Articles Tagged ‘قرآن’

آيه اي كه ناله و شيون ابليس را درآورد!

بنابر روایتی، نازل شدن آیه ای از کلام الله مجید موجب خشم شیطان شده و او را به ناله و شیون کشانده است.
 امام جعفر صادق عليه السلام می فرماید: وقتى كه اين آيه نازل شد؛ «والذين اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم/ آن كسانى كه هرگاه كار زشتى انجام مى دهند يا هرگاه به خود ستمى مى كنند خداى را به ياد مى آورند و از او طلب بخشش گناهانشان را مى نمايند»(سوره آل عمران آيه 135)؛ ابليس به بالاى كوه ثور واقع در مكه رفت و با بلندترين صدايش شيطان هايش را فرياد زد پس همگى گرد آمدند، پس گفت: چه كسى براى اين آيه چاره اى مى انديشد؟ پس هر يك از شياطين برخاسته و سخنى گفتند و ابليس راه حل آن ها را نپذيرفت تا اينكه وسوسه گر خناس برخاسته و گفت: من چاره ساز اين آيه ام. گفت: به وسيله چه چيزى؟ وسوسه گر خناس گفت: به مردمان وعده مى دهم و در دل آنان آرزو می افكنم (آرزومندشان می كنم) تا در گناه بيافتند، پس هنگامى كه در گناه افتادند استغفار را از يادشان مى برم. ابليس راى او را پسنديد و تا روز قيامت كار اين آيه را به او سپرد.
 
اميرمؤمنان على (ع) حدیثی را از پيامبر گرامى خدا (ص) نقل می ‏كند كه فرمود:
 
«خير آية فى كتاب اللَّه هذه الاية! يا على! ما من خدش عود، و لا نكبة قدم الا بذنب، و ما عفى اللَّه عنه فى الدنيا فهو اكرم من ان يعود فيه و ما عاقب عليه فى الدنيا فهو اعدل من ان يثنى على عبده»
 
«اين آيه (وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ...) بهترين آيه در قرآن مجيد است، اى على! هر خراشى كه از چوبى بر تن انسان وارد می شود و هر لغزش قدمى؛ بر اثر گناهى است كه از او سر زده، و آنچه خداوند در دنيا عفو می کند گرامی ‏تر از آن است كه (در قيامت) در آن تجديد نظر فرمايد، و آنچه را كه در اين دنيا عقوبت فرموده عادل تر از آن است كه در آخرت، بار ديگر كيفر دهد.» به اين ترتيب اينگونه مصائب علاوه بر اينكه بار انسان را سبك مي كنند او را نسبت به آينده كنترل خواهند نمود.
 
 
 
پی‌نوشت:
تفسير نمونه، ج‏ 20، ص: 441
منبع:باشگاه خبرنگاران
 

خواص و فضیلت سوره مبارکه واقعه

پنجاه و ششمین سوره قرآن، واقعه نام دارد كه مكی و دارای 96 آیه است.

عقیق:پنجاه و ششمین سوره قرآن، واقعه نام دارد كه مكی  و دارای  96 آیه است.
 
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: هر كس این سوره را قرائت نماید نوشته می‌شود كه او از گروه غافلان نیست. (1)
 
این سوره از سوره هایی است كه اخبار قیامت و احوال آن در آن آمده است و از اسباب پیر شدن رسول الله صلی الله علیه و آّله است.

ابن عباس می‌گوید: مردی از رسول خدا پرسید: چرا اینقدر زود پیر شدید؟ در جواب فرمود: سوره‌های هود، واقعه، مرسلات، نبا مرا پیر كرده است. (2)
 
از امام باقر علیه السلام روایت شده: هر كس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت كند، در حالی خداوند را دیدار می كند كه چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می‌درخشد. (3)
 
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس به بهشت و ویژگی های آن مشتاق است، سوره واقعه را قرائت كند. (4)
 
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند، خداوند وی را دوست بدارد و نیز دوستی او را در دل همه مردم اندازد و در طول عمرش در این دنیا بدبختی و تنگدستی نبیند و آسیبی از آسیب‌های دنیا به او نرسد و از همدمان امیرالمؤمنین علیه السلام باشد و این سوره خصوصیتی نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام دارد كه دیگران با وی در آن شریك نیستند.  

آثار و بركات سوره

1) رفع فقر و تنگدستی

هر كس سوره واقعه را هر شب بخواند، هیچ تنگدستی و گرفتاری به او نمی رسد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: سوره واقعه را به زنانتان یاد دهید؛ زیرا آن سوره بی نیاز كننده است. (5)
 
در داستان جالبی درباره عبدالله بن مسعود آمده است: عبدالله بن مسعود صحابی بزرگوار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیمار شد. خلیفه وقت، عثمان بن عفان، به دیدار او رفت و ناراحتی و نگرانی در چهره او دید. از او پرسید: چرا ناراحتی و آه و ناله می کنی؟
گفت: گناهکارم. پرسید: چه می خواهی؟ گفت: رحمت خداوند را، پرسید: آیا نیاز به پزشک داری؟
گفت: طبیب حقیقی مرا بیمار کرده است.
پرسید: آیا می خواهی کمک مالی به تو بکنم؟
گفت: آن زمان که نیاز داشتم ندادی و اکنون نیازی ندارم.
عثمان گفت: پول می دهم برای دخترانت باشد. ابن مسعود گفت: آنها نیازی ندارند. چون به ایشان گفته ام که همواره سوره واقعه را قرائت نمایند که هیچ گاه نیازمند نخواهند شد. (6)
 
2) ایجاد بركت

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر سوره واقعه را بنویسند و در خانه بگذارند، موجب افزایش خیر و بركت می شود و هر كس به قرائت آن مداومت ورزد، فقر از او برطرف می‌شود و در آن افزایش حفظ و توفیقات و وسعت در مال وجود دارد. (7)
 
3) محبوبیت 

امام صادق علیه السلام فرموده است: هر كس در هر شب جمعه سوره واقعه را قرائت كند، خداوند او را دوست دارد و او را محبوب همه مردم می‌گرداند و هرگز در دنیا ناراحتی، فقر و تنگدستی و آفتی از آفات دنیا به او نخواهد رسید و از همراهان و رفیقان امیرالمؤمنین علیه السلام خواهد بود. و این سوره ویژه امیرالمومنین علی علیه السلام است و هیچ کس در آن شرکت ندارد. (8)
 
 4) آسانی مرگ و بخشش اموات

از امام صادق علیه السلام نقل شده است: سوره واقعه دارای منافع و بهره های زیادی است كه قابل شمارش نیست. از جمله فواید این سوره آن است كه اگر برای مرده ای خوانده شود، خداوند او را می آمرزد و اگر برای كسی كه در حال احتضار و مرگ است بخوانند، مرگ و خروج روحش به اذن خدا آسان می شود. (9)
 

5) آسانی زایمان


به همراه داشتن نوشته سوره واقعه موجب آسانی زایمان می شود. (10)
 
*پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر سوره واقعه را بنویسند و در خانه بگذارند موجب افزایش خیر و بركت می شود و هر كس به قرائت آن مداومت ورزد، فقر از او برطرف می شود و در آن افزایش حفظ و توفیقات و وسعت در مال وجود دارد.
 
ختم‌های مجرب
 
1) جهت برآورده شدن حاجات شرعی و ادای دین

40 شب، هر شب یك بار سوره «واقعه، مزمل، لیل، انشراح» را بخواند و بعد از تلاوت این سوره ها دعای زیر را بخواند كه بسیار مجرب است:

«یا رازق السائلین، یا راحم المساكین، یا ولی المؤمنین، یا غیاث المستغیثین، یا ارحم الراحمین، صل علی محمد و آل محمد واكفنی حلالك عن حرامك و بطاعتك عن معصیتك و بفضلك عمّن سواك، یا اله العالمین و صلی الله محمد و آله اجمعین» (11)
 
2) جهت زیاد شدن رزق و روزی و وسعت معیشت

از شب شنبه شروع كند و هر شب 3 بار بخواند و استثنائاً در شب جمعه 8 بار بخواند و این عمل را 5 هفته اجرا كند و قبل از تلاوت هر بار این سوره این دعا را بخواند: «اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً طیّباً من غیرك استجب دعوتنا من غیر رد و اعوذ من الفضیحتین الفقر و الدّین و ادفع عنّی هذین بحق الامامین الحسن و الحسین علیهما السلام برحمتك یا ارحم الراحمین» (12)


پی نوشت ها:
1) مجمع البیان، ج9، ص355

(2)الأمالی شیخ صدوق، ص304
(3) ثواب الاعمال، ص117
(4)همان
(5)کنزالعمال، ج1، ص264
(6)مجمع البیان، ج9، ص355  
(7) تفسیرالبرهان، ج5، ص249
(8)ثواب الاعمال، ص117
(9)تفسیرالبرهان، ج5، ص250
(10)المصباح کفعمی، ص458
(11)درمان با قرآن، ص111  
(12)همان
منبع:باشگاه خبرنگاران

آیت الله مظاهری: قرائت قرآن عامل برکت و نورانیت است/ قرآن راه‌های سلامتی را نشان می‌دهد

 

آیت الله مظاهری اظهار داشت: روايات به ما می‌گويد در هر حالی سر و کار با قرآن داشته باش و مرتبۀ اولش خواندن قرآن است که همۀ ما می‌دانيم و می‌توانيم. قرآن بخوانيم از حفظ باشد يا از رو باشد.

خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

متن ذیل درس اخلاق آیت الله العظمی مظاهری از مراجع معظم تقلید، با موضوع "معرفت نفس؛ ارتباط انسان با عالم هستی" می باشد که در هفتم بهمن ماه امسال ایراد شده است.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین والصلاة والسّلام علی خیر خلقه أشرف بریته ابوالقاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطیّبین الطاهرین و عَلی جمیع الانبیاء وَالمُرسَلین سیّما بقیة الله فی الأرضین و لَعنة الله عَلی اعدائهم أجمعین.

بحث ما دربارۀ روابط انسان با ديگران بود و راجع به پنج رابطه صحبت کردم. رابطۀ امشب، بحث مهمی است. هم برای دنيايمان مفيد است و هم برای آخرت، و سيروسلوکي‌ها به اين رابطه فوق‌العاده اهميت می‌دهند و آن رابطۀ ما با قرآن است. اوّلاً قرآن می‌خواهد ما به هر اندازه می‌توانيم قرآن بخوانيم. ولو معنايش هم برای ما معلوم نباشد و تفسير ندانيم اما بايد در قرآن روان باشيم و بی‌غلط قرآن بخوانيم. آيه از نظر تأکيد منحصر به فرد است که امر می‌کند که ما قرآن بخوانيم. در سورۀ مزمل می‌فرمايد: «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»[1]‌تا می‌توانی قرآن بخوان. بعد می‌فرمايد: «عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏»[2]

خدا می‌داند گاهی مريض هستی، اما در همان حال مريضی نيز تا می‌توانی قرآن بخوان. خدا می‌داند گاهی کار داری و کارهای مهم اطرافت را گرفته، اما در همان حالی که کار داري، يکی از کارهايت خواندن قرآن باشد: «وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ»[3] خدا می‌داند گاهی در جبهۀ جنگي،‌ اما در همان وقتی که در جبهۀ جنگ هستي، باز هم: «فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ»[4].

در قرآن آيه‌ای نداريم که اينگونه تأکيد داشته باشد. قرآن بعضی اوقات تأکيدهای منحصر به فردی برای بعضی از مطالب دارد و از مطالبی که تأکيدش منحصر به فرد است، بحث امشب ماست. انسان بايد بيکار نماند و قرآن بخواند. شما از اينجا تا به منزل برسيد،‌ می‌توانيد لاأقل صد مرتبه حمد بخوانيد. يا صد مرتبه سوره‌ای نظير قل هو الله بخوانيد. اين خيلی ثواب و برکت دارد. پيغمبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» می‌فرمايد اگر سورۀ حمد را بر مرده خواندی و زنده شد، تعجب نکن. يعنی برای رفع گرفتاري‌ها و برای رفع بلاها. پيغمبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» می‌فرمايند سه مرتبه قل هو الله بخوان و خداوند ثواب يک ختم قرآن می‌دهد. اينها ثواب استحقاقی نيست، بلکه ثواب تفضلی است. به قول حضرت

امام«رضوان‌الله‌تعالی‌عليه» دانه می‌ريزند که کبوتر بگيرند. اين همه ثواب را می‌دهند برای قل هو الله و حمد و چهار قل و مابقی سوره‌ها تا ما عادت داشته باشيم و قرآن بخوانيم. اين مشغول شدن به قرآن منافع ديگری هم دارد. اينکه حرف‌های مالايعنی را نمی‌گوييم و گوش نمی‌دهيم و اين هم فوق‌العاده مهم است. اين فيلم‌ها مالايعنی است، يعنی نتيجه ندارد. صدا و سيما بايد به قول حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌عليه» يک دانشگاه باشد اما می‌بينيم که فيلم‌ها بی‌محتواست، البته اگر اعصاب خورد نکند و حرام در آن نباشد. شما مثلاً به مهمانی رفته‌ايد و دو نفر پيش هم نشسته‌ايد و يکی می‌گويد حالت شما چطور است؟ چه خبر؟ آنگاه شروع می‌کنند به گفتگو. اين حرف‌ها اگر حرام نباشد و تهمت و شايعه پراکنی نباشد،‌ مالايعنی هست، يعنی نتيجۀ دنيا و آخرت ندارد. پيغمبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» می‌فرمايد مالايعنی فشار قبر دارد. ولو بهشتی باشد، اما اين فشار قبر را به خاطر کارهای بی‌معنا و شنيدنی‌ها و گفتنی‌های بی‌معنا بايد تحمّل کند و قبر چنان فشاری به او می‌دهند که استخوان‌های سينه در هم شکسته می‌شود. حيف نيست انسان مثلاً در مجلسی که نشسته صد قل هو الله بخواند و هيچکس نفهمد.

بزرگی به من می‌گفت به روضۀ مرحوم آقای کمپانی رفته بودم که يکی از مراجع بزرگ تقليد و اصفهانی بوده است و از بچه تاجرهای خيلی بالا بود که پا گذاشت روی تجارت و تمول پدرش و طلبه شد و کم‌کم مرجعيت بالايی پيدا کرد. از نظر علم و از نظر عمل و از نظر فقه و اصول و عرفان مراتب بالايی دارد. همۀ محققّين او را قبول دارند. گفت روزهای جمعه روضۀ هفتگی می‌گرفت و آقايان می‌آمدند و خود ايشان چای می‌ريخت. پسر ايشان هم چای می‌داد. من ديدم مرتّب لب‌هايش از اول تا آخر می‌جنبد. بعد فهميدم ايشان در روز هزار مرتبه سورۀ قدر را می‌خواند. اگر بخواهيم می‌شود. دو سه ساعتی که در جلسه نشسته‌ايم، همه مالايعنی است، البته اگر تهمت و شايعه پراکنی و العياذبالله غيبت نباشد، و نه فايدۀ دنيا دارد و نه فايدۀ آخرت. در اين دو سه ساعت لاأقل می‌توان صد تا قل هو الله خواند. آنگاه ده يا بيست ختم قرآن شود و ثوابش را از خدا گرفت. اين را از بيسوادان هم می‌خواهند.

پيغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» درس قرآن می‌گفتند. البته اينگونه بود که ده آيه یاد می‌دادند و می‌گفتند بايد اينها را حفظ کنيد. معنای تحت‌اللفظی و عوامانۀ آنها را می‌دادند و بعد امتحان می‌گرفتند و اگر از امتحان خوب درمی‌آمدند در آيات بعد می‌رفتند. لذا همه حافظ قرآن شده بودند. جنگی جلو آمد و زن و شوهر بی‌ادبی ادعای پيغمبری کردند. در اين جنگ هفتصد تا از حافظان قرآن شهيد شدند. شايد ثواب الفبا نداشتند، اما حافظ قرآن بودند. در ضمن کارشان و در راه قرآن می‌خواندند. قرآن اين را می‌خواهد. همين آيه را شما مرتب تکرار کنيد که خدا فرموده: «عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى‏ وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ»؛ بعد هم برای خودتان معنا کنيد که خدا گفته هرکاری داری و هر حالتی هستي،‌ ولو مريض، ولو در جبهۀ جنگ هستي، تا می‌توانی قرآن بخوان.

پيغمبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» و ائمۀ‌طاهرين«سلام‌الله‌علیهم» خيلی ثواب بار بر خواندن قرآن کرده اند. مفسرين اين ثواب‌ها را در تفسيرشان آورده‌اند و ثواب‌ها جداً محيّرالعقول است. اما با اين جمله‌ای که از حضرت امام گفتم که اينها استحقاقی نيست، بلکه تفضلی و ترغيبی و تحريصی است. اين ثواب را می‌دهند برای اينکه مردم قرآن‌خوان شوند. برای اينکه مردم بيکار نباشند، زيرا بيکاری زشت و بد است.

پيغمبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» رد می‌شدند و جوانی را ديدند که از نظر جسمی عالی بود. پيغمبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» تعريف او را کردند و فرمودند چه جوان مودب و مهيای کاری است. وقتی برگشتند ديدند بيکار نشسته است. فرمودند: از چشم من افتاد. آدم نبايد بيکار باشد. حال اگر کار نداري، آيا نمی‌توانی قرآن هم بخواني؟ قرآن اين را در آيات فراوانی می‌خواهد و پيغمبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم» می‌خواهند و صدر اسلام الفبا بلد نبود، اما حافظ قرآن بود. اين حافظ قرآن، قرآن را می‌خواند تا حفظ می‌کرد و بعد هم با خواندن قرآن اين حفظ را نگاه می‌داشت.

اين رابطۀ‌ اول ما با قرآن است و هرکه اين رابطه را نداشته باشد، ‌خطر دارد. دل سياه می‌شود کسی که قرآن رسوخ در دل او نکرده باشد، خدا به او ترحّم ندارد. دل ما بايد نورانی باشد. قرآن می‌گويد نور دل ما، قرآن است: «قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ»[5]

برای شما نور آمده است. اگر بخواهيد معنا بفهميد، خيلی ظاهر و هويداست و تفسير مطالعه کن و ببين چطور به زودی مفسر قرآن می‌شوي. «يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ»[6] اين قرآن راه‌های سلامتی را نشان می‌دهد. يک دفعه حضرت امام راجع به اين آيۀ شريفه می‌فرمودند آدم نمی‌فهمد اين راه‌های سلامتی چيست؟ برای اينکه اگر اسلام عزيز و اگر راه مستقيم باشد، پس اين سبل سلام چيست؟! يعنی قرآن به انسان الهام می‌دهد، قرآن به انسان دل می‌دهد. به راستی اگر سر و کار با قرآن داشته باشد، به جاهای بالايی می‌رسد.

مرحوم حضرت آيت‌الله خوئی«رضوان‌الله‌تعالی‌عليه» گفته بودند من در مدرسه خوی طلبه بودم. کسی آمد آنجا که در شب در تاريکی قرآن می‌خواند. می‌گفت قرآن نور دارد. يعنی نور قرآن را می‌ديد. غذايش پاک بود، زبانش پاک بود، چشمش پاک بود و خواندن قرآن نور در دل او بود و سرايت کرده بود به چشم او و او نور قرآن را می‌ديد.

کربلايی کاظم اراکی در زمان استاد بزرگوار ما آقای بروجردی«رضوان‌الله‌تعالی‌عليه» به قم آمده بود و سواد الفبايی نداشت، اما حافظ قرآن بود. به خاطر پاکی او و به خاطر اينکه پا گذاشته بود روی دنيای حرام و همه چيز را رها کرده بود و يک کارگر شده بود. آقا امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» نظر لطفی به او کردند و حافظ قرآن شد. من می‌ديدم که ايشان نور قرآن را می‌بيند. مثلاً ما واوی می‌نوشتيم که واو قرآن بود و يک واو الفبايی هم می‌نوشتيم و می‌پرسيدیم کداميک از اينها قرآن است؟ او دست روی واو قرآن می‌گذاشت. می‌گفت واو الفبا نور ندارد و اما واو «و الذين آمنوا» قرآن نور دارد و از نور آن می‌فهمم که قرآن است.

مرحوم آيت‌الله حائری«رضوان‌الله‌تعالی‌عليه» که خيلي‌ها او را دوست داشتند، مخصوصاً ‌استاد بزرگوار ما آقای بروجردی خيلی او را دوست داشتند و به او لطف داشتند و در جلسات خصوصی ايشان را می‌خواستند و با ايشان جلسه داشتند. زمانی کتاب جواهر را به کربلايی کاظم داد و گفت اين قرآن را بخوان. ايشان جواهر را باز کرد و گفت اين قرآن نيست. در حالی که ورق می‌زد به آيه‌ای رسيد که صاحب جواهر برای فقهش به آن آيه تمسّک کرده بود. دست روی آن گذاشت و گفت اين قرآن است. پرسيديم از کجا گفتيد؟ گفت برای اينکه قرآن نور دارد و از نور قرآن فهميدم.

نگوييد که نمی‌شود؛ نمی‌دانم و نمی‌شود و نمی‌توانم در قاموس انسان راه ندارد. اگر بخواهد، می‌داند و اگر بخواهد،‌ می‌شود و اگر بخواهد،‌ می‌تواند. ما نخواستيم و رسيده به اينجا که هشتاد درصد ما نمی‌توانيم قرآن بخوانيم. حتی دکتر و متخصص است، اما در خواندن قرآن روان نيست و در قرآن غلط دارد. يک دفعه من امتحان می‌گرفتم و در يک سطر پنج غلط داشتند. نمی‌توان گفت اين مسلمان است که در قرآنش غلط داشته باشد. نگوييد که نمی‌شود، بلکه نخواسته‌ايد. نمی‌دانم و نمی‌توانم و نمی‌شود در قاموس انسان نيست. همين مقدار که عمرت را صرف لاطاعلات و به قول روايات صرف مالايعنی می‌کني، صرف خواندن قرآن کن و درس قرآن بگير و صبح به صبح قرآن بخوان. آن وقت‌ها رسم بود که حتماً در خانه‌ها در صبح قرآن می‌خواندند و صدا از خانه‌ها بيرون می‌آمد. ما طلبه‌ها اينطور بوديم که قبل از اينکه وارد مطالعه شويم، يک حزب يا نيم جزء قرآن می‌خوانديم برای اينکه ذهنمان باز شود. قرآن ذهن را باز می‌کند و نورانيت می‌دهد. بعضی اوقات اينطور است که طلبه‌ها يا دانشگاهی‌ها گاهی روی يک مطلب يک ساعت فکر می‌کنند و نمی‌شود، اما گاهی نظير آن در پنج دقيقه می‌شود. اگر آدم به راستی وارد در قرآن باشد و انس با قرآن داشته باشد، مشکلاتش حل می‌شود. خدا وعده داده است از راهی که گمان نداريم، مشکل‌ها حل شود: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ، وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً»[7]

ما طی‌الارض شنيده‌ايم و بعضي‌ها داشته‌اند و می‌شود شما در شب جمعه يک دوره به کربلا و سامرا و کاظمين و نجف اشرف رويد و برای شام به خانه برگرديد. يکی از بزرگان به من می‌گفت پينه‌دوزی در نجف در پيش مدرسه ما پينه‌دوزی می‌کرد و می‌گفتند ايشان طی‌الارض دارند، اما خودش حاشا می‌کرد. امتحانش کرديم و نامه‌ای نوشتيم و به او گفتيم اين نامه بايد شب جمعه به دست آن آقا برسد. گفتند مواظبش بوديم تا عصر پنجشنبه پينه‌دوزی می‌کرد و شب جمعه پيدا نبود و نامه هم در شب جمعه به او رسيد. فهميديم که اين پينه‌دوز طی‌الارض دارد. طی‌الارض چيزی نيست، بلکه رابطه با قرآن مهم است.

يکی از بزرگان به نام آقای نخودکی که اصفهانی است و اهل دل است و اهل سيروسلوک است؛ شاگردش به من می‌گفت ايشان طی‌اللسان داشتند. ايشان شب‌های جمعه به حرم می‌رفته و نماز مغرب و عشا را در حرم مطهر می‌خوانده و زيارت می‌خوانده و بعد به خانه برمی‌گشته است. ايشان طی‌الارض و طی‌اللسان داشته است و از نخودک به حرم مطهر می‌رفته و نصف قرآن را در راه رفتن و نصف قرآن را در راه برگشت می‌خوانده است.

انسان عجيب است و دربارۀ او گفته‌اند: «الْمُؤْمِنُ‏ أَعْظَمُ‏ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ»[8]؛ «إِنَّ الْمُؤْمِنَ‏ أَعْظَمُ‏ حُرْمَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أَكْرَمُ عَلَيْهِ مِنْ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ»[9].

گفت جبريلا بيا اندر پی ام                 گفت رو رو من حريف تو نی‌ام

علی کل حال می‌خواستم دربارۀ مراتب انس با قرآن صحبت کنم و مرتبۀ اولش اين شد که ما بايد قرآن بی‌ غلط زياد بخوانيم. از رو و از حفظ يا در راه يا در حال نشستن. حتی روايت داريم که وقتی به دستشويی می‌روی می‌توانی آية‌الکرسی بخوانی.[10] بالاخره روايات به ما می‌گويد در هر حالی سر و کار با قرآن داشته باش و مرتبۀ اولش خواندن قرآن است که همۀ ما می‌دانيم و می‌توانيم. قرآن بخوانيم از حفظ باشد يا از رو باشد. از رو بخوانيم روشنايی چشم می‌دهد و در حال کم سو شدن چشم، خواندن قرآن خيلی خوب است.

بزرگی در اصفهان بود که نود سال به بالا داشت، اما چشم‌هايش خيلی تيزبين و روشن بود و چشم جوان داشت. به او گفتند چه کار کرديد که اين چشم‌ها را داريد؟ گفت نامحرم نديدم و قرآن هم زياد خواندم.  

منابع:

[1]. المزمل، 20: «پس بر شما ببخشود، [اينك‏] هر چه از قرآن ميسّر مى‏شود بخوانيد.»
[2]. المزمل، 20: «[خدا] مى‏داند كه به زودى در ميانتان بيمارانى خواهند بود.»
[3]. المزمل، 20: «و [عدّه‏اى‏] ديگر در زمين سفر مى‏كنند [و] در پى روزى خدا هستند، و [گروهى‏] ديگر در راه خدا پيكار مى‏نمايند.»
[4]. المزمل، 20: «پس هر چه از [قرآن‏] ميسّر شد تلاوت كنيد.»
[5]. المائده، 15: «قطعاً براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است.»
[6]. المائده، 16: «خدا هر كه را از خشنودى او پيروى كند، به وسيله آن [كتاب‏] به راه‏هاى سلامت رهنمون مى‏شود،»
[7]. الطلاق، 2و3: «و هر كس از خدا پروا كند، [خدا] براى او راه بيرون‏شدنى قرار مى‏دهد.  و از جايى كه حسابش را نمى‏كند، به او روزى مى‏رساند، و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام‏رساننده است. به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‏اى مقرّر كرده است.»
[8]. الخصال، ج 1، ص 27.
[9]. مشکاة الانوار، ص 78.
[10]. ر.ک: من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 28.

استعفای کشیش ملکه انگلیس به دلیل قرائت قرآن درباره مسیح (ع)

خبرگزاری فارس: استعفای کشیش ملکه انگلیس به دلیل قرائت قرآن درباره مسیح (ع)

یکی از 34 کشیش ملکه بریتانیا به دلیل آن‌که آیات قرآنی درباره حضرت مسیح (علیه‌ السلام) در روز تولد آن پیامبر الهی در کلیسایی در گلاسکو قرائت شد، از منصبش کناره‌گیری کرد.

 

یه گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، یکی از کشیش‌های ملکه بریتانیا که در کلیسای گلاسکو در اسکاتلند مسئولیت داشت به دلیل قرائت آیاتی از قرآن در کلیسا، از منصب خود کناره‌گیری کرد.

به نوشته روزنامه ایندیپندنت، این کشیش روز یکشنبه (دیروز) از طریق وبلاگ شخصی خود اعلام کرد، سِمَت خود را ترک می‌کند و منتقد قرائت قرآن در مراسم کلیسا است.

در روز کریسمس که میلاد حضرت مسیح (علیه السلام) است، طی مراسمی در کلیسای گلاسکو یک دانشجو آیاتی از قرآن را که درباره این پیامبر الهی است، قرائت کرده بود اما گاوین رشندن، کشیش ملکه به آن معترض شد.

وی که یکی از 34 کشیش ملکه است، 9 سال در این سمت بود و قرائت آیات قرآن در کلیسا را توهینی جدی تلقی کرد.

کلوین هولدورث کشیش کلیسای سنت مری گفت بارها این اتفاق در کلیسای وی افتاده و آیات قرآن در جلسات کلیسا قرائت شده است و این امر موجب تعمیق دوستی و فهم بیشتر از مشترکات میان مسیحیان و مسلمانان است.

اما اشندن به رادیو بی‌بی سی گفت با وجود آنکه این اقدام به منظور ارتباط و دوستی و ارتقا دانش میان مردم است، در جای بد و موقعیت بدی قرائت شد.

این کشیش متعصب ملکه بریتانیا در وبلاگ شخصی خود نوشته بود از آنجایی که مسئولیتش صحبت کردن به نمایندگی از دین است و به دنبال محبوبیت عامه نیست، بنابراین از سمت خود کناره‌گیری می‌کند.

چرا نام امام زمان (عج) در قرآن نیامده است؟!

 فردی كه به قرآن استناد مى  کند، بايد احاطه كاملى بر روش تفسير قرآن، آيات محكم و مشابه، مباحث تاريخى، معارف اعتقادى و... داشته باشد، آن گاه بگويد چون قرآن گفته «حضرت عيسى زنده است»، پس او همان «بقية اللّه » است.