Articles Tagged ‘وهابیت’

سه منظر استراتژیک به مسئله وهابیت

میری معتقد است که از سه منظر استراتژیک جوهرگرایانه، سیاسی و انسان‌شناسانه می‌توان به مسئله وهابیت نگاه کرد که در این میان رویکرد انسان‌شناسانه یا جامعه‌شناختی از برتری برخوردار است.
عقیق:سیدجواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفت‌وگویی در پاسخ به این پرسش که رویکرد‌تان در کتاب «وهابیت و خشونت‌گرایی اسلامی از منظر جامعه‌شناسی» به مسئله وهابیت چگونه است؟ گفت: من در این کتاب خواسته‌ام، همان‌طور که در جلسه نقد این کتاب در انجمن جامعه‌شناسی ایران بیان کردم، پدیده وهابیت را به عنوان امری تنها سیاسی و مذهبی یا جوهری نبینیم.
رویکرد جوهری به وهابیت نادرست است
میری افزود: ما در مطالعات وهابیت‌شناسی می‌توانیم قائل به سه رویکرد کلان باشیم. مطالعه و فهم این رویکرد‌ها نسبت به وهابیت برای ما مهم است، زیرا با غالب شدن هر یک از این رویکردها، استراتژی‌هایی خاص تحمیل شده و پیامدهای عمیقی در جهان امروز خواهد داشت. اولین رویکرد به وهابیت، رویکرد جوهرگرایانه است. این رویکرد وهابیت را دارای یک جوهر خاص و «شر» مطلق معرفی می‌کند و من سوژه ایرانی با این رویکرد وقتی که به منظومه وهابیت نگاه می‌کنم، در موضع و مقام حق و خیر مطلق قرار گرفته‌ام. وقتی ما برای دیگری جوهر قائل می‌شویم، فضایی ایجاد نمی‌شود که در آن دست به گفت‌وگو و دیالوگ بزنیم.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تصریح کرد: همان‌طور که تفکر مانوی تاکید می‌کند، بین خیر و شر گفت‌وگویی وجود ندارد و تنها مسیر میان این دو مبارزه و تنازع است. کسانی که سعی می‌کنند از موضع و مقام ایرانی به وهابیت جوهرگرایانه نگاه کنند، استراتژی‌هایی به نظام پیشنهاد می‌کنند که ذیل آن گفت‌وگو و چانه‌‌زنی ممکن نیست و ما نخواهیم توانست منافع خودمان و منطقه را با این رویکرد تامین کنیم.
رویکرد سیاسی به مسئله ناکافی است
میری افزود: رویکرد دوم را می‌توان رویکرد سیاسی نامید. کسانی در ایران به این رویکرد دامن می‌زنند که از منظر دانشگاهی علوم سیاسی و روابط بین‌المللی  نگاه می‌کنند. از بزرگترین کاستی‌های این رویکرد این است که به گونه‌ای فکر می‌کند وهابیت یک پدیده‌ سیاسی است و می‌توان آن را به یک حاکمیت سیاسی که در دستان آل‌سعود است، تقلیل داد. در این رویکرد وقتی در خصوص وهابیت صحبت می‌کنیم انگار داریم در خصوص آل‌سعود سخن می‌گوییم که در خلا شکل گرفته است. در حالی که این پدیده مانند هر پدیده و حاکمیت دیگری در بستر جامعه شکل گرفته است و ما وقتی پدیده را به امر  سیاسی تقلیل می‌دهیم، از  چند و چون و تنوع و اضلاع مختلف آن غافل می‌شویم و به جای طراحی استراتژی‌های چند ضلعی در خصوص وهابیت، فکر می‌کنیم، اگر به گونه‌ای بر حاکمیت و اشخاص مشخص این کشور تمرکز کنیم، مشکل حل می‌شود و از همین منظر است که گفته می‌شود اگر ما بتوانیم با ملک عبد‌الله و یا ملک سلمان به توافق برسیم، مشکل حل می‌شود و رویکرد دولت عربستان تغییر یافته و سیاست‌های وهابی بر علیه شیعه را دگرگون خواهد کرد.
ترجیح رویکرد انسان‌شناسانه یا مردم‌شناسانه به وهابیت
این جامعه‌شناس دین افزود: رویکرد سیاسی نیز کوته‌نظرانه است و نمی‌تواند واقعیت چند ضلعی وهابیت را تغییر دهد. ممکن است پرسیده شود که رویکرد سوم چه رویکردی است که می‌تواند به فهم وهابیت کمک کند؟ من نام رویکرد سوم را انسان‌شناسانه یا مردم‌شناسانه می‌گذارم. با این رویکرد وهابیت به عنوان امری اجتماعی دیده می‌شود، یعنی امری که روی یک عامل و ضلع قرار نگرفته است و پدیده در یک بستری تاریخ‌مند و در ذیل چارچوب‌‎های فرهنگی و نه یک ضلع، تحلیل و تعلیل می‌شود و شاخصه‌هایی مانند جنسیت، قومیت، دین، مذهب، درآمد، طبقه و ‌منزلت را موثر می‌داند. این رویکرد وهابیت را یک پدیده متافیزیکی نمی‌داند بلکه آن را یک امر اجتماعی می‌بیند که در بستر جامعه شکل گرفته است.
وی افزود: ‌برای تعریف استراتژی‌های بین ایران و عربستان در این کتاب توصیه شده است تا استراتژیست‌های ایرانی باید بتوانند درک درستی از پیچیدگی‌های عربستان داشته باشند و بتوانند مفهوم‌سازی کنند. با این رویکرد می‌توان به طراحی استراتژی‌هایی رسید که در درازمدت بتوان با سیاست‌های خصمانه محتمل دولت عربستان در منطقه و سطح جهان در برابر ایران مقابله کرد.
حاکمیت عربستان از پیچیده‌ترین حاکمیت‌های جهان است
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تصریح کرد: گهگاه در محافل علمی و رسانه‌ها می‌بینیم که گفته می‌شود حاکمیت عربستان به زودی متلاشی خواهد شد. این‌ها نشان از این دارد که ما فهم درستی از وهابیت، شبکه جهانی وهابیت، حاکمیت عربستان و جامعه پیچیده عربستان نداریم. برای طراحی استراتژی باید وضعیت موجود را دقیق بشناسیم و رویکردهای جوهرگرایانه و سیاسی نمی‌تواند موفق باشد. من در این کتاب موضوعاتی را تشریح کرده‌ام، از جمله این که وهابیت و دولت عربستان یکی از پیچیده‌ترین حاکمیت‌ها در قرن بیست و یکم است.
میری با بیان اینکه وهابیت توانسته است تست زمان را پشت سر بگذارد، گفت: در عربستان خاندانی به انحا مختلف توانسته‌ از یک ایدئولوژی بهره ببرند که تنها در مرزهای خود عربستان تعریف نشده است. عربستان یک کشور مانند قطر و امارات نیست و یک جهان وطن است و این جهان وطنی بودن عربستان ظرفیت‌هایی استراتژیک برایش فراهم کرده است تا در چهار و پنج دهه آتی بتواند به معنای تمدنی، فرهنگی، سیاسی و ژئوپولیتیکی تاثیرگذار باشد و ما باید با شناخت دقیق آن بتوانیم استراتژی‌هایی در مقابل عربستان طراحی کنیم. اگر استراتژیست‌های ایرانی و کسانی که در حوزه ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک هستند به این واقعیات توجه نکنند و تلاش کنند به صورت شعار گونه به مسئله حاکمیت عربستان بپردازند قطعا زیان خواهند دید.
ضرورت نگاه جامعه‌شناختی به وهابیت
این جامعه‌شناس دین افزود:‌ نکته دیگری که وجود داد آن است که چرا یک جامعه‌شناس باید به مسئله وهابیت بپردازد. جامعه‌شناسی دین به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های رشته جامعه‌شناسی و زیر مجموعه‌های رویکرد جامعه‌شناسی در دنیا به پدیده‌های دینی و اموری که به انحا مختلف به مسئله مذهب و دین ارتباط دارند، می‌پردازد. ولی در ایران جامعه‌شناسان کمتر به مسائلی از این دست پرداخته‌اند و ما کمتر جامعه‌شناس داریم که روی وهابیت از منظر جامعه‌شناسی نگاه کرده باشد و در ایران مسائل مربوط به حرکت‌هایی مانند القاعده، بوکوحرام، داعش، وهابیت و.... تنها توسط کارشناسان وزارات امور خارجه یا کارشناسان حوزه علوم سیاسی پرداخته می‌شود، در حالی که برای فهم کلی و چند ضلعی این جامعه‌شناسان هستند که به مسئله دین در ساحات مختلفش بپردازند، ولی متاسفانه به دلایل نهادی و آکادمیک، جامعه‌شناسی دین در یک وضعیت تضعیف شده‌ای قرار گرفته است که جرئت نکرده وارد مطالعات وهابیت‌شناسی شود.
میری تصریح کرد: من تلاشم این بوده است که بگویم موضوع تنها به علوم سیاسی و روابط بین‌الملل مربوط نیست یا از آن دست مسائل مربوط به کارشناسان وزارت خارجه از آن رو که بخواهند بیانه‌ای صادر کنند نمی‌شود، بلکه این جامعه‌شناسان هستند که می‌توانند دستگاه‌های حکومتی از جمله وزارت خارجه را با مطالعات مقارنه‌ای آگاه کنند که چه سیاست‌هایی اتخاذ بکنند و معلوم شود که سیاست‌های کلان نظام که در اتاق‌های فکر قرار است تعبیه شود، چه رویکردهایی را باید در خصوص وهابیت اتخاذ کند.
این جامعه‌شناس دین تصریح کرد: وقتی ما در خصوص وهابیت صحبت می‌کنیم، تنها در خصوص یک کشور صحبت نمی‌کنیم و تمام مرزهای ما از شمال غربی تا جنوب شرقی به انحا مختلف با این پدیده درگیر است و ما باید فضایی تهیه کنیم که در آن بتوانیم استراتژی‌هایی تعریف کنیم که تا ۴۰ سال دیگر، در وضعیتی آگاه و مناسبی باشیم. به زبان ساده‌تر یک قسمتی از کتاب را می‌توان استراتژی‌نگاری دانست که از منظر جامعه‌شناسی روی داده است.
تفکیک مطلق بین روش و بینش جامعه‌شناختی نادرست است
وی در پاسخ به این که ارزیابی‌تان از این که منتقدان می‌گویند که کتاب روش درستی ندارد و برای این مضمون که «مذهب شیعه رهایی‌بخش است» و «حوزه‌های علمیه می‌توانند همبستگی منطقه‌ای ایجاد کنند» داده تجربی ارائه نمی‌کند، چیست؟ گفت: فضایی مکانیکی در دانشگاه‌های ایران شکل گرفته است که گمان می‌کند که روش در جامعه‌شناسی از ساحت بینش جداست. این نگاه تفکیکی به روش و بینش، شیوه‌ای است که در دانشگاه‌های ایران آن را می‌توان غلبه فورمالیسم در دانشگاه‌های ایران نامید. واقع امر این است که جامعه‌شناس کسی نیست که به صورت منفک به پدیده‌ها نگاه ‌کند و در بینش جامعه‌شناس روش هم قرار دارد.  در سال‌های طولانی یک جامعه‌شناس که سالیان زیادی ممارست داشته است، روش و بینشش در یک کل واحد قرار می‌گیرند.
وی افزود: آقای محدثی، مطرح کننده این نقد، نگاهی به این کتاب دارد که انگار سیدجواد میری تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و می‌خواهد مقاله ای بنویسد. این کتاب مقاله یا کتاب درسی نیست، بلکه کتابی است که از موضع و مقام یکی ایرانی در خصوص مطالعات منطقه نوشته شده است. از نظر بنده تشیع به مثابه یک رویکرد می‌تواند الهام بخش یک ایدئولوژی رهایی‌بخش باشد. ممکن است از موضع مثلا انگلیسی و یا چینی چیز دیگری دیده شود.
این جامعه‌شناس دین ادامه داد: وقتی شما در حوزه استراتژی صحبت می‌کنید، بینش و روش در یک قالب قرار می‌گیرد. من نمی‌خواستم یک کتاب روشی بنویسم، من می‌خواستم بگویم از موضع و مقامی که صحبت می‌کنم جهان را این طور می‌بینم . ما انگار در وضعیتی قرار نگرفته‌ایم که بتوانیم از موضع ایرانی به جهان نگاه کنیم و نقد وارد نقدی معلق است که این نظرگاه را جهانشمول می‌نامند، ولی جهانشمولی به این معنا نیست که شما از یک منظر و جایگاهی برخوردار نباشید.
میری تصریح کرد: در خصوص حوزه‌های علمیه اگر شما سفر به لبنان، سوریه، عراق، یمن، بخش‌هایی از ترکیه و جمهوری اذربایجان، جنوب روسیه و منطقه داغستان، حاشیه خلیج فارس و برخی از کشورهای اروپای غربی سفر کرده باشید، به دلیل مهاجرت‌هایی که از کشورهای شیعی صورت گرفته است خواهید دید که فرم حوزه‌های علمیه به مثابه یک سبک مفهوم‌ساز دانش، جهان شمولی یافته و شیوه‌های جهانی است که می‌تواند در استراتژی‌های آینده، اگر به صورت برنامه‌ریزی شده استفاده شود، موضع ایران را تقویت بکند.
وی با بیان اینکه البته نمی‌گویم باید به حوزه نگاه ابزاری داشت، گفت: من در مقام ژئوپولوتیک حرف می‌زنم و نه در مقام هستی‌شناس و معتقدم از هر ابزاری باید در منافع ملی استفاده کرد و حوزه‌های علمیه که به صورت منظومه‌هایی در طول تاریخ تاسیس شده و به صورت مولفه هایی فرهنگ و شیوه‌های زیست و تولیدعلم عمل می‌کند که ظرفیت‌های گوناگونی خلق کرده و یک کسی که نگاه ژئواستراتژیک دارد، باید از ظرفیت‌ها استفاده بکند.
این جامعه‌شناس دین تصریح کرد:‌ من این‌ها را منطبق  بر مطالعات میدانی گفته‌ام. کسانی که از مقام متافیزیکی و روشنفکری می‌خواهند به این مسئله نگاه کنند، یک بحث دیگری را مطرح می‌کنند. دکتر محدثی از بحث هویت‌های پسا‌شیعی و پسا‌سنی صحبت می‌کند و در مقام روشنفکری می‌توان از این مسئله صحبت کرد. اما آیا این هویت‌ها هویت‌های دینی جدیدی هستند؟ و آیا بهتر است نهاد دین از دولت جدا شود؟ و از فرایند دموکراتیکی صحبت کرد که در چارچوب آن می‌توان هویت‌های متنوع خود را حفظ کرد، بدون اینکه بخواهیم دین خود را تغییر بدهیم و یا هویت‌های تاریخی شیعی و سنی را دستخوش تحولات من عندی بکنیم؟ این ادبیات روشنفکرانه می‌تواند در مقابل بحث آقای محدثی مطرح شود، ولی من در این جا در مقام روشنفکر صحبت نکرده و از مقام ژئوپلویتیک و ژئواستراتژی و از دیدگاه جامعه‌شناختی صحبت کرده‌ام.
وی در خصوص اینکه برخی منتقدان، عربستان و ایران را جزء جوامع قدسی می‌دانند که نمی توانند همدیگر را تحمل کنند، گفت: یک موقع در خصوص قرائت‌های حاکمیت‌ها از دین صحبت می‌کنیم اما من در این خصوص صحبت نمی‌کنم. حتی اگر بگوییم جوامع قدسی هستند، از یک منظر خاص به پدیده نگاه کرده‌ایم در حالی که جوامع مدرن دیگر جوامعی قدسی نیستند و از هر طرف که به این دو جامعه نگاه بکنیم پدیده‌های عرفی را می‌بینیم و هیچ جامعه‌ای به صورت مطلق قدسی نیست زیرا انسان ذوبعد است و یک سری مناسکش به امور قدسی و یک سری به امور عرفی مربوط می‌باشد.
میری تصریح کرد: باید پرسید دستگاه دیپلماسی و استراتژی ما با چه رویکردی می‌تواند منافع ما را بیشتر تامین کند؟ البته می‌توان پرسید در کدام کشورها مفهوم ژئوپولیتیک معنا دارد و استراتژی ممکن است؟ در کشورهایی که عقبه استراتژیک ندارند، نمی‌توان این کار را پیش گرفت. در جایی که قدرت وجود دارد، جایی مثل آلمان، روسیه، آمریکا، انگلستان، فرانسه، مفهوم ژئواستراتژی و استراتژی شکل گرفته است. چرا در ایران، چین و... می توان از ژئواستراتژی صحبت کرد؟ چون مولفه‌های قدرت، اقتصاد، ارتش و سیاست در این جوامع شکل گرفته است. ایران کشوری است که به جای اینکه عقبه استراتژیکش تنها در دورن مرزهایش تعریف شود، در پهنه منطقه این دامنه تعریف شده است و این مسئله باعث می‌شود که نگاه استراتژیک به مولفه‌های جهانی معطوف شود. آقای محدثی رویکرد ژوئواستراتژیک نهفته در این کتاب را درک نکرده و مانند ساروخانی با تکیه به روش وارد شده و موضع کتاب بحث من را در نتوانسته است به درستی دریابد.
وی در پایان گفت: در ایران وقتی می‌گوییم جامعه‌شناختی حوزه‌ای تنگ و باریک داریم و ما نتوانسته‌ایم جامعه‌شناسی را یک بینش بدانیم که به واسطه آن به عرصه جهانی از موضع ایران نگاه کنیم و امر ملی، جهانی و جهانشمول را مفهوم‌سازی کنیم و آکادمی ما نتوانسته است که چنین افرادی را به درستی تربیت کند.

منبع:ایکنا

وهابیت در سه سال اخیر ۱۱میلیون جلد کتاب به ۲۰ زبان ترجمه کرده است

برای تبلیغ تفکر وهابیت در ۳سال گذشته نزدیک به۱۱میلیون جلد کتاب به۲۰زبان زنده دنیا ترجمه شده و فعالیت می کنند... .
عقیق:حجت الاسلام و المسلمین سید علی قاضی عسگر،رئيس بعثه مقام معظم رهبري در امور حج و زیارت، در پاسخ به پرسش های مرکز ارتباطات و بین الملل حوزه های علمیه ضرورت تبلیغ در عرصه بین الملل، زمینه ها و ظرفیت های موجود و نیازمندی ها و کاستی های این عرصه را تشریح کرد.

*در سیستم آموزشی حوزه علمیه برای کار بین المللی چه ظرفیت ها و چه کمبودهایی را می بینید.

قبل از پیروزی انقلاب یک شرایطی داشتیم، اما بعد از انقلاب آن شرایط عوض شد، مردم دنیا به خاطر ویژگی های حضرت امام(ره) به جمهوری اسلامی ایران  تمایل پیدا کردند، حتی دورترین نقاط دنیا مثل بندر دوربان آفریقای جنوبی، بسیاری از جوانها به تشیع گرایش پیدا کرده بودند و علاقه مند بودند مبانی دین را بشناسند، بنابراین هرچه جلوتر می آییم نیازها شدید تر شده است، مثل علائقی که در افغانستان عراق آسیای میانه مالزی اندونزی و... تا برسد به بیداری اسلامی در مصر، تونس،یمن، لیبی، بحرین و.... .

باید بتوانیم نیازها را بشناسیم و سپس برنامه ریزی کنیم، ضعفی که الان من می بینم این است اکثر حوزویان شناخت درستی از فضای خارج ندارند، طبیعتا نسخه ای که می پیچند برای آنجا ممکن است درست نباشد! لذا به خاطر تفاوت فرهنگ و محیط کشورها از همدیگر، اولین گام شناخت مردم و محیط این کشور هاست و تا این را ندانیم توان برنامه ریزی نخواهیم داشت.

حوزه باید سریعا بیاید به شکل تخصصی، جهان را منطقه ای کند و نیروهایی که راجع به مناطق مختلف شناخت دارند را برنامه ریزی کنند.

گاهی اوقات ما یک کتاب می نویسیم، اما نمی دانیم مخاطب این کتاب کیست، آیا می تواند در محیط های سنی نشین توزیع شود؟ در کنار این مساله خود فرهنگ و آداب و رسوم این ملتها برای ما مجهول است، یعنی گاهی استفاده از یک کلمه در یک کشور خیلی خوب است، اما همین واژه در کشور دیگری بسیار بد است و  موجب می شود اثر کاربردی نداشته باشد. لذا ترجمه ای که نشان دهنده شناخت  دقیق محتوا باشد لازم است، بنابراین نتیجه می گیریم حوزه دیر حرکت کرده و در پاسخگویی به جهان باید دو رویکرد داشته باشیم.

  1. یا خودمان پاسخگو باشیم.
  2. یا طلاب کشورهای مختلف بیایند و درس حوزوی را به عنوان فشرده یاد گیرند.

یکی از ضعف های قابل اشاره و مهم بحث مکالمه است، الان ترکیه خیلی از ما جلوتر است و به سراسر دنیا نیرو می فرستد، لذا حوزه نیازمند توسعه در عرصه بین المللی است و این توسعه اگر با شناخت همراه نباشد و نیاز سنجی نکنیم، فایده ای نخواهد داشت.

*برای طلابی که در زمینه حج فعالند و تعامل بین المللی دارنداما به لحاظ عدم تسلط بر زبان ارتباط با دیگران سخت می شود، چه راهکارهایی برای رفع این مشکل پیشنهاد می فرمایید؟

ما در بعثه آموزش زبان را در اولویت قرار دادیم، برای زائرین هم برنامه یادگیری زبان داریم، اساسا این نقصی است که در کشور ما مشاهده می شود، بسیاری از کشورها با 2 زبان یا چند زبان در سفرهای خارجی گفت و گو می کنند،  لذا اگر بخواهیم حوزه و روحانیت محوریت پیدا کند، طلاب حتما باید به یک زبان زنده دنیا مسلط باشند، مثلا ماچند میلیون اسپانیولی زبان داریم، چقدر طلبه برای تعامل داریم؟!

در دوران پیغمبر(ص) نیز می بینیم وقتی قرار بود اسیری آزاد شود، ایشان مقید می کنند که بیایند10تا از مسلمانها را زبان یاد بدهند، بعد آزاد شوند، معلوم است پیامبر(ص) در آن زمان این ضرورت را احساس می کردند .

*نهضت ترجمه و تالیف متون دینی به زبان های دیگر را چگونه ارزیابی می کنید؟ و شما چقدر کمبود آن را احساس می کنید؟ 

بحث ترجمه تخصصي مهم است، در اين جهت آنچنان کاری نکردیم، حتی در ترجمه عربی به فارسی و فارسی به عربی مشکل داریم، در ترجمه قرآن و نهج البلاغه و...اشتباه داریم؛ این امر را باید به شکل تخصصی ببینیم، اگر این گونه نباشد از دانش جهان عقب می مانیم، در اروپا می دیدم برخی متون به نام دین، اسلام را خشن معرفی می کند، عده ای ساده لوح نیز این آثار را به نام ترویج اسلام ترجمه کرده اند و در محیط های اروپا و غرب دست مایه ای برای تبلیغات مسموم اسلام هراسی شده، باید مخاطب را بشناسیم، نیاز غرب را بفهمیم. سپس در چند گام نهضت ترجمه را راه اندازی کنیم.

* ضرورت ترجمه است .

* نیروی تخصصی است که بفهمد برای چه کسی ترجمه می کند.

* شناخت جغرافیایی اسلام و فرهنگ متناسب با آنان است.

* اتقان ترجمه با رعایت قواعد ادبی هر زبان رسمی است.

*به نظر حضرتعالی نیاز سنجی حوزه وطلاب و اساتید به چه موارد بستگی دارد؟

*کاری کنیم که این عزیزان با خارج ارتباط برقرار کنند.

*خروجی های حوزه را به کشورهای دیگر ارائه کنیم.. زبان آموزی را در اولویت قرار دهیم؛ اگر زبان را یاد بگیرند اعزام ها هدفمند خواهد شد.

*حضور علمی در سیستم آموزشی غرب را چگونه می بینید، جایگاه مقالات دینی و پژوهشی در محافل علمی خارج چگونه است؟

 باید از ظرفیت های موجود بهره کافی را ببریم، دسترسی به علوم زیاد شده حتما باید محتوا را قوی کنیم. بعد از انقلاب مقالات ما که در عرصه جهانی عرضه شده چند برابر شده، باید از دانش بشری استفاده کنیم، الان چقدر کتابخانه های دیجیتالی داریم، غرب خیلی از ما جلوتر است ولی باید این نکته را گوشزد کرد، بسیاری از دانشمندانی که در غرب درخشیده اند، همین نیروهای کشورهای جهان سومی هستند، به هر صورت باید اذعان کرد ما خیلی قوی عمل نکرده ایم، مسیحیت امروز با مسیحیت 400سال پیش فرق دارد، نگاهشان فرق کرده آنها مطالب بسیار جدیدی را جلوی ما می گذارند که هنوز ندیدیم .

*در موسم حج یک ظرفیت چند میلیونی را شاهدیم برای ارتقاء تعامل با زوار خارجی چه راهکارهایی را از سوی حوزه و روحانیت پیشنهاد می دهید؟

در این خصوص چند نکته را یادآوری می کنم.

ابتدا خود روحانی مستمع را جذب کند، باید مخاطب را بشناسد و به زبان مخاطب مسلط باشد.

دوم معرفی فرهنگ اهل بیت(ره) با شناخت مخاطب و تسلط به زبان مستمع.

سوم مقابله با تفکراتی مثل وهابیت، راه‌های تبلیغ وهابیت و مقابله با شبهات روز را بشناسد، وهابیت در 3سال گذشته نزدیک به11میلیون جلد کتاب به20زبان زنده دنیا ترجمه کرده و فعالیت می کنند، برای پاسخگوئی به این موج وحشتناک شبهه پراکنی، رسالت حوزه بسیار سنگین است.

وضعیت بیداری اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید، به نظر شما الگویی برای این کشورها داریم.

این موضوع در کشورهای منظور متفاوت است. مصر یک فضائی دارد یمن فضای دیگر...

اول باید بیداری را تعریف کنیم، مصر وقتی با آن همه دانشمند به ما متصل میشود و از ما الگو می خواهد، ما چه چیزی میخواهیم بدهیم، برای بانکداری بدون ربا چه ایده ای داریم ؟ برای مقابله بافساد چه برنامه ای داریم؟مدیریت صحیح دینی چیست؟ارزش زن در جامعه چیست؟ نظام ما مبتنی بر چه سیستمی است؟و هزاران مطلبی که وقتی در جامعه آنها باز می شود از ما توقع دارند. حالا آیا در مسائل مختلف به یک نتیجه مشخص رسیدیم؟خیر تنها راه این است روی نقاط مشترک با مصوباتی که مقام معظم رهبری ابلاغ می فرمایند برنامه های 5 ساله چشم انداز نظام و... یا تجربه  کوتاهی که در بانکداری داریم و یا کارهایی که برای جوانها...کردیم اینها را باید مدون کنیم که هنوز نکردیم.

دوم ارتباط بین فرهیختگان کشورهاست، مبادلات علمی صورت بگیرد، مخصوصا دیدگاههای امام و رهبری که دنیا از آن استفاده می کند. البته یک بخش هم شبهاتی است که وهابیت از یک طرف ومسیحیت از طرف دیگر دشمنان از گوشه و کنار دارند، باید اینها را رصد کرد و پاسخ داد تا (ملتها) از ما مایوس نشوند، ارائه این کارها باید در روشها تغییر کند، روی نقاط مشترک‌مان در جهان اسلام کار کنیم (تعالوا الی کلمه سواء...) اینها به ما روش می‌دهد، استراتژی می دهد، ما می توانیم با مسیحیت خیلی راحت کارکنیم، اگر بگوییم روی ارزشهای اسلامی و تحکیم خانواده می خواهیم کار کنیم، مسیحیت قبول می کند.


منبع:حوزه
 

جنجال بر سر فتوای وهابی‌ها درباره خیار!

 

زنان سعودی از خوردن خیار منع می شوند
زنان سعودی از خوردن خیار منع می شوند
افراط گرایان سعودی با ایجاد کمپینی در تویتر، جلوگیری از تناول خیار توسط زنان این کشور را خواستار شدند!

العالم – عربستان سعودی 

چند سال پس از صدور فتوای تحریم خیار خوردن زنان از سوی مفتی های تندروی وهابی، برخی از افراط گرایان عربستان کمپینی با هدف ترویج این قبیل فتواها به راه انداخته اند.

پایگاه اینترنتی "وتو" نوشت: پس از به راه افتادن این کمپین، هشتگ هایی با عناوینی همچون "آیا به خواهرت اجازه می دهی خیار بخورد؟" در شبکه های اجتماعی جهانی ایجاد شد. البته شمار زیادی از مردم عربستان، با حمله به این هشتگ مدعی شدند که این قبیل هشتگ ها، چهره ای غیر واقعی از مردم این کشور نشان می دهند.  

فردی به نام "الزعیم ورد" در پاسخ به این سوال نوشته است: بله به خواهرم اجازه می دهم خیار بخورد چون خداوند و رسولش زن را از خوردن آن منع نکرده اند، بنا بر این تو کی هستی که بندگان را از نعمت الهی محروم سازی؟

کاربری به نام "ایمن الحمدانی" هم نوشت: اشیائی خطرناک تر از خیار در خانه ات وجود دارد که ساخته انسان می باشد، اما خیار نعمتی از نعمت های خداوندی است که بیش از آنکه ضرر داشته باشد، منفعت دارد.  

گفتنی است، سال 2011 یک مفتی سلفی در اروپا، فتوا داده بود که خوردن خیار و موز برای زنان حرام است.

قتل و تکفیر غیر مسلمانان در اندیشه وهابیت

 خلاصه

وهابیون فقط عقاید و منش اخلاقی و رفتاری خود را مسیر حق و صحیح می دانند و اعتقاد بر آن دارند كه تمامی غیر مسلمانان باید به قتل برسند و سرزمین آنها، سرزمین جنگ است و حكم كافر حربی دارند و حتی دخترانشان نیز حكم كنیز را دارند.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا/ سرویس صفحات فرهنگی:

قتل و كشتار، عباراتی است كه امروزه با شنیدن آن، تفکرات منحرف وهابیت به افکار تداعی می شود،‌ یعنی همان گروه های جهادی و تروریستی به ظاهر مسلمان كه تنها راه و رسم خود را صحیح می دانند و در پس پرده اسلام مخفی شده اند و منش ناپسند خود را جایگزین سنت و رحمت اسلامی نموده اند و موجی اسلام هراسی را در دنیا برپا کرده اند. در ذیل به برخی دیدگاه ها و فتواهای علمای وهابیت در مورد جواز قتل و تکفیر مسلمانان و غیرمسلمانان اشاره می گردد:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به قلم:سید مصطفی موسوی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ابن تیمیه: همه غیر مسلمانان باید کشته شوند!

ابن تیمیه ایدئولوگ وهابیت درباره قتل غیرمسلمان، چنین می نویسد: «وقتى ماه‏هاى حرام پایان گرفت، مشركان را هر جا یافتید به قتل برسانید... هر گاه توبه كنند، و نماز را برپا دارند، و زكات را بپردازند، آنها را رها سازید. این نوع خطاب، برای كشتن تمام مشركین عمومیت دارد، و تنها زمانی دست از كشتن آنها برداشته می‌شود كه از شرك توبه كرده و نماز به پا دارند و زكات دهند، فرقی نمی‌كند اینها اصالتا مشرك باشند، یا مرتد شده باشند!(1)

سعود بن عبد العزیز: هر که تفکرات ما را نپذیرد باید کشته شود!

وی پادشاه عربستان سعودی در سال‌های ۱۹۵۳- ۱۹۶۴ بود كه یكی از جنایتكار ترین پادشاهان سعودی است. او پیرامون حمله به كسانی كه اعتقادشان همانند وهابیون نباشد، چنین می گوید: از فرزندان شیخ محمد بن عبد الوهاب پیرامون كسانی كه تحت امامت آنها نیستند و به دولت شان اعتقاد ندارند، سؤال شد كه آیا سرزمین آنها به طور كلی سرزمین كفر می باشد و آنها كافر حربی هستند؟... [در پاسخ گفتند] كسی كه دعوت توحیدی ما به او رسیده... و بر شرك به خدا و ترك واجبات اسلامی باقی مانده باشد، ما او را كافر می دانیم و با او می جنگیم و به سرزمین او و حتی به خانه اش حمله می كنیم... (2)

بنابراین در احکام وهابیت هرآنکه تفکرات آنان را نپذیرد باید به قتل برسد و با او جنگ کرد! و حتی اجازه بررسی علمی نیز به افراد داده نخواهد شد.

امروزه پیشوایان تفکرات ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب به این مقدار بسنده نمی كنند و معتقدند اگر كشوری اروپایی از اجرای قانون اسلامی امتناع كند، دختران آن ها، حكم كنیز را دارند! چنانچه مركز رسمی فتوای عربستان همین نظر را رسما اعلام می كند.

مركز فتوای عربستان: دیار كفر كه گاهی از جهت فقهی دیار حرب می شود ، ما در مورد ازدواج با دختران در آن اشكال داریم ! چون بیشتر این كشورها به خصوص اروپای غربی ، احكامی دارد كه به حقوق افراد به تفصیل پرداخته است ، پس اگر در قانون این كشورها به مسلمان اجازه حفظ دین و فرزندانش داده می‌شود ، نمی‌توان آنجا را بلاد حرب دانست ، در غیر اینصورت آنجا بلاد حرب است و دختران آن حربیات به حساب آمده و حكم زنان مشرك از جهت حرمت ازدواج بر آنها بار می شود! [باید كنیز شوند] (3)

کمک به غیر مسلمان، موجب کفر می شود!

وهابیون معتقدند كه كمك به غیر مسلمانان نیز موجب كفر می شود! كسانی كه معتقدند نیازی به پیاده سازی شریعت اسلامی نیست، كمك كردن به آنها جایز نیست بلكه كسی كه به آنان كمك كند كافر است.(4)

البانی

البانی از از علمای برجسته سلفی عربستان سعودی متوفای 1332هـ، معتقد است حتی اگر در كشوری، حكومت در دست مسلمانان (وهابیون) نباشد، باید با آنان به جنگ پرداخت.

بدان كه جهاد بر دو قسم است... نوع دوم آن جهاد برای منتقل كردن دعوت اسلامی به سایر بلاد است ، تا اسلام حاكم بر آنها شود ، هركس از اهل آنها كه اسلام آورد كه خوب ؛ و اگر كسی در مقابل راه ایستاد باید با او جنگید تا كلمه الله متعالی شود، این جهاد تا قیامت جاری است !(5)

دكتر وسیم فتح الله تمامی اروپا و امریكای شمالی و دیگر كشورهای صلیبی را  كافر حربی می داند.

وی از علمای سرشناس وهابی بوده  كه مقالات و فتاوای او در عربستان سعودی نشر داده می‌شود. او در كتاب اسعاف المومنین بنصرة خاتم المرسلین می نویسد: تمامی اروپا و امریكای شمالی و دیگر كشورهای صلیبی را  كافر حربی هستند.(6)

ساخت و تعمیر عبادتگاه برای غیرمسلمان حرام است

سایت اسلام وب، مرکز نشر تفکرات و فتاوای وهابیون، بعد از اینكه فتوا به حرام بودن تعمیر كلیسا برای مسلمانان می دهد، چنین می نویسد: حتی برای غیرمسلمانان نیز ساخت و تعمیر عبادتگاه شان جایز نیست.(7)
 
نتیجه

همانطور كه مشاهده شد، وهابیون فقط عقاید و منش اخلاقی و رفتاری خود را مسیر حق و صحیح می دانند و اعتقاد بر آن دارند كه تمامی غیر مسلمانان باید به قتل برسند و سرزمین آنها، سرزمین جنگ است و حكم كافر حربی دارند و حتی دخترانشان نیز حكم كنیز را دارند و فقط افکار و تفکرات آن ها باید در جهان پذیرفته شود و در غیر این صورت باید به قتل برسند. جمود فكری وهابیون به ظاهر مسلمان به قدری است كه حاضر نیستد اجازه ساخت عبادتگاه و تعمیر آن را به غیرمسلمان بدهند. بنابراین به جای نشان دادن چهره رافت اسلامی و زیبایی های اسلام عزیز، چهره زشت و  افکار پلیدشان را برای جهان به نمایش می گذارند.

پی نوشت:
 
1 ـ أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، الصارم المسلول على شاتم الرسول  ج 3   ص 590، ناشر : دار ابن حزم - بيروت - 1417 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الله عمر الحلواني , محمد كبير أحمد شودري.
2 ـ عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي القحطاني، الدرر السنية في الأجوبة‌ النجدية ، ج 9 ص 252.
3 ـ مجلة البحوث الإسلامية ، ج 10 ، ص 318
4 ـ http://www.alifta.net/Search/ResultDetails.aspx?languagename=ar&lang=ar&view=result&fatwaNum=&FatwaNumID=&ID=10744&searchScope=3&SearchScopeLevels1=&SearchScopeLevels2=&highLight=1&SearchType=exact&SearchMoesar=false&bookID=&LeftVal=0&RightVal=0&simple=&SearchCriteria=allwords&PagePath=&siteSection=1&searchkeyword=217133216179216167216185216175216169032217133217134032217138217134216167216175217138032216168216185216175217133#firstKeyWordFound
5. محمد ناصرالدين الباني، التعليقات الأثرية على العقيدة الطحاوية لأئمة الدعوة السلفية،ج 1،ص46.
6. وسيم فتح الله، اسعاف المومنين بنصرة خاتم المرسلين، صص 52-53.
7. http://fatwa.islamweb.net/fatwa/index.php?page=showfatwa&Option=FatwaId&Id=17391