صفحه اصلی اخبار اخبار فرهنگی مذهبی ولايت فقيه مقدمه نظام مهدوي است
عکس روز
عکس روز
معرفی کتاب
کمال الدّین و تمام النّعمة
تبلیغات
بانر تبلیغاتی
بانر تبلیغاتی
بانر تبلیغاتی
لینک ها
بانر تبلیغاتی
بانر تبلیغاتی
بانر تبلیغاتی
لینک دوستان
وبسایت و وبلاگ های مفید را جهت قرار دادن در قسمت پیوند ها برای ما ارسال کنید.
مقام معظم رهبری در مورد جنگ نرم می فرمایند:" در تهاجم نظامی شما طرفتان را می شناسید، دشمنتان را می‌بینید؛ اما در تهاجم معنوی، تهاجم فرهنگی، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی‌بینید. هوشیاری لازم است!

اخبار - اخبار فرهنگی مذهبی
 

موسس مركز اسلامي امام رضا (ع) در برلين تاكيد كرد تمدن توحيدي با داشتن سابقه هفت هزار ساله به سوي كمال خود يعني دوران مهدويت حركت مي‌كند، و مقدمات نظام مهدوي در حال حاضر، نظام "ولايت فقيه " است.


خبرگزاري فارس مصاحبه‌اي با حجت‌الاسلام صباح‌الدين ترك‌يلماز، موسس مركز اسلامي امام رضا (ع) در برلين و امام جماعت مستعفي مسجد حضرت فاطمه الزهرا (س) فرانكفورت آلمان انجام داده كه در زير مشروح آن را مي‌خوانيد.
سوال- وضعيت حقوق بشر در كشورهاي غربي را چگونه مي‌بينيد؟ برخي معتقد هستند كه در غرب كرامت انساني حفظ مي‌شود؛ نظر شما چيست؟
جواب- قبل از پاسخ به سوال جنابعالي به نكته‌اي بايد اشاره كنم و آن اين‌كه در حال حاضر در دنيا دو دكترين مطرح هستند و خود را در معرض انظار قرار داده اند. هر كدام از اين دكترين‌ها مدعي است كه براي آينده‌ي بشر برنامه دارد و آينده را شكل خواهد داد. يكي از آن‌ها تمدن غرب است كه با سابقه و تجربه‌ي سه هزار ساله به مرحله‌ي "دموكراسي ليبرال " و "اومانيسم " رسيده است. دومي تمدن توحيدي است كه با داشتن سابقه‌ي هفت هزار ساله به سوي كمال خود يعني دوران مهدويت حركت مي‌كند، و مقدمات نظام مهدوي در حال حاضر، نظام "ولايت فقيه " است. در جواب سوال شما بايد عرض كنم كه بستگي دارد كه از چه منظر و زاويه به موضوع نگاه كنيد. اگر به حقوق بشر از منظر اومانيسم و دموكراسي ليبرال بنگريد، انسان‌محوري را مي‌بينيد كه تمام توجه آن به دنياي مادي است. در حقوق بشر غرب از معنويت و كرامت انساني خبري نيست و متافيزيك از زندگي دور است. حتي كرامات انساني هم در جهت منافع مادي و زندگي دنيوي ارزيابي مي‌شود. طوري وانمود مي‌شود كه وقتي نيازهاي مادي بشر تأمين شد، ديگر مشكلي وجود نخواهد داشت، ولي از انحطاط دروني نمي‌توانند جلوگيري كنند. روي هر مشكلي را سعي مي‌كنند با ماديات بپوشانند. در مورد ارزش‌هاي جهاني مانند عدالت، درستي، صداقت، حقوق بشر، صلح و غيره نيز تلقيات متفاوتي مطرح است. ولي حقوق بشر در غرب را اگر از منظر مكتب مهدويت و ولايت فقيه ارزيابي نماييم، شدت ضعف و عدم شمول و دور از كرامت انساني بودن‌اش مشاهده مي‌شود.
سوال- نقض حقوق بشر در غرب و به ويژه در آلمان بيشتر در چه زمينه‌هايي است؟
جواب- غربي‌ها دايره‌اي تحت عنوان ارزش‌هاي جهاني ترسيم كرده‌اند كه فقط دربرگيرنده‌ي ايدئولوژي و اصول خود آن‌ها ست. افراد و اصول خارج از اين دايره، هر كه و هر چه باشند، هيچ‌گونه حقي ندارند. كسي خارج از اين دايره، در عمل آزادي انديشه، آزادي عقيده و حتي آزادي اقتصادي ندارد. البته اگر داخل اين دايره باشيد هم داراي همه‌ي حقوق نيستيد. تا مانند آن‌ها فكر نكنيد، در انديشيدن هم با محدوديت مواجه مي‌شويد. حداقل نمي‌توانيد اظهار يا تبليغ كنيد. به عنوان مثال عقايد و اصول سياسي اسلام را نمي‌توانيد بيان كنيد، در رسانه‌ها راهپيمايي روز قدس را تبليغ كنيد، عليه اشغال و جنايت اسرائيل حرف بزنيد، از موضع‌گيري‌هاي به حق ايران حمايت كنيد، خط مشي سياسي امام خميني و امام خامنه‌اي را معرفي كنيد. البته مي‌توانيد ايمان داشته باشيد ولي بايد در درون خود نگه داريد.
آزادي عقيده در سطح فردي موجود است. ولي حق احياي اين عقيده و زندگي كردن بر اساس آن در سطح اجتماع را نداريد. امكان تبليغ و رساندن اين عقيده به انسان‌ها داده نمي‌شود و لذا مراكز و بنيادهاي اسلامي -به نام آن‌چه مصلحت بالاتر خوانده مي‌شود- در عمل سركوب شده‌اند، و در حدي آزاد هستند كه آن‌ها اجازه‌ي بيان بدهند. كسي هم خلاف مقررات نانوشته‌ي آن‌ها رفتار كند و احكام و اصول اجتماعي اسلام را تبليغ نمايد و يا در اين راستا فعاليت كنيد، فوراً به عنوان راديكال و تروريست و طرفدار ايران و خمينيست (پيرو امام خميني) معرفي مي‌شود. كسي كه اين برچسب را به او بزنند نيز ديگر دشمن دموكراسي، مخالف انسجام و گفتگوي تمدن‌ها و اديان است؛ و محافل ذي‌نفوذ و جامعه، ديگر با پيش‌داوري و قطعاً منفي با او برخورد خواهند كرد. اگر اين روش نيز براي خنثي و خارج كردن شما متوقف نشود، شروع به تهديد مي‌كنند.
نكته‌ي مهمي را نيز مي‌خواهم تأكيد كنم؛ وقتي خاطرنشان مي‌شود كه قانون اساسي تمام اين آزادي‌ها را تضمين كرده است، پس چرا اين همه موانع و محدوديت ايجاد مي‌كنيد، در جواب مي‌گويند همه چيز قانون اساسي و حقوق نيست، بايد حساسيت‌ها و ارزش‌هاي اين جامعه را هم در نظر گرفت؛ يعني حساسيت و نرم‌هاي محافل قدرت را به نام جامعه مطرح مي‌كنند، همان‌طوري‌كه چند قدرت بزرگ خود را جامعه جهاني معرفي مي‌كنند.
سوال- آيا فقط اقليت‌ها و مسلمانان از نقض حقوق بشر ضرر مي‌بينند يا اقشار ديگر جامعه هم از وضعيت ناراحت‌اند؟
جواب- حقوق اقليت‌هاي غيرمسلمان داخل دايره‌ي فوق‌الذكر هم اعطا نمي‌شود و نقض مي‌شود. ولي حقوق مسلمانان هم در داخل اين دايره و هم در خارج از اين دايره نقض مي‌شود و مورد بي‌عدالتي‌ها و فشارها قرار مي‌گيرند. كساني كه ناراحتي خود را به زبان مي‌آورند، يا با تطميع و وعده‌هاي مادي و معاملات ديگر وادار به سكوت مي‌شوند، يا به علت نداشتن امكانات كافي خود به خود خاموش مي‌شوند و صداي خود را نمي‌توانند به ديگران برسانند. در حادثه‌ي اتفاق افتاده در فرانكفورت، سازمان‌هاي غيردولتي مختلف از جمله انجمن انديشه آزاد، يهودي‌هاي ارتدوكس، بعضي مسيحيان كاتوليك، تعدادي از اساتيد دانشگاهي عكس‌العمل‌هايي را از خود نشان دادند و موضوع را به عنوان نقض آزادي عقيده و انديشه و به طور كل ضربه بزرگ به آزادي بيان محكوم كردند.
سوال- آيا بين مدافعين نظام غرب كساني هستند كه با نقض حقوق بشر مخالفت كنند يا اعتراض نمايند؟
جواب- كم نيستند كساني كه در مناسبت‌هاي مختلف نقض حقوق بشر در نظام‌هاي غرب را مطرح و محكوم مي‌كنند. هروقت رفتارهاي غيرقانوني قدرت‌هاي مافوق حقوق (قانون) را مشاهده مي‌كنند، از خود عكس‌العمل - هرچند ضعيف- نشان مي‌دهند و دعوت به رعايت اصول دموكراسي و آزادي‌هاي مدني مي‌نمايند. اين عكس‌العمل‌ها بعضاً محفلي است؛ به عنوان مثال، رئيس اتحاديه 150 كليساي ايالت هسن آلمان در ملاقات خصوصي، فشارها و توهين‌هاي اخير مقامات ايالتي و رسانه‌ها به بنده را غيرانساني دانست و محكوم نمود. ولي گفت به خاطر فشارهاي موجود نمي‌توانند علناً محكوم كنند. بعضي گروه‌ها و اشخاص در مورد قضيه اخير علناً موضع‌گيري كردند. مانند انجمن انديشه آزاد، يهودي‌هاي ارتدوكس و برخي اساتيد دانشگاه‌ها، ولي صداي آن‌ها در رسانه‌ها منعكس نشده است. امپرياليزم رسانه‌اي اجازه نمي‌دهد اين نوع اعتراض‌ها به گوش مردم برسد.
سوال- در آلمان در رابطه با آزادي بيان و فعاليت، چه نوع محدوديت‌هايي وجود دارد؟
جواب- اگر مانند غربي‌ها فكر كنيد، مانند آن‌ها زندگي كنيد و از خطوط قرمز آن‌ها تجاوز نكنيد، مشكلي نخواهيد داشت، حتي عقايد خود را برخلاف برداشت آن‌ها از دين و فرهنگ و سياست بيان نكنيد مشكلي نخواهيد داشت. اگر بخواهيد يك انجمن انديشه تأسيس كنيد، بايد در جهت خواست آن‌ها باشد، يا اگر بخواهيد فعاليت مذهبي داشته باشيد بايد ثابت كنيد كه ليبرال هستيد و از دين ناب كه آن‌ها راديكاليزم مي‌نامند دور هستيد. در هر انجمن و سازماني افراد خود را نفوذ مي‌دهند.
سوال- خطوط قرمز آن‌ها چيست؟
جواب- به طور كلي خطوط قرمز آن‌ها منافع آن‌ها ست. هر عاملي كه در حوزه‌هاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي و فكري منافع آن‌ها را تأمين نمايد، خطوط قرمز آن‌هاست. البته هركدام از اين عوامل ممكن است از شدت و قوت يكسان برخوردار نباشند. آن‌چه كه در حوزه‌ي سياست خيلي مشخص جلوه مي‌كند، اسرائيل است. حفظ و ادامه حيات اسرائيل براي غربي‌ها از اهم امور است و به خاطر همين اسرائيل را عمداً مساوي با دين يهود معرفي مي‌كنند و تحمل افشاي جنايات اسرائيل را ندارند و انتقاد از اسرائيل را انتقاد از يهود تلقي مي‌كنند. نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه اكثريت قاطع مردم آلمان مخالف اعمال و جنايت‌هاي اسرائيل برعليه مردم مظلوم فلسطين هستند؛ ولي هركه نظرش را علني كند، برچسب ضديهود بودن بر پيشاني‌اش مي‌خورد. در حوزه‌ي فكري هم هركه خلاف ليبرال دموكراسي نظري ارائه دهد، تحت فشار قرار مي‌گيرد و...
سوال- آيا يك مسلمان يا فرد مذهبي مي‌تواند در غرب آزادانه زندگي مي‌كند؟
جواب- بر اساس عقيده فردي، بله مي‌توان زندگي كرد. ولي طرح جنبه‌هاي اجتماعي و سياسي دين را اجازه نمي‌دهند. اين موانع را گاهي مستقيم و گاهي هم غيرمستقيم و نامرئي اعمال مي‌كنند. همان‌طوري‌كه قبلاً عرض كردم در كشورهاي غربي علاوه بر قانون اساسي و نظام حقوقي يك قدرت مافوق حقوق و قانون هم وجود دارد. طبق قانون اساسي و چارچوب اصول حقوق بشر مي‌توانيد از حقوق مدني استفاده نماييد ولي اگر اين استفاده از حقوق خلاف ميل قدرت‌هاي حاكم باشد، وارد ميدان مي‌شوند. رسانه‌ها و مراكز سياسي، حربه‌ي دست اين قدرت نامرئي است كه افكار عمومي را مي‌سازند و مخالفين خود را از ميدان خارج مي‌كنند. 
 

افزودن نظر