Articles Tagged ‘حضرت زینب’

تجلّی «ما رأیت الا جمیلا» در جریان اربعین

نگرش به ماجرای عاشورا از دریچه کلام «ما رأیت الا جمیلا»، بالندگی و خیزش ذهن در فهم عاشورا را رقم می‌زند.
عقیق: امیرمحسن شیخان

یکی از زیباترین و قوی‌ترین تعابیری که توسط زینب (س) در ماجرای کربلای امام حسین (ع) بیان شد، «ما رأیت الا جمیلا» است. به راستی این تعبیری است که امروزه پس از گذشت هزار و اندی سال، هیچ کسی نتواسنته است تبیین و مفهوم صحیحی از آن ارائه دهد و صرفاً نظرات شخصی و ذوقی در این باره مطرح شده است. این در حالی است که تبیین و مفهوم‌یابی این تعبیر حضرت از بزرگان دین که سال‌ها به مطالعه در این عرصه پرداخته‌اند، توقع زیادی نیست. به عبارت دیگر، نه تنها مردم آن زمان نفهمیدند که حضرت زینب (س) چه کلامی فرمودند، بلکه امروزه نیز به اوج قله کلام ایشان کسی دست نیافته است.

اینکه حضرت زینب (س) در کاخ دشمن و در آن فضای خاص که برادر و فرزندانشان را کشته شده دیدند، فرمودند «ما رأیت الا جمیلا»، با هیچ منطق و استدلالی قابل فهم نیست، جز با منطق نور و نگاه آسمانی به ابعاد مختلف ماجرای امام حسین (ع). نگاهی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است و بیشتر به جنبه‌های دیگری چون کشتار، خون و شمشیر... توجه شده است. ایشان با کلامی نورانی دشمن را در کاخ خود تحقیر کردند و چنان داغی بر دل بر آنان گذاشتند که بعد از گذشت هزار و اندی سال از گذشت آن ماجرا، همه از مجاهدت عزت‌مندانه آن حضرت می‌گویند و افتخار می‌کنند.

کلام حضرت زینب (س) در حقیقت توصیف نحوۀ حرکت دادن کاروانیان امام حسین (ع) است و این همان چیزی است که امروزه شیعه به آن نیاز دارد. شیعه باید می‌دانست که برای حسینی شدن باید چون کاروانیان حسینی روحیه اطاعت و تبعیت یعنی جا پای جای امام گذاشتن را یاد بگیرد، شیعه باید آنقدر رشد کند که در اندک زمان به عالی‌ترین جایگاه‌ها رسانده شود، همچنان که اصحاب امام حسین (ع) در 32 به اعلی‌علیین رسانده شدند. شیعیان و مومنان باید طوری رشد کنند که مصداق این جمله امام حسین (ع) یعنی «رأیهم رأیی و أمرهم أمری» قرار گیرند. به راستی چه توفیقی بالاتر از این وجود دارد؟

حضرت زینب (س) چه چیز دیدند که چنین فرمودند؟ ایشان دیدند که چگونه اصحاب در کاروانی با قالفه‌سالاری امام حسین (ع) رشد کردند، ایشان هنرنمایی امام (ع) را در تعلیم و تربیت اصحاب دیدند، ایشان نمود و ثمره تربیت اصحاب را در صحنه آزمون در عصر عاشورا دیدند که چگونه نزد امامشان درس پس دادند، اینجاست که باید گفت حضرت زینب (س) زیبایی را در بُعد مادی و دنیایی آن حادثه ندیدند و یقیناً زیبایی مدنظر ایشان متعلق به آسمانهاست.

به نظر می‌رسد این کلام حضرت زینب (س) باید به عنوان یک رمز و راز باقی می‌‌ماند و اصلاً شاید نباید این راز در طول تاریخ آشکار می‌‌شد، چراکه با گشایش این رمز، بسیاری از معارف شیعیان تبیین می‌شود. امروزه با گذشت زمان و با برپایی انقلاب اسلامی گویا راه آسمان به زمین بازتر از گذشته شده است و نور آسمان دارد تأثیر بر زمینیان می‌گذارد و به مرور این رمز را آشکار می‌سازد.

شاهدمان برای این کلام جریان «اربعین حسینی» است که چند سالی است رنگ و بوی دیگری نسبت به گذشته پیدا کرده است. در اربعین حسینی فضایی سرشار از نور، محبت، ایثار و عشق وجود دارد و به تبع همین مسئله، زیباترین رفتارها را از مردم شاهدیم، وقتی آدمی در راهپیمایی اربعین حسینی توفیق حضور پیدا می‌کند، نمی‌تواند کلامی به غیر از «ما رایت الا جمیلا» بر لب براند. به عبارت دیگر، در فضای اربعین است که باید این جمله حضرت زینب (س) را به عنوان رمز فهم عاشورا مورد توجه قرار دهیم.

وقتی با چنین نگاهی یعنی از پنجره «ما رأیت الا جمیلا» به ماجرای عاشورا می‌نگریم، برکات و ثمرات زیادی نصیبمان می‌شود و این هنر حضرت زینب (س) است که کلید مرجع ورود مؤمنان و شیعیان به تفکر و درک ماجرای عاشورا را بیان فرمودند.

منبع:تسنیم

دختری با بلاغت علی(ع) و عفت زهرا(س)

مراجع تاریخى از وصف رخساره زینب در این اوقات خوددارى مى‏كنند؛ زیرا كه او در خانه و روبسته زندگى مى‏ كرده و ما نمى ‏توانیم مگر از پشت پرده وى را بنگریم.

شبیه ترین مردم به حضرت زهرا(س)کیست؟

حضرت زینب(س) خصوصیات مشترک فراوانی با حضرت زهرا(س) داشتند و تنها تفاوتشان، معصوم بودن فاطمه(س) بود.
عقیق:حجت الاسلام و المسلمین عبد العلی گواهی تولیت امامزاده صالح(ع) تجریش و کارشناس مذهبی در گفت و گویی با اشاره به شخصیت حضرت زینب(س) گفت: شبیه ترین مردم به حضرت زهرا(س)، حضرت زینب(س) بودند.

چرا که تمامی ویژگی های بانوی دو عالم، با دخترشان یکی بود. البته تنها تفاوت این دو بانوی بزرگوار، معصومیت بود، که خداوند آن را به حضرت زهرا(س) اهدا کردند.

وی افزود: شاید، بهترین توصیف از حضرت زینب(س) همان حدیث امام سجاد(ع) باشد. ایشان می فرمایند: «یَا عَمَّه أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَه غَیرَ مُعَلّمَه وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه»بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.

کارشناسان مذهبی خاطر نشان کرد: حضرت زهرا(س) با تمام وجودشان از ولایت و امام زمانشان، از جان خود مایه گذاشتند. همین کار را حضرت زینب(س) نیز ادامه دادند و ایشان هم یاوری برای امام حسین(ع) بودند که طبق روایات، زمانی که اباعبدالله(ع) در مسیر کربلا و حتی حین جنگ، با سختی مواجه بودند، حضرت زینب(س) را که مشاهده می کردند، جانی دوباره می گرفتند. تنها کسی که مسکن سید الشهدا(ع) در کربلا بودند، حضرت زینب(س) بودند.

تولیت امامزاده صالح(ع) تجریش در خصوص چگونگی نمود این ویژگی ها در حضرت زینب(س) بیان کرد: زینب کبری(س) زمانی که متولد شدند، وجود مقدس پیامبراکرم(ص) ، حضرت فاطمه(س)، امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را درک کردند. رشد این بانو، در بالین 5 معصوم انجام شد و علاوه بر این وجود دو معصوم دیگر، یعنی امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) در معنویت و بالندگی روحی ایشان تأثیر فراوان داشت. ایشان در تمام عمر شریفشان با معصومان(ع) زندگی کردند و از هر کدام بهره گرفتند.

گواهی ادامه داد: آن چه که می توان از عملکرد حضرت زینب(س) دریافت کرد، قدرت مدیریت والای ایشان در شرایط گوناگون بود. در بدترین شرایط، حضرت زینب(س) بهترین عملکرد را داشتند. دوران سخت اسارت، با مدیریت خواهر امام حسین(ع) باعث شد که حماسه کربلا زنده بماند و در تاریخ جریان داشته باشد.

گواهی در پایان گفت: اگر بخواهیم خصوصیات حضرت زینب(س) را مطرح کنیم، باید به چهار ویژگی ایشان اشاره کنیم.

نخست، شوهر داری حضرت(ع) بود. با وجود همراهی امام حسین(ع)، عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب(س) احساس کمبود نکردند. دیگر خصایص مهم ایشان، شکیبایی، تربیت درست فرزندان و وفاداری به امام زمانشان بود.


منبع:باشگاه خبرنگاران

آنان که مشق اشک مرتب نوشته‌اند /// باخط عشق این همه مطلب نوشته‌اند

آنان که مشق اشک مرتب نوشته‌اند
باخط عشق این همه مطلب نوشته‌اند

 آنان که بال گریه درآورده اند را
هم دوش انبیاء مقرب نوشته‌اند

این چندخط مختصراما مفید را
هر روز خوانده‌اند که هرشب نوشته‌اند

تقدیر دو پیاله ما را هزار سال
پیش ازشروع گریه لبالب نوشته‌اند

تکلیف چشم‌های مرا از همان نخست
از روی اشک حضرت زینب نوشته اند

یعنی که تشنگی‌ام ازین مشرب است و ب
یعنی امام گریه ما زینب است و بس 

محسن عرب‌خالقی

انتهای تمام جادّه‌ها /// باز باید به تو رجوع کنم

مهدی مقیمی

انتهای تمام جادّه‌ها
باز باید به تو رجوع کنم

کاش خورشید باشم و هر روز
در حریم شما طلوع کنم

شعر خود را اجازه‌ام بده تا
با سلامی به تو شروع کنم

سحر و صبح و ظهر و عصر و شب
السلام علیکِ یا زینب

السلام علیکِ یا همه کار
السلام علیکِ یا همه کس

السلام علیکِ در همه عمر
السلام علیکِ بر تو و بس

السلام علیکِ باز، از  نو
السلام علیکِ گفتم و پس

تو جواب سلام را دادی
که به این شکل در دل افتادی

بار دیگر سلام بر نورت
مبدأ عشق، از ولادت توست

مثل زهرا سراسرت خیر است
کرم و لطف و عشق، عادت توست

تو چنان در عبادتی بی بی
که عبادت پیِ عبادت توست

به خداوندیِ خدا سوگند
عشق تو کرده عشق را در بند

از همان ابتدا شدی آرام
تو به اعجاز رنگ و بوی حسین

وسط آن همه بهشتی رو
باز شد چشم تو به سوی حسین

بی گمان اینکه شد برادر تو
آبرو بود و آرزوی حسین

چشمت افتاد بر جمال جمیل
گریۀ تو به خنده شد تبدیل

جنس دل‌هایتان ز نور خداست
شده وابسته از همان اول

عشقتان عشقِ بی برو برگرد
شد از این دسته از همان اول

دلِ تو گشته با حسین ، یکی
غیر از او رسته از همان اول

از کمال تو خلق حیرانند
در دو عالم عقیله‌ات خوانند

واژه شیرزن به نام شماست
بس که اسطوره شد دلاوریت

عاشقانه‌ترین وجودی تو
نقطۀ عطفِ عشق، خواهریت

خواهری کرده‌ای برای حسین
شده ثابت به او «برادریت»

با تو تنها نه اینکه خواهر داشت
پدر و مادر و برادر داشت

مثل زهرا برای پیغمبر
بودنت افتخار حیدر بود

دختری بهتر از هرآنچه که هست
بر علی اینچنین مقدر بود

اقتدار تو بعد کرببلا
لحظه لحظه چو فتح خیبر بود

متحیر شدم ازین وجنات
هدیه بر توهزار تا صلوات

گوئیا وارث ابالفضلی
که شده دشمنت زمین گیرت

خطبه خواندی عجب علی‌گونه
کوفه لرزید وقت تکبیرت

اثر صحبتت به مثل علیست
کوفه و شام تحت تأثیرت

پشت دروازه خطبه تا خواندی
پشت ابن زیاد لرزاندی

ظاهرِ شمرها عوض شده است
دشمنان تو از همان نسلند

ریشه‌یابی اگر کنیم، دقیق
به سنان و به حرمله وصلند

کینه‌ها منشأش ز کرببلاست
و کپی‌ها برابرِ اصلند

دورِ خود  شمر اگر چه پُر داری
غم مخور تا حبیب و حُر داری

تابعیَّت به ما بده زینب
تا بگوییم تابع حرمیم

حرمت بس که با صفاست همه
صبح تا شب مُراجِعِ حرمیم

با تمام وجودمان بی بی
تا قیامت مدافع حرمیم

شیعیانند خادمان حرم
خادمان نه مدافعان حرم

داعشی‌های سنگدل بروید
پای جایِ دگر وسط بکشید

حرم زینب است آخر خط
دست ازین بازیِ غلط بکشید

تا نگردیده شیعه دیوانه
دورِ این بارگاه خط بکشید

ما روی این حریم حساسیم
جاش، باشد تمام، عباسیم

 

اوصاف ذوالجلال دمادم مشخص است /// توحید ناب در همه عالم مشخص است

محمود ژولیده

اوصاف ذوالجلال دمادم مشخص است
توحید ناب در همه عالم مشخص است

بیت النبی که مرکز اسماء کبریاست
یک یک در آن عشیرۀ خاتم مشخص است

از بعد پنج تن، به خداوندیِ خدا
تفسیر گوی سورۀ مریم مشخص است

در حرفِ صادِ سوره، ببین صبرِ زینبی
سرتاسرِ مصیبت اعظم مشخص است

از یک نگاهِ سِرّیِ خواهر، برادری
تا روز حشر، خیمه و پرچم مشخص است

تا چشم، کار می‌کند از خانۀ علی
تا نینوا صفوف منظم مشخص است

مژده بده، عقیلۀ آل علی رسید
آئینۀ جمال و جلال علی رسید

حمد و ثنای نور که آسان نمی‌شود
وصف خدای عشق، بدینسان نمی‌شود

آن خانه ای که«یُذکَرَ فیهَا اسمُهُ»در اوست
شرحش به شعر و نظم و به دیوان نمی‌شود

آنکس که در کتاب خدا مدح می‌شود
مدحش به غیر آیۀ قرآن نمی‌شود

آن تربیت شده، سرِ دامان فاطمه
جز با زبان فاطمه اذعان نمی‌شود

گنجینۀ نهان معارف شد آشکار
ورنه عیان، معارفِ پنهان نمی‌شود

سلطان عشق، گفت که این خواهر من است
هر دختری که خواهر سلطان نمی‌شود

دل‌های بی قرار به سامان رسیده‌اند
تا زینب و حسین ز رضوان رسیده‌اند

اینجا نگاه آینه هم، حرف می‌زند
گفتارِ عاشقانه چه کم، حرف می‌زند

وقتی شوند عاشق و معشوق روبرو
بوسه، بجای نوحه و دَم حرف می‌زند

دیدار اول است، ولی مثل آخر است
گویا کسی ز قامت خم حرف می‌زند

عمق نگاه پاک پیمبر به زینبش
از شعلۀ خیام حرم حرف می‌زند

فرمود: احترام به این طفل واجب است
دارد نبی ز غصه و غم حرف می‌زند

آرامش حسین به هم ریخت ناگهان
چشمان خیسِ فاطمه هم حرف می‌زند

قنداقه چونکه دست بدستِ حسین شد
زینب عجیب، واله و مست حسین شد

کودک، کنار سیبِ بهشتی نفس کشید
یک بوی سیب آمد و آهی سپس کشید

این بوی سیب تا تهِ گودال هم رسید
وقتی تنِ برادرش از خار و خس کشید

نیزه شکسته های تنش را کنار زد
بیرون، تنِ نهان شده را از قفس کشید

رگ‌ها بریده بود و گلویش دریده بود
لب را بر آن گلوی عطش دیده بس کشید

پس دست بُرد زیرِ بدن، رو به آسمان
شکرِ خدا نمود و ز دیدار دَست کشید

اوباشِ کوفه بر سرِ بانو که ریختند
نعره ز ناقه آمد و بانگ جرس کشید

با ناقه های تازه نفس، بی جهاز رفت
از کربلا به کوفه و شام و حجاز رفت

امروز تلِّ زینبیه، قبله‌گاهِ ماست
یعنی حریم حضرت زینب پناه ماست

آری، حرم چو در خطر افتد،به او قسم
اول، حریم زینبیه قتلگاه ماست

ما راهیان کوی حسینیم و بیدرنگ
هر بقعه ای که در خطر افتاد، راه ماست

آل سعود، مثل زباله است زیر پا
هیئت، زمان حمله به دشمن، سپاه ماست

ما تخت و تاج پادشهان زیر و رو کنیم
شاه نجف، همیشۀ تاریخ شاه ماست

ما اقتدا به پرچم عباس می‌کنیم
پیوسته در نگاه ولایت نگاه ماست

روزی که بر سلالۀ زهرا فدا شویم
با قهرمان کرب و بلا آشنا شویم

 

ای قبله‌گاه حور و ملک گاهواره‌ات /// می‌جنبد آسمان و زمین با اشاره‌ات

میلاد حسنی

ای قبله‌گاه حور و ملک گاهواره‌ات
می‌جنبد آسمان و زمین با اشاره‌ات

ای درّ آبدار یدالله تا ابد
برپاست در دیار نجف یادواره‌ات

این بیت را به فاطمه تقدیم می‌کنم
بانو مبارک است نزول دوباره‌ات

زینب تو کیستی که به دیوان شاعران
پیدا نمی‌شود مثل و استعاره‌ات

خاتون کنیزهای شما برگزیده‌اند
شد همسر خلیل خداوند ساره‌ات

حق می‌دهم اگر که بیفتد کلاه عرش
با زل زدن به شان رفیع مناره‌ات

دریای بی‌کران بخدا چشم آفتاب
یک‌بار هم ندیده به خوابش کناره‌ات

دین خطبه‌ای برای بقا خواست، باز نیست
در کار خیر حاجت هیچ استخاره‌ات

 

زیبایی دریاست در اعماق نگاهش /// این دختر آرام و صبوری که رسیده

زیبایی دریاست در اعماق نگاهش
این دختر آرام و صبوری که رسیده

از شوق، علی سفره به اندازه یک شهر
انداخت، به شکرانه نوری که رسیده

کاشانه اهل دل و میخانه هستی
دنیا و سماوات و عوالم همه روشن

عطر خوش او پر شده در شهر مدینه
به به چه گلی! چشم و دلت فاطمه روشن

لبخند نشسته به لب حضرت ساقی
مرضیه دلش وا شده از دیدن دختر

تا آمده لبریز شده چشمه تسنیم
کامل شده با آیه ی او سوره کوثر

بی‌تاب شدی، دختر مهتاب رخ عشق!
بارانی اشک است چرا صورت ماهت؟

گریانی و پیش کسی آرام نداری
دنبال کدام آیت حق است نگاهت؟

باران بهاری شده ای دختر حیدر
زهرا چه کند گریه تو بند بیاید

باید که بگویند کنار تو حسینت
تا شاد شوی، با گل و لبخند بیاید

همسایه ندیده به خدا سایه‌ای از تو
تمثیل حیایی تو و تندیس وقاری

پیداست ولی دختر سردار حنینی
از شور کلام و دل شیری که تو داری

شعر شب میلاد تو هم پر شده از اشک
بانو! چه کنم روی دلم سوی فرات است

جز اشک چه گویم که همه هستی عالم
عشق تو، حسین تو، قتیل العبرات است

اینقدر نریز اشک، صبوری کن و بگذار
هر قطره این اشک برای تو بماند

وقتی شب باریدن اشک است که مادر
در گوش تو لالایی پرواز بخواند

یک روز بیاید که پدر را تو ببینی
با چشم پر از اشک در آن غسل شبانه

با چادر خاکی برود مادر و فردا
با چادر کوچک بشوی خانم خانه

یک روز بیاید که حسن را تو ببینی
با اشک بشوید تن پاک پدرش را

فردا خود او بی‌رمق و رنگ پریده
در تشت بریزد قطعات جگرش را

روزی برسد،... کاش که می‌شد نرسید... نه
آن لحظه سنگین خداحافظی از یار

ای کاش که هرگز به سراغ تو نیاید
تا پیرهن کهنه بخواهد ز تو دلدار

آن لحظه نیاید که تو باشی و بیفتد
آن سایه سر، بی سر و بی سایه به صحرا

ناموس خدا باشی و بر ناقه عریان
بنشینی و یک شهر بیاید به تماشا

قاسم صرافان

شام یا مصر؟

علامه سید حسن صدر (درگذشته ۱۳۵۴ق) در کتاب «نزهه اهل الحرمین فی عماره المشهدین»، دفن آن حضرت در زینبیۀ شام را صحیح و دیگر اقوال را بی‌اعتبار دانسته است.
 

شیعیان حیدریم و خاک پای زینبیم /// با نگاه لطف زهرا مبتلای زینبیم

شیعیان حیدریم و خاک پای زینبیم
با نگاه لطف زهرا مبتلای زینبیم

برکت یک عمر گریه بر برادرهای او
لطف فرمودند و حالا ما گدای زینبیم

کربلا از ابتدا تا انتها میدان اوست
از محرم تا صفر غرق عزای زینبیم

در نماز وتر دست گریه کن‌ها را گرفت
ما حسینی گشته از فیض دعای زینبیم

رازق چشم تر عشاق تنها زینب است
اشک اگر داریم مرهون عطای زینبیم

از نجف تا کربلا هر سال جمع زائران
میهمان سفرهء صحن و سرای زینبیم

روز محشر لحظه «یوم یفر من اخیه »
با نشان «سینه زن» تحت لوای زینبیم

هر مدافع تا زمین افتاد با خونش نوشت
تا نفس در سینه‌ها باقی است پای زینبیم

کثرت ایرانیان لشکرش معلوم کرد
بیش از هر قوم دیگر ما فدای زینبیم

او اسارت رفت تا دین خدا احیا شود
ما مسلمانان رنج و غصه‌های زینبیم

تازیانه خورد اما چادرش را پس گرفت‌
تا ابد حیران این حجب و حیای زینبیم

 

مصطفی هاشمی نسب

 

ماه یکتایى و بی‌همتا به دنیا آمدی /// هم ردیف نور اعطینا به دنیا آمدی

رضا تاجیک

ماه یکتایى و بی‌همتا به دنیا آمدی 
هم ردیف نور اعطینا به دنیا آمدی 

مثل حیدر عالی اعلی به دنیا آمدی 
تو شبیه حضرت زهرا به دنیا آمدی 

روز میلاد تو در تقویم روز باور است 
روز عشق و روز تکریم مقام خواهر است

آمدی و می رسد بانگ مبارک بادها
بی معلم می‌شوی فرزانه استادها

ای علمدار حقیقت  بانی فریادها
ای دلیل کاف و ها و یا و عین و صادها

هرچه دارد کربلا در اختیار جبر توست
پرچم شاه شهیدان هم به سوی قبر توست

آمدی تا که بگویی قصه پرواز را
تا کجاها برده‌ای این شور انسان‌ساز را 

ای رسول عشق می‌بینم ز تو اعجاز را 
زنده کردی نهضت هفتاد دو سرباز را 

 شام در زیر قدم‌های تو در تاب و تب است
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

آمدی تا انتهای جاده عشق و جنون 
هم ردیفت بعد زهرا کس نبوده تاکنون

گام‌هایت در مسیر آیه و السابقون
خواهر صبر و کرم ای دختر و الراکعون

آمدی در دفتر دلدادگان یکتا شوی 
آمدی اسطوره میدان عاشورا شوی

ای درخت استوار ای اسوه شب زنده‌دار
شد ردیف شرح تو در هر قصیده «اقتدار»

با حضورت شاه مردان حرز می‌خواهد چکار
«آمدی مستانه‌تر صف می‌گشاید ذوالفقار»

دختر شیری و یک جلوه ز الله الصمد 
مادری کردی برایش حضرت بنت اسد

حاصل پیوستن دریا به دریا زینب است 
چشم‌هایی که ندید الا جمیلا زینب است

نقش بازوبند ساقی حرم یا زینب است 
لافتی الا علی لا عشق الا زینب است 

باز هم رو سوی بانوی وفا آورده‌ام
شصت و نه دفعه به لب نام تو را آورده‌ام

واژه ایثار را باید به پای تو نوشت
در مقام صبر هم باید برای تو نوشت 

شاه را مشتاق و بی‌تاب دعای تو نوشت 
بعد او کرببلا را کربلای تو نوشت 

جان فدای شاعری که این‌چنین زیبا سرود 
کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود

خیرها از تو رسیده دست ما خیر کثیر 
عشق دارد در کنار تو مراعات نظیر 

حضرت ام الحیا، اخت الحسن، بنت الامیر 
ای اسیری که اسارت شد به دست تو اسیر 

از میان محملت نور خدا تابیده است 
دشمنت یک لحظه هم آه تو را نشنیده است

عقل را بازی گرفتی عشق حیرانت شده
مرتضی هم محو در تفسیر قرآنت شده 

هر که دیده جلوه‌هایت را مسلمانت شده 
هر که نامت را شنیده بعد گریانت شده

چند وقتی هست پای تو جنون دلباخته
مرز بین حق و باطل را حریمت ساخته

کاش قابل بودم و از یاورانت می‌شدم 
با نشان زینبیون بی‌نشانت می‌شدم 

با دو جرعه عشق از لب تشنگانت می‌شدم 
از شهیدان دفاع از آستانت می‌شدم 

ما همان سیل خروشانیم در راه بلا 
کلنا اصحابک، لبیک بنت المرتضی

 

نگاهی به سبک زندگی خانوادگی حضرت زینب(س)

حضرت زینب(س) در تمام افعال و اعمال و رفتارش آیینه‌ی تمام نمای حضرت زهرا (س) بود. در موضوع تشکیل خانواده نیز تبعیت تام از مادر بزرگوارش کردند و مقرر گردید مهریه حضرت زینب(س) همان مهریه حضرت زهرا(س) باشد.