات « نلسون ماندلا » ی فراماسون، رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی » مبنی بر اینکه « اسرائیل » حق دارد در ازای عقب نشینی از بخشی از « سرزمین های عربی »، از اعراب « به رسمیت شناختن هویت خود » را طلب نماید و در غیر این صورت، مجوز اشغال سرزمین های مذکور را دارد!!!
بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، « نلسون ماندلا » ی فراماسون نیز علیرغم ژست ظلم ستیزانه اش، همچون سایر فراماسون ها، به نفع « اسرائیل » و علیه « مقاومت » موضع می گیرد.
لازم به ذکر است که سایر افراد و کشورها و نهادهای ماسونی نیز وضعیتی مشابه دارند و مواضع آن ها در عمل به نفع « اسرائیل » است. جالب این که حتی در « اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 هجری » ایران نیز که از سوی « تشکیلات جهانی فراماسونری» مورد هدایت و حمایت بود، باز هم شعار « نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران » از سوی اغتشاشگران در اغتشاشات روز جهانی قدس شنیده می شد(331) و این مطلب نیز خود ارتباط این فتنه را با « فراماسونری حهانی » تأیید می کرد!!!
بنابراین مجدداً خاطر نشان می شویم که « مسأله ی قدس » و « مسجد الاقصی » همچون « کلیدی » است که از آن می توان برای شناختن « فراماسون ها » و عمالشان بهره برد.
آیا مردم کشورهای تحت سیطره ی « فراماسونری دجال »، همگی « فراماسون » هستند و آیا باید با آن ها سر جنگ داشت؟
خیر. مردم کشورها و دولت های ماسونی، لزوماً همگی « فراماسون » نیستند و چه بسا در آن ها تعداد زیادی انسان « موحد » و « نیکوکار » یا « مستعد اصلاح » وجود داشته باشند (به خصوص در مناطق مسلمان نشین)، اما متأسفانه تلاش های این انسان های پاک نیز در جوامع ماسونی هدر رفته و خدمات آن ها، چرخ « فراماسونری دجال » را به پیش می برد.
برای مثال یک « مسلمان صنعتگر ساکن کشور آمریکا)، گرچه در طی کسب حلال خود در این کشور، « پیچ »، « میخ » و ... می سازد، اما همین « پیچ » ساخته ی او ممکن است در « هواپیما ها » و « هلیکوپتر ها » ی آمریکا مورد استفاده قرار گیرد و در بسط سلطه ی « فراماسونری دجال » موثر باشد! به همین دلیل است که ماسون ها در نشریات خود چنین می گویند:(332) « مدرسه اي كه توسط مدير ماسون اداره مي شود، يك موسسه ي ماسوني محسوب مي گردد. جامعه اي كه توسط يك ليدر ماسون رهبري مي شود، جامعه ي ماسوني به حساب مي آيد. اگر تعداد اعضايمان هم زياد نشود، از طرف هر كسي كه مي خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان يك موفقيت شمرده مي شود. » (نشريه ي ماسون ترك – صفحه ي 3032)
بنابراین در کشورهایی که « رهبران فراماسون » قدرت را در دست دارند، حتی فعالیت های صنعتی، کشاورزی، خدماتی، پزشکی، دامپروری و ... افراد عادی و غیر ماسون این جوامع نیز نهایتاً در جهت بسط سلطه ی « فراماسونری دجال » مورد استفاده قرار می گیرد! افراد مذکور گرچه فراماسون نیستند، اما متاسفانه جوامع مذکور، جوامعی ماسونی هستند!!!
البته در نگاه مسلمانان پیرو امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)، همه ی مردم جهان مستحق احترام و توجه می باشند و موضع خصمانه ی ما علیه « فراماسونری دجال »، نباید موجب گردد تا ما نسبت به مردم عادی کشورهای تحت نفوذ « فراماسونری »، بدبین و متخاصم باشیم.
فراموش نکنیم که مطابق روایات اسلامی، حتی تعداد زیادی از یهودیان در زمان ظهور مهدی موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)، به دست ایشان و به دنبال استناد حضرت (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) به تورات اصلی که از کوهی در سرزمین شام بیرون آورده می شود، مسلمان شده و جزء یاران ایشان می گردند!(333) بنابراین تا آن جا که ممکن است، باید نسبت به مردم ملل دیگر، حتی اهالی ساکن کشورهای ماسونی، با احترام برخورد کرد.
با توجه به اینکه بجز چند استثناء، بقیه ی کشورهای جهان در سیطره ی « فراماسونری دجال » قرار دارند، روابط ما با کشورهای دیگر دنیا چگونه باید باشد؟ آیا باید قطع رابطه کرد؟ آیا باید موضعی خصمانه گرفت؟
نگاهی به سیره و زندگی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می تواند راه را به ما نشان دهد؛ همانگونه که می دانیم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عالمترین شخص در جهان هستی بوده و هستند و به خوبی از دسایس « یهود » و « مشرکان » در زمان حیاتشان و نیز در گذشته و آینده خبر داشتند؛ اما ایشان در همه حال با « یهودیان » اطرافشان و نیز با « مشرکان » از در مسالمت وارد می شدند و تا از این گروه ها آزار نمی دیدند، دست به مقابله و مخاصمه نمی زدند، زیرا ایشان به کلام خدا و قرآن مجید عمل می کردند که این کتاب بزرگ، چنین فرموده است:
بنابراین ما هم باید به تأسی از فرمایش قرآن و سیره ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، با دیگران بر اساس مسالمت و صلح زندگی کنیم و هنگامی با اقوام یا ملل دیگر به ستیز برخیزیم که به مسلمانان ظلم کرده و سعی در نابودی دین خدا داشته باشند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز بنا بر نیاز مسلمانان و مصلحت جامعه ی اسلامی، حتی با « یهود » و « مشرکین مکه » نیز روابط تجاری داشته اند که البته ماحصل این روابط به نفع مسلمانان بوده است.(334)
با این اوصاف، ما مسلمانان منتظر مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) نیز باید در درجه ی اول استقلال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کنیم و در صورتی که نیاز غیر قابل اغماضی به امکانات اقتصادی سایر کشورها اعم از کشورهای ماسونی داشتیم، باید از بین « بد » و « بدتر » کشورهای ماسونی، گزینه ی « بد » را انتخاب نماییم و با کم آزارترین این کشورها رابطه برقرار نماییم و در اسرع وقت نیز تلاش کنیم تا در زمینه ی مذکور، استقلال یابیم.
البته با وجود رهبری امام خمینی (رحمة الله علیه) در گذشته، و رهبری حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » در زمان حاضر، از فرمایش ها و رهنمودهای این بزرگان که خود اسلام شناسانی بزرگ بوده و هستند، می شود کمال استفاده را برد و با اجرای دستورات این بزرگواران، به سمت جامعه ای آرمانی و زمینه ساز ظهور مهدی موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) رهسپار گردید.
در حال حاضر گرچه کاستی های فراوانی در جامعه ی « اسلامی ایران » وجود دارد و بسیاری از خواسته ها و فرمایش های امام خمینی (رحمة الله علیه) و حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » آنگونه که باید و شاید اجرا نشده است، اما « ایران اسلامی » در تلاش است تا به شعار « نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی » جامه ی عمل پوشانده و ضمن خروج کامل از یوغ « فراماسونری دجال »، زمینه را برای ظهور مهدی موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) و آغاز دوران طلایی تاریخ، آماده نماید.
سخن آخر
از سال 2006 - 2007 میلادی که مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » و مقالاتی مشابه آن در نقاط مختلف ممالک اسلامی تألیف شدند، تغییرات وسیعی در بینش و بصیرت جامعه ی مهدوی کشورمان و سایر مسلمانان جهان نسبت به مقوله ی « فراماسونری دجال » پدید آمد و مسلمانان مومن بی شماری به لطف و یاری حضرت مهدی (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) به خباثت و دسایس « فراماسونری دجال » پی بردند.
اما در عین گستردگی دامنه ی شناخت « فراماسونری دجال » و دسایس آن، متأسفانه موضوع عمدتاً در حد سطحی و بیشتر در حیطه های « نماد شناسی »، « بررسی علایم ماسونی » و ... متوقف گردید و استفاده ی عملی و راهبردی مناسبی از مباحث مطروحه نشد.
ساخت فیلم مستند « ظهور (The Arrivals) » در سال 2008 میلادی تا حدودی به افزایش عمق این شناخت کمک کرد، اما متاسفانه در زمینه ی شناخت ابعاد کامل سیطره ی « دجال » حتی در کشورهای به ظاهر آزادیخواه، چندان موثر نبود (معرفی « نلسون ماندلا » به عنوان یک فرد مبارز علیه « فراماسونری » از آن جمله بود). همچنین در این سریال زیبا، به صورت مستند و دقیق به نقش دشمنان « دجال » و به خصوص « ایرانیان » مطابق روایات آخرالزمانی پرداخته نشد.
مقاله ی حاضر بر آن است تا به میزان هر چند اندک، نقایص موجود در مقالات و فیلم های قبلی را رفع کند تا شناخت بیشتری پیرامون وسعت فراوان جنایات « فراماسونری دجال » از یکسو و جریان های مقاومت علیه « فراماسونری دجال » حاصل گردد.
این مقاله قصد دارد تا به این نکته ی مهم اشاره کند که در این دوره ی سخت و نفسگیر آخرالزمان که پنجه های « فراماسونری دجال »، صورت اقصی نقاط جهان را خراشیده است، جزایر امید بخشی همچون « ایران اسلامی »، « حزب الله لبنان »، « مجاهدان یمن » و ... وجود دارند که وظیفه ی سنگین مبارزه با « فراماسونری دجال » را بر عهده گرفته اند و بقیه ی برادران مسلمان و سایر آزادگان جهان را به پیوستن به جریان عدالت خواه و ظلم ستیز دعوت می نمایند تا إن شاء الله دست به دست یکدیگر و زیر پرچم مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)، شیشه ی عمر « فراماسونری دجال » را بشکنند و دوره ی طلایی تاریخ بشر را آغاز نمایند.
به امید این که آن روز هر چه زودتر فرا رسد و چشم بشر، به جمال قائم آل محمد (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) گردد.
کاری از: خادم الامام (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) - وعده ی صادق
مرداد ماه 1389 يكشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
نوشته شده به وسیله ی Administrator
شباهتهای فرقه سبز ایران و جنبش سبز انگلستان پژوهشگر موسسه کیهان در سخنانی به بررسی شباهتهای کودتای سال 1688 در انگلیس و حوادث بعد از انتخابات در ایران پرداخت. پیام فضلینژاد، پژوهشگر موسسه کیهان در همایش "8 ماه نبرد سایبری" در سخنانی، به بررسی شباهت کودتای سرمایه داران انگلیسی در سال 1688 میلادی با کودتای سبز فراماسونرها در سال 1388 شمسی در ایران پرداخت. جنبش سبز ایران، جنبش سبز انگلستان فضلینژاد اظهار داشت: کودتای انتخاباتی اصلاح طلبان در 22 خرداد 1388 یک کودتای ماسونی بود. اولا پروژه ای که اصلاحطلبان از دو سال پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری خصوصا با محوریت حزب کارگزاران سازندگی کلید زدند، تکرار موج نوی کودتای سرمایه داران در انگلستان بود که 320 سال پیش یعنی در سال 1688میلادی اتفاق افتاد تاریخ جاسوسی و کودتا ها البته پر از تشابهات حیرت انگیز است و شاید برای شما عجیب باشد که بگویم 320 سال پیش نیز جنبشی به نام جنبش سبز در انگلستان سال 1688 میلادی توسط فراماسونرها در درون میخانه های حوالی لندن تاسیس شد تا کودتای نرم سرمایه داران پروتستان در انگلستان به ثمر بنشیند و این تشابه شگفت انگیز کودتا ی سرمایه داران سکولار در انگلستان 1688 با کودتای سرمایه داران در ایران 1388 شمسی است . وی درباره سابقه ی ماسونی و ریشه انگلیسی جنبش سبز گفت : در هر دو کودتا چه کودتای سرمایه داری انگلیسی چه کودتای سبز در ایران ابتدا جناح موسوم به اصلاح طلبان بر مبنای آموزه های مارتین لوتر شعار اصلاح مذهبی و رنسانس اسلامی میدادند ، در انگلستان سرمایه داران پروتستان 20 سال قبل از کودتا شعار اصلاح دین می دادند همان سرمایه دارانی چون جان لاک که تاجران برده بود و از نخستین استعمار گران قاره ی آمریکا در ایران نیز از قضا بیست سال پیش از کودتای سبز روشنفکران بورژوای با شعار اصلاح دینی و پروتستانتیسم اسلامی پا به میدان نهادند دقیقا پس از جنگ تحمیلی عبدالکریم سروش و سید محمد خاتمی که هر دو وابستگی های ماسونی آشکار دارند نسخه انگلیسی را برگزیدند تا یک مارتین لوتر مسلمان متولد شود . مارتین لوتر یکی از پیشگامان فرا ماسونری بود که آیین ماسونی رز صلیبی را تبلیغ می کرد بنابراین هم در کودتای سرمایه داران انگلیسی 1688 میلادی و هم در کودتای سبز ماسونی ایران در 1388 شمسی آموزه های ماسونی مارتین لوتر محور فعالیت اصلاح طلبان برای آغاز روند سکولاریسم دینی بود در هر دو کودتا اصلاح طلبان پس از شعار اصلاح دینی شعار جامعه ی مدنی و حکومت سکولار را سر دادند در انگلستان جان لاک به تصحیح از توماس هاپ در کتاب "رساله ای درباره ی حکومت" نوشت که مشروعیت الهی باید از نظریه ی دولت ساقط گردد جان لاک گفت که هدفم از این کار تثبیت تاج و تخت احیاگر و منجی کبیر سلطنت یعنی خواستگاه دوباره برگشته ی ما ویلیام سوم است کسی که خود را منجی تاج و تخت می دانست پدر جامعه مدنی توسط سید محمد خاتمی در ایران دانسته شد اندیشه جامعه ی مدنی به عنوان بستر ساز کودتای سرمایه داران انگلیسی از 15 سال قبل از آن کودتا در لندن پا به عرصه گذاشت . ارائه سند وابستگی جنبش سبز به فراماسونرهای انگلیسی فضلینژاد درباره بازتولید گفتمان فراماسونر های انگلیسی در ایران توسط اصلاح طلبان پس از پایان جنگ تحمیلی افزود: در ایران نیز از قضا عبدالکریم سروش در حلقه ی کیان و سید محمد خاتمی در حلقه ی آیین از15 سال قبل از کودتای ماسونی سبز شعار جامعه ی مدنی و حکومت سکولار می دادند . دو سال قبل از هر دو کودتا سرمایه داران پروتستان در ائتلاف با سیاست مداران و حاکمان اصلاح طلب حول محور واحدی اجتماع کردند دو سال قبل از کودتای سرمایه داران انگلیسی رهبران اصلاح دینی سرمایه داران و اعضای مجلس عوام در میخانه ای حوالی لندن بر سر کودتای براندازی حکومت جیمز دوم به توافق رسیدند گویا مقدر بود از هنگامی که فراماسون ها در عرصه ی قدرت همه ی رخداد ها در میخانه ها رقم بخورد . نویسنده پرفروش ترین کتاب سیاسی سال با شرح جزئیات سند وابستگی جنبش سبز به فراماسونرهای انگلیسی ادامه داد : حزب سبز یا همان حزب ویج که جان لاک تئوریسین سیاسی آن است با شعار زندگی، آزادی و مالکیت تحت نام باشگاه سبز فعالیت خود را شدت بخشید . تمامی اعضای این حزب جزء فراماسونر های برجسته ی انگلستان بودند سبز های فراماسونر انگلیسی که آن هنگام با اقدام هایشان ، قدرت را در پارلمان از دست داده بودند از رهگذر پیمانی با محافظه کاران و هفت تن از اشراف متنفذ ائتلاف بزرگ سبز ها را در انگلیس سال 1686 تشکیل دادند. در ایران نیز مانند انگلستان دقیقاً دو سال قبل از انتخابات حزب کارگزاران رسما نسخه ی کودتای انگلیسی فراماسون ها را برای انتخابات دهم ریاست جمهوری پیشنهاد کرد . هفته نامه شهروند امروز از سال 1386 در مقالاتی مانند "زنده باد سرمایه داری" و "چرا انگلیسی ها جمهوری خواه نیستند؟" به قلم محمد قوچانی به صراحت گفت که باید براساس مدل انگلیسی ، خواست سرمایه داران ایرانی را تبدیل به خواست قدرت کنیم و صراحتا از سال 1386 حزب کارگزاران از باشگاه سبز به عنوان محملی برای براندازی حاکمیت نام برد که تمام رگه های این نسخه ی انگلیسی را در هفته نامه ی شهروند امروز می توان جستجو کرد . از همین نقطه، ائتلاف روشنفکران ماسون و سرمایه داران اصلاح طلب در ایران سخن گفتند چنانکه می بینیم میر حسین موسوی هم در نخستین همایش سخنرانان حامی خود با ستایش از سرمایه داران حتی نسبت های ناروایی را به پیامبر بزرگوار اسلام داد و گفت پیامبر اسلام کارهای خود را از طریق سرمایه داران پیش می برد نه از طریق فقرا. حزب کارگزاران سازندگی رسما اعلام کرد که جان لاک همان پیامبر لیبرالیسم انگلیسی و پدر فلسفه ی ماسونی پیامبر آزادی خواهی در ایران است و هفته نامه شهروند امروز یک ویژه نامه در ستایش وی منتشر کرد. چشم اصلاحطلبان به حمایت کشورهای خارجی بود وی در نقد ایدئولوژی حزب کارگزاران گفت : این چنین رنگ و بوی ماسونی جنبش سبز در ایران آشکار شد. حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران در سال 1386 گفت برای ما تکنو کرات ها فرقی نمی کند چه حاکمیتی در ایران سر کار باشد با هر رژیمی که در ایران حاکم باشد کار می کنیم بنابراین برای کارگزاران رژیم شاه و جمهوری اسلامی فرقی نمی کرد؛ مهم تامین منافع آنان بود و این یکی از محور های اصلی تفکر ماسونی است در هر دو کودتا چه در ایران و چه در انگلستان، کشوری خارجی از اصلاح طلبان حمایت می کرد و اصلاح طلبان نیز چشم به حمایت آنان دوخته بودند. فضلی نژاد درباره حمایت های خارجی از کودتاگران انگلیسی و ایرانی ادامه داد : درکودتای سرمایه داران انگلیسی در سال 1688 سران جنبش سبز در 30 ژوئن 1688 با ارسال دعوتنامه ای به حاکم هلند از او خواستند تا با حمله ی به انگلستان آزادی را برای انگلیسی ها به ارمغان آورد و برای حفظ فرقه ی پروتستان به کشورشان حمله کند حاکم . هلند نیز در پاسخ به نامه ی سبز های انگلیسی نوشت که برای حفظ حقوق و اشراف و نظام سرمایه داری به انگلستان حمله می کنند . در کودتای 1688 انگلیس اصلاح طلبان سبز هیچگاه شعار عدالت اجتماعی و حقوق فقرا ندادند و توافقی نا نوشته میان سرمایه داران و حکومت های خارجی برای براندازی حکومت صورت گرفت . در ایران نیز اصلاح طلبان دقیقا چنین روندی را پیمودند ، بعد از فروردین 1388 سفر های آقای خاتمی به اروپا و عربستان آغاز شد و ایشان از ملک عبدالله تقاضای پول کرد تا هزینه های انتخاباتی میر حسین موسوی را ساپورت کند ، حمایت های خارجی از اصلاح طلبان امروز یک پدیده ی آشکار و روشن است مشاهده می کنیم حمایت سرمایه داران از میر حسین موسوی نیز همینطور است . فضلی نژاد در پایان، پیرامون شعار انقلاب بدون خونریزی در هر دو کودتا گفت : بنابراین می بینیم که همه ی محورهایی که فراماسونر ها در کودتای سرمایه داری انگلستان 1688 دنبال می کردند هر کدام به نوعی در ایران سال 1388 شمسی باز آفرینی و باز تولید شد و نکته ی مهمتر از همه اینکه در هر دو کودتا اپوزسیون سیاسی با شعار انقلاب بدون خونریزی به سوی تشکیل جبهه ی واحدی رفت که اتاق فکر آن در خارج از مرز ها بود. در انگلستان همپای روسی یعنی جان لاک از هلند این کودتا را رهبری می کرد و در ایران نیز مثلث نظریه پردازان سیا،mi6 و موساد رهبران این کودتا بودند و در هر دو کودتا جان لاک پیامبر این انقلاب بود.
شبکه ایران
دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۸۸
نوشته شده به وسیله ی Administrator
مطلب تكميلي: فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد.
با توجه به احتمال بروز ايرادات بني اسراييلي!!! در دوستداران بني اسراييل يعني طرفداران جنبش سبز ماسوني، توضيح تكميلي را پيرامون علامت بوزقورد و اختلاف آن با Cornuto و نيز علامت نشان داده شده توسط دكتر احمدي نژاد ارايه مي نماييم:
1 – ويژگي بوزقورد: علامت بوزقورد عمدتاً با دو دست نمايش داده مي شود:
![]()
بوزقورد در دست كودك آذري.
![]()
بوزقورد در دست جوانان آذري.
![]()
بوزقورد در دست جوانان استقبال كننده از آقاي دكتر احمدي نژاد.
![]()
علامت بوزقورد در دست دكتر احمدي نژاد.
Cornuto عمدتاً با يك دست نشان داده مي شود:
![]()
Cornuto در دست سران ماسوني كشورهاي غربي.
![]() بوش و همراهان در حال نشان دادن Cornuto.
![]() اوباما در حال نشان دادن Cornuto. (قابل توجه ماسون شناسان يك شبه!!! كه اصرار دارند فرم دست به صورت كله گرگي نماد بوزقورد است و بس!) اوباما و بوزقورد؟!!!
2 – به شرطي علامت دست شاخدار، Cornuto تلقي مي گردد كه قرينه اي براي آن يافت نشود و آن تصوير مناسبتي با موقعيت به كار گرفته شده نداشته باشد: جرج بوش در مورد علامت دست شاخدار كه توسط وي استفاده مي شد، ادعا مي كرد كه اين علامت، نشان دهنده ي علاقه ي او به باشگاه ورزشي تگزاس لانگهورنز مي باشد، حال آن كه اگر اين ادعا توسط وي صحيح مي بود، وي مي بايست توضيح مي داد كه نشان دادن علامت تگزاس لانگهورنز در ديدار با ملكه ي انگليس چه معنايي مي توانست داشته باشد:
![]() نشان دادن علامت Cornuto توسط بوش در ديدار با ملكه ي انگليس.
همانگونه كه ملاحظه فرموديد، نشان دادن علامت دست شاخدار توسط جرج بوش در ديدار با ملكه ي انگليس نشان مي دهد كه منظور او از اين علامت همان علامت Cornuto به كار گرفته شده توسط جوامع مخفي مي باشد. چرا كه ملكه ي انگليس نيز با اين جوامع مرتبط مي باشد و علامت مذكور تنها در اين صورت قرينه ي معنايي پيدا مي كند. اما ادعاي اينكه علامت مذكور مربوط به طرفداري جرج بوش از تيم ورزشي تگزاس لانگهورنز مي باشد، در اين تصوير قرينه ي معنايي ندارد، چرا كه ملكه ي انگليس يك تيم محلي ورزشي آمريكا را نمي شناسد كه اين علامت براي وي معنا داشته باشد.
اما در تصوير مربوط به دكتر احمدي نژاد، وي اين علامت را رو به جوانان آذري كه از علامت Bozqurd استفاده مي كردند نشان داده و اين علامت دو دستي، قرينه ي معنايي دارد كه اين قرينه همان علامت بوزقورد مي باشد. نكته ي ديگري اين كه اين قرينه را تاييد مي كند، اين است كه دكتر احمدي نژاد از اين علامت در هيچ موقعيت ديگري استفاده نكرده است:
![]() علامت بوزقورد در دست دكتر احمدي نژاد.
![]() علامت بوزقورد در دست استقبال كنندگان از دكتر احمدي نژاد.
لازم به ذكر است كه علامت دست دكتر احمدي نژاد بسيار ناشيانه ارايه شده و گرچه اين علامت دو دستي به بوزقورد كه آن هم علامت دودستي است شباهت دارد، اما اين علامت به هيچ علامت خاصي شباهت كامل ندارد و خصوصيات هيچ علامتي را به صورت تمام و كمال ندارد!!!
البته همانگونه كه قبلاًَ ذكر شد، بهتر آن است كه انسان اگر موضوعي را نمي داند، از همان اول به سمت آن نرود. به خصوص هنگامي كه تعدادي مشاور نالايق و مزاحم گرد انسان را گرفته باشند. همچنين نشان دادن علامتي كه گروه هاي پان تركيست و تجزيه طلب نيز از آن استفاده مي كنند، اشتباهي است كه نمي توان آن را توجيه كرد.
در نهايت همانگونه كه ذكر شد، علامت دست دكتر احمدي نژاد به هيچ عنوان ارتباطي با نمادهاي ماسوني ندارد و اين فرافكني جنبش سبز ماسوني در جهت سرپوش گذاشتن بر جناياتشان صورت گرفته است.
نكته ي ديگر اينكه با وجود تفاوت هاي ذكر شده بين علايم بوزقورد و Cornuto يا ساير علايم مشابه، مهمترين وجه افتراق اين علايم، وجود يا عدم وجود قرينه ي ظاهري يا باطني است. چرا همانگونه كه ملاحظه فرموديد، گهگاه هر كدام از اين علامت ها به جاي همديگر به كار مي روند و نمي توان بين آن ها اختلاف جدي در ظاهر قايل شد. (به علامت Cornuto دست اوباما توجه فرماييد) در اين زمينه خوانندگان عزيز را به خواندن لينك زير دعوت مي كنيم. در اين لينك مي توانيد ببينيد كه از روي يك علامت نيز (حتي اگر آن علامت كاملاً علامت Cornuto را تقليد كند)، نمي توان به ماسون بودن افراد پي برد و علاوه بر اين علامت، شواهد ديگر و قراين متعدد لازم است:http://www.abovetopsecret.com/forum/thread380572/pg1 ![]() ![]()
البته مطلبي كه جاي خوشحالي دارد، اين است كه درج اين مقاله موجب شده است تا تعدادي از وبلاگ ها و وبسايت هاي گزافه گو، براي جلوگيري از آبروريزي بيشتر، تعدادي از ادعاهاي خود را حذف كنند. براي مثال، يكي از وبلاگ ها كه خبر از پيدا شدن عمه ي يهودي براي دكتر احمدي نژاد داده بود!!!، بعد از درج مقاله، لينك ادعايي خود را حذف كرد:
![]()
لينك مربوط به پيدا شدن عمه ي يهودي براي دكتر احمدي نژاد در يكي از وبلاگ ها.
![]()
حذف لينك مربوط به پيدا شدن عمه ي يهودي براي دكتر احمدي نژاد در وبلاگ فوق.
اميد است كه اين مطلب مورد رضايت خداوند متعال قرار گيرد.
خادم الامام (عج)
فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد. پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۸۸
نوشته شده به وسیله ی Administrator
فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد.
بنابراين اين مسئله كه عبدالله شهبازي دماوند را يك ابليسك مي پندارد، نشان مي دهد كه هيچ سررشته اي از نمادشناسي فراماسونري ندارد. در واقع اگر ادعاهاي بي پايه ي شهبازي را در اين زمينه بپذيريم، بايد از اين به بعد گلدسته هاي مساجد، موشكهاي بالستيك و ... را نيز يك ابليسك بدانيم كه اين مسئله صحت ندارد و ابليسك سطح مقطع و انتهاي به خصوصي دارد.
دكتر احمدي نژاد در حين نشان دادن علامت بوزقورد به استقبال كنندگان آذري شهر مرند.
تصوير فوق كه آقاي احمدي نژاد را در سفر استاني خود به آستان آذربايجان شرقي و در جمع استقبال كنندگان نشان مي دهد، جنجال هاي زيادي ايجاد نموده است. علامتي كه در بالا توسط آقاي احمدي نژاد به استقبال كنندگان نشان داده مي شود، علامت بوزقورد (Bozqurd) يا « گرگ خاكستري » مي باشد كه يك علامت شناخته شده در بين آذري ها مي باشد. اين علامت كه ريشه در افسانه هاي تركي دارد، مورد توجه گروه هاي ناسيوناليت ترك زبان و حتي گروه هاي تجزيه طلب و افراطي آذري قرار دارد. در جريان سفر مذكور كه آقاي احمدي نژاد در جمع مستقبلين شهرهاي مختلف قرار گرفته بود، تعدادي از جوانان آذري شهرهاي آذربايجان اين علامت را به آقاي احمدي نژاد نشان دادند و به دليل ضعف مشاوران آقاي احمدي نژاد و عدم شناخت درست اين نماد از سوي آن ها، اين مشاوران به رييس جمهور گفتند كه اين علامت يك نوع سلام آذري است و بهتر است آقاي احمدي نژاد نيز به آنان اين علامت را در پاسخ نشان دهد. آقاي احمدي نژاد نيز در آن زمان اين علامت را به عنوان بوزقورد به جمعيت نشان دادند. جالب اينكه در آن زمان تصاويري از خبرگزاري ايسنا وجود دارد كه تعدادي از جوانان آذري شهر تبريز را در حال نشان دادن بوزقورد نشان مي دهد.
جوانان آذري در حال نشان دادن بوزقورد به آقاي احمدي نژاد.
اما رسانه هاي جريان فتنه در قبل و بعد از انتخابات، با به كار بردن حيله اي كثيف و ناجوانمردانه، تنها به درج تصوير آقاي احمدي نژاد پرداخته و ادعا كردند كه وي علامت دست شيطان يا دست شاخدار (Cornuto) را به جمعيت نشان داده است.
تصوير زير نيز علامت بوزقورد را در دست يك كودك آذري نشان مي دهد:
بوزقورد در دست كودك آذري.
نماد Cornuto در دست جرج بوش و سایر روئسا
در تصاوير فوق ملاحظه مي فرماييد كه جرج بوش فراماسون، در مكان هاي متعددي از نمادهاي ماسوني بهره برده است. اين مسئله كه نماد مذكور ديگر به وسيله ي دكتر احمدي نژاد استفاده نشد نيز نشان مي دهد علامت نشان داده شده توسط وي ربطي به فراماسونري نداشته است، چرا كه اگر اين گونه مي بود، وي مي بايست اين علامت را در جاهاي ديگر نيز استفاده مي كرد.
تصاويري كه ملاحظه فرموديد، هيچ ارتباطي با شيطان پرستي و فراماسونري ندارند و فراماسون ها از چنين علاماتي به صورت خاص استفاده نمي كنند. تصاوير مذكور در هر سخنراني ممكن است پديد آيند و هيچ نشانه و نماد خاصي را به همراه ندارند.
تصوير صفحه ي آخر شناسنامه ي آقاي دكتر احمدي نژاد.
مطابق اين تصوير، نام خانوادگي آقاي دكتر احمدي نژاد در ابتدا (سبورجيان) يا (صباغيان) – تصاوير وضوح كامل ذدارند - بوده است و نام خانوادگي ايشان به احمدي نژاد تغيير يافته است. اين امر دستاويزي براي فتنه گران جنبش سبز ماسوني قرار گرفته و ادعا كرده اند كه فاميلي سبورجيان يك نام خانوادگي يهودي است و خانواده ي آقاي دكتر احمدي نژاد يك خانواده ي يهودي بوده اند كه به اسلام گرويده و نام خانوادگي خود را نيز تغيير داده اند.
لينك اينترنتي صفحه ي فوق:
مطلب فوق را مي توانيد در لينك زير به صورت مستقيم ملاحظه فرماييد:
اما اين خبر كذب محض بوده و صفحه ي مذكور مربوط به مصاحبه با يك نويسنده ي يهودي پيرامون مقوله ي نويسندگي مي باشد. تصوير صفحه ي مذكور را به زبان عبري ملاحظه مي فرماييد:
در تصوير زير، صفحه ي مذكور را در Google Translate ملاحظه مي كنيد:
اين هم صفحه ي مربوط به افشاي دروغ مذكور در سايت « عصر ايران »:
بدين ترتيب همانگونه كه ملاحظه فرموديد، خبر مذكور نيز دروغي بيش نبوده است.
با توجه به مطالب ذكر شده در بالا، درمي يابيم كه ادعاهاي مطرح شده در وبلاگ ها و وبسايت هاي جنبش سبز ماسوني در اين زمينه نيز كذب محض مي باشد.
توجه : مطلب تكميلي:فرافكني جنبش سبز ماسوني در فراماسون دانستن دكتر محمود احمدي نژاد. شنبه, ۱۹ دی ۱۳۸۸
نوشته شده به وسیله ی Administrator
جنبش سبز ماسوني از زاويه اي ديگر.
با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم وبسايت وعده ي صادق، اينك بحث ديگري در باب ماسوني بودن جنبش سبز، خدمت اين عزيزان ارايه مي گردد.
قبل از هر چيز، نويسنده ي اين مقاله بر خود لازم مي داند تا چند نكته را به خوانندگان محترم يادآوري نمايد:
1 – تا قبل از بروز جنايات روز عاشورا توسط اصحاب جنبش سبز ماسوني، دست اندركاران وبسايت « وعده ي صادق » سياست سكوت نسبي (نه مطلق) و مدارا را با هواداران جنبش سبز ماسوني در پيش گرفتند. چرا كه گردانندگان اين وبسايت، خود را ملزم به تبعيت از بيانات مقام معظم رهبري مي دانند و با توجه به اين كه رهبر معظم انقلاب در زمينه ي حوادث حول و حوش انتخابات، موضع مدارا و دفع حداقلي را در پيش گرفتند، گردانندگان وبسايت نيز تلاش كردند تا حتي الامكان از درج هر مطلبي كه موجب بروز اختلاف گردد، خودداري نمايند. اين مسئله حتي در زمان تبليغات انتخاباتي نيز مد نظر دست اندركاران وبسايت قرار داشت؛ به نحوي كه عليرغم درخواست مكرر تعداد زيادي از خوانندگان وبسايت در زمان تبليغات انتخاباتي مبني بر درج نظر گردانندگان وبسايت پيرامون اصلح بودن كانديداهاي انتخاباتي، وبسايت « وعده ي صادق » از درج هر گونه نظر مستقيم در اين رابطه خودداري نمود تا مطابق با منش مقام معظم رهبري، جامعه ي مومن و مهدوي كشور، به صورت كاملاً ارادي و به دور از هر گونه تقليد، به رآي دادن بپردازند. هر چند كه در چند مقاله تلاش گرديد تا ويژگي هاي رييس جمهور مهدوي، به خوبي تبيين گردد. اما بعد از بروز فتنه هاي متعاقب انتخابات، عليرغم اين كه دست اندركاران وبسايت از برخي ارتباطات مشكوك جنبش سبز با دجال آخرالزمان يعني فراماسونري جهاني در ارتباط بودند، چشم به دهان رهبر معظم انقلاب دوختند و با توجه به مداراي آن حضرت با جريان فتنه، دست اندركاران وبسايت نيز از درج هر گونه مطلب جنجال برانگيز خودداري كردند. اين فتنه ها و گستاخي ها به حدي تداوم يافت كه در روز عاشوراء، جريان فتنه، همه ي خطوط قرمز را شكست و جاي هيچ مدارايي را باقي نگذاشت. در اين روز مقدس كه مومنان از برخي امور حلال همچون نكاح و ازدواج نيز به نيت احترام به مقام شامخ سالار شهيدان خودداري مي كنند، جنايتكاران طرفدار جنبش سبز ماسوني، بزرگترين توهين ها را به اسلام وارد كردند و وقيحانه تر اينكه به توجيه دست زدن ها، رقاصي ها، فحاشي ها و سنگ پراني ها نيز پرداخته و آن را در راستاي پيروزي خون بر شمشير اعلام كرده و مباح دانستند. با توجه به اين مسئله، ما نيز سكوت را جايز ندانسته و تلاش نموديم تا ماهيت اين جنبش ماسوني را به اختصار بيان نماييم. چرا كه ارتباط اين جريان با فراماسونري جهاني يا همان دجال آخرالزمان، حلقه ي ارتباط اين ماجراها با مهدويت نيز مي باشد.
2 – عليرغم اين كه در چند وبسايت و وبلاگ پيرامون ارتباط اين جنبش و سران آن با فراماسونري، مطالبي نگاشته شده است، اما مطالعه ي مطالب موجود در اين مقاله را نيز به عزيزان خواننده توصيه مي نماييم.
3 – به تدريج و در طي روزهاي آينده، مطالب ديگري نيز پيرامون جنبش سبز ماسوني به نظر خوانندگان محترم وبسايت خواهد رسيد.
4 – به دليل وجود اشكال در سرور وبسايت، ممكن است دسترسي دوستان به اين مطالب به سختي صورت گيرد، اما ان شاء الله اين اشكال نيز به زودي رفع خواهد شد.
5 – اخيراً وبلاگي به آدرس http://freemasonsecret.wordpress.com مطالب كذبي را كه حاصل سفسطه و مغلطه بوده و همسو با مطامع جنبش سبز ماسوني است، منتشر ساخته است و در كمال وقاحت، آدرس وبسايت « وعده ي صادق » را نيز در لينك خود ذكر كرده است. گردانندگان وبسايت « وعده ي صادق » ضمن تبري جستن از وبلاگ مذكور، به زودي و به صورت كاملاً مستند، به ادعاهاي وبلاگ مذكور پاسخ خواهند داد. البته تلاش هايي از اين دست، قبل از انتخابات نيز از سوي جريان فتنه و مخالف نظام انجام شده بود، اما اينك اين تلاش ها شدت گرفته است و به زودي پاسخ آن ها ارايه خواهد گشت.
اينك نكاتي چند را پيرامون ارتباط جنبش سبز ماسوني با فراماسونري جهاني ذكر مي نماييم:
فراماسونري جهاني، علاوه بر بهره گرفتن از شواليه هاي خود كه در لژهاي ماسوني و ساير مجامع مخفي فعاليت مي كنند، حساب ويژه اي بر روي پياده نظام خود كه اقشار فريب خورده ي جوامع مختلف هستند باز كرده است. اين اقشار كه عمدتاً از اقشار برخوردار و ثروتمند جوامع مختلف هستند را شايد بتوان ماسون زده ناميد. ![]() اين افراد ممكن است ظاهراً در جوامع اسلامي زندگي كنند و حتي عبادات را به صورت ظاهري انجام دهند، اما خلق و خو و منش آن ها با ماسون ها تفاوت چنداني ندارد. اين افراد همچون مردم جوامع ماسوني، بيشتر در زندگي عملي خود ماده گرا هستند تا معناگرا. به عبارت ديگر آن ها ممكن است نماز بخوانند، اما خدايي كه مورد پرستش آن ها است، همانند Great Architect of the Universe مورد تقديس ماسون ها، خداوندي مرده و استاتيك است. اين افراد نماز مي خوانند، اما از آن جا كه تصور مي كنند كه از خداوند متعال بيشتر مي فهمند، نسبت به شعائر ديني گزينشي عمل مي كنند. براي مثال در حالي كه به ظاهر قرآن را مي بوسند و آن را قبول دارند، اما به دستورات آن اعم از حجاب، جهاد، كمك به ساير برادران مسلمان (حتي در ساير كشورها) و ... بي توجهند. اين افراد در روز قدس كه آخرين جمعه ي ماه مبارك رمضان مي باشد، بطري هاي آب در دست گرفته، آب مي نوشند، سيگار مي كشند و شعارهاي يا حسين – مير حسين و نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران سر مي دهند. اگر عمده ي مراجع شيعه سيگار را مبطل روزه مي دانند، اين افراد به دنبال افرادي در حوزه مي گردند كه برخلاف اجماع سايرين، سيگار را غير مبطل بداند. در واقع اينگونه افراد تلاش مي كنند تا دين را مطابق ميل خود تفسير كنند، نه اينكه خود را با دين هماهنگ سازند. ![]() خداي مجازي ماسون ها يعني Great Architect of the Universe نيز همين گونه است. به اين عبارات كه در مجلات ماسوني آمده اند، توجه كنيد: « ثابت گردیده که خداوندی که همه چیز را به وجود آورده و کائنات را احاطه نموده، محققاً همان انرژی است .» (آ.گ.ا. ص 54) « فراماسونری، مفهوم معمار بزرگ کائنات را با تکیه بر علوم امروزی و با استناد به کمال اعلی، تعریف و بدین صورت بیان داشته است: تمامی موجودات دنیا که از ذرات و اتم های معینی تشکیل شده اند، در مجموع انرژی مطلق را به وجود می آورند. با در نظر گرفتن اصل لایزالی ماده و انرژی، ثابت می گردد که در اثر فعل و انفعالات، چیزی از بین نمی رود و تغییرات ناشی از جابجایی اتم ها، ماهیت ظاهری دارد. فراماسونری این اصل و اساس را به عنوان دکترین، تز، عقیده و ایمان پذیرفته است. » (نشریه ی ماسون، شماره ی 5/82، سال 1971، ص 20( همانگونه كه ملاحظه فرموديد، خداوند ماسون ها خودش مخلوق است، نه خالق!!! بنابراين ماسون ها و دوستان نزديك آن ها يعني يهوديان حق دارند براي خدايي كه اين قدر پست و ضعيف مي باشد، تعيين تكليف كنند: « يهودي، خداي زنده است در كالبد انسان. » « حكمي كه خاخام صادر نمايد، براي خدا قانون محسوب مي شود. » ![]() مطالبي كه خوانديد، مطالبي است كه در كابالا مكتوب شده است، و در كتاب مباني فراماسونري، نوشته ي گروه تحقيقات علمي تركيه (هارون يحيي) و در صفحه ي 19 اين كتاب نگاشته شده است و عزيزان مي توانند آن را مطالعه فرمايند. با توجه به مطالب گفته شده، در مي يابيم كه علت بسياري از اعمال طرفداران جنبش سبز ماسوني از جمله روزه خواري تعداد زيادي از آنان در تظاهرات روز قدس، نگرشي است كه آنان نسبت به خدا دارند. خداي مورد توجه آن ها همانند خداي ماسون ها، كسي نيست كه برنامه ي زندگي بنده هايش را تعيين مي نمايد، بلكه خدايي است كه انسان ها بايد برايش تعيين تكليف كنند. انسان ها مي توانند هر وقت كه خواستند دستورات او را اجرا كنند و هر وقت كه خواستند، اين دستورات را انجام ندهند!!! بنابراين برخلاف تصور خيلي از دوستان وبلاگ نويس كه از اعمال و رفتار طيف افراطي جنبش سبز در روز قدس و عاشورا تعجب مي كنند، بايد بگوييم با توجه به نوع عقيده و نگرش آن ها به دين اسلام، اين رفتار از آن ها بعيد نمي باشد.
نكته ي ديگري كه پيرامون ارتباط جنبش سبز با فراماسونري بايد متذكر شويم، اين است كه تشكيلات فراماسونري، فقط شامل افراد لژنشين نمي شود. بلكه هر كسي كه در جهت اهداف و مطامع فراماسونري فعاليت مي كند، ماسون تلقي مي گردد. به جمله ي زير توجه فرماييد: « با جوانان چپگرا كه متد علمي و عملي لژ روسيه را پذيرفته، و خواستار آزادي، مساوات و زندگي شرافتمندانه و سعادتمندانه هستند و خوشبختانه تعدادشان نيز روز به روز افزونتر مي شود، همگام و همفكر هستيم. آن ها ماسون هاي بدون پيشبند ما هستند. موضوع مباحث داخل معبد ما را، در خارج از معبد تعقيب و پي گيري مي نمايند. آنان بازوي راست ما هستند، در هر زمان، هر مكان، و در هر موقعيتي، مددكار آنان خواهيم بود. » (نشريه ي ماسون ترك، شماره ي 2/72، ص 32) ![]() گرچه مطالب بالا در رابطه با چپگرايان روسيه، بيان شده است و در آن به شعارهاي دروغين مانند مساوات و آزادي و ... اشاره شده است، اما با دقت در مطالب فوق مي توان دريافت كه هر جرياني كه همفكر و همگام با فراماسونري مي باشد و از سوي آن ها هدايت مي شود، خود يك جريان ماسوني مي باشد و فراماسونري جهاني از اين جريان به عنوان « جريان ماسون هاي بدون پيشبند » نام مي برد. بدين ترتيب با توجه بيشتر در جنبش سبز و مشاهده ي حمايت كشورهاي بزرگ ماسوني همچون آمريكا، انگليس، اسراييل و ... از اين جريان، مي توان دريافت كه اين جنبش نيز يك جنبش ماسوني مي باشد. چرا كه كشورهاي ماسوني مختلف درباره ي حمايت از اين جريان، وحدت رويه دارند. تا آن جا كه باراك اوباما، رييس جمهور فراماسون آمريكا كه ارتباط وي با فراماسونري جهاني و يكي از شعبه هاي مشهور آن يعني بيلدربرگ در مقاله ي « فراماسونري (دجال آخرالزمان) كدام مهره ي خود را در آمريكا به قدرت مي رساند؟ » بيان شده است، به حمايت همه جانبه از جنبش سبز ماسوني مي پردازد. ![]() نكته ي ديگر اينكه اگر هاديان و حاميان يك جنبش، فراماسون باشند، آن جنبش يك جنبش ماسوني تلقي مي گردد، حتي اگر زيردستان آن ها ماسون نباشند. به جملات زير توجه فرماييد: « مدرسه اي كه توسط مدير ماسون اداره مي شود، يك موسسه ي ماسوني محسوب مي گردد. جامعه اي كه توسط يك ليدر ماسون رهبري مي شود، جامعه ي ماسوني به حساب مي آيد. اگر تعداد اعضايمان هم زياد نشود، از طرف هر كسي كه مي خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان يك موفقيت شمرده مي شود. » (نشريه ي ماسون ترك – صفحه ي 3032) با توجه به مطالب ذكر شده در جملات فوق، مي توان دريافت كه جنبش سبز كه برنامه هاي خود را با هدايت و حمايت كشورهاي ماسوني انجام مي دهد، يك جنبش ماسوني مي باشد. ارتباط جنبش سبز با كشورهاي ماسوني، يك ارتباط تنگاتنگ و غير قابل انكار مي باشد. چرا كه اخبار و اطلاعات مربوط به اين جنبش و هماهنگي تظاهرات فتنه آميز اين جنبش، از طريق رسانه هاي وابسته به كشورهاي ماسوني همچون BBC, CNN, VOA و ... انجام مي گيرد و تعدادي از رهبران اپوزيسيون همچون اكبر گنجي، عطاالله مهاجراني، عبدالكريم سروش و ... نيز به كشورهاي ماسوني پناهنده شده اند. از سوي ديگر، هر حركت تخريبي اين جنبش فاسد، توسط رهبران كشورهاي ماسوني مورد تقدير و حمايت قرار مي گيرد. از سوي اين كشورها بودجه هاي ميلياردي براي اين جنبش در نظر گرفته مي شود و سران فراري اين فتنه در آغوش كشورهاي ماسوني پناهنده مي شوند. ختم كلام اينكه اين جريان به صورت جدي از سوي كشورهاي ماسوني هدايت و حمايت مي شود. بنابراين مطابق گفته هاي خود فراماسون ها، اين جنبش به واسطه ي حمايت از سوي فراماسونري جهاني، % 100 يك جنبش ماسوني مي باشد. ![]() نكته ي مهم ديگري كه بايد ذكر كرد اينكه آن حقوق بشري كه از سوي ماسون ها ادعا مي گردد در ايران در حال نقض شدن است و بارها اين مسئله را بر سر ملت مظلوم و مسلمان ايران كوبيده اند، حقوق بشر ماسوني است، نه حقوق بشر الهي. حقوق بشري كه در آن حقوق آشوبگران محترم شناخته مي شود، اما حقوق مردمي كه در انتخابات حماسه آفريدند، زير پا گذاشته مي شود. اين همان حقوق بشري است كه وجود زندان هاي ابو غريب و گوانتانامو را براي شكنجه ي مسلمانان محترم مي داند، اما تاديب آشوبگران و هتك حرمت كنندگان به ساحت مقدس امام حسين (ع) را نقض حقوق بشر مي داند. در واقع بايد گفت كه هر جا كشورهاي ماسوني از نقض حقوق بشر در آن دم مي زنند، بايد به دخالت فراماسونري در آن مشكوك شد. چرا كه ماسون ها و برادران يهوديشان، به جز خودشان كسي را انسان نمي دانند و آن جا كه دم از نقض حقوق بشر مي زنند، منظورشان كسي جز ياران خودشان نيست. بهتر است به عبارات زير توجه فرماييد: « به اين موضوع، به ارتقاء مداوم فرهنگي درخشان، مي توان تعالي انسان نيز، نام نهاد. ولي اينان انسان هاي كوچه و بازار نيستند. منظور ما انسان هاي داراي دو پا، دو گوش وداراي كم و بيش هوش نيست. مقصود ما از بيان كلمه ي انسان، انساني است كه مرام هاي ماسوني را در سينه اش جمع كرده و در مخيله اش جا داده باشد. » (نشريه ي معمار سنان، شماره ي 27، ص 35) بنابراين هرجا كه فرياد وامصيبتاي جوامع ماسوني درباره ي نقض حقوق بشر يك گروه به آسمان رفت، بايد به گروه مذكور شك كرده و آن گروه را همپيمان ماسون ها دانست. چرا كه ماسون ها به جز خودشان كس ديگري را انسان نمي دانند كه بخواهند براي حقوق وي نگران باشند. با اين اوصاف بي تفاوتي و سكوت كشورهاي ماسوني در قبال كشتار شيعيان مظلوم يمن، ملت مظلوم فلسطين، مردم مستضعف افغانستان و عراق و... قابل درك است، چرا كه ماسون ها مردم كشورهاي مذكور را اصلاً انسان نمي دانند كه براي حقوق آن ها نگران باشند. اما هنگامي كه اغتشاشگران حوادث بعد از انتخابات و اهانت كنندگان روز عاشورا دستگير مي شوند، دم از نقض حقوق بشر مي زنند.
در تأ ييد مطالب فوق، توجه شما را به علامت « هرم و چشم » ماسوني در بالاي اعلاميه ي جهاني حقوق بشر كه ماسون ها آن را تدوين كرده اند و آن را بر سر ملت هاي مخالف خود مي كوبند، جلب مي نمايم:
با توجه به اين مطالب، علت ادعاهاي مكرر ممالك ماسوني را درباره ي نقض حقوق بشر دستگير شدگان اغتشاشات اخير درك مي نماييم و مي فهميم كه جنبش سبز ماسوني نيز با فراماسونري جهاني قطعاً ارتباط دارد. چرا كه تنها در صورت وجود اين رابطه است كه ماسون ها انسان ها ي ديگر را انسان تلقي كرده و آن ها را صاحب حقوق مي شمارند.
با توجه به مطالبي كه ذكر شد، درمي يابيم كه حتي اگر ارتباط مشكوك سران جنبش سبز را با فراماسونري جهاني ناديده بگيريم، مرام، عقيده، همگرايي و همراهي جنبش سبز با فراماسونري جهاني از يك سو و حمايت كامل، همه جانبه و يكپارچه ي سازمان جهاني فراماسونري از جنبش سبز نشان مي دهد كه اين جنبش بلاشك يك جنبش ماسوني مي باشد و مطابق تعريف ماسون ها بايد آن را جنبش سبز ماسوني بناميم.
به عزيزان خواننده ي وبسايت توصيه مي شود تا كتاب مباني فراماسونري تأليف گروه تحقيقات علمي تركيه (هارون يحيي) و چاپ شده توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي را تهيه نمايند و آن را با دقت مطالعه فرمايند. چرا كه مطالب ذكر شده در نشريات ماسوني كه در بالا ذكر شدند، در كتاب مذكور نيز يافت مي گردند.
در پايان متذكر مي شوم كه نويسنده ي اين مقالات مي داند كه كساني كه بر چشم ها، گوش ها و قلب هايشان مهر زده شده است، با خواندن اين مطلب و هزاران مطلب ديگر نيز از دسيسه هاي خود دست نمي كشند. اما اين مقاله به اميد اينكه افرادي كه هنوز مرددند، راه صحيح را بيابند، نگاشته شده است.
اميد است كه اين مقاله مورد رضايت خداوند متعال قرار گيرد و تأثير مثبتي بر جوانان فرهيخته و مسلمان ايراني بگذارد.
به اميد ظهور منجي موعود، مهدي صاحب الزمان (عج).
خادم الامام (عج) – وعده ي صادق (دي ماه 1388)
![]()
پنجشنبه, ۱۷ دی ۱۳۸۸
نوشته شده به وسیله ی Administrator
حيله ي كثيف جنايتكاران جنبش سبز ماسوني در دستكاري طرح تبليغاتي ماه محرم.
بسم الله الرحمن الرحيم
جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل كان زهوقاً.
بعد از عرض سلام و تحيت خدمت خوانندگان بزرگوار وبسايت « وعده ي صادق »، اينك برگ ديگري از جنايات، حيله گري و دغلبازي سران جنبش سبز ماسوني در برابر ديدگان خوانندگان محترم قرار مي گبرد.
همانگونه كه خوانندگان محترم وبسايت مستحضر هستند، گردانندگان و هدايت كنندگان جنبش سبز ماسوني، در تبليغات ماه محرم، از نمادها و علامات ماسوني در تبليغات خود بهره جستند تا بيش از پيش، ارتباط خود را با تشكيلات شيطاني فراماسونري جهاني نشان دهند. به نحوي كه در تعدادي از تبليغات ماه محرم جنبش سبز ماسوني، علامت مثلث و چشم جان بين يا به عبارت ديگر، مثلث نورافشان (Shining Triangle) به وضوح به چشم مي خورد. جالب اينكه نمادهاي مذكور بدون هيچ گونه مناسبت و بي هيچ دليل و توجيهي در اين تصاوير به كار رفته اند و عدم تناسب اين نمادها با شعائر ماه محرم، راه را بر هر توجيه و بهانه تراشي مي بندد. خوشبختانه به دليل بيداري و آگاهي كه در بين جوانان مومن و برومند جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، اين حركت خطرناك و موذيانه بلافاصله كشف گرديد و تلاش مذبوحانه ي جنايتكاران جنبش سبز، در نطفه خفه شد. اما نكته ي جالب اين كه در همان هنگام كه خبر مذكور در اينترنت به سرعت انتشار يافت، اين حقير با توجه با شناختي كه از خباثت، دسيسه گري و فتنه انگيزي جنبش سبز شيطاني و حاميان ماسوني آن در خارج از كشور داشتم، حدس زدم كه به زودي جنايتكاران سازماندهي كننده ي اين جريان، به زودي تلاش خواهند كرد تا آثار جنايت خود را از صفحات وب پاك كنند و شعار « كي بود، كي بود، من نبودم » سر داده و مظلوم نمايي كنند. به همين دليل بلافاصله اقدام به تهيه ي دو نسخه از صفحات اينترنتي مذكور كردم تا در صورت اجراي اين نقشه از سوي سران اين جريان شيطاني، دسيسه ي آنان را افشا نمايم.
با توجه به اين كه رابطه ي دست اندركاران وبسايت « وعده ي صادق » با خوانندگان محترم بر اساس صداقت و امانتداري است، از اين به بعد، مراحل انجام اين كار به صورت جزء به جزء تقديم خوانندگان محترم وبسايت مي گردد:
1 – در مرحله ي اول، وارد وبسايت جرس « جنبش راه سبز » شده و صفحه ي مربوط به آرشيو تصاوير « طرح سبز » را باز كردم. 2 – در اين صفحه، دو طرح با نام « اگر دين نداريد لااقل آزاد باشيد » وجود داشتند. صفحه ي مربوط به اين دو طرح را باز كرده و وارد صفحات مذكور شدم. 3 – با توجه به اين كه حدس مي زدم در صورت دستكاري تصاوير مذكور از سوي جنبش سبز، نشان دادن تصاوير save شده، نمي تواند كساني را كه به اين دستكاري ها شك دارند، اقناع كند (آن هم با وجود برنامه هايي مثل فتوشاپ!!!)، بر آن شدم تا از كل صفحه ي اينترنتي مذكور با تمام جزئياتش، يك كپي و يك سند تهيه نمايم.
4 – با استفاده از برنامه ي نرم افزاري Cute Pdf Writer كه قادر است از هر فرمت و هر صفحه اي يك Pdf بسازد، از دو صفحه ي مذكور، يك كپي به فرمت Pdf تهيه نمودم. جالب اينكه تمام جزئيات صفحات مذكور، تاريخ انتشار تصاوير، بقيه ي اخبار مربوط به جنبش سبز، عكس ندا آقا سلطان و ... نيز در اين صفحه همانند صفحه ي اصلي به چشم مي خورند.
بعد از تهيه ي كپي مذكور، باخبر شديم كه سران جنايتكار جنبش سبز، در طرح هاي مذكور، نماد هاي ماسوني را حذف كردند و شعار « كي بود، كي بود، من نبودم » سر داده اند. اين حركت آنان گرچه خباثت هاي آنان را بيش از پيش نشان مي دهد، اما عقب نشيني آن ها نشان مي دهد كه مقاومت جوانان مومن در جنگ نرم موثر بوده و اين عزيزان را پيروز اين جنگ نموده است.
بعد از اطلاع از اين حركت موذيانه ي سران جنبش سبز ماسوني، بر آن شديم تا دست آن ها را رو كرده و ان شاء الله پيروزي ديگري را در اين جبهه رقم بزنيم.
اينك تصاوير مربوط به صفحات اينترنتي حاوي علايم ماسوني سايت جرس، تقديم خوانندگان محترم وبسايت مي گردد تا با مقايسه ي آن با تصاوير فعلي سايت مذكور، دسيسه ي دست اندركاران اين وبسايت برملا گردد. ابتدا تصاويري كه با استفاده از برنامه ي Pdf Grabber از روي Pdf تهيه شده ي قبلي، برگردان شده است، تقديم خوانندگان محترم مي شود و سپس لينك اصل Pdf ها تقديم اين عزيزان مي گردد:
تصاوير مربوط به صفحه ي طرح « اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد » - 1 :
تصاوير مربوط به صفحه ي طرح « اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد » - 2 :
لينك اصل Pdf هاي مذكور در زير تقديم مي گردد: 01:
02:
بدين ترتيب همانگونه كه ملاحظه كرديد، سران جنبش سبز، از نمادهاي ماسوني در تبليغات ماه محرم بهره برده اند، اما بعد از مواجهه با بيداري و آگاهي جوانان برومند و آگاه جمهوري اسلامي ايران، در تبليغات مذكور دستكاري نموده و نماد هاي ماسوني را پاك كرده اند. به نحوي كه در حال حاضر، علامت هرم و چشم در سايت جرس و در طرح هاي ذكر شده وجود ندارد. از اين مسئله، مي توان دريافت كه قطعاً در گنجاندن طرح هرم و چشم يا مثلث و چشم در تبليغات محرم توطئه و دسيسه اي وجود داشته است. چرا كه اگر اينگونه نبود، سران جنبش سبز ماسوني، از اين طرح ها عقب نشيني نمي كردند. به قول ضرب المثل معروف: « آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است ». حال اگر طراحان طرح هاي مذكور ، قصد بدي از گنجاندن نماد مشكوك و ماسوني در تبليغات مذكور نداشتند، چرا از مواضع خود عقب نشيني كردند؟ دست اندركاران اين جنبش شيطاني كه همواره بر مواضع فاسد خود پافشاري مي كردند، چرا طرح هاي مذكور را تغيير دادند؟ پاسخ اين است كه خود بهتر از هركسي مي دانند كه طرح هاي ماسوني مذكور به قدري واضحند كه جاي توجيه ندارند.
البته ما اين را مي دانيم كه آن كساني كه چشم و گوششان بسته شده و بر قلب هايشان مهر خورده است، باز اين سند را نيز رد مي كنند. اما به اين اميد كه تعدادي از افرادي كه هنوز گوش شنوا دارند، اين مقاله را مي خوانند، آن را منتشر نموده ايم.
حال اي عزيزان خواننده ي وبسايت. از شما درخواست مي شود كه با جديت تمام و البته رعايت امانت، اين توطئه ي سران جنبش شيطاني سبز را به سمع و نظر بقيه ي برادران و خواهران برسانيد تا ديگران نيز از اين مسئله آگاه شوند. همچنين از شما عزيزان درخواست مي گردد كه به زحمات دوستانمان در وبسايت وعده ي صادق ارج نهاده و در هنگام اطلاع رساني، امانت را رعايت فرموده و منبع خبر را نيز ذكر نماييد.
ان شاء الله خداوند متعال به همه ي مسلمين بصيرت و ايمان عطا فرمايد و شر دجال آخرالزمان را از سر مسلمانان رفع نمايد.
با تشكر
خادم الامام (عج) – وعده ي صادق دي ماه 1388
مطالب مرتبط: ردپای فراماسونها در کشور + عکس شهید آیت، میرحسین موسوی و فراماسونری
سه شنبه, ۰۸ دی ۱۳۸۸
نوشته شده به وسیله ی Administrator
زنگ تاريخ جديد و قوم نشان شده (تحليلي بر شرايط امروز، وقايع جاري و آيندة ايران اسلامي)
ردپای فراماسونها در کشور + عکس ريشه مسائل اخير را بايد در محافل صهيونيستي و فراماسونري جست وجو كرد شهید آیت، میرحسین موسوی و فراماسونری مقاله ایی جامع پیرامون ماهیت تشکلات مخوف فراماسونری- نویسنده و محقق خادم الامام(عج) حيله ي كثيف جنايتكاران جنبش سبز ماسوني در دستكاري طرح تبليغاتي ماه محرم. دجال آخرالزمان (فراماسونری جهانی), کدام مهره خود را در آمریکا به قدرت میرساند؟ فتنهای شدیدتر از فتنه دجال (+فایل صوتی) در همین رابطه بخوانید: ابهامها در ترور آیت در گفتگو با فرزند شهید بازخواني وصيتنامه تاريخي شهيد لاجوردي سند وابستگی عبدالکریم سروش به کلوب سری بیلدربرگ "آيت " ميگفت روزي ميرحسين در برابر انقلاب ميايستد ديدار خاتمي با سوروس خيانت آشکار به ملت ايران بود
|
|
|
جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا

در حالی که « فراماسونری دجال » و یارانش با تمام قوا به اجرای نقشه های شیطانی خویش مشغول بودند، ناگهان در تاریکی مطلق حاکم بر جهان، از دل سرزمین ایران، نوری درخشیدن گرفت که آغاز « انحطاط دجال » و طلیعه ی بازگشت موعود امم حضرت مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) بود.

















































































