Articles Tagged ‘مهدویت’

«غیبت» امتداد افکاری است که عاشورا را رقم زد

سال ۶۱ هجری موجی برمی خیزد تا ریشه باطل را از میان ببرد؛ اما به جهت عدم یاری مردم، پیمان شکنی، عدم حضور و دفاع از امام(ع)، در آن برهه از زمان این اتفاق محقق نمی شود و بعدها هم یاری برای یک صف آرایی جدی وجود ندارد تا...
 حجت الاسلام علی محمد باقی، کارشناس و پژوهشگر مهدوی در گفت و گو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان در رابطه با جنبه های ارتباطی عاشورا با مهدویت اظهار کرد: اولین نکته در بحث عاشورا و مهدویت با این دیدگاه است که آیا می توان عاشورا را زمینه ساز و بستر ساز فکری بروز عصرغیبت دانست یا خیر؟ این است که توجه کنیم تقابل جبهه حق و باطل همیشه در طول تاریخ بوده و از زمان حضرت آدم علی نبینا وآله وعلیه السلام جبهه حق به رهبری این پیامبر الهی و جبهه باطل به رهبری ابلیس با هم درگیر بوده اند. سپس این تقابل در هابیل و قابیل خود را نشان داد و در مقابله حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود، حضرت موسی با فرعون و... ادامه پیدا کرد.

 

وی افزود: همه انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ ، در این درگیری حضور داشته اند و نبی مکرم اسلام صل الله علیه وآله نیز با جبهه باطل در زمان خود درگیر بودند. این کشمکش و تقابل پس از رسول خدا(ص) نیز ادامه پیدا می کند  تا زمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام که به اوج خود می رسد و پس از ایشان نیز در زمان سایر ائمه معصومین(ع) وجود دارد تا زمان و دوره امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.

 

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به آیاتی از قرآن در این رابطه بیان کرد: قرآن از این درگیری به صراحت سخن گفته و می فرماید: «کَذلِکَ جَعَلنا لِکُلِ‌ نَبَیٍّ عَدُوًّا شَیطینَ الاِنسِ وَ الجِنِّ...؛ ما برای هر پیامبری دشمنی قرار دادیم از دشمنان انسی و جنی» بنابراین این جریان دائما تا نفخ صور ادامه پیدا می کند. اما نکته قابل توجه این است که هر مقدار مقام و شأن پیامبر یا امامی بالاتر و بزرگتر باشد دشمن او نیز بزرگتر است.

 

حجت الاسلام باقی گفت: به همین جهت دشمنان نبی اکرم صل الله علیه وآله به مراتب قوی تر و بزرگ تر از دشمنان انبیای سلف هستند و دشمنان عصر امام زمان علیه السلام، جبهه عمیقی از باطل هایند. سفیانی نماد یک شخصیت حقیقی است اما صاحب یک جبهه عمیق و گسترده از باطل است که در مقابل امام عصر علیه السلام قرار می گیرد.

 

وی تاکید کرد: نکته دیگر این است که حق و باطل هر چند همواره در طول تاریخ درگیر بوده و هستند ولی این درگیری بنا به ظاهر، همواره و همیشه به نفع جبهه حق نبوده است. گاه می بینیم که در ظاهر دشمنان حق و دشمنان نبی خدا صل الله علیه وآله  پیروز شده اند. هرچند همیشه پیروزی خون بر شمشیر است اما گاه در ظاهر قضیه در یک مقطع زمانی خاص (کوتاه) چنین به نظر می رسد که پیروزی با باطل بوده است. اما در حقیقت این جبهه حق است که پیروز شده است.

 

پژوهشگر مهدوی با بیان این که همین پیروزهای محدود جبهه حق نیز موقتی است تصریح کرد: دلیل این موضوع آن است که انبیاء و اولیاء هر کدام با یک قسمتی از باطل می جنگند؛ یعنی با مصداقی از باطل در زمان خود درگیر می شوند نه با همه باطل. چرا که ماموریت و گنجایش و ظرفیت کار هر پیامبر و امامی مبارزه با باطل عصر خود که قد علم کرده، است. به عنوان مثال حضرت ابراهیم(ع) با نمرود در منطقه فلسطین می جنگد؛ حضرت موسی(ع) با فرعون و در خاورمیانه ؛ یا نبی اسلام صل الله علیه وآله  با ابوسفیان و در شبهه جزیره حجاز!!

 

حجت الاسلام باقی ضمن توضیح این موضوع گفت: دلیل این موقتی بودن آن است که پیامبران و ائمه و اولیای الهی تنها یک شاخه ای از باطل روبرو هستند و ما می بینیم که پس از مدتی شاخه دیگری از باطل رشد می کند و شاخه ای از حق دوباره با او به مقابله برمی خیزد. بنابراین باطل کاملا از بین نمی رود چون ریشه همچنان وجود دارد و چون ریشه وجود دارد این درگیری تمام نمی شود.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: در زمان اباعبدالله الحسین علیه السلام در سال 61 هجری، قرار است جبهه حق به رهبری امام حسین علیه السلام، باطل را از بین ببرد. اما قرار نبود شاخه ای از شاخه های باطل از بین برود، بلکه قرار بود کل باطل و ریشه و اصل آن از بین برود. ویژگی قیام امام حسین علیه السلام اینجا خودنمایی می کند. یعنی اصل حق و اصل باطل با هم درگیر می شوند.

 

باقی افزود: قرآن کریم در مثالی می فرماید: کلمه طیب ( که از آن تصریح به امام شده) مانند درخت طیب است که اصل آن ثابت و شاخه های آن در آسمان است. از آن سو مثال کلمه باطل نیز مانند درخت باطل است که شاخه های آنها با هم درگیر هستند. در سال 61 حرکتی می شود تا ریشه باطل از میان برود؛ اما متاسفانه به جهت عدم یاری مردم و پیمان شکنی و عدم حضور و دفاع از امام،  در آن برهه از زمان کاری که باید، انجام نمی شود و سایر ائمه(ع) نیز چون یاری برای یک صف آرایی جدی ندارند ، امکان مقابله نیز برای آنها فراهم نمی شود.

 

وی یادآور شد: دلیل این رخداد این است که جامعه پذیرای حق نیست و مردم آمادگی قبول ولایت و خلافت الهی حق را ندارند. این مسئله در زمان امام عصرعجل الله تعالی فرجه نیز ادامه پیدا می کند.  اما در زمان فرج،  پس از زمانی که فضا برای حاکمیت حق، آماده می شود امام(ع) قیام می کنند. به همین جهت قرآن فرموده است : «جاء الحق و زهق الباطل»  این آیه به عصر پربرکت  ظهور تفسیر شده است به این معنا که در آن زمان اصل حق با اصل باطل با هم درگیر می شوند و اینجاست که ریشه باطل از بین خواهد رفت.

 

کارشناس مهدوی در پایان یادآور شد: در روایات ما تاکید شده که این عصر ویژگی های خاصی دارد. چنانکه در حدیثی از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمودند: «قرار بود ظهور منجی ما در سال 70 هجری انجام شود (حدیث در اصول کافی نقل شده) ولی مردم آماده نبودند و قرار شد در سال 140 انجام شود، اما باز آمادگی از ناحیه مردم ایجاد نشد و پس از آن دیگر زمانی برای ظهور مشخص نشد.»

اولین و مشهورترین شرط پایان غیبت امام عصر

ما در زمان غیبت وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!
عقیق: اوّلین و مشهورترین شرطی که برای پایان یافتن دوران غیبت امام مهدی علیه السّلام مطرح می‌شود این است که یاران بااخلاصی به تعداد اصحاب جنگ بدر برای آن حضرت فراهم شوند. به طوری‌که اگر یاران ایشان به این تعداد نرسد، ظهور نخواهند فرمود . می‌گویند:

ما در زمان غیبت او وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!

گاهی هم گفته می‌شود:

«. . . بشر از حضور فعّال آن حضرت در محرومیّت باقی بماند، تا آن زمان که از نسل پاکان، یاران حضرت بقیّة اللّه الاعظم به وجود آیند و آن حضرت را اقامه کنند.»

یاران امام علیه السّلام از انسیان، بی‌شمار است؛ مانند یمانی با لشکرش و خراسانی با سپاهش و سید حسنی با یارانش و گیلانی با اعوانش و جعفری با جمعیّتش و شعیب بن صالح با بیرق‌های سیاهش،  سایر احزاب شیعه که در آن سال قیام خواهند کرد و یا آنان که بعد از خروج به لشکرش ملحق می‌شوند، ولی آن‌چه که لازم به ذکر است، یاران خاصّ او است که در هنگام ظهور و بیعت و خروج همراه امام علیه السّلام خواهند بود.

یاران بر دو قسم است؛ یکی خاصّ الخاص که سی‌صد و سیزده نفرند و خاص که ده‌هزار نفرند، فرق این دو قسم از چند جهت است.

دسته اوّل از طرف امام علیه السّلام در نواحی مختلف زمین در هنگام خروج و جنگ، فرمانداران و امرا (حکّام و علمدار) خواهند بود «. . . یارانش سی‌صد و سیزده نفر برای او آماده می‌شوند، آنان پرچمدارانند      [ پنجاه نفراز این تعداد زن هستند.] »

اما دستۀ دوّم، تا زمانی که گروه اوّل در مکّه گرد هم نیایند، خود را ظاهر و آشکار نمی‌کند و در مسجد الحرام برای اخذ بیعت حاضر نمی‌شود، ظهور و بیعت بر اجتماع دستۀ اوّل خواهد شد، اما دستۀ دوّم این‌گونه نخواهد بود.

پیش از بیعت همگانی، از عده‌ای از گروه اوّل بیعت خصوصی اخذ خواهد شد و آن‌ها اطراف امام علیه السّلام را خواهند گرفت و از او دفاع خواهند نمود، اما گروه دوّم در بیعت عمومی و یا بعد از آن جمع خواهند شد.

البتّه هردو گروه اشخاص معیّنی هستند که نام و نام پدرانشان و نام محلهایشان در کتابی مسطور و در نزد آن حضرت و ائمّه اطهار علیهم السّلام مانند اصحاب سیّد الشهدا علیه السّلام محفوظ است.

به عبارت دیگر امتیاز آن‌ها در این است که باید سی‌صد و سیزده تن جمع شوند تا حضرت خود را آشکار سازد و آن‌ها فرماندهان و پرچمدارانند و ده‌هزار نفر هم باید باشند تا از مکّه بیرون شده و خروج نماید و آن‌ها برگزیدگان سری دوّم هستند، نه این‌که انصار و یاران امام، منحصر به این افراد است و نه وجود سی‌صد و سیزده تن در اصل ظهور آن حضرت مدخلیّت داشته باشد، بلکه اجتماع آن‌ها در بروز و ظهور مدخلیّت دارد؛ چون ظهور آن حضرت، به انقضای مدّت معیّن و سرآمد حکمت و تحقق شرایط و ظهور علامات بستگی دارد؛ زیرا برای غیبت مدّتی و برای حجاب مصلحتی و ظهور را شرایطی هست.

پس امام در روز اوّل ظهور با سی‌صد و سیزده نفر به تعداد ارتش بدر، به عنوان فرماندهان و با ده‌هزار سرباز خاص شروع خواهد کرد.


منبع:مهر

تاریخ غیبت کبری در مسائل تحلیلی مهدویت بی‌نظیر است

  شبستان: متاسفانه در میان آثار مهدوی، کتابی که با رویکرد تفقهی باشد و تحلیل ارائه کند، بسیار کم است اما کتاب تاریخ غیبت کبری روش خوبی را با این موضوع بنا گذاشته است.
 

 

به گزارش   روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین جواد جعفری عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در کرسی نقد کتاب «تاریخ غیبت کبری» نوشته آیت الله سید محمد صدر، تصریح کرد: یکی از مشکلات در بحث مهدویت این است که اکثر قریب به اتفاق کتاب ها، کتاب هایی است که تقریبا مطالب مشخص و تکراری را بیان می کنند؛ در میان کتاب های مشابه، اگر کسی بخواهد تفقهی بکند و تحلیلی ارائه دهد، کم است؛ کتاب «تاریخ غیبت کبری» روش خوبی را در تألیف کتابی با این موضوع بنا گذاشته است.

 

وی با اشاره به مزیت این کتاب گفت: وقتی کتابی ۵۰ سال پیش نوشته شده و این تحلیل را ارائه می دهد، نشان دهنده غنای آن است و متأسفانه این روش ادامه پیدا نکرده و مطالب جدیدی بیان نشده است؛ شاید به خاطر نگاه فقیهانه ای که نویسنده داشته، سبب تشویق دیگر مؤلفان شده است و این که سبب سردرگمی مخاطب می شود، به خاطر نگاه فقیهانه نویسنده است.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت افزود: یکی از نقاط قوت کتاب «تاریخ غیبت کبری» این است که تمام احتمالات را بررسی می کند و این از حُسن کتاب است و به کلیات قناعت نمی کند.

 

وی تصریح کرد: از نکات مهم این کتاب، اشاره به عملکرد امام زمان علیه السلام است. یکی از اشکالاتی که به مهدویت بخصوص وجود امام زمان علیه السلام وارد شده و شقوق مختلفی را بیان می کند علت دخالت نکردن امام زمان علیه السلام در ظلم های امروز است. شبهه ای که احتمال بیان آن از سوی مخاطب وجود دارد و در این کتاب بیان می شود؛ به عنوان مثال به شبهه فوق این گونه پاسخ می دهد که ممکن است مردم بگویند که ما هم به اماممان اقتداء می کنیم و به ظلمی که به دیگران روا می رود، کمک نمی کنیم تا دنیا پر از ظلم شود و امام زمان علیه السلام ظهور کند. نویسنده به شکل مبسوط این را پاسخ می دهد که امام مسؤولیت خاصی را دارد و مردم نیز مسؤولیتی دارند و هر جا ظلمی است، مردم باید در حد توان خود بایستند و مسائلی که گفته شد، به خاطر شرایط امام زمان علیه السلام در عصر غیبت است.

 

راز جزیره خضراء!

حجت الاسلام جعفری ضمن بیان مثالی از تحلیل غنی این کتاب گفت: یکی از نکات زیبای این کتاب به لحاظ محتوایی، جریان جزیره خضرا است که بیان کرده و سپس تحلیل می کند که وجود جزیره خضرا نمی تواند درست باشد و جامعه مستقیما زیر نظر امام زمان علیه السلام است. ایشان خود مستقیما جامعه را اداره می کنند و کسانی که در این جزیره حضور دارند، از عباد صالح خدا هستند؛ در ادامه کتاب به معیار های جامعه اسلامی و دغدغه های آن می پردازد و به بحث آزادی در این جزیره اشاره کرده و مطالب خوبی را بیان می کند که جامعه اسلامی چه شاخصه هایی دارد و با آنها جزیره را تحلیل می کند.

 

وی افزود: یکی از مطالبی که شهید صدر در صفحه ۱۳۷ این کتاب (به زبان عربی) بیان می کند، این است که در ملاقات های حضرت(عج) چرا مسائل شخصی یک فرد بیان می شود و چرا مسائل جامعه در این ملاقات ها بیان نشده است تا مشکلات بر طرف شود؟ و در ادامه پاسخ می دهد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت با اشاره به تحلیلی بودن کتاب «تاریخ غیبت کبری» تالیف  شهید صدر اظهار کرد: شهید صدر در این کتاب، بیشتر انتزاعی و به صورت تحلیلی عمل کرده است.

 

وی این کتاب را در مسائل تحلیلی در زمینه مهدویت بی نظیر دانست و گفت: کتاب تحلیلی در باب مهدویت به مانند این کتاب وجود ندارد، اما در باب مادر بودن مطالب این کتاب، کتب دیگری موجود است.

 

بی توجهی به تفاوت روایات شیعه و سنی

حجت الاسلام جعفری اظهار کرد: باید بین روایات فرقی بگذاریم که روایات شیعه و سنی داریم که متأسفانه در کتاب ها به این مسأله توجهی نمی شود؛ حدیث شیعی خالصی داریم که در کتب شیعه هستند و به سند شیعی نقل شده اند و همچنین احادیث شیعی داریم که در کتاب های عامه نقل شده اند و برعکس این قضیه درباره احادیث سنی نیز وجود دارد.

 

 وی با بیان یکی دیگر از نقدهای وارده به کتاب «تاریخ غیبت کبری» گفت: در ابتدای این کتاب که می خواهد احادیثی را بیان کند، می گوید که این را کتاب های عامه و خاصه گفته اند و عامه زیر بار مسأله غیبت نمی روند که بخواهند حدیثی را در این باره بیان کنند. بنابراین، این بیان نویسنده بیان درستی نیست و این در حالی است که در بین اهل سنت حدیثی درباره غیبت وجود ندارد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در پایان خاطرنشان کرد: در بحث ازدواج حضرت(عج) تحلیل های زیادی دارد اما نتیجه ای که ایشان می گیرد نتیجه درستی نیست و می گوید «من آنچه به ظنّم می رسد این است که امام زمان علیه السلام ازدواج کرده باشد و فرزندی نداشته باشد»؛ این سخن یعنی این که ظن دارم که آن حضرت(عج) ازدواج کرده باشد و این مسأله برای ما قابل پذیرش نیست و تصور عجیبی است.

تفاوت اعتقاد به امام زمان(عج) و منتظر بودن

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور معتقد است که مهدویت در همه اعصار تاثیر می‌گذارد، علائم ظهور قابلیت مصداق‌یابی نداشته و همچنین روایات مربوط به آخر الزمان در حد تواترند.
عقیق: حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌اکبر مهدی‌پور در گفت‌‍وگویی و در پاسخ به این پرسش که آخر الزمان چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه می‌توان زمان وقوع آن را دریافت؟ گفت: مشخصات زیادی وجود دارد، اما نمی‌توان زمان تحقق آنها را به هیچ وجه تعیین کرد. هر چیزی که بگوییم زمان آن الان است، شاید مطلقا مختص به الان نباشد و یک یا ده سال دیگر به صورت پررنگ‌تری پیش بیاید و انسان بداند که در گذشته نبوده است.

ما در آخرالزمان هستیم

مهدی‌پور در پاسخ به اینکه شیعه در آخر الزمان چه وظیفه‌ای دارد، گفت: آخرالزمان از زمان وفات پیامبر شروع شده است و هر روز ما به آخر الزمان نزدیک‌تر می‌شویم و وظیفه‌ ما وظیفه‌ای است که در طول تاریخ داشته‌ایم یعنی شناخت امام زمان(عج)، انتظار برای ظهور حضرت، دعا برای فرج و انجام کارهایی که می‌دانیم مورد نظر امام زمان(ع) است.
وظیفه مسلمانان در دروان غیبت

وی ادامه داد: عمل به احکام والاترین وظیفه ما شیعیان است. چندین بار از آیت‌الله بهجت پرسیدند چه کنیم که ایشان گفتند گناه نکنید. و حرف اول‌شان همین بود و باید توجه داشت که انجام وظیفه درراس همه امور است.

مهدی‌پور با بیان اینکه شخصی که به مهدویت اعتقاد پررنگی ندارد، نمازش امام زمانی نیست، گفت: روزه و دیگر اعمال او امام زمانی نیست و در تمام اعمال ما انتظار تاثیرگذار است و در نتیجه فرق یک معتقد به امام زمان و یک غیر معتقد بسیار زیاد است و بین نمازی که یک منتظر و فرد بدون انتظار می‌خواند تفاوت وجود دارد. با توجه به اهمیت مهدویت که در بیان پیامبر نیز آمده است نمی‌‎توان اعتقاد به آن را در زندگی انسان بی‌تاثیر دانست.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا لازمه انتظار حکومت دینی است، گفت: انتظار انتظار حکومت جهان شمول امام زمان است. حالا ممکن است در یک کشور حکومت اسلامی داشته باشد و یا نه که به موضوع انتظار ربطی ندارد و ما باید در حد توان‌مان  در هر جایی که زندگی می‌کنیم، مقابل ظلم ایستاده و در ایجاد عدالت بکوشیم. ما باید با در نظر داشتن انفاق، احسان، رسیدگی به مستضعفان و هر کاری را که امام زمان آن کار را انجام می‌دهد، در حد توان قدم برداریم و دعا کنیم تا فرج امام زمان(ع) فرا برسد.

مهدی‌پور در پاسخ به این پرسش که مکاتب دیگر در جهان اسلام چه رسالتی در خصوص بحث مهدویت دارند؟ ‌گفت: همه مکاتب این وظیفه را دارند که منتظر باشند و مسئله، مسئله‌ای اسلامی است. اما آن‌ها به این وظایف عمل نمی‌کنند و الا پیامبر فریاد زده است که افضل اعمال انتظار فرج است، کسانی که انتظار نمی‌کشند مقصرند و تفاوت‌شان با منتظران عین تفاوت نماز‌خوان و بی‌نماز است. از این رو فرق اسلامی نیز شریعت را پیامبر گرفته‌اند و پیامبر منادی انتظار بوده است.

وی در خصوص تکلیف کسانی که انتظار به فرج ندارند، گفت: اعتقاد به امام زمان یک مسئله و انتظار مسئله‌ای دیگر است، هر چند به هم ارتباط دارند. اهل سنت این روایت را در حد تواتر می‌دانند که هر کسی که منکر امام زمان باشد، به شریعتی که پیامبر آورده است منکر است.

مهدی‌پور ادامه داد: انتظار مسئله دیگر و وظیفه دوم است. کسی با منتظر نبودن از اسلام خارج نمی‌شود، اما عمل به وظیفه نکرده است.

وی در پاسخ به این پرسش که مصداق‌یابی‌هایی که در خصوص علائم آخرالزمان می‌شود را چگونه ارزیابی می‌کند؟‌ گفت: این‌ها همه دروغ است. برای مثال سفیانی یک فرد است که روایات زیادی در اوصافش داریم. دجال هم همین‌طور و عده‌ای آنقدر احمق هستند که می‌گویند دجال تلویزیون است.

مهدی‌پور در خصوص اینکه برخی معتقدند روایات مربوط به امام زمان یا آخر الزمان قوی نیستند، گفت: این را باید اهل حدیث بگویند و الا اگر یک نفر که نمی‌خواهد بفهمد را نمی‌توان فهماند. حوادث مربوط به امام زمان یکی دوتا نبوده و بیش از صد تاست که متواتر است و دیگر لازم نیست که تک‌تک‌شان را بررسی سندی کرد. وقتی این احادیث روی هم می‌آیند همدیگر را تایید می‌کنند و ما کتابی داریم با عنوان روزگار رهایی نوشته کامل سلیمان که در خصوص آخر الزمان و مهدویت نوشته شده و 1850 حدیث را گرد آورده است، بنده این کتاب را ترجمه کردم و اصل عنوان را که «یوم الخلاص» بوده است، روز رهایی ترجمه کرده‌ام.  مجموع این احادیث همدیگر را تقویت می‌کنند، هرچند ممکن است برخی ضعیف باشند.

وی در پایان گفت: لفظ آخرالزمان کش دارد. از زمان پیامبر شروع شده است و ما می‌گوییم پیامبر آخرالزمان است. خود حضرت دو انگشت خود را به هم چسباند و گفت من و قیامت این طور هستیم و بعد از من قیامت خواهد بود. لذا هر روز آخرالزمان پر رنگ‌تر می‌شود تا اینکه حضرتش ظهور کند.

منبع:ایکنا

چرا به حضرت مهدی(عج)،بقیة الله می گوییم؟

بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.
عقیق:بقیه الله به معنای باقی ماندن چیزی یا کسی از ناحیه خداوند برای مردم است. به تعبیر دیگر، هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، «بقیه الله» محسوب می شود.

به عبارتی درست تر بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.

هرچند از بعضی احادیث استفاده می‌شود که این لقب بر همۀ خاندان رسالت علیهم السّلام اطلاق می‌شود و همۀ آن‌ها بقیّة اللّه هستند. در زیارت جامعه به همۀ آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم:

«السّلام علی الأئمّة الدعاة و القادة الهداة و السادة الولاة و الذادة الحماة و أهل الذکر و أولی الأمر و بقیّة اللّه و خیرته.»(۱)

اما در بسیاری از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر علیه السّلام اطلاق شده و آن وجود مقدس خود را به این عنوان معرفی نموده و سایر بقیة اللّه‌ها حضرتش را به این نام نامیده‌اند. به حدّی این لقب با آن حضرت ارتباط پیدا نموده که به صورت لقب اختصاصی حضرتش درآمده است؛ به‌طوری که تا بقیة اللّه گفته می‌شود جز آن بقیة اللّه منتظر به نظر نمی‌آید.

شاید سرّ مطلب این باشد که این بقیة اللّه، بقیّۀ تمام بقیّة اللّه‌هاست و پس از او دیگر بقیة اللهی نیست. هرکدام از حجج الهیّه که از آغاز عالم آمدند، گرچه بقیة اللّه بودند و خدا آن‌ها را برای هدایت خلق باقی و بجا گذارده بود، بعد از هریک دیگری می‌آمد و اگر بقیة اللهی از دنیا می‌رفت، بقیة اللهی دیگر به جا می‌ماند و این رشته باقی بود. ولی آن وجود مقدّس، بقیه‌ای است که پس از او دیگر بقیّه‌ای نیست؛ آخرین بقیة اللّه است. با آمدن او دیگر بقیّه‌ای باقی نمانده است که بیاید.(۲) و از آنجا که مهدی موعود(عج) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است یکی از روشن ترین مصادیق «بقیه الله» می باشد و از همه به این لقب شایسته تر است.(۳)
 

در روایات متعددی به حضرت مهدی لقب «بقیه الله» داده شده است. از جمله در روایتی آمده است «چون حضرت خروج کند پشت کند به کعبه و جمع می شود سیصد و سیزده مرد و اول چیزی که تکلم می فرماید این آیه است: «بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین» پس می گوید «منم بقیه الله و حجت و خلیفه او درمیان شما. سپس هیچ کس بر او سلام نمی کند مگر این که می فرماید: «السلام علیکم یا بقیه الله فی ارضه»(۴)

پی نوشت:

۱- بخشی از زیارت جامعه کبیره ، مفاتیح الجنان

۲-موعودنامه، فرهنگ الفبایی مهدویت صص۱۷۲-۱۷۱

۳- تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۲۰۴

۴- منتهی الآمال شیخ عباس قمی ص۱۱۰۹

منبع:مهر

حدیث رسول اکرم(ص)درباره امام زمان(عج)

 در روایت داریم:

 رسول اكرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله:

مَهْدىُّ اُمَّتِى الَّذى يَمْلاُ الاَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛

مهدى امت من كسى است كه هنگام پر شدن زمين از بيداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد.

پی نوشت:
كتاب سليم بن قيس هلالی ج 2 ، ص  910 {شبیه این حدیث در بحار الانوار (ط-بیروت)ج27 ،ص119 }

منبع:باشگاه خبرنگاران

زمینه سازی ظهور تنها وظیفه منتظران نیست

همه تکالیف ما در دوران غیبت، فراهم‌ساختن زمینه و مقدمه ظهور نیست؛ بلکه ما مکلف به انجام تکلیف‌های مشخصی هستیم. دوران غیبت، مقدمه دوران ظهور نیست بلکه دورانی است جداگانه با ویژگی‌های خاص.
 حجت الاسلام والمسلمین خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کتاب «نقش مردم در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام» می‌نویسد:

از دلیل های دیدگاه نخست بر نقش مردم، روایتی است که ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه ‌السلام نقل کرده است که فرمودند:

«یَا ثَابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ کَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِی السَّبْعِینَ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَی أَرْبَعِینَ وَ مِائَةٍ فَحَدَّثْنَاکُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدِیثَ فَکَشَفْتُمْ قِنَاعَ السَّتْرِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ وَقْتاً عِنْدَنَا وَ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ؛

‌ای ثابت! همانا خداوند تبارک و تعالی این امر را در هفتاد وقت گذاشت. چون حسین ـ صلوات اللَّه علیه ـ کشته شد، خشم خدای متعال بر اهل زمین سخت شد و آن را تا صد و چهل به تأخیر انداخت. سپس که ما به شما خبر دادیم، آن خبر را فاش کردید و از مطلب پوشیده، پرده برداشتید. بعد از آن، خدا برای آن وقتی نزد ما قرار نداد. خدا هر چه را خواهد محو کند و ثابت گذارد و اصل کتاب نزد او است.»

ابو حمزه گوید: «من این حدیث را به امام صادق علیه‌ السلام عرض کردم؛ فرمودند: «چنین بوده است».

ایشان بر این باورند چون برخی رفتار مردم سبب پس‌افتادن ظهور می‌شود، پس به‌ناگزیر با انجام برخی کار‌ها می‌توان ظهور را نیز پیش انداخت. البته توجه به نکاتی درباره روایت لازم است:

بررسی روایت

در همه نقل‌های این روایت، حسن بن محبوب از ابو حمزه نقل کرده است، در حالی که بر حسب کتاب‌های رجال ابوحمزه ثمالی از طبقه چهارم محدثان بوده و وفات او در سال ۱۵۰ قمری، واقع شده است. حسن بن محبوب که طبق سند، این خبر را از ابوحمزه روایت کرده، از طبقه ششم است که در هفتاد و پنج سالگی (در سال ۲۲۴ ق) در گذشته است. بنابراین، حسن بن محبوب در سال وفات ابوحمزه، یک سال بیشتر نداشته و در این صورت، روایت او از ابوحمزه اصلاً امکان ندارد و حتماً شخص دیگری بین او و ابوحمزه واسطه بوده است و چون معلوم نیست او چه کسی بوده است، نمی‌توانیم این حدیث را معتبر بدانیم.

یکی از بزرگان علمای معاصر، پس از اشاره به بیان یادشده، می‌افزاید:

افزون بر آن، خبر واحد ـ اگر چه صحیح باشد ـ در اصول اعتقادی نمی‌تواند حجّت باشد، تا چه رسد به آنکه سندش هم ناشناخته (مجهول) باشد.

 

آن‌گاه ادامه می‌دهد: با وجود احادیث معتبری که همه با صراحت دلالت دارند که ظهور حضرت مهدی علیه ‌السلام و حکومت عدل صالحان به این زودی‌ها صورت نخواهد گرفت و تا ظهور آن حضرت(عج) باید منتظر تحوّلات شگرف و حوادث خطیر طیّ زمان‌های بسیار طولانی بود، با این حال چگونه می‌توان به یک خبر واحد مجهول در برابر آن همه احادیث اعتماد نمود؟ به علاوه از حضرت امیرالمؤمنین علیه ‌السلام خطبه‌ها و روایات زیادی نقل شده است که در آن‌ها هم به طول مدتی که باید در طیّ آن به انتظار این ظهور بود، اشاره شده است و هم از پیشامدهای بزرگ و امتحانات شدید مؤمنان خبر داده شده است. با وجود این، چگونه ممکن است گفته شود خبر واحد مجهولی که می‌گوید آن حضرت(عج) وقت ظهور را سال هفتاد معیّن کرده است، صحیح است؟

افزون بر آن، صرف نظر از بحث سند، گمان اینکه مقصود روایت، پدیدآمدن گشایشی کلی و عام و به تعبیری حاکمیت و ولایت ظاهری اهل بیت علیهم السلام، میان شیعیان باشد و نه ظهور واپسین حجت خداوند؛ قوی‌تر است؛ چرا که بنا بر صریح روایات، قیام جهانی به دست دوازدهمین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرزند امام عسکری علیه السلام رخ خواهد داد و سال‌های یادشده، هیچ هماهنگی با زندگی حضرت مهدی عجل ‌الله فرجه ندارد.

در اینجا این نکته را می‌افزاییم که با توجه به دسته روایاتی که پیش از این یاد شد و روایاتی که در آن نه فقط زمان ظهور را در علم و اراده خداوند دانسته؛ بلکه امر دیگری را در آن دخیل ندانسته است، ادعای بداء در زمان ظهور امام زمان علیه السلام نه با معنای اصطلاحی بداء سازگاری دارد (چرا که زمانی برای ظهور تعیین نشده و کسی از آن آگاهی ندارد، تا خلاف آن صورت پذیرد.) و نه از طریق روایت یاد شده می‌توان آن را اثبات کرد.

بنابراین، ظهور، در زمان مقرر رخ خواهد داد. مهم آن است که ما به گونه‌ای زندگی کنیم که هرگاه به طور ناگهانی آن اتفاق افتاد، در کمال آمادگی برای درک آن دوران باشیم. البته برخی روایات یاد شده، فقط به عنوان شاهد بحث می‌تواند بررسی شود.

ناگفته نگذرم که این هرگز به معنای نقش نداشتن مردم نیست، بلکه به معنای آن است که چون کسی از زمان ظهور آگاه نیست پس ادعای تقدیم و تأخیر آن با بداء پذیرفتنی نیست.

بنابراین همه تکالیف ما در دوران غیبت، فراهم‌ساختن زمینه و مقدمه ظهور نیست؛ بلکه ما مکلف به انجام تکلیف‌های مشخصی هستیم. دوران غیبت، مقدمه دوران ظهور نیست؛ بلکه دورانی است جداگانه با ویژگی‌های خاص. البته اگر کسی به تکلیف خود عمل کرد، خداوند طبق وعده خود سرنوشت او را تغییر خواهد داد.


منبع:شبستان
 

کیفیت غلبه امام مهدی(عج) برجهان با۳۱۳نفر!

برخی در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با معدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت (عج) آغاز می‌شود و به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین می‌انجامد، تشکیک می‌کنند و تحقق آن را با گروهی به ظاهر اندک بعید می‌شمارند.
عقیق: آیت الله جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)، موجود موعود» می نویسد:

برخی افراد در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با محدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت(عج) آغاز می گردد و سرانجام به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین خواهد انجامید، تشکیک روا می دارند و چنین تحول عظیمی که با یاری گروهی به ظاهر اندک آغاز می شود را بعید می شمارند.

انقلاب اسلامی ایران در این حوزه نمونه بسیار روشنی از امکان وقوع چنین خیزش و حرکتی عظیم است، چون انقلاب پرارج اسلامی به رهبری امام راحل به خوبی روشن ساخت که با افرادی اندک می توان خیزشی عمیق و حرکتی سترگ را ضد طاغوت و طغیان آغاز کرد و با بیدار کردن دل های خفته انسان ها، آنان را با خویش همراه ساخت و با برچیدن نظام طاغوت شاهد درخشش خورشید حکومتی الهی و اسلامی بود.

پیر روشن دل و سفر کرده این انقلاب با دستی تهی از عوامل مادی، اما باوری عمیق به نصرت الهی، چنان حرکتی عظیم را در سطح جهانی آفرید که برخی نشریات خارجی در زمان تبعید آن بزرگوار به پاریس در زیر تصاویر او نوشتند: «هذا المنفی ازعج الشرق، حیر الغرب و شغل العالم؛ یعنی این شخص تبعیدی شرق را به زحمت انداخت و غرب را متحیر ساخت و جهان را به خویش سرگرم ساخت.» حقیقت آن بود که نه تنها ایران و خاورمیانه، سراسر جهان بر محور نوک قلم او می گشت و از انوار پرتلآلو بنان و بیان او روشنایی می گرفت و در تپش و انقلاب به سر می برد.

وقتی نماینده ای از نمایندگان امام عصر عجل الله تعالی فرجه چون امام راحل رحمة الله چنین قدرتی دارد در تسخیر عالم به دست با کفایت وجود مبارک ولی الله الاعظم علیه السلام با 313 شاگرد و ارادتمند - همانند امام راحل-  جای شک و تردید نیست، هرچند دیگران نیز به اردوگاه یاران و اصحاب امام عصر عجل الله تعال فرجه خواهند پیوست.

بدین ترتیب انقلاب شکوهمند اسلامی از جهات متعددی آینه انقلاب جهانی مهدوی خواهد بود. بی شک انقلاب عظیم مهدوی نقطه عطف تاریخ است، همان گونه که نمونه کوچک آن نهضت عظیم نقطه عطف بود. نقطه عطف بودن انقلاب اسلامی، در قیاس با نهضت مهدوی چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی.

انبیای دیگر نیز گرچه نقطه عطف عصر خویش بودند در برابر انقلاب آن حضرت(عج) همان شبنم اند. آن که کل جهان را تغییر می دهد و نظام ظلم و طاغوت را به نظامی بر محور حق و عدالت تبدیل می سازد، او نقطه عطف جهانشمول و عالمگیر است. او همان است که حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام درباره اش فرمودند: «یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی.(نهج البلاغه خطبه 138)

انقلاب مهدوی قلوب انسان ها را دگرگون می کند و آنان را از خودخواهی به خدا خواهی می رساند. سیاهی جهل و گمراهی را به روشنایی هدایت و علم می زداید و ترس و اضطراب را به شجاعت و ثبات بدل می سازد. نمونه ای از این تحول شگرف را در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام و پایمردی رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس می توان دید.

آنان که فرزندانشان را می بوئیدند، می بوسیدند و به خطوط مقدم نبرد گسیل می داشتند مصادیق بارز( یهدون بأمرنا)  بودند که با دگرگونی قلب چنین جلوه هایی از ایثار و نثار را آفریدند. آن شور و شوق قلبی و گرایش وصف ناپذیر به صفوف مقدم نبرد و دفاع از آیین مقدس و میهن اسلامی که حافظ  کیان ایران اسلامی بود و نیز این دلبستگی وافر به شهادت و دل برکندن از تمامی مظاهر زندگی طبیعی، جز بر اساس(یهدون بأمرنا) میسور و مقدور نبود و جز با تحول قلوب به دست نمی آمد.

اینان سربازان ذخیره خدای سبحان اند که هنگام قصور و فتور دیگران با رهنمود درونی از آسایش گاه به قربان گاه می روند و آیه «قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ»  با قیام رادمردانه این مجاهدان نستوه تحقق عینی می یابد.   


منبع:شبستان

نماز استغاثه به امام زمان(عج) چیست؟

برای برآورده شدن حاجات نماز استغاثه به ولی عصر(ارواحنا فداه) را بخوانید.
عقیق:سیّد علی خان (ره)در «الکلم الطّیب»می گوید :این ،استغاثه به امام زمان (ع)،هرجا باشی دو رکعت نماز با حمد و سوره به جای آور ،آنگاه رو به قبله زیر آسمان بایست و بگو:

«سلام الله الکامل التّامّ الشّامل العامّ ،وصلواته الدّائمة و برکاته القائمة التّامّه ،عل حجّة الله و ولیّه فی أرضه و بلاده، و خلیفته علی خلقه و عباده ،و سلالةالنّبوّة ،و بقیّة العترة و الصّفوة ،صاحب الزّمان ،و مظهر الایمان ،و ملقّن أحکام القرآن ،و مطهّر الأرض و ناشر العدل فی الطّول و العرض ،والحجّة القائم المهدیّ ،الإمام المنتظر المرضیّ ،و ابن الأئمة الطّاهرین ،الوصیّ بن الأوصیاء المرضیّین ،الهادی المعصوم بن الائمة الهداة المعصومین.

السّلام علیک یا معزّ المؤمین المستضعفین ،السّلام علیک یا مذلّ الکافرین المتکبّرین الظالمین . السّلام علیک یا مذل ّ الکافرین المتکبّرین الظالمین . السّلام علیک یا مولای یا صاحب الزّمان ،السّلام علیک یابن رسول الله، السّلام علیک یابن أمیر المؤمنین ،السّلام علیک یابن فاطمة الزّهرا ء سیّدة نساءالعالمین.

السلام علیک یابن الأئمة الحجج المعصومین و الإمام علی الخلق أجمعین ،السّلام علیک یا مولای سلام مخلص لک فی الولایة.

أشهد أنّک الإمام المهدیّ قولا و فعلاً ،وأنت الّذی تملأ الأرض قسطا و عدلا ،بعد ما ملئت جوراً و ظلماً فعجّل الله فرجک ،وسهّل مخرجک ،وقرّب زمانک ،و کثّر أنصارک و أعوانک ،وأنجز لک ما وعدک ،فهو أصدق القائلین «و نرد أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین».

یا مولای یا صاحب الزّمان ،یابن رسول الله ،حاجتی کذا و کذا . فاشفع لی فی نجاحها ،فقد توجّهت إلیک بحاجتی ،لعلمی أنّ لک عند الله شفاعة مقبولة و مقاما محمودا ،فبحقّ من اختصّکم بأمره ،و ارتضاکم لسرّه ،و باشّأن الّذی لکم عند الله بینکم و بینه ،سل الله تعالی فی نجح طلبتی ،و إجابة دعوت ،وکشف کربتی ؛

سلام کامل ،تمام ،شامل و عامّ خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا ،بر حجّت خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانیشین او بر آفریدگان او و بندگانش و برنسل پاک نبوّت و باقی مانده عترت و برگزیدگان ،حضرت صاحب الزّمان و آشکار کننده ایمان و آموزنده و تعلیم گر احکام قرآن و پاک کننده زمین و نشر دهنده عدل در طول و عرض(جهان )و حجّت قائم مهدی ،امام منتظر پسندیده و فرزند پیشوایان پاک، وصی که فرزند اوصیای پسندیده است .
 
راهنمای معصومی که فرزند امامان هدایت گر معصوم است.

سلام بر تو ای عزّت بخش مؤمنانی که آنها را ضعیف شمرده و به ناتوانی واداشته اند ،سلا م بر تو ای خوارکننده کافران متکبّر ستمگر ؛سلم بر تو ای مولای من ،ای صاحب الزّمان ؛سلام بر تو ای فرزند رسول خدا؛سلام بر توای فزرند امیر مؤمنان ؛سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا سرور زنان جهانیان.

سلام بر تو ای فرزند امامان که حجّت های معصوم بودند و ای رهبر و پیشوای تمام خلایق؛سلام بر تو ای مولای من ؛سلام (کسی که در ولایت برای تو اخلاص دارد (تنها ولایت و محبّت تو را دارد).
شهادت می دهم که همانا تو پیشوای هدایت شده و هدایت گری از جهت گفتار و کردار و تو همان کسی هستی که زمین را از عدل و داد پر خواهی کرد بعد از آنکه از جور و ستم پرشده باشد ؛پس خدا در ظهورت تعجیل کند و خروجت را آسان و زمان ظهورت را نزدیک نماید و یاران و یاوران تو را زیاد گرداند و به آنچه به تو وعده داده است و فا کند،که او راستگوترین سخنگویان است (آنجا که می فرماید:)«می خواهیم بر اهل ایمانی که در زمین ضعیف شمرده شده اند منّت گذاشته ،ایشان را پیشوایان خلق و وارثان زمین قرار دهیم».

ای مولای من ای صاحب الزّمان ،ای فرزند رسول خدا ؛حاجتم چنین و چنان است [و به جای «کذاوکذا»حاجت خود را ذکر نماید ]،تو در مورد برآورده شدن آن برای من (در پیشگاه خدا)شفاعت کن ،که من به شما برای رفع حاجتم روی آورده ام ؛چون می دانم که شما را به امر خودش اختصاص داد و برای اسرار خود برگزید و به آن شأن و مقامی که نزد خدا برای شما است و ارتباطی که میان شما و اوست از خدا بخواهید که خواسته هایم را برآورده ساخته ،دعایم را مستجاب گرداند و اندوهم را برطرف سازد».

و هرچه دوست داری ،دعا کن و بخواه که ان شاءالله بر آورده می شود.

علامه شیخ محمود عراقی در کتاب «دارالسّلام »- که در آن جریان کسانی که به ملاقات و عرض سلام خدمت امام زمان (ع)تشرّف یافته اند ،ذکر شده است ،می نویسد :این عمل را خودم تجربه کرده و آثار عجیبی از آن مشاهده نموده ام ،بعضی از علما از یاد دادن آن به نااهلان خودداری می کردند و از کارهایی بود که در گرفتاری های بزرگ آن را تجربه کرده بودند.

ایشان در «دار السّلام »می فرماید :به نظرمی رسد سوره «فتح»و «نصر»برای بعد از سور ه «حمد»تعیین شده و فاضل معاصر آن را معیّن فرموده است و بعید نیست که انجام این عمل در نیمه شب معیّن شده باشد ؛چون راوی در آن وقت مأمور به انجام شده بود و اطلاقی در کلام نیست تا غیر آن وقت را هم شامل شود ،لذا قدر متیقّن و آن وقت حتمی و یقینی همان نیمه شب است.

فاضل معاصر از قول کفعمی قبل از نماز و زیارت علاوه بر تعیین این دو سوره ،غسل را نیز افزوده است ،هر چند در کتاب «مصباح الزائر»سوره معیّن نشده است . بنابراین آنچه از فرمایشات این بزرگواران ظاهر می شود این است که تعیین سوره ها و تعیین وقت گرچه اقوی نیست ولی به احتیاط نزدیک تر می باشد و انجام دادن غسل شرط نشده گر چه آن هم مطابق با احتیاط است.
منبع:باشگاه خبرنگاران

وقف و نذر مهدوی ضرورت امروز است/سازمان اوقاف فرهنگ سازی کند

  نذورات فرهنگی، اگر به سوی مهدویت جهت پیدا کند که امروز هم بسیار مورد اهمیت و مورد نیازاست، می تواند گام مهمی در راستای ایجاد جامعه منتظر و زمینه سازی برای ظهور باشد.
 

 

حجت الاسلام محمدرضا فوادیان، محقق وپژوهشگر مهدوی در گفت و گو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان درباره ضرورت وقف های مهدوی و نیاز جامعه به گسترش  این نوع وقف خاص، تصریح کرد: وقف و نذر همچون گذشته، امروز نیز در جامعه وجود دارد.  اما اگر سمت و سوی آن را به موضوعات مهم و حساس امروز جامعه جهت دهیم، نتیجه همان می شود که ما می خواهیم.

 

وی افزود: به عبارت دیگر اگر از نظر ما، مهدویت موضوع و مسئله مهمی است؛ که مهم است؛ باید جامعه به این بلوغ برسد که نذرها در این مسیر باشد. در این صورت می توان گفت گامی در جهت ایجاد و شگل گیری جامعه مهدوی برداشته شده است.

 

 

محقق وپژوهشگر مهدوی خاطر نشان کرد: در طول تاریخ نذرهای فراوانی در راستای مباحث مهدوی صورت گرفته است. از جمله کار شیخ صدوق در نگارش کتاب «کمال الدین». شخص شیخ صدوق در این رابطه می گوید: «من در رابطه با اهل و عیالم نگران بودم؛ که آنها را تنها رها کرده و به سفر می روم. با همین فکر خوابیدم؛ سپس امام علیه السلام را در خواب دیدم که به من فرمودند چرا درباره غیبت من کتابی نمی نویسی که از ین خیالات بیرون شوی؟ »

 

حجت الاسلام فوادیان ادامه داد: بنابراین در مسایل فرهنگی، «نوشتن و نگارش کتاب مهدوی»، می تواند مورد توجه حضرت باشد. آنچنان که نسبت به نگارش کتاب «کمال الدین» خود دستور می دهند و حتی  ابواب آن را مشخص می کنند.

 

وی با اشاره به آثار این فرهنگ سازی گفت: نذورات فرهنگی، اگر به سوی مهدویت جهت پیدا کند که امروز هم بسیار مورد اهمیت و مورد نیازاست، می تواند گام مهمی در راستای ایجاد جامعه منتظر و زمینه سازی برای ظهور باشد.

 

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع «وقف مهدوی» اشاره کرد و افزود: وقف نیز در طول تاریخ وجود داشته است و ما نمونه هایی از وقف های مهدوی را در عصر غیبت صغری داریم. اگر ما معتقد هستیم که امروز حقیقت اسلام، مسئله مهدویت است باید واقفین را به این سمت و سو رهنمون باشیم. امروز ما نیازهای فراوانی برای وقف مهدوی داریم و به شدت نیاز داریم که وقف های خیرین و واقفین کشور در این مسیر باشد .

 

حجت الاسلام فوادیان تصریح کرد: شایسته است که با توجه به اهمیت  این مسئله سازمان اوقاف و امور خیریه در این رابطه زمینه سازی و فرهنگ سازی ویژه داشته باشد.

 

پژوهشگر مهدوی تاکید کرد: در حال حاضر اکثر وقف های موجود در کشور و وقف هایی که به روز انجام می شود،  درباره عزاداری ماه محرم و صفر است و از آن جا که عاشورا و مهدویت ارتباط تنگاتنگی با هم دارند، عزاداران باید امام حاضر و ناظر زمان خود را بشناسند. شخص امام حسین علیه السلام نیز به این نکته تاکید دارند که برای هر مسلمانی شناخت امام حی زمان خودش ضرورت دارد. بنابراین وقف های ما باید به سوی انتظار و فرهنگ انتظار جهت دهی شود.

 

وی یادآور شد: ما باید وقف مهدوی داشته باشم. به عنوان مثال افراد نیتت کنند که این موقوفه را برای جشن های نیمه شعبان یا کارها و امور فرهنگی مهدوی مانند تولید آثار یا گسترش آثار مهدوی وقف می کنند.   

ولی عصر(عج)؛سبب اتصال بین زمین و آسمان

کجاست آن وجود مقدسی که سبب اتصال بین زمین و آسمان است و آسمان و زمین به واسطه او به همدیگر متصل‌اند. یعنی او واسطه است تا انسان‌های زمینی آسمانی شوند.
عقیق:«سلسله اهل بیت نبیّ‌اکرم در طول تاریخ خورشیدهای فروزانی بوده‌اند که در معنا توانسته‌اند بشریت روی زمین را با عالم غیب و با عرش الهی، متّصل کنند: «السبب المتصل بین الارض و السماء». خاندان پیغمبر، معدن علم، معدن اخلاق نیکو، معدن ایثار و فداکاری، معدن صدق و صفا و راستی، منبع همه نیکیها و زیباییها و درخشندگی های وجود آدمی در هر عصر و عهدی بوده‌اند.»(۱)

«امروز وجود مقدّس حضرت حجّت ارواحنافداه در میان انسانهای روی زمین، منبع برکت، منبع علم، منبع درخشندگی، زیبایی و همه خیرات است. چشمهای ناقابل و تیره ما آن چهره‌ی ملکوتی را از نزدیک نمی‌بیند؛ اما او مثل خورشیدی درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطنها متّصل است و برای انسانی که دارای معرفت باشد، موهبتی از این برتر نیست که احساس کند ولیّ خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزیده در میان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهی در زمین، با او و در کنار اوست؛ او را می‌بیند و با او مرتبط است. آرزوی همه بشر، وجود چنین عنصر والایی است... برکات وجود او و انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر می‌رسد. امروز هم انسانیت با همه ضعفها، گمراهیها و گرفتاریهایش از انوار تابناک این خورشید معنوی و الهی که بازمانده اهل بیت است، استفاده می‌کند.»(۲)

«در دعای ندبه  نیز عرض می‌کنیم: «اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الاَرْضِ وَالسَّماءِ» کجاست آن وجود مقدسی که سبب اتصال بین زمین و آسمان است و آسمان و زمین به واسطه او به همدیگر متصل‌اند. یعنی او واسطه است تا انسان‌های زمینی آسمانی شوند.» (۳) « ما [شیعیان]معتقدیم بین خداوند و سایر موجودات باید انسان کاملی واسطه قرار داشته باشد تا به عنوان صادره اول در مقام جامع جمیع کمالات الهی قرار گیرد. مگر در راستای همین معارف نیست که در زیارت جامعه خطاب به ائمه عرضه می‌داریم: «بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِم...» به واسطة وجود شما خدا باب فیوضات و خیرات را می‌گشاید و به وسیلة شما آن را به انتها می‌رساند؟ که اشاره به همین مقام واسطة فیضی ائمه معصومین دارد.»(۴)

«انسان کامل، مظهر فیض کامل خداست و تمام موجودات دیگر از فرشته تا جن و بشر و سایر موجودات به واسطه وجود او از انوار الهی فیض می‌برند: ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء.»(۵)

امروز در سرتاسر جهان هستی، انسان کاملی جز وجود مبارک بقیة اللّه الاعظم مهدی موجود منتظر عجل اللّه تعالی فرجه نیست. او معلم فرشتگان و آدمیان، دارای مقام عصمت مطلق و «خلیفة اللّه الاعظم» است.

گفتنی است که اگر در مورد انسان‌های کامل به ویژه ائمه هدایت علیهم السّلام تعبیر خلیفته فی أرضه   به کار می‌رود، انحصار خلافت آنان در محدوده زمین مراد نیست، بلکه بدین معناست که وجود ملکی و عنصری آنان در زمین به سر می‌برد، گرچه منطقه خلافت او از طرف خدای سبحان قلمرو بسیار وسیعی است که از عرش تا فرش را می‌پوشاند.

وجود مبارک امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه انسان کامل عصر ماست و وجود انسان کامل از آن جهت که مظهر اسم اعظم الهی است، واجد تمام کمالات است.»(۶)

«راحت زیستن، آرزوی تمامی انسان‌هاست؛ اما انسان به یقین نمی‌داند که راحت حقیقی خود را در کجا بجوید. انسان کامل که متن ظاهر و اسرار باطن عالم را می‌شناسد، بهترین راهنماست که جامعه با اطاعت او به کمال سعادت می‌رسد.»(۷)

[اما]وقتی مردم گرفتار زمین شدند و از «سبب‌ی» که آن‌ها را به آسمان معنویت وصل می‌نمود غافل گشتند، متأسفانه عده‌ای شعار «هیچ چیز مقدّس نیست»(۸) سر می‌دهند و به واقع این شعار در بین مردمِ بریده از آسمان معنا پیدا می‌کند. آری! وقتی ما از آسمان منقطع شدیم واقعاً هیچ چیز مقدّس نیست؛....

آیا شما نمی‌خواهید تمام مناسباتتان قدسی گردد، به طوری که درس خواندن، و سیاست و حکومت و اقتصادتان، بیداری و خوابتان، همه و همه راه ارتباط با عالَم قدس باشد؟ اگر چنین زندگی مقدسی را می‌خواهید، باید زندگی زمینی‌تان به آسمان معنویت وصل شود و این امر با به صحنه آمدن واسطه فیض هستی یعنی حضرت صاحب‌الامر ممکن می‌شود. این است که حتماً باید یکی از اهداف و تمنّاهای بزرگ ما این باشد که از خدا بخواهیم: «اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماءِ» یعنی؛ چشممان به کسی باشد که زندگی زمینی را از نامقدّسی در می‌آورد و به عالم قدس متصل می‌کند. تا او که واسطة فیض بین خدا و بندگان است در صحنة زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، تصمیم‌گیرنده باشد.(۹) در آن شرایط است که تمام مناسبات زندگی انسانی با نور وِلایت آن حضرت، نورانی و مقدس می‌شود.

....فرهنگ غرب متوجه شد که انقلاب اسلامی به دلیل رویکرد ویژه‌اش به «عالم غیب و غیب عالم» آن تمدن را نشانه رفته است و لذا با شعار هیچ چیز مقدس نیست در جبهه فرهنگی، حمله خود را شروع کرد و تنها راه مقابله با آن فرهنگ، توجه به معنویت بزرگ عالم هستی یعنی وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر است. هرچه قداست‌های حقیقی جدّی‌تر گرفته شود، خطر دشمن راحت‌تر مرتفع می‌گردد و ظهور نهایی نزدیک‌تر می‌گردد. عمده آن است که هرگز نظرها از آن «السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماءِ» برداشته نشود که او خود به خود فرهنگِ خود را به همراه خواهد آورد.»(۱۰)

پی نوشت:

۱- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از بسیجیان ۰۳/۰۹/۱۳۷۸

۲- همان

۳- جایگاه و معنی واسطه ی فیض ،اصغرطاهرزاده ص۷۸

۴- دعای ندبه ، زندگی در فردایی نورانی ،اصغرطاهرزاده صص۱۱۴-۱۱۱

۵-امام مهدی (ع) موعود موجود،آیت الله جوادی آملی ص۱۱۷

۶- همان

۷-امام مهدی (ع) موعود موجود،آیت الله جوادی آملی ص۱۲۰

۸- این سخن در فرهنگ‌های پشت به دین‌کردة غرب مطرح است، ولی متأسفانه عده‌ای از روشنفکران ما با طرح آن خواستند روحانیت و مرجعیت را از صحنه خارج کنند.

۹- نظام ولایت فقیه شروع فرهنگ مبارکی است جهت آن ظهور مبارک

۱۰- جایگاه و معنی واسطه ی فیض ،اصغرطاهرزاده ص۷۸

منبع:مهر
 

اثر پنجاه سال پیش شهید صدر پاسخ دهنده شبهات امروزی مهدویت است

 اصل پرداختن به موضوع غیبت امام عصر علیه السلام، جامعیت محتوای کتاب و پرداختن به ابعاد ناشناخته و مبهم دوران غیبت از نقاط مثبت تاریخ غیبت کبری شهید صدر است .
 

 

به گزارش  روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین سید قاسم رزاقی موسوی، مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت (علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کرسی نقد کتاب «تاریخ غیبت کبری» نوشته آیت الله سید محمد صدر که در ساختمان انجمن های علمی حوزه در قم برگزار شد، به رویکرد تاریخی این کتاب پرداخت و اظهار داشت: این کتاب باب مستقلی درباره غیبت صغری ودر سه بخش است که هر کدام زیرفصل هایی را شامل می شود؛ دو گونه بودن غیبت کبری و صغری و ویژگی هر کدام را در مقدمه توضیح می دهد و در بخش اول به تاریخ زندگی حضرت مهدی علیه السلام اشاره می کند.

 

 وی با بیان این که اصل پردازش به این موضوع جای تحسین دارد، به توضیح بخش اول این کتاب اشاره کرد و گفت: در این بخش به مفهوم اساس غیبت اشاره می کند که در نظر اول می گوید جسم حضرت پنهان است و حضور ماورایی و معنوی دارد و در نظر دوم بیان می کند که جسم ایشان پنهان نیست اما با عنوانی که حضرت مهدی علیه السلام دارد، ناشناخته است و نواقص این نظریه ها را بیان می کند و سپس به مسائل ازدواج و فرزندان و جایگاه آن حضرت می پردازد همچنین به دیدار آن حضرت در دوران غیبت و کیفیت و فواید و لوازم رویت را بیان می کند.

 

 مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: شهید صدر در بخش دوم این کتاب، به عنوان انسانیت در دوران غیبت می پردازد که در این بخش به مباحثی از جمله بررسی روایات مربوط به قواعد کلی مهدویت، وضعیت فرد و جامعه از نظر تعهد اسلامی در عصر غیبت کبری و وظیفه اصلی مؤمنان در دوران غیبت کبری اشاره می کند؛ بخش سوم این کتاب به شرایط و نشانه های ظهور اشاره دارد.

 

وی در ادامه ضمن بیان نکات مثبت این اثر تصریح کرد: طبیعی است که هر کتابی که نوشته می شود، از نقاط مثبت بیشتری نسبت به نقاط منفی برخوردار است؛ اصل پرداختن به این موضوع، اولین نقطه مثبت این کتاب است که می تواند بسیاری از شبهات را برطرف کند.

 

حجت الاسلام رزاقی موسوی جامعیت محتوای کتاب «تاریخ غیبت کبری» را دومین نقطه مثبت این اثر عنوان کرد که شاید این جامعیت بتواند نقاط منفی در برداشته باشد؛ این کتاب توانسته فضای عصر غیبت از جمله زندگی شخصی امام زمان سلام الله علیه را بیان کند؛ پرداختن به ابعاد ناشناخته و مبهم دوران غیبت کبری اعم از نحوه ظهور و زندگی آن حضرت، مکان زندگی آن حضرت از دیگر نقاط مثبت این کتاب است.

 

وی افزود: با همه فضایل و نکات مثبت این اثر، نقدهایی هم بر آن وجود دارد که باید همه ابعاد کتاب(اعم از ساختاری، روشی، منبع شناسی و محتوایی) در نقد اثر دیده شود.

 

مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان این که کتاب «تاریخ غیبت کبری» در بحث ساختاری از توازن نسبی حجم مطالب برخوردار است، ابراز داشت: بحث ساختاری این اثر در سه بخش آورده شده است؛ ساختار کلی بحث که سبب می شود مطالب و زیر فصل هایی که قرار دارد را از تناسبی نسبی برخوردار کند؛ اما شاید در این قسمت برخی از مباحث، خارج از عنوان تلقی شود؛ وقتی عنوان درباره تاریخ غیبت است، انتظار است که به موضوعات تاریخی پرداخته شود، اما در بخش هایی عنوان تاریخ را دارد ولی در محتواهایی مباحث عقلانی و غیره بیان شده است.

 

وی در ادامه نقد این اثر افزود: نپرداختن به مدعیان دروغین بحثی است که جا داشت در این اثر مناسب تر به آن پرداخته شود.

 

 رزاقی موسوی بیان منطقی بیش از حد کتاب «تاریخ غیبت کبری» را از دیگر نقد های وارده به این اثر عنوان کرد و اظهار داشت: شهید صدر ابتدا با مقدمه چینی های مناسب، دوگانگی غیبت و زندگی خصوصی و ویژگی منتظران و نشانه های ظهور را بیان می کند، اما آنچه که به شکل جزئی در فصل ها و مطالب مشاهده می شود، ترتیب و چینش منطقی ممدوح است ایشان به حدی به بیان منطقی می پردازد که خواننده را با گنگی مطلب مواجه می کند که نتیجه خوبی را برای خواننده به دنبال ندارد.

 

 وی اظهار کرد: محتوای اثر بیشتر اعتقادی و کلامی است، اما عنوان این کتاب بیشتر تاریخی بیان شده است و می شد با جدا کردن محتوا و اتخاذ عناوین مناسبتری بیان شود. این کتاب توانسته به بیشتر مباحث در زمینه مهدویت که ذهن ها را مشغول می کند، بپردازد.

 

مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: با توجه به این که کتاب «تاریخ غیبت کبری» با تفکرات ۵۰ سال پیش نوشته شده برخی از شبهات امروز را پاسخ داده، اما مجال این بوده که به شبهات امروزی هم پاسخ دهد.

انتظار واقعی دین و سیاست را از هم جدا نمی کند/بصیرت شاهراه زمینه سازی ظهور است

  حجت الاسلام موسوی نسب تاکید کرد: بصیرت ریشه در قرآن و روایات اسلامی دارد و همواره دغدغه مقام معظم رهبری بوده است؛ اگر جامعه نسبت به مسائل دینی و سیاسی بصیرت داشته باشد، می تواند در مسیر انتظار زمینه ساز حرکت کند.
 

 

حجت السلام و المسلمین سید جعفر موسوی نسب، مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) خراسان رضوی در گفت وگو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستانکه به مناسبت 9 دی ماه، روز بصیرت انجام شد، با اشاره به ضرورت های برخورداری منتظران ظهور از بصیرت سیاسی اظهار کرد: منتظران در دوران غیبت کبری امام زمان(عج)، دارای وظایفی هستند که یکی از مهمترین آنها، شناخت زمان و انجام تکلیف براساس برنامه های محوله به عنوان یک منتظر واقعی است و در این راستا یکی از مولفه های مهم، دشمن شناسی و دوست شناسی است که باید دقت کافی در این بخش داشته باشیم.

 

تحمیل اسلام آمریکایی و انگلیسی از سوی استکبار جهانی

وی با بیان اینکه برای دشمن شناسی در مهدکودک ها، آموزش و پرورش، دانشگاه ها، حوزه های علمیه، مساجد و عموم مردم باید برنامه ریزی هایی داشته باشیم، تصریح کرد: دشمن واقعی امروز، استکبار جهانی است که همواره تلاش می کند تا اسلام آمریکایی و انگلیسی را در جامعه ما، با استفاده از امپراطورهای رسانه ای خود تحمیل کند.

موسوی نسب با اشاره به اینکه اگر معرفت نسبت به دشمن واقعی نداشته باشیم، یقینا آسیب پذیر خواهیم بود، افزود: در مقابل این آسیب پذیری، برنامه ریزی جدی در عرصه های فرهنگی باید داشته باشیم و این برنامه ریزی ها باید براساس نگاه مهدویت ناب تنظیم شود.

 

در زمینه دشمن شناسی نگاه مان به ولی فقیه باشد

این کارشناس مرکز تخصصی مهدویت اضافه کرد: امروز در دنیای غیبت امام زمان(عج) قرار داریم و نواب عام حضرت(عج) به عنوان جانشینان ایشان معرفی شدند و ولایت فقیه، مصداقی از آن است لذا اگر در زمینه دشمن شناسی نگاه ما به مرجعیت دینی که احاطه بر دشمنان دارد، باشد، می توانیم آنها را صحیح بشناسیم.

وی ادامه داد: الحمدلله امروز رهبری مدیر و مدبر بر راس این حکومت اسلامی قرار دارد که نگاه امام خمینی(ره) را همواره پیگیری می کند و دشمنانی که امام معرفی کرد، در بیانات و نگاه ایشان نیز تبلور دارد و ما نیز باید بصیرت داشته باشیم و نسبت به این موارد حساس باشیم.

 

ماموریت دستگاه های فرهنگی در زمینه دشمن شناسی

موسوی نسب گفت: تمام مجموعه های فرهنگی ما باید نسبت به بیانات مقام معظم رهبری برنامه ریزی داشته باشند تا بتوانیم اسلام ناب تعریف شده از سوی امام(ره) را پیاده کنیم و برای گسترده  شدن عدالت جهانی که در تمام کتب آسمانی و روایات وعده داده شده است، زمینه ساز باشیم.

 

تبیین ولایت فقیه و استکبارستیزی از وظایف منتظران ظهور

وی در پاسخ به این سوال که آیا تبیین ولایت فقیه و استکبارستیزی از وظایف منتظران محسوب می شود، گفت: یکی از رسالت های مهم منتظران، معرفت نسبت به امام زمان(عج) است و از دل مهدویت ناب، ولایت فقیه ایجاد می شود، زمانی که اصل و مبنا را شناختیم، نسبت به نائب امام زمان(عج) هم معرفت پیدا خواهیم کرد، بنابراین، برنامه ریزی پیرامون تبیین این نائب حضرت(عج)، از جمله رسالت های مهم ماست.

 

تبعیت از ولایت فقیه عمل به دستورات حضرت حجت(عج) است

موسوی نسب با بیان اینکه بعد از معرفت، محبت ایجاد می شود و پس از این موارد، ولایت پذیری و اطاعت به وجود خواهد آمد، افزود: مرحوم محمدتقی اصفهانی در بخش هشتم جلد دوم کتاب «مکیال المکارم» اشاره می کند که «امروز نسبت به امام حی و حاضر خود، 80 وظیفه داریم و اولین تکلیف، معرفت است و معرفت نسبت به حضرت(عج)، لازمه اش معرفت نسبت به دستورات و سیره ایشان است» که یکی از دستورات حضرت(عج)، ارجاع مردم در دوران غیبت کبری، به نواب عام و در راس آنها ولایت فقیه است.

 

هیچ آسیبی جامعه ما را با تبعیت از ولایت تهدید نخواهد کرد

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) خراسان رضوی اضافه کرد: امروز اگر هدف ما تبیین فرمایشات حاکم اسلامی یعنی مقام معظم رهبری باشد و همواره بصیرت نسبت به ایشان داشته باشیم، در زمینه ولایت پذیر کردن همگان، مسئولیت داریم و باید در تبیین این جایگاه در جامعه و در تمامی مقاطع و سنین مختلف تلاش کنیم زیرا اگر نگاه ما به ولایت باشد، هیچ آسیبی جامعه ما را تهدید نخواهد کرد.

 

تبیین اسلام ناب راه مقابله با تبلیغ اسلام آمریکایی

وی با بیان اینکه در هر زمانی که نسبت به ولایت کوتاهی کردیم، ضربه های مهلکی خوردیم، تصریح کرد: تجربه نشان داده است، در مقابل اسلام آمریکایی و انگلیسی که امروز همگان در جهت تبیین این نوع اسلام متحد شده اند، باید تبیین اسلام ناب را در دستور کار خود قرار دهیم و یکی از مجموعه های مهم این اسلام ناب، ولایت فقیه و مرجعیت دینی است.

موسوی نسب با اشاره به اینکه در زمینه انتظار، معرفی اسلام ناب ضرورت دارد، تصریح کرد: این اسلام ناب را باید از نزدیک ترین افراد به امام زمان(عج) که مقام معظم رهبری و ولایت فقیه است، بدست آوریم و ایشان همواره شاخص هایی را در فرمایشات خود بیان می کنند و به معرفی دوست و دشمن می پردازند لذا باید تمام مجموعه های فرهنگی نسبت به این نگاه، برنامه ریزی داشته باشند.

 

انتظار واقعی دین و سیاست را یکی می داند

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) خراسان رضوی در پاسخ به این سوال که آیا انتظار فرج بدون تلاش و اقدامات سیاسی قابل قبول است، تصریح کرد: انتظار واقعی دین و سیاست را یکی می داند و انتظار منفی، دین را از سیاست جدا می کند که همان نگاه اسلام آمریکایی است و ما اگر بخواهیم، به اسلام ناب توجه داشته باشیم، باید به سبک زندگی رسول گرامی اسلام(ص) به عنوان اولین شخصیت اسلام توجه داشته باشیم که در کنار دین، مسائل سیاسی را نیز پیگیری می کردند و در دوران امیرالمومنین امام علی(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع)، دین و سیاست با یکدیگر برنامه ریزی می شدند و دغدغه اهل بیت(ع) فرضاً در قیام امام حسین(ع) هم بحث حکومت و هم دین است.

موسوی نسب ادامه داد: این نگاه جداسازی دین از سیاست، خلاف انتظار واقعی است و منتظر واقعی کسی است که دینش همراه سیاستش باشد و در این صورت می توان به اسلام ناب محمدی، عمل کرد.

 

همراهی دین و سیاست، جامعه را از آسیب ها مصون می کند

وی با بیان اینکه اسلام آمریکایی، تشیعی را معرفی می کند تا دین را از سیاست جدا کند، ابراز کرد: این افراد با شبکه های اطلاع رسانی و ماهواره ای خود به تبلیغ این نگرش می پردازند و تلاش دارند حتی اختلافات فرقه ای را میان مسلمانان به وجود آورند و این نگاهی است که انتظار منفی را در پی دارد، اگر بنا داریم به انتظار مثبت برسیم، باید دین و سیاست ما همراه هم باشد و در این صورت از آسیب ها مصون خواهیم بود.

موسوی نسب با اشاره به وظایف سیاسی منتظران برای زمینه سازی ظهور امام زمان (عج)، تصریح کرد: همواره دغدغه مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره)، معرفی اسلام ناب محمدی به جهانیان بوده است، امروز رسانه های ما اعم از صداوسیما، جراید و شبکه های بین المللی وظیفه خطیری دارند و باید اسلام ناب را به جامعه جهانی معرفی کنند.

وی ادامه داد: یکی از رسالت های ما این است که همچون دشمن که از توانمندی های رسانه ای استفاده می کند، برنامه ها و حرف های خود را از طریق هنر و رسانه به جامعه جهانی منتقل کنیم و عدالت نابی را که همه چشم انتظار آن هستیم و در پایان تاریخ رقم خواهد خورد، به جهانیان معرفی کنیم.

مدیر بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) خراسان رضوی اضافه کرد: اسلامی که دشمنان معرفی می کنند، جز جنگ و خونریزی به همراه نخواهد داشت، در حالی که اسلام ناب تماماً رحمت و مغفرت است.

 

بصیرت دینی و سیاسی جامعه را در مقابل تهدیدات دشمن مصون می کند

وی در پاسخ به این سوال که بصیرت در دنیای کنونی چه اهمیتی دارد و در مختصات انتظار دارای چه جایگاهی است، گفت: بصیرت ریشه در قرآن و روایات اسلامی دارد و همواره دغدغه مقام معظم رهبری بوده است که اگر جامعه نسبت به مسائل دینی و سیاسی بصیرت داشته باشد، جامعه اسلامی در برابر شیطنت های تهدیدکننده امروز، مصون خواهد بود.

 

حوزه و دانشگاه بصیر جامعه را از اضمحلال مادی نجات می دهد

موسوی نسب با اشاره به اینکه برای بصیرت شاخصه های مختلفی می توان تعریف کرد، ادامه داد: اگر حوزه بصیر یا همان حوزه انقلابی داشته باشیم، دانشگاه بصیر و مجموعه های علمی بصیر داشته باشیم، بسیاری از چالش های ما مرتفع خواهد شد و این نگاه مادی گرایی که در حال اضمحلال جامعه است، از بین خواهد رفت.

 

مشکلات امروز جهان اسلام، ناشی از بی بصیرتی است

این کارشناس مرکز تخصصی مهدویت بیان کرد: بصیرت کامل نسبت به اسلام ناب و ولایت فقیه، می تواند ما را به اهداف عالیه برساند و در غیر این صورت همچون طول تاریخ دچار مشکلات گوناگونی خواهیم شد زیرا اگر در واقعه عاشورا یا دیگر وقایع تلخ تاریخ اسلام، بصیرت وجود داشت، این اتفاقات رخ نمی دادند.

وی خاطرنشان کرد: در جامعه اسلامی اگر اتحاد و انسجام را همراه با بصیرت داشته باشیم، بر تمام جهان کفر غالب خواهیم شد زیرا بسیاری از مشکلات امروز جهان اسلام، ناشی از بی بصیرتی است.

انقلاب مهدوی بعد از چند ماه و مرحله پیروز می‌شود؟!

  شبستان: انقلاب و حركت حضرت مهدي (عج) بعد از فراهم شدن زمينه‌ها و آمادگي‌هاي منطقه‌اي و جهاني نهضت، از شهر مكه آغاز می شود و دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است.
 

 

  حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

 

قیام شکوه‌مند و بزرگ امام زمان (عج) دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است؛ این مراحل عبارت‌اند از:

۱- مرحله ظهور امام مهدی (عج) رهبر قیام به اذن و اراده الهی (آغاز انقلاب)؛

 ۲- جمع شدن یاران صالح و پرچمداران قیام (بسیج نیروهای انقلاب)؛

۳- فراگیری قیام و انقلاب علیه حکام ظلم و جور و فساد به همراهی یاران صالح و شایسته (حرکت انقلابی)؛

۴- پیروزی و شکست نظام‌های سیاسی حاکم بر جهان و تسلّط بر کل عالم (پیروزی انقلاب)؛

 ۵- تشکیل حکومت جهانی و انتخاب و نصب حاکمان جهان از سوی رهبر انقلاب؛

۶- سامان بخشی به همه امور و رشد و شکوفایی و تعالی جامعه بشری در همه زمینه‌ها (مرحله تثبیت انقلاب)

 

براساس روایات، انقلاب و حرکت حضرت مهدی (عج) بعد از فراهم شدن زمینه‌ها و آمادگی‌های منطقه‌ای و جهانی نهضت، از شهر مکه آغاز می‌گردد. با شروع قیام، از مناطق مختلف جهان (به خصوص ایران و یمن)، نیروهای انقلابی دست به کار شده و به یاری رهبری نهضت، می‌شتابند و در طول انقلاب بر تعداد یاران و گروه‌های مبارز و مجاهد افزوده می‌شود.

در ‌‌نهایت درگیری‌هایی بین انقلابیون و نظام‌های حاکم (در حجاز، عراق، شام، روم و...) رخ می‌دهد که منجر به شکست همه مخالفان انقلاب جهانی می‌شود.

قیام بعد از ۷ـ ۸ ماه کشمکش و نزاع، به پیروزی نهایی دست یافته و گروه‌های انقلابی و جهادی، بر کل جهان مسلّط می‌شوند.

بازگشت اسلام به غربت ابتدایی خود در آخرالزمان

  اما صادق(ع) می فرماید؛ اسلام در آخرالزمان به غربت ابتدایی خود بازخواهد گشت
 

 

به گزارش خبرگزاری شبستان، امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

1- «إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ کَمَا بَدَأَ فَطُوبَی لِلْغُرَبَاءِ» یعنی اسلام به غریبی آغاز شد و در آینده نیز بدان حال که شروع شده، باز خواهد گشت؛ پس خوشا به حال غریبان.

الغیبه، نعمانی،باب 22، ح 4

2- پاکدامنی و درستی در گفتار و انتظار فرج و گشایش با صبر و بردباری از راه و رسم ائمه علیهم السلام است.

بحارالانوار، ج 52، ص

برپایی مجالس ذکر و یاد امام(عج) از تکالیف منتظر است

  به دیدار یکدیگر بروید، زیرا این دید و بازدیدها موجب زنده شدن دل های شما و بازگو کردن و یادآوری حدیث های ماست. حدیث ها و سخنان ما باعث همبستگی و مهربانی بیشتر بین برخی از شما با برخی دیگر خواهد شد.
 

 

به گزارش خبرگزاری شبستان در کتاب صحیفه مهدیه آمده است: همان طور که می توان به تنهایی دعا کرد می توان به طور گروهی به دعا پراخت. بدین شکل که مجالسی تشکیل شود و در آنها از امام عصر ارواحنا فداه یاد شود.

 

چرا که با این کار افزون بر این که برای امام(عج) دعا شده است کارهای نیک دیگری مانند زنده کردن امر( امامت) امامان بیان می شود و حدیث هایی که از اهل بیت(ع) رسیده است، بازگو می گردد.

 

نویسنده کتاب «مکیال المکارم» می گوید: « یکی از تکلیف ها و وظایف مردم در زمان غیبت حضرت مهدی علیه السلام آن است که مجالسی برپا کنند که در آن از امام زمان(عج) یاد شود و خوبی ها، فضیلت ها و مقامات شکوهمندش گفتگو گردد و به اطلاع همگان برسد و برای آن وجود شریف در آن مجالس دعا شود و از بذل و بخشش جان و مال در این راه خودداری نگردد؛ چرا که این کارها رواج دادن و گسترش آیین خدا، بزرگداشت و بالا بردن کلام خدا و کمک کردن به یکدیگر برای انجام نیکی و تقوا و گرامیداشت مراسم و شعائر الهی و یاری نسبت به ولی پروردگار است.»

 

افزون بر مطلبی که بیان شد و نیز ارزش های دیگری که در مورد برپایی این مجالس می توان برشمرد، فرمایش امام صادق علیه السلام است که در کتاب «وسایل الشیعه» و غیر آن نقل شده و بر این مطلب دلالت دارد:

 

حضرت(ع) می فرمایند: «به دیدار یکدیگر بروید، زیرا این دید و بازدیدها موجب زنده شدن دل های شما و بازگو کردن و یادآوری حدیث های ماست. حدیث ها و سخنان ما باعث همبستگی و مهربانی بیش تر بین برخی از شما با برخی دیگر خواهد شد. اگر سخنان ما را پذیرفتید و به کار گرفتید هدایت می شوید و نجات می یابید و اگر سخن ما را رها کردید گمراه می گردید و هلاک می شوید؛ بنابراین، شما احادیث و سخنان ما را بپذیرید و به کار بندید من نیز ضامن و عهده دار نجات شما می باشم. »

 

دلالت این روایت بر مطلب ما به این گونه است که دلیل دستور دادن آن حضرت(ع) به دید و بازدید شیعیان این است که انگیزه و وسیله ای برای زنده شدن امر (امامت) ایشان و بازگویی احادیث شان است؛ پس بدون شک تشکیل این گونه مجالس که در آن یاد فضایل امام(عج) و اموری که مربوط به آن حضرت(عج) است دارای برتری و استحباب است و ائمه(ع) به این کار علاقه مند هستند.

 

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز در حدیث «أربع مائة» مطالبی در این رابطه فرموده اند از جمله: «همانا خدای تبارک و تعالی با آگاهی و روشن بینی که نسبت به زمین و موجوداتش داشت ما را برگزید و شیعیان و پیروانی نیز برای ما انتخاب کرد تا ما را یاری کنند و به جهت شادی ما شادمان و برای ناراحتی و اندوه ما اندوهگین باشند و ثروت و جان خویش را در راه ما بذل و بخشش نمایند. اینان از ما هستند و به سوی مایند.»

 

در برخی زمان ها واجب است که چنین مجالسی تشکیل شود مانند وقتی مردم در حال کشیده شدن به انحراف و گمراهی باشند و بتوان با تشکیل این گونه مجالس آنان را از هلاکت و تباهی و انحراف بازداشت و به شاهراه هدایت ارشاد و راهنمایی کرد.

 

وجوب این امر با توجه به دلیل های امر به معروف و نهی از منکر و نیز راهنمایی گم شدگان و نیز بازداشتن اهل بدعت و گمراهی به دست می آید. البته در همه حالات تنها خدای متعال است که انسان را حفظ می کند و از گناه باز می دارد.    

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت

 

به مقتضاى آيه شريفه اولوالامر، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

«سيد ابوالقاسم اشكورى» فرزند سيد معصوم، از شاگردان شيخ انصارى، ميرزاى شيرازى و ميرزاى رشتى (رحمهم الله) بود که پس از وفات اساتيدش، خود از اساتيد بنام حوزه علميه نجف اشرف شد.

از جمله تأليفات وى، حاشيه بر رسائل شيخ انصارى به نام "جواهر العقول" است كه در واقع تقريرات درس استادش ميرزا حبيب الله رشتى است. كتاب هاى مباحث الفاظ، رساله اى در لباس مشكوك و رساله هايى در فقه و نيز "بغية الطالب فى شرح المكاسب" از تأليفات ديگر محقق اشكورى است.

«شيخ آقا بزرگ تهرانى» او را "عالم پرهيزگار و فقيهى مشهور كه در اواخر عمرش مرجع تقليد عده اى از اهالى گيلان بود" معرفى نموده است. در تقوا و وارستگى او همين بس كه در اواخر عمرش به مقلدانش اعلام كرد كه به مرجع ديگرى عدول كنند.  او به سال 1325ق. (113 سال پیش) دار فانى را وداع گفته، چشم از جهان فروبست.

خبرگزاری ابنا به مناسبت "دهه بصیرت و میثاق با ولایت فقیه" بخشی از مباحث این دانشمند متقی درباره ولایت فقیه ــ که برگرفته از كتاب "شرح مكاسب" اوست ــ به خوانندگان فرهیخته خود تقدیم می کند.

این مطلب، تلخیصی است از بخشی از مقاله "ولايت فقيه از ديدگاه محقق اشكورى" است که به قلم محقق ارجمند «حجت الاسلام والمسلمین على عزيزى» در فصلنامه حکومت اسلامی، شماره45، پاییز 1386 منتشر شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت
از ديدگاه محقق اشكورى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. كتاب

نخستين دليلى كه نويسنده براى اثبات ولايت مطلقهء فقيه ارائه مى كند، آيه شريفه "اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و أولى الامر منكم"[1] است.

وی به تبيين این آیه مى پردازد و می نویسد: "به مقتضاى عموم ازمانى آيه شريفه، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

اگر كسى اشكال كند كه: در زمان غيبت، اگر چه حضرت صاحب الزمان در پرده غيبتند و ظهور ندارند، ليكن با وجود حضرتش، اين مقام عالىِ الهى بر غير ايشان، زيبنده نخواهد بود. پاسخ اين است كه : مقصود از ولى ّامرى كه در هر زمانى بوده و اطاعتش هم واجب باشد، كسى است كه مردم بتوانند در امور معاش و معاد و نيز سياسات به او مراجعه كنند. أولى الامر در زمان غيبت، كسى نيست غير از فقيه جامع الشرائط.

نتيجه آن كه براى اثبات وجوب اطاعت از فقيه در عصر غيبت، به معناى «أولى الاءمر» مراجعه مى كنيم: اگر پذيرفتيد كه مراد از أولى الاءمر در هر عصر، كسى است كه رجوع به او در امور معاش و معاد جايز باشد، كه در اين صورت وجوب اطاعت از فقيه متعين مى شود.

صغرای استدلال: فقهاء، ولاة امر هستند.
کبرای استدلال: با رجوع به آيهء شريفه، در مى يابيم كه اطاعت از أولى الاءمر واجب است.
نتیجه استدلال: بنابراين، اثبات مى شود كه اطاعت از فقيه در زمان غيبت واجب است.

2. سنت

شيخ صدوق از فضل بن شاذان روايت كرده كه امام رضا(ع) ضمن بيان علل حاجت و نياز مردم به امام فرمودند: «و منها: انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملّة من الملل عاشوا الاّ بقيّم و رئيس؛ لما لا بدّ لهم منه فى أمر الدين و الدني، فلم يجز فى حكمة الحكيم أن يتر الخلق بما يعلم أنه لا بدّ لهم منه و لا قوام لهم الا به». یعنی: «و از دلايل حاجت و نياز مردم به امام، اين است كه ما نمى يابيم گروه (متشكل) و يا ملتى (منسجم) را كه بدون  سرپرست و رئيس به زندگى خود ادامه دهند(و متفرق و مضمحل نشوند)؛ چرا كه در امور دين و دنياى خويش، به او نيازمندند. پس دور از حكمت حكيم است (جايز نيست براى او) كه در امور خلق، چنين امرى را كه  نياز ضرورى عباد و مايهء قوام و دوام آن ها است، نينديشيده باشد.»[2] 

اگر چه برخی از علماء اين روايت را ذكر كرده و به مفاد آن در حد اثبات «وجوب اطاعت از امام معصوم» اكتفا نموده اند، ولى به نظر محقق اشکوری، انصاف اين است كه اين روايت وجوب اطاعت
از فقيه را هم اثبات مى كند، به همان دليل كه وجوب اطاعت از امام معصوم را ثابت مى كند و اين همان نيابتى است كه مؤلف درصدد اثباتش مى باشد؛ چرا كه اگر از حاجت مردم در زمان  غيبت از امام سؤال مى شد و امام سكوت مى كرد، دور از شأن او بود كه سؤالى را كه مورد ابتلاى مردم است پاسخ ندهد و اگر پاسخ دهد كه مردم به زمامدار نياز ندارند، علاوه بر آن كه  ملازم فساد و هرج و مرج است، با اين سخن امام كه بقا و قوام بندگان بر وجود زمامدار متوقف است، منافات دارد و اگر بفرمايد: احتياج است، اين همان مطلوب ماست.

نویسنده همچنین رواياتی را نقل مى كند كه برخى با استناد به اين  اخبار، فقها را جانشينان ائمه معصومين (ع) دانسته اند؛ از جمله:

ــ «ان العلماء ورثة الاءنبياء و ذا ان الانبياء لم يورثوا ديناراً و لا درهماً و لكن ورثوا أحاديث من أحاديثهم فمن أخذ بشىء منها أخذ بحظ وافر»[3].

ـــ «مجارى الامور بيد العلماء بالله، الامناء على حلاله و حرامه»[4].

ـــ «... قد جعلته عليكم حاكم»[3].

ـــ «هم حجتى عليكم و أنا حجة الله»[5].

محقق اشکوری در تحلیل این روايات مى نویسد: استدلال به اكثر اين روايات براى اثبات عموم نيابت، صحيح و بجاست؛ زيرا اگر پيامبر يا جانشين پيامبرى، هنگام مسافرت بگويد كه فلانى «جانشين من» يا «امين من» يا «به منزله من» يا «حجت من» و «مرجع شما در حوادثى كه برايتان پيش مى آيد» است و «مجارى امور و احكام شم» به دست اوست و او «عهده دار رعيت» من است؛ چنان كه  مضمون ادلهء نصب و برخى از روايات ديگر است، همه اين واژه ها و عناوين، دلالت دارند كه او همهء اختيارات پيامبر يا وصىّ پيامبر را كه مربوط به شأن رياست او مى شود، داراست و نيز همهء آثارى را كه بر رسالت او جعل شده و قابل واگذارى به ديگرى است، دارد هم چنين با توجّه به وضعيت حكام و سلاطين كه به هنگام مسافرت، براى خود، با خصوصيات و اختيارات وسيع، جانشين نصب مى كنند، كسى در اين مطلب روشن ترديد نمى كند.

از نظر این اندیشمند شیعه، همه آثارى كه از جهت رياست و ولايت، عقلاً و شرع، براى امام ثابت است؛ مانند آثار شأن رسالت و تبليغ، براى فقيه نيز ثابت است. در نتيجه آثارى كه مربوط به رياست  وى نباشد؛ مانند آثار مربوط به عبادت و اطاعت و عصمت امام و آشكاركردن امور خارق العاده كه نه شرعاً و نه عقلاً از آثار و لوازم رياست نيست، بلكه از آثار شرعى رسالت است، از شمول ولايت فقيه خارج مى باشد. لازمهء خروج اين آثار، خروج دو نوع از امور است:

نخست، وجوب اطاعت امام در امورى كه به مصلحت خود او مربوط مى شود. امّا آن چه به مصالح شخص مأمور يا عموم مردم مربوط مى شود، براى فقيه نيز ثابت است؛ زيرا اين گونه امور به شأن «رياست و سرپرستى امام» مربوط مى شود كه حق تصميم گيرى در باره صلاح و فساد مردم را دارد.

دوم، امور تعبدى كه هيچ ارتباطى به شأن رياست امام ندارد و هر كسى متصدى آن ها شود، مفسده اى بر آن مترتب نمى گردد.

3. عقل

حصول بسيارى از امور در جامعه، مطلوبيت داشته و قوام جامعه، مبتنى بر آن هاست و اين امور سامان نمى يابند مگر با وجود حاكم و رئيس؛ چنان كه امام رضا(ع)به اين مطلب اشاره فرمودند كه در دليل قبل ذكر شد؛ «...انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملة من الملل عاشوا و بقوا الا بقيّم و رئيس...».

«شيخ انصاری» استاد محقق اشکوریدر اثبات وجوب اطاعت از امام معصوم، به دليل عقل استناد مى كند و مطلوب خويش را از راه مستقلات عقلى و غير مستقلات عقلى به اثبات مى رساند؛ كه شاگردش نيز ضمن تأييد، به توضيح و تبيين آن پرداخته و نيابت فقيه عادل را از اين طريق اثبات مى كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] سوره نساء، آیه 59
[2] علل الشرائع، باب 182 آخر الحديث 9، ص 253
[3] وسائل الشيعه، ج 18، باب 8من ابواب صفات القاضى، ح 2
[4] تحف العقول، ص 238؛ بحارالانوار، ج 100، ص 80، ح 37
[5] وسائل الشيعه، ج 18، باب 11من ابواب صفات القاضى، ح 1

بی اعتقادی به مهدویت ناقض اصول دین و اعتقادات است

  شبستان: استاد حوزه علمیه گفت: برخی موضوعات، ضروری دین نیست و شک و تردیدش به اعتقادات و دین ضرر نمی زند، اما اگر کسی به مهدویت معتقد نباشد اعتقادات و اصول دینش ناقص است.
 

 

به گزارش روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی، با اشاره به اینکه در طول تاریخ بشر پیامبران زیادی برای هدایت انسان ها بر روی زمین مبعوث شده اند، تصریح کرد: مردم در برابر این انبیاء الهی سه رویکرد را در پیش گرفتند؛ عده ای ایمان آوردند، عده ای منکر شدند و عده ای نیز در شک و تردید ماندند.

 

وی با اشاره به اینکه در خصوص امام زمان(علیه السلام) نیز این سه حالت پیش آمد، بیان کرد: برخی موضوعات، ضروری دین نیست و شک و تردیدش به اعتقادات و دین ضرر نمی زند، اما اگر کسی به مهدویت عقیده نداشته باشد اعتقادات و اصول دینش ناقص است.

 

استاد حوزه علمیه ادامه داد: مبانی بسیاری از مسلمانان در اصول دین و اعتقادات ضعیف است و یک دلیل آن عدم مطالعه است و این در حالی است که بسیاری از مردم چند ساعت از وقت خود را در روز به فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی اختصاص می دهند. شبکه های اجتماعی در حال سست کردن پایه های عقیدتی جوانان هستند و خانواده ها باید به این موضوع حساسیت داشته باشند.

 

دکتر رفیعی با تاکید بر اینکه اگر اعتقادات قوی باشد هیچ باد و طوفانی نمی تواند آن را از ریشه دربیاورد، بیان کرد: اعتقاد باید بر اساس تحقیق و ایمان قلبی باشد که در غیر اینصورت با کوچکترین نسیمی از مسیر منحرف می شود.

 

وی با بیان اینکه موضوع نبوت و امامت مکمل یکدیگر و مانند دو بال یک پرنده هستند، گفت: کسانی که در اسلام بال نبوت را شکستند و فقط میخواستند با بال نبوت پرواز کنند زمین خوردند.

 

استاد حوزه علمیه، انتظار فرج را از ویژگی های شیعیان واقعی عنوان کرد و گفت: امام صادق(علیه السلام) فرمودند هر کس دوست دارد از اصحاب امام زمان(علیه السلام) باشد باید تقوا و حسن خلق داشته باشد.

 

دکتر رفیعی در پایان خاطرنشان کرد: اعتقاد به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) و حضور ایشان از ویژگی های بارز مکتب تشیع است، ایشان لنگر زمین و آسمان هستند و مشکلات شیعیان را مستقیم و غیر مستقیم حل می کنند.

بیشترین استعداد در تمهید مقدمات ظهور از آنِ جوان است

 کسی که بیشترین استعداد و توانمندی را برای تمهید مقدمات (ظهور) دارد، جوان است. البته شاید منظور آن باشد که آنها روح و شخصیت جوانی دارند هرچند ممکن است که جسم‌شان به دلیل کهولت سن به استهلاک نیز رسیده باشد.
 

 

حجت الاسلام علی صدوقی، کارشناس تربیتی مرکز تخصصی مهدویت در گفت وگو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان ضمن تشریح «جایگاه جوانان در موضوع انتظار و ظهور» تصریح کرد: فرهنگ انتظار یک فرهنگ منحصر به فرد است و توانایی فراوانی دارد برای این که تمامیت اسلام را برای همگان تبیین کند. این فرهنگ که ما از آن به عنوان «فرهنگِ آماده شدن برای ظهور» نام می‌بریم، الزاماتی دارد که این الزامات برای همگان یکسان است و همه باید خود را برای ظهور و حاکمیت معصوم(ع) آماده کنند.

 

وی افزود: این آمادگی به چند چیز نیاز دارد؛ نخست اینکه یک انسان منتظر از نظر مبانی و اعتقادات و چهارچوب‌های ذهنی تکلیفش را با خود و جامعه روشن کند. بین زمین و هوا معلق نباشد. انسان یا باید هویت توحیدی را در همه ابعاد گوناگون آن بپذیرد، یا باید برای دین یک اعتبار حداقلی قایل باشد و التقاطی بیندیشد یا اینکه راه الحاد را پیش بگیرد که به کفر، شرک و نابسامانی‌های اخلاقی و ایجاد ناهنجاری‌های اجتماعی می‌رسد.

 

کارشناس مباحث مهدوی خاطرنشان کرد: یک منتظر واقعی ابتدا باید روی مبانی اعتقادی خود کار کند، سپس ظرفیت وجودی خود را توسعه دهد یعنی باور کند که مشکلات جزء لاینفک زندگی است. ما در زندگی موانع گوناگونی داریم که باید در مقابل آنها ایستاد. لذا منتظری که نمی‌خواهد با چالشی روبرو شود یا با مشکلی دست و پنجه نرم کند اصولا نفهمیده که رسالت و مأموریت او چیست.

 

شیطان برای منتظران برنامه های ویژه دارد!

 

حجت الاسلام صدوقی ادامه داد: از سوی دیگر شیطان نیز بیکار نمی‌نشیند، وقتی می بیند جریانی در حال شکل‌گیری است و انسان‌هایی در حال تربیت‌شدن هستند که قرار است در مقابل او مقاومت کنند او نیز چالش‌ها و موانع بیشتری را در مسیر این انسان قرار می‌دهد تا او نتواند به سرمنزل مقصود برسد. لذا همه باید ظرفیت وجودی خود را توسعه دهند تا بتوانند با این موانع بجنگند.

 

مدرس مباحث تربیتی مهدوی سومین مقوله‌ در این زمینه را که یک جوان منتظر باید به صورت جدی و فعال آن را دنبال کند «داشتن برنامه‌ریزی» برشمرد و گفت: منتظری که اهل برنامه‌ریزی نیست و به دنبال این نیست که طرحی برای زندگی خود داشته باشد به دردبخور نخواهد بود. لذا یک منتظر برای راه و مسیر خود هدفی را تعیین می‌کند، در زندگی برنامه‌ریزی و طرح دارد، موانع راه را بررسی می‌کند و راه عبور از این موانع را می‌یابد.

 

وی افزود: مورد دیگر مسئله عمل است، انسانی که از نظر اعتقادی فربه شده، انسانی که از نظر وضعیت روحی ارتقا پیدا کرده و اهل طرح و برنامه است و دوست دارد قانون مدارانه زندگی خود را سامان دهد از نقش عمل غفلت نمی‌کند. همه آحاد یک امت وظیفه دارند که در جهت ظهور و حاکمیت امام‌شان زمینه‌های لازم را فراهم کنند و کسی که بیشترین استعداد و توانمندی را برای تمهید این مقدمات (ظهور) دارد، جوان است.

 

جوان یعنی کسی که حق‌جو و حق‌خواه است

 

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگی های جوان اشاره و تصریح کرد: جوان شخصیتی حق‌جوست که به دنبال حاکمیت حق است. هرچه سن او به سمت پیری می‌رود حق‌جویی در او کمتر می‌شود مگر اینکه در دوران جوانی بنیه‌های اعتقادی و ظرفیت وجودی خود را توسعه داده باشد که در این صورت هرچه پیرتر شود جوان‌تر خواهد شد.

 

وی افزود: لذا ما دو نوع جوان داریم؛ یک نوع  جوانی که از نظر استعدادهای جسمی فربه و قوی است و دوم جوانی که از نظر استعدادهای جسمی قوی نیست ولی روح جوان، فکر و بینش جوان دارد، هویت جوان دارد. لذا امام خمینی(ره) یک جوان بود، مقام معظم رهبری هنوز هم جوان است چون جوان یعنی کسی که حق‌جو و حق‌خواه است و تکبر در مسیر زندگی او راه ندارد چرا که مانع بزرگ برای رسیدن به آرزوی واقعی او یعنی حاکمیت حق می شود.

 

حجت الاسلام صدوقی یادآور شذ: اگر در حدیث نیز آمده است که یاران امام مهدی علیه السلام از جوانان هستند، شاید منظور آن است که آنها روح جوان و شخصیت جوانی دارند هرچند ممکن است که جسم‌شان به دلیل کهولت سن به استهلاک نیز رسیده باشد. اما این که جوان، امروز در عصر غیبت چه وظیفه‌ای دارد؟ سوالی است که باید به آن دقت کرد.

 

جوان منتظر در بحران ها فقط دنبال انجام وظیفه است

 

وی ادامه داد: جوانی که بخواهد زندگی ای منتظرانه داشته باشد باید از بینشی برخوردار باشد که این بینش، هدف، مسیر، موانع و راه عبور از موانع را به او نشان دهد و زمینه‌ای به عنوان «همت بلند» فراهم کند که بتواند مقابل بحران‌ها بایستد، جوانی که ما از آن سخن می‌گوییم باید از ورزیدگی فکری، ورزیدگی روحی و روانی و ورزیدگی درک مهارت‌های اجتماعی برخوردار باشد.

 

این کارشناس تربیتی مهدویت گفت: جوانی که هویت ارزشی دارد یک بعدی زندگی نمی‌کند و مبنای زندگی او فقط شعار نیست بلکه با شعور و همه‌جانبه‌نگر زندگی می‌کند و در برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به دنبال انجام وظیفه خود است. او به دنبال آن نیست که همه چیز با ساز او کوک شود. بلکه چنین می‌اندیشد که من باید در هر شرایطی به شکل مستمر در جهت اصلاح و ارتقای خود و دیگران گام بردارم.

 

صدوقی خاطرنشان کرد: از منظر ما این جوان هویت منتظرانه دارد یعنی جوانی که از توانمندی خود و همچنین توانمندی‌های فکری، روحی و معنوی دیگران بهره می‌گیرد و تلاش می‌کند تا از فکر، بینش و علم دیگران به عنوان یک سرمایه برای درست‌ زندگی کردن استفاده کند. اگر تصور می‌کنیم که اول باید جامعه درست شود تا جوان درست شود باید کمی تامل کنیم. نمی‌‌گوییم این تصور کاملا اشتباه است اما حرف تام و کاملی هم نیست. اگر جوان بینش و اعتقاد درستی داشته باشد و ظرفیت وجودی او ارتقا پیدا کرده باشد و اهل برنامه‌ریزی و زندگی هدفمند باشد در هر شرایط و موقعیتی که قرار بگیرد رسالت خود را فراموش نمی‌کند بلکه حتی در اوج بحران ناامنی نیز در جهت اجرای رسالت خود تلاش می‌کند.

پیش بینی های آخرالزمانی امیرمومنان(ع)/نشانه های امام عصر(عج) هنگام ظهور

 به گزارش خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان، نهج‌البلاغه گزیده‌ای از خطبه‌ها، نامه‌ها و سخنان کوتاه امیرالمومنین علی ابن ابی‌طالب(ع) است که توسط سید رضی در قرن چهارم هجری قمری گردآوری شده است. سخنان امیرالمومنین علی ابن ابی‌طالب(ع) در این کتاب شامل سه باب می شود: باب اول: خطبه‌ها و اوامر، باب دوم: نامه‌ها و رسائل و وصایا و باب سوم: کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ.

 

امام علی(ع) در خطبه ها، نامه ها و حکمت های خود موضوعات متعددی را مطرح کردند که یکی از آنان پیرامون امام زمان(عج) است. در بخشی از خطبه 182 نهج البلاغه امام علی (ع) نکات مهمی درباره وصف امام زمان (عج) فرموده اند که در پی می خوانید:

 

وصف الامام مهدی(عج)

«وَ مِنْهَا: قَدْ لَبِسَ لِلْحِکْمَةِ جُنَّتَهَا وَ أَخَذَهَا بِجَمِیعِ أَدَبِهَا مِنَ الْإِقْبَالِ عَلَیْهَا وَ الْمَعْرِفَةِ بِهَا وَ التَّفَرُّغِ لَهَا فَهِیَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضَالَّتُهُ الَّتِی یَطْلُبُهَا وَ حَاجَتُهُ الَّتِی یَسْأَلُ عَنْهَا فَهُوَ مُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الْإِسْلَامُ وَ ضَرَبَ بِعَسِیبِ ذَنَبِهِ وَ أَلْصَقَ الْأَرْضَ بِجِرَانِهِ بَقِیَّةٌ مِنْ بَقَایَا حُجَّتِهِ خَلِیفَةٌ مِنْ خَلَائِفِ أَنْبِیَائِهِ»

 

وصف حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف)

زره دانش بر تن دارد، و با تمامى آداب، و با توجه و معرفت کامل آن را فرا گرفته، حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوى آن مى باشد، و نیاز اوست که در به دست آوردنش مى پرسد. در آن هنگام که اسلام غروب مى کند و چونان شترى در راه مانده بر زمین مى ماند، و سینه به زمین مى چسباند او پنهان خواهد شد (دوران غیبت صغرى و کبرى) او باقیمانده حجتهاى الهى است، و جانشینان پیامبران.

 

براساس این گزارش، دکتر سید محمدمهدی جعفری، استاد دانشگاه شیراز و نهج البلاغه پژوه در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به تشریح این خطبه پرداخته است که بخش دوم این گفت و گو در پی می آید:

 

احساس غربت امام زمان (عج) در زمان ظهور

این نهج البلاغه پژوه اظهار کرد: در ادامه این خطبه امام علی (ع) فرمودند: «وَ حَاجَتُهُ الَّتِی یَسْأَلُ عَنْهَا » «نیاز او همان نیازی است که در خواست می کرد» یعنی اشاره به نیاز به فراهم شدن زمینه ظهور دارد و نیاز به افرادی دارد که بتواند آن حکمت را به اجرا درآورد و ماموریت را انجام دهد و در عین حال امام(ع) می فرمایند: «فَهُوَ مُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ الْإِسْلَامُ» یعنی امام زمان(عج) در زمان ظهور با وجود فراهم شدن شرایط، احساس غربت و بیگانگی در میان مردم می کنند زیرا برای اقلیتی این شرایط فهم از لحاظ زمان و مکان فراهم شده است و تمام مردم نسبت به آن بیگانه هستند، دلیل آن است که همه از اسلام دوری گزیده اند و اسلام چیز غریبی برای آنهاست.

 

غربت اسلام به روایت پیامبر اسلام (ص)

وی ادامه داد: این جمله امیرالمومنین(ع) اشاره به حدیثی از پیامبر (ص) دارد که می فرمایند: «الإسلام غريبا و سيعود غريبا فطوبى للغرباء» به این معنا که اسلام به صورت غریب آغاز شد و به زودی به غربت بازخواهد گشت و خوشا به حال غریبان، یعنی زمانی که اسلام آغاز شد، در میان عموم مردم غریب و بیگانه بود و بعد از مدت ها هم غریب خواهد شد و مردم به نام اسلام کارهایی انجام می دهند و سخنان و شعارهایی می گویند، اما هیچکدام ربطی به اسلام ندارد و در نهایت پیامبر(ص) می فرمایند: «خوشا به حال کسانی که به اسلام حقیقی توجه دارند و آن را از دست ندادند و در مقابل همه آسیب ها و گرفتاری ها، مقاومت کردند«.

 

جعفری با اشاره به اینکه امام زمان (عج)در زمان ظهور برای اجرای حکمت احساس غربت می کند زیرا اسلام غریب شده است، تصریح کرد: در این زمان مردم به اسم اسلام کارهایی انجام می دهند که مخالف با آن است.

 

در حاشیه قرار گرفتن اسلام حقیقی در زمان ظهور

این استاد دانشگاه با بیان اینکه در ادامه این خطبه امام(ع) فرموده است «ضَرَبَ بِعَسِیبِ ذَنَبِهِ » تصریح کرد: امام علی (ع) اسلام را در زمان ظهور به شتری تشبیه کرده است که بسیار فعال بوده و حرکت داشته و در خانه و جایگاه واقعی خود قرار گرفته است اما کسی به آن توجه نمی کند و تنها مانده است و از این جهت گردن دراز خود را به زمین می زند «وَ أَلْصَقَ الْأَرْضَ بِجِرَانِهِ» یعنی اسلام حقیقی جدای از مردم در کناری قرار می گیرد و مانند شتری که از رفتن بازمانده، گردنش را بر زمین می گذارد و می خوابد و هیچ جنبش و جوششی در میان مردم ندارد.

 

وی اضافه کرد: «بَقِیَّةٌ مِنْ بَقَایَا حُجَّتِهِ» یعنی زمین خدا هرگز از حجت خالی نیست و همواره حجت خدا چه پنهان و چه آشکار در زمین حضور دارد و موعود (عج) نیز که ظهور می کند، بازمانده حجت های خداوند است و «خَلِیفَةٌ مِنْ خَلَائِفِ أَنْبِیَائِهِ» یعنی جانشینی از پیامبران خداوند است .

 

جعفری با بیان اینکه جانشینان پیامبر(ص) در طول تاریخ به رهبری و هدایت مردم مشغول بودند، افزود: این روند ادامه دارد تا زمانی که به دلیل نبود شرایط، آخرین حجت پنهان می شود و با فراهم شدن زمینه ها و شرایط، به امر خداوند ظهور می کند و حکمت الهی را که همان برنامه پیامبران و امامان است، اجرایی می کند.

 

تلاش های امام علی (ع) برای احیای توحید، نبوت و معاد

این استاد دانشگاه با اشاره به کلیات خطبه ها، نامه ها و حکمت های نهج ابلاغه ابراز کرد: امیرالمومنین(ع) در زمان خلافت در شرایطی قرار داشتند که در آن زمان به دلیل انحراف مسیر اسلام، عده ای از وظایف خود کنار رفته بودند و اسلام به گونه ای دیگر معرفی می شد و پیش بینی رسول خدا(ص) بعد از 25 سال محقق شده بود لذا امام علی (ع) طوری مردم را هدایت می کند تا مجددا توحید، نبوت و معاد که از اصول تعالیم انبیاء است ، دوباره در میان مردم ترویج شود.

 

وی با بیان اینکه امیرالمومنین امام علی(ع) در تمام خطبه ها ابتدا توحید و حمد صفات پروردگار می پردازند و سپس مطالب دیگر را بیان می کنند، ادامه داد: دلیل این مهم آن است که مردم توحید را از دست داده اند و با نام توحید به شرک پرداخته اند و بعد از آن مطلبی را که متناسب به زمان و شرایط است در زمینه های مختلف سیاسی، عقیدتی، اقتصادی، جنگ و صلح بیان می کنند و تمام مطالبی که از ایشان باقی مانده اعم از خطبه، کلام، حکمت و نامه ها نتیجه آن است که در طول این چهار سال و 10 ماه حکومت و پیش از آن کوشیدند تا حقایق را به گوش مردم برسانند و اعتقادات نادرست مردم را تصحیح کنند.

 

جعفری با بیان اینکه در نهایت، اقدامات مردم زمینه را برای ظهور امام زمان(عج) به عنوان آخرین حجت خداوند، فراهم خواهد کرد، خاطرنشان کرد: امیرالمومنین(ع) ابتدا شرایط و اوضاع و احوال نامناسب اجتماعی را بیان و در نهایت نشانه هایی از منجی موعود(عج) ارائه می کنند تا بشر دنبال گمشده ای باشد و خود را برای آن آماده کند، همانطور که شب قدر را خداوند در قرآن وصف می کند و به صراحت نمی گوید که شب چندم است لذا منجی موعود(عج) هم که سیمرغ آدمیان است تنها نشانه هایی از آن گفته شده است تا مردم در جستجوی آن باشند و یکی از نشانه هایی که امام علی (ع) برای آن، در این خطبه ارائه کرده است، برخورداری از حکمت، حکیمانه عمل کردن و به کار بردن صحیح آن حکمت است.