Articles Tagged ‘ظهور’

آیا در عصر غیبت می توان حکومت و دولت تشکیل داد؟

انقلاب اسلامی جزو مصادیق بارز دفاع از اسلام و مسلمین است و آیات و روایات و ادله مربوط به دفاع، در واقع از این صنف روایات تخصصا خارج است و به اجماع مسلمین، دفاع واجب است و لذا امام(ره) می فرمود، شاه پایگاه رژیم صهیونیستی و آمریکا و دشمنان اسلام است و باعث استیلای دشمنان اسلام می شود و باید جلوی این استیلا را بگیریم.

زمان ظهور امام مهدی(عج)

  شبستان: علم به وقت ظهور مولایمان صاحب الامر علیه السلام از اسرار خداوند است و حکمت الهی بر این است که وقت ظهور صاحب الامر را پیش از فرا رسیدن آن از بندگانش مخفی بدارد.
 

 

 در مکیال المکارم در رابطه با زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه و تعیین وقت برای آن چنین آمده است: مفضل بن عمر گوید: از سرورم امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا ظهور مهدی منتظَر(عج) وقت معینی دارد که مردم آن را بدانند؟» فرمودند: «حاشا که خداوند برای آن وقتی تعیین کرده باشد یا شیعیان ما برای آن وقتی معین کنند.»

 

و ابوبصیر گوید به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم: «فدایت گردم! خروج قائم علیه السلام چه زمان خواهد بود؟» فرمودند: «ای ابومحمد! ما خاندانی هستیم که وقت نمی گذاریم و همانا حضرت محمد صل الله علیه وآله فرمودند: «وقت گذاران دروغ گویند.»

 

و نیز آن حضرت(ع) فرمودند: «خداوند جز این نخواهد کرد که خلاف وقتی را که وقت گذاران تعیین کنند، ظاهر سازد.»

 

از این روایات معلوم می شود که علم به وقت ظهور مولایمان صاحب الامر علیه السلام از اسرار خداوند است و حکمت الهی بر این است که وقت ظهور صاحب الامر را پیش از فرا رسیدن آن از بندگانش مخفی بدارد به خاطر اموری که بر ما پوشیده است.     

زمینه سازی ظهور تنها وظیفه منتظران نیست

همه تکالیف ما در دوران غیبت، فراهم‌ساختن زمینه و مقدمه ظهور نیست؛ بلکه ما مکلف به انجام تکلیف‌های مشخصی هستیم. دوران غیبت، مقدمه دوران ظهور نیست بلکه دورانی است جداگانه با ویژگی‌های خاص.
 حجت الاسلام والمسلمین خدامراد سلیمیان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کتاب «نقش مردم در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام» می‌نویسد:

از دلیل های دیدگاه نخست بر نقش مردم، روایتی است که ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه ‌السلام نقل کرده است که فرمودند:

«یَا ثَابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ کَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِی السَّبْعِینَ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَی أَرْبَعِینَ وَ مِائَةٍ فَحَدَّثْنَاکُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدِیثَ فَکَشَفْتُمْ قِنَاعَ السَّتْرِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ وَقْتاً عِنْدَنَا وَ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ؛

‌ای ثابت! همانا خداوند تبارک و تعالی این امر را در هفتاد وقت گذاشت. چون حسین ـ صلوات اللَّه علیه ـ کشته شد، خشم خدای متعال بر اهل زمین سخت شد و آن را تا صد و چهل به تأخیر انداخت. سپس که ما به شما خبر دادیم، آن خبر را فاش کردید و از مطلب پوشیده، پرده برداشتید. بعد از آن، خدا برای آن وقتی نزد ما قرار نداد. خدا هر چه را خواهد محو کند و ثابت گذارد و اصل کتاب نزد او است.»

ابو حمزه گوید: «من این حدیث را به امام صادق علیه‌ السلام عرض کردم؛ فرمودند: «چنین بوده است».

ایشان بر این باورند چون برخی رفتار مردم سبب پس‌افتادن ظهور می‌شود، پس به‌ناگزیر با انجام برخی کار‌ها می‌توان ظهور را نیز پیش انداخت. البته توجه به نکاتی درباره روایت لازم است:

بررسی روایت

در همه نقل‌های این روایت، حسن بن محبوب از ابو حمزه نقل کرده است، در حالی که بر حسب کتاب‌های رجال ابوحمزه ثمالی از طبقه چهارم محدثان بوده و وفات او در سال ۱۵۰ قمری، واقع شده است. حسن بن محبوب که طبق سند، این خبر را از ابوحمزه روایت کرده، از طبقه ششم است که در هفتاد و پنج سالگی (در سال ۲۲۴ ق) در گذشته است. بنابراین، حسن بن محبوب در سال وفات ابوحمزه، یک سال بیشتر نداشته و در این صورت، روایت او از ابوحمزه اصلاً امکان ندارد و حتماً شخص دیگری بین او و ابوحمزه واسطه بوده است و چون معلوم نیست او چه کسی بوده است، نمی‌توانیم این حدیث را معتبر بدانیم.

یکی از بزرگان علمای معاصر، پس از اشاره به بیان یادشده، می‌افزاید:

افزون بر آن، خبر واحد ـ اگر چه صحیح باشد ـ در اصول اعتقادی نمی‌تواند حجّت باشد، تا چه رسد به آنکه سندش هم ناشناخته (مجهول) باشد.

 

آن‌گاه ادامه می‌دهد: با وجود احادیث معتبری که همه با صراحت دلالت دارند که ظهور حضرت مهدی علیه ‌السلام و حکومت عدل صالحان به این زودی‌ها صورت نخواهد گرفت و تا ظهور آن حضرت(عج) باید منتظر تحوّلات شگرف و حوادث خطیر طیّ زمان‌های بسیار طولانی بود، با این حال چگونه می‌توان به یک خبر واحد مجهول در برابر آن همه احادیث اعتماد نمود؟ به علاوه از حضرت امیرالمؤمنین علیه ‌السلام خطبه‌ها و روایات زیادی نقل شده است که در آن‌ها هم به طول مدتی که باید در طیّ آن به انتظار این ظهور بود، اشاره شده است و هم از پیشامدهای بزرگ و امتحانات شدید مؤمنان خبر داده شده است. با وجود این، چگونه ممکن است گفته شود خبر واحد مجهولی که می‌گوید آن حضرت(عج) وقت ظهور را سال هفتاد معیّن کرده است، صحیح است؟

افزون بر آن، صرف نظر از بحث سند، گمان اینکه مقصود روایت، پدیدآمدن گشایشی کلی و عام و به تعبیری حاکمیت و ولایت ظاهری اهل بیت علیهم السلام، میان شیعیان باشد و نه ظهور واپسین حجت خداوند؛ قوی‌تر است؛ چرا که بنا بر صریح روایات، قیام جهانی به دست دوازدهمین جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرزند امام عسکری علیه السلام رخ خواهد داد و سال‌های یادشده، هیچ هماهنگی با زندگی حضرت مهدی عجل ‌الله فرجه ندارد.

در اینجا این نکته را می‌افزاییم که با توجه به دسته روایاتی که پیش از این یاد شد و روایاتی که در آن نه فقط زمان ظهور را در علم و اراده خداوند دانسته؛ بلکه امر دیگری را در آن دخیل ندانسته است، ادعای بداء در زمان ظهور امام زمان علیه السلام نه با معنای اصطلاحی بداء سازگاری دارد (چرا که زمانی برای ظهور تعیین نشده و کسی از آن آگاهی ندارد، تا خلاف آن صورت پذیرد.) و نه از طریق روایت یاد شده می‌توان آن را اثبات کرد.

بنابراین، ظهور، در زمان مقرر رخ خواهد داد. مهم آن است که ما به گونه‌ای زندگی کنیم که هرگاه به طور ناگهانی آن اتفاق افتاد، در کمال آمادگی برای درک آن دوران باشیم. البته برخی روایات یاد شده، فقط به عنوان شاهد بحث می‌تواند بررسی شود.

ناگفته نگذرم که این هرگز به معنای نقش نداشتن مردم نیست، بلکه به معنای آن است که چون کسی از زمان ظهور آگاه نیست پس ادعای تقدیم و تأخیر آن با بداء پذیرفتنی نیست.

بنابراین همه تکالیف ما در دوران غیبت، فراهم‌ساختن زمینه و مقدمه ظهور نیست؛ بلکه ما مکلف به انجام تکلیف‌های مشخصی هستیم. دوران غیبت، مقدمه دوران ظهور نیست؛ بلکه دورانی است جداگانه با ویژگی‌های خاص. البته اگر کسی به تکلیف خود عمل کرد، خداوند طبق وعده خود سرنوشت او را تغییر خواهد داد.


منبع:شبستان
 

ظهور امام زمان و ایجاد زمینه شکوفایی عقول

حجت الاسلام و المسلمین خداداده با تاکید بر اینکه آرامش و صلح در گرو حرکت به سوی صفات انسانی است، گفت: ظهور مهدی موعود (عج) زمینه شکوفایی عقول فطری را فراهم می کند.
عقیق:حجت الاسلام و المسلمین کمال الدین خداداده فعال در زمینه پژوهش های مهدوی در گفت و گویی گفت: یکی از زیباترین و مهمترین مباحثی که در مورد آن متفکران و پژوهشگران حوزه مهدویت که قلم فرسایی و نظریه پردازی کرده اند بحث رشد و توسعه و تکامل عقول بشری در زمان ظهور است؛ که به واسطه ظهور مهدی موعود (عج) زمینه، برای شکوفایی عقول فطری جامعه بشری فراهم می شود.
 
وی همچنین تصریح کرد: ابو یوسف یعقوب بن اسحاق اهوازی مشهور به «ابن سکیّت» از خواص اصحاب امام جواد (ع) و امام هادی(ع) فردی بسیار جلیل القدر و دانشمند بود و در زمان خود پرچمدار ادبیات عرب از لغت و شعر و نحو و منطق به شمار می رفت.
 
این کارشناس مسائل فرهنگی اظهار کرد: ابو یوسف یعقوب بن اسحاق اهوازی از امام هادی(ع) پرسید: علت اختصاص هر پیامبری به معجزه ای مخصوص چیست؟ موسی بن عمران با عصا و ید بیضاء، عیسی بن مریم با علم طب و شفای کور مادرزاد و احیای مردگان و اختصاص پیامبر اسلام (ص) به قرآن.
 
وی در ادامه صحبت های خود توضیح داد: حضرت هادی(ع) در پاسخ به این پرسش فرمودند: معجزه هر پیامبری با شرایط روز خود متناسب است تا بتواند بر همگان حجت و دلیل و راهنما باشد. در عصر موسی بن عمران جادو و سحر غلبه داشت و موسی بن عمران(ع) با انداختن عصا بساط جادوگران را بر هم ریخت و قرآن کریم این صحنه پرشور و هیجان را ترسیم فرموده است. (اعراف/ 121- 118) امام (ع) سپس فرمودند: در عصر حضرت عیسی(علیه السلام) بیماری های فلج و زمین گیر شیوع داشت و حضرت مسیح(ع) در راستای طب و علاج و درمان بیماران از قوانین عادی و متعارف فراتر رفت و پای را به آن سوی افق گذارد، کور مادرزاد را شفا داد و مردگان را زنده نمود. امّا پیامبر اسلام (ص) «کانَ الغالِبُ على أهلِ عَصرِهِ الخُطَبَ والکَلامَ فأتاهُم مِن عِندِ اللّه مِن مَواعِظِهِ وحِکَمِهِ ما أبطَلَ بهِ قَولَهُم، وأثبَتَ بهِ الحُجَّةَ علَیهِم» غالب در عصر رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) خطبه و کلام بوده است پس از جانب خداوند متعال پیامبر اکرم (ص) برایشان مواعظ و حکمتی آورد که با آن ها باطل شوند.
 
این کارشناس دینی یادآور شد: نکته کلیدی بیان امام هادی(ع) در سوال ابن سکیّت این است که پرسید: فما الحجة علی الخلق الیوم؛ بنابراین امروز حجت خدا بر مردم چیست؟
 
وی افزود: امام عصر(عج) یک کار اساسی که می کند همان شکوفایی عقل هاست که بر آن اساس همگی او را پیروی کرده و به سوی کمال حقیقی حرکت می کنند! امام فرمودند: «العقل یعرف به الصادق علی الله فیصدقه و الکاذب علی الله فیکذبه... » عقل که راه صحیح  را از غلط جدا می کند و صراط مستقیم الهی را از پرتگاه ها و جاده های هولناک باز می شناسد و راه صحیح را تأیید و راه غلط را رد می نماید. این عقل فطری برای انسان حجت خدا و راهگشاست.
 
این فعال حوزه جوانان همچنین گفت: با توجه به برخی از روایات رسیده ما می توانیم به اعتباری بهره گیری از عقل را به دو قسمت تقسیم کنیم عقل فردی  که شخص خود انسان از آن بهره مند است و عقلی که اجتماع نوع بشر از این نعمت الهی بهره می برد.تقسیم. عقل فردی نحوه فهم انسان از عالم هستی و جایگاه و منزلت خویش را راهبری می کند. همان گونه امیرالمومنین(علیه السلام) عقل و عاقل را تعریف فرموده اند. از آن حضرت(علیه السلام) پرسیدند: «صف لنا العاقل، فقال: هو الّذی یضع الشیء مواضعه. ثم قیل له: صف لنا الجاهل، فقال قد فعلت؛ عاقل کسی است که جایگاه و منزلت هر چیز را می شناسد و آن را در جای خودش می نهد و در نتیجه نادان کسی است که راه را گم کرده است، غلط می فهمد و غلط عمل می کند.» چه بسیار انسان های عاقلی که در طول دوران های مختلف بشری زندگی کرده و از دنیا رفته اند اما در میان جامعه ای بوده اند که عقل جمعی اجازه شکوفایی و تکامل را به انسان ها نداده است و نهایتا فقط توانسته اند عده ی کمی  را با خود همراه کنند.
 
وی تصریح کرد: حرکت جامعه بشری به سوی عقلانیت در  زمینه سازی ظهور نقش بسزایی ایفاء می کند یعنی جامعه انسانی به یک رشد و بلوغ لازم جهت ظهور حضرت صاحب عجل الله می رسد.
 
این کارشناس دینی خاطرنشان کرد: امروز درک و فهم بشری نسبت به گذشته بیشتر شده است گرچه تمدن جدید بشری مشکلات زیادی را برای او به ارمغان اورده ولی با این وجود بشر امروزی به این نتیجه رسیده است که آرامش و صلح در گرو پاکی و حرکت به سوی صفات انسانی است.

منبع:میزان

3 وظیفه مهم منتظران واقعی حضرت مهدی(عج)/ جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است

خبرگزاری فارس: 3 وظیفه مهم منتظران واقعی حضرت مهدی(عج)/ جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است

استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم گفت: از وظایف منتظران است که جامعه را آنچنان که امام زمان(ع) می‌پسندد بار بیاورند، چراکه جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است ما باید ابتدا از خودمان شروع کنیم طوری رفتار کنیم که مهدی‌پسند باشد.

 

آیت‌الله نجم‌الدین طبسی استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم با اشاره به اعتقاد همه انسان‌ها به وجود منجی آخرالزمان(عج) به خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس گفت: همه مظلومان عالم، هرچند ممکن است بیانشان با هم متفاوت باشد اما آنچه که در ته دلشان دارند همان منجی است و انتظار ظهور امام زمان علیه‌السلام را دارند.

وی با بیان اینکه پیروان مکتب اهل بیت (ع) انس،‌ تعلق‌خاطر، علاقه و ارتباط بیشتری به امام زمان و اهل بیت رسول‌الله (ص) دارند، اظهار داشت: فرهنگ ما فرهنگ ارتباط با اهل بیت (ع) بوده و منشأ همه زیارت‌ها، توسل‌ها و مجالس روضه و جشن‌های اهل بیت (ع‌) در میان شیعیان، متعلق به اهل بیت (ع) است و یا اینکه این امور، اسباب تعلق بیشتر به اهل بیت(ع) می‌شود از همین رو وظیفه بیشتری هم نسبت به سایر انسان‌ها در خصوص حضرت حجت(عج) دارند؛ هر که در این بزم، مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند.

استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم تصریح کرد: منتظران واقعی ظهور حضرت مهدی(عج) باید سختی‌ها را متحمل شده، جا نزنند، عقب‌نشینی نکنند،‌با یک تشر یا تهدید دشمن با یک شبهه پراکنی دشمن هرگز جا خالی نمی‌کنند، این وظیفه ما در دوران ظهور است دورانی که گوش شنوا برای شنیدن حق و حقیقت کمتر است.

وی ادامه داد: دوران غیبت امام زمان(ع) دورانی است که طبق روایات بیان کرده‌اند: نه بزرگ به کوچک رحم می‌کند نه کوچک به بزرگ، در چنین دورانی که حکومت‌ها، سردمداران ظالم به خیال خودشان اداره جهان را به دست دارند در چنین دورانی است که پیروان مکتب اهل بیت (ع) است که در اقلیت هستند این اقلیت در هجمه سنگین ادیان دیگر قرار دارند اما خداوند متعال در قرآن کریم، بشارتی به این گروه اقلیت داده است «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ گروه‌های کمی بودند که به اذن خداوند بر عده بسیار پیروز شدند.

آیت‌الله طبسی با اشاره به وظایف منتظران در دوران غیبت، عنوان کرد: وظیفه اول پیروان مکتب اهل بیت (ع) این است که هرگز به خودشان روح یأس و ناامیدی را راه ندهند؛ خوشبختانه ما اکنون از امنیت خوبی برخوردار هستیم هر کسی اگر بخواهد که نگاه چپ به استقلال کشورمان بیندازد چشمانشان را از حدقه بیرون می‌آوریم و کسی جرأت توطئه‌چینی علیه ما را ندارد اما به هر حال نباید شیعیانی که در کشورهای دیگر هستند احساس کنند که دنیا به آخر رسیده است بلکه وظیفه ما در این است که محکم بایستیم و با اطمینان خاطر در راستای هدفمان گام برداریم و بدانیم که این‌ها یک جولانی بیش نیست.

وی خاطرنشان کرد: بالأخره این حاکمیت‌ها و این ظلم و جنایتِ جنایتکاران، ایامی کوتاه پایدار نخواهد ماند اما دولت، همان دولت آقا امام زمان (عج) است که قطعاً تشکیل خواهد شد حتی اگر یک روز هم از عمر دنیا باقی مانده باشد آن حکومت تشکیل خواهد شد لذا این روح امید باید همیشه در مردم وجود داشته باشد.

این استاد خارج مهدویت حوزه علمیه قم ابراز داشت: وظیفه دوم منتظران ظهور حضرت مهدی(عج) این است که تلاش کنیم جامعه را آنچنان که امام زمان(ع) می‌پسندد بار بیاوریم، جامعه مهدی‌پسند همان جامعه خداپسند است ما از خودمان شروع کنیم خودمان جوری حرکت کنیم، رفتارمان، کردارمان، وضعیت لباس پوشیدنمان، خوراک و وضعیت اداره‌هایمان، برخورد با خانواده و با همسایه و در هر کجا هستیم طوری رفتار کنیم که مهدی‌پسند باشد و در واقع مردم را با رفتار، عمل و گفتارمان به سوی فرهنگ مهدوی جذب کنیم.

وی با بیان اینکه آقا امام زمان (عج) مأموریتی که از جانب خداوند عزوجل به ایشان واگذار شده، احیای سنت رسول‌الله (ص) و احیای تعالیم قرآن است، گفت: ما هم اگر می‌‌خواهیم جامعه‌ای باشیم، انسان‌هایی باشیم که امام زمان گوشه چشمی به ما نظر کند باید ما هم در این مسیر گام برداریم، یعنی  اینکه تعالیم و سنت رسول‌الله(ص) که در روایات گوناگون به دست ما رسیده است ابتدا خودمان با این سنت آشنا شویم و به آنها عمل کنیم سپس به تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی بپردازیم.

آيا با ظهور همه مردم دنیا مسلمان مى شوند؟!

  در مسئله ظهور امام مهدی(عج) و دولت کریمه ایشان سوالی مطرح است که آيا وقتى امام(عج) ظهور مى كنند، تمام مردم مسلمان مى شوند يا اينكه كافر و پيرو مذاهب و اديان ديگر هم وجود خواهند داشت؟
 

آیا امام زمان شهید خواهد شد؟/ وضعیت جهان پس از امام مهدی(عج)

 در روایات، تصویری روشن و شفاف از عصر ظهور ارائه شده است؛ اما درباره وضعیّت جهان پس از پایان زندگی امام و ماندگاری دولت عدل جهانی تا برپایی قیامت، ابهاماتی وجود دارد. در نوشتار حاضر، وضعیّت حاکمیّت جهان پس از پایان زندگی حضرت مهدی و به‌دنبال آن، پایایی یا عدم پایایی وضعیّت مطلوب عصر ظهور بررسی می‌شود.

 

آیا در عصر ظهور، امام زمان دین جدیدی خواهد آورد؟

 با توجه به ادله‌ای که وظیفه پیامبر را ابلاغ همه احکام به مردم می‌داند، پذیرش این احتمال که احکام نزد حضرت ودیعه گذاشته شده که حضرت برای اولین‌بار به مردم ابلاغ می‌کنند دشوار می‌نماید. اما تبیین مجدد احکامی که پیامبر ابلاغ کرده‌اند یا بیان زیرمجموعه‌های احکام کلی و ارائه تفسیر متناسب با عصر ظهور از اسلام احتمال‌هایی است که مانعی از پذیرش آن‌ها نیست

آیت الله نوری همدانی: دجال یک فرد نیست صفت و گروه انحرافی است

  اساسا دجال یك شخص معین نیست، بلكه صفت یك گروهی است كه اینها همیشه با اسباب و فرهنگ سازی و سیاست سعی در منحرف كردن مردم از راه حق داشته اند.
 

 

به گزارش  روابط عمومی مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم، آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع عظام تقلید در دیدار اعضای ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی اظهار داشت: كار شما كار بسیار مهمی مخصوصا در دنیای امروز است؛ اهل بیت(ع) تأكید فراوان بر احیای امرشان داشته اند.

 

این مرجع تقلید گفت: از روزی كه خداوند متعال عالم را آفریده، حق و باطل در مقابل هم صف آرایی داشته اند و در این زمینه شناخت امام و وجود رهبر از جانب خدا برای بیان حق بسیار مهم است؛ در اصول كافی بابی به نام باب الاضطرار الی الحجه(عج) است یعنی ناگزیر در خلقت انسان ها حجت و رهبری از جانب خداوند معین شده است.

 

وی با اشاره به دجال تصریح کرد: اولین فردی كه خداوند آفریده، حجت و امام است و آخرین فرد نیز كه قبض روح می شود، امام است و وجود امام در جامعه بشریت دارای آثار و فیض و بركات فراوان است. این موضوع جای كار بسیار دارد كه مردم را از جهات مختلفی از جمله شناساندن دشمنان اهل بیت(ع) روشن كرد. اساسا دجال یك شخص معین نیست، بلكه صفت یك گروهی است كه اینها همیشه با اسباب و فرهنگ سازی و سیاست سعی در منحرف كردن مردم از راه حق داشته اند.

 

استاد درس خارج حوزه علمیه قم خطاب به اعضای ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی تصریح كرد: كار شما كار بسیار وسیعی است. كتاب هایی در این موضوع نوشته شده است؛ مسأله مهدویت به حدی مهم است كه از ابتدای بعثت درباره آن روایاتی بیان شده است؛ این انقلاب انتظار ظهور است و مزایایی كه مربوط به انتظار ظهور است، در این انقلاب دیده می شود. از طرفی مستضعفان، محرومان و مظلومان جهان بیدار و به تدریج متحد می شوند، از طرفی نیز استكبار و دشمنان اهل بیت(ع) و اسلام روز به روز در مقابل اینها صف آرایی می كنند و این دو روند تا ظهور حضرت مهدی(عج) ادامه خواهد یافت.

 

وی با اشاره به فرمایشی از امیر مؤمنان گفت: حضرت علی(ع) در شماره 200 كلمات قصار نهج البلاغه می فرمایند: «دنیا به ما رو خواهد كرد بعد از این كه دنیا در برابر ما پشت كرده و چموش شده بود همانطوری كه شتر بدخو بر فرزند خود توجه می كند.»

 

آیت الله نوری همدانی انقلاب اسلامی ایران را انتظار ظهور دانست و گفت: كسی كه منتظر ظهور است، چه بمیرد و چه بماند خداوند اجر او را خواهد داد. اینها برای دلگرمی مردم است كه همینقدر بشناسند و منتظر ظهور باشند و فكر نكنند پس از مرگ ما چه اتفاقی خواهد افتاد، اگر هم بمیرند مثل آن است كه در ركاب و خیمه آن حضرت(عج) بوده اند.

 

وی با بیان این كه بركات و ثمرات انقلاب اسلامی، در نتیجه زحمات امام راحل به وجود آمد، گفت: امام خمینی(ره) در جای جای كلماتشان دارند كه این انقلاب مقدمه ظهور آن حضرت(عج) است و به ظهور متصل خواهد شد. باید مسأله انتظار ظهور كه از ثمرات انقلاب اسلامی است را شایع كرد. این انقلاب زمینه ظهور را در دنیا فراهم می كند، چرا كه دین را به حاشیه رانده بودند و اكنون اسلام به متن زندگی آمده است و لرزه بر اندام استكبار و صهیونیست و ایادی آنها انداخته است.

 

این مرجع تقلید با اشاره به اهمیت جایگاه رهبر معظم انقلاب ابراز کرد: باید بدانیم كه در غیبت امام عصر(ع)، مقام معظم رهبری، قائم مقامی ایشان را دارد و باید مقام معظم رهبری را به مردم شناساند و این مسأله ساده ای نیست؛ باید به انقلاب و رهبری چنین دیدی داشت كه در غیبت امام عصر(عج) یك شخصی باید باشد كه در حوادث و وقایع به آن مراجعه كرد و این نگاه، نگاهی مذهبی و دینی است. اگر مردم با چنین دیدی نسبت به انقلاب و رهبری نگاه نكنند، مسؤول هستند و لازم است امروز این مطالب بیان شود.

 

وی در پایان گفت: افتخار ما طلبه ها این است كه جزو لشكر امام عصر(عج) هستیم و هر روز صبح هم با آن حضرت بیعت می كنیم كه در این راه استقامت داریم تا با ظهورش چشم های ما روشن شود.

 

در ابتدای این مراسم نیز، حجت الاسلام والمسلمین كلباسی «دبیر ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی» و «رییس مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم» گزارشی از فعالیت های این ستاد را تبیین كرد.

 

قابل ذكر است، ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی كشور نهادی است سیاستگذار، مبتنی بر ضرورت برنامه ریزی راهبردی و عمل هماهنگ و پویا در عرصه مهدویت و انتظار فرج كه بر اساس تعالیم قرآن و عترت؛ مندرج در آموزه های اسلام ناب با ترازی جهانی به راهبری ، برنامه ریزی و اقدام در این حوزه می پردازد و بیش از 30 مجموعه در آن عضویت دارند.

اخبار آخرالزمان در خطبه امیرمومنان(ع)

خطبه ۱۳۸ نهج البلاغه عباراتی دارد که بسیاری از شارحان، مقصود از اشاره های امیرالمؤمنین علیه السلام در آن خطبه را با شرایط آخرالزمان منطبق می دانند.
 
 

 

ارتباط طوفان‌ها و حوادث کنونی جهان با ظهور صاحب الزمان(عج)!

  شبستان: طوفان‌ها و حوادثی که در جهان رخ می‌دهد، مصداقی از حوادث عمومی و بلایای طبیعی پیش از ظهور است که ممکن است، با فاصله زیادی از زمان ظهور رخ بدهد.
 

 

 حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

 

طوفان ها یا به طور کلی حوادث، از نشانه‌های حتمی ظهور امام زمان(عج) نیست و اگر هم باشد شاید از علایم غیرحتمی است! البته به طور خاص هم به طوفان خاصی اشاره نشده است؛ هر چند از حوادث کلی چون زلزله و... نام برده شده است.

در نتیجه می‌توان گفت: طوفان‌ها و حوادثی که در جهان رخ می‌دهد، مصداقی از حوادث عمومی و بلاهای طبیعی پیش از ظهور است که ممکن است، با فاصله زیادی از زمان ظهور رخ بدهد. باید بدانیم که رویدادها و اتفاقاتی که پیش از ظهور اتفاق می‌افتد، دو گونه اند:

1- بعضی از این رخدادها و حوادث، علامت های نزدیک شدن ظهور امام زمان(عج) هستند

2- بعضی از این اتفاقات و رخدادها، زمینه‌ساز ظهور می باشند

 

در این راستا گفتنی است که دو اصطلاح هست:

الف. علایم ظهور که بعد از شروع غیبت و قبل از آغاز ظهور اتفاق می‌افتد و وقوع آن‌ها در احادیث اهل بیت(ع) ذکر شده است.

ب. شرایط ظهور، که حوادثی است که نزدیک زمان ظهور واقع می‌شود و زمینه را آماده می‌سازد و رابطۀ مستقیمی با ظهور امام زمان(عج) دارد.

در ضمن برخی از نشانه‌‌های ظهور حتمی است که اگر این نشانه‌ها ظاهر شود، بی‌شک امام زمان(عج)، ظهور خواهد کرد. این نشانه‌ها قبل از ظهور، حتماً به وقوع می‌پیوندند که عبارت‌اند از:

1. خروج سفیانی

2. کشته شدن نفس زکیه

3. ندای آسمانی از سوی جبرئیل

4. فرورفتن در بیداء

5. قیام یمانی

اگر مضطرانه برای ظهور حضرت دعا کنیم خداوند باقیمانده مدت غیبت را خواهد بخشید

خبرگزاری فارس: اگر مضطرانه برای ظهور حضرت دعا کنیم خداوند باقیمانده مدت غیبت را خواهد بخشید

این وظیفه همه ما است که برای وجود مقدس آقا امام زمان (عج) برای سلامتی و ظهورشان، برای برطرف شدن موانع ظهور ایشان عاجزانه دعا کنیم و مهمترین خواسته ما هم باید همین باشد. چون قیمت هر کسی به نوع دعاها و در خواست‌های او است.

انقلاب مهدوی بعد از چند ماه و مرحله پیروز می‌شود؟!

  شبستان: انقلاب و حركت حضرت مهدي (عج) بعد از فراهم شدن زمينه‌ها و آمادگي‌هاي منطقه‌اي و جهاني نهضت، از شهر مكه آغاز می شود و دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است.
 

 

  حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

 

قیام شکوه‌مند و بزرگ امام زمان (عج) دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است؛ این مراحل عبارت‌اند از:

۱- مرحله ظهور امام مهدی (عج) رهبر قیام به اذن و اراده الهی (آغاز انقلاب)؛

 ۲- جمع شدن یاران صالح و پرچمداران قیام (بسیج نیروهای انقلاب)؛

۳- فراگیری قیام و انقلاب علیه حکام ظلم و جور و فساد به همراهی یاران صالح و شایسته (حرکت انقلابی)؛

۴- پیروزی و شکست نظام‌های سیاسی حاکم بر جهان و تسلّط بر کل عالم (پیروزی انقلاب)؛

 ۵- تشکیل حکومت جهانی و انتخاب و نصب حاکمان جهان از سوی رهبر انقلاب؛

۶- سامان بخشی به همه امور و رشد و شکوفایی و تعالی جامعه بشری در همه زمینه‌ها (مرحله تثبیت انقلاب)

 

براساس روایات، انقلاب و حرکت حضرت مهدی (عج) بعد از فراهم شدن زمینه‌ها و آمادگی‌های منطقه‌ای و جهانی نهضت، از شهر مکه آغاز می‌گردد. با شروع قیام، از مناطق مختلف جهان (به خصوص ایران و یمن)، نیروهای انقلابی دست به کار شده و به یاری رهبری نهضت، می‌شتابند و در طول انقلاب بر تعداد یاران و گروه‌های مبارز و مجاهد افزوده می‌شود.

در ‌‌نهایت درگیری‌هایی بین انقلابیون و نظام‌های حاکم (در حجاز، عراق، شام، روم و...) رخ می‌دهد که منجر به شکست همه مخالفان انقلاب جهانی می‌شود.

قیام بعد از ۷ـ ۸ ماه کشمکش و نزاع، به پیروزی نهایی دست یافته و گروه‌های انقلابی و جهادی، بر کل جهان مسلّط می‌شوند.

بیشترین استعداد در تمهید مقدمات ظهور از آنِ جوان است

 کسی که بیشترین استعداد و توانمندی را برای تمهید مقدمات (ظهور) دارد، جوان است. البته شاید منظور آن باشد که آنها روح و شخصیت جوانی دارند هرچند ممکن است که جسم‌شان به دلیل کهولت سن به استهلاک نیز رسیده باشد.
 

 

حجت الاسلام علی صدوقی، کارشناس تربیتی مرکز تخصصی مهدویت در گفت وگو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان ضمن تشریح «جایگاه جوانان در موضوع انتظار و ظهور» تصریح کرد: فرهنگ انتظار یک فرهنگ منحصر به فرد است و توانایی فراوانی دارد برای این که تمامیت اسلام را برای همگان تبیین کند. این فرهنگ که ما از آن به عنوان «فرهنگِ آماده شدن برای ظهور» نام می‌بریم، الزاماتی دارد که این الزامات برای همگان یکسان است و همه باید خود را برای ظهور و حاکمیت معصوم(ع) آماده کنند.

 

وی افزود: این آمادگی به چند چیز نیاز دارد؛ نخست اینکه یک انسان منتظر از نظر مبانی و اعتقادات و چهارچوب‌های ذهنی تکلیفش را با خود و جامعه روشن کند. بین زمین و هوا معلق نباشد. انسان یا باید هویت توحیدی را در همه ابعاد گوناگون آن بپذیرد، یا باید برای دین یک اعتبار حداقلی قایل باشد و التقاطی بیندیشد یا اینکه راه الحاد را پیش بگیرد که به کفر، شرک و نابسامانی‌های اخلاقی و ایجاد ناهنجاری‌های اجتماعی می‌رسد.

 

کارشناس مباحث مهدوی خاطرنشان کرد: یک منتظر واقعی ابتدا باید روی مبانی اعتقادی خود کار کند، سپس ظرفیت وجودی خود را توسعه دهد یعنی باور کند که مشکلات جزء لاینفک زندگی است. ما در زندگی موانع گوناگونی داریم که باید در مقابل آنها ایستاد. لذا منتظری که نمی‌خواهد با چالشی روبرو شود یا با مشکلی دست و پنجه نرم کند اصولا نفهمیده که رسالت و مأموریت او چیست.

 

شیطان برای منتظران برنامه های ویژه دارد!

 

حجت الاسلام صدوقی ادامه داد: از سوی دیگر شیطان نیز بیکار نمی‌نشیند، وقتی می بیند جریانی در حال شکل‌گیری است و انسان‌هایی در حال تربیت‌شدن هستند که قرار است در مقابل او مقاومت کنند او نیز چالش‌ها و موانع بیشتری را در مسیر این انسان قرار می‌دهد تا او نتواند به سرمنزل مقصود برسد. لذا همه باید ظرفیت وجودی خود را توسعه دهند تا بتوانند با این موانع بجنگند.

 

مدرس مباحث تربیتی مهدوی سومین مقوله‌ در این زمینه را که یک جوان منتظر باید به صورت جدی و فعال آن را دنبال کند «داشتن برنامه‌ریزی» برشمرد و گفت: منتظری که اهل برنامه‌ریزی نیست و به دنبال این نیست که طرحی برای زندگی خود داشته باشد به دردبخور نخواهد بود. لذا یک منتظر برای راه و مسیر خود هدفی را تعیین می‌کند، در زندگی برنامه‌ریزی و طرح دارد، موانع راه را بررسی می‌کند و راه عبور از این موانع را می‌یابد.

 

وی افزود: مورد دیگر مسئله عمل است، انسانی که از نظر اعتقادی فربه شده، انسانی که از نظر وضعیت روحی ارتقا پیدا کرده و اهل طرح و برنامه است و دوست دارد قانون مدارانه زندگی خود را سامان دهد از نقش عمل غفلت نمی‌کند. همه آحاد یک امت وظیفه دارند که در جهت ظهور و حاکمیت امام‌شان زمینه‌های لازم را فراهم کنند و کسی که بیشترین استعداد و توانمندی را برای تمهید این مقدمات (ظهور) دارد، جوان است.

 

جوان یعنی کسی که حق‌جو و حق‌خواه است

 

کارشناس مرکز تخصصی مهدویت در بخش دیگری از سخنان خود به ویژگی های جوان اشاره و تصریح کرد: جوان شخصیتی حق‌جوست که به دنبال حاکمیت حق است. هرچه سن او به سمت پیری می‌رود حق‌جویی در او کمتر می‌شود مگر اینکه در دوران جوانی بنیه‌های اعتقادی و ظرفیت وجودی خود را توسعه داده باشد که در این صورت هرچه پیرتر شود جوان‌تر خواهد شد.

 

وی افزود: لذا ما دو نوع جوان داریم؛ یک نوع  جوانی که از نظر استعدادهای جسمی فربه و قوی است و دوم جوانی که از نظر استعدادهای جسمی قوی نیست ولی روح جوان، فکر و بینش جوان دارد، هویت جوان دارد. لذا امام خمینی(ره) یک جوان بود، مقام معظم رهبری هنوز هم جوان است چون جوان یعنی کسی که حق‌جو و حق‌خواه است و تکبر در مسیر زندگی او راه ندارد چرا که مانع بزرگ برای رسیدن به آرزوی واقعی او یعنی حاکمیت حق می شود.

 

حجت الاسلام صدوقی یادآور شذ: اگر در حدیث نیز آمده است که یاران امام مهدی علیه السلام از جوانان هستند، شاید منظور آن است که آنها روح جوان و شخصیت جوانی دارند هرچند ممکن است که جسم‌شان به دلیل کهولت سن به استهلاک نیز رسیده باشد. اما این که جوان، امروز در عصر غیبت چه وظیفه‌ای دارد؟ سوالی است که باید به آن دقت کرد.

 

جوان منتظر در بحران ها فقط دنبال انجام وظیفه است

 

وی ادامه داد: جوانی که بخواهد زندگی ای منتظرانه داشته باشد باید از بینشی برخوردار باشد که این بینش، هدف، مسیر، موانع و راه عبور از موانع را به او نشان دهد و زمینه‌ای به عنوان «همت بلند» فراهم کند که بتواند مقابل بحران‌ها بایستد، جوانی که ما از آن سخن می‌گوییم باید از ورزیدگی فکری، ورزیدگی روحی و روانی و ورزیدگی درک مهارت‌های اجتماعی برخوردار باشد.

 

این کارشناس تربیتی مهدویت گفت: جوانی که هویت ارزشی دارد یک بعدی زندگی نمی‌کند و مبنای زندگی او فقط شعار نیست بلکه با شعور و همه‌جانبه‌نگر زندگی می‌کند و در برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به دنبال انجام وظیفه خود است. او به دنبال آن نیست که همه چیز با ساز او کوک شود. بلکه چنین می‌اندیشد که من باید در هر شرایطی به شکل مستمر در جهت اصلاح و ارتقای خود و دیگران گام بردارم.

 

صدوقی خاطرنشان کرد: از منظر ما این جوان هویت منتظرانه دارد یعنی جوانی که از توانمندی خود و همچنین توانمندی‌های فکری، روحی و معنوی دیگران بهره می‌گیرد و تلاش می‌کند تا از فکر، بینش و علم دیگران به عنوان یک سرمایه برای درست‌ زندگی کردن استفاده کند. اگر تصور می‌کنیم که اول باید جامعه درست شود تا جوان درست شود باید کمی تامل کنیم. نمی‌‌گوییم این تصور کاملا اشتباه است اما حرف تام و کاملی هم نیست. اگر جوان بینش و اعتقاد درستی داشته باشد و ظرفیت وجودی او ارتقا پیدا کرده باشد و اهل برنامه‌ریزی و زندگی هدفمند باشد در هر شرایط و موقعیتی که قرار بگیرد رسالت خود را فراموش نمی‌کند بلکه حتی در اوج بحران ناامنی نیز در جهت اجرای رسالت خود تلاش می‌کند.

توقیت بستری برای مدعیان دروغین

این نوشتار ابتدا اصل مشروع بودن «توقیت» را بر اساس متون مقدس هر دین و گفتار علما بررسی و سپس آسیب‌هایی را که توقیت برای آن دین و پیروان آن ایجاد می‌کند، تبیین و‌ترسیم می‌سازد.

چرا با «عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»های ما امام عصر(عج) ظهور نمی کند؟!

خبرگزاری شبستان: انتظار فرج، چيزى جز همان تقاضاى عمومى، براى عرضه داشتن آن وجود مقدس نيست و چون اين تقاضا هنوز به طور فراگير وجود ندارد، آن حضرت(عج) در غيبت به سر مى برد و وجود تعداد اندكى علاقه مند و دوستدار، در اين دنياى پهناور، كفايت نمى كند.
 

 

 ، اين پرسش در واقع، سؤال از علت تداوم و استمرار «غيبت» و «پنهان زيستى» امام مهدى(عج) است؛ از اين رو بسيارى از مطالبى كه در مورد اسرار و حكمت هاى «غيبت» آن حضرت بيان شده، در مورد تداوم آن نيز صادق است. از طرفى بايد توجه كرد كه :

الف. ثابت و روشن نيست كه بسيارى از اين ابراز علاقه ها و دوستى ها از جانب ارادتمندان، خالصانه و هميشگى است و در موقع نياز و ضرورت نيز پايدار مى ماند!! پس بايد با كمك شاخص ها و معيارهايى تداوم و پايدارى اين اظهار ارادت و دوستى ها را سنجيد و آن گاه ارزيابى درستى در اين زمينه داشت!

ب. اظهاردوستى ازسوى عده كمى از ارادتمندان كافى نيست؛ بلكه بايد اين خواست و توجه جهانى شده و بسيارى از مردم خواستار ظهور منجى موعود شوند.

پس از بيان اين مقدمه كوتاه، در پاسخ گفتنى است: بر اساس قانون عرضه و تقاضا (درخواست)، به همان نسبت كه تقاضا وجود دارد، عرضه نيز وجود خواهد داشت. در غير اين صورت نظام زندگى به هم مى خورد و تعادل از ميان مى رود و در نتيجه آشفتگى پديد مى آيد. چنان كه مى دانيم، سال ها بود كه پيشوايان اسلام، در دسترس مسلمانان بودند و مردم را، به راه راست و دين حق، دعوت مى كردند. به اعتراف دوست و دشمن، پيشوايان معصوم - از امام على (علیه السلام)  گرفته تا امام حسن عسكرى (علیه السلام)  - در تمام صفات برجسته انسانى و فضايل عالى دينى، بهترين افراد امت اسلام و برترين مردم بوده اند. بااين حال، طى دو و نيم قرن بعد از رحلت پيامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) ، تمام آن رهبران عالى قدر از صحنه سياست اسلام كنار گذاشته شدند، تا آنجا كه هرگاه اقدام به راهنمايى مردم غافل مى نمودند، با شدت عمل و زندان و كشته شدن مواجه مى گشتند. اين موضوع به قدرى روشن است كه ما را از هرگونه توضيح بيشتر، بى نياز مى گرداند. خداوند متعال يازده شخصيت بى نظير را - كه جانشينان شايسته پيامبر اسلام بودند - به منظور رهبرى جامعه انسانى، به جهان عرضه داشت؛ ولى به هيچ وجه، اين عرضه، هماهنگ با «تقاضا» نبود.

روى اين اصل، چه بهتر كه آخرين فرد آنان، براى مدتى طولانى از نظرها غايب گردد و به مردم جهان عرضه نشود تا بدين گونه، حسّ تقاضاى چنين پيشواى عالى مقامى، در مردم گيتى پديد آيد. آن زمان هم كه زمينه مساعد گرديد، خداوند متعال وجود او را، عرضه داشته و در اختيار تقاضا كنندگان بگذارد. نكته جالب اينجا است كه در بسيارى از روايات، از انتظار فرج و آمادگى مردم، براى ظهور امام زمان(عج) سخن به ميان آمده و از كسانى كه پيوسته در انتظار آمدن آن حضرت هستند، ستايش قابل توجهى شده است.

موضوع انتظار فرج، چيزى جز همان تقاضاى عمومى، براى عرضه داشتن آن وجود مقدس نيست و چون اين تقاضا هنوز به طور فراگير وجود ندارد، آن حضرت در غيبت به سر مى برد و وجود تعداد اندكى علاقه مند و دوستدار - هر چند در جاى خود بايسته و پسنديده است - در اين دنياى پهناور، كفايت نمى كند و تا زمانى كه تعداد اين ياران و خواستاران زياد نشود و تقاضاى ظهور جهانى نگردد، «پنهان زيستى» و «ناپيدايى» آن حضرت ادامه مى يابد.

 

در ادامه به برخى از عوامل تداوم غيبت و شرايط ظهور اشاره مى شود:

پيامبران گذشته نيز - از نوح، صالح، لوط، شعيب و هود گرفته تا ابراهيم، موسى، زكريا، يحيى و عيسى- همواره از آزار و اذيت هاى دنيا گروان و باطل گرايان در امان نبودند و فشارها و سختى هاى فراوانى تحمّل كردند و اهدافشان به طور كامل تحقق نيافت و از آنجا كه امام مهدى(عج) عصاره فضايل تمامى انبيا و ادامه دهنده راه آنان است. براى تحقق آرمان ها و اهداف آنها، نياز به زمان و فرصت مناسب و امكانات و ابزار لازم دارد لذا تا زمانى كه احتمال همان برخوردهاى نادرست قبلى وجود داشته و تعداد ياران و دوستداران اندك باشد، «پنهان زيستى» او نيز ادامه و استمرار خواهد داشت.

 

بيدارى وجدان بشريت:

بسيارى از پيامبران الهى وقتى كه مى ديدند با همه سعى و كوششى كه در راه هدايت بشر مبذول مى دارند، وجدان خفته آنان بر اثر طغيان عواطف و سركشى غرايز بيدار نمى گردد و به راهنمايى هاى آنان ترتيب اثر نمى دهند؛ آخرين چاره را در اين مى ديدند كه جامعه را به حال خود واگذارند و مدتى از ميان آنها بيرون بروند؛ باشد كه توده سركش و مردم هواپرست، با احساس تنهايى و بى سرپرستى، درباره روش و سرنوشت خود تجديد نظر كنند و با فراغت بيشتر و فرصت بهترى، وجدان خفته شان بيدار شود و در جوّ مناسبى، پى به هدف هاى نورانى پيامبران و مكتب عالى خدا پرستى آنها ببرند[1].

قرآن مى فرمايد: چون ابراهيم خليل، از راهنمايى قوم بت تراش و بت پرست خود مأيوس گشت و با تهديد و عكس العمل شديد آنها مواجه گرديد، فرمود: «و اَعتَزِلكُم و ما تدعون من دون الله و اُدعوا ربّى»؛ «من از شما و آنچه از غير خدا مى خوانيد، كناره مى گيرم و خداى خود را مى خوانم».

ابراهيم (علیه السلام)  با اين منطق از ميان كلدانيان بيرون آمد و به شهر «حرّان» شام رفت. مردم آنجا هم مشرك بودند و آفتاب و ماه و ستاره مى پرستيدند... پس از آن شهر رهسپار فلسطين شد. با رفتن او از آن دو منطقه، مردم به وجدان خفته خود بازگشتند. آن گاه با بيدارى وجدان و فرونشستن طغيان عواطف خويش، به ياد تبليغات و راهنمايى هاى سودمند ابراهيم (علیه السلام)  افتادند و از همين رهگذر - و در غيبت آن حضرت - تعداد قابل ملاحظه اى به خداى يگانه ايمان آوردند و موحّد شدند.

همچنين در سوره «يونس» آمده است: چون يونس (علیه السلام) ، قوم سركش خود را دعوت به دين خدا نمود و آنان نپذيرفتند؛ پس آن را تهديد كرد كه سركشى شما، از طرف خداوند، بدون عكس العمل نمى ماند و به زودى عذاب الهى- كه واكنش و نتيجه رفتار ناپسند شما است- مى رسد و همه را فرا مى گيرد. چون باز هم گوش نكردند، از ميان قوم بيرون رفت و آنها را به حال خود گذاشت. با رفتن و ناپديد شدن يونس (غيبت او از ميان مردم)، و ديدن علايم عذاب، قوم او به خود آمدند و سخنان او را به ياد آوردند. پس با بيدارى وجدان، توبه كردند و عذاب هم نازل نگرديد.

 

وجه حكمت غيبت امام عصر(عج)، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است

امام صادق (علیه السلام)  در بخشى از فرموده هاى خود به اين بُعد غيبت امام زمان اشاره كرده، مى فرمايد : «...وجهُ الحكمه فى غيبته وجهُ الحكمة فى غيبات مَن تَقَدَّمَة من حُجَج الله تعالى ذكره...»[2] ؛ «...وجه حكمت غيبت، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است».

بر اين اساس غيبت و دورى برخى از پيامبران از جامعه خود - مانند حضرت ادريس، يوسف، موسى، يونس، يحيى، صالح و... - مى تواند توجيه كننده تداوم «پنهان زيستى» امام زمان(عج) باشد.

با توجه به اين بيان، روشن مى شود كه خداوند طى ده ها قرن، براى هدايت افكار و بيدارى وجدان هاى بشر و تعديل عواطف و غرايز آنها، رهبرانى شايسته برانگيخت؛ ولى بشر خيره سر، دست از خود سرى هاى خود بر نداشت. اگر عكس العمل موافقى هم نشان داد، نسبت به زحمت ها و تلاش هاى پيامبران و پيشوايان خود، بسيار ناچيز و بى ارزش بود. بنابراين بايسته است كه آخرين حجت الهى، مدتى طولانى از دسترس بشر خارج گردد تا همين غيبت طولانى و كناره گيرى، وجدان ها را از خواب گران بيدار كند و در غياب وى، استعداد و آمادگى پيدا كنند. هنگامى كه از هر نظر شايستگى يافتند، آن پيشواى غايب باز مى گردد و جهان را پر از عدل و داد، نورانيت، حكمت و عقلانيت مى كند و ريشه ظلم و ستم و فساد را بر مى كند «يملأ الارض عدلاً و قسطا و نورا و برهانا...»[3]. مقصود از آمادگى و بالا رفتن سطح آگاهى، اين است كه انسان ها به موقعيت و ارج وجود خود پى ببرند و تحمّل ظلم و فساد را، زندگى ننگين و مرگبارى تلقى كنند كه شايسته مقام انسان نيست آن گاه با ارزيابى شرايط و امكانات خود و ستم قدرت هاى طاغوتى، بذر انقلاب را در سرزمين مستعد و آماده بپاشند و با شيوه هاى گوناگون، در آبيارى آن بكوشند.

پس تا زمانى كه در توده ها چنين آگاهى پديد نيايد و انسان ها بر ارزش خود واقف نگردند و امكانات خود و طرف را درست نسنجند، «غيبت» ادامه خواهد داشت و سستى و تنبلى مردم، موجب طولانى شدن آن خواهد شد.

البته اين گروه ارادتمند و دوستدار، بايد به صورت منسجم و آماده واقعى عمل كنند و ارتشى مهيا و نيرويى ضربتى كار آمد تشكيل دهند كه پشت سر امام (علیه السلام)  ايستاده و گوش به فرمان او باشد. اين گروه بايد به نيروى ايمان و تقوا مجهّز گردند و جانباز و فداكار باشند. تربيت و تشكيل چنين افرادى تاكنون ميسّر نبوده و به اين سادگى نيز ممكن نخواهد شد ؛ مگر اينكه همت و تلاشى ويژه صورت گيرد و به اظهار دوستى ساده، ختم نشود!!

پی نوشت ها:

[1]. ر.ك : جعفر سبحانى، پرسش ها و پاسخ ها، صص 187-197.

[2]. كمال الدين، ج 2، ص 481، ح 1 ؛ علل الشرايع، ص 345، ح 8 ؛ بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4.

[3]. احتجاج، ج 2، ص 291 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 350.

برگرفته از کتاب مهدویت پیش از ظهور - رحیم کارگر

چرا برخی منتظران بعد از ظهور با امام(عج) دشمنی می کنند؟!

 کسانی که نگاه عامیانه دارند و در این نگاه عامیانه شان تصلب پیدا کرده اند، به حدی که برخی رگه های انحراف در آنها مشاهده می شود نه تنها به درد حضرت(عج) نمی خورند، بلکه بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) موجب دردمندی او هم خواهند شد.
 

 

به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام پناهیان در کتاب «انتظار عامیانه، عالمانه و عارفانه» می نویسد:

 

یکی از مباحثی که در حوزه مهدویت مطرح می شود این است که گفته می شود برخی از منتظران که در دوران قبل از ظهور به انتظار ایام ظهور و آمدن امام عصر عجل الله تعالی فرجه مشغول هستند، در عصر ظهور حضرت(عج) با ایشان به مخالفت برمی خیزند.

 

اما به واقع چرا چنین است؟ چرا کسانی که قبلا انتظار حضرت(عج) را می کشیدند بعد از ظهور به مخالفت با ایشان برمی خیزند؟ چون آنها یک تصور خیالی و موهوم از امام زمان علیه السلام داشته اند و زمانی که وجود واقعی و نازنین حضرت(عج) را می بینند که با آن تصویر خیالی آنها سازگاری ندارد با ایشان مخالفت می کنند.

 

کسانی که نگاه عامیانه دارند و در این نگاه عامیانه شان تصلب پیدا کرده اند، به حدی که برخی رگه های انحراف در آنها مشاهده می شود نه تنها به درد حضرت(عج) نمی خورند، بلکه بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) موجب دردمندی او هم خواهند شد.

 

این گروه به ویژه به این دلیل که از قبل هم اطلاعاتی داشته اند، دیگر خودشان را صاحب ادعا می دانند؛ مثلا می گویند: «نه ایشان امام زمان نیستند؛ ما می دانیم؛ ما می شناسیم، ما منتظر بودیم، حالا هم ما هستیم که تشخیص می دهیم که آیا  ایشان همان آقا هستند یا خیر.»

 

البته بعضی از افراد هم به دلیل خود ساخته نبودن و تعارض فرمان های حضرت با منافع شان که این تعارض هم می تواند به نوعی ریشه در همان تصور اشتباه نسبت به منجی داشته باشد، با حضرت مخالفت می کنند.

 

کما این که در مورد یهودیان مدینه نیز همین اتفاق افتاد. یهودیان مدینه نیز تا پیش از بعثت رسول اکرم صل الله علیه وآله مدام به اهل مدینه فخر می فروختند که پیامبر موعود خواهد آمد و نشانه هایش هم چنین و چنان است.اما همین که دعوت پیامبر به مدینه رسید و تعدادی از اهالی مدینه اسلام آوردند، بنای مخالفت را گذاشتند و بهانه آوردند که « این فرد، آن پیامبر موعود نیست.»

 

البته این «مخالفتِ پس از موافقت» نیز ریشه در تصورهای اشتباهی داشت که یهودیان نسبت به پبامبر موعود داشتند. آنها تصور می کردند پیامبر موعود از میان آنها برانگیخته خواهد شد یا لااقل به آنها نزدیک خواهد بود.  آنها هرگز تصور نمی کردند که ظهور او مشکلی برای منافع آنها ایجاد کند. اگر آنها تصویر درستی از پیامبر آخرالزمان داشتند شاید پیش از آمدنش هم خود را برای مخالفت و دشمنی با او مهیا می کردند.

 

در خصوص مهدی موعود علیه السلام هم چون نگاه بعضی از مدعیان انتظار، نگاه نادرستی است و تصور اشتباهی از منجی دارند، بعد از ظهور نمی توانند با ایشان کنار بیایند.

 

آنها وقتی امام زمان علیه السلام را می بینند در می یابند که هرگز منتظر چنین کسی نبوده اند. این به دلیل ذهنیت اشتباهی است که داشته اند و این ذهنیت نادرست تنها به این دلیل برایشان پدید آمده است که عالمانه به موضوع منجی نگاه نمی کرده اند.  

چرایی انتخاب ۱۲ امام(ع) و غیبت حجت آخرالزمان

 چرا خداوند فقط دوازده امام، انتخاب كرد تا مجبور شود يكى از آنها را غايب كند تا ما بدون سرپرست باشيم؟ اگر ما مثلاً ۲۴ امام داشتيم، ديگر امام زمان(عج) غايب نمى شد و ما هم اين طور بلا تكليف نبوديم؟!
 

 

به گزارش خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان، غيبت داراى علل و حكمت هاى فراوانى است؛ از آن جمله رشد و آمادگى مردم براى پذيرش حكومت عدل الهى توسط امام معصوم است. هم چنان كه براى برادران يوسف لازم بود مدتى از يوسف (علیه السلام)  محروم باشند و نيازها و سختى ها آنها را به جايى برساند كه حل مشكل خود را به دست يوسف ببينند. به طورى كه وقتى يوسف را شناختند با احترام و فرمانبردارى، قدرشناس حضرت يوسف باشند. چنين نيازمندى براى جامعه بشرى لازم است احساس شود، به طورى كه همه نظريه پردازان و مدعيان نجات بشريت به اين نتيجه برسند كه توانايى حل بحران هاى جامعه بشرى را ندارند و در همه احساس نياز به منجى حقيقى پيدا شود لذا گذر از دوران غيبت براى جامعه بشرى لازم است اگر چه تعداد امامان زياد مى بود البته در عدد 12 اسرارى نيز هست كه به برخى از آنها اشاره مى شود.

 

وجود دوازده امام:

يكى از مباحث مشترك ميان شيعه و سنّى، وجود دوازده خليفه و امام بعد از پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  است. اين اعتقاد بر اساس روايات فراوانى است كه از پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  نقل شده و در آنها از وجود دوازده جانشين بعد از پيامبر (صلی الله علیه وآله)  سخن به ميان آمده است. هر چند در تعيين مصداق اين دوازده خليفه و ولىّ، در ميان مسلمين اختلاف هست؛ اما اصل آن مورد پذيرش قرار گرفته است. بر اساس تفاسير، مبناى اين باورداشت، آياتى چند از قرآن است كه در آنها از دوازده نقيب «بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً»[1]، دوازده چشمه «فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً»[2] و دوازده ماه «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً»[3] مثال آورده و سخن گفته شده است. پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) ، در حديث ثقلين، به مسلمانان دستور داد كه از قرآن و عترت او تبعيت كنند. آن گاه تعداد و نام آنان را بيان كرد و حتى دوازدهمين آنان را قائم و خاتم ايشان قرار داد.

 

اصبغ بن نباته از ابن عباس روايت كرده كه پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود :ند

«اى مردم! بدانيد كه خداوند براى شما، درى قرار داده كه هركس به آن در وارد بشود، از آتش و ترس بزرگ روز قيامت در امان است». ابو سعيد خدرى برخاست و عرض كرد: اى پيامبر! ما را به طرف آن هدايت فرما تا او را بشناسيم. حضرت فرمود : «آن در على بن ابى طالب است كه سيد اوصيا و امير مؤمنان و برادر رسول خدا است. اى مردم! هر كس دوست دارد به دستگيره مطمئنى كه شكست در آن راه ندارد، متمسّك شود؛ بايد به ولايت على بن ابى طالب تمسّك كند... اى مردم! هر كس مى خواهد خدا و رسول را دوست بدارد، بايد بعد از من به على بن ابى طالب و امامان از نسل من اقتدا كند كه آنان گنجينه هاى علم من هستند».

جابر بن عبداللّه  انصارى به پا خاست و عرض كرد: اى رسول خدا! امامان (بعد از شما) چند نفرند؟ حضرت فرمود: اى جابر! خدا تو را رحمت كند، از همه اسلام پرسيدى... تعداد آنان به تعداد ماه هاى سال است كه آن در نزد خدا، در كتاب الهى - از روزى كه آسمان ها و زمين را آفريده - دوازده مى باشند. تعداد امامان، به تعداد چشمه هايى است كه براى موسى بن عمران جارى شد؛ زمانى كه عصاى خود را به سنگ زد و از آن دوازده چشمه جارى شد. تعداد امامان، به تعداد رؤساى بنى اسرائيل است كه خداوند فرموده است: «وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً» بنابراين اى جابر! امامان دوازده نفرند. اولين آنها على بن ابى طالب و آخرين آنها قائم مهدى مى باشند»[4].

از ديدگاه شيعه، جانشينان و اولياى پيامبر (صلی الله علیه وآله)  دوازده معصوم اند و از اين حديث و ساير روايات مشابه، به دست مى آيد كه انحصار امامان در «عدد دوازده»، سنت و خواست الهى است كه تغييرناپذير بوده و نمونه هايى نيز در طول تاريخ داشته است. تعداد و اسامى آنان از قبل مشخص بوده و نور وجوديشان در لوح محفوظ، ضبط گشته است.

پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  نيز در موارد مختلف و با تعبيرات گوناگون، به آنان اشاره كرده و فكر و ذهن مسلمانان را متوجّه ايشان ساخته است. اسامى و تعداد آنان غير قابل تغيير بوده و كسى نمى تواند در آنها كم يا زياد كند. عبارات رسول اكرم (صلی الله علیه وآله)  - به خصوص در منابع اهل سنت - به شرح زير است:

 

1- دوازده خليفه

«انّ هذا الامر لا ينقضى حتى يمضى فيهم اثنا عشر خليفة»[5] ؛ «اين امر (دين اسلام)، به سر نيايد تا دوازده خليفه و جانشين را پشت سر گذارد» و نيز فرمود : «لا  يزالُ هذا الدينُ قائما حتى يكون عليكم اثنا عشر خليفه»[6] ؛ «تا وقتى كه دوازده خليفه و جانشين با شما است، اين دين پيوسته بر پا است».

همچنين: «لا يزال الاسلام عزيزا الى اثنى عشر خليفه»[7]؛ «همواره اسلام به وجود دوازده خليفه، سرافزار و عزيز است».

2- امامان بعد از پيامبر (صلی الله علیه وآله)

«الائمة من بعد اثنا عشر من اهل بيتى»[8]؛ «امامان پس از من دوازده نفرند كه از اهل بيت من مى باشند». پيامبر (صلی الله علیه وآله)  در حق على (علیه السلام) فرمود: «الا انّه... الامام بعدى و ابو الائمة الزُّهر الاثنى عشر و منها مهدى هذه الامة...»[9] ؛ «امام بعد از من و پدر امامان دوازده گانه (على) است و مهدى اين امت از ما است».

3- همان نقباى بنى اسرائيل

«انّ عدّة الخلفاءَ بعدى، عدّة نقباء موسى»[10] ؛ «شمار جانشينان من، به تعداد نقباى موسى است». و نيز «يملك هذه الامة من خليفة، اثنا عشرة كعدة نقباء بنى اسرائيل»[11] ؛ «امر اين امت را دوازده خليفه بر عهده مى گيرند، به اندازه عدد نقباى بنى اسرائيل».

4- دوازده امير

«لا تزال من امتى على الحق ظاهرين، حتى يكون عليهم اثنا عشر اميرا كلهم من قريش»[12]؛ «همچنان امت من بر حق استوار باشند، مادامى كه دوازده امير بر آنان خلافت كند كه همه شان از قريش هستند». در صحيح بخارى از جابربن سمره نيز روايت شده است : «سمعت رسول الله يقول : اثنا عشر اميرا... قال: كلّهم من قريش»[13].

5- اوليا و اوصياى بعد از نبى

«انّ اوليائى، و اوصيائى و حجج الله على الخلق بعدى، اثنا عشر، (اوّلهم) اخى (على) و آخرهم ولدى (المهدى)»[14]؛ «اوليا و اوصيا و حجت هاى خدا بر بندگانش پس از من، دوازده نفرند اول آنان برادرم (على) و آخرشان فرزندم (مهدى) است». و نيز: «لا يزال امر الناس ماضيا ما وليّهم اثنا عشر رجلاً»[15]؛ «امر مردم همچنان مى گذرد تا زمانى كه دوازده مرد بر آنان، ولايت داشته باشند».

در پايان گفتنى است كه خداوند مجبور به غايب كردن امام نيست ؛ بلكه مشيّت و اراده الهى بر حفظ جان و پنهان زيستى او قرار گرفته است. با اين حال جامعه بدون سرپرست و ولىّ رها نشده است و مردم بى تكليف نمانده اند؛ زيرا امام غايب، فقط ظهور ندارد و اين به معناى تعطيلى وظايف و مسئوليت هاى او نيست. او در جامعه حضور دارد و به طور ناشناس در ميان مردم زندگى مى كند و به بسيارى از مسئوليت هاى خود - از جمله ولايت و سرپرستى باطنى جامعه و هدايت تكوينى آنان - عمل مى كند.

در عين حال براى جامعه، سرپرستان و حاكمانى تعيين كرده - به صورت عام - و آنان را جانشين خود قرار داده است. اينان فقيهان و دانشمندانى هستند كه معارف عترت را اخذ مى كنند و در اختيار مردم قرار مى دهند. همچنين عهده دار اداره و رهبرى سياسى جامعه، اجراى حدود، قضاوت و... مى باشند.

پی نوشت ها:

[1]. مائده 5، آيه 12.

[2]. بقره 2، آيه 60.

[3]. توبه 9، آيه 36.

[4]. بحار الانوار، ج 36، ص 263.

[5]. صحيح مسلم، ص 1821.

[6]. كنز العمّال، ح 30929 ؛ صحيح مسلم، ج 6 ص 4 ؛ مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 89.

[7]. صحيح مسلم، ج 6، ص 3.

[8]. الاعتقادات، ص 104 ؛ كفاية الاثر، ص 145.

[9]. الصراط المستقيم، ج 2، ص 114 و نيز ر.ك: بحارالانوار، ج 36، ص 216.

[10]. كنز العمّال، ج 1، ح 1497.

[11]. مسند، احمد بن حنبل، ج 1، ص 398 و 406 ؛ مجمع الزوائد، ج 5، ص 190 ؛ كنز العمال، ج 312، ص 33،33857.

[12]. المعجم الكبير، سليمان بن احمد ايوب اللخمى الطبرانى، ج 2، ص 253.

[13]. صحيح بخارى، ج 8، ص 127.

[14]. فرائد السمطين، ج 2، ص 312 ؛ ينابيع المودة، ص 536.

[15]. صحيح مسلم، ج 4، ص 482.

برگرفته از کتاب مهدویت پیش از ظهور- حجت الاسلام رحیم کارگر

چرایی عدم تحقق ظهور امام زمان(عج)

  شبستان: ​با این همه تحولات بزرگ در دنیا و پیشگویی ها و بشارت ها مبنی بر نزدیک بودن ظهور ، چرا ظهور رخ نمی دهد؟
 

 

 حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال آینده نگاری ایرانیان می نویسد:

ظهور، امر مبارک و بزرگی است که خواسته و آرزوی هر انسان صالح و حق طلب در طول تاریخ بوده و گاهی نیز موجب ایجاد شور و امید فراوانی در باورمندان به منجی موعود شده است! از دیدگاه شیعه این مسئله دارای ابعاد چندی است که با دقت در آنها می توانیم بفهمیم چرا تاکنون ظهور صورت نگرفته است:

1. اصل پیشگویی ها و غیب گویی ها درباره ظهور و تعیین زمان برای آن و محدود ساختن آن برای چند ماه و حتی چند سال اخیر، اعتبار علمی و دینی ندارد و از هیچ کس مورد قبول و پذیرفتنی نیست! به همین جهت، نمی توان گفت چون این پیشگویی ها صورت گرفته، چرا ظهور رخ نمی دهد!؟ ظهور امام زمان تابع هیچ کدام از پیش داوری ها و پیشگویی ها و توقیت های ما نیست!

2. برای تحقق ظهور امام زمان(عج)، باید حق و باطل و سعید و شقی به نهایت و اوج خود برسند و در تقابل نهایی با هم قرار بگیرند!! این تقابل نهایی با صف آرایی جریان سفیانی و یهود و غرب و ارتجاع عرب، در برابر جبهه حق و شیعیان امام زمان(عج) شکل می گیرد و البته در این صف آرایی ها، جبهه باطل با هم درگیر می شوند و به نابودی یکدیگر می پردازند! هنوز این صف آرایی نهایی، صورت نگرفته و معلوم هم نیست که حق و باطل و سعید وشقی کی به اوج خود می رسند!

3. یکی از عوامل موثر در شکل گیری ظهور، غربال شدن شیعیان (و پالایش منافقان و دنیاپرستان از میان آنان) و امتحان و ابتلای بزرگ قبل از ظهور است. این امر منجر به خلوص و تمایز منتظران واقعی می شود و آنها را آماده مبارزه بزرگ با دشمنان خدا می کند و معلوم نیست که این امتحان شروع شده یا نه و به پایان رسیده یا نه؟!

4. باید قبل از ظهور امام زمان(عج)، توانایی و امکانات لازم برای پیروزی جبهه حق و توانمندی و اقتدار کامل آن فراهم شود! حال ممکن است، این توانمندی مربوط به ایران باشد یا افغانستان و پاکستان و عراق و لبنان و یمن!! هر کس لیاقت و توانمندی و قدرت خود را برای نصرت امام زمان(عج) اثبات کند، به همان اندازه در ظهور نقش خواهد داشت! روشن نیست که این قدرت و توانایی منتظران و شیعیان امام زمان(عج)، محقق شده یا نه ؟!

5.فلسفه و حکمت اصلی ظهور، نه برای ما و نه برای هیچ کس دیگر معلوم نیست و به همین جهت نمی دانیم که ظهور در چه موقعیت و شرایطی صورت می گیرد و چه اهداف اساسی دارد. به همین جهت هرچیزی که درباره ظهور گفته می شود، تنها به گوشه ای از اسرار و حکمت های آن می پردازد و به طور کامل، پرده از اسرار آن نمی گشاید ! پس از ظهور است که انسان ها با ابعاد و زوایای مختلف آن آشنا شده و به حکمت اصلی آن پی می برند! چه بسا هنوز آن موقعیت لازم برای ظهور و بروز سرّ و حکمت اصلی ظهور فراهم نشده است!

6. هیچ اعتمادی به تعهد و پیمان و وفاداری مدعیان ولایت و انتظار نیست و تا منتظران، وفاداری، پایداری، استقامت، صلابت، ایمان، تعهد و تسلیم خود را اثبات نکنند و نشان ندهند که در عرصه خطر، امام خود را به قربانگاه نخواهند برد، ظهور روی نخواهد داد! معلوم نیست چنین چیزی اینک محقق شده یا نه؟!

7. ظهور، دارای علل و عوامل گوناگونی است و ما تنها به علل ناقصه (و علت لازم) ظهور دسترسی داریم واز علل تامه آن بی خبر و محرومیم. به همین جهت به محض تحقق چندین علت و نشانه، نمی توانیم سریعاً حکم به ظهور امام زمان بدهیم! علت های تامه ظهور فقط در دست خداست و او خود بهتر می داند که کی و چگونه تمامی این علل به وجود آمده و منجر به ظهور خواهند شد.