Articles Tagged ‘امام زمان (عج)’

اولین و مشهورترین شرط پایان غیبت امام عصر

ما در زمان غیبت وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!
عقیق: اوّلین و مشهورترین شرطی که برای پایان یافتن دوران غیبت امام مهدی علیه السّلام مطرح می‌شود این است که یاران بااخلاصی به تعداد اصحاب جنگ بدر برای آن حضرت فراهم شوند. به طوری‌که اگر یاران ایشان به این تعداد نرسد، ظهور نخواهند فرمود . می‌گویند:

ما در زمان غیبت او وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!

گاهی هم گفته می‌شود:

«. . . بشر از حضور فعّال آن حضرت در محرومیّت باقی بماند، تا آن زمان که از نسل پاکان، یاران حضرت بقیّة اللّه الاعظم به وجود آیند و آن حضرت را اقامه کنند.»

یاران امام علیه السّلام از انسیان، بی‌شمار است؛ مانند یمانی با لشکرش و خراسانی با سپاهش و سید حسنی با یارانش و گیلانی با اعوانش و جعفری با جمعیّتش و شعیب بن صالح با بیرق‌های سیاهش،  سایر احزاب شیعه که در آن سال قیام خواهند کرد و یا آنان که بعد از خروج به لشکرش ملحق می‌شوند، ولی آن‌چه که لازم به ذکر است، یاران خاصّ او است که در هنگام ظهور و بیعت و خروج همراه امام علیه السّلام خواهند بود.

یاران بر دو قسم است؛ یکی خاصّ الخاص که سی‌صد و سیزده نفرند و خاص که ده‌هزار نفرند، فرق این دو قسم از چند جهت است.

دسته اوّل از طرف امام علیه السّلام در نواحی مختلف زمین در هنگام خروج و جنگ، فرمانداران و امرا (حکّام و علمدار) خواهند بود «. . . یارانش سی‌صد و سیزده نفر برای او آماده می‌شوند، آنان پرچمدارانند      [ پنجاه نفراز این تعداد زن هستند.] »

اما دستۀ دوّم، تا زمانی که گروه اوّل در مکّه گرد هم نیایند، خود را ظاهر و آشکار نمی‌کند و در مسجد الحرام برای اخذ بیعت حاضر نمی‌شود، ظهور و بیعت بر اجتماع دستۀ اوّل خواهد شد، اما دستۀ دوّم این‌گونه نخواهد بود.

پیش از بیعت همگانی، از عده‌ای از گروه اوّل بیعت خصوصی اخذ خواهد شد و آن‌ها اطراف امام علیه السّلام را خواهند گرفت و از او دفاع خواهند نمود، اما گروه دوّم در بیعت عمومی و یا بعد از آن جمع خواهند شد.

البتّه هردو گروه اشخاص معیّنی هستند که نام و نام پدرانشان و نام محلهایشان در کتابی مسطور و در نزد آن حضرت و ائمّه اطهار علیهم السّلام مانند اصحاب سیّد الشهدا علیه السّلام محفوظ است.

به عبارت دیگر امتیاز آن‌ها در این است که باید سی‌صد و سیزده تن جمع شوند تا حضرت خود را آشکار سازد و آن‌ها فرماندهان و پرچمدارانند و ده‌هزار نفر هم باید باشند تا از مکّه بیرون شده و خروج نماید و آن‌ها برگزیدگان سری دوّم هستند، نه این‌که انصار و یاران امام، منحصر به این افراد است و نه وجود سی‌صد و سیزده تن در اصل ظهور آن حضرت مدخلیّت داشته باشد، بلکه اجتماع آن‌ها در بروز و ظهور مدخلیّت دارد؛ چون ظهور آن حضرت، به انقضای مدّت معیّن و سرآمد حکمت و تحقق شرایط و ظهور علامات بستگی دارد؛ زیرا برای غیبت مدّتی و برای حجاب مصلحتی و ظهور را شرایطی هست.

پس امام در روز اوّل ظهور با سی‌صد و سیزده نفر به تعداد ارتش بدر، به عنوان فرماندهان و با ده‌هزار سرباز خاص شروع خواهد کرد.


منبع:مهر

بهترین شیوه دعا برای حضرت بقیه الله(عج)

هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند پس به درگاه خدای عز و جل درباره امری دعا کنند، مگر این که دعایشان مستجاب می گردد.
 مستحب است دعا کردن برای حضرت حجت(عج) در حال اجتماع باشد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند پس به درگاه خدای عز و جل درباره امری دعا کنند، مگر این که دعایشان مستجاب می گردد و اگر چهل تن نباشند پس چهار نفر خداوند را ده بار بخوانند دعایشان مستجاب می شود و اگر چهار نفر هم نباشند پس هرگاه یک شخص چهل بار خداوند را بخواند خدای عزیز جبار دعایش را به اجابت می رساند.»(اصول کافی، جلد 2 حدیث ۴۸۷)

 

پی نوشت:

مکیال المکارم

منبع:شبستان

تاریخ غیبت کبری در مسائل تحلیلی مهدویت بی‌نظیر است

  شبستان: متاسفانه در میان آثار مهدوی، کتابی که با رویکرد تفقهی باشد و تحلیل ارائه کند، بسیار کم است اما کتاب تاریخ غیبت کبری روش خوبی را با این موضوع بنا گذاشته است.
 

 

به گزارش   روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین جواد جعفری عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در کرسی نقد کتاب «تاریخ غیبت کبری» نوشته آیت الله سید محمد صدر، تصریح کرد: یکی از مشکلات در بحث مهدویت این است که اکثر قریب به اتفاق کتاب ها، کتاب هایی است که تقریبا مطالب مشخص و تکراری را بیان می کنند؛ در میان کتاب های مشابه، اگر کسی بخواهد تفقهی بکند و تحلیلی ارائه دهد، کم است؛ کتاب «تاریخ غیبت کبری» روش خوبی را در تألیف کتابی با این موضوع بنا گذاشته است.

 

وی با اشاره به مزیت این کتاب گفت: وقتی کتابی ۵۰ سال پیش نوشته شده و این تحلیل را ارائه می دهد، نشان دهنده غنای آن است و متأسفانه این روش ادامه پیدا نکرده و مطالب جدیدی بیان نشده است؛ شاید به خاطر نگاه فقیهانه ای که نویسنده داشته، سبب تشویق دیگر مؤلفان شده است و این که سبب سردرگمی مخاطب می شود، به خاطر نگاه فقیهانه نویسنده است.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت افزود: یکی از نقاط قوت کتاب «تاریخ غیبت کبری» این است که تمام احتمالات را بررسی می کند و این از حُسن کتاب است و به کلیات قناعت نمی کند.

 

وی تصریح کرد: از نکات مهم این کتاب، اشاره به عملکرد امام زمان علیه السلام است. یکی از اشکالاتی که به مهدویت بخصوص وجود امام زمان علیه السلام وارد شده و شقوق مختلفی را بیان می کند علت دخالت نکردن امام زمان علیه السلام در ظلم های امروز است. شبهه ای که احتمال بیان آن از سوی مخاطب وجود دارد و در این کتاب بیان می شود؛ به عنوان مثال به شبهه فوق این گونه پاسخ می دهد که ممکن است مردم بگویند که ما هم به اماممان اقتداء می کنیم و به ظلمی که به دیگران روا می رود، کمک نمی کنیم تا دنیا پر از ظلم شود و امام زمان علیه السلام ظهور کند. نویسنده به شکل مبسوط این را پاسخ می دهد که امام مسؤولیت خاصی را دارد و مردم نیز مسؤولیتی دارند و هر جا ظلمی است، مردم باید در حد توان خود بایستند و مسائلی که گفته شد، به خاطر شرایط امام زمان علیه السلام در عصر غیبت است.

 

راز جزیره خضراء!

حجت الاسلام جعفری ضمن بیان مثالی از تحلیل غنی این کتاب گفت: یکی از نکات زیبای این کتاب به لحاظ محتوایی، جریان جزیره خضرا است که بیان کرده و سپس تحلیل می کند که وجود جزیره خضرا نمی تواند درست باشد و جامعه مستقیما زیر نظر امام زمان علیه السلام است. ایشان خود مستقیما جامعه را اداره می کنند و کسانی که در این جزیره حضور دارند، از عباد صالح خدا هستند؛ در ادامه کتاب به معیار های جامعه اسلامی و دغدغه های آن می پردازد و به بحث آزادی در این جزیره اشاره کرده و مطالب خوبی را بیان می کند که جامعه اسلامی چه شاخصه هایی دارد و با آنها جزیره را تحلیل می کند.

 

وی افزود: یکی از مطالبی که شهید صدر در صفحه ۱۳۷ این کتاب (به زبان عربی) بیان می کند، این است که در ملاقات های حضرت(عج) چرا مسائل شخصی یک فرد بیان می شود و چرا مسائل جامعه در این ملاقات ها بیان نشده است تا مشکلات بر طرف شود؟ و در ادامه پاسخ می دهد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت با اشاره به تحلیلی بودن کتاب «تاریخ غیبت کبری» تالیف  شهید صدر اظهار کرد: شهید صدر در این کتاب، بیشتر انتزاعی و به صورت تحلیلی عمل کرده است.

 

وی این کتاب را در مسائل تحلیلی در زمینه مهدویت بی نظیر دانست و گفت: کتاب تحلیلی در باب مهدویت به مانند این کتاب وجود ندارد، اما در باب مادر بودن مطالب این کتاب، کتب دیگری موجود است.

 

بی توجهی به تفاوت روایات شیعه و سنی

حجت الاسلام جعفری اظهار کرد: باید بین روایات فرقی بگذاریم که روایات شیعه و سنی داریم که متأسفانه در کتاب ها به این مسأله توجهی نمی شود؛ حدیث شیعی خالصی داریم که در کتب شیعه هستند و به سند شیعی نقل شده اند و همچنین احادیث شیعی داریم که در کتاب های عامه نقل شده اند و برعکس این قضیه درباره احادیث سنی نیز وجود دارد.

 

 وی با بیان یکی دیگر از نقدهای وارده به کتاب «تاریخ غیبت کبری» گفت: در ابتدای این کتاب که می خواهد احادیثی را بیان کند، می گوید که این را کتاب های عامه و خاصه گفته اند و عامه زیر بار مسأله غیبت نمی روند که بخواهند حدیثی را در این باره بیان کنند. بنابراین، این بیان نویسنده بیان درستی نیست و این در حالی است که در بین اهل سنت حدیثی درباره غیبت وجود ندارد.

 

عضو هیأت علمی پژوهشکده حج و زیارت در پایان خاطرنشان کرد: در بحث ازدواج حضرت(عج) تحلیل های زیادی دارد اما نتیجه ای که ایشان می گیرد نتیجه درستی نیست و می گوید «من آنچه به ظنّم می رسد این است که امام زمان علیه السلام ازدواج کرده باشد و فرزندی نداشته باشد»؛ این سخن یعنی این که ظن دارم که آن حضرت(عج) ازدواج کرده باشد و این مسأله برای ما قابل پذیرش نیست و تصور عجیبی است.

تفاوت اعتقاد به امام زمان(عج) و منتظر بودن

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور معتقد است که مهدویت در همه اعصار تاثیر می‌گذارد، علائم ظهور قابلیت مصداق‌یابی نداشته و همچنین روایات مربوط به آخر الزمان در حد تواترند.
عقیق: حجت‌الاسلام و المسلمین علی‌اکبر مهدی‌پور در گفت‌‍وگویی و در پاسخ به این پرسش که آخر الزمان چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه می‌توان زمان وقوع آن را دریافت؟ گفت: مشخصات زیادی وجود دارد، اما نمی‌توان زمان تحقق آنها را به هیچ وجه تعیین کرد. هر چیزی که بگوییم زمان آن الان است، شاید مطلقا مختص به الان نباشد و یک یا ده سال دیگر به صورت پررنگ‌تری پیش بیاید و انسان بداند که در گذشته نبوده است.

ما در آخرالزمان هستیم

مهدی‌پور در پاسخ به اینکه شیعه در آخر الزمان چه وظیفه‌ای دارد، گفت: آخرالزمان از زمان وفات پیامبر شروع شده است و هر روز ما به آخر الزمان نزدیک‌تر می‌شویم و وظیفه‌ ما وظیفه‌ای است که در طول تاریخ داشته‌ایم یعنی شناخت امام زمان(عج)، انتظار برای ظهور حضرت، دعا برای فرج و انجام کارهایی که می‌دانیم مورد نظر امام زمان(ع) است.
وظیفه مسلمانان در دروان غیبت

وی ادامه داد: عمل به احکام والاترین وظیفه ما شیعیان است. چندین بار از آیت‌الله بهجت پرسیدند چه کنیم که ایشان گفتند گناه نکنید. و حرف اول‌شان همین بود و باید توجه داشت که انجام وظیفه درراس همه امور است.

مهدی‌پور با بیان اینکه شخصی که به مهدویت اعتقاد پررنگی ندارد، نمازش امام زمانی نیست، گفت: روزه و دیگر اعمال او امام زمانی نیست و در تمام اعمال ما انتظار تاثیرگذار است و در نتیجه فرق یک معتقد به امام زمان و یک غیر معتقد بسیار زیاد است و بین نمازی که یک منتظر و فرد بدون انتظار می‌خواند تفاوت وجود دارد. با توجه به اهمیت مهدویت که در بیان پیامبر نیز آمده است نمی‌‎توان اعتقاد به آن را در زندگی انسان بی‌تاثیر دانست.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا لازمه انتظار حکومت دینی است، گفت: انتظار انتظار حکومت جهان شمول امام زمان است. حالا ممکن است در یک کشور حکومت اسلامی داشته باشد و یا نه که به موضوع انتظار ربطی ندارد و ما باید در حد توان‌مان  در هر جایی که زندگی می‌کنیم، مقابل ظلم ایستاده و در ایجاد عدالت بکوشیم. ما باید با در نظر داشتن انفاق، احسان، رسیدگی به مستضعفان و هر کاری را که امام زمان آن کار را انجام می‌دهد، در حد توان قدم برداریم و دعا کنیم تا فرج امام زمان(ع) فرا برسد.

مهدی‌پور در پاسخ به این پرسش که مکاتب دیگر در جهان اسلام چه رسالتی در خصوص بحث مهدویت دارند؟ ‌گفت: همه مکاتب این وظیفه را دارند که منتظر باشند و مسئله، مسئله‌ای اسلامی است. اما آن‌ها به این وظایف عمل نمی‌کنند و الا پیامبر فریاد زده است که افضل اعمال انتظار فرج است، کسانی که انتظار نمی‌کشند مقصرند و تفاوت‌شان با منتظران عین تفاوت نماز‌خوان و بی‌نماز است. از این رو فرق اسلامی نیز شریعت را پیامبر گرفته‌اند و پیامبر منادی انتظار بوده است.

وی در خصوص تکلیف کسانی که انتظار به فرج ندارند، گفت: اعتقاد به امام زمان یک مسئله و انتظار مسئله‌ای دیگر است، هر چند به هم ارتباط دارند. اهل سنت این روایت را در حد تواتر می‌دانند که هر کسی که منکر امام زمان باشد، به شریعتی که پیامبر آورده است منکر است.

مهدی‌پور ادامه داد: انتظار مسئله دیگر و وظیفه دوم است. کسی با منتظر نبودن از اسلام خارج نمی‌شود، اما عمل به وظیفه نکرده است.

وی در پاسخ به این پرسش که مصداق‌یابی‌هایی که در خصوص علائم آخرالزمان می‌شود را چگونه ارزیابی می‌کند؟‌ گفت: این‌ها همه دروغ است. برای مثال سفیانی یک فرد است که روایات زیادی در اوصافش داریم. دجال هم همین‌طور و عده‌ای آنقدر احمق هستند که می‌گویند دجال تلویزیون است.

مهدی‌پور در خصوص اینکه برخی معتقدند روایات مربوط به امام زمان یا آخر الزمان قوی نیستند، گفت: این را باید اهل حدیث بگویند و الا اگر یک نفر که نمی‌خواهد بفهمد را نمی‌توان فهماند. حوادث مربوط به امام زمان یکی دوتا نبوده و بیش از صد تاست که متواتر است و دیگر لازم نیست که تک‌تک‌شان را بررسی سندی کرد. وقتی این احادیث روی هم می‌آیند همدیگر را تایید می‌کنند و ما کتابی داریم با عنوان روزگار رهایی نوشته کامل سلیمان که در خصوص آخر الزمان و مهدویت نوشته شده و 1850 حدیث را گرد آورده است، بنده این کتاب را ترجمه کردم و اصل عنوان را که «یوم الخلاص» بوده است، روز رهایی ترجمه کرده‌ام.  مجموع این احادیث همدیگر را تقویت می‌کنند، هرچند ممکن است برخی ضعیف باشند.

وی در پایان گفت: لفظ آخرالزمان کش دارد. از زمان پیامبر شروع شده است و ما می‌گوییم پیامبر آخرالزمان است. خود حضرت دو انگشت خود را به هم چسباند و گفت من و قیامت این طور هستیم و بعد از من قیامت خواهد بود. لذا هر روز آخرالزمان پر رنگ‌تر می‌شود تا اینکه حضرتش ظهور کند.

منبع:ایکنا

چرا به حضرت مهدی(عج)،بقیة الله می گوییم؟

بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.
عقیق:بقیه الله به معنای باقی ماندن چیزی یا کسی از ناحیه خداوند برای مردم است. به تعبیر دیگر، هر موجود نافع که از طرف خداوند برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، «بقیه الله» محسوب می شود.

به عبارتی درست تر بقیّة اللّه یعنی بقیه و بازماندۀ خلفای خدا در زمین از انبیا و اوصیا یا کسانی که خدا به وسیلۀ آن‌ها بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد.

هرچند از بعضی احادیث استفاده می‌شود که این لقب بر همۀ خاندان رسالت علیهم السّلام اطلاق می‌شود و همۀ آن‌ها بقیّة اللّه هستند. در زیارت جامعه به همۀ آن ذوات مقدس به این عنوان عرض سلام داریم:

«السّلام علی الأئمّة الدعاة و القادة الهداة و السادة الولاة و الذادة الحماة و أهل الذکر و أولی الأمر و بقیّة اللّه و خیرته.»(۱)

اما در بسیاری از احادیث این لقب شریف به خصوص به حضرت صاحب الامر علیه السّلام اطلاق شده و آن وجود مقدس خود را به این عنوان معرفی نموده و سایر بقیة اللّه‌ها حضرتش را به این نام نامیده‌اند. به حدّی این لقب با آن حضرت ارتباط پیدا نموده که به صورت لقب اختصاصی حضرتش درآمده است؛ به‌طوری که تا بقیة اللّه گفته می‌شود جز آن بقیة اللّه منتظر به نظر نمی‌آید.

شاید سرّ مطلب این باشد که این بقیة اللّه، بقیّۀ تمام بقیّة اللّه‌هاست و پس از او دیگر بقیة اللهی نیست. هرکدام از حجج الهیّه که از آغاز عالم آمدند، گرچه بقیة اللّه بودند و خدا آن‌ها را برای هدایت خلق باقی و بجا گذارده بود، بعد از هریک دیگری می‌آمد و اگر بقیة اللهی از دنیا می‌رفت، بقیة اللهی دیگر به جا می‌ماند و این رشته باقی بود. ولی آن وجود مقدّس، بقیه‌ای است که پس از او دیگر بقیّه‌ای نیست؛ آخرین بقیة اللّه است. با آمدن او دیگر بقیّه‌ای باقی نمانده است که بیاید.(۲) و از آنجا که مهدی موعود(عج) آخرین پیشوا و بزرگترین رهبر انقلابی پس از قیام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است یکی از روشن ترین مصادیق «بقیه الله» می باشد و از همه به این لقب شایسته تر است.(۳)
 

در روایات متعددی به حضرت مهدی لقب «بقیه الله» داده شده است. از جمله در روایتی آمده است «چون حضرت خروج کند پشت کند به کعبه و جمع می شود سیصد و سیزده مرد و اول چیزی که تکلم می فرماید این آیه است: «بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین» پس می گوید «منم بقیه الله و حجت و خلیفه او درمیان شما. سپس هیچ کس بر او سلام نمی کند مگر این که می فرماید: «السلام علیکم یا بقیه الله فی ارضه»(۴)

پی نوشت:

۱- بخشی از زیارت جامعه کبیره ، مفاتیح الجنان

۲-موعودنامه، فرهنگ الفبایی مهدویت صص۱۷۲-۱۷۱

۳- تفسیر نمونه، ج ۹، ص ۲۰۴

۴- منتهی الآمال شیخ عباس قمی ص۱۱۰۹

منبع:مهر

حدیث رسول اکرم(ص)درباره امام زمان(عج)

 در روایت داریم:

 رسول اكرم صلى‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله:

مَهْدىُّ اُمَّتِى الَّذى يَمْلاُ الاَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛

مهدى امت من كسى است كه هنگام پر شدن زمين از بيداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد.

پی نوشت:
كتاب سليم بن قيس هلالی ج 2 ، ص  910 {شبیه این حدیث در بحار الانوار (ط-بیروت)ج27 ،ص119 }

منبع:باشگاه خبرنگاران

کیفیت غلبه امام مهدی(عج) برجهان با۳۱۳نفر!

برخی در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با معدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت (عج) آغاز می‌شود و به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین می‌انجامد، تشکیک می‌کنند و تحقق آن را با گروهی به ظاهر اندک بعید می‌شمارند.
عقیق: آیت الله جوادی آملی در کتاب «امام مهدی(عج)، موجود موعود» می نویسد:

برخی افراد در انقلاب و تحول عمیق عصر مهدویت که با محدودی از شاگردان و سربازان ویژه آن حضرت(عج) آغاز می گردد و سرانجام به تغییر نظام حاکم بر پهنه زمین خواهد انجامید، تشکیک روا می دارند و چنین تحول عظیمی که با یاری گروهی به ظاهر اندک آغاز می شود را بعید می شمارند.

انقلاب اسلامی ایران در این حوزه نمونه بسیار روشنی از امکان وقوع چنین خیزش و حرکتی عظیم است، چون انقلاب پرارج اسلامی به رهبری امام راحل به خوبی روشن ساخت که با افرادی اندک می توان خیزشی عمیق و حرکتی سترگ را ضد طاغوت و طغیان آغاز کرد و با بیدار کردن دل های خفته انسان ها، آنان را با خویش همراه ساخت و با برچیدن نظام طاغوت شاهد درخشش خورشید حکومتی الهی و اسلامی بود.

پیر روشن دل و سفر کرده این انقلاب با دستی تهی از عوامل مادی، اما باوری عمیق به نصرت الهی، چنان حرکتی عظیم را در سطح جهانی آفرید که برخی نشریات خارجی در زمان تبعید آن بزرگوار به پاریس در زیر تصاویر او نوشتند: «هذا المنفی ازعج الشرق، حیر الغرب و شغل العالم؛ یعنی این شخص تبعیدی شرق را به زحمت انداخت و غرب را متحیر ساخت و جهان را به خویش سرگرم ساخت.» حقیقت آن بود که نه تنها ایران و خاورمیانه، سراسر جهان بر محور نوک قلم او می گشت و از انوار پرتلآلو بنان و بیان او روشنایی می گرفت و در تپش و انقلاب به سر می برد.

وقتی نماینده ای از نمایندگان امام عصر عجل الله تعالی فرجه چون امام راحل رحمة الله چنین قدرتی دارد در تسخیر عالم به دست با کفایت وجود مبارک ولی الله الاعظم علیه السلام با 313 شاگرد و ارادتمند - همانند امام راحل-  جای شک و تردید نیست، هرچند دیگران نیز به اردوگاه یاران و اصحاب امام عصر عجل الله تعال فرجه خواهند پیوست.

بدین ترتیب انقلاب شکوهمند اسلامی از جهات متعددی آینه انقلاب جهانی مهدوی خواهد بود. بی شک انقلاب عظیم مهدوی نقطه عطف تاریخ است، همان گونه که نمونه کوچک آن نهضت عظیم نقطه عطف بود. نقطه عطف بودن انقلاب اسلامی، در قیاس با نهضت مهدوی چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی.

انبیای دیگر نیز گرچه نقطه عطف عصر خویش بودند در برابر انقلاب آن حضرت(عج) همان شبنم اند. آن که کل جهان را تغییر می دهد و نظام ظلم و طاغوت را به نظامی بر محور حق و عدالت تبدیل می سازد، او نقطه عطف جهانشمول و عالمگیر است. او همان است که حضرت مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام درباره اش فرمودند: «یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی.(نهج البلاغه خطبه 138)

انقلاب مهدوی قلوب انسان ها را دگرگون می کند و آنان را از خودخواهی به خدا خواهی می رساند. سیاهی جهل و گمراهی را به روشنایی هدایت و علم می زداید و ترس و اضطراب را به شجاعت و ثبات بدل می سازد. نمونه ای از این تحول شگرف را در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام و پایمردی رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس می توان دید.

آنان که فرزندانشان را می بوئیدند، می بوسیدند و به خطوط مقدم نبرد گسیل می داشتند مصادیق بارز( یهدون بأمرنا)  بودند که با دگرگونی قلب چنین جلوه هایی از ایثار و نثار را آفریدند. آن شور و شوق قلبی و گرایش وصف ناپذیر به صفوف مقدم نبرد و دفاع از آیین مقدس و میهن اسلامی که حافظ  کیان ایران اسلامی بود و نیز این دلبستگی وافر به شهادت و دل برکندن از تمامی مظاهر زندگی طبیعی، جز بر اساس(یهدون بأمرنا) میسور و مقدور نبود و جز با تحول قلوب به دست نمی آمد.

اینان سربازان ذخیره خدای سبحان اند که هنگام قصور و فتور دیگران با رهنمود درونی از آسایش گاه به قربان گاه می روند و آیه «قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ»  با قیام رادمردانه این مجاهدان نستوه تحقق عینی می یابد.   


منبع:شبستان

نقش افکار عمومی در غیبت امام زمان(عج)

وظيفه حضرت(عج)، تحقّق فراگير و گسترده تمامى اهداف و برنامه هاى پيامبران و اوليا است و اقدامات و اصطلاحات او، نيازمند درك بالا و شعور مترقى از سوى مردم است.
عقیق:علّت و حكمت اصلى «غيبت»، براى ما معلوم نيست و پس از ظهور حضرت مهدى(عج) آشكار مى گردد؛ ولى در روايات متعدد ديگر، اسرار و عللى براى غيبت آن حضرت(عج) بيان شده كه قابل توجّه است و مى تواند ما را نسبت به وقوع غيبت و لزوم آن به اطمينان بيشترى برساند.

در اينجا عوامل و حكمت هاى غيبت- بر اساس يك دسته بندى جديد و جامع - بيان مى شود؛ بنابراين، تقسيم، غيبت امام مهدى(عج) هم از جانب خدا و به خواست و اراده او بوده است و هم مردم، حاكمان ظالم و شيعيان در آن نقش و تأثير داشته اند.

در مطلب پیشین دو مورد از عوامل غیبت مطرح شد و دلایل بعدی به بحث گذاشته می شود:

 

۳.دشمنان عنود و ستمگر

يكى از موانع و چالش هاى اساسى فراروى امامان معصوم (علیهم السلام)، وجود حاكمان ظالم، دشمنان جاهل و كينه جو و نفاق پيشگان دنيا دوست بوده است. اين امر منجر به غصب خلافت، كشته شدن امامان، انزوا و محدوديت، فشارهاى مالى و اقتصادى، جلوگيرى از ارتباط با مردم و... شده بود.

امام مهدى(عج) نيز با همه اين خطرات رو به رو بود و حكمت الهى اقتضاء مى كرد كه آن حضرت(عج) از ديدگاه ها غايب شود. با توجه به اين امر بديهى، عوامل زير در غيبت آن حضرت نقش و تأثير زيادى داشته است:

 

1-3 جلوگيرى از كشته شدن

امام حسن عسكرى(علیه السلام)  فرمود: «بنى اميه و بنى عباس، شمشيرهاى خود را براى ما تيز كردند؛ زيرا خوب مى دانستند كه آنها در خلافت حقى ندارند. آنان از ترس اينكه خلافت به جاى خود برگردد و در ميان صاحبان اصلى اش مستقرّ شود، به كشتن اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)  و از بين بردم سلاله آن حضرت(ص)، همت گماشتند تا شايد از ولادت حضرت قائم(عج) جلوگيرى كنند و يا او را به قتل برسانند؛ ولى خداوند اراده كرد كه او را بر احدى از دشمنان آشكار نكند و نور خود را به اتمام رساند؛ اگر چه مشركان خوش ندارند»[1].

زراره مى گويد: از امام صادق (علیه السلام)  شنيدم كه مى فرمودند: «يا زرارة لابُدّ للقائم من غيبة»؛ «به درستى كه براى قائم(عج) غيبتى هست». پرسيدم: براى چه؟ فرمودند: «يخاف على نفسه»؛ «بر جان خويش مى ترسد»[2].

 

در اينجا بيان دو نكته خالى از فايده نيست :

الف. ترس حضرت(عج) بر جان خود، براى آن است كه او، آخرين ذخيره الهى است كه بايد براى تحقق عدالت جهانى - كه وعده حتمى خداوند است - باقى بماند؛ وگرنه او نيز مانند پدران بزرگوارش، از شهادت در مسير تحقّق اهداف الهى، استقبال مى كند.

ب. خداوند متعال، هر چند قادر و توانا است كه در هر زمان و هر ساعت، آن حضرت(عج) را ظاهر و به طور قهر و غلبه، بر تمام ملل و حكومت ها - پيش از فراهم شدن اسباب - غالب سازد؛ ولى چون جريان اين جهان را بر مجراى اسباب و مسبّبات قرار داده و تا زمانى كه اسباب چنان ظهورى فراهم نشود، قيام آن حضرت به تأخير خواهد افتاد و اگر پيش از فراهم شدن اسباب و مقدمات ظاهر شود، از حفظ قتل مصون نخواهد ماند[3].

 

2-3 خطر دشمنان داخلى و اهل نفاق

علاوه بر خطرى كه از ناحيه خلفاى عباسى متوجه امام مهدى(عج) بود؛ توطئه و اقدامات شومى نيز از طرف بعضى از نزديكان فاسد و نفاق پيشه عليه آن حضرت صورت مى گرفت و خطراتى را متوجه او مى ساخت. نمونه روشن اين خطر را مى توان در اقدامات جعفر كذّاب جست و جو كرد. او با دستگاه خلافت ارتباط نزديكى داشت و مى خواست به كمك آنان مقام و دارايى امام عسكرى (علیه السلام)  را تصاحب كند و فرزند او را به كشتن دهد...!!

امام هادى (علیه السلام)  مى فرمود: «از پسرم جعفر دورى كنيد كه او براى من، به منزله نمرود (پسر نوح) است، نسبت به حضرت نوح كه قرآن كريم در حق او مى فرمايد: نوح گفت: پسر من از كسان من است [ولى] خدا فرمود: اى نوح! او از كسان تو نيست كه آن عملى (فرزندى) است، غير صالح»[4].

بر اين اساس امام عسكرى (علیه السلام)  فرمود : «...اگر جعفر بتواند مرا بكشد، هرگز دريغ نمى كند!!»[5]

 

چهار. نقش امام زمان(عج)

غيبت و پنهان زيستى امام مهدى(عج)، مى تواند از ناحيه و خواست خود آن حضرت(عج) باشد، يعنى، آن حضرت(عج) برابر تحقّق بعضى از اهداف و برنامه هايش و رهايى از قيد و بند حكومت ها و با اذن الهى، از ديده ها غايب شده است. در اين رابطه مى توان به مؤلّفه هاى زير اشاره كرد:

 

1-4 بيعت نكردن با حاكمان

يكى از عواملى كه در روايات بسيار به آن اشاره شده، عدم بيعت امام مهدى(عج) با خلفاى جور و طاغوت ها است، آن حضرت(عج) به جهت اينكه مثل پدرانش مجبور به بيعت با آنان نشود، به فرمان خدا از چشم مردم مخفى شد. «بيعت، نوعى عقد و قرارداد دو سويه بين حاكم و فرمانبرداران است كه از يك سو خليفه را متعهد به اداره جامعه مى كند و از طرف ديگر بيعت كنندگان متعهد مى شوند، ضمن شنيدن و اطاعت از خليفه، از او حمايت كنند»[6].

آن حضرت(عج) زمانى كه ظهور مى كند، بيعت هيچ كس و هيچ حكومت غاصب و ستمگرى را - حتى به عنوان تقيه - بر گردن ندارد. او قيام مى كند، در حالى كه نسبت به احدى از جباران و حكومت هاى مختلف، تمكين و تسكين ندارد و از راه تقيه هم حكومت هاى غير اسلامى ناكامل را در ظاهر امضا نكرده است. او اكمل مظاهر اسم «العادل»، «السلطان»، «الغالب» و «الحاكم» است و چنان شخصيت و مقامى از اينكه تحت سلطنت غير خدا واقع شود. يا به حكومتى از حكومت هاى جائر به تقيه رأى داده باشد - بر حسب اخبار - محفوظ و محروس است و چنان كه از اخبار فراوان استفاده مى شود، آن حضرت(عج) به تقيه عمل نمى كند و حق را آشكار و باطل را از صفحه روزگار بر مى اندازد. پس يكى از حكمت ها و مصالح غيبت، اين است كه امام(علیه السلام) ، پيش از رسيدن وقت ظهور و مأمور شدن به قيام، ناچار نمى شود، مانند پدران بزرگوارش، از راه تقيه با خلفا و زمامداران و سياستمداران وقت، بيعت كند و وقتى كه ظاهر مى شود، هيچ بيعتى در گردن او نيست و هيچ حكومتى را بر خود - غير از حكومت خدا و احكام و قوانين قرآن، حتى به ظاهر و از روى تقيه هم - نپذيرفته است[7].

امیرالمومنین امام على (علیه السلام)  در اين باره فرموده بود: «هنگامى كه قائم(عج) ما قيام كند، براى احدى در گردن او بيعت نخواهد بود. از اين جهت ولادت او مخفى مى شود و خود از ديده ها پنهان مى باشد»[8].

 

2-4 آماده شدن جهان و افكار عمومى

يكى از علت هاى مهم غيبت امام مهدى(عج) و طولانى شدن پنهان زيستى آن حضرت(عج)، آماده ساختن جامعه بشرى، براى رسيدن به مقصد نهايى و الهى خود است. آمادگى جهان عبارت است از: بالا رفتن سطح آگاهى مردم و درك نياز به پيشوايى عادل و عالم، به وجود آمدن امكانات و زمينه هاى مناسب براى تشكيل يك حكومت جهانى، به ستوه آمدن مردم از ظلم و بيدادگرى و خواست جهانى و مردمى براى گسترش و احياى عدالت، معنويت و امنيت جهانى. تا اين زمان (آمادگى جهانى) فرا رسد، حضرت(عج) در غيبت خواهند بود؛ زيرا وظيفه حضرت(عج)، تحقّق فراگير و گسترده تمامى اهداف و برنامه هاى پيامبران و اوليا است و اقدامات و اصطلاحات او، نيازمند درك بالا و شعور مترقى از سوى مردم است.

 

1-5 آماده سازى و تربيت شيعيان

يكى از حكمت هاى «پنهان زيستى» امام زمان(عج)، اين بود كه شيعيان ضعيف و كم ظرفيت، تربيت شده و سطح آگاهى و تحمّل و آمادگى آنها بالا برود.

على بن يقطين از امام كاظم(ع) نقل مى كند كه: «شيعيان با آرزوها، تربيت مى شوند» پدرم يقطين به من گفت: چه آنچه راجع به سلطنت بنى عباس به ما گفته شده بود، انجام شد؛ ولى آنچه كه به شما درباره فرج اهل بيت(ع) گفته شده بود، انجام نشد؟

به او گفتم: آن چه كه به ما و شما گفته شده بود، هر دو از يك جا صادر شده است؛ نهايت اينكه وعده اى كه به شما داده شد، سر رسيد اما وعده ما - چون زمانش حتى نبود - هنوز نرسيده است. در عين حال ما را با ايجاد اميد و آرزوى آن دوران تربيت كردند؛ چون اگر از همان نخست، به ما مى گفتند كه: فرج بيت، تا سال دويستم يا سيصدم انجام مى شود، هر آينه مردم قساوت قلب مى گرفتند و عموم آنان از اسلام بر مى گشتند! اما هميشه به ما گفته اند: به همين زودى و با سرعت اين كار انجام مى شود تا قلب هاى مردم حفظ شود و فرج را نزديك بدانند»[9].

پی نوشت:

[1]. اثبات الهداة، ج 3، ص 583، ح 777.

[2]. ر.ك : امامت و مهدويت، ج 3، ص 347.

[3]. الزام الناصب، ص 114 ؛ يوم الخلاص، ج 1، ص 189.

[4]. نظام سياسى و دولت در اسلام، ص 89.

[5]. امامت و مهدويت، ج 2، ص 350.

[6]. يوم الخلاص، ج 1، ص 201 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 92.

[7]. الغيبة النعمانى، ص 89 و 100 ؛ اصول كافى، ج 1، ص 342.

[8]. بشارة الاسلام، ص 52 ؛ اعلام الورى، ص 400 ؛ منتخب الاثر، ص 251.

[9]. تلخيص الشافى، ج 1و2، ص 95 نشر عزيزى.

[10]. مرآة العقول، ج 4، ص 176، ج 6 به نقل از : مطلع الفجر، ص 27.

برگرفته از کتاب مهدویت پیش از ظهور - رحیم کارگر

منبع:شبستان

نماز استغاثه به امام زمان(عج) چیست؟

برای برآورده شدن حاجات نماز استغاثه به ولی عصر(ارواحنا فداه) را بخوانید.
عقیق:سیّد علی خان (ره)در «الکلم الطّیب»می گوید :این ،استغاثه به امام زمان (ع)،هرجا باشی دو رکعت نماز با حمد و سوره به جای آور ،آنگاه رو به قبله زیر آسمان بایست و بگو:

«سلام الله الکامل التّامّ الشّامل العامّ ،وصلواته الدّائمة و برکاته القائمة التّامّه ،عل حجّة الله و ولیّه فی أرضه و بلاده، و خلیفته علی خلقه و عباده ،و سلالةالنّبوّة ،و بقیّة العترة و الصّفوة ،صاحب الزّمان ،و مظهر الایمان ،و ملقّن أحکام القرآن ،و مطهّر الأرض و ناشر العدل فی الطّول و العرض ،والحجّة القائم المهدیّ ،الإمام المنتظر المرضیّ ،و ابن الأئمة الطّاهرین ،الوصیّ بن الأوصیاء المرضیّین ،الهادی المعصوم بن الائمة الهداة المعصومین.

السّلام علیک یا معزّ المؤمین المستضعفین ،السّلام علیک یا مذلّ الکافرین المتکبّرین الظالمین . السّلام علیک یا مذل ّ الکافرین المتکبّرین الظالمین . السّلام علیک یا مولای یا صاحب الزّمان ،السّلام علیک یابن رسول الله، السّلام علیک یابن أمیر المؤمنین ،السّلام علیک یابن فاطمة الزّهرا ء سیّدة نساءالعالمین.

السلام علیک یابن الأئمة الحجج المعصومین و الإمام علی الخلق أجمعین ،السّلام علیک یا مولای سلام مخلص لک فی الولایة.

أشهد أنّک الإمام المهدیّ قولا و فعلاً ،وأنت الّذی تملأ الأرض قسطا و عدلا ،بعد ما ملئت جوراً و ظلماً فعجّل الله فرجک ،وسهّل مخرجک ،وقرّب زمانک ،و کثّر أنصارک و أعوانک ،وأنجز لک ما وعدک ،فهو أصدق القائلین «و نرد أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثین».

یا مولای یا صاحب الزّمان ،یابن رسول الله ،حاجتی کذا و کذا . فاشفع لی فی نجاحها ،فقد توجّهت إلیک بحاجتی ،لعلمی أنّ لک عند الله شفاعة مقبولة و مقاما محمودا ،فبحقّ من اختصّکم بأمره ،و ارتضاکم لسرّه ،و باشّأن الّذی لکم عند الله بینکم و بینه ،سل الله تعالی فی نجح طلبتی ،و إجابة دعوت ،وکشف کربتی ؛

سلام کامل ،تمام ،شامل و عامّ خداوند و درودهای همیشگی و برکات پاینده و کامل خدا ،بر حجّت خدا و ولیّ او بر روی زمین و شهرهای او و جانیشین او بر آفریدگان او و بندگانش و برنسل پاک نبوّت و باقی مانده عترت و برگزیدگان ،حضرت صاحب الزّمان و آشکار کننده ایمان و آموزنده و تعلیم گر احکام قرآن و پاک کننده زمین و نشر دهنده عدل در طول و عرض(جهان )و حجّت قائم مهدی ،امام منتظر پسندیده و فرزند پیشوایان پاک، وصی که فرزند اوصیای پسندیده است .
 
راهنمای معصومی که فرزند امامان هدایت گر معصوم است.

سلام بر تو ای عزّت بخش مؤمنانی که آنها را ضعیف شمرده و به ناتوانی واداشته اند ،سلا م بر تو ای خوارکننده کافران متکبّر ستمگر ؛سلم بر تو ای مولای من ،ای صاحب الزّمان ؛سلام بر تو ای فرزند رسول خدا؛سلام بر توای فزرند امیر مؤمنان ؛سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا سرور زنان جهانیان.

سلام بر تو ای فرزند امامان که حجّت های معصوم بودند و ای رهبر و پیشوای تمام خلایق؛سلام بر تو ای مولای من ؛سلام (کسی که در ولایت برای تو اخلاص دارد (تنها ولایت و محبّت تو را دارد).
شهادت می دهم که همانا تو پیشوای هدایت شده و هدایت گری از جهت گفتار و کردار و تو همان کسی هستی که زمین را از عدل و داد پر خواهی کرد بعد از آنکه از جور و ستم پرشده باشد ؛پس خدا در ظهورت تعجیل کند و خروجت را آسان و زمان ظهورت را نزدیک نماید و یاران و یاوران تو را زیاد گرداند و به آنچه به تو وعده داده است و فا کند،که او راستگوترین سخنگویان است (آنجا که می فرماید:)«می خواهیم بر اهل ایمانی که در زمین ضعیف شمرده شده اند منّت گذاشته ،ایشان را پیشوایان خلق و وارثان زمین قرار دهیم».

ای مولای من ای صاحب الزّمان ،ای فرزند رسول خدا ؛حاجتم چنین و چنان است [و به جای «کذاوکذا»حاجت خود را ذکر نماید ]،تو در مورد برآورده شدن آن برای من (در پیشگاه خدا)شفاعت کن ،که من به شما برای رفع حاجتم روی آورده ام ؛چون می دانم که شما را به امر خودش اختصاص داد و برای اسرار خود برگزید و به آن شأن و مقامی که نزد خدا برای شما است و ارتباطی که میان شما و اوست از خدا بخواهید که خواسته هایم را برآورده ساخته ،دعایم را مستجاب گرداند و اندوهم را برطرف سازد».

و هرچه دوست داری ،دعا کن و بخواه که ان شاءالله بر آورده می شود.

علامه شیخ محمود عراقی در کتاب «دارالسّلام »- که در آن جریان کسانی که به ملاقات و عرض سلام خدمت امام زمان (ع)تشرّف یافته اند ،ذکر شده است ،می نویسد :این عمل را خودم تجربه کرده و آثار عجیبی از آن مشاهده نموده ام ،بعضی از علما از یاد دادن آن به نااهلان خودداری می کردند و از کارهایی بود که در گرفتاری های بزرگ آن را تجربه کرده بودند.

ایشان در «دار السّلام »می فرماید :به نظرمی رسد سوره «فتح»و «نصر»برای بعد از سور ه «حمد»تعیین شده و فاضل معاصر آن را معیّن فرموده است و بعید نیست که انجام این عمل در نیمه شب معیّن شده باشد ؛چون راوی در آن وقت مأمور به انجام شده بود و اطلاقی در کلام نیست تا غیر آن وقت را هم شامل شود ،لذا قدر متیقّن و آن وقت حتمی و یقینی همان نیمه شب است.

فاضل معاصر از قول کفعمی قبل از نماز و زیارت علاوه بر تعیین این دو سوره ،غسل را نیز افزوده است ،هر چند در کتاب «مصباح الزائر»سوره معیّن نشده است . بنابراین آنچه از فرمایشات این بزرگواران ظاهر می شود این است که تعیین سوره ها و تعیین وقت گرچه اقوی نیست ولی به احتیاط نزدیک تر می باشد و انجام دادن غسل شرط نشده گر چه آن هم مطابق با احتیاط است.
منبع:باشگاه خبرنگاران

ولی عصر(عج)؛سبب اتصال بین زمین و آسمان

کجاست آن وجود مقدسی که سبب اتصال بین زمین و آسمان است و آسمان و زمین به واسطه او به همدیگر متصل‌اند. یعنی او واسطه است تا انسان‌های زمینی آسمانی شوند.
عقیق:«سلسله اهل بیت نبیّ‌اکرم در طول تاریخ خورشیدهای فروزانی بوده‌اند که در معنا توانسته‌اند بشریت روی زمین را با عالم غیب و با عرش الهی، متّصل کنند: «السبب المتصل بین الارض و السماء». خاندان پیغمبر، معدن علم، معدن اخلاق نیکو، معدن ایثار و فداکاری، معدن صدق و صفا و راستی، منبع همه نیکیها و زیباییها و درخشندگی های وجود آدمی در هر عصر و عهدی بوده‌اند.»(۱)

«امروز وجود مقدّس حضرت حجّت ارواحنافداه در میان انسانهای روی زمین، منبع برکت، منبع علم، منبع درخشندگی، زیبایی و همه خیرات است. چشمهای ناقابل و تیره ما آن چهره‌ی ملکوتی را از نزدیک نمی‌بیند؛ اما او مثل خورشیدی درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطنها متّصل است و برای انسانی که دارای معرفت باشد، موهبتی از این برتر نیست که احساس کند ولیّ خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزیده در میان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهی در زمین، با او و در کنار اوست؛ او را می‌بیند و با او مرتبط است. آرزوی همه بشر، وجود چنین عنصر والایی است... برکات وجود او و انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر می‌رسد. امروز هم انسانیت با همه ضعفها، گمراهیها و گرفتاریهایش از انوار تابناک این خورشید معنوی و الهی که بازمانده اهل بیت است، استفاده می‌کند.»(۲)

«در دعای ندبه  نیز عرض می‌کنیم: «اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الاَرْضِ وَالسَّماءِ» کجاست آن وجود مقدسی که سبب اتصال بین زمین و آسمان است و آسمان و زمین به واسطه او به همدیگر متصل‌اند. یعنی او واسطه است تا انسان‌های زمینی آسمانی شوند.» (۳) « ما [شیعیان]معتقدیم بین خداوند و سایر موجودات باید انسان کاملی واسطه قرار داشته باشد تا به عنوان صادره اول در مقام جامع جمیع کمالات الهی قرار گیرد. مگر در راستای همین معارف نیست که در زیارت جامعه خطاب به ائمه عرضه می‌داریم: «بِکُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِکُمْ یَخْتِم...» به واسطة وجود شما خدا باب فیوضات و خیرات را می‌گشاید و به وسیلة شما آن را به انتها می‌رساند؟ که اشاره به همین مقام واسطة فیضی ائمه معصومین دارد.»(۴)

«انسان کامل، مظهر فیض کامل خداست و تمام موجودات دیگر از فرشته تا جن و بشر و سایر موجودات به واسطه وجود او از انوار الهی فیض می‌برند: ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء.»(۵)

امروز در سرتاسر جهان هستی، انسان کاملی جز وجود مبارک بقیة اللّه الاعظم مهدی موجود منتظر عجل اللّه تعالی فرجه نیست. او معلم فرشتگان و آدمیان، دارای مقام عصمت مطلق و «خلیفة اللّه الاعظم» است.

گفتنی است که اگر در مورد انسان‌های کامل به ویژه ائمه هدایت علیهم السّلام تعبیر خلیفته فی أرضه   به کار می‌رود، انحصار خلافت آنان در محدوده زمین مراد نیست، بلکه بدین معناست که وجود ملکی و عنصری آنان در زمین به سر می‌برد، گرچه منطقه خلافت او از طرف خدای سبحان قلمرو بسیار وسیعی است که از عرش تا فرش را می‌پوشاند.

وجود مبارک امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه انسان کامل عصر ماست و وجود انسان کامل از آن جهت که مظهر اسم اعظم الهی است، واجد تمام کمالات است.»(۶)

«راحت زیستن، آرزوی تمامی انسان‌هاست؛ اما انسان به یقین نمی‌داند که راحت حقیقی خود را در کجا بجوید. انسان کامل که متن ظاهر و اسرار باطن عالم را می‌شناسد، بهترین راهنماست که جامعه با اطاعت او به کمال سعادت می‌رسد.»(۷)

[اما]وقتی مردم گرفتار زمین شدند و از «سبب‌ی» که آن‌ها را به آسمان معنویت وصل می‌نمود غافل گشتند، متأسفانه عده‌ای شعار «هیچ چیز مقدّس نیست»(۸) سر می‌دهند و به واقع این شعار در بین مردمِ بریده از آسمان معنا پیدا می‌کند. آری! وقتی ما از آسمان منقطع شدیم واقعاً هیچ چیز مقدّس نیست؛....

آیا شما نمی‌خواهید تمام مناسباتتان قدسی گردد، به طوری که درس خواندن، و سیاست و حکومت و اقتصادتان، بیداری و خوابتان، همه و همه راه ارتباط با عالَم قدس باشد؟ اگر چنین زندگی مقدسی را می‌خواهید، باید زندگی زمینی‌تان به آسمان معنویت وصل شود و این امر با به صحنه آمدن واسطه فیض هستی یعنی حضرت صاحب‌الامر ممکن می‌شود. این است که حتماً باید یکی از اهداف و تمنّاهای بزرگ ما این باشد که از خدا بخواهیم: «اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماءِ» یعنی؛ چشممان به کسی باشد که زندگی زمینی را از نامقدّسی در می‌آورد و به عالم قدس متصل می‌کند. تا او که واسطة فیض بین خدا و بندگان است در صحنة زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، تصمیم‌گیرنده باشد.(۹) در آن شرایط است که تمام مناسبات زندگی انسانی با نور وِلایت آن حضرت، نورانی و مقدس می‌شود.

....فرهنگ غرب متوجه شد که انقلاب اسلامی به دلیل رویکرد ویژه‌اش به «عالم غیب و غیب عالم» آن تمدن را نشانه رفته است و لذا با شعار هیچ چیز مقدس نیست در جبهه فرهنگی، حمله خود را شروع کرد و تنها راه مقابله با آن فرهنگ، توجه به معنویت بزرگ عالم هستی یعنی وجود مقدس حضرت صاحب‌الامر است. هرچه قداست‌های حقیقی جدّی‌تر گرفته شود، خطر دشمن راحت‌تر مرتفع می‌گردد و ظهور نهایی نزدیک‌تر می‌گردد. عمده آن است که هرگز نظرها از آن «السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماءِ» برداشته نشود که او خود به خود فرهنگِ خود را به همراه خواهد آورد.»(۱۰)

پی نوشت:

۱- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از بسیجیان ۰۳/۰۹/۱۳۷۸

۲- همان

۳- جایگاه و معنی واسطه ی فیض ،اصغرطاهرزاده ص۷۸

۴- دعای ندبه ، زندگی در فردایی نورانی ،اصغرطاهرزاده صص۱۱۴-۱۱۱

۵-امام مهدی (ع) موعود موجود،آیت الله جوادی آملی ص۱۱۷

۶- همان

۷-امام مهدی (ع) موعود موجود،آیت الله جوادی آملی ص۱۲۰

۸- این سخن در فرهنگ‌های پشت به دین‌کردة غرب مطرح است، ولی متأسفانه عده‌ای از روشنفکران ما با طرح آن خواستند روحانیت و مرجعیت را از صحنه خارج کنند.

۹- نظام ولایت فقیه شروع فرهنگ مبارکی است جهت آن ظهور مبارک

۱۰- جایگاه و معنی واسطه ی فیض ،اصغرطاهرزاده ص۷۸

منبع:مهر
 

آیا امام زمان شهید خواهد شد؟/ وضعیت جهان پس از امام مهدی(عج)

 در روایات، تصویری روشن و شفاف از عصر ظهور ارائه شده است؛ اما درباره وضعیّت جهان پس از پایان زندگی امام و ماندگاری دولت عدل جهانی تا برپایی قیامت، ابهاماتی وجود دارد. در نوشتار حاضر، وضعیّت حاکمیّت جهان پس از پایان زندگی حضرت مهدی و به‌دنبال آن، پایایی یا عدم پایایی وضعیّت مطلوب عصر ظهور بررسی می‌شود.

 

آیا در عصر ظهور، امام زمان دین جدیدی خواهد آورد؟

 با توجه به ادله‌ای که وظیفه پیامبر را ابلاغ همه احکام به مردم می‌داند، پذیرش این احتمال که احکام نزد حضرت ودیعه گذاشته شده که حضرت برای اولین‌بار به مردم ابلاغ می‌کنند دشوار می‌نماید. اما تبیین مجدد احکامی که پیامبر ابلاغ کرده‌اند یا بیان زیرمجموعه‌های احکام کلی و ارائه تفسیر متناسب با عصر ظهور از اسلام احتمال‌هایی است که مانعی از پذیرش آن‌ها نیست

آیت الله نوری همدانی: دجال یک فرد نیست صفت و گروه انحرافی است

  اساسا دجال یك شخص معین نیست، بلكه صفت یك گروهی است كه اینها همیشه با اسباب و فرهنگ سازی و سیاست سعی در منحرف كردن مردم از راه حق داشته اند.
 

 

به گزارش  روابط عمومی مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم، آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع عظام تقلید در دیدار اعضای ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی اظهار داشت: كار شما كار بسیار مهمی مخصوصا در دنیای امروز است؛ اهل بیت(ع) تأكید فراوان بر احیای امرشان داشته اند.

 

این مرجع تقلید گفت: از روزی كه خداوند متعال عالم را آفریده، حق و باطل در مقابل هم صف آرایی داشته اند و در این زمینه شناخت امام و وجود رهبر از جانب خدا برای بیان حق بسیار مهم است؛ در اصول كافی بابی به نام باب الاضطرار الی الحجه(عج) است یعنی ناگزیر در خلقت انسان ها حجت و رهبری از جانب خداوند معین شده است.

 

وی با اشاره به دجال تصریح کرد: اولین فردی كه خداوند آفریده، حجت و امام است و آخرین فرد نیز كه قبض روح می شود، امام است و وجود امام در جامعه بشریت دارای آثار و فیض و بركات فراوان است. این موضوع جای كار بسیار دارد كه مردم را از جهات مختلفی از جمله شناساندن دشمنان اهل بیت(ع) روشن كرد. اساسا دجال یك شخص معین نیست، بلكه صفت یك گروهی است كه اینها همیشه با اسباب و فرهنگ سازی و سیاست سعی در منحرف كردن مردم از راه حق داشته اند.

 

استاد درس خارج حوزه علمیه قم خطاب به اعضای ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی تصریح كرد: كار شما كار بسیار وسیعی است. كتاب هایی در این موضوع نوشته شده است؛ مسأله مهدویت به حدی مهم است كه از ابتدای بعثت درباره آن روایاتی بیان شده است؛ این انقلاب انتظار ظهور است و مزایایی كه مربوط به انتظار ظهور است، در این انقلاب دیده می شود. از طرفی مستضعفان، محرومان و مظلومان جهان بیدار و به تدریج متحد می شوند، از طرفی نیز استكبار و دشمنان اهل بیت(ع) و اسلام روز به روز در مقابل اینها صف آرایی می كنند و این دو روند تا ظهور حضرت مهدی(عج) ادامه خواهد یافت.

 

وی با اشاره به فرمایشی از امیر مؤمنان گفت: حضرت علی(ع) در شماره 200 كلمات قصار نهج البلاغه می فرمایند: «دنیا به ما رو خواهد كرد بعد از این كه دنیا در برابر ما پشت كرده و چموش شده بود همانطوری كه شتر بدخو بر فرزند خود توجه می كند.»

 

آیت الله نوری همدانی انقلاب اسلامی ایران را انتظار ظهور دانست و گفت: كسی كه منتظر ظهور است، چه بمیرد و چه بماند خداوند اجر او را خواهد داد. اینها برای دلگرمی مردم است كه همینقدر بشناسند و منتظر ظهور باشند و فكر نكنند پس از مرگ ما چه اتفاقی خواهد افتاد، اگر هم بمیرند مثل آن است كه در ركاب و خیمه آن حضرت(عج) بوده اند.

 

وی با بیان این كه بركات و ثمرات انقلاب اسلامی، در نتیجه زحمات امام راحل به وجود آمد، گفت: امام خمینی(ره) در جای جای كلماتشان دارند كه این انقلاب مقدمه ظهور آن حضرت(عج) است و به ظهور متصل خواهد شد. باید مسأله انتظار ظهور كه از ثمرات انقلاب اسلامی است را شایع كرد. این انقلاب زمینه ظهور را در دنیا فراهم می كند، چرا كه دین را به حاشیه رانده بودند و اكنون اسلام به متن زندگی آمده است و لرزه بر اندام استكبار و صهیونیست و ایادی آنها انداخته است.

 

این مرجع تقلید با اشاره به اهمیت جایگاه رهبر معظم انقلاب ابراز کرد: باید بدانیم كه در غیبت امام عصر(ع)، مقام معظم رهبری، قائم مقامی ایشان را دارد و باید مقام معظم رهبری را به مردم شناساند و این مسأله ساده ای نیست؛ باید به انقلاب و رهبری چنین دیدی داشت كه در غیبت امام عصر(عج) یك شخصی باید باشد كه در حوادث و وقایع به آن مراجعه كرد و این نگاه، نگاهی مذهبی و دینی است. اگر مردم با چنین دیدی نسبت به انقلاب و رهبری نگاه نكنند، مسؤول هستند و لازم است امروز این مطالب بیان شود.

 

وی در پایان گفت: افتخار ما طلبه ها این است كه جزو لشكر امام عصر(عج) هستیم و هر روز صبح هم با آن حضرت بیعت می كنیم كه در این راه استقامت داریم تا با ظهورش چشم های ما روشن شود.

 

در ابتدای این مراسم نیز، حجت الاسلام والمسلمین كلباسی «دبیر ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی» و «رییس مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم» گزارشی از فعالیت های این ستاد را تبیین كرد.

 

قابل ذكر است، ستاد هماهنگی فعالیت های مهدوی كشور نهادی است سیاستگذار، مبتنی بر ضرورت برنامه ریزی راهبردی و عمل هماهنگ و پویا در عرصه مهدویت و انتظار فرج كه بر اساس تعالیم قرآن و عترت؛ مندرج در آموزه های اسلام ناب با ترازی جهانی به راهبری ، برنامه ریزی و اقدام در این حوزه می پردازد و بیش از 30 مجموعه در آن عضویت دارند.

اثر پنجاه سال پیش شهید صدر پاسخ دهنده شبهات امروزی مهدویت است

 اصل پرداختن به موضوع غیبت امام عصر علیه السلام، جامعیت محتوای کتاب و پرداختن به ابعاد ناشناخته و مبهم دوران غیبت از نقاط مثبت تاریخ غیبت کبری شهید صدر است .
 

 

به گزارش  روابط عمومی مسجد مقدس جمکران، حجت الاسلام والمسلمین سید قاسم رزاقی موسوی، مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت (علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کرسی نقد کتاب «تاریخ غیبت کبری» نوشته آیت الله سید محمد صدر که در ساختمان انجمن های علمی حوزه در قم برگزار شد، به رویکرد تاریخی این کتاب پرداخت و اظهار داشت: این کتاب باب مستقلی درباره غیبت صغری ودر سه بخش است که هر کدام زیرفصل هایی را شامل می شود؛ دو گونه بودن غیبت کبری و صغری و ویژگی هر کدام را در مقدمه توضیح می دهد و در بخش اول به تاریخ زندگی حضرت مهدی علیه السلام اشاره می کند.

 

 وی با بیان این که اصل پردازش به این موضوع جای تحسین دارد، به توضیح بخش اول این کتاب اشاره کرد و گفت: در این بخش به مفهوم اساس غیبت اشاره می کند که در نظر اول می گوید جسم حضرت پنهان است و حضور ماورایی و معنوی دارد و در نظر دوم بیان می کند که جسم ایشان پنهان نیست اما با عنوانی که حضرت مهدی علیه السلام دارد، ناشناخته است و نواقص این نظریه ها را بیان می کند و سپس به مسائل ازدواج و فرزندان و جایگاه آن حضرت می پردازد همچنین به دیدار آن حضرت در دوران غیبت و کیفیت و فواید و لوازم رویت را بیان می کند.

 

 مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: شهید صدر در بخش دوم این کتاب، به عنوان انسانیت در دوران غیبت می پردازد که در این بخش به مباحثی از جمله بررسی روایات مربوط به قواعد کلی مهدویت، وضعیت فرد و جامعه از نظر تعهد اسلامی در عصر غیبت کبری و وظیفه اصلی مؤمنان در دوران غیبت کبری اشاره می کند؛ بخش سوم این کتاب به شرایط و نشانه های ظهور اشاره دارد.

 

وی در ادامه ضمن بیان نکات مثبت این اثر تصریح کرد: طبیعی است که هر کتابی که نوشته می شود، از نقاط مثبت بیشتری نسبت به نقاط منفی برخوردار است؛ اصل پرداختن به این موضوع، اولین نقطه مثبت این کتاب است که می تواند بسیاری از شبهات را برطرف کند.

 

حجت الاسلام رزاقی موسوی جامعیت محتوای کتاب «تاریخ غیبت کبری» را دومین نقطه مثبت این اثر عنوان کرد که شاید این جامعیت بتواند نقاط منفی در برداشته باشد؛ این کتاب توانسته فضای عصر غیبت از جمله زندگی شخصی امام زمان سلام الله علیه را بیان کند؛ پرداختن به ابعاد ناشناخته و مبهم دوران غیبت کبری اعم از نحوه ظهور و زندگی آن حضرت، مکان زندگی آن حضرت از دیگر نقاط مثبت این کتاب است.

 

وی افزود: با همه فضایل و نکات مثبت این اثر، نقدهایی هم بر آن وجود دارد که باید همه ابعاد کتاب(اعم از ساختاری، روشی، منبع شناسی و محتوایی) در نقد اثر دیده شود.

 

مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با بیان این که کتاب «تاریخ غیبت کبری» در بحث ساختاری از توازن نسبی حجم مطالب برخوردار است، ابراز داشت: بحث ساختاری این اثر در سه بخش آورده شده است؛ ساختار کلی بحث که سبب می شود مطالب و زیر فصل هایی که قرار دارد را از تناسبی نسبی برخوردار کند؛ اما شاید در این قسمت برخی از مباحث، خارج از عنوان تلقی شود؛ وقتی عنوان درباره تاریخ غیبت است، انتظار است که به موضوعات تاریخی پرداخته شود، اما در بخش هایی عنوان تاریخ را دارد ولی در محتواهایی مباحث عقلانی و غیره بیان شده است.

 

وی در ادامه نقد این اثر افزود: نپرداختن به مدعیان دروغین بحثی است که جا داشت در این اثر مناسب تر به آن پرداخته شود.

 

 رزاقی موسوی بیان منطقی بیش از حد کتاب «تاریخ غیبت کبری» را از دیگر نقد های وارده به این اثر عنوان کرد و اظهار داشت: شهید صدر ابتدا با مقدمه چینی های مناسب، دوگانگی غیبت و زندگی خصوصی و ویژگی منتظران و نشانه های ظهور را بیان می کند، اما آنچه که به شکل جزئی در فصل ها و مطالب مشاهده می شود، ترتیب و چینش منطقی ممدوح است ایشان به حدی به بیان منطقی می پردازد که خواننده را با گنگی مطلب مواجه می کند که نتیجه خوبی را برای خواننده به دنبال ندارد.

 

 وی اظهار کرد: محتوای اثر بیشتر اعتقادی و کلامی است، اما عنوان این کتاب بیشتر تاریخی بیان شده است و می شد با جدا کردن محتوا و اتخاذ عناوین مناسبتری بیان شود. این کتاب توانسته به بیشتر مباحث در زمینه مهدویت که ذهن ها را مشغول می کند، بپردازد.

 

مدیر گروه تاریخ و سیره اهل بیت(علیهم السلام) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: با توجه به این که کتاب «تاریخ غیبت کبری» با تفکرات ۵۰ سال پیش نوشته شده برخی از شبهات امروز را پاسخ داده، اما مجال این بوده که به شبهات امروزی هم پاسخ دهد.

ارتباط طوفان‌ها و حوادث کنونی جهان با ظهور صاحب الزمان(عج)!

  شبستان: طوفان‌ها و حوادثی که در جهان رخ می‌دهد، مصداقی از حوادث عمومی و بلایای طبیعی پیش از ظهور است که ممکن است، با فاصله زیادی از زمان ظهور رخ بدهد.
 

 

 حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

 

طوفان ها یا به طور کلی حوادث، از نشانه‌های حتمی ظهور امام زمان(عج) نیست و اگر هم باشد شاید از علایم غیرحتمی است! البته به طور خاص هم به طوفان خاصی اشاره نشده است؛ هر چند از حوادث کلی چون زلزله و... نام برده شده است.

در نتیجه می‌توان گفت: طوفان‌ها و حوادثی که در جهان رخ می‌دهد، مصداقی از حوادث عمومی و بلاهای طبیعی پیش از ظهور است که ممکن است، با فاصله زیادی از زمان ظهور رخ بدهد. باید بدانیم که رویدادها و اتفاقاتی که پیش از ظهور اتفاق می‌افتد، دو گونه اند:

1- بعضی از این رخدادها و حوادث، علامت های نزدیک شدن ظهور امام زمان(عج) هستند

2- بعضی از این اتفاقات و رخدادها، زمینه‌ساز ظهور می باشند

 

در این راستا گفتنی است که دو اصطلاح هست:

الف. علایم ظهور که بعد از شروع غیبت و قبل از آغاز ظهور اتفاق می‌افتد و وقوع آن‌ها در احادیث اهل بیت(ع) ذکر شده است.

ب. شرایط ظهور، که حوادثی است که نزدیک زمان ظهور واقع می‌شود و زمینه را آماده می‌سازد و رابطۀ مستقیمی با ظهور امام زمان(عج) دارد.

در ضمن برخی از نشانه‌‌های ظهور حتمی است که اگر این نشانه‌ها ظاهر شود، بی‌شک امام زمان(عج)، ظهور خواهد کرد. این نشانه‌ها قبل از ظهور، حتماً به وقوع می‌پیوندند که عبارت‌اند از:

1. خروج سفیانی

2. کشته شدن نفس زکیه

3. ندای آسمانی از سوی جبرئیل

4. فرورفتن در بیداء

5. قیام یمانی

اگر مضطرانه برای ظهور حضرت دعا کنیم خداوند باقیمانده مدت غیبت را خواهد بخشید

خبرگزاری فارس: اگر مضطرانه برای ظهور حضرت دعا کنیم خداوند باقیمانده مدت غیبت را خواهد بخشید

این وظیفه همه ما است که برای وجود مقدس آقا امام زمان (عج) برای سلامتی و ظهورشان، برای برطرف شدن موانع ظهور ایشان عاجزانه دعا کنیم و مهمترین خواسته ما هم باید همین باشد. چون قیمت هر کسی به نوع دعاها و در خواست‌های او است.

امام زمان(عج) با تسبیح دست گرفتن و منتظر نشستن نمی‌آید

خبرگزاری فارس: امام زمان(عج) با تسبیح دست گرفتن و منتظر نشستن نمی‌آید

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی درباره برداشت‌های انحرافی از انتظار گفته‌اند: این طور‌ نیست‌ که حالا که‌ ما‌ منتظر ظهور امام زمان‌(ع) هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‌هامان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم عجّل علی فرجه! عجّل‌ با‌ کار شما باید تعجیل بشود.

 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، امام‌ خمینی(ره) که در راه سربازی واقعی و یاری امام زمان(عج)، عمر خود را سپری کرد، سخنانی ارزشمند در رابطه با امام عصر(عج) بیان کرده‌ است که بخش پنجم آن تقدیم می‌‌شود:

برداشت‌های انحرافی از انتظار

۲. «اگر خود حضرت صاحب علیه السّلام‌ مقتضی‌ بدانند، خب، خودشان‌ تشریف بیاورند!» یکی از علما این‌جوری می‌گفت (خدا رحمتش کند) که: «من که دلم بیش‌تر‌ از‌ حضرت صاحب علیه السّلام برای اسلام نسوخته است. خب ایشان هم که می‌بینند این را، خود ایشان بیایند، ‌ چرا‌ من‌ بکنم؟»

این منطق اشخاصی است که می‌خواهند از زیر بار در بروند. اسلام، اینها‌ را‌ نمی‌پذیرد. اسلام، اینها‌ را به هیچ‌چیز نمی‌شمرد. اینها می‌خواهند از زیر بار دربروند. یک چیزی درست می‌کنند. دو تا روایت‌ از‌ این‌ طرف، از آن طرف می‌گردند، پیدا می‌کنند که خیر، «با سلاطین مثلا بسازید، دعا کنید به سلاطین». این، خلاف قرآن‌ است. ‌ اینها نخوانده‌اند قرآن را. اگر صد تا همچو روایت‌هایی بیاید، ضرب به جدار می‌شود. خلاف قرآن‌ است، خلاف‌ سیره انبیاست یا اینکه روایتی نیست.

شما وقتی ملاحظه می‌کنید آن همه‌ روایاتی‌ که‌ اگر کسی میل به این بکند. که روایاتی است که: اگر مایل باشی که زنده باشد‌ این‌ سلطان، تو‌ هم با او هستی. مسلمان مگر می‌شود مایل باشد به این‌که یکی زنده‌ باشد‌ و ظلم بکند، آدم بکشد؟ رابطه داشته باشد با یک کسی‌که آدم می‌کشد؟ عالم می‌کشد؟ علما را می‌کشد؟

۳. اینهایی‌ که می‌گویند که هر علمی بلند بشود و هر حکومتی خیال کردند‌ که‌ هر حکومتی باشد، این‌ برخلاف‌ انتظار‌ فرج است. اینها نمی‌فهمند چی دارند می‌گویند. اینها تزریق‌ کردند‌ بهشان که این حرف‌ها را بزنند. نمی‌دانند دارند چی می‌گویند. حکومت نبودن؛ یعنی اینکه همه مردم‌ به‌ جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند‌ هم‌ را، از بین‌ ببرند. برخلاف‌ نص‌ّ آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض‌ می‌کردیم‌ دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‌زدیم، برای‌ این‌که‌ خلاف آیات قرآن است.

۴. ارزش دارد‌ که انسان در مقابل‌ ظلم‌ بایستد. در مقابل ظالم بایستد و مشتش‌ را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که این‌قدر ظلم زیاد‌ بشود، این‌ ارزش دارد. ما تکلیف داریم آقا! این‌ طور‌ نیست‌ که حالا که‌ ما‌ منتظر ظهور امام زمان‌ علیه‌ السّلام هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‌هامان، تسبیح را دست بگیریم و بگوییم عجّل علی فرجه! عجّل‌ با‌ کار شما باید تعجیل بشود. شما باید‌ زمینه‌ را فراهم‌ کنید‌ برای‌ آمدن او و فراهم‌ کردن این است که، مسلمین را باهم مجتمع کنید. همه باهم بشوید، ان‌شاء‌الله ظهور می‌کند ایشان.

انقلاب مهدوی بعد از چند ماه و مرحله پیروز می‌شود؟!

  شبستان: انقلاب و حركت حضرت مهدي (عج) بعد از فراهم شدن زمينه‌ها و آمادگي‌هاي منطقه‌اي و جهاني نهضت، از شهر مكه آغاز می شود و دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است.
 

 

  حجت الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

 

قیام شکوه‌مند و بزرگ امام زمان (عج) دارای مراحل مختلفی است که همیشه مورد سوال و توجه بوده است؛ این مراحل عبارت‌اند از:

۱- مرحله ظهور امام مهدی (عج) رهبر قیام به اذن و اراده الهی (آغاز انقلاب)؛

 ۲- جمع شدن یاران صالح و پرچمداران قیام (بسیج نیروهای انقلاب)؛

۳- فراگیری قیام و انقلاب علیه حکام ظلم و جور و فساد به همراهی یاران صالح و شایسته (حرکت انقلابی)؛

۴- پیروزی و شکست نظام‌های سیاسی حاکم بر جهان و تسلّط بر کل عالم (پیروزی انقلاب)؛

 ۵- تشکیل حکومت جهانی و انتخاب و نصب حاکمان جهان از سوی رهبر انقلاب؛

۶- سامان بخشی به همه امور و رشد و شکوفایی و تعالی جامعه بشری در همه زمینه‌ها (مرحله تثبیت انقلاب)

 

براساس روایات، انقلاب و حرکت حضرت مهدی (عج) بعد از فراهم شدن زمینه‌ها و آمادگی‌های منطقه‌ای و جهانی نهضت، از شهر مکه آغاز می‌گردد. با شروع قیام، از مناطق مختلف جهان (به خصوص ایران و یمن)، نیروهای انقلابی دست به کار شده و به یاری رهبری نهضت، می‌شتابند و در طول انقلاب بر تعداد یاران و گروه‌های مبارز و مجاهد افزوده می‌شود.

در ‌‌نهایت درگیری‌هایی بین انقلابیون و نظام‌های حاکم (در حجاز، عراق، شام، روم و...) رخ می‌دهد که منجر به شکست همه مخالفان انقلاب جهانی می‌شود.

قیام بعد از ۷ـ ۸ ماه کشمکش و نزاع، به پیروزی نهایی دست یافته و گروه‌های انقلابی و جهادی، بر کل جهان مسلّط می‌شوند.

برپایی مجالس ذکر و یاد امام(عج) از تکالیف منتظر است

  به دیدار یکدیگر بروید، زیرا این دید و بازدیدها موجب زنده شدن دل های شما و بازگو کردن و یادآوری حدیث های ماست. حدیث ها و سخنان ما باعث همبستگی و مهربانی بیشتر بین برخی از شما با برخی دیگر خواهد شد.
 

 

به گزارش خبرگزاری شبستان در کتاب صحیفه مهدیه آمده است: همان طور که می توان به تنهایی دعا کرد می توان به طور گروهی به دعا پراخت. بدین شکل که مجالسی تشکیل شود و در آنها از امام عصر ارواحنا فداه یاد شود.

 

چرا که با این کار افزون بر این که برای امام(عج) دعا شده است کارهای نیک دیگری مانند زنده کردن امر( امامت) امامان بیان می شود و حدیث هایی که از اهل بیت(ع) رسیده است، بازگو می گردد.

 

نویسنده کتاب «مکیال المکارم» می گوید: « یکی از تکلیف ها و وظایف مردم در زمان غیبت حضرت مهدی علیه السلام آن است که مجالسی برپا کنند که در آن از امام زمان(عج) یاد شود و خوبی ها، فضیلت ها و مقامات شکوهمندش گفتگو گردد و به اطلاع همگان برسد و برای آن وجود شریف در آن مجالس دعا شود و از بذل و بخشش جان و مال در این راه خودداری نگردد؛ چرا که این کارها رواج دادن و گسترش آیین خدا، بزرگداشت و بالا بردن کلام خدا و کمک کردن به یکدیگر برای انجام نیکی و تقوا و گرامیداشت مراسم و شعائر الهی و یاری نسبت به ولی پروردگار است.»

 

افزون بر مطلبی که بیان شد و نیز ارزش های دیگری که در مورد برپایی این مجالس می توان برشمرد، فرمایش امام صادق علیه السلام است که در کتاب «وسایل الشیعه» و غیر آن نقل شده و بر این مطلب دلالت دارد:

 

حضرت(ع) می فرمایند: «به دیدار یکدیگر بروید، زیرا این دید و بازدیدها موجب زنده شدن دل های شما و بازگو کردن و یادآوری حدیث های ماست. حدیث ها و سخنان ما باعث همبستگی و مهربانی بیش تر بین برخی از شما با برخی دیگر خواهد شد. اگر سخنان ما را پذیرفتید و به کار گرفتید هدایت می شوید و نجات می یابید و اگر سخن ما را رها کردید گمراه می گردید و هلاک می شوید؛ بنابراین، شما احادیث و سخنان ما را بپذیرید و به کار بندید من نیز ضامن و عهده دار نجات شما می باشم. »

 

دلالت این روایت بر مطلب ما به این گونه است که دلیل دستور دادن آن حضرت(ع) به دید و بازدید شیعیان این است که انگیزه و وسیله ای برای زنده شدن امر (امامت) ایشان و بازگویی احادیث شان است؛ پس بدون شک تشکیل این گونه مجالس که در آن یاد فضایل امام(عج) و اموری که مربوط به آن حضرت(عج) است دارای برتری و استحباب است و ائمه(ع) به این کار علاقه مند هستند.

 

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز در حدیث «أربع مائة» مطالبی در این رابطه فرموده اند از جمله: «همانا خدای تبارک و تعالی با آگاهی و روشن بینی که نسبت به زمین و موجوداتش داشت ما را برگزید و شیعیان و پیروانی نیز برای ما انتخاب کرد تا ما را یاری کنند و به جهت شادی ما شادمان و برای ناراحتی و اندوه ما اندوهگین باشند و ثروت و جان خویش را در راه ما بذل و بخشش نمایند. اینان از ما هستند و به سوی مایند.»

 

در برخی زمان ها واجب است که چنین مجالسی تشکیل شود مانند وقتی مردم در حال کشیده شدن به انحراف و گمراهی باشند و بتوان با تشکیل این گونه مجالس آنان را از هلاکت و تباهی و انحراف بازداشت و به شاهراه هدایت ارشاد و راهنمایی کرد.

 

وجوب این امر با توجه به دلیل های امر به معروف و نهی از منکر و نیز راهنمایی گم شدگان و نیز بازداشتن اهل بدعت و گمراهی به دست می آید. البته در همه حالات تنها خدای متعال است که انسان را حفظ می کند و از گناه باز می دارد.    

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت

 

به مقتضاى آيه شريفه اولوالامر، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

«سيد ابوالقاسم اشكورى» فرزند سيد معصوم، از شاگردان شيخ انصارى، ميرزاى شيرازى و ميرزاى رشتى (رحمهم الله) بود که پس از وفات اساتيدش، خود از اساتيد بنام حوزه علميه نجف اشرف شد.

از جمله تأليفات وى، حاشيه بر رسائل شيخ انصارى به نام "جواهر العقول" است كه در واقع تقريرات درس استادش ميرزا حبيب الله رشتى است. كتاب هاى مباحث الفاظ، رساله اى در لباس مشكوك و رساله هايى در فقه و نيز "بغية الطالب فى شرح المكاسب" از تأليفات ديگر محقق اشكورى است.

«شيخ آقا بزرگ تهرانى» او را "عالم پرهيزگار و فقيهى مشهور كه در اواخر عمرش مرجع تقليد عده اى از اهالى گيلان بود" معرفى نموده است. در تقوا و وارستگى او همين بس كه در اواخر عمرش به مقلدانش اعلام كرد كه به مرجع ديگرى عدول كنند.  او به سال 1325ق. (113 سال پیش) دار فانى را وداع گفته، چشم از جهان فروبست.

خبرگزاری ابنا به مناسبت "دهه بصیرت و میثاق با ولایت فقیه" بخشی از مباحث این دانشمند متقی درباره ولایت فقیه ــ که برگرفته از كتاب "شرح مكاسب" اوست ــ به خوانندگان فرهیخته خود تقدیم می کند.

این مطلب، تلخیصی است از بخشی از مقاله "ولايت فقيه از ديدگاه محقق اشكورى" است که به قلم محقق ارجمند «حجت الاسلام والمسلمین على عزيزى» در فصلنامه حکومت اسلامی، شماره45، پاییز 1386 منتشر شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت
از ديدگاه محقق اشكورى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. كتاب

نخستين دليلى كه نويسنده براى اثبات ولايت مطلقهء فقيه ارائه مى كند، آيه شريفه "اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و أولى الامر منكم"[1] است.

وی به تبيين این آیه مى پردازد و می نویسد: "به مقتضاى عموم ازمانى آيه شريفه، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

اگر كسى اشكال كند كه: در زمان غيبت، اگر چه حضرت صاحب الزمان در پرده غيبتند و ظهور ندارند، ليكن با وجود حضرتش، اين مقام عالىِ الهى بر غير ايشان، زيبنده نخواهد بود. پاسخ اين است كه : مقصود از ولى ّامرى كه در هر زمانى بوده و اطاعتش هم واجب باشد، كسى است كه مردم بتوانند در امور معاش و معاد و نيز سياسات به او مراجعه كنند. أولى الامر در زمان غيبت، كسى نيست غير از فقيه جامع الشرائط.

نتيجه آن كه براى اثبات وجوب اطاعت از فقيه در عصر غيبت، به معناى «أولى الاءمر» مراجعه مى كنيم: اگر پذيرفتيد كه مراد از أولى الاءمر در هر عصر، كسى است كه رجوع به او در امور معاش و معاد جايز باشد، كه در اين صورت وجوب اطاعت از فقيه متعين مى شود.

صغرای استدلال: فقهاء، ولاة امر هستند.
کبرای استدلال: با رجوع به آيهء شريفه، در مى يابيم كه اطاعت از أولى الاءمر واجب است.
نتیجه استدلال: بنابراين، اثبات مى شود كه اطاعت از فقيه در زمان غيبت واجب است.

2. سنت

شيخ صدوق از فضل بن شاذان روايت كرده كه امام رضا(ع) ضمن بيان علل حاجت و نياز مردم به امام فرمودند: «و منها: انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملّة من الملل عاشوا الاّ بقيّم و رئيس؛ لما لا بدّ لهم منه فى أمر الدين و الدني، فلم يجز فى حكمة الحكيم أن يتر الخلق بما يعلم أنه لا بدّ لهم منه و لا قوام لهم الا به». یعنی: «و از دلايل حاجت و نياز مردم به امام، اين است كه ما نمى يابيم گروه (متشكل) و يا ملتى (منسجم) را كه بدون  سرپرست و رئيس به زندگى خود ادامه دهند(و متفرق و مضمحل نشوند)؛ چرا كه در امور دين و دنياى خويش، به او نيازمندند. پس دور از حكمت حكيم است (جايز نيست براى او) كه در امور خلق، چنين امرى را كه  نياز ضرورى عباد و مايهء قوام و دوام آن ها است، نينديشيده باشد.»[2] 

اگر چه برخی از علماء اين روايت را ذكر كرده و به مفاد آن در حد اثبات «وجوب اطاعت از امام معصوم» اكتفا نموده اند، ولى به نظر محقق اشکوری، انصاف اين است كه اين روايت وجوب اطاعت
از فقيه را هم اثبات مى كند، به همان دليل كه وجوب اطاعت از امام معصوم را ثابت مى كند و اين همان نيابتى است كه مؤلف درصدد اثباتش مى باشد؛ چرا كه اگر از حاجت مردم در زمان  غيبت از امام سؤال مى شد و امام سكوت مى كرد، دور از شأن او بود كه سؤالى را كه مورد ابتلاى مردم است پاسخ ندهد و اگر پاسخ دهد كه مردم به زمامدار نياز ندارند، علاوه بر آن كه  ملازم فساد و هرج و مرج است، با اين سخن امام كه بقا و قوام بندگان بر وجود زمامدار متوقف است، منافات دارد و اگر بفرمايد: احتياج است، اين همان مطلوب ماست.

نویسنده همچنین رواياتی را نقل مى كند كه برخى با استناد به اين  اخبار، فقها را جانشينان ائمه معصومين (ع) دانسته اند؛ از جمله:

ــ «ان العلماء ورثة الاءنبياء و ذا ان الانبياء لم يورثوا ديناراً و لا درهماً و لكن ورثوا أحاديث من أحاديثهم فمن أخذ بشىء منها أخذ بحظ وافر»[3].

ـــ «مجارى الامور بيد العلماء بالله، الامناء على حلاله و حرامه»[4].

ـــ «... قد جعلته عليكم حاكم»[3].

ـــ «هم حجتى عليكم و أنا حجة الله»[5].

محقق اشکوری در تحلیل این روايات مى نویسد: استدلال به اكثر اين روايات براى اثبات عموم نيابت، صحيح و بجاست؛ زيرا اگر پيامبر يا جانشين پيامبرى، هنگام مسافرت بگويد كه فلانى «جانشين من» يا «امين من» يا «به منزله من» يا «حجت من» و «مرجع شما در حوادثى كه برايتان پيش مى آيد» است و «مجارى امور و احكام شم» به دست اوست و او «عهده دار رعيت» من است؛ چنان كه  مضمون ادلهء نصب و برخى از روايات ديگر است، همه اين واژه ها و عناوين، دلالت دارند كه او همهء اختيارات پيامبر يا وصىّ پيامبر را كه مربوط به شأن رياست او مى شود، داراست و نيز همهء آثارى را كه بر رسالت او جعل شده و قابل واگذارى به ديگرى است، دارد هم چنين با توجّه به وضعيت حكام و سلاطين كه به هنگام مسافرت، براى خود، با خصوصيات و اختيارات وسيع، جانشين نصب مى كنند، كسى در اين مطلب روشن ترديد نمى كند.

از نظر این اندیشمند شیعه، همه آثارى كه از جهت رياست و ولايت، عقلاً و شرع، براى امام ثابت است؛ مانند آثار شأن رسالت و تبليغ، براى فقيه نيز ثابت است. در نتيجه آثارى كه مربوط به رياست  وى نباشد؛ مانند آثار مربوط به عبادت و اطاعت و عصمت امام و آشكاركردن امور خارق العاده كه نه شرعاً و نه عقلاً از آثار و لوازم رياست نيست، بلكه از آثار شرعى رسالت است، از شمول ولايت فقيه خارج مى باشد. لازمهء خروج اين آثار، خروج دو نوع از امور است:

نخست، وجوب اطاعت امام در امورى كه به مصلحت خود او مربوط مى شود. امّا آن چه به مصالح شخص مأمور يا عموم مردم مربوط مى شود، براى فقيه نيز ثابت است؛ زيرا اين گونه امور به شأن «رياست و سرپرستى امام» مربوط مى شود كه حق تصميم گيرى در باره صلاح و فساد مردم را دارد.

دوم، امور تعبدى كه هيچ ارتباطى به شأن رياست امام ندارد و هر كسى متصدى آن ها شود، مفسده اى بر آن مترتب نمى گردد.

3. عقل

حصول بسيارى از امور در جامعه، مطلوبيت داشته و قوام جامعه، مبتنى بر آن هاست و اين امور سامان نمى يابند مگر با وجود حاكم و رئيس؛ چنان كه امام رضا(ع)به اين مطلب اشاره فرمودند كه در دليل قبل ذكر شد؛ «...انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملة من الملل عاشوا و بقوا الا بقيّم و رئيس...».

«شيخ انصاری» استاد محقق اشکوریدر اثبات وجوب اطاعت از امام معصوم، به دليل عقل استناد مى كند و مطلوب خويش را از راه مستقلات عقلى و غير مستقلات عقلى به اثبات مى رساند؛ كه شاگردش نيز ضمن تأييد، به توضيح و تبيين آن پرداخته و نيابت فقيه عادل را از اين طريق اثبات مى كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] سوره نساء، آیه 59
[2] علل الشرائع، باب 182 آخر الحديث 9، ص 253
[3] وسائل الشيعه، ج 18، باب 8من ابواب صفات القاضى، ح 2
[4] تحف العقول، ص 238؛ بحارالانوار، ج 100، ص 80، ح 37
[5] وسائل الشيعه، ج 18، باب 11من ابواب صفات القاضى، ح 1