بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند …) -بخش ششم

3

متاسفانه یکی از مسایل مهمی که توسط جناب آقای « قنبریان »، دوستان « رد پا کلیپ » و عزیزانی که بر توجه صرف بر ظاهر روایات مربوط به دجال تأکید می ورزند و دجال را یک « فرد » یا یک « شخص » با اوصاف ظاهری ذکر شده در روایات می دانند، نادیده گرفته می شود، لزوم توجه به « دجالیت » دجال است.

 

 

 

 

قسمت قبلی

 

12 – پلان دوازدهم: عدم توجه به « دجالیت » دجال.

متاسفانه یکی از مسایل مهمی که توسط جناب آقای « قنبریان »، دوستان « رد پا کلیپ » و عزیزانی که بر توجه صرف بر ظاهر روایات مربوط به دجال تأکید می ورزند و دجال را یک « فرد » یا یک « شخص » با اوصاف ظاهری ذکر شده در روایات می دانند، نادیده گرفته می شود، لزوم توجه به « دجالیت » دجال است.

مهم ترین و برجسته ترین ویژگی « دجال » که آن را از سایر دشمنان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متمایز می نماید، مسئله ی « دجالیت » و « فریبکاری » فوق العاده ی « دجال » است! « دجال » موجودی است که یکی از بزرگترین فتنه های سراسر تاریخ را به راه می اندازد و افراد بسیار زیادی را در سراسر دنیا به دنبال خود می کشاند. حتی معنای لغوی « دجال » نیز بر خصوصیت ویژه ی وی یعنی « فریبکاری » تاکید دارد:

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=109859

با توجه به این خصوصیت مهم « دجال »، وی باید به گونه ای باشد که ظاهری جذاب، زیبا، فریبنده و رویایی داشته باشد تا بتواند مردم نقاط مختلف دنیا را به سوی خود جذب نماید!

بدین ترتیب چالش اصلی درباره ی « دجال »، صرفاً ساختن یا پذیرفتن موجودی « تک چشم » با « چشمی آمیخته به خون » و « قدی چندین متری » و سوار بر « خری با گام های طولانی در حد چند کیلومتر و دارای موهایی با نغمه های آهنگین و زیبا از هر مو » و با « پشگل هایی با طعم خرما » و همراه بودن این موجود با « کوهی از غذا » و « کوهی از آتش » و « سیر این موجود با خورشید » و « گذر این موجود از همه ی نقاط دنیا » و « خشک شدن آب دریاها در قدمگاه دجال و خر وی » و … نیست (هر چند در این زمینه ها نیز چالش های مهمی وجود دارد!!!)، بلکه چالش اصلی در این میان، پذیرفتن مسئله ی ظاهرفریبی و زیبایی و فریبندگی و در یک کلام « دجالیت » این موجود « شتر – گاو – پلنگ » با آن ظاهر کریه و عجیب و غریب (به قول عوام تابلو!) و آن خر عجیب تر از خودش طبق ظاهر روایات است.

به عبارت دیگر حتی اگر برای مثال ظاهر دجال و خر وی را با خصوصیات « اجنه » و « شیاطین جنی » و حتی یک « ربات » انسان نمای پیشرفته ی ساخته شده توسط تکنولوژی کشورهای پیشرفته ی غربی و شرقی به نحوی! توجیه کنیم، باز هم پذیرفتن چنین ظاهری با در نظر گرفتن « دجالیت » دجال، بسیار دشوار و بعید می باشد!

ذکر یک مثال در این زمینه می تواند کمک کننده باشد:

هنگامی که سخن از یک « جاسوس » به میان می آید، اولین نکته ای که به ذهن متبادر می گردد، یک انسان فریبکار و با ظاهری جذاب، فریبنده و ظاهرالصلاح، می باشد. اصولاً اگر یک « جاسوس » فریبنده و ظاهرالصلاح نباشد، نمی تواند توجه مسئولان کشور تحت جاسوسی را بدون برانگیختن سوء ظن، به خودش جلب نماید. در واقع رمز موفقیت یک جاسوس، فریبکاری وی می باشد و فریبکاری وی نیز جز با ظاهرسازی و حتی ظاهرآرایی به دست نمی آید.

به همین دلیل است که در طول تاریخ، تعداد زیادی از جاسوسان، از بین زنان انتخاب شده اند و حتی سازمان های جاسوسی بزرگ دنیا، از زنان زیبا به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای جاسوسی خود بهره جسته اند:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8505210089
و
http://jaleb.nosh.ir/?p=6665
و
http://20ist.com/articles/1660/
و
http://www.seemorgh.com/Entertainment/default.aspx?tabid=2384&conid=43086

حتی جاسوسان مرد نیز از بین افراد جذاب و یا ظاهرالصلاح انتخاب می شوند تا هیچ سوء ظنی نسبت به خود جلب ننمایند.

این مسئله نیز به این دلیل است که فریبکاری با ظاهر عجیب و غریب، زشت و شک برانگیز ممکن نیست.

در مورد « دجال » نیز همین گونه است! در حالیکه قرار است « دجال » فریبکارترین موجود تاریخ باشد، چگونه می توان پذیرفت که موجودی در آخرالزمان با اوصافی همچون « تک چشم » با « چشمی آمیخته به خون » و « قدی چندین متری » و سوار بر « خری با گام های طولانی در حد چند کیلومتر و دارای موهایی با نغمه های آهنگین و زیبا از هر مو » و با « پشگل هایی با طعم خرما » و همراه بودن این موجود با « کوهی از غذا » و « کوهی از آتش » و « سیر این موجود با خورشید » و « گذر این موجود از همه ی نقاط دنیا » و « خشک شدن آب دریاها در قدمگاه دجال و خر وی » و … در بین مردم نقاط مختلف دنیا ظاهر شده و به فریبکاری پرداخته و حتی به عنوان فریبکارترین موجود تاریخ شناخته می گردد!

آیا موجودی با این ظاهر ترسناک، عجیب و غریب و نامأنوس، خواهد توانست جمع زیادی را به دور خود بفریبد؟!!! آیا هر انسانی قبل از این که فریب « دجال » را بخورد، از خود نخواهد پرسید که من با چه کسی رو به رو هستم؟ آیا مسلمانان و مسیحیانی که حداقل گوشه ای از اوصاف او را شنیده اند، از وی فراری نخواهند شد؟!!! چه برسد که بخواهند سخنانش را بشنوند و بخواهند فریب وی را بخورند!

این در حالی است که « دجال » بسیاری از مردم جهان و از جمله مسلمانان را با خود همراه نموده و به دنبال خود خواهد کشاند.

تصویر زیر، گوشه ای از چهره ی دجال « شتر – گاو – پلنگی » است که مطابق با توصیفات کتب نوانجیلی ها به تصویر کشیده شده است:

البته تصاویر زیر نیز گوشه ای (آن هم فقط گوشه ای) از ظاهر « شتر – گاو – پلنگ » مورد نظر برخی از دوستان را به تصویر می کشند:

قطعاً واضح و مبرهن است که « دجالی » با تمام اوصاف ظاهری نامبرده در روایات، چنان عجیب و غریب و وحشتناک است که حتی نزدیک شدن انسان ها به وی امری عجیب و غیرمحتمل به نظر می رسد، چه برسد به این که وی بخواهد فریبکارترین موجود تاریخ لقب بگیرد!!! قطعاً این موجود بیش از آن که بخواهد جاذبه داشته باشد، دافعه خواهد داشت!

همچنین آن چه که در روایات به عنوان اسباب و آلات « دجال » برای فریب مردم مورد اشاره واقع شده است (مانند « دفع پشگل هایی با ظاهر خرما از خر دجال »، « همراه بودن کوهی از طعام با دجال »، « داشتن خری با موهای پر موسیقی ») و …، گر چه ممکن بود برای انسان قرن 6 و 7 میلادی جذاب و ظاهر فریب باشد، اما لزوماً برای انسان قرن 20 و 21 میلادی جذاب و ظاهر فریب نیست!!!

امروزه خرما برای بسیاری از انسان ها میوه ی خوشمزه و دوست داشتنی نیست و چه بسا عده ی زیادی حتی علاقه ای به خوردن آن نداشته باشند!!!

امروزه برای مانکن ها، رقاصه ها و روسپی های قرن 20 و 21 (که اتفاقاً طبق روایات جزء یاران دجال به شمار می روند) طعام و غذا نه تنها جذاب نیست، بلکه این افراد از غذا می گریزند و رژیم های سفت و سخت می گیرند! پس کوه طعام همراه دجال چه جذابیتی برای این افراد دارد!!!

امروزه با وجود MP3 پلیرهای پیشرفته که هزاران آهنگ را بر روی خود ذخیره می کنند، کارناوال های موسیقی و …، « یک خر موسیقی پخش کن » چگونه باعث جذب افراد خواهد شد!!! آن هم با این اوصاف که اگر طبق ظاهر روایات بخواهد از هر موی خر دجال نغمه ای پخش شود، نت های مختلف نغمه های مختلف پخش شده، با یکدیگر مخلوط شده و هارمونی و جذابیت خود را از دست خواهند داد!!!

امروزه …

بنابراین حتی اگر موانع موجود بر سر پذیرفتن ظاهر عجیب و غریب دجال را کنار بگذاریم، اگر « دجال » موجودی با ظاهر نامبرده باشد، نه تنها موجب جذب انسان ها و فریب آن ها نخواهد شد، بلکه موجب تعجب و فرار کردن انسان ها نیز خواهد گردید که با این اوصاف، مهمترین ویژگی « دجال » یعنی « دجالیت » و « فریبکاری » وی زیر سوال خواهد رفت!

البته این تنها یک حدس نیست، بلکه بروز یک اتفاق و انتشار یک خبر در طی سال های اخیر، شاهدی بر این مدعا می باشد:

 

 

« دجال دروغین و دجال حقیقی

اخیراً خبری در تعدادی از سایت ها پیرامون تولد دجال منتشر شده است. حال آن که خبر مذکور صحیح نمی باشد. چنان ادعا شده است که کودک مذکور همان دجال آخرالزمان می باشد و اسراییل در تلاش است تا وی را برای ایفای نقشش در آینده زنده نگه دارد. اما آیا این ادعا صحیح است؟  

به نام خدا

با عرض سلام و احترام خدمت خوانندگان محترم وبسایت وعده ی صادق

اخیراً خبری در تعدادی از سایت ها پیرامون تولد دجال منتشر شده است. حال آن که خبر مذکور صحیح نمی باشد. ابتدا به متن این خبر توجه فرمایید:

درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن “فقط 5 نشانه ظهور” منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است.

برخی منابع اسرائیلی طی روزهای گذشته دست به انتشار خبری باعنوان تولد “دجال آخرالزمان ” از بدنیا آمدن کودکی عجیب الخلقه در سرزمینهای اشغالی فلسیطنیان خبر میدهند که تنها یک چشم دارد و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرار گرفته و فاقد گودی زیرچشم و بینی است ،دراین اخبار تلاش شده این کودک دجال فتنه گر آخرالزمان معرفی شود .

براساس خبرنگار ما منتشر کنندگان خبر مذکور با معرفی نوزاد مذکور بعنوان یک نوزادیهودی وی را با دجال که در کتب دینی ادیان بزرگ اسلام ،مسیحیت و یهود ازوی بعنوان فتنه گر آخرالزمان یاد شده ،مقایسه میکنند.
این منابع با طرح این سوال که آيا اين نوزاد که اکنون با مرگ دست و پنجه نرم ميکند همان دجال فتنه گر است؟ ادامه میدهند: دجال پس از رشد و تکامل جسمی مدعی خدایی شده و فتنه گری در جهان را آغاز خواهد کرد .

انتشار خبرمذکور بصورت گسترده ازسرزمینهای اشغالی آغاز و تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را دربرگرفته است .
این درحالیست که خبرنگار البرز درپیگیریهای خود به سرنخ هایی برای استفاده ابزاری از این نوزاد ناقص الخلقه دست یافته است .

این پیگیریها حاکیست نوزاد مذکور چندی پیش در چین و ازیک پدر و مادر اهل این کشور بطور ناقص متولد شد.
تولد این کودک منجر به بروز ترس درمیان این خانواده چینی میگرددتااینکه با پیشنهاد قابل توجهی ازسوی یک صهیونیست مواجه میشوند.
این یهودی با پیشنهاد کلانی اقدام به خرید نوزاد مذکور و انتقال وی به اسرائیل مینماید.
کودکی که هم اکنون در برزخ مرگ و زندگی دست وپنجه نرم میکند به ابزاری برای تحقق آرمانهای صهیونیست مبدل شده است.
باتوجه به اعلام تولد دجال درمیان قوم یهود در احادیث شیعی و انتشارگسترده خبر مذکور این امکان برای رژیم صهیونیستی فراهم میشود تا ضمن تثبیت عقاید دینی یهود صهیونیست بر یهودی بودن اراضی فلسطینیان تاکید نمایند.

دجال در عقاید شیعه :

براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است .

براساس این روایت علائم فرعی داری تعدد است وهمگی آنها پیش از ظهور باید اتفاق بیفتد ولی تنها بروز یکی از علائم اصلی یا حتمی برای اعلام نزدیکی ظهور منجی کفایت میکند.

علائم حتمی برای ظهور :

1 – خروج سفیانی وخسف بیدا : در روایتی از امام علی بن الحسین(ع) مرویست که قیام حضرت قائم حتمی و امر سفیانی نیز حتمی است و تازمانی که سفیانی نیاید حضرت قیام نخواهد کرد.

2 – خروج یمانی: امام صادق(ع) دراین باره میفرمایند: سه کس در یک سال و در یک روز قیام می¬کنند؛ خراسانی و سفیانی و یمانی و در بین این سه پرچم بهترین پرچمها از یمانی است: زیرا پرچمی است که به حق دعوت می¬کند.

3 – صیحه آسمانی: ندایی که ازآسمان شنیده میشود و عالمیان همگی این صدا را خواهند شنید ازجمله علائم حتمی شمرده میشود .امام باقر در روایتی از این نشانه ظهور چنین بیان میفرمایند: صدایی از آسمان شنیده می¬شود که حق با او (امیر المومنین) و پیروان اوست. در این هنگام قائم ما خروج خواهد کرد.

4 – قتل نفس زکیه:قتل نفس زکیه نیز از علائم قطعی ظهور شمرده میشود و براساس روایتی از نبی گرامی اسلام(ص) در شرح علائم ظهور اینگونه نقل میشود که: مهدی ظهور نمی¬کند تا اینکه نفس زکیه کشته شود.

5 – ظهور دجال : براساس همین روایات دجال بعنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است و…نام برده شده است .

براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و يک چشمي که و ‏از اصل خلقت يک چشم ندارد به طورى كه ‏گودى حدقه‏اش نيست و ادعاي خدائي ميکند ،چشم چپش در وسط پيشاني او قرار دارد،متولد شده در میان قوم يهود ازجمله ترسیم شده است.

در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم : مردي چاق و سرخ روي است (در برخي منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگي هيکل هيچ انساني از ابتداي خلقت مانند او وجود نداشته است)، موهايش مجعد است،پايش لنگ است، داراي قدرتهاي فوق بشري و جادوئي است به نحوي که تصور ميشود مرده را زنده مي کند و در قحطي مردم را طعام مي دهد.

هفتاد هزار ترک ، يهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، باديه نشين و زن از او پيروي مي کنند به هرخرابه اي برسد مي گويد گنج هايت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمي شود.

طول حکومتش چهل روز است و در اين مدت همه را به کفر ميکشد
براي نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رويت وي خواندن سوره حمد و خانه نشيني و توکل بر خدا توصيه شده است
اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و… ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود.

اما انتشار خبرتولد این کودک که همزمان ،موضوع درشرف مرگ بودنش نیز درحال نشر است ” انسان ” بودن دجال را میتواند تقویت نماید.

منبع:البرز

همانگونه که ملاحظه فرمودید، چنان ادعا شده است که کودک مذکور همان دجال آخرالزمان می باشد و اسراییل در تلاش است تا وی را برای ایفای نقشش در آینده زنده نگه دارد. اما آیا این ادعا صحیح است؟

کودکی که در تصویر فوق ملاحظه می فرمایید، مبتلا به یک ناهنجاری شدید تکاملی مغز با نام هولوپروزنسفالی و یک نوع خاص از این بیماری با عنوان سیکلوپیا می باشد. این بیماری یک بیماری بسیار خطرناک و مهلک بوده که باعث عقب ماندگی شدید ذهنی فرد مبتلا شده و منجر به مرگ وی در همان دوره ی کودکی می گردد. به طوری که غالب افراد مبتلا به سیکلوپیا در همان سال اول زندگی می میرند. همان گونه که در تصویر ملاحظه می فرمایید، کودک مذکور اینتوبه بوده و با دستگاه های کمکی، به زور زنده نگه داشته شده است و علیرغم این تمهیدات به زودی از بین خواهد رفت.

لازم به ذکر است که کودک مذکور اولین نمونه از افراد مبتلا به این بیماری نبوده و آخرین آن ها نیز نمی باشد. بلکه بیماری هولوپروزنسفالی و به خصوص شدیدترین نوع آن یعنی سیکلوپیا، یکی از بیماری هایی است که در علوم پزشکی به خوبی شناخته شده است.

در  اشکال زیر، تصاویری از سایر مبتلایان به این بیماری ملاحظه می فرمایید:

برای کسب اطلاع بیشتر پیرامون این بیماری می توانید به آدرس های اینترنتی زیر مراجعه فرمایید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Cyclopia

http://www.medterms.com/script/main/art.asp?articlekey=15530

http://www.wisegeek.com/what-is-cyclopia.htm

http://www.lpfch.org/fundraising/news/winter05/research.html

http://www.phreeque.com/parasitic_twins.html

http://www.nurseminerva.co.uk/twins.htm

بنابراین همانگونه که ملاحظه فرمودید، کودک مذکور مبتلا به بیماری سیکلوپیا می باشد و دجال آخرالزمان نیست. برای این امر دلایلی وجود دارند که مهمترین آن ها عبارتند از:

1 – کودک مذکور علیرغم تمهیدات پزشکی انجام شده به زودی خواهد مرد و به سن جوانی و بزرگسالی نمی رسد و نمی تواند نقش دجال را ایفا کند.

2 – مطابق روایات نقل شده از معصومین، عمر دجال بسیار طولانی بوده و وی حتی در زمان قبل از پیامبر اسلام (ص) نیز وجود داشته است. بنابراین این کودک که تاره به دنیا آمده است نمی تواند دجال باشد. (برای بررسی روایات ذکر شده، به مقاله ی فراماسونری: دجال آخرالزمان مراجعه فرمایید.)

3 – کودک مذکور، اولین کودکی نیست که با بیماری مذکور به دنیا آمده است. بنابراین کودکان مشابه با وی که قبل از او به دنیا آمده اند نیز می توانستند کاندید دجال بودن باشند، حال آن که همگی آن ها فوت کرده اند.

4 – علم پزشکی هنوز در زمینه ی علوم اعصاب و نورولوژی بسیار ناتوان است و در حال حاضر توانایی درمان کودکان مبتلا به ناهنجاری های شدید مغزی را ندارد و در آینده ی نزدیک نیز نخواهد داشت. بنابراین نمی تواند کودک مذکور را زنده نگه داشته و پرورش دهد. به همین دلیل احتمال دجال شدن وی منتفی است.

5 – کودکی که نمی تواند به خودی خود حتی به راحتی نفس بکشد، چگونه ممکن است بتواند بزرگترین جنایات تاریخ بشر را رقم زند و چگونه می تواند بزرگترین دروغگوی تاریخ باشد؟

6 – کودکی که مبتلا به شدیدترین ناهنجاری تکاملی مغز و بدترین نوع عقب ماندگی ذهنی است و حتی در انجام کارهای روزمره ی زندگی نیز ناتوان است، چگونه می تواند مکارترین موجود تاریخ لقب بگیرد و اکثریت مردم را فریب دهد.

7 – کودکی که از اولین ساعات زندگی در معرض دید عموم است و اخبار مربوط به وی با دقت و وسعت زیاد منتشر می شود، به فرض محال رسیدن به سن بزرگسالی، چگونه می تواند بزرگترین دجال تاریخ باشد. حال آن که همان مردمی که او را از کودکی به عنوان دجال می شناسند، می فهمند که نباید به سخنان وی اعتماد کرد.

دلایل فوق و صدها دلایل دیگر وجود دارند که نشان می دهند که کودک مذکور و کودکان مشابه وی دجال نیستند. عزیزان خواننده ای که قصد دارند با دجال آخرالزمان آشنا شوند، می توانند به مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » مراجعه فرمایند تا این دروغگوی بزرگ تاریخ را بیشتر بشناسند.

لازم به ذکر است که ممکن است هدف صهیونیست ها از انتشار خبر فوق، گمراه کردن افکار عمومی از دجال اصلی آخرالزمان باشد تا این موجود خبیث بتواند با خیال راحت به فتنه انگیزی ادامه دهد.

این مطلب با توجه به خطری که این خبر کذب ممکن بود برای جامعه ی مهدوی کشور ایجاد کند، به صورت فوری نگاشته شده است. خوانندگان عزیز وبسایت، نویسنده ی این مطلب را به دلیل تفاوت نحوه ی نگارش و رفرنس دهی آن عفو فرمایند. از عزیزان در خواست می شود تا در صورتی که این مطلب را مفید دانستند، آن را به سرعت در اینترنت منتشر نمایند. »

انتشار این خبر و واکنش های پس از آن، نکات مهمی را گوشزد می نماید:
گرچه کودکان یک چشم نامبرده مبتلا به بیماری « سیکلوپیا » بوده و این بیماری نیز نه یک بیماری تازه کشف شده و تازه شناخته شده، بلکه بیماری شناخته شده از مدت ها قبل در مجامع پزشکی می باشد، اما انتشار تصاویر کودکان مبتلا به این بیماری در مجامع عمومی، به واسطه ی شباهت ظاهری به تنها یک خصوصیت « دجال »، که همانا تک چشم بودن « دجال » می باشد، موجب واکنش های جالبی در رسانه های مختلف خبری و مخاطبان آن ها گردید و در مدت کوتاهی این خبر در سراسر کشور منتشر گردید و افراد بسیاری از آن باخبر شدند؛ به نحوی که در حال حاضر نیز با یک جستجوی مختصر در Google نیز می توان به خبرهای متعددی در این زمینه دست یافت. البته اخبار مشابهی در چند سال قبل نیز در پاکستان و چند کشور عربی منتشر گردیده بود و واکنش های متفاوتی را برانگیخت.
این مسئله نشان می دهد که خصوصیت « تک چشمی » این افراد، به دلیل عجیب بودن و نادر بودن، به شدت توجه افراد را به سمت « دجال » جلب کرده و افرادی که  اطلاعاتی پیرامون « دجال » دارند نیز نسبت به خبر مذکور و شباهت با « دجال » جلب نموده است. حال اگر موجودی تمام خصوصیات ظاهری عجیب و غریب ذکر شده در مورد « دجال » و « خرش » را داشته باشد، قطعاً توجه بیشتری را به خود جلب خواهد نمود و افراد با توجه به این شباهت های ظاهری خواهند دانست که احتمالاً با « دجال » طرف هستند و به همین دلیل نیز  به موجود مذکور با احتیاط رفتار خواهند کرد و چندان سخنان وی را باور نخواهند نمود! زیرا که حدس می زنند وی « دجال » است و بزرگترین فریبکار تاریخ! پس چرا به وی اعتماد نمایند؟!!!

بدین ترتیب هنگامی که از « دجال » سخن به میان می آید، باید همواره به خاطر داشت که مهمترین ویژگی وی، « فریبکاری » و « دجالیت » وی است و به همین دلیل نباید عجیب و غریب و شک برانگیز باشد، چرا که مخل عملکرد وی خواهد بود.

برای مثال اگر این خصوصیات عجیب و غریب همچون « یک چشم بودن »، « همراه داشتن کوهی از غذا » و « کوهی از آتش » و « داشتن خری بزرگ و موسیقی پخش کن » و … در مورد « سفیانی » ذکر می شد، این مسئله چندان چالش برانگیز نبود، چرا که ویژگی مهم سفیانی « سفاک بودن »، « ظلم »، « درنده خویی »، « وحشیگری » و « مبارزه ی علنی با شیعیان و یاران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » می باشد، نه « فریبکاری »! به همین دلیل حتی اگر « سفیانی » چهره ای عجیب و غریب، جلب توجه کننده و غیرطبیعی داشته باشد، بازهم این خصوصیات را بیشتر می توان در مورد وی پذیرفت! زیرا عملکرد وی عمدتاً در قالب قتل و غارت و تخریب است، نه « فریب »! و به همین دلیل نیازی به پنهان کاری و داشتن قیافه ای جذاب و ظاهرالصلاح ندارد. این امر دقیقاً برخلاف اوصاف « دجال » و وجه غالب وی یعنی « فریبکاری » می باشد.

بدین ترتیب درمی یابیم که حتی اگر بخواهیم ویژگی های ظاهری « دجال » را در غالب خصوصیات بدنی « اجنه »، « شیاطین جنی »، « بدن برزخی »، « ربات های پیشرفته » و … توجیه کنیم، بازهم مهمترین چالش پیش رو، عدم همخوانی خصوصیات نامبرده با مسئله ی « دجالیت دجال » است. این مطلب، یکی از دلایل مهمی است که موجب شده است بسیاری از محققان بزرگ مهدوی حوزه و دانشگاه، قائل به استعاری و کنایی بودن توصیفات روایت پیرامون « دجال » باشند و « دجال » را نه یک موجود زنده ی دارای خصوصیات عجیب و غریب، بلکه یک جریان فکری، فرهنگی، سیاسی و … پلید می دانند که با ظاهری کاملاً فریبنده و جذاب و بسیار مرموزانه و زیرکانه، به فریب مردم دنیا اعم از مسلمان و غیرمسلمان می پردازد تا نقشه های شوم و شیطانی خود را عملی نماید.

این مسئله ای است که از سوی جناب آقای « قنبریان » و برادران محترم وبسایت « ردپا کلیپ » نادیده گرفته شده است.

در این بخش، از ادامه ی پلان ها و ذکر پلان های بیشتر خودداری می نماییم. هر چند که در پاسخ شتابزده ی دوستان « ردپا کلیپ » به پلان های اولیه ی این مقاله، برخی از نکات جدید از جمله توجیه « مسئله ی ورود طاعون به مکه و مدینه » و توجیه بدون قرینه ی این مسئله با « طاعون آخرالزمان » و … مطرح شده بود، که علی رغم وجود پاسخ های درخور به این مسایل، از بحث پیرامون آن ها خودداری خواهیم نمود؛ چرا که تالیف این مقاله ی تحمیلی آن هم بعد از سکوت شش ماهه، تنها به منظور ممانعت از گسترش اثرات نامطلوب فیلم « فراماسونری دجال آخرالزمان نیست » انجام شد و در این عرصه تنها به حداقل ها اکتفا گردید تا از آسیب بیشتر به نیروهای خودی خودداری گردد. اما در این بخش، نگاهی کوتاه به نظریه ی مطرح شده در سایت « ردپا کلیپ » خواهیم انداخت.

 

ادامه دارد …

خادم الامام – وعده صادق

 

 5,273 total views

3 دیدگاه‌ها

  1. سلام عالی بود ممنون از اطلاع رسانب خیلی خوبتون…
    اجرتون با امام زمان موفق باشین.خوشحال میشم تباذل لینک داشته باشیم

  2. سلام ممنون خیلی عالی بود اجرتون با امام زمان با ارزوی سربازی آقا
    موفق باشین
    خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید