Articles Tagged ‘مهدویت’

«غیبت» امتداد افکاری است که عاشورا را رقم زد

سال ۶۱ هجری موجی برمی خیزد تا ریشه باطل را از میان ببرد؛ اما به جهت عدم یاری مردم، پیمان شکنی، عدم حضور و دفاع از امام(ع)، در آن برهه از زمان این اتفاق محقق نمی شود و بعدها هم یاری برای یک صف آرایی جدی وجود ندارد تا...
 حجت الاسلام علی محمد باقی، کارشناس و پژوهشگر مهدوی در گفت و گو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان در رابطه با جنبه های ارتباطی عاشورا با مهدویت اظهار کرد: اولین نکته در بحث عاشورا و مهدویت با این دیدگاه است که آیا می توان عاشورا را زمینه ساز و بستر ساز فکری بروز عصرغیبت دانست یا خیر؟ این است که توجه کنیم تقابل جبهه حق و باطل همیشه در طول تاریخ بوده و از زمان حضرت آدم علی نبینا وآله وعلیه السلام جبهه حق به رهبری این پیامبر الهی و جبهه باطل به رهبری ابلیس با هم درگیر بوده اند. سپس این تقابل در هابیل و قابیل خود را نشان داد و در مقابله حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود، حضرت موسی با فرعون و... ادامه پیدا کرد.

 

وی افزود: همه انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ ، در این درگیری حضور داشته اند و نبی مکرم اسلام صل الله علیه وآله نیز با جبهه باطل در زمان خود درگیر بودند. این کشمکش و تقابل پس از رسول خدا(ص) نیز ادامه پیدا می کند  تا زمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام که به اوج خود می رسد و پس از ایشان نیز در زمان سایر ائمه معصومین(ع) وجود دارد تا زمان و دوره امامت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.

 

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به آیاتی از قرآن در این رابطه بیان کرد: قرآن از این درگیری به صراحت سخن گفته و می فرماید: «کَذلِکَ جَعَلنا لِکُلِ‌ نَبَیٍّ عَدُوًّا شَیطینَ الاِنسِ وَ الجِنِّ...؛ ما برای هر پیامبری دشمنی قرار دادیم از دشمنان انسی و جنی» بنابراین این جریان دائما تا نفخ صور ادامه پیدا می کند. اما نکته قابل توجه این است که هر مقدار مقام و شأن پیامبر یا امامی بالاتر و بزرگتر باشد دشمن او نیز بزرگتر است.

 

حجت الاسلام باقی گفت: به همین جهت دشمنان نبی اکرم صل الله علیه وآله به مراتب قوی تر و بزرگ تر از دشمنان انبیای سلف هستند و دشمنان عصر امام زمان علیه السلام، جبهه عمیقی از باطل هایند. سفیانی نماد یک شخصیت حقیقی است اما صاحب یک جبهه عمیق و گسترده از باطل است که در مقابل امام عصر علیه السلام قرار می گیرد.

 

وی تاکید کرد: نکته دیگر این است که حق و باطل هر چند همواره در طول تاریخ درگیر بوده و هستند ولی این درگیری بنا به ظاهر، همواره و همیشه به نفع جبهه حق نبوده است. گاه می بینیم که در ظاهر دشمنان حق و دشمنان نبی خدا صل الله علیه وآله  پیروز شده اند. هرچند همیشه پیروزی خون بر شمشیر است اما گاه در ظاهر قضیه در یک مقطع زمانی خاص (کوتاه) چنین به نظر می رسد که پیروزی با باطل بوده است. اما در حقیقت این جبهه حق است که پیروز شده است.

 

پژوهشگر مهدوی با بیان این که همین پیروزهای محدود جبهه حق نیز موقتی است تصریح کرد: دلیل این موضوع آن است که انبیاء و اولیاء هر کدام با یک قسمتی از باطل می جنگند؛ یعنی با مصداقی از باطل در زمان خود درگیر می شوند نه با همه باطل. چرا که ماموریت و گنجایش و ظرفیت کار هر پیامبر و امامی مبارزه با باطل عصر خود که قد علم کرده، است. به عنوان مثال حضرت ابراهیم(ع) با نمرود در منطقه فلسطین می جنگد؛ حضرت موسی(ع) با فرعون و در خاورمیانه ؛ یا نبی اسلام صل الله علیه وآله  با ابوسفیان و در شبهه جزیره حجاز!!

 

حجت الاسلام باقی ضمن توضیح این موضوع گفت: دلیل این موقتی بودن آن است که پیامبران و ائمه و اولیای الهی تنها یک شاخه ای از باطل روبرو هستند و ما می بینیم که پس از مدتی شاخه دیگری از باطل رشد می کند و شاخه ای از حق دوباره با او به مقابله برمی خیزد. بنابراین باطل کاملا از بین نمی رود چون ریشه همچنان وجود دارد و چون ریشه وجود دارد این درگیری تمام نمی شود.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: در زمان اباعبدالله الحسین علیه السلام در سال 61 هجری، قرار است جبهه حق به رهبری امام حسین علیه السلام، باطل را از بین ببرد. اما قرار نبود شاخه ای از شاخه های باطل از بین برود، بلکه قرار بود کل باطل و ریشه و اصل آن از بین برود. ویژگی قیام امام حسین علیه السلام اینجا خودنمایی می کند. یعنی اصل حق و اصل باطل با هم درگیر می شوند.

 

باقی افزود: قرآن کریم در مثالی می فرماید: کلمه طیب ( که از آن تصریح به امام شده) مانند درخت طیب است که اصل آن ثابت و شاخه های آن در آسمان است. از آن سو مثال کلمه باطل نیز مانند درخت باطل است که شاخه های آنها با هم درگیر هستند. در سال 61 حرکتی می شود تا ریشه باطل از میان برود؛ اما متاسفانه به جهت عدم یاری مردم و پیمان شکنی و عدم حضور و دفاع از امام،  در آن برهه از زمان کاری که باید، انجام نمی شود و سایر ائمه(ع) نیز چون یاری برای یک صف آرایی جدی ندارند ، امکان مقابله نیز برای آنها فراهم نمی شود.

 

وی یادآور شد: دلیل این رخداد این است که جامعه پذیرای حق نیست و مردم آمادگی قبول ولایت و خلافت الهی حق را ندارند. این مسئله در زمان امام عصرعجل الله تعالی فرجه نیز ادامه پیدا می کند.  اما در زمان فرج،  پس از زمانی که فضا برای حاکمیت حق، آماده می شود امام(ع) قیام می کنند. به همین جهت قرآن فرموده است : «جاء الحق و زهق الباطل»  این آیه به عصر پربرکت  ظهور تفسیر شده است به این معنا که در آن زمان اصل حق با اصل باطل با هم درگیر می شوند و اینجاست که ریشه باطل از بین خواهد رفت.

 

کارشناس مهدوی در پایان یادآور شد: در روایات ما تاکید شده که این عصر ویژگی های خاصی دارد. چنانکه در حدیثی از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمودند: «قرار بود ظهور منجی ما در سال 70 هجری انجام شود (حدیث در اصول کافی نقل شده) ولی مردم آماده نبودند و قرار شد در سال 140 انجام شود، اما باز آمادگی از ناحیه مردم ایجاد نشد و پس از آن دیگر زمانی برای ظهور مشخص نشد.»

آیا در عصر غیبت می توان حکومت و دولت تشکیل داد؟

انقلاب اسلامی جزو مصادیق بارز دفاع از اسلام و مسلمین است و آیات و روایات و ادله مربوط به دفاع، در واقع از این صنف روایات تخصصا خارج است و به اجماع مسلمین، دفاع واجب است و لذا امام(ره) می فرمود، شاه پایگاه رژیم صهیونیستی و آمریکا و دشمنان اسلام است و باعث استیلای دشمنان اسلام می شود و باید جلوی این استیلا را بگیریم.

اولین و مشهورترین شرط پایان غیبت امام عصر

ما در زمان غیبت وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!
عقیق: اوّلین و مشهورترین شرطی که برای پایان یافتن دوران غیبت امام مهدی علیه السّلام مطرح می‌شود این است که یاران بااخلاصی به تعداد اصحاب جنگ بدر برای آن حضرت فراهم شوند. به طوری‌که اگر یاران ایشان به این تعداد نرسد، ظهور نخواهند فرمود . می‌گویند:

ما در زمان غیبت او وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!

گاهی هم گفته می‌شود:

«. . . بشر از حضور فعّال آن حضرت در محرومیّت باقی بماند، تا آن زمان که از نسل پاکان، یاران حضرت بقیّة اللّه الاعظم به وجود آیند و آن حضرت را اقامه کنند.»

یاران امام علیه السّلام از انسیان، بی‌شمار است؛ مانند یمانی با لشکرش و خراسانی با سپاهش و سید حسنی با یارانش و گیلانی با اعوانش و جعفری با جمعیّتش و شعیب بن صالح با بیرق‌های سیاهش،  سایر احزاب شیعه که در آن سال قیام خواهند کرد و یا آنان که بعد از خروج به لشکرش ملحق می‌شوند، ولی آن‌چه که لازم به ذکر است، یاران خاصّ او است که در هنگام ظهور و بیعت و خروج همراه امام علیه السّلام خواهند بود.

یاران بر دو قسم است؛ یکی خاصّ الخاص که سی‌صد و سیزده نفرند و خاص که ده‌هزار نفرند، فرق این دو قسم از چند جهت است.

دسته اوّل از طرف امام علیه السّلام در نواحی مختلف زمین در هنگام خروج و جنگ، فرمانداران و امرا (حکّام و علمدار) خواهند بود «. . . یارانش سی‌صد و سیزده نفر برای او آماده می‌شوند، آنان پرچمدارانند      [ پنجاه نفراز این تعداد زن هستند.] »

اما دستۀ دوّم، تا زمانی که گروه اوّل در مکّه گرد هم نیایند، خود را ظاهر و آشکار نمی‌کند و در مسجد الحرام برای اخذ بیعت حاضر نمی‌شود، ظهور و بیعت بر اجتماع دستۀ اوّل خواهد شد، اما دستۀ دوّم این‌گونه نخواهد بود.

پیش از بیعت همگانی، از عده‌ای از گروه اوّل بیعت خصوصی اخذ خواهد شد و آن‌ها اطراف امام علیه السّلام را خواهند گرفت و از او دفاع خواهند نمود، اما گروه دوّم در بیعت عمومی و یا بعد از آن جمع خواهند شد.

البتّه هردو گروه اشخاص معیّنی هستند که نام و نام پدرانشان و نام محلهایشان در کتابی مسطور و در نزد آن حضرت و ائمّه اطهار علیهم السّلام مانند اصحاب سیّد الشهدا علیه السّلام محفوظ است.

به عبارت دیگر امتیاز آن‌ها در این است که باید سی‌صد و سیزده تن جمع شوند تا حضرت خود را آشکار سازد و آن‌ها فرماندهان و پرچمدارانند و ده‌هزار نفر هم باید باشند تا از مکّه بیرون شده و خروج نماید و آن‌ها برگزیدگان سری دوّم هستند، نه این‌که انصار و یاران امام، منحصر به این افراد است و نه وجود سی‌صد و سیزده تن در اصل ظهور آن حضرت مدخلیّت داشته باشد، بلکه اجتماع آن‌ها در بروز و ظهور مدخلیّت دارد؛ چون ظهور آن حضرت، به انقضای مدّت معیّن و سرآمد حکمت و تحقق شرایط و ظهور علامات بستگی دارد؛ زیرا برای غیبت مدّتی و برای حجاب مصلحتی و ظهور را شرایطی هست.

پس امام در روز اوّل ظهور با سی‌صد و سیزده نفر به تعداد ارتش بدر، به عنوان فرماندهان و با ده‌هزار سرباز خاص شروع خواهد کرد.


منبع:مهر

بهترین شیوه دعا برای حضرت بقیه الله(عج)

هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند پس به درگاه خدای عز و جل درباره امری دعا کنند، مگر این که دعایشان مستجاب می گردد.
 مستحب است دعا کردن برای حضرت حجت(عج) در حال اجتماع باشد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند پس به درگاه خدای عز و جل درباره امری دعا کنند، مگر این که دعایشان مستجاب می گردد و اگر چهل تن نباشند پس چهار نفر خداوند را ده بار بخوانند دعایشان مستجاب می شود و اگر چهار نفر هم نباشند پس هرگاه یک شخص چهل بار خداوند را بخواند خدای عزیز جبار دعایش را به اجابت می رساند.»(اصول کافی، جلد 2 حدیث ۴۸۷)

 

پی نوشت:

مکیال المکارم

منبع:شبستان

پیش‌بینی ظهور؛ دروغ یا واقعیت؟!

ظهور همانند قیامت، به اراده الهی بستگی دارد که در صورت فراهم‌بودن شرایط، به دستور خداوند تحقق می‌یابد؛ بنابراین، تاریخ آن را فقط خداوند می‌داند.
عقیق:حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، کار‌شناس مباحث مهدوی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می‌نویسد:

همه ما با تمام وجود علاقه مند ظهور امام زمان (عج) هستیم و هر لحظه و هر زمان منتظر تحقق این امر نورانی می باشیم (و باید هم باشیم)؛ اما باید بدانیم که ظهور همانند قیامت، به اراده الهی بستگی دارد که در صورت فراهم‌بودن شرایط، به دستور خداوند تحقق می‌یابد؛ بنابراین، تاریخ آن را فقط خداوند می‌داند و هیچ‌کس نمی‌تواند تاریخ دقیق آن را پیش‌بینی کند. در روایات، بیان شده که هر کس وقتی را برای ظهور مشخص کند، دروغ‌گوست.

مهزم اسدی از امام صادق علیه‌السلام پرسید: «فدایت شوم! ظهور قائم آل‌محمد(عج) و تشکیل دولت حق که در انتظارش هستید، طول کشید؛ این امر کی تحقق خواهد یافت؟» حضرت(ع) فرمودند: «تعیین‌کنندگان وقت ظهور دروغ‌گویند؛ عجله‌کنندگان هلاک می‌شوند و کسانی که تسلیم هستند، نجات می‌یابند».( بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۲، ص۱۰۳)

خود امام زمان(عج) در این‌باره فرمود‌ه‌اند: «ظهور فرج، به اراده خداوند متعالی بستگی دارد و کسانی که برای ظهور وقت تعیین می‌کنند، دروغ‌گو هستند».( کمال‌الدین، شیخ صدوق، ج۲، ص۴۸۴)

بنابراین، هیچ‌کس نمی‌تواند زمان ظهور را پیش‌بینی کند، البته ما باید همیشه و در هر لحظه منتظر ظهور باشیم و از عجله، تعیین وقت و گوش‌سپردن به سخن کسانی که وقت مشخص می‌کنند، بپرهیزیم و همواره تسلیم امر خداوند باشیم.

 

منبع:شبستان

تاریخ غیبت کبری در مسائل تحلیلی مهدویت بی‌نظیر است

  شبستان: متاسفانه در میان آثار مهدوی، کتابی که با رویکرد تفقهی باشد و تحلیل ارائه کند، بسیار کم است اما کتاب تاریخ غیبت کبری روش خوبی را با این موضوع بنا گذاشته است.
 

 

به گزارش   روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین جواد جعفری عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در کرسی نقد کتاب «تاریخ غیبت کبری» نوشته آیت الله سید محمد صدر، تصریح کرد: یکی از مشکلات در بحث مهدویت این است که اکثر قریب به اتفاق کتاب ها، کتاب هایی است که تقریبا مطالب مشخص و تکراری را بیان می کنند؛ در میان کتاب های مشابه، اگر کسی بخواهد تفقهی بکند و تحلیلی ارائه دهد، کم است؛ کتاب «تاریخ غیبت کبری» روش خوبی را در تألیف کتابی با این موضوع بنا گذاشته است.

 

وی با اشاره به مزیت این کتاب گفت: وقتی کتابی ۵۰ سال پیش نوشته شده و این تحلیل را ارائه می دهد، نشان دهنده غنای آن است و متأسفانه این روش ادامه پیدا نکرده و مطالب جدیدی بیان نشده است؛ شاید به خاطر نگاه فقیهانه ای که نویسنده داشته، سبب تشویق دیگر مؤلفان شده است و این که سبب سردرگمی مخاطب می شود، به خاطر نگاه فقیهانه نویسنده است.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت افزود: یکی از نقاط قوت کتاب «تاریخ غیبت کبری» این است که تمام احتمالات را بررسی می کند و این از حُسن کتاب است و به کلیات قناعت نمی کند.

 

وی تصریح کرد: از نکات مهم این کتاب، اشاره به عملکرد امام زمان علیه السلام است. یکی از اشکالاتی که به مهدویت بخصوص وجود امام زمان علیه السلام وارد شده و شقوق مختلفی را بیان می کند علت دخالت نکردن امام زمان علیه السلام در ظلم های امروز است. شبهه ای که احتمال بیان آن از سوی مخاطب وجود دارد و در این کتاب بیان می شود؛ به عنوان مثال به شبهه فوق این گونه پاسخ می دهد که ممکن است مردم بگویند که ما هم به اماممان اقتداء می کنیم و به ظلمی که به دیگران روا می رود، کمک نمی کنیم تا دنیا پر از ظلم شود و امام زمان علیه السلام ظهور کند. نویسنده به شکل مبسوط این را پاسخ می دهد که امام مسؤولیت خاصی را دارد و مردم نیز مسؤولیتی دارند و هر جا ظلمی است، مردم باید در حد توان خود بایستند و مسائلی که گفته شد، به خاطر شرایط امام زمان علیه السلام در عصر غیبت است.

 

راز جزیره خضراء!

حجت الاسلام جعفری ضمن بیان مثالی از تحلیل غنی این کتاب گفت: یکی از نکات زیبای این کتاب به لحاظ محتوایی، جریان جزیره خضرا است که بیان کرده و سپس تحلیل می کند که وجود جزیره خضرا نمی تواند درست باشد و جامعه مستقیما زیر نظر امام زمان علیه السلام است. ایشان خود مستقیما جامعه را اداره می کنند و کسانی که در این جزیره حضور دارند، از عباد صالح خدا هستند؛ در ادامه کتاب به معیار های جامعه اسلامی و دغدغه های آن می پردازد و به بحث آزادی در این جزیره اشاره کرده و مطالب خوبی را بیان می کند که جامعه اسلامی چه شاخصه هایی دارد و با آنها جزیره را تحلیل می کند.

 

وی افزود: یکی از مطالبی که شهید صدر در صفحه ۱۳۷ این کتاب (به زبان عربی) بیان می کند، این است که در ملاقات های حضرت(عج) چرا مسائل شخصی یک فرد بیان می شود و چرا مسائل جامعه در این ملاقات ها بیان نشده است تا مشکلات بر طرف شود؟ و در ادامه پاسخ می دهد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت با اشاره به تحلیلی بودن کتاب «تاریخ غیبت کبری» تالیف  شهید صدر اظهار کرد: شهید صدر در این کتاب، بیشتر انتزاعی و به صورت تحلیلی عمل کرده است.

 

وی این کتاب را در مسائل تحلیلی در زمینه مهدویت بی نظیر دانست و گفت: کتاب تحلیلی در باب مهدویت به مانند این کتاب وجود ندارد، اما در باب مادر بودن مطالب این کتاب، کتب دیگری موجود است.

 

بی توجهی به تفاوت روایات شیعه و سنی

حجت الاسلام جعفری اظهار کرد: باید بین روایات فرقی بگذاریم که روایات شیعه و سنی داریم که متأسفانه در کتاب ها به این مسأله توجهی نمی شود؛ حدیث شیعی خالصی داریم که در کتب شیعه هستند و به سند شیعی نقل شده اند و همچنین احادیث شیعی داریم که در کتاب های عامه نقل شده اند و برعکس این قضیه درباره احادیث سنی نیز وجود دارد.

 

 وی با بیان یکی دیگر از نقدهای وارده به کتاب «تاریخ غیبت کبری» گفت: در ابتدای این کتاب که می خواهد احادیثی را بیان کند، می گوید که این را کتاب های عامه و خاصه گفته اند و عامه زیر بار مسأله غیبت نمی روند که بخواهند حدیثی را در این باره بیان کنند. بنابراین، این بیان نویسنده بیان درستی نیست و این در حالی است که در بین اهل سنت حدیثی درباره غیبت وجود ندارد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در پایان خاطرنشان کرد: در بحث ازدواج حضرت(عج) تحلیل های زیادی دارد اما نتیجه ای که ایشان می گیرد نتیجه درستی نیست و می گوید «من آنچه به ظنّم می رسد این است که امام زمان علیه السلام ازدواج کرده باشد و فرزندی نداشته باشد»؛ این سخن یعنی این که ظن دارم که آن حضرت(عج) ازدواج کرده باشد و این مسأله برای ما قابل پذیرش نیست و تصور عجیبی است.

تعبیر شهید آوینی از انتظارِ شهدا/شهدا با شناخت امام عصر(عج) دین یار شدند

  ما «دین دان» و «دین دار» زیاد داریم اما آنچه کم داشتیم و داریم «دین یار» است، شهدا «دین یار» بودند. یاری دین نیز فقط در صورتی اتفاق می افتد که امام زمانت را بشناسی، درک کنی و رضایت ایشان را جلب کنی. همان چیزی که شهدا داشتند.
 

 

علی پیراسته، از رزمندگان و راویان دفاع مقدس در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان درباره نوع ارتباط شهدا با امام مهدی علیه السلام و درک مفهوم واقعی انتظار توسط شهدا، اظهار کرد: شهدا منتظران واقعی امام زمان(عج) بودند چرا که همه مولفه های یک منتظر را، می توان در سیره شهدا دید.

 

وی افزود: یکی از شهدایی که بسیار زیبا به این موضوع اشاره کرده و آن را به صراحت عنوان می کند شهید بزرگوار «مهدی زین الدین» است آنجا که می گفت: «تنها کسانی می توانند منتظر امام زمان(عج) باشند که منتظر شهادت باشند.» این سخن شهید زین الدین جاری و ساری بودن این جریان به سوی ظهور امام عصرعلیه السلام را در وجود رزمندگان آشکار می کند.

 

پیراسته تصریح کرد: اگر مسئله ظهور نباشد اصولا شهید و شهادت معنایی ندارد. همه شهادت برای ظهور است. شهید وقتی به مقام شهادت نائل می شود که «درک ِ امام زمانی» داشته باشد. یعنی امام زمانش را درک کند. درک کردن امام(ع) فقط دیدار ظاهری و دیدن رخ آن حضرت(عج) نیست و تنها در این قالب خلاصه نمی شود. من ادعایی نمی کنم ولی شاید بسیاری از شما دیده باشید که (بعضی) از شهدا در وصیت نامه های خود بیان کرده اند که می روم تا بار دیگر روی مولایم را ببینم.

 

راوی کاروان های راهیان نور گفت: شهید، زمانی شهید محسوب می شود که به درک امام زمان خویش رسیده باشد. اگر چنین درکی نباشد اصولا حرکتی نمی کند، چرا باید حرکت کند؟ به چه هدفی؟ به کدامین سمت و سو؟

 

وی تاکید کرد: خیلی ها هستند که اسلام را قبول دارند، خمس و زکات می دهند، حلال و حرام را رعایت می کنند، اما جایی که باید امام را یاری کنند، یاری نمی کنند. به عبارت دیگر ما «دین دان» و «دین دار» زیاد داریم اما آنچه کم داشتیم و داریم «دین یار» است. شهدا «دین یار» بودند. یاری دین نیز فقط در صورتی اتفاق می افتد که امام زمانت را بشناسی، درک کنی و رضایت ایشان را جلب کنی. این درک در وجود انسان است. یعنی یک مسئله جاری و در جریان.

 

این فعال فرهنگی در ادامه تصریح کرد: رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس و میدان نبرد به این درک رسیده بودند، جلوه های مختلفی از این درک را می توان در زندگی و عملکرد آنها مشاهده کرد. خاطره ای در این باره از غواصان عملیات والفجر 8 شنیده ام که شاید بتواند گویای میزان ارتباط رزمنده ها با امام شان باشد. در عملیات «والفجر 8» «قاسم تاجیک» (اهل گرگان) فرمانده گروه غواصی بچه های لشگر 25 عاشورا بود. در این عملیات نیروهای غواص برای عبور از آب اروند خود را با طناب به هم وصل کرده بودند تا گروه از هم فاصله نگیرد و احیانا آب بچه ها را با خود نبرد.

 

پیراسته ادامه داد: فرمانده گردان، سر طناب را در دست دارد و سایر نیروها تا آخرین نفر، همه بلدون استثنا با طناب به هم وصل شده اند. برادر «قربانی» فرمانده لشگر، در لحظات آخر مشغول جدا کردن لوازم اضافی از غواص ها بود و به اصطلاح نیروها را ریکاوری می کرد. وقتی به قاسم تاجیک رسید تصمیم گرفت سر طناب اضافه ای را که به صورت رها باقی مانده بود قطع کند؛ اما قاسم اجازه نداد و گفت: «ما در این آب به میل خودمان حرکت نمی کنیم، سر این طناب به دست امام زمان(عج) است چون فرمانده اصلی ما ایشان است.» یعنی رزمندگان ما این فرماندهی را درک کرده بودند.

 

وی در ادامه ابراز کرد: اگر چنین درکی وجود نداشته باشد اصولا شهادت چه مفهومی دارد؟ حالا این که کجا می توان بحث ارتباط شهدا با امام زمان(عج) را به شکل کاملا مشهود ملاحظه کرد به نظر من در وصیتنامه شهدا. شما وصیتنامه های شهدا را مطالعه کنید. شهید شاهپور برزگر در همین باره چنین نگاشته است: «هر حرکتی بی امام، سکون؛ هر فریادی بی امام، سکوت؛ هر نوری بی امام ظلمت؛ هر پیروزی، بی امام شکست؛ هر خوبی، بی امام بدی و هرحقی، بی امام باطل است.»

 

پیراسته در پایان خاطرنشان کرد: من شهیدی را در مشهد سراغ دارم که به قدری درباره امام زمان(عج) عارف بود و به حضرت(عج) ارادت داشت که حتی به او برچسب  انجمن حجتیه ای می زدند و وقتی به شهادت رسید تازه متوجه شدند که او نه تنها عقاید انحرافی درباره امام مهدی علیه السلام نداشت بلکه یار و سرباز واقعی امامش بود. نام این شهید بزرگوار «غلامحسین رئوف مبینی» است. و شهید آوینی این حقیقت را چه زود درباره شهدا دریافته بود و چه زیبا می گفت: «الا إنهم انصار المهدی(عج)؛! آگاه باشید اینان یاران وفادار مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و تا پرچم انقلاب را تقدیم ساحت اقدس او نکرده اند روی از جهاد بر نخواهند تافت.»     

تفاوت اعتقاد به امام زمان(عج) و منتظر بودن

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور معتقد است که مهدویت در همه اعصار تاثیر می‌گذارد، علائم ظهور قابلیت مصداق‌یابی نداشته و همچنین روایات مربوط به آخر الزمان در حد تواترند.
عقیق: حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌اکبر مهدی‌پور در گفت‌‍وگویی و در پاسخ به این پرسش که آخر الزمان چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه می‌توان زمان وقوع آن را دریافت؟ گفت: مشخصات زیادی وجود دارد، اما نمی‌توان زمان تحقق آنها را به هیچ وجه تعیین کرد. هر چیزی که بگوییم زمان آن الان است، شاید مطلقا مختص به الان نباشد و یک یا ده سال دیگر به صورت پررنگ‌تری پیش بیاید و انسان بداند که در گذشته نبوده است.

ما در آخرالزمان هستیم

مهدی‌پور در پاسخ به اینکه شیعه در آخر الزمان چه وظیفه‌ای دارد، گفت: آخرالزمان از زمان وفات پیامبر شروع شده است و هر روز ما به آخر الزمان نزدیک‌تر می‌شویم و وظیفه‌ ما وظیفه‌ای است که در طول تاریخ داشته‌ایم یعنی شناخت امام زمان(عج)، انتظار برای ظهور حضرت، دعا برای فرج و انجام کارهایی که می‌دانیم مورد نظر امام زمان(ع) است.
وظیفه مسلمانان در دروان غیبت

وی ادامه داد: عمل به احکام والاترین وظیفه ما شیعیان است. چندین بار از آیت‌الله بهجت پرسیدند چه کنیم که ایشان گفتند گناه نکنید. و حرف اول‌شان همین بود و باید توجه داشت که انجام وظیفه درراس همه امور است.

مهدی‌پور با بیان اینکه شخصی که به مهدویت اعتقاد پررنگی ندارد، نمازش امام زمانی نیست، گفت: روزه و دیگر اعمال او امام زمانی نیست و در تمام اعمال ما انتظار تاثیرگذار است و در نتیجه فرق یک معتقد به امام زمان و یک غیر معتقد بسیار زیاد است و بین نمازی که یک منتظر و فرد بدون انتظار می‌خواند تفاوت وجود دارد. با توجه به اهمیت مهدویت که در بیان پیامبر نیز آمده است نمی‌‎توان اعتقاد به آن را در زندگی انسان بی‌تاثیر دانست.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا لازمه انتظار حکومت دینی است، گفت: انتظار انتظار حکومت جهان شمول امام زمان است. حالا ممکن است در یک کشور حکومت اسلامی داشته باشد و یا نه که به موضوع انتظار ربطی ندارد و ما باید در حد توان‌مان  در هر جایی که زندگی می‌کنیم، مقابل ظلم ایستاده و در ایجاد عدالت بکوشیم. ما باید با در نظر داشتن انفاق، احسان، رسیدگی به مستضعفان و هر کاری را که امام زمان آن کار را انجام می‌دهد، در حد توان قدم برداریم و دعا کنیم تا فرج امام زمان(ع) فرا برسد.

مهدی‌پور در پاسخ به این پرسش که مکاتب دیگر در جهان اسلام چه رسالتی در خصوص بحث مهدویت دارند؟ ‌گفت: همه مکاتب این وظیفه را دارند که منتظر باشند و مسئله، مسئله‌ای اسلامی است. اما آن‌ها به این وظایف عمل نمی‌کنند و الا پیامبر فریاد زده است که افضل اعمال انتظار فرج است، کسانی که انتظار نمی‌کشند مقصرند و تفاوت‌شان با منتظران عین تفاوت نماز‌خوان و بی‌نماز است. از این رو فرق اسلامی نیز شریعت را پیامبر گرفته‌اند و پیامبر منادی انتظار بوده است.

وی در خصوص تکلیف کسانی که انتظار به فرج ندارند، گفت: اعتقاد به امام زمان یک مسئله و انتظار مسئله‌ای دیگر است، هر چند به هم ارتباط دارند. اهل سنت این روایت را در حد تواتر می‌دانند که هر کسی که منکر امام زمان باشد، به شریعتی که پیامبر آورده است منکر است.

مهدی‌پور ادامه داد: انتظار مسئله دیگر و وظیفه دوم است. کسی با منتظر نبودن از اسلام خارج نمی‌شود، اما عمل به وظیفه نکرده است.

وی در پاسخ به این پرسش که مصداق‌یابی‌هایی که در خصوص علائم آخرالزمان می‌شود را چگونه ارزیابی می‌کند؟‌ گفت: این‌ها همه دروغ است. برای مثال سفیانی یک فرد است که روایات زیادی در اوصافش داریم. دجال هم همین‌طور و عده‌ای آنقدر احمق هستند که می‌گویند دجال تلویزیون است.

مهدی‌پور در خصوص اینکه برخی معتقدند روایات مربوط به امام زمان یا آخر الزمان قوی نیستند، گفت: این را باید اهل حدیث بگویند و الا اگر یک نفر که نمی‌خواهد بفهمد را نمی‌توان فهماند. حوادث مربوط به امام زمان یکی دوتا نبوده و بیش از صد تاست که متواتر است و دیگر لازم نیست که تک‌تک‌شان را بررسی سندی کرد. وقتی این احادیث روی هم می‌آیند همدیگر را تایید می‌کنند و ما کتابی داریم با عنوان روزگار رهایی نوشته کامل سلیمان که در خصوص آخر الزمان و مهدویت نوشته شده و 1850 حدیث را گرد آورده است، بنده این کتاب را ترجمه کردم و اصل عنوان را که «یوم الخلاص» بوده است، روز رهایی ترجمه کرده‌ام.  مجموع این احادیث همدیگر را تقویت می‌کنند، هرچند ممکن است برخی ضعیف باشند.

وی در پایان گفت: لفظ آخرالزمان کش دارد. از زمان پیامبر شروع شده است و ما می‌گوییم پیامبر آخرالزمان است. خود حضرت دو انگشت خود را به هم چسباند و گفت من و قیامت این طور هستیم و بعد از من قیامت خواهد بود. لذا هر روز آخرالزمان پر رنگ‌تر می‌شود تا اینکه حضرتش ظهور کند.

منبع:ایکنا

جنس و شیوۀولایت مداری در یاران امام مهدی

ولایت مداری آنان علاوه بر عشق و دلدادگی در برابر امام زمان (ع)، در اطاعت از فرامین ایشان عینیت می‌یابد. آنان بازوان پرتوان مهدی (عج) و در برابر او تسلیم محض و مطیع محض و «مُجِدُّونَ فُی طاعَةِ اللّهِ وَ طاعَتِهِ» هستند.
حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

یاری واقعی آن است که همیشگی و واقعی و پایدار باشد و بر اساس مسائل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی تغییر نیابد. یاران حضرت مهدی (عج)، چنین افرادی هستند و با وفاداری و تعهد کامل  و ثبات قدم، به یاری آن حضرت(عج) می شتابند. آنان امام خود را به شایستگی می شناسند و به او اعتقاد دارند (اَلْقائِلینِ بِاِمامَتِّهِ). این معرفت، شناخت شناسنامه ای نیست بلکه معرفت به حق ولایت است.

از این رو، به امامشان عشق می ورزند و دلهای آنان از محبت مهدی (ع) لبریز است. بر لوح دل آنان جز الف قامت مهدی (ع) نوشته ای نیست. این شیدایی به  حدی است که برای تبرّک، دست بر زین اسب امام(عج) می کشند و تبرّک می جویند. آنها به هنگام نبرد پروانه وار شمع وجود مهدی (ع) را در میان می گیرند و از او  محافظت می کنند«یتمَسَّحُونَ بِسَرْجِ الاِمامِ یُطْلُبُونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ وَ یَحَفُّونَ بِهِ یَقُونَهُ بِاَنْفُسِهِمْ فِی الْحَرْبِ...»

ولایت مداری آنان علاوه بر عشق و دلدادگی در برابر امام زمان (ع)، در اطاعت از فرامین ایشان عینیت می یابد. آنان بازوان پرتوان مهدی (عج) و در برابر او تسلیم محض و مطیع محض هستند. تمام تلاش آنها همین است که فرامین امامشان را اجرا کنند «مُجِدُّونَ فُی طاعَةِ اللّهِ وَ طاعَتِهِ». آنها مهدی (ع) را محور، قلّه و چشم انداز تمام حرکت ها و جهت گیری های خود می دانند و در راستای کمک به آرمان ها و منویات و تدابیر او گام بر می دارند و به دلالت او و با انگشت اشاره او حرکت می کنند.

هر چه امام(عج) دستورشان دهد، انجام می دهند. در برابر فرمان امامشان از کنیز زرخرید، مطیع تـرنـد «وَ هـُمْ اَطـْوَعُ مـِنَ الاَْمَةِ لِسَیِّدِها». به تعبیر امروزه آنان در برابر قرائت امام زمان(عج)، از خود قرائتی جدا ندارند.

 

 

منبع:شبستان

چرا به حضرت مهدی(عج)،بقیة الله می گوییم؟

بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.
عقیق:بقیه الله به معنای باقی ماندن چیزی یا کسی از ناحیه خداوند برای مردم است. به تعبیر دیگر، هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، «بقیه الله» محسوب می شود.

به عبارتی درست تر بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.

هرچند از بعضی احادیث استفاده می‌شود که این لقب بر همۀ خاندان رسالت علیهم السّلام اطلاق می‌شود و همۀ آن‌ها بقیّة اللّه هستند. در زیارت جامعه به همۀ آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم:

«السّلام علی الأئمّة الدعاة و القادة الهداة و السادة الولاة و الذادة الحماة و أهل الذکر و أولی الأمر و بقیّة اللّه و خیرته.»(۱)

اما در بسیاری از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر علیه السّلام اطلاق شده و آن وجود مقدس خود را به این عنوان معرفی نموده و سایر بقیة اللّه‌ها حضرتش را به این نام نامیده‌اند. به حدّی این لقب با آن حضرت ارتباط پیدا نموده که به صورت لقب اختصاصی حضرتش درآمده است؛ به‌طوری که تا بقیة اللّه گفته می‌شود جز آن بقیة اللّه منتظر به نظر نمی‌آید.

شاید سرّ مطلب این باشد که این بقیة اللّه، بقیّۀ تمام بقیّة اللّه‌هاست و پس از او دیگر بقیة اللهی نیست. هرکدام از حجج الهیّه که از آغاز عالم آمدند، گرچه بقیة اللّه بودند و خدا آن‌ها را برای هدایت خلق باقی و بجا گذارده بود، بعد از هریک دیگری می‌آمد و اگر بقیة اللهی از دنیا می‌رفت، بقیة اللهی دیگر به جا می‌ماند و این رشته باقی بود. ولی آن وجود مقدّس، بقیه‌ای است که پس از او دیگر بقیّه‌ای نیست؛ آخرین بقیة اللّه است. با آمدن او دیگر بقیّه‌ای باقی نمانده است که بیاید.(۲) و از آنجا که مهدی موعود(عج) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است یکی از روشن ترین مصادیق «بقیه الله» می باشد و از همه به این لقب شایسته تر است.(۳)
 

در روایات متعددی به حضرت مهدی لقب «بقیه الله» داده شده است. از جمله در روایتی آمده است «چون حضرت خروج کند پشت کند به کعبه و جمع می شود سیصد و سیزده مرد و اول چیزی که تکلم می فرماید این آیه است: «بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین» پس می گوید «منم بقیه الله و حجت و خلیفه او درمیان شما. سپس هیچ کس بر او سلام نمی کند مگر این که می فرماید: «السلام علیکم یا بقیه الله فی ارضه»(۴)

پی نوشت:

۱- بخشی از زیارت جامعه کبیره ، مفاتیح الجنان

۲-موعودنامه، فرهنگ الفبایی مهدویت صص۱۷۲-۱۷۱

۳- تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۲۰۴

۴- منتهی الآمال شیخ عباس قمی ص۱۱۰۹

منبع:مهر

حدیث امام زمان (عج) درباره فرج

عقیق:هر روز یک حدیث از معصومین(ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می شود.

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرموده اند:

(أَكْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ)

براى شتاب در گشایش حقیقى و كامل، بسیار دعا كنید; زیرا، همانا، فَرَج شما در آن است.


پی نوشت:
كمال الدین، ج2، ص485، ح4 ; الغیبه، طوسى، ص293، ح247 ; احتجاج، ج2، ص284 ; إعلام الورى، ج2، ص272 ; كشف الغمه، ج3، ص340 ; الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ; بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 . 

منبع:باشگاه خبرنگاران

حدیث رسول اکرم(ص)درباره امام زمان(عج)

 در روایت داریم:

 رسول اكرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله:

مَهْدىُّ اُمَّتِى الَّذى يَمْلاُ الاَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛

مهدى امت من كسى است كه هنگام پر شدن زمين از بيداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد.

پی نوشت:
كتاب سليم بن قيس هلالی ج 2 ، ص  910 {شبیه این حدیث در بحار الانوار (ط-بیروت)ج27 ،ص119 }

منبع:باشگاه خبرنگاران

راز آسیب پذیر بودن جوان در فتنه های دینی آخرالزمان!

  مرحوم شهید مطهری در مقدمه کتاب«عدل الهی» می فرمایند: «عصر ما از نظر دینی و مذهبی عصر پراضطرابی بخصوص برای طلاب جوان است.» تاکید بر جوانان، به این دلیل است که در بحران ها و چالش های اجتماعی، قشر جوان بیشترین آسیب را می بینند.
 

 

حجت الاسلام محمد رضا صبوحی، کارشناس مباحث مهدوی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان به تبیین موضوع چالش های پیش روی جوان منتظر و چگونگی مقابله با این چالش ها پرداخت.  آنچه که در ادامه می خوانید حاصل گفت و گوی ما با حجت الاسلام صبوحی از اساتید حوزه و دانشگاه و کارشناس مباحث مهدوی در دانشگاه های کشور است.

 

لطفا در ابتدا بفرمایید که آیا قبول دارید جوان منتظر امروز نسبت به همسالان خود در سایر دوره ها، با آسیب ها و چالش های بسیار بیشتری روبرو است؟

 

مرحوم علامه طباطبایی(ره) در المیزان ذیل آیه 54 سوره مبارکه مائده «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» می فرماید: در این آیه گروندگان به اسلام، به دو گروه تقسیم می شوند؛ 1- گروه مرتدان؛ یعنی آنها که از اصول و ارزش های دین بازمی گردند و برگشت می کنند و 2- گروهی که بر ارزش ها پابرجا می مانند. که برای این گروه دوم ویژگی های خاصی نیز در این آیه شمرده شده است.

 

مرحوم علامه می فرماید: «این آیه یک پیش بینی تاریخی است که اتفاق خواهد افتاد و دورانی - که ما از آن به عصر آخرالزمان تعبیر می کنیم- پیش می آید که عده ای از ارزش های دینی برمی گردند و عده ای دیگر با همان ارزش ها رشد می کنند.»

امام باقر علیه السلام نیز در این رابطه می فرمایند: «ویژگی هایی که در این آیه بیان شده همان ویژگی های مردمان آخرالزمان است.»

 

همچنین در روایتی از امام باقرعلیه السلام نقل شده است: «وای از پدران آخرالزمان!!» عرض شد: چرا یابن رسول الله(ص)؟ آیا آنها کافرند؟ حضرت(ع) فرمودند: «نه! اتفاقا مومن هستند، اما مومنانی که فرایض دینی را به فرزندانشان یاد نمی دهند و حتی اگر فرزندان به دنبال دین بروند آنها را منع می کنند و به کالای اندکی از دنیا برای آنها راضی می شوند.»

همه این مطالب در کنار هم گویای این نکته است که در آخرالزمان ما با چالش های فراوانی در مسئله دینداری روبرو خواهیم بود.

 

این چالش ها به طور کلی برای دوره آخرالزمان بیان شده یا تنها جوانان آخرالزمان با آن روبرو می شوند؟ 

مرحوم شهید مطهری در مقدمه کتاب «عدل الهی» می نویسد: «عصر ما از نظر دینی و مذهبی عصر پراضطرابی بخصوص برای طلاب جوان است.» اینکه می فرماید «خصوصا برای جوانان» به این دلیل است که در بحران ها و چالش های اجتماعی که پیش می آید قشر جوان بیشترین آسیب را می بینند. به همین دلیل ایشان می فرماید: «این عصر، خصوصا برای جوانان عصر اضطراب، دودلی و بحران است و شک و تردیدهای فراوان وجود دارد.»

تازه این مطلب مربوط به 4 دهه قبل است. امروز وقتی به جامعه نگاه می کنیم با توجه به گسترش فضای مجازی و... در می یابیم که چالش ها، اضطراب ها، تردیدها و آسیب ها صدچندان است.

 

مرحوم شهید مطهری درمان این معضل را چگونه می بینند؟ آیا راه حلی هم در این رابطه ارائه می دهند؟

بله؛ شهید مطهری می فرماید: «نباید از این وضعیت ناراحت بود؛ چرا که «شک» مقدمه «یقین» و«اضطراب» مقدمه «آرامش» است البته در صورتی که شک «معبر» باشد در غیر این صورت اگر «توقفگاه» باشد توقفگاه نامناسبی خواهد بود.»  و آنچه امروز مایه تاسف است این است که شک افراد را به تحقیق (یقین) نرسانیم.

 

مرحوم مطهری همچنین در مقاله ای با عنوان «خورشید دین هرگز غروب نمی کند» می فرماید: «علت انکار و اعراض بسیاری از افرادِ تحصیلکرده از دین آن است که مفاهیم دینی به درستی و به طرز صحیحی به آنها ارائه نشده است. در واقع آنچه آنها انکار می کنند مفهوم واقعی خدا و دین نیست، بلکه تحت تاثیر تلقینات پدران و مادران جاهل یا مبلغان و معلمان بیسواد (به لحاظ دینی) افکار ناصحیحی در زمینه مسایل دینی و مذهبی در ذهن آنها رسوخ کرده است.»

این نکته بسیار ظریفی است که شهید مطهری به آن اشاره می کنند و نسبت به آن توجه می دهند.

 

به نظر شما این آسیب شناسی نسل جوان، که شهید مطهری در آن دوره داشته اند امروز هم در جامعه ما صدق می کند؟

بله! نسل جوان ما با واقعیتِ دین مشکلی ندارد بلکه مشکل این است که آنچه که ما از دین برای او بیان کرده ایم با اصل دین فاصلهِ بسیاری دارد. همان کاری که امروز موسسه سینمایی هالیوود در رابطه با مهدویت انجام می دهد؛ یعنی تلاش می کند تا امام عصر علیه السلام را که امام مهربانی هاست به عنوان امام خشونت و پادشاه وحشت معرفی کند. به عنوان کسی که انسان ها را می کشد و خون و خونریزی به راه می اندازد. درباره دین هم همین گونه است.

 

با این توصیفات شما راه حل را در چه می بینید؟

در چنین زمانه ای ما به چند چیز نیاز داریم نخست اینکه دینداران برای هدایت جوانان سرمایه گذاری کنند. حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «مراقب و نگهبان فرزندان خود باشید و به آنها بیاموزید پیش از آن که گرفتار مرجئه شوند» (مرجئه یک مکتب فکری در صدر اسلام بود که معتقد بود عمل انسان اهمیتی ندارد و اعمال را ناچیز می دانستند و معتقد بودند که اگر قلب و اعتقاد شما درست باشد مشکلی نیست. امروز هم افراد بسیاری  با این حرف ها فریب می خورند که دلت پاک باشد عمل مهم نیست و...

این فرمایش حضرت(ع) یعنی چنان که ما غفلت کنیم و نسل جوان را به چشمه سار اهل بیت(ع) نرسانیم آنها از آبهای گل آلود تغذیه می شوند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «ریشه تمام خوبی ها ما هستیم و از ریشه ما جز خوبی پدید نمی آید.» اگر ما جوان را به معارف اهل بیت(ع) آشنا نکنیم مسلما دیگران او را به انحراف خواهند برد و دچار مشکل خواهند کرد.

 

«جرج جرداق» مسیحی می گوید: «من 200 مرتبه نهج البلاغه را خوانده ام و هر بار در من شوری ایجاد کرد. امروز چقدر در دانشگاه های ما این مطالب برای جوانان بیان می شود؟ و مهمتر از بیان، تبیین می شود؟ به این معنا که جوان این مفاهیم و آموزه ها را با عقل درک کند.

 

بحث عقل گرایی در جوان و استفاده از قدرت عقل، موضوع بسیار مهمی است. باید درباره موضوع عقل و رشد عقلی از ابتدا روی جوان کار کرد. کمااینکه ما درباره عصر ظهور امام زمان علیه السلام داریم که در آن دوران عقل مردمان کامل می شود. یا اینکه در روایات داریم که «همچنان که صورت زیبا، جمالِ ِظاهریِ ِانسان است عقل ِ خوب داشتن نیز جمالِِ ِ باطنی انسان است. اگر عقل آمد، اراده انسان نیز قوی می شود.» چون مشکل اصلی جوان امروز، ضعف اراده است. جوان می گوید من نمی توانم خود را کنترل کنم. اگر عقل فعال باشد، قدرت تحلیل وجود داشته باشد، اثر و نتیجه آن تقویت اراده انسان است. همچنان که امام معصوم علیه السلام فرمودند: «ریشه عقل در دوراندیشی و میوه آن کامیابی و پیروزی در زندگی است.»

 

بنابراین، می توان چنین نتیجه گیری کرد که یکی از راه حل های اصلی در مواجهه با چالش ها برای یک جوان منتظر، توجه به عقل و تقویت عقل گرایی است؟    

 

گرایش ِعقلی را از ابتدا باید به جوان آموخت که کورکورانه تحت تاثیر همه چیز قرار نگیرد. حتی قرآن کریم در رابطه با اندیشه ورزی و توجه به عقل بارها تاکید می کند و در جایی می فرماید: «وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلاَ یَهْتَدُونَ؛ و هنگامى که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید! مى‏گویند نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى‏ نماییم.... » این کار یعنی ما رفتار خود را با رفتار و تبلیغات دیگران تنظیم می کنیم.

 

حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «علم دو نوع است؛ علم شنیده ها و علمی که از تحلیل شنیده ها حاصل می شود» ما امروز در جامعه با شنیده های زیادی مواجه هستیم و یکی از چیزهایی که شخصیت انسان را تحت تاثیر قرار می دهد «شنیده» هاست. علاوه بر الگو، «شنیده ها» نیز شخصیت انسان را تحت تاثیر قرار داده و به آن شکل می دهد. اگر کسی فقط «شنیده ها» را داشته باشد اما قدرت تحلیل نداشته باشد یعنی رشد عقلی او به قدری نباشد که این شنیده ها را تجزیه و تحلیل کند، چه می شود؟

 

نقش الگوها را در این رابطه چگونه ارزیابی می کنید؟  

امروز قشر جوان با الگوهای متفاوتی روبه رو است. الگوها شخصیت انسان را تشکیل می دهند. در روایات ما نقل است که «انسان شخصیت خود را از دوستانش می گیرد.» در عمل نیز تاثیر دوستان بر شخصیت و زندگی فرد غیرقابل انکار است.

 

در یک جامعه منتظر الگوی یک جوان چه کسی باید باشد؟ مسلما یک فرد عالم، فردی که مصون از خطا باشد. اگر من در اثر انتخاب الگوی اشتباه، مسیر را اشتباه رفتم و تازه در دوران میانسالی متوجه این اشتباه شدم و پشیمانی به سراغم آمد این عمر از دست رفته را چه باید کرد؟

 

تاثیر الگو و انتخاب درست در این زمینه به دلیل مصونیت و آرامشی است که در زندگی ایجاد می کند. اگر الگوی انتخابی ما مصون از خطا و اشتباه باشد کسانی که از او تاثیر می پذیرند نیز به مسیر انحرافی نخواهند رفت و زندگی ای همراه با آرامش خواهند داشت.

راه تشخیص پرچم بقیه الله(عج) از پرچم‏ های اشتباه!

مؤمنان در عصر غیبت، چون ساکنان کشتی، اسیر در پنجه توفانند که با آن واژگون و زیرورو می‌‏ شوند. آنان با پرچم‏‌های اشتباه و گمراه کننده روبرو خواهند بود و باید چنان بصیرتی داشته باشند که پرچم مهدی (عج) را از پرچم ‏های دروغین بشناسند.
عقیق:تربیت مهدوی به عنوان زیربنای سبک زندگی منتظرانه که می تواند مسیر انتظار را هموار کند یکی از مهمترین مولفه هایی است که بی توجهی نسبت به آن آثار سوئی را بر فرد و جامعه منتظر تحمیل می کند. از این رو، در سلسله مطالبی که به همت واحد پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) تدوین شده است، این نوع خاص و سرنوشت سازِ تربیت و آسیب هایی که پش پای آن بروز و ظهور می کند را بررسی می کنیم که نخستین شماره آن از نظرتان می گذرد:

 

اعتقاد به وجود و ظهور امام مهدی (عج)، از جمله‏ اعتقادات اسلامی و شیعی است و هم‏چون سایر اجزای این اعتقادات، لوازم تربیتی معینی بر آن مترتب است. بر این اساس، مهدویّت، تنها مسأله ‏ای اعتقادی نیست، بلکه از بعد تربیتی نیز برخوردار است. هنگامی که ما مشخص می ‏کنیم بر اساس متون روایی، اعتقاد به وجود و ظهور حضرت مهدی (عج)، ضروری است، مجموعه ‏ای دانشی را برای افراد فراهم نموده ‏ایم. اما هنگامی که این مجموعه دانشی، به همراه خود، تحولات هیجانی، عاطفی و عملی معینی را ایجاد می ‏کند که ضمن آن، افراد می‏ کوشند خود را برای یاوری امام مهدی (عج) مهیا سازند، چهره تربیتی مهدویّت آشکار می‏ شود.

با این توضیح، مقصود از آسیب ‏شناسی، بازشناسی موارد سوءبرداشت یا سوءعملکرد در جریان تربیتی مهدویّت است. به تعبیر دیگر: در تربیت دینی، آدمی با فهمی که از دین کسب می‏ کند، به عمل روی می آورد و زمینه‏ تحقق برداشت‏ های خود را هموار می کند. در این مسیر افق کوتاه دید آدمی، بدفهمی‏ ها را در دامن می‏ پرورد و دامنه‏ محدود همّت او، بدکرداری‏ ها را در پی می‏ آورد. از این رو، آسیب‏ شناسی تربیتی مهدویّت، تلاشی برای بازشناسی این گونه لغزش‏ های فکری و عملی در جریان تحقق بخشیدن به بعد تربیتی مهدویّت است.

در چارچوب مبنایی، آسیب‏ شناسی تربیت دینی، در هفت محور تنظیم می شود.

 

محور اول – آسیب‏ ها : حصاربندی و حصارشکنی؛ سلامت: مرزشناسی

اشاره: در این محور، آسیب‏ های تربیت دینی، در دو سوی متقابل، حصاربندی و حصارشکنی نامیده شده ‏اند. در حصاربندی، نظر بر این است که خط مشی اساسی برای تربیت دینی افراد، دور نگاه‏ داشتن آنان از بدی و نادرستی است. این شیوهی قرنطینه‏ سازی، خود، یکی از منشأهای آسیب‏ زاست؛ زیرا با مانع شدن آنان از مواجهه با بدی و نادرستی، توان مقاومت را در آنان تحلیل می‏ برد. قرنطینه‏ سازی، تنها به صورت موقت و در برخی از مراحل اولیه‏ تربیت رواست، اما تبدیل آن به خط مشی اساسی تربیت، در حکم مبدّل ساختن آن به یکی از عوامل آسیب‏ زایی است. از سوی دیگر، حصارشکنی و قرار دادن افراد در معرض مواجهه با جریان‏ های مختلف فکری و عملی، بدون فراهم آوردن قدرت تحلیل و مقاومت در آنان نیز منشأ آسیب‏ زایی است. حالت سلامت در تربیت دینی، مرزشناسی است. مرزشناسی چون یکی از عوامل راهبردی در تربیت دینی است، حاکی از آن است که باید در جریان طبیعی زندگی، در مواجهه با بدی‏ ها و نادرستی‏ ها، توانایی تبیین و تفکیک میان خوبی و بدی یا درستی و نادرستی را به صورت مدلّل در افراد فراهم آورد و به این ترتیب، زمینه‏ مهار گرایش‏ های آنان به بدی و نادرستی را مهیا کرد. مرزشناسی با تقوای حضور ملازم است، نه با تقوای پرهیز و مصونیت در متن موقعیت را جستجو می‏ کند، نه مصونیت در قرنطینه را.

با توجه به چارچوب کلی آسیب و سلامت در این محور، به بررسی آن در مورد خاص مهدویّت خواهیم پرداخت. بر این اساس، بهره ‏وری از مهدویّت در امر تربیت، در دو صورت آسی ب‏زا خواهد بود. هنگامی که فهم ما از این اصل اعتقادی و عمل ما در پرتو آن، به صورت حصاربندی جلوه ‏گر شود و هنگامی که موضع ما در قبال آن به حصارشکنی منجر شود.

 

در شکل نخست از آسیب ‏زایی، تصور و برداشتی ایستا از مهدویّت و انتظار مهدی (عج) وجود دارد. به این معنا که دو صف حق و باطل، هر یک با پیروان خود، برقرارند تا زمانی که ظهور رخ دهد و باطل مضمحل شود. در این فاصله، پیروان حق باید بریده و برکنار از پیروان باطل، «انتظار» بکشند تا لحظه‏ وقوع واقعه فرارسد. در این تصور، دوران غیبت، به مثابه‏ «اتاق انتظار» است که باید در آن، به دور از اهل باطل، نشست و منتظر بود تا صاحب امر بیاید و کار را یکسره کند. تلاش افراد در این‏جا برای دور نگاه‏داشتن و مصون داشتن خود و دیگران، از اهل باطل است. پی‏آمد چنین فهمی از مهدویّت، به صورت تربیت قرنطینه ‏ای آشکار می ‏گردد که در آن می‏ کوشند، افراد را با کنار کشیدن از معرکه، همراه با انتظاری انفعالی، مصون نگاه دارند.

 

این پی‏امد تربیتی، گونه ‏ای آسیب ‏زا از تربیت را نشان می‏دهد؛ زیرا منطق حصاربندی بر آن حاکم است که عبارت از افزایش آسیب‏ پذیری فرد از طریق دور نگاه‏داشتن وی از مواجهه است. اما این آسیب‏زایی، خود، از کژفهمی نسبت به مهدویّت نشأت یافته است. اگر مهدویّت، ناظر به غلبه‏ نهایی حق بر باطل است، باید این غلبه را در پرتو قانون کلی چالش میان حق و باطل فهم کرد. در چالش با باطل است که حق غالب می‏ گردد: "بلکه حق را بر باطل فرومی‏ افکنیم، پس آن را درهم می‏ شکند، و ناگاه نابود می‏ گردد. وای بر شما از آن‏چه وصف می‏کنید".(1)

 

در روایات نیز مسأله‏ مهدویّت، نه در قرنطینه، بلکه در فضای باز، یعنی در عرصه‏ مواجهه و چالش میان حق و باطل ترسیم شده است. به تعبیر روایت، مؤمنان در عصر غیبت، چون ساکنان کشتی اسیر در پنجه‏ توفانند که با آن واژگون و زیرورو می‏ گردند. آنان با پرچم ‏های اشتباه ‏انگیز روبرو خواهند بود و باید چنان بصیرتی داشته باشند که پرچم مهدی (عج) را از پرچم‏ های دروغین بازشناسند. در چنین عرصه‏ چالش‏ خیزی است که باید کسی ایمان خویش را محفوظ نگاه دارد؛ قرنطینه ‏ای در کار نیست.

 

مفضل بن عمر جعفی گوید: شنیدم که شیخ – یعنی امام صادق‏(ع) – می‏ فرمود:«مبادا علنی کنید و شهرت دهید. بدانید به خدا قسم، حتماً مدت زمانی از روزگار شما غایب خواهد شد و بی‏ تردید پنهان و گم‏نام خواهد گردید تا آن‏جا که گفته شود: آیا او مرده است؟ هلاک شده است؟ در کدامین سرزمین راه می‏ پیماید؟ و بدون شک، دیدگان مؤمنان بر او خواهد گریست و هم‏چون واژگون شدن کشتی در امواج دریا، واژگون و زیرورو خواهند گردید. پس هیچ‏کس رهایی نمی ‏یابد مگر آن‏ کس که خداوند از او پیمان گرفته و ایمان را در دل او، نقش کرده و با روحی از جانب خود تأییدش فرموده باشد. بی‏تردید، دوازده پرچم اشتباه‏انگیز که شناخته نمی‏شود کدام از کدام است، برافراشته خواهد شد…".(2)

در همین سیاق، روایات دیگری وجود دارد حاکی از این که در دوران غیبت، آزمون‏ های سنگین و دشواری‏ های بسیار رخ خواهد داد. به طور مثال، در روایتی از جابر جُعفی آمده است که می‏ گوید: "به امام باقر(ع) گفتم که گشایش در کار شما کی خواهد بود؟ پس فرمود: «هیهات! هیهات! گشایش در کار ما رخ نمی‏دهد تا آن که شما غربال شوید و بار دیگر غربال شوید – و این را سه بار فرمود – تا آن که خدای تعالی، تیرگی را (از شما) زایل کند و شفافیت (در شما) به جای ماند.»(3) چنان که عبارات مذکور نشان می ‏دهد، دوران غیبت، دوران مواجهه با موقعیت‏ های سخت و آزمون‏ های دشوار است که در نتیجه‏ آن، بسیاری غربال خواهند شد؛ به این معنا که از آزمون سربلند بیرون نخواهند آمد. بنابراین، تصور آرمیدن در حصاری محفوظ و برکنار ماندن از اصطحکاک و مواجهه، تصوری مردود است و در قاموس مهدویّت و تربیت مهدوی نیست.

 

پی نوشت ها:

1) بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مماتصفون. انبیاء، ۱۸

2) المفضل بن عمر الجعفی قال: سمعت الشیخ – یعنی ابا عبداللَّه‏علیه السلام – یقول: ایاکم و التنویه، أما واللَّه لیغیبن سبتاً من دهرکم و لیخملن حتی یقال: مات؟ هلک؟ بأی واد سلک؟ و لتدمعن علیه عیون المؤمنین و لیکفأن تکفأالسفینه فی أمواج البحر فلا ینجو الا من أخذاللَّه میثاقه و کتب فی قلبه الایمان و أیده بروح منه و لترفعن اثنتا عشره مشتبهه لا یدری أی من أی، قال: فبکیت ثم قلت له: کیف تصنع؟ فقال: یا أباعبداللَّه -ثم نظر الی شمس داخله فی الصفه- أتری هذه الشمس؟ فقلت: نعم، فقال: لأمرنا أبین من هذه الشمس.  غیبت نعمانی (ترجمه غفاری)، صص ۲۱۸-۲۱۹٫

3) عن جابر الجعفی قال: قلت لأبی جعفرعلیه السلام متی یکون فرجکم؟ فقال: هیهات هیهات لا یکون فرجنا حتی تغربلوا ثم تغربلوا یقولها ثلثاً حتی یذهب اللَّه تعالی الکدر و یبقی الصفو.  منتخب الاثر، ص ۳۸۹٫

منبع:شبستان

روز آغاز امامت ولیعصر(عج) تعطیل رسمی شد

نمایندگان مجلس بر اساس موافقت دولت، هشتم ربیع‌الاول سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) و آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) را به عنوان تعطیل رسمی تعیین کردند.
 نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست علنی صبح امروز (یکشنبه) پارلمان لایحه اعاده شده احکام دائمی قوانین پنجساله توسعه جمهوری اسلامی ایران از شورای نگهبان را مورد بحث و بررسی قرار داده و با اصلاحاتی به منظور تأمین نظر آن شورا به تصویب رساندند.

به موجب مصوبه مجلس، هشتم ربیع‌الاول سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) و آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) به عنوان تعطیل رسمی تعیین شد.

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی پیش از آغاز بررسی این بند الحاقی لایحه مذکور، گفت: شورای نگهبان پیش از این اعلام کرده بود دولت در زمینه تعطیلی 8 ربیع مصوبه‌ای نداشته است به همین دلیل آن را رد کرده بود اما دولت با تعطیلی هشتم ربیع‌الاول موافقت کرده است، لذا دیگر مشکلی در این زمینه نیست و ایراد شورای نگهبان به این بند حل شده است.

همچنین وکلای ملت جزء 5 بند الحاقی یک لایحه احکام دائمی برنامه‌های توسعه را به منظور تأمین نظر شورای نگهبان حذف کردند.

منبع:فارس

زمان ظهور امام مهدی(عج)

  شبستان: علم به وقت ظهور مولایمان صاحب الامر علیه السلام از اسرار خداوند است و حکمت الهی بر این است که وقت ظهور صاحب الامر را پیش از فرا رسیدن آن از بندگانش مخفی بدارد.
 

 

 در مکیال المکارم در رابطه با زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه و تعیین وقت برای آن چنین آمده است: مفضل بن عمر گوید: از سرورم امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا ظهور مهدی منتظَر(عج) وقت معینی دارد که مردم آن را بدانند؟» فرمودند: «حاشا که خداوند برای آن وقتی تعیین کرده باشد یا شیعیان ما برای آن وقتی معین کنند.»

 

و ابوبصیر گوید به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: «فدایت گردم! خروج قائم علیه السلام چه زمان خواهد بود؟» فرمودند: «ای ابومحمد! ما خاندانی هستیم که وقت نمی گذاریم و همانا حضرت محمد صل الله علیه وآله فرمودند: «وقت گذاران دروغ گویند.»

 

و نیز آن حضرت(ع) فرمودند: «خداوند جز این نخواهد کرد که خلاف وقتی را که وقت گذاران تعیین کنند، ظاهر سازد.»

 

از این روایات معلوم می شود که علم به وقت ظهور مولایمان صاحب الامر علیه السلام از اسرار خداوند است و حکمت الهی بر این است که وقت ظهور صاحب الامر را پیش از فرا رسیدن آن از بندگانش مخفی بدارد به خاطر اموری که بر ما پوشیده است.     

زمینه سازی ظهور تنها وظیفه منتظران نیست

همه تکالیف ما در دوران غیبت، فراهم‌ساختن زمینه و مقدمه ظهور نیست؛ بلکه ما مکلف به انجام تکلیف‌های مشخصی هستیم. دوران غیبت، مقدمه دوران ظهور نیست بلکه دورانی است جداگانه با ویژگی‌های خاص.
 حجت الاسلام والمسلمین خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کتاب «نقش مردم در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام» می‌نویسد:

از دلیل های دیدگاه نخست بر نقش مردم، روایتی است که ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه ‌السلام نقل کرده است که فرمودند:

«یَا ثَابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ کَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِی السَّبْعِینَ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَی أَرْبَعِینَ وَ مِائَةٍ فَحَدَّثْنَاکُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدِیثَ فَکَشَفْتُمْ قِنَاعَ السَّتْرِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ وَقْتاً عِنْدَنَا وَ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ؛

‌ای ثابت! همانا خداوند تبارک و تعالی این امر را در هفتاد وقت گذاشت. چون حسین ـ صلوات اللَّه علیه ـ کشته شد، خشم خدای متعال بر اهل زمین سخت شد و آن را تا صد و چهل به تأخیر انداخت. سپس که ما به شما خبر دادیم، آن خبر را فاش کردید و از مطلب پوشیده، پرده برداشتید. بعد از آن، خدا برای آن وقتی نزد ما قرار نداد. خدا هر چه را خواهد محو کند و ثابت گذارد و اصل کتاب نزد او است.»

ابو حمزه گوید: «من این حدیث را به امام صادق علیه‌ السلام عرض کردم؛ فرمودند: «چنین بوده است».

ایشان بر این باورند چون برخی رفتار مردم سبب پس‌افتادن ظهور می‌شود، پس به‌ناگزیر با انجام برخی کار‌ها می‌توان ظهور را نیز پیش انداخت. البته توجه به نکاتی درباره روایت لازم است:

بررسی روایت

در همه نقل‌های این روایت، حسن بن محبوب از ابو حمزه نقل کرده است، در حالی که بر حسب کتاب‌های رجال ابوحمزه ثمالی از طبقه چهارم محدثان بوده و وفات او در سال ۱۵۰ قمری، واقع شده است. حسن بن محبوب که طبق سند، این خبر را از ابوحمزه روایت کرده، از طبقه ششم است که در هفتاد و پنج سالگی (در سال ۲۲۴ ق) در گذشته است. بنابراین، حسن بن محبوب در سال وفات ابوحمزه، یک سال بیشتر نداشته و در این صورت، روایت او از ابوحمزه اصلاً امکان ندارد و حتماً شخص دیگری بین او و ابوحمزه واسطه بوده است و چون معلوم نیست او چه کسی بوده است، نمی‌توانیم این حدیث را معتبر بدانیم.

یکی از بزرگان علمای معاصر، پس از اشاره به بیان یادشده، می‌افزاید:

افزون بر آن، خبر واحد ـ اگر چه صحیح باشد ـ در اصول اعتقادی نمی‌تواند حجّت باشد، تا چه رسد به آنکه سندش هم ناشناخته (مجهول) باشد.

 

آن‌گاه ادامه می‌دهد: با وجود احادیث معتبری که همه با صراحت دلالت دارند که ظهور حضرت مهدی علیه ‌السلام و حکومت عدل صالحان به این زودی‌ها صورت نخواهد گرفت و تا ظهور آن حضرت(عج) باید منتظر تحوّلات شگرف و حوادث خطیر طیّ زمان‌های بسیار طولانی بود، با این حال چگونه می‌توان به یک خبر واحد مجهول در برابر آن همه احادیث اعتماد نمود؟ به علاوه از حضرت امیرالمؤمنین علیه ‌السلام خطبه‌ها و روایات زیادی نقل شده است که در آن‌ها هم به طول مدتی که باید در طیّ آن به انتظار این ظهور بود، اشاره شده است و هم از پیشامدهای بزرگ و امتحانات شدید مؤمنان خبر داده شده است. با وجود این، چگونه ممکن است گفته شود خبر واحد مجهولی که می‌گوید آن حضرت(عج) وقت ظهور را سال هفتاد معیّن کرده است، صحیح است؟

افزون بر آن، صرف نظر از بحث سند، گمان اینکه مقصود روایت، پدیدآمدن گشایشی کلی و عام و به تعبیری حاکمیت و ولایت ظاهری اهل بیت علیهم السلام، میان شیعیان باشد و نه ظهور واپسین حجت خداوند؛ قوی‌تر است؛ چرا که بنا بر صریح روایات، قیام جهانی به دست دوازدهمین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرزند امام عسکری علیه السلام رخ خواهد داد و سال‌های یادشده، هیچ هماهنگی با زندگی حضرت مهدی عجل ‌الله فرجه ندارد.

در اینجا این نکته را می‌افزاییم که با توجه به دسته روایاتی که پیش از این یاد شد و روایاتی که در آن نه فقط زمان ظهور را در علم و اراده خداوند دانسته؛ بلکه امر دیگری را در آن دخیل ندانسته است، ادعای بداء در زمان ظهور امام زمان علیه السلام نه با معنای اصطلاحی بداء سازگاری دارد (چرا که زمانی برای ظهور تعیین نشده و کسی از آن آگاهی ندارد، تا خلاف آن صورت پذیرد.) و نه از طریق روایت یاد شده می‌توان آن را اثبات کرد.

بنابراین، ظهور، در زمان مقرر رخ خواهد داد. مهم آن است که ما به گونه‌ای زندگی کنیم که هرگاه به طور ناگهانی آن اتفاق افتاد، در کمال آمادگی برای درک آن دوران باشیم. البته برخی روایات یاد شده، فقط به عنوان شاهد بحث می‌تواند بررسی شود.

ناگفته نگذرم که این هرگز به معنای نقش نداشتن مردم نیست، بلکه به معنای آن است که چون کسی از زمان ظهور آگاه نیست پس ادعای تقدیم و تأخیر آن با بداء پذیرفتنی نیست.

بنابراین همه تکالیف ما در دوران غیبت، فراهم‌ساختن زمینه و مقدمه ظهور نیست؛ بلکه ما مکلف به انجام تکلیف‌های مشخصی هستیم. دوران غیبت، مقدمه دوران ظهور نیست؛ بلکه دورانی است جداگانه با ویژگی‌های خاص. البته اگر کسی به تکلیف خود عمل کرد، خداوند طبق وعده خود سرنوشت او را تغییر خواهد داد.


منبع:شبستان
 

ظهور امام زمان و ایجاد زمینه شکوفایی عقول

حجت الاسلام و المسلمین خداداده با تاکید بر اینکه آرامش و صلح در گرو حرکت به سوی صفات انسانی است، گفت: ظهور مهدی موعود (عج) زمینه شکوفایی عقول فطری را فراهم می کند.
عقیق:حجت الاسلام و المسلمین کمال الدین خداداده فعال در زمینه پژوهش های مهدوی در گفت و گویی گفت: یکی از زیباترین و مهمترین مباحثی که در مورد آن متفکران و پژوهشگران حوزه مهدویت که قلم فرسایی و نظریه پردازی کرده اند بحث رشد و توسعه و تکامل عقول بشری در زمان ظهور است؛ که به واسطه ظهور مهدی موعود (عج) زمینه، برای شکوفایی عقول فطری جامعه بشری فراهم می شود.
 
وی همچنین تصریح کرد: ابو یوسف یعقوب بن اسحاق اهوازی مشهور به «ابن سکیّت» از خواص اصحاب امام جواد (ع) و امام هادی(ع) فردی بسیار جلیل القدر و دانشمند بود و در زمان خود پرچمدار ادبیات عرب از لغت و شعر و نحو و منطق به شمار می رفت.
 
این کارشناس مسائل فرهنگی اظهار کرد: ابو یوسف یعقوب بن اسحاق اهوازی از امام هادی(ع) پرسید: علت اختصاص هر پیامبری به معجزه ای مخصوص چیست؟ موسی بن عمران با عصا و ید بیضاء، عیسی بن مریم با علم طب و شفای کور مادرزاد و احیای مردگان و اختصاص پیامبر اسلام (ص) به قرآن.
 
وی در ادامه صحبت های خود توضیح داد: حضرت هادی(ع) در پاسخ به این پرسش فرمودند: معجزه هر پیامبری با شرایط روز خود متناسب است تا بتواند بر همگان حجت و دلیل و راهنما باشد. در عصر موسی بن عمران جادو و سحر غلبه داشت و موسی بن عمران(ع) با انداختن عصا بساط جادوگران را بر هم ریخت و قرآن کریم این صحنه پرشور و هیجان را ترسیم فرموده است. (اعراف/ 121- 118) امام (ع) سپس فرمودند: در عصر حضرت عیسی(علیه السلام) بیماری های فلج و زمین گیر شیوع داشت و حضرت مسیح(ع) در راستای طب و علاج و درمان بیماران از قوانین عادی و متعارف فراتر رفت و پای را به آن سوی افق گذارد، کور مادرزاد را شفا داد و مردگان را زنده نمود. امّا پیامبر اسلام (ص) «کانَ الغالِبُ على أهلِ عَصرِهِ الخُطَبَ والکَلامَ فأتاهُم مِن عِندِ اللّه مِن مَواعِظِهِ وحِکَمِهِ ما أبطَلَ بهِ قَولَهُم، وأثبَتَ بهِ الحُجَّةَ علَیهِم» غالب در عصر رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) خطبه و کلام بوده است پس از جانب خداوند متعال پیامبر اکرم (ص) برایشان مواعظ و حکمتی آورد که با آن ها باطل شوند.
 
این کارشناس دینی یادآور شد: نکته کلیدی بیان امام هادی(ع) در سوال ابن سکیّت این است که پرسید: فما الحجة علی الخلق الیوم؛ بنابراین امروز حجت خدا بر مردم چیست؟
 
وی افزود: امام عصر(عج) یک کار اساسی که می کند همان شکوفایی عقل هاست که بر آن اساس همگی او را پیروی کرده و به سوی کمال حقیقی حرکت می کنند! امام فرمودند: «العقل یعرف به الصادق علی الله فیصدقه و الکاذب علی الله فیکذبه... » عقل که راه صحیح  را از غلط جدا می کند و صراط مستقیم الهی را از پرتگاه ها و جاده های هولناک باز می شناسد و راه صحیح را تأیید و راه غلط را رد می نماید. این عقل فطری برای انسان حجت خدا و راهگشاست.
 
این فعال حوزه جوانان همچنین گفت: با توجه به برخی از روایات رسیده ما می توانیم به اعتباری بهره گیری از عقل را به دو قسمت تقسیم کنیم عقل فردی  که شخص خود انسان از آن بهره مند است و عقلی که اجتماع نوع بشر از این نعمت الهی بهره می برد.تقسیم. عقل فردی نحوه فهم انسان از عالم هستی و جایگاه و منزلت خویش را راهبری می کند. همان گونه امیرالمومنین(علیه السلام) عقل و عاقل را تعریف فرموده اند. از آن حضرت(علیه السلام) پرسیدند: «صف لنا العاقل، فقال: هو الّذی یضع الشیء مواضعه. ثم قیل له: صف لنا الجاهل، فقال قد فعلت؛ عاقل کسی است که جایگاه و منزلت هر چیز را می شناسد و آن را در جای خودش می نهد و در نتیجه نادان کسی است که راه را گم کرده است، غلط می فهمد و غلط عمل می کند.» چه بسیار انسان های عاقلی که در طول دوران های مختلف بشری زندگی کرده و از دنیا رفته اند اما در میان جامعه ای بوده اند که عقل جمعی اجازه شکوفایی و تکامل را به انسان ها نداده است و نهایتا فقط توانسته اند عده ی کمی  را با خود همراه کنند.
 
وی تصریح کرد: حرکت جامعه بشری به سوی عقلانیت در  زمینه سازی ظهور نقش بسزایی ایفاء می کند یعنی جامعه انسانی به یک رشد و بلوغ لازم جهت ظهور حضرت صاحب عجل الله می رسد.
 
این کارشناس دینی خاطرنشان کرد: امروز درک و فهم بشری نسبت به گذشته بیشتر شده است گرچه تمدن جدید بشری مشکلات زیادی را برای او به ارمغان اورده ولی با این وجود بشر امروزی به این نتیجه رسیده است که آرامش و صلح در گرو پاکی و حرکت به سوی صفات انسانی است.

منبع:میزان

کیفیت غلبه امام مهدی(عج) برجهان با۳۱۳نفر!

برخی در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با معدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت (عج) آغاز می‌شود و به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین می‌انجامد، تشکیک می‌کنند و تحقق آن را با گروهی به ظاهر اندک بعید می‌شمارند.
عقیق: آیت الله جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)، موجود موعود» می نویسد:

برخی افراد در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با محدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت(عج) آغاز می گردد و سرانجام به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین خواهد انجامید، تشکیک روا می دارند و چنین تحول عظیمی که با یاری گروهی به ظاهر اندک آغاز می شود را بعید می شمارند.

انقلاب اسلامی ایران در این حوزه نمونه بسیار روشنی از امکان وقوع چنین خیزش و حرکتی عظیم است، چون انقلاب پرارج اسلامی به رهبری امام راحل به خوبی روشن ساخت که با افرادی اندک می توان خیزشی عمیق و حرکتی سترگ را ضد طاغوت و طغیان آغاز کرد و با بیدار کردن دل های خفته انسان ها، آنان را با خویش همراه ساخت و با برچیدن نظام طاغوت شاهد درخشش خورشید حکومتی الهی و اسلامی بود.

پیر روشن دل و سفر کرده این انقلاب با دستی تهی از عوامل مادی، اما باوری عمیق به نصرت الهی، چنان حرکتی عظیم را در سطح جهانی آفرید که برخی نشریات خارجی در زمان تبعید آن بزرگوار به پاریس در زیر تصاویر او نوشتند: «هذا المنفی ازعج الشرق، حیر الغرب و شغل العالم؛ یعنی این شخص تبعیدی شرق را به زحمت انداخت و غرب را متحیر ساخت و جهان را به خویش سرگرم ساخت.» حقیقت آن بود که نه تنها ایران و خاورمیانه، سراسر جهان بر محور نوک قلم او می گشت و از انوار پرتلآلو بنان و بیان او روشنایی می گرفت و در تپش و انقلاب به سر می برد.

وقتی نماینده ای از نمایندگان امام عصر عجل الله تعالی فرجه چون امام راحل رحمة الله چنین قدرتی دارد در تسخیر عالم به دست با کفایت وجود مبارک ولی الله الاعظم علیه السلام با 313 شاگرد و ارادتمند - همانند امام راحل-  جای شک و تردید نیست، هرچند دیگران نیز به اردوگاه یاران و اصحاب امام عصر عجل الله تعال فرجه خواهند پیوست.

بدین ترتیب انقلاب شکوهمند اسلامی از جهات متعددی آینه انقلاب جهانی مهدوی خواهد بود. بی شک انقلاب عظیم مهدوی نقطه عطف تاریخ است، همان گونه که نمونه کوچک آن نهضت عظیم نقطه عطف بود. نقطه عطف بودن انقلاب اسلامی، در قیاس با نهضت مهدوی چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی.

انبیای دیگر نیز گرچه نقطه عطف عصر خویش بودند در برابر انقلاب آن حضرت(عج) همان شبنم اند. آن که کل جهان را تغییر می دهد و نظام ظلم و طاغوت را به نظامی بر محور حق و عدالت تبدیل می سازد، او نقطه عطف جهانشمول و عالمگیر است. او همان است که حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام درباره اش فرمودند: «یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی.(نهج البلاغه خطبه 138)

انقلاب مهدوی قلوب انسان ها را دگرگون می کند و آنان را از خودخواهی به خدا خواهی می رساند. سیاهی جهل و گمراهی را به روشنایی هدایت و علم می زداید و ترس و اضطراب را به شجاعت و ثبات بدل می سازد. نمونه ای از این تحول شگرف را در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام و پایمردی رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس می توان دید.

آنان که فرزندانشان را می بوئیدند، می بوسیدند و به خطوط مقدم نبرد گسیل می داشتند مصادیق بارز( یهدون بأمرنا)  بودند که با دگرگونی قلب چنین جلوه هایی از ایثار و نثار را آفریدند. آن شور و شوق قلبی و گرایش وصف ناپذیر به صفوف مقدم نبرد و دفاع از آیین مقدس و میهن اسلامی که حافظ  کیان ایران اسلامی بود و نیز این دلبستگی وافر به شهادت و دل برکندن از تمامی مظاهر زندگی طبیعی، جز بر اساس(یهدون بأمرنا) میسور و مقدور نبود و جز با تحول قلوب به دست نمی آمد.

اینان سربازان ذخیره خدای سبحان اند که هنگام قصور و فتور دیگران با رهنمود درونی از آسایش گاه به قربان گاه می روند و آیه «قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ»  با قیام رادمردانه این مجاهدان نستوه تحقق عینی می یابد.   


منبع:شبستان

نحوه رسیدن به مقام۵۰ «صِدِّيقاً مِمَّنْ صَدَّقَ لی» در آخرالزمان!

  آخرالزمان، دوران تربیت آدم برای امام زمان(عج) است، ایشان نیازمند آدم است و نباید تنها به بدی های این دوران توجه کرد زیرا می توان به درجه ۵۰ برابری نسبت به صدیقین پیامبر اکرم(ص) رسید.
 

 

به گزارش خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان، حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در ماه محرم سال 93 در حسینیه آیت الله حق شناس، سلسله مطالب و سخنرانی هایی با موضوع «آخرین مراحل انتظار» را ایراد کرده است که بنا داریم، در 13 شماره به آنها بپردازیم که در ادامه شماره سوم آن را مطالعه می کنید:

 

یکی از اقتضائات دوران آخرالزمان، تشویق های بی حدی است که برای مومنان در این دوران بیان شده است، همانطور که فتنه ها، ظلم ها و فساد ها در آخرالزمان زیاد می شوند، اما مژده هایی هم برای خوبی ها و خوبان ارائه شده است. هر فردی در طول تاریخ این تشویق ها و مژده ها را شنیده، آرزو کرده است که در دوران آخرالزمان یعنی همین دوران زندگی ما قرار داشت.

در آخرالزمان ظلم و جنایات و فتنه های سنگین و سهمگین زیاد می شود، ریزش های فراوانی ها هم وجود دارد اما بنا داریم دلمان را متوجه رویش های دوران آخرالزمان کنیم، تا انگیزه پیدا کنیم، امتیازات آخرالزمان را کسب کنیم و همچنین احساس مسئولیت کنیم که در این دوران چه وظایفی بر عهده داریم.

اگر هم اکنون امام زمان(عج) ظهور کرده باشند، صبح زود رادیو را روشن می کنیم تا متوجه دستور حضرت (عج) شویم و همگان تبدیل می شوند، به سرباز آماده به کار، برای فعالیت کردن در رکاب حضرت(عج)، یعنی اینگونه شرایط را جدی می گیرند اما در شرایط کنونی، همگان بر این باورند که در دوران مرخصی هستند و وظایف محدودی دارند که این نشانه جدی نگرفتن مسئولیت های خاص منتظران، در دوران آخرالزمان است.

در کتاب «کافی» روایتی از امام صادق(ع) آمده است که از قول پیامبر(ص) می فرمایند: «سيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَايُنَالُ الْمُلْكُ فِيهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ؛ زمانی بر مردم خواهد رسید که پادشاهی، حکومت و قدرت جزء با قتل و زورگویی به دست نمی آید» یعنی همین شرایط امروز در عالم که تقریبا در هیچ جایی، قدرت بدون زور گفتن به دست نیامده است. علامه طباطبایی(ره)، 50 سال پیش ذیل آیه 200 سوره مبارکه آل عمران فرمودند: «دموکراسی بدتر از دیکتاتوری است و بیشتر از آن ظلم می کند».

در ادامه این روایت آمده است «وَ لَا الْغِنى إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْلِ؛ ثروتمند شدن در آن دوران از طریق بخل و غصب رخ می دهد» یعنی در آخرالزمان از راه حلال نمی توان پول دار شد و در ادامه نیز آمده است «وَ لَا الْمَحَبَّةُ إِلَّا بِاسْتِخْرَاجِ الدِّينِ وَ اتِّبَاعِ الْهَوى؛ برای برقراری محبت میان مردم، باید از دین خارج شد و از هوای نفس تبعیت کرد» یعنی در آخرالزمان بنا داشته باشید، عزیز شوید، باید بی دین شوید زیرا عزت در دینداری نیست و حتی با تبلیغ رسانه های دنیا، فرد دیندار، بی کلاس تلقی می شود زیرا آنها زندگی صحیح را تمسخر می کنند.

پیامبر اکرم(ص) در ادامه این روایت می فرمایند:«فَمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ فَصَبَرَ عَلَى الْفَقْرِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الْغِنَى وَ صَبَرَ عَلَى الْبِغْضَةِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الْمَحَبَّةِ وَ صَبَرَ عَلَى الذُّلِّ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الْعِزِّ آتَاهُ اللَّهُ ثَوَابَ خَمْسِينَ صِدِّيقاً مِمَّنْ صَدَّقَ ؛ پس كسى كه آن زمان را دريابد بايد بر تنگدستى صبر كند، با اينكه توانايى ثروتمند شدن را دارد و بايد بر دشمنى صبر كند، با اينكه توانايى محبت را دارد و بر خوارى صبر كند، با اينكه مى تواند عزيز باشد، در اين صورت خداوند به او پاداش پنجاه صديقى كه مرا تصديق نموده اند را عطا مى كند» بسیاری از ثروتمندان برکت مالشان به جهت صبر کردن و مقاومت کردن در برابر پول های نامشروع است و یا فردی در حالی که می تواند دل مردم را با بی دینی بدست آورد، در برابر آن صبر می کند، بطور مثال برای فرزندش جشن عروسی می گیرد و همه را از دست خود  می رنجاند، به این دلیل که مداح در مراسم عروسی آورده است و او می گوید؛ به جای پخش موسیقی و وارد کردن ضربه روحی به مردم، مداح در مراسم عروسی می آورم. مهم است که انسان در مراسم عروسی خود، یاد امام حسین(ع) باشد و آنگونه رفتار کند که موجب ناراحتی ایشان نشود. نباید تنها روز عاشورا کنار امام حسین(ع) بود اما در مراسم عروسی رفتار دیگری داشت، در روایت داریم که ائمه اطهار(ع) حتی در مراسم عروسی خود نیز یادی از امام حسین(ع) می کردند.

فرض کنید در مراسم عروسی یک جوان، فردی گوید «قربان علی اکبرت شوم حسین(ع)» و قطره اشکی ریخته شود، این فرد باید مطمئن باشد که در لحظه مرگ امام حسین(ع) بر بالینش حاضر خواهد شد و خواهد فرمود:تو قشنگ ترین زمان زندگی ات را برای ما خراب کردی و ما نیز در سخت ترین لحظه زندگی ات کنارت خواهیم بود.

انسان اگر گاهی، بخاطر خداوند، ذلتی را قبول کند، خداوند وی را به جایگاه های بالا خواهد رساند، هر فردی به جایی رسیده است، مطمئن باشید، جایی با خداوند معامله کرده است یعنی در جایی به خاطر خدا، از آبرویش گذشته است زیرا خداوند بی جهت به فردی آبرو نمی دهد و اگر فردی هم در جایی به خاطر خداوند از آبروی خود، نگذرد، خداوند او را ذلیل خواهد کرد.

امام خمینی (ره) صریحا فرمودند: اگر زیارت عاشورا با 100 لعن و 100 سلام در خانه و خلوت خوانده شود، اسلام زنده نخواهد ماند، ما دعای ندبه دسته جمعی را راه اندازی کردیم، عده ای مراجعه کردند که خیلی خوب است، دعای کمیل را هم دسته جمعی بخوانید؛ اعلام کردم دعای کمیل برای تنهایی است، دسته جمعی خواندنش خوب است اما دعای ندبه را به دلیل مودت با امام زمان(عج) باید جمعی خواند و فریاد زد.

فردی که در آخرالزمان بتواند از ثروت توام با مال حرام پرهیز کند یا از عزت توام با بی دینی بگذرد و یا بتواند از محبت توام با بی دینی، عبور کند، خداوند « آتَاهُ اللَّهُ ثَوَابَ خَمْسِينَ صِدِّيقاً مِمَّنْ صَدَّقَ لی» ثواب 50 صدیق را به وی عطا خواهد کرد.

در عالم هستی به ترتیب انبیاء، صدیقین و شهدا قرار دارند، یعنی مقام قرآنی صدیقین از شهدا هم بالاتر است و آنان افرادی هستند که با تمام وجود، انبیاء را تائید کرده اند البته حضرت(ص) می فرمایند: ثواب «صِدِّيقاً مِمَّنْ صَدَّقَ لی» صدیقانی که مرا تائید کرده باشند، به آنان اهدا خواهد شد.

آخرالزمان، دوران تربیت آدم برای امام زمان(عج) است زیرا ایشان نیازمند آدم است، در این دوران باید ثواب جواب کرد و نباید تنها به بدی های این دوران توجه کرد، به این دلیل که می توان بسیار راحت به درجه 50 برابری نسبت به صدیقین پیامبر اکرم(ص) رسید.

نقل شده است که جنایتکاران و تروریست ها، جلوی اتوبوسی را در عراق می گیرند و همه را پیاده می کنند و هر کس که نامش علی، حسن ، حسین و... است، جدا می کنند که در مجموع 10 مرد می شوند، به آنها می گویند به علی بن ابی طالب(ع) ناسزا بگویید وگرنه سر از بدن شما جدا خواهیم کرد، نمی گویند، نفر اول را سر از بدنش در مقابل خانواده و دیگر زن و بچه ها جدا می کنند و به 9 نفر مابقی گفته می شود، به امام علی(ع) ناسزا بگویید و گرنه، همین عاقبت را خواهید داشت، نمی گویند، همین طور ادامه می دهند تا 9 نفر را سر می برند، به نفر دهم می گویند، یقین کردی اگر نگویی، سر از بدنت جدا می کنیم و او ناسزا نمی گوید و سر از بدن او هم جدا می کنند، حضرت آیت الله سیستانی در خصوص این اتفاق فرموده بودند، که «انسان نمی داند به جهت این ماجرا، از غصه دق بکند یا شاد شود و بگوید یا علی(ع)، چه مریدانی در آخرالزمان دارید!» اگر همین 10 نفر در شام بودند، یک تازیانه، به دختر امام حسین(ع) زده نمی شد. در آخرالزمان بسیاری از مردم بد می شوند اما باید حواس خود را جمع کنیم.