توطئه گران بين المللي 17 : دام بيلدربرگ براي تاكر

0
bilderberg201.jpg

كار گروهي باعث شد تا سد ورود به بيلدربرگ در اين ناحيه زيباي كوهستاني واقع در 70 كيلومتري ليسبون شكسته شود. با خودروي دو نفره گروه تلويزيوني كه از ليسبون آمده بودند، از هتلي كه در آن اقامت داشتيم به سزار پارك پنالونگا، كه بيلدربرگ هر روز آنجا تشكيل جلسه مي داد، مي رفتيم و برمي گشتيم.

 


 

قسمت قبلی

با كار گروهي نفوذ به بيلدربرگ ميسر مي شود
كار گروهي باعث شد تا سد ورود به بيلدربرگ در اين ناحيه زيباي كوهستاني واقع در 70 كيلومتري ليسبون شكسته شود. با خودروي دو نفره گروه تلويزيوني كه از ليسبون آمده بودند، از هتلي كه در آن اقامت داشتيم به سزار پارك پنالونگا، كه بيلدربرگ هر روز آنجا تشكيل جلسه مي داد، مي رفتيم و برمي گشتيم.
ما سه نفر همچنين براي ملاقات با پل لاكمن1، كه اخبار بيلدربرگ را در هفته نامه انگليسي زبان نيوز به خوبي پوشش مي داد، به ليسبون رفتيم.
گروه تلويزيوني انگليسي كه براي كسب اطلاعات بيشتر درباره بيلدربرگ، يك روز را در واشنگتن با من سپري كرده بودند، در ابتدا موافقت كردند كه اسامي خودشان و رسانه اي كه براي آن كار مي كردند- كه براي سراسر كشورشان برنامه پخش مي كند- چاپ شود. اما از آنجايي كه اميدوار بودند بتوانند، در ماه هاي آتي با چهره هاي بيلدربرگ مصاحبه كنند، در تصميم خود تجديدنظر كردند و خواستند از آنها فقط با اسامي جان و مايك ياد كنم. حالا مي توانم نام آن خبرنگار تلويزيوني را بگويم: جان رانسون2.
اين گروه انگليسي در پروژه 18 ماهه اي براي توليد يك مجموعه ويژه شش قسمتي، با موضوع نظم نوين جهاني، كار مي كرد. رانسون همچنين در حال نوشتن كتاب نامطلوبي به نام آنان3 بود كه چند فصل آن به بيلدربرگ و من مربوط مي شد، كه پر از اشتباهات و فحاشي هاي شخصي بود.
مايك نيز نگران بود كه اگر همكاري ما برملا شود، قدرت بيلدربرگ ورودشان را به ايالات متحده ممنوع كند.
پس از سه روز تلاش براي يافتن اقامتگاه كاركنان هتل محل برگزاري نشست بيلدربرگ، متوجه شدم آنها نزديك من هستند.
كارمند پذيرش در سرسراي هتل گفت كساني را مي شناسد كه آنجا كار مي كنند و مي تواند آنها را نزد من بياورد.
از پيش به آنها اطمينان دادم كه اسامي شان اعلام نمي شود، اخراج هم نمي شوند. پس از آن كمك زيادي كردند.
اما تلاش ها براي نفوذ به جلسات با شكست روبه رو شد، زيرا بيلدربرگ توانست، با اخطار به نگهبانان درباره صدور دستور تيراندازي به قصد كشتن و استفاده از تمام نيروي لازم، همه را بترساند. اين هشدارها از چند منبع اعلام شد.
ترتيب ملاقات با مردي را داده بودم كه قرار بود مرا با خودرو به مكان نشست بيلدربرگ ببرد و در گذر از ديوار و جنگل همراهم باشد. فقط يك راننده را اجير كرده بودم كه بيرون محوطه اقامتگاه بيلدربرگ منتظر بماند. اما عوارض طبيعي پيرامون پنالونگا و پليس هاي آن حوالي مستلزم آن بود كه كسي مرا همراهي كند.
پس از آنكه با هم قرار مفصلي گذاشتيم، راننده از من جدا شد. ظاهرا شايعه دستورتيراندازي به قصد كشتن باعث شد وي در تصميم خود تجديدنظر كند.
آيا دستور تيراندازي به قصد كشتن دروغ بود؟
هرنان دي بير4 ازمجله نيوز، روز 5 ژوئن كه در ورودي اقامتگاه بيلدربرگ قدم مي زد، به يكي از پليس ها گفته بود چقدر تدابير امنيتي ضعيف است.
آن مأمور پليس درپاسخ وي گفته بود كه چنين نيست و به تخته سنگ هاي روي تپه اشاره كرد كه تك تيراندازهايي در امتداد اقامتگاه مستقر بودند.
اين مأمور پليس گفته بود:«وقتي از منطقه ممنوع بگذريد، مي فهمند- شما همدست جيم تاكرهستيد.»
بيلدربرگ دام مي گذارد
بار ديگر، مأموران حفاظت نخبگان بيلدربرگ كاري كردند كه من درتعطيلاتم در پرتغال، تنها نباشيم. اما اين باعث نشد من از منابع ديوارهاي محصور نشست، اطلاعات كسب نكنم.
گزارشگراني كه ازلندن آمده بودند و با من همكاري مي كردند، تعجب كردند كه نگهبان فقط به ما اجاره داد، روز اول ژوئن، وارد اقامتگاه سزارپارك پنالونگا شويم، كه تقريباً خالي بود. اين دو گزارشگر تلويزيوني، مايك و رانسون و من انتظار داشتيم كه طبق معمول پليس، نيروي نظامي و نيروهاي امنيتي خصوصي زيادي در اطراف همه ورودي ها مستقر شده باشند. دركنار استخر ناهار خورديم، اما ظاهراً كاركنان عبوس اقامتگاه از نشستي بزرگ بي خبر بودند. ما كه گيج شده بوديم، محل را ترك كرديم.
طولي نكشيد كه خودرويي مشكي ما را تعقيب كرد و اين معما حل شد.مايك كه رانندگي مي كرد، كنار جاده توقف كرد و آن خودرو از كنار ما گذشت. درست بعد از آن، خودروي مشكي ديگري حدود 300متر عقب تر از ما توقف كرد، مايك به حركت ادامه داد. وخودروي يادشده نيز به حركت درآمد. مايك بار ديگر توقف كرد و اين خودرو هم حدود 100متر جلوتر ايستاد. مايك دور زد و درجهت مخالف حركت كرد و خودروي مزبور نيز همين كار راكرد.
درسمت راست، ديوار اقامتگاه سزار پارك پنا لونگا بود. مايك توقف كرد و آن خودرو هم توقف كرد.
مايك، از دور، از سزار پارك فيلمبرداري كرد.من از خودروي تعقيب كننده فيلم گرفتم.
آنگاه رانسون ادامه مصاحبه اي طولاني كه در واشنگتن آغاز شده را با من از سرگرفت.
مايك هم از خودروي تعقيب كننده فيلمبرداري كرد.
تعقيب كننده همچنان تا چند كيلومتر داخل شهر سينترا ما را دنبال كرد تا اينكه گزارشگران قانون شكني كرده و نزديك به يك بريدگي توقف كردند تا بتوانيم در صورت لزوم دريكي از دوجهت حركت كنيم. مأمور پليس به خودروي تعقيب كننده نزديك شد و به او اشاره كرد كه حركت كند. وي با پليس صحبت كرد و اجازه گرفت كه بماند.
ما سه نفري به خودروي تعقيب كننده نزديك شديم و شماره آن را ديديم:53- 02 -IZ پنجره ها بالا بود و درها قفل ، رانسون كارت شناسايي خود را نشان داد و فرياد كشيد كه از تلويزيون انگليس مي آيد و پرسيد چرا ما را تعقيب مي كنند. شخص تعقيب كننده دست تكان داد، اما چيزي نگفت.
وي تا 9كيلومتر ديگر ما سه نفر را تا هتل محل اقامت دنبال كرد. رانسون رفت تا ببيند كه آيا اتاق را گشته اند و من و مايك، درحالي كه تعقيب مي شديم، گشتي در شهر زديم و به هتل بازگشتيم.
شخص تعقيب كننده خودرو را درخيابان كنار هتل متوقف كرد و در پياده رو منتظر ماند.
سيه چرده بود و حدوداً 30ساله به نظر مي رسيد. از پله هاي هتل بالا رفتم. از نزديك استخر كه سمت راست قرارداشت. گذشتم و دوربينم رابين شاخه هاي درختان گذاشتم. شخص تعقيب كننده به پشت درختي دويد و ما بازي قايم باشك را شروع كرديم.
همين طور كه دوربين را تكان مي دادم، گفتم: «زود باش، لبخند بزن عزيزم.» مرد كوشيد اين كار را نكند، اما براي لحظه اي كوتاه، صورت عبوسش به پوزخندي ناخواسته باز شد و بعد دوباره به حالت اول برگشت.
چند ساعت بعد كه با قرار قبلي به هتل ديگري رفتم كه يك كوچه فاصله داشت، خودروي تعقيب كننده رفته بود.
وقتي رانسون و مايك نزد من آمدند، از دو مزاحم ديگر در سرسراي هتل خبر دادند. چگونه دانستند آنها مزاحم هستند؟ مايك توضيح داد: «از رفتارشان مي توان تشخيص داد.»
يكي يكي از هتل رفتيم، اول رانسون، بعد مايك و دست آخر من. اصلاً به آنها نگاه نكردم، اما از گوشه چشم متوجه شدم كه يكي از آنها مردي با موهاي مشكي و حدوداً 30 ساله و ديگري مردي مسن تر است- اما او تعقيب كننده قبلي نبود.
بدون آنكه به پشت سر نگاه كنم، به كافه اي رفتم كه يك كوچه با هتل فاصله داشت. ميزي نزديك به عقب سالن گرفتم و به در ورودي پشت كردم. پس از پنج دقيقه، ناگهان به پشت سر نگاه كردم و متوجه شدم مزاحم جوان تر چند ميز دورتر نشسته است.
لبخند زدم و براي اين مزاحم به نشانه دوستي دست تكان دادم. مزاحم همچنان عبوس بود.
مزاحمان خيلي مؤدب نيستند.
بروكسل، بلژيك
بيلدربرگ امسال انضباط سختگيرانه اي درپيش گرفت از حضور جيمي لي هوگلند از واشنگتن پست جلوگيري كرد. بيلدربرگ در موارد نادر اعضاي دردسرساز را كنار مي گذارد، مانند اولين رئيس آن شاهزاده برنارد از هلند كه، در دهه 1950، درگير رسوايي فساد در ماجرايي شد كه شركت هواپيماسازي لاكهيد نيز در آن دست داشت.
در نشست امسال بيلدربرگ در شاتو دولك،نزديك بروكسل پايتخت بلژيك، منابع آگاه گفتند كه جلب توجه كمتر، يكي از دلايل كم شدن تعداد آنها در سال جاري بود، اما علت اصلي آن، برقراري انضباط بيشتر بود- مانند مورد جيمي لي هوگلند از روزنامه واشنگتن پست.
هوگلند، دستيار سردبير واشنگتن پست، از اعضاي پروپاقرص و منظم بيلدربرگ بود. وي در نشست هاي بيلدربرگ به دونالد گراهام كمك مي كرد. كاترين، مادر وي كه اكنون مرده است، پيش از مرگ كنار كشيد و دونالد جاي وي را در سمت ناشر واشنگتن پست گرفت، اكنون در نشست ساليانه، هوگلند، در طول روزهاي آخر هفته از 1 تا 3 ژوئن 2000، غيبت آشكاري داشت.
هوگلند وفادارانه سياست هاي بيلدربرگ را در نوشته هاي خود در ستون نظريات منعكس مي كرد. وي با وظيفه شناسي ستون هايي نوشته بود كه از نفتا، سازمان جهاني تجارت و تهاجم ناتو به يوگسلاوي حمايت مي كرد تا نشان دهد اين سازمان ارتش سازمان ملل شده است و درسراسر جهان، و نقاطي كه بيلدربرگ پنهاني معين كند، حضور مي يابد.
در اوايل سال 2000، كاركنان دفتر هوگلند اعلام كرده بودند كه وي آن سال در نشست بيلدربرگ شركت نمي كند. اما به گفته كاركنان بيلدربرگ علت اين ا مر، روز 21 مه، در ستون منتشر در واشنگتن پست، معلوم شد.
بيلدربرگ از مدت ها قبل، از كنگره خواستار تصويب روابط عادي تجاري دائمي با چين كمونيست شده و آن را گامي مهم براي ورود اين كشور به سازمان جهاني تجارت و ايجاد يك دولت جهاني خوانده بود. اما روز 21 مه، هوگلند كه مي دانست امسال در نشست بيلدربرگ شركت نمي كند، اين سوال را مطرح كرد كه آيا كنگره روابط عادي تجاري دائمي را تصويب مي كند يا قدري منتظر مي ماند.
بيلدربرگ قصد نداشت منتظر بماند.
هوگلند ابتدا به اين نكته اشاره كرد كه روابط عادي تجاري دائمي، راي به چگونگي رفتار دولت چين با شهروندان خود نيست. اين با استدلال جهاني گرايان مغاير بود كه تجارت با چين به نوعي باعث مهرباني بيشتر دولت با مردم مي شود و اينكه سياست هاي داخلي كشوري ديگر به نوعي به ايالات متحده مربوط مي شود.
هوگلند همچنين با نگراني چين را يك تهديد نظامي خواند كه مصمم است توانايي پكن را براي حمله به شهرهاي آمريكا با موشك هاي هسته اي حفظ كند و با اين كار به مخالفت با ايدئولوژي نخبه گراي جهاني برخاست. دكترين. جهانگرايي بيلدربرگ اين است كه وانمود شود چين تهديدي نيست و نگراني از فروش رايانه ها و ساير ابزارهايي كه براي كمونيست ها كاربرد نظامي دارد، بي مورد است.
هوگلند نوشت: «نمايندگان مجلس بايد با استفاده از معيار امنيت ملي، دولت را وادار كنند براي جلوگيري از شكست اين لايحه را پس بگيرد و بكوشد تا شرايط استراتژيك و جزئيات تجاري مهيا شود.»
با وجود آنكه هوگلند نگفت كه هرگز نبايد با چين قرارداد تجاري بست، درخواست وي براي تاخير و توجه وي به پيامدهاي نظامي، طبق معيارهاي بيلدربرگ، نافرماني تلقي مي شود.
منبع آگاهي گفت: «نمي توان گفت كه آيا بيلدربرگ هوگلند را به اين علت اخراج كرد كه مي دانست وي چه موضعي اتخاذ مي كند يا آيا آنچه وي نوشت، عقيده واقعي خودش بود، زيرا قبل از نوشتن آن ستون مي دانست چند روز بيشتر در بروكسل نخواهد بود.»
اما وي خاطرنشان كرد مسئولان ارشد روزنامه هاي عمده – واشنگتن پست، نيويورك تايمز، لس آنجلس تايمز، هفته نامه هاي خبري و شبكه هاي راديو و تلويزيوني – پس از ياد كردن سوگند پنهان كاري در اين نشست ها شركت مي كنند. به گفته وي، آنها هرگز كلمه بيلدربرگ را نمي نويسند يا وجود آن را تصديق نمي كنند، اما انتظار مي رود از مواضع مناسب حمايت كنند.
هوگلند با طرح موضوع پيامد نظامي قرارداد با چين و درخواست تاخير در تصويب اين لايحه، پس از سال 1954، نخستين و كوچك ترين انحراف واشنگتن پست را سياست بيلدربرگ را رقم زد.
بانك هاي اروپايي به دستور بيلدربرگ حركت مي كنند
پس از صدور دستور بيلدربرگ مبني بر افزايش نرخ بهره درسال 2000 در سراسر جهان، بانك مركزي اروپا5 به سرعت به اين درخواست پاسخ داد. وقتي بانك مركزي اروپا نرخ پايه خود را، 8 ژوئن 2000، نيم درصد افزايش داد و واشنگتن پست، كه در اختيار بيلدربرگ است، اين كار را اقدامي جسورانه خواند؛ فقط پنج روز از صدور دستور بيلدربرگ مي گذشت. تحليلگران گفتند اين افزايش، نرخ بهره وام هاي بانك هاي تجاري را به 25/4درصد مي رساند كه بسيار زياد است، اما به مشكل يورو، پول مشترك اروپا، كمك مي كند.
بيلدربرگ خواستار افزايش نرخ بهره شد تا بر سود موسسات مالي افزوده شود و با كاهش سرمايه گذاري هاي اشتغال زا، بيكاري گسترش يابد. با افزايش بيكاري، دستمزدها كاهش مي يافت.
اعلام افزايش نرخ بهره با تغييري فني در چگونگي كار بانك مركزي اروپا همراه بود. اين بانك به جاي تعيين نرخي كه از بانك هاي عضو براي دريافت وام مي گيرد، نرخ حداقلي را تعيين مي كند و به بانك هايي وام مي دهد كه بيشترين بهره را بپردازند.
ويلم دويزنبرگ6، رئيس بانك مركزي اروپا، در اعلام افزايش نرخ بهره و سياست حداقل نرخ بهره، اين اقدامات را مساعدت خواند، كه به گفته تحليلگران، در زبان مبهم بانكي حاكي از افزايش بيشتر نرخ است.
تحليل گران از گفته دويزنبرگ مبني بر اينكه اين تغيير فني فضا را مساعد مي كند اين گونه برداشت كردند كه اگر بانك هاي عضو، نرخ بيشتري از حداقل نرخ جديد بپردازند، مي توان از افزايش نرخ بهره در آينده اجتناب كرد.
به هر حال، سود بانك ها بالا مي رفت و اشتغال كاهش مي يافت.
توماس ماير7 از گروه مالي گلدمن ساچه8 در فرانكفورت آلمان، اين اقدام جسورانه بانك مركزي اروپا را ستود.
هميشه نماينده اي از گلدمن ساچه در بيلدربرگ شركت مي كند. در سال 2000، جان تورنتون9 رئيس و توماسو پادوآ – شيوپا10 از اعضاي هيئت عامل بانك مركزي اروپا نيز در نشست بيلدربرگ شركت كردند.
ماير گفت: «اگر اين افزايش نرخ موثر باشد، به نفع ثبات بها و يورو خواهد بود. اين خطر هست كه كنترل نرخ بهره را از دست بدهند.»
تحليلگران گفتند نظام نرخ متغير به بانك مركزي اروپا كمك مي كند تا نرخ بهره را كنترل كند. ميزان پولي كه از بانك مركزي اروپا درخواست مي شود، هميشه 100 برابر حجم پولي است كه اين بانك مي خواهد براي كنترل نرخ بهره به نظام مالي وارد كند.
آنها افزودند براساس نظام جديد، كه بيشتر شبيه نظام فدرال رزرو ]بانك مركزي آمريكا[ است، متقاضيان موفق بايد بيش ا ز 25/4درصد بهره بپردازند كه باعث مي شود هزينه دريافت وام براي شركت ها و مصرف كنندگان بيشتر شود.
مقام بلندپايه اي از وزارت خارجه و از منابع آگاه قابل اعتماد قديمي گفت: «اين اقدام به بيلدربرگ اجازه مي دهد با كنترل بانك مركزي اروپا و توانايي خود براي دستكاري نرخ بهره، وضعيت اقتصادي را در اروپا تعيين كند – اينكه اشتغال و رفاه بالا باشد يا رشد اقتصادي كاهش يابدو در نتيجه بيكاري ايجاد شود – البته به شكلي كه به نفع انگيزه هاي خودخواهانه سرمايه گذاران بين المللي است.»
وي پيش بيني كرد اقدامات مشابهي در ايالات متحده و كانادا و – از طريق كميسيون سه جانبه – در ژاپن و ساير كشورهاي آسيايي اجرا شود.
وي گفت:«موضوع به كنترل جهاني مربوط مي شود.»
بيلدربرگ در نبرد براي حفظ سكوت خبري شكست مي خورد
بيلدربرگ مكاني را انتخاب مي كرد كه در آن ايالت به مطبوعات يارانه مي داد؛ خبرنگاران و مردم مرعوب مي شدند و كارزار وسيع اطلاع رساني نادرست به راحتي اجرا مي شد. با اين حال، در سال 2000، خدشه قابل توجهي درتلاش بيلدربرگ براي برقراري سكوت خبري ايجاد كرديم.
اين پيروزي زماني رخ داد كه نشريه اي بلژيكي به نام دي مورگن،11 كه در بروكسل منتشر مي شود، در صفحه اول خود گزارشي درباره نشست پنهاني بيلدربرگ در پناه نگهبان هاي مسلح در شاتودولك درج كرد. در صفحه 7 گزارش مفصل ديگري به همراه عكسي از دو شركت كننده بيلدربرگ در حال قدم زدن كنار درياچه چاپ شد.

منبع: کیهان

1 Paul Luckman
2 John Ronson
3 Them
4- Hernan De Beer
5 The European Central Bank ECB
6Willem Duisenberg
7Thomas Mayer
8The Goldman Sachs Group
9John Thornton
10Tommaso padoa-Schioppa
11DeMorgen

 295 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید