بازی دو سر باخت! (نگاهی به مستند …) -بخش هفتم + اصلاحات و اضافات

1
451

بخش هایی از مقاله تغییر کرده و بخش هایی نیز اضافه شده اند، به همین دلیل به دوستان توصیه می شود تا مجدداً پخش اول این قسمت از مقاله را مطالعه فرمایند.

 

اگر ظاهر روایات را در نظر بگیریم، « خر دجال » حتی اگر با گام های بلند بخواهد راه برود و 500 متر در ثانیه یا 1700 کیلومتر بر ساعت طی مسیر کند تا با این توصیف روایات (سیر دجال با خورشید) مطابقت نماید! با سرعت 1700 کیلومتر در ساعت، اصلاً کسی نمی تواند به خوبی به « دجال » نگاه کند و او را ببیند، چه برسد که فریب او را بخورد! با این اوصاف باز هم « اثیری » بودن دجال نیز نمی تواند این مشکل را توجیه نماید!

 

 

 

 

 

نگاهی کوتاه به نظریه ی مطرح شده در وبسایت « ردپا کلیپ »

 

از قرن ها قبل و در بین محققین برجسته، دو نظریه ی مهم پیرامون « دجال » وجود داشته است: عده ای از محققین به « موجود زنده » و « فرد » بودن « دجال » اعتقاد داشتند و عده ای از محققین نیز به « جریان فکری، فرهنگی، سیاسی و … » بودن « دجال » معتقد بودند. این مسئله از « دیرباز » تاکنون ادامه داشته و هنوز نیز ادامه دارد و تا زمان ظهور (إن شاء الله) نیز ادامه دارد!

 

نکته ی جالب این که در مورد کلیات سایر نشانه های ظهور، از جمله « سید خراسانی »، « یمانی » و « سفیانی »، چنین اختلاف نظری وجود ندارد و اکثریت محققین قائل به « انسان » و « فرد » بودن « خراسانی »، « یمانی » و « سفیانی » می باشند! چرا که توصیفات روایات پیرامون این شخصیت ها با خصوصیات یک « انسان » یا یک « فرد » کاملاً مطابقت دارد!

 

اما در مورد « دجال » مسئله فرق می کند و خصوصیات آن با خصوصیات یک « انسان » یا یک « فرد » مطابقت ندارد و به همین دلیل در طی سال های سال، محققان در مورد « فرد » یا « جریان » بودن « دجال » اختلاف نظر داشته و دارند و این اختلاف نظر تا عصر حاضر نیز ادامه داشته و احتمالاً تا آینده نیز ادامه خواهد داشت! نکته ی مهم این که ضعف سندی عمده ی روایات مربوط به « دجال » از یک سو، و خصوصیات عجیب و غریب و بعضاً متناقض ذکر شده پیرامون « دجال » در روایات از سوی دیگر، مانع جمع بندی قطعی و لایتغیر در این زمینه و غلبه ی یکی از این نظریه ها بر نظریه ی دیگر شده است و به همین دلیل هنوز که هنوز است، این دو نظریه به حیات خود ادامه می دهند و هر یک نیز طرفدارانی برای خود دارد.

 

در واقع گزینه های احتمالی درباره ی « دجال » نیز علی رغم گوناگونی و تعدد، عملاً از دو گروه ذکر شده خارج نیستند. برای مثال برخی از محققین قائل به شباهت « ماهواره »، « رسانه های دیجیتال »، « تمدن و فرهنگ غربی »، « استکبار جهانی »، و به نظر ما « تشکیلات جهانی و شیطانی فراماسونری » با « دجال » می باشند که همه ی این نظر ها در زیر مجموعه ی  نظریه ی « یک جریان بودن دجال » و « سمبلیک و نمادین بودن توصیفات وی » قرار می گیرند. از سوی دیگر تعدادی از محققین نیز « دجال » را یک « انسان پلید »، « یک جن پلید »، و به نظر جناب آقای « قنبریان »، یک « موجود رجعتی برزخی » می باشد که این نظریات در زیر مجموعه ی نظریه ی « یک فرد بودن دجال » و « تاکید بر ظاهر روایات در مورد خصوصیات دجال » قرار می گیرند. بنابراین به صورت کلی، اختلاف نظر موجود بین وبسایت « وعده ی صادق » و « ردپا کلیپ » نکته ی جدیدی نیست! بلکه این اختلاف نظر از مدت ها قبل بین محققین وجود داشته و دارد!

 

همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، ضعف سندی روایات مربوط به دجال و خصوصیات عجیب و غریب و بعضاً متناقض ذکر شده پیرامون « دجال » در روایات، به گونه ای است که اظهار نظر قطعی پیرامون « جریان » بودن یا « فرد » بودن « دجال » را غیرممکن نموده است و موجب شده است تا بزرگانی همچون « آیت الله العظمی شهید سید محمد صدر »، « آیت الله العظمی مکارم شیرازی »، و محققانی همچون « کامل سلیمان »، و … به « سمبلیک » و « نمادین » بودن توصیفات « دجال » و « یک جریان » بودن وی معتقد باشند و برخی دیگر از بزرگان همچون « حجت الاسلام والمسلمین مرحوم علی دوانی » به « فرد » بودن « دجال » اعتقاد داشته باشند.

 

افرادی همچون « آیت الله العظمی محمد صدر » که معتقد به توصیفات « نمادین » و « سمبلیک » پیرامون « دجال » دارند و آن را یک « جریان » می دانند، یک ایراد مهم دیگر نیز به بحث توجه به « ظاهر روایات » مربوط به « دجال » وارد نموده اند که همانا دلالت بر ايجاد معجزات مضلّه (كه به لحاظ قوانين كلامى محال است؛ يعنى خداوند سبحان قدرت خرق عادات و اظهار معجزه را به افراد ضالّ و مضلّ تفويض نمى‏كند) می باشد:

 

http://tanharah.ir/lib13.htm#

 

البته برخی از محققان در مورد « معجزات مظلّه » نظرات متفاوتی دارند.

 

در هر حال همانگونه که ذکر شد، اختلاف نظر پیرامون « فرد بودن » یا « جریان بودن » دجال، قدمت زیادی دارد. جالب این که در مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » نیز به منظور رعایت انصاف و امانت نسبت به مخاطب، به این مسئله اشاره شده بود:

 

« از سوی دیگر، در بین علما نظرات متفاوتی در مورد محتوای روایات دجال وجود دارد. برای مثال عده ای از  علما  معتقدند  که دجال و خر او شخصیت هایی حقیقی هستند و در واقع دجال یک  انسان،  و  خر  او  واقعاً یک خر می باشد.  اما عده ای دیگر از علما که تعدادشان نیز بسیار  زیاد  است، معتقدند که دجال و  خر دجال  توصیفاتی  نمادین  از  جریان های  فکری،  سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خاصی هستند که مسلمانان و دیگر انسان ها  را  فریب داده  و خطرناکترین فتنه ی تاریخ را رقم می زنند. »

http://alvadossadegh.com/fa/article/42-freemasonry/73-freemasonry-dajjal-of-apocalypse-5.html

 

قبلاً پیرامون شباهت « تشکیلات شیطانی فراماسونری جهانی » یا مترادف آن « استکبار جهانی »، « تمدن غربی و شرقی » و … تا حدودی صحبت شد، اما در این بخش به صورت گذرا به نظریه ی مطرح شده توسط وبسایت « ردپا کلیپ » اشاره می نماییم:

 

قبل از هر چیز باید اشاره نماییم که وبسایت « وعده ی صادق » علی رغم اهتمام به انتشار دیدگاه های نویسندگان عضو وبسایت، به سایر نظریات موجود (چه آن هایی که « دجال » را یک « فرد » دانسته اند، و چه آن هایی که « دجال » و « خر او » را « دیجیتال » و « ماهواره » و … فرض کرده اند) احترام گذاشته است و علی رغم اختلاف نظر برخی از این دیدگاه با دیدگاه وبسایت « وعده ی صادق »، به تخریب این نظریات و صاحبان آن ها نپرداخته است! برای مثال قبلاً و توسط رسانه ها، نظر رییس سازمان صدا و سیما پیرامون شباهت « دیجیتال » و « ماهواره » با « دجال » و « خر دجال »، ابراز شده بود؛ اما وبسایت « وعده ی صادق » ضمن ارائه ی نظرات خود در مورد « دجال »، شروع به تخریب نظر رییس صدا و سیما ننمود!

 

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1368885

 

 

اما با کمال تأسف برادران وبسایت « ردپا کلیپ » به جای عنوان نمودن نظرات خود در بحث « دجال » در کنار سایر نظریات، به تخریب مطالب عنوان شده در مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان » پرداختند و متاسفانه با این عمل، دستاوردهای مثبت این مقاله و سایر کارهای مشابه انجام شده در این زمینه را به خطر انداختند. حال آن که اشاعه ی نظرات وبسایت « ردپا کلیپ » در کنار سایر نظریات می توانست تبعات مناسبی داشته باشد.

 

متاسفانه تصور اشتباه در زمینه ی کامل یا شبه کامل بودن و بی نقص بودن نظریه ی عنوان شده در وبسایت « ردپا کلیپ »، موجب « تحدی » و « رجزخوانی » وبسایت «ردپا کلیپ » برای وبسایت « وعده ی صادق » و سایر وبسایت های همفکر شده است! و در نوشته های مختلف، در این زمینه « تحدی » نموده و سایر محققین را توصیه به پاسخگویی به ادعاهای وبسایت « ردپا کلیپ » نموده است! البته با این پیش فرض که نظریه مذکور، نظریه ای کم نقص بوده و عدم پاسخگویی سایر محققان به آقای « قنبریان » و وبسایت « ردپا کلیپ » به معنای بی عیب بودن و غیر قابل نقد بودن نظریه ی مذکور بوده است!

 

اما عدم ذکر ایرادات و نقاط ابهام و ضعف نظریه ی مذکور در طی 6 ماه قبل، به معنای غیرقابل نقد بودن نظریه ی نامبرده نبوده است! بلکه وبسایت « وعده ی صادق » و بسیاری از محققان حوزوی و دانشگاهی، به نظریه مذکور نقدهای مهمی داشته اند که همگی به منظور تمرکز بر مقابله با دشمن و حفظ انسجام جبهه ی خودی از یک سو و ممانعت از ایجاد « بازی دو سر باخت! »، از نقد نظریات مذکور خودداری نمودند. اما علی رغم تلاش « وعده ی صادق » مبنی بر عدم تقابل علنی دیدگاه ها در عرصه ی رسانه ای و حتی در وبسایت « وعده ی صادق »، و تنها ابراز انتقاد از این اشتباه تاکتیکی برادران وبسایت « ردپا کلیپ » در فروم صمیمی « بیداری اندیشه » و در قالب پستها و گفتگوهای غیر رسمی بین اعضای این فروم، متاسفانه اصرار بی دلیل برادران وبسایت « ردپا کلیپ » و جناب آقای « قنبریان » مبنی بر تداوم این تقابل دیدگاه در عرصه ی رسانه ای و تشدید جو تخریب « وعده ی صادق » از طرف ایشان، موجب گردید تا به توصیه ی برخی از دوستان محقق همفکر و همراه، پاسخی کوتاه به ادعاهای ایشان بدهیم. هر چند که تلاش گردید تا به حداقل ها در این زمینه اکتفا شود و این « بازی دو سر باخت! » با حداقل تلفات خاتمه یابد! هر چند که نتایج و تبعات این « بازی دو سر باخت! » می تواند درسی برای اتفاقات آینده باشد تا برخی از برادران همراه و همفکر، با اشتباهات بزرگ و تاکتیکی خود، فضای رسانه های را برای همسنگران خود ننمایند!

 

اما همانگونه که ذکر شد « وعده ی صادق » هیچ اصراری به حذف هیچ یک از دیدگاه های پیرامون « دجال » ندارد، اما به منظور پرهیز از تصور کم نقص بودن نظریه ی وبسایت « ردپا کلیپ » که توسط دست اندرکاران آن تبلیغ می گردد، تنها گوشه ای از ایرادات، ابهامات و نقایص نظزیه ی مذکور، گوشزد خواهد گردید.

 

عمده ی اشکالات و ابهامات نظریه ی مذکور، در دو محور قابل بررسی است:

 

الف) محور اول: در محور اول، مهمترین چالش پیش روی این نظریه، مسئله ی یک « فرد » یا یک « موجود » بودن « دجال » است. نظریه ای که در درون خود به صورت پایه، نکته ی جدیدی در خود ندارد و عمده ی اشکالاتی که قرن ها طرفداران « جریان فرهنگی، سیاسی و نظامی و … »  بودن « دجال » به طرفدران « فردیت » دجال وارد نموده بوده اند، می توان مجدداً به این نظریه وارد نمود.

 

برای مثال ذکر مکان های متعدد برای « خروج دجال » در روایات اعم از « خراسان »، « سجستان »، « اصفهان »، « کوفه » و … بیش از آن که برای نظریه ی یک « جریان » بودن « دجال » چالش برانگیز باشد، برای نظریه ی « موجود » بودن و « فرد » بودن « دجال » چالش برانگیز است! چرا که اگر « دجال » را یک « جریان » بدانیم، شروع تحرکات « سیاسی » این جریان می تواند از « خراسان »، شروع تحرکات « نظامی » آن از « سجستان »، شروع تحرکات « رسانه ای » از « اصفهان » و شروع تحرکات « فرهنگی » آن از « کوفه » و … باشد، اما اگر « دجال » یک « انسان »، « موجود » یا « فرد » باشد، بعید است که بتواند در یک لحظه از چند مکان خروج نماید!

 

همچنین اگر توصیف روایات پیرامون « سیر دجال با خورشید » را بپذیریم، باز هم پذیرفتن این که یک « انسان » یا حتی یک « موجود » با بدن « اثیری » دائماً در حال سیر با خورشید است، باز دشوار می باشد! این دشواری بدین سبب می باشد که « دجال » اگر یک « موجود » دائماً در حال چرخش باشد، کی وقت می کند افراد را فریب دهد؟! در حالی که دولت های و نهادهای شرقی و غربی سال ها وقت برای « فریب مخاطب » تلف می نمایند و آن هم به صورتی پنهانی  این امر مبادرت می ورزند،  جالب خواهد بود که بدانیم چگونه یک « موجود » الاغ سوار و دائماً در حال سیر با خورشید که برای مداومتش در سیر با خورشید باید دائماً در حال حرکت باشد، می تواند به فریب اکثر انسان های دنیا بپردازد؟!! واقعاً آیا او وقت این را خواهد داشت که هم لحظه به لحظه با خورشید سیر نماید و در ضمن انسان ها را نیز فریب دهد؟! یک محاسبه ی ساده می تواند به بررسی این ادعا کمک کند:

 

سرعت حرکت وضعی زمین 500 متر بر ثانیه است! یعنی زمین در طی 24 ساعت با سرعت 500 متر بر ثانیه به دور خود می چرخد و به همین دلیل است که ما ظاهراً حس می کنیم خورشید در هر روز از سمت شرق طلوع و از سمت غرب غروب می کند و این چرخه هر روز تکرار می شو. در واقع این حرکت خورشید به دور زمین نیست، بلکه حرکت وضعی زمین به دور خودش است که به صورت سیر و حرکت خورشید در آسمان به نظر می رسد! حال اگر حرکت وضعی زمین را که با سرعت 500 متر بر ثانیه صورت می گیرد، در نظر بگیریم، تنها موجودی می تواند دائماً با خورشید سیر کند که با سرعت 500 متر بر ثانیه طی مسیر نماید، وگرنه از خورشید عقب می ماند! بنابراین اگر ظاهر روایات را در نظر بگیریم، « خر دجال » باید 500 متر در ثانیه یا 1700 کیلومتر بر ساعت طی مسیر کند تا با این توصیف روایات (سیر دجال با خورشید) مطابقت نماید! با سرعت 1700 کیلومتر در ساعت، اصلاً کسی نمی تواند به خوبی به « دجال » نگاه کند و خصوصیات او را ببیند، چه برسد که فریب او را بخورد! با این اوصاف باز هم « اثیری » بودن دجال نیز نمی تواند این مشکل را توجیه نماید!

 

البته اگر به سایر اوصاف « دجال » نیز نگاهی بیندازیم، باز هم از این دست مشکلات و تناقضات می بنیم که قابل توجیه با « فردیت » یا « موجود » بودن دجال نیست! حال آن که ما در مورد « سفیانی » و « خراسانی » و « یمانی » چنین توصیفاتی را عمدتاً ملاحظه نمی نماییم و اوصاف آن ها کاملاً با یک « انسان » یا « فرد » قابل توجیه است.

 

در مورد این نظریه ی جناب آقای « قنبریان » و وبسایت « ردپا کلیپ » که « دجال » یک موجود « رجعتی » با خصوصیاتی « برزخی » و با بدنی « اثیری » است، باید گفت که هیچ روایتی که صراحتاً به « رجعتی » بودن « دجال » و « اثیری » بودن بدن وی اشاره داشته باشد، وجود ندارد!

 

ضمن احترام به این نظریه، باید گفت که چنین نظریه ای عمدتاً با این پشتوانه ی ذهنی که بدن « دجال » باید خصوصیات ویژه ای داشته باشد تا خصوصیات ظاهری « شتر – گاو – پلنگی » وی را به نحوی توجیه کند، شکل گرفته است! وگرنه متن صریح روایات هیچ اشاره ی مستقیمی به « رجعت » « دجال » یا بدن « برزخی » یا « اثیری » وی و « خرش » نداشته اند!

 

همچنین ذکر این نکته لازم است که برای توجیه خصوصیات « شتر – گاو – پلنگی »، نیازی به توسل یه این توجیه نیست! زیرا ما اگر قائل به « فرد » بودن « دجال » باشیم، می توانیم بگوییم که مثلاً ممکن است « دجال » و « خرش » دو « جن پلید » باشند که بدن آن ها همچون بدن سایر « جنیان »، « لطیف » و « منعطف » می باشد و « سرعت » بدن آن ها نیز همچون سرعت حرکت سایر « جنیان » زیاد است! همچنین « عمر طولانی دجال » می تواند با « عمر طولانی جنیان » توجیه گردد و … بدین ترتیب « جنی » بودن « دجال » بهتر از « رجعتی » و « اثیری » بودن وی آن را توجیه می نماید و برای توجیه ظاهر « شتر – گاو – پلنگی » دجال نیاز چندانی به توسل به چنین توجیهاتی بعید و دور از انتظار وجود ندارد!

 

البته « دجال » و خصوصیات ظاهری عجیب و غریب وی را می توان با ربات ها و وسایل تکنولوژیکی ساخته ی دست جوامع استکباری نیز به زور توجیه کرد!

 

به هر حال تمامی نظریات یاد شده نیز همگی باز هم تناقضات و مشکلات بزرگی با متن روایات پیرامون « دجال » دارند که در ادامه بخشی از این تناقضات مورد اشاره قرار خواهند گرفت.

 

مشکل دیگری نیز در مورد نظریه ی وبسایت « ردپا کلیپ » وجود دارد! « رجعت » دجال در آخرالزمان (البته طبق ادعای ردپا کلیپ)، توجیه مناسبی برای « عمر طولانی » دجال نیست! چرا که « رجعت » یک « موجود » به معنای « عمر طولانی » وی نمی باشد، بلکه به معنای بازگشت وی به این « عالم » است! اگر ادعای جناب آقای « قنبریان » را در مورد « دجال » و « توجیه طول عمر » دجال را با مسئله ی « رجعتی » بودن وی بپذیریم، آن گاه باید بگوییم که تمامی انسان های « خوب » و « بد » رجعت کننده در « عصر ظهور »، همه جزء « معمرین » و انسان های سالخورده ی تاریخ می باشند! حال آن که روایات در مورد بزرگان « رجعت کننده » چنین ادعایی ندارند و آن ها را معمر و دارای عمر طولانی نشمرده اند!!!

 

مثلاً امام حسین (علیه السلام) و امام علی (علیه السلام) در زمره ی شخصیت های صالح « رجعت کننده » در آخرالزمان می باشند؛ حال آن که به واسطه ی این « رجعت » کسی ادعای « معمر بودن » امام حسین (علیه السلام) و امام علی (علیه السلام) را ندارد و همه ی محققین نیز در نوشته های خود ذکر می کنند که امام حسین (علیه السلام) در 57 سالگی و امام حسین (علیه السلام) در 63 سالگی به شهادت رسیده اند و در آخرالزمان نیز ان شاء الله « رجعت » خواهند نمود:

http://shamsa.ir/ziyarat/faq/280-rajat-zohour

 

 

اما برخلاف حضرت امام حسین (علیه السلام)، حضرت نوح (علیه السلام) جزء معمرین شمرده شده اند، چرا که ایشان عمر طولانی و پیوسته در حدود 950 سال یا به قول دیگری 2500 سال داشته اند!

 

با این اوصاف بازگشت و « رجعت » دجال توجیه کننده ی « عمر طولانی » وی نیست! حتی اگر طبق ادعای جناب آقای « قنبریان »، « دجال » یک « فرعون » یا یک « مستکبر » بزرگ باشد که در « آخرالزمان » رجعت می نماید، آن « فرعون » یا « مستکبر » عمر پیوسته ای نداشته تا « طول عمر » طولانی ذکر شده در روایات درباره ی « دجال » را توجیه نماید! مثلاً « فرعون » پلیدی که در 4000 سال قبل و در سن « 53 سالگی » مرده است، اگر در آخرالزمان « رجعت » نماید، گفته می شود در « 53 سالگی » مرده است، نه در 4000 سالگی، چرا که مسئله ی « رجعت » با عمر طولانی تفاوت دارد.

 

البته حتی اگر بحث « رجعتی » و « اثیری » بودن « دجال » را کنار بگذاریم، مسایل و ویژگی هایی وجود دارند که حتی با « اثیری » بودن بدن وی نیز توجیه نخواهد شد! برای مثال « دجال » اگر مطابق روایات بخواهد با « خورشید » سیر کند، باید سرعتی معادل 1700 کیلومتر بر ساعت داشته باشد و با این سرعت، مردم دنیا اصلاً نمی توانند خصوصیات وی را به خوبی ببینند که بخواهند فریب وی را بخورند!

 

همچنین در مورد « در بازار راه رفتن » دجال باز هم باید گفت که موجودی که با سرعت 1700 کیلومتر در ساعت حرکت می کند تا از خورشید عقب نیفتند، چگونه می تواند در بازار راه برود، به نحوی که مردم او را در بازار در حال راه رفتن ببینند!

 

از سوی دیگر آن چه که در مورد « خر دجال » گفته می شود و ذکر می گردد که « از هر موی « خر دجال » نغمه ای بلند می شود که موجب جذب افراد منافق و کافر می گردد » اگر مطابق گفته ها و برخوردهای جناب آقای « قنبریان » بخواهیم به صورت ظاهری تفسیر و معنا کنیم، باید « الاغی » را متصور شویم که از هر موی وی نغمه و اهنگی خارج می گردد که موجب جذب افراد منافق و کافر شود! جالب این که اگر واقعاً از هر موی یک الاغ (حال جنسش هر چه که می خواهد باشد (اثیری و برزخی) یا (جنی) یا (ربات) و …) نغمه و آهنگ خارج گردد، این هزاران نغمه، آهنگ و … که از هر موی این الاغ خارج می گردند، با یکدیگر مخلوط شده و اصواتی ناهنجار و گوشخراش ایجاد خواهند نمود، نه نغمه هایی جذاب و فریبنده که موجب جذب دیگران شوند!!!

 

البته باید این را نیز در نظر داشت که اگر « دجال » و « خرش » بخواهند با سرعت مافوق صوت 1700 کیلومتر در ساعت حرکت کنند تا با خورشید سیر نمایند، با شکستن « دیوار صوتی » موجب ایجاد صدای گوشخراش و کرکننده ای خواهند شد که باعث آزار شنوایی و فرار افراد خواهد شد. بنابراین با در نظر گرفتن سرعت بالای سیر « دجال »، باز هم انتظار نمی رود که « از هر موی دجال نغمه ای بلند شود که باعث جلب افراد منافق شود »، چرا که حتی اگر « خر دجال » موسیقی زیبا نیز پخش کند، باز هم صدای گوشخراش شکستن « دیوار صوتی »، مانع از زیبایی اصوات می گردد:

 

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=109054

و

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1_%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C

و

http://www.airport.ir/Pages/%D8%A8%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%86%DA%AF-2707.aspx

و

http://kanakh.com/forum/forum149/thread13093.html

 

 

نکته ی دیگر این که حتی اگر بگوییم با حرکت  « دجال » به سمت دور از « استوا »، سرعت وی به 1400، 1200، 1000، 800، 600 و … کیلومتر بر ساعت کاهش یابد و بدین ترتیب موجب شکستن « دیوار صوتی » نگردد، بازهم صدای بلندی خواهد داشت که با موسیقی پخش شده از « خر دجال » تداخل خواهد کرد.

 

از سوی دیگر با توجه به سرعت بالای حرکت « دجال » و « خر دجال »، موسیقی پخش شده از « خر دجال »، در حین حرکت، از « قانون داپلر » تبعیت کرده و صدای پخش شده از « خر دجال »، هنگام رسیدن به افراد ساکن (یا در حال حرکت که سرعتی متفاوت با سرعت حرکت دجال دارند) مطابق با قانون « داپلر » تغییر می کند و به جای موسیقی موزون و جذاب، آهنگی ناموزون و زشت از وی شنیده خواهد شد!!!:

 

http://www.rasekhoon.net/article/show-15859.aspx

و

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D8%AF%D9%88%D9%BE%D9%84%D8%B1

و

http://majidtayson.blogfa.com/post-48.aspx

 

 

بدین ترتیب حرکت سریع « خر دجال »، به دلایل متعددی با موسیقی پخش شده از وی تداخل می  نماید. (حتی اگر تناقضات مربوط به مخلوط شدن نواهای متعدد پخش شده از موهای « خر دجال » را کنار بگذاریم!)

 

البته لازم به ذکر است که ما اگر ظاهر توصیفات روایات را که می گویند « دجال کوهی از طعام به دنبال خود دارد » و « بهشت و جهنم همراه دجال است » و … را نیز در کنار سرعت مافوق صوت « خر دجال » در نظر بگیریم، مسئله بغرنج تر می شود!!!

 

البته از این دست مثال ها زیاد هستند، اما از ذکر موارد بیشتر خودداری می نماییم.

 

اما مهمترین موضوع در تضعیف « فردیت » دجال و یک « موجود » بودن « دجال » و توجه به « ظاهر روایات »، مسئله ی زیر سوال رفتن « دجالیت » دجال است که در پلان 12 این مقاله به آن اشاره شد:

مهم ترین و برجسته ترین ویژگی « دجال » که آن را از سایر دشمنان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متمایز می نماید، مسئله ی « دجالیت » و « فریبکاری » فوق العاده ی « دجال » است! « دجال » موجودی است که یکی از بزرگترین فتنه های سراسر تاریخ را به راه می اندازد و افراد بسیار زیادی را در سراسر دنیا به دنبال خود می کشاند. حتی معنای لغوی « دجال » نیز بر خصوصیت ویژه ی وی یعنی « فریبکاری » تاکید دارد:

 

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=109859

 

 

با توجه به این خصوصیت مهم « دجال »، وی باید به گونه ای باشد که ظاهری جذاب، زیبا، فریبنده و رویایی داشته باشد تا بتواند مردم نقاط مختلف دنیا را به سوی خود جذب نماید!

 

بدین ترتیب چالش اصلی درباره ی « دجال »، صرفاً ساختن یا پذیرفتن موجودی « تک چشم » با « چشمی آمیخته به خون » و « قدی چندین متری » و سوار بر « خری با گام های طولانی در حد چند کیلومتر و دارای موهایی با نغمه های آهنگین و زیبا از هر مو » و با « پشگل هایی با طعم خرما » و همراه بودن این موجود با « کوهی از غذا » و « کوهی از آتش » و « سیر این موجود با خورشید » و « گذر این موجود از همه ی نقاط دنیا » و « خشک شدن آب دریاها در قدمگاه دجال و خر وی » و … نیست (هر چند در این زمینه ها نیز چالش های مهمی وجود دارد!!!)، بلکه چالش اصلی در این میان، پذیرفتن مسئله ی ظاهرفریبی و زیبایی و فریبندگی و در یک کلام « دجالیت » این موجود « شتر – گاو – پلنگ » با آن ظاهر کریه و عجیب و غریب (به قول عوام تابلو!) و آن خر عجیب تر از خودش طبق ظاهر روایات است.

 

به عبارت دیگر حتی اگر برای مثال ظاهر دجال و خر وی را با خصوصیات موجود « برزخی » و « اثیری »، « اجنه » و « شیاطین جنی » و حتی یک « ربات » انسان نمای پیشرفته ی ساخته شده توسط تکنولوژی کشورهای پیشرفته ی غربی و شرقی به نحوی! توجیه کنیم، باز هم پذیرفتن چنین ظاهری با در نظر گرفتن « دجالیت » دجال، بسیار دشوار و بعید می باشد!

 

 

 

 

 

 

 

قطعاً واضح و مبرهن است که « دجالی » با تمام اوصاف ظاهری نامبرده در روایات، چنان عجیب و غریب و وحشتناک است که حتی نزدیک شدن انسان ها به وی امری عجیب و غیرمحتمل به نظر می رسد، چه برسد به این که وی بخواهد فریبکارترین موجود تاریخ لقب بگیرد!!! قطعاً این موجود بیش از آن که بخواهد جاذبه داشته باشد، دافعه خواهد داشت!

 

همچنین آن چه که در روایات به عنوان اسباب و آلات « دجال » برای فریب مردم مورد اشاره واقع شده است (مانند « دفع پشگل هایی با ظاهر خرما از خر دجال »، « همراه بودن کوهی از طعام با دجال »، « داشتن خری با موهای پر موسیقی ») و …، گر چه ممکن بود برای انسان قرن 6 و 7 میلادی جذاب و ظاهر فریب باشد، اما لزوماً برای انسان قرن 20 و 21 میلادی جذاب و ظاهر فریب نیست!!!

 

امروزه خرما برای بسیاری از انسان ها میوه ی خوشمزه و دوست داشتنی نیست و چه بسا عده ی زیادی حتی علاقه ای به خوردن آن نداشته باشند!!!

 

امروزه برای مانکن ها، رقاصه ها و روسپی های قرن 20 و 21 (که اتفاقاً طبق روایات جزء یاران دجال به شمار می روند) طعام و غذا نه تنها جذاب نیست، بلکه این افراد از غذا می گریزند و رژیم های سفت و سخت می گیرند! پس کوه طعام همراه دجال چه جذابیتی برای این افراد دارد!!!

 

امروزه با وجود MP3 پلیرهای پیشرفته که هزاران آهنگ را بر روی خود ذخیره می کنند، کارناوال های موسیقی و …، « یک خر موسیقی پخش کن » چگونه باعث جذب افراد خواهد شد!!! آن هم با این اوصاف که اگر طبق ظاهر روایات بخواهد از هر موی خر دجال نغمه ای پخش شود، نت های مختلف نغمه های مختلف پخش شده، با یکدیگر مخلوط شده و هارمونی و جذابیت خود را از دست خواهند داد!!!

 

امروزه …

 

بنابراین حتی اگر موانع موجود بر سر پذیرفتن ظاهر عجیب و غریب دجال را کنار بگذاریم، اگر « دجال » موجودی با ظاهر نامبرده باشد، نه تنها موجب جذب انسان ها و فریب آن ها نخواهد شد، بلکه موجب تعجب و فرار کردن انسان ها نیز خواهد گردید که با این اوصاف، مهمترین ویژگی « دجال » یعنی « دجالیت » و « فریبکاری » وی زیر سوال خواهد رفت!

 

با این اوصاف تنها تلاش برای توجیه ظاهر « شتر – گاو – پلنگ » « دجال » مطابق برخی روایات، چالش اصلی پیش روی « فرد » دانستن و « موجود » دانستن « دجال » نیست که برخی از دوستان همچون جناب آقای « قنبریان » با « برزخی » و « اثیری » دانستن و برخی دیگر با « جن » شمردن « دجال » بخواهند تناقضات موجود در روایات را با « فردیت » دجال توجیه نمایند؛ بلکه مهمترین چالش پیش رو مسئله ی مغایرت این دیدگاه ها با مسئله ی « دجالیت » دجال است که به تضعیف این دیدگاه ها می پردازد.

 

البته این تنها بخشی از انتقادات و ابهامات وارده به نظریه ی مطرح شده در وبسایت « ردپا کلیپ » بود، وگر نه ایرادات و اشکالات متعددی در نظریه ی ارایه شده وجود دارد که از ذکر آن ها خودداری می نماییم؛ زیرا اولاً هدف این مقاله، تخریب نظریه ی وبسایت « ردپا کلیپ » نیست و « وعده ی صادق » با توجه به ضعف سندی روایات « دجال » و عدم توانایی هیچ یک از محققین در جمع بندی کلی همه ی روایات مربوط به « دجال »، برای همه ی نظریات ارایه شده در این زمینه احترام قائل است و با توجه به این محدودیت ها هیچ یک از نظریات را صد در صد درست یا صد در صد غلط نمی داند (هر چند نظریه ی « جریان » بودن « دجال » را بیشتر می پذیرد)؛ ثانیاً به دلیل « بازی دو سر باخت! » دانستن این تقابل، از زیر سوال بردن سایر نظریه ها در عرصه ی رسانه ای و در مقابل دیدگان نامحرمان خودداری می نماید. (البته تا همین جای کار نیز به نظر اینجانب خسران و ضرر زیادی در اثر این مباحثات و با این سبک به وجود آمده است که علی رغم هشدارهای قبلی اینجانب در این خصوص، اصرار برادران « ردپا کلیپ » موجب بروز چنین فضایی گردید.)

 

در هر حال نظریه ی ارایه شده  توسط برادران وبسایت « ردپا کلیپ » نیز نظریه ای پرایراد و پر انتقاد می باشد که بررسی همه ی جزئیات آن از حوصله ی این بحث خارج می باشد.

 

 

 

 

 

 

تعامل « وعده ی صادق » با نظرات مخالف، ناهمسان و انتقادی

 

همراهان قدیمی وبسایت « وعده ی صادق » که از چند سال قبل با وبسایت همراه هستند، موارد متعددی را به خاطر دارند که در طی آن ها اخبار و مقالات مندرج در وبسایت، به دلیل ضعیف بودن یا وجود ایراداتی در متن آن ها، از سوی بنده و سایر اعضای وبسایت حذف شده یا مورد ویرایش کلی قرار گرفته اند.

 

در برخی موارد نیز حتی مطالبی که توسط خود بنده و به عنوان « مقاله ی ویژه » نگاشته شده بود، به دلیل انتقاد صحیح برخی از منتقدان عزیز و محترم و به دلیل مستند و قطعی بودن صحت انتقادات وارده از طرف آن ها، مورد بازبینی و ویرایش قرار گرفته و با قبول این انتقادات، حتی بر لزوم تغییر و انجام ویرایش در وبلاگ و وبسایت هایی که مقالات مذکور را کپی کرده بودند، تاکید نموده است!

 

برای مثال، در مقاله ی « آخرین خاندان پادشاهی حجاز در آخرالزمان »، به دلیل پیگیری جند تن از دوستان منتقد و استفاده ی این عزیزان از نرم افزارهای متنی در بررسی کتاب « مسند احمد » و نیافتن حدیث مورد ادعایی کتاب « مائتان و خمسون علامة حتی ظهور الامام المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » تالیف حجت الاسلام « سید محمد علی حسنی طباطبایی » چاپ بیروت، ما نیز این انتقاد صحیح و اصولی برادران منتقد را ارج نهاده و تغییرات مورد نظر را در مقاله ی نامبرده اعمال نمودیم:

 

 

 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/1200-1388-09-23-11-43-47.html

و

http://soshiantz.blogfa.com/post-4.aspx

 

 

بدین ترتیب باز هم اگر انتقادات وارده، صحیح و اصولی و محکم باشند، هیچ ابایی از تغییر و ویرایش مقالات خود نداریم؛ کما اینکه قبلاً نیز به این کار مبادرت ورزیدیم.

 

همچنین « وعده ی صادق » از همراهی و همکاری با سایر گروه های همکار، استقبال نموده و حتی مخاطبان خود را به همراهی و همکاری با گروه های مهدوی دیگر، دعوت نموده است. برای مثال، با توجه به موفقیت برادران فعال در « فروم بیداری اندیشه »، بنده مخاطبان « وعده ی صادق » را توصیه به همکاری و مشارکت در « فروم » نامبرده نموده ام و به جای موازی کاری در « وعده ی صادق » و احداث « فرومی » موازی و رقیب با « بیداری اندیشه »، تلاش نموده ایم تا فروم فعلی « بیداری اندیشه » را پر رونق تر و گرم تر نماییم:

 

 

 

http://www.alvadossadegh.com/fa/component/content/article/8419-1389-12-21-19-54-02.html

 

 

از سوی دیگر خود وبسایت « وعده ی صادق » نیز گهگاه انتقاداتی به برادران و خواهران همراه و همکار در سایر وبسایت ها و گروه های مذهبی داشته است که همواره این انتقادات را با در نظر گرفتن جوانب و با حفظ احترام و بدون ایراد تهمت و بدزبانی (اعم از نسبت دادن تحریف و …) بیان نموده است.

 

همچنین « وعده ی صادق » در طی فعالیت خود تلاش نموده است تا انتقادات کم اهمیت را تا آن جا که ممکن است، علنی ننماید تا از ایراد خدشه و آسیب به وحدت و اتحاد گروه های همفکر و همراه، ونیز ایجاد پراکندگی و آنارشی در بین گروه های خودی خودداری نماید.

 

در زیر چند نمونه از مواردی که زمانی در صدر اخبار و مقالات و سخنرانی های موجود در برخی وبسایت ها و وبلاگ ها قرار داشتند و وبسایت « وعده ی صادق » علی رغم وارد دانستن برخی انتقادات، ابراز علنی آن ها را در آن زمان ها به صلاح جامعه ی مهدوی کشور ندانسته و در این زمینه ها سکوت اختیار نموده بود، به اختصار ذکر می نماییم:

 

1) در مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان »، در حدود 60 صفحه به « نوستراداموس »، کابالیست بودن او، ادعاهای دروغ پیرامون سانتوری های وی، و ارتباط وی با تشکیلات شیطانی فراماسونری مفصلاً بحث گردید.

 

کمی پس از انتشار مقاله ی « فراماسونری دجال آخرالزمان »، کتاب « ابر پاییزی » با موضوع بررسی « پیشگویی های نوستراداموس » و ارتباط آن با آموزه های « مهدوی و شیعی »، توسط موسسه ی وزین « موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » (که « وعده ی صادق » همیشه به عنوان برادر بزرگتر به آن می نگرد)، منتشر گردید که دیدگاه نامناسب و غیر واقعی پیرامون « نوشتراداموس کابالیست » و پیشگویی هایش ارایه می نمود.

 

علی رغم مخالفت شدید وبسایت « وعده ی صادق » با محتویات این کتاب، انتقادات وارده از سوی « وعده ی صادق »، هم به صورت مکاتبه ی الکترونیک و  به صورت حضوری  سمع و نظر مدیر محترم موسسه ی وزین و معتبر « موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) » رسید که قرار شد ان شاء الله در چاپ های بعدی کتاب مذکور، مشکلات مورد اشاره رفع گردد.

 

به لطف خدا، انتقاد مذکور نه به صورتی علنی و جنجالی و پر هیاهو، بلکه به صورتی کاملاً آرام و با طمأنینه و توأم با احترام و واقع بینی، وارد گردید که نتیجه ی آن به ثمر نشستن انتقاد مذکور و تحکیم انس و الفت میان دو وبسایت دوست و برادر « موعود » و « وعده ی صادق » بود.

 

 

2) یکی از مواردی که مورد علاقه ی تعدادی از فعالان عرصه ی دشمن شناسی همچون جناب آقای بلخاری و … بود، بیان این مسئله بود که شماره ی پرواز هواپیمای اصابت کننده به برج های سازمان تجارت جهانی در واقعه ی 11 سپتامبر، « Q33NY » می باشد که در فونت Windings برنامه ی Word، به صورت زیر نمایش داده می شود:

 

 

در نگاه اول، این ادعا، ادعای جالبی به نظر می رسد؛ چرا که نشان دهنده ی توطئه ی صهیونیست ها در مسئله ی 11 سپتامبر می باشد، حال این که این ادعا از پایه و اساس اشتباه بوده و یک دروغ اینترنتی است که خود دشمنان در اینترنت پراکنده نمودند!!!

 

4 پرواز درگیر در وقایع 11 سپتامبر سال 2001، پروازهای « 11 »، « 175 »، « 77 » و « 93 » بودند که شماره ی ثبت آن ها به ترتیب « N334AA »، « N612UA »، « N644AA » و « N591UA » بوده است و این شماره پروازها در فونت Windings برنامه ی Word به ترتیب به صورت زیر به نمایش در می آیند:

 

 

http://www.hoax-slayer.com/wingdings-911.html

و

http://uk.answers.yahoo.com/question/index?qid=20070618142644AAxhqXl

و

http://en.wikipedia.org/wiki/American_Airlines_Flight_11

و

http://en.wikipedia.org/wiki/United_Airlines_Flight_175

و

http://en.wikipedia.org/wiki/American_Airlines_Flight_77

و

http://en.wikipedia.org/wiki/United_Airlines_Flight_93

 

 

بدین ترتیب اصولاً پروازی به شماره ی « Q33NY » وجود ندارد و اصلاً همه ی پروازهای ایالات متحده ی آمریکا با حرف « N » شروع می شوند، نه « Q »!!!

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Aircraft_registration

 

 

بدین ترتیب، این مسئله که شماره پرواز هواپیمای دخیل در واقعه ی 11 سپتامبر، « Q33NY » است، دروغی است که توسط خود غربی ها در اینترنت منتشر گردید تا با منتشر شدن این قضیه در جوامع اسلامی و سپس لو دادن دروغ بودن این ادعا از سوی خود غربی ها، اعتقاد مسلمانان نسبت به دست داشتن صهیونیست ها در قضیه ی 11 سپتامبر سست تر شود!

 

متاسفانه بسیاری از برادران مسلمان در داخل و خارج کشور، فریب این ادعا را خوردند و به انتشار آن همت گماشتند که در این میان برخی از محققین برجسته ی کشور همچون آقای بلخاری عزیز و … نیز از این دام در امان نماندند.

 

وبسایت « وعده ی صادق » علی رغم وقوف به دروغ بودن این ادعا، از مقابله و مخالفت علنی با سایر محققین داخلی بر سر این موضوع، خودداری نمود تا این اختلاف نظر، مانع از اتحاد دشمن شناسان مومن داخل کشور نگردیده و اتفاق نظر این عزیزان را بر سر مسایل مهم تر، تحت الشعاع قرار ندهد.

 

امروز بعد از گذشت 5 سال از آن هنگام و با توجه به عدم تحت الشعاع قرار گرفتن اتحاد دوستان همراه و همکار، این انتقاد با کمال احترام مطرح می گردد. امید می رود که سایر دوستان نیز در انتقادهای خود، حتی اگر کاملاً صحیح باشد، مخاطب شناسی، وقت شناسی و مصالح کلی مسلمین را نیز در نظر بگیرند.

 

 

3) در حدود 2 سال قبل، این مسئله به واسطه ی برخی وبلاگ ها، نویسندگان و سخنرانان بر سر زبان ها افتاد که 13 بدر عید نوروز « ایرانیان »، همزمان با عید ایرانی کشی یهودیان « پوریم » می باشد و علت رفتن مردم ایران به طبیعت، به دلیل این است که آن ها سالگرد « پوریم » را که « ایرانی ها » در آن توسط دسیسه ی « یهود » (به خصوص استر و مردخای) به صورت دسته جمعی به قتل رسیدند، نحس دانسته و با یادآوری آن ایام، شهر و دیار خود را ترک نموده و به دل طبیعت می روند تا فرار برخی از ایرانیان دوران « هخامنشی » را به طبیعت، شبیه سازی نمایند!

 

این سخن نیز گرچه در وهله ی اول بسیار جذاب به نظر می رسد، اما از اساس و بنیان غلط می باشد!!!

 

مسئله ی « پوریم » در روزهای 14 و 15 ماه آدار عبری (در سال های کبیسه آدار 2)، جشن گرفته می شود. ماه « آدار » عبری همزمان با ماه های « فوریه و مارس » میلادی است که شامل بخشی از ماه « مارس » و بخشی از ماه « فوریه » می باشد. این زمان، بسته به تغییرات زمانی بین سال ها، همزمان با دو دهه ی اول ماه « بهمن »، کل ماه « اسفند » و دهه ی اول « فروردین » می باشد.

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Purim

و

http://en.wikipedia.org/wiki/Adar

و

http://www.holidays.net/purim/dates.htm

و

http://www.rismoon.com/dateconvert-fa.html

و

http://en.wikipedia.org/wiki/Jewish_holidays_2000-2050

و

http://www.cuecalendar.com/holidays/JewishHolidays.htm

 

 

البته لازم به ذکر است که زمان های نامبرده مربوط به کل ماه « آدار » است، حال آن که زمان « پوریم »، مربوط به میانه ی این « ماه » است که بازه ی زمان مذکور را نیز کوتاهتر می نماید.

 

اصولاً 31 ماه (آخرین روز ماه) « مارس » هر سال، نهایتاً مصادف با روز 11 فروردین در اکثر سال ها و 12 فروردین در برخی سال ها می باشد و حتی آخرین روز ماه « مارس » هیچگاه به 13 فروردین نمی رسد! حال آن که هیچ گاه روز « پوریم » حتی به آخر ماه « مارس » نیز نمی رسد!

 

در تقویم های معادل (چه در تقویم های صد ساله و چه در مبدل های هزاره ای)، دیرترین زمان وقوع « پوریم »، مصادف با 27 ماه « مارس » و 7 ماه « فروردین » در اکثر سال ها و 8 ماه « فروردین » در برخی سال ها می باشد! بنابراین هیچگاه « پوریم » با 13 « فروردین » مصادف نبوده است!

 

http://www.holidays.net/purim/dates.htm

و

http://www.rismoon.com/dateconvert-fa.html

و

http://en.wikipedia.org/wiki/Jewish_holidays_2000-2050

و

http://www.cuecalendar.com/holidays/JewishHolidays.htm

 

حتی در 400 سال قبل از میلاد مسیح (علیه السلام) نیز که مطابق ادعای « یهودیان »، مسئله ی « پوریم » اتفاق افتاده است، مصادف با 16 ماه « فوریه » یا 27 ماه « بهمن » بوده است؛ به همین دلیل ادعای همزمانی « پوریم » با « 13 بدر » ایرانیان از اساس غلط، اشتباه و بی بنیه است!!!

 

 

نگاهی گذرا به زمان های بروز « پوریم » در طی چند سال آینده.

 

 

علی رغم اشتباه بودن ادعای فوق و علی رغم انتقاد جدی وبسایت « وعده ی صادق » به انتشار این ادعا توسط دوستان، به دلیل پرهیز از اخلال در کار سایر دشمن شناسان و پرهیز از بروز تفرقه در جبهه ی خودی، انتقاد علنی از این ادعای اشتباه در برهه ی مذکور، انجام نشد و به زمانی دیگر موکول شد؛ چرا که انتقاد از این موارد جزئی، می توانست مسائل مهمتر و مورد اتفاق اکثر محققین را تحت الشعاع قرار دهد.

 

امروز بعد از گذشت 2 سال از آن هنگام و با توجه به عدم تحت الشعاع قرار گرفتن اتحاد دوستان همراه و همکار، این انتقاد با کمال احترام مطرح می گردد. امید می رود که سایر دوستان نیز در انتقادهای خود، حتی اگر کاملاً صحیح باشد، مخاطب شناسی، وقت شناسی و مصالح کلی مسلمین را نیز در نظر بگیرند.

 

 

 

4) در مستند زیبا و تأثیرگذار « ظهور : The Arrivals »، چنین بیان شده بود که « نلسون ماندلا » شخصیتی « ضد ماسونی » و « ضد استکباری » و « انقلاب هند » نیز انقلابی « ضد ماسونی » بوده است؛ حال آن که در مقاله ی « جهان در سیطره ی دجال، ایران جزیره ی امید » به صراحت و بر اساس اناد و مدارک ذکر گردیده بود که « نلسون ماندلا » و جانشینش « تابو امبکی » یک « فراماسون » و عضو گروه « Order of Malta »، و بزرگان انقلاب هند همچون « جواهر لعل نهرو »، « موتیلال نهرو »، « راجاجی » و « سوامی ویواکاناندا (نارندراناث دوتتا) » بنا بر اسناد محکم، و البته بنابر اسناد نه چندان قوی « مهاتما گاندی » نیز همگی فراماسون بوده اند!

 

 

 

تمبر یادبود رسمی اداره ی پست « آفریقای جنوبی » به مناسبت نهصدمین سالگرد تأسیس گروه ماسونی « Order of St. John » یا « Order of Malta » که « نلسون ماندلا » رییس جمهور سابق و رهبر انقلاب! این کشور را در لباس شوالیه گروه ماسونی مذکور نشان می دهد.

 

 

عضویت همزمان « ملکه الیزابت دوم انگلستان » و « نلسون ماندلا » در گروه ماسونی و شیطانی « Order of St. John » یا « Order of Malta ».

 

 

عضویت « تابو امبکی » رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی »  در  گروه ماسونی  و  شیطانی « Order of St. John » یا « Order of Malta ».

 

 

ذکر  نام (جواهر لعل نهرو)  یکی  از رهبران به اصطلاح انقلابی هند  در  بین   فراماسون های  مشهور. تصویر فوق از سایت رسمی « اتحادیه ی لژهای اعظم ماسونی صربستان » اقتباس شده است.

 

 

 

عضویت « موتیلال نهرو » پدر « جواهر لعل نهرو » و یکی از رهبران به اصطلاح استقلال طلب هند در تشکیلات شیطانی فراماسونری به روایت خود فراماسون ها.

 

 

شواهد عضویت « سوامی ویوکاناندا (نارندراناث دوتتا) » یکی از پیشگامان « یوگا » و چهره ی به اصطلاح انقلابی « جنبش استقلال طلبانه ی هند » در تشکیلات شیطانی فراماسونری.

 

 

عضویت « چاکراوارتی راجاگوپالاچاری (معروف به راجاجی) » در تشکیلات شیطانی فراماسونری.

 

 

اما علی رغم وجود این انتقادات به سازندگان فیلم « ظهور : The Arrivals »، این انتقادات به صورتی محترمانه، آرام و به دور از جنجال و هیاهو ارایه گردید:

 

« ساخت فیلم مستند « ظهور (The Arrivals) » در سال 2008 میلادی تا حدودی به افزایش عمق این شناخت کمک کرد، اما متاسفانه در زمینه ی شناخت ابعاد کامل سیطره ی « دجال » حتی در کشورهای به ظاهر آزادیخواه،  چندان موثر  نبود (معرفی « نلسون ماندلا » به عنوان یک فرد مبارز علیه « فراماسونری » از آن جمله بود). همچنین در این سریال زیبا، به صورت مستند و دقیق به نقش دشمنان « دجال » و به خصوص « ایرانیان » مطابق روایات آخرالزمانی پرداخته نشد. » (بخشی از مقاله ی « جهان در سیطره ی دجال، ایران جزیره ی امید)

 

 

ضمن این که به هیچ عنوان ارزش های این فیلم و کار سازندگان آن زیر سوال نرفت و حتی فیلم مذکور، از طرف « وعده ی صادق » برای « دانلود » علاقمندان، بر روی سایت قرار گرفت.

 

« وعده ی صادق » نیز انتظار دارد حتی در صورتی که انتقاد صحیحی به مقالات سایت وارد می گردد، این انتقادات از مجرای صحیح و با بیانی مناسب ارایه گردند، نه با رویه ی نامناسبی که جناب آقای « قنبریان » (آن هم با در نظر گرفتن عدم صحت کامل انتقاد ایشان) نسبت به « وعده ی صادق » در پیش گرفته اند.

 

نکته ی مهم این که تا به حال « وعده ی صادق » نسبت به تهمت ها و بدرفتاری های انجام شده با خودش نیز تا آن جا که ممکن بود، سکوت و صبر نشان داده است.

 

برای مثال، اطلاعات غلط و دور از واقعیت ارایه شده در جلسه ی « پرسش و پاسخ جنبش مصاف » پیرامون « وعده ی صادق »، استفاده ی تجاری و مادی از مطالب رایگان وبسایت « وعده ی صادق » توسط برخی افراد، وبسایت ها و شرکت ها و …، مقاله ی غیرمنصفانه و تهمت آلود « از ترویج عجولانه تا هشدار انحراف » گروه « مبشران ظهور »، و … تاکنون با صبر و سکوت « وعده ی صادق » همراه بوده است و وبسایت « وعده ی صادق » از حقوق فردی مولفین و حتی حقوق مادی وبسایت به منظور حفظ اتحاد و عدم تضعیف جبهه ی خودی گذشت نموده و خواهد کرد.

 

تنها در مواردی همچون « انحراف « عبدالله هاشم » و گرویدن او به احمد الحسن الیمانی ملعون »، هشدار پیرامون افکار غیر شیعی (و بعضاً ضد شیعی) « شیخ عمران حسین » رهبر معنوی سازندگان فیلم « ظهور : The Arrivals » و انتقاد به فعالیت های « مبشران ظهور » در 2 سال قبل که بیم بروز خطر، انحراف و چند دستگی می رفت، « وعده ی صادق » بدون توجه به خوش آمدن یا نیامدن افراد، به هشدار پیرامون این انحراف ها پرداخت و در آینده نیز در صورت بروز چنین خطراتی، بدون اغماض به هشدار این انحرافات مبادرت خواهد ورزید.

 

ادامه دارد …

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید