هر نفس منتظرم ماه تكامل يابد

0

هر نفس منتظرم ماه تكامل يابد 
 تا نمايان شوي از پشت سحابي شايد

جذر و مدِ دلمان بين كه همه مست توييم
 سرو گشتيم در اين خانه كه پابست توييم

سرو دل بسته به سيلاب كه روزي برود
 ما در اين قافله مانديم  كه فردا بشود

زخم خورديم و تبر بوسه بر اندامم زد
 صبر كرديم و نوشتيم ، كه خواهي آمد

مردم شهر هنوز عازم اين بن بستند
 از تو خالي شده ان ، دل به تو اما بستند 

از فراقت اشك گريان و دل ديوانه شد
 در كنارت خانه ي سلمان چرا ويرانه شد

آسمان نالان و شب در ظلمتش جا مانده است
 عطر نرگس،اين خزان هم بي تو تنها مانده است

 420 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید