یکی از توقیعات حضرت حجت (عج) در جواب نامه جعفر کذاب مبنی بر معرفی خود به عنوان امام

0
photo_2015-07-16_00-43-26.jpg

سعد بن عبداللَّه اشعري گفته است:

شیخ راستگو احمد بن اسحاق بن سعد اشعري که خدا رحمتش کند، این حدیث را گفته که یکی از شیعیان نزد او آمده و اظهار داشته که جعفر کذاب براي وي نامهاي نوشته و در آن خودش را به عنوان امام معرفی کرده است، و به او فهمانده است که پس از برادرش قیم است، و به حلال و حرام علم داشته و آنچه که از علوم مورد نیاز است نزد او است و به همه آنها عالم است. احمد بن اسحاق میگوید: وقتی آن فرد نامه را برایم قرائت کرد، نامهاي به حضرت صاحب الزمانعلیه السلام نوشتم و نامه جعفر را هم ضمیمه آن کردم. پس جواب حضرت در آن مورد صادر شد: به نام خداوند بخشنده مهربان نامه تو به دستم رسید، خداوند به شما بقا و طول عمر کرامت کند، و نامهاي را هم که در میان آن گذارده بودي رسید، البته با وجود اختلاف و اشتباه درالفاظ آن و تکرار خطا هایش، به محتواي آن اطلاع کامل دارم. اگر مدبّرانه و متفکرانه به آن نگاه میکردي به بعضی از اموري که من رسیدهام میرسیدي و غلط هاي متعددش را پیدا میکردي. به هر حال: حمد و ستایش مخصوص پروردگار عالمیان است که دراحسان و فضلش نسبت به ما، شریکی ندارد. خداوند متعال اِبا دارد که حقّ را تمام و کامل نکند، و باطل را محو و نابود نسازد، او برآنچه که ذکر میکنم شاهد است و به آنچه که میگویم ولی شماست، وقتی که همه ما را براي روزي که شکی در وقوع آن نیست جمع کرد و راجع به آنچه که در مورد آن اختلاف داریم از ما سؤال میفرماید، تحقیقاً خداوند متعال، براي صاحب نامه [جعفرکذاب] نه بر کسی که به او نامه نوشته، و نه بر تو و نه بر احدي از خلق، امامت واجب و حقّ اطاعت بر ذمه مردم قرار نداده است، وبه زودي مطلبی را برایتان روشن میکنم که ان شاء اللَّه شما را کفایت کند. اي مرد! خدا رحمتت کند، حقیقتاً که خداوند تبارك و تعالی خلق را بیهوده نیافرید، و آنها را بلاتکلیف رها نکرد، بلکه آنها را با قدرت قاهره اش خلق کرد و براي آنها گوشها، چشمها، قلبها و مغزها قرار داد. آنگاه انبیاعلیهم السلام را به طرف مردم فرستاد تا ایشان را بشارت داده و بترسانند، انبیا هم مردم را به اطاعت خداوند امر
کرده و از معصیت و نافرمانی نسبت به خداوند نهی نمودند و آنچه را که در مورد خالق و دینشان نمیدانستند به آنها بشناسانند.کتاب آسمانی بر آنها نازل فرمود و با فضل و بزرگواري اش فرشتگانی را بین آنها و کسانی که برایشان مبعوث شده بودند،برانگیخت تا دلایل روشن و براهین آشکار و آیات و نشانه هاي واضح و غالب را برایشان بیاورند. از جمله آن پیامبران کسی است
که آتش را بر او سرد و سلامت کرده و او را به دوستی خود گرفت [یعنی حضرت ابراهیمعلیه السلام] و آن دیگري کسی است که خدا با او بیواسطه تکلّم فرمود و عصایش را اژدهاي بزرگی قرار داد [یعنی حضرت موسیعلیه السلام] و یکی از آنها کسی است که به اذن خداوند مرده را زنده کرده، جذامی و برصی را شفا میداد [یعنی حضرت عیسی بن مریمعلیه السلام] و پیامبر دیگر کسی
است که خداوند سخن گفتن با پرندگان را به او آموخت و فرمانروایی هر چیزي را به او داد [یعنی حضرت سلیمان علیه السلام]. پس از اینها محمّد را که سلام و درود خداوند بر او و آلش باد، مبعوث فرمود و او را رحمت همه اهل عالم قرار داد. به واسطه او نعمتش را تمام کرد، و آمدن انبیا را ختم نمود، و او را براي هدایت همه مردم فرستاد، و از صدق و درستی ادعایش آنچه را خواست ظاهر کرد، و آیات و علامات صداقتش را روشن و مبیّن ساخت. پس خداوند روح مقدّس او را قبض فرمود؛ در حالی که حضرتش پسندیده، نعمتی از دست رفته و سعادتمند بود، آنگاه امر ولایت و هدایت را پس از او در وجود برادر، پسر عمو، وصی و وارثش علی بن ابی طالبعلیه السلام قرار داد. و پس از او به اوصیاي بعدي یکی پس از دیگري سپرد،دینش را به واسطه ایشان زنده کرد، و نورش را به سبب آنها تمام کرد، و بین ایشان و برادران و پسر عموها و نزدیکان و ذوي الارحام شان [فامیل شان]امتیازي روشن قرار داد، که به واسطه آن حجّت از غیر حجّت و امام از مأموم شناخته شود.اینکه در برابر گناه و معصیت به ایشان مقام عصمت داد، و از عیوب کوچک و بزرگ دورشان کرده، از پلیدي و کثیفی پاك وطاهر شان ساخته، و آنها را از لغزش پاکیزه کرده است. ایشان را خزانهدار علمش قرار داد، حکمتش را در وجود آنها به ودیعه گذارد، و آنها را محل سرّش گردانید، و با دلایل و معجزات تأیید شان فرمود. اگر غیر از این بود، مردم نیز با ایشان مساوي بودند و هر کسی مدّعی ولایت امري میشد، و حقّ از باطل و عالم از جاهل شناخته نمیشد. تحقیقاً این شخص که ادعایش باطل شده وبه خداوند افترا زده است، ادعایی کرده که در آن دورغ گفته است. من نمیدانم او به چه حالت و دستاویزي امیدوار است که ادعایش را ثابت کند. آیا به وسیله فقه و علمش در امر دین خدا [میخواهد ثابت کند که امام است]؟ به خدا قسم که او حلال را از حرام تشخیص نمیدهد و فرق بین خطا و صواب را نمیداند. آیا به وسیله علمش میخواهد ثابت کند؟ در حالی که نه به حقّ علم دارد نه به باطل، آیات محکم را از آیات متشابه تشخیص نمیدهد، و حد نماز و حتی وقت آن را نمیداند.آیا به واسطه تقوایش ثابت میکند؟ و خداوند شاهد است که او چهل روز نماز واجبش را ترك کرد، به خیال اینکه با این عمل، شعبده باز شود، شاید خبرش
به شما هم رسیده باشد. و همچنین خبر ظروف مسگري که خود او کار گذاشته [شرب خمر میکرده] و آثار عصیان و طغیانش در برابر خداوند تبارك تعالی که مشهور و معروف است. آیا معجزهاي دارد؟ پس باید بیاورد. آیا حجّت و برهانی دارد؟ پس باید اقامه کند. آیا دلیلی دارد؟ پس باید بیان نماید. خداوند متعال در کتاب عزیزش قرآن کریم میفرماید :” به نام خداوند بخشنده مهربان، حم [حامیم فرستادن و نازل کردن این قرآن عظیم از جانب خداوند مقتدر و حکیم است. ما آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست را جز به حقّ [و براي حکمت و مصلحت خلق]و جز در وقت معیّن نیافریده ایم، ولی آنان که کافرند از هر چه پند و اندرز شان کنند و بیم شان میدهند روي میگردانند. بگو: جز خدا همه آن بتهایی که به خدایی میخوانید به من نشان دهید که آیا در زمین چیزي آفریدهاند؟ یا با خداوند در خلقت آسمانها شریکند؟ از کتب آسمانی پیشین دلیلی بر خدایی بتها دارید؟ یا کمترین اثر و نشانهاي بر درستی عقیده شرك یافتهاید؟ اگر راست میگویید براي من بیاورید. و کیست گمراه تر از آن که جز خدا کسی را بپرستد که هیچ در حوایج او تا قیامت اجابتش نکند، و از هر چه بخواند شان بیخبر باشند. و چون در قیامت،خلق محشور شوند، آنجا معبودان باطل با مشرکان، دشمن محشور شده و از پرستش آنها بیزارند.”(سوره مبارکه احقاف ایه 1 تا 6).بنابراین از خداوند متعال در برابر این ظالم [جعفر کذاب] طلب توفیق کن و آنچه را که براي تو ذکر کردم بخواه و او را امتحان کن و مثلًا از تفسیر آیهاي ازکتاب خدا، یا تعیین حدود نماز واجب و آنچه که در آن واجب است از او بپرس تا اینکه حال و اندازه علم او را بدانی و عیب و ایراد و نقصانش برایت روشن شود و خداوند حساب او را میرسد. خداوند حقّ را بر اهلش حفظ میکند و آن را در محل و قرارگاهش مستقر میفرماید، و خداوند عزّوجلّ اِبا دارد که امامت را پس از حسن و حسین علیهما السلام در دو برادر قرار دهد. زمانی که خداوند به ما در سخن گفتن اجازه دهد، حقّ ظاهر و باطل نابود میشود و این امر براي شما معلوم و ظاهر میگردد. و به جهت [طلب] کفایت و نیکویی و زیبایی صنع و خلقت و ولایت به خداوند توجّه میکنم و خدا هم براي ما کافی، و او بهترین وکیل است. سلام و صلوات خداوند برمحمّد و آل محمّد باد.

 

غیبت طوسی،فصل 4،ح246

 957 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید