فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (مقدمه)

Posted in مقالات ویژه

« نظريه ی (فرضیه ی) تكامل ستون خيمه مدرنيسم است و اگر اين ستون سقوط كند، كل خيمه بر سر مدرنيسم فرو خواهد ريخت. بنابراين به مانند يك ايدئولوژي با آن رفتار مي شود، نه يك تئوري علمي كه به اثبات رسيده است. »

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

با کسب اجازه از محضر حضرت ولی عصر، بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و با سلام و درود به ارواح پاک شهدای علمی عرصه ی دانش هسته ای

 

 

مقدمه و سخنی با مخاطبان محترم

 

برادران ارجمند و خواهران گرامی! پیش از هر چیز، فرا رسیدن ایام اربعین حسینی و رحلت جانگداز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و شهادت امام حسن مجتبی و امام رضا (علیهماالسلام) را خدمت شما عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) تسلیت عرض می نماییم و با توکل به خداوند متعال، فاز جدید بهره برداری از وبسایت « وعده ی صادق » را که با تغییر قالب وبسایت و درج قسمت جدید سلسله مقالات « فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! » همزمان شده است، اعلام می نماییم.

 

در طی یکسال و نیم اخیر، وبسایت « وعده ی صادق »، بحران های بزرگی را چه در بعد فنی و اقتصادی و چه در بعد محتوایی، تجربه نمود که در طی 8 سال فعالیت آن (با احتساب فعالیت وبلاگ اسلام حقیقی)، هیچ گاه تا بدین حد در معرض خطر تعطیلی قرار نگرفته بود! به راستی اگر لطف بی پایان خداوند متعال، عنایات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، همت شورای مدیریت وبسایت و حمایت های بی دریغ اقتصادی دوستان خیّر همراه وبسایت « وعده ی صادق » نبود، بلاشک این وبسایت نیز حدود 1 سال قبل به ورطه ی تعطیلی کشیده می شد!

 

با لطف خداوند منان و همت دوستان، وبسایت در طی 1 سال و نیم اخیر به حیات خود ادامه داده است؛ گرچه در طی این مدت، تنها 20 درصد از ظرفیت های وبسایت به خدمت گرفته شد و البته هنوز نیز برخی مشکلات پابرجا باقی مانده اند! به همین دلیل دوستان و همراهان همیشگی وبسایت « وعده ی صادق » به وضوح، افت محسوسی را در عملکرد وبسایت، طی مدت مذکور ملاحظه نموده اند!

 

علی ای حال، خداوند متعال را شاکریم که مجدداً با بهبود نسبی اوضاع، توانسته ایم در خدمت شما برادران و خواهران گرامی باشیم. البته باید خاطرنشان نماییم که در 1 سال سپری شده، بنده و سایر دوستان، به تهیه و تدوین مقاله ی جدید اشتغال داشته ایم و افتخار داریم تا قسمت 5 سلسله مقالات « فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! » را که حاصل تلاش 1 ساله ی ما است، خدمتتان تقدیم نماییم.

 

قسمت 5 سلسله مقالات « فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه! »، یکی از سنگین ترین بخش های تألیف شده از این سلسله مقالات می باشد؛ به طوری که از نظر حجمی، مجموعه ی قسمت های 1 و 2 و 3 و 4 این سلسله مقالات، مجموعاً 150 صفحه ی pdf را تشکیل می دهند، حال آن که قسمت 5 این سلسله مقالات با حجمی بیش از 200 صفحه، بسیار حجیم تر از مجموع کل قسمت های قبلی است! البته ماجرا تنها به حجم بیشتر قسمت 5 ختم نمی گردد! بلکه محتوای این قسمت نیز دارای ظرایف و پیچیدگی های بسیار زیادی است که بعضاً موجب گردید تا اضافه کردن 1 پاراگراف به این بخش از سلسله مقالات، در گرو مطالعه ی 117 مقاله ی علمی از نشریات مشهور علمی همچون Science و Nature در محدوده ی زمانی 3 الی 4 روز باشد!!!

 

علی رغم سختی کار، به دلیل عشق به مسیری که در آن قدم نهاده ایم و به خصوص رویت شواهد بیشتر علمی که تأیید کننده ی دیدگاه حاکم بر این سلسله مقالات می باشد، از پا نیفتاده و با شوقی بیشتر از قبل در این مسیر، قدم برخواهیم داشت. ان شاء الله با رفع مشکلات اقتصادی وبسایت و اضافه شدن دوستان دانشجو و تحصیل کرده به این مسیر مطالعاتی، سیر کار شتاب بیشتری نیز خواهد یافت.

 

اما قبل از ورود به مقاله، باید چند نکته را خدمت دوستان و مخاطبان محترم، متذکر شویم:

 

1 - قبل از هر چیز از دوستان عزیز، به دلیل ایجاد فاصله ی زیاد بین قسمت 4 و 5 مقاله، پوزش می طلبیم. البته همانگونه که در بالا نیز ذکر شد، تعمد، سستی، کاهلی و دلزدگی عامل این موضوع نبوده است، بلکه به دلیل ماهیت علمی بخش های جدید مقالات، نگارش این بخش ها، بسیار سخت تر از سایر مقالات و حتی قسمت های قبلی این سلسله مقالات می باشد. از دوستان استدعا داریم که در مواجهه با قسمت های آتی مقالات نیز سعه ی صدر به خرج دهند.

 

2 - با توجه به این که این سلسله مقالات، همزمان دو مخاطب « عام » و « خاص » شامل مخاطبان « آکادمیک » و « غیر آکادمیک » را مد نظر داشته است، تلاش نمودیم تا ضمن حفظ متد علمی نقد « فرضیه ی تکامل »، از زبان ساده و قابل فهم استفاده نماییم و حتی در این راستا، اشکال و تصاویر متعددی را نیز به کار گرفته ایم تا مخاطب « عام » نیز از نکات اصلی مباحث بهره مند شود.

 

3 - با توجه به حجم بیش از 200 صفحه ای قسمت 5 این سلسله مقالات، خود قسمت 5 به بخش های کوچکتری تقسیم شده است که با فواصل حدود چند روز تا 1 هفته به صورت متوالی در سایت قرار خواهند گرفت. بنابراین از دوستان و همراهان وبسایت می خواهیم که سعه ی صدر داشته باشند.

 

4 - حدود 100 سال است که « فرضیه ی تکامل » از سوی مافیای علمی و دوستداران چشم و گوش بسته اش، به صورت بی محابا و پروپاگاندا گونه از رسانه های جمعی عام و مجامع آکادمیک، در بوق و کرنا می شود و در این راه به قدری افراط وجود دارد که جشن تولد 200 سالگی « داروین » از سوی نشریات و موسسات معروفی همچون Nature، Science، American Scientist و New Scientist جشن گرفته می شود(45) و در حالی که دسترسی به مقالات علمی این نشریات در رشته های مختلف علمی، با دشواری ها و صرف مبالغی هنگفت میسر می گردد، مدیران این موسسات، استثنائاً!!! به دلیل تولد « داروین »، بذل و بخشش عجیبی در مورد مقالات پیرامون « فرضیه ی تکامل » به خرج داده و امکان دانلود آن ها را به صورت رایگان در اختیار مخاطبان می گذارند!!!(45) البته نگارنده نیز از این موقعیت استفاده نمود تا حداقل این دست مقالات را بدون سپری کردن مشکلات مقالات دارای نکات ابهام زا علیه « فرضیه ی تکامل »، دریافت نماید!

 

خلاصه ی کلام این که طرفداران « فرضیه ی تکامل » و مافیای بین المللی آن که متاسفانه بیم نفوذ آن در کشورمان نیز می رود، لشکر عظیمی از امکانات، منابع مالی و اقتصادی، نیروهای انسانی و رسانه های آکادمیک و غیر آکادمیک را در اختیار گرفته اند؛ حال آن که در جبهه ی مخالف آن ها، تلاش های پراکنده ی محققان، دانشمندان و صاحب نظران مستقل مخالف « فرضیه ی تکامل » به چشم می خورد که همچون سوزن در انبار کاه، جمعیت بسیار قلیلی را تشکیل می دهند و همین عده ی قلیل نیز با محدودیت ها و دشواری ها و مشکلات متعددی به فعالیت می پردازند تا مانع قربانی شدن حقیقت علم شوند.

 

یادآوری این مسئله، به این دلیل بود که دوستان و بزرگواران مخاطب وبسایت، سختی و دشواری راهی که در پیش گرفته شده را لمس نمایند و با حوصله ما را همراهی نمایند. بالطبع با انتشار یک مقاله در نقد « فرضیه ی تکامل »، به واسطه ی رسانه های تحت امر مافیای تکامل و افراد فریب خورده ی مات و مبهوت شده در مقابل این شعبده ی به ظاهر علمی، انواع توهین ها و برچسب ها به سوی نویسنده ی این مقالات انتقادی روانه خواهد شد و با توجه به تعداد کم افراد حاضر در جبهه ی منتقد تکامل و مشغله ی زیاد افراد حاضر در این جبهه، پاسخ های درخور این ادعاها، با تأخیر منتشر خواهد شد. بنابراین دوستان انتظار نداشته باشند که پاسخ این هجمه ها، بلافاصله منتشر شود؛ چرا که اشتغال به پاسخ گویی به این حمله ها، وقت و توان جبهه ی منتقد تکامل را مصروف خود خواهد کرد. به دوستان عزیز و بزرگواران این قول را می دهیم که تمامی سوالات مطرح شده در ذهن این عزیزان و تمامی جزییات مربوط به ادعاهای تکامل شتاسان، قطعاً تا اتمام این سلسله مقالات، بررسی خواهند شد. البته ان شاء الله اگر عمری باقی باشد!

 

5 - عباراتی هچون « فکر می کنی خیلی بلدی؟ »، « فقط تو زیست شناسی رو می فهمی؟ »، « یعنی این همه دانشمند توی دنیا کشک هستند و فقط تو این مطالب رو بلدی؟ »، « امان از شما افراطی ها! »، « شما با این کارها به اسلام ضربه می زنید!!! »، « تکامل یک نظریه ی کاملاً اثبات شده است. شما برو مطالعه کن! » و ... امثالهم عبارات آشنایی هستند که از طرف « مخالفان جبهه ی منتقد تکامل »، پیاده نظام های بی جیره و مواجب داروینیسم و عاشقان چشم و گوش بسته ی « فرضیه ی تکامل » شنیده می شود و این افراد به جای این که ایرادات و ابهامات علمی را به زبان علمی پاسخ دهند، از کلمات و عبارات کوچه بازاری و لمپنی بهره می برند! (گر چه بسیاری از آن ها رزومه ی علمی خود را نیز در کنار نظر خود درج می کنند!). به هر حال با توجه به شناخت وبسایت « وعده ی صادق » از این گونه حملات پروپاگاندا مانند، پیشاپیش به دوستان و مخاطبان محترم توصیه می کنیم که حمایت ها یا نقدهای خود را به زبان علمی و منطقی در زیر این سلسله مقالات درج نمایند.

 

6 - با توجه به نابرابری عددی جبهه ی منتقد « فرضیه ی تکامل » با جبهه ی حامیان آن، قطعاً دوستان عزیز و بزرگواری هستند که تمایل دارتد تا به نشر این سلسله مقالات کمک نمایند و ان شاء الله ما را در مسیر پیش رو، یاری فرمایند. ضمن تشکر از این عزیزان و بزرگواران، استدعا می نماییم که تمامی مطالب نقل شده از این سلسله مقالات، با ذکر منبع باشد.

 

7 - به دلیل بروز مشکلات زیاد ناشی از عدم درج منبع مقالات لینک داده شده یا کپی شده از وبسایت « وعده ی صادق » و ناتوانی بسیاری از افراد کپی کننده ی این مطالب از پاسخگویی به سوالات و شبهات طرف مقابل، وبسایت « وعده ی صادق »، پیگیری این نوع کپی کاری بدون درج منبع را از طریق مجاری قانونی، حق خود می داند.

 

8 - خدمت دوستان محترم، این نکته را متذکر می شویم که بیش از 90 درصد مطالب پیش روی شما، از مقالات معتبر علمی چاپ شده از سال 2000 میلادی تا کنون اقتباس شده است و به همین دلیل، منابع مورد استفاده، اکثراً بسیار جدید و معتبر هستند. البته به دلیل این که مخاطب « عام » نیز از این مطالب بهره می گیرد، تلاش شده است تا حتی الامکان به منابع آنلاین و سهل الوصول لینک داده شود که البته مطالب مندرج در لینک های نامبرده نیز خودشان به مقالات اصلی و معتبر آکادمیک لینک داده اند. به هر حال در برخی قسمت ها، لینک های در دسترس موجود نبود که به همین علت، ناچاراً به صورت مستقیم، به مقالات آکادمیک رفرانس داده شده است که بالطبع در برخی موارد، برای دسترسی به متن کامل آن ها نیاز مبرم به استفاده از پسورد دانشگاه های معتبر یا حضور در کتابخانه های دیجیتال کتابخانه های دانشگاه های معتبر داخلی وجود دارد. به همین دلیل از مخاطبان « عام » این سلسله مقالات، به دلیل احتمال عدم دسترسی کامل به برخی منابع، پوزش می طلبیم.

 

9 - با توجه به مطالبی که در بالا گفته شد، از منتقدین مقالاتمان درخواست می نماییم که از ذکر عباراتی همچون « از لینک دادنتون به ویکی پدیا معلومه که چند مرده حلاجین؟!!! » و امثالهم خودداری کنند؛ چرا که برای راحتی و در دسترس بودن مخاطبان عزیز، در برخی موارد به ویکی پدیا لینک داده شده است و البته در مواردی که به ویکی پدیا و امثالهم لینک داده شده است، لینک مقالات آکادمیک اصلی، در ویکی پدیا قابل دستیابی هستند. بنابراین افرادی که هدفشان صرفاً لجبازی و بهانه گیری نیست، به راحتی می توانند به مقالات آکادمیک اصلی نیز دست یابند! به همین دلیل این گونه ایرادات بنی اسرائیلی به هیچ عنوان قابل قبول نخواهد بود.

 

10 - دوستان گرامی توجه داشته باشند که این سلسله مقالات، به صورت موضوعی طراحی شده است. یعنی در یک مقاله، صرفاً به « زمان سنجی رادیومتریک » پرداخته شده، و در یک الی دو مقاله صرفاً به « توالی های فسیلی » پرداخته می شود و در قسمت های بعدی نیز به ترتیب به « درخت فیلوژنتیک »، « شباهت ها و تفاوت های ژنومیک و پروتئومیک »، « اندام های هومولوگ و وستیجیال » و ... پرداخته خواهد شد. بنابراین از دوستان همراه و منتقدان محترم درخواست می گردد که از اظهار نظر پیش از موعد و خارج از دستور کار هر سلسله مقاله خودداری فرمایند و بگذارند تا موضوع مورد اشاره ی آن ها در مقاله ی متناظر آن، مطرح گردد و چه بسا در مقالات آتی این سلسله مقالات، خود به خود به ابهامات و سوالات این عزیزان، پاسخ داده شود! با توجه به وقت کم و مسئولیت شغلی و درگیری های آکادمیک اینجانب و محدودیت های زمانی که در مورد وبسایت با آن مواجه هستیم، به دوستان متذکر می شویم که از پاسخگویی به مطالب غیر مرتبط با دستور کار هر مقاله، خودداری خواهیم نمود تا ان شاء الله وقت مربوطه، صرف آماده شدن قسمت های بعدی این سلسله مقالات و پاسخگویی کامل تر به سوالات اساسی دوستان گردد. با توجه به این مسئله، منتقدان محترم تصور ننمایند که اگر پاسخی به انتقادات آن ها داده نمی شود، به دلیل ندانستن پاسخ سوالات، ابهامات و ایرادات آن ها است! بلکه ما ان شاء الله پاسخ آن ها را به صورت علمی و مستدل در مقاله ی متناظر خواهیم داد.

 

11 - سوالی که ممکن است در ذهن مخاطبان محترم وبسایت ایجاد شود، این نکته است که علی رغم انتقادات جدی ما به بسیاری از نشریات علمی و مافیای اداره کننده ی آن ها، چگونه است که خود ما به برخی از این مقالات استناد می کنیم؟

 

پاسخ مبسوط و مفصل به این سوال بسیار وقت گیر بوده و ان شاء الله در جای خود و در قسمت های آخر این سلسله مقالات، به آن ها پرداخته خواهد شد. اما پاسخ کوتاه ما به این سوال احتمالی به شرح زیر است:

 

بسیاری از مقالاتی که ما به آن ها استناد کرده ایم، گرچه از دل همین مجلات مشهور بیرون آمده اند، اما برخورد این مجلات و سایر رسانه های عمومی با آن ها همانند مقالات معمولی بوده و مطالب مورد اشاره توسط آن ها در قالب مقاله باقی می ماند و معمولاً انتشار عمومی نمی یابد، حال آن که کوچکترین مقاله ای که مطلبی جدید در راستای تأیید ادعاهای « فرضیه ی تکامل » مطرح می شود، به سرعت در تمامی نشریات علمی، نشریات عمومی، سایت های خبری، اخبار تلویزیونی و حتی اخبار تلویزیون کشور خود ما نیز پخش می شود!!! جالب این که حتی مقالات بعدی که در رد اطلاعات منتشر شده ی قبلی انتشار می یابد، با سیاست بایکوت و سکوت مواجه می گردد.

 

البته نشریات معروف علمی، برای حفظ ظاهر خود، هر از چند گاهی به مقالاتی که در دل خود حاوی نکات چالش برانگیزی پیرامون « فرضیه ی تکامل » هستند، اجازه ی چاپ می دهند که در ظاهر، بی طرفی خود را نشان دهند و وجهه ی خود را مخدوش ننمایند! اما در مرحله ی بعد، تنها مقالاتی موفق به انتشار در سطوح وسیع و حتی در سطح رسانه ها می شوند که حاوی مطالبی در تأیید « فرضیه ی تکامل » باشند!

 

12 - سوال دیگری که ممکن است از سوی مخاطبان محترم وبسایت مطرح شود، این است که آیا نویسنده های مقالاتی که ما به آن ها استناد نموده و از شواهد کشف شده توسط آن ها، در نقد « فرضیه ی تکامل » بهره می بریم، خودشان نیز به مشکل دار بودن فرضیه ی تکامل معتقدند؟

 

پاسخ به این سوال نیز مفصل بوده و ان شاء الله در جای خود و در قسمت های آخر این سلسله مقالات، به آن ها پرداخته خواهد شد. اما پاسخ کوتاه ما به این سوال احتمالی به شرح زیر است:

 

برخی از محققین و مولفان مقالات مذکور، شخصاً در مقالات خود، به تبعات نامناسب کشفیاتشان برای مفروضات قبلی « فرضیه ی تکامل »، معترفند؛ برخی دیگر از محققان، در مورد نقض مفروضات « فرضیه ی تکامل » به وسیله ی یافته هایشان، چندان معترف نیستند، اما ذکر می کنند که یافته ی آن ها سوال یا ابهام جدی برای فلان بخش از « فرضیه ی تکامل » ایجاد می کند. گروه دیگر محققان، یافته های مقالات خود را که با « فرضیه ی تکامل » تقابل دارد، تنها به عنوان استثنائاتی در این فرضیه می پندارند! چرا که تصور می کنند، در بقیه ی حیطه ها، تکامل اثبات شده و دقیق می باشد!

 

تکلیف دو گروه اول مشخص است و بالطبع ذهن پرسش گر آن ها می تواند تا حدودی به یافتن حقیقت کمک کند، اما در مورد گروه سوم باید نکته ای را متذکر شویم:

 

« فرضیه ی تکامل » یک فرضیه ی چند وجهی است که در حیطه ی علوم مختلفی اظهار نظر می نماید که از جمله ی آن ها می توان به زمین شناسی، شیمی آلی، شیمی معدنی، زیست شناسی (شاخه های مختلف)، آناتومی، آنتروپومتری، ژنتیک، پروتئومیکس، اکولوژی، و حتی روانشناسی و جامعه شناسی اشاره کرد. به دلیل حلقه ی قدرتمند مافیای تکامل که در علوم مختلف مرتبط با آن ریشه دوانده است، همواره این تصور وجود دارد که تکامل در همه ی این عرصه ها، موفق به اثبات صحت خود شده است! بدین ترتیب هر گاه محققین در شاخه ای از علم، مطلبی غیر منطبق با « فرضیه ی تکامل » می یابند، به تصور این که یافته ی آن ها تنها یک استثناء است و تکامل در بقیه ی شاخه ها، موفق بوده است، موضعی علیه موجودیت « فرضیه ی تکامل » نمی گیرند! البته به مرور زمان، مخاطبان محترم خواهند دید که برخلاف آن چه که ادعا می شود، نه تنها « تکامل » واجد شرایط اطلاق عبارت « نظریه » نمی باشد و در بهترین حالت، تنها یک « فرضیه » است، بلکه در تمامی شاخه های مرتبط با خود، دچار اشکالات، ابهامات و آسیب های جدی است و ما ان شاء الله به مهمترین این ابهامات در حیطه های مختلف، اشاره خواهیم کرد.

 

در مورد استثناء ها نیز باید بگوییم که وجود 1 یا 2 یا 3 یا حتی 10 استثناء هم در رابطه با یک ادعای علمی، قابل پذیرش است، اما هنگامی که این ادعاها به هزاران مورد می رسد، دیگر استثناء نیستند، بلکه اصل ادعای علمی مورد نظر، رد می شود! تصاویر زیر، به درک بهتر این مطلب کمک می کند:

 

 

   

       

« دایره ی زرد »، معرف « فرضیه ی تکامل » و لکه های « قرمز » معرف « شواهد نقض کننده ی تکامل » هستند. هنگامی که « شواهد نقض کننده ی تکامل » کم باشند (حدود 10 عدد در تصویر سمت راست)، کماکان « فرضیه ی تکامل » (دایره ی زرد رنگ) غالب است، اما هنگامی که « شواهد نقض کننده ی تکامل » زیاد باشند (هزاران عدد در تصویر سمت چپ)، دیگر غلبه با شواهد نقض کننده است و « فرضیه ی تکامل » (دایره ی زرد رنگ) وجود نخواهد داشت و به چشم نخواهد آمد.

 

 

13 - دکتر « سید حسین نصر » استاد ایرانی الاصل کرسی اسلام شناسی دانشگاه های « جرج واشنگتن » و « تمپل »، در اظهار نظری جالب، چنین عنوان کرده است:(46)

 

»The theory of evolution is the peg of the tent of modernism. If it were to fall down, the whole tent would fall on top of the head of modernism. And therefore it is kept as an ideology and not as a scientific theory which has been proven. «

 

« نظريه ی (فرضیه ی) تكامل ستون خيمه مدرنيسم است و اگر اين ستون سقوط كند، كل خيمه بر سر مدرنيسم فرو خواهد ريخت. بنابراين به مانند يك ايدئولوژي با آن رفتار مي شود، نه يك تئوري علمي كه به اثبات رسيده است. »

 

همچنین در بخش دیگری از مقاله ی خود، چنین آورده است:(46)

 

»There are different kinds of scientific theories. For example, you have string theory in physics and cosmology and you have quantum mechanics. Now if someone were to oppose them, no one would expel them from their university; no one would have his or her promotion denied because of his or her saying "I do not accept this theory." Evolution, on the contrary, is a totally different matter, because it is an ideology, it is not ordinary science; so if you are a professor of biology in a university, especially in the Anglo-Saxon world, less so in Italy, France, and Germany, and if you oppose the theory of evolution on purely scientific grounds, you are rejected and even ejected from your position, your colleagues think you are insane, you do not get promotions, and so on. «

 

« انواع مختلفي از نظريه هاي علمي وجود دارد. مثلاً مكانيك كوانتوم يا تئوري زنجيره در فيزيك و كيهان شناسي. اكنون اگر كساني با اين نظريه ها مخالفت ورزند، هيچ كس آنها را از دانشگاه اخراج نمي كند و هيچ كس به خاطر بر زبان راندن جمله « من اين نظريه را نمي پذيرم »، مانع ارتقاي شغلي آنها نمي شود. تئوري تكامل - برعكس همه نظريه ها - موضوعي كاملاً متفاوت است زيرا اين تئوري يك ايدئولوژي است و نه علم متعارف. بدين ترتيب اگر شما استاد زيست شناسي در يك دانشگاه به خصوص در دنياي آنگلوساكسون و كمتر در ايتاليا، آلمان و فرانسه باشيد و اگر طبق زمينه هاي كاملاً علمي با نظريه ی تكامل مخالفت مي ورزيد، فردي مطرود خواهيد بود و حتي موفقيت كاري خويش را نيز از دست خواهيد داد، همكارانتان شما را ابله مي پندارند، ارتقاي شغلي نمي يابيد و .... »

 

اعتراف به برخورد ویژه ی غرب با « فرضیه ی تکامل » از سوی فردی که خود در مغرب زمین، زندگی کرده و در دانشگاه های آن تدریس می نماید، خود شاهد بسیار مهمی برای صحت سخنان « منتقدان تکامل » است. به عبارت دیگر، جوامع غربی و ماسونی، به « فرضیه ی تکامل »، نه به عنوان یک فرضیه ی علمی، بلکه به عنوان « ناموس » و « ایدئولوژی » خود نگاه می کنند و با توجه به این که موجودیت خود را در گرو آن می بینند، به انحاء مختلف سعی در دفاع و حفاظت از آن دارند! حتی اگر شواهد مهمی علیه آن کشف شود! ای کاش دوستان ساده دل ما، به این واقعیت توجه می نمودند و به حمایت بی چون و چرا از این « فرضیه » ی پر ایراد نمی پرداختند!!!

 

البته تمامی مواضع به اصطلاح اسلام شناسان ساکن غرب و به خصوص افراد دارای سوابق مشکوک، مورد تأیید ما نیست، اما سخنان اعتراف گونه ی آنان در لا به لای مقالات، آن هم در شرایطی که مشابه چنین مطالبی، از سوی منابع و افراد متعددی نیز شنیده می شود، سر نخ های مهمی از تحرکات مافیای تکامل به دست می دهد.

 

14 - هدف اصلی این سلسله مقالات، برگرداندن « فرضیه تکامل » به جایگاه حقیقی خود می باشد؛ یعنی با توجه به وجود شواهد علمی متعدد در مقابل این « فرضیه » و عدم وجود شرایط « نظریه » شدن در آن، هدف ما این است که مخاطبان محترم از این به بعد، به « تکامل » به عنوان یک « فرضیه » ی پراشکال بنگرند، نه یک « نظریه » ی اثبات شده! ضمناً به هیچ عنوان نظر ما درباره ی خلقت، با مسیحیان معتقد به « خلقت گرایی زمین جوان : Young Earth Creationism »(47) شباهت ندارند! ان شاء الله ما در آخرین مقاله از این سلسله مقالات، به بیان دیدگاه خود در این خصوص خواهیم پرداخت که این دیدگاه نیز تنها یک « فرضیه » خواهد بود! چرا که اصولاً با توجه به پیچیدگی های مبحث خلقت و عدم وجود شواهد کافی در دسترس، اصولاً امکان ارایه ی یک نظر صریح و دقیق درباره ی خلقت جهان و انسان وجود ندارد! ان شاء الله با ظهور مفسر بزرگ قرآن کریم، حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، این رمز نیز بازگشایی خواهد شد.

 

15 - همه ی دوستان احتمالاً داستان « لباس پادشاه » اثر « هانس کریستین آندرسن » را شنیده اند.(80) خلاصه ی داستان بدین ترتیب است: « دو مرد شیاد به پادشاه قول می دهند که لباسی فاخر و زربفت برایش بدوزند، ولی سرانجام جامه ‌ای نامرئی به تن پادشاه می کنند و می گویند این لباس را تنها کسانی می بینند که حلال زاده باشند! وقتی پادشاه لباس را به تن می کند، اطرافیانش با این‌که لباسی بر تن پادشاه نمی ببینند، اما برای آن‌ که کسی آن ها را حرامزاده نخواند، از لباسهای پادشاه تعریف می کنند!پادشاه برای نمایش لباس فاخرش به میانه شهر می رود و مردم نیز به قاعده ی اطرافیان پادشاه و به همان دلیل، از لباس تعریف و تمجید می کنند و هلهله می کشند! کودکی که بر شاخه ی درختی نشسته است، فریاد می زند که پادشاه لباسی به تن ندارد و عریان است! مردم نیز پس از آن‌که مطمئن می شوند پادشاه واقعاً لخت است و حکماً آن‌ ها حرامزاده نیستند، شادمانه به عریانی پادشاه می خندند! »(80). متاسفانه وضعیت « فرضیه ی تکامل » نیز داستانی شبیه لباس پادشاه دارد! علی رغم این که روز به روز بر شواهد نقض کننده ی « فرضیه ی تکامل » افزوده می شود و ابهامات و سوالات بیشتری در مقابل آن مطرح می شود، متاسفانه هنوز جرأت کافی در بین بسیاری از دانشمندان برای بیان آزادانه ی انتقاداتشان از این « فرضیه » ی پر اشکال وجود ندارد! چرا که نگران واکنش ها، سخت گیری ها و آزارهای مافیای قدرتمند حامی « تکامل » در سراسر جهان می باشند! به لطف باری تعالی، ما مفتخر خواهیم بود که بتوانیم حداقل همچون « کودک » داستان « لباس پادشاه »، عریانی و پوچی « فرضیه ی تکامل » را فریاد بزنیم؛ حتی اگر دیگران ما را « کودک » بخوانند!

 

16 - به لطف باری تعالی، روز به روز به تعداد شواهدی که « فرضیه ی تکامل » را به چالش می کشند، اضافه می گردد و این مسئله به خصوص در کشفیات پس از سال 2006 میلادی، ملاحظه می گردد. این امر، نوید روزهای بهتر برای منتقدان « فرضیه ی تکامل » و روزهای سخت تری را برای طرفداران « فرضیه ی تکامل » می دهد! با افزایش تعداد کشفیات جدید در حوزه های مختلف، روز به روز بر عقب نشینی تکامل شناسان، افزوده شده و پوچی و بی محتوایی این فرضیه ی پر اشکال، بیش از پیش مشخص خواهد شد. پس دست در دست هم، این عقب نشینی و اضمحلال را به نظاره می نشینیم. ان شاء الله.

 

خادم الامام (عج) - وعده صادق

 

 

لینک مقاله فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! -5

 

 

دیدگاه‌ها   

+4 #22 سیده مریم 1392-11-19 10:25
به نقل از ...:
حتى طبيعى‌دان معروف «دوكاترورواژ» در مورد انسان اين نظر را دارد كه نه فقط انسان قديم با انسان معاصر فرقى ندارد بلكه نواقص انسان كنونى از انسان قديم بيشتر است.
یقین این است که در گذشته موجوداتی زندگی می کرده اند ؛ و برخی از آنها شبیه هم بوده اند ؛ ولی ما از هیچ راه علمی و تجربی نمی توانیم به دست آوریم که حتما بعضی از این موجودات مشابه ، از بعض دیگر مشتق شده اند. چون ما تنها خود فسیلها و تشابه آنها را می بینیم نه تبدیل شدن آنها به همدیگر را ؛ و لازمه ی تشابه بین دو موجود ؛ ارتباط آنها باهم نیست.
فسيل‌ها گواه بر تكامل مي‌باشند! اين ادعايي بوده كه دانشمندان با صدايي بلند عنوان مي‌كردند. اما مشكلي كه در مورد فسيل‌ها وجود دارد ، اين است كه ميان حيواناتي كه فسيل‌ها گواه بر وجود آنها هستند ، و حيوانات همنوعشان در عصر ما، هيچ فسيلِ مياني وجود ندارد ، گويي حيوانات اوليه ناگهان به‌صورت حيوانات امروزي تحول و تكامل يافته‌اند
ادامه در دیدگاه بعدی...

ادعای شما از اساس اشتباه است!
نقل قول کردن
+4 #21 سیده مریم 1392-11-19 10:24
به نقل از ...:
نظريه تكامل و تحوّل انواع در زمان داروين و پس از او مورد نقد جدّى قرار گرفت. كسانى مانند «ادوارد مك كرادى» E.Mccrady. و «رى وِن» Raven. آن را به طور كلّى مردود دانستند و برخى مانند «آلفرد راسل والاس» Alfred Russel Wallace. اين نظريه را در خصوص آفرينش انسان نادرست دانستند ايان باربور، علم و دين، صص 115 - 114.
...
« فیرکو» طبیعی‏دان آلمانی متخصص «انتریولوژی يا تاریخ طبیعی انسان» می‏نویسد: هنگامی که جمجمه‏های انسان‏ها را در نظر می‏گیریم هرگز به کلّه میمونی که به کلّه انسان شباهت داشته باشد دست نیافتیم.»
ادامه در دیدگاه بعدی...

به ازای هر کدوم از اسامی که اینجا برای رد نظریه تکامل مطرح کردید میشه هزار نفر رو معرفی کرد که با ذکر دلیل نظریه رو تایید میکنن.

دوست نویسنده مقاله حاضر هم عنوان میکنن که:
"وجود 1 یا 2 یا 3 یا حتی 10 استثناء هم در رابطه با یک ادعای علمی، قابل پذیرش است، اما هنگامی که این ادعاها به هزاران مورد می رسد، دیگر استثناء نیستند، بلکه اصل ادعای علمی مورد نظر، رد می شود!"

----------------------------------

با سلام

شما هنوز کل قسمت های منتشر شده از این سلسله مقالات رو نخوندید، چطور به نقد دست می زنید! بهتره ابتدائاً مطالعاتتون رو بیشتر کنید! حدس می زنم خیلی هم اهل مطالعه ی به روز مجلات مشهور علمی مثل Nature، Science، PNAS و PlosONe و امثالهم هم نباشید و فقط از روی این که کدام طبیعیدان چی گفته، اطلاعات خودتون رو به دست می آرید! باز هم توصیه به مطالعه ی بیشتر می کنم!

موفق باشید
نقل قول کردن
0 #20 سیده مریم 1392-11-19 10:17
به نقل از ...:

چقدر بايد تخيل خود را گسترش دهيم تا در خصوص تکامل چشم- مثالي که غالباً به دست داده مي شود- صحبت کنيم. چقدر نامعقول و احمقانه است که مولکول ها به تدريج در يک موجود کور در گل آرايش تازه يي به خود بگيرند سپس در زمانی که آن موجود کور نمي بيند در زمانی دیگر بينا شود. ما مي دانيم که اين ادعا چقدر نامعقول است، چقدر پذيرش پوچي و بي معناي تئوري تکامل مورد درخواست ماست. همين قضيه در مورد رشد يک بال براي پرواز و يادگيري کامل پرواز هم صادق است.
ادامه در دیدگاه بعدی...

نیازی به گسترش تخیل نیست دوست عزیز.
کافیه از کپی پیست کردن مطالب سطح پایین بی اساس دست بردارید و بر مطالعاتتون در این زمینه اضافه کنید. همین!
خود من به شخصه تمام ابهاماتی رو که مطرح کردید و حاصل از نقصان در علم نویسنده ای هست که نظرشون رو اینجا وارد کردید، رو میتونم براتون با دلیل علمی توجیه کنم.
نقل قول کردن
-3 #19 سیده مریم 1392-11-19 10:11
به نقل از ...:
فسيلهایی که از زمان دايناسور ها ...هيچ تغييري نکرده اند. از جمله ي اين موجودات مي توان اشاره نمود به : ماهي خاوياري ، خرچنگ نعل اسبي ...
چگونه ممكن است وال‌ها كه از حیوانات دریایی هستند در تكامل جنینی خود بعضی از صفات و حالات پستانداران خشكی را كه در سلسله تكامل در مرحله‌ی بعد قرار دارند را دارا باشند....

مطالبی که ذکر میکنید بیشتر شبیه طنزنامه هست تا دیدگاه علمی!
اولا نکته اولی که ذکر فرمودید از اساس اشتباه هست!
اتفاقا حضور فسیل های زنده توسط "زیست شناس" و علم تکامل کاملا توجیه پذیره.
دوما کمی مطالعه یا سرچ حتی فارسی در رابطه با مطلبی که در رابطه با اون کپی پیست کردید سوال شما رو کاملا پاسخگو بود!
همه میدونن که وال ها "پستاندار" هستند و خصوصیت رویدن مو و دندان در اون ها اتفاقا تایید کننده نظریه تکامل هست و بر اساس اسناد علمی "بسیار زیاد"، اجداد خشکی زی داشتند که بعدها وارد آب شدند.

از مطالبی که جناب "سه نقطه" در تایید مقاله اصلی میگذارند مشخص میشه که مخاطبین تایید کننده نویسنده اصلی از چه قشری هستند!

-------------------------

---------------------

سلام
ادب و نزاکت شما شخصیت شما رو بیشتر از هر شخص دیگه ای نشون می ده! اطلاعات علمی خودتون رو آپدیت کنید!

به نظر یکی از دانشجویان ژنتیک که نظرشون با ما موافق نیست، توجه کنید! ایشون برخلاف شما، با ادب و نزاکت صحبت می کنند و نظرات خودشون رو ابراز می کنند. جواب ما هم به ایشون متقابلاً توام با احترامه! شما هم حد و حدودتون رو در مورد مخاطبان وبسایت نگه دارید که بخش اعظمی از اون ها از نظر علمی از شما بالاتر هستند!

موفق باشید.

خادم الامام (عج)
نقل قول کردن
+4 #18 سیده مریم 1392-11-19 10:00
به نقل از ...:
رياضيات هم مساله يي ديگر است... شما چگونه مي توانيد اطلاعاتي بيش از آنچه را که در آن نهاده ايد از آن خارج سازيد؟ به گفته دکتر سید حسین نصر اين يکي از قدرتمندترين نقادي هاي علمي است که در خصوص نظريه زيست شناختي تکامل ارائه شده است.
ادامه در دیدگاه بعدی...

باز هم عدم وجود اطلاعات کافی!
چیزی که شما از یک موجود زنده میبینید فقط فنوتیپ یک موجود هست که حاصل از فقط 2 درصد از ژنوم انسان هست.
این یعنی شما 98 درصد از اطلاعات ژنومیک هسته رو نمیبینید در حالی که وجود داره و بالقوه پتانسیل این رو داره که با تغییراتی که درش ایجاد و حف میشه نمود فنوتیپی پیدا کنه!
نقل قول کردن
+3 #17 سیده مریم 1392-11-19 09:55
به نقل از ...:
بنا به اصل تنازع بقا يا انتخاب اصلح ، موجودي به حيات خود ادامه خواهد داد که از ديگر رقباي خود در حيات قويتر و با طبيعت سازگارتر است . يافته هاي فسيل شناسان ... طبق اصل انتخاب اصلح همواره عامل مثبت مي ماند و عامل منفي از بين مي رود . آيا باهوش بودن براي حفظ حيات عامل منفي بود ؟ شکي نيست که هوش قویترین عامل بقاست.
براي مثال چگونه سگ پاکوتا ...


اولا انتخاب طبیعی هرگز به صورتی که شما گفتید عمل نمیکنه. لازمه که مطالعات خودتون رو افزایش بدید.
دوما شما صحبت از هوش میکنید بعد میگید برای مثال سگ پا کوتاه نمیتونه بدوه؟!!!
سوما دلیل اینکه سگ پا کوتاه الان دیده میشه انتخاب طبیعی نیست! بلکه "انتخاب مصنوعی" هست که حاصل اصلاح نژاد سگها توسط "انسان" بر اساس سلایق انسانی هست نه انتخاب طبیعی!
چهارما کپی پیست میکنید لااقل منبع رو ذکر کنید که ما به نویسنده واقعی خرده بگیریم نه به شما!
نقل قول کردن
+6 #16 به سوی بیداری 1392-10-09 11:02
سلام و درود؛
دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی به سوی بیداری منتشرگردید.
http://www.besoyebidari.ir/mylink.php?url=61
ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
موفق و پیروز باشید .
یا علی
http://www.besoyebidari.ir —
نقل قول کردن
+10 #15 راشد 1392-10-05 23:54
از زحماتتون ممنونم. لطفا در مورد جعلهای تاریخی مانند داستان کشف قاره آمریکا توسط کریستف کلمب و یا موضوع پیشگوییهای نوستر اداموس هم مقاله ارائه دهید. و یا به لینکهای مفید راهنمادیم کنید با زهم بسیار متشکرم

---------------------------------

سلام

در مورد نوستراداموس به لینک های زیر مراجعه فرمایید:

http://www.alvadossadegh.com/fa/article/42-freemasonry/90-freemasonry-dajjal-of-apocalypse-7.html

http://www.alvadossadegh.com/fa/article/42-freemasonry/402-------2.html

خادم الامام (عج)
نقل قول کردن
+5 #14 ... 1392-10-05 02:04
بنا به اصل تنازع بقا يا انتخاب اصلح ، موجودي به حيات خود ادامه خواهد داد که از ديگر رقباي خود در حيات قويتر و با طبيعت سازگارتر است . يافته هاي فسيل شناسان ، نشان داده است که قبل از نسل انسان و ميمون (شامپانزه) نسلي مي زيسته است که از نظر مغزي کاملتر از ميمون ولي ناقصتر از انسان بوده است حال سوال اين است که چرا اين موجود انسان نما ، مغز متکامل خود را از دست داده و تبديل به ميمون شده است ؛ چگونه است که اين موجود با آن مغز کاملتر از مغز ميمون ،نتوانسته است به حيات خود ادامه دهد ولي ميموني که ناقصتر از او بوده توانسته است به حيات خود ادامه دهد. طبق اصل انتخاب اصلح همواره عامل مثبت مي ماند و عامل منفي از بين مي رود . آيا باهوش بودن براي حفظ حيات عامل منفي بود ؟ شکي نيست که هوش قویترین عامل بقاست. براي مثال چگونه سگ پاکوتا يا سگ پشمالوي فانتزي ، که نه سرعت زيادي دارند ، نه قدرت زيادي و نه ديگر خصوصيات يک حيوان شکارچي را ، باقي مانده اند ولي بسياري از فاميلهاي آنها که شکارچيان قابلي بوده اند منقرض شده اند.
نقل قول کردن
+2 #13 ... 1392-10-05 02:01
رياضيات هم مساله يي ديگر است. نقد رياضي- بنياد از تکامل نقدي که پيشتر توسط تعدادي از رياضيدانان از جمله تمام کساني که در خصوص طرح عقلاني سخن گفته اند، مطرح شده است. اگر چه آنان مورد حملات پرشمار تکاملي ها قرار گرفتند اما به اين برهان رياضي متوسل شدند؛ طبق تئوري اطلاعات رياضي شما هرگز نمي توانيد از درون جعبه «الف» چيزي بيش از آنچه که در آن نهاده ايد خارج سازيد. اين يکي از اصول بنيادين نظريه اطلاعات است. اکنون يک سلول زيستي در معناي همان جعبه «الف» است که اطلاعاتي در آن قرار دارد. شما چگونه مي توانيد اطلاعاتي بيش از آنچه را که در آن نهاده ايد از آن خارج سازيد؟ به گفته دکتر سید حسین نصر اين يکي از قدرتمندترين نقادي هاي علمي است که در خصوص نظريه زيست شناختي تکامل ارائه شده است.
ادامه در دیدگاه بعدی...
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید