اثبات فرقه بودن گروه هاي شبه عرفاني

0

1- داشتن رهبري خودخوانده كه دقيقا درباره اين شبكه صدق مي كند؛ بنابراين، كافي است از رهبر اين شبكه پرسش شود استادش كيست و نزد كدام يك از عرفا يا متخصصان طب و يا كدام دانشمند تلمذ كرده و استاد مباني اعتقادي وي كيست؟ قطعا هيچ استادي معرفي نمي شود و اين فرد مي گويد هرچه دارد و هرچه تدوين كرده است، بدون شاگردي…

 

 

 

بي شك عوامل آشكار و پنهان «فرقه گرايي» و آثار و نتايج آن، از دو منظر انديشمندان غرب و جهان اسلام پوشيده نيست.

اما اين كه چرا فرقه هاي شبه عرفاني خطرناكند، بايد به علت فاعلي آن‎ها كه دسيسه هاي دشمنان امت اسلامي، جهل و تعصب، افراط‎گرايي، جدايي دين از اخلاق، قشري و سطحي سازي دين و شريعت، جداسازي دين و علم، دوري از دين ناب و احكام عقلي و منطقي و گرفتار آمدن در افكار پوچ اشاره كرد.
اين پرسش كه آيا به فرقه ها مي توان مكتب خطاب كرد هميشه وجود داشته است. اما كدام مكتب و يا كدام ايدئولوژي؟ آيا اين سخن كه گفته مي شود اين شبكه يك فرقه است، آن هم با ايدئولوژي خاص كه به‎مثابه يكي از شبه عرفان هاي وارداتي عمل مي كند، صحيح نيست؟
مگر فرقه ايجاد كردن چه شاخص هايي دارد كه اين شبكه را فاقد اين شاخص ها بدانيم؟ و مگر كسي كه فرقه تشكيل مي دهد، تابلو مي زند كه اين جا فرقه تشكيل شده است؟ و مگر رهبر يك فرقه، اعلام مي كند كه رهبر يك فرقه است؟ خير اين‎گونه نيست، بلكه اتفاقا مقاومت هم مي كند و فرقه اي بودن خود و تشكيلاتش را نفي مي كند.
اما ما در اين جا شاخص هاي يك فرقه را نوشته و با شبكه شبه عرفاني تطبيق مي دهيم تا مشخص شود اين مكتب نوظهور درواقع يك فرقه وارداتي است!

و اما شاخص هاي يك فرقه:
1- داشتن رهبري خودخوانده كه دقيقا درباره اين شبكه صدق مي كند؛ بنابراين، كافي است از رهبر اين شبكه پرسش شود استادش كيست و نزد كدام يك از عرفا يا متخصصان طب و يا كدام دانشمند تلمذ كرده و استاد مباني اعتقادي وي كيست؟ قطعا هيچ استادي معرفي نمي شود و اين فرد مي گويد هرچه دارد و هرچه تدوين كرده است، بدون شاگردي در مقابل بزرگان عشق و معرفت بوده است و اين يعني خودخوانده بودن، پس از اين بعد، فرقه بودن شبكه اثبات شده و هيچ شكي در آن نيست.

2- اين تشكيلات و رهبر آن مانند ديگر شبكه هاي ايجادشده و وارداتي و وابسته به شبه عرفان هاي مسيحي، يهودي و بودايي مانند رام الله، tsm، tm و… عرفان را سرلوحه كار خود قرار داده و دم از عرفان گرايي مي زنند، ولي اين عرفان منطبق بر كدام عرفان الهي و ديني است و نقش مذهب آن هم مذهب نوراني تشيع در كجاي اين عرفان گرايي است و برداشت هاي قرآني در اين حلقه عرفاني از كدام يك از مفسران بزرگ قرآن گرفته شده است؟ و اساسا مگر رهبر اين شبكه غيرقانوني، قرآن بلد است كه اصرار دارد شبكه خودساخته اش را با آيات نوراني قرآن اثبات كند؟ اين دومين دليل فرقه بودن اين شبكه شبه عرفاني است.

3- معمولا فرقه ها (رهبران و مريدان اصلي) هيچ كدام به مراجع معظم تقليد رجوع نمي كنند و بناي شرعيات با تشخيص خودشان است. خوب است مريدان از اين رهبر خودخوانده سئوال كنند كه با نظرات فقهي كدام‎يك از مراجع جلو رفته است و در مقابل سئوالات، آيا خود پاسخگو بوده يا ارجاع به نظرات فقيه جامع الشرايط داده است؟ و يا اساسا خمس و زكات و… را به كدام يك از مراجع داده و يا در ايام عمرش مقلد بوده يا خود اجتهادي داشته و سواد اجتهادش را از كجا آورده است؟ اين سومين دليل فرقه بودن اين شبكه غيرقانوني است.

4- معمولا در چند سال اخير، رهبران فرقه ها براي اين كه خود را بين ديگران مطرح كنند و در آشكار و پنهان مريد جمع كرده و روي آن ها اثر بگذارند، سعي در طرح قدرت ماورايي دارند، مثلا داشتن انرژي درماني، شفادرماني، اسكن درماني و يا ارتباط با ارواح و اجنه و موكل و ديگر موجودات ماورايي و يا ارتباط با غيب و ملكوت و… و اتفاقا رهبر اين شبكه غيرقانوني نيز با طرح اين كه با كانال هاي منفي و مثبت در هستي و نهايتا روح القدس ارتباط دارد، سعي در نشان دادن قدرت خود به ديگران داشته و با اين شيوه، درمانگري را پيشه كرده و بدين واسطه و با درمانگري ماورايي، مريدپروري كرده و جالب است كه اگر بيمار درمان نشود، مي گويند وي تسليم نشده و مقاومت كرده است، زيرا در اين نوع از درمانگري، بايد فرد اول كاملا تسليم شود و خود را در اختيار درمانگر بگذارد و بعد از تسليم و با القائات انجام شده، خود را شفايافته ببيند؛ بنابراين، اگر اين كار، يعني فرادرماني يك اصل باشد، پس چرا منطبق به علم روز دنيا نيست و دانشگاه ها و اطباي حاذق، دارودرماني را تجويز مي كنند؟ به هر جهت، بيشتر رهبران فرقه هاي وارداتي مي كوشند از اين راه قدرت نمايي كنند و …

5- يكي ديگر از شاخص هاي فرقه ها، ايجاد تشكيلات و داير كردن كميته ها و حلقه هاي گوناگون پنهان و آشكار است كه معمولا به‎صورت هرمي پيش مي رود و فراگير مي شود و هر كدام از اين كميته ها و حلقات وظايف خاصي دارند؛ آموزش، حقوقي، آرشيو، نشر، ارتباطات، پژوهش، سايت و… شبكه شبه عرفاني فوق نيز از اين جهت مستثنا نبوده و كميته ها و حلقات مختلفي دارد و البته گاه حلقه هاي پنهان مانند كميته ارتباط با خارج، كميته انضباطي، كميته جمع آوري پول و هزينه و… نيز فرقه ها را در راه اهداف‎شان كمك مي كند.

6- يكي از اهداف فرقه ها نفوذ و عامل گيري در مراكز حساس و مهم است؛ بنابراين، خوب است اين شبكه شبه عرفاني هم كه عوامل خاصي در مراكز رسمي و غيررسمي رسانه اي، آموزشي، فرهنگي، اجتماعي و… دارد، بررسي و از آن پرسيده شود كه چرا و به چه دليل، سعي دارد در اين مراكز، افرادي را جذب كند تا بتواند اهداف خود را پيش ببرد. اين حركت نيز؛ بنابراين كليه مراكز رسمي بايد در اين زمينه توجه بيشتري داشته و مراقبت كنند اسناد و مدارك درون سازماني ايشان به‎راحتي در اختيار اين فرقه ها قرار نگيرد.

7- يكي از شاخص هاي ديگر فرقه ها، تهديد كساني است كه به شكلي با رهبر فرقه و يا مريدان درافتاده و با روند كار آن‎ها مخالفت دارند، با اين افراد به‎شدت برخورد مي شود و مورد بايكوت قرار مي گيرند و تا مرحله حذف فيزيكي پيش مي روند كه با توجه به رخدادهاي سال گذشته، مي توان در مورد اين شبكه شبه عرفاني به نتايج خاصي رسيد كه البته تشخيص با نيروهاي انتظامي و قضايي است و آنها بايد بررسي دقيق كنند.

8- از ديگر شاخص هاي يك فرقه، ايجاد شبهه در اعتقادات اسلامي و قرآن و اهل بيت ـ سلام الله عليهم ـ و… است كه اين شبكه شبه عرفاني نيز اين راه را پيشه خود كرده است؛ بنابراين، در برخي جلسات، شبهات اساسي به وحي و راه انبياء ـ عليهم‎السلام ـ وارد مي كنند و با اين قيد كه مي خواهند رحمانيت عام الهي را برشمرند، مسير حق معصومين ـ عليهم‎السلام ـ حذف و ارتباط مستقيم انسان ها با روح القدس مطرح مي شود؛ همچنان كه در اساسنامه اين شبكه شبه عرفاني، اين شبهات آشكارا ديده مي شود.

9- شاخص ديگر تشكل هاي شبه عرفاني، ايجاد گستردگي و شاخه هاي گوناگون در درون و بيرون كشور است كه اين شبكه هم در برخي كشورهاي شرقي و غربي، حلقه هايي را ايجاد و سعي در معرفي، عضوگيري و گسترش شبكه خود دارند؛ با اهداف از پيش تعيين شده به‎ويژه ايجاد شبكه ماهواره اي.

10- همه فرقه هاي شبه عرفاني در آغاز، تلاش دارند خود را غيرسياسي و تنها فرهنگي و اجتماعي معرفي كنند؛ اما به موقع و در برخي تنگناها به ناگاه سياسي مي شوند و چهره عوض مي كنند و حتي اصول شبه عرفاني خود را نيز كنار مي گذارند. خوب است هنگامي كه رهبران اين فرقه ها دستگير مي شوند، به عملكرد مريدان و تحليل ها و برخوردها و تهديدات‎شان نگاهي انداخته شود تا اين قضيه به وضوح اثبات شود.

در مجموع، با تعمقي در گروه هاي شبه عرفاني و بررسي اهداف ايشان در تشكيل فرقه هاي فراديني و فرامذهبي به اين نتيجه خواهيم رسيد كه دشمنان اسلام و مسلمين به‎ويژه دشمنان تشيع، هيچ راهي جز ايجاد فرقه هاي گوناگون در ايران براي بر هم زدن صفوف مسلمين ندارند و مي خواهند از اين راه، جامعه مسلمين را به ضعف بكشانند تا شياطين به‎راحتي در ايمان مسلمانان رسوخ كند؛ بنابراين تنها راهش شناخت و معرفي اين شياطين در تشكيل فرقه هاست

 

فريبرز كلانتري

پنجره

 852 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید