ملعون است کسی که نماز مغربش را تا به پدیدار شدن ستارگان به تاخیر بیندازد

1
photo_2015-07-16_00-53-18.jpg

زهري گفته:

در طلب زیارت حضرت صاحبعلیه السلام خیلی مشقّت و سختی کشیدم، تا جایی که در این راه مال بسیار زیادي خرج کردم، تا اینکه به عَمريّ [نایب خاص امام زمانعلیه السلام] رسیدم و به او خدمت کرده و ملازمش شدم. بعد از مدّتی از ایشان درباره امام زمانعلیه السلام سؤال کردم، او به من گفت: نمیتوان به محضر حضرت رسید. بار دوم تواضع و التماس کردم که عمري گفت: فردا صبح بیا. فردا صبح رفتم، به استقبال آمد و همراه او جوانی بود که چهره بسیار زیبا و رایحه و بوي خوشی داشت که از همه خوشبوتر بود، و هیئت و ظاهر تجار را داشت و مثل تجار چیزي در آستینش بود. وقتی که او را دیدم به سمت عَمريّ رفتم، امّا او با اشاره به من فهماند که به سمت جوان بروم، به طرف جوان برگشتم و هر چه خواستم پرسیدیم، او هم جوابم را داد. بعد حرکت کرد تا اینکه داخل خانهاي شود، و آن خانه از جمله خانههایی بود که به آنها اعتنا نمیشد. عمري به من گفت:بعد از این ایشان را نخواهی دید. هرچه که میخواهی از ایشان بپرس. رفتم که از ایشان اموري را بپرسم امّا حضرت اعتنا نکرد و داخل خانه شد، فقط این را فرمودند: ملعون است ملعون است هر کس نماز مغرب را تأخیر بیندازد تا ستارگان آسمان مثل شبکه به هم بگذرند، معلون است ملعون است کسی که نماز صبح را تأخیر بیندازد تا اینکه ستارگان آسمان ناپدید شوند. حضرت پس از گفتن این کلمات وارد خانه شدند.

 

غیبت طوسی،فصل سوم،ح236

 1,587 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید