Articles Tagged ‘امام زمان (عج)’

اولین و مشهورترین شرط پایان غیبت امام عصر

ما در زمان غیبت وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!
عقیق: اوّلین و مشهورترین شرطی که برای پایان یافتن دوران غیبت امام مهدی علیه السّلام مطرح می‌شود این است که یاران بااخلاصی به تعداد اصحاب جنگ بدر برای آن حضرت فراهم شوند. به طوری‌که اگر یاران ایشان به این تعداد نرسد، ظهور نخواهند فرمود . می‌گویند:

ما در زمان غیبت او وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!

گاهی هم گفته می‌شود:

«. . . بشر از حضور فعّال آن حضرت در محرومیّت باقی بماند، تا آن زمان که از نسل پاکان، یاران حضرت بقیّة اللّه الاعظم به وجود آیند و آن حضرت را اقامه کنند.»

یاران امام علیه السّلام از انسیان، بی‌شمار است؛ مانند یمانی با لشکرش و خراسانی با سپاهش و سید حسنی با یارانش و گیلانی با اعوانش و جعفری با جمعیّتش و شعیب بن صالح با بیرق‌های سیاهش،  سایر احزاب شیعه که در آن سال قیام خواهند کرد و یا آنان که بعد از خروج به لشکرش ملحق می‌شوند، ولی آن‌چه که لازم به ذکر است، یاران خاصّ او است که در هنگام ظهور و بیعت و خروج همراه امام علیه السّلام خواهند بود.

یاران بر دو قسم است؛ یکی خاصّ الخاص که سی‌صد و سیزده نفرند و خاص که ده‌هزار نفرند، فرق این دو قسم از چند جهت است.

دسته اوّل از طرف امام علیه السّلام در نواحی مختلف زمین در هنگام خروج و جنگ، فرمانداران و امرا (حکّام و علمدار) خواهند بود «. . . یارانش سی‌صد و سیزده نفر برای او آماده می‌شوند، آنان پرچمدارانند      [ پنجاه نفراز این تعداد زن هستند.] »

اما دستۀ دوّم، تا زمانی که گروه اوّل در مکّه گرد هم نیایند، خود را ظاهر و آشکار نمی‌کند و در مسجد الحرام برای اخذ بیعت حاضر نمی‌شود، ظهور و بیعت بر اجتماع دستۀ اوّل خواهد شد، اما دستۀ دوّم این‌گونه نخواهد بود.

پیش از بیعت همگانی، از عده‌ای از گروه اوّل بیعت خصوصی اخذ خواهد شد و آن‌ها اطراف امام علیه السّلام را خواهند گرفت و از او دفاع خواهند نمود، اما گروه دوّم در بیعت عمومی و یا بعد از آن جمع خواهند شد.

البتّه هردو گروه اشخاص معیّنی هستند که نام و نام پدرانشان و نام محلهایشان در کتابی مسطور و در نزد آن حضرت و ائمّه اطهار علیهم السّلام مانند اصحاب سیّد الشهدا علیه السّلام محفوظ است.

به عبارت دیگر امتیاز آن‌ها در این است که باید سی‌صد و سیزده تن جمع شوند تا حضرت خود را آشکار سازد و آن‌ها فرماندهان و پرچمدارانند و ده‌هزار نفر هم باید باشند تا از مکّه بیرون شده و خروج نماید و آن‌ها برگزیدگان سری دوّم هستند، نه این‌که انصار و یاران امام، منحصر به این افراد است و نه وجود سی‌صد و سیزده تن در اصل ظهور آن حضرت مدخلیّت داشته باشد، بلکه اجتماع آن‌ها در بروز و ظهور مدخلیّت دارد؛ چون ظهور آن حضرت، به انقضای مدّت معیّن و سرآمد حکمت و تحقق شرایط و ظهور علامات بستگی دارد؛ زیرا برای غیبت مدّتی و برای حجاب مصلحتی و ظهور را شرایطی هست.

پس امام در روز اوّل ظهور با سی‌صد و سیزده نفر به تعداد ارتش بدر، به عنوان فرماندهان و با ده‌هزار سرباز خاص شروع خواهد کرد.


منبع:مهر

تاریخ غیبت کبری در مسائل تحلیلی مهدویت بی‌نظیر است

  شبستان: متاسفانه در میان آثار مهدوی، کتابی که با رویکرد تفقهی باشد و تحلیل ارائه کند، بسیار کم است اما کتاب تاریخ غیبت کبری روش خوبی را با این موضوع بنا گذاشته است.
 

 

به گزارش   روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین جواد جعفری عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در کرسی نقد کتاب «تاریخ غیبت کبری» نوشته آیت الله سید محمد صدر، تصریح کرد: یکی از مشکلات در بحث مهدویت این است که اکثر قریب به اتفاق کتاب ها، کتاب هایی است که تقریبا مطالب مشخص و تکراری را بیان می کنند؛ در میان کتاب های مشابه، اگر کسی بخواهد تفقهی بکند و تحلیلی ارائه دهد، کم است؛ کتاب «تاریخ غیبت کبری» روش خوبی را در تألیف کتابی با این موضوع بنا گذاشته است.

 

وی با اشاره به مزیت این کتاب گفت: وقتی کتابی ۵۰ سال پیش نوشته شده و این تحلیل را ارائه می دهد، نشان دهنده غنای آن است و متأسفانه این روش ادامه پیدا نکرده و مطالب جدیدی بیان نشده است؛ شاید به خاطر نگاه فقیهانه ای که نویسنده داشته، سبب تشویق دیگر مؤلفان شده است و این که سبب سردرگمی مخاطب می شود، به خاطر نگاه فقیهانه نویسنده است.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت افزود: یکی از نقاط قوت کتاب «تاریخ غیبت کبری» این است که تمام احتمالات را بررسی می کند و این از حُسن کتاب است و به کلیات قناعت نمی کند.

 

وی تصریح کرد: از نکات مهم این کتاب، اشاره به عملکرد امام زمان علیه السلام است. یکی از اشکالاتی که به مهدویت بخصوص وجود امام زمان علیه السلام وارد شده و شقوق مختلفی را بیان می کند علت دخالت نکردن امام زمان علیه السلام در ظلم های امروز است. شبهه ای که احتمال بیان آن از سوی مخاطب وجود دارد و در این کتاب بیان می شود؛ به عنوان مثال به شبهه فوق این گونه پاسخ می دهد که ممکن است مردم بگویند که ما هم به اماممان اقتداء می کنیم و به ظلمی که به دیگران روا می رود، کمک نمی کنیم تا دنیا پر از ظلم شود و امام زمان علیه السلام ظهور کند. نویسنده به شکل مبسوط این را پاسخ می دهد که امام مسؤولیت خاصی را دارد و مردم نیز مسؤولیتی دارند و هر جا ظلمی است، مردم باید در حد توان خود بایستند و مسائلی که گفته شد، به خاطر شرایط امام زمان علیه السلام در عصر غیبت است.

 

راز جزیره خضراء!

حجت الاسلام جعفری ضمن بیان مثالی از تحلیل غنی این کتاب گفت: یکی از نکات زیبای این کتاب به لحاظ محتوایی، جریان جزیره خضرا است که بیان کرده و سپس تحلیل می کند که وجود جزیره خضرا نمی تواند درست باشد و جامعه مستقیما زیر نظر امام زمان علیه السلام است. ایشان خود مستقیما جامعه را اداره می کنند و کسانی که در این جزیره حضور دارند، از عباد صالح خدا هستند؛ در ادامه کتاب به معیار های جامعه اسلامی و دغدغه های آن می پردازد و به بحث آزادی در این جزیره اشاره کرده و مطالب خوبی را بیان می کند که جامعه اسلامی چه شاخصه هایی دارد و با آنها جزیره را تحلیل می کند.

 

وی افزود: یکی از مطالبی که شهید صدر در صفحه ۱۳۷ این کتاب (به زبان عربی) بیان می کند، این است که در ملاقات های حضرت(عج) چرا مسائل شخصی یک فرد بیان می شود و چرا مسائل جامعه در این ملاقات ها بیان نشده است تا مشکلات بر طرف شود؟ و در ادامه پاسخ می دهد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت با اشاره به تحلیلی بودن کتاب «تاریخ غیبت کبری» تالیف  شهید صدر اظهار کرد: شهید صدر در این کتاب، بیشتر انتزاعی و به صورت تحلیلی عمل کرده است.

 

وی این کتاب را در مسائل تحلیلی در زمینه مهدویت بی نظیر دانست و گفت: کتاب تحلیلی در باب مهدویت به مانند این کتاب وجود ندارد، اما در باب مادر بودن مطالب این کتاب، کتب دیگری موجود است.

 

بی توجهی به تفاوت روایات شیعه و سنی

حجت الاسلام جعفری اظهار کرد: باید بین روایات فرقی بگذاریم که روایات شیعه و سنی داریم که متأسفانه در کتاب ها به این مسأله توجهی نمی شود؛ حدیث شیعی خالصی داریم که در کتب شیعه هستند و به سند شیعی نقل شده اند و همچنین احادیث شیعی داریم که در کتاب های عامه نقل شده اند و برعکس این قضیه درباره احادیث سنی نیز وجود دارد.

 

 وی با بیان یکی دیگر از نقدهای وارده به کتاب «تاریخ غیبت کبری» گفت: در ابتدای این کتاب که می خواهد احادیثی را بیان کند، می گوید که این را کتاب های عامه و خاصه گفته اند و عامه زیر بار مسأله غیبت نمی روند که بخواهند حدیثی را در این باره بیان کنند. بنابراین، این بیان نویسنده بیان درستی نیست و این در حالی است که در بین اهل سنت حدیثی درباره غیبت وجود ندارد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در پایان خاطرنشان کرد: در بحث ازدواج حضرت(عج) تحلیل های زیادی دارد اما نتیجه ای که ایشان می گیرد نتیجه درستی نیست و می گوید «من آنچه به ظنّم می رسد این است که امام زمان علیه السلام ازدواج کرده باشد و فرزندی نداشته باشد»؛ این سخن یعنی این که ظن دارم که آن حضرت(عج) ازدواج کرده باشد و این مسأله برای ما قابل پذیرش نیست و تصور عجیبی است.

تفاوت اعتقاد به امام زمان(عج) و منتظر بودن

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور معتقد است که مهدویت در همه اعصار تاثیر می‌گذارد، علائم ظهور قابلیت مصداق‌یابی نداشته و همچنین روایات مربوط به آخر الزمان در حد تواترند.
عقیق: حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌اکبر مهدی‌پور در گفت‌‍وگویی و در پاسخ به این پرسش که آخر الزمان چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه می‌توان زمان وقوع آن را دریافت؟ گفت: مشخصات زیادی وجود دارد، اما نمی‌توان زمان تحقق آنها را به هیچ وجه تعیین کرد. هر چیزی که بگوییم زمان آن الان است، شاید مطلقا مختص به الان نباشد و یک یا ده سال دیگر به صورت پررنگ‌تری پیش بیاید و انسان بداند که در گذشته نبوده است.

ما در آخرالزمان هستیم

مهدی‌پور در پاسخ به اینکه شیعه در آخر الزمان چه وظیفه‌ای دارد، گفت: آخرالزمان از زمان وفات پیامبر شروع شده است و هر روز ما به آخر الزمان نزدیک‌تر می‌شویم و وظیفه‌ ما وظیفه‌ای است که در طول تاریخ داشته‌ایم یعنی شناخت امام زمان(عج)، انتظار برای ظهور حضرت، دعا برای فرج و انجام کارهایی که می‌دانیم مورد نظر امام زمان(ع) است.
وظیفه مسلمانان در دروان غیبت

وی ادامه داد: عمل به احکام والاترین وظیفه ما شیعیان است. چندین بار از آیت‌الله بهجت پرسیدند چه کنیم که ایشان گفتند گناه نکنید. و حرف اول‌شان همین بود و باید توجه داشت که انجام وظیفه درراس همه امور است.

مهدی‌پور با بیان اینکه شخصی که به مهدویت اعتقاد پررنگی ندارد، نمازش امام زمانی نیست، گفت: روزه و دیگر اعمال او امام زمانی نیست و در تمام اعمال ما انتظار تاثیرگذار است و در نتیجه فرق یک معتقد به امام زمان و یک غیر معتقد بسیار زیاد است و بین نمازی که یک منتظر و فرد بدون انتظار می‌خواند تفاوت وجود دارد. با توجه به اهمیت مهدویت که در بیان پیامبر نیز آمده است نمی‌‎توان اعتقاد به آن را در زندگی انسان بی‌تاثیر دانست.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا لازمه انتظار حکومت دینی است، گفت: انتظار انتظار حکومت جهان شمول امام زمان است. حالا ممکن است در یک کشور حکومت اسلامی داشته باشد و یا نه که به موضوع انتظار ربطی ندارد و ما باید در حد توان‌مان  در هر جایی که زندگی می‌کنیم، مقابل ظلم ایستاده و در ایجاد عدالت بکوشیم. ما باید با در نظر داشتن انفاق، احسان، رسیدگی به مستضعفان و هر کاری را که امام زمان آن کار را انجام می‌دهد، در حد توان قدم برداریم و دعا کنیم تا فرج امام زمان(ع) فرا برسد.

مهدی‌پور در پاسخ به این پرسش که مکاتب دیگر در جهان اسلام چه رسالتی در خصوص بحث مهدویت دارند؟ ‌گفت: همه مکاتب این وظیفه را دارند که منتظر باشند و مسئله، مسئله‌ای اسلامی است. اما آن‌ها به این وظایف عمل نمی‌کنند و الا پیامبر فریاد زده است که افضل اعمال انتظار فرج است، کسانی که انتظار نمی‌کشند مقصرند و تفاوت‌شان با منتظران عین تفاوت نماز‌خوان و بی‌نماز است. از این رو فرق اسلامی نیز شریعت را پیامبر گرفته‌اند و پیامبر منادی انتظار بوده است.

وی در خصوص تکلیف کسانی که انتظار به فرج ندارند، گفت: اعتقاد به امام زمان یک مسئله و انتظار مسئله‌ای دیگر است، هر چند به هم ارتباط دارند. اهل سنت این روایت را در حد تواتر می‌دانند که هر کسی که منکر امام زمان باشد، به شریعتی که پیامبر آورده است منکر است.

مهدی‌پور ادامه داد: انتظار مسئله دیگر و وظیفه دوم است. کسی با منتظر نبودن از اسلام خارج نمی‌شود، اما عمل به وظیفه نکرده است.

وی در پاسخ به این پرسش که مصداق‌یابی‌هایی که در خصوص علائم آخرالزمان می‌شود را چگونه ارزیابی می‌کند؟‌ گفت: این‌ها همه دروغ است. برای مثال سفیانی یک فرد است که روایات زیادی در اوصافش داریم. دجال هم همین‌طور و عده‌ای آنقدر احمق هستند که می‌گویند دجال تلویزیون است.

مهدی‌پور در خصوص اینکه برخی معتقدند روایات مربوط به امام زمان یا آخر الزمان قوی نیستند، گفت: این را باید اهل حدیث بگویند و الا اگر یک نفر که نمی‌خواهد بفهمد را نمی‌توان فهماند. حوادث مربوط به امام زمان یکی دوتا نبوده و بیش از صد تاست که متواتر است و دیگر لازم نیست که تک‌تک‌شان را بررسی سندی کرد. وقتی این احادیث روی هم می‌آیند همدیگر را تایید می‌کنند و ما کتابی داریم با عنوان روزگار رهایی نوشته کامل سلیمان که در خصوص آخر الزمان و مهدویت نوشته شده و 1850 حدیث را گرد آورده است، بنده این کتاب را ترجمه کردم و اصل عنوان را که «یوم الخلاص» بوده است، روز رهایی ترجمه کرده‌ام.  مجموع این احادیث همدیگر را تقویت می‌کنند، هرچند ممکن است برخی ضعیف باشند.

وی در پایان گفت: لفظ آخرالزمان کش دارد. از زمان پیامبر شروع شده است و ما می‌گوییم پیامبر آخرالزمان است. خود حضرت دو انگشت خود را به هم چسباند و گفت من و قیامت این طور هستیم و بعد از من قیامت خواهد بود. لذا هر روز آخرالزمان پر رنگ‌تر می‌شود تا اینکه حضرتش ظهور کند.

منبع:ایکنا

چرا به حضرت مهدی(عج)،بقیة الله می گوییم؟

بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.
عقیق:بقیه الله به معنای باقی ماندن چیزی یا کسی از ناحیه خداوند برای مردم است. به تعبیر دیگر، هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، «بقیه الله» محسوب می شود.

به عبارتی درست تر بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.

هرچند از بعضی احادیث استفاده می‌شود که این لقب بر همۀ خاندان رسالت علیهم السّلام اطلاق می‌شود و همۀ آن‌ها بقیّة اللّه هستند. در زیارت جامعه به همۀ آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم:

«السّلام علی الأئمّة الدعاة و القادة الهداة و السادة الولاة و الذادة الحماة و أهل الذکر و أولی الأمر و بقیّة اللّه و خیرته.»(۱)

اما در بسیاری از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر علیه السّلام اطلاق شده و آن وجود مقدس خود را به این عنوان معرفی نموده و سایر بقیة اللّه‌ها حضرتش را به این نام نامیده‌اند. به حدّی این لقب با آن حضرت ارتباط پیدا نموده که به صورت لقب اختصاصی حضرتش درآمده است؛ به‌طوری که تا بقیة اللّه گفته می‌شود جز آن بقیة اللّه منتظر به نظر نمی‌آید.

شاید سرّ مطلب این باشد که این بقیة اللّه، بقیّۀ تمام بقیّة اللّه‌هاست و پس از او دیگر بقیة اللهی نیست. هرکدام از حجج الهیّه که از آغاز عالم آمدند، گرچه بقیة اللّه بودند و خدا آن‌ها را برای هدایت خلق باقی و بجا گذارده بود، بعد از هریک دیگری می‌آمد و اگر بقیة اللهی از دنیا می‌رفت، بقیة اللهی دیگر به جا می‌ماند و این رشته باقی بود. ولی آن وجود مقدّس، بقیه‌ای است که پس از او دیگر بقیّه‌ای نیست؛ آخرین بقیة اللّه است. با آمدن او دیگر بقیّه‌ای باقی نمانده است که بیاید.(۲) و از آنجا که مهدی موعود(عج) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است یکی از روشن ترین مصادیق «بقیه الله» می باشد و از همه به این لقب شایسته تر است.(۳)
 

در روایات متعددی به حضرت مهدی لقب «بقیه الله» داده شده است. از جمله در روایتی آمده است «چون حضرت خروج کند پشت کند به کعبه و جمع می شود سیصد و سیزده مرد و اول چیزی که تکلم می فرماید این آیه است: «بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین» پس می گوید «منم بقیه الله و حجت و خلیفه او درمیان شما. سپس هیچ کس بر او سلام نمی کند مگر این که می فرماید: «السلام علیکم یا بقیه الله فی ارضه»(۴)

پی نوشت:

۱- بخشی از زیارت جامعه کبیره ، مفاتیح الجنان

۲-موعودنامه، فرهنگ الفبایی مهدویت صص۱۷۲-۱۷۱

۳- تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۲۰۴

۴- منتهی الآمال شیخ عباس قمی ص۱۱۰۹

منبع:مهر

حدیث رسول اکرم(ص)درباره امام زمان(عج)

 در روایت داریم:

 رسول اكرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله:

مَهْدىُّ اُمَّتِى الَّذى يَمْلاُ الاَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛

مهدى امت من كسى است كه هنگام پر شدن زمين از بيداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد.

پی نوشت:
كتاب سليم بن قيس هلالی ج 2 ، ص  910 {شبیه این حدیث در بحار الانوار (ط-بیروت)ج27 ،ص119 }

منبع:باشگاه خبرنگاران

کیفیت غلبه امام مهدی(عج) برجهان با۳۱۳نفر!

برخی در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با معدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت (عج) آغاز می‌شود و به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین می‌انجامد، تشکیک می‌کنند و تحقق آن را با گروهی به ظاهر اندک بعید می‌شمارند.
عقیق: آیت الله جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)، موجود موعود» می نویسد:

برخی افراد در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با محدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت(عج) آغاز می گردد و سرانجام به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین خواهد انجامید، تشکیک روا می دارند و چنین تحول عظیمی که با یاری گروهی به ظاهر اندک آغاز می شود را بعید می شمارند.

انقلاب اسلامی ایران در این حوزه نمونه بسیار روشنی از امکان وقوع چنین خیزش و حرکتی عظیم است، چون انقلاب پرارج اسلامی به رهبری امام راحل به خوبی روشن ساخت که با افرادی اندک می توان خیزشی عمیق و حرکتی سترگ را ضد طاغوت و طغیان آغاز کرد و با بیدار کردن دل های خفته انسان ها، آنان را با خویش همراه ساخت و با برچیدن نظام طاغوت شاهد درخشش خورشید حکومتی الهی و اسلامی بود.

پیر روشن دل و سفر کرده این انقلاب با دستی تهی از عوامل مادی، اما باوری عمیق به نصرت الهی، چنان حرکتی عظیم را در سطح جهانی آفرید که برخی نشریات خارجی در زمان تبعید آن بزرگوار به پاریس در زیر تصاویر او نوشتند: «هذا المنفی ازعج الشرق، حیر الغرب و شغل العالم؛ یعنی این شخص تبعیدی شرق را به زحمت انداخت و غرب را متحیر ساخت و جهان را به خویش سرگرم ساخت.» حقیقت آن بود که نه تنها ایران و خاورمیانه، سراسر جهان بر محور نوک قلم او می گشت و از انوار پرتلآلو بنان و بیان او روشنایی می گرفت و در تپش و انقلاب به سر می برد.

وقتی نماینده ای از نمایندگان امام عصر عجل الله تعالی فرجه چون امام راحل رحمة الله چنین قدرتی دارد در تسخیر عالم به دست با کفایت وجود مبارک ولی الله الاعظم علیه السلام با 313 شاگرد و ارادتمند - همانند امام راحل-  جای شک و تردید نیست، هرچند دیگران نیز به اردوگاه یاران و اصحاب امام عصر عجل الله تعال فرجه خواهند پیوست.

بدین ترتیب انقلاب شکوهمند اسلامی از جهات متعددی آینه انقلاب جهانی مهدوی خواهد بود. بی شک انقلاب عظیم مهدوی نقطه عطف تاریخ است، همان گونه که نمونه کوچک آن نهضت عظیم نقطه عطف بود. نقطه عطف بودن انقلاب اسلامی، در قیاس با نهضت مهدوی چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی.

انبیای دیگر نیز گرچه نقطه عطف عصر خویش بودند در برابر انقلاب آن حضرت(عج) همان شبنم اند. آن که کل جهان را تغییر می دهد و نظام ظلم و طاغوت را به نظامی بر محور حق و عدالت تبدیل می سازد، او نقطه عطف جهانشمول و عالمگیر است. او همان است که حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام درباره اش فرمودند: «یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی.(نهج البلاغه خطبه 138)

انقلاب مهدوی قلوب انسان ها را دگرگون می کند و آنان را از خودخواهی به خدا خواهی می رساند. سیاهی جهل و گمراهی را به روشنایی هدایت و علم می زداید و ترس و اضطراب را به شجاعت و ثبات بدل می سازد. نمونه ای از این تحول شگرف را در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام و پایمردی رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس می توان دید.

آنان که فرزندانشان را می بوئیدند، می بوسیدند و به خطوط مقدم نبرد گسیل می داشتند مصادیق بارز( یهدون بأمرنا)  بودند که با دگرگونی قلب چنین جلوه هایی از ایثار و نثار را آفریدند. آن شور و شوق قلبی و گرایش وصف ناپذیر به صفوف مقدم نبرد و دفاع از آیین مقدس و میهن اسلامی که حافظ  کیان ایران اسلامی بود و نیز این دلبستگی وافر به شهادت و دل برکندن از تمامی مظاهر زندگی طبیعی، جز بر اساس(یهدون بأمرنا) میسور و مقدور نبود و جز با تحول قلوب به دست نمی آمد.

اینان سربازان ذخیره خدای سبحان اند که هنگام قصور و فتور دیگران با رهنمود درونی از آسایش گاه به قربان گاه می روند و آیه «قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ»  با قیام رادمردانه این مجاهدان نستوه تحقق عینی می یابد.   


منبع:شبستان

نماز استغاثه به امام زمان(عج) چیست؟

برای برآورده شدن حاجات نماز استغاثه به ولی عصر(ارواحنا فداه) را بخوانید.
عقیق:سیّد علی خان (ره)در «الکلم الطّیب»می گوید :این ،استغاثه به امام زمان (ع)،هرجا باشی دو رکعت نماز با حمد و سوره به جای آور ،آنگاه رو به قبله زیر آسمان بایست و بگو:

«سلام الله الکامل التّامّ الشّامل العامّ ،وصلواته الدّائمة و برکاته القائمة التّامّه ،عل حجّة الله و ولیّه فی أرضه و بلاده، و خلیفته علی خلقه و عباده ،و سلالةالنّبوّة ،و بقیّة العترة و الصّفوة ،صاحب الزّمان ،و مظهر الایمان ،و ملقّن أحکام القرآن ،و مطهّر الأرض و ناشر العدل فی الطّول و العرض ،والحجّة القائم المهدیّ ،الإمام المنتظر المرضیّ ،و ابن الأئمة الطّاهرین ،الوصیّ بن الأوصیاء المرضیّین ،الهادی المعصوم بن الائمة الهداة المعصومین.

السّلام علیک یا معزّ المؤمین المستضعفین ،السّلام علیک یا مذلّ الکافرین المتکبّرین الظالمین . السّلام علیک یا مذل ّ الکافرین المتکبّرین الظالمین . السّلام علیک یا مولای یا صاحب الزّمان ،السّلام علیک یابن رسول الله، السّلام علیک یابن أمیر المؤمنین ،السّلام علیک یابن فاطمة الزّهرا ء سیّدة نساءالعالمین.

السلام علیک یابن الأئمة الحجج المعصومین و الإمام علی الخلق أجمعین ،السّلام علیک یا مولای سلام مخلص لک فی الولایة.

أشهد أنّک الإمام المهدیّ قولا و فعلاً ،وأنت الّذی تملأ الأرض قسطا و عدلا ،بعد ما ملئت جوراً و ظلماً فعجّل الله فرجک ،وسهّل مخرجک ،وقرّب زمانک ،و کثّر أنصارک و أعوانک ،وأنجز لک ما وعدک ،فهو أصدق القائلین «و نرد أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین».

یا مولای یا صاحب الزّمان ،یابن رسول الله ،حاجتی کذا و کذا . فاشفع لی فی نجاحها ،فقد توجّهت إلیک بحاجتی ،لعلمی أنّ لک عند الله شفاعة مقبولة و مقاما محمودا ،فبحقّ من اختصّکم بأمره ،و ارتضاکم لسرّه ،و باشّأن الّذی لکم عند الله بینکم و بینه ،سل الله تعالی فی نجح طلبتی ،و إجابة دعوت ،وکشف کربتی ؛

سلام کامل ،تمام ،شامل و عامّ خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا ،بر حجّت خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانیشین او بر آفریدگان او و بندگانش و برنسل پاک نبوّت و باقی مانده عترت و برگزیدگان ،حضرت صاحب الزّمان و آشکار کننده ایمان و آموزنده و تعلیم گر احکام قرآن و پاک کننده زمین و نشر دهنده عدل در طول و عرض(جهان )و حجّت قائم مهدی ،امام منتظر پسندیده و فرزند پیشوایان پاک، وصی که فرزند اوصیای پسندیده است .
 
راهنمای معصومی که فرزند امامان هدایت گر معصوم است.

سلام بر تو ای عزّت بخش مؤمنانی که آنها را ضعیف شمرده و به ناتوانی واداشته اند ،سلا م بر تو ای خوارکننده کافران متکبّر ستمگر ؛سلم بر تو ای مولای من ،ای صاحب الزّمان ؛سلام بر تو ای فرزند رسول خدا؛سلام بر توای فزرند امیر مؤمنان ؛سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا سرور زنان جهانیان.

سلام بر تو ای فرزند امامان که حجّت های معصوم بودند و ای رهبر و پیشوای تمام خلایق؛سلام بر تو ای مولای من ؛سلام (کسی که در ولایت برای تو اخلاص دارد (تنها ولایت و محبّت تو را دارد).
شهادت می دهم که همانا تو پیشوای هدایت شده و هدایت گری از جهت گفتار و کردار و تو همان کسی هستی که زمین را از عدل و داد پر خواهی کرد بعد از آنکه از جور و ستم پرشده باشد ؛پس خدا در ظهورت تعجیل کند و خروجت را آسان و زمان ظهورت را نزدیک نماید و یاران و یاوران تو را زیاد گرداند و به آنچه به تو وعده داده است و فا کند،که او راستگوترین سخنگویان است (آنجا که می فرماید:)«می خواهیم بر اهل ایمانی که در زمین ضعیف شمرده شده اند منّت گذاشته ،ایشان را پیشوایان خلق و وارثان زمین قرار دهیم».

ای مولای من ای صاحب الزّمان ،ای فرزند رسول خدا ؛حاجتم چنین و چنان است [و به جای «کذاوکذا»حاجت خود را ذکر نماید ]،تو در مورد برآورده شدن آن برای من (در پیشگاه خدا)شفاعت کن ،که من به شما برای رفع حاجتم روی آورده ام ؛چون می دانم که شما را به امر خودش اختصاص داد و برای اسرار خود برگزید و به آن شأن و مقامی که نزد خدا برای شما است و ارتباطی که میان شما و اوست از خدا بخواهید که خواسته هایم را برآورده ساخته ،دعایم را مستجاب گرداند و اندوهم را برطرف سازد».

و هرچه دوست داری ،دعا کن و بخواه که ان شاءالله بر آورده می شود.

علامه شیخ محمود عراقی در کتاب «دارالسّلام »- که در آن جریان کسانی که به ملاقات و عرض سلام خدمت امام زمان (ع)تشرّف یافته اند ،ذکر شده است ،می نویسد :این عمل را خودم تجربه کرده و آثار عجیبی از آن مشاهده نموده ام ،بعضی از علما از یاد دادن آن به نااهلان خودداری می کردند و از کارهایی بود که در گرفتاری های بزرگ آن را تجربه کرده بودند.

ایشان در «دار السّلام »می فرماید :به نظرمی رسد سوره «فتح»و «نصر»برای بعد از سور ه «حمد»تعیین شده و فاضل معاصر آن را معیّن فرموده است و بعید نیست که انجام این عمل در نیمه شب معیّن شده باشد ؛چون راوی در آن وقت مأمور به انجام شده بود و اطلاقی در کلام نیست تا غیر آن وقت را هم شامل شود ،لذا قدر متیقّن و آن وقت حتمی و یقینی همان نیمه شب است.

فاضل معاصر از قول کفعمی قبل از نماز و زیارت علاوه بر تعیین این دو سوره ،غسل را نیز افزوده است ،هر چند در کتاب «مصباح الزائر»سوره معیّن نشده است . بنابراین آنچه از فرمایشات این بزرگواران ظاهر می شود این است که تعیین سوره ها و تعیین وقت گرچه اقوی نیست ولی به احتیاط نزدیک تر می باشد و انجام دادن غسل شرط نشده گر چه آن هم مطابق با احتیاط است.
منبع:باشگاه خبرنگاران

ولی عصر(عج)؛سبب اتصال بین زمین و آسمان

کجاست آن وجود مقدسی که سبب اتصال بین زمین و آسمان است و آسمان و زمین به واسطه او به همدیگر متصل‌اند. یعنی او واسطه است تا انسان‌های زمینی آسمانی شوند.
عقیق:«سلسله اهل بیت نبیّ‌اکرم در طول تاریخ خورشیدهای فروزانی بوده‌اند که در معنا توانسته‌اند بشریت روی زمین را با عالم غیب و با عرش الهی، متّصل کنند: «السبب المتصل بین الارض و السماء». خاندان پیغمبر، معدن علم، معدن اخلاق نیکو، معدن ایثار و فداکاری، معدن صدق و صفا و راستی، منبع همه نیکیها و زیباییها و درخشندگی های وجود آدمی در هر عصر و عهدی بوده‌اند.»(۱)

«امروز وجود مقدّس حضرت حجّت ارواحنافداه در میان انسانهای روی زمین، منبع برکت، منبع علم، منبع درخشندگی، زیبایی و همه خیرات است. چشمهای ناقابل و تیره ما آن چهره‌ی ملکوتی را از نزدیک نمی‌بیند؛ اما او مثل خورشیدی درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطنها متّصل است و برای انسانی که دارای معرفت باشد، موهبتی از این برتر نیست که احساس کند ولیّ خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزیده در میان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهی در زمین، با او و در کنار اوست؛ او را می‌بیند و با او مرتبط است. آرزوی همه بشر، وجود چنین عنصر والایی است... برکات وجود او و انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر می‌رسد. امروز هم انسانیت با همه ضعفها، گمراهیها و گرفتاریهایش از انوار تابناک این خورشید معنوی و الهی که بازمانده اهل بیت است، استفاده می‌کند.»(۲)

«در دعای ندبه  نیز عرض می‌کنیم: «اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الاَرْضِ وَالسَّماءِ» کجاست آن وجود مقدسی که سبب اتصال بین زمین و آسمان است و آسمان و زمین به واسطه او به همدیگر متصل‌اند. یعنی او واسطه است تا انسان‌های زمینی آسمانی شوند.» (۳) « ما [شیعیان]معتقدیم بین خداوند و سایر موجودات باید انسان کاملی واسطه قرار داشته باشد تا به عنوان صادره اول در مقام جامع جمیع کمالات الهی قرار گیرد. مگر در راستای همین معارف نیست که در زیارت جامعه خطاب به ائمه عرضه می‌داریم: «بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِم...» به واسطة وجود شما خدا باب فیوضات و خیرات را می‌گشاید و به وسیلة شما آن را به انتها می‌رساند؟ که اشاره به همین مقام واسطة فیضی ائمه معصومین دارد.»(۴)

«انسان کامل، مظهر فیض کامل خداست و تمام موجودات دیگر از فرشته تا جن و بشر و سایر موجودات به واسطه وجود او از انوار الهی فیض می‌برند: ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء.»(۵)

امروز در سرتاسر جهان هستی، انسان کاملی جز وجود مبارک بقیة اللّه الاعظم مهدی موجود منتظر عجل اللّه تعالی فرجه نیست. او معلم فرشتگان و آدمیان، دارای مقام عصمت مطلق و «خلیفة اللّه الاعظم» است.

گفتنی است که اگر در مورد انسان‌های کامل به ویژه ائمه هدایت علیهم السّلام تعبیر خلیفته فی أرضه   به کار می‌رود، انحصار خلافت آنان در محدوده زمین مراد نیست، بلکه بدین معناست که وجود ملکی و عنصری آنان در زمین به سر می‌برد، گرچه منطقه خلافت او از طرف خدای سبحان قلمرو بسیار وسیعی است که از عرش تا فرش را می‌پوشاند.

وجود مبارک امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه انسان کامل عصر ماست و وجود انسان کامل از آن جهت که مظهر اسم اعظم الهی است، واجد تمام کمالات است.»(۶)

«راحت زیستن، آرزوی تمامی انسان‌هاست؛ اما انسان به یقین نمی‌داند که راحت حقیقی خود را در کجا بجوید. انسان کامل که متن ظاهر و اسرار باطن عالم را می‌شناسد، بهترین راهنماست که جامعه با اطاعت او به کمال سعادت می‌رسد.»(۷)

[اما]وقتی مردم گرفتار زمین شدند و از «سبب‌ی» که آن‌ها را به آسمان معنویت وصل می‌نمود غافل گشتند، متأسفانه عده‌ای شعار «هیچ چیز مقدّس نیست»(۸) سر می‌دهند و به واقع این شعار در بین مردمِ بریده از آسمان معنا پیدا می‌کند. آری! وقتی ما از آسمان منقطع شدیم واقعاً هیچ چیز مقدّس نیست؛....

آیا شما نمی‌خواهید تمام مناسباتتان قدسی گردد، به طوری که درس خواندن، و سیاست و حکومت و اقتصادتان، بیداری و خوابتان، همه و همه راه ارتباط با عالَم قدس باشد؟ اگر چنین زندگی مقدسی را می‌خواهید، باید زندگی زمینی‌تان به آسمان معنویت وصل شود و این امر با به صحنه آمدن واسطه فیض هستی یعنی حضرت صاحب‌الامر ممکن می‌شود. این است که حتماً باید یکی از اهداف و تمنّاهای بزرگ ما این باشد که از خدا بخواهیم: «اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماءِ» یعنی؛ چشممان به کسی باشد که زندگی زمینی را از نامقدّسی در می‌آورد و به عالم قدس متصل می‌کند. تا او که واسطة فیض بین خدا و بندگان است در صحنة زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، تصمیم‌گیرنده باشد.(۹) در آن شرایط است که تمام مناسبات زندگی انسانی با نور وِلایت آن حضرت، نورانی و مقدس می‌شود.

....فرهنگ غرب متوجه شد که انقلاب اسلامی به دلیل رویکرد ویژه‌اش به «عالم غیب و غیب عالم» آن تمدن را نشانه رفته است و لذا با شعار هیچ چیز مقدس نیست در جبهه فرهنگی، حمله خود را شروع کرد و تنها راه مقابله با آن فرهنگ، توجه به معنویت بزرگ عالم هستی یعنی وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر است. هرچه قداست‌های حقیقی جدّی‌تر گرفته شود، خطر دشمن راحت‌تر مرتفع می‌گردد و ظهور نهایی نزدیک‌تر می‌گردد. عمده آن است که هرگز نظرها از آن «السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماءِ» برداشته نشود که او خود به خود فرهنگِ خود را به همراه خواهد آورد.»(۱۰)

پی نوشت:

۱- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از بسیجیان ۰۳/۰۹/۱۳۷۸

۲- همان

۳- جایگاه و معنی واسطه ی فیض ،اصغرطاهرزاده ص۷۸

۴- دعای ندبه ، زندگی در فردایی نورانی ،اصغرطاهرزاده صص۱۱۴-۱۱۱

۵-امام مهدی (ع) موعود موجود،آیت الله جوادی آملی ص۱۱۷

۶- همان

۷-امام مهدی (ع) موعود موجود،آیت الله جوادی آملی ص۱۲۰

۸- این سخن در فرهنگ‌های پشت به دین‌کردة غرب مطرح است، ولی متأسفانه عده‌ای از روشنفکران ما با طرح آن خواستند روحانیت و مرجعیت را از صحنه خارج کنند.

۹- نظام ولایت فقیه شروع فرهنگ مبارکی است جهت آن ظهور مبارک

۱۰- جایگاه و معنی واسطه ی فیض ،اصغرطاهرزاده ص۷۸

منبع:مهر
 

آیت الله نوری همدانی: دجال یک فرد نیست صفت و گروه انحرافی است

  اساسا دجال یك شخص معین نیست، بلكه صفت یك گروهی است كه اینها همیشه با اسباب و فرهنگ سازی و سیاست سعی در منحرف كردن مردم از راه حق داشته اند.
 

 

به گزارش  روابط عمومی مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم، آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع عظام تقلید در دیدار اعضای ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی اظهار داشت: كار شما كار بسیار مهمی مخصوصا در دنیای امروز است؛ اهل بیت(ع) تأكید فراوان بر احیای امرشان داشته اند.

 

این مرجع تقلید گفت: از روزی كه خداوند متعال عالم را آفریده، حق و باطل در مقابل هم صف آرایی داشته اند و در این زمینه شناخت امام و وجود رهبر از جانب خدا برای بیان حق بسیار مهم است؛ در اصول كافی بابی به نام باب الاضطرار الی الحجه(عج) است یعنی ناگزیر در خلقت انسان ها حجت و رهبری از جانب خداوند معین شده است.

 

وی با اشاره به دجال تصریح کرد: اولین فردی كه خداوند آفریده، حجت و امام است و آخرین فرد نیز كه قبض روح می شود، امام است و وجود امام در جامعه بشریت دارای آثار و فیض و بركات فراوان است. این موضوع جای كار بسیار دارد كه مردم را از جهات مختلفی از جمله شناساندن دشمنان اهل بیت(ع) روشن كرد. اساسا دجال یك شخص معین نیست، بلكه صفت یك گروهی است كه اینها همیشه با اسباب و فرهنگ سازی و سیاست سعی در منحرف كردن مردم از راه حق داشته اند.

 

استاد درس خارج حوزه علمیه قم خطاب به اعضای ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی تصریح كرد: كار شما كار بسیار وسیعی است. كتاب هایی در این موضوع نوشته شده است؛ مسأله مهدویت به حدی مهم است كه از ابتدای بعثت درباره آن روایاتی بیان شده است؛ این انقلاب انتظار ظهور است و مزایایی كه مربوط به انتظار ظهور است، در این انقلاب دیده می شود. از طرفی مستضعفان، محرومان و مظلومان جهان بیدار و به تدریج متحد می شوند، از طرفی نیز استكبار و دشمنان اهل بیت(ع) و اسلام روز به روز در مقابل اینها صف آرایی می كنند و این دو روند تا ظهور حضرت مهدی(عج) ادامه خواهد یافت.

 

وی با اشاره به فرمایشی از امیر مؤمنان گفت: حضرت علی(ع) در شماره 200 كلمات قصار نهج البلاغه می فرمایند: «دنیا به ما رو خواهد كرد بعد از این كه دنیا در برابر ما پشت كرده و چموش شده بود همانطوری كه شتر بدخو بر فرزند خود توجه می كند.»

 

آیت الله نوری همدانی انقلاب اسلامی ایران را انتظار ظهور دانست و گفت: كسی كه منتظر ظهور است، چه بمیرد و چه بماند خداوند اجر او را خواهد داد. اینها برای دلگرمی مردم است كه همینقدر بشناسند و منتظر ظهور باشند و فكر نكنند پس از مرگ ما چه اتفاقی خواهد افتاد، اگر هم بمیرند مثل آن است كه در ركاب و خیمه آن حضرت(عج) بوده اند.

 

وی با بیان این كه بركات و ثمرات انقلاب اسلامی، در نتیجه زحمات امام راحل به وجود آمد، گفت: امام خمینی(ره) در جای جای كلماتشان دارند كه این انقلاب مقدمه ظهور آن حضرت(عج) است و به ظهور متصل خواهد شد. باید مسأله انتظار ظهور كه از ثمرات انقلاب اسلامی است را شایع كرد. این انقلاب زمینه ظهور را در دنیا فراهم می كند، چرا كه دین را به حاشیه رانده بودند و اكنون اسلام به متن زندگی آمده است و لرزه بر اندام استكبار و صهیونیست و ایادی آنها انداخته است.

 

این مرجع تقلید با اشاره به اهمیت جایگاه رهبر معظم انقلاب ابراز کرد: باید بدانیم كه در غیبت امام عصر(ع)، مقام معظم رهبری، قائم مقامی ایشان را دارد و باید مقام معظم رهبری را به مردم شناساند و این مسأله ساده ای نیست؛ باید به انقلاب و رهبری چنین دیدی داشت كه در غیبت امام عصر(عج) یك شخصی باید باشد كه در حوادث و وقایع به آن مراجعه كرد و این نگاه، نگاهی مذهبی و دینی است. اگر مردم با چنین دیدی نسبت به انقلاب و رهبری نگاه نكنند، مسؤول هستند و لازم است امروز این مطالب بیان شود.

 

وی در پایان گفت: افتخار ما طلبه ها این است كه جزو لشكر امام عصر(عج) هستیم و هر روز صبح هم با آن حضرت بیعت می كنیم كه در این راه استقامت داریم تا با ظهورش چشم های ما روشن شود.

 

در ابتدای این مراسم نیز، حجت الاسلام والمسلمین كلباسی «دبیر ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی» و «رییس مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم» گزارشی از فعالیت های این ستاد را تبیین كرد.

 

قابل ذكر است، ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی كشور نهادی است سیاستگذار، مبتنی بر ضرورت برنامه ریزی راهبردی و عمل هماهنگ و پویا در عرصه مهدویت و انتظار فرج كه بر اساس تعالیم قرآن و عترت؛ مندرج در آموزه های اسلام ناب با ترازی جهانی به راهبری ، برنامه ریزی و اقدام در این حوزه می پردازد و بیش از 30 مجموعه در آن عضویت دارند.

اثر پنجاه سال پیش شهید صدر پاسخ دهنده شبهات امروزی مهدویت است

 اصل پرداختن به موضوع غیبت امام عصر علیه السلام، جامعیت محتوای کتاب و پرداختن به ابعاد ناشناخته و مبهم دوران غیبت از نقاط مثبت تاریخ غیبت کبری شهید صدر است .
 

 

به گزارش  روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین سید قاسم رزاقی موسوی، مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت (علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کرسی نقد کتاب «تاریخ غیبت کبری» نوشته آیت الله سید محمد صدر که در ساختمان انجمن های علمی حوزه در قم برگزار شد، به رویکرد تاریخی این کتاب پرداخت و اظهار داشت: این کتاب باب مستقلی درباره غیبت صغری ودر سه بخش است که هر کدام زیرفصل هایی را شامل می شود؛ دو گونه بودن غیبت کبری و صغری و ویژگی هر کدام را در مقدمه توضیح می دهد و در بخش اول به تاریخ زندگی حضرت مهدی علیه السلام اشاره می کند.

 

 وی با بیان این که اصل پردازش به این موضوع جای تحسین دارد، به توضیح بخش اول این کتاب اشاره کرد و گفت: در این بخش به مفهوم اساس غیبت اشاره می کند که در نظر اول می گوید جسم حضرت پنهان است و حضور ماورایی و معنوی دارد و در نظر دوم بیان می کند که جسم ایشان پنهان نیست اما با عنوانی که حضرت مهدی علیه السلام دارد، ناشناخته است و نواقص این نظریه ها را بیان می کند و سپس به مسائل ازدواج و فرزندان و جایگاه آن حضرت می پردازد همچنین به دیدار آن حضرت در دوران غیبت و کیفیت و فواید و لوازم رویت را بیان می کند.

 

 مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: شهید صدر در بخش دوم این کتاب، به عنوان انسانیت در دوران غیبت می پردازد که در این بخش به مباحثی از جمله بررسی روایات مربوط به قواعد کلی مهدویت، وضعیت فرد و جامعه از نظر تعهد اسلامی در عصر غیبت کبری و وظیفه اصلی مؤمنان در دوران غیبت کبری اشاره می کند؛ بخش سوم این کتاب به شرایط و نشانه های ظهور اشاره دارد.

 

وی در ادامه ضمن بیان نکات مثبت این اثر تصریح کرد: طبیعی است که هر کتابی که نوشته می شود، از نقاط مثبت بیشتری نسبت به نقاط منفی برخوردار است؛ اصل پرداختن به این موضوع، اولین نقطه مثبت این کتاب است که می تواند بسیاری از شبهات را برطرف کند.

 

حجت الاسلام رزاقی موسوی جامعیت محتوای کتاب «تاریخ غیبت کبری» را دومین نقطه مثبت این اثر عنوان کرد که شاید این جامعیت بتواند نقاط منفی در برداشته باشد؛ این کتاب توانسته فضای عصر غیبت از جمله زندگی شخصی امام زمان سلام الله علیه را بیان کند؛ پرداختن به ابعاد ناشناخته و مبهم دوران غیبت کبری اعم از نحوه ظهور و زندگی آن حضرت، مکان زندگی آن حضرت از دیگر نقاط مثبت این کتاب است.

 

وی افزود: با همه فضایل و نکات مثبت این اثر، نقدهایی هم بر آن وجود دارد که باید همه ابعاد کتاب(اعم از ساختاری، روشی، منبع شناسی و محتوایی) در نقد اثر دیده شود.

 

مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان این که کتاب «تاریخ غیبت کبری» در بحث ساختاری از توازن نسبی حجم مطالب برخوردار است، ابراز داشت: بحث ساختاری این اثر در سه بخش آورده شده است؛ ساختار کلی بحث که سبب می شود مطالب و زیر فصل هایی که قرار دارد را از تناسبی نسبی برخوردار کند؛ اما شاید در این قسمت برخی از مباحث، خارج از عنوان تلقی شود؛ وقتی عنوان درباره تاریخ غیبت است، انتظار است که به موضوعات تاریخی پرداخته شود، اما در بخش هایی عنوان تاریخ را دارد ولی در محتواهایی مباحث عقلانی و غیره بیان شده است.

 

وی در ادامه نقد این اثر افزود: نپرداختن به مدعیان دروغین بحثی است که جا داشت در این اثر مناسب تر به آن پرداخته شود.

 

 رزاقی موسوی بیان منطقی بیش از حد کتاب «تاریخ غیبت کبری» را از دیگر نقد های وارده به این اثر عنوان کرد و اظهار داشت: شهید صدر ابتدا با مقدمه چینی های مناسب، دوگانگی غیبت و زندگی خصوصی و ویژگی منتظران و نشانه های ظهور را بیان می کند، اما آنچه که به شکل جزئی در فصل ها و مطالب مشاهده می شود، ترتیب و چینش منطقی ممدوح است ایشان به حدی به بیان منطقی می پردازد که خواننده را با گنگی مطلب مواجه می کند که نتیجه خوبی را برای خواننده به دنبال ندارد.

 

 وی اظهار کرد: محتوای اثر بیشتر اعتقادی و کلامی است، اما عنوان این کتاب بیشتر تاریخی بیان شده است و می شد با جدا کردن محتوا و اتخاذ عناوین مناسبتری بیان شود. این کتاب توانسته به بیشتر مباحث در زمینه مهدویت که ذهن ها را مشغول می کند، بپردازد.

 

مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: با توجه به این که کتاب «تاریخ غیبت کبری» با تفکرات ۵۰ سال پیش نوشته شده برخی از شبهات امروز را پاسخ داده، اما مجال این بوده که به شبهات امروزی هم پاسخ دهد.

انقلاب مهدوی بعد از چند ماه و مرحله پیروز می‌شود؟!

  شبستان: انقلاب و حركت حضرت مهدي (عج) بعد از فراهم شدن زمينه‌ها و آمادگي‌هاي منطقه‌اي و جهاني نهضت، از شهر مكه آغاز می شود و دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است.
 

 

  حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

 

قیام شکوه‌مند و بزرگ امام زمان (عج) دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است؛ این مراحل عبارت‌اند از:

۱- مرحله ظهور امام مهدی (عج) رهبر قیام به اذن و اراده الهی (آغاز انقلاب)؛

 ۲- جمع شدن یاران صالح و پرچمداران قیام (بسیج نیروهای انقلاب)؛

۳- فراگیری قیام و انقلاب علیه حکام ظلم و جور و فساد به همراهی یاران صالح و شایسته (حرکت انقلابی)؛

۴- پیروزی و شکست نظام‌های سیاسی حاکم بر جهان و تسلّط بر کل عالم (پیروزی انقلاب)؛

 ۵- تشکیل حکومت جهانی و انتخاب و نصب حاکمان جهان از سوی رهبر انقلاب؛

۶- سامان بخشی به همه امور و رشد و شکوفایی و تعالی جامعه بشری در همه زمینه‌ها (مرحله تثبیت انقلاب)

 

براساس روایات، انقلاب و حرکت حضرت مهدی (عج) بعد از فراهم شدن زمینه‌ها و آمادگی‌های منطقه‌ای و جهانی نهضت، از شهر مکه آغاز می‌گردد. با شروع قیام، از مناطق مختلف جهان (به خصوص ایران و یمن)، نیروهای انقلابی دست به کار شده و به یاری رهبری نهضت، می‌شتابند و در طول انقلاب بر تعداد یاران و گروه‌های مبارز و مجاهد افزوده می‌شود.

در ‌‌نهایت درگیری‌هایی بین انقلابیون و نظام‌های حاکم (در حجاز، عراق، شام، روم و...) رخ می‌دهد که منجر به شکست همه مخالفان انقلاب جهانی می‌شود.

قیام بعد از ۷ـ ۸ ماه کشمکش و نزاع، به پیروزی نهایی دست یافته و گروه‌های انقلابی و جهادی، بر کل جهان مسلّط می‌شوند.

برپایی مجالس ذکر و یاد امام(عج) از تکالیف منتظر است

  به دیدار یکدیگر بروید، زیرا این دید و بازدیدها موجب زنده شدن دل های شما و بازگو کردن و یادآوری حدیث های ماست. حدیث ها و سخنان ما باعث همبستگی و مهربانی بیشتر بین برخی از شما با برخی دیگر خواهد شد.
 

 

به گزارش خبرگزاری شبستان در کتاب صحیفه مهدیه آمده است: همان طور که می توان به تنهایی دعا کرد می توان به طور گروهی به دعا پراخت. بدین شکل که مجالسی تشکیل شود و در آنها از امام عصر ارواحنا فداه یاد شود.

 

چرا که با این کار افزون بر این که برای امام(عج) دعا شده است کارهای نیک دیگری مانند زنده کردن امر( امامت) امامان بیان می شود و حدیث هایی که از اهل بیت(ع) رسیده است، بازگو می گردد.

 

نویسنده کتاب «مکیال المکارم» می گوید: « یکی از تکلیف ها و وظایف مردم در زمان غیبت حضرت مهدی علیه السلام آن است که مجالسی برپا کنند که در آن از امام زمان(عج) یاد شود و خوبی ها، فضیلت ها و مقامات شکوهمندش گفتگو گردد و به اطلاع همگان برسد و برای آن وجود شریف در آن مجالس دعا شود و از بذل و بخشش جان و مال در این راه خودداری نگردد؛ چرا که این کارها رواج دادن و گسترش آیین خدا، بزرگداشت و بالا بردن کلام خدا و کمک کردن به یکدیگر برای انجام نیکی و تقوا و گرامیداشت مراسم و شعائر الهی و یاری نسبت به ولی پروردگار است.»

 

افزون بر مطلبی که بیان شد و نیز ارزش های دیگری که در مورد برپایی این مجالس می توان برشمرد، فرمایش امام صادق علیه السلام است که در کتاب «وسایل الشیعه» و غیر آن نقل شده و بر این مطلب دلالت دارد:

 

حضرت(ع) می فرمایند: «به دیدار یکدیگر بروید، زیرا این دید و بازدیدها موجب زنده شدن دل های شما و بازگو کردن و یادآوری حدیث های ماست. حدیث ها و سخنان ما باعث همبستگی و مهربانی بیش تر بین برخی از شما با برخی دیگر خواهد شد. اگر سخنان ما را پذیرفتید و به کار گرفتید هدایت می شوید و نجات می یابید و اگر سخن ما را رها کردید گمراه می گردید و هلاک می شوید؛ بنابراین، شما احادیث و سخنان ما را بپذیرید و به کار بندید من نیز ضامن و عهده دار نجات شما می باشم. »

 

دلالت این روایت بر مطلب ما به این گونه است که دلیل دستور دادن آن حضرت(ع) به دید و بازدید شیعیان این است که انگیزه و وسیله ای برای زنده شدن امر (امامت) ایشان و بازگویی احادیث شان است؛ پس بدون شک تشکیل این گونه مجالس که در آن یاد فضایل امام(عج) و اموری که مربوط به آن حضرت(عج) است دارای برتری و استحباب است و ائمه(ع) به این کار علاقه مند هستند.

 

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز در حدیث «أربع مائة» مطالبی در این رابطه فرموده اند از جمله: «همانا خدای تبارک و تعالی با آگاهی و روشن بینی که نسبت به زمین و موجوداتش داشت ما را برگزید و شیعیان و پیروانی نیز برای ما انتخاب کرد تا ما را یاری کنند و به جهت شادی ما شادمان و برای ناراحتی و اندوه ما اندوهگین باشند و ثروت و جان خویش را در راه ما بذل و بخشش نمایند. اینان از ما هستند و به سوی مایند.»

 

در برخی زمان ها واجب است که چنین مجالسی تشکیل شود مانند وقتی مردم در حال کشیده شدن به انحراف و گمراهی باشند و بتوان با تشکیل این گونه مجالس آنان را از هلاکت و تباهی و انحراف بازداشت و به شاهراه هدایت ارشاد و راهنمایی کرد.

 

وجوب این امر با توجه به دلیل های امر به معروف و نهی از منکر و نیز راهنمایی گم شدگان و نیز بازداشتن اهل بدعت و گمراهی به دست می آید. البته در همه حالات تنها خدای متعال است که انسان را حفظ می کند و از گناه باز می دارد.    

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت

 

به مقتضاى آيه شريفه اولوالامر، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

«سيد ابوالقاسم اشكورى» فرزند سيد معصوم، از شاگردان شيخ انصارى، ميرزاى شيرازى و ميرزاى رشتى (رحمهم الله) بود که پس از وفات اساتيدش، خود از اساتيد بنام حوزه علميه نجف اشرف شد.

از جمله تأليفات وى، حاشيه بر رسائل شيخ انصارى به نام "جواهر العقول" است كه در واقع تقريرات درس استادش ميرزا حبيب الله رشتى است. كتاب هاى مباحث الفاظ، رساله اى در لباس مشكوك و رساله هايى در فقه و نيز "بغية الطالب فى شرح المكاسب" از تأليفات ديگر محقق اشكورى است.

«شيخ آقا بزرگ تهرانى» او را "عالم پرهيزگار و فقيهى مشهور كه در اواخر عمرش مرجع تقليد عده اى از اهالى گيلان بود" معرفى نموده است. در تقوا و وارستگى او همين بس كه در اواخر عمرش به مقلدانش اعلام كرد كه به مرجع ديگرى عدول كنند.  او به سال 1325ق. (113 سال پیش) دار فانى را وداع گفته، چشم از جهان فروبست.

خبرگزاری ابنا به مناسبت "دهه بصیرت و میثاق با ولایت فقیه" بخشی از مباحث این دانشمند متقی درباره ولایت فقیه ــ که برگرفته از كتاب "شرح مكاسب" اوست ــ به خوانندگان فرهیخته خود تقدیم می کند.

این مطلب، تلخیصی است از بخشی از مقاله "ولايت فقيه از ديدگاه محقق اشكورى" است که به قلم محقق ارجمند «حجت الاسلام والمسلمین على عزيزى» در فصلنامه حکومت اسلامی، شماره45، پاییز 1386 منتشر شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت
از ديدگاه محقق اشكورى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. كتاب

نخستين دليلى كه نويسنده براى اثبات ولايت مطلقهء فقيه ارائه مى كند، آيه شريفه "اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و أولى الامر منكم"[1] است.

وی به تبيين این آیه مى پردازد و می نویسد: "به مقتضاى عموم ازمانى آيه شريفه، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

اگر كسى اشكال كند كه: در زمان غيبت، اگر چه حضرت صاحب الزمان در پرده غيبتند و ظهور ندارند، ليكن با وجود حضرتش، اين مقام عالىِ الهى بر غير ايشان، زيبنده نخواهد بود. پاسخ اين است كه : مقصود از ولى ّامرى كه در هر زمانى بوده و اطاعتش هم واجب باشد، كسى است كه مردم بتوانند در امور معاش و معاد و نيز سياسات به او مراجعه كنند. أولى الامر در زمان غيبت، كسى نيست غير از فقيه جامع الشرائط.

نتيجه آن كه براى اثبات وجوب اطاعت از فقيه در عصر غيبت، به معناى «أولى الاءمر» مراجعه مى كنيم: اگر پذيرفتيد كه مراد از أولى الاءمر در هر عصر، كسى است كه رجوع به او در امور معاش و معاد جايز باشد، كه در اين صورت وجوب اطاعت از فقيه متعين مى شود.

صغرای استدلال: فقهاء، ولاة امر هستند.
کبرای استدلال: با رجوع به آيهء شريفه، در مى يابيم كه اطاعت از أولى الاءمر واجب است.
نتیجه استدلال: بنابراين، اثبات مى شود كه اطاعت از فقيه در زمان غيبت واجب است.

2. سنت

شيخ صدوق از فضل بن شاذان روايت كرده كه امام رضا(ع) ضمن بيان علل حاجت و نياز مردم به امام فرمودند: «و منها: انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملّة من الملل عاشوا الاّ بقيّم و رئيس؛ لما لا بدّ لهم منه فى أمر الدين و الدني، فلم يجز فى حكمة الحكيم أن يتر الخلق بما يعلم أنه لا بدّ لهم منه و لا قوام لهم الا به». یعنی: «و از دلايل حاجت و نياز مردم به امام، اين است كه ما نمى يابيم گروه (متشكل) و يا ملتى (منسجم) را كه بدون  سرپرست و رئيس به زندگى خود ادامه دهند(و متفرق و مضمحل نشوند)؛ چرا كه در امور دين و دنياى خويش، به او نيازمندند. پس دور از حكمت حكيم است (جايز نيست براى او) كه در امور خلق، چنين امرى را كه  نياز ضرورى عباد و مايهء قوام و دوام آن ها است، نينديشيده باشد.»[2] 

اگر چه برخی از علماء اين روايت را ذكر كرده و به مفاد آن در حد اثبات «وجوب اطاعت از امام معصوم» اكتفا نموده اند، ولى به نظر محقق اشکوری، انصاف اين است كه اين روايت وجوب اطاعت
از فقيه را هم اثبات مى كند، به همان دليل كه وجوب اطاعت از امام معصوم را ثابت مى كند و اين همان نيابتى است كه مؤلف درصدد اثباتش مى باشد؛ چرا كه اگر از حاجت مردم در زمان  غيبت از امام سؤال مى شد و امام سكوت مى كرد، دور از شأن او بود كه سؤالى را كه مورد ابتلاى مردم است پاسخ ندهد و اگر پاسخ دهد كه مردم به زمامدار نياز ندارند، علاوه بر آن كه  ملازم فساد و هرج و مرج است، با اين سخن امام كه بقا و قوام بندگان بر وجود زمامدار متوقف است، منافات دارد و اگر بفرمايد: احتياج است، اين همان مطلوب ماست.

نویسنده همچنین رواياتی را نقل مى كند كه برخى با استناد به اين  اخبار، فقها را جانشينان ائمه معصومين (ع) دانسته اند؛ از جمله:

ــ «ان العلماء ورثة الاءنبياء و ذا ان الانبياء لم يورثوا ديناراً و لا درهماً و لكن ورثوا أحاديث من أحاديثهم فمن أخذ بشىء منها أخذ بحظ وافر»[3].

ـــ «مجارى الامور بيد العلماء بالله، الامناء على حلاله و حرامه»[4].

ـــ «... قد جعلته عليكم حاكم»[3].

ـــ «هم حجتى عليكم و أنا حجة الله»[5].

محقق اشکوری در تحلیل این روايات مى نویسد: استدلال به اكثر اين روايات براى اثبات عموم نيابت، صحيح و بجاست؛ زيرا اگر پيامبر يا جانشين پيامبرى، هنگام مسافرت بگويد كه فلانى «جانشين من» يا «امين من» يا «به منزله من» يا «حجت من» و «مرجع شما در حوادثى كه برايتان پيش مى آيد» است و «مجارى امور و احكام شم» به دست اوست و او «عهده دار رعيت» من است؛ چنان كه  مضمون ادلهء نصب و برخى از روايات ديگر است، همه اين واژه ها و عناوين، دلالت دارند كه او همهء اختيارات پيامبر يا وصىّ پيامبر را كه مربوط به شأن رياست او مى شود، داراست و نيز همهء آثارى را كه بر رسالت او جعل شده و قابل واگذارى به ديگرى است، دارد هم چنين با توجّه به وضعيت حكام و سلاطين كه به هنگام مسافرت، براى خود، با خصوصيات و اختيارات وسيع، جانشين نصب مى كنند، كسى در اين مطلب روشن ترديد نمى كند.

از نظر این اندیشمند شیعه، همه آثارى كه از جهت رياست و ولايت، عقلاً و شرع، براى امام ثابت است؛ مانند آثار شأن رسالت و تبليغ، براى فقيه نيز ثابت است. در نتيجه آثارى كه مربوط به رياست  وى نباشد؛ مانند آثار مربوط به عبادت و اطاعت و عصمت امام و آشكاركردن امور خارق العاده كه نه شرعاً و نه عقلاً از آثار و لوازم رياست نيست، بلكه از آثار شرعى رسالت است، از شمول ولايت فقيه خارج مى باشد. لازمهء خروج اين آثار، خروج دو نوع از امور است:

نخست، وجوب اطاعت امام در امورى كه به مصلحت خود او مربوط مى شود. امّا آن چه به مصالح شخص مأمور يا عموم مردم مربوط مى شود، براى فقيه نيز ثابت است؛ زيرا اين گونه امور به شأن «رياست و سرپرستى امام» مربوط مى شود كه حق تصميم گيرى در باره صلاح و فساد مردم را دارد.

دوم، امور تعبدى كه هيچ ارتباطى به شأن رياست امام ندارد و هر كسى متصدى آن ها شود، مفسده اى بر آن مترتب نمى گردد.

3. عقل

حصول بسيارى از امور در جامعه، مطلوبيت داشته و قوام جامعه، مبتنى بر آن هاست و اين امور سامان نمى يابند مگر با وجود حاكم و رئيس؛ چنان كه امام رضا(ع)به اين مطلب اشاره فرمودند كه در دليل قبل ذكر شد؛ «...انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملة من الملل عاشوا و بقوا الا بقيّم و رئيس...».

«شيخ انصاری» استاد محقق اشکوریدر اثبات وجوب اطاعت از امام معصوم، به دليل عقل استناد مى كند و مطلوب خويش را از راه مستقلات عقلى و غير مستقلات عقلى به اثبات مى رساند؛ كه شاگردش نيز ضمن تأييد، به توضيح و تبيين آن پرداخته و نيابت فقيه عادل را از اين طريق اثبات مى كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] سوره نساء، آیه 59
[2] علل الشرائع، باب 182 آخر الحديث 9، ص 253
[3] وسائل الشيعه، ج 18، باب 8من ابواب صفات القاضى، ح 2
[4] تحف العقول، ص 238؛ بحارالانوار، ج 100، ص 80، ح 37
[5] وسائل الشيعه، ج 18، باب 11من ابواب صفات القاضى، ح 1

تجلّی محبت به امام زمان(عج) در اطاعت از ولی فقیه است / ولایت‌مداری مهم‌ترین شاخصه‌ کارگزاران نظام مهدوی

 

مسئول مؤسسه آینده روشن اظهار داشت: اگر تجلّی محبت خدا در اطاعت از رسول است، تجلّی محبت امام زمان نیز در اطاعت از ولیّ فقیه است. این اساس اعتقاد ماست. ولایت‌مداری یک شعار صرف نیست. باید با آن زندگی کرد. اساس این مکتب است.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا/ سرویس صفحات فرهنگی:

ظهور منجی موعود یک اعتقاد عمومی در تمامی ادیان است. کتاب های مقدس آسمانی، چه آنها که بخشی یا تمام آنها وجود دارد و چه آنها که منقولاتی از آنان در کتاب های دیگر آمده است، بشارت داده اند که جهان در سیطره ظلم و فساد نمی ماند؛ بلکه جماعت صالحان به امامت "رهبر موعود" عدل و داد را در گیتی حاکم خواهند کرد.

ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

همچنین دشمنان اسلام و انسانیت که همواره در ترس از حاکمیت عدل و انسان کامل به سر می برند، از یک سو با ساخته و پرداخته کردن سؤالات و شبهات، تلاش دارند که یا اعتقاد به ظهور منجی را در دل آدمیان سست کنند؛ و از سوی دیگر با تحمیق رسانه ای و ساختن فیلم های سینمایی، چهره ای هولناک از آن مرد الهی بیافرینند!

در واکنش به اینگونه اقدامات، خبرگزاری اهل‌بيت(ع) ـ ابنا ـ در پایان هفته سلسله مطالبی متقن و مستدل در باب مهدویت ــ با عنوان "در انتظار منجی" ــ تولید و منتشر می کند؛ تا هم عرض ارادتی باشد به محضر امام زمان حضرت حجة بن الحسن المهدی(عج) و هم گامی باشد برای روشنگری درباره مسأله مهدویت در عصر هجوم غبارها و فتنه ها.  



بحث این هفته، متن سخنرانی حجة‌الاسلام و المسلمین «سید مسعود پورسید آقایی»، مسئول مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده مهدویت) در روز جمعه شانزدهم مرداد ماه 1388، برابر با نیمه شعبان المعظم 1430 قمری که پیش از خطبه‌های سیاسی ـ عبادی نماز جمعه تهران ایراد شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیات و روایات فراوانی در مورد وظیفه مردم نسبت به زمینه‌سازی ظهور وجود دارد. در واقع، ما مکلّف به زمینه‌سازی جهت ظهور حضرت صاحب الامر هستیم. علاوه بر آیات و برخی از روایات خاص که کلمه زمینه‌سازی در آن به کار رفته، مثل «یوطّئون للمهدی سلطانه» که به آن اشاره خواهم داشت، دلیل بر این ادعا، مفهوم انتظار و روایاتی است که در اهمیت و آثار انتظار وارد شده است. پیش از طرح روایات، شایسته است به بیان برخی از آیاتی بپردازیم که به صراحت از نقش و اراده انسان‌ها در سرنوشت خود و تحول جوامع گفت‌وگو می‌کند:

خداوند در قرآن می‌فرماید: إِنَّ اللَّـهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى‏ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آن‌که آنان در خود تحوّلی ایجاد کنند.

تحوّل جوامع جز با اراده و خواست خود انسان‌ها ممکن نیست و راه تغییر جامعه از مسیر اراده و خواست افراد جامعه و تحول باطنی و درونی آنها می‌گذرد. در قرآن بارها به این اصل و حقیقت اشاره شده است: لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى‏ آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ. إِن تَنصُرُوا اللَّـهَ يَنصُرْكُمْ. وَمَا لَکمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَالْمـُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء....

ضرورت زمینه‌سازی ظهور

در روایات متعددی نیز به ضرورت زمینه‌سازی اشاره شده که مهم‌ترین آنها روایات انتظار است. انتظار به معنای آمادگی و زمینه‌سازی است. انتظار، عمل است و بهترین عمل‌ها «أفضل أعمال امّتي انتظار الفرج من الله عزّ و جلّ».

حضرت امام موسی کاظم در روایتی می‌فرمایند: من ارتبط دابّة متوقّعاً به أمرنا یغیظ به عدوّنا و هو منسوب إلینا أدرّ الله رزقه و شرح صدره و بلّغه أمله و کان عوناً علی حوائجه؛

هرکس چهارپایی (اسب و استری) را در انتظار امر (ولايت) ما مهیا کند، تا دشمن ما را به خشم درآورد و در همان حال منسوب به ما باشد، خداوند روزی‌اش را وسیع گرداند، شرح صدر به وی عنایت فرماید، او را به آرزویش برساند و در رفع حوایج و نیازهایش یاور باشد.

حضرت امام جعفر صادق می‌فرمایند: المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فی سبیل الله؛ کسی که در انتظار دولت ما باشد، هم‌چون کسی است که در راه خدا در خون خود غوطه‌ور باشد.

این پاداش عظیم به دلیل آن است که انتظار نه فقط یک حالت، بلکه اقدام و انجام وظیفه یک شیعه در فراهم ساختن زمینه‌های ظهور امام است.

در روایتی دیگر، ابوبصیر از حضرت صادق چنین نقل می‌کند: لیعدّنّ أحدکم لخروج القائم و لو سهماً... ؛ هركدام از شما بايد آماده كند براي قيام قائم ولو يك تير را. کسی که بخواهد حقیقتاً منتظر وجود مبارک آن حضرت باشد، لازم است خود را مهیا سازد، اگرچه با آماده کردن یک تیر باشد.

بنیان‌گذار انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی نیز در این باب، فرمایش‌های گران‌سنگی دارند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و زمینه‌های ظهور فراهم شود.

علاوه بر روایات باب انتظار، چه آنهایی که حقیقت انتظار را بیان می‌کند و چه آنهایی که پاداش عظیم و فراوان آن را یادآور می‌شود، روایاتی داریم که کلمه زمینه‌سازی در آنها به صراحت به کار رفته است. مثل این روایت نبوی «یخرج ناسٌ من المشرق فیوطّئون للمهدی سلطانه».  یعنی جماعتی از مشرق زمین ـ که به چندین دلیل، ایران اسلامی است ـ  به‌پا می‌خیزند و برای ظهور امام زمان و حاکمیت او زمینه‌سازی می‌کنند. «وطّأ»؛ یعنی کاملاً راه را هموار کردن. در روایت نفرموده است «یمهدون للمهدی»، بلکه می‌گوید: «یوطئون»؛ یعنی راه را خوب هموار کردن، جاده را کاملاً آماده و صاف کردن و بر شرایط و اوضاع اشراف داشتن و مسلط بودن.

ما معتقدیم که برای رسیدن به ظهور باید حرکت کنیم. ظهور مثل قلّه‌ای است که باید حرکت کنیم و به آن برسیم. این قله و این هدف، رفتنی است و نه آمدنی. هم‌چنان که اشاره شد، خداوند در قرآن می‌فرماید: إِنَّ اللَّـهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى‏ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ. از این‌رو، ما معتقدیم ظهور، تحصیلی است، نه حصولی. باید حرکت کرد و رفت تا به آن رسید. باید زمینه‌های آن را ایجاد کرد. البته این [سخن] به آن معنا نیست که اگر ما به وظیفه خودمان عمل نکردیم، امام ظهور نمی‌کند؛ چون ظلم مملو، خودش می‌تواند زمینه‌ساز ظهور نور باشد. حجم عظیم بی‌عدالتی‌ها و مصایب و مشکلات، جامعه بشری را به این اضطرار می‌رساند ‌که زمین، نیازمند آسمان است و بشر، نیازمند هادی و امام است. اگر ما فعالیت نکنیم، خود این مشکلات و مسائل، زمینه‌ساز ظهور خواهد بود. با این حال، چیزی که در ابتدا از ما خواسته‌اند و تکلیف و وظیفه ماست، زمینه‌سازی برای ظهور است. خداوند می‌فرماید: قُلْ جَاءَ الْحـَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً؛ [ای پیامبر] بگو که حق آمد و باطل رفت؛ چرا که بی‌تردید باطل رفتنی بود.

باطل، رفتنی است. آن‌چه رسالت ماست، آوردن حق است. ما هستیم که باید زمینه‌های ظهور را فراهم کنیم. ظهور، مشکل فاعلی ندارد، بلکه مشکل قابلی دارد؛ یعنی هنوز جامعه قابلیت پذیرش امام را ندارد. رسالت ما این است که این قابلیت‌ها و زمینه‌ها را ایجاد کنیم. مقتضی از جانب خداوند، موجود است؛ زیرا خداوند امامش را خلق کرده و پرورش داده و در دسترس ما قرار داده است. [مقتضی] از جانب امام زمان هم هست؛ زیرا امام، موجود است و خودش نیز برای فرا رسیدن فرجش دعا می‌کند. پس مانع، ما هستیم. به تعبیر خواجه نصیر طوسی، «عدمه منّا». این عدم حضور امام و غیبت او از ماست.

چون نیک نظر کرد، پر خویش در آن دید        گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

حکایت ظهور، حکایت دیدار سی مرغ با سیمرغ است که عطار نیشابوری در منطق الطیر به آن اشاره کرده است: سیمرغ همواره حضور داشت، ولی اراده و همت سی مرغ بود که غایب بود و باید حضور می‌یافت.

بشنوید ای دوستان این داستان         خود حقیقت، نقد حال ماست آن

مرغان همگی به جوش و خروش آمدند و عزم جزم کردند، ولی چون راه درازی در پیش بود، خیلی از مرغان در راه از پا افتادند.

بس که خشکی بس که دریا در ره است          تا نپنداری که راهی کوته است

مردمی باید تمام این راه را                      جان فشاند باید این درگاه را

و فقط سی مرغ به قلّه قاف رسیدند.

چون نگه کردند این سیمرغ، زود    بی‌شک، این سی مرغ آن سیمرغ بود

خویش را دیدند سیمرغِ تمام         بود خود سیمرغ، سی مرغِ تمام

محو او گشتند آخر بی‌دوام          سایه در خورشید گم شد، والسلام

وقتی به قلّه رسیدند، دیدند آن‌چه آنها را به قلّه رسانده است، اراده آنهاست و خود اینها باید زمینه آن را فراهم می‌کردند. پادشاه ما بر قلّه کوه، منتظر رسیدن ماست. این نفس آلوده ماست که مانع حضور اوست. این ماییم که باید محیط را برای حضور خورشید آماده کنیم. این ماییم که باید ظهور کنیم. به قول استاد مرحوم ما: حضور تو پیداست / من غائبم / آیا امید ظهوری هست؟ امام نیز بی‌صبرانه منتظر ظهور دولت کریمه خود است.

بایستی این راه را رفت، ساخت و ایجاد کرد؛ که ما اگر این کار را انجام ندهیم، البته ظلم مملو خودش زمینه‌ساز نور خواهد شد و [تنها] این ما هستیم که محروم می‌شویم. ما بایستی زمینه‌ها را فراهم کنیم. این فرموده خداست که إِنَّ اللَّـهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى‏ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ که از غرر آیات الهی است. تا زمانی که ما تحولی نداشته باشیم و زمینه‌ها را فراهم نکنیم، در بیرون، چیزی رخ نمی‌دهد. این مسئله شرطی است. إِن تَنصُرُوا اللَّـهَ يَنصُرْكُمْ. یعنی کسانی که امداد الهی را می‌خواهند، باید از توان‌مندی‌های خودشان استفاده کنند. مگر انقلابی، بزرگ‌تر از انقلاب امام زمان سراغ داریم؟ اگر ما بخواهیم این تحول در بیرون صورت بگیرد، باید ببینیم که ما چه کردیم؟ بایستی ما کار کنیم و شرایط ظهور را فراهم کنیم. به تعبیر زیبای قرآن، نگاهتان به دست خودتان باشد مَا قَدَّمَتْ یدَاك.

پس زمینه‌سازی، رسالت ماست. در عصر غیبت جوامع و دولت‌های شیعی یک رسالت بیشتر ندارند. آن هم زمینه‌سازی برای ظهور است؛ چون تمام خوبی‌ها در عصر امام است. «الخیر کلّه فی ذلك الزّمان».  همه خوبی‌ها در عصر حضرت است و همه مشکلات در جامعه جهانی به خاطر نبود حضرت است و ما مکلّفیم زمینه‌های ظهور امامی را فراهم کنیم که «عدمه منّا»؛ غیبتش از ماست و ما کوتاهی کرده‌ایم و نتوانستیم از او حمایت کنیم که غایب شد.

رسالت مردم و دولت اسلامی در عصر غیبت

در این‌جا، یک رسالت بر عهده مردم است و یک رسالت هم متوجه دولت اسلامی است. مهم‌ترین وظیفه توده مردم، معرفت و اطاعت از حضرت است. بایستی معرفت و محبت به حضرت در فکر و دل ما بنشیند و در رفتار ما تجلّی کند و زندگی ما رنگ امام زمان به خود بگیرد. سال‌ها پیش، به همراه یکی از اساتیدمان ـ رضوان الله علیه ـ ، به منزل یکی از بازاری‌ها دعوت شدیم. به محض ورود، از در حیاط دیدیم آن شخص از در دیگری رفت. متوجه شدیم این فرد مشغول جمع کردن قالیچه‌ای است که روی فرش انداخته‌اند. هنگام خداحافظی، استاد ما به این مرد آهسته گفت که خانه‌ات را طوری قرار بده که اگر بنا شد روزی امام زمان وارد خانه‌ات شود، او را معطل نکنی و شرمنده نشوی. این قالیچه‌ای را که عکس زن و مردی داشت که در آن، در حال تار زدن و خوردن شراب بودند، به چه دلیلی روی فرش انداخته‌ای؟ اصلاً قالیچه روی فرش چه معنایی دارد؟ باید زندگی ما زندگی امام زمان پسند باشد.

چه‌قدر این روایت زیباست که می‌فرماید: من سرّه أن يکون من أصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الأخلاق و هو منتظر.

منتظر بودن، شاخصه دارد. یک منتظر واقعی باید دو شاخصه مهم داشته باشد. «فلیعمل بالورع». ورع یعنی «کفّ النفس عن المحرمات». از گناه دوری کند. این مسئله حالت سلبی دارد. از آن طرف، ویژگی‌های اثباتی را هم باید دارا باشد. «و محاسن الاخلاق»؛ باید آراسته به زیبایی‌ها و سجایای اخلاقی هم باشد. بایستی در رفتار و اخلاق‌مان به‌گونه‌ای باشیم که بدانند که ما منتظریم، ما اهل مسجد جمکرانیم، ما اهل دعا برای ظهور حضرتیم. باید تجلی معرفت و محبت به امام زمان را که در رفتار ما جلوه می‌کند، ببینند. باید بگویند فلان شخص بقال، بازاری و یا معلم دارای شاخصه‌ها و ویژگی‌های یک فرد منتظر است. اینها در مورد فرد منتظر است.

بحث دیگر وظایف یک دولت زمینه‌ساز است. مردم الحمدلله وظایف‌شان را انجام می‌دهند. باید دولت‌ها نیز وظیفه‌شان را درست انجام دهند. یک دولت زمینه‌ساز دارای ویژگی‌ها و شاخصه‌های متعددی است. بنده در این‌جا به دو تای از آنها اشاره می‌کنم. یکی، به لحاظ گزینش افرادی است که می‌خواهند با آن دولت کار کنند. به لحاظ این‌که ایام تنفیذ و تحلیف ریاست جمهوری را پشت سر گذاشتیم و باید وزرا به مجلس معرفی شوند، بنده شاخصه‌های یک کارگزار مهدی‌پسند و کارگزاری را که می‌خواهد زمینه‌ساز ظهور حضرت باشد، تا بیست و هفت شاخصه برشمرده‌ام که فرصت بیان همه آنها این‌جا نیست.  یکی از آنها را عرض می‌کنم و بعد به برخی از مهم‌ترین راه‌بردهای فرهنگی و اجتماعی دولت زمینه‌ساز اشاره خواهم داشت.

ولایت‌مداری مهم‌ترین شاخصه‌ کارگزاران نظام مهدوی

یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های کارگزاران یک نظام مهدوی و دولت زمینه‌ساز، «ولایت‌مداری» است. روایات متعددی داریم، از جمله این روایت از امام صادق که می‌فرمایند: کارگزاران نظام مهدوی کسانی هستند که «هم اطوع له من الأمة لسیّدها». یعنی چه‌طور یک کنیز به مولای خود خدمت می‌کند. اطاعت‌پذیری این افراد نسبت به امام بیش از آن کنیز نسبت به مولای خود است و باید هم‌چنین باشد؛ زیرا امام معصوم، امامی که از همه راه‌ها آگاه و از همه هوس‌ها و کشش‌های نفسانی آزاد است، کجا و مولای عادی کجا؟ «مجدّون فی طاعته»؛ یعنی تمام تلاش آنها در راه اطاعت از امام زمان است. «بهم ینصر الله امام الحق»؛ یعنی خداوند با این افراد، امام را یاری می‌کند. این افراد باید کسانی باشند که به شهادت فرازی از زیارت حضرت صاحب الامر که در انتهای مفاتیح هم هست، مشی و فکر و تلاش‌شان باید این‌گونه باشد: «فابذل نفسی و مالی و ولدی و أهلی و جمیع ما خولّنی ربّی بین یدیك و التصرّف بین امرك و نهیك»؛  یعنی خودم، جانم، فرزندم و خانواده‌ام و هر چیزی که به من دادی، اعتبار، آبرو، قلم و هر چه که دادی، به پای تو می‌ریزم؛ چون می‌دانم «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة».  چون می‌دانم به فرموده امام باقر در کتاب شریف کافی که از حضرتش سؤال شد: «میته جاهلی» یعنی چه و حضرت در جواب فرمودند: «میتة کفر و نفاق و ظلال». یعنی کافر و گمراه و منافق، مرده است. چون می‌دانم مهدویت، رمز هویت ماست و همه چیز ماست. پس «هم اطوع له من الامه لسیّدها». باید این اطاعت‌پذیری از امام زمان در رفتار و سوابقش کاملاً مشخص باشد. اطاعت‌پذیری او از ولیّ فقیه و ولیّ امر مسلمین نیز [مشخص باشد]. چون بر اساس مبانی ولایت فقیه و نظر امام راحل و برخی از فقهای معاصر که حق هم همین است، شأنی که امام معصوم در فضای مجتمع دارد، ولیّ فقیه هم دارد. البته نه هر شأنی که امام معصوم به لحاظ فردی دارد، ولیّ فقیه هم دارد. امام دارای مقام عصمت است ولی ولیّ فقیه معصوم نیست، بر امام معصوم، ملائکه در شب‌های قدر نازل می‌شوند، اما بر ولیّ فقیه نازل نمی‌شوند. محل گفت‌وگوی ما این‌گونه مقام‌ها و شئون شخصی نیست. محل گفت‌وگو این است که در فضای جامعه و اداره مجتمع، هر شأنی که امام معصوم دارد، ولیّ فقیه هم دارد. بنابر این، اگر ولیّ فقیه برای اداره جامعه دستوری بدهد و یا حکمی بکند، باید «اطوع له من الامة لسیّدها» باشیم و این را در زندگی‌اش نشان داده باشد. این اعتقاد ماست که النَّبِيُّ أَوْلَى‏ بِالْمـُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ.  فرمان رسول و امام در جامعه دینی (بالمؤمنین) مطاع است.

إِن كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّـهَ فَاتَّبِعُونِي،  اگر تجلّی محبت خدا در اطاعت از رسول است، تجلّی محبت امام زمان نیز در اطاعت از ولیّ فقیه است. این اساس اعتقاد ماست. ولایت‌مداری یک شعار صرف نیست. باید با آن زندگی کرد. اساس این مکتب است. دست‌آوردهای بی‌نظیر آن را در انقلاب اسلامی و در این 30 سال دیدیم و دیدید که در همین حوادث تأسف‌بار اخیر و کودتای مخملی، اگر نبود مقام عظمای ولایت، با نقشه‌هایی که دشمنان ما می‌کشیدند، راه به کجا می‌بردیم. در هشت سال دفاع مقدس اسلام در مقابل جهان کفر، دیدیم و دیدید. در همین حوادث اخیر این را دیدیدم و دیدید. نگویند این روایات در مورد تبعیت از امام معصوم است. سخن این است: إِن كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّـهَ فَاتَّبِعُونِي. تجلّی محبت خدا در اطاعت رسول است. اگر می‌گویید امام زمان را دوست دارم، تجلّی‌اش در اطاعت از ولیّ فقیه است. این، اساس نظریه ولایت فقیه است. یک شاخص بسیار زیبایی است برای نقد معتقدان به ولایت فقیه. رابطه امام و مأموم، بیش از رابطه پدر و فرزند است. این رابطه، رابطه مولی و مولّی‌علیه است. وقتی ولیّ، حکمی بکند، تمام است. «هم أطوع له من الامة لسیّدها». این، اساس مکتب ماست.

همان‌طور که اشاره شد کارگزاران در دولت زمینه‌ساز شاخصه‌های متعددی دارند. از جمله زندگی سلمان‌گونه، مالک‌وار و مقدادگونه. این‌گونه افراد باید کارگزاران نظام ما باشند و ان شاءالله شاهد باشیم که چنین افرادی که مهم‌ترین شاخصه آنها ولایت‌پذیری است، به مجلس معرفی شوند و بر سر کار بیایند. در شاخص‌های دیگر شاید بتوان کمی اغماض داشت. البته آن هم شاید؛ اما در شاخصه ولایت‌مداری جای هیچ‌گونه اغماض و تساهل و تسامح نیست. اساس مهدویت، اساس نظامی که بر پایه ولایت فقیه است، همین است و همین هم اساس پیروزی و حیات این‌جامعه بوده است و خواهد بود، ان شاءالله.

راه‌بردها و وظایف فرهنگی و اجتماعی دولت زمینه‌ساز

ما بر اساس فرازهایی از دعای افتتاح که از جانب امام زمان است، «إنّا نشکو إليك فقد نبیّنا و غیبة ولیّنا» معتقدیم باید شاخصه‌های کلان فرهنگی یک دولت این باشد که نبود امام و مشکلاتی را که از نبود امام است، برای مردم چه در داخل و چه در گستره جهانی توضیح بدهد. ما از نبود امام شکایت داریم و ناراحتیم. این [وضعیت] را باید تبیین و تحلیل کنند. در حقیقت، باید نشان بدهیم که زمین، نیازمند آسمان است. همان چیزی که باعث شد هانری کربن به مذهب شیعه گرایش پیدا کند و به ایران بیاید و در محضر علامه طباطبایی زانو بزند و تلّمذ کند. او چون نگاه عرفانی داشت و قائل به انسان کامل بود، گفت: رفتم سراغ یهودی‌ها و گفتم انسان کامل و رابط بین زمین و آسمان کیست؟ گفتند حضرت موسی و با مرگش این ارتباط قطع شد. رفتم نزد مسیحی‌ها، گفتند با به صلیب کشیدن مسیح این ارتباط قطع شد. رفتم سراغ مسلمان‌ها، گفتند که این ارتباط با رحلت پیامبر قطع شد. بعد دیدم یک فرقه از مسلمانان به نام شیعه اثنی‌عشری هست که می‌گوید واسطه فیض بین زمین و آسمان وجود دارد که امام زمان است. بعد آمد ایران و در محضر علامه طباطبایی تلّمذ کرد. اینها را باید تبیین کنیم. متأسفانه ما شکایتی نداریم و راضی به وضع موجودیم؛ زیرا هنوز مصیبت‌های نبود امام برای خیلی‌ها تبیین نشده است. در حالی‌که در آن دعا آمده است که «الهی عظم البلاء». واقعاً نبود امام برای ما بلایی عظیم است؟ می‌گوییم: «إلهی عظم البلاء و برح الخفاء و انکشف الغطاء و انقطع الرّجاء و ضاقت الأرض و منعت السّماء و أنت المستعان و إلیك المشتکی». هنوز دنیا با غیبت امام برای ما شکایت‌آور نیست؛ تا ظهورش را بخواهیم. هنوز از عصر ظهور که عصر همه زیبایی‌هاست و از امام زیبایی‌ها و اهدافش هیچ شناختی نداریم. بگذارید این حکایت تلخ را هم بگویم در یک دبیرستان دخترانه، دو تا سؤال مطرح می‌شود که آیا می‌خواهید امام‌تان بیاید، یا نه؟ چرا؟ تعدادی از آنها در جواب سؤال اول می‌گویند، نه، نمی‌خواهیم بیاید. در پاسخ سؤال دوم و چرایی آن می‌گویند: چون شنیده‌ایم که وقتی امام بیاید، آن‌قدر می‌کشد که تا زانوی اسبش در خون فرو می‌رود. پس حتماً ما و پدر و مادر و دوستان ما را هم خواهد کشت. وقتی ما نتوانسته‌ایم برای بچه‌های خودمان، این امام زیبایی‌ها را که تجلّی اسمای حسنای الهی است و تجلّی رحمت واسعه الهی است، تبیین کنیم. چه‌طور انتظار داریم در گستره جهانی، گرایش به حضرت پیدا بشود که از زمینه‌های مهم ظهور است. وقتی نتوانستیم بی‌اساس بودن بسیاری از این روایت‌ها از جمله همین روایتی را که می‌گوید تا زانوی اسب حضرت در خون فرو می‌رود، معلوم کنیم، چه‌طور توقع داریم جوانان ما به حضرت و دولت کریمه‌اش رغبت و اشتیاق داشته باشند (إنّا نرغب إلیك فی دولة کریمة تعزّ به الإسلام و أهله و تذلّ بها النّفاق و أهله).

از دیگر راه‌بردهای فرهنگی دولت زمینه‌ساز، همین ایجاد رغبت و اشتیاق به دولت کریمه حضرت است، «نرغب الیك فی دولة کریمة تعزّ به الاسلام و اهله» است. دولت باید در مورد ظهور حضرت و دولت کرامت‌مدارش که بر اساس کرامت انسانی است، ایجاد رغبت، شوق و اشتیاق کند. باید کاری کند که همه، آن دولت و حاکم و حاکمیتش را بخواهند. زیبایی آن دولت را باید تبیین کنیم. باید شاخ غول یعنی غرب را شکست. باید دست فریب و تا مرفق به خون آلودة آنها را رو کرد. باید نشان داد که مهدویت، نه یک راه که تنها راه است، «السلام علیك یا سبیل الله الّذی من سلك غیره هلك»؛  سلام بر تنها راه. در این‌جا رسالت صدا و سيما خیلی سنگین است. رسالت صدا و سیما در موضوع مهدویت تنها پخش چند سخن‌رانی نیست. زبان این کار بیشتر زبان تصویر است. باید بهترین و بیشترین بودجه و زبده‌ترین افراد در رابطه با امام زمان، فیلم‌های جدّی بسازند. مستندات بسیار خوبی می‌شود ساخت. ما نوّاب اربعه را داریم. حوادثی داریم که در آن‌جا عنایت امام کاملاً مشهود و مسلّم است، نه خواب‌ها و ملاقات‌های بی‌اساس و وهمی که ما به شدت با آنها مخالفیم. باید این کارها را انجام دهیم.

یکی دیگر از راه‌بردهای اساسی فرهنگی و اجتماعی دولت زمینه‌ساز این است که زمینه همدلی شیعیان را در داخل و خارج فراهم کند. «لو أنّ أشیاعنا وفّقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخّر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلّت لهم السّعادة بمشاهدتنا»؛ اگر شیعیان ما در وفای به عهدی که با ما داشتند، یک‌دل و یک‌رنگ بودند و اتفاق داشتند، ظهور ما عقب نمی‌افتاد و ما ظاهر می‌شویم. گرچه حاضریم، ظاهر هم می‌شدیم. این عهد، عهدی است که ما در حمایت از ولیّ امر و امام زمان داریم. وحدت و هم‌دلی شیعیان یک اصل است و اگر احیاناً در حوادث انتخابات اخیر، رخنه‌ای در بین بعضی از افراد و گروه‌های جامعه ایجاد شد، باید در جهت جبرانش کوشش جدّی شود. همان‌گونه که مقام معظم رهبری ـ دامت برکاته ـ این کار را انجام دادند. صف متشکل واحد، همراهی و وحدت باید در میان تمام شیعیان حاکم باشد. وفای به عهد، عهد امامت و حمایت از ولیّ است. او را و نایبش را بشناسیم و از دستورها و فرامین آنها تبعیت کنیم و هر چه داریم، به پای آنها بریزیم. بر اساس آن توقیع، ایجاد وحدت و همدلی در میان شیعیان از راه‌بردهای اساسی یک دولت زمینه‌ساز است.

یکی دیگر از راه‌بردهای اساسی دولت زمینه‌ساز، پرورش افرادی توان‌مند و نیروهای کلیدی است که به فرموده امام صادق: «لو کملت العدة الموصوفة ثلاث مئة و بضعة عشر کان الّذی تریدون»؛  یعنی اگر آن 313 نفری که توصیف شده تکمیل می‌شد، آن‌چه می‌خواهید، واقع شده بود و در روایتی دیگر از حضرت جواد، علاوه بر آن 313 نفر نیز از حلقه‌ای که تعداد آنها ده هزار نفر است، یاد شده است.  در هر حال باید فضایی فراهم شود که بتوان این‌گونه افراد را در جهان کشف و جذب کرد و آنها را پرورش داد. اینها پایه‌های اساسی نظام مهدوی و زمینه‌ساز ظهور هستند.

آخرین راه‌برد این‌که باید گفتمان غالب جامعه ما «گفتمان عدالت» بشود. بنا به روایتی که از حُمران بن اعین نقل شده است که روایت صحیحه‌ای هم است، در جلد هشتم کافی در کتاب روضه چنین آمده است: وقتی حمران از حضرت صادق می‌پرسد که زمان ظهور کی فرا می‌رسد تا آن را به ما بگویید تا خوشحال بشویم، حضرت در ضمن حکایت بسیار درس‌آموزی بیانی دارند که مضمونش این است که در زمانه گرگ، ظهوری نیست. در زمانه قوچ، زمانه‌ای که انسان‌ها اراده‌های‌شان سست است و قصد کاری می‌کنند، امّا عمل نمی‌کنند، نیز از ظهور، خبری نیست. اما اگر زمانه، زمانه میزان و عدالت باشد، ظهور محقق خواهد شد. باید به فرموده مقام معظم رهبری، دهه چهارم انقلاب را که «دهه پیش‌رفت و عدالت» است، عدالت را تبیین کنیم که بر اساس این روایت، از کلیدهای اصلی و راه‌بردهای اساسی دولت زمینه‌ساز است.

امیدواریم که ان شاءالله در سال‌های آینده، شاهد این باشیم که مسئولان ارشد نظام به ویژه وزرای محترم، راه‌بردها و راه‌کارهایی که در جهت زمینه‌سازی ظهور دارند، از تریبون‌های عمومی با مردم در میان بگذارند و گزارش دهند که در جهت زمینه‌سازی چه اقداماتی انجام داده‌اند. امیدواریم که صدا و سيمای ما هم یک سرمایه‌گذاری جدّی برای ساختن فیلم‌های خوب و مناسب براي ایجاد رغبت اجتماعی شیعیان و بلکه همه انسان‌ها برای زمینه‌سازی ظهور داشته باشد تا همه ما شاهد ظهور موفور السرور آن بزرگوار باشیم. ان‌شاء الله در سال آینده شاهد این باشیم که ریاست محترم صدا و سیما و مسئولان شبکه‌های مختلف، آن‌چه را در جهت رسالت و زمینه‌سازی ظهور بر عهده دارند، به عنوان کارنامه یک سالة خود، از رسانه ملّی به سمع و نظر ملّت شریف ایران برسانند. تلاش در جهت زمینه‌سازی ظهور یکی از مهم‌ترین شاخص‌های نقد نهادها و انتخاب مسئولان فرهنگی کشور است. فراموش نکنیم که رسالت شیعه در عصر غیبت، زمینه‌سازی برای ظهور است.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

جنس و شیوه ولایت مداری در یاران امام مهدی(عج)

 ولایت مداری آنان علاوه بر عشق و دلدادگی در برابر امام زمان (ع)، در اطاعت از فرامین ایشان عینیت می‌یابد. آنان بازوان پرتوان مهدی (عج) و در برابر او تسلیم محض و مطیع محض و «مُجِدُّونَ فُی طاعَةِ اللّهِ وَ طاعَتِهِ» هستند.
 

 

به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

یاری واقعی آن است که همیشگی و واقعی و پایدار باشد و بر اساس مسائل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی تغییر نیابد. یاران حضرت مهدی (عج)، چنین افرادی هستند و با وفاداری و تعهد کامل  و ثبات قدم، به یاری آن حضرت(عج) می شتابند. آنان امام خود را به شایستگی می شناسند و به او اعتقاد دارند (اَلْقائِلینِ بِاِمامَتِّهِ). این معرفت، شناخت شناسنامه ای نیست بلکه معرفت به حق ولایت است.

از این رو، به امامشان عشق می ورزند و دلهای آنان از محبت مهدی (ع) لبریز است. بر لوح دل آنان جز الف قامت مهدی (ع) نوشته ای نیست. این شیدایی به  حدی است که برای تبرّک، دست بر زین اسب امام(عج) می کشند و تبرّک می جویند. آنها به هنگام نبرد پروانه وار شمع وجود مهدی (ع) را در میان می گیرند و از او  محافظت می کنند«یتمَسَّحُونَ بِسَرْجِ الاِمامِ یُطْلُبُونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ وَ یَحَفُّونَ بِهِ یَقُونَهُ بِاَنْفُسِهِمْ فِی الْحَرْبِ...»

ولایت مداری آنان علاوه بر عشق و دلدادگی در برابر امام زمان (ع)، در اطاعت از فرامین ایشان عینیت می یابد. آنان بازوان پرتوان مهدی (عج) و در برابر او تسلیم محض و مطیع محض هستند. تمام تلاش آنها همین است که فرامین امامشان را اجرا کنند «مُجِدُّونَ فُی طاعَةِ اللّهِ وَ طاعَتِهِ». آنها مهدی (ع) را محور، قلّه و چشم انداز تمام حرکت ها و جهت گیری های خود می دانند و در راستای کمک به آرمان ها و منویات و تدابیر او گام بر می دارند و به دلالت او و با انگشت اشاره او حرکت می کنند.

هر چه امام(عج) دستورشان دهد، انجام می دهند. در برابر فرمان امامشان از کنیز زرخرید، مطیع تـرنـد «وَ هـُمْ اَطـْوَعُ مـِنَ الاَْمَةِ لِسَیِّدِها». به تعبیر امروزه آنان در برابر قرائت امام زمان(عج)، از خود قرائتی جدا ندارند.

 

چرا با «عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»های ما امام عصر(عج) ظهور نمی کند؟!

خبرگزاری شبستان: انتظار فرج، چيزى جز همان تقاضاى عمومى، براى عرضه داشتن آن وجود مقدس نيست و چون اين تقاضا هنوز به طور فراگير وجود ندارد، آن حضرت(عج) در غيبت به سر مى برد و وجود تعداد اندكى علاقه مند و دوستدار، در اين دنياى پهناور، كفايت نمى كند.
 

 

 ، اين پرسش در واقع، سؤال از علت تداوم و استمرار «غيبت» و «پنهان زيستى» امام مهدى(عج) است؛ از اين رو بسيارى از مطالبى كه در مورد اسرار و حكمت هاى «غيبت» آن حضرت بيان شده، در مورد تداوم آن نيز صادق است. از طرفى بايد توجه كرد كه :

الف. ثابت و روشن نيست كه بسيارى از اين ابراز علاقه ها و دوستى ها از جانب ارادتمندان، خالصانه و هميشگى است و در موقع نياز و ضرورت نيز پايدار مى ماند!! پس بايد با كمك شاخص ها و معيارهايى تداوم و پايدارى اين اظهار ارادت و دوستى ها را سنجيد و آن گاه ارزيابى درستى در اين زمينه داشت!

ب. اظهاردوستى ازسوى عده كمى از ارادتمندان كافى نيست؛ بلكه بايد اين خواست و توجه جهانى شده و بسيارى از مردم خواستار ظهور منجى موعود شوند.

پس از بيان اين مقدمه كوتاه، در پاسخ گفتنى است: بر اساس قانون عرضه و تقاضا (درخواست)، به همان نسبت كه تقاضا وجود دارد، عرضه نيز وجود خواهد داشت. در غير اين صورت نظام زندگى به هم مى خورد و تعادل از ميان مى رود و در نتيجه آشفتگى پديد مى آيد. چنان كه مى دانيم، سال ها بود كه پيشوايان اسلام، در دسترس مسلمانان بودند و مردم را، به راه راست و دين حق، دعوت مى كردند. به اعتراف دوست و دشمن، پيشوايان معصوم - از امام على (علیه السلام)  گرفته تا امام حسن عسكرى (علیه السلام)  - در تمام صفات برجسته انسانى و فضايل عالى دينى، بهترين افراد امت اسلام و برترين مردم بوده اند. بااين حال، طى دو و نيم قرن بعد از رحلت پيامبر خاتم (صلی الله علیه وآله) ، تمام آن رهبران عالى قدر از صحنه سياست اسلام كنار گذاشته شدند، تا آنجا كه هرگاه اقدام به راهنمايى مردم غافل مى نمودند، با شدت عمل و زندان و كشته شدن مواجه مى گشتند. اين موضوع به قدرى روشن است كه ما را از هرگونه توضيح بيشتر، بى نياز مى گرداند. خداوند متعال يازده شخصيت بى نظير را - كه جانشينان شايسته پيامبر اسلام بودند - به منظور رهبرى جامعه انسانى، به جهان عرضه داشت؛ ولى به هيچ وجه، اين عرضه، هماهنگ با «تقاضا» نبود.

روى اين اصل، چه بهتر كه آخرين فرد آنان، براى مدتى طولانى از نظرها غايب گردد و به مردم جهان عرضه نشود تا بدين گونه، حسّ تقاضاى چنين پيشواى عالى مقامى، در مردم گيتى پديد آيد. آن زمان هم كه زمينه مساعد گرديد، خداوند متعال وجود او را، عرضه داشته و در اختيار تقاضا كنندگان بگذارد. نكته جالب اينجا است كه در بسيارى از روايات، از انتظار فرج و آمادگى مردم، براى ظهور امام زمان(عج) سخن به ميان آمده و از كسانى كه پيوسته در انتظار آمدن آن حضرت هستند، ستايش قابل توجهى شده است.

موضوع انتظار فرج، چيزى جز همان تقاضاى عمومى، براى عرضه داشتن آن وجود مقدس نيست و چون اين تقاضا هنوز به طور فراگير وجود ندارد، آن حضرت در غيبت به سر مى برد و وجود تعداد اندكى علاقه مند و دوستدار - هر چند در جاى خود بايسته و پسنديده است - در اين دنياى پهناور، كفايت نمى كند و تا زمانى كه تعداد اين ياران و خواستاران زياد نشود و تقاضاى ظهور جهانى نگردد، «پنهان زيستى» و «ناپيدايى» آن حضرت ادامه مى يابد.

 

در ادامه به برخى از عوامل تداوم غيبت و شرايط ظهور اشاره مى شود:

پيامبران گذشته نيز - از نوح، صالح، لوط، شعيب و هود گرفته تا ابراهيم، موسى، زكريا، يحيى و عيسى- همواره از آزار و اذيت هاى دنيا گروان و باطل گرايان در امان نبودند و فشارها و سختى هاى فراوانى تحمّل كردند و اهدافشان به طور كامل تحقق نيافت و از آنجا كه امام مهدى(عج) عصاره فضايل تمامى انبيا و ادامه دهنده راه آنان است. براى تحقق آرمان ها و اهداف آنها، نياز به زمان و فرصت مناسب و امكانات و ابزار لازم دارد لذا تا زمانى كه احتمال همان برخوردهاى نادرست قبلى وجود داشته و تعداد ياران و دوستداران اندك باشد، «پنهان زيستى» او نيز ادامه و استمرار خواهد داشت.

 

بيدارى وجدان بشريت:

بسيارى از پيامبران الهى وقتى كه مى ديدند با همه سعى و كوششى كه در راه هدايت بشر مبذول مى دارند، وجدان خفته آنان بر اثر طغيان عواطف و سركشى غرايز بيدار نمى گردد و به راهنمايى هاى آنان ترتيب اثر نمى دهند؛ آخرين چاره را در اين مى ديدند كه جامعه را به حال خود واگذارند و مدتى از ميان آنها بيرون بروند؛ باشد كه توده سركش و مردم هواپرست، با احساس تنهايى و بى سرپرستى، درباره روش و سرنوشت خود تجديد نظر كنند و با فراغت بيشتر و فرصت بهترى، وجدان خفته شان بيدار شود و در جوّ مناسبى، پى به هدف هاى نورانى پيامبران و مكتب عالى خدا پرستى آنها ببرند[1].

قرآن مى فرمايد: چون ابراهيم خليل، از راهنمايى قوم بت تراش و بت پرست خود مأيوس گشت و با تهديد و عكس العمل شديد آنها مواجه گرديد، فرمود: «و اَعتَزِلكُم و ما تدعون من دون الله و اُدعوا ربّى»؛ «من از شما و آنچه از غير خدا مى خوانيد، كناره مى گيرم و خداى خود را مى خوانم».

ابراهيم (علیه السلام)  با اين منطق از ميان كلدانيان بيرون آمد و به شهر «حرّان» شام رفت. مردم آنجا هم مشرك بودند و آفتاب و ماه و ستاره مى پرستيدند... پس از آن شهر رهسپار فلسطين شد. با رفتن او از آن دو منطقه، مردم به وجدان خفته خود بازگشتند. آن گاه با بيدارى وجدان و فرونشستن طغيان عواطف خويش، به ياد تبليغات و راهنمايى هاى سودمند ابراهيم (علیه السلام)  افتادند و از همين رهگذر - و در غيبت آن حضرت - تعداد قابل ملاحظه اى به خداى يگانه ايمان آوردند و موحّد شدند.

همچنين در سوره «يونس» آمده است: چون يونس (علیه السلام) ، قوم سركش خود را دعوت به دين خدا نمود و آنان نپذيرفتند؛ پس آن را تهديد كرد كه سركشى شما، از طرف خداوند، بدون عكس العمل نمى ماند و به زودى عذاب الهى- كه واكنش و نتيجه رفتار ناپسند شما است- مى رسد و همه را فرا مى گيرد. چون باز هم گوش نكردند، از ميان قوم بيرون رفت و آنها را به حال خود گذاشت. با رفتن و ناپديد شدن يونس (غيبت او از ميان مردم)، و ديدن علايم عذاب، قوم او به خود آمدند و سخنان او را به ياد آوردند. پس با بيدارى وجدان، توبه كردند و عذاب هم نازل نگرديد.

 

وجه حكمت غيبت امام عصر(عج)، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است

امام صادق (علیه السلام)  در بخشى از فرموده هاى خود به اين بُعد غيبت امام زمان اشاره كرده، مى فرمايد : «...وجهُ الحكمه فى غيبته وجهُ الحكمة فى غيبات مَن تَقَدَّمَة من حُجَج الله تعالى ذكره...»[2] ؛ «...وجه حكمت غيبت، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است».

بر اين اساس غيبت و دورى برخى از پيامبران از جامعه خود - مانند حضرت ادريس، يوسف، موسى، يونس، يحيى، صالح و... - مى تواند توجيه كننده تداوم «پنهان زيستى» امام زمان(عج) باشد.

با توجه به اين بيان، روشن مى شود كه خداوند طى ده ها قرن، براى هدايت افكار و بيدارى وجدان هاى بشر و تعديل عواطف و غرايز آنها، رهبرانى شايسته برانگيخت؛ ولى بشر خيره سر، دست از خود سرى هاى خود بر نداشت. اگر عكس العمل موافقى هم نشان داد، نسبت به زحمت ها و تلاش هاى پيامبران و پيشوايان خود، بسيار ناچيز و بى ارزش بود. بنابراين بايسته است كه آخرين حجت الهى، مدتى طولانى از دسترس بشر خارج گردد تا همين غيبت طولانى و كناره گيرى، وجدان ها را از خواب گران بيدار كند و در غياب وى، استعداد و آمادگى پيدا كنند. هنگامى كه از هر نظر شايستگى يافتند، آن پيشواى غايب باز مى گردد و جهان را پر از عدل و داد، نورانيت، حكمت و عقلانيت مى كند و ريشه ظلم و ستم و فساد را بر مى كند «يملأ الارض عدلاً و قسطا و نورا و برهانا...»[3]. مقصود از آمادگى و بالا رفتن سطح آگاهى، اين است كه انسان ها به موقعيت و ارج وجود خود پى ببرند و تحمّل ظلم و فساد را، زندگى ننگين و مرگبارى تلقى كنند كه شايسته مقام انسان نيست آن گاه با ارزيابى شرايط و امكانات خود و ستم قدرت هاى طاغوتى، بذر انقلاب را در سرزمين مستعد و آماده بپاشند و با شيوه هاى گوناگون، در آبيارى آن بكوشند.

پس تا زمانى كه در توده ها چنين آگاهى پديد نيايد و انسان ها بر ارزش خود واقف نگردند و امكانات خود و طرف را درست نسنجند، «غيبت» ادامه خواهد داشت و سستى و تنبلى مردم، موجب طولانى شدن آن خواهد شد.

البته اين گروه ارادتمند و دوستدار، بايد به صورت منسجم و آماده واقعى عمل كنند و ارتشى مهيا و نيرويى ضربتى كار آمد تشكيل دهند كه پشت سر امام (علیه السلام)  ايستاده و گوش به فرمان او باشد. اين گروه بايد به نيروى ايمان و تقوا مجهّز گردند و جانباز و فداكار باشند. تربيت و تشكيل چنين افرادى تاكنون ميسّر نبوده و به اين سادگى نيز ممكن نخواهد شد ؛ مگر اينكه همت و تلاشى ويژه صورت گيرد و به اظهار دوستى ساده، ختم نشود!!

پی نوشت ها:

[1]. ر.ك : جعفر سبحانى، پرسش ها و پاسخ ها، صص 187-197.

[2]. كمال الدين، ج 2، ص 481، ح 1 ؛ علل الشرايع، ص 345، ح 8 ؛ بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4.

[3]. احتجاج، ج 2، ص 291 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 350.

برگرفته از کتاب مهدویت پیش از ظهور - رحیم کارگر

چرا نام امام زمان (عج) در قرآن نیامده است؟!

 فردی كه به قرآن استناد مى  کند، بايد احاطه كاملى بر روش تفسير قرآن، آيات محكم و مشابه، مباحث تاريخى، معارف اعتقادى و... داشته باشد، آن گاه بگويد چون قرآن گفته «حضرت عيسى زنده است»، پس او همان «بقية اللّه » است.

چگونگی همراهی مسیحیان با امام زمان (عج)/مسیح (ع) در کجا نزول می‌کند؟

  شبستان: یکی از عوامل تاثیرگذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت جهانی اسلامی در سراسر جهان، حضور عیسِی بن مریم (ع)، این پیامبر الهی در کنار قائم آل محمد (ص) است.
 

 

به گزارش   پایگاه پرسمان دانشجویی مهدویت، رهبر حکومت جهانی اسلامی، حضرت مهدی (عج) است و عیسِی بن مریم (ع)، این پیامبر اولوالعزم الهی به همراه آن حضرت(عج) در راه جهانی شدن ارزش های قرآنی، ایشان را یاری می نماید. یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت جهانی اسلامی در سراسر جهان، حضور این پیامبر الهی در کنار قائم آل محمد (ص) است.

از روایات شیعه و اهل سنت، استفاده می‌شود که هنگام خروج حضرت‌ مهدی علیه‌السلام، حضرت ‌عیسی علیه‌السلام از آسمان فرود آمده، در نماز به امام ‌زمان(عج) اقتدا خواهد کرد. بخاری به سند خود از رسول‌ خدا(ص) نقل می کند: «کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم؛ چگونه‌ای زمانی که فرزند مریم فرود آید، درحالی‌که امام بر شما فردی از خودتان است». [صحیح بخاری، ج۴، ص۱۴۳.]

و نیز در منابع حدیثی شیعه، از امام‌ باقر علیه‌السلام نقل شده است: «القائم منصور بالرعب مؤید بالنصر، تطوی له الارض و تظهر له الکنوز و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و یظهر الله عزوجل به دینه و لو کره المشرکون. فلا یبقی فی الارض حزاب الّا عمر و ینزل روح الله عیسی‌بن‌مریم فیصلی خلفه؛ قائم توسط ترس یاری و به نصرت تأیید می‌شود. زمین برای او خواهد چرخید و گنج‌ها برای او ظاهر خواهد شد و سلطنتش مشرق و مغرب عالم را فرا خواهد گرفت. خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر می‌کند، هر چند که مشرکان برآن کراهت داشته باشند. در آن هنگام در زمین جای خرابی نیست جز آنکه آباد شود و روح‌الله عیسی‌بن‌مریم فرود می‌آید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد».[مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۹۱]

بنابراین، طبق روایات وارده از شیعه و اهل سنت، پس از ظهور حضرت حجت(عج)، حضرت عیسی(ع) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت قائم(عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. چنانکه در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: "سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب عالم می رسد." [صدوق، کمال الدین، ص ۱۶۳] همچنین در روایتی آمده است: حضرت عیسی در بیت المقدس نزول می‌کند که مردم در حال خواندن نماز جماعت هستند که امام جماعت، خود را کنار می‌کشد و حضرت عیسی را مقدم می‌کند تا امام جماعت شود ولی حضرت عیسی او را به جلو می اندازد به او اقتدا نموده و طبق دین حضرت محمد(ص)، پشت سرش نماز می‌خواند. [بحرانى، حلیة الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار‏، ج ۶، ص ۴۳۰] از آنجا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (ع) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را بعنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی(عج) علاقمند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است.

 

دلیل نماز خواندن عیسی بن مریم(ع) پشت سر امام زمان(عج)

می‌توان گفت نماز خواندن حضرت عیسی‌ علیه‌السلام پشت سر امام مهدی علیه‌السلام، آخرین حجت خدا میان مسلمانان و جانشین بر حق پیامبر خاتم، برای اثبات این حقیقت بزرگ است که دین اسلام آخرین دین الهی و پیامبر اسلام‌(ص)،آخرین پیامبر از سلسله انبیای‌ الهی است. نماز خواندن حضرت عیسی‌ علیه‌السلام در جایگاه پیشوای گستردهترین دین جهان که بیشترین پیروان را به خود اختصاص داده است، راه را برای حقجویان عالم هموار خواهد کرد و این، بزرگترین نقشی است که یک پیامبر بزرگ برای هدایت نسلها بر عهده دارد.

لازم به ذکر است آنچه از مجموع روایات درباره نزول حضرت عیسی‌ علیه‌السلام استفاده می‌شود، اصل فرود آمدن آن بزرگوار و نماز خواندن او پشت سر امام مهدی‌ علیه‌السلام است. در روایات شیعه، چیزی بیش از این مطرح نشده است که بتوان به آن اعتماد کرد. البته در روایات اهل سنت، به نکتههای دیگری مانند حضور حضرت عیسی‌ علیه‌السلام در بیت‌المقدس و نیز درگیری و جنگ او با دجال و قتل دجال نیز اشاره شده است.

 

جایگاه حضرت عیسی در آخرالزمان

فرود آمدن حضرت روح الله، عیسی مسیح(علیه السلام) از آسمان، در آخرالزمان، مورد اتّفاق تمام مسلمانان است. بیشتر مفسّران این آیه را که می فرماید: «هیچ یک از اهل کتاب (تورات و انجیل) نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به او (عیسی) ایمان آورد و او نیز روز قیامت به آن گواه باشد.» (سوره نساء، آیه ۱۵۹) به همین معنا تفسیر کرده اند. علامه مجلسی این تفسیر را از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمودند:«پیش از قیامت، (عیسی) به دنیا فرود آید و هیچ یک از ملت های یهود و مسیح نماند؛ مگر آنکه قبل از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی (علیه السلام) نماز گزارد.» (بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۵۳۰)

روایات فرود آمدن مسیح (علیه السلام) در منابع شیعه و سنّی فراوان است، از جمله این روایتِ مشهور از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند:«چگونه خواهید بود آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود ‌آید و پیشوای شما از خود شما باشد.» (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۳)

این روایت را جمعی از علمای اهل سنت، از جمله بخاری و دیگران درباره فرود آمدن عیسی آورده اند. (صحیح بخاری، ج ۲، ص ۲۵۶)

بر اساس روایات منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، حضرت مسیح، پشت سر امام مهدی (علیه السلام) نماز می گزارد. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: منّا مهدیُ الامهِ الذی یُصَلی عیسی خَلفَه. مهدی امت که عیسی پشت او نماز می گذارد از ماست. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۹۱) و نیز نقل شده است:... و منكم القائم يصلّي عيسى بن مريم خلفه إذا أهبطه اللّه إلى الأرض من ذريّة على و فاطمة من ولد الحسين‏. از شما است قائم که از ذریه علی و فاطمه و از فرزندان حسین است و عیسی بن مریم (ع) پشت او نماز می گزارد هنگامی که خدا او را به زمین فرود می آورد. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۷)

و هر سال به حجّ خانه خدا مشرف می شود. مسلمانان به همراه او به نبرد با یهود، روم و دجّال می پردازند. آن بزرگوار پس از چهل سال زندگی رحلت می کند و مسلمانان پیکر او را به خاک می سپارند. (نسخه خطی الفتن ابن حماد، صص ۱۵۹-۱۶۲) در روایتی از اهل بیت (علیهم السلام) آمده است که امام زمان (علیه السلام) مراسم دفن او را به طور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار می کند تا دیگر مسیحیان حرف های گذشته را درباره او بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچه ای که دستباف مادرش حضرت مریم (سلام الله علیها) است، کفن نموده، در قبر مریم (سلام الله علیها) در «قدس» به خاک می سپارند.

با توجه به آیه «قرآن» که: «هیچ کس نیست؛ مگر اینکه به او ایمان آورد.» می توان گفت همه ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می آورند. شاید فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است که در مرحله حساس و تاریخی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده می گیرد تا مسیحیان عالم که احتمالاً بزرگ ترین قدرت جهانی و جدّی ترین مانع برپایی حکومت و تمدن الهی حضرت مهدی (علیه السلام) اند، ایمان بیاورند.

از این رو، طبیعی است که با ظهور مسیح (علیه السلام)، جهان مسیحیّت خرسندی عمیق خود را با برپایی تظاهرات گسترده مردمی ابراز نماید و فرود عیسی (علیه السلام) را برای خود در برابر ظهور مهدی (علیه السلام) برای مسلمانان، موهبتی الهی پندارند و طبیعی است که حضرت مسیح (علیه السلام) از کشورهای مختلف آنان دیدار کند و خداوند نشانه ها و معجزه هایی را به دست او آشکار سازد و جهت هدایت تدریجی مسیحیان به اسلام در درازمدت اقدام نماید. در نتیجه، نخستین نتایج سیاسی فرود مسیح (علیه السلام) کاهش دشمنی حکومت های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان و به گفته روایات، انعقاد پیمان صلح و آتش بس بین آنها و حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود.

 

زمان ظهور حضرت مهدی(عج) و نزول حضرت عیسی(ع)

از روایات موجود در این زمینه به دست می ‏آید که بعد از ظهور حضرت حجة بن الحسن العسکری – ارواحنا له الفدا – حضرت مسیح (علیه السلام) از آسمان نزول خواهد کرد و در محضر آن حضرت(عج) حضور خواهد داشت. پیامبر اکرم (صلی الله علیه) می‏ فرماید: «لن تُهلک اُمَّةٌ انأ فی اولها و عیسی فی آخرها و المهدی فی وسطها»؛ (کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۸۴)

امتی که من در اول، عیسی (علیه السلام) در آخر و مهدی (علیه السلام) در وسط آن باشیم هرگز به هلاکت نمی ‏افتند.

این روایت صراحت بیشتری بر این مطلب دارد که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پیش از حضرت عیسی (علیه السلام) انجام می ‏گیرد، بنابراین، حضرت مهدی (عج) میانه امت پیامبر(ص) خواهد بود و منظور از وسط در روایت ذکر شده، ما قبل آخر است و میانه حقیقی نیست چون حضرت عیسی (علیه السلام) پس از حضرت مهدی (عج) خواهد آمد و حضور ایشان با حضور حضرت مهدی (عج) منافاتی نخواهد داشت. از این روایت استفاده می ‏شود که حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت مهدی (عج) با هم ظهور نمی‏ کنند بلکه نخست حضرت مهدی (عج) و سپس بعد حضرت عیسی (علیه السلام) ظهور می‏ کنند. (یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، علیرضا رجایی، ص ۲۱۱)

 

مکان نزول حضرت عیسی

در شماری از روایت های ابن حماد از منابع اهل سنت، به اماکن متعددی به عنوان محلّ فرود عیسی (علیه السلام) اشاره شده است، از جمله «قدس شریف»، پل سفید بر دروازه «دمشق»، کنار مناره ای در محل دروازه شرقی دمشق و «دروازه لُدّ» در «فلسطین».

از روایت طبرانی از منابع اهل سنت، استفاده می‌شود که مکان نزول حضرت‌ مسیح(ع) در آخرالزمان، دمشق است. طبرانی به سند خود از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده که فرمودند: «ینزل عیسی‌ بن‌ مریم عند المنارة البیضاء شرقی دمشق؛ عیسی‌بن‌مریم کنار مناره سفید قسمت شرق، در سرزمین دمشق فرود خواهد آمد»

ابن‌کثیر از دانشمندان اهل سنت، نیز می‌گوید: «... آنگاه مسیح(ع) بر زمین فرود می‌آید و محل فرود او کنار مناره سفید شرقی در دمشق؛ هنگام نماز صبح است». (الفتن و الملاحم ابن‌کثیر، ص۱۷۲.)اما نظر مشهور در نگاه شیعی، این است که حضرت مسیح، نخست در قدس، فرود می آید و پشت سر امام مهدی نماز میگذارد و سپس رهسپار «شام» و دیگر نقاط می شود.

 

اسلام، دین حضرت عیسی(ع)

از برخی روایات اهل سنت، استفاده می‌شود که حضرت ‌عیسی‌ علیه‌السلام بعد از فرودآمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل می‌کند، نه به شریعت خود.

سمره از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند: «عیسی‌بن‌مریم در حالی ‌که تصدیق‌کننده به محمد و بر دین اوست نزول می‌کند، آنگاه دجال را به قتل می‌رساند...». (صحیح ابن‌حبان، ج۵، ص۲۲۳)

 

حضرت عیسی، وزیر امام مهدی(عج)

در حکومتی که رهبری آن به‌عهده حضرت‌ مهدی علیه‌السلام است، کارگزاران و مسئولان حکومت او نیز باید از بزرگان و نیکان امت باشند؛ لذا طبق آنچه در روایات آمده است، ترکیب دولت حضرت‌ مهدی علیه‌السلام را پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان و صالحان روزگار تشکیل خواهند داد.

در روایتی می‌خوانیم که حضرت‌ عیسی علیه‌السلام به حضرت ‌مهدی علیه‌السلام می‌گوید: «همانا من به‌ عنوان وزیر فرستاده شده‌ام نه امیر و فرمانروا». (ملاحم، ابن‌طاووس، ص۸۳؛ و الفتن، ابن‌حماد، ص۱۶۰)همچنین در روایتی آمده است که حضرت ‌عیسی علیه‌السلام، وزیر حضرت مهدی علیه‌السلام و پرده‌دار و جانشین آن حضرت است. (غایة‌المرام، ص۶۹۷؛ و حلیة‌الابرار، بحرانی، ج۲، ص۶۲۰)

و نیز در روایتی دیگر آمده است: «... آنگاه عیسی فرود می‌آید و مسئول دریافت اموال حضرت ‌قائم می‌شود و اصحاب کهف نیز در پشت سر او خواهند بود». (غایة‌المرام، ص۶۹۷؛ حلیة‌الابرار، بحرانی، ج۲، ص۶۲۰)

 

مدت عمر حضرت عیسی

از برخی روایات اهل سنت، استفاده می‌شود، حضرت‌عیسی علیه‌السلام بعد از نزول به زمین، چهل سال عمر می‌کند و در این مدت، ازدواج نیز می‌کند، بعد رحلت فرموده و مسلمانان بر او نماز می‌گزارند:

۱-ابوهریره در حدیثی از رسول خدا‌ نقل کرده که فرمود: «او مسیح چهل سال در روی زمین توقف خواهد کرد و بعد از وفاتش، مسلمانان بر او نماز می‌گزارند»

۲- عبدالله‌بن‌عمر از رسول‌ خدا نقل کرده که فرمود: «عیسی‌بن‌مریم به زمین فرود می‌آید و ازدواج می‌کند و صاحب فرزند می‌شود»

در روایتی از اهل بیت (علیهم السلام) آمده است که امام زمان (علیه السلام) مراسم دفن او را به طور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار می کند تا دیگر مسیحیان حرف های گذشته را درباره او بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچه ای که دستباف مادرش، حضرت مریم (سلام الله علیها) است، کفن نموده، در کنار قبر حضرت مریم (سلام الله علیها) در «قدس» به خاک می سپارند.

از مجموعه احادیث و روایات در باب نقش حضرت عیسی مسیح، به نتایجی دست می یابیم، از جمله:

 

نقش عيسي مسيح در دولت حضرت مهدي(عج) چيست؟

۱- فرود حضرت مسیح از آسمان، علاوه بر اینکه موجب گرایش غربی ها و مسیحیان جهان به اسلام و انعقاد پیمان صلح میشود، برخی از شبهات پیرامون امام عصر نیز پاسخ داده میشود. با حضور و نزول حضرت مسیح به زمین و آشکار شدن خبر قرآن مبنی بر به صلیب نکشیده شدن حضرت عیسی، پیش از پیش موجب تقویت پایه های حکومت جهانی اسلام شده و نیز بر امامت در سنین کودکی، صحه گذاشته میشود. زیرا، قرآن آغاز معجزات عیسی(ع) را در نوزادی بیان کرده و بصراحت می‌گوید وقتی به مریم(س) اعتراض کردند که چطور مادر شده‌ای، بصراحت وجود مقدس حضرت عیسی(ع) به سخن آمده و از طهارت و پاکی مادرشان سخن می‌گویند! این یعنی تصریح به مقام نبوت و ولایت ایشان فارغ از سن و زمان و مکان و وابسته به شایستگی‌های الهی. بنابراین، نوع ولادت حضرت مسیح(ع) و آغاز نبوت ایشان در نوزادی با تصریح آیه قرآن، سند محکمی است بر این عقیده شیعه که امام میتواند در سنین کودکی به مقام شامخ امامت برسد.

۲- از طرفی بر اساس طول عمر حضرت مسیح(ع) که از دو هزار سال می‌گذرد، می‌توان بر طول عمر حضرت حجت(عج) استدلال کرد، وقتی معتقد هستیم ایشان زنده‌اند و حضرت حجت(عج) را در قیامشان یاری می‌کنند، دیگر طول عمر حضرت ولی عصر(عج)، جای تعجب و عدم باور و شبهه افکنی ندارد.

۳- از شگردهای جبهه کفر و شیطان، حذف مشترکات ادیان آسمانی است. اتحاد اسلام و مسیحیت در آخرالزمان، بر خلاف دیدگاه جبهه یهود صهیونیسم، می باشد. از اینرو، تمام سعی خویش را در جهت اختلاف افکنی بین دین اسلام و مسیحیت به کار بسته اند. حضرت مسیح (ع) به تصریح روایات اسلامی، یکی از پیامبران الهی هستند که در عصر ظهور و در ایجاد حکومت عدل جهانی حضرت ولی عصر(عج) نقشی اثرگذار ایفا کرده و آن حضرت(عج) را در ساخت آرمانشهر بشری کمک می‌کنند.

روحانیت کاری نکند که امام زمان(عج) خجالت بکشد!

خبرگزاری فارس: روحانیت کاری نکند که امام زمان(عج) خجالت بکشد!

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی توصیه می‌کرد: اگر یک وقت، نامه عمل یک روحانی را بردند و به امام زمان علیه السّلام دادند و آن ملائکه اللهی که بردند‌ و نامه را دادند، بگویند: این هم‌ روحانی‌ شما! و امام زمان علیه السّلام خجالت بکشد.

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، امام‌ خمینی(ره) که در راه سربازی واقعی و یاری امام زمان(عج)، عمر خود را سپری کرد، سخنانی ارزشمند در رابطه با امام عصر(عج) بیان کرده‌ است که بخش دوم آن تقدیم می‌‌شود:

عرضه اعمال بر امام زمان(عج)

1. تمام ذرات کارهای ما تحت نظر‌ خدای‌ تبارک و تعالی است و نامه‌ اعمال ما به حسب‌ روایات‌ به امام وقت عرضه می‌شود. امام‌ زمان‌ علیه‌السّلام مراقب ما هستند. 

2. توجه داشته باشید که کارهایتان جوری نباشد که‌ وقتی‌ بر امام زمان علیه السّلام‌ عرضه‌ شد، خدای‌ نخواسته آزرده بشوند و پیش‌ ملائکة‌الله یک قدری‌ سرافکنده‌ بشوند که اینها شیعه‌های من هستند. اینها دوستان من هستند و برخلاف مقاصد خدا عمل کردند.

رئیس‌ یک قوم اگر قومش خلاف بکند،‌ آن‌ رئیس منفعل‌ می‌شود. طوری‌ باشد‌ که نامه‌ها وقتی عرضه‌ می‌شود، ایشان را متأثر نکند.

3. خلاف ما برای امام زمان علیه السّلام سرشکستگی دارد. دفاتر را وقتی‌ بردند‌ خدمت ایشان و ایشان دید شیعه‌ او‌ دارد‌ این‌ کار‌ را می‌کند، امام زمان‌ علیه‌ السّلام سرشکسته می‌شود. بیدار بشوید که مسئله خطرناک است و خطر هم خطر شخص نیست، خطر ملت نیست، خطر‌ اسلام‌ است.

4. قبل از اینکه این نامه اعمال ما‌ به‌ پیشگاه‌ خدا‌ و قبل‌ از آن به پیشگاه امام زمان علیه السّلام برسد، خودمان باید نظر کنیم به این نامه اعمال‌مان.

5. وقتی نامه‌های ما را بردند پیش امام زمان علیه السّلام (در روایات‌ است که هر هفته می‌برند، هفته‌ای دو دفعه) وقتی که می‌برند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم. ما آن طور‌ نیست که خودسر بخواهیم یک‌ کاری‌ را انجام بدهیم.

6. اگر یک وقت، نامه عمل یک روحانی را بردند و به امام زمان علیه السّلام دادند و آن ملائکه اللهی که بردند‌ و نامه را دادند، بگویند: این هم‌ روحانی‌ شما، اینها پاسداران اسلام شما هستند؟ و امام زمان علیه السّلام خجالت بکشد، نعوذ بالله. او علاقه دارد به شما. شما ببینید اگر این آقا، خودشان خیلی منزه است، از پسرشان یک چیزی صادر بشود،‌ خودشان‌ سرافکنده می‌شوند. اگر از خادم‌شان یک چیزی صادر بشود، خودشان سرافکنده می‌شوند. ما همه خادم هستیم. از ما توقع هست. از شما توقع هست.

7. من خوف دارم که کاری بکنیم که امام زمان علیه‌ السّلام‌ پیش خدا‌ شرمنده بشود. اینها شیعه تو هستند این کار را می‌کنند! نکند یک‌وقت خدای نخواسته، یک کاری از ماها صادر‌ بشود که وقتی نوشته برود؛ نوشته‌های ملائکه اللهی که مراقب ما هستند، رقیب‌ هستند، هر‌ انسانی، رقیب‌ دارد و مراقبت می‌شود. ذره‌هایی که بر قلب‌های شما می‌گذارد، رقیب دارد. چشم ما رقیب دارد. گوش ما رقیب ‌‌دارد. زبان‌ ما رقیب دارد. قلب ما رقیب دارد. کسانی‌که مراقبت می‌کنند اینها را، نکند که خدای نخواسته‌ از‌ من‌ و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السّلام یک وقت چیزی صادر بشود که موجب‌ افسردگی امام زمان علیه السّلام باشد. مراقبت کنید از خودتان، پاسداری کنید از خودتان.

شرط ورود به جرگه منتظران/نمادهای شهری باید انتظار را فریاد بزند

 مدیر گروه اخلاق مرکز تخصصی مهدویت گفت: اگر سبک زندگی را با هدف مشترک مهدی باوران که همانا آرزوی ظهور امام زمان(عج) است، تنظیم و ترویج کنیم هم شاهد همدلی و همبستگی اجتماعی خواهیم بود هم تنش‌ها و چالش‌های ما رفع می‌شود.
 

 

  کتاب «سبک زندگی منتظرانه» اخیراً به قلم حجت الاسلام حسن ملایی از سوی انتشارات مرکز تخصصی مهدویت منتشر شده است، این رویداد مهم بهانه ای شد تا در سلسله گفت وگوهایی پیرامون مباحث مختلف این نوع از سبک زندگی با مؤلف این کتاب به گفت وگو بپردازیم که سومین شماره از آن را در پی می خوانید:

 

حجت الاسلام حسن ملایی، مدیر گروه اخلاق و تربیت مرکز تخصصی مهدویت و  مؤلف کتاب سبک زندگی منتظرانه در گفت وگو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان با اشاره به اینکه در این قسمت از مباحث، پیرامون کارکردهای سبک زندگی منتظرانه نکاتی مطرح می شود، اظهار کرد: این کارکردها در تمام حیطه های فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی، قابل بسط و تعمیم است.

 

همدلی و همبستگی، اولین کارکرد سبک زندگی منتظرانه

وی با اشاره به اینکه اولین کارکرد سبک زندگی منتظرانه، همدلی و همبستگی است، افزود: یکی از کارکردهای مسلم سبک زندگی آن است که آدم ها با افراد هم رای و هم باور خود، انس بیشتری دارند، هر قدر که طرف مقابل  ما در باورها و اعتقادات با ما، اختلاف بیشتری داشته باشند، فاصله بیشتری از وی خواهیم گرفت.

 

افراد با ظواهر یکسان، انس بیشتری با یکدیگر دارند

ملایی اضافه کرد: اگر سبک زندگی را به وضعیت ظاهری معنا و آن را تجلی باورهای اشخاص، تلقی کنیم، به راحتی می توان متوجه شد که میان افراد با ظواهر یکسان تر، انس بیشتری وجود دارد تا میان افرادی که ظواهر متفاوت تری دارند.

وی ادامه داد: علت آن است که با مشاهده ظواهر افراد، ناخودآگاه ظاهر شخص به سان یک پرچم، باورهای فرد را اعلام می کند و اگر این ویژگی های ظاهری مطابق با باورهای موردنظر باشد، خروجی های خاصی را خواهد داشت و موجب می شود، افرادی که ویژگی ظاهری شبیه تری دارند، با یکدیگر انس بیشتری بگیرند.

مدیر گروه اخلاق مرکز تخصصی مهدویت با ذکر مثالی برای تبیین این مبحث افزود: خانم های مسلمان که با حجاب و عفاف هستند، با خانم های غربی که فاقد حجاب هستند، در نگاه اول و مراودات، انس کمتری با یکدیگر می گیرند، زیرا خانم های بی حجاب، پوشش اسلامی را ضدارزش تلقی می کنند و برعکس حجاب، برای بانوی مسلمانان ارزش است.

وی با بیان اینکه اگر اینگونه فضا در میان امت اسلامی وجود داشته باشد، یعنی فردی با پوشش لازم اسلامی و دیگری بدون پوشش لازم باشند، از یکدیگر دور می شوند و انس نمی گیرند، افزود: بسیاری از برخوردهای لفظی و فیزیکی موجود در جامعه ما، بخاطر این سبک زندگی و تفاوت های ماست زیرا هر دو امام زمان(عج) را دوست دارند یا در مجلس عزای امام حسین(ع) شرکت می کنند اما به جهت عدم هماهنگی ظواهر با باورها، در مواجهه با یکدیگر اینگونه تصور می شود که یکی لباس دوست امام زمان(عج) و دیگری لباس دشمن ایشان را پوشیده است.

ملایی با بیان اینکه سبک زندگی به دلیل آنکه بر عنصر ظاهر تاکید دارد و ظواهر ما حاکی از اعتقادات و باورهای ماست، حال اگر این ظواهر و رفتارها براساس باورهای امام زمانی به هم نزدیک شود، خود به خود موجب همدلی، همبستگی و همدلی می شود، افزود: اگر به دنبال اتحاد و همدلی هستیم، باید سبک زندگی جامعه را براساس باورهای مشترک که از مهمترین آنها باور به حضرت مهدی(عج) است، تعریف کنیم.

مدیر گروه اخلاق مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به اینکه این کارکرد سبک زندگی منتظرانه را در سطح خانواده و جامعه می توان بسط داد، افزود: اگر بتوانیم با هدف مشترک مهدی باوران که همانا آرزوی ظهور امام زمان(عج) است، سبک زندگی مناسب به این آرمان و هدف را که همان سبک زندگی منتظرانه است، رواج دهیم، خروجی آن همدلی و همبستگی در سطوح مختلف خواهد بود.

 

ترویج باورهای مهدوی نیازمند نمادسازی است

وی با اشاره به اینکه نمادسازی دومین کارکرد سبک زندگی منتظرانه است، بیان کرد: بسیاری از افراد جامعه ما معتقد به امام زمان(عج) هستند اما این باورها تبدیل به نماد نشده است تا بتوان از ویژگی های خاص نمادسازی که تبادل سریع و ساده پیام است، استفاده کرد.

ملایی ادامه داد: گاهی تابلوها و رنگ های مختلف، مانند تابلوهای رانندگی، بسان نمادی است که مفهومی را ساده و سریع ارائه می کند و بیانگر هدف طراح آن است، حال می گوییم سبک زندگی منتظرانه نیز می تواند نماد اجتماعی باور به امام زمان(عج) و انتظارش باشد و این سبک زندگی، همچون تابلویی عمل می کند تا حرف هایی که قرار است با یکدیگر گفت وگو کنیم، از این طریق به سهولت بیان شود.

 

نمادهای شهری متناسب با فرهنگ مهدوی باشد

مدیر گروه اخلاق مرکز تخصصی مهدویت با طرح مثالی در این موضوع افزود: در ایام محرم غالب مردم پیراهن مشکی به تن می کنند و این نماد می گوید ما وارد ماه محرم شدیم که در آن امام حسین(ع) به شهادت رسیده است و برای ایشان سوگوار و عزادار هستیم، این نمادسازی ها امروزه در جوامع اسلامی و غربی بسیار نقش آفرینی می کند.

ملایی اضافه کرد: امروزه در میادین شهرها، مجسمه ها و تندیس هایی استفاده می شود، سوال این است که تندیس هایی که در کشور امام زمانی نصب می شود، چه میزان با ایشان، انتظار و امید و اشتیاق برای ظهورش، هماهنگی دارد. متاسفانه، باید گفت که حتی بسیاری از مردم، مفهوم برخی از نمادهای کار گذاشته شده در سطح شهر  را هم متوجه نمی شوند.

وی ابراز کرد: یکی از رسالت های هنرمندان و طراحان اسلامی، شیعی و دوست دار امام زمان(عج)، آن است که نمادهای مرتبط با امام زمان(عج) را طراحی کنند و دولت نیز شهرداری ها را موظف به استفاده از آنها در میدان ها ، پارک ها و سایر مکان های مناسب کند.

 

ایجاد تغییر در رفتارها و ظاهر افراد راهی برای تغییر باورها

ملایی با بیان اینکه کارکرد دیگر سبک زندگی منتظرانه، استفاده از آن به عنوان یک روش تربیتی است، افزود: در علوم تربیتی یکی از اصول مهم تربیتی که باید استفاده شود، تاثیر ظاهر بر باطن است یعنی در مباحث تربیتی داریم که اگر بناست، در افراد، رشد مورد نظر را ایجاد کنیم، از دو طریق می توان وارد شد، یکی از طریق ورود مستقیم به روح و باور اشخاص و روش دیگر ایجاد تغییر در رفتارها و ظاهر افراد تا باورهای متناسب را در شخص تقویت کنیم.

 

لازمه ورود در زمره منتظران واقعی

مدیر گروه اخلاق مرکز تخصصی مهدویت با اشاره به اینکه سبک زندگی منتظرانه به دلیل آنکه رروی ظواهر افراد هم کار می کند، حاصلش ایجاد، تقویت و ارتقای باور، تفکر و اندیشه به امام زمان(عج) در میان افراد است، افزود: اگر بنا داریم در زمره منتظران واقعی امام زمان(عج) باشیم، باید به این سبک زندگی مزین شویم، زیرا تاثیر ظاهر بر باطن تاثیری غیرقابل انکار است.

وی ادامه داد: در روایتی از امیرالمومنین امام علی(ع) داریم که «اگر بردبار نیستید، خودتان را به بردباری بزنید زیرا هر فردی، خود را به گروهی شبیه گرداند، نزدیک است که یکی از آنان شود» و این نشان می دهد که حتی اگر ما در زمره یاران امام مهدی(عج) نباشیم اما ویژگی ها، صفات و سبک زندگی یاران حضرت(عج) را کشف و خود را شبیه آنان کنیم، طبق این روایت، شبیه آنان می شویم.

 

سبک زندگی غربی؛ راهبرد دشمن در مقابله با مهدویت

ملایی تاکید کرد: غرب بعد از دوران دفاع مقدس دقیقا از همین روش(تاثیر ظاهر بر باطن) برای مقابله با ایران استفاده می کند، در آن دوران با جنگ سخت بنا داشت، باورهای ما را زیر سوال ببرد و موفق نشد اما حال با بهره گیری سوء از این اصل تربیتی، بنا دارد با مبنای تاثیر ظاهر بر باطن، سبک زندگی خداستیز، دین ستیز و مهدی ستیز را از طریق ماهواره ها و شبکه های اجتماعی وارد کشور کند البته از آن طرف حیله گرانه هم می گوید ما با دین شما کاری نداریم و باورهای شما محترم است اما می دانیم طبق این اصل تربیتی، فردی که به سبک زندگی غربی که مادی گرا، ضدخدا و ضد مهدویت است، مزین شود، بر باورهایش هم تاثیرگذار خواهد بود و نتیجه اش تضعیف ایمان به خدا و امام زمان(عج) است که در برخی افرادی که به سبک زندگی غربی متمایل هستند، مشاهده می شود.

 

مدیر گروه اخلاق مرکز تخصصی مهدویت خاطرنشان کرد: نفوذ سبک زندگی غربی موجب افزایش کشمکش ها و نزاع های بسیاری در میان خانواده ها شده است، در حالی که در خانواده های اسلامی و امام زمانی این موارد بسیار کمتر اتفاق می افتد،  این  اتفاق شوم دلیل آن است که سبک زندگی غربی، باورهای ارزشمند ما، فرزندان، خانواده و جامعه ما را تحت تاثیر قرار می دهد، سطح تحمل افراد را کاهش می دهد، منفعت طلبی و خودخواهی را زیاد می کند و در نهایت منجر به درگیری می شود.