ضرورت بازبینی و بازشناسی منابع برای درک غدیر/ خطبه غدیر در سینه‌ها جای گرفت

Posted in اخبار مهدویت

 

 

خبرگزاری شبستان، گروه مهدویت و غدیر:  «غدیر و سخنان رسول اكرم (ص) در اجتماع بزرگ مسلمانان، به طوری در شهر منتشر شد كه حتی غير مسلمانان هم از اين واقعه مهم باخبر شدند. جای آن بود كه بيش از يكصد و بيست هزار مسلمان حاضر در صحراي غدير، هر يك به سهم خود خطبه غدير را حفظ كنند و در اختيار فرزندان و فاميل و دوستان خود قرار دهند. اما متأسفانه جو حاكم بر مسلمانان و اوضاع و شرايط آن زمان و فضاي ايجاد شده بعد از رحلت پيامبر (ص) كه حديث گفتن و نوشتن در آن ممنوع بود، سبب شد كه مردم، سخنان گوهربار پيامبر اكرم (ص) را در آن موقع به فراموشي بسپارند و اهميت آن را ناديده بگيرند.

 

از سوی دیگر با اينكه دشمنان اسلام براي كم‌ارزش نشان دادن و برچيدن موضوع غدير بسيار تلاش كردند اما ناكام ماندند و جريان غدير در سينه‌ها جا گرفت كه عده زيادی خطبه غدير يا قسمتی از آن را حفظ كردند و براي آينده‌گان به يادگار گذاشتند.

 

این جملات بخش هایی از مباحث حجت الاسلام «امیرعلی حسنلو»، مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه است. در ادامه حاصل نظرات وی در مورد منابع موجود از واقعه غدیر را می خوانید:


به عنوان نخستین پرسش در این مورد توضیح بفرمایید که واقعه غدیر و نحوه انتقال آن به نسل‌های آینده در طول اعصار مختلف چگونه بود و اساسا چه طور غدیر، به این شکل و بی کم و کاست به مردمان سایر قرون منقتل شد؟

 

واقعه غديرخم كه مراحل مقدماتي قبل از خطبه و اتفاقاتي كه همزمان با خطبه اتفاق افتاده و همچنين جرياناتي كه بعد از خطبه غدير به وقوع پيوست، را شامل مي‌شود، به صورت يك روايت واحد و متسلسل به دست ما نرسيده است بلكه حاضران در غدير، هر كدام گوشه‌اي از آن جريان عظيم را نقل كرده‌اند، البته خطبه غدير به طور كامل در كتب حديثي حفظ شده و به دست ما رسيده است.

 

خبر غدير و سخنان رسول اكرم (ص) در اجتماع بزرگ مسلمانان به طوري در شهر منتشر شد كه حتي غير مسلمانان هم از اين واقعه مهم باخبر شدند. جای آن بود كه بيش از يكصد و بيست هزار مسلمان حاضر در صحراي غدير، هر يك به سهم خود خطبه غدير را حفظ كنند و در اختيار فرزندان و فاميل و دوستان خود قرار دهند. اما متأسفانه جوّ حاكم بر مسلمانان و اوضاع و شرايط آن زمان و فضاي ايجاد شده بعد از رحلت پيامبر (ص) كه حديث گفتن و نوشتن در آن ممنوع بود، سبب شد كه مردم، سخنان گوهربار پيامبر اكرم (ص) را در آن موقع به فراموشي بسپارند و اهميت آن را ناديده بگيرند.

 

از سوی دیگر با اينكه دشمنان اسلام براي كم‌ارزش نشان دادن و برچيدن موضوع غدير بسيار تلاش كردند اما ناكام ماندند و جريان غدير در سينه‌ها جا گرفت كه عده زيادی خطبه غدير يا قسمتی از آن را حفظ كردند و براي آينده‌گان به يادگار گذاشتند.

 

شخص اميرالمؤمنين (ع) و فاطمه زهرا (ع) كه ركن غدير بودند و همچنين ائمه اطهار (ع) يكي بعد از ديگري بيشترين اهميت را به حفظ حديث غدير میدادند و بارها در مقام احتجاح با دشمن و حديث غدير استدلال میفرمودند، مثل امام باقر (ع) كه حتی در آن شرايط خفقان، حديث غدير را براي اصحاب‌شان بيان میفرمود.

 

در مورد حدیث غدیر و سند آن چه اقداماتی از سوی عالِمان جهان اسلام صورت پذیرفته است؟

 

ببینید، درباره حديث غدير گذشته از كتبی كه در زمينه‌ بحث‌های رجالی و تاريخی آن نگاشته شده، در مورد سند این حدیث نيز كتاب‌ها نوشته‌اند كه بهترين آن كتاب گران‌سنگ «الغدير» تأليف علامه شيخ «عبدالحسين اميني» است.

 

در اين كتاب‌ها، اسم حديث غدير جمع‌آوري شده و از نظر رجالي درباره موثق بودن راويان آن بحث شده و تاريخچه مفصلي از اسناد و راويان حديث غدير آورده شده كه براي نمونه به دو مورد اشاره می کنم. ابتدا فهرستی از منابع اهل سنت که به گزارش حدیث وجریان غدیر پرداخته اند را اشاره می کنم که شامل این موارد می‌شود:

 

۱- احمد بن حنبل: به نقل از علي بن حكيم اودي: «ما شهادت مي دهيم كه از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ شنيديم كه براي علي رضي الله عنه در روز غدير خم چنين فرمود: آيا خداوند اولي بر مومنين نيست؟ همگي گفتند بلي سپس پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه وال من والاه و عاد من عاداه».

 

۲- محمّد بن شافعي در كتاب مطالب السئول در صفحه ۱۶ خود از ترمذي از كتاب صحيح ترمذي كه او با اسناد خود از زيد بن ارقم روايت كرده است و در آن اشاره به غدير خم و انتساب حضرت علي ـ عليه السلام ـ به عنوان ولايت بعد از رسول معرفي كرده است.

 

۳- بلاذری در انساب الاشراف گزارش واقعه وذکر حدیث ودر ضمن آن به فضایل دیگر امیر مومنان (علیه السلام) ذیل این عنوان (حديث الولاية، و ما بلغه رسول الله صلّى الله عليه و سلم في غدير خم من إمامة علي عليه السّلام) پرداخت نموده است. 

                  

 4-جلال الدين سيوطي در تفسير خود چنين نقل مي كند: «در ذيل تفسير آيه سوم مائده. ابن مردويه و خطيب و ابن عساكر از أبي هريره نقل كرده اند: روز عيد غدير خم و آن 18 ذي الحجّه زماني بود كه: پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود : «من كنت مولاه فعلي مولاه ، فانزل الآيه اليوم اكملت لكم دينكم».

 

پیامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: هر كس من مولاي اويم علي ـ عليه السلام ـ مولاي اوست پس آيه (فوق) نازل شد.

 

۵-عبيدالله بن احمد حسكاني در شواهد التنزيل لقواعد التفضيل در ذيل آيه فوق چنين نقل مي كند: به نقل از ابي سعيد الخدري: «أن رسول الله لمّا نزلت (عليه) هذه آلآيه قال: الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمه و رضا الربّ برسالتي و ولايه علي بن ابي طالب من بعدي ثم قال: من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و النصر من نصر و اخذل من خذله؛ ترجمه: همانا رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ زماني اين آيه بر ايشان نازل شد فرمود: الله اكبر بر اكمال و اتمام دين و نعمتش و همانا خداوند بر رسالت من و ولايت علي ـ عليه السلام ـ بعد از من راضي گشت و بعد از آن چنين فرمود: هر كس من مولاي اويم پس علي ـ عليه السلام ـ مولاي اوست خدايا دوستدارش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن شمار و يارانش را ياري و مخالفانش را ذليل و خارگردان».

 

۶-أخبرنا الحاکم الوالد عن أبي حفص بن شاهين عن أبي هريره: هر كس روز عيد غدير خم روزه بگيرد مثل ۶۰ ماه است به خاطر آن كه حضرت رسول دست حضرت علي ـ عليه السلام ـ را گرفته و فرمود من كنت مولاه فعلي مولاه فقال له عمر بن خطاب بخ بخ لك يا ابن ابي طالب».

 

۷- ابن عساكر در تاريخ دمشق چنين آورده است: به نقل از ابو سعيد خدري: چون پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ علي ـ عليه السلام ـ را در غدير خم نصب كرد و به ولايت او ندا داد جبرئيل ـ عليه السلام ـ با اين ايه بر او فرود آمد: امروز دين شما را برايتان كامل و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را برايتان پسنديدم».

 

۸- كتاب تاريخ بغداد: به نقل از ابو هريره: «هر كس روز هجدهم ذي الحجه را روزه بگيرد روزه ۶۰ ماه برايش نوشته مي شود و آن همان روز غدير خم است هنگامي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ دست علي ـ عليه السلام ـ را گرفت و گفت آيا من ولي مومنان نيستم؟ گفتند چرا و ادامه خطبه غدير و... كه در آخر فرمود من كنت مولاه فعلي مولاه و إلي آخر و خداوند اين آيه را بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نازل كرد: امروز دينتان را برايتان كامل كردم و ادمه آن (آيه سوم سوره مائده)».

 

۹-شمس الدين ذهبي شافعي دانشمند و مورّخ معروف اهل سنّت نيز از كثرت اسناد و روايت وارده در مورد ولايت حضرت علي ـ عليه السلام ـ و آيه سوم مائده و غدير خم اظهار تعجّب و شگفتي مي كند».

۱۰- ابوالمعالي جوينی مي‌گويد: در بغداد در دست صحافي، يك جلد كتاب ديدم كه بر جلد آن نوشته بود: جلد بيست و هشتم از اسناد حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه»

 

۱۱- ابن عبدالبر در الاستیعاب از حدیث و واقعه گزارش داده است: « روى سعد بن أبى وقّاص، و سهل بن سعد، و أبو هريرة، و بريدة الأسلمي، و أبو سعيد الخدريّ، و عبد الله بن عمر، و عمران بن الحصين، و سلمة ابن الأكوع، كلّهم بمعنى واحد، عن النبي صلى الله عليه و سلم أنه قال يوم خيبر: لأعطينّ الراية غدا رجلا يحبّ الله و رسوله، و يحبّه الله و رسوله، ليس بفرّار، يفتح الله على يديه، ثم دعا بعليّ و هو أرمد، فتفل في عينيه و أعطاه الراية، ففتح [الله [1]] عليه. و هذه كلها آثار ثابتة. و بعثه رسول الله صلى الله عليه و سلم إلى اليمن و هو شابّ ليقضى بينهم، فقال: يا رسول الله، إني لا أدرى ما القضاء، فضرب رسول الله صلى الله عليه و سلم بيده صدره، و قال: اللَّهمّ اهد قلبه، و سدّد لسانه، قال على رضى الله عنه: فو الله ما شككت بعدها في قضاء بين اثنين. و لما نزلت [2]: إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً 33: 33 دعا رسول الله صلى الله عليه و سلم فاطمة، و عليا، و حسنا، و حسينا رضى الله عنهم في بيت أم سلمة و قال: اللَّهمّ [إنّ‏] هؤلاء أهل بيتي فأذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا. و روى طائفة من الصحابة أنّ رسول الله صلى الله عليه و سلم قال لعلىّ رضى الله عنه: لا يحبّك إلا مؤمن، و لا يبغضك إلّا منافق. و كان على رضى الله عنه يقول: و الله إنه لعهد النبي الأمي [إليّ‏] أنه لا يحبني إلا مؤمن، و لا يبغضنى إلا منافق. و قال له رسول الله صلى الله و سلم: يا على، ألا أعلمك كلمات إذا قلتهنّ غفر الله لك، مع أنك مغفور لك؟ قال: قلت: بلى. قال: لا إله إلا الله الحليم العليم، لا إله إلا الله العليّ العظيم، لا إله إلا الله رب السموات و رب العرش‏..»

                   

۱۲- ابن كثير ميیگويد: كتابي در دو جلد ضخيم ديدم كه طبري در آن احاديث غدير خم را جمع آوري كرده بود.

۱۳-ابن خلدون نیز با ذکر بحث امامت در نزد شیعه واقعه غدیر وحدیث من کنت مولاه را مسلم گرفته ودرباره آن بحث کرده است.

۱۴- همين مطلب را شيخ محمد عبده در تفسير المنار به تفصیل ذکر نموده وطرح بحث کرده است .

 

همچنین ده‌ها كتاب ديگر از اهل سنت در این مورد وجود دارد که در این مجال به برخی کتاب ها و نویسندگان اشاره می کنم:

 

الف) كتب تاريخی: ابن قتيبه، ابن زولاق، شهرستاني، ابن اثير، ابن ابي الحديد، و غيره.

ب) محدثين اهل سنت مورخين اهل سنت: احمد بن حنبل، حاكم نيشابوري، ترمذي، محمد بن ادريس و غيره.

ج) علماء كلامي اهل سنت: سيد شريف جرجاني، تفتازاني، قوشجي، قاضي عبدالرحمن ايجي و غيره.

د) علماء لغوي اهل سنت: حمودي، ابن دريد و غيره.

 

چنان چه ملاحظه می شود اين منابع و سخنان فقط قسمت ناچيز و خيلی اندک كه از منابع و سخنان اهل سنت در مورد آيه فوق الذكر است كه می توان صورت تفصيلي آنها را در كتاب هاي زير مشاهده كرد:

 

۱. كتاب ولايت، نوشته دانشمند معروف سنّي ابن جرير طبري.

۲. تفسير ابن كثير، ج2، ص14.

۳. مناقب خوارزمي، طبع نجف، ص130 قسمت روايات عامّه و خاصّه در حديث غدير.

۴.كتاب اثبات الهداه، ج3، ص543.

۵. معجم الادباء، ج18، ص80.

۶.الصرائف، سيد ابن طاووس، ص 33.

۷.كشف المهمّ في طريق خبر غدير خم، سيد هاشم بحراني.

۸.بحارالانوار، علامه مجلسي، ج37، ص181 و 182.

۹.عوالم العلوم، شيخ عبدالله بحراني: ج 15/3، ص307 تا 327.

۱۰.عبقات الانوار، ميرحامد حسين هندي، جلد غدير.

۱۱. الغدير، علامه اميني، ج1، ص12 تا 151و 249 تا 322.

۱۲. خلاصة عبقات الانوار، علامه محقق سيد علي حسيني ميلاني، جلد غدير.

۱۳.خطبه غدیر ومنابع آن

 

همچنین اولين كتاب مستقلي كه درباره نقل خطبه غدير نوشته شده، كتابي است تحت عنوان «جزءٌ فيه خطبة النبي (ص) يوم الغدير»[۹] كه توسط عالم شيعي استاد بزرگ علم نحو شيخ خليل بن احمد فراهيدي تأليف شده كه بعد از آن كتاب‌هاي زيادي در اين زمينه نوشته شده است.

 

آثار پژوهشی که شیعیان در این مورد نوشته‌اند شامل چه مواردی می‌شود؟

 

متن كامل خطبه غدير در هفت كتاب معتبر شيعه كه هم اكنون در دست است با اسناد متصل به چاپ رسيده كه روايات اين كتاب‌ها به سه طريق منتهي می شود.

 

يكي به روايت امام باقر (ع) كه با اسناد معتبر در سه كتاب «روضة الواعظين» تأليف شيخ ابن فتّال نيشابوري، «الاحتجاج» تأليف شيخ طبرسي، «اليقين» تأليف سيد ابن طاووس نقل شده است.

 

طريق دوم به روايت زيد ابن ارقم است كه با اسناد متصل در كتاب‌هاي «العدد القويه» تأليف شيخ علي بن يوسف حلي، «التحصين» تأليف سيد ابن طاووس، «الصراط المستقيم» تأليف شيخ علي ابن يونس بياضي، «نهج الايمان» تأليف شيخ حسين بن جبور، روايت شده است.

 

 طريق سوم به روايت حذيف بن اليمان است كه با اسناد متصل در كتاب «الاقبال» تأليف سيد ابن طاووس نقل شده است. مرحوم شيخ حرّ عاملي در كتاب «اثبات الهداة»[۱۷] و علامه مجلسي در كتاب «بحارالانوار»و سيد بحراني در كتاب «كشف المهم» و ديگر بزرگان خطبه مفصل و كامل را از مدارك مذكور نقل كرده‌اند.

 

بدين ترتيب، متن كامل خطبه غدير به دست اين بزرگان شيعه حفظ شده و به دست ما رسيده است كه يكي از افتخارات شيعه در عالم اسلام است.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید