برای هرم لب تشنه آب تسکین است /// میان مجلس ماتم گلاب تسکین است

Posted in اشعار فاطمیه

علی کاوند:
 
برای هرم لب تشنه آب تسکین است
میان مجلس ماتم گلاب تسکین است
 
به جای مرهم اگر اشک مرد مظلومی
رسد به زخم پر از التهاب تسکین است
 
کنار پنجره پهن است بستری یعنی
برای درد بدن آفتاب تسکین است
 
حضور فاطمه حتی همین تن تبدار
در این شرایط پر اضطراب تسکین است
 
سه ماه خنده ی زهرا اگرچه اجباری
به دردهای دل بوتراب تسکین است
 
برای زینب اگرچه نديدنش سخت است
ولی برای حسن این نقاب تسکین است
 
میان نافله " عجّل وفات " می خواند
دعا اگر نشود مستجاب تسکین است
 
بدون فاطمه خانه صفا نخواهد داشت
نگین همیشه به قلب رکاب تسکین است
 
مگر به چشم ورم کرده خواب می آید?
مگر به چشم ورم کرده خواب تسکین است?

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید