موانع تربیت زمینه ساز – بخش 2

0
emam-mahdi-7.jpg

با توجه به این که تربیت دینی در سه حوزۀ افکار، گفتار و رفتار جریان دارد، موانع آن نیز در هر سه حوزه جریان دارد که تنها در حوزۀ اندیشه در سه محور: ارتباط با خدا، ارتباط با خود و ارتباط با دیگران مطرح.

 

 

 
  •  

بخش دوم و پایانی

ج) دلبستگی به دنیا

برای روشن شدن بحث دربارۀ دلبستگی به دنیا، نیازمند به توضیح این دو واژه هستیم.

«دنیا» نام مرحله ای پست از هستی است که اکنون انسان در آن زندگی می کند. قرآن کریم مراحل زندگی انسان در دنیا _ که دوران کودکی، نوجوانی، جوانی، پیری است _ را چنین بیان می کند:

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاه الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَه وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ …)؛ (حدید: 20)

بدانید که زندگى دنیا، در حقیقت، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشىِ شما به یکدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است… .

زندگی دنیا در مرحله ای «لعب» است که کارها غرض درست عقلایی ندارد (مانند دوران کودکی، گرچه کودک در کارهایش اهدافی دارد، ولی بزرگان به آن کارها و اهداف می خندند و آن ها را غیرعقلایی می دانند)؛ در مرحله ای لهو است که انسان را از کارهای مهم تر بازمی دارد (مثل دورۀ نوجوانی) و در مرحله ای اهمیت دادن به آرایش و زینت است (مثل دورۀ جوانی) و در مرحله ای فخرفروشی، خودبینی، امتیازات خود را به رخ دیگران کشیدن است و در مرحله ای ثروت اندوزی و فرزندآوری است (مثل دورۀ میان سالی).

پس از این مراحل _ که مرحلۀ رفتن از دنیاست _ خداوند ضمن بیان یک مثل می فرماید:

(إِنَّمَا مَثَلُ الْحَیَاه الدُّنْیَا کَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا یَأْکُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى‏ إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّیَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَیْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَیْلاً أَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِیداً کَأَن لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْأَیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ)؛ (یونس: 24)

در حقیقت، مَثَلِ زندگى دنیا به سان آبى است که آن را از آسمان فرو ریختیم، پس گیاه زمین ـ از آن چه مردم و دام ها مى‏خورند ـ با آن درآمیخت، تا آن گاه که زمین پیرایۀ خود را برگرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند، شبى یا روزى فرمان [ویرانى] ما آمد و آن را چنان درویده کردیم که گویى دیروز وجود نداشته است. این گونه نشانه‏ها[ى خود] را براى مردمى که اندیشه مى‏کنند به روشنى بیان مى‏کنیم.

دلبستگی: مقصود از دلبستگی به یک شیء این است که انسان برای به دست آوردن آن همۀ اصول و ارزش های اخلاقی خود را زیر پا بگذارد. برای مثال، برای به دست آوردن پول، پُست، قدرت و… دروغ بگوید، غیبت کند، تهمت بزند، ظلم کند، حق دیگران را بخورد و… حتی از ایمان بر کفر برگردد.

در متون دینی از دلبستگی نداشتن به دنیا، به زهد تعبیر شده است؛ زهد به معنای نداشتن نیست و همچنین به معنای استفاده نکردن هم نیست؛ چراکه خداوند هرچه در زمین است برای انسان خلق کرده است:

(هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُم مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اسْتَوَى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ)؛ (بقره: 29)

اوست آن کسى که آن چه در زمین است، همه را براى شما آفرید؛ سپس به [آفرینش] آسمان پرداخت، و هفت آسمان را استوار کرد؛ و او به هر چیزى داناست.

مقصود ما از دنیا، هر چیزی غیرخداست؛ حتی حبّ نفس و کارهای آن و… که دنیای مذموم در کلام امیرالمؤمنین نیز همین معناست. در تأیید این برداشت به دو سخن از علی(ع)  استشهاد می کنیم:

إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا وَ ابْتَلَى فِیهَا أَهْلَهَا لِیَعْلَمَ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ لَسْنَا لِلدُّنْیَا خُلِقْنَا وَ لَا بِالسَّعْیِ لَهَا أُمِرْنَا وَ إِنَّمَا وُضِعْنَا فِیهَا لِنُبْتَلَى بِهَا وَ نَعْمَلَ فِیهَا لِمَا بَعْدَهَا؛ (برازش، 1371: ج2، 1299)

بدون تردید خداوند دنیا را برای بعد از آن خلق کرده است و مردم را در آن مورد آزمایش قرار داده است، تا مشخص شود که چه کسی بهتر کار می کند و ما برای دنیا خلق نشده ایم و مأمور به تلاش برای دنیا نیستیم و تنها ما را در دنیا آورده اند که مورد آزمون قرار گیریم و برای بعد از دنیا تلاش کنیم.

در کلامی دیگر، حضرت این مسئله را روشن تر بیان می فرماید:

إِنَّ الْمَالَ وَ الْبَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیَا وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الْآخِرَه وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللَّهُ تَعَالَى لِأَقْوَامٍ فَاحْذَرُوا مِنَ اللَّهِ مَا حَذَّرَکُمْ‏ مِنْ نَفْسِهِ وَ اخْشَوْهُ خَشْیَه لَیْسَتْ بِتَعْذِیرٍ وَ اعْمَلُوا فِی غَیْرِ رِیَاءٍ وَ لَا سُمْعَه فَإِنَّهُ مَنْ یَعْمَلْ لِغَیْرِ اللَّهِ یَکِلْهُ اللَّهُ [إِلَى مَنْ‏] لِمَنْ عَمِلَ لَهُ. نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ مُعَایَشَه السُّعَدَاءِ وَ مُرَافَقَه الْأَنْبِیَاءِ؛ (شریف رضی: 1415: خ23)

همانا ثروت و فرزندان، محصول دنیا و فانى شدنى، و عمل صالح زراعت آخرت است، گر چه گاهى خداوند هر دوى آن را به ملّت‏هایى خواهد بخشید. از خدا در آن چه اعلام خطر کرده است برحذر باشید! از خدا آن گونه بترسید که نیازى به عذرخواهى نداشته باشید! عمل نیک انجام دهید بدون آن که به ریا و خودنمایى مبتلا شوید؛ زیرا هر کس، کارى براى غیر خدا انجام دهد، خدا او را به همان غیر واگذارد. از خدا، درجات شهیدان، و زندگى سعادتمندان، و هم نشینى با پیامبران را درخواست مى‏کنیم.

بنابراین هرنوع تلاشی که رنگ خدایی نداشته باشد مانع تربیت زمینه ساز است.

د) ضعف بینش سیاسی

قیام امام عصر(عج)  را به هر شیوه ای تفسیر کنیم، حرکتی سیاسی _ دینی به شمار می رود که باید با قدرت های جهانی درگیر شود. این درگیری، همه جانبه و فراگیر است و قدرت های جهانی و سیاست مداران بین المللی و ستمگران تاریخ با شیوه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی و… در برابر آن حضرت و برنامه های اصلاحی ایشان مقاومت می کنند. بنابراین کسانی می توانند در این میدان، یاران امام عصر(عج)  باشند که دارای بینش سیاسی بوده و نقشه ها و طرح های دشمن را بشناسند و بی اثر کنند و این کار باید با طراحی طرح های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی انجام گیرد.

باید توجه داشت تربیت زمینه ساز برای بعد از قیام امام عصر(عج)  طراحی نمی شود، بلکه _ همان گونه که از نام آن پیداست _ در عصر حاضر و به عنوان آماده شدن برای همکاری در آن قیام جهانی است. بنابراین نیروهایی می توانند به عنوان یاران مهدی(عج)  همکاری کنند که قدرت تحلیل مسائل جهانی را داشته و بتوانند اهداف پنهانی قدرت های جهانی را از برنامه های به ظاهر انسانی آنان افشا و خنثیٰ نمایند.

د) ضعف ولایت پذیری

از دیگر موانع جدی تربیت زمینه ساز، عدم ولایت پذیری از امام است. مقصود از ضعف ولایت پذیری این است که انسان در برابر امام تسلیم محض نباشد، بلکه تنها در برابر دستوراتی که خود تشخیص دهد با شریعت سازگار است تسلیم باشد و آن ها را بپذیرد. او در برابر دستوراتی که از نگاهش با شریعت سازگار نیست مقاومت کرده و در برابر نص، اجتهاد می نماید. این ضعف در روایتی از امام صادق(ع)  چنین بیان شده است:

عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ(ع)  یَقُولُ: إِذَا قَامَ اسْتَقْبَلَ مِنْ جَهَلَه النَّاسِ أَشَدَّ مِمَّا اسْتَقْبَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ(ص)  مِنْ جُهَّالِ الْجَاهِلِیَّه. فَقُلْتُ: وَ کَیْفَ ذَلِکَ؟ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص)  أَتَى النَّاسَ وَ هُمْ یَعْبُدُونَ الْحِجَارَه وَ الصُّخُورَ وَ الْعِیدَانَ وَ الْخُشُبَ الْمَنْحُوتَه وَ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَتَى النَّاسَ وَ کُلُّهُمْ یَتَأَوَّلُ عَلَیْهِ کِتَابَ اللَّهِ وَ یَحْتَجُّ عَلَیْهِ بِهِ. ثُمَّ قَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ لَیَدْخُلَنَّ عَلَیْهِمْ عَدْلُهُ جَوْفَ بُیُوتِهِمْ کَمَا یَدْخُلُ الْحَرُّ وَ الْقُرُّ؛ (مجلسی، 1983: ج52، 362)

فضیل می گوید: از امام صادق شنیدم که می فرمود: وقتی قائم ما قیام کند مخالفت با او شدیدتر است از مخالفت با رسول خدا. پرسیدم: چگونه؟ امام فرمود: چون هنگامی که رسول خدا برانگیخته شد مردم سنگ و چوب و مجسمه های ساخته شده را عبادت می کردند، ولی آن گاه که قائم ما قیام کند همۀ آن ها کتاب خدا را تأویل می کنند و با تأویل کتاب با او به مبارزه برمی خیزند. سپس فرمود: به خدا سوگند همان گونه که سرما و گرما داخل خانه ها می شود عدالت او نیز به خانه ها راه می یابد.

تأویل کتاب خدا همان اجتهاد در برابر نص است. این مسئله هنگامی سخت تر خواهد شد که روایات اسلام جدید و امر جدید را نیز مدنظر قرار دهیم. برای مثال، عبدالله بن عطا می گوید: از امام صادق(ع)  دربارۀ روش حضرت مهدی(عج)  پرسیدم:

سَأَلْتُهُ عَنْ سِیرَه الْمَهْدِیِّ کَیْفَ سِیرَتُهُ؟ قَالَ: یَصْنَعُ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)  یَهْدِمُ‏ مَا کَانَ قَبْلَهُ کَمَا هَدَمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص)  أَمْرَ الْجَاهِلِیَّه وَ یَسْتَأْنِفُ الْإِسْلَامَ جَدِیداً؛ (همو: 352)

پرسیدم: عملکرد حضرت مهدی(عج)  چگونه است؟ فرمود: همان گونه که رسول خدا(ص)  عمل می کرد و آن چه را که پیش از خودش هست کنار می گذارد، چنان که رسول خدا(ص)  فرهنگ جاهلیت را کنار گذاشت و اسلام را در قالب جدیدی ارائه کرد.

امام باقر(ع)  روش حضرت را چنین بیان فرموده است:

إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ دَعَا النَّاسَ إِلَى أَمْرٍ جَدِیدٍ کَمَا دَعَا إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ(ص)  وَ إِنَّ الْإِسْلَامَ بَدَأَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ غَرِیباً کَمَا بَدَأَ فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ؛ (همو: 336)

به راستی هنگامی که قائم ما قیام کند مردم را به فرهنگ جدیدی دعوت می کند، همان گونه که رسول خدا(ص)  چنین کرده است و همانا اسلام در غربت [تنهایی رسول خدا(ص) ] آغاز شده است و در آینده نیز چنین خواهد شد. پس خوشا به حال بی یاوران!

در روایتی دیگر، راوی از امام باقر(ع)  دربارۀ روش حضرت مهدی(عج)  می پرسد:

إِذَا قَامَ بِأَیِّ سِیرَه یَسِیرُ فِی النَّاسِ؟ فَقَالَ بِسِیرَه مَا سَارَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ(ص)  حَتَّى یُظْهِرَ الْإِسْلَامَ. قُلْتُ: وَ مَا کَانَتْ سِیرَه رَسُولِ اللَّهِ(ص) ؟ قَالَ: أَبْطَلَ مَا کَانَتْ فِی الْجَاهِلِیَّه وَ اسْتَقْبَلَ النَّاسَ بِالْعَدْلِ؛ (همو: 381)

هنگامی که قائم قیام کند چگونه در میان مردم رفتار می کند؟ امام فرمود: به روش رسول خدا(ص)  عمل می کند تا این که اسلام را جهانی کند. پرسیدم: روش رسول خدا(ص)  چگونه بوده است؟ فرمود: فرهنگ جاهلیت را کنار گذاشت و با مردم به عدالت رفتار کرد.

در شرح این روایات که گفته شده «حضرت مهدی(عج)  امر جدیدی را می آورد» تذکر چند نکته لازم است:

1. ممکن است مقصود از این که اسلام در قالب جدیدی ارائه می گردد، این باشد که آن حضرت بخش های پنهان دین را که تا به امروز به آن عمل نکرده ایم، بیان می کند و چون تا کنون چنین مسائلی گفته نشده، انسان ها تصور می کنند آن چه او می گوید اسلام جدید و فرهنگ نوینی است، همان گونه که وقتی در این کشور، انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی; رخ داد، عده ای این حرکت را خلاف شرع ارزیابی می کردند و هنگامی که انقلاب پیروز شد و احکام جدیدی در جامعه مطرح شد آن ها حاضر نبودند بپذیرند.

2. آن گاه که آن حضرت اسلام را بیان می کند، می پندارند آن چه او می گوید اسلام جدیدی است. در روایت امام باقر(ع)  به همین نکته اشاره دارد که اسلام از نقطۀ صفر آغاز شده است که امام از آن به غربت تعبیر می کند و سپس می فرماید:

دوباره اسلام به این غربت دچار می شود.

یعنی مردم آن اندازه از اسلام فاصله می گیرند که گویا چیزی از اسلام نشنیده اند و این که امام باقر(ع)  می فرماید:

خوشا به حال بی یاوران؛ یعنی خوشا به حال کسانی که در آن دورانِ غربت اسلام پایبندی خود را به فرهنگ دینی نشان دهند و حاضر باشند برای تبیلغ اسلام از خود مایه بگذارند.

3. با اندکی توجه به دنیای اسلام و عملکرد متفاوت مسلمانان و بیگانگی بیشتر آنان با فرهنگ دین در بسیاری از موارد، توجه به این نکته لازم است که مخاطب این روایات شیعیان نیستند، بلکه همۀ کسانی هستند که در دنیا به نام مسلمان زندگی می کنند و چه بسا مسلمان بودن خود را تنها در گفتن شهادتین می دانند و با اسلام هیچ آشنایی ندارند. گاه انسان با کسانی روبه رو می شود که ادعا می کنند مسلمان هستند، در حالی که شباهت آنان با پیروان ادیان دیگر بیشتر است تا اسلام. بنابراین اسلامی که حضرت مهدی(عج)  عرضه می کند از نگاه آنان امری جدید خواهد بود.

4. گذشته از موارد یادشده، به این نکته نیز باید توجه داشت که عصر ظهور معلوم نیست در چه زمانی رخ می دهد و جامعۀ اسلامی در آن دچار چه نوع کارکرد و فرهنگی است و مردم چه مقدار با اسلام آشنایی دارند و چه اندازه به آن پایبند هستند.

با توجه به نکات یادشده، اگر رفتار مردم در عصر ظهور با اسلام بیگانه باشد، به صورت طبیعی آن چه را که حضرت بیان می کند موضوعی جدید می پندارند!

مقصود از دین جدید هریک از این امور باشد، آن چه مهم است ولایت پذیری آن است که مسئله را دشوار می کند و کسانی می توانند در این میدان یاران امام عصر باشند که پیش از وقوع آن قیام ولایت پذیری را تمرین و در خود نهادینه کرده باشند.

بر این اساس، یکی از ویژگی های یاران مهدی(عج)  ولایت پذیری آنان است. امام باقر(ع)  این ویژگی را چنین بیان فرموده است:

هُمْ أَطْوَعُ لَهُ مِنَ الْأَمَه لِسَیِّدِهَا؛ (همو: 308)

آنان در برابر امام تسلیم ترند از کنیز در برابر اربابش.

هـ ) ضعف های اخلاقی

ضعف های اخلاقی موجود در افراد، مانع پیوستن آنان به امام، یا تلاش در مسیر فراهم کردن مقدمات قیام آن حضرت است. این ضعف ها بسیارند که تنها به یک کلام امام علی(ع)  اشاره می کنیم. آن حضرت در نامه ای به مالک اشتر دستور می دهد که نباید عده ای را به عنوان مشاوران خود انتخاب کند:

وَ لَا تُدْخِلَنَّ فِی مَشُورَتِکَ بَخِیلًا یَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ وَ یَعِدُکَ الْفَقْرَ وَ لَا جَبَاناً یُضْعِفُکَ عَنِ الْأُمُورِ وَ لَا حَرِیصاً یُزَیِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ؛ (شریف رضی، 1415: نامۀ 53)

بخیل را به عنوان مشاور انتخاب نکن که تو را از نیکوکاری بازمی دارد و از فقر می ترساند؛ و ترسو را به عنوان مشاور انتخاب نکن که تو را از کارها می ترساند؛ و حریص را به عنوان مشاور انتخاب نکن که زشتی ظلم را برایت زیبا جلوه می دهد. بدون تردید بخل و ترس و حرص صفات متفاوتی است که منشأ آن ها بدبینی به خداوند است.

اگر صاحبان چنین اخلاق هایی نمی توانند به عنوان همکار مالک انتخاب شوند قطعاً نمی توانند یاور امام عصر(عج)  نیز باشند؛ زیرا امام علی(ع)  یاران مهدی(عج)  را چنین وصف می فرماید:

لا یبالون فی اللّه لومه لائم؛ (فیومی، 1425: 558)

[یاران مهدی کسانی هستند که] در راه خدا از سرزنش سرزنش گران واهمه ندارند.

معنای این روایت آن است که آنان از نظر بینش و باور به جایی رسیده اند که اگر همۀ دنیا هم علیه آنان شورش کنند، آنان همچنان ثابت قدم در مسیر خود خواهند بود و به تلاش برای تحقق آن نهضت جهانی ادامه می دهند.

3. موانع گفتاری

این موانع نیز بسیارند، ولی به چند مانع مهم این حوزه اشاره می کنیم:

الف) فحاشی

امام باقر(ع)  در این باره می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ‏؛ (حر عاملی، 1412: ج16، 32)

راستى که خداوند شخص بدزبان بیهوده گوى را دشمن مى‏دارد.

با توجه به معنای واژۀ «متفحش» (ابن اثیر، 1985: ج3، 415) مقصود آن است که خداوند ناسزاگوی عمدی و سهوی را دشمن می دارد.

ب) دروغ گویی

دروغ گویی در ده ها آیه و حدیث مورد نکوهش قرار گرفته است که تنها به ذکر یک روایت اکتفا می کنیم. امام زین العابدین(ع)  می فرماید:

اتَّقُوا الْکَذِبَ الصَّغِیرَ مِنْهُ وَ الْکَبِیرَ فِی کُلِّ جِدٍّ وَ هَزْلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا کَذَبَ فِی الصَّغِیرِ اجْتَرَأَ عَلَى الْکَبِیرِ؛ (حرانی، 1400: 324)

از گفتن دروغ _ چه کوچک و چه بزرگ و چه به شوخی و به جدی _ بپرهیزید؛ زیرا انسان وقتی دروغ کوچک را گفت بر گفتن دروغ بزرگ تر جرأت پیدا می کند.

ج) مشاجره کردن

رسول خدا دربارۀ مشاجره کردن با مردم فرموده است:

إِیَّاکُمْ وَ مُشَاجَرَه النَّاسِ، فَإِنَّهَا تُظْهِرُ الْغِرَّه وَ تَدْفِنُ الْعِزَّه؛ (بروجردی، 1407: ج16، 249)

از مشاجره کردن با مردم بپرهیزید؛ زیرا مشاجره، کینه ها را افشا و عزت انسانی را از بین می برد.

د) مراء (مناقشه) کردن

امام صادق(ع)  به محمد بن نعمان احول می فرماید:

یَا ابْنَ النُّعْمَانِ! إِیَّاکَ وَ الْمِرَاءَ فَإِنَّهُ یُحْبِطُ عَمَلَکَ؛ (همو: 252)

ای پسر نعمان، از مناقشه کردن بپرهیز؛ زیرا ارزش کار تو را از بین می برد.

هـ ) جدال کردن

آن حضرت در ادامه فرموده است:

إِیَّاکَ وَ الْجِدَالَ فَإِنَّهُ یُوبِقُکَ؛ (همو)

از جدال کردن بپرهیز؛ زیرا تو را گرفتار می کند.

تفاوت مشاجره و مناقشه و جدال این است که مراء (مناقشه) بحث و گفت وگو پس از روشن شدن حق است، ولی طرف مقابل نمی خواهد بپذیرد؛ اما جدال، گفت وگو و بحث برای روشن شدن حق، ولی همراه با توهین است. بر همین اساس، در قرآن کریم این امر به جدال احسن مقید شده است – (جَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ) _ و مشاجره، گفت وگو برای چیزهای بی ارزش است.

و) خودستایی

خودستایی و تعریف کردن از خود، یکی دیگر از موانع تربیت زمینه ساز است. امام علی(ع)  در این باره می فرماید:

أَقْبَحُ الصِّدْقِ ثَنَاءُ الرَّجُلِ عَلَى نَفْسِهِ؛ (آمدی تمیمی، 1366: 179)

زشت ترین راستی، ستایش شخص از خودش است.

و) غیبت کردن

غیبت کردن یکی از گناهان کبیره است که آیات و روایات بسیاری بر حرمت و مانعیت تربیتی آن دلالت دارد که تنها به ذکر یک روایت اکتفا می کنیم. رسول خدا(ص)  فرمود:

الْغِیبَه أَسْرَعُ فِی دِینِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَکِلَه فِی جَوْفِهِ؛ (کلینی، 1390: ج4، 59)

غیبت کردن در نابودی دین انسان سریع تر از مرض خوره در نابودی بدن عمل می کند.

اثر منفی غیبت در معنویات و از بین بردن آن ها به قدری زیاد است که گاهی یک غیبت، زحمت چندین سالۀ انسان را از بین می برد. البته نباید از شدت روایات دربارۀ غیبت تعجب کرد؛ زیرا گاهی فرد با یک غیبت، آبروی شخصی را که چندین سال برای یافتن آن زحمت کشیده از بین می برد. بنابراین بجاست که همان یک غیبت زحمت چندین سالۀ غیبت کننده را نیز از بین ببرد.

ز) اذیت کردن مؤمن

پیامبر اکرم(ص)  دربارۀ اذیت کردن مؤمن می فرماید:

مَن اذی مؤمناً اذاه الله و من احزنه احزنه الله؛ (بروجردی، 1407: ج16، 305)

هر کس مؤمنی را اذیت کند خداوند او را اذیت می کند و هر کس مؤمنی را غمگین سازد، خداوند او را غمگین می کند.

ح) مچ گیری کردن

مچ گیری و عیب یابی دیگران به این معناست که رفتار و گفتار افراد را زیر نظر گیرد و لغزش ها و اشتباهاتشان را برای روز مبادا جمع آوری کند تا از این لغزش ها برای تخریب شخصیت آنان استفاده کند. رسول خدا(ص)  در این باره فرموده است:

لا تطلبوا عثرات[1] المؤمنین، فانّه من یتبع[2] عثرات اخیه یتبع الله عثرته و من یتبع الله عثرته یفضحه و لو فی جوف بیته؛ (فیض کاشانی، 1393: ج2، 592)

درصدد یافتن لغزش مسلمان نباشید؛ زیرا هرکس درصدد یافتن لغزش مسلمانی باشد، خداوند نیز درصدد یافتن لغزش اوست[3] و هرکس که خداوند درصدد یافتن لغزش وی باشد آبروی او را خواهد برد، گرچه در خانه اش باشد.

ط) سخن چینی کردن

رسول خدا(ص)  دربارۀ سخن چینی برای تخریب روابط دیگران می فرماید:

أَ لَا أُنَبِّئُکُمْ بِشِرَارِکُمْ؟ قَالُوا: بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ: الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِیمَه[4] الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الْأَحِبَّه الْبَاغُونَ[5] لِلْبُرَآءِ[6] الْمَعَایِب؛‏ (صدوق، 1411: ج4، 375؛ همو، بی تا: 183؛ طوسی، 1414: 462)

آیا گزارش ندهم به شما که بدترینتان چه کسانی هستند؟ عرض کردند: چرا ای رسول خدا. فرمود: آنان که سخن مردم را برای دیگران نقل می کنند تا بین دوستان جدایی بیندازند و برای افراد بی گناه عیب بتراشند.

نتیجه

برای تربیت نیروهای کارآمد در قیام جهانی امام عصر(عج)  نیاز به شناخت درست تربیت دینی و عوامل تأثیرگذار و موانع آن هستیم. با توجه به این که تربیت دینی در سه حوزۀ افکار، گفتار و رفتار جریان دارد، موانع آن نیز در هر سه حوزه جریان دارد که تنها در حوزۀ اندیشه در سه محور: ارتباط با خدا، ارتباط با خود و ارتباط با دیگران مطرح می شود که در ارتباط با خدا کفر و شرک دو مانع مهم، و در ارتباط با خود عدم بصیرت دینی، و در ارتباط با امام عصر(عج)  عدم شناخت جایگاه حقوقی آن حضرت است.

در حوزۀ رفتار نیز موانع مهمی وجود دارد که به شش مانع، غرور، تبعیت از هوای نفس، دلبستگی به دنیا، ضعف بینش سیاسی، ضعف ولایت پذیری و ضعف های اخلاقی اشاره شده است.

در حوزۀ گفتار نیز موانع متعددی وجود دارد که برای رعایت حجم مقاله، به ده مانع: فحاشی، دروغ گویی، مشاجره، مراء، جدال، خودستایی، غیبت کردن، اذیت کردن، مچ گیری و سخن چینی اشاره شده است.

پی نوشت ها:

[1]. عثرات: جمع «عثره» به معنای لغزش و خطاست. (طریحی، بی تا: ج3، 396)

[2]. تَتَّبع: التطلب شیئاً فشیئاً (مجلسی، 1404: ج10، 401): جست وجوی لحظه به لحظه است.

[3]. مقصود از تتّبع خداوند این است که مانع از شمول لطفش می شود و نمی گذارد ملائکه گناهان او را بپوشانند. در آن صورت آن مسلمان گرچه در درون خانه اش گناه را انجام دهد و تلاش کند که افشا نشود، چون خداوند از این تلاش او حمایت نمی کند به نتیجه نمی رسد و رسوا می شود.

[4]. نمیمه: ریشه اش «نمم» و به معنای تلاش است (فیومی، 1425: 626). «نمیمه» که اسم آن است تلاش برای نقل سخن مردم برای دیگری با انگیزۀ ایجاد اختلاف و بدبینی است (ابن اثیر، 1985: ج5، 120).

[5]. باغون: ریشه اش «بغی» و به معنای تجاوز از حد است (راغب اصفهانی، 1426: 121).

[6]. براء: ریشه اش «برء» و «بری» و در لغت به معنای رهایی از آن چه دوست ندارد است.

منابع

_  ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، تحقیق: ابوعبدالرحمن، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1985م.

_  ابن منظور، جمال الدین محمّد  بن مکرم، لسان العرب، قم، نشر ادب الحوزه، 1405ق.

_  اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، قم، مطبعه العلمیه، چاپ دوم، 1398ق.

_  آمدی تمیمی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1366ش.

_  برازش، علیرضا، المعجم المفهرس لالفاظ غرر الحکم و درر الکلم، تهران، امیرکبیر، 1371ش.

_  بروجردی، سیدحسین، جامع احادیث الشیعه، قم، مطبعه علمیه، 1407ق.

_  جمعی از محققین، المعجم الوسیط، استانبول، دارالدعوه، 1410ق.

_  حر عاملی، محمّد بن حسن، وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1412ق.

_  حرانی (ابن شعبه)، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، 1400ق.

_  راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق: صفوان عدنان، قم، طلیعۀ نور، 1426ق.

_  شریف رضی، محمد بن حسین بن موسی، نهج البلاغه، تحقیق: صبحی صالح، بیروت، دار الأسوه، 1415ق.

_  صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، تهران، مکتبه الصدر، چاپ سوم، بی تا.

_  صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، الخصال، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، بی تا.

_  ________________________________ ، من لا یحضره الفقیه، قم، مؤسسه النشرالاسلامی، 1411ق.

_  طبرسی، ابوالفضل علی بن حسن، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، تحقیق: مؤسسه آل البیت، قم، مؤسسه آل البیت، 1423ق.

_  طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین و مطلع النیرین، تهران، المکتبه المرتضویه، بی تا.

_  طوسی، محمّد بن حسن، الامالی، قم، دارالثقافه للطباعه والنشر والتوزیع، 1414ق.

_  _______________________ ، کتاب الغیبه، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1411ق.

_  فیض کاشانی، محسن، الصافی فی تفسیر القرآن، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، 1393ق.

_  ______________________ ، الوافی، اصفهان، مکتبه الامام امیرالمؤمنین، 1370ش.

_  فیومی، احمد بن علی، المصباح المنیر، قم، دارالهجره، 1425ق.

_  قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع الموده، قم، کتاب فروشی بصیرتی، بی تا.

_  کلینی، محمّد بن یعقوب، الکافی، ترجمه: مصطفوی، تهران، انتشارات اسلامیه، 1390ق.

_  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1983م.

_  ___________________ ، مرآه العقول، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1404ق.

_  مرتضوی، سیدمحمد، اصول و روش ها در نظام تربیتی اسلام، مشهد، گل نشر، 1375ش.

_  نعمانی، محمّد بن ابراهیم، الغیبه، بی جا، بی نا، بی تا.

منبع: فصلنامه مشرق موعود – شماره 26

فارس

 584 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید