Articles Tagged ‘منتظر’

3 وظیفه مهم منتظران واقعی حضرت مهدی(عج)/ جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است

خبرگزاری فارس: 3 وظیفه مهم منتظران واقعی حضرت مهدی(عج)/ جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است

استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم گفت: از وظایف منتظران است که جامعه را آنچنان که امام زمان(ع) می‌پسندد بار بیاورند، چراکه جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است ما باید ابتدا از خودمان شروع کنیم طوری رفتار کنیم که مهدی‌پسند باشد.

 

آیت‌الله نجم‌الدین طبسی استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم با اشاره به اعتقاد همه انسان‌ها به وجود منجی آخرالزمان(عج) به خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس گفت: همه مظلومان عالم، هرچند ممکن است بیانشان با هم متفاوت باشد اما آنچه که در ته دلشان دارند همان منجی است و انتظار ظهور امام زمان علیه‌السلام را دارند.

وی با بیان اینکه پیروان مکتب اهل بیت (ع) انس،‌ تعلق‌خاطر، علاقه و ارتباط بیشتری به امام زمان و اهل بیت رسول‌الله (ص) دارند، اظهار داشت: فرهنگ ما فرهنگ ارتباط با اهل بیت (ع) بوده و منشأ همه زیارت‌ها، توسل‌ها و مجالس روضه و جشن‌های اهل بیت (ع‌) در میان شیعیان، متعلق به اهل بیت (ع) است و یا اینکه این امور، اسباب تعلق بیشتر به اهل بیت(ع) می‌شود از همین رو وظیفه بیشتری هم نسبت به سایر انسان‌ها در خصوص حضرت حجت(عج) دارند؛ هر که در این بزم، مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند.

استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم تصریح کرد: منتظران واقعی ظهور حضرت مهدی(عج) باید سختی‌ها را متحمل شده، جا نزنند، عقب‌نشینی نکنند،‌با یک تشر یا تهدید دشمن با یک شبهه پراکنی دشمن هرگز جا خالی نمی‌کنند، این وظیفه ما در دوران ظهور است دورانی که گوش شنوا برای شنیدن حق و حقیقت کمتر است.

وی ادامه داد: دوران غیبت امام زمان(ع) دورانی است که طبق روایات بیان کرده‌اند: نه بزرگ به کوچک رحم می‌کند نه کوچک به بزرگ، در چنین دورانی که حکومت‌ها، سردمداران ظالم به خیال خودشان اداره جهان را به دست دارند در چنین دورانی است که پیروان مکتب اهل بیت (ع) است که در اقلیت هستند این اقلیت در هجمه سنگین ادیان دیگر قرار دارند اما خداوند متعال در قرآن کریم، بشارتی به این گروه اقلیت داده است «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ گروه‌های کمی بودند که به اذن خداوند بر عده بسیار پیروز شدند.

آیت‌الله طبسی با اشاره به وظایف منتظران در دوران غیبت، عنوان کرد: وظیفه اول پیروان مکتب اهل بیت (ع) این است که هرگز به خودشان روح یأس و ناامیدی را راه ندهند؛ خوشبختانه ما اکنون از امنیت خوبی برخوردار هستیم هر کسی اگر بخواهد که نگاه چپ به استقلال کشورمان بیندازد چشمانشان را از حدقه بیرون می‌آوریم و کسی جرأت توطئه‌چینی علیه ما را ندارد اما به هر حال نباید شیعیانی که در کشورهای دیگر هستند احساس کنند که دنیا به آخر رسیده است بلکه وظیفه ما در این است که محکم بایستیم و با اطمینان خاطر در راستای هدفمان گام برداریم و بدانیم که این‌ها یک جولانی بیش نیست.

وی خاطرنشان کرد: بالأخره این حاکمیت‌ها و این ظلم و جنایتِ جنایتکاران، ایامی کوتاه پایدار نخواهد ماند اما دولت، همان دولت آقا امام زمان (عج) است که قطعاً تشکیل خواهد شد حتی اگر یک روز هم از عمر دنیا باقی مانده باشد آن حکومت تشکیل خواهد شد لذا این روح امید باید همیشه در مردم وجود داشته باشد.

این استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم ابراز داشت: وظیفه دوم منتظران ظهور حضرت مهدی(عج) این است که تلاش کنیم جامعه را آنچنان که امام زمان(ع) می‌پسندد بار بیاوریم، جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است ما از خودمان شروع کنیم خودمان جوری حرکت کنیم، رفتارمان، کردارمان، وضعیت لباس پوشیدنمان، خوراک و وضعیت اداره‌هایمان، برخورد با خانواده و با همسایه و در هر کجا هستیم طوری رفتار کنیم که مهدی‌پسند باشد و در واقع مردم را با رفتار، عمل و گفتارمان به سوی فرهنگ مهدوی جذب کنیم.

وی با بیان اینکه آقا امام زمان (عج) مأموریتی که از جانب خداوند عزوجل به ایشان واگذار شده، احیای سنت رسول‌الله (ص) و احیای تعالیم قرآن است، گفت: ما هم اگر می‌‌خواهیم جامعه‌ای باشیم، انسان‌هایی باشیم که امام زمان گوشه چشمی به ما نظر کند باید ما هم در این مسیر گام برداریم، یعنی  اینکه تعالیم و سنت رسول‌الله(ص) که در روایات گوناگون به دست ما رسیده است ابتدا خودمان با این سنت آشنا شویم و به آنها عمل کنیم سپس به تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی بپردازیم.

امام زمان(عج) با تسبیح دست گرفتن و منتظر نشستن نمی‌آید

خبرگزاری فارس: امام زمان(عج) با تسبیح دست گرفتن و منتظر نشستن نمی‌آید

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی درباره برداشت‌های انحرافی از انتظار گفته‌اند: این طور‌ نیست‌ که حالا که‌ ما‌ منتظر ظهور امام زمان‌(ع) هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‌هامان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم عجّل علی فرجه! عجّل‌ با‌ کار شما باید تعجیل بشود.

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، امام‌ خمینی(ره) که در راه سربازی واقعی و یاری امام زمان(عج)، عمر خود را سپری کرد، سخنانی ارزشمند در رابطه با امام عصر(عج) بیان کرده‌ است که بخش پنجم آن تقدیم می‌‌شود:

برداشت‌های انحرافی از انتظار

۲. «اگر خود حضرت صاحب علیه السّلام‌ مقتضی‌ بدانند، خب، خودشان‌ تشریف بیاورند!» یکی از علما این‌جوری می‌گفت (خدا رحمتش کند) که: «من که دلم بیش‌تر‌ از‌ حضرت صاحب علیه السّلام برای اسلام نسوخته است. خب ایشان هم که می‌بینند این را، خود ایشان بیایند، ‌ چرا‌ من‌ بکنم؟»

این منطق اشخاصی است که می‌خواهند از زیر بار در بروند. اسلام، اینها‌ را‌ نمی‌پذیرد. اسلام، اینها‌ را به هیچ‌چیز نمی‌شمرد. اینها می‌خواهند از زیر بار دربروند. یک چیزی درست می‌کنند. دو تا روایت‌ از‌ این‌ طرف، از آن طرف می‌گردند، پیدا می‌کنند که خیر، «با سلاطین مثلا بسازید، دعا کنید به سلاطین». این، خلاف قرآن‌ است. ‌ اینها نخوانده‌اند قرآن را. اگر صد تا همچو روایت‌هایی بیاید، ضرب به جدار می‌شود. خلاف قرآن‌ است، خلاف‌ سیره انبیاست یا اینکه روایتی نیست.

شما وقتی ملاحظه می‌کنید آن همه‌ روایاتی‌ که‌ اگر کسی میل به این بکند. که روایاتی است که: اگر مایل باشی که زنده باشد‌ این‌ سلطان، تو‌ هم با او هستی. مسلمان مگر می‌شود مایل باشد به این‌که یکی زنده‌ باشد‌ و ظلم بکند، آدم بکشد؟ رابطه داشته باشد با یک کسی‌که آدم می‌کشد؟ عالم می‌کشد؟ علما را می‌کشد؟

۳. اینهایی‌ که می‌گویند که هر علمی بلند بشود و هر حکومتی خیال کردند‌ که‌ هر حکومتی باشد، این‌ برخلاف‌ انتظار‌ فرج است. اینها نمی‌فهمند چی دارند می‌گویند. اینها تزریق‌ کردند‌ بهشان که این حرف‌ها را بزنند. نمی‌دانند دارند چی می‌گویند. حکومت نبودن؛ یعنی اینکه همه مردم‌ به‌ جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند‌ هم‌ را، از بین‌ ببرند. برخلاف‌ نص‌ّ آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض‌ می‌کردیم‌ دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‌زدیم، برای‌ این‌که‌ خلاف آیات قرآن است.

۴. ارزش دارد‌ که انسان در مقابل‌ ظلم‌ بایستد. در مقابل ظالم بایستد و مشتش‌ را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که این‌قدر ظلم زیاد‌ بشود، این‌ ارزش دارد. ما تکلیف داریم آقا! این‌ طور‌ نیست‌ که حالا که‌ ما‌ منتظر ظهور امام زمان‌ علیه‌ السّلام هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‌هامان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم عجّل علی فرجه! عجّل‌ با‌ کار شما باید تعجیل بشود. شما باید‌ زمینه‌ را فراهم‌ کنید‌ برای‌ آمدن او و فراهم‌ کردن این است که، مسلمین را باهم مجتمع کنید. همه باهم بشوید، ان‌شاء‌الله ظهور می‌کند ایشان.

بیشترین استعداد در تمهید مقدمات ظهور از آنِ جوان است

 کسی که بیشترین استعداد و توانمندی را برای تمهید مقدمات (ظهور) دارد، جوان است. البته شاید منظور آن باشد که آنها روح و شخصیت جوانی دارند هرچند ممکن است که جسم‌شان به دلیل کهولت سن به استهلاک نیز رسیده باشد.
 

 

حجت الاسلام علی صدوقی، کارشناس تربیتی مرکز تخصصی مهدویت در گفت وگو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان ضمن تشریح «جایگاه جوانان در موضوع انتظار و ظهور» تصریح کرد: فرهنگ انتظار یک فرهنگ منحصر به فرد است و توانایی فراوانی دارد برای این که تمامیت اسلام را برای همگان تبیین کند. این فرهنگ که ما از آن به عنوان «فرهنگِ آماده شدن برای ظهور» نام می‌بریم، الزاماتی دارد که این الزامات برای همگان یکسان است و همه باید خود را برای ظهور و حاکمیت معصوم(ع) آماده کنند.

 

وی افزود: این آمادگی به چند چیز نیاز دارد؛ نخست اینکه یک انسان منتظر از نظر مبانی و اعتقادات و چهارچوب‌های ذهنی تکلیفش را با خود و جامعه روشن کند. بین زمین و هوا معلق نباشد. انسان یا باید هویت توحیدی را در همه ابعاد گوناگون آن بپذیرد، یا باید برای دین یک اعتبار حداقلی قایل باشد و التقاطی بیندیشد یا اینکه راه الحاد را پیش بگیرد که به کفر، شرک و نابسامانی‌های اخلاقی و ایجاد ناهنجاری‌های اجتماعی می‌رسد.

 

کارشناس مباحث مهدوی خاطرنشان کرد: یک منتظر واقعی ابتدا باید روی مبانی اعتقادی خود کار کند، سپس ظرفیت وجودی خود را توسعه دهد یعنی باور کند که مشکلات جزء لاینفک زندگی است. ما در زندگی موانع گوناگونی داریم که باید در مقابل آنها ایستاد. لذا منتظری که نمی‌خواهد با چالشی روبرو شود یا با مشکلی دست و پنجه نرم کند اصولا نفهمیده که رسالت و مأموریت او چیست.

 

شیطان برای منتظران برنامه های ویژه دارد!

 

حجت الاسلام صدوقی ادامه داد: از سوی دیگر شیطان نیز بیکار نمی‌نشیند، وقتی می بیند جریانی در حال شکل‌گیری است و انسان‌هایی در حال تربیت‌شدن هستند که قرار است در مقابل او مقاومت کنند او نیز چالش‌ها و موانع بیشتری را در مسیر این انسان قرار می‌دهد تا او نتواند به سرمنزل مقصود برسد. لذا همه باید ظرفیت وجودی خود را توسعه دهند تا بتوانند با این موانع بجنگند.

 

مدرس مباحث تربیتی مهدوی سومین مقوله‌ در این زمینه را که یک جوان منتظر باید به صورت جدی و فعال آن را دنبال کند «داشتن برنامه‌ریزی» برشمرد و گفت: منتظری که اهل برنامه‌ریزی نیست و به دنبال این نیست که طرحی برای زندگی خود داشته باشد به دردبخور نخواهد بود. لذا یک منتظر برای راه و مسیر خود هدفی را تعیین می‌کند، در زندگی برنامه‌ریزی و طرح دارد، موانع راه را بررسی می‌کند و راه عبور از این موانع را می‌یابد.

 

وی افزود: مورد دیگر مسئله عمل است، انسانی که از نظر اعتقادی فربه شده، انسانی که از نظر وضعیت روحی ارتقا پیدا کرده و اهل طرح و برنامه است و دوست دارد قانون مدارانه زندگی خود را سامان دهد از نقش عمل غفلت نمی‌کند. همه آحاد یک امت وظیفه دارند که در جهت ظهور و حاکمیت امام‌شان زمینه‌های لازم را فراهم کنند و کسی که بیشترین استعداد و توانمندی را برای تمهید این مقدمات (ظهور) دارد، جوان است.

 

جوان یعنی کسی که حق‌جو و حق‌خواه است

 

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگی های جوان اشاره و تصریح کرد: جوان شخصیتی حق‌جوست که به دنبال حاکمیت حق است. هرچه سن او به سمت پیری می‌رود حق‌جویی در او کمتر می‌شود مگر اینکه در دوران جوانی بنیه‌های اعتقادی و ظرفیت وجودی خود را توسعه داده باشد که در این صورت هرچه پیرتر شود جوان‌تر خواهد شد.

 

وی افزود: لذا ما دو نوع جوان داریم؛ یک نوع  جوانی که از نظر استعدادهای جسمی فربه و قوی است و دوم جوانی که از نظر استعدادهای جسمی قوی نیست ولی روح جوان، فکر و بینش جوان دارد، هویت جوان دارد. لذا امام خمینی(ره) یک جوان بود، مقام معظم رهبری هنوز هم جوان است چون جوان یعنی کسی که حق‌جو و حق‌خواه است و تکبر در مسیر زندگی او راه ندارد چرا که مانع بزرگ برای رسیدن به آرزوی واقعی او یعنی حاکمیت حق می شود.

 

حجت الاسلام صدوقی یادآور شذ: اگر در حدیث نیز آمده است که یاران امام مهدی علیه السلام از جوانان هستند، شاید منظور آن است که آنها روح جوان و شخصیت جوانی دارند هرچند ممکن است که جسم‌شان به دلیل کهولت سن به استهلاک نیز رسیده باشد. اما این که جوان، امروز در عصر غیبت چه وظیفه‌ای دارد؟ سوالی است که باید به آن دقت کرد.

 

جوان منتظر در بحران ها فقط دنبال انجام وظیفه است

 

وی ادامه داد: جوانی که بخواهد زندگی ای منتظرانه داشته باشد باید از بینشی برخوردار باشد که این بینش، هدف، مسیر، موانع و راه عبور از موانع را به او نشان دهد و زمینه‌ای به عنوان «همت بلند» فراهم کند که بتواند مقابل بحران‌ها بایستد، جوانی که ما از آن سخن می‌گوییم باید از ورزیدگی فکری، ورزیدگی روحی و روانی و ورزیدگی درک مهارت‌های اجتماعی برخوردار باشد.

 

این کارشناس تربیتی مهدویت گفت: جوانی که هویت ارزشی دارد یک بعدی زندگی نمی‌کند و مبنای زندگی او فقط شعار نیست بلکه با شعور و همه‌جانبه‌نگر زندگی می‌کند و در برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به دنبال انجام وظیفه خود است. او به دنبال آن نیست که همه چیز با ساز او کوک شود. بلکه چنین می‌اندیشد که من باید در هر شرایطی به شکل مستمر در جهت اصلاح و ارتقای خود و دیگران گام بردارم.

 

صدوقی خاطرنشان کرد: از منظر ما این جوان هویت منتظرانه دارد یعنی جوانی که از توانمندی خود و همچنین توانمندی‌های فکری، روحی و معنوی دیگران بهره می‌گیرد و تلاش می‌کند تا از فکر، بینش و علم دیگران به عنوان یک سرمایه برای درست‌ زندگی کردن استفاده کند. اگر تصور می‌کنیم که اول باید جامعه درست شود تا جوان درست شود باید کمی تامل کنیم. نمی‌‌گوییم این تصور کاملا اشتباه است اما حرف تام و کاملی هم نیست. اگر جوان بینش و اعتقاد درستی داشته باشد و ظرفیت وجودی او ارتقا پیدا کرده باشد و اهل برنامه‌ریزی و زندگی هدفمند باشد در هر شرایط و موقعیتی که قرار بگیرد رسالت خود را فراموش نمی‌کند بلکه حتی در اوج بحران ناامنی نیز در جهت اجرای رسالت خود تلاش می‌کند.

چرا با «عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»های ما امام عصر(عج) ظهور نمی کند؟!

خبرگزاری شبستان: انتظار فرج، چيزى جز همان تقاضاى عمومى، براى عرضه داشتن آن وجود مقدس نيست و چون اين تقاضا هنوز به طور فراگير وجود ندارد، آن حضرت(عج) در غيبت به سر مى برد و وجود تعداد اندكى علاقه مند و دوستدار، در اين دنياى پهناور، كفايت نمى كند.
 

 

 ، اين پرسش در واقع، سؤال از علت تداوم و استمرار «غيبت» و «پنهان زيستى» امام مهدى(عج) است؛ از اين رو بسيارى از مطالبى كه در مورد اسرار و حكمت هاى «غيبت» آن حضرت بيان شده، در مورد تداوم آن نيز صادق است. از طرفى بايد توجه كرد كه :

الف. ثابت و روشن نيست كه بسيارى از اين ابراز علاقه ها و دوستى ها از جانب ارادتمندان، خالصانه و هميشگى است و در موقع نياز و ضرورت نيز پايدار مى ماند!! پس بايد با كمك شاخص ها و معيارهايى تداوم و پايدارى اين اظهار ارادت و دوستى ها را سنجيد و آن گاه ارزيابى درستى در اين زمينه داشت!

ب. اظهاردوستى ازسوى عده كمى از ارادتمندان كافى نيست؛ بلكه بايد اين خواست و توجه جهانى شده و بسيارى از مردم خواستار ظهور منجى موعود شوند.

پس از بيان اين مقدمه كوتاه، در پاسخ گفتنى است: بر اساس قانون عرضه و تقاضا (درخواست)، به همان نسبت كه تقاضا وجود دارد، عرضه نيز وجود خواهد داشت. در غير اين صورت نظام زندگى به هم مى خورد و تعادل از ميان مى رود و در نتيجه آشفتگى پديد مى آيد. چنان كه مى دانيم، سال ها بود كه پيشوايان اسلام، در دسترس مسلمانان بودند و مردم را، به راه راست و دين حق، دعوت مى كردند. به اعتراف دوست و دشمن، پيشوايان معصوم - از امام على (علیه السلام)  گرفته تا امام حسن عسكرى (علیه السلام)  - در تمام صفات برجسته انسانى و فضايل عالى دينى، بهترين افراد امت اسلام و برترين مردم بوده اند. بااين حال، طى دو و نيم قرن بعد از رحلت پيامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) ، تمام آن رهبران عالى قدر از صحنه سياست اسلام كنار گذاشته شدند، تا آنجا كه هرگاه اقدام به راهنمايى مردم غافل مى نمودند، با شدت عمل و زندان و كشته شدن مواجه مى گشتند. اين موضوع به قدرى روشن است كه ما را از هرگونه توضيح بيشتر، بى نياز مى گرداند. خداوند متعال يازده شخصيت بى نظير را - كه جانشينان شايسته پيامبر اسلام بودند - به منظور رهبرى جامعه انسانى، به جهان عرضه داشت؛ ولى به هيچ وجه، اين عرضه، هماهنگ با «تقاضا» نبود.

روى اين اصل، چه بهتر كه آخرين فرد آنان، براى مدتى طولانى از نظرها غايب گردد و به مردم جهان عرضه نشود تا بدين گونه، حسّ تقاضاى چنين پيشواى عالى مقامى، در مردم گيتى پديد آيد. آن زمان هم كه زمينه مساعد گرديد، خداوند متعال وجود او را، عرضه داشته و در اختيار تقاضا كنندگان بگذارد. نكته جالب اينجا است كه در بسيارى از روايات، از انتظار فرج و آمادگى مردم، براى ظهور امام زمان(عج) سخن به ميان آمده و از كسانى كه پيوسته در انتظار آمدن آن حضرت هستند، ستايش قابل توجهى شده است.

موضوع انتظار فرج، چيزى جز همان تقاضاى عمومى، براى عرضه داشتن آن وجود مقدس نيست و چون اين تقاضا هنوز به طور فراگير وجود ندارد، آن حضرت در غيبت به سر مى برد و وجود تعداد اندكى علاقه مند و دوستدار - هر چند در جاى خود بايسته و پسنديده است - در اين دنياى پهناور، كفايت نمى كند و تا زمانى كه تعداد اين ياران و خواستاران زياد نشود و تقاضاى ظهور جهانى نگردد، «پنهان زيستى» و «ناپيدايى» آن حضرت ادامه مى يابد.

 

در ادامه به برخى از عوامل تداوم غيبت و شرايط ظهور اشاره مى شود:

پيامبران گذشته نيز - از نوح، صالح، لوط، شعيب و هود گرفته تا ابراهيم، موسى، زكريا، يحيى و عيسى- همواره از آزار و اذيت هاى دنيا گروان و باطل گرايان در امان نبودند و فشارها و سختى هاى فراوانى تحمّل كردند و اهدافشان به طور كامل تحقق نيافت و از آنجا كه امام مهدى(عج) عصاره فضايل تمامى انبيا و ادامه دهنده راه آنان است. براى تحقق آرمان ها و اهداف آنها، نياز به زمان و فرصت مناسب و امكانات و ابزار لازم دارد لذا تا زمانى كه احتمال همان برخوردهاى نادرست قبلى وجود داشته و تعداد ياران و دوستداران اندك باشد، «پنهان زيستى» او نيز ادامه و استمرار خواهد داشت.

 

بيدارى وجدان بشريت:

بسيارى از پيامبران الهى وقتى كه مى ديدند با همه سعى و كوششى كه در راه هدايت بشر مبذول مى دارند، وجدان خفته آنان بر اثر طغيان عواطف و سركشى غرايز بيدار نمى گردد و به راهنمايى هاى آنان ترتيب اثر نمى دهند؛ آخرين چاره را در اين مى ديدند كه جامعه را به حال خود واگذارند و مدتى از ميان آنها بيرون بروند؛ باشد كه توده سركش و مردم هواپرست، با احساس تنهايى و بى سرپرستى، درباره روش و سرنوشت خود تجديد نظر كنند و با فراغت بيشتر و فرصت بهترى، وجدان خفته شان بيدار شود و در جوّ مناسبى، پى به هدف هاى نورانى پيامبران و مكتب عالى خدا پرستى آنها ببرند[1].

قرآن مى فرمايد: چون ابراهيم خليل، از راهنمايى قوم بت تراش و بت پرست خود مأيوس گشت و با تهديد و عكس العمل شديد آنها مواجه گرديد، فرمود: «و اَعتَزِلكُم و ما تدعون من دون الله و اُدعوا ربّى»؛ «من از شما و آنچه از غير خدا مى خوانيد، كناره مى گيرم و خداى خود را مى خوانم».

ابراهيم (علیه السلام)  با اين منطق از ميان كلدانيان بيرون آمد و به شهر «حرّان» شام رفت. مردم آنجا هم مشرك بودند و آفتاب و ماه و ستاره مى پرستيدند... پس از آن شهر رهسپار فلسطين شد. با رفتن او از آن دو منطقه، مردم به وجدان خفته خود بازگشتند. آن گاه با بيدارى وجدان و فرونشستن طغيان عواطف خويش، به ياد تبليغات و راهنمايى هاى سودمند ابراهيم (علیه السلام)  افتادند و از همين رهگذر - و در غيبت آن حضرت - تعداد قابل ملاحظه اى به خداى يگانه ايمان آوردند و موحّد شدند.

همچنين در سوره «يونس» آمده است: چون يونس (علیه السلام) ، قوم سركش خود را دعوت به دين خدا نمود و آنان نپذيرفتند؛ پس آن را تهديد كرد كه سركشى شما، از طرف خداوند، بدون عكس العمل نمى ماند و به زودى عذاب الهى- كه واكنش و نتيجه رفتار ناپسند شما است- مى رسد و همه را فرا مى گيرد. چون باز هم گوش نكردند، از ميان قوم بيرون رفت و آنها را به حال خود گذاشت. با رفتن و ناپديد شدن يونس (غيبت او از ميان مردم)، و ديدن علايم عذاب، قوم او به خود آمدند و سخنان او را به ياد آوردند. پس با بيدارى وجدان، توبه كردند و عذاب هم نازل نگرديد.

 

وجه حكمت غيبت امام عصر(عج)، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است

امام صادق (علیه السلام)  در بخشى از فرموده هاى خود به اين بُعد غيبت امام زمان اشاره كرده، مى فرمايد : «...وجهُ الحكمه فى غيبته وجهُ الحكمة فى غيبات مَن تَقَدَّمَة من حُجَج الله تعالى ذكره...»[2] ؛ «...وجه حكمت غيبت، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است».

بر اين اساس غيبت و دورى برخى از پيامبران از جامعه خود - مانند حضرت ادريس، يوسف، موسى، يونس، يحيى، صالح و... - مى تواند توجيه كننده تداوم «پنهان زيستى» امام زمان(عج) باشد.

با توجه به اين بيان، روشن مى شود كه خداوند طى ده ها قرن، براى هدايت افكار و بيدارى وجدان هاى بشر و تعديل عواطف و غرايز آنها، رهبرانى شايسته برانگيخت؛ ولى بشر خيره سر، دست از خود سرى هاى خود بر نداشت. اگر عكس العمل موافقى هم نشان داد، نسبت به زحمت ها و تلاش هاى پيامبران و پيشوايان خود، بسيار ناچيز و بى ارزش بود. بنابراين بايسته است كه آخرين حجت الهى، مدتى طولانى از دسترس بشر خارج گردد تا همين غيبت طولانى و كناره گيرى، وجدان ها را از خواب گران بيدار كند و در غياب وى، استعداد و آمادگى پيدا كنند. هنگامى كه از هر نظر شايستگى يافتند، آن پيشواى غايب باز مى گردد و جهان را پر از عدل و داد، نورانيت، حكمت و عقلانيت مى كند و ريشه ظلم و ستم و فساد را بر مى كند «يملأ الارض عدلاً و قسطا و نورا و برهانا...»[3]. مقصود از آمادگى و بالا رفتن سطح آگاهى، اين است كه انسان ها به موقعيت و ارج وجود خود پى ببرند و تحمّل ظلم و فساد را، زندگى ننگين و مرگبارى تلقى كنند كه شايسته مقام انسان نيست آن گاه با ارزيابى شرايط و امكانات خود و ستم قدرت هاى طاغوتى، بذر انقلاب را در سرزمين مستعد و آماده بپاشند و با شيوه هاى گوناگون، در آبيارى آن بكوشند.

پس تا زمانى كه در توده ها چنين آگاهى پديد نيايد و انسان ها بر ارزش خود واقف نگردند و امكانات خود و طرف را درست نسنجند، «غيبت» ادامه خواهد داشت و سستى و تنبلى مردم، موجب طولانى شدن آن خواهد شد.

البته اين گروه ارادتمند و دوستدار، بايد به صورت منسجم و آماده واقعى عمل كنند و ارتشى مهيا و نيرويى ضربتى كار آمد تشكيل دهند كه پشت سر امام (علیه السلام)  ايستاده و گوش به فرمان او باشد. اين گروه بايد به نيروى ايمان و تقوا مجهّز گردند و جانباز و فداكار باشند. تربيت و تشكيل چنين افرادى تاكنون ميسّر نبوده و به اين سادگى نيز ممكن نخواهد شد ؛ مگر اينكه همت و تلاشى ويژه صورت گيرد و به اظهار دوستى ساده، ختم نشود!!

پی نوشت ها:

[1]. ر.ك : جعفر سبحانى، پرسش ها و پاسخ ها، صص 187-197.

[2]. كمال الدين، ج 2، ص 481، ح 1 ؛ علل الشرايع، ص 345، ح 8 ؛ بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4.

[3]. احتجاج، ج 2، ص 291 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 350.

برگرفته از کتاب مهدویت پیش از ظهور - رحیم کارگر

چهار رمز پیروزی منتظران بر مستکبران!

  شبستان: سخنران مسجد مقدس جمکران صبر، استقامت، تقوا و رابطه با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) را رمز پیروزی بر استکبار دانست و گفت: شهدای مدافع حرم و آتش نشان ادامه دهنده راه شهدای انقلاب هستند.
 

 

به گزارش  روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام محمد باقر حیدری کاشانی در مراسم دعای توسل مسجد مقدس جمکران با گرامی داشت ایام الله دهه فجر انقلاب اسلامی، اظهار کرد: مسلمانان باید در مقابل دشمنان مقاومت، صبوری و پایداری داشته باشند.

 

وی پیروزی هر کشور را منوط به تسلط بر پنج طاغوت دانست و گفت: طاغوت های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و صنعتی از طاغوت های مستکبران و دشمنان است و برای پیروزی بر این طاغوت ها، صبر، استقامت، تقوا و رابطه با امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) ضروری است.

 

سخنران مسجد مقدس جمکران ابراز کرد: هر جامعه ای که بخواهد به استقلال برسد و از دست استبداد رها شود، باید با طاغوت های زمان خود به نبرد بایستد.

 

وی ادامه داد: پیروزی بر طاغوت انتهای راه نیست بلکه ابتدای راه است و این نبرد با طاغوت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باید ادامه پیدا کند.

 

استاد حوزه علمیه قم افزود: تهاجم فرهنگی و نفوذ فرهنگی دشمنان همیشه در جوامع دینی وجود داشته و وجود خواهد داشت؛ در جنگ نرم بی بند و باری ترویج می شود و این اقدامات تحت عنوان تجارت انجام می گیرد.

 

وی با بیان این که این شیوه جنگ نرم امروز در جامعه ما بسیار مشهود است، گفت: در صفحه های مجازی به کرّات شاهد اشاعه فحشا هستیم.

 

حجت الاسلام حیدری کاشانی تأکید کرد: دولت و ملت ما هنوز امتحان خود را در مقابل جبهه استکبار پس نداده است؛ باید تقوای رسانه ای داشته باشیم و در استفاده از فضای مجازی و اینترنتی، حریم ها را حفظ کنیم.

 

وی در پایان یادآور شد: مسلمانان باید دنباله رو شهدای انقلاب و دفاع مقدس باشند و رابطه خود را با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) تقویت کنند؛ شهدای مدافع حرم و شهدای آتش نشان ادامه دهنده راه شهدای انقلاب هستند.

رابطه وُسع افراد با انتظار زمینه ساز!

  شبستان: توجه به وُسع افراد در عرصه‏ فهم و عمل، به منزله‏ حفظ حرکت مستمر آنان در طریق تربیت و تحول است. چه ‏بسا رعایت وُسع یک فرد ضعیف، موجب شود که وی به سهم خویش، در راه مهیا شدن برای ظهور حضرت مهدی (عج) گام بردارد،
 

 

 تربیت مهدوی به عنوان زیربنای سبک زندگی منتظرانه که می تواند مسیر انتظار را هموار کند یکی از مهمترین مولفه هایی است که بی توجهی نسبت به آن آثار سوئی را بر فرد و جامعه منتظر تحمیل می کند. از این رو، در سلسله مطالبی که به همت واحد پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) تدوین شده است، این نوع خاص و سرنوشت سازِ تربیت و آسیب هایی که پیش پای آن بروز و ظهور می کند را بررسی می کنیم که چهارمین شماره آن از نظرتان می گذرد:

 

در تربیت مهدوی باید سهل ‏گیری را چون یکی از شاخص ‏ها در نظر گرفت. در سهل‏گیری، باید نخست به حدود وسع فهمی و عملی فرد توجه یافت و آن‏گاه با نظر به این حدود، حرکت وی را تسهیل کرد. امیرالمومنین امام علی(ع) در حدیثی طولانی که در آن از مهدی (عج) یاد کرده است، خطاب به حذیفه فرمودند: "ای حذیفه! با مردم آن‏چه را نمی‏ دانند (نمی‏فهمند) نگو؛ که سرکشی کنند و کفر ورزند. همانا پاره ‏ای از دانش ‏ها سخت و گران‏بار است که اگر کوه ‏ها آن‏ را بر دوش کشند، از بردن آن ناتوانند…".(1)

در این سخن، توجه به وسع فهمی و دانشی افراد، مورد تأکید قرار گرفته و به صراحت اظهار شده که نادیده گرفتن آن، موجب اعراض و بلکه کفرورزی خواهد گردید. به تبع وسع فهمی، وسع عملی و حد طاقت افراد در به دوش کشیدن تکالیف نیز باید مورد توجه قرار گیرد. قابل ذکر است که حتی در یاوران نزدیک مهدی (عج)، برخی وسع و طاقت بیشتری از دیگران نشان می ‏دهند، اما به هر روی، هر کدام متناسب با وسع خویش، عمل می‏کنند. در حدیثی در وصف یاران مهدی (عج) ، این تعبیر نیز آمده است: "در میان آنان، مردانی هستند که شب را نمی‏خسبند و در نمازی که می‏گزارند، چونان زنبور، زمزمه‏ای بر لب دارند. شب را با برپایی نماز، صبح می‏کنند و روز را با فرماندهی سپاه‏شان سپری می‏کنند. راهبان شب و شیران روزند".(2)

سید محمد صدر در شرح این بخش از روایت می ‏گوید که این ظرفیت عظیم، یعنی عبادت در شب و رزم در روز، تنها در برخی از یاران مهدی (عج) وجود دارد. سایرین، تنها به جهاد و رزم واجب روزانه‏ای که به عهده دارند، می‏پردازند و به سبب خستگی، برپایی نماز شب را که مستحب است، ترک می‏کنند؛ زیرا ظرفیت آن‏ها در حدی نیست که بتوانند عبادت و جهاد، هر دو را به دوش بکشند. بنابراین، یاران مهدی (عج) دو دسته‏اند؛ کسانی که به تهجد می‏پردازند و کسانی که به تهجد نمی‏پردازند. هر چند هر دو دسته، در اقدام به جهاد و رزم، مشابه یکدیگرند. همین تقسیم در یاران رسول اکرم‏(ص) نیز وجود داشت. چنان‏که در قرآن به این نکته اشاره شده است:"در حقیقت، پروردگارت می‏داند که تو و گروهی از کسانی که با تواند، نزدیک به دوسوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن را به [نماز] برمی‏خیزید…".(3) یاران پیامبر، هر چند همگی در شجاعت و تحمل آزار قریش، مشابه بودند، اما تنها گروهی از آنان، یعنی مسلمانان قبل از هجرت، به همراه ایشان به تهجد می‏پرداختند.(4)

توجه به وسع افراد در عرصه‏ فهم و عمل، به منزله‏ حفظ حرکت مستمر آنان در طریق تربیت و تحول است. چه ‏بسا رعایت وسع یک فرد ضعیف، موجب شود که وی، به سهم خویش، در راه مهیا شدن برای ظهور مهدی (عج) گام بردارد، اما بی ‏توجهی به وسع فردی متوسط و خوب، وی را از راه به در برد.

پی‏ نوشت‏:

1) عمرو بن سعد عن امیرالمؤمنین (ع) أنه قال یوماً لحذیفه بن الیمان: "یا حذیفه لاتحدث الناس بما لایعلمون فیطغوا و یکفروا، ان من العلم صعباً شدیداً محمله لو حملته الجبال عجزت عن حمله، ان علمنا اهل البیت سینکر و تقتل رواته…". غیبت نعمانی، ص‏۲۰۳٫

2)"... رجال کأن قلوبهم زبر الحدید، لایشوبها شک فی ذات اللَّه، أشد من الجمر، لو حملوا علی الجبال لأزالوها، لا یقصدون برایه بلده الا أخربوها. کأن علی خیولهم العقبان. یتمسحون بسرج الامام‏علیه السلام یطلبون بذلک البرکه. و یحفون به یقونه بأنفسهم فی الحروب و یکفونه ما یرید. فیهم رجال لاینامون اللیل لهم دوی فی صلاتهم کدوی النحل، یبتون قیاماً علی أطرافهم و یصبحون علی خیولهم، رهبان باللیل لیوث بالنهار"بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۱۸۰، به نقل از: تاریخ ما بعدالظهور، صص ۳۴۸-۳۴۹٫

3) "ان ربک یعلم انک تقوم أدنی من ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفه من الذین معک…" مزمل، ۲۰٫

4) تاریخ مابعدالظهور، صص ۳۵۱-۳۵۲٫

شاخص های منتظران امام زمان(ع) در دوران غیبت کبری

منتظران واقعی وضعیت روحی و فکری و عملی خود با به گونه ای سامان می دهند که سنخیت کاملی با امام زمان(ع) داشته باشند. آیا می توان منتظر قدوم کسی بود و با او مشابهت و سنخیت نداشت؟ آیا می توان محبت کسی را داشت اما با او هیچ سنخیت و مشابهتی نداشت؟

وظیفه سیاسی و اجتماعی منتظران برای فرج

 شبستان: ضروري‏ ترين کار، پيش از سامان‌يافتن هر نوع حكومتي،فراهم‌كردن زمينه‏ ها و بسترهاي هماهنگ با آن حكومت، جهت پذيرش مردمي است؛ چرا كه ساختار حكومت مطلوب مردم، در جامعه به گونه‌ای است كه خرد گروهیِ اجتماع، تحمل پذيرش آن را داشته باشد.
 
 حجت الاسلام والمسلمین خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کتاب «نقش مردم در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام» می‌نویسد:

 

نقش مردم به‌طور عام و ياران و ياوران به طور خاص، در زمينه سازي براي ظهور در عرصه اعتقادی، نقشي کليدی و در جهت خودسازي براي توان-مندي ياري حضرت مهدي عليه ‌السلام است.

 

ب) در عرصه سياسی

اگر چه به‌دست‌آوردن آمادگي در عرصه اعتقادی، عرصه هاي ديگر را نيز در بر داشته و آن ها را نيز به دست مي‌دهد، اما به جهت زمينه سازي در اين عرصه بايد گفت: مشتاقان برپايي حکومت عدل جهاني مي‌بايست زمينه هاي سياسي اين اتفاق بزرگ را نيز فراهم نمايند؛ که به نظر مي رسد اين زمينه سازي در دو محور تلاش هاي علمي و عملي صورت پذيرد:

نخست آشنا شدن علاقه مندان آن حضرت(عج) با روش هاي سياسي حضرت مهدي عليه‌ السلام، در برپايي حکومت جهاني و به بيان ديگر، روش سياسي حضرت در عصر ظهور.

و ديگر، آشناکردن ديگران با اين انديشه بلند سياسي که البته بيرون‌آوردن اين انديشة سياسي از بين روايات در دست، کاری شدني، اما سخت است که تاکنون آن گونه که شايسته است، صورت نپذيرفته است.

بدون شک با توجه به جهاني‌بودن حکومت حضرت مهدي عليه ‌السلام، و زمينه‌های فراهم‌شده در عرصة بين الملل، امروزه بيش از هر زمان ديگر نيازمند بازشناسي و بازنمايي ابعاد سياسي حکومت جهاني آن حضرت به جهانيان هستيم و اين، خود، مسئوليتي اساسي بر دوش دانشمندان علوم ديني است.

 

پيوند مستمر با ولايت      

حفظ و تقويت پيوند قلبي با امام عصر عجل‌ الله تعالي فرجه و تجديد دائمي عهد و پيمان، يکي از نشانه های آمادگی سياسی در ولايت پذيری آن حضرت هنگام ظهور به شمار می آيد. امام باقر عليه ‌السلام درباره ثابت‌قدمان بر امر ولايت فرموده است:

زماني بر مردم آيد که امامشان غيبت کند. خوشا بر افرادي که در آن زمان، بر امر ما ثابت بمانند! کمترين ثوابي که براي آن‌ها خواهد بود، اين است که باري تعالي به آن‌ها ندا کرده و فرمايد:‌ اي بندگان و ‌اي کنيزان من! به نهان من ايمان آورديد و غيب مرا تصديق کرديد؛ پس به ثواب نيکوي خود، شما را مژده مي‌دهم. شما بندگان و کنيزان حقيقي من هستيد. از شما مي‌پذيرم و از شما در مي‌گذرم و براي شما مي‌بخشم و به واسطة شما باران بر بندگانم مي‌بارم و بلا را از آن‌ها بگردانم. و اگر شما نبوديد؛ بر آن‌ها عذاب مي‌فرستادم....  ‏

 

ج) در عرصه اجتماعی

پيش از اين ياد شد، انسان‏ ها، معمار سرنوشت جامعه و تاريخ‏اند. ايشان، محور دگرگوني اوضاع اجتماعي هستند. با خود آنان است كه بتوانند جامعة خويش را از وضع بد و نامناسب به ‏خوب و مناسب برسانند و يا بر عكس.

با دقت در آيات قرآن كريم و بررسي سرگذشت ملت‌ها و امت‌های پيشين، به روشني درمي‏يابيم که سنت الهي چنين بوده كه پديد‌آمدن هر گونه دگرگوني و تحولي براي جامعه هاي انساني، به دست‏ و ارادة خود آنان شدنی است. همان گونه كه سرنوشت‏ يك انسان، در گرو چگونگي رفتار و كارهاي او است، سرنوشت‏ يك جامعه نيز بستگي فراوانی به كاركرد گروهی افراد دارد. خداوند بزرگ در آيه ا‏ي تأکيد کرده سرنوشت هيچ قوم و ملتي را دچار دگرگونی نمي‌کند مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است، تغيير دهند و در آيه اي ديگر مي فرمايد: نعمتي را كه به گروه و امتي داده، تغيير نمي‏دهد؛ جز آنكه آنان، خودشان را تغيير دهند.

از واژه هاي «قوم‏» و «انفسهم‏» در اين دو آيه، به روشني به دست مي آيد كه خواست گروهیِ جامعه، بسترهاي گوناگوني را فراهم مي سازد که در دگرگونی سرنوشت آن اجتماع، نقش به‌سزايي دارد. در واقع، دگرگونی زيرساخت‏هاي ارزشي جامعه، بستر و زمينة مهمي در دگرگوني اوضاع اجتماعي است. اين تغيير از درون انديشه و جان انسان‏ها سر برآورده و آنگاه ارادة اجتماعي نوين هماهنگ با آن انديشه و آرمان را پديد مي‌آورد و حکومت ها به مثابه بزرگ ترين فرآوردة ارادة اجتماعي، پيرو اين اصل اساسي است.

بنابراين، ضروري‏ترين کار، پيش از سامان‌يافتن هر نوع حكومتي در جامعه، فراهم‌كردن زمينه ‏ها و بسترهاي هماهنگ با آن حكومت، جهت پذيرش مردمي است؛ چرا كه ساختار حكومت مطلوب مردم، در جامعه به گونه‌ای شكل مي‏گيرد كه خرد گروهیِ اجتماع، تحمل پذيرش آن را داشته باشند.